نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها با توجه به گرانی و بالا بودن هزینه های زندگی به خصوص در کلان شهرها، زنان نیز باید برای چرخیدن چرخ خانواده ها درامد زایی کنند و به همین دلیل است که نیاز به کار بیرون از خانه زنان بیشتر از قبل احساس می شود.از سوی دیگر زنان به دلیل داشتن تحصیلات بالا و تخصص این حق را دارند که وارد بازار کار شوند تا هم از تخصص و مهارت انها به عنوان نیروی انسانی تعلیم دیده استفاده شود و هم نقش درآمد زایی برای خانوار را داشته باشند.مطالعات اخیر نیز نشان میدهد که بسیاری از مشاغل در بخشهای خدماتی و خصوصی به سمت زنانه شدن پیش میرود اما حقوق زنان در محیطهای کار رعایت نمیشود.
بخش اعظمی از زنان شاغل در بخشهای خصوصی و خدماتی با حقوق ناچیز و دستمزد پایین به خدمت گرفته میشوند و از حقوق اولیه و حداقلهای قانون کار و حتی دستمزد مصوب وزارت کار هم محرومند.از سوی دیگر، زنان به دلیل نقش مادری که بر عهده دارند، و از سوی دیگر مدیریت خانه، با تنش ها و مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند و در میان همه این مشکلات، نداشتن امنیت شغلی نیز به ماجرا اضافه شده است.
استخدام زنان با حقوق و دستمزد کم، اجحاف بزرگی در حق زنان است نمیتوان موقعیت اجتماعی زنان را نادیده گرفت و اگر این واقعیت نادیده گرفته شود در سیاستگذاریهای معطوف به جنسیت دچار مشکل خواهیم شد.هرگونه سیاستگذاری درباره زنان باید معطوف به شناخت دقیق از ذهنیت، فعالیت، گرایشها و تحولات اجتماعی حوزه زنان باشد اما هنوز این زنان هستند که با وضعیت مشابه با مردان حقوق کمتری می گیرند و به دلیل مادر شدن اخراج می شوند.
زنان ذاتا در کار خود دقت زیادی دارند و به همین دلیل بهرهوری آنها بالاست اما به دلیل نیاز به کار حاضرند هر سختی را تحمل کنند و همین امر موجب سوء استفاده از آنها میشود و این در حالی است که مردان در کار مغرورترند.در واقع نیاز به داشتن درآمد و مشکلات اقتصادی در کنار روح قانع زنان باعث می شود به کارهای سخت با درامد کم تن دردهند از سوی دیگر ضعف نظارتی بازرسان وزارت کار نیز در این خصوص موثر است.