نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
لباس پوشیدن شأنی از شئون انسانی است و در هر تمدن رابطه ی مستقیمی با معنای انسان در آن تمدن دارد.در فرهنگ خالی از معنویت غرب لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست،بلکه برای آرایش آن است.در چنین شرایطی که ارزش زن به نمایش جسم اوست،لباس او باید تنگ و کوتاه باشد تا هر چه بیشتر تن او را نمایان سازد.

در میان موجودات، تنها موجودی که از بدو آفرینش خویشتن را مستور داشته و لباس بر تن نموده،انسان بوده است.در قرآن کریم در آیه ی 22 سوره اعراف آمده که آدم ابوالبشر و همسرش حوّا، آن هنگام که در بهشت به سر می بردند و پس از هبوط بر روی زمین،لباس بر تن داشتند.تحقیقات تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آدمیان نخستین نیز همواره نوعی لباس از برگ درختان یا پوست حیوانات و ... بر تن داشتند.بدین ترتیب می توان ادعا کرد که یکی از وجوه تمایز انسان با سایر حیوانات،پوشیدن لباس است.طبق تحقیقات به دست آمده، لباس،دست کم پاسخ گوی سه نیاز آدمی است:
1. او را ازگرما،سرما،برف و باران حفظ می کند.
2. در جهت حفظ حرمت و عفت به او کمک می کند.
3. به او آراستگی،زیبایی و وقار می بخشد.
بنابراین لباس آدمی را می توان از یک لحاظ به مسکن او تشبیه کرد و می توان گفت همه ی ما به جهت لباسی که بر تن داریم،خانه به دوشیم.
در تمدنی که خدا از صحنه ی زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزید،معنویت به حاشیه ی زندگی خزیده،و انسان دیگر موجودی نیست که حامل «روح الهی» باشد و بتواند خلیفه ی خداوند در زمین شود و ...،در این تمدن انسان هیچ فرق بنیادی و وجودی با حیوان ندارد.او هم چند سالی در طبیعت زندگی می کند و می میرد و دیگر هیچ...!
ارزش واعتبار همه چیز در این تمدن با یک ملاک سنجیده می شود که «چه قدر می تواند به انسانی که اساساً حیوانی مادی است، لذت ببخشد».یکی از این چیز ها «تن انسان» است.این چنین است که غریزه ی جنسی در این جامعه بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه ی لذت بخشی او است.اگر زن در این تمدن و این جامعه،«تن» خود را به نمایش نگذارد،برای او چه باقی می ماند؟اگر او را نبینند او دیگر چه ارزشی دارد؟اگر دکارت بیش از 400 سال پیش گفته بود :«من می اندیشم،پس هستم» ،زن در جوامع غربی و غرب زده،ناچار باید بگوید :«مرا نگاه می کنند،پس هستم!». زن فقط«جسم» است و مرد در برابر زن،همه«چشم».زن یک شی است که مرد او را دائماً در دو کفه ی ترازوی چشمان خود می سنجدو ارزیابی می کند.
با گردشی کوتاه در خیابانها و پاساژهای سطح شهر خواهیم دید که ویترینهای مغازهها با لباسهای رنگارنگ و مدلهای گوناگون در معرض دید مشتریان است، لباسهایی که به دلیل داشتن رنگهای زننده مشتریان را به خود جذب میکند اما با کمی دقت، نماد غربی را در تار و پود بسیاری از این لباسها میتوان احساس کرد.به یکی از پاساژهای شهرمیروم، لباسفروشی، مانتو فروشی، پارچهفروشی و روسریفروشی بخشی از مغازههای این پاساژ را به خود اختصاص داده است، در میان این مغازهها که در خیابانها و سایر پاساژهای شهر کم نیستند؛ وارد مغازهای شدم که لباس کودکانه عرضه میکرد، دو مشتری همراه با کودک خود به دنبال انتخاب لباس بودند، مادری که دست پسربچه چهار یا پنج ساله خود را در دست گرفته بود با انتخاب یک پیرهن و یک شلوار از فروشنده خواست تا اجازه امتحان لباس را بدهد. فروشنده لباس مورد نظر را به مادر داد و آنها را به اتاق کوچکی که برای امتحان لباس توسط مشتریان در گوشهای از مغازه قرار داشت، راهنمایی کرد.
پس از چند دقیقه مادر لباس را به فروشنده پس داد و گفت لباس کمی تنگ است آیا سایز بزرگتری دارند، فروشنده با لبخندی که بر لب داشت، گفت مدل این لباس به همین شکل است و سایز بزرگتر آن برای کودک شما بزرگ خواهد بود. مادر با گفتن این جمله که متاسفانه نوع دوخت لباس کودکان هم تغییر کرده و متناسب با سن آنها نیست مغازه را ترک کرد.با نگاهی کلی به لباس داخل مغازهها به راحتی میتوان فهمید که حتی لباس کودکان هم با مدلهای مختلف رنگ و بوی ایرانی بودن را ندارند.
به مغازه مانتو فروشی که روبروی این مغازه قرار داشت وارد شدم. همانطور که مانتوها را نگاه میکردم متوجه شدم مانتوهایی که مدلهای ساده و بلندتری دارند پشت سایر مانتوهای رنگی و کوتاه قرار گرفتهاند، دلیل این کار را از فروشنده پرسیدم و او با بیان اینکه خریدار مانتوهای ساده و بدون مدل مشتری چندانی ندارد، گفت: متاسفانه بسیاری از این مدل مانتوها که سالهای گذشته خریداران بالایی داشت از سال گذشته در مغازه مانده و به فروش نمیرسند و روز به روز خریداران آن کمتر میشوند.
از او پرسیدم، چرا از سال گذشته! آیا طی سال اخیر است که مشتریان مانتوهای ساده و پوشیده کم شدهاند؟ وی با اشاره به اینکه سالهای قبل تعدادی مشتری تحصیلکرده و معلم برای خرید مانتوهای ساده مراجعه میکردند، گفت: با بازنشسته شدن این تعداد مشتری کم کم مشتریان این دست از مانتوها کم شدند و هر روز تعداد مشتریان مانتوهای کوتاه و رنگی که بیشتر دختران دانشجو و جوان هستند؛ بیشتر میشود.
علل و عوامل مختلف و متعددی در پیدایش و گسترش پدیده ی بی حجابی سهیم و دخیل بوده اند که برخی از آن ها انگیزه ی سیاسی ،پاره ای ریشه ی فرهنگی و پاره ای نیز مبنای اقتصادی داشته اند و برخی به عوامل روانی و فردی بر می گرددمتاسفانه با بدحجاب شدن افراد جامعه، فروشندگان البسه نیز گرایش بیشتری برای تامین کالاهای با رنگ و مد روز دارند، این تولیدکنندگان هستند که با پیادهکردن مدهای غربی روی لباسها موجب شدهاند تا مردم نیز خواهان آن باشند.بسیاری اوقات خریدارانی هستند که به دنبال لباسهایی متناسب با فرهنگ اسلامی هستند اما باید مغازههای زیادی را بگردند تا به کالای مورد نیاز خود دست یابند. سلیقه مشتریان موجب شده که فروشندگان البسه برای حفظ مشتریان خود کالاهایی را به فروش برسانند که مشتریان بیشتری دارد.
اگر قرار است لباسهایی متناسب با فرهنگ این مرز و بوم به مردم عرضه شود لازم است مسئولان وارد کار شوند و اجازه تولید این نوع لباسها توسط تولیدکنندگان را ندهند چرا که مغازهداران نیز اجناس خود را از تولیدیها تهیه میکنند.تا زمانیکه بخش دولتی نظارت متناسبی با بخش خصوصی(تولیدکنندگان پارچه و لباس) نداشته باشند هیچکدام از مغازهداران نمیتوانند مانع فروش اینگونه اجناس شوند چرا که عرضه لباس با مُد روز توقع مشتریان را نیز روز به روز برای مُد جدیدتر بالا میبرد.
ترویج فرهنگ حجاب و عفاف درجامعه نیازمند برخورد مناسب و اصولی است.ومتاسفانه در زمینه حجاب و عفاف، بصورت فرهنگی برخورد نشده است،با روندی که هماکنون از نوع پوشش بدحجابی در جامعه شاهد هستیم به وضوح دیده میشود که کار از برخورد گذشته و در برخی موارد برخورد با این مسئله از سوی مسئولان نتیجه عکس داشته است.پوشش نامناسبی که در جامعه دیده میشود نیاز به فرهنگسازی اساسی دارد و باید عمیقتر به این موضوع از سوی مسئولان پرداخته شود.
تولیدکنندگان نیز در ترویج بدحجابی مقصرند،باید تولیدکنندگان ما بپذیرند لباسی که عرضه میکنند متناسب با شان و جایگاه مردم منطقه ما نیست.باید با تولیدکنندگان لباسهای نامناسب و مغایر با ارزشهای اسلامی برخورد شود و مسئولان این مهم را کنترل کنند.ما انقلاب کردیم تا آرمانها و ارزشهای اسلامی را ماندگار نماییم، مردم ما از مسئولان توقع دارند و تنها بخش خصوصی نمیتواند در این کوتاهیها مقصر باشد.باید ابتدا از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم در راستای اصلاح جامعه متناسب با فرهنگ و آیین این منطقه تلاش کنیم.
متاسفانه فرهنگ اسلامی رو به کمرنگ شدن است و فرهنگ غربی روز به روز در جامعه ما در حال پیشروی است.زن مسلمان چادر را هدیه نور چشمی رسول خدا میداند نه اسباب خجالت و حقارت و گوهر وجودش را در صدف عفت نهان میکند نه اینکه با ساپورت و مانتوهای کوتاه و رنگارنگ به جنگ عفت برود.مقوله عفاف و حجاب فقط شامل پوشش بدن نیست، عفاف در کلام در نگاه در رفتار و کردار نمود دارد و یک زن عفیفه مسلمان حرمت حریمها را باید بداند و محرم و نامحرمش مشخص باشد.دختران جامعه امروز باید بدانند حیا و حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است و در نهایت اگر زنان قدر و قیمت خود را بدانند و از پوشیدن لباسهایی که برگرفته از فرهنگ غربی است بپرهیزند الگو و نمونهای برای زنان تمام جوامع خواهند شد و از بسیاری از گزندها و آسیبهای اجتماعی در امان خواهند بود.
طراحان لباس برای ارائه طرحهای جدید و عقب نماندن از رقابت با سایر طراحان به دنبال مدلهایی هستند که برگرفته از فرهنگهای غربی است و هیچ سنخیتی با نوع پوشش ایرانی – اسلامی ندارد.به عقیده من باید از مراکز دانشگاهی و آموزشگاههایی که خیاطی و طراحی لباس را آموزش میدهند شروع شود و طرحهایی در کتابهای دانشگاهی به علاقمندان این رشته آموزش داده شود که برگرفته از فرهنگ غربی نباشد.
میتوان برای بازگرداندن فرهنگ اسلامی در نوع پوشش مردم اقداماتی انجام داد،مسئولان فرهنگی میتوانند با ایجاد رقابتی بین طراحان لباس و تولیدکنندگان آن رغبت آنها را برای تهیه لباسی در خور شان جامعه اسلامی بیشتر کنند و در عوض آنها را در خرید لباسهای بومی و پوشیده حمایت نمایند. متاسفانه بسیاری از مدارس سطح شهر و یا ادارات سفارش لباسهای خود را از تولیدیهای خارج از استان میخواهند و این باعث شده که طراحان لباس داخل استان به فکر ایده و طرحهایی مغایر با فرهنگ اسلامی باشند تا بتوانند با ارائه طرحهای گوناگون و مدلهای مختلف نظر مشتریان را جلب نمایند.
باید به حجاب بیش از یک پوشش نگاه کرد چرا که از اصلیترین نمادهای فرهنگ دینی حجاب است و جایگاه ارزشمندی در دین مبین اسلام دارد.با فرهنگهای متکثری روبرو هستیم و بیشترین هدف این فرهنگها در نوع پوشش، مصرفگرایی است. نباید از اصل خود و فرهنگ اصیل دور شویم، باید یک فرهنگ پویا داشته باشیم و در برابر تغییرات هوشیارانه عمل کنیم.نباید اجازه دهیم که در تغییرات فرهنگی ایجاد شده حل شویم بلکه باید به شیوه مطلوب خود را با آن تغییرات سازگار کنیم.
بیشتر خانمها پوشش به روز را عاملی برای پذیرفته شدن میدانند، متاسفانه دختران جامعه امروز ما گمان میبرند که تنها با پوشش روز میتوان توسط جنس مخالف پذیرفته شد و با حجاب کاملا منزوی خواهند شد.باید با ترویج پوشش درست که متناسب با فرهنگ جامعه ماست میزان اعتماد به نفس را در دختران بالا برد.برخی زنان جامعه به بیماری خودنمایی گرفتارند و گمان میکنند با استفاده از لباسهای مختلف محبوبیت عمومی خواهند داشت. در بسیاری مواقع دیده شده برخی افراد بیحجاب خود را کمتر و پایینتر از سایر افراد میپندارند و با استفاده از لباسهای مد روز و آنچنانی، عقده حقارت خود را آشکار میکنند.باید به جوانان چه پسر و چه دختر آموخت که حفظ حجاب و ارزشهای اسلامی میتوانند مانع بسیاری از آسیبهای اجتماعی باشند و این امر نیازمند آموزش صحیح و درست است.
مد و مدسازی پدیدهای است که در دنیای امروز به نحو چشمگیری گسترش یافته و این چالش بزرگ اجتماعی به شکلی بیسابقه در لایههای اجتماعی جوامع نوین ریشه دوانده است.مخالفت با مد و مدگرایی به معنای مخالفت با تنوع و مدگرایی نیست، بلکه تنوع و نوگرایی نیاز طبیعی و فطری هر انسان به ویژه بانوان است اما تقلید مُد و افتادن در دامهایی که عوامل استعماری برای زدودن هویت و از بین بردن مبانی اعتقادی ملتها و حاکمیت فرهنگ ابتذال در جوامع گسترانیده شایسته جامعه دینی و اسلامی ما نیست.
رهبر معظم انقلاب در خصوص شاخصهای مد و مدگرایی مثبت فرمودهاند که مدگرایی به شرطی که تقلید از مدلهای اروپایی و ترویج لباس شهرت نباشد و موجب اسراف و تبذیر نگردد و حجاب با فرهنگ ملی و دینی خودمان باشد، عیبی ندارد.اگر دختران و بانوان به شاخصهای دینی و ملی خود در پوشش و آرایش توجه نکنند و آن را محترم ندانند در دامی خواهند افتاد که چشمانداز روشنی ندارد.
دشمن با ابزار مد و مدگرایی به میدان آمده و در این جنگ از هرآنچه که دارد مایه میگذارد و هویت ملی و دینی مردم به ویژه جوانان را نشانه رفته است.اگر مدگرایی بر پایه لذتگرایی، فردگرایی، سنت ستیزی و خودنمایی و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و اهداف انسانی شکل بگیرد منفی است، این نوع مدگرایی جامعه را دچار بحران هویت و بیثباتی مینماید و ارمغانی جز اصالت مادیگرایی، پریشانی، افسردگی، بزهکاری، اعتیاد و غیره ندارد.
گرچه بدحجابی و مدگرایی در بسیاری از افراد جامعه به ویژه بانوان، نه به دلیل مخالفت با دین بلکه از روی سهلانگاری و بیتوجهی است اما باید پذیرفت که این سهلانگاریها موجب افزایش پدیده بیحجابی در جامعه شده است، شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب بیان کرده روزی خواهد رسید که پیشتازان غربی ماهیت پدیده برهنگی به عنوان بیماری عصر را اعلام خواهند کرد، با این وجود آیا زمان آن نرسیده که این پدیده امروز به عنوان یک بیماری در عصر حاضر شناخته و چارهای برای درمان آن اندیشیده شود؟