نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
قناعت و ساده زيستي حلقه گمشده جامعه امروزي
حفظ امنیت اخلاقی جامعه تدوام بقاء نسل و فراهم شدن آرامش در خانواده و تاثيرات آن بر روي جامعه از جمله عواملی است که ضرورت ازدواج را انکار ناپذیر میکندضرورتی که امروزه مهمترین و اساسیترین مسئله فرا روی جوانان است.

خداوند همه مردان و زنان را مكلف به ازدواج كرده تازمینه دستیابی به آرامشي كه بشر در زندگي به دنبال آن است را در این امر الهی به دست آورد؛ البته آرامشی که بر مبنای تقوا باشد و زن و مرد همدیگر را در راستای تقرب الهی و عبادت پروردگار یاری دهند.
نخستین و دومین نیاز بشر اکسیژن و غذا و سومین نیاز او، همسر است و ضرورت دارد که این نیاز خود را با ازدواج برطرف کند.ازدواج یعنی در كنار هم بودن و البته مهمتر از آن یك دل بودن. پس از همان لحظات آغاز زندگی مشترك،زوج ها باید به هم متعهد باشندو در قبال خوشبختی یكدیگر احساس مسئولیت كنند که این امر میسر نیست مگر با پرورش حس مسئولیت پذیری و البته عشق كه میتوان هر روز و هر لحظه برای موفقیت زندگی مشترك تلاش كرد.اما در این بین کسی را انتخاب کنید که با شما نقاط مشترک بیشتری داشته باشد و از نظر فرهنگی، شخصیتی، خانوادگی و حتی سنی متناسب باشد. این سوال که میپرسید آیا لازم است ازدواج کنم یا نه، تنها یک جواب دارد: «باید خودت بسنجی!» فقط خود شما هستید که میتوانید تشخیص بدهید به یک همسر نیاز دارید یا نه. اما اینکه با چه کسی ازدواج کنید بسیار مهم است.
در گذشته ها خانواده ها حتی در یک اتاق هم زندگی می کردند، ولی امروزه با چشم و هم چشمی و تجمل گرایی مشکلات زیادی ایجاد شده است،قطعاً دغدغه موجود در خصوص افزايش نسل موضوع مهمي بوده و توصيه هاي رهبر معظم انقلاب نيز نشان از اهميت آن دارد و طبيعتاً همه رسانه ها موظف اند توان خود را در این خصوص به نحو شايسته به كار گيرند.
در دنياي ارتباطات، مردم با رسانه زندگي مي كنند و آن را عضو جديدی از خانواده خود می دانند. به اين ترتيب نه فقط ازدواج، بلكه بسياري از موضوعات ديگر را مي توان متأثر از برخورد رسانه ها دانست ؛متأسفانه گاهي آنقدر به اين ابزار دامن مي زنيم كه اراده و هدايت الهي را فراموش مي كنيم لذا نباید تمام موفقيت ها یا شكست ها را به رسانه نسبت داد، چرا که رسانه نیز جزيي مؤثر در يك مجموعه بزرگ است كه مي تواند در مسير هدايت الهي ايفاي نقش کند و در كنار آن عوامل بسيار ديگري نيز حائز اهميتند ,درست است که رسانه تاثیر زیادی در فرهنگ سازی و به ویژه ترغیب جوانان به ازدواج و ازدياد نسل دارد، اما نبايد تأثير كلام بزرگان، معتمدين ، معلمين و اساتيد، نوع تربيت خانوادگي، برخوردهاي چهره به چهره و ... را ناديده گرفت.
براي افزايش رغبت به ازدواج بين جوانان بايد آموزشهاي لازم به صورت كارگاهي و دورهاي داده شود و ابزار هنر در اين ميان مي تواند نقش تاثيرگذاري ايفا كند. با برگزاري اين دورهها و دادن آموزشهاي لازم و ترغيب جوانان به ازدواج آسان ميتوان گام موثري در كاهش سن ازدواج برداشت. اگر دستگاه فرهنگي كار كند اما دستگاه اقتصادي خود را دخيل نداند، آن مورد مطلوب به وجود نمي آيد و لذا اين دو در كنار هم ميتوانند نتيجه خوبي را رقم بزنند.
در جامعه امروزی جوانان از الگوهای دینی برای امر ازدواج فاصلهها گرفتند وبه دليل تبليغاتي كه طي ساليان در مورد معيشت بعد از ازدواج صورت گرفته است، از ازدواج واهمه داشته و فراري هستند بنابراين اگر تضميني براي جوان وجود داشته باشد و به ويژه بحث اشتغال آن حل شده باشد، ميتوان اميدوار بود ازدواج از اين وضعيت كنوني بيرون بيايد.
جوانان میتوانند با رعایت توازن در جایگاههای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در انتخاب همسر موفق شوند و زندگی خوبی نیز داشته باشندما در شرایط کنونی نیازمند احیای فرهنگ اسلامی و فرهنگ ازدواج هستیم و باید تقوا را پایه و فضیلت زندگی های ما قرار داده و این مهم نیز در جامعه بیان شود که مادیات، نمی تواند پایه و فضیلت محکم و استواری باشد. زمانی که ما در سبک زندگی خود، از سبک زندگی اسلامی- ایرانی یاد میکنیم باید سبک زندگی، ازدواجها و پیوند های خانوادگی خود را بر اساس زندگی نورانی اهل بیت(ع) قرار دهیم، ازدواج مبارک فاطمه زهرا (س) و امام علی (ع) به سادهترین شکل، به دور از تشریفات و بر اساس همان سنت اسلامی، قناعت، صبر، پایداری، مهربانی شکل گرفت.
متاسفانه جوانان امروزی فاکتور مهم دین را در ذهن خود بسیار کمرنگ کرده و در اولویت های بسیار پایینتر قرار دادهاند.بنا به گفته سید الشهدا(ع) دو چیز نیز عامل هلاکت انسان است، تفاخر و چشم و هم چشمی که بیتوجهی به این دو عامل نیز بنیان و اساس خانواده را متزلزل خواهد کرد.
امروز، والدین دختر و پسرهای جوان باید رفتار خود را تغییر داده و رسوم غلطی که در حال حاضر در مورد ازدواج وجود دارد را برای آسان کردن شروع زندگی مشترک جوانان، تغییر داده و توقعات نامناسب و نابجا را حذف کنند. عروس و دامادها نیز باید اساس زندگی خود را بر مبنای تقوا و اخلاق پایه گذاری کنند، نه صرفاً بر اساس شهوت و خواسته های دنیوی. زوجین جوان می بایست در زندگی خود فاکتورهای همچون:پایبندی به تعهدات زندگی مشترک،مسئولیت پذیری متقابل،صداقت،قناعت ؛خوش خلقی و ایثار و گذشت را سرلوحه قرار داده و با الگوگیری دینی وتربیتی از سیره و زندگانی نورانی امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، علاوه برنورانیت بخشیدن به زندگی ودستیابی به خوشبختی وسعادت عاملی برای جلوگیری از بوجود آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی نیزخواهند شد.

متاسفانه بعضی از چشم و هم چشمی ها امروز در جامعه باعث گریز برخی جوانان از ازدواج شده است، نفوذ فرهنگ های غلط در جامعه از اساسی ترین عوامل بالا رفتن سن ازدواج بوده و نگرانی هایی را برای خانواده ها بوجود آورده است. برای افزایش ازدواج در کشور نیاز به بسیج عمومی داریم،همه باید برای نهضت ازدواج آسان قیام کنندبرای ازدواج آسان در جامعه و انتخاب همسر مناسب، دستگاههایی از جمله حوزههای علمیه، معاونت اجتماعی استانداری و دانشگاهها میتوانند با مشاورههای دینی فرهنگی و اجتماعی خود، نسبت به فرهنگسازی ازدواج آسان در جامعه اقدام نمایند.رسانهها و سایر دستگاههای فرهنگی نیز نیاز است افراد نخبهای را که ازدواج آسان داشتهاند به جوانان معرفی کنند تا در این امر الگوسازی شود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

از منظر اسلام خانواده مقدسترین نهاد و بستری برای آرامش، تربیت و رشد نسل به شمار میآید. اهمیت این مسئله از آنجایی است که خانواده پایه اصلی جامعه است و جامعه سالم در گرو خانواده سالم میباشد؛ چرا که اولین نهادی است که فرد به آن ورود پیدا میکند و در آن پرورش مییابددیدگاهی که اخیرا در جامعه رواج پسدا کرده است بدین شرح است که آرامش مختص به دوران تجرد و ازدواج آغاز تمام مشکلات و گرفتاریها می باشد لذا این بیشن مشکلات اقتصادی را عاملی برای فرار از ازدواج بیان میکند که به طور حتم تبعات آن گریبان جامعه را خواهد گرفت. در حالی که خداوند در سوره نور به بندگان خود وعده داده است: «اگر فقیر و تنگدست باشید خداوند از فضل خود شما را بینیاز میکند» و خداوند هرگز از وعده خود تخلف نمیکند.
تغییر سبک زندگی را میتوان ارمغان مدرنیته در عصر حاضر به شمار آورد. به عقیده برخی، به وجود آمدن شیوههای جدید زندگی ضرورتی اجتنابناپذیر است که با حرکت جوامع به سمت پیشرفت و صنعتی شدن رخ مینماید؛آمارهای جهانی حکایت از آن دارد که در طول ده سال اخیر، علیرغم رشد نابرابری اقتصادی در جامعه ایرانی، شاخصهای رفاه در زندگی اغلب اقشار پیشرفت چشمگیری داشته و در مقابل دگرگونی مولفههای متنوع سبک زندگی ایرانی نیز کاملا مشهود است. ارزشهایی همچون صرفهجویی، سادهزیستی و خودکفایی به شدت در جامعه ایرانی تضعیف شده به نحوی که مهارتهای زنانه و مردانه زندگی جای خود را به تلاش حداکثری برای کسب درآمد داده است. زن شاغل ایرانی امروز بخش قابل توجهی از درآمدش را اختصاص به هزینه مهدکودک فرزندان میدهد تا هم وظیفه تربیت نسل خود را به دیگری بسپارد و هم به سبب دوری از فضای خانواده با مشکلات متنوع زندگی به سبک مدرن مواجههای غیرقابل چشمپوشی داشته باشد.
مرد ایرانی نیز ترجیح میدهد به جای تلاش برای رشد فرهنگی خانواده خویش در حوزه ارزشهایی همچون «مدیریت مصرف» و «خودکفایی خانوادگی»، اغلب اوقات روز را در خارج از خانه بگذراند تا هزینههای اضافی تحمیلی سبک زندگی مدرن را با فشار شدید تامین کند.رسم منفی اختصاص بخش قابل توجهی از درآمد خانواده به خرید غذاهای آماده ناسالم به شدت در شهرهای ایران همهگیر شده و مدرنیته یک به یک ارزشهای خانواده ایرانی همچون دورهمیهای ساده خانوادگی بر سر سفرهای مشترک و کمهزینه با دستپخت مادر و کمک پدر را درمینوردد و جامعه و خانواده ایرانی را به سمت انواع بیماریهای جسمی و روحی - روانی ناشی از تغییر سبک زندگی اجتماعی سوق میدهد. اکنون سوال اصلی این است که چرا در چنین جامعهای که زمان صحبت همسران به کمتر از 5 دقیقه در روز کاهش یافته، انتظار داریم آمار طلاق افزایش نیابد!؟
حقیقت این است که پایه و اساس سبک زندگی در جامعه سنتی ایران بر اساس اسلام بنا شده است و تغییر آن به منزله تغییر سبک زندگی اسلامی به شیوههای مدرن و وارداتی است که با فرهنگ اسلامی ما هیچ گونه همخوانی ندارد و در نتیجه تغییر هویت فرد مسلمان را به دنبال دارد. در حقیقت هویت و سبک زندگی با یکدیگر رابطهای دوسویه دارند و بر هم تأثیر متقابل میگذارند.از مصادیق تغییر سبک زندگی میتوان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛ البته نمیتوان ضرورتهای جامعه امروز را برای حضور زنان در برخی مشاغل زنانه نادیده گرفت اما آنچه در حال حاضر در جامعه ما اتفاق میافتد این است که حتی در مواقع غیرضروری و تنها با این استدلال که زن باید به استقلال مالی برسد تا به مرد وابسته نباشد، به اشتغال بیرون از منزل روی میآورند که این مسئله به خودی خود عامل به وجود آمدن مشکلاتی برای فرد و جامعه خواهد شد که از جمله آنها میتوان کاهش نشاط و شور زندگی در خانواده به علت کمبود محسوس حضور «زن» به عنوان مدیر خانه را برشمرد. در حقیقت هویت و سبک زندگی با یکدیگر رابطهای دوسویه دارند و بر هم تأثیر متقابل میگذارند.از مصادیق تغییر سبک زندگی میتوان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛تغییر سبک «ساده زیستی» و روی آوردن به زندگی تجملاتی و ایجاد مصرفزدگی در بین خانوادهها؛تغییر نوع تعامل زن و مرد که تحت تأثیرماهوارهها به سبک غربی رخ میدهد.
همچنین گسترش سبک زندگی «مجازی» و«اختلاط» در شبکههای اجتماعیاز عواملی هستند که خانواده را بتدریج با خطر ورشکستگی مواجه خواهد کرد. حقیقت این است؛ با تغییر سبک زندگی که مسلماً به دنبال خود تغییر ارزشها را نیز در پی خواهد داشت، نهاد خانواده از درون تضعیف خواهد شد که از این مسئله میتوان به عنوان عامل اصلی طلاق نام برد، زیرا اولین قربانی آن معنویت است که درون سبک زندگی غربی، باورها و فرهنگ جدید آن استحاله میگردد.با بررسی آیات و روایات اسلامی درمییابیم به همان اندازه که در اسلام بر ازدواج و تشکیل خانواده تأکید شده، به همان اندازه نیز بر حفظ و نگهداری از آن سفارش شده است. چرا که نهال خانواده برای ادامه حیات و به ثمر نشستن خود نیاز به رسیدگی و مراقبت ویژه دارد. در آیات و روایات از طلاق به عنوان مغبوضترین حلال خداوند یاد شده است
متأسفانه کوتاه شدن عمر زندگی مشترک در جامعه ما گسترش یافته و اگر به زودی برای حل آن چارهای اندیشیده نشود می تواند به یک بحران جدّی تبدیل شود که این مسئله هوشیاری مردم، مسئولین و نخبگان را میطلبد. عمق فاجعه جایی مشخص می شود که بدانیم علاوه بر افزایش این معضل بزرگ، جامعه در جهت قبحزدایی از این مسئله گام برمیدارد. برگزاری جشن طلاق به تقلید از فرهنگ غرب و دعوت دوستان و آشنایان برای شرکت در این مراسم در جامعه اسلامی ما جای بسی تأسف و تعجب دارد. وقتی زندگی رنگ و بویی از دین و فرهنگ اسلام نداشته باشد، وقتی خانواده تقدس خود را در دید افراد از دست بدهد و ازدواج بیشتر جنبه تشریفاتی پیدا کند؛ وقتی ازدواجهای سنتی که بر پایه فرهنگ اسلامی و شناخت و باور صحیح از زندگی مشترک است جای خود را به ازدواجهایی به سبک مدرن و دوستیهای خیابانی، اینترنتی و ... بدهد؛ قبحزدایی و برگزاری جشن طلاق به شیوه مدرن امری دور از ذهن و تعجببرانگیز نخواهد بود!
نظام خانواده به سان يك نظام سالم اجتماعى در روند حيات اجتماعى خود حالات گوناگونى دارد. اگر خانواده كه مركب از زوجين و فرزندان مى باشد، از هماهنگى، انسجام، وفاق وتفاهم دو طرف زن و شوهر برخوردار باشد، قطعاً زمنيه زندگى سالم خانوادگى را فراهم كند، امّا اگر انسجام و هماهنگى نداشه باشد، قطعاً تهديد به فروپاشى و انهدام شده و پايه و اساس آن فرو مى ريزد.هر جامعه اي كه در جستجوي سلامت است بايد اين پديده را مهار كند.اما رشد بي مهار طلاق آن هم در سال هاي ابتداي زندگي جوانان چنين مي نمايد که اين سياست ها نه تنها موفق نبوده است بلکه بر آمار طلاق هم تاثير گذاشته است.
واضح است از اصلیترین مانع برای تشکیل خانواده پیشروی جوانانی که تمایل به ازدواج دارند، مسائل اقتصادی است. از موانع بزرگ دیگر که در این زمینه در مسیر جوانان وجود دارد نیاز به سرمایه اولیه است، در شرایط کنونی یک جوان برای اجاره مسکن کوچک و برگزاری مراسم و تهیه لوازم ازدواج و یک دختر برای تهیه جهیزیه هر کدام به حداقل 20 میلیون تومان سرمایه اولیه نیاز دارند که رقم بالایی است و از عهده جوانان خارج است با این وجود تنها سیاست کشور در این زمینه وام 3 میلیون تومانی ازدواج است طی سالهای اخیر با وجود تورم بالا تغییری نداشته و عملا اثر خودرا در موضوع ازدواج از دست داده است. بنابراین ضروری است به موازات پیگیری مسئله اشتغال جوانان که عملا به شرایط عمومی اقتصاد مربوط است و آثار آن در میان مدت خود را نشان میدهد هر چه سریعتر وام قرض الحسنه ازدواج به عنوان تنها سیاست حمایتی کشور از ازدواج جوانان به نحوی تغییر کند که حداقل نیمی از هزینههای ازدواج از این طریق پوشش داده شده تا شرایط ازدواج جوانان تسهیل گردد در نتیجه پیشنهاد میشود تا وام قرضالحسنه ازدواج به 10 میلیون تومان با پرداخت 4 ساله افزایش یافته و دریافت آن برای جوانان تسهیل گردد.
سياست هاي ترويج ازدواج دولتي بيشتر سياست جمعيتي بوده است تا فرهنگي.افزايش وام ازدواج، مسکن مهر جوانان، اهداي هديه يک ميليون توماني به فرزند تازه متولد شده و بالاخره ترويج ازدواج نيمه مستقل همه و همه بيان گر اين نکته است که بخش رسمي جامعه ما تنها به افزايش آمار ازدواج مي انديشد و هيچ برنامه فرهنگي سازنده اي براي تحکيم بنيان خانواده ندارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فردا "روز خانواده" است. اهميت "خانواده" و حفظ آن يكي از كليديترين موضوعاتي است كه در نظام فكري، مطرح ميباشد. در ديدگاه اسلامي، "خانواده" نهتنها ركن اصلي بلكه نهادي موثر در رشد و تعالي افراد جامعه و عامل مهمي در به حداقل رساندن انحرافات و آسيبهاي اجتماعي است كه بحث تحكيم بنيان خانواده و توجه به اين موضوع در حالي از مباحث اصلي جامعه ماست كه متاسفانه آمارها از تزلزل بنيان خانواده و افزايش روند طلا در كشور خبر ميدهند.
چنانچه در انتخاب همسر به "اختلاف سن"، همسطحي "فرهنگي"، "اقتصادي" و "اجتماعي" و نيز "ميزان تحصيلات" توجه شود، زمينه يك ازدواج موفق و پايدار پيريزي شده است. يكي از علل طلاق "خيانت" مرد است كه عامل آن را بايد در رفتار زنان جستجو كرد! نتخاب همسر براساس آشناييهاي خياباني معمولا به طلاق ميانجامد زيرا بدون توجه به ملاكهاي صحيح انتخاب همسر صورت گرفته است.
اساس پيشگيري از طلاق و تحكيم بنيان خانواده، اطلاعرساني به مردم از طريق رسانههاي مكتوب و تصويري است. به اين شكل كه جوانها چگونه بايد انتخابهاي صحيح داشته باشند تا بتوانند زندگي مشترك خود را حفظ كنند، به اين ترتيب از "طلاق" جلوگيري خواهد شد! متاسفانه در جامعه ما اطلاعرساني بيشتر در زمينه تاكيد بر ازدواج است."ازدواج" خيلي خوب است، خصوصا اگر در زمان مناسب و با فرد مناسب باشد ولي اگر به مسائل حاشيهاي ازدواج توجه نشود، آن وقت ازدواج صورت ميگيرد ولي چون دو نفر شرايط لازم براي ازدواج با يكديگر را ندارند، اختلافات بروز ميكند و طلاق رخ ميدهد.
اخيرا مطرح ميشود كه ايران در حال صعود به رتبه دوم طلاق در دنياست! اين فاجعه است! بنابراين، آشنا كردن جوانها به چگونه ازدواج كردن و اطلاعرساني در اين زمينه كه با توجه به چه نكاتي بايد فرد مورد نظر خود را براي ازدواج انتخاب كرد، حائز اهميت است. در اين خصوص ما كمكاري كردهايم و كم كار ميكنيم! اينكه به جوانها بگوييم ملاك انتخاب همسر چيست و چگونه بايد انتخاب درست كنند، مهم است.لازمست جوانان قبل از ازدواج حتما در كارگاههاي مهارت ازدواج شركت كنند!وجود يك مجله پرمحتوا با موضوع "ازدواج" ميتواند به گسترش ازدواج موفق كمك كند.ا
علت جداييها
يكي از آنها "سن" است. مرد بايد حداقل دو سال و حداكثر 6 تا 7 سال از زن بزرگتر باشد! اين موضوع، ممكن است در ابتدا خيلي مهم به نظر نرسد ولي نقش اساسي را در انجام يك ازدواج مناسب دارد! مسئله ديگر "ميزان تحصيلات" است. اگر ميزان تحصيلات زن و مردي كه ميخواهند ازدواج كنند همسنگ باشد و يا مرد مقداري بالاتر باشد، مناسب خواهد بود.شكاف علمي ميتواند مشكلساز شود.نزديك بودن سطح فرهنگ خانوادهها نقش بسزايي در تحكيم بنيان خانواده و انجام يك ازدواج مناسب دارد. اول بايد فرهنگ خانواده را تعريف كنيم! وقتي ميگوييم فرهنگ خانواده يعني باورها، نگرشها، ديدگاهها، ارزشها، رسم و رسوم و پايبندي به مذهب. اينها بسيار مهم و حائز اهميت است. مورد ديگر "طبقه اجتماعي" و "طبقه اقتصادي" است كه بايد تا حدودي در يك سطح باشند. توجه به اينها بسيار محكم و كليدي است.
گاه ملاحظه ميشود كه جوانها قبل از ازدواج با آشناييهايي كه در كوچه و خيابان از هم پيدا كردهاند، يكديگر را انتخاب ميكنند. اين موارد به دليل سطحي بودن آگاهيها و عدم توجه به ملاكهاي انتخاب صحيح معمولا به طلاق ميانجامد. دخترخانمها خيلي حساس و داراي روحيه لطيفي هستند و پس از آشنايي فوري به ازدواج فكر ميكنند. در حالي كه فرد مورد نظر ممكن است اصلا شرايط ازدواج و ملاكهاي صحيحي كه لازمه يك ازدواج موفق است را نداشته باشد و اينگونه است كه پس از ازدواج حقايق مشخص ميشود و طلاق به عنوان تنها راه باقي ميماند.
قبل از ازدواج به طور كلي عدم توجه به پنج اصلي كه مطرح شد موجب ازدواج ناموفق ميشود ولي پس از ازدواج، عامل ديگري كه موجب طلاق در كشور ماست، "خيانت" و بيوفايي است كه معمولا از سوي مرد رخ ميدهد.عامل اصلي خيانت مرد، "زن" است. اگر مردي به سمت خيانت و بيوفايي ميرود، بايد علت آن را در زن او جستجو كرد! خانمهايي هستند كه از نظر ارتباطي خيلي ضعيف هستند، بدكلامي و بدزباني دارند! هميشه در حالت غرولند هستند، به ظاهرشان و زندگيشان نميرسند، با شوهر و فرزندانشان بدرفتاري ميكنند، در بعد مسائل عاطفي كمرنگ هستند.بعضي از مردها وقتي عاطفه كافي و لازم را از خانواده و همسرشان به دست نميآورند و در زندگي احساس آرامش نميكنند، متاسفانه به حاشيه كشيده ميشوند. اينها معضلاتي است كه در جامعه ما وجود دارد و لازم است به آنها پرداخته شود تا آمار طلاق كاهش پيدا كند.
اگر ميخواهيم به استحكام بنيان خانواده در كشور كمك كنيم، اطلاعرساني كنيم و به جوانها بگوييم كه چگونه انتخاب درستي داشته باشند. فردي كه همكفو آنهاست براي زندگي مشترك انتخاب كنند، تفاوتها و شباهتها در فرهنگ خانوادهها و سطوح اجتماعي و اقتصادي را در نظر بگيرند. انتخاب بايد درست باشد. متاسفانه بعضي از جوانها فقط به ظاهر توجه ميكنند و زيبايي زنشان برايشان مهم است! از آن طرف بعضي از دخترخانمها هم فقط ميخواهند ازدواج كنند! هر دو غلط است.
توصيه به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند:
در كارگاههاي مهارتي ازدواج حتما شركت كنندتاآگاهي لازم را داشته باشند و بدانند به عنوان يك زن و مرد در زندگي مشترك چه تكاليفي دارند، سپس وارد زندگي مشترك شوند. ضمنا وقتي در زندگي مشترك جرقههايي از اختلاف ملاحظه شد، نگذارند در دقيقه نود به مشاور مراجعه كنند! استفاده از نظر كارشناسان و مشاوران براي كسب آگاهيهاي لازم ميتواند به تحكيم بنيان خانواده و حفظ يك ازدواج موفق و پايدار كمك كند! اين كار بد نيست! اي كاش مجلهاي در باب ازدواج داشتيم كه آگاهيهاي لازم را به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند، ميداد! اين مجله ميتواند حاوي تجارب كارشناسان و تذكر موارد مهم براي انتخاب صحيح همسر باشد تا يك جوان با مطالعه آن متوجه شود كه چگونه انتخاب كند و سپس چگونه زندگي مشترك خود را پايدار و موفق نگه دارد!مهم ازدواج كردن نيست، بلکه اهم نگه داشتن آن است.اگر زوجين در دو سال اول زندگي مشترك، بتوانند ازدواجشان را نگه دارند، زندگي مشترك آنها ادامه خواهد يافت.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فردا "روز خانواده" است. اهميت "خانواده" و حفظ آن يكي از كليديترين موضوعاتي است كه در نظام فكري، مطرح ميباشد. در ديدگاه اسلامي، "خانواده" نهتنها ركن اصلي بلكه نهادي موثر در رشد و تعالي افراد جامعه و عامل مهمي در به حداقل رساندن انحرافات و آسيبهاي اجتماعي است كه بحث تحكيم بنيان خانواده و توجه به اين موضوع در حالي از مباحث اصلي جامعه ماست كه متاسفانه آمارها از تزلزل بنيان خانواده و افزايش روند طلا در كشور خبر ميدهند.
چنانچه در انتخاب همسر به "اختلاف سن"، همسطحي "فرهنگي"، "اقتصادي" و "اجتماعي" و نيز "ميزان تحصيلات" توجه شود، زمينه يك ازدواج موفق و پايدار پيريزي شده است. يكي از علل طلاق "خيانت" مرد است كه عامل آن را بايد در رفتار زنان جستجو كرد! نتخاب همسر براساس آشناييهاي خياباني معمولا به طلاق ميانجامد زيرا بدون توجه به ملاكهاي صحيح انتخاب همسر صورت گرفته است.
اساس پيشگيري از طلاق و تحكيم بنيان خانواده، اطلاعرساني به مردم از طريق رسانههاي مكتوب و تصويري است. به اين شكل كه جوانها چگونه بايد انتخابهاي صحيح داشته باشند تا بتوانند زندگي مشترك خود را حفظ كنند، به اين ترتيب از "طلاق" جلوگيري خواهد شد! متاسفانه در جامعه ما اطلاعرساني بيشتر در زمينه تاكيد بر ازدواج است."ازدواج" خيلي خوب است، خصوصا اگر در زمان مناسب و با فرد مناسب باشد ولي اگر به مسائل حاشيهاي ازدواج توجه نشود، آن وقت ازدواج صورت ميگيرد ولي چون دو نفر شرايط لازم براي ازدواج با يكديگر را ندارند، اختلافات بروز ميكند و طلاق رخ ميدهد.
اخيرا مطرح ميشود كه ايران در حال صعود به رتبه دوم طلاق در دنياست! اين فاجعه است! بنابراين، آشنا كردن جوانها به چگونه ازدواج كردن و اطلاعرساني در اين زمينه كه با توجه به چه نكاتي بايد فرد مورد نظر خود را براي ازدواج انتخاب كرد، حائز اهميت است. در اين خصوص ما كمكاري كردهايم و كم كار ميكنيم! اينكه به جوانها بگوييم ملاك انتخاب همسر چيست و چگونه بايد انتخاب درست كنند، مهم است.لازمست جوانان قبل از ازدواج حتما در كارگاههاي مهارت ازدواج شركت كنند!وجود يك مجله پرمحتوا با موضوع "ازدواج" ميتواند به گسترش ازدواج موفق كمك كند.ا
علت جداييها
يكي از آنها "سن" است. مرد بايد حداقل دو سال و حداكثر 6 تا 7 سال از زن بزرگتر باشد! اين موضوع، ممكن است در ابتدا خيلي مهم به نظر نرسد ولي نقش اساسي را در انجام يك ازدواج مناسب دارد! مسئله ديگر "ميزان تحصيلات" است. اگر ميزان تحصيلات زن و مردي كه ميخواهند ازدواج كنند همسنگ باشد و يا مرد مقداري بالاتر باشد، مناسب خواهد بود.شكاف علمي ميتواند مشكلساز شود.نزديك بودن سطح فرهنگ خانوادهها نقش بسزايي در تحكيم بنيان خانواده و انجام يك ازدواج مناسب دارد. اول بايد فرهنگ خانواده را تعريف كنيم! وقتي ميگوييم فرهنگ خانواده يعني باورها، نگرشها، ديدگاهها، ارزشها، رسم و رسوم و پايبندي به مذهب. اينها بسيار مهم و حائز اهميت است. مورد ديگر "طبقه اجتماعي" و "طبقه اقتصادي" است كه بايد تا حدودي در يك سطح باشند. توجه به اينها بسيار محكم و كليدي است.
گاه ملاحظه ميشود كه جوانها قبل از ازدواج با آشناييهايي كه در كوچه و خيابان از هم پيدا كردهاند، يكديگر را انتخاب ميكنند. اين موارد به دليل سطحي بودن آگاهيها و عدم توجه به ملاكهاي انتخاب صحيح معمولا به طلاق ميانجامد. دخترخانمها خيلي حساس و داراي روحيه لطيفي هستند و پس از آشنايي فوري به ازدواج فكر ميكنند. در حالي كه فرد مورد نظر ممكن است اصلا شرايط ازدواج و ملاكهاي صحيحي كه لازمه يك ازدواج موفق است را نداشته باشد و اينگونه است كه پس از ازدواج حقايق مشخص ميشود و طلاق به عنوان تنها راه باقي ميماند.
قبل از ازدواج به طور كلي عدم توجه به پنج اصلي كه مطرح شد موجب ازدواج ناموفق ميشود ولي پس از ازدواج، عامل ديگري كه موجب طلاق در كشور ماست، "خيانت" و بيوفايي است كه معمولا از سوي مرد رخ ميدهد.عامل اصلي خيانت مرد، "زن" است. اگر مردي به سمت خيانت و بيوفايي ميرود، بايد علت آن را در زن او جستجو كرد! خانمهايي هستند كه از نظر ارتباطي خيلي ضعيف هستند، بدكلامي و بدزباني دارند! هميشه در حالت غرولند هستند، به ظاهرشان و زندگيشان نميرسند، با شوهر و فرزندانشان بدرفتاري ميكنند، در بعد مسائل عاطفي كمرنگ هستند.بعضي از مردها وقتي عاطفه كافي و لازم را از خانواده و همسرشان به دست نميآورند و در زندگي احساس آرامش نميكنند، متاسفانه به حاشيه كشيده ميشوند. اينها معضلاتي است كه در جامعه ما وجود دارد و لازم است به آنها پرداخته شود تا آمار طلاق كاهش پيدا كند.
اگر ميخواهيم به استحكام بنيان خانواده در كشور كمك كنيم، اطلاعرساني كنيم و به جوانها بگوييم كه چگونه انتخاب درستي داشته باشند. فردي كه همكفو آنهاست براي زندگي مشترك انتخاب كنند، تفاوتها و شباهتها در فرهنگ خانوادهها و سطوح اجتماعي و اقتصادي را در نظر بگيرند. انتخاب بايد درست باشد. متاسفانه بعضي از جوانها فقط به ظاهر توجه ميكنند و زيبايي زنشان برايشان مهم است! از آن طرف بعضي از دخترخانمها هم فقط ميخواهند ازدواج كنند! هر دو غلط است.
توصيه به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند:
در كارگاههاي مهارتي ازدواج حتما شركت كنندتاآگاهي لازم را داشته باشند و بدانند به عنوان يك زن و مرد در زندگي مشترك چه تكاليفي دارند، سپس وارد زندگي مشترك شوند. ضمنا وقتي در زندگي مشترك جرقههايي از اختلاف ملاحظه شد، نگذارند در دقيقه نود به مشاور مراجعه كنند! استفاده از نظر كارشناسان و مشاوران براي كسب آگاهيهاي لازم ميتواند به تحكيم بنيان خانواده و حفظ يك ازدواج موفق و پايدار كمك كند! اين كار بد نيست! اي كاش مجلهاي در باب ازدواج داشتيم كه آگاهيهاي لازم را به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند، ميداد! اين مجله ميتواند حاوي تجارب كارشناسان و تذكر موارد مهم براي انتخاب صحيح همسر باشد تا يك جوان با مطالعه آن متوجه شود كه چگونه انتخاب كند و سپس چگونه زندگي مشترك خود را پايدار و موفق نگه دارد!مهم ازدواج كردن نيست، بلکه اهم نگه داشتن آن است.اگر زوجين در دو سال اول زندگي مشترك، بتوانند ازدواجشان را نگه دارند، زندگي مشترك آنها ادامه خواهد يافت.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
خانه و خانواده هسته مرکزی جامعه و اصیل ترین بنیاد تربیت انسان های صالح و مصلح و خود جهانی کوچک برای ساختن جهانی بزرگ تر است.خانواده و تشکیل خانواده بحث محوری نظام است و تشکیل خانواده ای آگاهانه، آسان و پایدار از تأکیدات مقام معظم رهبری است.از سال 86 روز 25 ذیحجه به عنوان روز خانواده در تقویم رسمی کشور درج شده است.علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان که راجع به خانواده و استحکام پایههای آن است، عنوان شده است.در دین مبین اسلام خانواده یکی از مهمترین ارکان جامعه محسوب میشود. پایبندی به خانواده و جلوگیری از بیبندوباری و همچنین ارتقاء جایگاه و تحکیم بنیان خانواده، از جمله مسائلی است که به آن شفارش فراوان شده است.
خانواده به عنوان کوچکترین نهاد اجتماعی، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیبهای اجتماعی است به طوری که اکثر مشکلات و آسیبها ابتدا در خانوادهها بروز پیدا میکند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد ناصحیح با آنها، به درون جامعه نیز رسوخ میکند و در این شرایط دشوار دیگر نمیتوان به راحتی مشکلات و آسیبها را کنترل کرد.در این رابطه با سیده زهرا موسوی مدرس دانشگاه کردستان به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید.
خانواده، هسته مرکزی اجتماع و مهم ترین پایگاه تربیت و از مهم ترین نهادهای انسان سازی به شمار می رود. خانواده کوچک ترین واحد اجتماعی است که با پیوند دو نفر به وجود می آید و سنگر خانه در صالح سازی ، سالم سازی و پرورشی نقشی اساسی بر عهده دارند.خانواده به عنوان اولین خاستگاه تربیتی انسان در جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است ،اگر خانواده سالم باشد، قطعاً جامعه هم جامعه ای سالم خواهد بود؛ در خانواده سالم و با نشاط و خانواده ای که بر اساس اصول منطقی و اسلامی حرکت کند فرزندان هم ، فرزندانی سالم، شاداب و مسوؤلیت پذیر خواهند بود.
هم اکنون با دو شکل از خانواده ها در جامعه سر وکار داریم خانواده ی سنتی و خانوداه مدرن، خانواده ی سنتی برگرفته از آداب و رسوم و سنت های رایج در جامعه است و با توجه به اینکه فرهنگ هر جامعه از آداب و رسوم آن جامعه نشأت می گیرد این سنت ها در حفظ فرهنگ جامعه می تواند بسیار تأثیر گذار باشد، اما خانواده ای مدرن اصول زندگی و تربیت فرزند و روش زندگی اش برگرفته از فرهنگ بیگانه ی وارده به کشور است که در حقیقت ورود فرهنگ آن ها بر خانواده های ما موجب کمرنگ شدن ارزش های خانوادگی و گسست نهاد خانواده می شود.
خانواده ی سنتی موفق تر است ؛ چرا که تأثیرات مدرن بر خانواده ها هیچ گونه سازگاری و تناسبی با آداب و رسوم و سنت های ما و فرهنگ غنی، محلی ، بومی و مذهبی ما ندارند.ما با مدرن و مدرنیته مخالف نیستیم، آنچه که ما با آن مخالفیم تغییر فرهنگ و جایگزینی فرهنگ بیگانه، به جای فرهنگ خودی است که از آن به عنوان تهاجم فرهنگی اسم برده می شود.
یکی از مهم ترین اهداف کسانی که پشت پرده ، در مقابل کشورمان در حال فعالیت هستند ،تخریب و تزلزل خانواده و فرو ریختن پایه های تربیت و سلامت در یک جامعه است و تلاششان در این جهت است که اصلی ترین کانون تربیت و پرورش کودک و نوجوان را مورد آماج تیرهای مسموم خود قرار دهند و کانون گرم خانواده را با ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده و همچنین ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسر و البته شوهر به زن مورد هدف قرار داده اند. خانواده ی مورد نظر این کشورها نباید در بند قواعد سنتی خانواده باشند؛ بویژه سنت هایی که ریشه ی دینی دارد. آن ها نقش خانه داری و همسری و مادری را مورد تحقیر قرار می دهند و اصلی ترین برنامه ی انها ، سلطه ی فرهنگی بر کشورها و تغییر سبک زندگیشان است.
در خانواده های سنتی پدرو مادر از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند، جایگاه ویژه ی پدر و مادر به صورت طبیعی مانع بسیاری از انحرافات است. وقتی فرزند در تصمیم های خود به نظر پدرو مادر هم توجه می کند و در کارهایی که می خواهد انجام دهد از والدین خود اجازه می گیرد و در یک کلام خود سر نیست راه برای تن دادن به کارهایی که نهاد خانواده را تحت الشعاع خود قرار می دهد تنگ می شود، اما زمانی که از این قاعده خارج شود در این خانواده های مدرن دیگر پدر و مادر نقشی در تربیت فرزند خود ایفا نمی کنند، دیگر راضی نگه داشتن والدین هم از دغدغه های فرزند مدرن نیست و این روند تا جایی ادامه پیدا می کند که نسلی بی بند وبار برای آینده پرورش می دهند.
جامعه ما هر روز شاهد آمار و ارقام بالایی در زمینه ی از هم گسستن خانواده ها است؛جوانان ما باید با آگاهی و شناخت قدم بردارند، اگر با شناخت تشکیل خانواده صورت بگیرد و زن و مرد تناسب اخلاقی، فکری، اعتقادی، اقتصادی و... را رعایت بکنند پیوند ازدواج و تشکیل خانواده شان پیوند محکمی خواهد بود و به مرحله ی جدایی و گسستن نهاد مقدس خانواده ها نخواهد رسید.
هرچه از اداب و رسوم سنتی و معنویت در زندگی فاصله بگیریم به همان اندازه به از هم گسیختگی خانواده نزدیک می شویم ، زیرا زمانی که زندگی از معنویت دور شود رفته رفته زندگی از مسیر درست دور شده و پایانش انحراف از دین ، بد عاقبتی و... است. باید سعی کنیم معنویت و اداب و رسوم را در زندگی جاری سازیم ،چرا که به کار گیری اموزه های دینی ، زندگی را موفق تر و با نشاط تر خواهد کرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امر به معروف و نهي از منکر ضامن اجراي احکام شرع اسلام است و موجب تقويت بنيانهاي جامعه مسلمان است.امر به معروف و نهي از منکر يک امر حکومتي است و هر جامعه اسلامي را در هر يک از عرصه ها اصلاح مي کند. از نتايج و آثار سياسي امر به معروف و نهي از منکر شکست دشمن، امنيت راه ها، انتقام از دشمن و سامان يافتن کارها است.شريک بودن در پاداش عمل کننده به معروف از آثار معنوي اين امر است.
جلوگيري از مفاسد اقتصادي، و ممانعت از ورود مال حرام و ربا، بازگرداندن اموال به صاحبان اصلي، آبادي زمينها و جمعآوري صدقات از جمله آثار اقتصادي امر به معروف و نهي از منکر است.امر به معروف و نهي از منكر با كاركرد اصلاح ،نظارت و نقد و كنترل اجتماعي خود ، آثار و بركات متعدد و غير قابل انكاري در زمينه هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي بشر داشته و موجبات رشد و تكامل آن را فراهم مي نمايد.
اين عنصر يكي از اساسي ترين عناصر فرهنگ اسلام است كه در چارچوب آن، سلامت جامعه در ابعاد مختلف تأمين مي گردد و عمل به آن، ضامن بقا و استمرار جامعه و نظام اسلامي خواهد بود.در مقابل ترك آن داراي پيامدهاي اجتماعي وفرهنگي است.امام باقر(ع) در حديثي به مهم ترين آثار امر به معروف و نهي از منکر اشاره کرده و مي فرمايند:"امر به معروف و نهي از منکر، راه پيامبران و شيوه صالحان است. واجب بزرگي است که با آن، فريضه هاي ديگر برپا مي شود و راه ها امن و کسب و کارها حلال مي گردد.
آنچه به ستم ستانده شده، به صاحبان آن بازگردانده مي شود. زمين ها آباد، از دشمنان انتقام گرفته و امور پا بر جا مي شود".به فرموده آن حضرت، پايه و استوانه نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و ساير دستورات دين، امر به معروف و نهي از منکر است.استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) در اين باره مي فرمايد:"امر به معروف و نهي از منکر، يگانه اصلي است که ضامن بقاي اسلام است… اصلاً اگر اين اصل نباشد، اسلامي نيست… آيا يک کارخانه بدون بازرسي و رسيدگي دائمي مهندسين متخصص که ببينند چه وضعي دارد، قابل بقاست؟ اصلاً آيا ممکن است يک سازمان همين طور به حال خود باشد، هيچ در باره اش فکر نکنيم و در عين حال به کار خود ادامه دهد؟ ابداً.
جامعه هم، چنين است".يکي از اثرات مهم اين فريضه، امنيت بخشي به فرد و جامعه مي باشد و ساير اثرات و کارکردهاي امر به معروف و نهي از منکر مثل بقاي جامعه و حفظ وحدت، عدالت اجتماعي و اقتصادي، آباداني و سازندگي، قدرتمندي افراد صالح جامعه و تضعيف دشمنان و منافقان، همگي در راستاي ايجاد امنيت و آرامش افراد اجتماع است.امر به خوبي ها و نهي از بدي ها دو اصل پذيرفته شده همه اقوام و ملل در طول تاريخ زندگي انسان بوده است، زيرا اين دو اصل در بردارنده منافع انسان ها و منطبق با عقل و فطرت اند.
از آنجا که افراد يک جامعه سالم مانند اعضاي بدن، در راه زندگي اجتماعي و ايجاد حيات صحيح انساني سهيم و شريک مي باشند و هيچ يک از آنها نمي توانند در برابر قوت ها و کاستي هاي جامعه بي تفاوت باشند، مسئله نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منکر، براي جلوگيري از فساد و سوق دادن جامعه به سوي اصلاح ضرورت مي يابد.باترك امر به معروف ونهي از منكر؛ اعتقادات مذهبي اعضاي جامعه رو به سستي گذاشته ودر آن حد كاهش مي يابد كه عده زيادي از اعضاي جامعه ديگر دليلي براي كنترل خود وپرهيز از گناه نمي بينند .
بدين ترتيب جامعه در معرض خطر انهدام قرار ميگيرد.به عبارتي ديگر ترك امر به معروف ويا تضعيف آن در جامعه خطري خانمان برانداز است ،در نتيجه با ترك امربه معروف ونهي ازمنكر سيل انجام منكرات در جامعه آغاز مي شودواين به نوبه خود تمام بخشهاي جامعه را تهديد مي كند.
با توجه به آثاري كه با ترك امر به معروف و نهي از منكر متوجه انسان و جامعه ميشود روشن ميگردد كه اگر جامعه بخواهد در برابر سلطه ستمگران و اشرار و گسترده شدن فساد و تباهيها مصونيت پيدا كند بايد اين فريضه بزرگ الهي را به بهترين شكل و با تمام قوت و قدرت به انجام برساند. بنابراين هر جامعه اي براي پويايي خويش نيازمند آرامش و امنيت از جانب داخل و خارج است و براي برقراري امنيت اجتماعي ، عوامل و متغيرهاي متعددي دخيل و موثر هستند . يکي از کارکردهاي امر به معروف و نهي از منکر – به عنوان يکي از مهم ترين واجبات اجتماعي دين اسلام - ايجاد و برقراري امنيت اجتماعي است .
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
براي تربيت، تعريفهاي گوناگوني در متون تربيتي ارائه شده است، به صراحت ميتوان گفت در متداولترين و آشناترين آنها تربيت، زمينهسازي براي رشد استعدادهاي آدمي تعريف شده است.مقوله تربيت از ابتدايي ترين و اساسي ترين نيازهاي زندگي بشري است و نه تنها تربيت لازمه جدايي ناپذير زندگي که متن آن بوده و بلکه زندگي، از گهواره تا گورش جلوهاي از آن است.
انسان تنها در پرتو تربيت صحيح است که به عنوان موجودي هدفمند و انديشه ورز به اهداف و آرمانهاي خود دست پيدا کرده و قلّه رفيع سعادتِ مطلوب خويش را فتح مي نمايد؛ از اين رهگذر براي انسان مسلمان تربيت اسلامي ضرورتي مضاعف دارد زيرا انساني که گردنبند مرواريد دانه دين و بندگي خالق متعال را بر گردن آويخته جز در پرتو تربيت صحيح اسلامي به مدال افتخار عبوديت و تسليم نائل نمي آيد، از سويي ديگر چنين انسان مسلماني براي پيمودن راه سعادت و بندگي احتياج به الگوهاي مطمئن عملي دارد تا با نصب العين قراردادن ديدگاه ها و سيره عملي آنان، هم راه صحيح بندگي و سعادت را بپيمايد و هم در اين وادي سريع تر گام نهد و سريع تر به مقصد نائل آيد.
بيشتر نابساماني ها و بزهکاري هاي رفتاري در بزرگسالان، نتيجه تربيت غلط و برخورد ناصحيح در دوران اوليّه رشد و آغاز سالهاي زندگي است. در واقع، اساس و پايه اصلي شکل گيري شخصيت انسان در دوران هفت سال اوّل زندگي است؛ همان دوران حساسي که کودک در کنار والدين به سر مي برد.فرزندان ما آنچنان ميشوند که ما هستيم، نه آنطور که دلمان ميخواهد پس بايد در تربيت آنها به مسائل گوناگوني توجه داشته باشيم. بنابراين توجه به رشد و تربيت ديني کودکان در خانواده مي تواند زمينه ساز تربيت ديني و اهتمام به فعاليتهاي ديني فرزند در دوران نوجواني و جواني باشد.
متاسفانه امروزه عدم توجه به نوع جايگاه و همچنين بيتوجهي خانواده به نوع تربيت فرزندان خصوصاً فرزند دختر، باعث پناه بردن وي به جامعه و فضاهايي که مورد تاييد نيست، شده است.والدين خصوصاً مادر خانواده بايد در ايفا کردن نقش خود دقيق و آگاهانه عمل کند تا با محبتي که در ميان فرزندان عرضه ميکند، اعضاي خانواده از هجمه وسيعي که براي از هم پاشيدن کانون خانواده ايراني وجود دارد، در امان باشد.خداوند با نزول نعمتهاي بيپايان خود به موجودات خصوصاً به انسان که مقام خليفهاللهي را روي زمين دارد، اين فرصت را براي آرامش زندگي انسان و بهرهمندي درست از زندگي داده است که در صورت استفاده صحيح ميتوان بهرهمندي کامل را در زندگي خود داشت.
والدين بايد در اصل تربيت از تمسک به قرآن و ائمهاطهار، براي داشتن خانوادههاي موفق و ديندار غافل نشوند زيرا امروز با مشغلههاي زيادي که والدين براي خود به وجود آوردهاند زمان کافي براي تربيت فرزندان خود ندارند و در نتيجه باعث دوري اعضاي خانواده از يکديگر ميشوند.دين و علم بايد در يک خط حرکت کند و بشر بايد بداند که بدون دين و خداوند نميتوان تنها بر استدلالهاي علمي تکيه کرد.
انجام تكاليف ديني را نبايد تا زمان بلوغ به تأخير انداخت؛ بلكه بايد اُنس و عادت لازم را پيشاپيش در آنها به وجود آورد تا در زمان بلوغ مشكلي از اين نظر به وجود نيايد. خانوادههايي كه از فرصت دوران كودكي براي اين منظور استفاده نميكنند، در دوران بلوغ و نوجواني معمولاً با مشكلات جدّي روبهرو ميشوند؛ زيرا كسي كه انجام تكاليف ديني را تا مرحله نوجواني يا جواني و بزرگسالي به تأخير انداخته است، هر چند معتقد به موازين ديني باشد، به علّت نبود ممارست عملي و آمادگي روحي، معمولاً نميتواند به راحتي به احكام ديني عمل كند. بر اساس نظر شرع مقدس اسلام، كودكان تا به سن بلوغ نرسند، تكليفي متوجه آنان نيست؛ اما هنگامي كه به سن تكليف ميرسند و با مجموعه تكاليف شرعي مواجه ميشوند، در صورت نداشتن آشنايي و آمادگي پيشين، پذيرش و انجام تكاليف ديني براي آنان دشوار ميباشد و چه بسا رغبتي نسبت به اعمال عبادي از خود نشان ندهند. يكي از فلسفههاي تعليم تكاليف عبادي به كودكان در دوره خردسالي اين است كه كودكان بر اثر مداومت، انجام آن اعمال برايشان ملكه شود، تا در زمان سن تكليف، براي آنان دشوار نباشد.
بيشك اگر كودكان در آغاز دوران كودكي و سالهاي نوجواني از آموزههاي ديني بهرهاي نبرند، قطعاً در جواني و بزرگسالي با يك ركود معنوي و در نهايت خسارت روحي مواجه خواهند شد.با توجه به اينکه براساس نگاه رفتارشناسي، آموزش ديني جايگزين تربيت ديني شده، باورها از معيارهاي منطقي فاصله گرفته است. بنابراين خانوادهها و به ويژه والدين بايد به عنوان الگوهاي رفتاري با عمليکردن عقايد ديني اين تربيت را آغاز و سپس مربيان آموزشي در جامعه در همين جهت عمل کنند.بروز خطاهاي رفتاري در برخي والدين، اختلاف اخلاقي آنان در درون و بيرون خانه، کمرنگ بودن تربيت ديني در آموزش و پرورش و انجام برخي از رفتارها به نام دين باعث دلزدگي جوانان و نوجوانان شده است.
رسانهها بايد در توليدات تصويري و نوشتاري خود تربيت ديني را سرلوحه کارشان قرار دهند. در اين صورت نسلهايي پرورش مييابند که هم از نظر ذهني و هم از نظر عملي باورهاي ديني را تحقق ميبخشند.بايد نهادها و سازمانهاي متولي و خانوادهها از موازيکاري و فعاليتهاي جزيرهاي خودداري و براي تعميق باورهاي ديني و موارد مرتبط با آن اقدام به برنامهريزي براساس روانشناسي ديني کنند. علاوه بر آن تربيت ديني بايد از مهدهاي کودک تا دانشگاه تجلي يابد و به طور کاربردي برنامهريزي شود.تربيت ديني پايه بسيار مناسبي براي رشد و تعالي افراد است و موجب ميشود که براساس سبک زندگي اسلامي ايراني جامعه از انحراف، تبعيض، دو رنگي و ساير موارد غير اخلاقي نجات يابد.
تربيت عبادي كودكان اهميت خاصي در نظام آموزشي و تربيتي اسلام دارد. تحقيقات نشان ميدهد بسياري از افرادي كه در بزرگسالي نسبت به عبادات سستي از خود نشان ميدهند، بي اعتقاد به دين و تكاليف ديني نيستند، بلكه عواملي چون بيتوجهي و يا عدم تقيد والدين نسبت به انجام به موقع تكاليف عبادي، عدم ورزيدگي كودكان در انجام عبادات در كودكي و ناآگاهي آنان از فلسفه و اهميّت عبادات، در اين زمينه نقش دارند. تاكنون نظام آموزشي ما عملاً نتوانسته است اين آمادگي را در دانش آموزان براي رفع اين مشكل ايجاد كند. براي رفع اين مشكل، ضروري است پيش از سن تكليف، كودكان با اعمال و تكاليف عبادي، فلسفه و فوايد اعمال عبادي متناسب با دوره كودكي آشنا شوند. والدين و مربيان به عنوان مسئولان اصلي تربيت، بايد زمينه فراگيري و انجام برخي از مسائل ديني را براي كودكان فراهم نمايند.
خانوادهها بهعنوان يکي از مهمترين نهادهاي اجتماعي نقش تأثيرگذاري در تربيت کودکان دارند بهصورتي که اگر خانوادهها سالم باشند جامعه نيز سالم ميشود چون جامعه از خانوادههايي تشکيل شده است که هر يک تربيت فرزنداني را برعهده دارند.هر يک از اعضاي خانواده، مسئوليتي را برعهده دارند که اگر به درستي به آنها عمل کنند کودکاني را تربيت ميکنند که بهلحاظ اجتماعي سالم هستند و کمبودهاي عاطفي را که سر منشاء بسياري از انحرافات اخلاقي است ندارند.
اگر والدين در تربيت فرزندان خويش غفلت کنند آنان نميتوانند بهراحتي و بدون تنشهاي روحي و رواني در جامعه زندگي کنند البته فرزندان نيز بايد به حقوق والدين خويش احترام بگذارند و در تکريم جايگاه آنان کوشا باشند.والدين بايد کودکان را بر اساس دستورات دين مبين اسلام تربيت کنند تا آنان افرادي متعهد و اهل ايمان باشند چون در اين صورت آنان سلامت اجتماعي دارند که سعادت آنان در زندگي دنيوي و اخروي را به همراه دارد.وظيفه و رسالت مادر در قبال تربيت فرزندان بسيار سنگين است که اگر غفلت کنند آفتهاي غيرقابل جبران به بار ميآيد که در اين صورت جامعه ما از يک جامعه آرماني فاصله ميگيرد.
يكي از اصول تربيتي در تربيت عبادي، اصل «زمينهسازي» و ايجاد آمادگي در كودكان از نظر روحي، رواني و عاطفي نسبت به عبادات است.اين اصل افزون بر تأكيد نسبت به عبادات، باعث آمادگي پذيرش و انجام تكاليف شرعي و همچنين جلوگيري از كمتوجهي كودكان نسبت به مسائل عبادي نيز ميشود. بر اساس اصل «آمادهسازي»، ضروري است پيش از آنكه احكام و اعمال عبادي در حقّ كودكان به مرحله وجوب برسد، زمينه رويارويي صحيح با احكام و اعمال عبادي را در آنان ايجاد كرد؛ زيرا اين اقدام در رشد و كمال معنوي انسان تأثير مستقيم دارد.
والدين، مراقب باشند که مفاهيم ديني را درست و بجا به کودکان آموزش دهند. از سختگيري و غيرمنطقي جلوه دادن دستورات ديني پرهيز کنند. در تأمين نيازهاي روحي و جسمي کودکان کوشا باشند. به اندازه کافي فرصت گفتگو و صميميت با فرزندان را ايجاد کنند. بهترين پيام کارآمدي دين براي کودکان، رفتارهاي کارآمد و منطقي والدين مذهبي آنهاست.کودکان از دريچه احساس خوبي که با والدين دارند، به دنياي ديني آنها هم گام مي گذارند. نکته مهم ديگر اينکه با زياده روي در مسائل ديني، به ويژه در دوره خردسالي، کودکان را دچار دلزدگي نکنيم. به نام دين دستورات شخصي خود را به فرزندان مان تحميل نکنيم تا از آنان بندگاني بصير و تلاشگر در رسيدن به معنويت و پارسايي بسازيم.
معصومين عليهم السلام ـ که از گوهر عصمت و مصونيت از خطا و اشتباه برخوردارند-بهترين و مطمئن ترين الگوهاي تربيتي بوده و ارائه ديدگاه ها و کشف و عرضه سيره تربيتي آنان يک ضرورت انکارناپذير براي پويندگان عرصه تعليم و تربيت اسلامي است و در اين ميان، ارائه ديدگاه ها و سيره تربيتي امام علي عليه السلام ـ که خود "اَب الائمه" و سرسلسله جانشينان بحق نبوي و سرآغاز تجلي گاه امامت معصومين عليهم السلام و نخستين تشکيل دهنده حکومت اسلامي علوي است ـ بر ضرورت اين کار مي افزايد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یکی از خصایص عجیب ما آدمها این است که: میتوانیم جهانی را تغییر دهیم ولی وقتی به خودمان میرسیم اغلب در تغییر ناتوانیم. شاید به همین دلیل به مسایل بیرونی «جهاد کوچک» و به تغییرات درون «جهاد بزرگ» گفتهاند.یکی از این فاکتورهای شخصی که باید اندکی مورد تردید قرار داده و دگرگونش کرد دوست داشتن خود است. چرا خودمان را به اندازه کافی دوست نداریم؟ شاید پاسخ به این سؤال آسان نباشد به نظر میرسد والدین بیش از تشویق و تمجید کودک، او را سرزنش میکنند و گاهی القاب و صفات بد مثل: کوتوله، پشمالو، گیج، خرس و ... به این نکوهشها اضافه میشود و ما با این زمینه فکری که: «به اندازه کافی خوب نیستیم» بزرگ شده، این رفتار را به فرزندانمان منتقل میکنیم. اغلب میگویند: «خودت را دوست بدار». اما چطور و چگونه؟
شاید راحتترین راه برای اندازهگیری میزان علاقه به خود دقت در تفاوت رفتارهای اجتماعی و فردی باشد اگر این دوگانگی زیاد و بخصوص متضاد باشد، باید در دوست داشتن و یا همان عزت نفس خود شک کرد. گرچه داشتن نقاب بالغانه و آگاهانه در هر کدام از نقشها الزامی است یعنی من مادر در نقش مادری رفتارهای خاصی دارم، در نقش زن اجتماعی شکلی خاص ظاهر میشوم. در قالب همسری برخوردی متفاوت، در نقش فرزند برای والدین، خواهر برای خواهران و برادران و ... رفتار و شخصیتها متفاوت است و مهمتر از همه درخلوت فردی نیز من باز فردی متفاوتم ولی این بار بدون «نقاب». این تفاوتهای رفتاری تفاوت است ولی نباید تعارضی در آن دیده شود. اگر اتاق نشیمن ما با قسمت پذیرایی تفاوت ساختاری، بهداشتی و ... زیادی داشته باشد، اگر لباس خانه و بیرون ما، طرز صحبت خصوصی و عمومی، عبادت فردی و اداری، اگر ماهواره استفاده میکنیم و برای حفظ موقعیت مالی و اجتماعی آن را انکار میکنیم و ... احتمالاً دچار تعارض و کمبود عزت نفس هستیم و خود را به اندازه کافی قبول و دوست نداریم.
راههای رسیدن به عزت نفس
1- یکی از راههای ساده برای شروع حرکت رعایت نکات ظاهری است که بیشتر قابل مشاهده است. اگر بتوانیم توجه کنیم در مسایل شخصی اعتقاد و علاقه خودمان را بیابیم و تأیید نظر دیگران برایمان اهمیت معقولانهای داشته باشد میتوانیم در خلوت و جمع به شکلی یکسان ظاهر شویم. اغلب ما، ظاهری بسیار متفاوت درخانه با انظار مردم داریم. کدامیک از این دو، اعتقاد و سلیقه شخصی ماست. اگر بتوانیم صادقانه به این سؤال پاسخ دهیم قدم نخست را با موفقیت بر میداریم. یعنی: بهداشت فردی، طرز لباس پوشیدن و کلاً آراستگیمان تعریف یکسانی خواهند داشت برخلاف بیشتر ما که ممکن است در تنهایی روزها با یک پوشش به سر ببریم و حتی حوصله نداریم در طی شبانهروز به آینه نگاهی بیندازیم ولی در مجالس و مهمانیها حاضر نیستیم یک لباس را برای چند بار استفاده کنیم و به شیوهای اغراقآمیز متجدد و مرتب به نظر میرسیم.
2- قدم بعدی یکسانسازی همه قسمتهای خانهمان است. اگر بتوانیم بخش به قول قدیمیها اندرونی و بیرونی و یا همان پذیرایی و نشیمن خود را در یک روال مشابه قرار دهیم و وسایل این دو مکان تضاد و تفاوت زیادی نداشته باشد و در ضمن وضعیت پذیرایی و مسایلی از این دست در یک حالت، اندازه و کمیت و کیفیت باشد قدم بعدی را با موفقیت برداشتهایم.
3- آیا از رفتارهای اجتماعی خود راضی هستیم؟ آیا روابط میان فردی در خانواده رضایتبخش است؟ اگر لحظاتی با دقت به این بخش زندگی نگاه بیطرفانه داشته باشیم میتوانیم این دو بعد را به شکلی که به ایدههای شخصی و عقلانی ما نزدیک باشد تنظیم کنیم. اگر خواهان رفتاری صمیمی شبیه خانه در اجتماع هستیم در قالبی آگاهانه و مناسب شئونات اجتماعی شیوهمان را تنظیم کنیم و بالعکس اگر رفتارهای محترمانهتر و مطلوبتری در خارج از منزل داریم و برایمان دلپذیرتر است، در خانه نیز آنرا لحاظ کنیم. به عبارتی شیوههای برخوردمان با افراد مختلف هرچه به هم نزدیکتر و شبیهتر باشد به یگانگی و انسجام و پذیرش شخصی بیشتری میرسیم.
4- انسان در طول زندگی در نقشهای اجتماعی متفاوتی ظاهر میشود. به عنوان مثال: نقش پدری، برادری، همسری، همکاری، هموطنی، همکلاسی، دوستی و ... گاهی فردی برای جلب نظر، محبت، حفظ منافع مادی و معنوی در شخصیتهای معارض ظاهر میشود. در نقشی از اصولی دفاع میکند که در نقش قبلی به آن حمله کرده، گاهی فردی لیبرال است و گاهی دگم دو آتشه، جایی سنتی است و در مکانی مدرن، گاهی ضد مذهب است و جایی مذهبی متعصب، جایی رمانتیک است و مؤدب و در جایی خشن و بیمبالات. این همه تعارض در نهایت تنش و عدم تعادل را در فرد دامن میزند. اگر بتوانیم خودمان را ورای همه منافع و توجیهات، به اصولی متعهد کنیم و رفتاری مشابه و آگاهانه داشته باشیم به خودباوری و عزت نفس نزدیکتر شدهایم.
5- شاید یکی از حکمتهای انجام کارهای عامالمنفعه، توجه به همسایه، با دوستان مروت، با دشمنان مدارا، رسیدن به رضایت شخصی است. کمک کردن به دیگران و انتقال آرامش و شادی به موجودات زنده و عالم هستی همفازی و یگانگی با جهان هستی را ایجاد می کند و در نهایت فرد خود را جزیی از جمعی میبیند که جریانی مثبت را در آن سبب شده. به نظر میرسد دیدن خوشبختی و آرامش دیگران مخصوصاً اگر بانی آن خود شخص باشد شادابی و عشق به خود را در او تقویت میکند.
6- اغلب ما آنقدر کار داریم و سرمان شلوغ است که یادمان رفته لحظهای بایستیم و فکر کنیم واقعاً که هستیم و از زندگی چه میخواهیم؟ ارزشهایمان چیست؟ اصولاً به چه چیزهایی علاقهمندیم؟ چرا بدنبال هر جریانی مادی و هر اندیشهای سینه چاک میکنیم؟ سهممان در هستی از نعمتها و مسئولیتها چیست؟ شاید اگر ساعتی درنگ کنیم و علایق و خواستههایمان را روی ورقی بنویسیم و برای خودمان روشن کنیم که از بقیه عمرمان چه میخواهیم؟ و چگونه آن را بدست میآوریم؟ ممکن خواهد بود که با خودمان نیز کنار بیاییم. یعنی باید دوست داشتنی باشیم، زیبا زندگی کنیم، اعتقادات مثبتی داشته باشیم و قدم خیر برداریم تا انعکاس و جلوه جالب و رضایت بخشی برای خودمان داشته باشیم و بتوانیم خود را دوست بداریم.
7- در همه ما انسانها نکات مثبت و منفی زیادی وجود دارد که در بعضی از آنها میتوان تغییراتی ایجاد کرد، و در بخشی این امکان وجود ندارد اگر بتوانیم این زمان را برای خود در نظر بگیریم و نکاتی که قابل تغییر و غیرقابل تغییرند را مشخص کنیم، شاید کارمان سادهتر و تکلیفمان روشنتر شود. در این حالت اگر موفق شویم ابعاد غیرقابل تغییر را بپذیریم مثل قد، رنگ چهره، کارهای اشتباهی که در گذشته انجام دادهایم بعضی خصوصیات خلقی مثل: ترس از بلندی و... که شاید براحتی قابل حل نیستند و بخشی که قابل تغییرند: مانند حس رقابت یا حسادت آزاردهنده، چشم و همچشمی، دروغ، قضاوت و ... را با حوصله و مدارا با خویشتن و دادن فرصت و زمان به خود رفع و یا حداقل کم رنگ کنیم برای خودمان دوست داشتنیتر و مطلوبتر خواهیم بود.
8- داشتن رابطه معنوی با خالق در هر دین و آئینی که باشیم آرامش و احساس تعلق و ارزشمندی را سبب میشود. اگر به قدرت مطلق وابسته و دلبسته شویم نیاز به پذیرش، تأیید و مهرطلبی از سوی بندگان خداوند و مردم در ما کمرنگ خواهد شد چقدر کم، دلپذیر و دوست داشتنیاند این افراد که برده نظرات دیگران نیستند. شاید تنها وسیله این آزادگی، رهایی و آسودگی توجه به تأییدکننده قدرتمند، مهربان و پذیرنده نهایی هر فرد یعنی خالقش باشد. ناچاریم برای رسیدن به این آرامش و صلح و رضایت و همزیستی سالم و عاشقانه با خود ابتدا به مصالحه با جهان هستی و خداوند برسیم، راه میانبر آشتی بالغانه و آگاهانه، بدون تعصب و ترس، بدون ریا و تزویر با اوست این راه ما را به علاقه به خود و عزت نفس نزدیکتر میکند چون در آن صورت به اندازه او وسیع، قدرتمند و بینیاز خواهیم بود.
9- انجام کارهای زیبا مثل: یاد گرفتن و انجام کارهای هنری مانند: نقاشی، موسیقی، گلکاری و ... داشتن برنامه برای کمک به دیگران حتی در کارهای کوچک مثل: همکاری با خیریهها، تلفن به یک فرد درمانده، کمک به مستمندان، آشتی دادن افراد، گذشت از افراد خطاکار، این احساس را به فرد میدهد که میتواند در زیباتر و دلپذیرتر شدن جهان مؤثر باشد.
10- کم کردن از خصوصیات آزاردهنده مثل دروغ، قضاوت، ترک عبادت، چشم داشت به امکانات دیگران و ... ابتدا آرامش و خواستنی بودن را در خودمان افزایش میدهد و قبل از اینکه کسی فرد را تأییدکند خود به این مرحله از آشتی با خود میرسد.
11- بسیاری از افراد در راه رسیدن به مراحل رشد گام برداشتهاند ولی همه ما هر چند هم که تلاش کنیم گاهی تخطی و بازگشت به خطا و کار نادرست را خواهیم داشت در صورت انجام کارهای ناشایست نباید ناامید شد. اگر دروغی گفتیم، حسادتی کردیم، بدگویی از ما سرزد این طبیعت بشری است دوباره شروع کنیم.
اگر بدانیم همه انسانها در کمال هوشیاری و تصمیم گاهی از راه درست خارج شده خطا میکنند. پذیرش اشتباهاتمان راحتتر خواهد بود.
12- اغلب انسانها در گذشته اشتباهات غیرقابل جبران انجام دادهاند که شاید در زمان حال نیز از اثرات آن متأثر باشند. همه ما برای انجام خطا و یادگیری طریق صحیح زندگی آمدهایم. سرزنش خود برای گناهان، خطاها و اشتباهات حتی بزرگ و کوچک نه تنها آنها را جبران نمیکند بلکه فرصت تجربهاندوزی و بازگشت به مسیر صحیح و لذت بردن از حال و آینده را از فرد میگیرد. درک این مطلب و تأکید روزانه بر این امر که همه دچار لغزش شدهاند و این امر همگانی است. شخص را به بخشش خود و فراموشی ناراحتی کمک میکند و به این وسیله میتواند به عزت نفس نزدیکتر شود.
13- روزانه چند بار تکرارکنید: «من انسان خوبی هستم» «من خود را دوست دارم» بلافاصله خصوصیات بدی که دارید و یا انگها و القابی که والدین، اطرافیان و یا خودتان بر خود گذاشتهاید به یادتان خواهد آمد. فقط آنها را ببینید و کنار بگذارید. اگر وقت دارید بلافاصله چند صفت مثبت یا کارهای موفقیتآمیز و خوبی که انجام دادهاید را بیاد آورید. اگر چند روز مستمر این کار را انجام دهید مطمئناً تصور منفی که به خود دارید جای خود را به نقاط مثبتتان خواهد داد.
14- با جسم خود مهربانتر باشیم اگر تمرین کنیم که با بدن خود مانند یک شاهزاده رفتار کنیم به دوست داشتن و احترام به خود باور نکردنی میرسیم. یک روز امتحان کنید از صبح با جسم و روحتان برخوردی خوب داشته باشید خوراک خوب، رفتار عالی، نوازش، لباس عالی، استراحت کافی، برخوردهای اجتماعی با شکوه و مهرورزانه و ... آن وقت ببینید در آخر وقت چه حس لطیفی به خود و جهان هستی دارید.
خلاصه آنکه یک یک ما تنها به دنیا آمدهایم تنها جهان را ترک خواهیم کرد و تنها در برابر او پاسخگو خواهیم بود. دراین فرآیند آمدن و رفتن سالیان سال هدیهای به نام «زمان» در اختیار داریم که یا با تنش، تنفر، مسابقه، عجله، بیهدفی و بدون مهر و آرامش طی میشود یا با پذیرش خود که به پذیرش و عشق به جهان هستی ختم میشود.
انسان صالح ابتدا با خود به صلح و آشتی میرسد در قدمهای بعدی به صلح و آشتی با خداوند و جهان هستی خواهد رسید. اگر خود را قبول نداشته باشیم در خلوت نشینیها لذت نبریم، دوست داشتن خانواده و مردم و خداوند شاید واقعی نباشد.اولین و آخرین فردی که باید دوستش بداریم، تأییدش کنیم و واقعاً قبولش داشته باشیم خودمان هستیم. آخرین فردی که با او ازدواج میکنیم و به اتحاد و انسجام میرسیم خود ما هستیم. پس کاری کنیم که واقعاً دوست داشتنی باشیم.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مد و مدگرایی از مسائل مهم و روز جامعه امروز ما شده است جامعه ما جامعه جوانی است و از طرفی مقوله مد ناظر بر یک نوع پیروی از ذوق و سلیقه است که تنوع خواهی عنوان می گیرد که فرد را به سمت ان گرایش پیدا میکند. توجه به جامعه ارتباطی، رسانه و شبکه های مجازی افراد در قالب اطلاعات تصویری مواردی را مشاهده و دنبال می کند که می تواند حامل هجمه شدید فرهنگی باشد. رسانه غربی در قالب تهاجم فرهنگی با زبان فارسی الگوهایی که بومی نیستند را معرفی کرده و فرد را به سمت تنوعی غیر اسلامی حرکت می دهد و جوان به جهت روحیه تنوع طلبی همیشه از موارد جدید و غیر بومی با عنوان مد پیروی می کند که هیچ سنخیتی با مقوله فرهنگی و بومی فرد در جامعه ندارد.
آرایش مو، نوع اصلاح موی سر، پوشش جوانان دختر پسر و... این سوال را ایجاد می کند که چرا جوانان و اینکه چرا پسران در این عرصه گوی سبقت را از دختران گرفته اند که به عنوان مثال می توان به ساپورت پوشی پسران اشاره کرد. هر چند عمده وجود چنین فضایی به خاطر جوان بودن جامعه زمینه بروز و ورود الگوهای تربیتی و رفتاری فضاهای خارجی از سوی رسانه همراه با هجمه های غربی بوده که توانسته سطح ذهنی و نگاه جوان را در خصوص پیروی از مد سیطره بخشد.
در دهه 60 به برکت انقلاب مردم جامعه ازروحیه خوباوری بیشتری برخوردار بودند چرا که فضای انقلابی و اسلامی توانسته بود فرهنگ خورباوری را در جوانان بوجود آورد. بعد از جنگ و بروز تکنولوژی کم کم فضا به جایی رسید که جای نگرانی را در جامعه بوجود آورد که غلبه این فضا درعصر حاضر کمی سنگین تر شده است.مد ناظر برعناصر متعددی است که اگر این عناصر در جامعه برنامه ریزی، طبقه بندی نشود و مصداق روشنی پیدا نکند جوان تحت تاثیر فضای القاء شده قرار گرفته و نوع پوشش، آرایش و رفتارش برخلاف عناصر فرهنگی و بومی جامعه خواهد شد.
جوانان اغلب تنوع طلب و نوع خواه هستند و جامعه می تواند درارائه مصادیق والگوهای رفتاری و پوششی متناسب با فرهنگ بومی جامعه و رعایت موازین دینی و اسلامی ازورود فرهنگ پوشش نامناسب غرب جلوگیری کند. مراکز تولید پوشاک توجهی به سلیقه مخاطب ندارد و با استفاده از قالب، آرم و برچسب های معروف به ناخودآگاه سبب می شود فرد جذب این نوع محصولات شود که لازم است دراین راستا مسئولین نظارت بیشتری بر اتحادیه تولیدات پوشاک داشته باشند. برخی افراد درواقع متولی و پرچم دارهدایت فکری جامعه هستند که باید از روی عقلانیت و فرهنگ بومی جامعه وسطح آگاهی مردم را افزایش دهند. با توجه به تنوع طلبی و گسترش الگوهای پوششی مناسب و نامناسب غربی و بومی مسولین وظیفه دارند با نظارت بر تولیدات، توجه به نیاز مخاطب، استفاده از الگوهای مناسب فرهنگی و بومی، یک الگوی پوششی مناسب را برای مخاطبین جوان جامعه طراحی کنند تا علاوه بر حفظ حریم جامعه از ورود و بروز پدیده مدگرایی غربی و پیروی از آن جلوگیری کنند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پيدايش جوامع و ارتکاب جرم از آغاز با يکديگر همراه بوده اند زيرا از روزي که افراد دور هم جمع شده و تشکيل جامعه داده اند جرم نيز با آنان همراه شده و گسترش يافته است. رسوخ بزهکاري در ميان نوجوانان و جوانان که سازندگان اجتماع فردا هستند و ريشه دار شدن آن موجب بيم و نگراني بيشتري شده است. به طوري که اجتماعي را نمي توان يافت که در آن جرم وجود نداشته باشد. بر طبق بررسي هاي انجام شده محيط خانواده رابطه مستقيمي با بروز رفتار بزهکارانه و انحرافي دارد. بزهکاران اغلب داراي والديني نامناسب و محيط خانوادگي متشنج و ازهم گسيخته هستند. اين قبيل افراد در برابر والدين مقاومت مي کنند.
به طور کلي اين افراد کساني هستند که بالقوه نيروي بزهکارانه فراواني در وجود خود دارند اما اينکه اين نيروها روزي به بالفعل تبديل شوند بستگي به طرز رفتار والدين و ساير افراد خانواده و محيط اجتماعي دارد. وضع خانواده و محيط عاطفي عوامل بسيار مهمي در بروز بزهکاري است. وقتي در خانواده اي همبستگي بين افراد وجود نداشته باشد و فرد فاقد روابط عاطفي صحيح باشد، بروز رفتارهاي بزهکارانه قابل پيش بيني است.
در جوامع امروزي ما آسيب هاي اجتماعي پشت در منازل کمين کرده و هيچ خانواده اي از اين مسئله مصون نيست. خانواده خود به فرزندان مي آموزد که در جامعه چگونه بايد رفتار کند. بنابر اين الگوي نامناسب رفتاري والدين مي تواند فرزندان را به گرداب رفتارهاي پر خطر در آورد. اعتياد به عنوان يکي از جرايم جوانان تا اندازه زيادي بستگي به روابط آنها با والدينشان دارد.
در مورد فرزندان والديني که داراي روحيه احترام آميز باشند و امکان رشد تدريجي استقلال در فرزندان خود را فراهم مي آورند، خطر اعتياد عموما کم است و برعکس، در مورد فرزندان والديني که روابط محبت آميز نداشته و نسبت به فرزندان خود بي توجه بوده اند يا از سوي ديگر رفتار تندآميز و خصمانه داشته اند، خطر مصرف مواد مخدر بيشتر است.
از نظر کساني که با نوجوانان کار مي کنند مهمترين خطر اين است که نوجواني به صورت مکرر در واکنش به احساس ناامني، فشار، آشفتگي و... روي به مصرف مواد مخدر مي آورد. بنابر اين نقش والدين در کنترل رفتارصحيح و سالم فرزند مي تواند در جلوگيري از آسيب ها در جوامع، کمک شاياني انجام دهد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امام حسين(ع) هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه وصيت نامه اي را مکتوب و با مهر خويش ممهور ساختند و به برادرشان محمد حنفيه تحويل دادند. در اين وصيت نامه حضرت بعد از حمد و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبرش هدف خويش از سفر را اين گونه بيان مي فرمايند: «من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي(ع) است.»
به راستي نقش امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يکي از فروع دين تا چه اندازه است که امام اباعبدالله(ع) آن را سبب ساز اصلاح مفاسد امت مي داند و در اين مسير از فدا کردن جان، مال، آبرو و هر آنچه خود و خانواده اش دارند دريغ نمي فرمايد؟ بديهي است اهميت امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يکي از واجبات ديني که همچون نماز، روزه و ساير فرايض است بر کسي پوشيده نيست.
اما به راستي در جامعه اسلامي چه اتفاقي مي افتد که اين مهم تا آنجا مورد غفلت واقع مي شود که از آن به عنوان «واجب فراموش شده» ياد مي کنند؟ در اين راستا برخي از مهم ترين آسيب هاي امر به معروف و نهي از منکر در جامعه به شرح زير بيان مي گردد:عدم آگاهي عمومي مردم: اهميت فريضه امر به معروف و نهي از منکر تا آنجاست که قوام ساير فرائض به اقامه اين مهم ممکن بوده و اعتقاد به اين مسئله از ضروريات دين است.
اما متأسفانه بسياري مردم از اهميت اين مسئله غافل هستند. تا جايي که کم و بيش مشاهده مي شود افرادي که در عمل به واجبات ديني خود و يا حتي انجام مستحبات جدي هستند در مقام عمل به اين واجب ديني در بسياري از اوقات بي تفاوت هستند!
نگاه سطحي در امر به معروف و نهي از منکر: يکي از اساسي ترين دلايل عدم اجراي مطلوب اين واجب ديني در جامعه نگاه سطحي و ظاهري به آن است. متأسفانه عمق معناي اين مهم در جامعه به خوبي درک نشده است. به صورتي که اولاً بسياري از مصاديق معروف و يا منکر هنوز در جامعه تبيين نشده و ثانياً اين امر تنها محدود به چند مورد خاص همچون حجاب گرديده است و ساير عرصه هاي موجود در جامعه، سازمان ها، رسانه ها، شبکه هاي اجتماعي، سلامت اداري و ... ناديده گرفته مي شود.
عدم حمايت قانوني کافي از آمران و ناهيان: امر به معروف و يا ناهي از منکر ممکن است هنگام انجام وظيفه شرعي خود با مشکلاتي مواجه شده که نياز به حمايت قانوني داشته است. حتي عده اي از افراد جان خود را در اين راه از دست داده و به شهادت رسيده اند، اما متأسفانه قانون حمايت کاملي در اين راستا انجام نداده است. هر چند اخيراً مجلس با درک اين خلأ در حال بررسي طرحي به منظور حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منکر است اما بايد به اين نکته اشاره کرد که در نظر گرفتن ضمانت هاي اجرايي قوانين، از تصويب آن اهميت بيشتري دارد.
عدم بهره گيري از ساختار و کادر اجرايي مناسب: در اصل هشتم قانون اساسي؛ «امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت که شرايط، حدود و کيفيت آن در قانون مشخص مي گردد.» بر اين اساس دولت موظف است با تخصيص اعتبارات لازم زمينه ترويج و توسعه اين فريضه ديني را فراهم سازد. اما متأسفانه مشاهده مي شود که همواره به اين مهم به چشم يک مسئله جانبي نگاه شده است. تا آنجا که بسياري از متوليان ترويج امر به معروف و نهي از منکر در کشور کساني هستند که مشاغل اجرايي مهمي داشته که يا براي انجام وظيفه در اين راستا زمان کافي در اختيار ندارند و يا اينکه اين مسئله برايشان اولويت پيدا نمي کند. البته مسلماً اين امر به معناي دولتي کردن اين وظيفه ديني نيست. بلکه منظور بيان بخشي از وظايف دولت در اين راستاست.
عدم احساس مسئوليت همگاني و پرهيز از قرار دادن اين وظيفه در انحصار افراد خاص: برخي از اقدامات ناصواب سبب شده است که به غلط اين ذهنيت براي گروهي از افراد جامعه حاصل شود که امر به معروف و نهي از منکر تنها در انحصار افرادي خاص مي باشد. اين مسئله باعث شده ضمن غير مسئول جلوه دادن ضمني عموم مردم، اين ذهنيت ايجاد گردد كه گروه خاصي متولي انجام اين وظيفه اند و ساير افراد جامعه در تشخيص منكر و معروف از صلاحيت لازم برخوردار نيستند!
عدم توجه به ويژگي هاي آمران به معروف و ناهيان از منکر: براساس حديث علوي فردي که به انجام اين واجب ديني مي پردازد بايد سه ويژگي داشته باشد: اول از آن آگاهي داشته باشد، دوم خود بدان عامل باشد و سوم اينکه در حين انجام وفق و مدارا(عدالت) را از نظر دور نداشته باشد. متأسفانه چون برخي از افراد که به اين مهم مبادرت کرده برخي از اصول ذکر شده را رعايت ننموده اند، ضمن اينکه ديگران را نسبت به اين امر بدبين و بي اعتماد نموده اثر گذاري اين مهم را نيز در جامعه کاهش داده اند.سخن پاياني اينکه در محرم و صفر با توجه به فضاي معنوي که رهاورد مجالس عزاداري مي باشد زمان مناسبي جهت بازبيني و آسيب شناسي اين واجب ديني در کشور فراهم مي گردد. حمايت همه جانبه از آمرين به معروف در کشور از طريق وضع و اجراي قوانين حمايتي، ترويج و تبليغ اين مهم در رسانه ها(خصوصاً رسانه ي ملي) به عنوان«اصل نظارت عمومي» و تعامل دستگاه هاي ذيربط در خصوص نهادينه کردن فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر مي تواند در راستاي ترويج اين فرهنگ ارزشي در جامعه موثر واقع شود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
خانواده به عنوان ركن اساسي تربيت، نقش بسيار مهمي در رشد و تعالي كودكان ايفا ميكند. اين امر به ويژه در اولين سالهاي زندگي كه تجربههاي اوليه كودك در حال شكل گرفتن مي باشد، از اهميت شايان توجهي برخوردار است. غالب رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري است و اولين و مهمترين پايگاه يادگيري كانون خانواده است. بسياري از مهارتها در نخستين سالهاي زندگي فراگرفته ميشوند. در اصل خانه و خانواده پايههاي اجتماعي شدن و ساختار شخصيت كودك را بنيان ميگذارند.
ايفاي نقش پدر و مادر به عنوان عامل پرورشي در چارچوب خانواده شرط استقرار شخصيت سالم كودك خواهد بود.خانواده در رشد اخلاقي كودك سهم مهمي دارد. رفتار والدين اولين الگوي اخلاقي براي كودكان محسوب ميشود، آموزش عملي دستورات اخلاقي پسنديده به كودك و بازداشتن مناسب او از ارتكاب كارهاي زشت و ناپسند در رشد اخلاقي كودك حائز اهميت فراوان است. اخلاقي بودن والدين و روابط بهنجار آنان با يكديگر و با كودك عامل مهم تكوين شخصيت اوست. نوع رابطهاي كه كودك در محيط خانواده با والدين برقرار ميكند،اساس و پايه روابط بعدي او با دوستان، همكاران و خانوادهاي كه بعدها تشكيل خواهد داد، قرار ميگيرد.
در ضمن اين روابط است كه كودك به هويت و ارزش خود پي برده و توانايي برقراري ارتباط با ديگران را كسب ميكند.با توجه به اين مسائل ميتوان ادعا كرد، خانواده خميرمايه شخصيت انسان را شكل ميدهد و نگرشها، رغبتها و رفتارهاي خوشايند و ناخوشايند نسبت به پديدههاي مختلف از خانه سرچشمه ميگيرد و تربيت صحيح اولين و اساسيترين پايه سعادت فردي و اجتماعي كودك است که دراين ميان تربيت شايسته و مناسب کودک که بر اساس آموزه هاي ديني و اخلاقي انجام پذيرد نقش بسيار مهمي در آينده فردي و اجتماعي وي دارد .
تربيت ديني فرزندان به مفهوم فراگير آن که به معناي آموزش و پرورش ديني است که مي تواند کليدي ترين نقش را در توسعه معنوي و کمال جامعه ايفا نمايد. بي شک هرگونه کاستي يا کوتاهي در اين امر، موجب بروز اختلالات و نابهنجاري هاي جبران ناپذيري در پرورش نسل نوين هر جامعه مي شود. از اين رو، براي اصلاح جامعه و پيشگيري از انحرافات اجتماعي، لازم است، فرايند تربيت در انديشه ديني و در چارچوب اخلاق وارزشهاي معنوي شناسايي شود.
اگر در خانواده فرهنگ سازي و دروني سازي ارزش ها درست و به موقع انجام شود، بسياري از مشکلات اخلاقي و رفتاري فرزندان خود به خود از ميان برداشته مي شود. امروزه کارشناسان امور تربيتي معتقدند اگر ما سرمايه گذاري هاي خود را از بسترسازي و پيشگيري آغاز کنيم، هم ريشه اي تر و اصولي تر و هم ارزان تر کار خود را پيش مي بريم. به جاي اينکه پس از مواجه شدن با هر مشکل با آن برخورد کرد، مي توانيم بسياري از اين چالش ها را پيش از به وقوع پيوستن از ميان برداريم.
هدف از تربيت ديني آن است که مربي چه در مقام معلم و چه در مقام والدين شور و شوق فطري کودک را نسبت به جلال و جمال الهي پرورش دهد .تربيت ديني همچون ساير جنبه هاي تربيت مانند تربيت جسماني، ذهني، و... فرايندي است دو سويه که بايد آموخته و فراگرفته شود. بسياري از رفتارها و گرايشهاي کودک و نوجوان، از قبيل گرايش به نماز و روزه، شرکت در کارهاي خير و اهميت دادن به وظايف و تکاليف ديني، غالباً متاثر از تجارب خوشايند تربيتي آنان در خانه و خانواده است. کودکان به شدت نيازمند و تشنه يادگيري هستند و احتياج به امنيت و آرامش خاطر و اتصال به يک قدرت، رحمت و عطوفت دارند. آواي ملکوتي قرآن و نواي دلنشين اذکار نماز، حتي در دوران بارداري مادر موجب جنب و جوش و شکوفايي گرايش و احساسات ديني در کودک مي شود. حضرت علي (ع) مي فرمايد: «قلب نوجوان، همچون زميني خالي است، هر بذري که در آن افکنده شود مي پذيرد. من پيش از آنکه دلت سخت گردد و فکرت مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت کردم.»تربيت ديني در محيط خانواده داراي دو شيوه اساسي کلامي و نمادين است که هر يک در تربيت کودک نقش اساسي دارد.
منظور از شيوه کلامي امر و نهي هاي والدين و ديگر اعضاي خانواده است که نسبت به بايدها و نبايدهاي ديني کودک صورت مي گيرد يعني به آنچه پدر و مادر در مورد انجام احکام و کارهاي ديني به کودک دستور مي دهند شيوه کلامي تربيت گفته مي شود. اين نوع تربيت به نوبه خود، در رشد و شکوفايي حس ديني کودک تاثير فراوان دارد.شيوه نمادين به آنچه کودک از اعمال و رفتار والدين و ديگر افراد خانواده ياد مي گيرد بدون اين که دعوتي از او شده باشد، شيوه نمادين تربيت گفته مي شود. اين گونه يادگيري و تربيت به صورت پنهان صورت مي گيرد و در شکل گيري شخصيت کودک بسيار مؤثر بوده و در عين حال، داراي دامنه گسترده اي است.
تربيت ديني داراي دوجنبه فردي و اجتماعي است. به لحاظ فردي، مي توان با تربيت درست کودک فردي صالح و داراي ايمان و اخلاق اسلامي پرورش داد.گرايش ها، نگرش ها، افکار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محيط تکميل و تقويت مي شود. آنچه را کودک از آغوش خانواده دريافت مي دارد در طول زندگي همراه دارد و در شرايط گوناگون زندگي، تحت تاثير آن قرار مي گيرد. افراد صالح و رهبران ديني عموما از خانواده هاي پاک و متدين پرورش يافته و ارزش هاي ديني را از آن جا فرا گرفته اند.
بر اين اساس، تربيت ديني از نظر فردي، ارتباط انسان را با خدا محکم مي کند و زمينه خدمت به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم مي سازد. همچنين تربيت ديني خانواده از نظر اجتماعي نيز آثار قابل توجهي دارد زيرا جامعه از واحدهاي کوچکي به نام «خانواده » تشکيل شده و اگر اين واحدها اصلاح گردد مسلما جامعه اصلاح مي شود. خانواده ها به عنوان هسته اصلي جامعه، در اصلاح و يا افساد آن نقش اساسي دارند زيرا کودکان امروز، که در آغوش خانواده پرورش مي يابند، مربيان، مجريان و قانون گذاران آينده خواهند بود. اگر نسل امروز با برنامه هاي درست ديني و اخلاقي تربيت يابند، اجتماع آينده به يقين، صالح و تکامل يافته و داراي امنيت اجتماعي و شهرونداني متعالي خواهد بود بدين روي، پدران و مادران مسئوليت بزرگي در برابر جامعه دارند و بايد در انجام آن سعي و تلاش فراوان نمايند .
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قرآن ميفرمايد: ما در ميان هر امتي پيامبري را مبعوث کرديم که مهم ترين وظيفه پيامبران دوچيز بود؛ يکي امر به معروف يکتاپرستي که بزرگ ترين معروفها ست (ان اعبدوالله) و دوم نهي از اطاعات طاغوتها است که بزرگترين منکرهاست. (اجتنبوا الطاغوت) ( سوره نحل، آيه 36)
از بدو خلقت بشر، اراده الهي بر آن استوار بوده تا انسان براي انتخاب مسير زندگي و گزينش راه حق و باطل، آزاد باشد و همين اختيار عمل سبب شد تا اين موجود سرکش و برتري جو، گاه با اتکا به قدرت ايمان و تقوا در مسير درست و گاه در اسارت هواي نفس و خودخواهي در ورطه تباهي و گناه گام برداشته و محيط اطراف خود را گرفتار ناهنجاريهاي رفتاري خود سازد. اگرچه خداوند براي نجات انسان از اين گرفتاريها با اعزام پيامبران اسباب هدايت آنها را نيز مهيا ساخته اما با گسترش جوامع و نفوذ شيطان بر جان و دل انسانها، به تدريج دامنه فساد بر روي زمين افزايش يافت، جنگ بين حق وباطل شدت گرفت و جبهههاي جديدتري در اين مسيرگشوده شد.
در واقع اسلام براي تضمين سلامت جامعه و رهايي و در امان ماندن انسان در برابر توطئهها وخطرات عظيم، راهبرد اصولي و اساسي امر به معروف و نهي از منکر را پيشبيني کرده است. از ديدگاه اسلام و قرآن، رهنمودهاي پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و آگاهيهايي که در اختيار انسان قرار ميگيرند، سرمايههاي بسيار ارزشمندي هستند که انسان ميتواند با استفاده از آنها عقل و فطرت خود را شکوفا بسازد و راه و چاه زندگي فردي و اجتماعي خود را دقيق تر بشناسد. امر به معروف و نهي از منکر توسط عقل و فطرت از يک سو و قرآن و عترت (ع) از سوي ديگر، اينها اربعه هدايت انسانها هستند. هدف از بعثت پيامبران عليهم السلام و نزول کتب آسماني و ولايت امامان معصوم عليهم السلام در دو کلمه «اقامه معروف» و «مبارزه با منکر» خلاصه مي شود و ايمان و جهاد، عصاره تعليمات انبياي الهي است.
امر به معروف و نهي از منکر دامنه وسيعي دارد و تنها به يک سري مسائل خاص محدود نمي شود. آنچه بايد بدان توجه داشت اين است که ابتدا بايد مصاديق منکر و معروف را در جامعه شناخت و سپس با شرايطي که شرع اجازه داده است به امر به معروف و نهي از منکر، اين فريضه الهي پرداخت. اما متاسفانه امروزه اغلب مردم نگرش صحيحي از اين فريضه الهي ندارند وچندان تمايلي به اجراي اين واجب الهي نشان نمي دهند. شايد يکي از علتهايش اين باشد که امر به معروف ونهي از منکر در نظر مردم محدود شده به يک سلسله مسائل عبادي که متاسفانه به آن هم عمل نمي شود يا آن را واجب عمومي نمي دانند. اين موضوع بايد به صورت واجب عمومي تبديل شود. بايد تلاش شود تا ضرورت امر به معروف و نهي از منکر مانند نماز و روزه در جامعه همه گير شود. نبايد از کنار اين فريضه الهي به سادگي گذشت. اين امر الهي بايد در جامعه اسلامي اجرا شود.
از چه راهي مي توان امر به معروف و نهي از منکر را همهگير کرد؟به نظر مي رسد تشويق و ترغيب عمومي مردم به انجام اين فريضه و بيان فوايد همه گير شدن امر به معروف و نهي از منکر و اصلاح ذهنيتها نسبت به اين فريضه الهي و پيشقدم شدن افراد بي غل و غش در تبيين اين فريضه و عمل به آن ميتواند در همهگير شدن و با هدف انجام گرفتن اين فريضه موثر باشند.
امر به معروف و نهي از منکر همانند جريان رودخانه اي است که در مسير خود هر چيز فاسدي را از بين ميبرد. حال تصور کنيد در جامعه ما در شرايط کنوني دنيا چنين جرياني وجود نداشته باشد و ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري به قدري گسترش يافته و تکرار شود که به يک عادت عمومي تبديل شود و جاي هنجار و ناهنجار و گناه و ثواب با يکديگر عوض شود. آيا در چنين جامعهاي ميتوان به ثبات امنيت و سلامت و به رشد و بهبود شرايط اميد داشت؟
امر به معروف و نهي از منکر نوعي نظارت عمومي در جامعه است که اگر مورد بيتوجهي قرار گيرد زيانهاي مفاسد و گناهان دامن همه افراد را ميگيرد و به اصطلاح «آتش که گرفت، تر و خشک با هم ميسوزد». پس احياي اين فريضه الهي به نحوي واجب کفايي است و بر تک تک مسلمانان در جامعه مسلمانان واجب است و همه افراد جامعه بايد جلوي بدکاري و منکرات را بگيرند. چون امر به معروف و نهي از منکر نکردن هم معصيت و گناه است. اگر بنا شود کسي علنا معصيت کند و هيچ کس وي را نکوهش نکند، به مردم و اجتماع ضرر وارد ميشود.
امر به معروف و نهي از منکر نه تنها يک وظيفه همگاني است بلکه در مورد همه افراد جامعه و در تمام سطوح قابل اجراست يعني همه مردم نسبت به يکديگر حتي در سطح خانواده در اين زمينه مسئوليت دارند. در محيط خانواده نيز ميتوان امر به معروف و نهي از منکر کرد چون در برخي از خانوادهها ديده شده که حقوق يکديگر را تضييع ميکنند. در جامعه نيز هرگاه سخن از امر به معروف و نهي از منکر ميشود، همه ذهنها به طرف مبارزه با بدحجابي سوق پيدا ميکنند. اين در جايي است که اولاً متاسفانه برخي افراد يا دستگاههاي دولتي عملکرد مناسبي در اين زمينه نداشتهاند، ثانياً اين موضوع تنها جزء کوچکي از ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري در جامعه است که باعث ميشود گناهان بزرگي که در جامعه ما رخ ميدهد فراموش شود.
متاسفانه در جوامع اسلامي مخصوصاً جامعه ايراني، دشمن به دنبال اين است که معروف اسلامي نباشد و آنچه از نظر اسلام منکر است رايج شود و در بين مسلمانان شهوات و فسق و فجور را ترويج کنند و جوانان را از اسلام جدا سازند. نميخواهند اسلام به طور کامل پياده شود چون اگر پياده شود آسيبناپذير خواهد شد، ميخواهند منکرات رواج يافته و افراد جامعه را فاسد کنند. اگر مردم فاسد شوند حکومتها هم فاسد ميشوند و افراد فاسد بر مردم حکومت ميکنند. در چنين جامعهاي مردم به پيشرفتهاي علمي و پژوهشي دست نخواهند يافت و دعاهاي مردم مستجاب نخواهد شد. همچنان که پيامبر اکرم (ص) در اين باره ميفرمايند: «مردم زماني که امر به معروف و نهي از منکر نکردند خداوند متعال بدترين و شرورترين آنها را بر آنان مسلط ميکند. پس در اين هنگام دعا ميکنند ولي دعاي آنان مستجاب نميشود».
مکتب اسلام تنها براي خودسازي فردي نيست بلکه اسلام اصلاح جامعه را هم در نظر ميگيرد. پس وظيفه ما اين است که در برابر اين منکرات با شيوه اقدام زباني و لحن ملايم و مناسب در گفتن با زبان خوش و پرهيز از برخورد فيزيکي همديگر را نهي کنيم. البته اثرگذاري امر به معروف و نهي از منکر زماني زياد خواهد بود که اولاً خود آمر به معروف و ناهي از منکر آراسته و مبري باشد. ثانياً به آنچه انجام ميدهد قلباً اعتقاد داشته باشد. به تعبير ديگر مصداق «سخن کز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند» باشد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آموزههای اسلامی بر آن است تا انسان کامل بسازد. از این رو، قرآن کتاب هدایت است و هر چند که در آن، از علوم و معارف بسیاری سخن به میان آمده است؛ اما همه آنها در راستای هدایتگری قرآن است. اگر آیات قرآنی گاه به توصیف چیزی چون نیکی میپردازد، با سبک و سیاق خاصی به طرح موضوع میپردازد تا نشان دهد که یک کتاب آموزشی صرف نیست، بلکه هدف آن تزکیه و پرورش آدمی است.
به عنوان نمونه خداوند در آیه 177 سوره بقره بر آن است تا «بر» و نیکی را معنی و توصیف کند، ولی در نهایت توصیف «بار» یعنی نیکوکار میانجامد. خداوند میفرماید: نیکی همه آن نیست که روی خویش به سوی مغرب و مشرق بکنید بلکه نیکی آن است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده و مال را با اینکه دوست دارد- یا از بهر دوستی خدا- به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و واماندگان در راه ماندگان و در راه آزادی بردگان بدهد و نماز بر پا دارد و زکات بدهد و نیز وفاداران به پیمان خویش چون پیمان بندند و به ویژه شکیبایان در بینوایی تنگدستی و رنج و سختی و به هنگام کارزار. آنانند که راست گفتند و آنانند پرهیزگاران.
در این آیه به جای توصیف و تعریف نیکی، نیکوکار معرفی میشود؛ زیرا هدف بیان یک مجموعه اصول اخلاقی صرف مانند کتب علم اخلاق نیست، بلکه تربیت و پرورش انسان اخلاقی است. از این رو محور مباحث را اشخاص قرار میدهد و میگوید نیکی آن است که شخص به خدا، روز جزا، فرشتگان، کتاب و پیامبران ایمان بیاورد و مالی را که دوست و نیاز دارد به خویشان و یتیمان و مانند آنها انفاق کند و کارهای دیگری انجام دهد که در آیه آمده است.
خداوند بصراحت در قرآن هدف بعثت و فلسفه آن را تعلیم و تزکیه دانسته است. (بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه 2) بنابر این، آنچه مهم است همان اتمام مکارم اخلاقی و تزکیه نفوس است که خدا و پیامبر(ص) بر آن تاکید دارند؛ چرا که انسان بدون روشی که خداوند به عنوان صراط مستقیم ارائه داده و بدون تصرفات پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نمیتواند به تزکیه دست یابد و خودش را پاک و پاکیزه از نواقص و عیوب کرده و به کمالات بایسته و شایسته بیاراید. (نور، آیه 21)
از همین آموزههای وحیانی قرآنی به سادگی دانسته میشود که انسانسازی با کار و دانش، شدنی است؛زیرا انسان با علم و معرفت، حقایق را دریافت کرده و با کار و تلاش آن را در خود نهادینه میکند و علم و دانش را جزو جوهر ذات خویش قرار میدهد.آموزههای اسلامی بر آن است تا مهارتهایی را به انسان بیاموزد که با آن خود را به کمال برساند و نواقص و عیوب را از خود برطرف سازد. البته برخی از مهارتها در زندگی انسانی بسیار مهم و اساسی است و باید انسان بیشتر به آنها توجه یابد و درکسب و تحصیل آنها بکوشد. این مهارتها موجب میشود تا زندگی انسان آسانتر و بهتر باشد و بهتر بتواند به اهداف و مقاصد خودش برسد. سبک زندگی اسلامی بر آن است که این مهارتها را آموخته و در سرشت آدمی نهادینه شود.
برخی از مهارتهایی که در زندگی کسب آنها ضرورت دارد عبارتند از:
مهارتهای بین فردی
انسان به هر دلیلی چون تسخیر و عاطفه و استخدام و مانند آنها در دنیا نیازمند دیگری است و بدون دیگری نمیتواند زندگی کند. خداوند در قرآن بیان میکند که ساختار دنیا این گونه است که برخی را مسخر برخی دیگر قرار داده تا امورات یکدیگر را پیش برند. خداوند در آیه 32 سوره زخرف بصراحت از تسخیر و استخدام به عنوان علت اصلی اجتماع سخن گفته و میفرماید: آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما وسایل معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضی دیگر قرار دادهایم تا بعضی از آنها بعضی دیگر را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان میاندوزند بهتر است.
در آخرت انسانها به صورت فردی وارد میشوند (مریم، آیه 95) هر چند که مجموع میشوند (واقعه، آیه 50؛ هود، آیه 103)، ولی اجتماع تشکیل نمیدهند؛ زیرا نیازی به دیگری ندارند تا براساس ضوابط با روابط و به تعبیر قرآن «بیع و خله» (بقره، آيه 254) با بستن قرارداد و یا روابط دوستانه و خویشاوندی نیازهای یکدیگر را برآورده سازند؛ اما انسان در دنیا برخلاف آخرت نیازمند دیگری است اینجاست که روابط بین فردی به عنوان یک مهارت خود را نشان میدهد.
خداوند در آموزههای قرآنی بر کسب مهارت بین فردی تاکید دارد و از انسانها میخواهد یاد بگیرند چگونه در اجتماع زندگی و رفتار کنند. اصولا قوانین و احکام اسلامی برای تبیین کسب مهارتهای بین فردی چون همکاری و مشارکت تاکید دارد.همکاری و مشارکت نه تنها در مسائل عبادی محض چون حج نماز، بلکه در امور دیگر مانند کسب تقوا و تزکیه و پرورش انسانهای خوب و نیک و نیز نیکوکاری مورد تاکید است. خداوند میفرماید: وتعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان و اتقوا الله ان الله شدید العقاب؛ و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدی دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سختکیفر است. (مائده، آیه 2)
از دیگر موضوعات این مهارت، اهتمام و اعتماد به گروه است. اصولا امت به معنای گروه معتقد به هدف و روش خاص است. امتها براساس اعتقاد به هدفی خاص است که دور هم گرد میآیند. امت اسلام یا اهل ایمان از واژگان پرکاربرد در قرآن است. خداوند از مومنان میخواهد هم در کارها به یکدیگر یاری رسانند و هم به یکدیگر اعتماد کنند. اعتماد به مؤمن به عنوان برادر دینی، به شخص این امکان را میدهد تا در یک فضای سالم و در امنیت و آرامش کامل بتواند اهداف خویش را پیش برد.در آیات و روایات بر اموری چون اصالت صحت و اصالت برائت و مانند آنها تأکید بسیاری شده است. اینها بستر و فضای مناسبی را فراهم میآورد تا افراد بتوانند به دیگری اعتماد کرده و در یک فضای امن روحی و روانی به فعالیت بپردازند.
در اسلام روابط بین فردی براساس اصول و معیارها و شاخصهایی تنظیم میشود. درک و تشخیص هر یک میتواند به بهبود ارتباطات بینجامد. روابط میان خویشان براساس «الاقرب فالاقرب» سامان مییابد و این گونه است که در ارث طبقات اول تا سوم مطرح میشود. همین معیار، مهمترین اصل در تبیین و تعیین حدود سبز تا قرمز ارتباط است. همچنین ارتباط با دوستان باید در همین چارچوب سامان یابد و با دوستانی که اعتماد بیشتری داریم بهتر میتوانیم کار کنیم. البته باید خطوط قرمز ارتباط میان فردی شناخته شود و براساس آن عمل کرد؛ زیرا با دوست باید چنان رفتار کرد که اگر دشمن شد همه اسرار تو را نداند و با دشمن نیز چنان دشمنی کرد که جایی برای دوستی گذاشته شود.
مهارت مقابله با هیجانات
از دیگر مهارتهایی که انسان بدان نیاز دارد، مهارت مقابله با هیجانات شدید عاطفی است. انسان به طور طبیعی هر روز دچار انواع و اقسام هیجانات میشود. هیجاناتی از قبیل ترس، خوشحالی، اندوه، خشم و مانند آن تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی اتفاق میافتد.هرکسی باید نسبت به هیجانهای خود و دیگران شناخت داشته باشد؛ زیرا آگاهی و معرفت نسبت به هیجانات به انسان کمک میکند تا راههای مدیریت و مهار و مقابله را نیز بیاموزد و هیجانات خویش را در راستای کمالیابی به کار گیرد. در آموزههای قرآنی براساس اصل پیش گفته تزکیه و پرورش انسانهای کامل، همواره هیجانات و عوامل و آثار آن مورد توجه بوده و حتی دستورها و راههایی برای مهار و مدیریت و بهرهوری از هیجانات بیان شده است؛ زیرا هیجانها با احساسات، تفکر و رفتار ما ارتباط دارند و زندگی دنیوی و اخروی ما را تحتتأثیر مستقیم و شدید خود قرار میدهند.
در آیات قرآن و آموزههای اسلام، راههای مقابله با هیجاناتی چون ناکامی، خشم، بی حوصلگی، ترس و اضطراب و مانند آن بیان شده است.خداوند در آیاتی از قرآن به عنوان نمونه راههای مقابله با هیجانهای شدید خود و دیگران مانند هیجان خشم را بیان میکند و میفرماید چگونه انسان میتواند خشم خویش را مهار کرده و آن را فرو خورد. آگاهی نسبت به مصیبتها و علل و عوامل آن و اینکه هر مصیبتی در زندگی انسان بر اساس حکمت و مشیت الهی است به آدمی کمک میکند تا آنها را مهار کند (حدید، آیات 22 و 23)
مهارت حل مسئله
انسان در زندگی روزانه خویش همواره با مسائلی مواجه است. این مسائل کوچک و بزرگ زمینه رشد و بالندگی انسان را فراهم میآورد. هر مسئله باید برای انسان یک ظرفیت کمالآفرین و کمالبخش باشد. بنابراین باید آن را شناخت و راهحل آن را یافت.خداوند در قرآن بیان میکند که ابتلائات و مصیبتها و مشکلات در زندگی دنیوی انسان برای کمالآفرینی اوست. لذا نباید از مسائل و طرح آنها فرار کرد بلکه باید آنها را نعمتی از سوی خداوند دانسته و به استقبال مسئله رفت و برای حل آن تلاش کرد.
خداوند کسب مهارتها را در زندگی براساس حل مسئله، بسیار مهم و اساسی میداند؛ زیرا این امور شخص را به توانایی میرساند که بتواند ضمن کمالیابی، مشکلات خود و حتی دیگران را حل کند. خداوند میفرماید: و یتیمان را بیازمایید تا وقتی به سن ازدواج برسند، پس اگر در ایشان رشد فکری یافتید، اموالشان را به آنان ردکنید و آن را از بیم آنکه مبادا بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید و آن کس که توانگر است باید از گرفتن اجرت سرپرستی خودداری ورزد و هرکس تهیدست است باید مطابق عرف از آن بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید برایشان گواه بگیرید، خداوند برای حسابرسی کافی است (نساء، آیه 6).
از این آیه به دست میآید که نه تنها کسب مهارت حل مسئله از طریق قرار گرفتن در مسائل و ابتلائات و آزمونها مهم است بلکه یکی از راههای تربیت و پرورش کودکان و دیگران قرار دادن آنان در مشکلات و مسائل است تا بتوانند با فکر و عمل خویش، آن را حل کرده و آمادگی برای مسئولیت فردی و اجتماعی مهمتری چون ازدواج و تشکیل خانواده را به دست آورند.تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق آن زمانی شدنی است که شخص در آن قرار گیرد و با تکرار و تجربه، بر دانش و کار خویش بیفزاید. البته شرایط به او میآموزد که در زندگی اجتماعی نیازمند کمک دیگران است و میآموزد که باید درخواست کمک داشته باشد و براساس آیه 2 سوره مائده و مانند آن عمل کند. همچنین زندگی و مسائل به او میآموزد که گاه باید مصالحه کند و مصالحه را راهی برای حل تعارض بداند (انفال، آیه 1).
البته برای کسب مهارت حل مسئله باید از تجربیات دیگران استفاده کند و در عصر حاضر باید آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات را در نظر داشته باشد. همچنین در فرآیند زندگی خواهد آموخت که برخی از راه حلهایی که به دست آورده مشترک است و برای دیگران نیز کاربرد دارد.
مهارت خودآگاهی
یکی از مهمترین مهارتها در زندگی، مهارت خودآگاهی است. به این معنا که انسان باید نسبت به خود آگاهی داشته باشد. این آگاهی شامل آگاهی از نقاط قوت و ضعف است. خودآگاهی، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواستهها، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولاً پیش شرط ضروری و روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.
خداوند در قرآن یک تصویر واقعی از انسان و تواناییها و ضعفهای عمومی او ارائه دهد. اینکه در آیات قرآن بیش از پنجاه نقص چون ظلوم و جهول به انسان نسبت داده شده (احزاب، آیه 72) و یا به انسان یادآور میشود که او خلیفه خداوند و دارنده علمالاسماء (بقره، آیات 30 و 31) است، برای این است که انسان نسبت به خود، آگاهی داشته باشد و ضعفها و قوتهای خویش را بشناسد.وقتی انسان تصویری واقعی از خود داشته باشد، مانند انسان غربی به خود محوری به جای خدا محوری نمیرود و میداند که انسان موجود فقیرذاتی است که نمیتواند بدون وحی و شریعت الهی راه خویش را بیابد و در مسیر درست زندگی قرار گیرد.
بنابراین، تصویر خود واقع بینانه نقش اساسی در زندگی انسان دارد؛ زیرا میتواند با این آگاهی تواناییهای خویش را به کار گیرد و از ضعفهای خود پرهیز کرده و آن را جبران کند.همچنین آگاهی از حقوق و مسئولیتها میتواند در این امر بسیار راهگشا و مهم باشد. از همین رو خداوند در آیه 25 سوره حدید بیان میکند که هدف از بعثت، آگاهی بخشی به انسان نسبت به حقوق و مسئولیتهای اوست؛ زیرا در این صورت است که میتواند قیام به قسط کند و خواهان عدالت برای خود و دیگران باشد و راه کمال را در پیش گیرد.
در همین رابطه شناخت ارزشها و توضیح و تبیین آنها نیز مهم است؛ زیرا با شناخت ارزشها در مسیری گام برمیدارد که از ضد ارزشها دور شود و به کمالات دست یابد. بخش اعظمی از آموزههای قرآنی برای تبیین ارزشهایی چون ارزش آخرت نسبت به دنیا و مانند آن است.
دیگر مهارتهای ضروری در سبک زندگی اسلامی
در آموزههای وحیانی اسلام به مهارتهای تفکر خلاق برای تحقق تفکر مثبت، یادگیری فعال با جستجوی اطلاعات جدید، ابراز خود در میان جامعه، تشخیص حق انتخابهای دیگر برای تصمیمگیری و تشخیص راه حلهای جدید برای مشکلات توجه شده است. از آنجا که این نوع تفکر، هم به مسئله و هم به تصمیمگیریهای مناسب کمک میکند، اسلام به آن توجه خاصی مبذول داشته است. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسئله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشوند.
مهارت تصمیمگیری از دیگر مهارتها در سبک زندگی اسلامی است. خداوند به پیامبر(ص) آموزش میدهد که چگونه تصمیمگیری کند. چنان که میفرماید: به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مهر] شدی و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست میدارد (آل عمران، آیه 159).
از این آیه و آیات دیگر به دست میآید که تصمیمگیری باید فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق و ارزیابی دقیق موقعیتها باشد که از طریق مشاوره و مانند آنها به دست میآید. همچنین تصمیمگیری باید به قصد تعیین اهداف واقعبینانه انجام گیرد و در آن برنامهریزی و نیز پذیرش مسئولیت اعمال خود مورد تأکید قرار گیرد. از این رو سخن از عزم و تصمیم است. البته باید آمادگی برای تغییر دادن تصمیمها برای انطباق با موقعیتهای جدید نیز در دستور کار قرار گیرد؛ چنان که خداوند در آیه 16 سوره انفال برای نمونه درباره عقبنشینی تاکتیکی به عنوان یک ساز و کار سخن به میان میآورد.
مهارت تفکر انتقادی نیز در آموزههای قرآنی مورد تأکید است. اینکه انسان نسبت به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها، نگرشها و رفتار، ادراک داشته باشد و نسبت به نابرابریها، پیشداوریها و بیعدالتیها آگاه باشد و بداند که دیگران همیشه درست نمیگویند و خود باید در برابر اعمال و رفتار و گفتارش مسئول و پاسخگو باشد (اسراء، آیه 36؛ ق، آیه 18)
تفکر انتقادی به عنوان یک مهارت هر چند به معنای توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است اما آموزش این مهارت، شخص به ویژه نوجوانان را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانههای گروهی مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بمانند.مهارت مقابله با اضطراب، نیز مهارتی است که در آیات قرآنی بیان شده است. ما در بخش مهارت مقابله با هیجانات به آن اشاره داشتیم. اینکه انسان بداند چگونه در موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند خودش را مهار و مدیریت کند و در مقابل فشارها و موقعیتهای دشوار چون فقدان، طرد، انتقاد خود را مدیریت کند و بدون استفاده از مواد به آرام کردن خویش بپردازد و فشار را با صبر و حلم بکاهد و بر مشکل بیفزاید و وقتشناس باشد و آن را تنظیم و مدیریت نماید، از اموری است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است. به هر حال توانایی مقابله با استرس و اضطراب و دلنگرانی و تشویش از اصول اساسی است که در مهارت زندگی باید آموخت؛ زیرا این توانایی که شامل شناخت استرسهای مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد و نیز شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان است، فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضعگیریهای خود فشار و استرس را کاهش دهد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ما جامعه ايراني به کشوري معروف هستيم که خاستگاه امنيت است؛ يکي از دلايل اصلي که ما را به اين سمت سوق داده است مسلماً به انتخاب دين اسلام و اينکه زير سايه اهل بيت عليهم السلام هستي، مربوط مي شود. اسلام دين رسول خدا (ص) و به دنبال آن خوش خلقي است. با اين وجود از ما همچنان انتظار مي رود امانتدار اين دين در سايه صفاتي همچون امر به معروف و نهي از منکر که برايمان تفهيم شده، استوار بمانيم. مقام معظم رهبري، امام خامنه اي در اين زمينه فرمودند: «همه بايد امر به معروف و نهي از منکر کنندامروز امر به معروف و نهي از منکر، هم مسئوليت شرعي و هم مسئوليت انقلابي و سياسي شماست.مسئله امر به معروف و نهي از منکر مثل مسئله نماز، ياد گرفتني است و شما بايد برويد و مسائل آن را ياد بگيريد.»
امر به معروف و نهي از منکر، هر کنش و واکنش فردي يا جمعي است که فرد و جامعه را به سعادت و آرامش سوق مي دهد و منکر، غير آن است،بي شک شناخت معروف و منکر و مصاديق آن و نيز درک عالمانه از راه هاي درمان آن و دانايي نسبت به ريشه ها و علل، اولين شرط امر و نهي است وگرنه اقدام جاهلانه، تخريب و تهديدش به مراتب فزونتر از ترک آن مي تواند باشد.متاسفانه بهانه اي در بين برخي از اهل ايمان رواج پيدا کرده که احتمال تاثير را در امر و نهي منتفي دانسته و شانه از زير بار مسئوليت خالي مي کنند در حالي که نه تنها احتمال تاثير کم هم رافع تکليف نيست بلکه بايد يا بررسي شود و يا مطالعه و اتخاذ شيوه ها و رويکردهاي صحيح، ميزان تأثير را بالا برده و با استفاده از توان جمعي، فرد آلوده به منکر را به آگاهي و دانش لازم نسبت به عيوب عملش، رهنمون سازيم.
برخي از آمرين و ناهين نيز ذره بين به دست در پي عيوب ديگران برآمده و حتي با خطاکاري که از روي غفلت و چه بسا بر حسب اتفاق، مرتکب عمل زشتي شده است، رفتاري به زعم خودشان بازدارنده دارند، در حالي که مهر و عطوفت و نصح و خيرخواهي نسبت به اين چنين خطاکاراني، خود بهترين راه بازگشت و بيدار ساختن وجدان خفته آنان است. بسياري از متدينين نيز به بهانه ضرر و زيان، تارک اين دو فريضه بي بديل شده اند، در حالي که تحقق اين دو فريضه بزرگ در جامعه، ثمره و بلکه ثمرات بسياري به دنبال خواهد داشت. البته ترديدي نيست که ترک امر به معروف و نهي از منکر، خساراتي بر پيکره دين و زندگي مردم وارد مي سازد که کم و بيش ضررهاي شخصي و فردي، قابل مقايسه با آن نمي باشد.
نکته بسيار مهمي که معمولا از آن غفلت مي شود، تقدم امر به معروف بر نهي از منکر است، بدين معنا که در سامانه تربيتي دين، اشاعه و دعوت ديگران به خوبي ها و زيبايي ها، به مراتب مقدم است بر نهي آنان از بدي ها و نازيبايي ها و چه بسا يکي از موثرترين راهکارهاي مديريت ديني در سطوح گوناگون، تشويق خوب ها بر خوبي هايشان مي باشد که غفلت از اين امر، مجال را بر تاخت و تاز بدان و بدي هايشان فراهم مي نمايد.
آيات بسياري مستقيم و غير مستقيم به اين امر ضروريِ حيات اجتماعي بشر پرداخته اند از جمله اينکه در سوره مائده آيات 78 و 79 به صراحت زبان به لعن و نفرين گروهي گشوده که ترک نهي از منکر کرده بودند و به بياني بدي هاي موجود جامعه آنان را آزرده خاطر نمي کرد.در روايات اهل بيت عليهم السلام به فراواني به اين موضوع و ابعاد گوناگون ان از جمله ويژگي هاي آمر و ناهي، رابطه دين و دينداري با اين دو فريضه بزرگ و نيز آثار هر يک پرداخته شده است؛ امام پنجم شيعيان فرمودند: امر به معروف و نهي از منكر، راه انبياء (ع) و روش صالحان است، فريضه بزرگي است كه فرايض ديگر به وسيله آن اقامه مي شود و راه و روش انسان را مصون از خطا و كسب و كار او را حلال مي كند، ستم ها را جبران و زمين را آباد مي سازد، به وسيله اين فريضه از دشمنان، عدالت وانصاف خواسته مي شود و همه امور استوار و در مسير درست قرار گيرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بسیاری از زنان ایرانی استفاده از چادر را به عنوان حجاب اسلامی می پسندند اما بخاطر دردسرهای نگه داشتن و کنترل آن بر روی سر، از آن فاصله می گیرند.در این بین یکی از اوقاتی که حقیقتاً حفظ چادر در آن سخت می شود هنگام مهمانی ها و مخصوصاً به عنوان میزبان است. وقتی که در یک آشپزخانه اپن و در معرض دید نامحرم بخواهید با حجاب کامل آشپزی نموده و مقدمات پذیرایی را آماده کنید یا هنگام پذیرایی بخواهید حجاب خود را حفظ کنید بسیار سخت می شود.لازم به ذکر است که کنار گذاشتن حجاب چادر توسط بانوان دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی دارد که بررسی آن ها در این مجال نمی گنجد. در این نوشتار تنها سعی شده است راه کارهایی را برای مدیریت بهتر استفاده از چادر و رعایت حریم محرم و نامحرم در مهمانی ها ارائه دهیم.
آیا تاکنون از چادر های مدل دار در مهمانی استفاده کرده اید؟
بهترین و مطمئن ترین راه برای اینکه هم از چادر استفاده کنید و هم دغدغه حفظ پوشش کامل را در حین کار نداشته باشید این است که یک چادر مدلدار مخصوص مهمانی تهیه کنید. مدل چادر بستگی به سلیقه هر فرد متفاوت است اما در کل باید مدلی را تهیه نمایید که با توجه به کارهایی که یک خانم در هنگام مهمانی دارد مناسب باشد. برای مثال مدل عربی برای این کار مناسب نیست. علاوه بر این استفاده از چادر مدل دار برای وقتی که مهمان هستید نیز بسیار مناسب است مخصوصاً برای بانوانی که کودک خردسال دارند و در حین مهمانی باید به امورات کودک خود نیز رسیدگی کنند.
می توانید از کش برای چادرتان استفاده کنید
اگر تهیه یک چادر رنگی مدل دار فعلاً برایتان مقدور نیست و یا استفاده از آن را در مهمانی نمی پسندید، می توانید مانند چادر مشکی، از کش چادر استفاده کنید، یعنی برای همین چادر رنگی سنتی که در حال حاضر در مهمانی از آن استفاده می کنید، کش بدوزید. شاید در ابتدا کمی برایتان سخت باشد و به نظر زیبا و شکیل نیاید ولی کافیست آن را یک بار امتحان کنید. هیچ معیاری برای اینکه کش چادر را برای چادرهای رنگی نتوان استفاده کرد وجود ندارد، پس به راحتی می توان آن را بکار برد. این روش نه تنها از زیبایی و شکیل بودن چادر نمی کاهد بلکه به آن آراستگی بیشتری نیز می دهد و به دلیل ایستایی آن بر روی سر نه تنها به خودتان اعتماد به نفس بیشتری می دهد بلکه شما را در نظر دیگران نیز بانویی با اعتماد بنفس بیشتر نشان می دهد. با این کار شما می توانید دیگران را نیز ترغیب به استفاده از ابزارهایی برای استفاده راحت تر از چادر نمایید.
درانتخاب جنس چادر و روسری دقت کنید
هنگامی که برای یک مهمانی چادر و روسری خود را انتخاب می کنید، مهم تر از اینکه به زیبایی آن توجه داشته باشید باید در انتخاب سایز و جنس روسری و چادر دقت نمایید. برای مثال اگر از چادر بدون کش استفاده می کنید باید حتماً جنس روسری شما نخی باشد تا ایستایی بهتری با چادر داشته باشد، در غیر اینصورت بدلیل اینکه چادر از روی روسری لیز می خورد، نه تنها شما را کلافه خواهد کرد و از ساعات مهمانی کمتر لذت می برید بلکه در نظر دیگران و به خصوص دختران جوان تر اینطور جلوه می کنید که با چادر خود راحت نیستید و دائماً دردسر دارید.
بطور کلی وقتی شما میزبان هستید بهتر است از روسری هایی با جنس نخی استفاده کنید که کنترل و ایستایی آن با چادر بسیار راحت تر است اما هنگامی که شما مهمان هستید، می توانید از روسری های مجلسی تر نیز استفاده کنید زیرا فعالیت شما کمتر است و راحت تر می توانید پوشش خود را حفظ کنید، اما در اینجا باید به جنس چادر خود نیز توجه کنید چرا که اگر چادرتان نخی نباشد حتی اگر بهترین و زیباترین روسری را هم سر کرده باشید، باز نمی توانید آن را به راحتی حفظ کنید.
با مانتو و روسری هم می توان حجاب کامل داشت
اگر شما در مهمانی ها از چادر استفاده نمی کنید، می توانید از مانتو و روسری با شرایط خاصی استفاده نمایید. مانتوهایی که امروزه در بازار وجود دارد هیچ یک، حجاب کامل مبنی بر پوشش کامل حجم بدن را تأمین نمی کنند و اگر شما بخواهید از مانتو به عنوان حجاب کامل استفاده کنید می بایست خودتان در صدد دوخت و تهیه مانتویی با ویژگی های اسلامی باشید.همچنین شایسته است از روسری های قواره دار استفاده کنید که به پوشاندن حجم بدنتان نیز کمک کند. گره زدن روسری نمی تواند حجاب کامل را رعایت کند بلکه باید از شیوه های بستن روسری مانند لبنانی یا سنتی استفاده کنید تا دنباله روسری روی سینه ها بیفتد و آن ها را بپوشاند.
حجاب شما در مهمانی باید راحت و روان باشد
به طور کلی پوشش یک خانم محجبه در مهمانی باید به گونه ای باشد که برای دختران نوجوان و جوان و حتی دختربچه ها نمونه و الگویی برای استفاده کاربردی از چادر باشد. وقتی برخی بانوان در استفاده از چادر تمهیدات و ابزارهای لازم را بکار نمی برند و در استفاده از آن دچار دردسر و کلافگی می شوند، اولین اثر منفی را بر دختران کوچکتر و حتی کسانی که از چادر استفاده نکرده اند، می گذارد. وقتی به عنوان یک بانوی محجبه از چادر استفاده می کنید باید کنترل این پوشش آنچنان در دستان شما باشد که یک بیننده احساس نکند شما با چادرتان راحت نیستید و به سختی آن را حفظ کرده اید.
فضای خانه را مدیریت کنید
در صورتی که آشپزخانه شما “اپن” است بهترین راه این است که یک پرده برای پوشش آن نصب کنید. محل نشستن مهمانان خانم و آقا را در منزل طوری مدیریت کنید که فضای آشپزخانه و محدوده ای که شما به عنوان کدبانوی خانه در رفت و آمد هستید، کمتر در معرض دید نامحرمان باشد.آینه ها را در خانه طوری قرار دهید که تصویر شما را در محدوده ای که بیشتر حضور دارید نمایان نکند و در معرض دید نامحرم قرار ندهد تا در حین کار از آرامش بیشتری برخوردار باشید.
پذیرایی از مهمانان را به آقایان بسپارید
در یک مهمانی اگر شما میزبان هستید، منطقی ترین راه این است که مسئولیت پذیرایی از مهمانان را به آقایان بسپارید. سفره انداختن و جمع کردن و پذیرایی های اولیه و غیره همگی می بایست توسط آقایان انجام بگیرد. در بسیاری از خانواده های متدین و مقید به حجاب، این وظیفه بر عهده ی مردان خانواده است و همگی از این تقسیم مسئولیت در مهمانی راضی هستند.بطور کلی شایسته نیست یک خانم محجبه برای پذیرایی از مهمانان مرد اقدام کند. پذیرایی توسط بانوان محجبه در مهمانی ها نه تنها ضرورتی ندارد بلکه شایسته نیست که از نظر حفظ حریم محرم و نامحرم، زن خود را در معرض دید نامحرم برای امری غیر ضروری قرار دهد.
چگونه سر سفره حریم ها را حفظ کنیم؟!
هنگامی که می خواهید برای صرف غذا دور سفره بنشینید، بهتر است محل نشستن زنان و مردان را طوری مدیریت کنید که خانم ها در یک طرف سفره و آقایان در طرف دیگر سفره بنشینند، بطوریکه زنان روبروی زنان و مردان روبروی مردان قرار بگیرند. برخی خانواده ها اصرار دارند که همسران کنار یکدیگر بنشینند، اگرچه در هنگام صرف غذا این موضوع ارجحیتی ندارد اما اگر بخواهید این روش را نیز داشته باشید حتی الامکان سعی نمایید که محارم روبروی یکدیگر قرار بگیرند تا در هنگام صرف غذا هم خانم ها و هم آقایان کمتر معذب شوند و این برای حفظ حریم ها شایسته تر است.
استفاده از چادر مناسب
اگر می خواهید این فرهنگ را به تازگی در خانواده خود رواج دهید، هیچ گاه نباید همه را ملزم کنید که این نوع نشستن کنار سفره را رعایت کنند، بلکه باید ابتدا با کسانی که مثل شما می خواهند این حریم ها را حفظ کنند شروع نمایید و با هماهنگی هم در نشستن دور سفره را در مورد خود اجرا کنید. در یک جمع فامیلی وقتی چند خانواده بخواهند اینگونه باشند به تدریج این نوع فرهنگ ها رواج می یابد و کسی دل آزرده نخواهد شد.
ساعاتی از مهمانی را تفکیک نمایید
بهتر است ساعاتی از مهمانی را زنان و مردان در فضایی جداگانه سپری کنند، برای مثال یک اتاق که کاملاً محفوظ باشد را برای حضور خانم ها و دور هم نشینی آنان در نظر بگیرید.گفتگوها، شوخی ها و خنده ها که خانم ها در جمع های خود دارند، نباید در معرض نامحرمان صورت بگیرد. این برای حفظ حریم محرم و نامحرم شایسته تر است لذا تفکیک مهمانی برای زنان و مردان برکات زیادی خواهد داشت که یکی از نتایج آن تربیت غیر مستقیم نوجوان و جوانی است که در مهمانی حضور دارد زیرا می بیند که در خانواده و اطرافیانش بین زنان و مردان حریم بخصوصی وجود دارد و در عین اینکه حریم ها حفظ می شود لحظات شاد و با نشاطی را نیز می توان سپری کرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امروزه وقتي مسئله ازدواج در خانواده ها و در ميان جوانان مطرح مي شود غالباً به جاي اينکه به ضرورت اين امر فكر بكنند،تصوري مبهم و در واقع کوهي از مشکلات و موانع در مقابل ديدگانش مجسم مي گرددازدواج سالم و ساده بر اساس مباني اخلاقي و ديني توصيه شده است؛ بنابراين شناسايي آداب و رسوم مشکلآفرين و دست و پاگير و فرهنگسازي به منظور کاهش آنها از اهميت زيادي برخوردار است.
در حال حاضر جامعه ايران درحال گذار از جامعه سنتي به مدرن است. متاسفانه جامعه مدرن مشکلاتي دارد که از جمله آنها ميتوان به افزايش آمار طلاق اشاره کرد؛ اما ما بايد شرايط خود را بشناسيم، بر اساس آن مسئله يابي کنيم و با توانمندسازي جوانان مشکلات پيش رو در حوزه ازدواج را کاهش دهيم. شغل مناسب، مسکن، تهيه لوازم ازدواج و ... همه عواملي هستند که دختر و پسر آن را براي ازدواج ضروري ميدانند.
امروز يک پسر عقيده دارد که بايد خانه و شغل داشته باشد تا بتواند زن بگيرد و دختران هم انتظار دارند براي شروع زندگي همه چيز داشته باشند.اگرچه توقعات جوانان بالا رفته، اما حتي اگر جوانان هم بخواهند ازدواج ساده و آساني داشته باشند، گاهي سختگيري خانوادهها مانع ميشود.برخي جوانان شجاعت و جسارت ازدواج را دارند،مشکل اين است که ديگران مشکلات ازدواج را براي آنها بزرگنمايي ميکنند.ترس از طلاق و پيامدهاي ناشي از آن از ديگر دلايل بالا رفتن سن ازدواج است.
با توجه به بالا رفتن آمار طلاق، جوانان نگران هستند که ازدواج ناموفق و پس از آن طلاق داشته باشند و به همين دليل ترجيح ميدهند ازدواج نکنند.همچنين امروزه دختران ما تلاش دارند با تحصيل در مدارج بالا به جايگاه اقتصادي و اجتماعي بهتري برسند و به همين دليل ازدواج را به بعد موکول ميکنند. با بالا رفتن سن ازدواج علاوه بر آسيبهاي اجتماعي که متوجه خود جوانان است، ميزان مواليد هم کاهش يافته و جمعيت کشور به سمت رشد منفي ميرود.براي حل اين مشکل بايد کم کم فرهنگسازي و برنامهريزي را از رسانهها، مراکز آموزشي و مراکز تبليغاتي آغاز کرد تا ژست ازدواج نکردن از بين برود.
.ازدواج قراردادي بين دو جنس است که با حداقل استقلال و فرديت بسته ميشود. برخي جوانان به استقلالهاي لازم به ويژه در زمينه اقتصادي و اجتماعي نرسيدهاند اما ازدواج ميکنند و زير چتر حمايتي خانواده مراحل تحصيلي و حتي دستيابي به استقلال اقتصادي را طي ميکنند سپس زندگي خود را به صورت مستقل تشکيل ميدهند.ازدواج رابط اي دو نفره است که اگر به خوبي با هم ارتباط برقرار کنند احتمال موفقيت زندگي مشترک آنها افزايش مييابد. نحوه مواجهه همسر با خبر موفقيت همسرش اهميت زيادي دارد. بهتر است او پس از شنيدن اين خبر خوشحالي خود را ابراز کند و به همسرش اجازه دهد تا با بازتعريف اتفاقي که موجب خوشحالي او شده است، هيجان مثبت ناشي از موفقيت را دوباره تجربه کند.
پژوهشها نشان داده است اين گونه رفتارها عامل مهمي در افزايش رضايت زندگي زناشويي است.با گذشت زمان و تغيير سبک زندگي، ازدواج به مرور از اولويت زندگي جوانان خارج ميشود که بايد با برنامهريزي اين مسير را تغيير داد. سبک زندگي ارتباط مستقيمي با فرهنگ دارد و تا زمانيکه ما تعريف درستي از سبک زندگي ايراني - اسلامي توسط متوليان فرهنگ در جامعه عرضه نکنيم مشکلات در اين حوزه پا برجا خواهد بود.
ورود سبک زندگي غربي و کمرنگ شدن سبک زندگي اسلامي موجب بروز مشکلات زيادي در جامعه شده است؛ بهطوريکه بسياري از باورها و سنتها ديگر جايگاهي در جامعه کنوني ندارد.عوامل مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجب تغيير سبک زندگي در جامعه شده است،خانواده تا چند دهه گذشته از جايگاه ويژهاي برخوردار بود و بسياري از تصميمات مهم در اين کانون با همفکري و مشارکت اعضاي آن گرفته ميشد، اما متاسفانه با کنار گذاشتن فضاي جمعي و انتخاب زندگي بهصورت فردي، خانواده صرفا در داستانها حضور خواهد داشت.در منطق اسلام جامعه سالم مساوي با خانواده سالم است.انسان سالم محور توسعه پايدار است اما کليت اين موضوع از سوي اسلام مورد قبول نيست و انسان بدون خانواده بي هويت است و اسلام او را نمي پذيرد.اصلاح جامعه بايد از خانواده ها شروع شود و تمام سازمان هاي اجتماعي در خدمت خانواده ها قرار گيرند
سبک زندگي جديد در اولين قدم به خانواده ضربه ميزند؛ زيرا خانواده است که به فرد ريشه و هويت ميبخشد، اما با کنار رفتن اين نهاد، فرد در سرگرداني محض در خصوص تصميمات آينده خود بهسر ميبرد و ازدواج بهعنوان مسيري که فرد را ازبلاتکليفي خارج ميکند، فراموش ميشود.در حال حاضر دستگاههاي فرهنگي زيادي در کشور فعال هستند که سالانه با صرف بودجههاي زياد در اين زمينه خدماتي ارائه ميدهند، اما کافي نيست، چرا که هر روز شاهد آسيبهاي فرهنگي در کشور هستيم.
آمارها نشان مي دهد که نوک پيکان آسيبهاي اجتماعي به سمت خانواده هاست و جامعه سالم در گرو خانواده سالم و با اخلاق و با ثبات است به همين دليل بايد هرچه سريع تر در اين خصوص برنامه ريزي کرد.متاسفانه هيچ زماني آمارهاي دقيقي از آسيبهاي اجتماعي مختلف از سوي نهادهاي ذيربط ارائه نمي شود و همين باعث عدم برنامه درست درجهت کاهش اين آسيبها شده است. دولتهاي مختلف با موضوع ازدواج و توانمندسازي جوانان به صورت ابزاري و شعاري برخورد کردهاند، در حالي که خانواده يکي از اصول قانون اساسي ماست اما هيچ متولي در ساختار دولت به صورت مستقيم ندارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ازدواج مقطعی مهم و سرنوشتساز در زندگی همه انسانهاست و انتخاب همسر نخستین گام برای آغاز آن به شمار میرود. با وجود اینکه تاکنون کتابها، مقالات، سخنرانیها و مستندها و فیلمهای فراوانی درباره این موضوع مهم عرضه شده است، اما همچنان شاهد مشکلات و نابسامانیهای فراوانی در این عرصه هستیم. متأسفانه از یک سو آمارها از رشد نرخ طلاق در کشور حکایت میکند و از سوی دیگر عوامل گوناگونی، کمرنگ شدن عواطف و سست شدن روابط صمیمانه میان همسران را موجب میشود. یکی از مهمترین عوامل بروز مشکل و اختلال در زندگی مشترک، بیتوجهی به اصول و قواعد انتخاب همسر است. امروزه تحت تأثیر شرایط جدید اجتماعی و رشد سرسامآور رسانههای مجازی نحوه آشنایی همسران و نقطههای آغازین شکلگیری ازدواج تفاوتهای زیادی با گذشته دارد. اغلب جوانان بدون مطالعه، اندیشهورزی و مهیاکردن زمینهسازیهای لازم و مفید برای انتخاب همسر، به ازدواج رو میآورند و هیجان ناشی از رابطه را جانشین تفکر و تأمل دقیق و عمیق میکنند. روشن است که دیری نمیپاید که شعلههای هیجان فرو مینشیند و زن و مرد با شخصیت واقعی یکدیگر و نیازها و انتظارات اصلی خود از ازدواج رو به رو میشوند. در این هنگام است که اختلافات، تفاوتها و تضادها سربرمیآورند و همه ظرفیتهای رابطه را در خود فرو میبرند. از این رو توجه به نگرشها، ارزشها، اصول و قواعد انتخاب همسر میتواند به شکلگیری زندگی سالم و موفق و پیشگیری از بروز تضادها و تفاوتهای گسترده و عمیق میان همسران کمک کند. در نوشتار حاضر پارهای از ملزومات انتخاب درست، آگاهانه و خردپسندانه انتخاب همسر و پیشنیازهای چنین امری تبیین شده است.
مقدمه
با جرأت ميتوان گفت که مهمترين و سرنوشتسازترين مقطع حيات ما، انتخاب همسر و تکوين زندگي مشترک است. بر خلاف دو مقطع مهم ديگر، يعني تولد و مرگ، که تا حد زيادي بيرون از انتخابها و اختيارهاي ما هستند، ازدواج و گزينش همسر، تا اندازه زيادي تحت تأثير نگرشها، ارزشها و مهارتهاي ماست. ازدواج سالم و موفق، ميتواند دريچهاي به سوي خوشبختي و آرامش و پويايي شخصيت و زندگي ما باشد؛ همچنانکه ازدواج نادرست و ناسنجيده، ممکن است بسياري از جنبههاي مثبت زندگی را دچار اختلال و آسيب کرده و سرنوشت ما را به کلي دگرگون کند. ازدواج، در حقیقت، پيوند خوردن زنجيرهاي از اهداف، ارزشها، نيازها و خواستههاست که سرنوشت تازهاي را براي زن و مرد ميآفريند و آنان را در مسيري تازه و پرفراز و نشيب وارد ميکند. بنابراين هرگونه تلاش هدفمند و حکيمانه در پدیدآمدن خردمندانه این امر، موفقيت، رضايتمندي، پويايي و سازندگی آن را تضمین خواهد کرد.
شخصیت، زادگاه انتخاب
بدون شک ازدواج، با انتخاب آغاز مي شود، امّا اين انتخاب، بيريشه و به يکباره روي نميدهد. حتي کساني که ظاهرا با يک نگاه، با چند دقيقه گفتگو، یک تصادف، ... به اصطلاح عاشق شده و دست به انتخاب ميزنند، انتخابشان ريشهدار است. ريشه اين انتخاب، در شخصيت آدمي نهفته است و اين رفتار در حقيقت ميوه درخت وجود و شخصیت ماست.
البته از اين نظر، همه رفتارهاي ما (چه خوب و چه بد، چه زشت و چه زیبا) ريشه در وجود ما دارند و ميوههاي درخت شخصيت ما به شمار میروند. قرآن کريم در تبيين اين مسئله مهم چنين ميفرمايد: «قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن هو اهدی سبیلا».(اسرا/ 84)
اي پيامبر! بگو: هرکس بر پايه شاکله شخصيتياش رفتار ميکند و خداوند داناتر است که چه کسی هدایتیافتهتر است.
رفتارهاي خوب يا بد، درست يا نادرست، زشت یا زیبا، نشاني از ميزان سلامت يا بيماري شخصيت ما دارند. بنابراين کسي که خواهان همسري پاکدامن و داراي اخلاق نيکوست، ابتدا بايد خود چنين باشد تا چنان همسري را انتخاب کند. طالب خوبان و خوبرویان، باید اخلاقهای نیک و فضیلتهای الهی انسانی را بشناسد و برای پیراستن خود از زشتیها و ناراستیها و تحقق زیباییها و خصلتهای نیکو، به تکاپو افتد و همتی مردانه از خود نشان دهد. برای رسیدن به چنین سطحی از سلامت و بالندگی شخصیت، نخستین و مهمترين گام، خودشناسي و تفکر در ابعاد مختلف شخصيت خويش است. باید در اهداف زندگي، ارزشها، باورها، نيازهایمان بیندیشیم و در این مسئله با خود صادق و روراست باشيم؛ آنچه که هستيم را صادقانه کشف کرده و ارزيابي کنيم. آنچه که هستیم را با ملاک عقل، دين و اخلاق بسنجيم و اگر کاستی و ناراستي يافتيم، شجاعانه و با همت بلند در راه تغيير آن بکوشيم. انتخابهاي ما شديداً متأثر از هدفها، ارزشها و نيازهاي ما هستند! چه بدانيم و چه ندانيم، چه بخواهیم و چه نخواهیم انسانها، بطور پنهان و نامحسوس، جذب همگنان و همسانان خود ميشوند. هرچه باورها، نگرشها، ارزشها، اهداف و خواستههای ما، متعالیتر، ارزشمندتر و خداپسندانهتر باشد، انتخابهای ما هم منطقیتر، خردمندانهتر و متعالیتر خواهد بود. کسی که تنها به دنبال ثروت، شهرت و زیباییهای ظاهری است، هرگز به دنبال ایمان، اخلاق و فضیلتهای انسانی نمیرود و از چنین افرادی سراغ نمیگیرد. در انتخاب همسر تنها به زیبایی ظاهر و مال و ثروت و موقعیت اجتماعی او مینگرد و از توجه به مسائل مهم شخصیتی و معنوی او باز میماند.
نوريان مر نوريان را جاذبند ناريان مر ناريان را طالبند
خردورزی و بهرهجستن از تجربهها
پيش نياز دیگری که براي انتخابی خوب و رضايتبخش لازم و ضروري است و بايد به جد آن را دنبال کرد، استفاده از ظرفيتهاي عقلاني و محيطي براي يافتن فرد مورد نظر است.
در اين مرحله: اولاً بايد از تمامي خصوصياتي که دوست داريد در همسر آينده شما وجود داشته باشد، تعريفی روشن و عملياتي (رفتاري) داشته باشيد. مثلا اگر به دنبال همسری پاکدامن و با اخلاق نیک هستید، برای خودتان به روشني تعريف کنيد که مقصودتان از پاکدامني واخلاق نيک چيست؟ اکتفاکردن به مفاهيم و تعاريف کلي و مبهم، گرهاي از ذهن شما نميگشايد. مثلاً ممکن است پاکدامني را به صورت عملیاتی، اين گونه تعريف کنیم: زن پاکدامن، زنی است که با مردان نامحرم در چارچوب حلال و حرام شرعي مشخص، معاشرت داشته باشد. البته اينکه چه معاشرتهايي حلال و کدام يک حرام است، بايد با مراجعه به کارشناسان ديني و کتابهاي قابل اعتماد فقهي و اخلاقي فهميده شود.
ثانياً: از ظرفيتهاي عقلي، علمي و تجربي ديگران، بخصوص مشاوران متخصص در امر ازدواج و خانواده، استفاده کنيد و خود را از اين امر بينياز ندانيد. خدمات مشاوره پیش از ازدواج در شناخت خود و شناخت مطلوب از کسی که میخواهید با او ازدواج کنید، مؤثر و راهگشاست.
امام علي(ع) ميفرمايد: من استقبل وجوه الآراء علم مواقع الخطأ(1)؛ هرکس از انديشههاي ديگران استقبال کند، خطاها را بهتر خواهد شناخت! پدر، مادر، برادر، خواهر، دوست ... هرکس به اندازه خود سهمي از تجربه و فهم دارد و ميتواند براي ما کارگشا و مفید باشد. البته مشورت و مشاورت با دیگران هرگز به معناي سپردن تصميم به آنها نيست؛ بلکه با استفاده از چنین ظرفيتهايي و تأمّل در سخنهاي درست و حکيمانه، خود ما بايد بهترينها را انتخاب و براساس آن تصميمي درست اتخاذ کنيم.
ثالثاً: از افراد عاقل بخواهيد که شما را در يافتن خانوادهاي اصيل و شريف ياري کنند. در جلسات خواستگاري تلاش کنيد صادقانه تصوير کاملاً روشن و صريحي از اهداف، ارزشها، انتظارات، نيازها و خصلتهاي شخصيتي خودتان ارائه کرده و از طرف مقابل هم بخواهيد اين گونه عمل کند؛ از کاملگرايي و در پی همسري بدون عيب و نقصبودن، بپرهيزيد که دستکم در این دنیا وجود ندارد؛ مراقب باشيد که شخصيت واقعي خودتان را با شخصيت آرماني اشتباه نکنيد. در جلسه خواستگاري بايد از آنچه هستيد، سخن بگوئید نه از آنچه دوست داريد باشيد! هرچند پس از معرفی شخصیت فعلی خودتان، سخن از آرمانها و آرزوها هم پسندیده است.
اطلاعاتي که طرف مقابل از خودش و خانوادهاش ارائه ميکند را يادداشت کرده و در فرصتی مناسب و بدون شتابزدگي از منابع مختلفي محک بزنيد؛ دوستان صميمي، هم کلاسيها، همسايهها، خويشان دور و نزديک، عروس و دامادهاي خانواده، منابع خوبي براي راستي آزمايي ادعاها و توصيفهای فرد از خودش هستند.
دانشها و مهارتهای زندگی
رفتارهای اجتماعی ما، که اغلب در چارچوب رفتارهای اخلاقی خوب یا بد ظهور میکند، همچنانکه ناشی از خصلتهای شخصیتی و الگوهای فکری- انگیزشی-رفتاری ماست، میتواند تحت تأثیر مسائل محیطی و از جمله نوع برخورد و رفتار دیگران باشد. همانگونه که میتوانیم با رفتارهای خوب و انسانی، زمینه رفتارهای خوب را در دیگران تقویت و ریشهدار کنیم، ممکن است به سبب رفتارهای بد ما، دیگران نیز با ما بد و ناخوشایند رفتار کنند. بنابر این هرکدام از زن و مرد، در محیط خانه اگر طالب رفتار و اخلاق نیک همسر است، باید بداند که بخشی از رفتارهای زیبا و کریمانه همسران، متأثر و برخاسته از رفتارهای مطلوب و سازگارانه طرف مقابل است. همسران با قدرشناسی، مهربانی، گذشت، احترام به همسر و خانواده او، تأمین نیازهای مشروع و معقول همسر، رعایت حقوق او،...در حقیقت موجبات بروز رفتارهای نیک را در همسر خود ایجاد میکنند. مطالعه، تجربهاندوزی و الگوگیری از افراد عاقل و خوشاخلاق، آموختن دانشها و مهارتهای زندگی سالم و به کاربستن آن عامل بسیار مهم در احساس خوشبختی و رضایتمندی از زندگی است. کم نیستند همسرانی که به سبب فقدان یا کمی آگاهیها و مهارتهای ضروری و مفید زندگی، رابطه خود را دچار تباهی و فروپاشی میکنند؛ در حالی که تنها با آموختن اطلاعاتی ساده و به کاربستن مهارتهایی آسان، خصوصا مهارت ارتباط مؤثر، میتوانند به زندگی دلپذیر و مطلوب خویش دست پیدا کنند. انسان باید خود را همواره نیازمند آموختن و تواناترشدن ببیند و از خودرأیی و خودمحوری بپرهیزد.
دعا، مهمترین حلقه از زنجیره موفقیت
ما انسانها، بر خلاف تصورمان، موجوداتي ضعيف و کمدان هستيم. خداوند در قرآن کريم به اين امر اشاراتي دارد: «يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنکمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا»؛(نساء / 28)انسان ناتوان آفريده شده است! «وَيَسْأَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً».(اسرا/ 85 ) از علم و دانش بهره اندکي نصيب بردهايد! از يک سو، عقل ما، علم ما، تجارب ما، ظرفيتهاي ارادي و رفتاري ما، ... محدود و از ديگر سو، خواستهها، نيازها، عوامل تأثيرگذار بر شخصيت ما، عوامل دست اندرکار جهان پيرامون ما و ... بسيار فراوان و حتي نامحدودند؛ پس در اين جهان نامحدود، با قدرت محدود نميتوان حرکت کرد و به آرمانهاي بلند رسيد، جز با پیوند خوردن به قدرت و علم نامحدود! دعا، حلقه پيوند موجود محدود و ناتوان به خداي دانا و تواناست.
در کنار همه تلاشها و تکاپوها و مسئوليتپذيريها، هرگز نبايد خود را خودمختار و بينياز از رحمت، لطف و دستگيري خداوند بدانيم. بايد بدانيم و باور کنيم که مؤثر حقيقي اوست و سر رشته همه امور در دستان تواناي او قرار دارد؛ توسل و اتصال به ارواح پاک اولياي الهي نيز در همين زمينهها معنا پیدا ميکند؛ توسل، حلقه ارتباط ما با خدا است. در روایات فراوانی وارد شده است که هرکس میخواهد ازدواج کند دو رکعت نماز بگزارد و پس از آن از خداوند بخواهد که همسری پاکدامن و مایه آرامش و خشنودی او نصیبش گرداند.(2)تکميلکننده زنجيره دعا و خواستن از خداوند، استمداد از ارواح پاک پيامبر و امامان و اولياي الهي(ع) است که ما را در رسيدن به هدفهاي ارزشمند ياري ميکند؛ در توسل، روح ضعیف و ناتوان ما به مدد ارواح قوی و تأثیرگذار اولیای الهی، حرکت کرده و بر همت، اراده، الهام و خردمندی ما افزوده میشود.
پانوشت:
1. الكافي / الكليني: 8 / 22.
2. وسائل الشيعه/ کتاب النکاح
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مهم ترين شاخصه هاي معنويت، باور به وجود خداوند سبحان، اعتقاد به معاد و تسليم در برابر فرامين الهي است. اگر اين امور به طور اعتقادي و عملي در رفتار و اعتقادات و عملکرد اعضاي خانواده وجود داشته باشد، مي توان فضاي خانواده را معنوي و روحاني دانست. امروزه با تغييراتي که در عرصه فرهنگ جهاني روي مي دهد، امور معنوي تا حدودي کمرنگ شده، گويي خانواده هاي امروز در معرض تغيير ارزش ها قرار دارند. در اين نوشتار، به بيان مهم ترين عوامل کاهش معنويت در خانواده مي پردازيم؛
الف - ضعف باورهاي ديني:
همه جهت گيري ها و اعمال انسان در زندگي، بر اساس باورها و اعتقادات اوست. اگر باورها در زندگي فردي و اجتماعي، بر اساس عقايد صحيح و در مسير اهداف آفرينش باشد، زندگي توأم با سلامت و سعادت خواهد بود. از مهم ترين اعتقادات در زندگي انسان که به طور مستقيم بر زندگي خانوادگي تأثيرگذار است، خداباوري، اعتقاد به معاد و در نظرگرفتن آموزه هاي ديني در مسائل مختلف زندگي است. بر اين اساس، مهم ترين عامل ضعف باورهاي ديني در خانواده را مي توان اين گونه برشمرد:
1- ضعف خداباوري: مهم ترين اعتقاد ديني، ايمان به خدا و احساس حضور او در تمام لحظات زندگي است. به تعبير قرآن، انسان مؤمن، همواره خدا را همراه و شاهد بر اعمال خود مي داند؛ وَنَحْنُ أقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛ و ما به او از رگ قلبش نزديک تريم. با اين بينش، تلاش مي کند همه رفتارها و زندگي خانوادگي را به سوي کسب رضايت خداوند سوق دهد. ويژگي هايي نظير توکل، صبر بر مشکلات، تسليم و رضا، همگي از آثار خداباوري در وجود انسان است که به خودي خود، فضاي خانواده را آکنده از معنويت و رابطه قلبي با خدا خواهد نمود. نبود اين اعتقاد يا ضعف آن موجب ترس از مشکلات، غم و اندوه، پناه بردن به پناهگاه هاي پوشالي و غيرخدايي مي شود؛ اما انساني که به صورت قلبي به وجود خدا و نصرت و ياري او يقين دارد، هيچ ياوري جز او براي خود نمي بيند؛ الهي وَرَبّي مَن لِي غَيرُک.
2- بي توجهي به معاد: يکي از باورهاي مهم ديني که نقش ويژه اي در توجه به مسائل معنوي در خانواده دارد، اعتقاد به زندگي پس از مرگ است. امروزه، با وجود پيشرفت هاي علمي و کاهش مشکلات زندگي، اضطراب ها و نگراني ها در خانواده ها رو به فزوني نهاده که بخشي از اين مشکلات، در اثر احساس بي هدفي و احساس پوچي در زندگي است. باور به معاد، موجب ايجاد انگيزه و تشويق افراد براي تحمل مشکلات و انجام وظايف خانوادگي و توجه به امور معنوي در فضاي خانواده است. قرآن کريم به پاداش هاي فراوان اخروي اشاره مي کند که در صورت باور قلبي به آن، افراد براي دستيابي به آن، مي کوشند تا رفتارهاي خود را در مسير رضايت الهي قرار دهند.گاهي ديده مي شود که افراد به دليل مشکلاتي نظير فقدان عزيزي يا معلوليت يکي از اعضا يا فقر اقتصادي، به گناهاني کشانده مي شوند که آنها را از صراط مستقيم دور مي کند يا لب به شکوه مي گشايند و به کفر و الحاد مي گرايند. باور به معاد در افراد موجب مي شود مشکلات دنيا را در برابر آخرت، محدود و گذرا بدانند و با بصيرت به آنها بنگرند.در عرصه خانوادگي نيز زن و شوهر به اميد ثواب الهي، صبر و تحمل مي نمايند و اين امر در فرايند استحکام بخشي خانواده بسيار مؤثر است. بر اين اساس، بايد زن و شوهر با آموزه هاي ديني آشنا شوند و خداباوري و معادگرايي را در فضاي خانواده حاکم نمايند و زندگي علي - عليه السلام - و حضرت زهرا - سلام الله عليها - را الگوي خود قرار دهند.
ب - جنگ نرم:
امروزه يکي از مهم ترين ابزارها براي تضعيف ثبات و امنيت اجتماعي و فرهنگي يک کشور، جنگ نرم است که تهديدي بزرگ به شمار مي رود؛ يعني براندازي نرم و تلاش دشمن براي تسلط کامل در ابعاد مختلف بر جامعه. درحقيقت، جنگ نرم عبارت از هر اقدام غير خشونت آميز است که ارزش ها و هنجارهاي جامعه را مورد هجوم قرار مي دهد تا در صورت پيروزي، به تغيير در الگوهاي رفتاري و خلق الگوهاي جديد منجر شود که با الگوهاي رفتاري نظام حاکم در تعارض است. حوزه تهديد در جنگ نرم، عرصه فرهنگي، سياسي و اجتماعي است و برنامه ريزي هاي موجود در آن محصول ذهن نخبگان و کارشناسان است که بيشتر از روش القا و اقناع بر ذهن و تفکر مردم تأثيرگذار است. از جمله ابزارهاي جنگ نرم در ايران عبارت است از:
1- ماهواره: اين رسانه، از قدرتمندترين رسانه هاي ارتباط جمعي در عصر حاضر است که مي تواند به راحتي مرزهاي ميان کشورها و قاره ها را درنوردد. در جامعه ايران با وجود هجمه هاي فرهنگي فراوان از سوي دشمنان، اين رسانه بيشتر به عنوان ابزاري ضد ارزش هاي ديني و اسلامي، جلوه دارد. از سال 2005 ميلادي به بعد، موج گسترده اي براي راه اندازي شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان ايجاد شد و در پي آن ده ها شبکه فيلم و سريال هاي جذاب، مد و لباس، برنامه هاي تلويزيوني موسيقي و هرزه نگاري، با هدف اثرگذاري بر مناسبات فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران به راه افتاد. از جمله اهداف اين برنامه ها که مخاطب اصلي آن خانواده ها هستند، عبارت است از: ترويج خشونت، عادي سازي روابط دختر و پسر، ترويج آزادي هاي جنسي، آسان جلوه دادن طلاق و شيرين نشان دادن زندگي پس از طلاق، عادي سازي خيانت همسران، بي بندوباري و نوشيدن مشروبات الکلي. همه اين امور، به معناي حذف دين و معنويت از عرصه زندگي است. همچنين تغيير در سبک زندگي ديني، به ويژه حذف حجاب، از مهم ترين اهداف ماهواره محسوب مي شوند.
2- پايگاه هاي اينترنتي: استفاده از پايگاه هاي اينترنتي، امروزه به يکي از مهم ترين سرگرمي ها يا نيازمندي هاي افراد جامعه تبديل شده؛ هرچند اموري مانند ايجاد دولت الکترونيک و دسترسي به اطلاعات پژوهشي، يکي از آثار ارزشمند اين پديده است اما در کنار آن، اينترنت توانسته سبک زندگي بسياري از افراد را به شکل منفي تغيير دهد؛ زيرا دسترسي به مسائل غير اخلاقي، دوستي هاي اينترنتي و گسترش و رواج برخي مفاسد اجتماعي، از جمله پيامدهاي اينترنت است. يکي از مطالعات در مورد مسائل غير اخلاقي در چت روم ها نشان داد بيشتر کساني که با آنها مصاحبه شده بود، هنگام چت به مسائل جنسي و بحث در آن باره مي پردازند. متأسفانه بسياري از خانواده ها نظارت خاصي در مورد استفاده فرزندان و جوانان خود از اينترنت و ورود به پايگاه هاي مختلف ندارند. در اين شرايط، درحقيقت با قراردادن امکانات مختلف براي فرزندانشان و عدم نظارت کافي، موجب انحراف آنها مي شوند. بي ترديد يکي از مصاديق مهم نظارت والدين بر فرزندان، اين است که بر استفاده آنان از فضاي مجازي نظارت نمايند. قرآن فرموده: يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أنْفُسَکُمْ وَ اهْلِيکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ.
3- الگوسازي: يکي از اصول مهم روانشناسي تربيتي، الگوسازي است. دستگاه آفرينش با توجه به نيازهاي انسان در مسير کمال يابي، حس تقليد و همانندگرايي را در وجود بشر قرار داده است؛ به عنوان مثال، کودکان به طور ناخودآگاه، براي پُرکردن خلأ ذهني خود، از بزرگ ترها تقليد مي کنند و از آنچه در محيط زندگي رخ مي دهد، متأثر مي شوند. داشتن الگو براي رشد و تعالي، امري لازم و ضروري است. ازاين رو، قرآن کريم در برخي آيات، الگوهايي را براي تأسي بشر براي هدايت معرفي نموده است؛ از جمله فرموده: لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَة. همچنين نقش الگوهاي منفي را در ضلالت انسان نيز بيان کرده است: وَ کَذلِکَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ الاَّ قالَ مُتْرَفُوها انَّا وَجَدْنا آبائنا عَلي امَّةٍ وَ انَّا عَلي آثارِهِمْ مُقْتَدُون؛ و اين گونه در هيچ شهر و دياري، پيش از تو پيامبر انذار کننده اي نفرستاديم مگر اينکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند ما پدران خود را بر آييني يافتيم و به آثار آنان اقتدا مي کنيم. در اين آيه نقش الگويي والدين براي فرزندان به صراحت بيان شده است. امروزه جهان غرب با الگوسازي از برخي عناصر فاسد و قهرمان پروري هاي کاذب، سعي در جذب جوانان به سوي فرهنگ منحط غرب دارد. متأسفانه غرب در اين عرصه موفق بوده است؛ زيرا امروزه بعضي خانواده ها و جوانان، تحت تأثير اين الگوها قرار گرفته، به عنوان مثال، نوع لباس را آن گونه انتخاب مي نمايند که در غرب ارائه مي شود.
4- گسترش فرهنگ لذت جنسي: از جمله اموري که خانواده هاي غربي را به شدت آسيب پذير نموده، گسترش بي بندوباري هاي جنسي است. تبليغ آزادي هاي جنسي، يکي از دستاوردهاي انسان محوري به جاي خدامحوري در جهان غرب است؛ به اين معنا که آدمي مي تواند خارج از هر چارچوب، تنها در بند غرايز زندگي کند. به دنبال اين تفکر، علاوه بر روابط نامشروع زن و مرد، شکل هاي ديگري از انحرافات جنسي مانند همجنس گرايي، در جهان غرب ايجاد شده و ناهنجاري هاي فرهنگي از طرق مختلف به ديگر کشورها تزريق مي شوند؛ در حالي که روابط انحرافي در جامعه، مشکلات بسياري را براي خانواده ها ايجاد مي کند. بر اساس فرهنگ اسلامي، به اشباع قانوني غريزه جنسي توجه شده و از لذت گرايي جنسي به معناي غربي آن نهي گرديده است.
ج - گسترش گناه:
يکي ديگر از مهم ترين عوامل عدم توجه به امور معنوي، گسترش گناه و معصيت در رابطه دوسويه خانواده و جامعه است. به تعبير قرآن کريم: وَ انْ لَيْسَ لِلانسانِ الا ما سَعي؛ و اينکه براي انسان، بهره اي جز سعي و کوشش او نيست. بنابر اين نمي توان انتظار داشت هنگامي که گناهاني نظير استفاده از مال حرام، گناهان جنسي و بي توجهي به انجام واجبات و ترک محرمات وجود دارد، فضاي خانواده توأم با معنويت و ياد خدا باشد. در برخي روايات به تأثير گناه در کاهش امور معنوي اشاره شده است. در روايتي آمده، شخصي از امير مؤمنان، امام علي - عليه السلام - سئوال کرد: چرا از شب خيزي و از خواندن نافله سحر محرومم؟ فرمود: تو مردي هستي که گناهانت، دست و پايت را به غل و زنجير بسته اند. امام صادق -عليه السلام - نيز فرموده: کسي که مرتکب گناهي شود، از نماز شب محروم مي گردد. به درستي که نفوذ اثر کار ناپسند در انجام دهنده آن، از نفوذ چاقو در گوشت سريع تر است.
د - دنياگرايي و تجمل پرستي:
در ساليان اخير، با رشد فناوري و افزايش رفاه طلبي، زندگي هاي ساده سنتي، تغييرات گسترده اي نموده، وسايل رفاهي گسترش يافته و بسياري از افراد جامعه به دنبال امکانات بيشتر و بهتر هستند. اين امر موجب اصل قرارگرفتن امور دنيوي در برابر مسائل معنوي شده است؛ در حالي که خداوند دنيا را در اختيار بشر قرار داده تا بتواند به وسيله آن توشه اي براي آخرتش برگيرد. در مورد واقعيت زندگي دنيوي در قرآن کريم آمده است: بدانيد که زندگي دنيا، تنها بازي و سرگرمي و تجمل پرستي و فخرفروشي در ميان شما و افزون طلبي در اموال و فرزندان است؛ همانند باراني که محصولش کشاورزان را در شگفتي فرو مي برد؛ [اما] سپس خشک مي شود؛ به گونه اي که آن را زرد رنگ مي بيني. اين آيه، ترسيمي براي برخي خانواده هاست که در تب و تاب کسب ثروت و تجمل گرايي قرار گرفته اند تا حدي که نه تنها خود، بلکه فرزندانشان را با سوق دادن در اين مسير، از فهم فلسفه اصلي زندگي چند روزه دنيا و امور معنوي محروم نموده اند. اگر چه گفته مي شود گرايش به معنويات جزئي از فطرت انسان است، اما به گفته استاد قرائتي اگر دهانه ظرفي به طرف آسمان باشد، باران در آن وارد مي شود؛ ولي اگر به طرف زمين قرار بگيرد، از نزولات آسماني بهره اي نخواهد برد؛ چنين است انساني که دهانه روحش به جانب ماديات باشد. بديهي است که از باران معنويت الهي بي نصيب خواهد بود.
ﻫ - اعتياد به مواد مخدر:
امروزه دانشمندان علوم اجتماعي رابطه منفي معنويت با احتمال مصرف مواد مخدر را در بسياري از تحقيقات خود به اثبات رسانده اند. نوجواناني که به اهميت نقش مذهب و معنويت در زندگي پي برده و در فعاليت هاي مذهبي شرکت مي کنند، از احتمال کمتري جهت ورود به رفتارهاي پُرخطر مانند سيگار کشيدن يا مصرف الکل برخوردارند. همچنين کساني که به مصرف مواد مخدر و استفاده از داروهاي روانگردان روي مي آورند، مفاهيمي مانند خدا، مسئوليت ديني و اعمال نيک، ميان آنها سست شده يا به طور کلي محو مي شود. مصرف کنندگان اين مواد به منظور تأمين مواد مخدر، خواه ناخواه مرتکب جرايمي مي شوند که معنويت، ارزش ها و امنيت اجتماعي را تهديد مي کند. اين گروه ها به طور طبيعي به معاشرت با افراد ناباب، حضور در مکان هاي آلوده و انواع جرايم مانند دزدي يا قتل سوق داده مي شوند. در اين شرايط، هيچ جايي براي دين و معنويت در زندگي آنها باقي نخواهد ماند.
ز - فقر:
يکي از ارکان مهم خانواده، بخش اقتصاد و تأمين معيشت است. به همين دليل، در برخي احاديث، برخورداري شوهر از دارايي نسبي، جزء معيارهاي همسرگزيني قلمداد شده است. البته با جمع بندي روايات مي توان ارزش هايي مانند قناعت، کم هزينه بودن زندگي و پرهيز از تجمل گرايي را در کنار تلاش براي تأمين رزق، جزء اولويت هاي زندگي قرار داد.
در روايتي آمده است:سبک بودن هزينه هاي زن، موجب برکت اوست. اما به هر حال، مشکلات مالي مي تواند باعث ايجاد دغدغه هاي ذهني باشد و بر اساس روايات، گاه مي تواند پايه هاي ايمان را به لرزه درآورد. امام علي - عليه السلام - در مورد تأثير فقر اقتصادي بر جنبه معنوي زندگي انسان، به فرزندش محمد حنفيه فرمود: فرزندم! از فقر بر تو مي ترسم. از آن به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دين آدمي را ناقص و عقل و فکر او را مضطرب و مردم را نسبت به او و وي را نسبت به مردم، بدبين مي سازد. امروزه، به دليل مصرفي شدن خانواده ها و افزايش تجمل گرايي، گاهي ديده مي شود که مردان از عهده تأمين هزينه ها برنمي آيند. گاه بر اثر زياده خواهي ها، برخي به سوي درآمد حرام کشانده مي شوند که يکي از مهم ترين آسيب هاي اين مسئله و ورود لقمه هاي حرام به عرصه خانواده، گرايش به گناهان بيشتر است. امام صادق - عليه السلام - در اين زمينه فرموده: درآمد حرام، در فرزندان اثر [نامطلوب] مي گذارد [و هدايت آنها را دچار مشکل مي کند].
ح - برداشت هاي انحرافي از معنويت:
گاهي در خانواده ها ديده مي شود که برداشت هاي درستي از سبک زندگي اسلامي و معنويت وجود ندارد؛ به عنوان مثال ممکن است برخي زنان به رعايت کامل حجاب و عدم اختلاط با نامحرمان توجه چنداني نداشته باشند، اما به دادن نذري يا حضور در مراسم مذهبي علاقه مند باشند. اين امور، نتيجه شناخت ناکافي و غير صحيح از سبک زندگي ديني است و يا اينکه والدين به دليل نداشتن اطلاعات و آموزش هاي کافي، نمي توانند ارزش هاي اسلامي را به فرزندان خود منتقل کنند. گاهي دينداري ميان اعضاي خانواده، به صورت فصلي است؛ مثلاً هنگام مواجهه با مشکلات يا در ماه رمضان يا محرم، به معنويات توجه مي کنند و در ديگر ايام، خود را بي نياز از امور معنوي مي بينند؛ چنان که قرآن فرموده: هنگامي که به انسان زيان [و ناراحتي] رسد، ما را در حالي که به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده است، مي خواند؛ اما هنگامي که ناراحتي را از او برطرف ساختيم، چنان مي رود که گويي هرگز ما را براي حل مشکلي که به او رسيده بود، نخوانده است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ازدواج یک سنت الهی است؛ زیرا خداوند انسان را زوج و دو جنسیتی آفریده است.برای تحقق این سنت الهی میبایست نخست اصول و قواعد اسلامی ازدواج را شناخت و سپس براساس آن رفتار و عمل کرد. به نظر میرسد که آنچه در جامعه امروز ما در جریان است اصولا با فلسفه زندگی قرآنی و سبک زندگی اسلامی در تضاد است؛ از همین روچنین رویهای در سنت ازدواج نه تنها نمیتواند اهداف و فلسفه اسلامی ازدواج را برآورده سازد بلکه به جای آنکه اثر مثبت بجا گذارد اثر منفی و غیرسازنده دارد. وقتی رفتاری دوگانه با دو معیار و ملاک در زندگی نمود پیدا کند بطور طبیعی به فروپاشی و بحران کشیده میشود.
بسیاری از مسلمانان براساس این قاعده غلط «ایمان به بعض و کفر به بعض » عمل میکنند که از نظر خداوند تکه کردن قرآن و آموزههای آن است و نمیتواند تاثیر مثبت و سازندهای داشته باشد. در جایی که به نفع خودشان باشد به اسلام عمل میکنند و آنجا که به نظر میرسد با هوی و هوسهای آنان ناسازگار است به سنت ملی و قومی و مانند آن تمسک میجویند و قوانین غربی و غیراسلامی را ملاک عمل قرار میدهند.
به عنوان نمونه جهیزیه جزو ضرورتهایی است که مرد میبایست فراهم آورد، اما در جامعه ما بر عهده زن و خانواده زن قرار گرفته است. البته زن میتواند در این امر کمک کند بدون آنکه بر مرد منتی بگذارد، چنانکه پیامبر(ص) به زنانی که مالی را به خانه همسر میبرند تا در زندگی مشترک هزینه کنند، هشدار داده و میفرماید: اگر تمام چيزهايى که در روى زمين از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بياورد، آنگاه يک روز از روزها بر سر شوهرش منتبگذارد و بگويد تو کيستى؟ اين اموال مال من است. در اين صورت اجر و عمل زن از بين مىرود اگرچه از عابدترين مردم باشد. مگر اينکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند. (مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲)
همچنین ولیمه ساده به عنوان یک امر مستحب تاکید شده تا ضمن اطعام به دیگران نوعی اعلان رسمی ازدواج شده و همگان آنان را به عنوان زن و شوهر بشناسند، اما ولیمههای عروسی فعلی خود به یک معضل عظیم با هزینههای غیرقابل تحمل تبدیل شده است.اینکه پیامبر(ص) برای ولیمه سفارش میکند و میفرماید: لا وليمة الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز؛ سور و وليمه در پنج مورد است:۱- عروسى ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خريدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه. من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۶۳ منظوراین نیست که این مهمانی به اسراف و تبذیر کشیده شود؛ زیرا از نظر قرآن اسراف و تبذیر حرام بوده و خداوند مسرفان و اهل ریخت و پاش را دوست نمیدارد چنانکه در آیه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف گفته است ودر آیه 27 سوره اسراء آنان را برادران شیطان خوانده است.
امام صادق(ع) در باره ولیمه پیامبر(ص) فرمود آن حضرت در امرولیمه دادن به سادگی توجه داشته و با یک غذای ساده و معمولی عامه پسند از مهمانان پذیرایی کردند:« پيامبر خدا در هنگام تزويج «ميمونه» دختر «حارث» وليمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرين پذيرايى فرمود». (فروع کافى، ج ۵، ص 836)
مهریه زیادخوشبختی نمیآورد
مهریهها در اسلام باید کم گرفته شود؛ زیرا مهریه کم به معنای ارزش ذاتی زن است وهر چه مهریه بیشتر و سنگینتر باشد معادله برعکس میشود و از بدیمنی زن همان سنگینی مهریه اوست. پیامبر(ص) میفرماید: افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا؛ بهترين زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهريهشان کمتر باشد. (من لايحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۲)
امام صادق(ع) نیز میفرماید: ان من برکهًْ المراهًْ قلهًْ مهرها؛ از برکات زن کمى مهريه اوست. (همان، ص ۲۵۴)
امام علی(ع ) در تحلیل و چرایی سبک گرفتن مهریه میفرماید: لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة؛ مهريه زنها را سنگين نگيريد که موجب کدورت و دشمنى میشود. (وسائل الشيعه، ج ۱۵، ص ۱۱)
پس خوشبختی را نمیتوان با مهریه سنگین به دست آورد؛ چنانکه با ریخت و پاش و اسراف هیچ کس به خوشبختی نمیرسد و نرسیده است.
پیامبر(ص) درباره آسانگیری در خواستگاری میفرماید: ان من يمن المراة تيسير خطبتها؛ از نشانههاى برکت زن آن است که خواستگارياش بى تکلف و آسان انجام گيرد. کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۲۲، ح ۴۴۷۲۱ پس نباید در انجام خواستگاری و عقد و عروسی کاری کرد که موجب تکلف باشد بلکه باید به آسانی مقدمات عروسی و رفتن زوجین به خانه بخت را فراهم آورد.اگر بخواهیم خانهای از مودت و رحمت ایجاد کنیم باید در مقدمات ازدواج آن را مراعات کنیم، نه اینکه کاری کنیم که خانوادهها تن به ازدواج ندهند و پسران گریزان شوند و خانواده دختر ماتم جهیزیه و خانواده پسر ماتم هزینههای سنگین تالارها و مراسمها و تهیه مقدمات عروسی را داشته باشد.
شکی نیست که هرگز با پول نمیتوان محبت خرید و آرامش را تامین کرد؛ چنانکه خداوند به پیامبرش میفرماید: اگر تمام ثروت زمین را هزینه کنی نمیتوانی مردم را به دور خود جمع کنی و محبت آنان را به دست آوری، بلکه این محبت به سبب عنایت و رحمت الهی حاصل میشود. پس اگر کسی بخواهد به آرامش برسد و خانهای از مهر و مودت و محبت بنا کند باید به جای تجملات و هزینههای گزاف و تالار و جهیزیهها و مهریههای سنگین به سنتهای دیگری عمل کند که باعث استواری بنای خانه و خانواده میشود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
برخي از مواد آرايشي که به دليل داشتن سرب زياد به لوازم آرايش 24 ساعته معروف هستند و به خاطر ماندگاري زياد مورد توجه بانوان قرار دارند از عوامل مهم در ابتلاي زنان به سرطان و نازايي محسوب ميشوند. آمارها نشان دهنده استفاده زياد بانوان ايراني از لوازم آرايش است. بنابر برخي از گزارش ها، ايران با داشتن 67 درصد مصرف کننده لوازم آرايشي و گريم، رتبه ششم جهاني و رتبه دوم خاورميانه را به خود اختصاص داده است. اين موضوع تکان دهنده که ايران جزء ده رتبه اول استفاده از لوازم آرايش در دنياست آن قدر مهم است که مي توان از آن به عنوان يک تهديد نه تنها براي فرهنگ بلکه براي اقتصاد نيز نام برد.
* زنان ايراني رتبه دوم خاورميانه در ظاهرسازي!
بانوان ايراني بيش از 30 درصد لوازم آرايشي خاورميانه را مصرف ميکنند و اين درحالي است که بنابر برآوردهاي صورت گرفته 25 درصد تا 30 درصد مواد آرايش و مكاپ در ايران تقلبي و غير استاندارد است كه از طريق مبادي غير رسمي و به صورت چمداني وارد ميشود. هر چه بر روند اشتياق بانوان ايراني براي استفاده از لوازم آرايش جهت جلوه گري و خيابان گردي افزوده ميشود، گزارش هاي رسمي و عيني، حکايت از کاهش سن استفاده از اين لوازم زيبا کننده اما پرخطر دارد. به طوري که سن استفاده از اين لوازم در ميان دختران کشورمان به زير 14 سال رسيده است!حال با توجه به اينکه متأسفانه علاوه بر قشر زنان به عنوان مصرف کنندگان اصلي لوازم آرايش، بايد آمار برخي مردان را نيز به اين جمعيت افزود، مي توان پيشبيني کرد که در آينده نه چندان دور بتوانيم حائز رتبه اول در منطقه خاورميانه باشيم!
* آمار سرسام آور از هزينه مواد آرايشي زنان ايراني:
زنان ايراني در سال گذشته با هزينه 10 تريليوني خود علاوه بر ايجاد موج عجيبي در استفاده از لوازم آرايش، به بازار 850 ميليون دلاري قاچاق لوازم آرايشي رونقي وصف ناشدني بخشيده اند! رونقي که اگر چه ظاهر بانوان را زيبا کرده است اما با هنجارشکنيهاي بسيار، چهره شهرها و حتي روستاهاي کشو را زشت و در عين حال سلامت رواني جامعه و سلامت شخصي خود آنها را به خطر انداخته اند. ابتلاي بانوان به عوارض پوستي مانند بروز جوش، لک هاي پوستي، پيري زودرس، کک و مک به دليل استفاده مکرر از لوازم آرايش به ويژه لوازم آرايش نامرغوبي مانند کرم پودرها و پنکک هايي که 90 درصد آنها از توليدات کشورهايي مانند چين، ترکيه، کره و امارات است، از مهم ترين پيامدهايي است که گريبانگير آنها مي شود.برخي از مواد که به دليل داشتن سرب زياد به لوازم آرايش 24 ساعته معروف هستند و به خاطر ماندگاري زياد مورد توجه بانوان قرار دارند، از عوامل مهم ابتلاي زنان به سرطان و نازايي محسوب ميشوند.قريب به اتفاق کارشناسان مواد غذايي، آرايشي و بهداشتي بر اين باور هستند که سرب موجود در رژ لب از عوامل ديگر سرطانزاست، چرا که سرب به عنوان عنصر پايدار در ترکيبات مواد آرايشي مانند رژ لب باعث رشد سلول هاي سرطاني مي شود.
* خطر استفاده از لوازم آرايش در زمان بارداري:
استفاده افراطي و بيمارگونه از لوازم آرايش در بانوان علاوه بر اينکه بر سلامت زن تأثيرگذار است، براي بانوان شيرده و همچنين باردار نيز بسيار خطرناک است و اين درست نقطه مقابل عملکرد بانوان ايراني در دوران بارداري و شيردهي است. متأسفانه در خيابانها شاهد حضور مادران بارداري هستيم که براي تولد نوزاد خود بهترين امکانات را به عنوان "سيسموني" فراهم مي کنند يا در مراکز درماني به دنبال بهترين بيمارستانها و پزشکان براي وضع حمل ايمن مي گردند اما در عين حال با استفاده بيش از حد از لوازم آرايش، سلامت خود و جنين شان را به خطر مياندازند!
* نود درصد محصولات آرايشي، نامرغوب و قاچاق هستند:
آمار سرانه مصرف مواد آرايشي و بهداشتي يک زن ايراني در سال گذشته حدود 150 دلار تخمين زده شده بود که بيشتر به خريد مارک هاي متفاوت و قاچاق اختصاص داشت. اغلب اين خريدها از طريق دستفروشان، خريد اينترنتي و به صورت تلفني يا پيک موتوري و با تبليغات گسترده شبکههاي ماهواره اي صورت گرفته و اين در حالي است که 90 درصد اين محصولات از کالاهاي نامرغوب و قاچاق هستند.شبکههاي ماهوارهاي که از هر فرصتي براي فروش محصولات نامرغوب خود با سريعترين صورت ممکن مثلاً يک پيامک يا تماس تلفني استفاده ميکنند، به عنوان اغواگراني حرفهاي در زمينه فروش لوازم آرايش، مهم ترين نقش را در تشويق بانوان به استفاده از لوازم آرايش ايفا ميکنند.تبليغات حرفهاي، قيمت ارزان، دسترسي راحت خريداران به کالا و همچنين مشاورههاي عجيب پزشکي که از طريق ماهواره براي فروش اين دست محصولات انجام ميشود، در ميزان رشد روزافزون استفاده از لوازم آرايش توسط بانوان تأثيرفراواني دارد.
* ازدياد سرطان و نازايي در زنان ايراني:
"پارابن" به عنوان ماده نگهدارنده در کرمهاي مرطوب کننده و مواد موجود در لاک ناخن، از عوامل رشد سلولهاي سرطاني هستند. از اين رو به بانوان در استفاده دراز مدت از لاک ناخن به سبب اختلال سيستم جنسي و نازايي هشدار زيادي داده اند.
* روند صعودي ميزان ناباروري:
يکي از دغدغههاي زندگي زناشويي، فرزندآوري و پرورش فرزندي سالم است.ميزان باروري در سطح جهان در 50 سال اخير تقريبا به نصف کاهش يافته و ميزان ناباروري به طور مرتب در حال افزايش است.علل فيزيکي و شيميايي مهم ترين عوامل محيطي اين مسئله به شمار ميآيند، دما، فعاليت هاي بدني زياد، فعاليت در محيط گرم، امواج موبايل، راديوتراپي و پارازيت، از جمله علل مهمي هستند که ميتوانند به شدت بر باروري اثر بگذارند، عملکرد طبيعي هورمونها را دچار اختلال کنند و سبب پايين آمدن کيفيت اسپرم ها و تعداد، حرکت و شکل آنها شوند.
نوع تغذيه، سبک زندگي، فشارهاي رواني، اضطرابهاي شغلي و به خصوص آلاينده هاي محيطي در کيفيت اسپرم مردان تأثيرگذار است و تمام اين عوامل، دانشمندان را دچار نگراني کرده است. از اين رو بايد براي کاهش عوامل خطرکه سبب افزايش نازايي و کاهش قدرت باروري مي شوند، برنامه ريزي کرد.
* بيش از بيست درصد زوج هاي ايراني، نابارور هستند:
متاسفانه بيش از بيست درصد از زوج هاي ايراني نابارور هستند. وي ادامه داد: دو علت مهم در بالا بردن اين آمار در زوج هاي جوان تاثير گذار بوده، يکي اختلالات و مشکلات هورموني و ديگري بيماري هاي عفوني در روند افزايش آمار زوج هاي نابارور در ايران تاثيرگذار بوده است.
* هشتاد ماده مضر شيميايي در انواع اسپري ها و لوازم آرايشي:
از آنجايي که بازار مصرف لوازم آرايشي بهداشتي خاورميانه در اختيار ايران است و موج عجيب استفاده از لوازم آرايشي، آن هم نامرغوب و با بيش از 80 نوع ماده مضر شيميايي، نقش اين عامل را که ارتباط مستقيمي با سبک زندگي فرد دارد، در عدم باروري زوجين پررنگ تر از گذشته ميکند. براي مثال، فاتالاتها به عنوان يکي از ترکيبات خطرناک موجود در لاک که نوعي حلّال محسوب ميشوند، سرطان زا و سمي بوده و باعث ناباروري ميشوند.اين واقعيت که استفاده افراطي و غير عقلاني از مواد آرايشي به ويژه مواد آرايشي نامرغوب و تقلبي در بين زنان علاوه بر اينکه يک خودکشي تدريجي است، در آينده ميتواند به يک نسل کشي تبديل شود، گزافه نيست! به طور قطع کشورهايي مانند آمريکا براي رسيدن به اين هدف قطعا برنامههاي گسترده اي را تدارک ديدهاند.
* راه نفوذ غربي ها براي ايجاد بيماري:
تهديدات دشمن به سمت موضوعاتي نظير دستکاري ژنتيکي حرکت کرده است. از اين رو پروژه کنترل جمعيت، تغيير سبک زندگي، کنترل منابع آب و غذا، اختلال در سلامت، محيط زيست، فناوري و غيره از جمله تهديدات نوين دشمنان است.اين موضوع همان جنگ نرمي است که بارها و بارها رهبر معظم انقلاب اسلامي از آن ياد کرده است. جنگي که تيزي پيکان آن، زنان را مورد هدف قرار داده و لوازم آرايشي با سايه شومي که بر سلامت زنان افکنده است، پنجه در پنجه عفاف و حياي جامعه انداخته و گريبانگير دنياي امروز زنان شده است.
لوازم آرايش با صفي طويل از انواع کرمهاي مرطوب کننده و ضد چروک، کرم پودرها، کرم هاي گريم، لوازم آرايشي چشم (خط چشم، ريمل، تتوي چشم)، لب (رژ لب، رژ لب حجم دهنده و لاک لب)، گونه و... سربازان اين جبهه ضد سلامت جسمي و رواني جامعه هستندلوازم آرايش، راه نفوذ غربيها براي ايجاد بيماري است. بهترين برندهاي لوازم آرايشي از روغن سوسک استفاده ميکنند، در اين زمينه ميتوان به آمار بالاي ابتلا به بيماري سرطان در زنان به واسطه استفاده از لوازم آرايش آلوده اشاره کرد. بر اساس سخنان رهبر انقلاب بايد جلوي نفوذ دشمنان به کشور را بگيريم. بايد به طب سنتي ايراني - اسلامي و تغذيه مردم توجه نمود تا جلوي نفوذ گرفته شود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
با اجرای صیغه عقد و قبول پیمان ازدواج، دختر و پسر دیروز، زن و شوهر امروز میشوند. خانواده جدیدی شکل میگیرد و سلّول تازهای در پیکر جامعه میروید. گرچه در نگاه خالق حکیم، زن و مرد در گوهر انسانی و روح آسمانی همتا و همساناند، و سهم هر یک از حقیقت آدمیّت به یک اندازه است، ولی حکمت الهی این گوهر ملکوتی را در دو صدف زمینی با پیکرههای متفاوت و ساختی ممتاز و البته نیازمند به یکدیگر جای داده است.
این « زوجیّت» همان قانون فرازمند و سنّت جامع و زیبایی است که بر سراسر آفرینِش این جهان حکم فرما است، و یکی از پُرشکوهترین نشانههای جمال معمار هستی به شمار میرود.
« ازدواج» یعنی به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنای خانواده و به هم پیوستن این دو کفه برای فراهم آمدن ترازوی زندگی انسانی!حکمت تفاوتهای طبیعی و این جهانی در ساخت جسم و روان زن و مرد را در نقش مکمّل هر یک برای تشکیل این واحد نوین ـ یعنی خانواده ـ میتوان یافت.به راستی نقش هر یک از زوجین در ساختن خانواده چیست؟ نقش کدامیک مهمتر است؟ آیا جای هر یک را میشود با دیگری عوض کرد؟ حقوق متقابل آنان چگونه است؟ و سهم هر یک از مواهب زندگی چه میزان است؟ و بالاخره ... زن سالاری خوب است یا مرد سالاری یا هیچ کدام؟
عوارض زندگی با اصول مدرنیته مدتی است در دنیای شرقی و سراسر احترام زن و شوهرهای ایرانی نیز ظاهر شده است. صدای همسران حتی در فیلمهای تلویزیونی ما نیز از آرامش و لطافت گذشته فاصله محسوسی گرفته و صمیمیت میان زوجین گاهی با «بی ادبی» و پاره شدن حریمهای احترام متقابل اشتباه گرفته میشود. طلاق با بهانههای ساده و تحت عنوان «عدم تفاهم» به سبب بروز مشکلاتی که ذات زندگی مشترک با آنها آمیخته است، افزایشی چشمگیر یافته و برخی فرعیات زندگی مشترک مثل تجملات پیش از ازدواج و رسوم عجیب و غریب، از اصول پیشی گرفته است.
در چنین فضایی عدهای در نقش «مجریان سریالی راهکارهای غربی» بدون توجه به تقدم چند ده ساله غرب، در فروپاشی خانواده نسبت به شرقیهای متخلق به اخلاق، دستکاری بیشاز پیش اصول زندگی موفق زناشویی را به نفع طرفین پیشنهاد میدهند.یک روز پیشنهاد میکنند حق طلاق و حضانت کودکان را به «زن» بسپاریم تا قدرتش از «مرد» بیشتر شود و روز دیگر نسخه «اشتغال زنان» را به عنوان راهکاری برای ترغیب زنان به «اداره مردانه خانواده» میپیچند. آنچه در این میان از حساب و کتابهای مغشوش ضداخلاقی و سهل اندیشانه جا مانده، اهمیت «زن بودن» و «مردانگی» و برتری حاکمیت اخلاق بر هر قانون و قانون گذاری است.
البته که حقوق حد و مرز اختیارات در زندگی زناشویی را مشخص میکند اما این واقعیت است که «اخلاقیات» در زندگی مشترک از هر قانونی بالاتر است. اخلاق حکم میکند اگر مادر در رتق و فتق امور منزل به هر دلیلی با مشکل مواجه شد، شوهر در خدمت به او و فرزندان کمر همت ببندد. خلق و خوی اسلامی حکم میکند زن و مرد در درآمدهای یکدیگر بدون «نگاه مادی» به زندگی شریک شوند و در مشکلات کمک حال یکدیگر باشند هر چند قانون چنین نمیگوید!
به نظر میرسد بخشی از جامعه ما تحت تاثیر تبلیغات «فردگرایانه» و «خانواده ستیز» اخلاقیات را به دست فراموشی سپرده و در این میان تلاش میکند برای جبران این ناآرامی گسترده زیر سقف خانواده، مشکلات را با بحثهای فرعی «اجازه خروج از کشور همسر» حل و فصل نماید! کیست که نداند یک زن و شوهر مؤدب و متخلق به اخلاق برای تناول غذای بیرون از خانه با همکاران نیز یکدیگر را «صاحب اجازه» برمی شمارند، خروج از کشور بدون اطلاع یکدیگر که محال است!
قبول کنیم پشت پرده این دغدغهسازیهای تحمیلی به جامعه ایرانی چیز دیگری است. این گمانهها که زن امروز با زن دیروز فرق دارد و مرد امروز مرد دیروزی نیست، مدعای خوبی برای تشویق جامعه به نزول در سراشیبی سقوط فروپاشی خانواده نیست!امروز با حقوق و اخلاقیات زندگی مشترک از زبان رهبر انقلاب میهمانتان میکنیم. نصایحی که پیش از بسته شدن پیمان مشترک و جاری شدن خطبه عقد دهها دختر و پسر جوان ایرانی، بیان شده است. خواندنش قطعا در روزگار مغشوش و ضد زندگی امروزی خالی از لطف و مرحمت نیست.
مثل دو نفر شریک مثل دو نفر رفیق
ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجه دو حساب میکرد! امّا موجود درجه دو نداریم. هر دو مثل هم هستند، هر دو از حقوق برابری در زمینه امور زندگی ـ مگر در جاهایی که خدای متعال بین زن و مرد فرقی گذاشته که آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن هم نیست ـ برخوردارند. باید مثل دو نفر شریک، مثل دو نفر رفیق، در خانه باهم زندگی کنند.
مرد قوّام است و زن ریحان
اسلام مرد را قوّام[1] و زن را ریحان[2] میداند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است؛ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه میگذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محلّ اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو میگذاریم، این دو کفه با هم برابر میشود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.
جابهجایی نقشها ممنوع!
بعضی از مسلکهای غلط که مخصوص زنها هم نیست ـ مردها هم گاهی همان مسلکها را دنبال میکنند ـ دنبال این هستند که بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقشهای زن و مرد) را جابهجا کنیم. حالا اگر این کار را بکنیم چه میشود؟ جز اینکه اشتباه میکنید و جز اینکه بوستان به زیبایی و نیکی پرداخته شده را خراب میکنید؟ غیراز این، کار دیگری نمیکنید. فواید همدیگر را میبرید، محیط خانواده را هم بیاعتنا میکنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دو دلی میکنید. آن محبّت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست میدهید.
گاهی اتفاق میافتد مرد در خانه نقش زن را پیدا میکند. زن حاکم مطلق میشود و به مرد دستور میدهد این کار را بکن، آن کار را نکن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمیتواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست میدارد.گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل میکند؛ فرض کنید که تمام خرید و کار و سر و کله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من کار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! میگوید باید بروم اداره، کارها را باید خانم انجام دهد. یعنی کارهای بیجاذبه و سنگین برای زن. البته ممکن است چند صباحی سرگرمش کند، اما کار او نیست.
زن، گُل است نه کار پرداز شما
در روایات داریم « المرأه ریحانه »، زن گل است. حالا شما ببینید، اگر مردی با یک گُلی با خشونت و بیاعتنایی رفتار کند و پاسِ گُل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده روی کردن، زیاده خواهی کردن مردها از زنها، توقّعات بیجا و زیادی.« المرأه رَیحانه و لَیسَتْ بقَهْرِمانَه » قهرمان، یعنی همین کار پرداز امروز زندگی ... این زن، کار پرداز شما نیست که همه کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گُلی است در دست شما ... حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گُل است.
مرد باید برود کار کند
قرآن میفرماید: « الرجال قوّامونَ علی النساء»؛[3] یعنی سرپرستی امور خانواده به عهده مرد است. مرد باید برود کار کند. معیشتِ خانواده به عهده اوست. زن هرچه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.
نه مردسالاری و نه زنسالاری
این طور هم نیست که بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت کند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. « الرّجالُ قَوّامونَ علی النّساءِ» معنایش این نیست که زن بایستی در همه امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیدههای بدتر از اروپا و مقلّد اروپا، بگوییم که زن بایستی همه کاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریک و دو تا رفیق هستید. یک جا مرد کوتاه بیاید، یک جا زن کوتاه بیاید. یکی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یکدیگر زندگی کنید.
تفاوت طبیعی زن و مرد
خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گُنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی خوبند، امّا اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست بتوانند بردارند.امّا بعضی از انگشتها ظریف و باریکاند، آن سنگ را نمیتوانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را میتوانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هرکدام یک مسئولیتی دارند. نمیشود هم گفت کدامیک مسئولیتش سنگینتر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است.روح زن چون لطیفتر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تکیه کردن به یک جای مطمئن دارد. این تکیه گاه کیست؟ او شوهر است. خدا اینها را این طور کنار هم قرار داده است.
دو نگاه متفاوت، هر دو زیبا
نوع نگاه زن به مرد با نگاه مرد به زن بطور طبیعی مختلف است، باید هم مختلف باشد، ایرادی هم ندارد. مرد به زن به صورت یک الگوی زیبایی، الگوی ظرافت، الگوی حساسیت نگاه میکند، او را لطیف میبیند. اسلام هم همین را تأکید کرده: « المرأه رَیحانهٍ » یعنی زن گُل است. در این نگرش، زن، یک موجودی است رقیق، مظهر زیبایی و لطافت و رقت و مرد به این چشم به او مینگرد. محبّت او را در این قالب ترسیم و مجسم میکند.مرد در چشم زن، مظهر اعتماد، نقطه اتکا و اعتماد است و محبّت خودش را به او در این قالب ترسیم میکند.
این دو تا، دو نقش جداگانه است از یکدیگر و هر دو نقش لازم است. زن وقتی به مرد نگاه میکند، با همان چشم محبّت و عشق، او را در نقش یک تکیه گاه میبیند که میتواند از نیروهای جسمی و فکری او برای پیشبرد کار زندگی استفاده کند؛ مثل یک موتور. مرد وقتی به زن نگاه میکند، به چشم مظهر اُنس و آرامش مینگرد که میتواند به انسان آرامش بدهد. اگر مرد نقطه اتکا در زمینه مسائل ظاهر زندگی است، زن هم به نوبه خود نقطه اتکا است برای مسائل روحی و معنوی زندگی. دریایی است از اُنس و محبّت. میتواند مرد را در این فضای سرشار از محبّت، از همه غصّهها و غمهای خودش خارج کند. اینها تواناییهای مرد و زن است. تواناییهای روحی آنهاست.
حق واقعی، حق خیالی
حق، منشأ طبیعی دارد. حقّ واقعی آن است که منشأ طبیعی داشته باشد. این حقوقی که در بعضی محافل تعریف میشود، براساس توهّمات و خیالات است. آن حقوقی که برای زن و مرد وجود دارد، باید متکی باشد به طبیعت زن و مرد، به قواره و ساخت زن و مرد.این فمینیستهای امروزِ دنیا که همه جور مرد و زن در آنها هست و با ادعای دفاع از حقوق زن وارد میشوند، اصلاً به نظر من حقوق زن را نمیشناسند. چون حق، یک امر انتزاعی نیست. حق یک منشأ طبیعی دارد ...
بازی غرب
این غربیهایی که میبینید این قدر جنجال میکنند و سر مسئله زن این قدر بازی درمیآورند، همین جا گرفتارند. میگویند ما احترام زن را نگه میداریم. بله، احترام زن را توی مجالس رسمی و توی فروشگاهها و خیابانها نگه میدارند آن هم به معنای تلذّذ از او. امّا توی خانواده هم شوهر با زنش همین طور است؟ چقدر زن آزاری، چقدر کتک زدن زنها به دست مردها، چقدر فاجعه آفرینی در داخل خانه، قُلدر مآبی و ...
مرد باید ضرورتهای زن را درک کند
از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورتهای زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیارِ مطلق العِنان او در خانه نداند.زن و شوهر دو نفرند، دو شریکاند، دو رفیقاند، هر کدام یک وُسعی از لحاظ فکری و روحی دارند.مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگیهایی را که در جامعه ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگیها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح میشود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فکر در زن است. مراد اینهاست که هرچه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن میخواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدّ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.
مرد نباید خیال کند چون میرود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کلّه میزند و یک شاهی ـ صنّار پول میآورد خانه، همه چیز مال اوست؛ نه! آنچه او میآورد نصف موجودیِ همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رأی و نظر و نیازهای روحی خانم، اینها را باید رعایت کند.این طور نباشد که مرد چون در دوران مجردی، ساعت ده شب میآمده خانه پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه همسرش را بکند.در قدیم، بعضی مردها خود را مالک زن میدانستند ... نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیفتر است، بعضیها خیال میکنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدای شان را کلفت کنند و دعوا کنند و تحمیل کنند ...
زنِ هوشمند مرد را اداره میکند
زن باید ضرورتهای مرد را درک کند و بر او فشارِ روحی و اخلاقی وارد نسازد. کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای ناکرده متوسّل به راههای خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق کند و اگر چنانچه کار او مستلزم این است که مثلاً نمیتواند یک مقداری به وضع خانواده رسیدگی کند، این را مرتّب به رخ او نکشد.اگر مرد خانه، فعالیتی چه علمی و چه جهادی و سازندگی و چه برای کسب روزی و چه برای کارهای عمومی دارد، زن سعی کند فضای خانه را برای او مساعد کند که او بتواند با روحیه خوب سرکار برود و با شوق به خانه برگردد.همه مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیّت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند. این وظیفه زن است.
زن یک وظایفی دارد که عاقلانه باید آن وظایف را تشخیص دهد. زنها بدانند که اگر زنی، عقل و هوشمندی به خرج دهد، مرد را اداره خواهد کرد. درست است که مرد از لحاظ هیکل قویتر است، امّا خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده که اگر زن و مرد، طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، کسی که در دیگری بیشتر نفوذ دارد، زن است که البته با زرنگی به خرج دادن و رندی کردن و تحکّم و زورگویی نمیتوان به آن رسید. بلکه با ملایمت، استقبالِ خوب، خوشرویی، یک مقدار تحمل کردن ـ البته اندکی؛ خیلی هم لازم نیست تحمّل کند ـ که خدای متعال در طبیعت زن، این تحمل را قرار داده است ... زن باید با شوهر خود این طور برخورد کند ...بعضی از زنها نسبت به مردها سخت گیری میکنند. مثلاً باید این را حتماً بخری! باید این جور خانهای حتماً فراهم کنی! فلان کس این طور خریده، من اگر نخرم مایه سرشکستگی میشود. با این حرفها شوهر خود را اذیت میکنند که این درست نیست.
پانوشت:
[1] اشاره به آیه کریمه الرجال قوامون علی النساء ... سوره نساء، آیه 34.
[2] اشاره به حدیث معروف علی علیهالسلام: المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه،
بحار الانوار، ج 100، ص 253.
[3] سوره نساء، آیه 34.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها با توجه به گرانی و بالا بودن هزینه های زندگی به خصوص در کلان شهرها، زنان نیز باید برای چرخیدن چرخ خانواده ها درامد زایی کنند و به همین دلیل است که نیاز به کار بیرون از خانه زنان بیشتر از قبل احساس می شود.از سوی دیگر زنان به دلیل داشتن تحصیلات بالا و تخصص این حق را دارند که وارد بازار کار شوند تا هم از تخصص و مهارت انها به عنوان نیروی انسانی تعلیم دیده استفاده شود و هم نقش درآمد زایی برای خانوار را داشته باشند.مطالعات اخیر نیز نشان میدهد که بسیاری از مشاغل در بخشهای خدماتی و خصوصی به سمت زنانه شدن پیش میرود اما حقوق زنان در محیطهای کار رعایت نمیشود.
بخش اعظمی از زنان شاغل در بخشهای خصوصی و خدماتی با حقوق ناچیز و دستمزد پایین به خدمت گرفته میشوند و از حقوق اولیه و حداقلهای قانون کار و حتی دستمزد مصوب وزارت کار هم محرومند.از سوی دیگر، زنان به دلیل نقش مادری که بر عهده دارند، و از سوی دیگر مدیریت خانه، با تنش ها و مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند و در میان همه این مشکلات، نداشتن امنیت شغلی نیز به ماجرا اضافه شده است.
استخدام زنان با حقوق و دستمزد کم، اجحاف بزرگی در حق زنان است نمیتوان موقعیت اجتماعی زنان را نادیده گرفت و اگر این واقعیت نادیده گرفته شود در سیاستگذاریهای معطوف به جنسیت دچار مشکل خواهیم شد.هرگونه سیاستگذاری درباره زنان باید معطوف به شناخت دقیق از ذهنیت، فعالیت، گرایشها و تحولات اجتماعی حوزه زنان باشد اما هنوز این زنان هستند که با وضعیت مشابه با مردان حقوق کمتری می گیرند و به دلیل مادر شدن اخراج می شوند.
زنان ذاتا در کار خود دقت زیادی دارند و به همین دلیل بهرهوری آنها بالاست اما به دلیل نیاز به کار حاضرند هر سختی را تحمل کنند و همین امر موجب سوء استفاده از آنها میشود و این در حالی است که مردان در کار مغرورترند.در واقع نیاز به داشتن درآمد و مشکلات اقتصادی در کنار روح قانع زنان باعث می شود به کارهای سخت با درامد کم تن دردهند از سوی دیگر ضعف نظارتی بازرسان وزارت کار نیز در این خصوص موثر است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حضرت آیتالله خامنهای در سخنرانیها و مناسبتهای مختلف به آسیبشناسی مشکلات فراروی جوانان برای ازدواج پرداختهاند. ایشان معتقدند موانع «فرهنگی»، بخش قابل توجهی از این مشکل اجتماعی را به خود اختصاص داده است و جوانان، خانوادهها و مسئولان مربوط باید در جهت رفع این موانع تلاش کنند. ایشان در آخرین اظهار نظر رسمی درباره این موضوع در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال فرمودند: «بعضى از تصورات و سنتهاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دستوپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوانها است؛ این سنتها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبهگرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده نقض خیلى از عادتها و سنتها هستید، به نظر من این سنتهاى غلطى را هم که در زمینهى ازدواج وجود دارد، بایستى شماها نقض کنید.»جدول و متن زیر به هشت مورد از این سنتهای غلط که مورد تصریح رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته، میپردازد:

۱. مهریه سنگین
کسانی که مهریهی بالا برای خانمشان قرار میدهند، به جامعه ضرر میزنند. خیلی از دخترها توی خانه میمانند، خیلی از پسرها بیزن میمانند، بهخاطر اینکه این چیزها وقتی در جامعه رسم شد، سنت و عادت شد، به جای «مَهرُ السّنّة»، به جای اینکه مهر پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) سنت باشد، وقتی مهر جاهلی سنت شد، اوضاع، اوضاع جاهلی خواهد شد.
خطبهی عقد ۱۳۷۷/۸/۱۱
مهریهی سنگین مال دوران جاهلیت است. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آن را منسوخ کرد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) از یک خانوادهی اعیانی است. خانوادهی پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله)، تقریباً اعیانیترین خانوادهی قریش بودند. خود ایشان هم که رئیس و رهبر این جامعه است. چه اشکالی داشت دختر به آن خوبی که بهترین دختران عالم است و خدای متعال او را «سیدة النّساء العالمین» قرار داد «مِن الاَوّلینَ و الآخِرین»، با بهترین پسرهای عالم که مولای متقیان است میخواهند ازدواج کنند، مهریهی ایشان زیاد باشد؟ چرا ایشان آمدند و این مهریهی کم را قرار دادند که اسمش «مَهرُ السُّنَّة» است.
خطبهی عقد ۱۳۷۴/۲/۲۸
مهریه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیکتر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریهای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. بایستی عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.
خطبهی عقد ۱۳۷۴/۵/۱۸
بعضی خیال میکنند مهریهی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک میکند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریهی سنگین هیچ معجزهای نمیتواند بکند.
خطبهی عقد ۱۳۷۵/۵/۱۱
بعضی از خانوادههای طرف عروس میگویند که ما مهریهی آنقدر بالا نمیخواهیم ولی خانوادهی داماد برای پز دادن و تفاخر میگویند نه نمیشود! چند میلیون یا فلانقدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریهی بالا خوشبخت نشد. اینهایی که خیال میکنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، اینها اشتباه میکنند. ازدواج اگر چنانچه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بیمهریه هم متزلزل نمیشود. ولی اگر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم که زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار کند.
خطبهی عقد ۱۳۷۵/۹/۴
من از مردم سراسر کشور خواهش میکنم که آن قدر مهریهها را زیاد نکنند. این سنت جاهلی است. این کاری است که خدا و رسول (صلیاللهعلیهوآله) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمیگوییم حرام است. نمیگوییم ازدواج باطل است. اما خلاف سنت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و اولاد ایشان و ائمهی هدی (علیهمالسلام) و بزرگان اسلام است. خلاف روش اینهاست و بهخصوص در زمان ما که کشور احتیاج دارد به اینکه همهی کارهای صحیح، آسان شود، هیچ مصلحت نیست که بعضی ازدواجها را اینطور مشکل کنند.
خطبهی عقد ۱۳۷۳/۹/۲
۲. جهیزیه سنگین
من گمان میکنم اینکه در جهیزیهی حضرت زهرا (علیهاالسلام) این قدر سادگی رعایت شد... این حد را حفظ کردند. این یک جنبهی نمادین داشت. برای اینکه بین مردم مبنا و پایهای باشد برای عمل به آن، تا دچار این مشکلاتی که بر اثر زیادهرویها پیش میآید، نشوند.
خطبهی عقد ۱۳۷۷/۴/۱۸
بعضی از خانوادههای عروس، خودشان را اذیت میکنند و به زحمت میاندازند و اگر پول هم ندارند به زحمت پول تهیه میکنند. اگر پول دارند خرج زیادی میکنند، برای اینکه یک جهیزیهی مفصل پر زرق و برقی را مثلاً در اختیار دخترشان بگذارند.
خطبهی عقد ۱۳۷۷/۱۲/۲۸
جهیزیهی زیاد، هیچ دختری را خوشبخت نمیکند و هیچ خانوادهای را به آن آرامش و سکون و اعتماد لازم نمیرساند. اینها زوایای زندگی است. فضولِ زندگی است و جز دردسر و اسباب زحمت و اسباب مشکل فایدهای ندارد.
خطبهی عقد ۱۳۷۵/۹/۱۸
مبادا بروید پول قرض کنید، جهیزیه درست کنید. مبادا خودتان را به زحمت بیندازید. مبادا خانوادهتان را به زحمت بیندازید. مبادا خیال کنید که دخترتان اگر جهیزیهاش کمتر از دختر همسایه و قوم و خویش بود، این سرشکستگی است.
خطبهی عقد ۱۳۸۱/۳/۲۹
بعضیها سعی میکنند که برای جهیزیه بزنند روی دست همهی قوم و خویشها و همسایهها و دوست و آشناها که این هم غلط است... باید نگاه کنید ببینید که چه چیزی درست است، چه چیزی حق است آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یک خانوادهی دو نفره یک وسایلی لازم دارند که یک زندگی سادهای داشته باشند.
خطبهی عقد ۱۳۷۹/۸/۳
انواع و اقسام ریخت و پاشها، زیادهرویها، کارهای غلط، جهیزیههای سنگین. همهجور چیزی را حتماً باید بخرند، بیاورند توی جهیزیه بگذارند، که اقلّاً یک چیز بیشتر از آن دختر خالهاش، یا نمیدانم خواهرش، یا آن همسایهشان یا آن همکلاسیشان داشته باشد. اینها از آن غلطهای بسیار موذی و آزاردهنده است، برای خود انسان و برای مردم. خیلی از دخترها نمیتوانند به خانهی بخت بروند، خیلی از پسرها نمیتوانند ازدواج کنند، به خاطر همین چیزها. به خاطر همین گرفتاریها. اگر ازدواج آسان بود، اگر مردم آنقدر سختگیری نکرده بودند، بعضیها اگر مهریهشان سنگین نبود، اگر این جهیزیههای جاهلانه نبود و پدر و مادرها به خیال خودشان برای اینکه مبادا دل دخترشان بشکند، خودشان را به آب و آتش نمیزدند، این گرفتاریها برای خیلی از خانوادهها پیش نمیآمد.
خطبهی عقد ۱۳۷۲/۱۰/۲۶
از اول، بعضیها همهی ریز و درشت و لازم و غیر لازم را برای دخترشان به عنوان جهیزیه فراهم میکنند که مبادا از دختر فلانی، از نمیدانم دختر عمویش، یا از خواهرش یا از جاریش مثلاً کمتر باشد. اینها درست نیست. این کارها غلط است. اسباب زحمت شماست. آن هم زحمتی که هیچ اجری پیش خدا ندارد، مایهی تشکر هم نمیشود.
خطبهی عقد ۱۳۷۸/۹/۲
نگذارید جهیزیهها را سنگین کنند. دخترها نگذارند. عروسها شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر میخواهند، شما نگذارید.
خطبهی عقد ۱۳۷۳/۹/۲۳
مادرهای عروسها در تهیهی جهیزیه دست نگه دارند، خیلی افراط و اسراف نکنند. نگویند حالا مثلاً دخترمان است، دلش میشکند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمیخواهند. ما بیخود نباید دل آنها را بکشانیم به این سمت که هر چیز قشنگ و لوکس و... حتماً باید برایش تهیه شود.
خطبهی عقد ۱۳۷۹/۱۱/۱۶
۳. تجملات زیاد
تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است. آن کسانی که با تجملات مخالفت میکنند، معنایش این نیست که از لذتها و خوشیهایش بیاطلاعند، نه! آن را کاری مضر برای جامعه میدانند. مثل یک دارو یا خوراکی مضر. با تجملات زیادی، جامعه زیان میکند. البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد. اما وقتی که همینطور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز میکند و به جاهای دیگر میرود.
خطبهی عقد ۱۳۷۰/۴/۲۰
مگر کسانی که با تجمل عروس و داماد میشوند خوشبختترند؟ چه کسی میتواند چنین چیزی را ادعا کند؟ این کارها جز اینکه یک عده جوان را، یک عده دختر را حسرت به دل کند و زندگی را بر اینها تلخ نماید، اگر نتوانستند آنجور آنها هم عروسی بگیرند تا ابد حسرت به دل بمانند یا اصلاً نتوانند عروسی بگیرند. چیز دیگری نیست... تا آمدند دخترش را بگیرند، چون دستش خالی است، این دختر بماند توی خانه. این پسر دانشجو یا کارگر یا کاسب ضعیف، همینطور غیر متأهل بماند.
خطبهی عقد ۱۳۷۳/۹/۲۳
۴. اسراف
برخی، اسراف میکنند. میریزند و میپاشند. در این روزگار که فقرایی در جامعه هستند، کسانی هستند که اولیات زندگی هم درست در اختیارشان نیست، این کارها اسراف است، زیادی است، بیخود است. هر کس بکند خلاف است.
خطبهی عقد ۱۳۷۲/۶/۱۱
بعضی از مردم با این کاری که میشود با آن ثواب برد، گناه میبرند. با اسرافهایی که میکنند، با خلافهایی که انجام میدهند، با آمیختن این عمل حَسن و حسنه به کارهای حرامی که انجام میدهند. حرام همهاش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد. آنها هم البته حرام است، اما ریخت و پاش زیادی هم حرام است. اسراف حرام است. سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواردی واقعاً حرام است. زیادهروی کردن، حرام و حلال کردن برای اینکه بتواند جهیزیهی دخترش را فراهم کند، اینها حرام است.
خطبهی عقد ۱۳۷۶/۱۱/۹
بنده راضی نیستم از کسانی که با خرجهای سنگین و با اسراف در امر ازدواج، کار را بر دیگران مشکل میکنند. البته با جشن و شادی و مهمانی موافقیم ولی با اسراف مخالفیم.
خطبهی عقد ۱۳۷۴/۵/۲۴
۵. خرید از مکانهای معروف به گرانی
این دختر خانمها که میخواهند جهیزیه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیه، توی این دکانهای گرانقیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلات گرانقیمت که معروف است – نمیخواهم البته اسم بیاورم – من میشناسم کجاهاست که دکانهایش معروف است به جنس گران، اصلاً طرف آنها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. اینطور نباشد که داماد بیچاره را دنبالشان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها میکنند.
خطبهی عقد ۱۳۷۲/۳/۱۹
۶. هتلها و سالنهای پرخرج
این هتلها و سالنها و جشنهای پُرخرج را رها کنید. ممکن است توی یک سالنی هم کسی جشن بگذارد اما ساده، مانعی ندارد. من نمیخواهم بگویم حتماً، چون بعضی خانههایشان جا ندارد یا امکاناتش را ندارند ولی اسراف نکنید.
خطبهی عقد ۱۳۷۳/۱۰/۲۷
عروسی و عقد و شادی چیز خوبی است. حتی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هم برای دختر مکرمهی خودشان مجلس عروسی گرفتند، شادی کردند و مردم شعر خواندند. زنها دست زدند و خوشی کردند. اما نباید در این مجلسِ عقد و عروسی و اینها اسراف انجام بگیرد. یکی از اسرافها همین مجالس عقد و عروسی گرانقیمت است. در هتلها، در این سالنهای گرانقیمت مجالس درست میکنند. مبالغ زیادی شیرینی و میوه و خوراکی حرام میشود، از بین میرود، روی زمین ریخته میشود و ضایع میگردد. برای چه؟ برای چشم و هم چشمی!؟ برای عقب نماندن از قافلهی اسراف!؟
خطبهی عقد ۱۳۷۲/۱/۵
عروسی شیرین، آن عروسیای نیست که توی آن خیلی خرج میشود و اسراف زیاد در آن میشود. عروسی شیرین، عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی شیرین میشود. ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق دور هم بنشینند، این میشود عروسی. این میهمانیهای مفصل و سالنهای آنچنانی یا توی هتلها، خرجهای زیاد، جنسهای گران برای مهمانی، اینها هیچ مناسب نیست. نمیگویم ازدواج را باطل میکند، نه! ازدواج درست است. اما اینها محیط جامعه و محیط زندگی را تلخ میکند.
خطبهی عقد ۱۳۷۷/۹/۱۲
مگر سابق که این سالنها نبود، این چیزها نبود، توی دو تا اتاق کوچک جشن میگرفتند، مهمانها میآمدند شیرینی میخوردند، ازدواجها بیبرکتتر از امروز بود؟ عزت دخترها مگر کمتر از امروز بود، حالا باید حتماً بروند توی این سالنهای بزرگ. عیبی ندارد، من مخالفتی نمیکنم با این سالنها. من با «تشریفات» مخالفم. حالا بعضی میروند توی هتل، از آن کارهای غلط است که لزومی ندارد.
خطبهی عقد ۱۳۷۶/۷/۳۰
بعضی خیال میکنند که تشریفات و تویِ هتلِ چنین و چنان رفتن، سالنهای گران گرفتن، خرجهای زیادی کردن، عزت و شرف و سربلندیِ دختر و پسر را زیاد میکند. نخیر عزت و شرف و سربلندی دختر و پسر به انسانیت و تقوی و پاکدامنی و بلندنظری آنهاست، نه به این چیزها...
خطبهی عقد ۱۳۷۵/۵/۱۱
۷. لباس عروس گرانقیمت
بعضیها لباس عروس گرانقیمت میخرند. نه! چه لزومی دارد. حالا لباس عروس میخواهند، بعضیها لباس عروس را میروند کرایه میکنند. چه مانعی دارد؟ ننگ دارد؟ نه! چه ننگی؟ چه مانعی دارد؟ بعضیها این را ننگ میدانند. ننگ این است که انسان یک پول گزافی بدهد، یک چیزی بخرد که یک بار آن را مصرف کند، بعد بیندازد دور. یک بار مصرف! آن هم با این وضعی که بعضی مردم دارند.
خطبهی عقد ۱۳۷۴/۱۰/۴
۸. به رخ کشیدن ثروتها
اگر چنانچه در ازدواج بحث مادیات عمده شد، این معاملهی عاطفی و روحی و انسانی تبدیل خواهد شد به معاملهی مادی. این معاملههای گران، این جهیزیههای سنگین، این چشم و همچشمیها و این به رخ کشیدن ثروتها و پولها – که برخی از افراد غافل و بیخبر میکنند – ازدواج را در واقع خراب میکنند. لذاست که در شرع مقدس مستحب است مهریه کم گرفته شود که «مَهرُ السّنّة» مورد نظر است.
خطبهی عقد ۱۳۷۷/۱۲/۱۳
* ازدواج را آسان کنید
من به همهی مردم در سراسر کشور توصیه میکنم که ازدواجها را آسان کنند. بعضیها ازدواج را مشکل میکنند. مهریههای گران و جهیزیههای سنگین ازدواج را مشکل میکند... خانوادهی پسرها توقع جهیزیههای سنگین بکنند. خانوادهی دخترها برای چشم همچشمی دیگران جهیزیهها را و تشریفات را و مجالس عقد و عروسی را رنگینتر بکنند. چرا؟ اثر این را میدانید چیست؟ اثر این کارها این است که دخترها و پسرها بدون ازدواج در خانهها میمانند، کسی جرئت نمیکند به ازدواج نزدیک شود. خطبهی عقد ۱۳۷۳/۹/۲
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مقوله ازدواج، نخستین سنگ بنای خانواده و عاملی اساسی برای همراهی زن و مرد است که می تواند زمینه ساز بالندگی و پیشرفت افراد شود. ازدواج مطلوب ترین و روشن ترین مسیر سعادت و پاسخی مناسب به عالی ترین نیاز فطری انسان یعنی دستیابی به کمال و سعادت به شمار می رود.علم نیز ازدواج را فرایندِ علاقه مندی، کشش جسمی و روانی عنوان می کند که با فراهم سازی شرایط اقتصادی، اجتماعی، علمی، شغلی، خانوادگی، شخصی زن و مرد در راه برقراری یک زندگی مشترک همراه با تفاهم و پویایی شکل می گیرد و مذهب و دین زن و مرد بیشترین تأثیر را در این زمینه دارد.
ازدواج از دید قرآن کریم، به وجودآورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، دوستی و ایثار برشمرده می شود.ازدواج به عنوان نیازی اجتماعی همواره شاهد تغییر و تحول بوده است. پس از شکل گیری ازدواج هایی همچون ازدواج سفید و ازدواج های رنگین کمانی، اکنون پژوهشگران، به شکل گیری نوع دیگری از ازدواج به نام ازدواج استیجاری در درون جامعه پی برده اند. در این نوع ازدواج که زیر مجموعه ای از ازدواج موقت است، مردان که دارای تمکن مالی برای همسران دوم خود خانه ای مستقل اجاره می کنند.
اگرچه ازدواج موقت در گذشته امری متداول بوده است اما نسل کنونی با نسل های پیشین تفاوت های زیادی دارد. با تغییر و تحولی که در نحوه نگرش افراد به وجود آمده است می توان گفت که ازدواج استیجاری صدمه های زیان باری به کانون خانواده وارد خواهد کرد. با پیدایش این گونه از ازدواج میزان طلاق افزایش خواهد یافت و این خود بر بنیاد خانواده، تربیت و آینده فرزندان تاثیرگذار است و نسل های بعد را دچار صدمه های اجتماعی می کند.
در زمان حاضر بنیان خانواده در ایران را خطرهایی جدی تهدید می کند که باید مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای مناسب برای برون رفت از این مسایل به کار گرفته شود. به عنوان نمونه اکنون پدیده هایی همچون زوج های بدون فرزند، مجرد ماندن، مادر شدن دختران 35 سال به بالای مجرد از جمله رویدادهایی است که نظام خانواده را تهدید می کند. اینک نیز ازدواج در چارچوب استیجاری مقوله تازه محسوب می شود که به این عوامل پیوسته است.
تمایل و علاقه به ازدواج استیجاری از طرف جامعه به عوامل گوناگونی بستگی دارد. ملاک انتخاب همسر تغییر یافته است. در گذشته انتخاب همسر بر عهده خانواده بود در حالی که اکنون دامنه این انتخاب به محل تحصیل، محل کار، خیابان، اینترنت و کافی شاپ ها کشیده شده است. از طرف دیگر انتخاب همسر بیشتر امری فردی و شخصی به شمار می رود و بر پایه آن پسر و دختر بدون توجه به تصمیم خانواده به انتخاب همسر اقدام می کنند.
شرایط فرهنگی و مذهبی از یک طرف و نابسامانی های اقتصادی- اجتماعی از طرف دیگر موجب شده است، زمانی که امکانات لازم برای ازدواج دائم فراهم نیست، مردم جامعه به ازدواج موقت روی آورند.تغییر معیارهای ازدواج در جوانان نیز گرایش به ازدواج استیجاری را افزایش داده است، به گونه ای که دختران معیارهای خود را از اخلاق، اصالت خانواده و ایمان به ثروت، خوش تیپ بودن و درآمد تغییر داده اند و در پسران نیز زیبایی، ثروت، درآمد، تحصیلات و نوع شغل، معیاری بسیار مهم تر از مواردی چون اصالت و ایمان شده است.تغییر خواسته ها و الگوها در ازدواج علاوه بر ناپایدار ساختن بنیان خانواده افزایش رفتارهای پرخطر و افزایش ریسک بیماری های گوناگونی را به دنبال خواهد داشت.
ازدواج استیجاری یا موقت از صدر اسلام رواج داشته است. ازدواج استیجاری تنها در یک دوره ای بنا بر برخی عوامل ممنوع و دگربار روند ازدواج موقت از سر گرفته شد. این ازدواج تنها برای عقد زن دوم نیست بلکه برای نامزدی یا محرم شدن پیش از ازدواج نیز مرسوم بوده است. در اسلام دو نوع ازدواج حلال وجود دارد، نخست عقد دائم که مهریه آن صداق نام دارد و نوع دوم ازدواج موقت به شمار می رود که به مهریه آن اجرت گویند.
به طور کلی عقد موقت، میان مرد با هر شرایطی و زنی که هیچ منع شرعی ندارد، برقرار می شود. در حال حاضر در جامعه نیاز مبرم به ازدواج از طرف جوانان احساس می شود اما به دلیل نبود امکانات لازم برای ازدواج دائم این اجبار برای جوانان به وجود آمده است که به ازدواج استیجاری تمایل پیدا کنند.اما برخی افراد در حال سوء استفاده از ازدواج موقت هستند. با وجود این که در شرع منعی برای ازدواج موقت وجود ندارد اما به دلیل مشکلات و صدمه هایی که انشعاب های آن به جامعه وارد می سازد، مقام های مسئول مانند نمایندگان مجلس و فقها باید منع های قانونی برای این نوع ازدواج ها در نظر بگیرند. باید همانگونه که قانون برای تعدد زوجات گذاشته شده است، برای ازدواج موقت نیز قانون گذاری شود.
یک دلیل مشکلات اقتصادی محسوب می شود. اما دلیل های عمده این امر، نپذیرفتن ازدواج دائم یا پنهانی بودن ازدواج است، زیرا برخی از افراد علاقه دارند، زندگی در خفا داشته باشند که این نوع زندگی با ازدواج دائم میسر نیست. در ازدواج دائم مرد باید به صورت کامل در اختیار زندگی و خانواده باشد اما ازدواج موقت این گونه نیست و به اصطلاح مرد به صورت موقت یا (part time) به همسر خود مراجعه می کند و نیازی به حضور تمام مدت وی در کنار زن نیست. اکنون برخی از این نوع ازدواج سوء استفاده می کنند؛ همچون افرادی که همزمان با ازدواج دائم به ازدواج موقت رو می آورند یا آنهایی که تمایل به تجربه های تازه دارند.
هنگامی که فرد ازدواج موقت را همزمان با ازدواج دائم انتخاب می کند بی شک علاقه مندی که نسبت به ازدواج نخست داشته است به تدریج از دست خواهد داد. از طرفی مسئولیت پذیری لازم را نیز برای اشراف داشتن به کل زندگی نخواهد داشت. در این نوع ازدواج ها به دلیل نبود رسیدگی لازم، افرادی که حتی از قدرت مالی کافی برخوردار نیستند، نیز به این امر اقدام می کنند. این مردها با وجود قدرت اقتصادی ناچیز که کفاف یک زندگی را نیز نمی دهد، با اقدام به ازدواج استیجاری و مسئولیت بیشتر موظف می شوند، درآمد خود را میان زنان و فرزندان خود تقسیم کنند که این موضوع خود بر مشکلات زندگی و نارضایتی همسران می افزاید.
باید زمینه های ازدواج دائم فراهم شود و ازدواج موقت به عنوان تبصره ای در کنار ازدواج دائم قرار گیرد. علت کشش افراد به این نوع ازدواج تنها به فرهنگ وابسته نیست بلکه نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی نیز در این زمینه تاثیرگذار هستند. در نظر گرفتن مسائل عرفی در ازدواج موضوع بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود، زیرا اگر قرار بر این باشد که همه به ازدواج استیجاری کشیده شوند، مساله مسئولیت پذیری، تولد فرزند و موضوع ارث و دیه را چگونه می توان توضیح داد. بنابراین ازدواج استیجاری درمانی موقت برای نیازی مبرم است.
دو مساله را بایستی در نظر گرفت، نخست این که شرایط ازدواج دائم را باید با ارائه راهکارهایی همچون معافیت از سربازی در صورت ازدواج دائم برای پسران و اولویت در استخدامی ها برای بانوان آسان کرد. دوم اینکه باید کرامت انسانی را مورد توجه قرار داد. در جوامع جهان سوم به این امر توجه چندانی نمی شود. در هیچ یک از این جوامع مشاهده نمی شود که انسان ها به خلافت خدایی خود توجه کنند. این حق هر دختری است که ازدواج دائم داشته باشد و همه پسرها موظفند که ازدواج دائم کنند. بنابراین این نوع ازدواج یک حق برای دختر و یک تکلیف بر گردن پسر است.
ازدواج استیجاری شاید از نظر شرعی ایرادی نداشته باشد، اما از نظر عرفی بسیار نامناسب به شمار می رود. پرودگار متعال در قرآن آورده است که شما را زوج آفریدیم. یعنی هر مرد یا زن باید به طرف دیگر پایبند و مسئولیت داشته باشد.تحصیلات چندان در این مساله مطرح نیست. زیرا این امر با خود شعور به همراه نمی آورد. تنها زمانی می توان تاثیر تحصیل را در این ازدواج ها بررسی کرد که آموزش سبب افزایش معرفت افراد شود دختران و پسران باید از وجود برخی خط قرمزها پاسداری کنند. فضاهای مجازی به گسترش این نوع ازدواج ها کمک می کند، زیرا هنوز در جامعه، فرهنگ استفاده از این امر نهادینه نشده است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
منشأ اصلی پیدایش لباس محفوظ ماندن (از سرما و گرما و عوامل طبیعی)، عفت و پرهیزکاری و زیبا و باوقار بودن است. اما اینکه انسان چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی خود و جامعه ای دارد که در آن زندگی می کند. اینکه تعریف هر فرد، از جهان، انسان و سرنوشت او چیست، بر روی نوع پوشش انسان تأثیر مستقیم دارد.
امروزه بسیاری معتقدند که لباس پوشیدن یک امر فردی است و از آنجا که گویای افکار و شخصیت یک فرد است پس هر شخصی .می تواند هر طور که می خواهد لباس بپوشد اما در عصر حاضر و با گسترش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و ارتباط های گسترده میان انسان ها، نه تنها لباس پوشیدن جنبه فردی ندارد بلکه اثرات اجتماعی آن بیش از گذشته و غیر قابل انکار است، تا جایی که می توان از لباس به عنوان یک رسانه یاد کرد.رسانه در لغت به معنی رساندن است و به آن دسته از وسایلی گفته میشود که انتقالدهنده فرهنگها و افکار عدهای باشد، ویژگی اصلی رسانهها، همه جا بودن آنهاست. رسانهها امری فراگیرند؛ آن ها میتوانند یک کلاس بیدیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. همچنین مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند. لذا از آنجا که امروزه لباس، به یکی از مهمترین وجوه فرهنگی و اجتماعی مردم در هر جامعه ای تبدیل شده است و سریع ترین و گویاترین انتقال دهنده فرهنگ و میراث اجتماعی است، می توان آن را یک رسانه دانست.در این نوشتار سعی شده است به چند نمونه از کارکردهای رسانه ای لباس اشاره شود:
۱- لباس، رسانه ای برای معرفی فرهنگ و جهان بینی هر جامعه ای است
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه ای قوی است که وقتی یک فرد خارجی و غریبه وارد کشوری می شود نخستین علامتی که او را می شناساند همان لباس اوست. گویی انسان ها با لباس خود با یکدیگر صحبت می کنند و هر کس به زبان لباس خویش، خود را معرفی می نماید که من کیستم و از کجا آمده ام و به چه فرهنگی تعلق دارم.حتی در جوامعی که قانونی را برای اندازه و شکل لباس مردم وضع نکرده اند، باز نمی توان گفت که قاعده و ملاکی بر کیفیت پوشش مردم حاکم نیست بلکه در هر جامعه ای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی آن جامعه است، به شدت تابع جهان بینی و ارزش های حاکم برفرهنگ آن جامعه نیز می باشد.
۲- وقتی از «لباس» برای تحمیل فرهنگ غرب استفاده کردند
همه می دانیم وقتی رضاخان اقدام به اجرای کشف حجاب در ایران کرد این کار را با پوشاندن لباس های غربی بر تن زنان و دختران خانواده خود و درباریان شروع کرد و سپس همه ی مردم را وادار کرد از لباس های غربی استفاده کنند.
سؤال این جاست که چرا رضاخان و جریانات استعماری که برای کشف حجاب اقدام کردند، از لباس های غربی استفاده کردند. اگر فقط مخالف با حجاب بودند، طبیعی بود که فقط چادر و روسری را ممنوع کنند و مردم آزاد باشند که هر لباسی می خواهند بپوشند، اما به وضوح روشن است که اجبار در استفاده از لباس های غربی با هدف غربی کردن همه ی شئون زندگی مردم انتخاب شده است، در این بین لباس به لحاظ اینکه کارکرد رسانه ای خود را به راحتی انجام می دهد بهترین ابزار برای غربی کردن مردم ایران بوده است.
وقتی در جامعه ای با گرایشات مذهبی، اکثریت مردم از لباس هایی استفاده می کنند که نه تنها نماد مذهبی ندارد بلکه برعکس، نماد غیر دینی محسوب می شود، آنچه که ناخودآگاه در نظر هر فرد جلوه می کند این است که «جامعه غیر دینی شده است»، هنگاهی که این تصور همه گیر شود، بر وجوه دیگر زندگی افراد نیز تأثیر مستقیم می گذارد و اعتقادات و گرایشات مذهبی را سست می کند.
۳- استفاده گروه های انحرافی از لباس برای نشر عقاید خود
خاصیت رسانه ای لباس سبب شده است تا گروه ها و جریان های مختلف در جهان از جمله جریان های انحرافی نیز از این ویژگی لباس برای بیان و انتشار افکار و عقاید خود استفاده کنند.مهمترین اقدامات این گروه ها این است که از علامت ها و کلماتی که بیان گر افکار آن هاست بر روی لباس ها و تیشرت ها و هر وسیله ای که نمای بیرونی داشته باشد، استفاده می کنند. به این ترتیب هر جوانی که از آن ها استفاده می کند در واقع به رسانه ای برای گروه خاص تبدیل می شود.
۴- وقتی خاصیت رسانه ای «لباس»، فضای شهر را غیر دینی می کند
امروزه نیز یکی از ساده ترین ابزارهای تهاجم فرهنگی در ایران، تغییر در سبک پوشش مردم اعم از زن و مرد بوده است. در واقع اولین قدم در تهاجم فرهنگی این است که نسبت پایبندی به ارزش ها و هنجارها قبح شکنی شود و این کار از طریق لباس به راحتی امکان پذیر شده است.مد که به عنوان یک رفتار و نماد فرهنگی در همه جای دنیا مطرح است؛ انتقال دهنده یک مفهوم از طریق روشهای تجاری به مردم است که کاملاً فرهنگ در پشت آن قرار دارد لذا مد به عنوان یکی از گویاترین رسانه های فرهنگی در جهان کارکرد دارد.
در ایران نیز شاهدیم با گسترش و رواج مد، برخی از مردم علی رغم اعتقادات پاک و بی آلایش خود به دین اسلام، از پوشش های غربی استفاده می کنند و اینگونه است که در سطح جامعه و به خصوص شهرهای بزرگ با گسترش بدپوششی ها، فضای عمومی شهر در ظاهر دور از ایمان و اعتقاد شده است زیرا لباس ها و پوشش های برخواسته از فرهنگ غرب توانسته اند رسانایی خود را در انتقال فرهنگ غرب به خوبی انجام داده حتی گمان اعتقادی مردم نسبت به خودشان را نیز تحت تأثیر قرار داده اند.
از آنجا که دشمن به کارکرد رسانه ای لباس بخوبی آگاه است، از این ابزار برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند. تبلیغات لباس ها در شبکه های ماهواره ای، واردات لباس های غربی، استفاده از بازیگران برای ترویج یک نوع پوشش خاص و بسیاری دیگر از روش های تبلیغاتی دیگر برای ترویج نوع خاصی از لباس، شاهدی بر این ادعا است.
۵- چگونه از کارکرد رسانه ای «لباس» برای اغراض سیاسی استفاده می شود؟
در تبلیغات کاندیداهای انتخاباتی در دنیا و در سال های اخیر در کشورمان، شاهدیم که رنگ و طرح خاص یک کاندیدا علاوه بر اینکه بصورت پرچم طراحی می شود، لباس هایی نیز منقش به رنگ و طرح تبلیغاتی کاندیدای مربوطه تولید می شود که هر هوادار را با پوشیدن آن به یک رسانه برای تبلیغ کاندیدای خاص تبدیل می کند.تبلیغات شرکت های تجاری بزرگ نیز لباس هایی را که آرم و برند مربوطه را بر روی آن نقش کرده اند به عنوان تبلیغ در اختیار مشتریان قرار می دهند در واقع هر مشتری که لباس را بپوشد خود به عنوان یک رسانه، وسیله ای برای تبلیغ شرکت مربوطه و رساندن پیام آن ها به مردم می شود.
۶- در ادیان نیز لباس یک رسانه است
هر یک از ادیان الهی نیز درباره لباس پوشیدن دستوراتی دارند که بر مبنای مصالح فردی و اجتماعی انسان ها بوده است. فارق از اینکه برخی از آموزه های ادیان مورد تحریف و دگرگونی قرار گرفته اند، در همه ی آن ها آموزه های صریحی در مورد نوع پوشش پیروان دین بیان شده است.
* دراسلام نیز درباره پوشش تن، قواعد و دستوراتی وجود دارد و حتی چهارچوب هایی را برای جزئیات لباس پوشیدن بیان کرده است. اصطلاح «حجاب» در جامعه امروز گویای همین نوع پوشش اسلامی است، بدین معنی که هر زن و مرد مسلمان با پوشش خود رسانه ای برای اسلام خواهند بود.
*از آنجا که در دین اسلام دستور صریح وجود دارد که همانند دشمنان دین لباس نپوشید، واضح است که این دستور به دلیل اثرات اجتماعی لباس پوشیدن افراد، در پیام رسانی است.امام صادق علیه السلام:به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام ـ فرمود: خداوند به یکى از پیامبران وحى فرمود که به مردم خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید و خوراک دشمنان مرا نخورید خود را به شکل و شمایل دشمنان من در نیاورید؛ که در این صورت، شما نیز همچون آن ها، دشمن من خواهید بود. (وسائل الشیعه : ١١/١١١/١)
*از علل مخالفت دین با شبیه شدن به کفار می توان گفت که یک مسلمان با پوشیدن لباس های کفار، تعداد آن ها و دشمنان دین را بیشتر جلوه می دهد که این باعث تضعیف اسلام و مسلمین است. از طرف دیگر دشمنان دین از هر وسیله ای به خصوص لباس، برای بیان افکار و فرهنگ انحرافی خود استفاده می کنند و با ترویج لباس هایی خاص، به تبلیغ اندیشه های انحرافی خود می پردازند، پس شایسته نیست که مسلمین نسبت به این علائم و نشانه ها بی تفاوت بوده و با پوشیدن لباس های آن ها به رسانه ای برای دشمن تبدیل شوند.
لباس همچون رسانه های دیگر قانون بردار است
با توجه به مصادیق گقته شده و بسیاری دیگر از براهین و دلایل مبنی بر استفاده رسانه ای از لباس در عصر حاضر، می توان گفت لباس نیز همچون رسانه های دیگر که درهر کشوری قوانین مخصوص به خود را دارد، از آنجا که یک رسانه فراگیر اجتماعی است، قانون بردار است.لذا نه تنها ادعای برخی مبنی بر فردی و شخصی بودن پوشش نقض می شود، بلکه ضرورت اجرای دستورات اسلام در مورد پوشش بیش از پیش احساس می شود. لذا همانطور که اسلام، مسلمانان را نسبت به مسائل اجتماعی جامعه خود مسئول می داند، هر مسلمانی در مورد نوع پوشش خود در جامعه و اثرات آن مسئولیت دارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
انسان، همچون ديگر موجودات هستي، موجودي نيازمند است. نيازمندي، مهمترين شاخص تکوين و هويت وجودی انسان و احساس نياز، موثرترين عامل انگيزش، پویایی و حرکت در نظام شخصيت اوست.((1 ميتوانیم بگوئیم که در اغلب حرکتها، تکاپوها و تلاشهاي آدمي، عنصر نياز و احساس نياز نقش اصلي و نخستين را بازي ميکند. نيازهاي انسان، سطوح و لايههايي دارد. لایههای عميقتر، مهمتر، عاليتر و انسانيتر از لايههاي روئين است. انسانها، بسته به سن، سطح تحول شناختي و هيجانی، علم و آگاهي، ايمان، تفکر، تربیت و ... ادراک و احساس متفاوتی از نيازهاي خود دارند. همه نيازها، بالقوه در ذات انسانها وجود دارد، امّا شناخت همه نيازها، بالخصوص نيازهاي عالي و انساني، براي همه آدميان محقق نميشود و برخی از آنها تا پايان عمر سرگرم نيازهاي ابتدايي ميمانند.
سطح اوّل: از نيازها را نيازهاي زيستي تشکيل ميدهد. نياز به غذا، اکسيژن، نور، دما، خواب و ... مهمترين نيازهاي زيستي به شمار ميروند که بقاي موجود زنده، وابسته به تأمين مطلوب آنهاست.
لايه دوم: نيازهاي روانشناختي است. نياز به امنيت و آرامش، نياز به دلبستگي (دوست داشتن و دوست داشته شدن)، نياز به تعلق، نياز به احترام از جمله اين نيازهاست.
لايه سوم: نيازهاي عالي است. در اين سطح ميتوان به نيازهایی مثل نیاز به خودشکوفايي، نیاز به پرستش، نياز به زيباشناسي و هنر، نياز به علمجويي اشاره کرد.
اکثر انسانها نيازهاي لايه اول (نيازهاي زيستي) را به خوبي و حتي بدون آموزش، ادراک و احساس کرده و در پي ارضاي آن برميآيند؛ هرچند شيوهها و راههاي تأمين اين نيازها، به علل گوناگون فرهنگی، اخلاقی، مذهبی و... نسبت به افراد مختلف، قدري متفاوت است. هرچه به لايههاي عميقتر و زيرين نيازها نزديکتر ميشويم، شمار کمتري از انسان را خواهيم يافت که به نيازها عالیتر هوشيار شده و به دنبال ارضاي آنهاهستند. مهمترين و مؤثرترين عامل در اين راستا، آموزشهاي درست یا نادرست است که ميتواند زمينه رشد و بالندگي و رسيدن به سطوح عميق نیازهای وجودی را فراهم کرده و يا از آن جلوگيري کند.
نیاز جنسی، ماهیت و مؤلفهها
يکي از نيازهاي اصلی و پرتأثير شخصيت انسان، نياز جنسي است. نياز جنسي، بر خلاف تصور مألوف، نيازي ترکيبی است؛ يعني از لايههای متعددي، تکوين يافته است: لایه بدني، لایه روانشناختي (نياز به آرامش، تعلق، دلبستگي، اقتدار) و لایه انساني (نياز به زيباشناسي و هنر، احترام، پرستش و...) علاوه بر اين ميل به فرزندآوري و تداوم نسل هم (که ناشي از نياز به جاودانگي و ميل به خلود است) به اين مسأله پيوند ميخورد. بنابراين، نياز جنسي که مهمترين عامل پیوند ميان زن و مرد است، بايد به درستي شناخته و مورد توجه قرار گيرد. متأسفانه اکثر انسانها تنها به يک يا دو سويه از سويههاي نياز جنسی توجه کرده و همان را مبناي انتخاب همسر و تعاملات انساني خود قرار ميدهند. زن و مرد با ادراک و احساس نیاز جنسی و تمایل شدید نسبت به جنس مخالف خود و شناخت اين واقعيت که نياز جنسي تنها و تنها در پيوند خوردن با او به ارضا و آرامش ميرسد، به سوي ازدواج و زندگي مشترک سوق داده ميشوند.
اين انگيزه، اگر چه مهمترين محرک به سمت ازدواج و ارتباط با جنس مخالف است، امّا به تنهايي نميتواند دليل موجهي براي انتخاب همسر باشد. انتخاب همسر، پيش از آنکه نيازمند علت و انگيزه باشد، محتاج دليل و راهنماست. بيتوجهي يا کمتوجهي به همه ابعاد زندگي مشترک در آغاز راه و ادامه زندگي، عواملي را ايجاد ميکند که هرکدام به تنهايي يا مجموعا ميتواند زمينه گسست و فروپاشي خانواده را به همراه داشته باشد.
زمینههای پدیدآیی خیانت در خانواده
تحقيقات فراواني درباره مسأله ارتباطهاي موازي و خيانتهاي(2)زناشويي در همه جاي دنيا انجام شده است. پديده خيانت زناشويي و ايجاد ارتباطهاي نامشروع و غيرقانوني در همه جوامع وجود دارد و متأسفانه تحت تأثير مقتضيات و شرايط زندگي مدرن، رو به افزايش است.
کشور ما نيز از شرارههاي اين آتش خانمانسوز در امان نبوده و چنين مسائلي روز به روز در حال گسترش و فراواني است. علل و عوامل گوناگوني براي خيانت زناشويي معرفي شده است که در اين مجال تنگ و کوتاه به برخي از آنها، با اختصار اشاره ميکنيم. طالبان باید توضيح تفصيلي را در کتابها و مقالاتي که درباره اين موضوع نگاشته شده است، پيگيري کنند. البته تذکر میدهیم که ممکن است برخي از عوامل مورد اشاره، با یکدیگر هم پوشي داشته باشند، امّا به سبب روشنتر شدن موضوع و برجسته کردن اهميت آن، به تفکيک مورد بررسي قرار ميگيرند.زيربنای همه عواملی که موجب خيانت در زندگی مشترک میشود، احساس نارضايتي از ارتباط با همسر و زندگي زناشويي است. نارضايتي، گاه ريشه در عوامل واقعي و منطقي دارد و گاه ريشه در عوامل خيالي، غيرمنطقي و يا غيرمشروع؛ در اینجا به اهم عوامل نارضایتی اشاره میکنیم:
یکم: انتظارات بي پاسخ؛ روشن است که همه کسانی که ازدواج ميکنند و رنج مسئوليت زندگي مشترک را ميپذيرند، انتظاراتي از آن دارند که ميپندارند در کنار همسر و فضاي زندگي زناشويي تأمين ميشود. چنانچه فردي در زندگي مشترک به انتظارات و خواستههايش نرسد، ممکن است در جاي ديگر و با فرد ديگري آن را جستجو کند. انتظارات ممکن است انتظاراتی واقعی و مشروع باشند و ممکن است ناشی از وسواس، خودخواهی و برداشتهای نادرست از ازدواج و ارتباط با همسر. از این رو همسران باید پیش و پس از ازدواج به صورت مستمر به واکاوی و شناسایی انتظارات خود از زندگی مشترک توجه کرده و با تحلیل صحیح و ارزیابی دائمی آنها زمینه را برای رفع انتظارات غلط و تأمین مطلوب انتظارات منطقی و درست فراهم کنند. تأمین نیازها و انتظارات هرکدام از زوجین منوط به شناسایی، به رسمیت شناختن و برآوردهکردن انتظارات طرف مقابل است. هنگامی که انتظارات فرد، پاسخ مطلوبی میگیرد، احساس رضایتمندی و خوشبختی ارتقا یافته و دلبستگی فرد به زندگی و همسر فزونی مییابد. در چنین شرایطی احتمال گرایش فرد به فردی غیراز همسر کاهش یافته و پایههای زندگی مشترک استوار و محکم میشود.
دوم: تفاوتهاي شخصيتي؛ انسانها، همواره براي داشتن روابط صميمي به دنبال افرادي از جنس خودشان ميگردند؛ ما اغلب به کساني که بيشترين شباهت را در افکار، اهداف، ارزشها، عواطف و رفتارها با ما داشته باشند، جذب میشویم. ازدواج رابطهای دوستانه و صميمانه است و از اين قاعده مستثنا نيست. زن و مرد، هرچه به هم شبيهتر و به تعبير ادبيات ديني، هم کفو هم باشند، رابطه صميمانهتر و رضايتبخشتری خواهند داشت و اين امر به استحکام بنيان زندگي و ايمنشدن آن از خيانت کمک ميکند. خصلتهاي شخصيتي موردتوجه در ازدواج و انتخاب همسر به دو دسته تقسيم ميشوند: خصلتهاي متضاد و مکمل و خصلتهاي مشابه و متقارن؛ خصلتهاي مکمل، خصلتهايي هستند که با هم متضادند، امّا وجود يکي در مرد و ديگري در زن، همديگر را تکميل کرده و موجب پويايي و رضايتمندي مي شوند؛ امّا خصلتهاي مشابه و متقارن، خصلتهايي هستند که زن و مرد باید به طور یکسان و مشابه هم از آنها برخوردار باشند. مثلا خصلتهاي سلطهجويي و سلطهپذيري، از خصلتهاي متضاد ولی مکملند که اگر يکي در مرد و ديگري در زن وجود داشته باشد به آرامش و تفاهم در ارتباطهای آنها کمک ميکند؛ امّا وجود خصلت سلطهجویي در همسران، موجب بروز تنش، جنگ قدرت و اختلاف ميشود. اما خصلت درونگرایی و برونگرایی از خصلتهایی است که باید به طور یکسان و مشابه در زن و مرد وجود داشته باشد. حال اگر یکی از همسران، برونگرا و دیگری درونگرا باشد، به احتمال زیاد تنشها، دلخوریها و نارضایتیها در زندگی مشترک فزونی خواهد یافت. یکی از مهمترین عوامل خیانت در خانواده تفاوت چشمگیر و مدیریت نشده همسران در ویژگی هیجانطلبی است. زن و مرد باید در این خصوصیت نزدیک به هم باشند تا شرایط زندگی برای هردو دلپذیر و رضایتبخش باشد. اگر یکی از همسران هیجانطلبی بالا و اصولگرایی پایینی داشته باشد و دیگری هیجانطلبی پایینی از خود نشان بدهد، زندگی برای فرد هیجانطلب، بسیار ملالآور و فاقد معنا میشود و چون بنابر فرض، اصولگرایی پائینی دارد، به احتمال زیاد به خیانت میل پیدا کرده و ممکن است مرتکب برقراری رابطه موازی با غیرهمسر خود شود. از این رو افراد باید در هنگام خواستگاری به این مسأله توجه کنند و اگر دوفردی که خواهان ازدواج با یکدیگرند، در خصوصیت هیجانطلبی از هم فاصله قابلتوجهی دارند، آن را مدیریت کرده و خود را با ویژگی طرف مقابل سازگار کنند.
سوم: سردي روابط عاطفي؛ اين عامل خود مولود عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، تربيتي و اجتماعي است. گرمی روابط عاطفی برای همسران، یکی از مهمترین عوامل ایمنسازی زندگی از خیانت است. همسرانی که در زندگی مشترک از سردی روابط عاطفی رنج میبرند، باید خیلی زود ریشههای آن را یافته و برای رفع آن اقدامهای جدی انجام دهند. استفاده از خدمات مشاوره خانواده و مطالعه کتابهای سودمند در این رابطه به صورت جدی توصیه میشود.
چهارم: مشکلات و اختلالات جنسي؛ نارضايتي جنسي و احساس ناکامي در روابط زناشويي، يکي از عوامل مهم گرايش به ارتباطهاي خارج از خانواده در مردان و زنان و بخصوص مردان است. متأسفانه برخلاف آموزههای دینی ما که برای رفع مسائل و مشکلات جنسی اهمیت قائل است و توصیههای پرشماری هم از سوی پیشوایان دین برای این امر ارائه شده است، ناسازگاریهای جنسی و اختلالهای مربوط به آن در کشور ما همچنان به عنوان مهمترین عامل طلاق مطرح میشود؛ ولی همسران برای رفع مشکلات جنسی و ارتقاء سطح بهداشت و رضامندی جنسی، اطلاعات ناچیزی در اختیار داشته و برای رفع آن اقدامهای جدیای انجام نمیدهند.
پنجم: اختلالات شخصيتي؛ برخي اختلالات شخصيتي مانند وسواسهاي فکري، بدبيني، بدخلقي و بدرفتاري که منجر به سردی روابط عاطفی و متعاقب آن پیدایش زمینههای انگیزشی خیانت میشود.
ششم: مشکلات و نارساييهاي اقتصادي؛ اين عامل بخصوص در موارد خيانتهاي زنان، فراوان به چشم ميخورد. زنانی که یا از حداقل نیازمندیهای اقتصادی محرومند و یا تحت تأثیرچشم وهمچشمی، عدم قناعت، آزمندی و نیازهای کاذبند و چون از راههای مشروع به آن نمیرسند ممکن است برای رسیدن به خواستههای اقتصادی خود از طریق رابطه با مردان، اخاذی یا تنفروشی اقدام کنند.
هفتم: تنوعطلبي و آزمندي(3)؛ اگرچه تنوعطلبی ریشههای طبیعی در وجود انسان دارد، اما میتواند تحت تأثير برخي محرکهاي اجتماعي، مانند تبليغات مرموز رسانهاي و از جمله شبکههاي ماهوارهاي و اينترنت، تشديد شده و فرد را به سمت روابط نامشروع تشويق کند. بسیاری از فیلمها و تبلیغات کاذب ماهوارهای، با ایجاد انتظارات غلط و غیرواقعی و به تصویر کشیدن فضاهای خیالی و متوهمانه از رابطه جنسی نامشروع، به ایجاد انگیزه در مخاطبان اقدام میکنند. تبلیغات شبکههایی مانند من و تو، فارسی وان و دیگر شبکههای ماهوارهای در همین راستا ارزیابی میشود.
هشتم: ضعف ايمان و ترس از خداوند؛ بيپروايي و بيتقوايي زمينه روابط باز و بدون حد و مرز را فراهم ميکند. روابط باز و بدون چارچوب شرعی، به شکلگيري دوستيها و رابطههاي نامشروع کمک ميکند. بيحجابي، چشمچراني و رعايت نکردن چارچوبهاي شرعي در تعاملات زن و مرد، زمينه مناسبي براي پاشيده شدن بذرهای گناه و پدیدآمدن انگيزههاي شيطاني و نامشروع و جوانه زدن ارتباطهاي زيانبار خیانتآمیز است.
البته هريک از اين عوامل و زمينههاي ايجاد و مکانيزمهايی که بر مسئله خیانتهای زناشویی مؤثر است و ما به اختصار از آن سخن گفتیم، نيازمند بحثها و تحلیلهاي روانشناختي و جامعهشناختي دقيق است که اين مجال فرصت پرداختن به آنها نیست. نکته دیگری که باید بر آن تأکید کنیم این است که وجود چنين عواملي الزاماً به شکل گيري روابط نامشروع نميانجامد و ممکن است افرادي عليرغم مواجهه با چنين مسائلي، همچنان به تعهدها و پيمانهاي شرعی و اخلاقی خود وفادار بمانند و يا محدوديتها و محذورات اجتماعي، مجال تحقق چنان خواستههایی را به آنها ندهد.راه مقابله با پدیده زشت و خطرناک خیانت، رعایت حد و مرزهای شرعی در روابط زن و مرد، تقویت باورهای دینی و انگیزههای اخلاقی، آموزش، هدایت و حمایت مردم برای تشکیل زندگی مشترک سالم و پرنشاط، آموزش خانوادهها برای حل مسائل گوناگون خود از طرق مشروع و منطقی، رفع مشکلات اقتصادی و اصلاح فرهنگ جامعه... است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
گرایش به تک فرزندی در خانوادهها پدیده جدیدی نیست ولی در هیچ برههای از زمان به این شدت گسترش نیافته است. در بعضی خانوادههای تک فرزند، کودک در میزان وابستگی به خانواده دچار افراط و تفریط میشود به طوریکه بعضی خانوادهها فرزند خود را در کانون توجه بیش از حد و برخی دیگر فرزند خود را مورد بیمهری قرار میدهند یکی از آسیبهای تک فرزندی، فرزند سالاری است،در خانوادههای تک فرزند، خانوادهها بیش از حد به مطالبات و خواستههای غیرمنطقی فرزند خود توجه میکنند.خانوادهها برای اینکه مشکلات ناشی از چند فرزندی را نداشته باشند و بتوانند هزینه افراد خانواده خود را راحتتر متحمل شوند به تک فرزندی روی می آورند.
والدین افراد تک فرزند سعی کنند فرزندان خود را به سمت خود کشانده و به آنها محبت و با خود هم فکر کنند تا کودکان به بحثهای دیگر و به انزوا کشیده نشوند.خانوادههای چند فرزندی بانشاطتر هستند، در خانوادههای چندفرزند، فرزندان در کودکی هم بازی هم و در بزرگسالی یار و یاور یکدیگر هستند و از تفکرات و ایدههای هم استفاده می کنند.
در گذشته سیاست فرزند کم تر زندگی بهتر باعث شد تا خانواده ها به سمت تک فرزندی روی بیاورند. افراد تک فرزند بیشتر به سوی اینترنت و ماهواره کشیده می شوند و با حیوانات خودشان را سرگرم می کنند که این امر می تواند آسیبهایی برای خود فرد و خانواده ایجاد کند.در آموزههای دینی با تک فرزندی مخالفت شده و به ازدیاد نسل به عنوان یکی از مقاصد مهم ازدواج تشویق شده است.والدین برای اینکه فرزند خود را به افقهای بالاتری برسانند و برای اینکه فرزندشان در زندگی مشکل نداشته باشد به سمت تک فرزندی می روند که این مهم اقدامی نادرست است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امروزه حفظ امنيت اجتماعي و ارتقاي آن به يکي از شاخصه هاي توسعه يافتگي کشورها تبديل شده و اهميت آن رو به افزايش است.مولفه هاي مختلفي در کاهش يا افزايش اين شاخص دخيل هستند و آن را دستخوش تغيير مي کنند.امنيت اجتماعي به قلمروهايي از حريم افراد مربوط ميشود که در ارتباط با ديگر افراد جامعه، سازمانها و دولتهاست که به طور مستمر در طول زندگي روزمره با اين قلمروها روبهرو ميشوند.
احساس امنيت در گروههاي اجتماعي گوناگون، حدت و گستره متفاوتي دارد.حفظ و ارتقاي امنيت زنان در جامعه يکي از ابعاد امنيت اجتماعي است.زنان تا زماني که در مدرسه، دانشگاه، محيط کار، مکانهاي عمومي، خيابان و... امنيت نداشته باشند مسلماً احساس آرامش نيز نخواهند کرد.با توجه به اينکه زنان نيمي از وزنه جمعيتي جامعه را به خود اختصاص دادهاند، بنابراين پرداختن به امنيت اجتماعي زنان به منزله سرمايههاي اجتماعي و انساني از ضروريترين نيازهاي جامعه امروز ماست.
مشارکت و حضور زنان در بخشهاي گوناگون جامعه اين ضرورت را بيش از پيش بر ما آشکار ميسازد. از سوي ديگر اهميت مسئله امنيت در زندگي اجتماعي انسانها بهاندازهاياست که درصورت فقدان احساس امنيت، انسانها در روابط اجتماعي خود با ديگران دچار شک و ترديد شده و از برقراري روابط اجتماعي پرهيز ميکنند. بر اثر تداوم چنين شرايطي سرمايه اجتماعي رو به زوال ميرود و در دراز مدت پيامدهاي منفي بسياري بر جامعه انساني ميگذارد.
مزاحمت هاي خياباني يکي از مصاديق برهم زننده امنيت اجتماعي است که طي چند ماه اخير آمارهاي متناقضي از روند آن در جامعه منتشر شد.قوه قضائيه از رشد آن سخن مي گويد و ناجا آن را انکار مي کند.در يک تعريف ساده و قابل فهم، تجاوز رفتاري به حقوق خصوصي افراد در منظر و ملاءعام مزاحمت خياباني ناميده ميشود. ماده 619 قانون مجازات اسلامي هم ميگويد: هر کس در اماکن عمومي يا معابر، متعرض يا مزاحم بانوان وکودکان شده يا با الفاظ رکيک و حرکات مخالف عرف و شئون اجتماعي به حيثيت آنان توهين نمايد، به حبس از دو تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
طبق آمار نيروي انتظامي مزاحمت براي زنان و دختران 98 درصد نسبت به سال 91 افزايش يافته است. در سال 93، 142 هزار و 933 مورد مزاحمت براي زنان و دختران ثبت شده که اين رقم در سال 91، 72 هزار و 61 مورد بوده است.نگرانياي که در اين ميان وجود دارد اين است که اين مسئله به هنجارهاي پذيرفته شده جامعه تبديل نشود. ارزشهاي جامعه ما اين الگوي رفتاري را نميپذيرد و با آن انطباق ندارد و چنين رفتارهايي را پشتيباني نميکند اما با بيشتر شدن نيازهاي ارتباطي افراد، با کمتر شدن فضاهايي براي ارتباط برقرار کردن و با آموزش نگرفتن رفتارهاي درست، احتمال دارد اين مزاحمتها هم بيشتر شود و به همان اندازه از حساسيت جامعه کمتر شده و قبح اين رفتار از بين برود.
در حال حاضر اين مزاحمتها خيلي جدي تلقي نميشود و از سوي رسانهها، نخبهها و کارشناسان به صورت مداوم اطلاعرساني و آگاهسازي نميشود بلکه به صورت جزيرهاي عمل شده و هر از گاهي مطرح ميشود و دوباره به فراموشي سپرده ميشود.با توجه به اين مسائل، لازم است مسئولان و خانوادهها به نيازهاي جوانان بها داده و از کنار آنها سرسري رد نشوند بلکه با آموزش، ايجاد راهکارهاي قانوني و برنامهريزي مناسب شهري، افراد جامعه را به سمت الگوهاي درست رفتاري و ارتباطي سوق دهند.
مزاحمت خياباني به هيچ وجه مسئلهاي مختص ايران نيست و پديدهاي است که تقريباً در همه کشورهاي دنيا وجود دارد، مثلا چند ماه پيش يک ويدئو در يوتيوب پخش شد که زني هنگام قدم زدن در نيويورک در زمان کوتاهي 100 متلک از مردان ميشنود، حالا اگر چنين چيزي اغراق هم باشد، باز هم نشان ميدهد که به هر حال متلک گفتن/ شنيدن در چنين جامعهاي هم با وجود روابط جنيستي باز وجود دارد.در جامعهاي مانند عربستان آن هم در شهرهايي مثل مکه و مدينه زنان با وجود محجبه بودن، از اين پديده و سوءرفتار جامعه در امان نيستند.
اين مسئله منحصراً مسئلهاي زنانه نيست، بلکه گاهي ديده ميشود که زنان هم براي مردان مزاحمت ايجاد ميکنند. البته ممکن است در مقايسه، زنان بيشتر مورد آزار خياباني واقع شوند، اما در مجموع نميتوان گفت اين پديده صرفا از سوي مردان عليه زنان صورت ميگيرد.بنابراين محدودکردن اين مسئله به جامعه ايران و به زنان ايراني شيوهاي است که مانع فهم درست ما از مسئله ميشود.
خانواده به عنوان کوچکترين و مهمترين نهاد اجتماعي است. امروز بروز آسيبها، عدم وجود همبستگي بين خانواده، پدر و مادران شاغل و فرزندان رها شده، مشکلات زيادي را براي ما ايجاد کرده. يعني اگر امروز ما قرارها را در منزل بيشتر کنيم فرارها کمتر مي شود. هر نهاد و سازماني در برابر پديده ها وظيفه اصلي دارد. وظيفه اصلي پليس، مقابله هنگام وقوع است. البته ما آموزش پيشگيرانه هم ديدهايم. استفاده از شيوه هاي اقناعي، تشويقي، ترغيبي و تسهيلي است. برخورد سلبي و قاطعانه با اصرار کنندگان به برهم زدن نظم اجتماعي را هم داريم و تعارفي هم با کسي نداريم.ما خط آخر درمان هستيم. نبايد در حوزه هاي اجتماعي نياز به ورود ما باشد. اگر همه کارشان را به موقع انجام دهند و نقش خانواده و ساير سازمانها درست باشد، نياز به ورود پليس نيست. اگر ما مظاهر را ببينيم، برخورد قانوني مي کنيم که قانون نيز اين اجازه را داده.
احساس آرامش و امنيت براي هر فردي که در اجتماعي زندگي مي کند، احساسي مسلم است و اين حق طبيعي هر انساني مي باشد. اين احساس لازم است که هم براي مردان وهم براي زنان يک جامعه مهيا باشد. اما به نظر مي رسد اين مسئله وقتي در ارتباط با زنان مطرح مي شود، از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار است. پديدهاي به نام «مزاحمت براي نواميس» از انواع مختلف آن همچون متلكپراني، تنهزدن، زل زدن و چشمچراني، بوق زدن و متوقف كردن خودرو در مقابل پاي فرد و طرح تقاضاي نامشروع، چراغ زدن، مزاحمت تلفني، تمسخر، ترساندن ، ايستادن بر سر معابر و محلهاي رفت و آمد عمومي و اجتماع كردن مقابل درب مدارس، بد نشستن با هدف سوء در وسايل نقليه عمومي مثل تاكسي و ... از جمله آسيبهايي است كه به شدت نياز به ساز و كار پيشگيرانه از نوع فرهنگي و در ادامه، برخورد مقابلهاي از نوع پليسي و قضائي دارد.
اگر چه قوانين سختي در خصوص برخورد با مزاحمين به زنان وجود دارد اما به نظر مي رسد مشکل را بايد در جاي ديگري جستجو کرد زيرا قوانين سفت و سخت نتوانسته مانع از رشد مزاحمت هاي خياباني شود.امروزه افزايش آمار مزاحمتها و خشنترشدن اين رفتارها نشان از ضعف کارکرد قوانين دارد.
اساساً امروزه صرف توسل به قانون براي برقراري نظم و امنيت ديگر کارساز نيست چون قانون از اينکه مردم را وادار کند چگونه با هم حشر و نشر انساني داشته باشند و چطور رفتار کنند و از اينکه مردم را مطيع ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي کند ناتوان است پس لازم است تدابير و رويکردهاي ديگري به ميان آيد.بايد به سمت آموزش عمومي مردم و اتخاذ تدابير تکميلي مثل ضمانت اجراهاي اداري و انضباطي که اتفاقاً در قانون مجازات اسلامي تحت عنوان مجازاتهاي بازدارنده پيشبيني شده و عملاً بيش از سزادهي و کيفر منجر به مهار و کنترل مزاحمتهاي خياباني ميشود حرکت کرد. راهکار ديگر قطعيت و حتميت در اجراي قوانين جاري است که به قول حقوقدانان يک راهکار مهم است.
مثلاً همين قوانين اگر به دقت تا انتها پيگيري و اجرا شود مطمئناً درصدي از بازدارندگي و تنبيهي آن مجازاتها را در مرتکب و افرادي که در مظّان ارتکاب هستند ايجاد ميکند. شاکي بايد از زمان تشکيل پرونده کيفري با موضوع مزاحمت خياباني يا توهين در دادسراي محل وقوع جرم رأساً يا با صرف هزينه و کمک وکيل مسير طولاني را طي کند و در انتها پس از احراز و اثبات جرم متاسفانه در بسياري از موارد به خاطر دخالت و ميانجيگري اطرافيان و بستگان و حتي دادگاه، آن حداقل مجازات هم به علت قابل گذشت بودن در حق مجرم اجرا نميشود. در صورتي که اخذ رضايت و گذشت شاکي يک امر فني است و بايد توسط کارشناس گرفته شود زيرا پس از گذشت قطعي ديگر نميتواند شکايت را تعقيب کند.
به هر حال قانون، مزاحمتهاي خياياني براي بانوان را جرم ميداند و حبس و شلاق تعزيري را نيز به عنوان مجازات براي اين مجرمان در نظر گرفته است. ايجاد مزاحمت براي بانوان تعريف حقوقي و قانوني مشخصي دارد و طبق قانون، ارتکاب آن جرم محسوب شده و مجازات دارد. شهادت شهود، اقرار مجرم و يا ساير قرائني که به وسيله آن قاضي بتواند جرم مرتکب شده را محرز بداند از جمله راهکارهاي اثبات اين جرم است.همچنين ايجاد مزاحمت براي بانوان در اماکن عمومي و معابر به صورتي که با عرف و شئون اسلامي تضاد داشته باشد، جرم محسوب مي شود و مجازات دارد. به گفته شهاب تجري، وکيل پايه يک دادگستري، مجازات ايجاد مزاحمت براي بانوان شش ماه حبس و 74 ضربه شلاق است. البته به شرط اثبات.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آرایش بیش از حد کمبود عاطفه خانمها را جبران و برطرف میکند. امروزه آرایش کردن بخش جداییناپذیر زندگی بعضی از زنان و دختران جوان ایرانی شده و بیجهت نیست که ایران مقام هفتم دنیا در مصرف لوازم آرایش را برخود اختصاص داده است. گاهی بعضی از همین زنان و دختران به قدری تند و غلیظ میشود که از میان رنگهای مختلف به سختی میتوانید چهره واقعی فرد را در ذهنتان ترسیم کنید. اگر از هر یک بپرسید چرا آرایش میکند دلایل خاص خودشان را دارند. یکی عاشق آرایش کردن است و دیگری دوست دارد زیباتر شود.خداوند خالق زیباییهاست و زیبایی را دوست دارد انسان هم به عنوان اشرف مخلوقات از این قاعده مستثنی نیست و دوست دارد همیشه زیبا باشد.
بسیاری از خانمها هم دوست دارند به خودشان برسند و از نظر زیبایی همیشه کمبودی نداشته باشند. به نظر من کسانی که آرایش غلیظ میکنند یا جراحیهای مختلف با هدف زیباترشدن انجام میدهند، دوست دارند در کانون توجه باشند.البته در بعضی موارد جلب توجه کردن دیگران تا اندازهای خوب باشد ولی اگر از اندازهاش خارج شود، اختلال روحی و روانی محسوب میشود.همچنین آرایش بیش از حد و غلیظ مشکلات خاص خودش را در پی دارد. شاید برای خانمی که آرایش بیش از حد انجام میدهد، خوشایند باشد اما در دراز مدت تبعات منفی دارد. تصوراتی که مردم درباره او خواهند داشت مطلوب نخواهد بود.
خانمی که همیشه در حال آرایش کردن است، وقتی آرایش ندارد درست مثل این است که چیزی گم کرده باشد این یعنی از خویشتن خودمان جدا شدهایم، ماسک زدهایم و اگر ماسک ونقاب را از صورتمان برداریم، قبولمان ندارند. آرایش بیش از حد به نوعی خودفروشی روانی است.یکی دیگر از دلایل آرایش زیاد میتواند این موضوع باشد که هرچه فرد را از چیزی منع کنیم به آن حریصتر میشود. بنابراین وقتی جامعه روی مسألهای حساس برخی افراد به آن موضوع گرایش بیشتری پیدا میکنند.