نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
عفاف سلاحی برای زن و حجاب سپری برای او است و این دو همراه با هم سلاحی برای معلولیت شیطان لعین بوده که همواره در تلاش است تا عفت و حجاب زنان مسلمان را خدشهدار کند.حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح است و همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده میشود.در حجاب آرامش درونی نهفته است که با بیحجابی و عریانی به دست نمیآید و عزتی است که مایه سعادت در دو گیتی خواهد شد.
شهیده طیبه واعظی، شهید شاخص امسال که براثر شکنجههای طاغوت به شهادت رسید، جان خود را در برابر حفاظت از حجاب و عفاف داد که گفته بود «مرا بکشید اما چادرم را بر ندارید» و این شهیده والامقام شهید شد تا زنان و دختران حجاب و عفاف را هیچگاه به بزکهای دشمنان نفروشند.اکنون وظیفه دختران و زنان پیروی از راه این شهیده والامقام است، دختران با حفظ حجاب و عفاف راه او را ادامه خواهند داد و به دشمنان گوشزد خواهند کرد که حجاب، عزت و عفاف، غیرت آنهاست.برخی اندیشهگران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حقالله است، بنابراین کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دارم.
حضرت علی (ع) میفرماید که خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست اما ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب میشود، حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است، باید حفظ شود.جامعهای که در آن بانوان با حفظ حدود و حقوق دیگران ظاهر میشوند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.باید توجه کرد که یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده است.از مهمترین فواید و آثار مهم حجاب ایجاد آرامش روانی میان افراد جامعه است.
در جهان غرب رواج بیبند و باری و بیحجابی و برهنگی و اطاعت از هوای نفس نیز بیشتر شده است، زنان در جوامع غرب وسیله و ابزاری برای افراد سودجو شدهاند.بیحجابی مایه سوختن و از بین بردن ریشه پیوند خانوادهها میباشد که در پی بیحجابی آسیبهای اجتماعی نهفته است که آثار زیان باری برای طولانی مدت در جامعه خواهد داشت.دشمنان با راهاندازی شبکههای متعدد فارسیزبان درصدد رواج بیبندوباری زنان و مردان است.دشمنان، زنان محجبه ایران اسلامی و مسلمان را بر نمیتابند و همواره از طرق مختلف برای نابودی و از بین بردن حجاب و عفاف زنان وارد شدهاند.دشمنی دشمنان با حجاب و عفاف زنان است، چراکه میدانند زن عفیفه مسلمان دل در گرو اسلام داشته و با تمسک به ارزشهای اسلامی در پی زندگی پایبند به اصول اسلامی است.
حجاب و عفاف رکن اساسی در تحکیم بنیان خانواده است.با رعایت حجاب و عفاف بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه از میان برداشته خواهد شد.سنگر حجاب و عفاف مستحکمترین سنگر بانوان مسلمان در برابر توطئههای گمراهکننده غرب است،ترویج بیبند و باری و بدحجابی در جامعه توسط غرب و دشمنان قسم خورده ایران اسلامی، صرفا برای بیارزش نشان دادن زنان به ویژه زنان مسلمان است.آرامش درونی، حفظ استحکام و پیوند خانوادهها، بالا بردن ارزش انسانی و موارد دیگری از مصادیق عقلانی فلسفه ارزشمند حجاب است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
از مجموع سخنان مفسران قرآن و
عالمان لغت بر می آید که حجاب به معنای پرده و یا پارچه و مانند آن است که
بدن انسان و یا حقیقتی را بپوشاند تا آن را از صدمات احتمالی مصون دارد و
یا از اثر چیزی ممانعت شود.کلمه «حجاب» مصدر از ریشه (ح ج ب) است معنای حجاب از نظر لغت:
1-
پرده 2- رادع 3- مانع 4- سد 5- حائل بین دو چیز میباشد که
این چند معنا همه برگشت به حائل حسی میان دو جزء میکند و یا میتوان گفت
به معنای هر حائلی و اعم از حسی و غیر حسی میباشد یعنی، "کل ستر مطلوبک عن
عینک فهو حجاب" هر چیزی که
بین تو و بین آنچه دوست داری حائل شود، آن حجاب است، چه مادی و حسی باشد و
چه نادیدنی و معنوی. (لغت نامه دهخدا، لغت حجاب)
حجاب در آیاتی از قرآن به معنی حائل و پرده حس و مادی به کار رفته است مانند:
آیه
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعًا فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ» و
هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان [= همسران
پیامبر] میخواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و
آنها بهتر است!(سوره احزاب، آیه 53)
و در آیاتی دیگر بمعنی حائل و ستر معنوی و نوری آمده است مانند:
آیه
«وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللّهُ إِلاّ وَحْیًا أَوْ مِنْ
وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ
إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ» (سوره شوری، آیه 51) و
شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت
حجاب، یا رسولی میفرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی میکند؛ چرا که او
بلندمقام و حکیم است.
از این منظر هر آنچه دو چیز
را از هم جدا کند و فاصله اندازد، از مصادیق حجاب خواهد بود (از هر جنس و
نوعی که باشد) اما تعاریف دیگری نیز به چشم میخورد که در آنها نوع این
حائل و مانع مشخص شده و آمده است: «اصل الحجاب الستر الحائل بین الرائی و
المرئی» (طریحی، 1375: ج، ص 34).
بنابراین این
کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله ی پوشش است، ولی هر
پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده
واقع شدن صورت گیرد. (استاد مطهری، مسئلهء حجاب، ص 78.)
حاصل
آنکه با تأمل در تعاریف واژه حجاب، دو مفهوم قابل تمایز به نظر می رسد؛
مفهوم اول، جدا کردن دو چیز، مرز گذاشتن میان آنها و فاصله انداختن بین دو
امر میباشد که این معنا از واژههای حائل، مانع و حاجز مستفاد است.
مفهوم دوم، پنهان کردن، پوشاندن و از مقابل دیده افراد خارج کردن است که این معنا از کلمه «ستر» و مانند آن قابل استفاده میباشد.
از
مجموع سخنان مفسران قرآن و عالمان لغت بر می آید که حجاب به معنای پرده و
یا پارچه و مانند آن است که بدن انسان و یا حقیقتی را بپوشاند تا آن را از
صدمات احتمالی مصون دارد و یا از اثر چیزی ممانعت شود.
به زعم بسیاری از صاحبنظران، حجاب مترادف و هم معنی پوشش است؛ اما اینگونه
نیست که بتوان پوشش را قائم مقام حجاب کرد و به جای آن به کار برد؛ چرا که
حجاب پوشش خاصی است که شرع حدود و شرایط آن را تبیین کرده و زنان و مردان
را به رعایت آن فرا خوانده،؛ حال آنکه پوشش، مفهومی عامتر و وسیعتر دارد و
هر لباسی را با هر نوع و رنگی شامل میشود.
تساوی و اخلاف زنان و مردان در چیست؟
زنان و
مردان از جهاتی مانند؛ خلقت از یک ذات و گوهر [1]، و بهره مندی از حقوق
اجتماعی همچون؛ ازدواج، تعلیم و تربیـت، احقاق حقوق، آزادی اندیشه، بیان و
قلم و ... مساوی هستند.
گرچه زن و مرد در عین این که از جهات متعدد مساویند از جهات متعدد دیگر با هم اختلاف دارند.
علامه
طباطبایی در این مورد چنین می فرمایند:«زن در عین دارا بودن مشترکات، از
جهاتی با مرد اختلاف دارد، چون ویژگی های ساختمانی متوسط زنان نظیر: مغز،
قلب، شریانها، اعصاب، قامت و وزن، طبق آن چه که در کالبد شناسی توضیح داده
شده است از متوسط مردان در همان ویژگی ها مۆخرتر است و این مسئله موجب شده
است که جسم زن لطیف تر و نرم تر از مرد باشد و در مقابل، جسم مرد درشت تر و
سخت تر باشد. و احساساتی لطیف نظیر: دوستی، رقت قلب، زیباگرایی و آرایش
جویی در زن بیشتر و اندیشه گرایی در مرد فزون تر شود. بنابر این؛ زندگی زن
«احساس گرا» و زندگی مرد «اندیشه گرا» است». [ترجمه المیزان، ج2، ص 416]
پوشش مخصوص خانم ها نیست
اصل پوشش مخصوص خانمها نیست و بر مردان نیز لازم است.
مادام
که تلقی ما از خویش عوض نشود، حجاب هیچ مفهومی نخواهد داشت و چیزی جز کفن
سیاه و قبرستان خانه و مرگِ نشاط زندگی و نابودیِ شادیها، عنوان نخواهد
گرفت و هزار عذر، خواهی داشت که خودت را از آن آزاد کنی.[ روابط متکامل زن و
مرد، ص: 39]
حجاب؛ یعنی...
دقّت در برخورد، که آلوده نشوی و آلوده نسازی؛ که اسیر نشوی و اسیر ننمایی.
حجاب، فقط این نیست که زن خود را بپوشاند؛ که زن و مرد، هر دو باید در این
دنیایی که راه است و میدان حرکت است و کلاس و کوره است؛ سنگ راه نباشند و
دیگران را در خود اسیر نسازند و چشمها و دلها را نگه ندارند و در دنیا
نمانند.[ نامههای بلوغ ص: 133]
حجاب تنها مخصوص زن
نیست که مردها هم باید حساب شده حرکت کنند و گرد و خاک بالا نیاورند و
دلها را به خود گره نزنند، که هر کس در سر راه دلها بنشیند، او راهزن است
و طاغوت. و این مسأله در آن وسعت مطرح می شود که حتی زن و شوهر را هم می
گیرد، که هیچ یک نباید بر دیگری حکومت کنند و هیچکدام نباید صاحب دل این و
آن باشند، که دلدار دیگری است. و هر کس خلق را در خود نگه دارد و باتلاق
استعدادهای عظیم او شود او هم طاغوت است.
مقدار حجاب و پوشش، با در دست داشتن این بینش و این ملاک، روشن می شود
که همیشه یک شکل و یک مقدار ندارد. تو در برابر آتش سوزانی که حتی کفشها و
دمپاییها تحریکش می کنند و تمام وجودش را می سوزانند، وضعی خواهی داشت که
در برابر وجود سازمان گرفته ی دیگر نداری. در برابر آنها که در دلشان
مرضها و آتشهاست، حتی صدای تو و رفت و آمد تو کنترل می شود و پوشیده می
گردد.[ روابط متکامل زن و مرد، ص: 45]
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و
پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از
آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب
نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت
گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و
سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن
خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب
اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این
صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای
عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند
اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛
مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی،
فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل
کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر
حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و
پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند.
پیامبر
اکرم (صلی الله علیه وآله): ... زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و
برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او
خواهد داد.
دلیل تأکید بیشتر حجاب بر زن ها
دلیل
لزوم پوشش بیشتر و کامل برای زنان علاوه بر نکات گفته شده ویژگی های خاصی
است که در خانم ها وجود دارد؛ زیرا زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است.
قهرا به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به مرد. لذا با
این که دستور پوشیدن برای مردان (مثل زنان) مقرر نشده است عملا مردان
پوشیدهتر از زنان از منزل بیرون میروند، زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و
چشم چرانی است نه به خودنمایی، و بر عکس تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه
به چشم چرانی.
تمایل مرد به چشم چرانی، بیشتر زن را تحریک به
خودنمایی میکند و به همین جهت «تبرج» (بزک نمودن) از مختصات زنان
است.»[مطهری، مرتضی، مجموعه آثار ج 19، مسأله حجاب، ستر عورت]
و در آخر به شما خانم ها ی عزیز از قول مولایمان علی علیه السلام عرض می کنم: محجبه ها فرشته اند، امام علی علیه السلام می فرمایند: لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه؛ همانا عفیف و پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست. (نهج البلاغه حکمت 474)
چه تفاوتی میان حجاب و عفت است؟
واژه «حجاب» و «عفت» در اصل به معنای منع و امتناع هستند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است.
یعنی
منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت،
مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این
که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان
است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر
و تأثّر متقابل است.
بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر
و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت،
تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث
حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
-=هُوَ
الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ
آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ
إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست
خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری
بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را
(از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با
آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.
از
قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی،
دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:
قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای
رسول ما مردان مۆمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و
اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
حجاب چشم قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
نگاه به نامحرم در لسان روایات
پیامبر
گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در روایتی چنین می فرماید: «هر کس به
جنس مخالف نگاه آمیخته با شهوت بنماید روز رستاخیز چشمان او را پر از آتش
نموده تا اینکه حساب مردم محشر به پایان رسد، آنگاه به حساب او رسیدگی
خواهند کرد.»
- حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه
وآله) فرمودند: «غضوا ابصارکم ترون العجائب» یعنی: «هر کس چشم از مناظر
شهوت انگیز بپوشاند مناظر ملکوتی در برابر دیدگان او مجسم خواهد شد»
-
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «النظره بعد النظره تزرع فی
القلب الشهوه و کفی بها صاحبها فتنه: نگاه دوم... نگاهی که بعد از نگاه
اول صورت گیرد در قلب تخم شهوت را می پاشد و کافی است که صاحب نگاه را به
فتنه بزرگی دچار نماید»(وسائل الشیعه؛ 22)
حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا
تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32)
پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و
هوس) است به طمع افتد.
حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در
مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با
نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از
مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی،
پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف
رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراین،
حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است
که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
منابع:
مقاله استاد علی صفایی حائری؛ سایت لیلة القدر
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فرض کنید مثل گذشته، احکام مربوط به عبد و کنیز، جاری باشد. ما با رژیم اسرائیل وارد جنگ شدهایم و از این کافران حربی، مردان و زنانی را به اسارت گرفتهایم.این زنان، در حکم کافر حربی هستند و کنیز محسوب میشوند. براساس ساز و کاری، اسرا بین خانوادههای مسلمان تقسیم میشوند. براساس فقه شیعه، پوشاندن مو و سر و گردن، بر زنان کنیز واجب نیست. یعنی تهران ما پر میشود از زنان سیاه وسفید و زرد و سرخی که بیحجابند.
آیا این وضعیت، مطلوب شرع است؟
به نظر میرسد از نظر اسلام، صرف بیحجابی این زنان، مشکلی را برای جامعه اسلامی ایجاد نمیکند بلکه مشکل وقتی ایجاد میشود که زنان ـ چه با حجاب و چه بیحجاب ـ به تبرج (خودنمایی) رو میآورند. این مساله اینقدر برای جامعه اسلامی مشکلساز است که در قرآن کریم، صریحاً نهی شده.
مبارزه با تبرج، سختتر از مبارزه با بیحجابی است
مدتی است در فضای مجازی تحقیقی با عنوان "حجاب شرعی در عصر پیامبر" منتشر شده است که نویسنده آن تلاش فراوانی انجام داده است تا اثبات نماید حدود حجاب مورد نظر شرع مقدس اسلام چیست و در این راستا منابع بسیاری را مورد مطالعه و بهرهبرداری قرار داده است که از زوایای مختلف قابلیت بررسی دارد. برهمین اساس برخی از اشکالات تحقیق "حجاب شرعی در عصر پیامبر" را از زاویه روششناسی، فقهی، تفسیری و تاریخی مطالعه خواهیم کرد. اینکه گفتم برخی از اشکالات به این سبب است که اشکالاتی نظیر آن در سرتاسر تحقیق فراوان به چشم میخورد و بیان تمامی آنها فرصت بیشتری میطلبد و خواننده اگاه و نکتهسنج نیز پس از مطالعه این نقد، با مطالعه متن تحقیق میتواند به بسیاری از آنها دست یابد.
حجاب در آخرالزمان
حجاب همواره یکی از شاخصه های اجتماعی دین داری تلقی شده است. مطالعات تاریخی در ادیان الهی نشان دهنده ی این نکته است که پوشش مناسب هموراه مورد تاکید آموزه های دینی بوده است بطوریکه تمامی تصاویر به جای مانده از زنان معنوی همراه با حجاب می باشد و این امر به هیچ وجه مورد خدشه قرار نگرفته است. مسئاله حجاب در چند قرن اخیر افت و خیزهای فراوانی را تجربه کرده است. با آغاز رنسانس و شکل گیری جنبش های ضد دینی در اروپا حجاب به عنوان یکی از نمودهای اجتماعی دین داری مورد هجمه روشنفکران قرار گرفت و با گذشت زمان نه تنها حجاب و پوشش مورد بی مهری قرار گرفت بلکه برهنگی و مدگرایی تبدیل به یکی از شاخصه های دنیای مدرن گشت. با سست شدن دین داری در دنیای غرب و تقید به پوشش های کامل به موازات شکل گیری اقتصاد مدرن که مصرف گرایی یکی از لوازم شکل دهنده ی آن می باشد، ظهور مد به عنوان رکن اصلی مصرف گرایی در عرصه ی پوشش از سرعت و نمود بیشتری برخوردار گشت. ایجاد چرخه ایجاد مد، تولید محصول، خرید و مصرف فرایندی است که در دو سده اخیر مورد توجه بزرگ سرمایه داران بوده است. فرایند مذکور که در راستای حرکت چرخه ی اقتصاد مدرن ضروری می نمود در کنار سست شدن دین داری و ترویج مادی گرایی و توجه به ظواهر مادی توانست در عرصه ی پوشش با سوار شدن بر دو عامل روانی غریزه ی جنسی مردانه و خودنمایی زنانه منفعت های قابل ملاحظه ای را عاید بنگاه های اقتصادی مدرن نماید و برهنگی و خودنمایی جنسی را به عنوان ارزش جایگزین حجاب و پوشش های پیش از خود نماید. ظهور مانکن در عصر مدرن و شوییست های خوش اخلاق و خوش صدا در عصر پسامدرن به عنوان الگوهای آرمانشهر زمینی از کارکرد فوق تصوری برخوردار گشت. تماس دنیای شرق با دنیای غرب و ظهور شبه مدرنیته در جهان شرق، حجاب و پوشش را در کنار سایر اجزاء تمدن شرقی مورد تاثیر قرار داد. واقعه کشف حجاب در عصر رضاخانی و برداشتن حجاب از سر زنان و تغییر نوع پوشش در ایران که با شعار تجددخواهی صورت گرفت حادثه ای بود که از این تماس حاصل شد. پوشش در جامعه ی ایرانی مشابه سایر اجزاء فرهنگ، اقتصاد و ... ایرانی در عصر برزخی میان سنت و مدرنیته باقی مانده است. دوقطبی شدن فرهنگ در جامعه ی ایرانی، گسترش رفاه مادی و شکل گیری شاخصه های مدرن در جامعه ی ایرانی نسل نوظهور را که در تماس بیشتری با جهان غیر ایرانی و غیر اسلامی قرار دارد بر سر دوراهی انتخاب و شاید اجبار غربی شدن قرار داده است. می توان گفت تقید به پوشش اسلامی در این نسل کمتر و میزان هوشیاری دینی در قشر دین دار بیشتر شده است. بازگشت آخرالزمانی به معنویت در دنیای مدرن و بیداری اسلامی در جهان اسلام بار دیگر حجاب را به عنوان یک ارزش مورد توجه قرار داده است. ستیز لائیسیته با حجاب در کشورهای اروپایی و مبارزه مسلمانان در ترکیه برای حجاب در این بازگشت قابل تامل است.
حجب وحیا
حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن است، و حجاب به معنای پرده نیز هست. (قرشی، 2/180)
در لسان العرب چنین آمده است:الحجاب: الستر و امراه المحجوبه: قد سترت بستر (ابن منظور، 4/257)
حجاب یعنی پوشش و زن محجوب یعنی زنی که با پوششی پوشیده شده باشد.
واژه حجاب پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است و تنها در یک مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ... (احزاب/53)
هنگامیکه چیزی از وسایل زندگی را (به عنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید، این کار برای پاکی دلهای شما و آنان بهتر است.در این آیه شریفه ضمیر هنّ به همسران رسول خدا برمی گردد، و درخواست متاع از ایشان کنایه است و معنایش این است که با همسران پیامبر از پس پرده صحبت کنید، به دلیل اینکه دلهایتان دچار وسوسه نشود. (طباطبائی، 16/506)
خطاب آیه متوجه مردان است که با زنان اختلاط نیابند و در صحبت کردن با زنان حریمی نگه دارند تا موجبات تحریک فراهم نیآید.می توان گفت پشت پرده قرار گرفتن که دستاویزی برای مخالفان حجاب شده است و آن را عدم آزادی زن می دانند، یک امر ترجیحی است و قرآن کریم هر چیزی که به عفاف نزدیکتر باشد را مورد توجه قرار داده است این بدان معناست که تا زمانی که ضرورت ایجاب نکند، پرده نشین بودن بهتر و مطلوب تر است و این هیچ منافاتی با آزادی و حضور زن در اجتماع ندارد.
سیره حضرت زهرا (س) نیز مؤید همین معنا می باشد. ایشان هنگامی که ضرورت ایجاب کرد برای دفاع از حق به سوی مسجد شتافت و در حضور جمع زیادی از مهاجرین و انصار خطابه ای ایراد کرده و غاصبان حکومت را زیر سؤال برد.
مفهوم خمار و جلباب
دو واژه خمار و جلباب نقش کلیدی در فهم حدود حجاب اسلامی دارند، و از این دو با عناوین مقنعه و چادر در جامعه ما یاد می شود.ضرورت پوشیدن خمار از آیه شریفه سوره نور استفاده می شود که می فرماید: وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ... (نور/31) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود
راغب ذیل واژه خمار می نویسد:اصل الخمر ستر الشیء و یقال لما یستر به خمار و لکن الخمار صار فی التعارف اسما لما تغطی الامرائه رأسها؛ خمار در اصل به معنای پوشاندن چیزی است و در اصطلاح پارچه ای که زن سرش را با آن می پوشاند اطلاق می شود. (راغب اصفهانی، 210)
در لسان العرب می خوانیم:و الخمار للمرأه، و هو النصیف و قیل: الخمار ما تغطی به المرأه رأسها (ابن منظور، 4/257)
خمار برای زن است و آن دستاری است که زن سرش را با آن می پوشاند.بنابراین می توان گفت که خمار به معنای چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار می گویند که سر را می پوشاند، امّا نکته ای که قابل توجه است این است که کارکرد مقنعه فقط پوشاندن سر نیست؛ بلکه باید گریبان را نیز بپوشاند و این معنا از کلمه جیوب فهمیده می شود .
صاحب التحقیق در تعریف جیوب آورده است:ماینفتح علی النحر، والجمع اجیاب و جیوب و جابه یجوبه (مصطفوی، 2/157)
یعنی قسمتی از پیراهن که برای داخل شدن سر به آن باز می باشد، پس جیب به معنای گریبان است.در این آیه شریفه خدای متعال طرز پوشیدن خمار را به زنان آموزش می دهد و به زنان مؤمن دستور می دهد که از پوششی استفاده کنند که علاوه بر سر، گریبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسری استفاده می کردند و غالبا پشت گوش می انداختند و چون یقه لباس آنها باز بود، پوشش کافی نداشتند و گردن و گریبان آنها در معرض دید بود تا وقتی که این آیه نازل شد و امر به پوشاندن این اعضا داد. (زمخشری، 3/235)
آیه ای دیگر چگونگی پوشیدن چادر را به زنان آموزش می دهد و می فرماید:یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا (احزاب/59)
ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهای خود را بر خویش نزدیک کنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند بهتر است، (اگر خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است.
کلمه یدنین از ریشه دنو به معنای نزدیک است. (راغب اصفهانی، 172) جلباب جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند . (طباطبائی، 16/364)
ابن منظور ذیل جلباب چنین می آورد:ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء، تغطی به المرأه رأسها و صدرها (ابن منظور، 1/272)
لباسی بزرگتر از خمار (روسری) که غیر از رداء است و زن سر و سینهاش را با آن میپوشاند.در قاموس المحیط آمده است:جلباب کسرداب و ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطی به ثیابها من فوق کالملحفه او هو خمار (فیروز آبادی، 1/49) جلباب به غیر از ملحفه بلکه مثل آن است و مانند خمار روی لباسهای دیگر پوشیده میشود.
عده ای گویند منظور از یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ یعنی اینکه جلبابها را بر روی خویش بیافکنند و صورت خویش را بپوشانند، در صورتیکه روایات وارده از ائمه اطهار علیهم السلام بر عدم ضرورت پوشش وجه و کفّین دلالت دارد، ولیکن هرگاه زن احساس کند که مورد نگاه شهوانی مردان قرار دارد واجب است که وجه و کفین را نیز بپوشاند.
جلباب در ملل و نحل مختلف مصادیق گوناگونی پیدا می کند، امّا آن چیز که در همه مشترک است، پوشش اندام و برجستگی های بدن است و بیانگر یک نوع پوشش سرتاسری است که در ایران به آن چادر گفته می شود و به عنوان حجاب برتر یاد می شود.
رابطه عفاف و حجاب
عفاف حالتی درونی و نفسانی است که غرایز را تعدیل و تحت کنترل خود در می آورد، می توان گفت حجاب نیز به عنوان یکی از مهمترین ابعاد عفّت به کنترل درآوردن و تعدیل غریزه خودنمایی و جلوه گری در زنان می باشد.در حقیقت عفاف را زبانی باید و آن حجاب است که نماد تفکّر و اندیشه دینی می باشد. خدای تعالی در فرهنگ باشکوه عفاف از زن می خواهد به عنوان یک انسان ، ارزش وجودی خویش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوی دیگر همگان را به چشم پوشی از نامحرم دستور می دهد، بلکه همه دست به دست هم نهاده عفاف اجتماعی را رقم زنند.اگر بگوییم مهمترین و پردامنهترین بحث عفاف حجاب است، سخنی به گزاف نگفتهایم؛ زیرا حجاب نقش بسزایی در کم نمودن تحریکات جنسی در جامعه به عهده دارد.
از آنجا که زن از ظرافتها و زیبایی های درونی خاصی برخوردار می باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوی دیگر غریزه خودنمایی و جلوه گری در زنان، کشش خاصی بین این دو برقرار می نماید.با توجه به این مسائل، اسلام برای تعدیل این کشش و روابط بین زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصیه می کند، تا فضای جامعه پاک و پیراسته از هر گونه عامل تحریک زا باشد.جواز کشف حجاب در مقابل نامحرم، این غریزه را جهت می دهد که خودآرایی زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، این غریزه را کنترل می سازد و از مرز شکنی جلوگیری می کند.حضرت علی (ع) پوشش را مهمترین عامل تعدیل حس زیبایی دوستی و خودنمایی دانسته و می فرمایند:زکات الجمال العفاف (آمدی، 4/105) زکات زیبایی عفاف است.
البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمی توان ادّعای عفاف کرد، زیرا ممکن است این نیز حجابی باشد برای بی عفتی، به عبارت دیگر بیش از آنکه تن زن مرد را به سوی خود دعوت کند، کردار و گفتار وی تحریک کننده است، و حرکات او را، نگاه های او را، و... حجابی دیگر باید که عفاف مستلزم آن است .اگر چه حجاب شرط لازم برای رسیدن به عفاف است اما کافی نمی باشد و بایستی با ابعاد دیگر عفاف همگام شود.بنابراین زن موظف است که غرایزش را تحت کنترل در آورد و سپس تن خویش را در حجاب کامل بگیرد، زیرا این نفسانیت زن است که مرد را به سوی خویش می کشد و حجاب تن هیچ مانعی برای چنین کششی نخواهد بود و این تسلط بر نفسانیت در حد اعتدال همان عفاف است.در هم تنیدگی این دو آنقدر زیاد است که بدون یکدیگر معنای خود را از دست می دهند، در حقیقت می توان گفت، حجاب بدون عفت صدفی است بدون مروارید.زن در قبال رعایت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نیز تضمین مینماید، همان گونه که خدای متعال پس از امر به درست پوشیدن چادر می فرمایند:ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ
این کار برای اینکه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، بهتر است.بنابراین رعایت حجاب بهترین راه اعلام عفت است و ثمره آن امنیت جنسی می باشد، همان امنیتی که امروزه حلقه مفقودهای در جوامع غربی است.
منابع و مآخذ
1. ابن منظو، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، الطبعة الاولی، دار صادر بیروت،1997م.
2. فیروز آبادی، محمد بن یعقوب؛ قاموس المحیط، الطبعة الاولی، دار الجیل بیروت.
3. طوسی، نصیر الدین؛ اخلاق ناصری، انتشارات خورشید، تهران.
4. مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم،1381ش.
5. نراقی،احمد؛ معراج السعادة، چاپ اول، قم،1371ش.
6. طباطبایی، محمد حسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، قم،1366ش .
7. هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ تفسیر راهنما، قم،1374ش.
8. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمة، ترجمه حمید رضا شیخی، چاپ اول، دار الحدیث.
9. طبرسی، فضل بن الحسن؛ جوامع الجامع، ترجمه احمد امیری، مشهد، 1374ش.
11. ----------------؛ مجمع البیان، ترجمه علی کرمی، تهران، 1380ش.
12. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ بیست و پنج، تهران، 1376ش.
13. آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه محمد خوانساری، تهران، 1366ش.
14. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق شیخ محمد شیرازی، الطبعة الاولی، مؤسسه آل بیت، قم، 1412هـ.
15. قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1354ش.
16. راغب اصفهانی، ابوالقاسم، معجم مفردات الفاظ قرآن، الدار الشامیة، بیروت، 1412هـ.
17. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، الطبعة الاولی، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، 1368ش.
18. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1427هـ.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مقوله ازدواج، نخستین سنگ بنای خانواده و عاملی اساسی برای همراهی زن و مرد است که می تواند زمینه ساز بالندگی و پیشرفت افراد شود. ازدواج مطلوب ترین و روشن ترین مسیر سعادت و پاسخی مناسب به عالی ترین نیاز فطری انسان یعنی دستیابی به کمال و سعادت به شمار می رود.علم نیز ازدواج را فرایندِ علاقه مندی، کشش جسمی و روانی عنوان می کند که با فراهم سازی شرایط اقتصادی، اجتماعی، علمی، شغلی، خانوادگی، شخصی زن و مرد در راه برقراری یک زندگی مشترک همراه با تفاهم و پویایی شکل می گیرد و مذهب و دین زن و مرد بیشترین تأثیر را در این زمینه دارد.
ازدواج از دید قرآن کریم، به وجودآورنده مطمئن ترین و آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی همراه با طراوت، دوستی و ایثار برشمرده می شود.ازدواج به عنوان نیازی اجتماعی همواره شاهد تغییر و تحول بوده است. پس از شکل گیری ازدواج هایی همچون ازدواج سفید و ازدواج های رنگین کمانی، اکنون پژوهشگران، به شکل گیری نوع دیگری از ازدواج به نام ازدواج استیجاری در درون جامعه پی برده اند. در این نوع ازدواج که زیر مجموعه ای از ازدواج موقت است، مردان که دارای تمکن مالی برای همسران دوم خود خانه ای مستقل اجاره می کنند.
اگرچه ازدواج موقت در گذشته امری متداول بوده است اما نسل کنونی با نسل های پیشین تفاوت های زیادی دارد. با تغییر و تحولی که در نحوه نگرش افراد به وجود آمده است می توان گفت که ازدواج استیجاری صدمه های زیان باری به کانون خانواده وارد خواهد کرد. با پیدایش این گونه از ازدواج میزان طلاق افزایش خواهد یافت و این خود بر بنیاد خانواده، تربیت و آینده فرزندان تاثیرگذار است و نسل های بعد را دچار صدمه های اجتماعی می کند.
در زمان حاضر بنیان خانواده در ایران را خطرهایی جدی تهدید می کند که باید مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای مناسب برای برون رفت از این مسایل به کار گرفته شود. به عنوان نمونه اکنون پدیده هایی همچون زوج های بدون فرزند، مجرد ماندن، مادر شدن دختران 35 سال به بالای مجرد از جمله رویدادهایی است که نظام خانواده را تهدید می کند. اینک نیز ازدواج در چارچوب استیجاری مقوله تازه محسوب می شود که به این عوامل پیوسته است.
تمایل و علاقه به ازدواج استیجاری از طرف جامعه به عوامل گوناگونی بستگی دارد. ملاک انتخاب همسر تغییر یافته است. در گذشته انتخاب همسر بر عهده خانواده بود در حالی که اکنون دامنه این انتخاب به محل تحصیل، محل کار، خیابان، اینترنت و کافی شاپ ها کشیده شده است. از طرف دیگر انتخاب همسر بیشتر امری فردی و شخصی به شمار می رود و بر پایه آن پسر و دختر بدون توجه به تصمیم خانواده به انتخاب همسر اقدام می کنند.
شرایط فرهنگی و مذهبی از یک طرف و نابسامانی های اقتصادی- اجتماعی از طرف دیگر موجب شده است، زمانی که امکانات لازم برای ازدواج دائم فراهم نیست، مردم جامعه به ازدواج موقت روی آورند.تغییر معیارهای ازدواج در جوانان نیز گرایش به ازدواج استیجاری را افزایش داده است، به گونه ای که دختران معیارهای خود را از اخلاق، اصالت خانواده و ایمان به ثروت، خوش تیپ بودن و درآمد تغییر داده اند و در پسران نیز زیبایی، ثروت، درآمد، تحصیلات و نوع شغل، معیاری بسیار مهم تر از مواردی چون اصالت و ایمان شده است.تغییر خواسته ها و الگوها در ازدواج علاوه بر ناپایدار ساختن بنیان خانواده افزایش رفتارهای پرخطر و افزایش ریسک بیماری های گوناگونی را به دنبال خواهد داشت.
ازدواج استیجاری یا موقت از صدر اسلام رواج داشته است. ازدواج استیجاری تنها در یک دوره ای بنا بر برخی عوامل ممنوع و دگربار روند ازدواج موقت از سر گرفته شد. این ازدواج تنها برای عقد زن دوم نیست بلکه برای نامزدی یا محرم شدن پیش از ازدواج نیز مرسوم بوده است. در اسلام دو نوع ازدواج حلال وجود دارد، نخست عقد دائم که مهریه آن صداق نام دارد و نوع دوم ازدواج موقت به شمار می رود که به مهریه آن اجرت گویند.
به طور کلی عقد موقت، میان مرد با هر شرایطی و زنی که هیچ منع شرعی ندارد، برقرار می شود. در حال حاضر در جامعه نیاز مبرم به ازدواج از طرف جوانان احساس می شود اما به دلیل نبود امکانات لازم برای ازدواج دائم این اجبار برای جوانان به وجود آمده است که به ازدواج استیجاری تمایل پیدا کنند.اما برخی افراد در حال سوء استفاده از ازدواج موقت هستند. با وجود این که در شرع منعی برای ازدواج موقت وجود ندارد اما به دلیل مشکلات و صدمه هایی که انشعاب های آن به جامعه وارد می سازد، مقام های مسئول مانند نمایندگان مجلس و فقها باید منع های قانونی برای این نوع ازدواج ها در نظر بگیرند. باید همانگونه که قانون برای تعدد زوجات گذاشته شده است، برای ازدواج موقت نیز قانون گذاری شود.
یک دلیل مشکلات اقتصادی محسوب می شود. اما دلیل های عمده این امر، نپذیرفتن ازدواج دائم یا پنهانی بودن ازدواج است، زیرا برخی از افراد علاقه دارند، زندگی در خفا داشته باشند که این نوع زندگی با ازدواج دائم میسر نیست. در ازدواج دائم مرد باید به صورت کامل در اختیار زندگی و خانواده باشد اما ازدواج موقت این گونه نیست و به اصطلاح مرد به صورت موقت یا (part time) به همسر خود مراجعه می کند و نیازی به حضور تمام مدت وی در کنار زن نیست. اکنون برخی از این نوع ازدواج سوء استفاده می کنند؛ همچون افرادی که همزمان با ازدواج دائم به ازدواج موقت رو می آورند یا آنهایی که تمایل به تجربه های تازه دارند.
هنگامی که فرد ازدواج موقت را همزمان با ازدواج دائم انتخاب می کند بی شک علاقه مندی که نسبت به ازدواج نخست داشته است به تدریج از دست خواهد داد. از طرفی مسئولیت پذیری لازم را نیز برای اشراف داشتن به کل زندگی نخواهد داشت. در این نوع ازدواج ها به دلیل نبود رسیدگی لازم، افرادی که حتی از قدرت مالی کافی برخوردار نیستند، نیز به این امر اقدام می کنند. این مردها با وجود قدرت اقتصادی ناچیز که کفاف یک زندگی را نیز نمی دهد، با اقدام به ازدواج استیجاری و مسئولیت بیشتر موظف می شوند، درآمد خود را میان زنان و فرزندان خود تقسیم کنند که این موضوع خود بر مشکلات زندگی و نارضایتی همسران می افزاید.
باید زمینه های ازدواج دائم فراهم شود و ازدواج موقت به عنوان تبصره ای در کنار ازدواج دائم قرار گیرد. علت کشش افراد به این نوع ازدواج تنها به فرهنگ وابسته نیست بلکه نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی نیز در این زمینه تاثیرگذار هستند. در نظر گرفتن مسائل عرفی در ازدواج موضوع بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود، زیرا اگر قرار بر این باشد که همه به ازدواج استیجاری کشیده شوند، مساله مسئولیت پذیری، تولد فرزند و موضوع ارث و دیه را چگونه می توان توضیح داد. بنابراین ازدواج استیجاری درمانی موقت برای نیازی مبرم است.
دو مساله را بایستی در نظر گرفت، نخست این که شرایط ازدواج دائم را باید با ارائه راهکارهایی همچون معافیت از سربازی در صورت ازدواج دائم برای پسران و اولویت در استخدامی ها برای بانوان آسان کرد. دوم اینکه باید کرامت انسانی را مورد توجه قرار داد. در جوامع جهان سوم به این امر توجه چندانی نمی شود. در هیچ یک از این جوامع مشاهده نمی شود که انسان ها به خلافت خدایی خود توجه کنند. این حق هر دختری است که ازدواج دائم داشته باشد و همه پسرها موظفند که ازدواج دائم کنند. بنابراین این نوع ازدواج یک حق برای دختر و یک تکلیف بر گردن پسر است.
ازدواج استیجاری شاید از نظر شرعی ایرادی نداشته باشد، اما از نظر عرفی بسیار نامناسب به شمار می رود. پرودگار متعال در قرآن آورده است که شما را زوج آفریدیم. یعنی هر مرد یا زن باید به طرف دیگر پایبند و مسئولیت داشته باشد.تحصیلات چندان در این مساله مطرح نیست. زیرا این امر با خود شعور به همراه نمی آورد. تنها زمانی می توان تاثیر تحصیل را در این ازدواج ها بررسی کرد که آموزش سبب افزایش معرفت افراد شود دختران و پسران باید از وجود برخی خط قرمزها پاسداری کنند. فضاهای مجازی به گسترش این نوع ازدواج ها کمک می کند، زیرا هنوز در جامعه، فرهنگ استفاده از این امر نهادینه نشده است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
منشأ اصلی پیدایش لباس محفوظ ماندن (از سرما و گرما و عوامل طبیعی)، عفت و پرهیزکاری و زیبا و باوقار بودن است. اما اینکه انسان چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی خود و جامعه ای دارد که در آن زندگی می کند. اینکه تعریف هر فرد، از جهان، انسان و سرنوشت او چیست، بر روی نوع پوشش انسان تأثیر مستقیم دارد.
امروزه بسیاری معتقدند که لباس پوشیدن یک امر فردی است و از آنجا که گویای افکار و شخصیت یک فرد است پس هر شخصی .می تواند هر طور که می خواهد لباس بپوشد اما در عصر حاضر و با گسترش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و ارتباط های گسترده میان انسان ها، نه تنها لباس پوشیدن جنبه فردی ندارد بلکه اثرات اجتماعی آن بیش از گذشته و غیر قابل انکار است، تا جایی که می توان از لباس به عنوان یک رسانه یاد کرد.رسانه در لغت به معنی رساندن است و به آن دسته از وسایلی گفته میشود که انتقالدهنده فرهنگها و افکار عدهای باشد، ویژگی اصلی رسانهها، همه جا بودن آنهاست. رسانهها امری فراگیرند؛ آن ها میتوانند یک کلاس بیدیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. همچنین مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند. لذا از آنجا که امروزه لباس، به یکی از مهمترین وجوه فرهنگی و اجتماعی مردم در هر جامعه ای تبدیل شده است و سریع ترین و گویاترین انتقال دهنده فرهنگ و میراث اجتماعی است، می توان آن را یک رسانه دانست.در این نوشتار سعی شده است به چند نمونه از کارکردهای رسانه ای لباس اشاره شود:
۱- لباس، رسانه ای برای معرفی فرهنگ و جهان بینی هر جامعه ای است
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه ای قوی است که وقتی یک فرد خارجی و غریبه وارد کشوری می شود نخستین علامتی که او را می شناساند همان لباس اوست. گویی انسان ها با لباس خود با یکدیگر صحبت می کنند و هر کس به زبان لباس خویش، خود را معرفی می نماید که من کیستم و از کجا آمده ام و به چه فرهنگی تعلق دارم.حتی در جوامعی که قانونی را برای اندازه و شکل لباس مردم وضع نکرده اند، باز نمی توان گفت که قاعده و ملاکی بر کیفیت پوشش مردم حاکم نیست بلکه در هر جامعه ای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان علاوه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی آن جامعه است، به شدت تابع جهان بینی و ارزش های حاکم برفرهنگ آن جامعه نیز می باشد.
۲- وقتی از «لباس» برای تحمیل فرهنگ غرب استفاده کردند
همه می دانیم وقتی رضاخان اقدام به اجرای کشف حجاب در ایران کرد این کار را با پوشاندن لباس های غربی بر تن زنان و دختران خانواده خود و درباریان شروع کرد و سپس همه ی مردم را وادار کرد از لباس های غربی استفاده کنند.
سؤال این جاست که چرا رضاخان و جریانات استعماری که برای کشف حجاب اقدام کردند، از لباس های غربی استفاده کردند. اگر فقط مخالف با حجاب بودند، طبیعی بود که فقط چادر و روسری را ممنوع کنند و مردم آزاد باشند که هر لباسی می خواهند بپوشند، اما به وضوح روشن است که اجبار در استفاده از لباس های غربی با هدف غربی کردن همه ی شئون زندگی مردم انتخاب شده است، در این بین لباس به لحاظ اینکه کارکرد رسانه ای خود را به راحتی انجام می دهد بهترین ابزار برای غربی کردن مردم ایران بوده است.
وقتی در جامعه ای با گرایشات مذهبی، اکثریت مردم از لباس هایی استفاده می کنند که نه تنها نماد مذهبی ندارد بلکه برعکس، نماد غیر دینی محسوب می شود، آنچه که ناخودآگاه در نظر هر فرد جلوه می کند این است که «جامعه غیر دینی شده است»، هنگاهی که این تصور همه گیر شود، بر وجوه دیگر زندگی افراد نیز تأثیر مستقیم می گذارد و اعتقادات و گرایشات مذهبی را سست می کند.
۳- استفاده گروه های انحرافی از لباس برای نشر عقاید خود
خاصیت رسانه ای لباس سبب شده است تا گروه ها و جریان های مختلف در جهان از جمله جریان های انحرافی نیز از این ویژگی لباس برای بیان و انتشار افکار و عقاید خود استفاده کنند.مهمترین اقدامات این گروه ها این است که از علامت ها و کلماتی که بیان گر افکار آن هاست بر روی لباس ها و تیشرت ها و هر وسیله ای که نمای بیرونی داشته باشد، استفاده می کنند. به این ترتیب هر جوانی که از آن ها استفاده می کند در واقع به رسانه ای برای گروه خاص تبدیل می شود.
۴- وقتی خاصیت رسانه ای «لباس»، فضای شهر را غیر دینی می کند
امروزه نیز یکی از ساده ترین ابزارهای تهاجم فرهنگی در ایران، تغییر در سبک پوشش مردم اعم از زن و مرد بوده است. در واقع اولین قدم در تهاجم فرهنگی این است که نسبت پایبندی به ارزش ها و هنجارها قبح شکنی شود و این کار از طریق لباس به راحتی امکان پذیر شده است.مد که به عنوان یک رفتار و نماد فرهنگی در همه جای دنیا مطرح است؛ انتقال دهنده یک مفهوم از طریق روشهای تجاری به مردم است که کاملاً فرهنگ در پشت آن قرار دارد لذا مد به عنوان یکی از گویاترین رسانه های فرهنگی در جهان کارکرد دارد.
در ایران نیز شاهدیم با گسترش و رواج مد، برخی از مردم علی رغم اعتقادات پاک و بی آلایش خود به دین اسلام، از پوشش های غربی استفاده می کنند و اینگونه است که در سطح جامعه و به خصوص شهرهای بزرگ با گسترش بدپوششی ها، فضای عمومی شهر در ظاهر دور از ایمان و اعتقاد شده است زیرا لباس ها و پوشش های برخواسته از فرهنگ غرب توانسته اند رسانایی خود را در انتقال فرهنگ غرب به خوبی انجام داده حتی گمان اعتقادی مردم نسبت به خودشان را نیز تحت تأثیر قرار داده اند.
از آنجا که دشمن به کارکرد رسانه ای لباس بخوبی آگاه است، از این ابزار برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند. تبلیغات لباس ها در شبکه های ماهواره ای، واردات لباس های غربی، استفاده از بازیگران برای ترویج یک نوع پوشش خاص و بسیاری دیگر از روش های تبلیغاتی دیگر برای ترویج نوع خاصی از لباس، شاهدی بر این ادعا است.
۵- چگونه از کارکرد رسانه ای «لباس» برای اغراض سیاسی استفاده می شود؟
در تبلیغات کاندیداهای انتخاباتی در دنیا و در سال های اخیر در کشورمان، شاهدیم که رنگ و طرح خاص یک کاندیدا علاوه بر اینکه بصورت پرچم طراحی می شود، لباس هایی نیز منقش به رنگ و طرح تبلیغاتی کاندیدای مربوطه تولید می شود که هر هوادار را با پوشیدن آن به یک رسانه برای تبلیغ کاندیدای خاص تبدیل می کند.تبلیغات شرکت های تجاری بزرگ نیز لباس هایی را که آرم و برند مربوطه را بر روی آن نقش کرده اند به عنوان تبلیغ در اختیار مشتریان قرار می دهند در واقع هر مشتری که لباس را بپوشد خود به عنوان یک رسانه، وسیله ای برای تبلیغ شرکت مربوطه و رساندن پیام آن ها به مردم می شود.
۶- در ادیان نیز لباس یک رسانه است
هر یک از ادیان الهی نیز درباره لباس پوشیدن دستوراتی دارند که بر مبنای مصالح فردی و اجتماعی انسان ها بوده است. فارق از اینکه برخی از آموزه های ادیان مورد تحریف و دگرگونی قرار گرفته اند، در همه ی آن ها آموزه های صریحی در مورد نوع پوشش پیروان دین بیان شده است.
* دراسلام نیز درباره پوشش تن، قواعد و دستوراتی وجود دارد و حتی چهارچوب هایی را برای جزئیات لباس پوشیدن بیان کرده است. اصطلاح «حجاب» در جامعه امروز گویای همین نوع پوشش اسلامی است، بدین معنی که هر زن و مرد مسلمان با پوشش خود رسانه ای برای اسلام خواهند بود.
*از آنجا که در دین اسلام دستور صریح وجود دارد که همانند دشمنان دین لباس نپوشید، واضح است که این دستور به دلیل اثرات اجتماعی لباس پوشیدن افراد، در پیام رسانی است.امام صادق علیه السلام:به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام ـ فرمود: خداوند به یکى از پیامبران وحى فرمود که به مردم خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید و خوراک دشمنان مرا نخورید خود را به شکل و شمایل دشمنان من در نیاورید؛ که در این صورت، شما نیز همچون آن ها، دشمن من خواهید بود. (وسائل الشیعه : ١١/١١١/١)
*از علل مخالفت دین با شبیه شدن به کفار می توان گفت که یک مسلمان با پوشیدن لباس های کفار، تعداد آن ها و دشمنان دین را بیشتر جلوه می دهد که این باعث تضعیف اسلام و مسلمین است. از طرف دیگر دشمنان دین از هر وسیله ای به خصوص لباس، برای بیان افکار و فرهنگ انحرافی خود استفاده می کنند و با ترویج لباس هایی خاص، به تبلیغ اندیشه های انحرافی خود می پردازند، پس شایسته نیست که مسلمین نسبت به این علائم و نشانه ها بی تفاوت بوده و با پوشیدن لباس های آن ها به رسانه ای برای دشمن تبدیل شوند.
لباس همچون رسانه های دیگر قانون بردار است
با توجه به مصادیق گقته شده و بسیاری دیگر از براهین و دلایل مبنی بر استفاده رسانه ای از لباس در عصر حاضر، می توان گفت لباس نیز همچون رسانه های دیگر که درهر کشوری قوانین مخصوص به خود را دارد، از آنجا که یک رسانه فراگیر اجتماعی است، قانون بردار است.لذا نه تنها ادعای برخی مبنی بر فردی و شخصی بودن پوشش نقض می شود، بلکه ضرورت اجرای دستورات اسلام در مورد پوشش بیش از پیش احساس می شود. لذا همانطور که اسلام، مسلمانان را نسبت به مسائل اجتماعی جامعه خود مسئول می داند، هر مسلمانی در مورد نوع پوشش خود در جامعه و اثرات آن مسئولیت دارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
انسان، همچون ديگر موجودات هستي، موجودي نيازمند است. نيازمندي، مهمترين شاخص تکوين و هويت وجودی انسان و احساس نياز، موثرترين عامل انگيزش، پویایی و حرکت در نظام شخصيت اوست.((1 ميتوانیم بگوئیم که در اغلب حرکتها، تکاپوها و تلاشهاي آدمي، عنصر نياز و احساس نياز نقش اصلي و نخستين را بازي ميکند. نيازهاي انسان، سطوح و لايههايي دارد. لایههای عميقتر، مهمتر، عاليتر و انسانيتر از لايههاي روئين است. انسانها، بسته به سن، سطح تحول شناختي و هيجانی، علم و آگاهي، ايمان، تفکر، تربیت و ... ادراک و احساس متفاوتی از نيازهاي خود دارند. همه نيازها، بالقوه در ذات انسانها وجود دارد، امّا شناخت همه نيازها، بالخصوص نيازهاي عالي و انساني، براي همه آدميان محقق نميشود و برخی از آنها تا پايان عمر سرگرم نيازهاي ابتدايي ميمانند.
سطح اوّل: از نيازها را نيازهاي زيستي تشکيل ميدهد. نياز به غذا، اکسيژن، نور، دما، خواب و ... مهمترين نيازهاي زيستي به شمار ميروند که بقاي موجود زنده، وابسته به تأمين مطلوب آنهاست.
لايه دوم: نيازهاي روانشناختي است. نياز به امنيت و آرامش، نياز به دلبستگي (دوست داشتن و دوست داشته شدن)، نياز به تعلق، نياز به احترام از جمله اين نيازهاست.
لايه سوم: نيازهاي عالي است. در اين سطح ميتوان به نيازهایی مثل نیاز به خودشکوفايي، نیاز به پرستش، نياز به زيباشناسي و هنر، نياز به علمجويي اشاره کرد.
اکثر انسانها نيازهاي لايه اول (نيازهاي زيستي) را به خوبي و حتي بدون آموزش، ادراک و احساس کرده و در پي ارضاي آن برميآيند؛ هرچند شيوهها و راههاي تأمين اين نيازها، به علل گوناگون فرهنگی، اخلاقی، مذهبی و... نسبت به افراد مختلف، قدري متفاوت است. هرچه به لايههاي عميقتر و زيرين نيازها نزديکتر ميشويم، شمار کمتري از انسان را خواهيم يافت که به نيازها عالیتر هوشيار شده و به دنبال ارضاي آنهاهستند. مهمترين و مؤثرترين عامل در اين راستا، آموزشهاي درست یا نادرست است که ميتواند زمينه رشد و بالندگي و رسيدن به سطوح عميق نیازهای وجودی را فراهم کرده و يا از آن جلوگيري کند.
نیاز جنسی، ماهیت و مؤلفهها
يکي از نيازهاي اصلی و پرتأثير شخصيت انسان، نياز جنسي است. نياز جنسي، بر خلاف تصور مألوف، نيازي ترکيبی است؛ يعني از لايههای متعددي، تکوين يافته است: لایه بدني، لایه روانشناختي (نياز به آرامش، تعلق، دلبستگي، اقتدار) و لایه انساني (نياز به زيباشناسي و هنر، احترام، پرستش و...) علاوه بر اين ميل به فرزندآوري و تداوم نسل هم (که ناشي از نياز به جاودانگي و ميل به خلود است) به اين مسأله پيوند ميخورد. بنابراين، نياز جنسي که مهمترين عامل پیوند ميان زن و مرد است، بايد به درستي شناخته و مورد توجه قرار گيرد. متأسفانه اکثر انسانها تنها به يک يا دو سويه از سويههاي نياز جنسی توجه کرده و همان را مبناي انتخاب همسر و تعاملات انساني خود قرار ميدهند. زن و مرد با ادراک و احساس نیاز جنسی و تمایل شدید نسبت به جنس مخالف خود و شناخت اين واقعيت که نياز جنسي تنها و تنها در پيوند خوردن با او به ارضا و آرامش ميرسد، به سوي ازدواج و زندگي مشترک سوق داده ميشوند.
اين انگيزه، اگر چه مهمترين محرک به سمت ازدواج و ارتباط با جنس مخالف است، امّا به تنهايي نميتواند دليل موجهي براي انتخاب همسر باشد. انتخاب همسر، پيش از آنکه نيازمند علت و انگيزه باشد، محتاج دليل و راهنماست. بيتوجهي يا کمتوجهي به همه ابعاد زندگي مشترک در آغاز راه و ادامه زندگي، عواملي را ايجاد ميکند که هرکدام به تنهايي يا مجموعا ميتواند زمينه گسست و فروپاشي خانواده را به همراه داشته باشد.
زمینههای پدیدآیی خیانت در خانواده
تحقيقات فراواني درباره مسأله ارتباطهاي موازي و خيانتهاي(2)زناشويي در همه جاي دنيا انجام شده است. پديده خيانت زناشويي و ايجاد ارتباطهاي نامشروع و غيرقانوني در همه جوامع وجود دارد و متأسفانه تحت تأثير مقتضيات و شرايط زندگي مدرن، رو به افزايش است.
کشور ما نيز از شرارههاي اين آتش خانمانسوز در امان نبوده و چنين مسائلي روز به روز در حال گسترش و فراواني است. علل و عوامل گوناگوني براي خيانت زناشويي معرفي شده است که در اين مجال تنگ و کوتاه به برخي از آنها، با اختصار اشاره ميکنيم. طالبان باید توضيح تفصيلي را در کتابها و مقالاتي که درباره اين موضوع نگاشته شده است، پيگيري کنند. البته تذکر میدهیم که ممکن است برخي از عوامل مورد اشاره، با یکدیگر هم پوشي داشته باشند، امّا به سبب روشنتر شدن موضوع و برجسته کردن اهميت آن، به تفکيک مورد بررسي قرار ميگيرند.زيربنای همه عواملی که موجب خيانت در زندگی مشترک میشود، احساس نارضايتي از ارتباط با همسر و زندگي زناشويي است. نارضايتي، گاه ريشه در عوامل واقعي و منطقي دارد و گاه ريشه در عوامل خيالي، غيرمنطقي و يا غيرمشروع؛ در اینجا به اهم عوامل نارضایتی اشاره میکنیم:
یکم: انتظارات بي پاسخ؛ روشن است که همه کسانی که ازدواج ميکنند و رنج مسئوليت زندگي مشترک را ميپذيرند، انتظاراتي از آن دارند که ميپندارند در کنار همسر و فضاي زندگي زناشويي تأمين ميشود. چنانچه فردي در زندگي مشترک به انتظارات و خواستههايش نرسد، ممکن است در جاي ديگر و با فرد ديگري آن را جستجو کند. انتظارات ممکن است انتظاراتی واقعی و مشروع باشند و ممکن است ناشی از وسواس، خودخواهی و برداشتهای نادرست از ازدواج و ارتباط با همسر. از این رو همسران باید پیش و پس از ازدواج به صورت مستمر به واکاوی و شناسایی انتظارات خود از زندگی مشترک توجه کرده و با تحلیل صحیح و ارزیابی دائمی آنها زمینه را برای رفع انتظارات غلط و تأمین مطلوب انتظارات منطقی و درست فراهم کنند. تأمین نیازها و انتظارات هرکدام از زوجین منوط به شناسایی، به رسمیت شناختن و برآوردهکردن انتظارات طرف مقابل است. هنگامی که انتظارات فرد، پاسخ مطلوبی میگیرد، احساس رضایتمندی و خوشبختی ارتقا یافته و دلبستگی فرد به زندگی و همسر فزونی مییابد. در چنین شرایطی احتمال گرایش فرد به فردی غیراز همسر کاهش یافته و پایههای زندگی مشترک استوار و محکم میشود.
دوم: تفاوتهاي شخصيتي؛ انسانها، همواره براي داشتن روابط صميمي به دنبال افرادي از جنس خودشان ميگردند؛ ما اغلب به کساني که بيشترين شباهت را در افکار، اهداف، ارزشها، عواطف و رفتارها با ما داشته باشند، جذب میشویم. ازدواج رابطهای دوستانه و صميمانه است و از اين قاعده مستثنا نيست. زن و مرد، هرچه به هم شبيهتر و به تعبير ادبيات ديني، هم کفو هم باشند، رابطه صميمانهتر و رضايتبخشتری خواهند داشت و اين امر به استحکام بنيان زندگي و ايمنشدن آن از خيانت کمک ميکند. خصلتهاي شخصيتي موردتوجه در ازدواج و انتخاب همسر به دو دسته تقسيم ميشوند: خصلتهاي متضاد و مکمل و خصلتهاي مشابه و متقارن؛ خصلتهاي مکمل، خصلتهايي هستند که با هم متضادند، امّا وجود يکي در مرد و ديگري در زن، همديگر را تکميل کرده و موجب پويايي و رضايتمندي مي شوند؛ امّا خصلتهاي مشابه و متقارن، خصلتهايي هستند که زن و مرد باید به طور یکسان و مشابه هم از آنها برخوردار باشند. مثلا خصلتهاي سلطهجويي و سلطهپذيري، از خصلتهاي متضاد ولی مکملند که اگر يکي در مرد و ديگري در زن وجود داشته باشد به آرامش و تفاهم در ارتباطهای آنها کمک ميکند؛ امّا وجود خصلت سلطهجویي در همسران، موجب بروز تنش، جنگ قدرت و اختلاف ميشود. اما خصلت درونگرایی و برونگرایی از خصلتهایی است که باید به طور یکسان و مشابه در زن و مرد وجود داشته باشد. حال اگر یکی از همسران، برونگرا و دیگری درونگرا باشد، به احتمال زیاد تنشها، دلخوریها و نارضایتیها در زندگی مشترک فزونی خواهد یافت. یکی از مهمترین عوامل خیانت در خانواده تفاوت چشمگیر و مدیریت نشده همسران در ویژگی هیجانطلبی است. زن و مرد باید در این خصوصیت نزدیک به هم باشند تا شرایط زندگی برای هردو دلپذیر و رضایتبخش باشد. اگر یکی از همسران هیجانطلبی بالا و اصولگرایی پایینی داشته باشد و دیگری هیجانطلبی پایینی از خود نشان بدهد، زندگی برای فرد هیجانطلب، بسیار ملالآور و فاقد معنا میشود و چون بنابر فرض، اصولگرایی پائینی دارد، به احتمال زیاد به خیانت میل پیدا کرده و ممکن است مرتکب برقراری رابطه موازی با غیرهمسر خود شود. از این رو افراد باید در هنگام خواستگاری به این مسأله توجه کنند و اگر دوفردی که خواهان ازدواج با یکدیگرند، در خصوصیت هیجانطلبی از هم فاصله قابلتوجهی دارند، آن را مدیریت کرده و خود را با ویژگی طرف مقابل سازگار کنند.
سوم: سردي روابط عاطفي؛ اين عامل خود مولود عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، تربيتي و اجتماعي است. گرمی روابط عاطفی برای همسران، یکی از مهمترین عوامل ایمنسازی زندگی از خیانت است. همسرانی که در زندگی مشترک از سردی روابط عاطفی رنج میبرند، باید خیلی زود ریشههای آن را یافته و برای رفع آن اقدامهای جدی انجام دهند. استفاده از خدمات مشاوره خانواده و مطالعه کتابهای سودمند در این رابطه به صورت جدی توصیه میشود.
چهارم: مشکلات و اختلالات جنسي؛ نارضايتي جنسي و احساس ناکامي در روابط زناشويي، يکي از عوامل مهم گرايش به ارتباطهاي خارج از خانواده در مردان و زنان و بخصوص مردان است. متأسفانه برخلاف آموزههای دینی ما که برای رفع مسائل و مشکلات جنسی اهمیت قائل است و توصیههای پرشماری هم از سوی پیشوایان دین برای این امر ارائه شده است، ناسازگاریهای جنسی و اختلالهای مربوط به آن در کشور ما همچنان به عنوان مهمترین عامل طلاق مطرح میشود؛ ولی همسران برای رفع مشکلات جنسی و ارتقاء سطح بهداشت و رضامندی جنسی، اطلاعات ناچیزی در اختیار داشته و برای رفع آن اقدامهای جدیای انجام نمیدهند.
پنجم: اختلالات شخصيتي؛ برخي اختلالات شخصيتي مانند وسواسهاي فکري، بدبيني، بدخلقي و بدرفتاري که منجر به سردی روابط عاطفی و متعاقب آن پیدایش زمینههای انگیزشی خیانت میشود.
ششم: مشکلات و نارساييهاي اقتصادي؛ اين عامل بخصوص در موارد خيانتهاي زنان، فراوان به چشم ميخورد. زنانی که یا از حداقل نیازمندیهای اقتصادی محرومند و یا تحت تأثیرچشم وهمچشمی، عدم قناعت، آزمندی و نیازهای کاذبند و چون از راههای مشروع به آن نمیرسند ممکن است برای رسیدن به خواستههای اقتصادی خود از طریق رابطه با مردان، اخاذی یا تنفروشی اقدام کنند.
هفتم: تنوعطلبي و آزمندي(3)؛ اگرچه تنوعطلبی ریشههای طبیعی در وجود انسان دارد، اما میتواند تحت تأثير برخي محرکهاي اجتماعي، مانند تبليغات مرموز رسانهاي و از جمله شبکههاي ماهوارهاي و اينترنت، تشديد شده و فرد را به سمت روابط نامشروع تشويق کند. بسیاری از فیلمها و تبلیغات کاذب ماهوارهای، با ایجاد انتظارات غلط و غیرواقعی و به تصویر کشیدن فضاهای خیالی و متوهمانه از رابطه جنسی نامشروع، به ایجاد انگیزه در مخاطبان اقدام میکنند. تبلیغات شبکههایی مانند من و تو، فارسی وان و دیگر شبکههای ماهوارهای در همین راستا ارزیابی میشود.
هشتم: ضعف ايمان و ترس از خداوند؛ بيپروايي و بيتقوايي زمينه روابط باز و بدون حد و مرز را فراهم ميکند. روابط باز و بدون چارچوب شرعی، به شکلگيري دوستيها و رابطههاي نامشروع کمک ميکند. بيحجابي، چشمچراني و رعايت نکردن چارچوبهاي شرعي در تعاملات زن و مرد، زمينه مناسبي براي پاشيده شدن بذرهای گناه و پدیدآمدن انگيزههاي شيطاني و نامشروع و جوانه زدن ارتباطهاي زيانبار خیانتآمیز است.
البته هريک از اين عوامل و زمينههاي ايجاد و مکانيزمهايی که بر مسئله خیانتهای زناشویی مؤثر است و ما به اختصار از آن سخن گفتیم، نيازمند بحثها و تحلیلهاي روانشناختي و جامعهشناختي دقيق است که اين مجال فرصت پرداختن به آنها نیست. نکته دیگری که باید بر آن تأکید کنیم این است که وجود چنين عواملي الزاماً به شکل گيري روابط نامشروع نميانجامد و ممکن است افرادي عليرغم مواجهه با چنين مسائلي، همچنان به تعهدها و پيمانهاي شرعی و اخلاقی خود وفادار بمانند و يا محدوديتها و محذورات اجتماعي، مجال تحقق چنان خواستههایی را به آنها ندهد.راه مقابله با پدیده زشت و خطرناک خیانت، رعایت حد و مرزهای شرعی در روابط زن و مرد، تقویت باورهای دینی و انگیزههای اخلاقی، آموزش، هدایت و حمایت مردم برای تشکیل زندگی مشترک سالم و پرنشاط، آموزش خانوادهها برای حل مسائل گوناگون خود از طرق مشروع و منطقی، رفع مشکلات اقتصادی و اصلاح فرهنگ جامعه... است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
گرایش به تک فرزندی در خانوادهها پدیده جدیدی نیست ولی در هیچ برههای از زمان به این شدت گسترش نیافته است. در بعضی خانوادههای تک فرزند، کودک در میزان وابستگی به خانواده دچار افراط و تفریط میشود به طوریکه بعضی خانوادهها فرزند خود را در کانون توجه بیش از حد و برخی دیگر فرزند خود را مورد بیمهری قرار میدهند یکی از آسیبهای تک فرزندی، فرزند سالاری است،در خانوادههای تک فرزند، خانوادهها بیش از حد به مطالبات و خواستههای غیرمنطقی فرزند خود توجه میکنند.خانوادهها برای اینکه مشکلات ناشی از چند فرزندی را نداشته باشند و بتوانند هزینه افراد خانواده خود را راحتتر متحمل شوند به تک فرزندی روی می آورند.
والدین افراد تک فرزند سعی کنند فرزندان خود را به سمت خود کشانده و به آنها محبت و با خود هم فکر کنند تا کودکان به بحثهای دیگر و به انزوا کشیده نشوند.خانوادههای چند فرزندی بانشاطتر هستند، در خانوادههای چندفرزند، فرزندان در کودکی هم بازی هم و در بزرگسالی یار و یاور یکدیگر هستند و از تفکرات و ایدههای هم استفاده می کنند.
در گذشته سیاست فرزند کم تر زندگی بهتر باعث شد تا خانواده ها به سمت تک فرزندی روی بیاورند. افراد تک فرزند بیشتر به سوی اینترنت و ماهواره کشیده می شوند و با حیوانات خودشان را سرگرم می کنند که این امر می تواند آسیبهایی برای خود فرد و خانواده ایجاد کند.در آموزههای دینی با تک فرزندی مخالفت شده و به ازدیاد نسل به عنوان یکی از مقاصد مهم ازدواج تشویق شده است.والدین برای اینکه فرزند خود را به افقهای بالاتری برسانند و برای اینکه فرزندشان در زندگی مشکل نداشته باشد به سمت تک فرزندی می روند که این مهم اقدامی نادرست است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب یک بحث معنوی و جزئی از ارزش های اسلام است که باید بیشتر قدر آن را دانست. هدف احکام دین برای جوانان امروز ما روشن نیست، افزود: در خیلی از
موارد علما و روحانیون ما برای موضوعات استدلال می کنند اما چرای آن مطرح
نمی شود و اگر جوانان ما آگاه باشند و بدانند احکام نورانی اسلام فلسفه
حکمت برای ارتقای زندگی دارد رغبت بیشتری پیدا خواهند کرد.حجاب یک مصونیت است نه یک محدودیت، محدودیت هایی که در دین وجود دارد برای مصونیت است تا روح و
روان جسم مان سالم بماند.غربی ها و اروپایی ها از طریق علم به احکام نورانی اسلام رسیده اند
طی بررسی های انجام شده نشان داده می شود که خود غربی ها و اروپایی ها از طریق علم به احکام نورانی اسلام رسیده اند.حجاب و حیا در فطرت همه انسان ها وجود دارد و اصل حجاب در همه دنیا است.زن با وجود حجاب رویایی تر می شود، امروز زنان و
دختران محجبه ما نباید دست از حجاب خود بردارند و باید در جامعه طوری رفتار
کنند که مشوق دیگر بانوان جامعه شوند.
زنان و مردان جامعه باید در نگاه خود حیا داشته باشند
زنان و مردان جامعه باید در نگاه خود حیا
داشته باشند چراکه 80 درصد انحرافات به این موضوع وابسته است.یکی از آفت های بزرگ در اجتماع ماخودنمایی بانوان است باتوجه
به اینکه بیماردلانی در سطح جامعه ما هستند که باعث آلودگی می شوند
باید بانوان توجه داشته باشند تا خود را در معرض خودنمایی نگذارند و دچار
آسیب نشوند.
داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست
داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست بلکه باید در پوشیدن آن توجه بیشتری صورت گیرد. با توجه به بررسی های انجام شده عدم پوشش حجاب در جامعه یکی از علل جدی است که باعث تخریب خانواده شده است. علم پزشکی ثابت کرده است که برهنگی در بانوان باعث به هم ریختن زیبایی آنان می شود.
اگر در گذشته آمار طلاق کمتر بوده به دلیل آن است که ما در سطح جامعه خود شاهد بی حجابی نبوده ایم.مردم جامعه ما باید بدانند که اگر
بانوانی در اجتماع حجاب را رعایت نکرده است دلیل بر بی عفتی وی نخواهد بود.
مهمترین عامل بدبختی های جامعه دور شدن از دین اسلام
باید همه ما در زمینه امر به معروف ونهی ازمنکر بیشتر تلاش کنیم
چرا که مهمترین عامل بدبختی های جامعه دور شدن از دین اسلام است.دشمنان ایران اسلامی همه تلاش خود را
به کار گرفته اند تا دین ما را نابود کنند که باید همه ما همت کنیم تا
خانواده ها اصلاح شوند چرا که خانواده مهمترین نهال اجتماعی است.
پدران از محبت خود نسبت به دخترانشان غافل نشوند امروز پدران ما نباید از محبت خود نسبت به دخترانشان غافل شوند
چرا که نپرداختن به این موضوع باعث از دست رفتن خانواده می شود. وجود
شبکه های ماهواره ای باعث می شود تا بنیان خانواده های ما از هم پاشیده
شود و انحرافات اخلاقی به وجود خواهد آورد.
در آیات و روایات که می نگریم می بینیم که به عفت ورزی زنان اهتمام ویژه
ای شده است. در بستر جامعه هم در می یابیم که زنان در باب عفت ورزی و حیاء
به شدت حساسیت نشان می دهند و جامعه هم همین را مطالبه می کند.
سوال این است که چرا؟ براستی چرا تا این اندازه به عفت زنان تاکید شده؟ فلسفه عفت ورزی زنان چیست؟
در پاسخ باید گفت که: زنان از دیر زمان به خوبی دریافته اند که در جامعه
پا به پای مردان - دست کم تا این لحظه- نمی توانند در عرصه های مختلف حاضر
شوند. نوع فیزیولوژی و جسم و توان زنان و ... با زنان اجازه این هم قدی را
نمی دهد و از سویی دیگر زن می خواهد تا پا به پای مرد و در عرض او دیده
شده و دارای موقعیت باشد؛ لذا دست به کار دیگری می زند. آنگونه که استاد
مطهری بیان می کند زن با گونه ای الهام در یافته که نمی تواند چون مرد
باشد، از سویی در یافته بالفطره که مرد خواهان، و جنس زن خواستنی است. مرد
طالب و زن مطلوب است؛ لذا با حفظ این موقعیت و استفاده از این وضعیت با عفت
ورزی و حیاء آتش را در مرد افروخته و خود را خواستنی تر می سازد. [۱]
به تعبیر ملای رومی حجاب بین زن و مرد چون دیگی که آب درون آن به غلیان و
جوشش می آید مرد هم با در بین بودن حجاب، چون آب در برابر آتش زن به جوش و
غلیان در می آید.
در باب سازگاری:
در باب سازگاری در زندگی زناشویی هم عفت زن و نیز مرد، نقش مهمی در
سازگاری خانواده دارد. زنی که بیرون از خانه حیاء ورزید و مردی که بیرون از
خانه عفت داشت نسبت به زوج خود عطش مضاعفی دارد که باعث نوعی سازگاری و
نیز نزدیکی می شود.
البته حیاء زن باید بیرون از خانواده و برای اجنبی
باشد تا حیاء عاقلانه باشد آنگونه که در روایات آمده است و در خانه در
اختیار مرد چراکه حیاء زن برای مردش حیای حُمق و جاهلانه است.
مرد بیرون خانه هر چه با عفت تر درون خانه تشنه تر و در نتیجه مشتاق تر
به همسر و سازگاری بیشتر و زن نیز هر چه بیرون با حیاتر درون خانه علاقمندی
بیشتر به مردش و سازگاری بیشتر.
---------------------------------------
پی نوشت:
[۱] نقل مضمون از نظام حقوق زن در اسلام ص۱۵
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امروزه حفظ امنيت اجتماعي و ارتقاي آن به يکي از شاخصه هاي توسعه يافتگي کشورها تبديل شده و اهميت آن رو به افزايش است.مولفه هاي مختلفي در کاهش يا افزايش اين شاخص دخيل هستند و آن را دستخوش تغيير مي کنند.امنيت اجتماعي به قلمروهايي از حريم افراد مربوط ميشود که در ارتباط با ديگر افراد جامعه، سازمانها و دولتهاست که به طور مستمر در طول زندگي روزمره با اين قلمروها روبهرو ميشوند.
احساس امنيت در گروههاي اجتماعي گوناگون، حدت و گستره متفاوتي دارد.حفظ و ارتقاي امنيت زنان در جامعه يکي از ابعاد امنيت اجتماعي است.زنان تا زماني که در مدرسه، دانشگاه، محيط کار، مکانهاي عمومي، خيابان و... امنيت نداشته باشند مسلماً احساس آرامش نيز نخواهند کرد.با توجه به اينکه زنان نيمي از وزنه جمعيتي جامعه را به خود اختصاص دادهاند، بنابراين پرداختن به امنيت اجتماعي زنان به منزله سرمايههاي اجتماعي و انساني از ضروريترين نيازهاي جامعه امروز ماست.
مشارکت و حضور زنان در بخشهاي گوناگون جامعه اين ضرورت را بيش از پيش بر ما آشکار ميسازد. از سوي ديگر اهميت مسئله امنيت در زندگي اجتماعي انسانها بهاندازهاياست که درصورت فقدان احساس امنيت، انسانها در روابط اجتماعي خود با ديگران دچار شک و ترديد شده و از برقراري روابط اجتماعي پرهيز ميکنند. بر اثر تداوم چنين شرايطي سرمايه اجتماعي رو به زوال ميرود و در دراز مدت پيامدهاي منفي بسياري بر جامعه انساني ميگذارد.
مزاحمت هاي خياباني يکي از مصاديق برهم زننده امنيت اجتماعي است که طي چند ماه اخير آمارهاي متناقضي از روند آن در جامعه منتشر شد.قوه قضائيه از رشد آن سخن مي گويد و ناجا آن را انکار مي کند.در يک تعريف ساده و قابل فهم، تجاوز رفتاري به حقوق خصوصي افراد در منظر و ملاءعام مزاحمت خياباني ناميده ميشود. ماده 619 قانون مجازات اسلامي هم ميگويد: هر کس در اماکن عمومي يا معابر، متعرض يا مزاحم بانوان وکودکان شده يا با الفاظ رکيک و حرکات مخالف عرف و شئون اجتماعي به حيثيت آنان توهين نمايد، به حبس از دو تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
طبق آمار نيروي انتظامي مزاحمت براي زنان و دختران 98 درصد نسبت به سال 91 افزايش يافته است. در سال 93، 142 هزار و 933 مورد مزاحمت براي زنان و دختران ثبت شده که اين رقم در سال 91، 72 هزار و 61 مورد بوده است.نگرانياي که در اين ميان وجود دارد اين است که اين مسئله به هنجارهاي پذيرفته شده جامعه تبديل نشود. ارزشهاي جامعه ما اين الگوي رفتاري را نميپذيرد و با آن انطباق ندارد و چنين رفتارهايي را پشتيباني نميکند اما با بيشتر شدن نيازهاي ارتباطي افراد، با کمتر شدن فضاهايي براي ارتباط برقرار کردن و با آموزش نگرفتن رفتارهاي درست، احتمال دارد اين مزاحمتها هم بيشتر شود و به همان اندازه از حساسيت جامعه کمتر شده و قبح اين رفتار از بين برود.
در حال حاضر اين مزاحمتها خيلي جدي تلقي نميشود و از سوي رسانهها، نخبهها و کارشناسان به صورت مداوم اطلاعرساني و آگاهسازي نميشود بلکه به صورت جزيرهاي عمل شده و هر از گاهي مطرح ميشود و دوباره به فراموشي سپرده ميشود.با توجه به اين مسائل، لازم است مسئولان و خانوادهها به نيازهاي جوانان بها داده و از کنار آنها سرسري رد نشوند بلکه با آموزش، ايجاد راهکارهاي قانوني و برنامهريزي مناسب شهري، افراد جامعه را به سمت الگوهاي درست رفتاري و ارتباطي سوق دهند.
مزاحمت خياباني به هيچ وجه مسئلهاي مختص ايران نيست و پديدهاي است که تقريباً در همه کشورهاي دنيا وجود دارد، مثلا چند ماه پيش يک ويدئو در يوتيوب پخش شد که زني هنگام قدم زدن در نيويورک در زمان کوتاهي 100 متلک از مردان ميشنود، حالا اگر چنين چيزي اغراق هم باشد، باز هم نشان ميدهد که به هر حال متلک گفتن/ شنيدن در چنين جامعهاي هم با وجود روابط جنيستي باز وجود دارد.در جامعهاي مانند عربستان آن هم در شهرهايي مثل مکه و مدينه زنان با وجود محجبه بودن، از اين پديده و سوءرفتار جامعه در امان نيستند.
اين مسئله منحصراً مسئلهاي زنانه نيست، بلکه گاهي ديده ميشود که زنان هم براي مردان مزاحمت ايجاد ميکنند. البته ممکن است در مقايسه، زنان بيشتر مورد آزار خياباني واقع شوند، اما در مجموع نميتوان گفت اين پديده صرفا از سوي مردان عليه زنان صورت ميگيرد.بنابراين محدودکردن اين مسئله به جامعه ايران و به زنان ايراني شيوهاي است که مانع فهم درست ما از مسئله ميشود.
خانواده به عنوان کوچکترين و مهمترين نهاد اجتماعي است. امروز بروز آسيبها، عدم وجود همبستگي بين خانواده، پدر و مادران شاغل و فرزندان رها شده، مشکلات زيادي را براي ما ايجاد کرده. يعني اگر امروز ما قرارها را در منزل بيشتر کنيم فرارها کمتر مي شود. هر نهاد و سازماني در برابر پديده ها وظيفه اصلي دارد. وظيفه اصلي پليس، مقابله هنگام وقوع است. البته ما آموزش پيشگيرانه هم ديدهايم. استفاده از شيوه هاي اقناعي، تشويقي، ترغيبي و تسهيلي است. برخورد سلبي و قاطعانه با اصرار کنندگان به برهم زدن نظم اجتماعي را هم داريم و تعارفي هم با کسي نداريم.ما خط آخر درمان هستيم. نبايد در حوزه هاي اجتماعي نياز به ورود ما باشد. اگر همه کارشان را به موقع انجام دهند و نقش خانواده و ساير سازمانها درست باشد، نياز به ورود پليس نيست. اگر ما مظاهر را ببينيم، برخورد قانوني مي کنيم که قانون نيز اين اجازه را داده.
احساس آرامش و امنيت براي هر فردي که در اجتماعي زندگي مي کند، احساسي مسلم است و اين حق طبيعي هر انساني مي باشد. اين احساس لازم است که هم براي مردان وهم براي زنان يک جامعه مهيا باشد. اما به نظر مي رسد اين مسئله وقتي در ارتباط با زنان مطرح مي شود، از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار است. پديدهاي به نام «مزاحمت براي نواميس» از انواع مختلف آن همچون متلكپراني، تنهزدن، زل زدن و چشمچراني، بوق زدن و متوقف كردن خودرو در مقابل پاي فرد و طرح تقاضاي نامشروع، چراغ زدن، مزاحمت تلفني، تمسخر، ترساندن ، ايستادن بر سر معابر و محلهاي رفت و آمد عمومي و اجتماع كردن مقابل درب مدارس، بد نشستن با هدف سوء در وسايل نقليه عمومي مثل تاكسي و ... از جمله آسيبهايي است كه به شدت نياز به ساز و كار پيشگيرانه از نوع فرهنگي و در ادامه، برخورد مقابلهاي از نوع پليسي و قضائي دارد.
اگر چه قوانين سختي در خصوص برخورد با مزاحمين به زنان وجود دارد اما به نظر مي رسد مشکل را بايد در جاي ديگري جستجو کرد زيرا قوانين سفت و سخت نتوانسته مانع از رشد مزاحمت هاي خياباني شود.امروزه افزايش آمار مزاحمتها و خشنترشدن اين رفتارها نشان از ضعف کارکرد قوانين دارد.
اساساً امروزه صرف توسل به قانون براي برقراري نظم و امنيت ديگر کارساز نيست چون قانون از اينکه مردم را وادار کند چگونه با هم حشر و نشر انساني داشته باشند و چطور رفتار کنند و از اينکه مردم را مطيع ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي کند ناتوان است پس لازم است تدابير و رويکردهاي ديگري به ميان آيد.بايد به سمت آموزش عمومي مردم و اتخاذ تدابير تکميلي مثل ضمانت اجراهاي اداري و انضباطي که اتفاقاً در قانون مجازات اسلامي تحت عنوان مجازاتهاي بازدارنده پيشبيني شده و عملاً بيش از سزادهي و کيفر منجر به مهار و کنترل مزاحمتهاي خياباني ميشود حرکت کرد. راهکار ديگر قطعيت و حتميت در اجراي قوانين جاري است که به قول حقوقدانان يک راهکار مهم است.
مثلاً همين قوانين اگر به دقت تا انتها پيگيري و اجرا شود مطمئناً درصدي از بازدارندگي و تنبيهي آن مجازاتها را در مرتکب و افرادي که در مظّان ارتکاب هستند ايجاد ميکند. شاکي بايد از زمان تشکيل پرونده کيفري با موضوع مزاحمت خياباني يا توهين در دادسراي محل وقوع جرم رأساً يا با صرف هزينه و کمک وکيل مسير طولاني را طي کند و در انتها پس از احراز و اثبات جرم متاسفانه در بسياري از موارد به خاطر دخالت و ميانجيگري اطرافيان و بستگان و حتي دادگاه، آن حداقل مجازات هم به علت قابل گذشت بودن در حق مجرم اجرا نميشود. در صورتي که اخذ رضايت و گذشت شاکي يک امر فني است و بايد توسط کارشناس گرفته شود زيرا پس از گذشت قطعي ديگر نميتواند شکايت را تعقيب کند.
به هر حال قانون، مزاحمتهاي خياياني براي بانوان را جرم ميداند و حبس و شلاق تعزيري را نيز به عنوان مجازات براي اين مجرمان در نظر گرفته است. ايجاد مزاحمت براي بانوان تعريف حقوقي و قانوني مشخصي دارد و طبق قانون، ارتکاب آن جرم محسوب شده و مجازات دارد. شهادت شهود، اقرار مجرم و يا ساير قرائني که به وسيله آن قاضي بتواند جرم مرتکب شده را محرز بداند از جمله راهکارهاي اثبات اين جرم است.همچنين ايجاد مزاحمت براي بانوان در اماکن عمومي و معابر به صورتي که با عرف و شئون اسلامي تضاد داشته باشد، جرم محسوب مي شود و مجازات دارد. به گفته شهاب تجري، وکيل پايه يک دادگستري، مجازات ايجاد مزاحمت براي بانوان شش ماه حبس و 74 ضربه شلاق است. البته به شرط اثبات.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آرایش بیش از حد کمبود عاطفه خانمها را جبران و برطرف میکند. امروزه آرایش کردن بخش جداییناپذیر زندگی بعضی از زنان و دختران جوان ایرانی شده و بیجهت نیست که ایران مقام هفتم دنیا در مصرف لوازم آرایش را برخود اختصاص داده است. گاهی بعضی از همین زنان و دختران به قدری تند و غلیظ میشود که از میان رنگهای مختلف به سختی میتوانید چهره واقعی فرد را در ذهنتان ترسیم کنید. اگر از هر یک بپرسید چرا آرایش میکند دلایل خاص خودشان را دارند. یکی عاشق آرایش کردن است و دیگری دوست دارد زیباتر شود.خداوند خالق زیباییهاست و زیبایی را دوست دارد انسان هم به عنوان اشرف مخلوقات از این قاعده مستثنی نیست و دوست دارد همیشه زیبا باشد.
بسیاری از خانمها هم دوست دارند به خودشان برسند و از نظر زیبایی همیشه کمبودی نداشته باشند. به نظر من کسانی که آرایش غلیظ میکنند یا جراحیهای مختلف با هدف زیباترشدن انجام میدهند، دوست دارند در کانون توجه باشند.البته در بعضی موارد جلب توجه کردن دیگران تا اندازهای خوب باشد ولی اگر از اندازهاش خارج شود، اختلال روحی و روانی محسوب میشود.همچنین آرایش بیش از حد و غلیظ مشکلات خاص خودش را در پی دارد. شاید برای خانمی که آرایش بیش از حد انجام میدهد، خوشایند باشد اما در دراز مدت تبعات منفی دارد. تصوراتی که مردم درباره او خواهند داشت مطلوب نخواهد بود.
خانمی که همیشه در حال آرایش کردن است، وقتی آرایش ندارد درست مثل این است که چیزی گم کرده باشد این یعنی از خویشتن خودمان جدا شدهایم، ماسک زدهایم و اگر ماسک ونقاب را از صورتمان برداریم، قبولمان ندارند. آرایش بیش از حد به نوعی خودفروشی روانی است.یکی دیگر از دلایل آرایش زیاد میتواند این موضوع باشد که هرچه فرد را از چیزی منع کنیم به آن حریصتر میشود. بنابراین وقتی جامعه روی مسألهای حساس برخی افراد به آن موضوع گرایش بیشتری پیدا میکنند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

نقش زنان محجبه در پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و حماسه هشت سال دفاع
مقدس بارز و آشکار بود.البته پس از آن هیچ دولتی بهصورت قدرتمند برنامه
حجاب و عفاف را پشتیبانی و اجرا نکرد که این خود گویای این مطلب است که یا
به این کار وارد نبوده و یا اعتقادی به آن نداشتند.
واژهها قادر به بیان مقام و جایگاه ارزشی بانوان نیستند چون زنان با حجاب
و عفیف رهروان حقیقی مکتب نور بودند پس کلام در دریای معرفت این شیرزنان
به جوشش میافتد و کرامت وجودی این سروران انقلاب، واژهها را به شکست
میکشاند و روح پاک و بلند این رهپویان مکتب ایمان، کلمات را به حقارت
میبرد.بنابراین باید به ضعف و زبونی کلام و بیبضاعتی قلم در ترسیم اوصاف
این اسوههای حقیقت اعتراف کرد، زیرا شجاعت، شهامت، ایثار، حجاب و عفاف و
رسالت و اصالت زنان مسلمان و انقلابی ایران اسلامی جز در مفاهیم ارزشی و
احیای رسالت مکتبی فاطمی در قالب دیگری نمیگنجد.شهادتطلبی ویژگی خاصی در
انقلاب اسلامی ایران بود، مردم ایران کشتههای در راه انقلاب اسلامی را
همانند کشتههای جنگهای صدر اسلام، شهید تلقی کرده و شهادت در این راه را
افتخاری برای خود میدانستند.زنان ، این عناصر فضیلت و ارزشهای الهی دارای
بركات زیادی هستند و به عنوان نیمی از جامعه بشریت، همواره بیشترین بار
مشكلات را بر دوش می كشند و به نوعی شریك غم خانواده می باشند.
اسلام برخلاف جوامع و تمدن جاهلی كه زنان را حقیر و ضعیف و دون شمرده و
آنان را در خدمت ابتذال و فساد گرفته بود، به زنان، شخصیتی باكرامت و مقامی
والا بخشید. این مقام و منزلت، توأم با فداكاری و ایثار، در پرتو انقلاب
اسلامی تجلی یافت و عطر شكوفایی این موجود بزرگوار و بافضیلت، جهانیان را
به شگفت اورد، تا انجا كه از سوی خبرگزاریها و تحلیل گران، انقلاب اسلامی
به «انقلاب چادرها» نام گرفت.به واقع انقلاب اسلامی ایران که در سال 1357
به پیروزی رسید، جنبشی بود که در پانزده خرداد 1342 آغاز شد. زن مسلمان
ایرانی نیز در این سالهای آتش زیر خاکستر، همگام با مردان در جهاد و
مبارزه با طاغوت بود و هر چه به سال 1357 نزدیک می شد بر تعداد و بر شدت
فعالیت این زنان افزوده میشد.
با شعله ور شدن آتش انقلاب، زن مسلمان نیز که تا پیش از این با
فعالیتهای مخفی و به عنوان مادر شهید و یا همسر مبارزین در بند با رژیم
شاه مبارزه میکرد، به خیابانها آمد، با چادر مشکی، با فرزندش که او را در
بغل گرفته بود، با مشتهای گره کرده و با فریاد «مرگ بر شاه»:«شما در چه
تاریخی چنین دیدهاید؟ امروز زنهای شیر دل طفل خود را در آغوش کشیده و به
میدان مسلسل و تانک میروند، در کدام تاریخ چنین مردانگی و فداکاری از زنان
ثبت شده است.»و همین حرکت ایشان نهضت را قوت و تداوم بخشید:«آمدن شما
خانمها به خیابانها و میدانهای مبارزه موجب این شد که مردها هم قوت
پیدا بکنند، تقویت بشوند، روحیه آنها هم با آمدن شما تقویت بشود.»
«مردها به تبع زنها در خیابانها میریختند، تشویق میکردند زنها مردان
را، خودشان در صفهای جلو بودند.» شهادت شهید، ثمره دامان پر مهر و اندوخته
دستان زحمتکش مادران فهیم و گرانقدری است که محبت مادری را با عشق الهی
پیوند میزنند و روح و جان فرزندان خود را آماده میسازند که به قربانگاه
شهادت قدم گذارند، و به همین جهت حضرت امام خمینی رحمه الله، بزرگ مصلح
قرن در جای جای کلام خویش زنان را پیشگامان انقلاب معرفی میکند:زنانی که
خود در تظاهرات در صف مقدم حاضر بودند;زنانی که فرزندان خود را برای شهادت
تربیت کردند;زنانی که با پاسداری از خون شهدا، انقلاب را تداوم بخشیدند.
امام رحمه الله میفرمایند: «ما نهضت خودمان را مدیون زنها میدانیم.»
و همین نکته برای بیان نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی از هر کلامی
رساتر است .زنان، این عناصر عفاف و نجابت، نه تنها در پیروزی انقلاب اسلامی
سهم بزرگی ایفا كردند، بلكه در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و تداوم انقلاب
اسلامی حرف نخست را زدند و با حضور در صحنه انقلاب اسلامی، توطئه های
دشمنان را در عرصه های گوناگون فرهنگی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و
... نقش بر اب ساختند.در این جا با بهره گیری از سخنان گهربار معمار انقلاب
اسلامی، حضرت امام خمینی، نقش و سهم بزرگ زنان در پیروزی انقلاب، به تصویر
كشیده مي شود و تلاش و منزلت این بزرگواران عیان مي گردد.چهار عنوان «تحول
فكری و روحی زنان»، «حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی» ، «انگیزه حضور
زنان در انقلاب اسلامی» و «ویژگی زنان انقلابی» محورهای اصلی این بحث می
باشد.
1. تحول فكری و روحی زنان
هنر انقلاب اسلامی این بود كه زنان جامعه ما را متحول ساخت و در مسیر
اسلام و ارزشهای الهی هدایت كرد و از بی هویتی و بی بند و باری و ابتذال كه
سوغات غرب بود، به سوی عزت خواهی، عفاف، درك شخصیت و كمال جویی و تحول
فكری و روحی هدایت كرد و از دون مایگی به اوج انسانیت ارتقا بخشید.زنان
مسلمان در انقلاب اسلامی شخصیت و هویت خویش را یافتند و به مقام و منزلت
والای خویش پی بردند و بینش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیدا كردند. این تحول
فكری و روحی بزرگی كه نصیب زنان شد، موهبت الهی بود كه امام خمینی بارها از
ان به بزرگی یاد كرده و ان را افتخار بزرگ ملت ایران دانسته و فرمودند:«من
در جامعه زنها یك جور تحول عجیبی می بینم كه بیشتر از تحولی است كه در
مردها پیدا شده (است).خانمهایی كه در قبل وضعشان یك نحو دیگری بود، و رژیم
انها را به یك مسایل دیگری مشغول كرده بود، متحول شدند به كسانی كه در
مقابل رژیم ایستادند.نهضت اسلامی به بركت اسلام چنان تحولی در نفوس زن و
مرد به وجود اورده كه ره صد ساله را یك شبه طی نموده است.»
«این یك تحولی بود كه بشر نمی توانست این تحول را درست كند. این تحول الهی
بود.این تحول كه در ایران پیدا شد، تحول همه جانبه بود».یعنی زنان در تمام
زمینه های روحی، فكری، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و انگیزه ها و
اهداف، الهی شده بودند و می خواستند در صبغه اسلام قرار گیرند و در مسیر
حضرت زهرا (س) و زینب كبری (س) قدم بردارند.زنان مسلمان از حالت بی اعتنایی
بیرون آمدند و نسبت به سرنوشت خود و خانواده خویش و اسلام احساس مسوولیت
كردند که امام در این باره فرمودند:«همان زنهایی كه ان وقت كه (اصلا) بی
تفاوت بودند راجع به كشور خودشان، راجع به همه چیز، همین ها وارد شدند در
میدان و دیدیم كه خوب هم می توانند انجام وظیفه كنند.»
تحول فرهنگی
در این جا باید یادآور شد که در تهاجم فرهنگی غرب زنان را در مسلخ «فروش
كالا» و «فساد و فحشا» قربانی كرده و این مركز عطوفت و فضیلت را به گرداب
ابتذال كشانده بودند. در طول پنجاه سال سیاه حاكمیت خاندان فاسد پهلوی،
زنان مسلمان زیر فشار و یورش فرهنگی استعمار و استكبار دست و پا می زدند.
رضاخان این مهره استعماری و استبدادی، خشن ترین شیوه را در اشاعه فرهنگ
مبتذل غرب، در قالب كشف حجاب به كار برد.اسلام و انقلاب آمد و زنان را از
این منجلاب فرهنگی نجات داد و انان را به اخلاق اسلامی و حجاب و عفاف و
فضیلتها اراسته ساخت و امام خمینی (ره) در این خصوص می فرمایند:«این اسلام
كه در ایران زنده شد، ان خدمتی را كه به بانوان كرده است و خواهد كرد،
ارزشش به اندازه ای است كه نمی توانیم ما توصیف كنیم. اگر نبود این انقلاب و
نبود این تغییر و تحولی كه در ایران واقع شده بود، بعد از چند سال دیگر
اثری از اخلاق اسلامی در ایران نبود.»
همچنین می فرماید:
«اینجانب به زنان پرافتخار ایران، مباهات می كنم كه تحولی ان چنان در انان
پیدا شد كه نقش شیطانی بیش از 50 سال كوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی
شرافت انان، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی مزدور
را نقش بر اب نمودند و اثبات كردند كه زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهی
نشده و با این توطئه های شوم غرب و غرب زدگان اسیب نخواهد پذیرفت.جز مشتی
زنان مرفه طاغوتی و وابستگان ساواكی و سرسپردگان آنان دیگر قشرهای میلیونی
زنان متعهد كه اساس ملت مسلمان اند، در دام فریب دلباختگان به غرب نیفتاده و
با عمل خود در طول پنجاه سال سیاه، با روی سفید نزد خدا و خلق شجاعانه
مقاومت نمودند.»
بنیانگذار انقلاب اسلامی خطاب به روشنفكران مرتجع و دلباختگان بی بند و
باری و ولنگاری غرب فرمود:«آیا زنها در ایران دیگر كنار رفتند به كلی، یا
همدوش مردها در كارهای سازنده داخل اند؟ شما می خواهید كه زنهای اینجا هم
بی بند و بار باشند، هر جور می خواهند باشند؟ این برخلاف ان تحولی است كه
در خود زنها پیدا شده است.»
میل به مبارزه رها ساختن زندگی آرام و بی درد سر و روی آوردن به زندگی
پرمخاطره و مبارزه با طاغوت یكی از تحولاتی بود كه خداوند در وجود زنها به
وجود اورد. آن ترس و وحشتی كه از طاغوت داشتند، از میان رفت و شجاعت و
شهامت جای آن نشست. زنان مسلمان از چكمه پوشان و سرنیزه های گارد شاهنشاهی
واهمه ای به دل راه نمی دادند و از زخمی و كشته شدن نمی هراسیدند.
امام راحل این گونه این تحول را بیان می كند:«(خداوند) قلبها را از آن
وحشت بیرون آورد، از آن وحشتی كه از این رژیمها همه داشتند، از آن وحشت
بیرون آورد و به جای آن تصمیم و شجاعت به ایشان داد، به طوری كه زنها، بچه
ها و مردها، همه به مبارزه برخاستند. كی سابقه داشت كه زن در مبارزه بیاید
مقابل توپ و تانك بایستد؟ این یك تحول روحی بود كه خدای تبارك و تعالی در
این ملت تحول را ایجاد فرمود.»
تحول سیاسی بانوان به بركت انقلاب اسلامی و هدایتهای پیامبرگونه امام
خمینی چنان از بینش سیاسی برخوردار شدند كه دشمنان اسلام و انقلاب از گمراه
ساختن آنان ناامید و درمانده شدند.زنان با شناختی كه از ماهیت و ترفندهای
دشمنان اسلام پیدا كردند گام در میدان مبارزه و سیاست نهادند و خصم دون را
از صحنه بیرون راندند. امام خمینی در دیدار زنان مناطق ساحلی جنوب ایران با
اشاره به این تحول بزرگ سیاسی می فرماید:«در اینكه می بینم گوینده شما
بانوان ساحلی، مسایلی را كه مطرح می كند، مسایل روز است، مسایل سیاسی روز
است، مسایل اجتماعی روز است، همان طور كه بانوان دیگر در مراكز و در سایر
جاهای ایران مسایلی را كه مطرح می كنند، مسایل روز و مسایل سیاسی و اجتماعی
است، كه این تحول به بركت این نهضت اسلامی پیدا شده، من امیدوارم كه این
تحول باقی بماند.»و در مورد بانوان محله چهارمردان قم فرمودند:«بانوان قم و
چهارمردان پیشرو نهضت اسلامی بودند. رشد سیاسی خود را اثبات كردند.»
تحول اجتماعی
زنان در انقلاب اسلامی شیفته كمك رسانی به محرومان و مستضعفان بودند و به
شوق یاری رساندن به كشاورزان و قشر محروم جامعه و شركت در جهادسازندگی سر
از پا نمی شناختند. حضرت امام خمینی فرمود:«در این جهادسازندگی كه گاهی
وقتها می بینم خانمها رفتند و مشغول شدند، خوب، البته از خانمها ساخته
نیست كه مثل یك رعیتی، مثل اشخاصی كه ورزیده اند، در امور كار كنند، لكن
همان رفتنشان در بین آن رعایا و بین كشاورزان، همان رفتن و اشتغال پیدا
كردن، به همان مقداری كه می توانند، این باعث می شود كه قدرت آنها چند
مقابل بشود. وقتی آنها ببینند كه از شهرها خانمهای محصل، خانمهای محترم
آمدند و در دهات مشغول كمك هستند به برادرهای خودشان، قدرت آنها چند مقابل
می شود و این یك عمل بسیار ارزشمند است ولو عمل خودش به حسب حجمش كوچك
باشد، لكن حجم معنوی خیلی زیاد است.»
2. حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی
حضور پرشور در صحنه انقلاب اسلامی از افتخارات بزرگ زنان مسلمان ایران
اسلامی است. آنان در همان روزهای نخستین انقلاب وارد میدان مبارزه شدند و
با جهاد خود قدم به قدم، انقلاب اسلامی را یاری كردند. زنان با عزمی استوار
علیه طاغوت و استكبار جهانی به صحنه مبارزه امدند و دین خود را نسبت به
اسلام و انقلاب به خوبی ادا كردند. امام خمینی خطاب به بانوان فرمود:«شما
خواهران در این نهضت سهم بسزایی داشته اید.شما سهم بزرگی در نهضت اسلامی ما
دارید. شما در آتیه برای مملكت ما پشتوانه هستید.»
آن حضرت به این حضور می بالد و افتخار می كند و می فرماید:«ما باید امروز
كه روز زن است به زنان خویش افتخار نماییم. چه افتخاری بالاتر از اینكه
زنان بزرگوار ما در مقابل رژیم ستمكار سابق و پس از سركوبی آن، در مقابل
ابرقدرتها و وابستگان آنان، در صف اول، ایستادگی و مقاومتی از خود نشان
دادند كه در هیچ عصری چنین مقاومتی و چنین شجاعتی از مردان ثبت نشده است.»
پیشگام در انقلاب اسلامی
زنان در انقلاب اسلامی، پیشگام و جلودار نهضت بودند و پیشاپیش مردها در
صفوف تظاهرات خیابانی علیه نظام طاغوت حركت می كردند. زنان مسلمان در تمامی
نهضتها و حركتهای اسلامی پیش قدم بودند، امام خمینی (ره) درباره پیشگامی
زنان می فرماید:«در مساله تنباكو پیش قدم بودند. در مساله مشروطیت پیش قدم
بوده اند و بحمدالله زنها در این جمهوری اسلامی چنانچه در همه مسایلی كه
عمومی پیش آمده است، برای ایران پیش قدم بوده اند.»همچنین امام (ره) باز
فرمودند:«در مملكت ما این طور شد كه بانوان همدوش بلكه جلوتر از مردها از
خانه ها بیرون آمدند و در این راه اسلامی زحمت كشیدند و رنج دیدند، جوان
دادند، شوهر دادند، برادر دادند، معذلك رنج كشیدند، عمل كردند، پشتیبانی از
اسلام كردند و مردها هم به تبع زنها این كار را كردندزنهای محترم متعهد
ایران پیشاپیش مردان به میدان رفتند و سد عظیم شاهنشاهی را در هم شكستند و
ما و همه مرهون قیام و اقدام آنان هستیم.»
نقش هدایتگری و تشویق مردها
زنها در انقلاب اسلامی نقش هدایتگری داشتند و با حضور خویش در صف مقدم
تظاهرات، انگیزه قیام و حضور در تظاهرات و مقابله با طاغوت را در مردها و
جوانها به وجود آوردند.این زنان مسلمان و انقلابی احساس برانگیز بودند و
الهام بخش، مردان را تشویق كردند و به جوانها جرات و شجاعت بخشیدند و امام
خمینی (ره) هم به این موضوع اشاره دارند که:«ما نهضت خودمان را مدیون زنها
می دانیم. مردها به تبع زنها در خیابانها می ریختند. تشویق می كردند زنها
مردان را. خودشان در صفهای جلو بودند. و این طور شد که مردهای ایران از
مخدرات ایران، از بانوان ایران عبرت گرفتند و تعلیم گرفتند.بانوان عزیز ما
اسباب این شدند كه مردها هم جرات و شجاعت پیدا كنند. ما مرهون زحمات شما
خانمها هستیم.»
ایثار جان و فرزند
بچه های خردسال در آغوش مادران، با اسلحه دژخیمان شاه پرپر می شدند، و
جوانان و نوجوانان در پیش رویشان بر زمین می افتادند و خون سرخ شهیدانشان
سنگ فرشهای خیابان را رنگین می ساخت، اما آنان چون زینب كبری (س) تن به
رضای خدا داده و پرصلابت و استوار در مقابل ستمگران می ایستادند و با ایثار
جان و فرزند و صبر در مصیبتها، احساس رضایت در انجام وظایف خویش
داشتند.امام راحل ایثارگریهای این قشر از جامعه را این چنین بیان می
دارند:«شما در چه تاریخی چنین دیده اید؟ امروز زنهای شیردل طفل خود را در
آغوش كشیده و به میدان مسلسل و تانك دژخیمان رژیم می روند. در كدام تاریخ
چنین مردانگی و فداكاری از زنان ثبت شده است؟در تظاهرات خیابانی، زنان ما
بچه های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانك و توپ و مسلسل به
میدان مبارزه آمده اند.»
ایثار مال
زنان در ایثار جان و فرزند در انقلاب پیشقدم بودند. در ایثار مال هم بر
مردان سبقت جسته بودند. آنان آنچه ذخیره داشتند و با قناعت جمع كرده بودند،
در طبق اخلاص گذاشته، تقدیم مستضعفان و محرومان كردند.امام (ره) چه زیبا
زنان مومن و عفیف را در ایثار مال معرفی می كند و می فرمایند:«زنان ایران،
هم مجاهدات انسانی عظیم كرده اند و هم مجاهدات مالی. این طبقه محترم زنها
كه در جنوب تهران و در شهر قم و در سایر شهرها هستند، همین خانمهای محجبه،
همین ها كه مظهر عفاف هستند، در نهضت پیشقدم بودند و در ایثار مال هم
پیشقدم. ایثار كردند جواهرات و طلاهایی كه دارند. برای مستضعفین دادند.
عمده در این امور آن قصد پاك است.»
و برای همین بود که ایشان فرمودند:«خداوند شما مومنات را حفظ كند كه در
نهضت اسلامی خط كافی داشتید، و الان هم برای مستمندان كمك كردید و كمكهای
شما بسیار باارزش است. كمكهای بانوان ارزشش چند برابر كمكهای مردان است.
خداوند شما را حفظ كند.»
پشتوانه انقلاب و اسلام
چنانچه پیشگامان انقلاب یعنی آنان كه سهم بزرگی در انقلاب داشتند و با
ایثار جان و فرزند و مال، گوش به فرمان امام خمینی بوده و در تمامی صحنه
های انقلاب اسلامی حضور داشته، این حضور را تداوم بخشند و سستی و بی
اعتنایی به خود راه ندهند، یقینا انقلاب اسلامی بیمه خواهد شد. بنیانگذار
انقلاب اسلامی بارها این مساله را بیان داشته و از زنان به عنوان پشتوانه
انقلاب و اسلام یاد كرده و فرمودند:«ملتی كه بانوانش در صف مقدم برای
پیشبرد مقاصد اسلامی هست، آسیب نخواهد دید.»
«شما در آتیه برای مملكت ما پشتوانه هستید من امیدوارم كه باز شما در صف
مقدم باشید و این نهضت را به اخر برسانید كه حكومت اسلامی ان شاء الله
تاسیس بشود و تمام اقشار ملت، تمام مستضعفین به حقوق حقه خودشان برسند.
خداوند شماها را حفظ كند و برای اسلام و مسلمین نگهدارد.»
3. انگیزه حضور زنان در انقلاب اسلامی
زنان و مردان مسلمان در ایران با انگیزه الهی انقلاب كردند. آنان خواستار
حكومت اسلامی و احیای اسلام ناب محمدی (ص) و زنده شدن نام قرآن و ائمه
اطهار (ع) بودند. از این رو با نام فاطمه زهرا (س) و زینب كبری و امام حسین
(ع) به خیابانها می ریختند و تظاهرات راه می انداختند.
عشق به اسلام و قرآن
كسی زنان مسلمان را مجبور نكرده بود كودكانشان را در آغوش گرفته، در مقابل
توپ و تانك و مسلسلهای رژیم طاغوت بایستند. آنان به خاطر مقام و قدرت و
ریاست، خود و فرزندانشان را در معرض خطر قرار ندادند، بلكه عشق به اسلام و
قرآن و پیشوایان معصوم بود كه آنان را به صحنه كشاند. عشق به فاطمه زهرا
(س) و زینب كبری بود كه زنان مسلمان ما را انقلابی كرد. امام راحل انگیزه
زنان مسلمان را عشق به اسلام و قران بیان داشته و فرموده اند:«ملت ما عاشق
اسلام بود كه در همه اطراف با دست تهی سینه های خودشان را سپر كردند،
جوانهای خودشان را بردند در میدان، زنها و مردها رفتند و مبارزه كردند و
پیروز شدند.»
برای همین است که «خانمها برای اینكه یك چیزی مثلا دستشان بیاید یا فرض
كنید كه صاحب منصب بشوند، نمیایند بیرون، خودشان و بچه هایشان را به كشتن
بدهند. این اسلام و قران است كه خانمها را اورده است بیرون و همدوش مردها
بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست كرد.» و «این قدرت ایمان است كه
شماها را به خیابانها كشید و بانوان را به خیابانها، و ارزش عمل همین است.»
استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
شعار زنان ما در انقلاب اسلامی سه كلمه بود: استقلال، آزادی، جمهوری
اسلامی. آنان خواستار استقلال بودند و می خواستند زیر سلطه هیچ كشور و
قدرتی نباشند و می خواستند آزاد باشند؛ یعنی در سایه اسلام زیست كنند؛ بنده
خدا باشند و عبد و ذلیل دیگران نباشند. جمهوری اسلامی یعنی حكومتی بر اساس
اسلام ناب محمدی (ص) می خواستند كه اركانش را توحید و عدل الهی تشكیل داده
باشد، و ولایت خدا و پیامبر بر آن حاكم گردد. لذا امام امت (ره) فرمود:«زن
و مرد زحمت كشید، به خیابانها ریخت، جورها كشید، خونها داد كه اسلام را
زنده نگه دارد، برای اسلام خون داد، برای شهادت داوطلب شد، ... آنكه به او
رای داد ملت ما، جمهوری اسلامی بود، اسلام مورد نظر بود.»باز امام (ره)
تاکید می کنند:«آنكه از سر تا سر كشور فریادش در خیابان و در كوچه ها و در
مدارس و در همه جا بلند بود، این بود كه استقلال، ازادی، جمهوری اسلامی.
این سه كلمه سر زبان همه بود.»
الگوپذیری از حضرت زهرا (س) و زینب كبری (س)
زنان مسلمان ایران با اقتدا و الگوپذیری از حضرت فاطمه زهرا (س) و دخت
بزرگوارش زینب كبری (س) وارد نهضت شدند و در مقابل طاغوت ایستادند و از
اسلام و قرآن دفاع كردند. در این خصوص بنیانگذار انقلاب اسلامی فرمود:«فردا
روز زن است ... روز زنی است كه دخترش حضرت زینب (س) در مقابل حكومتهای
جبار ایستاد و آن خطبه را خواند ... زنی كه در مقابل یك جباری ایستاد كه
اگر نفس مردها می كشیدند، همه را میكشتند و نترسید و ایستاد و محكوم كرد
حكومت را، یزید را محكوم كرد ... زن یك همچو مقامی باید داشته باشد.»
و با همین الگو قرار دادن است که «زنهای عصر ما بحمدالله شبیه به همانها
(فاطمه زهرا (س) و زینب كبری (س) هستند. ایستادند در مقابل جبار با مشت گره
كرده، بچه ها در اغوششان و به نهضت كمك كردند.»و «ما مكرر دیدیم كه زنان
بزرگواری زینب گونه (علیها سلام الله) فریاد می زنند كه فرزندان خود را از
دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند
به این امر و می دانند انچه به دست اورده اند، بالاتر از جنات نعیم است،
چه برسد به متاع ناچیز دنیا.»
4. ویژگی زنان انقلابی
زنان مسلمان و انقلابی كه با جهاد در راه خدا، سلطنت 2500 ساله طاغوت را
سرنگون كردند و تاریخ را دگرگون ساختند، از منظر حضرت امام خمینی دارای این
خصایل ارزنده بودند:
شیردل و شجاع
و چه زیبا امام راحل در این باره فرمودند:«ما همگی مرهون شجاعتهای شما
زنان شیردل هستیم.»ایشان با قدر شناسی از زنان فرمودند:«مادران شجاع
فرزندان اسلام خاطره جانبازی و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ زنده
كردند. در چه تاریخی اینچنین زنانی را سراغ دارید، در چه كشوری؟»
مظهر حجب و عفاف
زنان انقلابی كسانی بودند كه باحجابی كوبنده و عفتی زیبنده وارد صحنه
مبارزه شدند و همین برای دشمنان انقلاب اسلامی بیش از هر چیز شكننده و
كوبنده بود و بدین خاطر امام (ره) بیان می دارند:«همینها كه مظهر عفاف
هستند، در نهضت پیشقدم بودند.»
مظهر خلوص
زنان مسلمان در انقلاب اسلامی پیش از مردان اخلاص داشتند. از این رو ارزش
اعمال آنان نیز بیشتر بود لذا امام (ره) به این موضوع عنایت خاص داشته و
فرمودند:«خواهرهای ما كه در عصر نهضت شركت داشتند، ارزش اعمال آنان بیشتر
بود از ارزش اعمال مردها. آنها از پرده های عفاف بیرون آمدند و با پرده
عفاف با مردان همصدا شدند و پیروزی را تحصیل كردند و حالا هم با قصد خالص
آنچه كه در ایام عمر تهیه كردند، برای مستمندان دادند. این ارزش دارد،
متمكنین اگر میلیونها بدهند، به قدر ارزش این نیست.»
از طبقات محروم و جنوب شهرها
زنان انقلابی از طبقات محروم و مستضعف و به اصطلاح جنوب شهری بودند:«این
زنهایی اطراف شهر قم و زنهای جنوب تهران و زنهای جنوب همه شهرستانها
(جنوب به معنای اینكه شما (غرب زده ها) می گویید اینها از طبقه پایین
هستند) اینها حقوق بشر را می دانند و عمل می كنند ... شماها چه كرده اید؟
همین زنهای محترم و مردهای عزیز محترم بودند كه از طبقه محروم در ان رژیم
بودند، اینها بودند كه توانستند این قدرت شیطانی را بشكنند و این سد را خرد
كنند و اینها هستند كه ازاین به بعد باز تكلیف دارند.»
امام راحل به تربیت اسلامی زنان توجه نموده و بدین مضمون فرمودند:«آنها كه
قیام كرده اند، همین زنهای محجوبه جنوب شهر قم و سایر بلاد اسلامی بودند.
آنها كه به تربیت آریامهری تربیت شدند، ابدا در این امور دخالت نداشتند.
آنها تربیتهای فاسد شده بودند از تربیتهای اسلامی آنها را دور نگه
داشتند. اینهایی كه تربیت اسلامی داشته اند، خون دادند، كشته دادند، به
خیابانها ریختند، نهضت را پیروز كردند.»
منبع:کردستان وب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پديده خانه هاي مجردي در فرهنگ مردم، چندان پذيرفته شده نيست و حتي برخي صاحبخانه ها، منازل خود را به افراد مجرد نمي دهند.البته نمي توان انکار کرد که برخي از خانه هاي مجردي به عنوان محل وقوع خلاف، مورد استفاده عده اي سود جو قرار مي گيرد، تا آنجا که نيروي انتظامي چند سال پيش نسبت به افزايش خانه هاي مجردي در جامعه واکنش نشان داد تا نسبت به جمع آوري آنها اقدام کند.اما در برابر اين اقليت سود جو، تعداد زيادي از دانشجويان، زنان مطلقه و مهاجران و حتي برخي از افراد به دليل حمايت نشدن از سوي خانواده و مشکلات اقتصادي و ناسازگاري فرهنگي با خانواده در خانه هاي مجردي زندگي مي کنندعوامل مختلفي در اين زمينه دخالت دارد که يکي از مهم ترين آنها، فرهنگ جهاني و مسئله اي است که تحت عنوان فرهنگ جهاني ارائه مي شود. در واقع، يکي از الزامات اين جريان جهاني شدن از نوع غربي که در حال حاضر از طريق رسانه ها و شيوه هاي ديگر در کشورهاي مختلف رخ داده است، پررنگ شدن گرايش هاي مادي و جسماني است.در مقابل نيز گرايش هاي روحاني و معنوي کمرنگ تر از قبل مي شود که اين شرايط را در موارد مختلف مي توانيم، مشاهده کنيم.
به عنوان نمونه روي آوردن به جراحي هاي زيبايي و اهميت پيدا کردن بيش از حد زيبايي صورت، يکي از نشانه هايي است که در عمل مهم تر شدن جسمانيت را در مقابل روحانيت و معنويت نشان مي دهد.مردان متأهل نيز در معرض اين فرهنگسازي قرار دارند و بهخصوص از طريق رسانه هاي غربي اين موضوع انتقال پيدا مي کند و در نتيجه اهميت بعد جسماني براي آنها نسبت به گذشته بيشتر مي شود".زندگي مجردي مشکلات زيادي دارد. از مشکلات مالي گرفته تا مسائل تعمير و نگهداري خانه، زحمت پخت و پز و شست و شو و خريد، نگاه همسايهها، دردسر قرارداد امضا کردن و درگيري با صاحبخانه، دردسر اسبابکشي، رفت و آمد، تذکرها، فشار و مخالفت خانواده، دلتنگي و نيازهاي عاطفي و...؛ اما با اين حال بسياري از دختران ترجيح ميدهند که به تهران بيايند، به جاي خوابگاه دانشجويي خانه مجردي بگيرند و پس از فارغالتحصيلي هم هر طور که شده در تهران باقي بمانند. از طرف ديگر متأسفانه با گرايش به سمت زندگي تک عنصري و هستهاي، رابطههاي خانوادگي و صميميتي که بايد در آن جريان داشته باشد سست و از بين رفته و به سمت زندگي فردي پيش ميرود.
علت عمده اين گرايش فشارهاي خانواده و اينکه دختران و پسران، قادر به پاسخگويي به تمايلات خانوادهها نيستند است.بنابراين آنها سعي ميکنند از اين فشار رهايي يابند.اين امر به تدريج در حال تبديل شدن به يک معضل است. معضلي که تبعات زيادي به همراه دارد و در نهايت باعث بهوجود آمدن آسيب و انحرافات اجتماعي زيادي در جامعه ميشود.بالا رفتن سن ازدواج، اختلاف نظر با خانوادهها، ادامه تحصيل، فکر به آزادي عمل بيشتر در خانههاي مجردي يا فراهم نبودن شرايط مناسب ازدواج از جمله علتهاي گرايش به سمت خانههاي مجردي است.طولاني شدن دوران مجردي و بالا رفتن سن ازدواج عامل مهم ديگري است.اين عوامل باعث ميشود افراد در موقعيتي قرار گيرند که احساس کنند سربار خانوادهها هستند بنابرين به استقلال و جدا شدن از خانوادهها فکر ميکنند.در بعضي مواقع جوانها براي تحصيل به شهرستانها ميروند و مجبور به زندگي مجردي هستند. بنابرين بايد شرايطي فراهم شود که جوانان به صورت بومي تحصيل کنند و در شهر خود سهميه بيشتري براي قبول شدن داشته باشند.
افزايش خانه هاي مجردي و علل آن از مواردي است که مراجع ذيربط بايد به جد آن را دنبال کنند و ريشه هاي آن را بخشکانند. در اين ميان نبايد به اين موضوع بي توجه بود که از گذشته تا حال هر زمان در مسافرت ها و ماموريت هاي مختلف اداري و ...که به هتل ها و مسافرخانه ها مراجعه مي کنيم قطعا بايد مدارک شناسايي همه افراد تحويل گرفته شود و مجردها نيز همواره در اين زمينه مشکل داشته اند اما به تازگي خبرهايي از اجاره مکان هايي به صورت يک شبه و يا حتي چند ساعته در پايتخت به گوش مي رسد که بر اساس آن ديگر مشکلي براي مجردها و بي مدرک ها وجود نخواهد داشت.نکته مهم اين است که اين مکان هاي اجاره اي يک شبه رنگ و بوي ديگري به خود مي گيرند.در ايام تعطيل و يا تابستان و فصل مسافرت در کشورمان ؛ برخي از شهرها مانند شهر هاي شمالي کشور ، ويلاها و اتاق هاي شخصي هستند که به مسافران اجاره داده مي شوند ولي حتي اکثر اين نوع ويلاها و خانه ها هم از مسافران تقاضاي مدارک شناسايي مي کنند و کم هستند افرادي که خانه خود را بدون مدارک شناسايي در اختيار ديگران مي گذارند.اما در تهران اينگونه نيست و کساني که واگذار کنندگان اين خانه ها و سوئيت ها هستند اعلام مي کنند که اين خانه در مدت اجاره در اختيار شخصي است که آن را اجاره کرده و ورود آن شخص با هر کس يا کساني در اين خانه ها آزاد بوده و آنها به اين موضوع کاري ندارند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
"همچنان که لباس، انسان را از گرما و سرما حفظ می کند همسر هم انسان را از آن چیزهایی که به او آسیب می رساند حفظ می کند. در واقع، همسر لباس و پوششی است که فرد را از فساد و خیانت ها مصون نگه می دارد. یعنی اگر حقیقتا رابطه، رابطه همسری باشد به تعبیر قرآن این پوشش برای قلب و ذهن زن و مرد ایجاد می شود که این دو رابطه شان از هواهای بیرونی محفوظ بماند. از زاویه ای دیگر همان طور که لباس برای انسان زیبایی می آورد - انسان حقیقتا بدون لباس زشت است، این لباس است که به انسان زیبایی می دهد و چه بسا نقص های جسمانی او را می پوشاند - همسر هم که متناسب با فرد باشد به انسان زیبایی می دهد و این فضا را برای انسان می آفریند که به واسطه این پوشش و لباس در جامعه حضور داشته باشد، یعنی همین آرامشی که افراد در جامعه دارند و در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند این آرامش به مقدار قابل توجهی از همان رابطه همسری می آید که ممکن است به چشم نیاید و دیده نشود."
ما در روایات خیلی تأکید بر زوجیت و سکینه و آرامش متأثر از آن را سراغ داریم. این که گاهی تعبیر به این می شود که نصف دین خود را با ازدواج حفظ کنید. اما از آن سو می بینیم که این سال ها در جامعه ما بحرانی به نام طلاق به وجود آمده است، این که گاهی در کلانشهرهای ما از هر سه، چهار ازدواج یکی به طلاق منجر می شود. چرا رابطه زوجیت در میان ما تا این حد آشفته و به هم ریخته است؟
برآورد بنده این است که 50 درصد علت طلاق ها ناشی از این است که زوج ها در انتخاب همسر دقت نکرده اند. دختر و پسر به مشکل خورده اند چون با هم سنخیتی ندارند، تناسبی وجود ندارد. در دانشگاه یا خیابان با هم آشنا شده اند، در سطحی ترین شکل ممکن به هم وابسته بوده اند و با هم ازدواج کرده اند اما وقتی نگاه می کنید می بینید لنگه هم نیستند. همان چیزی که در قرآن می فرماید: "هُنَّ لِباس لَکم وَ اَنتُم لِباس لَهنّ." خداوند، همسر را به لباس تشبیه کرده است، اما این زوج ها انگار که لباس به تن شان زار می زند.
آیه بسیار زیبایی را مثال زدید. قدری این آیه را بازتر می کنید. این که می فرماید شما مردها برای زنان پوشش و لباس هستید، یعنی زن ها را می پوشانید و زن ها هم لباس و پوشش شما هستند و شما را می پوشانند، دقیقا ناظر به چه مفهومی است؟
تشبیه قرآن، تشبیه معناداری است. همچنان که لباس، انسان را از گرما و سرما حفظ می کند همسر هم انسان را از آن چیزهایی که به او آسیب می رساند حفظ می کند. در واقع، همسر لباس و پوششی است که فرد را از فساد و خیانت ها مصون نگه می دارد. یعنی اگر حقیقتا رابطه، رابطه همسری باشد به تعبیر قرآن این پوشش برای قلب و ذهن زن و مرد ایجاد می شود که این دو رابطه شان از هواهای بیرونی محفوظ بماند. از زاویه ای دیگر همان طور که لباس برای انسان زیبایی می آورد - انسان حقیقتا بدون لباس زشت است، این لباس است که به انسان زیبایی می دهد و چه بسا نقص های جسمانی او را می پوشاند - همسر هم که متناسب با فرد باشد به انسان زیبایی می دهد و این فضا را برای انسان می آفریند که به واسطه این پوشش و لباس در جامعه حضور داشته باشد، یعنی همین آرامشی که افراد در جامعه دارند و در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند این آرامش به مقدار قابل توجهی از همان رابطه همسری می آید که ممکن است به چشم نیاید و دیده نشود.
از کارکردهای دیگر لباس این است که وقتی شما لباس هم اندازه ای برای خودت انتخاب می کنی با آن لباس راحتی. اما اگر انسان، لباس گشاد یا تنگی برای خودش انتخاب کند حتی اگر قیمتش مناسب باشد به درد او نمی خورد. همسر هم همین طور است. حالا چه زن و چه مرد اگر برای خودش همسری انتخاب کند که هم اندازه او نیست به تعبیری کفو او نیست قطعا به مشکل برمی خورد. مثل این می ماند که شما با یک پیراهن خیلی تنگ می خواهید بیرون بروید. نمی توانید تکان بخورید. در این لباس راحت نیستید، آخر هم آن لباس را از بین می برید چون در آن لباس جا نمی گیرید. رابطه همسری هم این طور است، اگر همسران کفو هم نباشند چه بسا به تدریج آن تنگنای ذهنی و روحی را حس کنند و عاقبت آن رابطه همسری را از بین ببرند.
پس این که ما این همه تأکید می کنیم که در انتخاب همسر به این همسانی ها توجه شود به خاطر این است که شما نمی توانید فراتر از اندازه های خودتان عمل کنید چون این اندازه ها به تدریج در طول زندگی مشترک خودشان را نشان خواهند داد. من این تشبیه را بیشتر برای کفویّت و در تناسب معیارهای ازدواج استفاده می کنم تا کسی بتواند همسری انتخاب کند که با او تناسب داشته باشد.
شما می روید یک لباسی انتخاب می کنید که از حیث قیمت شما را به زحمت می اندازد. خب این لباس به دل شما نمی نشیند. ممکن است خیلی هم حاشیه ایجاد کند. در رابطه ازدواج هم کسی می رود با خانواده ای وصلت می کند که از حیث معیارهای اقتصادی با او همخوانی ندارد بعد از مدتی که آن هیجان های اولیه فروکش می کند آرام آرام اختلافات خودنمایی می کند چون کفو بودن اقتصادی مورد توجه قرار نگرفته است. دختر خانم در خانواده ای بزرگ شده که در ناز و نعمت و رفاه بوده و امکانات زندگی در حد اعلا در اختیارش بوده، این خانم نمی تواند طعم نداری را بچشد یا به حداقل ها اکتفا کند، یا اگر هم دوام بیاورد برای او بسیار سخت خواهد بود.
شما می بینید زندگی هایی که گران شروع می شود چطور تمام می شود؟ پسری در اوایل زندگی برای این که دل دختر مورد علاقه اش را به دست بیاورد - با این که آن کفو بودن اقتصادی وجود ندارد - تلاش می کند به صورت تصنعی، آن کفو بودن را ایجاد کند بنابراین خودش را مقروض می کند. وام های متعدد می گیرد و در همان اوایل زندگی، انواع تنش ها و اختلافات در زندگی آن ها چنبره می زند. همسرانی که زندگی مشترک را با تشریفات آنچنانی آغاز می کنند، می بینیم که در ادامه زندگی چطور کم می آورند.در روایات آمده است زندگی هایی که با تجملات زیاد آغاز می شود، عاقبت خوبی ندارد و از شومی آن خانم یا زندگی است. در روایات است که اگر مهریه زنی سنگین باشد، آن زن و زندگی بابرکت نخواهد بود. شاید بتوانیم بگوییم زندگی های تجملاتی بابرکت نخواهد بود.