حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
حجاب و عفاف در تراز فرهنگ انتظار
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :


چشم‌انداز فعلی برخی اماکن عمومی و خیابان‌های کلانشهرها به ویژه شهر تهران و تعداد نامتعارف مانکن‌نماهای خیابانی، گویای وجود شرایط و وضعیتی آسیب‌زا است که نه تنها با معیارها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی کشوری اسلامی مغایرت دارد، بلکه امنیت اجتماعی ما را نیز در معرض تهدید قرار داده است، به گونه‌ای که نه تنها زمینه تحریک افراد هوسباز و لاابالی و افزایش آمار مزاحمت‌های خیابانی و رفتارهای خلاف عرف و مغایر با شئونات دینی را موجب می‌شود، بلکه عدم اعتماد به عفاف، زندگی مجردی، تأخیر در سن ازدواج، افزایش میزان طلاق، مدگرایی ناشی از چشم و هم‌چشمی و... نیز مستقیم یا غیرمستقیم از پیامدهای این ناهنجاری به حساب می‌آید.
چنین وضعیتی نه تنها اعتراض علمای دینی و جامعه متدین کشور، بلکه نگرانی کارشناسان مسائل اجتماعی و فرهنگی را نیز نسبت به آسیب‌های برآمده از این پدیده به دنبال داشته است، چراکه پدیده‌های بدحجابی تنها به یک تبرج و نمایش خیابانی محدود نمانده بلکه می‌تواند مقدمه و زمینه‌ساز آسیب‌ها و مفاسدی باشد که در بالا به برخی از آنها اشاره شد.
اما آنچه بیشتر نگرانی و حتی تأسف را برمی‌انگیزد رها ساختن این پدیده و ضعف اراده و اقدام برای کنترل و اصلاح آن است که گاه در پوشش ضرورت کار فرهنگی و بی‌تأثیر بودن برخوردهای اجتماعی و ارشادی صورت می‌گیرد؛ موضوعی که گرچه موجه و قابل قبول به نظر می‌رسد اما با گذشت چند سال از این تأکید و وعده اقدام، اکنون تشدید میزان و نحوه بدحجابی و شکل‌گیری انواعی از بی‌حجابی، گویای غفلت قطعی یا اثربخش نبودن آن است. از این رو تکرار این ادعا، بی‌تردید نشانه‌ای از بدفهمی یا توجیهی برای فرار از مسئولیت‌ها به حساب می‌آید که حجتی برای قبول آن باقی نگذاشته و حال انتظار می‌رود که به جای حرف عمل کنند، والا عوامل و منابعی که به تشدید این روند کمک می‌کنند، مثل تأثیرپذیری از ماهواره‌ها و فرهنگ برهنگی غرب، کوتاهی نهادهای مسئول آموزش دینی و فرهنگی اعم از خانواده، مدرسه، دانشگاه، تهاجم فرهنگی دشمن و اشاعه بی‌مبالاتی و تسامح و تساهل در بین برخی خانواده‌ها و عدم آگاهی از پیامدهای این رویه رفتاری و پوششی و... چنان ضرباهنگ این پدیده خطرناک را تند و سریع کرده که نه تنها امکان کنترل و مهار آن را سخت‌تر بلکه تلفات و آسیب‌های آن را نیز تلخ‌تر خواهد کرد. در آن صورت نه تنها فریاد کسانی که دیروز و امروز هشدار داده‌اند، بلندتر خواهد شد، بلکه خانواده‌ها و حتی خود آسیب‌دیدگان نیز از مسئولان ذی‌ربط جواب خواهند خواست. شاید با توجه به همین کارکرد و پیامد پدیده بی‌مبالاتی و فرهنگ برهنگی است که روزی دشمنان از بدحجابی به عنوان یک شیوه نافرمانی و مقاومت مدنی یاد می‌کردند، اما امروز بدون اشاره به اهداف سیاسی خویش و با راه‌اندازی شبکه‌ها و کانال‌های به ظاهر اجتماعی و غیرسیاسی به اشاعه و ترویج لاابالی، برهنگی، عادی‌‌سازی فرهنگ لیبرالی و قبح‌زدایی از روابط نامتعارف و غیرشرعی می‌پردازند، چون آنان برای شکست در عرصه سیاسی برنامه‌ریزی کرده و امروز در سکوت برای غوغای فردا اقدام می‌کنند، اما در مقابل برخی سیاسیون ما با فاصله گرفتن از مبانی ارزشی و حتی غفلت از پیامدهای قطعی و توهم آشکار رأی سیاسی با انفعال و سردرگمی تنها وعده کار فرهنگی می‌دهند، اما نشانه‌های آسیبی در حوزه فرهنگ حجاب و عفاف نشان می‌دهد دیگر فرصتی برای از دست دادن نمانده و همین امروز باید به جبران برخاست و با نسیه کار فرهنگی مانع اقدامات امنیتی و ارشادی نشد، چراکه علاوه بر چشم و هم‌چشمی، مدگرایی و رفتارهای ناشی از عدم آگاهی و ضعف بنیه اعتقادی و فرهنگی، اقدام برنامه‌ریزی شده و تهاجم هوشمند سیاسی- فرهنگی دشمن نیز متصور است. همانگونه که ابزار جنگ نرم دشمن در این عرصه امروز فعال شده و بخشی از ظرفیت خود را به ترویج فرهنگ برهنگی و لاابالی فرهنگی و اجتماعی اختصاص داده‌اند.
شاید هم برخی منتظرند تا فساد فراگیر شده و زمینه ظهور فراهم شود، اما از دولت انتظار، انتظاری خلاف این می‌رود و حال که بحمدلله سقف اعتبارات فرهنگی افزایش چشمگیری یافته و برخی سخاوت‌های مالی در این عرصه نیز عالمگیر شده، انتظار شروع یا گسترش اقدامات فرهنگی و ترویج حجاب و عفاف در تراز فرهنگ انتظار امری بدیهی است.
منبع: / روزنامه / جوان ۱۳۹۰/۲/۱۳


ده عذر و بهانه زنان برای عدم رعایت حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

خداوند حجاب را به منظور حفظ عفت و شرف زن، و تا اینکه نشانه ای بر ایمان و عقیده ی او باشد، بر او واجب نموده است. لذا جامعه ای که از منهج خداوند دوری می کند و از راه راست چشم پوشی می نماید، جامعه ای بیمار است که به علاج و درمانی نیاز دارد که آن را به سوی شفا و سعادت راهنمایی کند. یکی از اشکال دردآور در جامعه امروزی پدیده ی خود آرایی زنان جوان است، متأسفانه با وجود لباس های اسلامی این پدیده یکی از نشانه های جوامع اسلامی ما نیز گردیده است، لذا اسبابی که موجب این انحراف شده اند را بررسی خواهیم کرد؟
این سؤال را – که چرا زنان جوان از رعایت حجاب امتناع می ورزند؟ - از گروه های زیادی پرسیدیم، نتیجه تحقیقاتی که در این مورد انجام شد و بهانه هایی که آنها ارائه می دادند، ده عذر و بهانه ی اساسی بود، اما هنگامی که آن عذر و بهانه ها را بررسی نماییم به این نتیجه خواهیم رسید که همه بهانه های بی حد واهی و بی اساس هستند.

بهانه اوّل :
اولی گفت: من هنوز قانع نشدهام که حجاب واجب باشد. (با علم به اینکه این سخن شرک است).
ما از او دو سؤال می پرسیم:
سؤال اوّل: آیا او به صحت دین اسلام اعتقاد دارد؟
جواب آن طبیعتاً مثبت است، او لا اِلهَ اِلاَّ الله می گوید و این نشانهی اعتقاد وی به یگانگی خداوند است، و می گوید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله، و این یعنی به شریعت اسلام ایمان دارم، پس او به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و راه و روش زندگی اعتقاد دارد.
سؤال دوّم: آیا حجاب جزو شریعت اسلام و واجبات آن می باشد؟
اگر این خواهر نیتش را خالص بگرداند و همانند کسی که به دنبال حقیقت است، در این قضیه تحقیق نماید به تأکید خواهد گفت: بله.
پس (ای خواهر مسلمانم) آن خدایی که به الوهیت او ایمان آوردهای در کتاب عزیزش به رعایت حجاب دستور میدهد، پیامبر بزرگواری که به رسالتش ایمان داری در سنتش به رعایت حجاب دستور میدهد.

بهانه دوّم :دومی می گوید: من به واجب بودن پوشش شرعی قناعت حاصل نموده ام؛ اما مادرم مرا از پوشیدن آن باز می دارد و هرگاه از فرمان او سرپیچی کنم به دوزخ خواهم رفت.
گرامی ترین بنده ی خدا حضرت رسول (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وسَلَّمَ) در سخنی کوتاه و حکمت آمیز در جواب این بهانه می فرماید: ''''''''لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق'''''''' فرمانبرداری از مخلوق در صورتی که نافرمانی خالق در آن باشد جایز نیست.
جایگاه والدین در اسلام بخصوص مادر مهم و ارزشمند است بلکه خداوند در آیات زیادی از قرآن آن را با بزرگترین امور یعنی عبادت ویکتاپرستی قرین نموده است؛ چنانکه خداوند می فرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» [النساء:36].
(تنها) خدا را عبادت کنید و (بس. و هیچ کس و) هیچ چیزی را شریک او مکنید. و نیکی کنید به پدر و مادر .
در هیچ صورت نافرمانی از والدین جایز نمی باشد مگر اینکه به نافرمانی پروردگار دستور دهند؛ زیرا خداوند می فرماید : «وَإِنْ جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا» (لقمان:15)
هرگاه آن دو، تلاش و کوشش کنند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین آگاهی از بودن آن و (کوچکترین دلیل بر اثبات آن) سراغ نداری، از ایشان فرمانبرداری مکن.
اما اطاعت نکردن از آنان در معصیت، مانع نیکی کردن با آنان نیست. خداوند می فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان: 15).
با ایشان در دنیا به طرز شایسته و به گونه بایسته‌ای رفتار کن.

بهانه سوم :
می گویند: هوا گرم است و ما نمی توانیم بدون پوشش گرمای شدید هوا را تحمل کنیم، پس چگونه با رعایت حجاب بتوانیم آن را تحمل کنیم؟
خداوند در باره اینها می فرماید: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ»
بگو: اگر دانا بودند می‌فهمیدند که آتش دوزخ بسیار گرمتر و سوزانتر (از گرمای تابستان و از همه آتشهای جهان) است. (توبه: 81)
ای خواهر گرامی! چگونه و با چه دلیلی گرمای این دنیا را با آتش سوزان دوزخ مقایسه میکنی؟!
یقین بدان که شیطان با یکی از تله های خیالیاش تو را گول زده و به شکار خود در آورده است تا اینکه تو را از گرمای دنیا به سوی آتش دوزخ بکشاند، پس بیدار شو و خودت را از تلهاش نجات ده، و این گرمای آفتاب را برای خودت نعمت بدان نه عذاب، چرا که گرمای شدید آفتاب در فصل گرما تو را به فکر عذاب دردناک آخرت میاندازد، روزی که این گرما چندین برابر می گردد و کسی توان تحمل آن را نخواهد داشت.

بهانه چهارم :
می ترسم اگر حجاب را رعایت کنم، باری دیگر آن را کنار بگذارم، چرا که زنان زیادی را دیده ام که بعد زمانی طولانی که حجاب را رعایت کرده، آن را کنار گذاشته اند!!.
به چنین زنانی می گویم: اگر مردم نظریه ای مانند نظریه تو را می داشتند، آنگاه دین را رها می کردند و کسی به دنبال دین نمی رفت، نماز نمی خواندند چرا که برخی ها می ترسیدند آن را ترک کنند. روزه نمی گرفتند، زیرا بسیاری می ترسند که در شرایطی آن را ترک کنند، آیا متوجه شدی که شیطان چگونه از راهی دیگر به دنبالت آمده و برایت تله گذاشت و تو را از واجباتت باز داشت؟!!
پیامبر (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وسَلَّمَ) فرمود: أَحَبُّ العَمَلِ إلىَ اللهِ أَدوَمُهُ وإن قَلَّ ‌ بهترین عمل در نظر خداوند آن است که دوام بیشتر داشته باشد هر چند که اندک هم باشد. پس چرا به دنبال دلایلی که سبب ترک حجاب توسط چنین زنانی شده است، نگشتهای تا اینکه از آن اسباب اجتناب کرده و به دنبال راه حلی مناسب بگردی؟

بهانه پنجم :
زنی پنجمی می گوید: می ترسم اگر خود را ملزم به لباس شرعی نمایم، نام جماعت و گروهی خاص بر من بیفتد و من دوست ندارم که وابسته به هیچ حزبی باشم.
خواهر گرامی! در اسلام تنها دو حزب وجود دارید که خداوند در قرآن کریم از آن دو سخن گفته است: نخست حزبُ الله؛ حزب الله گروهی هستند که خداوند آنان را به وسیله انجام عبادت ها و اجتناب از منهیات یاری می دهد.
دوّم حزب الشیطان؛ حزب الشیطان گروهی هستند که خداوند را نافرمانی میکنند و در زمین به فتنه وفساد می پردازند. و تو هنگامی که خویشتن را ملزم به آداب اسلامی از جمله لباس شرعی مینمایی، جزو حزب پیروز و رستگار خداوند می گردی، اما هنگامی که خودنمایی و تبرج می نمایی، مرکب شیطان گشته و جزو دوستان او شده و در صف منافقین و کفار قرار می گیری. و آنان چه اندازه دوستان بدی هستند!

بهانه ششم :
این است سخن زن ششم: چه می گوید؟ می گوید: به من می گویند: هرگاه لباس شرعی پوشیده و حجاب را رعایت کنم، نمی توانم ازدواج کنم، پس حجاب را کناز می گذارم تا بتوانم ازدواج کنم!
خواهر گرامی! بی گمان شوهری که دوست داشته باشد تو را بی بندو بار، آرایش کرده و در برابر خداوند نافرمان ببیند، آن شوهر برایت شایسته نیست، شوهری که در برابر انجام حرام ها غیرت و ایمانش به جوش نیاید، در برابر تو هم هیچگونه غیرتی نخواهد داشت و تو را برای رفتن به بهشت و نجات از دوزخ یاری نخواهد نمود.
بی گمان خانواده ای که اساس تشکیل آن، بر نافرمانی خداوند و خشمگین نمودن او پایه ریزی شود، خداوند حق دارد که شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت را بر آن بنویسد، چنان که خداوند می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى ‌. (طه: 124‏)
‏ و هرکه از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگ (و سخت و گرفته‌ای) خواهد داشت‌؛ و روز رستاخیز او را نابینا (به عرصه قیامت گسیل و با دیگران در آنجا) گرد می‌آوریم.
و گذشته از این، ازدواج نعمتی از نعمت های خداوند است که به هرکه بخواهد می بخشد، چه بسیارند زنان با حجابی که ازدواج کرده اند و چه بسیارند زنان بی حجابی که هنوز [کسی به دنبالشان نیامده] و ازدواج نکرده اند. اگر بگویی: آرایش و بی حجابی من برای رسیدن به هدفی مقدس و گرامی است که ازدواج می باشد، می گویم هدف مقدس و گرامی هیچ وقت استفاده از وسیله ناشرعی را مباح نمی گرداند، پس اگر هدف مقدس و پاک باشد، باید وسیله نیز پاک و درست باشد، زیرا قاعده ای اسلامی است که می گوید: « الوسائل لها حکم المقاصد»؛‌ وسایل دارای حکم اهداف می باشند.

بهانه هفتم :
بهانه ات چیست ای زن هفتمی؟ می گوید: می دانم که حجاب واجب است، اما هنگامی که خداوند مرا هدایت نمود، آن را رعایت خواهم نمود.
از این خواهر می پرسیم: آیا گام هایی در مسیر به دست آوردن هدایت برداشته است تا اینکه به این هدایت دست یابد؟
می دانیم که خداوند با حکمت خویش برای هر چیزی سببی قرار داده است؛ از جمله بیمار دارو مصرف می کند تا شفا یابد، مسافر ماشین یا چارپا سوار می شود تا به مقصدش برسد، نمونه ها زیادند، پس آیا این خواهر با جدیت تمام در مسیر به دست آوردن هدایت گام برداشته است؟ و اسبابش را به دست آورده است؟
برخی از این سبب ها عبارتند از:
1) خالصانه درخواست هدایت نمودن از خداوند، همانگونه که خداوند ما را دستور می دهد که اینگونه از او بخواهیم: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ‌. پروردگارا ما را به راه راست راهنمائی فرما.
2) همنشینی با زنان صالحه زیرا زنان صالحه بهترین یاری دهنده بر هدایت و استمرار بر آن می باشند تا اینکه خداوند او را هدایت کند و رشد و تقوی را به او الهام کند تا اینکه خویش را ملزم به انجام اوامر خداوند نماید و حجابی را که خداوند زنان ایماندار را به آن دستور داده است، رعایت نماید.

بهانه هشتم :
سخن زن هشتمی چیست؟ می گوید: هنوز وقتش نیامده و من هنوز کوچک می باشم و بعد از اینکه بزرگ شدم و حج نمودم، حجاب را رعایت خواهم نمود.
خواهر گرامی! فرشته مرگ، در دنیا می گردد پشت در منزلت ایستاده و منتظر فرمان خداوند می باشد تا اینکه در هر لحظه از لحظه های عمرت خداوند به او اجازه دهد، در را باز کند. خداوند می فرماید: فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا یَسْتَقْدِمُونَ (اعراف: 34‏)
هر گروهی دارای مدّت زمانی (مشخّص و معلوم) است، و هنگامی که زمان (محدود) آنان به سر رسید، نه لحظه‌ای (از آن) تأخیر خواهند کرد و نه لحظه‌ای ( بر آن ) پیشی می‌گیرند.
مرگ کوچک و بزرگ نمی شناسد، شاید مرگ به سراغت بیاید در حالی که در این گناه بزرگ قرار داری و با آرایش و خودنمایی ات داری با خداوند محاربه می کنی. ‏

بهانه نهم :
بهانه نهم می آید، گفت: امکان مادی ندارم تا لباس هایم را به لباس شرعی تبدیل کنم.
و به این خواهر می گوییم: در راه به دست آوردن رضایت خداوند و برای رسیدن به بهشت، از دست دادن هر چیزگران قیمت و با ارزشی از جمله مال و نفس آسان است.

بهانه دهم :و در آخر دهمی می گوید: حجاب را رعایت نمی کنم تا اینکه به این فرموده ی خداوند عمل کرده باشم که می فرماید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ ‌بلکه نعمتهای پروردگارت را بازگو کن.»
پس چگونه نعمت هایی را که خداوند به من بخشیده است، از جمله موهای نرم و زیبایی ام را پنهان کنم؟
چنین زنی به کتاب خداوند و فرامین او عمل می کند تا آنجا که با هواهای نفسانی او هماهنگی داشته و با فهم او مطابقت داشته باشد، اما هنگامی که مطابق میل و خواسته ی او نباشد، آن را رها می کند، اگر اینگونه است پس چرا به این گفته خداوند عمل نمیکند می فرماید: وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا ‌ و زینت خویش را ( همچون سر، سینه، بازو، ساق، گردن، خلخال، گردن‌بند، بازوبند) نمایان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دست ها) و آن چیزها (از زینت‌آلات، همچون لباس و انگشتری و سرمه و خضاب) که (طبیعةً) پیدا می‌گردد. [نور: 31] ‏.
و چرا به این گفته ی خداوند عمل نمی کند که می فرماید: یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ‌ رداهای خود را جمع‌ وجور بر خویش فرو افکنند. [احزاب: 59].
بی گمان بزرگترین نعمتی که خداوند به ما داده است، نعمت ایمان و هدایت است. پس چرا بزرگترین نعمت هایی را که خداوند به تو ارازنی داشته است، که از جمله ی این نعمت ها حجاب شرعی می باشد، باز گو نمیکنی؟

منبع عربی : اینترنت ترجمه: خالد ایوبی نیا - ارومیه islahweb.org


سبک زندگی در کلام ائمه اطهار علیهم السلام
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

آداب سفر
امام صادق(ع) :خوش‌اخلاقی و خوش‌مشربی با همسفران و فرونشاندن خشم از آداب سفر است

امام صادق(ع):همسفرانی برگزینید که دخل و خرجشان با شما همسانی داشته باشد تا خوار نشوید

پیامبر اکرم ص:هرگاه سفر می‌کنید با برادران دینی خود خداحافظی کنید،زیرا خدا در سایه دعای آنان برایتان برکت قرار می‌دهد

امام صادق(ع):سفرت را با صدقه آغاز کن و آیة الکرسی بخوان


حساب¬رسی در دنیا
پیامبر اکرم ص:قبل از آن‏كه در قیامت به حساب تو برسند در همین دنیا به حساب خود برس، چون حساب‏رسى امروز از فرداى قیامت آسان‏تر است

سیره نبوی
امام کاظم ع:اصلاح مو و عطر زدن از اخلاق پیامبران است

استقامت و پایداری
امام علی ع:صلاح حال مردم تحقق نمى پذیرد مگربه صلاح حال حاکمان وصلاح آنها محقق نمى شود مگربه استقامت و پابرجایى مردم

صلوات بر حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا س:رسول خدا (ص) به من گفت:اى فاطمه! هر كه بر تو صلوات فرستد،خداوند او را بيامرزد و به من،در هر جاى بهشت باشم،ملحق گرداند

ثمره اخلاص
حضرت زهرا (س ):هركس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي خدا انجام دهد،خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براي او تقدير مي نمايد

حسن ظن به خدا
امام صادق(ع):گمان نیک به خداوند آن است که جز به او امیدوار نباشی و جز از گناه خودت نهراسی

آثار سحر خیزی
پیامبر اکرم (ص):سحرخیزی مبارک است وهمه نعمت ها بویژه روزی را می افزاید

خیرخواهی خدا برای خانواده
پیامبر اکرم (ص): هرگاه خداوند براى خانواده اى خير بخواهد آنان را در دين دانا مى كند، كوچك ترها بزرگ ترهايشان را احترام مى نمايند، مدارا در زندگى و ميانه روى در خرج روزيشان مى نمايد و به عيوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف كنند.

برترین اعمال
پیامبراسلام(ص):برترین اعمال دوست داشتن در راه خدا و دشمنی در راه اوست

چگونه محبوب خداشویم
امام علی (ع):با صدقه و صله رحم گناهان خود را پاك كنيد و خود را محبوب پروردگارتان گردانيد

یکی از وظایف هفتگی مسلمان
پیغمبراسلام(ص):وای بر مسلمانی که در هر هفته (دست کم) یک روز را برای فهم امور دینی و پرسش از آن نکوشد

امانت داری و رازداری
امام علی(ع):به كسى كه تو را امين قرار داده است خيانت مكن هر چند او به تو خيانت كرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد

آثار صدقه
پیغمبراسلام:صدقه بجا،نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبديل و عمر را زياد و از مرگ بد جلوگيرى مى كند


حقوق متقابل
رسول اکرم ص:مسلمان رابرمسلمان۶حق است
سلام دربرخوردبااو
عافيت گفتن نزدعطسه او
عيادت دربيمارى او
پذيرش دعوت او
حضوردروفات او
دوست داردبرايش هرچه براى خودش دوست دارد
درپشت سرخيرخواهش باشد


ضرورت پرداختن به مسئله‌ی سبک اقتصادی زندگی اسلامی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اهمیت تقدیر معیشت و برنامه‌ریزی اسلامی جهت معاش انسانی به حدی است که این موضوع یکی از شرایط رسیدن به کمال انسانی در احادیث شناخته شده است. در صورت نپرداختن به اصول حاکم بر تقدیر معیشت از دیدگاه اسلام، تحقق تمدن اسلامی و اهداف نظام اسلامی میسر نخواهد بود.

هم اندیشی به نقل از برهان ، در این تحقیق، با بررسی جایگاه انسان در نظام اسلامی و اقتصاد اسلامی، بیان خواهد شد که آموزش اقتصادی افراد در جامعه مطابق با الگوها و اصول حاکم بر اقتصاد از دیدگاه اسلام، یکی از ضروریات ترویج سبک زندگی و گسترش تمدن اسلامی است. به عبارت دیگر، تبیین وجه پرداختن به اصول اقتصادی حاکم بر زندگی اسلامی یکی از لوازم اجرایی‌سازی سبک زندگی اسلامی مطابق با بیان رهبری است که بدون توجه به این شئون، تحقق کامل زندگی و تمدن اسلامی میسر نخواهد بود.

۱. جایگاه انسان در اندیشه‌ی اسلامی

در اندیشه‌ی اسلامی، انسان دارای جایگاهی اساسی و متعالی است. این اهمیت به حدی است که هدف تمامی انبیا تعالی و تربیت انسان و جامعه‌ی انسانی بوده که ساخته‌شده‌ی این افراد است.

۱-۱. مدنی بالطبع بودن انسان

خداوند با قرار دادن نشانه‌های هدایت در مسیر زندگی فرد و ارسال رسل ظاهری، راه سعادت را برای او هموار کرده است. فطرت و عقل انسانی به عنوان ابزار دیگر و به عنوان رسول باطنی، جهت هدایت و تکامل انسان، آفریده شده است. عقل و فطرت، انسان را به سمت شرکت در اجتماع و رشد خود و تلاش در جهت سعادت جامعه وامی‌دارد؛ به گونه‌ای که انسان را مدنی بالطبع ساخته است. اهمیت انسان در جامعه به حدی است که می‌توان گفت سعادت جامعه از مسیر سعادت فرد می‌گذرد، ولی سعادت فرد لزوماً از مسیر سعادت جامعه نخواهد بود. زمانی که آحاد یک جامعه نسبت به مبانی احکام و آموزه‌های دینی آگاهی نداشته باشند، این مسئله موجب می‌شود که جامعه نتواند مسیر رشد خود را طی کند. البته این به معنی رد اصالت جامعه نیست، اما مطمئناً عدم آگاهی و بصیرت آحاد یک امت موجب عدم رشد و تعالی دنیوی و اخروی آن جامعه خواهد شد.

۱-۲. تأثیر ارزش‌ها و بینش‌ها در رفتارسازی انسان

هر نظام و مکتبی با توجه به مبانی بینشی و ارزشی ویژه‌ای پایه‌گذاری می‌شود و سازوکارها و سامانه‌های آن با توجه به اهداف، مبانی ارزشی و بینشی شکل می‌گیرد. انسان نیز تحت این آموزه‌ها به انجام رفتارها و کنش‌هایی دست می‌زند که این عملکرد، زندگی او را شکل می‌دهد. در این میان، مبانی ارزشی و بینشی حاکم بر رفتارهای اقتصادی است و به این رفتارها، جهت و سمت‌وسو می‌بخشد.

۱-۳. همه‌جانبه بودن رشد از دیدگاه اسلام و تأثیر آموزش ارزش‌های اقتصادی در جامعه و فرد

اسلام مکتبی انسان‌ساز است. لذا تمامی ابعاد انسان را جهت رشد و تعالی مد نظر قرار می‌دهد و با ارائه‌ی دستوراتی کامل و همه‌جانبه، سعی در رشد تمامی پتانسیل‌ها و امکانات انسانی دارد؛ ابعاد انسانی که هم در زندگی دنیایی فرد مهم است و هم در زندگی اخروی او و هر دو کمال دنیوی و اخروی از این دیدگاه اهمیت دارد. اقتصاد و معیشت به عنوان یکی از این شئون اساسی انسان، جایگاهی مهم در رسیدن او به کمال دارد؛ تا جایی که در حدیث داریم «اکمال کل الکمال... تدبیر فی المعیشه» لذا این نشان می‌دهد که شئون زندگی دنیوی انسان به چه میزان در مسیر رشد و تعالی او اهمیت دارد.

اسلام به عنوان یک کل مسنجم، با اصلاح نفسانیات و تمایلات دون انسانی و بر اساس فطرت انسانی، سعی در تربیت و تعالی انسان در مسیر سعادت دنیوی و اخروی دارد. امور مرتبط با معیشت و نیازمندی‌های اولیه‌ی انسان و... که در چارچوب اقتصاد می‌توان آن‌ها را تعریف کرد، یکی از شئون این رشد و تعالی است. لذا لازم است که مؤلفه‌ها و رهنمودهایی که اسلام جهت رشد اقتصادی انسان مد نظر قرار داده است استخراج شود تا بتوان این راه را با توجه به ساختار اقتصادی اسلام برای وی هموار کرد.

۱-۴. جایگاه انسان در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی

اهمیت انسان در جامعه فقط محدود به کمال فردی او نیست. از نگاهی دیگر و از نظرگاه کلان اقتصادی و بر اساس تئوری‌های جدید علمی، که به اهمیت رفتارهای اجتماعی و اقتصادی و تأثیر آن در موفقیت یا عدم موفقیت سیاست‌های دولت می‌پردازند، تنها آن دسته از سیاست‌های اقتصادی مؤثر و کارا هستند که با رفتارهای متناسبی از سوی مردم مواجه شوند. در غیر این صورت، سیاست‌های مقابله با تورم یا بیکاری چه بسا به نتایج عکس خود منجر ‌شوند.

شکل‌گیری انتظارات و عکس‌العمل متناسب در برابر سیاست‌های اقتصادی از سوی مردم، خود مستلزم برخورداری ذهن جمعی عامه از چارچوبی سازگار و منطقی است که این مهم نشان از جایگاه و اهمیت انسان در جهت ثمربخشی اهداف دولت دارد. بدیهی است در بستری آشوبناک و با وجود عکس‌العمل‌هایی که فاقد هر گونه نظم منطقی و معنادار عقلایی هستند، مدیریت کلان اقتصادی به اصطلاح از هر گونه علامت‌دهی سیاستی عاجز و درمانده خواهد شد. لذا دولت اسلامی، جهت ثمربخشی سیاست‌های خود، باید ضمن شناخت انسان اقتصادی، که برای او برنامه‌ریزی می‌کند، به آموزش و تربیت انسان بر اساس موازین و اهداف شریعت، اقدام کند.

انسان از یک طرف قدرت مدیریت نظام و تخصیص منابع را در اختیار دارد و از طرف دیگر، با نیروی کار خود، به تصمیم‌های اتخاذ‌شده جامه‌ی عمل می‌پوشاند. لذا پیشرفت و موفقیت یا انحطاط و شکست جوامع بستگی تام به کم‌وکیف نیروی انسانی آن جامعه دارد؛ به طوری که به جرئت می‌توان گفت در صورت تربیت صحیح و تحول فکری مطلوب، عامل انسانی عوامل دیگر را علی‌رغم وجود کاستی‌ها و دشواری‌ها فراهم می‌سازد و مسیر توسعه و پیشرفت جامعه را مدیریت خواهد نمود.

اسلام به عنوان یک کل مسنجم، با اصلاح نفسانیات و تمایلات دون انسانی و بر اساس فطرت انسانی، سعی در تربیت و تعالی انسان در مسیر سعادت دنیوی و اخروی دارد. امور مرتبط با معیشت و نیازمندی‌های اولیه‌ی انسان و... که در چارچوب اقتصاد می‌توان آن‌ها را تعریف کرد، یکی از شئون این رشد و تعالی است.

از این رو، کشف عوامل مهم در شکل‌دهی رفتار انسان از دیدگاه اسلامی و جهت‌دهی برنامه‌ی زندگی افراد در جامعه بر اساس اهداف و اغراض نظام اسلامی، یکی از مراحل تدوین اقتصاد اسلامی خواهد بود. از سوی دیگر، تقدیر معیشت به عنوان یکی از مفاهیم اساسی مد نظر اسلام (همان طور که در حدیث فوق‌الذکر نیز اشاره شد)، که هم در تعالیم اسلامی از آن بسیار یاد شده است و هم در متون قدما بسیار از آن سخن رفته است، در مقام تربیت انسانی و شکل‌دهی زندگی فردی و اجتماعی انسان جایگاه بسزایی دارد. اهمیت سبک اقتصادی زندگی اسلامی، تقدیر معیشت و برنامه‌ریزی اسلامی جهت معاش انسانی به حدی است که تقدیر معیشت یکی از شرایط رسیدن به کمال انسانی در احادیث شناخته شده است و در سیاست‌گذاری‌های کلان و هدایت آن‌ها نیز اثر بسیاری خواهد داشت.

۲. ضرورت طراحی الگوی اسلامی بر رفتارسازی انسان

توجه به تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی دنیای امروز و اقتضائات و الزامات اجتماعی و اقتصادی حاکم بر زندگی بشر امروزی و نقش آن در نظام اسلامی، جایگاه انسان را در جهت رشد و تکامل جامعه نشان می‌دهد. لازمه‌ی پیشرفت و رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه، برخورداری از مردمی است که هر یک به عنوان جزء کوچکی از نظام اقتصادی و فرهنگی دارای شناخت‏ها، گرایش‌ها و رفتارهایی باشند که همسو با اهداف آن نظام و متناسب با منابع و سرمایه‏های مادی و معنوی و ویژگی‏های بومی و ارزشی کشور باشد.

با عنایت به همین مطلب بوده و هست که اکنون سبک زندگی، فرهنگ‌سازی اقتصادی و اقدامات فرهنگی و تربیتی در حوزه‌ی رفتارهای اقتصادی مورد توجه قرار گرفته ‏است. در واقع بر خلاف تصور بعضی، دانش اقتصادی تنها در مجموعه‎ای از مفاهیم انتزاعی خلاصه نمی‎شود، بلکه یک منطق عملی و شیوه‎ای برای تفکر عقلایی و چارچوبی برای رفتارهای انسانی در دنیایی از تحولات و ارزش‏های گوناگون است که شیوه‌ی زندگی جدیدی را برای فرد و جامعه تعریف می‌کند. در بیان علت انجام چنین فعالیت‌هایی، بیان شده است که «کاهش فاصله بین الگوهای هنجاری اقتصادی افراد جامعه با انسان اقتصادی تصویرشده توسط عالمان اقتصادی» از طرفی سبب رشد و توسعه‌ی اقتصادی خواهد شد و از طرفی مدیران اقتصادی جامعه، سیاست‌گذارانی خواهند بود که اولاً بر اساس علم منطبق با واقعیت جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند و ثانیاً از قدرت پیش‌بینی بیشتری در اجرای سیاست‌های اقتصادی خود برخوردارند.

در جامعه‌‌ی ما به جرئت می‎توان ادعا کرد افراد جامعه، که اغلب فارغ‌‎التحصیلان نظام آموزش و پرورش کشور نیز هستند، هنگامی که وارد زندگی خانوادگی‌ـ‌اجتماعی می‌شوند و عهده‎دار مسئولیت‌های مختلف می‎‌گردند، فاقد هر گونه اطلاعی از مفاهیم و اصول اولیه‌ی اقتصادی، از جمله مصرف هستند و مدیریت خانواده و معیشت آن‌ها بسیار متأثر از آموزه‌های غلط غربی است. آموخته‎های قبلی آن‌ها، چه رسمی و از طریق برنامه‏های آموزش‌وپرورش و چه غیررسمی و از طریق برنامه‌های پنهان خانواده، نهادهای فرهنگی‌ـ‌آموزشی و رسانه‎های مختلف، به طور معمول، ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی، خصوصاً از دیدگاه اسلامی ندارد.

دانش اقتصادی تنها در مجموعه‎ای از مفاهیم انتزاعی خلاصه نمی‎شود، بلکه یک منطق عملی و شیوه‎ای برای تفکر عقلایی و چارچوبی برای رفتارهای انسانی در دنیایی از تحولات و ارزش‏های گوناگون است که شیوه‌ی زندگی جدیدی را برای فرد و جامعه تعریف می‌کند.

این آسیب به دو مشکل اساسی اشاره دارد؛ نخست آنکه الگویی منسجم و مشخص از آموزه‌های اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی مستخرج از وحی و آموزه‌های شریعت وجود ندارد و نظام تربیتی نیز قدمی در جهت چنین آموزش‌هایی برنداشته است.
مطلب دیگر آن است که انسان اقتصادی جایگاه اساسی در ساخت نظام اقتصادی اسلامی و نظام‌سازی‌های مرتبط با آن دارد. انسان به بیانی زیرساخت هر نظام اجتماعی است که اندیشمندان در مورد آن نظریه‌پردازی خواهند کرد و بر اساس آن است که هر تئوری دیگری بنا می‌شود. لذا این نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها در جهت‌دهی و ساخت نظام اقتصاد اسلامی نیز مؤثر خواهد بود؛ اما مهم آن است که نحوه‌ی عملکرد چنین عاملی در نظام‌سازی مرتبط مشخص شود که نیازمند تحقیقی مفصل در این زمینه است.

لذا در صورت نبود الگویی منسجم از انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام در تقدیر معیشت، سبک زندگی و تربیت اقتصادی و رفتارسازی مطلوب آحاد جامعه در این زمینه، نه تنها آن میزان از رفتارهای اقتصادی که در نگاه دینی لازم یا ممدوح است به صورت نظام‌مند شکل نخواهد گرفت، بلکه لوازم تربیتی شهروند خوب بودن از نظر اقتصادی نیز فراهم نمی‌شود و در نتیجه، نظام اقتصادی و نهادهای مربوطه به شکلی متناسب و مطلوب عمل نخواهند کرد.

تبیین نوع نگاه اسلام به مسئله‌ی تقدیر معیشت و سبک زندگی

مطالعه‌ی احادیث و استدلالات آیات قرآن بر این دلالت دارد که نوع نگاه اسلام به معیشت و زندگی انسان این آموزه را نشان می‌دهد که نگاه اسلام به اقتصاد اساساً متفاوت از نگاه موجود است. ظاهرگرایی و توجه بیش از حد به عوامل مادی در تقدیر معیشت، در مباحث اخیر اقتصادی بسیار گسترده شده است و مسائل ماورایی و غیرمادی زیادی مورد توجه نیست. در دیدگاه اسلامی، اساساً نوع نگاه به انسان متفاوت است و این امر سبب شده است تا انسان اقتصادی نیز از انسان اقتصادی غرب بسیار متفاوت باشد. دیدگاه اسلامی تعریف دیگری از انسان دارد و این امر موجب می‌شود که مسائل غیرمادی مثل صله‌ی رحم و نخوابیدن در بین‌الطلوعین و... در گسترش فقر یا توسعه‌ی رزق مؤثر است و محدود به توجه به دخل‌وخرج تنها نیست.

در طرف دیگر، مطابق با بیان اسلامی که فطرت ام‌المعارف است، شاکله و بنای همه چیز بر اساس فطرت است و یکی از ریشه‌های این توجهات، توجه به فطرت انسانی است و اساس خلقت نیز بر همین بنیه استوار شده است. لذا اقتصاد اسلامی نیز زمانی از انحرافات و آسیب‌ها مصون خواهد بود که به فطرت انسانی توجه داشته باشد. در این پژوهش، یکی از ریشه‌های این نوع نگاه اسلام به انسان و دخول عوامل غیرمادی در اقتصاد، ناشی از توجه به فطرت است. به عبارت دیگر، از آنجا که اساس اسلام بر فطرت بنا شده است، معیشت انسان زمانی بسامان و در جهت کمال خواهد بود که از فطریات در زندگی انسانی تبعیت شود. می‌توان گفت یکی از نتایجی که ترک صله‌ی رحم موجب می‌شود آن است که چون اساس خلقت بر فطرت است و انسان فطرتاً اجتماعی است و نیاز به ارتباط با دیگران دارد و صله‌ی رحم نیز شامل نزدیک‌ترین افراد به انسان است، لذا عدم انجام آن به معنی بروز ناکارآیی در سیستم انسانی است و یکی از تبعات این ناکارآیی، فقر خواهد بود. چون انسان معیشت را به درآمد محدود نمی‌کند، کمبود ارتباط با افرادی که انسان با آن‌ها اشتراک، محبت و... دارد سبب می‌شود تا رغبت بیشتری به آن داشته باشد.

نوع نگاه به زندگی و نحوه‌ی فعالیت در زندگی و فعالیت‌های اقتصادی بسیار مهم است و بدون در نظر گرفتن دیدگاه اسلام در خصوص بسیاری از مفاهیم، از جمله تقدیر معیشت، تحقق اهداف نظام اسلامی و تربیت انسانی میسر نخواهد بود.

جایگاه تقدیر معیشت در رفتارسازی انسان


معیشت یکی از اصلی‌ترین آموزه‌های دین مبین اسلام است که متأسفانه در ادبیات اقتصاد اسلامی، توجه چندانی به آن نمی‌شود. حدیث شریف «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ»[۱]با ساختار مشابه، بر این مطلب تأکید می‌کنند که یکی از سنجه‌های کمال یا معیارهای کمال، تقدیر معیشت است. البته در میان احادیث، حدیثی که به بسط موضوع تقدیر معیشت پرداخته باشد موجود نیست، اما اغلب از ثمرات و نتایج آن بحث می‌کنند. حجم انبوه احادیث با چنین ساختاری، آن هم در کتب اربعه‌، ادعای فوق را که تقدیر معیشت یکی از جنبه‌های اصلی زندگی انسانی است تأیید می‌کند. از امام باقر (علیه السلام) و احادیث بسیاری که

اساساً در ادبیات اسلامی، که به بسیاری از شئون زندگی انسان توجه می‌کند، امر معیشت و نحوه‌ی زندگی از مهم‌ترین معیارهای انسان است؛ تا حدی که در آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «من اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکی» حضرت علامه طباطبایی، در کتاب شریف المیزان می‌فرمایند که «معیشت ضنک» به شکلی از زندگی گفته می‌شود که در آن، فرد احساس آرامش نداشته باشد و مدام به دنبال افزایش ثروت و دارایی خود باشد. به عبارت دیگر، ممکن است که فرد وضع مالی خوبی داشته باشد، اما احساس آرامش و راحتی در صورتی است که به ذکر خدا توجه کند. مطالعات تفسیری نشان می‌دهد که یکی از مصادیق اصلی این موضوع، ذکر قرآن و اهل بیت است که باید در تمامی قسمت‌های زندگی به آن توجه کرد. این مسئله نشان می‌دهد که نوع نگاه به زندگی و نحوه‌ی فعالیت در زندگی و فعالیت‌های اقتصادی بسیار مهم است و بدون در نظر گرفتن دیدگاه اسلام در خصوص بسیاری از مفاهیم، از جمله تقدیر معیشت، تحقق اهداف نظام اسلامی و تربیت انسانی میسر نخواهد بود. از این رو، ضروری است بر این بُعد رفتار انسانی، که ناظر بر بسیاری از ابعاد دیگر انسان است، مداقه‌ی بیشتری شود.

بر همین اساس، می‌توان ادعا کرد که در صورت نپرداختن به این قسمت از سبک زندگی، یعنی اصول حاکم بر تقدیر معیشت از دیدگاه اسلام، تحقق تمدن اسلامی و اهداف نظام اسلامی بر اساس نگاه‌های اصیل اسلامی میسر نخواهد بود. لذا در یادداشت‌های بعد، بر این نگاه اسلامی تأکید بیشتری خواهیم داشت.


پی‌نوشت:

[۱]الکافی (ط‌ـ‌الإسلامیه)، ج ‏۱، ص ۳۲

حضرت زهرا (س)؛ الگوي زن مسلمان از منظر رهبر معظم انقلاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حضرت فاطمه زهرا (س) دخت نبي گرامي اسلام، در تاريخ اسلام و بشريت از جايگاه و منزلت بسيار بالايي برخوردار است و در طول تاريخ اسلام، بسياري از زنان وارسته به ايشان تاسي کرده و از ايشان سرمشق گرفته اند؛ بانوان مسلمان بايستي تمام ابعاد حيات حضرت فاطمه (س) را مطالعه کرده و سيره‌ و نوع زندگي ايشان را رويه‌ و الگوي خود قرار دهند. حضرت زندگي خود را در جهت تحقق آرمان‌ها و اهداف اسلام فدا نمودند و تا آخرين لحظه از جهاد و مبارزه انقلابي دست نکشيدند و از ارزش‌هاي معنوي و ديني در برابر دشمنان اسلام دفاع کردند، اين مسئله بيانگر جايگاه والاي زن در مکتب اسلام و نقش بانوان مسلمان در تحقق آرمان‌هاي انقلابي است. از همين روست که آيت الله خامنه اي در بيانات خويش در نماز جمعه تهران در تاريخ 12 بهمن 1363 که مصادف با ايام شهادت اين بزرگ بانوي جهان اسلام بود ضمن ذکر شمه اي از فضايل اين بانوي گرانقدر، ايشان را به عنوان الگويي بي بديل براي بانوان معرفي نموده و بر ضرورت تاسي زنان مسلمان ايران از ايشان تاکيد کردند:

«در اين هفته‌اي كه مي‌آيد ما يكي از خاطرات تاريخي‌مان، وفات دختر عزيز پيغمبر حضرت زهرا سلام‌اللَّه‌عليهاست. منزلت حضرت زهرا سلام‌اللَّه‌عليها براي ما مسلمانانِ امروز، فراتر از منزلت يكي از برجستگان خاندان پيغمبر و داراي يك خصوصيت مضاعفي است و آن اين است كه اين بانوي بزرگوار و عزيز سرمشقي است براي زن ايراني كه مي‌خواهد علي‌رغم تمام بدآموزيها و علي‌رغم تمام سياستهايي كه خواسته‌اند زن را در لجنزارهاي اخلاقي بغلتانند موجودي باشد دنباله‌رو حضرت زهرا. يعني با دين، طيّب و طاهر، شجاع، مبارز، وفادار، خانه‌دار، درعين‌حال در ميدانهاي دشوار زندگي با تمام وجود سرمايه‌گذاري كند. فاطمه‌ زهرا يك چنين عنصر عزيز و بزرگواري است.

هنگامي كه آيه‌ شريفه‌ «لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضاً» نازل شد كه به مسلمانها دستور داده شد كه پيغمبر را آنجوري كه همديگر را صدا مي‌زنند، صدا نزنند، بلكه به لقبِ يارسول‌اللَّه بگويند. يك روز در همان روزها رسول اكرم وارد شد بر منزل فاطمه‌ زهرا سلام‌اللَّه‌عليها فاطمه‌ زهرا گفت: «السّلام عليك يا رسول اللَّه» پيغمبر اكرم دخترش را در آغوش گرفت، ميان دو چشم او را بوسيد آن‌طوري كه نقل مي‌شود، فرمود دخترم تو به من يا رسول‌اللَّه نگو. تو به من بگو، بابا «ذلك أشفي للقلب و أشكاً للروح» اين براي من دل‌نشين‌تر است. يك چنين محبتي پيغمبر اكرم به فاطمه‌ زهرا دارد. آن وقتي كه مسافرت مي‌كرد، يا به ميدان جنگ مي‌رفت، آخرين كسي كه با او وداع مي‌كرد فاطمه‌ي زهرا بود. آن وقتي كه از مسافرت برمي‌گشت اولين كسي كه با او ديدار مي‌كرد فاطمه‌ زهرا بود. و اين دختر بزرگوار، معرفت و دانش و عبادت و زهد و خانه‌داري و جهاد و شجاعت و تمام امتيازات و خصوصيات يك انسان والا و معصوم را با خود داشت.

ما افتخار مي‌كنيم كه دنباله‌رو خاندان پيغمبر باشيم، افتخار مي‌كنيم كه فاطمه‌ زهرا را اسوه و الگوي خودمان قرار بدهيم. زنها، دخترهاي جوان، نسل انقلابي كوشش كنند خودشان را به آن ترسيمي كه فاطمه زهرا از زن مسلمان براي ما به وجود آورده، هر چه ممكن است نزديكتر كنند».

 


حجاب هایی که حجاب نیستند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

دختران چادری که از آرایش‌های غلیظ استفاده می‌کنند، حجاب به معنای پوشاندن مو را رعایت نمی‌کنند، در محیط کار چادر را از سر در می‌آورند یا به محض خروج از محل کار چادر را جمع کرده در کیفشان می‌گذارند.

 

 

اینها پدیده های اجتماعی هستند که در بسیاری از محیط‌های کاری دیده می‌شود.

 

هر پدیده اجتماعی محصول مشترک ویژگی‌های شخصیتی افراد و ساختارهایی محسوب می‌شود که آن‌ها را در بر گرفته است. در این تحلیل برای علت یابی رفتار چادری‌های غیر محجبه، ویژگی‌های شخصیتی زنان را واکاوی نمی‌کنیم، زیرا این بحث مستلزم انجام پژوهش‌های وسیع و مصاحبه‌های عمیق با تک تک افراد است. آنچه اکنون مورد بحث قرار می‌گیرد ساختارهایی است که سبب بروز چنین رفتارهایی می‌شود.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نفوذ اندیشه ناب اسلامی و ضد سرمایه داری گرایش شدیدی به استفاده از پوشش اسلامی در میان زنان به وجود آمد. این تغییرات نتیجه حاکم شدن یک ایدئولوژی خاصی بود که حجاب را از یک تکلیف شرعی صرف به یک رفتار مکتبی و سیاسی ارتقا داده بود.

 

اوایل انقلاب و با وجود بهم ریختگی ساختارهای اداری، عده‌ای از افراد که بعد‌ها اپوزسیون جمهوری اسلامی را تشکیل دادند با نفوذ در سازمان‌ها و ادارات، آیین نامه‌ها و شرایط ویژه‌ای برای استخدام افراد تدوین کردند که از جمله آن‌ها می‌توان به اجبار پوشش چادر و استفاده از رنگهای تیره برای خانم‌ها اشاره کرد.

 

پیامد چنین مقررات ساختگی که بسیاری از آن‌ها از جمله استفاده از البسه تیره رنگ در اسلام نهی شده است منجر به رفتارهای اجتماعی در دهه دوم و سوم انقلاب شد که به هیچ وجه شایسته جامعه اسلامی نیست.

hijab poster 95 big

شاید بهترین نظریه جامعه‌شناختی که می‌تواند وضعیت کنون جامعه ایرانی را تحلیل کند، دیدگاه گافمن یکی از جامعه‌شناسان دوران مدن باشد. وی درباره توصیف حرکات و رفتارهای مردم جامعه، زندگی را به صحنه تئا‌تر تشبیه می‌کند و رفتارهای کنشگران در عرصه‌های عمومی را به بازی بازیگران تئا‌تر . گافمن معتقد است زندگی مانند تئا‌تر پشت صحنه‌ای دارد که افراد شخصیت اصلی و ماهیت واقعی خود را بروز می‌دهند در حالی که روی صحنه تنها نقش ایفا می‌کنند، بازیگران تمام تلاش خود را انجام می‌دهند تا مردمی که بازی آن‌ها را تماشا می‌کنند باور کنند این یک صحنه واقعی با رفتار‌ها و گفتارهای واقعی است در حالیکه نقش بیانگر هویت بازیگران نیست.

 

آنچه ما آنرا پدیده «چادری‌های غیر محجبه» می‌نامیم، حاصل ساختارهایی است که زنان را آنگونه که هستند نمی‌پذیرد. در حقیقت زنان ایرانی در دو ساختار متضاد سرگردان مانده‌اند. یکی ساختاری که عرف جامعه به آن‌ها تحمیل می‌کند که‌‌ همان مدگرایی و نمایش ظاهری اندام زنانه است و دیگری ساختار رسمی که فقط با پوششی خاص به آن‌ها اجازه حضور فعال در اجتماع می‌دهد.

 

راهکاری که زنان ایرانی برای نجات از این دوگانگی به آن رسیده‌اند. این است که در محیط‌های مختلف اجتماعی نقش بازی کنند. آن‌ها در محیط‌های غیر رسمی که عموما انگ عقب افتادگی و تحجر می‌خورند از آخرین آرایش و لباس‌های مد روز استفاده می‌کنند و در اماکن اداری و رسمی با پوشیدن چادر یا لباس‌های رنگ تیره و بسیار ساده نقش زنی دیگر را ایفا می‌کنند. که البته در هر دو مورد نمی‌توان به هویت واقعی و اعتقادات درونی زنان پی برد.

 

پوشیدن لباس اداری و فرم در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است و به ذات مشکلی ندارد. ولی اینکه ملاک استخدام افراد به میزان زیادی به پوشش آن‌ها بستگی داشته باشد. به رفتارهای ساختگی و نمایشی زنان دامن زده و در دراز مدت مشکلات هویتی عدیده‌ای را برای نیمی از جامعه ایرانی به وجود خواهد آورد.

 

اصلاح اینگونه رفتارهای نمایشی تنها یک راه حل دارد و آن اینکه جامعه روحانیت، فعالان حوزه، رسانه ملی و مسئولان فرهنگی کشور با جمع بندی اختلاف دیدگاه‌ها درباره این گونه موضوعات، برنامه‌های مدونی برای اصلاح ساختارهای اجتماعی ترسیم کنند که در آن افق‌ها و دیدگاه زنان به موضوع حجاب بازنگری شود و فرهنگ عفاف به صورت خودجوش و به دلیل قرار گرفتن در ساختارهای اسلامی جامعه در میان زنان گسترش یابد. چه اینکه تداوم اجبار زنان به استفاده از پوششی خاص در ‌‌نهایت نتیجه‌ای بهتر از آنچه جامعه کنونی ایران با آن درگیر است نخواهد داشت.


شمه اي از ارزش هاي زهرايي
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

هدف اصلي دشمن در هر برهه اي از تاريخ، نابود کردن رهبري اسلام بوده است. زيرا اين ستون سبب سرپايي اسلام شمرده مي شود. گمراهان، که توان از ميان برداشتن پيامبر خدا را در خويش نمي ديدند تصميم گرفتند پس از ارتحال حضرت، نمايندگان واقعي او را از صحنه حکومت بيرون کنند. حضرت زهرا(س) که از هشياري خاص سياسي برخوردار بود و به نقشه دشمن پي برده بود، با ابزارها و روشهاي گوناگون از رهبري واقعي اسلام يعني حضرت علي(ع) حمايت کرد و جان خود را در اين راه نهاد. وي در مسجد پيامبر، در حضور مهاجر و انصار، از پس پرده حقايق را بازگفت و از مومنان خواست مهر سکوت را بشکنند و او را ياري کنند.

او در بستر بيماري نيز از بيدارگري غافل نماند؛ در برابر زنان مهاجر و انصار، از کساني که علي (ع) را رها کردند، ناليد و رنجنامه خويش را بر آنان خواند. او حتي با وصيت نامه اش علي را حمايت کرد و نفاق و منافقان را رسوا ساخت. زهرا در حمايت از مولايش بارها کتک خود و حتي در همين راه به شهادت رسيد.

روزي ابن لبيد، حضرت زهرا را ديد که بر مزار شهداي احد به سوگ نشسته، اشک مي ريزد. پرسيد: آيا رسول خدا(ص)، پيش از وفات، در باره امام علي(ع) مطلبي گفته است؟ حضرت فرمود: شگفتا، آيا حادثه عظيم غدير خم را از ياد برده ايد؟ ابن لبيد گفت: نه، چنين رويدادي بود، ولي مرا با خبر سازيد. حضرت فرمود: خدا را گواه مي گيرم، از رسول خدا شنيدم که مي فرمود: علي بهترين کسي است که او را جانشين خود قرار مي دهم؛ علي امام و خليفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين، پيشواياني پاک و اماماني نيک شمرده مي شوند. اگر از آنان فرمان ببريد، شما را هدايت مي کنند و اگر مخالفت کنيد، تا روز قيامت جدايي و اختلاف بر شما چيره مي شود.

زهد و ساده زيستي:

وقتي روح به کمالات نظر داشته باشد و قرب الهي، هدف اصلي انسان به شمار آيد، ماديات بي اعتبار مي شود. زاهد، سراي تاريک طبيعت را حقيرتر از آن مي داند که بدان دل بندد. وقتي پيامبر به ياري وحي از وضعيت دوزخ آگاهي يافت، در اندوه فرو رفت. سلمان نزد فاطمه شتافت تا از او بخواهد به ديدن پيامبر رود و از اندوهش بکاهد. او مي گويد: هنگامي که به منزل حضرت رسيدم، منظره اي شگفت ديدم. فاطمه با چادري پشمين که دوازده جاي آن با ليف خرما وصله شده بود. چون وضع پيامبر را براي فاطمه تشريح کردم، فاطمه از جاي برخاست. با خود گفتم: دريغا، دختران کسري و قيصر، ابريشم و حرير مي پوشند و دختر محمد، چادري پشمين با دوازده وصله از ليف خرما. فاطمه بر پدر وارد شد و پس از سلام گفت: پدرجان، سلمان از لباس من تعجب کرده، در حالي که به خدايي که تو را به حق برانگيخت سوگند، پنج سال است من و علي، جز پوست گوسفندي که روزها علوفه دان شتر و شبها بستر ماست و بالشي که پوست آکنده از ليف خرماست، از لوازم زندگي هيچ نداريم. پيامبر اکرم مقام و عظمت روحي زهراي اطهر را برايم بيان کرد و فرمود: اي سلمان، دخترم در گروه پيشگامان به سوي خداست، (يا سلمان؛ ان ابنتي لفي الخيل السوابق) اين سخن بدان معنا نيست که زن مسلمان در عصر حاضر چادر وصله دار بپوشد؛ زيرا هر زماني مقتضيات خاص خود را دارد. آنچه مهم است دل نبستن به مظاهر دنياست. حضرت سليمان نبي(ع) سلطنتي عجيب داشت و جن و انس در خدمتش بودند؛ ولي هيچ کدام از اينها دل حضرت سليمان را به تسخير خويش درنياورد.

انتخاب همسر:

بي ترديد دختران و پسران مسلمان در گزينش همسر، معيارهايي دارند، ولي به نظر شما معيارهاي حضرت زهرا براي انتخاب همسر چه بود؟ زهرا(س) در حالي ازدواج با علي را پذيرفت که علي از نظر مالي در تنگدستي به سر مي برد؛ ولي تقوا و ايمان، حکمت و دانش، شجاعت و ايثار و هزاران فضيلت در او موج مي زد. زهرا در حالي با علي پيمان زناشويي بست که قبل از علي ثروتمنداني مانند عبدالرحمان عوف و عثمان بن عفان به خواستگاري اش شتافته بودند. عبدالرحمان گفته بود: من صد شتر گران قيمت و ده هزار دينار طلا مهريه مي دهم. اين سخن، رسول خدا را خشمگين ساخت، حضرت فرمود: مي خواهي با پولهايت مرا بفريبي؟!

هدايتگري اما نه با زبان:

در روايات مي خوانيم: با کساني رفت و آمد داشته باشيد که چهره آنها شما را به ياد خدا بيندازد؛ در زمان خودمان، بودند و هستند کساني که معصوم نيستند؛ ولي چنان خدا را در تمام زواياي زندگي حاضر و ناظر ديده اند که جلوه خدايي و رنگ و بوي الهي يافته اند؛ مانند چهره امام خميني(ره) که انسان را به عوالم ديگري پيوند مي داد. حتي اکنون، پس از گذشت سالها از ارتحال آن عزيز، محل زندگي اش حتي نامسلمانان را تحت تأثير قرار مي دهد. زهراي اطهر(س) چنان نوراني بود که نه تنها گفتار و رفتار چهره ملکوتي اش ديگران را سمت خدا سوق مي داد؛ بلکه حتي چادرش نيز موجب اسلام آوردن کافران مي شد. امام علي(ع) مي خواست مقداري جو از فردي يهودي قرض کند. يهودي در مقابل، چيزي طلب کرد تا به عنوان گرو، پيش خود نگه دارد. امام چادر حضرت زهرا را به او داد. شب هنگام، وقتي همسر مرد يهودي نور چادر را ديد، شگفت زده شوهرش را خبر کرد. آنها بستگان خويش را به منزل دعوت کردند و همگي که حدود هشتاد نفر مي شدند، به اسلام گرويدند. آري، چهره ملکوتي يگانه گوهر بحر عصمت، مايه آرامش پدر بود و محمد(ص) با نگاه به چهره دختر معصومش خستگي از تن مي زدود. دختران جامعه اسلامي بايد مايه آرامش پدر واقعي خويش يعني امام زمان(ع) را فراهم کنند و نبايد خداي ناکرده، تحت تأثير فرهنگ غرب، سبب ناراحتي ايشان شوند.

ايثار و گذشت:

پس از اقامه نماز جماعت، پيامبر از حال پيرمردي که لباسهاي کهنه به تن داشت جويا شد. مرد گفت: گرسنه ام، غذايم ده؛ برهنه ام، مرا بپوشان؛ فقيرم، به من کمک مالي کن. پيامبر رحمت به بلال فرمود: او را به منزل فاطمه ام راهنمايي کن. پيرمرد همان خواسته ها را به اطلاع فاطمه رسانيد. فاطمه، که مانند شوهر و پدرش سه روز بود غذا نخورده بود، پوست گوسفندي را، که حسن و حسين روي آن مي خوابيدند، به وي داد. پيرمرد گفت: چگونه درد گرسنگي ام را با آن درمان کنم؟ فاطمه گردنبندش را به وي داد و گفت: اميد است خداوند به جاي آن چيزي بهتر از آن به تو دهد. پيرمرد به مسجد آمد و ماجرا را براي پيامبر اکرم(ص) بيان کرد. اشک در چشمان پيامبر حلقه زد. عمار برخاست و با اجازه رسول خدا آن را خريد. پيرمرد گفت:

در برابر آن نان و گوشتي مي خواهم تا گرسنگي ام برطرف شود. ردايي يماني که مرا بپوشاند و پولي که با آن به خانواده ام برسم. عمار بيشتر از آن را به وي داد. پيامبر فرمود: آيا سير و پوشانده شدي؟ گفت: آري، پدر و مادرم فدايت باد! رسول خدا فرمود: اينک براي فاطمه، به خاطر احسانش، دعا کن. آنگاه پيامبر رو به اصحاب کرد و برايشان از فضايل و کمالات فاطمه سخن گفت. عمار گردنبند زهرا را با مشک خوشبو ساخت، در پارچه اي يماني پيچيد، به غلامش داد و گفت: اي رسول خدا، اين غلام و گردنبند، هديه اي است از من به شما. پيامبر به غلام فرمود: نزد فاطمه برو و گردنبند را به او ده، تو نيز از آن او هستي. فاطمه گردنبند را گرفت؛ ولي غلام را در راه خدا آزاد کرد.

آري، آن گردنبند با برکت، گرسنه اي را سير ساخت، برهنه اي را پوشاند، فقيري را بي نياز کرد، بنده اي را آزاد ساخت و سرانجام نزد صاحبش برگشت. داستان ايثار زهرا و علي و دو فرزند معصومشان، که در سه شب متوالي افطاري خويش را به مسکين و يتيم و اسير بخشيدند و در شأن آنان آيات سوره هل اتي فرود آمد و يا ماجراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا آن را به زني مستمند بخشيد، نشان دهنده گوشه اي از ايثارگريهاي آن بانوي بزرگوار است.


حجاب حق الهی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب حق الهی

شبه ه‏ای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال می‏کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.

راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا می‏بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می‏کنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‏باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‏ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‏شوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می‏گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‏شود عصمت زن، حق‏اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتی درمی‏آید که شما در ایران می‏بینید، جهان در برابر ایران

خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بی‏رحمانه بی‏گناهان و غیر نظامی‏ها را مشروع نمودند.

جامعه‏ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقّت می‏دهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.

فلسفه حجاب در قرآن

بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشه‏ها قرآن‏گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که:

«أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال»[۱]

نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‏گوید می‏فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‏داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‏بهره‏اند.

حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذاللَّه ـ حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می‏کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‏فرماید:

«ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین»[۲]

یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

منبع: زن در آینه جلال و جمال؛ اثر گرانسنگ حضرت آیت الله جوادی آملی


[۱] بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۸

[۲] احزاب؛

سبک زندگی اسلامی از منظر دخت رسول
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

سبک زندگی اسلامی از منظر دخت رسول

حضرت فاطمه

یکی از معارفی که در حال حاضر بسیار ضروری و حیاتی است دانستن سبک صحیح زندگی آن هم بر اساس برنامه سعادت بخش دین اسلام است. بهترین راه برای پی بردن به سبک زندگی اسلامی بهره مندی از کلمات پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان است که از هر کس به حقایق اسلام آگاه ترند. یکی از اهل بیت علیهم السلام که بی شک از نزدیکترینها به حضرت رسول صلی الله علیه وآله نیز می باشد دختر گرامی ایشان فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.

 

ایثار و از خودگذشتی در زندگی

شاید بتوان گفت یکی از اصول مهم در زندگی بویژه زندگی مشترک از خودگذشتی است. در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نیز ایثار موج می زند.

در یکی از صبحگاهان امام علی علیه السلام فرمود: فاطمه جان! آیا غذایی داری تا گرسنگی ام برطرف شود؟ پاسخ داد: نه، بخدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید سوگند که دو روز است در منزل غذایی کافی نداریم، آنچه بود به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم. امام با تأسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا بدنبال تهیه غذا بروم؟

قالت فاطمه علیهاسلام: یااباالحسن انّی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لاتقدر علیه. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: ای اباالحسن! من از پروردگار خود حیا می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری. [1]

 

خوش اخلاقی با دشمن و دوست

توصیه حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به خوش اخلاقی این است که انسان در برابر همه خوش اخلاق باشد نه تنها دوستان.

خیلی ار افراد ادعای دینداری و خدا باوری دارند اما در موقع سختی نه تنها دیگر شکر نعمت هایی که خداوند به آنها داده است را بجا نمی آورند بلکه زبان به شکایت می گشایند و در برخی موارد کلمات ناشایست نسبت به دین و خدا به میان می آورند

«بشر فی وجه المۆمن یوجب لصاحبه الجنة و بشر فی وجه المعاند المعادی یقی صاحبه عذاب النار»: پاداش خوشرویی در برابر مۆمن بهشت است و خوشرویی با دشمن و انسانهای ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز می دارد. [2]

 

ساده پوشی

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه سلام الله علیها را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر داشت. در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسیهای طلایی می نشینند و پارچه های زربافت به تن می کنند، وه که این دختر رسول خداست! نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا!

فاطمه علیهاالسلام فرمود: یا سلمان! انّ الله ذخّر لنا الثیاب و الکراسی لیوم آخر. ای سلمان! خداوند لباسهای زینتی و تختهای طلائی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.

حضرت زهرا سلام الله علیها سپس به خدمت پدر رفت و شگفتی سلمان را مطرح فرمود: یا رسول الله! ان سلمان... ای رسول خدا سلمان از سادگی لباس من تعجب نمود سوگند به خدائی که تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندی است که روزها بر روی آن شترمان علف می خورد و شب ها بر روی آن می خوابیم و بالش ما چرمی است که از لیف خرما پر شده است. [3]

حضرت فاطمه
شکرگذاری از خدا در همه حال

خیلی ار افراد ادعای دینداری و خدا باوری دارند اما در موقع سختی نه تنها دیگر شکر نعمت هایی که خداوند به آنها داده است را بجا نمی آورند بلکه زبان به شکایت می گشایند و در برخی موارد کلمات ناشایست نسبت به دین و خدا به میان می آورند. در مقابل این رفتار ناپسند رفتاری سراسر درخور بندگی خدا در رفتار و گفتار یگانه بانوی اسلام وجود دارد.

اسماء بنت عمیس می گوید: رسول خدا درب خانه فاطمه را کوبید و فرمود: کجا هستند حسن و حسین من؟ فاطمه زهرا فرمود: اصبحنا و لیس فی بیتنا شیء... صبح کردیم در حالی که چیزی در خانه ما نیست تا رفع گرسنگی نمائیم و ما در هر حال خدای بزرگ را سپاسگذاریم. [4]

 

آداب غذا خوردن

عن فاطمة علیها السّلام: فی‏ المائدة اثنتا عشرة خصلة، یجب على كلّ مسلم أن یعرفها، أربع فیها فرض، و أربع فیها سنّة، و أربع فیها تأدیب.

فأمّا الفرض: فالمعرفة، و الرضا، و التسمیة، و الشكر، و أمّا السنّة: فالوضوء قبل الطعام، و الجلوس على الجانب الأیسر، و الأكل بثلاث أصابع، و أمّا التأدیب: فالأكل [بما] یلیك، و تصغیر اللقمة، و المضغ الشدید، و قلّة النظر فی وجوه الناس.[5]

در سر سفره غذا 12 کار نیک وجود دارد که سزاوار است هر مسلمانی آنها را بشناسد. 4 مورد واجب و 4 مورد مستحب و 4 مورد نشانه ادب و بزرگواری است.

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه سلام الله علیها را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر داشت. در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسیهای طلایی می نشینند و پارچه های زربافت به تن می کنند، وه که این دختر رسول خداست! نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا!

و اما چهار عمل واجب:

1. شناخت و معرفت پروردگار(بدانیم که نعمت ها از اوست) 2. راضی به نعمت های خدا بودن 3. گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز غذا 4. سپاسگذاری خدا در پایان ( و گفتن الحمد لله رب العالمین)

و چهار عمل مستحب عبارتند از:

1. وضو گرفتن قبل از غذا     2. نشستن بجانب چپ     3. در حال نشسته غذا خوردن     4. غذا خوردن با سه انگشت

و چهار عملی که نشانه ادب است:

1.       از غذای پیش روی برداشتن

2.       لقمها را کوچک برداشتن

3.       غذا را به خوبی جویدن.

4.       کمتر در صورت دیگران نگاه کردن.[6]

 

پرهیز از نامحرم

مردی نابینا پس از اجازه گرفتن وارد منزل امام علی علیه السلام شد. پیامبر صلی الله علیه وآله مشاهده فرمود که حضرت زهرا علیهاالسلام برخاست، فرمود: دخترم این مرد نابیناست. پاسخ داد:

ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح. [7]

پدر اگر او مرا نمی بیند من او را می نگرم! اگر چه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند!

رسول خدا صلی الله علیه وآله پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن من هستی. [8]

 

پی نوشت:

1. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، انتشارات مۆسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمۆمنین، چاپ دوم – تابستان 82، ص9

2. همان، ص 16 و 17

3. همان، ص 124 و 125

4. همان، ص 219 و 220

5.بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم ،مۆسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق. ص920

6. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، ص 36

7.ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، مكتبة النینوى الحدیثة - تهران، چاپ: اول، بى تا،ص: 95

8. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، ص 62


در مکتب تربیتی برترین مادر دنیا
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در مکتب تربیتی برترین مادر دنیا

حضرت فاطمه

اولین مکان مقدسی که انسان در بدو تولد در آن پرورش روحی و جسمی می یابد، محیط خانه و خانواده است و بی گمان سرنوشت هر انسانی ریشه در روحیات و خصلت های کسانی دارد که در دوران طفولیت و خردسالی، نزدیک ترین انسان ها به او بودند. رفتار پدر و مادر هر گونه که باشد، برای کودکان که از هر نوع رشد عقلی بی بهره اند، الگویی مۆثر خواهد بود تا بتوانند نیکی ها و پلیدی ها را بشناسند. از این رو، نقش سازنده پدر و مادر و به ویژه مادر، در تعیین سرنوشت فرزندان، بسیار درخور توجه است.

دامن پدر و مادر محیط مناسبی جهت پرورش بذر سعادت و یا شقاوت در دل فرزندان است، چرا که: «کودکان با علاقه و پیوندی که با اولیای خود دارند، آنها را نمونه و سرمشق خود قرار می دهند و می کوشند رفتارشان را با افعال آنها انطباق دهند».

حضرت زهرا علیهاالسلام که خود، تربیت یافته دامان وحی بود، به خوبی می دانست که در تربیت اسلامی از چگونگی شیر دادن به کودک و نگاه های محبت آمیز مادر و بوسه زدن بر لب های معصوم کودکان گرفته تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش، بر روحیه حساس آنها تأثیر می گذارد.

 او می دانست که باید امامانی چون حسن و حسین علیهماالسلام و شیر زنانی چون زینب و ام کلثوم را تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آیینه و معرف حقیقت روح اسلام باشند و حقایق و معارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد و انسان های کمال یافته ای که از این مکتب اعجازآمیز بیرون می آیند، به خوبی می توانند روح پرعظمت و نیروی وصف ناپذیر وجودی حضرت زهرا علیهاالسلام را نشان دهند؛ وجود مطهر و روح بی آلایشی که نسلی پاک را به تاریخ هدیه کرد و در حقیقت، مادر روزگار همچو آن را به خود ندیده و نخواهد دید و بر ماست که با به کار بستن شیوه های تربیتی آن حضرت، در تربیت و پرورش نسلی پاک همت گماریم تا از این رهگذر، سعادت جاودان خود و فرزندانمان را تأمین کنیم.( جلوه های تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام درباره فرزندانش، سیده سهله تقوی ، صفحه 41)

حضرت زهرا علیهاالسلام که خود، تربیت یافته دامان وحی بود، به خوبی می دانست که در تربیت اسلامی از چگونگی شیر دادن به کودک و نگاه های محبت آمیز مادر و بوسه زدن بر لب های معصوم کودکان گرفته تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش، بر روحیه حساس آنها تأثیر می گذارد

رفتار و اخلاق عملی

با پند و اندرز نمی توان صحت و درستی اخلاقی را كه رعایت نمی شود، به دیگران اثبات كرد و آموخت. كسی كه می خواهد دیگری را تربیت كند باید در عمل، به آنچه می گوید پایبند باشد. مادری كه به تربیت فرزند خود علاقه مند است، باید خود، دارای فضایل اخلاقی باشد و همواره رفتار صحیح را رعایت كند تا فرزندانش با آسودگی خاطر، در عمل از او الگو گیرند.

حضرت زهرا علیهاالسلام با عمل به آنچه می فرمود، فرزندانش را با اخلاق و رفتار اسلامی آشنا می ساخت، چنان كه امام حسن علیه السلام می فرماید:

مادرم، فاطمه را دیدم كه شب جمعه در محراب خویش به عبادت ایستاده بود و پیوسته در ركوع و سجود بود تا این كه سپیده صبح بردمید و از او می شنیدم كه برای مردان و زنان مۆمن دعا می كرد و نامشان را بر زبان جاری می ساخت و برای ایشان بسیار دعا می كرد، ولی برای خودش هیچ دعا نمی كرد، من به او گفتم: ای مادر چرا همان گونه كه برای دیگران دعا می كنی برای خود دعا نمی كنی؟ فرمودند: " یا بنی الجار ثم الدار، ای پسركم نخست باید همسایگان را دریافت، آنگاه به خانه پرداخت. "

حضرت نصیحتی را به فرزندش آموخت كه از شب تا به صبح به آن عمل كرده بود و چنین پند و اندرزی است كه اثر می گذارد و تربیت می كند.( نگاهی به سیره تربیتی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، غلامرضا نادمی)

حضرت محمد
پرورش شخصیت عاطفی

یكی از مهمترین نیازهای هر كودك برخورداری از عواطف پاك و مهر و محبت خانواده و خویشاوندان و والدین است. هنگامی كه كودك از زلال محبت خانواده سیراب شد و عطش محبت و توجه عاطفی او برطرف گردید، با دلی آرام و سلامت و پرنشاط پا به عرصه اجتماعی می گذارد تا همگان از بركات وجود او بهره مند شوند. یكی از راههای پرورش شخصیت عاطفی كودك، ابراز محبت به كودك است.

بوسه های مكرر پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله بر رخسار و دست فاطمه علیهاالسلام نشانه ای از ابراز علاقه آن حضرت به فرزندش بود. آن حضرت به محبت كردن و توجه به كودكان بسیار اهمیت می داد، چنان كه روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله امام حسن علیه السلام را می بوسید و نوازش می كرد، اقرع بن حابس عرض كرد: من ده فرزند دارم، ولی تا به حال هیچ یك از آنان را نبوسیده ام. پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله غضبناك شد و فرمود: اگر خدا محبت را از قلب تو گرفته است، من چه كنم؟ هر كس نسبت به اطفال ترحم نكند و احترام بزرگسالان را نگه ندارد از ما نیست. (فاطمه زهرا علیهاالسلام، المرء النموذجیه فی الاسلام، ترجمه: علی الجمال الحسین، ص 71)

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز كه تربیت یافته چنین مكتبی بود، به پرورش شخصیت عاطفی فرزندان خود اهتمام می ورزید.

از اساسی ترین مسایلی كه بزرگ بانوی اسلام، در منطق رفتاری خود در تربیت كودكانش بر آن تأكید می ورزید، توجه به روحیه عبادت و حس خداپرستی در فرزندانش بود. حضرت زهرا علیهاالسلام چنان شوق بندگی و عبودیت و خضوع در برابر معبود را در دل و جان فرزندانش تقویت می كرد كه آنان بهترین كارها و بالاترین لذتها و زیباترین دقایق را لحظات عبادت و تقرب به خدا می دانستند

پرورش شخصیت توحیدی

پدران و مادران مكلفند تا فرزندان خویش را با روحیه خداپرستی آشنا سازند و شوق عبادت و تقرب به خالق بی همتا را در آنان پرورش دهند. كودكانی كه از نخستین روزهای حیات خویش، با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از همان دوران كودكی، رشید و باشهامت هستند و نتایج درخشان ایمان، از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.

از اساسی ترین مسایلی كه بزرگ بانوی اسلام، در منطق رفتاری خود در تربیت كودكانش بر آن تأكید می ورزید، توجه به روحیه عبادت و حس خداپرستی در فرزندانش بود.  حضرت زهرا علیهاالسلام چنان شوق بندگی و عبودیت و خضوع در برابر معبود را در دل و جان فرزندانش تقویت می كرد كه آنان بهترین كارها و بالاترین لذتها و زیباترین دقایق را لحظات عبادت و تقرب به خدا می دانستند. ( محمدتقی فلسفی، گفتار فلسفی، كودك از نظر وراثت و تربیت، ص 178)

حضرت زهرا علیهاالسلام روحیه تعبد و بندگی را از كودكی به فرزندانش می آموخت و آنقدر در این كار جدی و قاطع بود كه نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود، "محروم است كسی كه از بركات شب قدر محروم بماند. (دعائم الاسلام، ج 1، ص 282)

گویا فاطمه علیهاالسلام می خواهد از دوران كودكی در قلب پاك فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا كند و محبوب راستین را به آنان نشان بدهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه علیهاالسلام به عنوان یك سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا، در گفتار امامان معصوم نیز به چشم می خورد. (جلوه های رفتاری حضرت زهرا علیهاالسلام ، ص 44)



منابع:

نگاهی به سیره تربیتی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، غلامرضا نادمی

دعائم الاسلام

كودك از نظر وراثت و تربیت، محمد تقی فلسفی

المرء النموذجیه فی الاسلام، ترجمه: علی الجمال الحسین


شناساندن اهميت و فلسفه حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

شناساندن اهميت و فلسفه حجاب

حجاب به معني پوشش و دورنگه داشتن بخشهايي از بدن از ديد عمومي در اديان آسماني و بالاخص اديان الهي و اخصتر در دين اسلام سابقه دارد و امري متناسب با فطرت انسان است.در اسلام با توجه به اينکه اين دين جنبههاي بيشتري از مسائل انسانها را مورد توجه قرار ميدهد حجاب از ابتداي پيدايش اسلام مورد توجه قرار گرفته است. اما اينکه کيفيت آن به چه صورت بوده در زمانهاي مختلف متفاوت بوده است.توجهي که اسلام نسبت به حفظ حريم خانواده و احترام و تقدس آن قائل است دستورات خاصي براي حجاب خانم‏ها و حتي آقايان دارد.حجاب پوششي است که زن بايد در برابر نامحرمان استفاده کند و از جلوه‌گري و خودنمايي بپرهيزد بنابراين مطلوب است که مصاديق و عناوين مرتبط با حجاب در جامعه احصا و بازنگري شود.عفاف نيز نوعي حجاب دروني است که انسان را از گناه باز مي‌دارد، لذا براي اينکه تعريف حجاب را بدانيم بايد معنا و تعريف حجاب و عفاف را بدانيم که به مثابه قالب تفکر، انديشه و عمل انسان است که بايد با روش‌هاي خاص خود تحقق يابد. با توجه به اينکه يک دستور ديني است از چند جهت ميتواند نتايج فردي و اجتماعي داشته باشد.آرامش زنان و معنا بخشيدن به امنيت اجتماعي با توسعه آن،کارکرد امنيت اجتماعي حجاب و ايجاد اعتماد به نفس، عدم تهييج و تحريک جنسي و آرامش رواني بين افراد جامعه کارکرد فردي حجاب و تحکيم بنيان خانواده از کارکردهاي خانوادگي حجاب است.حفظ ارزش و منزلت واقعي زن در جامعه، پيشگيري از فساد، استيفاي نيروي کار در سطح جامعه بعد اجتماعي حجاب است که متأسفانه بايد گفت هنوز برخي از دختران و زنان جامعه به نقش، اهميت و جايگاه واقعي خود در نظام آفرينش و جامعه پي نبرده‌اند.فقدان يا ضعف توان علمي برخي از والدين و مربيان در تبيين فلسفه حجاب، تبديل حجاب به عنوان ارزش، عدم تلاش براي شناخت واقعي علت انتخاب الگوي پوشش بعضاً نامناسب، استقبال برخي افراد جامعه از بدحجابي، تأثيرپذيري برخي جوانان از گروه‌هاي مرجع ورزشکاران، بازيگران سينما و هنرمندان، رواج ارتباط با جنس مخالف از طريق شبکه‌هاي ماهواره‌اي و حضور دانشجويان غير بومي در بر خي استان ها و نوع پوشش و حجاب بعضاً نامناسب برخي از ايشان و تغيير بافت فرهنگي و مذهبي و مردانه شدن رفتار، گفتار و لحن برخي از زنان و دختران جامعه از واقعيات روز در زمينه حجاب است.در پاسخ به اين سئوال که درباره ترويج فرهنگ حجاب و عفاف چه بايد کرد،بايد گفت:شناساندن منطقي و صحيح ارزش حجاب در جامعه، افزايش خودپنداري مثبت در دختران، معرفي الگوهاي صحيح و دست‌يافتني به نسل جوان، معرفي آموزه‌هاي ديني به فرزندان، ايجاد شرايط لازم براي زايش نگرش منفي در اذهان نسبت به بدحجابي، تعميق باورهاي ديني فرزندان از سوي والدين و نهادهاي آموزشي و شروع کردن حجاب و عفاف از خود و خانواده از راهکارهاي مقابله با بدحجابي و راه‌هاي نهادينه کردن فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه است.يکي از بهترين ابزار ها براي اين امر مهم ابزار فرهنگ و هنر است و به دليل مخاطبان انبوه و حضور و موجوديت جعبه جادويي در خانواده نقشي جريان ساز بر عهده اين رسانه است. براي همين امام (ره) گفتند تلويزيون بايد دانشگاه باشد تا شيوه‌هاي بهتر زندگي را به مردم بياموزد. گرچه در اروپا و آمريکا سينما در اولويت قرار دارد اما در کشور ما تلويزيون در رأس رسانه‌هاي ديگر قرار مي‌گيرد. با اين حال اين رسانه گاهي به نقض غرض دچار مي شود.همچنين از ديگر راههاي ترويج حجاب کامل پرداختن به فوايد و محاسن حجاب است. ديگر اينکه پرداختن به دستورات دين و علاقه‏اي که انسان‏ها بايد به دين و انتخاب خودشان درباره چگونگي زندگي در اين جهان داشته باشند حجاب را به عنوان يک دستوري که دين فرموده و دين را اگر به عنوان يک انتخاب آزاد بشر مورد توجه قرار دهيم حجاب هم به همان صورت مورد توجه قرار مي‏گيرد.


محجبه اي عاشق بي حجابي؟!!!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

من یه دختر چادری هستم ولی نه اینکه چادر رو با اختیار خودم قبول کنم و با تمام وجود بپذیرم ....
من مجبور شدم چادر رو انتخاب کنم ...
چرا ؟؟؟ چون تو شهرستانی زندگی میکنم که هیچ زن مانتویی و بدون چادری در اون وجود نداره ، چون چادر عقیده پدر و مادرمه ، چون عُرف نمی پذیره ...
ولی من از چادرم متنفرم آره متنفرم چون نمی گذاره من بچگی کنم چون منو محدود میکنههههه ....

 


 متاسفانه سواي از كساني كه با حجاب هستند و شايد دوست هم مي دارند ولي منطق و استدلال قدرتمندي براي آن ندارند، گروهي چون شما نيز هستند كه با حجابند ولي بي حجابي را دوست دارند و به خاطر عرف محل زندگي خودشان و يا علت هايي مانند خانواده اي مذهبي، مرداني غيرتي (برادر، پدر و شوهر)، و يا عوامل جزئي ديگر، خود را مجبور به حفظ حجاب مي بينند، و در حالي پا به جامعه مي گذارند كه، با ديده حسرت به زنان بي حجاب نگاه مي كنند، و در دل سوداي رسيدن به آن موقعيت را دارند.
اما خواهر گرامي، متاسفانه اين موضوع كه به آن "بي حجابي پنهان" اطلاق مي كنم، با دانستن فوايد حجاب نيز ممكن است از بين نرود، و يك زن و يا دختر سواي اطلاعات جامعي كه ممكن است در باره حجاب داشته باشد، به حجاب علاقمند نمي شود.
بياييد كمي در مورد اين مسئله متفاوت بينديشيم و از زاويه هاي ديگري آن را رصد كنيم:
- حس كنيد شما يك دختر بي حجاب هستيد، و سر مست از اينكه مثلاً همين الان كه در خيابان در حال قدم زدن هستيد، چندين جفت چشم شما را ميپايد. سوال:
1. آيا اين ديدن ها و تماشا كردن ها به همين جا ختم مي شود؟ و فقط در حد چشم كشيدني است و بس؟
2. آيا اين چشم چراني كه شما به عنوان يك بي حجاب هدفش بوده ايد، باعث هيچ فعل و انفعالاتي در درون يك پسر جوان و يا حتي يك مرد متأهل نمي شود؟
3. ممكن نيست كسي كه شما را ديده است، به فرض اينكه دستش به چون شمايي نرسد، در جايي ديگر و فرصتي بهتر، چون شمايي را براي رها شدن از حس عشق بازي و دوست داشتن و تهاجم شهوت، مورد سوء نيتي قرار دهد؟(همان طور كه ممكن است شما نيز هدف همين سوء نيت قرار گيريد، حتي اگر دليلش خودتان نباشيد)
4. (با عرض معذرت) ممكن نيست نوجوان و جواني كه به سن بلوغ رسيده است و نمي تواند تا سالها ازدواج كند، به خاطر ديدن چون شمايي و طغيان غريزه قدرتمند شهوتش، به انحرافات زيادي گرفتار شود؟ (اميدورام هيچ وقت چشمتان به آمارها مانند تجاوز، خودارضائي و لواط و زناي با محارم "مانند خواهر و برادر" و ... نيفتد – باز هم شرمنده ام كه عنوان مي كنم)
5. ممكن نيست شما و چون شمايي باعث جدا كردن مثلاً يك پسر نوجوان و جوان از دامن اهلبيت (عليهماالسلام) و يا دور كننده او از درگاه خدا باشيد و از دامن بندگي خدا به دامن شيطان بكشانيدش؟ (با تجربه اي كه دارم و مواردي كه برخورد كرده ام، بوده است كه نوجوان يا جواني دچار انحرافات گفته شده بوده است، و توبه كرده است، يا متوسل به ائمه اطهار(عليهما السلام) و مخصوصاً حضرت زهرا(سلام الله عليها) شده است و بعد با رفتن در جامعه و كنترل نشدن چشمش و ديدن دختران بزك كرده مجدداً از مذهب و اعتقادات دور شده است و به انحرافاتي كه داشته است ادامه داده است)
6. به اين اعتقاد داريد كه از هر دست بدهيد، از همان دست مي گيريد؟ و يا دنيا دار مكافات است؟ فكر كنيد شما با بي حجابي و بدحجابي دل مرداني را برده ايد و آنها نسبت به خانواده خود و نسبت به همسرشان دلسرد هستند و به اين اميد به خيابان مي آيند كه دلي صفا بدهند!!! ، ممكن نيست روزي همسر شما نيز چشم و دل و قلبش در بند همين دختركان بزك كرده باشد و شما را فقط به اسم همسر بشناسد؟ دوست نداريد در قلب همسرتان باشيد؟ دوست داريد به شما خيانت بشود (البته در مقياس كوچك آن فعلاً) ؟
7. دوست داريد در گناه اجتماعي ( يا دست به دست شيطان دادن براي به انحراف كشيدن نسل انسان ها و عمل كردن به وعده اش كه جهنم را از بندگان خدا پر مي كنم) شريك باشيد؟ اگر مثلا نماز نخوانيد ضررش بيشتر متوجه خود شماست و گناه فردي حساب مي شود (البته نسبي است) ولي گناه اجتماعي به غير از گناه خودتان، به دوش كشيدن بار گناه به انحراف كشاندن جامعه نيز هست).
8. زيبايي و جلوه گري شما تا چه زماني خواهد بود، شايد تا يك زمان معيني هم با لوازم آرايشي خود را زيبا نشان بدهيد، بعد چه مي شود؟ آيا حسرت بندگي نكردن براي خدايي كه عمل به دستوراتش واجب است، دامنگيرتان نمي شود؟ زيبايي و امتحان شدن به خاطر آن فقط در زمان معيني هست و فقط در همان زمان عمل كردن به آن ارزش دارد، وگرنه در پيري كه چشمي به دنبال شما نيست...
9. هيچ وقت به پيرزنان و سالمندان نگاهي كرده ايد؟ به سراي سالمندان سري بزنيد، و خوب نگاه كنيد، كه به زودي مانند همينها مي شويد. به آنجا كه رسيديد از شما حجاب هم نخواسته اند، تا جوان هستيد حجاب ارزش دارد.
پس محبوبه خدا باشيد، نه محبوبه چشم هاي خيره مانده از طغيان شهوت و غريزه جنسي؛ تا در روزي كه خواهد آمد، از مادرمان حضرت زهراي مرضيه(سلام الله عليها) شرمنده و خجلت زده نباشيد. زيرا خدا نعمت محيطي را به  شما داده است كه مجبور به بي حجاب بودن نيستيد، و حداقل از اين لحاظ قدمي از آنها كه محيطشان فاسد است، پيشتر هستيد، پس قدر اين نعمت و اين فرصت را بدانيد...


سیاهی چادرت کور کند چشمان آنان که کور دلند!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب محدودیت می آورد...

وقتی تمامِ راههایِ نفوذِ نگاههایِ هرزه و ناپاک را می بندی،کسی را محدود کرده ای!!!

در این روزگار که هیچ کس بر اصول و اعتقادی راسخ نیست و هیچ کس حاضر نیست بر اصولش بایستد و دم بزند و هزینه دهد،در این زمانه که خلق همه اصول خود را در پستو ها قایم کرده اند تا مبادا کسی بداند که که به چه معتقدند،در این عصر تزلزل افکار و رفتار ، در این عهد گذار از آرمان ها و زیگزاگ مسلکی،من فقط پایداری بر اصل و اعتقاد را در سیاهی پاک چادر تو می بینم زیر بارش انتقادات ناپاکه بدتر از گرمای آفتاب تابستان!!!

سیاهی چادرت کور کند چشمان آنان که کور دلند!