حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
حجاب و رابطه آن با عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :


حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان كردن است، و حجاب به معناي پرده نيز هست. (قرشي، 2/180)
در لسان العرب چنين آمده است:
«الحجاب: الستر و امراه المحجوبه: قد سترت بستر» (ابن منظور، 4/257)
«حجاب يعني پوشش و زن محجوب يعني زني كه با پوششي پوشيده شده باشد.»
واژه حجاب پنج بار در قرآن كريم ذكر شده است و تنها در يك مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.
«وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ...» (احزاب/53)
«هنگامي كه چيزي از وسايل زندگي را (به عنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مي خواهيد از پشت پرده بخواهيد، اين كار براي پاكي دلهاي شما و آنان بهتر است.»
در اين آيه شريفه ضمير «هنّ» به همسران رسول خدا برمي گردد، و درخواست متاع از ايشان كنايه است و معنايش اين است كه با همسران پيامبر از پس پرده صحبت كنيد، به دليل اينكه دلهايتان دچار وسوسه نشود. (طباطبائي، 16/506)
خطاب آيه متوجه مردان است كه با زنان اختلاط نيابند و در صحبت كردن با زنان حريمي نگه دارند تا موجبات تحريك فراهم نيآيد.
مي توان گفت پشت پرده قرار گرفتن كه دستاويزي براي مخالفان حجاب شده است و آن را عدم آزادي زن مي دانند، يك امر ترجيحي است و قرآن كريم هر چيزي كه به عفاف نزديكتر باشد را مورد توجه قرار داده است اين بدان معناست كه تا زماني كه ضرورت ايجاب نكند، پرده نشين بودن بهتر و مطلوب تر است و اين هيچ منافاتي با آزادي و حضور زن در اجتماع ندارد.
سيره حضرت زهرا (سلام الله علیها) نيز مؤيد همين معنا مي باشد. ايشان هنگامي كه ضرورت ايجاب كرد براي دفاع از حق به سوي مسجد شتافت و در حضور جمع زيادي از مهاجرين و انصار خطابه اي ايراد كرده و غاصبان حكومت را زير سؤال برد.
مفهوم خمار و جلباب
دو واژه «خمار» و «جلباب» نقش كليدي در فهم حدود حجاب اسلامي دارند، و از اين دو با عناوين «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما ياد مي شود.
ضرورت پوشيدن خمار از آيه شريفه سوره نور استفاده مي شود كه مي فرمايد: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» (نور/31) «روسري هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود»
راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:
«اصل الخمر ستر الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف اسما لما تغطي الامرائه رأسها»؛ «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.» (راغب اصفهاني، 210)
در لسان العرب مي خوانيم:
«و الخمار للمرأه، و هو النصيف و قيل: الخمار ما تغطي به المرأه رأسها» (ابن منظور، 4/257)
«خمار براي زن است و آن دستاري است كه زن سرش را با آن مي پوشاند.»
بنابراين مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه است اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .
صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:
«ماينفتح علي النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه» (مصطفوي، 2/157)
«يعني قسمتي از پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.»
در اين آيه شريفه خداي متعال طرز پوشيدن خمار را به زنان آموزش مي دهد و به زنان مؤمن دستور مي دهد كه از پوششي استفاده كنند كه علاوه بر سر، گريبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسري استفاده مي كردند و غالبا پشت گوش مي انداختند و چون يقه لباس آنها باز بود، پوشش كافي نداشتند و گردن و گريبان آنها در معرض ديد بود تا وقتي كه اين آيه نازل شد و امر به پوشاندن اين اعضا داد. (زمخشري، 3/235)
آيه اي ديگر چگونگي پوشيدن چادر را به زنان آموزش مي دهد و مي فرمايد:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (احزاب/59)
«اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاي خود را بر خويش نزديك كنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است، (اگر خطا و كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.»
كلمه «يدنين» از ريشه «دنو» به معناي نزديك است. (راغب اصفهاني، 172) «جلباب» جامه اي است سرتاسري كه تمامي بدن را مي پوشاند . (طباطبائي، 16/364)
ابن منظور ذيل «جلباب» چنين مي آورد:
«ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء، تغطي به المرأه رأسها و صدرها» (ابن منظور، 1/272)
«لباسي بزرگتر از خمار (روسري) كه غير از رداء است و زن سر و سينه‌اش را با آن مي‌پوشاند.»
در قاموس المحيط آمده است:
«جلباب كسرداب و ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطي به ثيابها من فوق كالملحفه او هو خمار» (فيروز آبادي، 1/49) «جلباب به غير از ملحفه بلكه مثل آن است و مانند «خمار» روي لباسهاي ديگر پوشيده مي‌شود.
عده اي گويند منظور از «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ» يعني اينكه جلبابها را بر روي خويش بيافكنند و صورت خويش را بپوشانند، در صورتيكه روايات وارده از ائمه اطهار عليهم السلام بر عدم ضرورت پوشش وجه و كفّين دلالت دارد، وليكن هرگاه زن احساس كند كه مورد نگاه شهواني مردان قرار دارد واجب است كه وجه و كفين را نيز بپوشاند.
جلباب در ملل و نحل مختلف مصاديق گوناگوني پيدا مي كند، امّا آن چيز كه در همه مشترك است، پوشش اندام و برجستگي هاي بدن است و بيانگر يك نوع پوشش سرتاسري است كه در ايران به آن چادر گفته مي شود و به عنوان حجاب برتر ياد مي شود.
رابطه عفاف و حجاب
«عفاف» حالتي دروني و نفساني است كه غرايز را تعديل و تحت كنترل خود در مي آورد، مي توان گفت «حجاب» نيز به عنوان يكي از مهمترين ابعاد عفّت به كنترل درآوردن و تعديل غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان مي باشد.
در حقيقت عفاف را زباني بايد و آن حجاب است كه نماد تفكّر و انديشه ديني مي باشد. خداي تعالي در فرهنگ باشكوه عفاف از زن مي خواهد به عنوان يك انسان ، ارزش وجودي خويش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوي ديگر همگان را به چشم پوشي از نامحرم دستور مي دهد، بلكه همه دست به دست هم نهاده عفاف اجتماعي را رقم زنند.
اگر بگوييم مهم‌ترين و پردامنه‌‌ترين بحث عفاف حجاب است، سخني به گزاف نگفته‌ايم؛ زيرا حجاب نقش بسزايي در كم نمودن تحريكات جنسي در جامعه به عهده دارد.
از آنجا كه زن از ظرافت‌ها و زيبايي هاي دروني خاصي برخوردار مي باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوي ديگر غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان، كشش خاصي بين اين دو برقرار مي نمايد.
با توجه به اين مسائل، اسلام براي تعديل اين كشش و روابط بين زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصيه مي كند، تا فضاي جامعه پاك و پيراسته از هر گونه عامل تحريك زا باشد.
جواز كشف حجاب در مقابل نامحرم، اين غريزه را جهت مي دهد كه خودآرايي زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، اين غريزه را كنترل مي سازد و از مرز شكني جلوگيري مي كند.
حضرت علي (علیه السّلام) پوشش را مهمترين عامل تعديل حس زيبايي دوستي و خودنمايي دانسته و مي فرمايند:
«زكات الجمال العفاف» (آمدي، 4/105) «زكات زيبايي عفاف است.»
البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمي توان ادّعاي عفاف كرد، زيرا ممكن است اين نيز حجابي باشد براي بي عفتي، به عبارت ديگر بيش از آنكه تن زن مرد را به سوي خود دعوت كند، كردار و گفتار وي تحريك كننده است، و حركات او را، نگاه هاي او را، و... حجابي ديگر بايد كه عفاف مستلزم آن است .
اگر چه حجاب شرط لازم براي رسيدن به عفاف است اما كافي نمي باشد و بايستي با ابعاد ديگر عفاف همگام شود.
بنابراين زن موظف است كه غرايزش را تحت كنترل در آورد و سپس تن خويش را در حجاب كامل بگيرد، زيرا اين نفسانيت زن است كه مرد را به سوي خويش مي كشد و حجاب تن هيچ مانعي براي چنين كششي نخواهد بود و اين تسلط بر نفسانيت در حد اعتدال همان عفاف است.
در هم تنيدگي اين دو آنقدر زياد است كه بدون يكديگر معناي خود را از دست مي دهند، در حقيقت مي توان گفت، حجاب بدون عفت صدفي است بدون مرواريد.
زن در قبال رعايت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود، عفت جامعه را نيز تضمين مي‌نمايد، همان گونه كه خداي متعال پس از امر به درست پوشيدن چادر مي فرمايند:
«ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
«اين كار براي اينكه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است.»
بنابراين رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي مي باشد، همان امنيتي كه امروزه حلقه مفقوده‌اي در جوامع غربي است.

مآخذ
1. ابن منظوم، محمد بن مكرم؛ لسان العرب، الطبعة الاولي، دار صادر بيروت،1997م.
2. فيروز آبادي، محمد بن يعقوب؛ قاموس المحيط، الطبعة الاولي، دار الجيل بيروت.
3. طوسي، نصير الدين؛ اخلاق ناصري، انتشارات خورشيد، تهران.
4. مكارم شيرازي، ناصر؛ اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم،1381ش.
5. نراقي،احمد؛ معراج السعادة، چاپ اول، قم،1371ش.
6. طباطبايي، محمد حسين؛ الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني، قم،1366ش .
7. هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ تفسير راهنما، قم،1374ش.
8. محمدي ري شهري، محمد؛ ميزان الحكمة، ترجمه حميد رضا شيخي، چاپ اول، دار الحديث.
9. طبرسي، فضل بن الحسن؛ جوامع الجامع، ترجمه احمد اميري، مشهد، 1374ش.
11. -------------------؛ مجمع البيان، ترجمه علي كرمي، تهران، 1380ش.
12. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چاپ بيست و پنج، تهران، 1376ش.
13. آمدي، عبد الواحد، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمه محمد خوانساري، تهران، 1366ش.
14. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق شيخ محمد شيرازي، الطبعة الاولي، مؤسسه آل بيت، قم، 1412هـ.
15. قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1354ش.
16. راغب اصفهاني، ابوالقاسم، معجم مفردات الفاظ قرآن، الدار الشامية، بيروت، 1412هـ.
17. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، الطبعة الاولي، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامي، 1368ش.
18. زمخشري، محمود بن عمر، الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التأويل، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1427هـ.

بر گرفته از : فصلنامه پژوهش های قرآنی، 1386، شماره 51


نقش مردم در اصلاح الگوي حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

تسهیل ازدواج و رواج امر به معروف ونهی از منكر
ابتدایی‌ترین نقش را در تربیت خانم‌های باحجاب، خانواده برعهده دارد. چون خانواده از همان ابتدای تولد، با فرزند ارتباط دارد. خانواده‌ها باید با تربیت صحیح اسلامی، فرزندان خود را از گرایش و انحراف به بدحجابی نجات دهند. همچنین از آنجایی كه بسیاری از بدحجاب‌ها، برای ازدواج(عرضه كردن خود به منظور یافتن همسر)، اقدام به این پوشش و آرایش می‌كنند، خانواده‌ها نیز باید شرایط ازدواج جوانانشان را هرچه زودتر فراهم كنند. خانواده‌ها باید فرهنگ و آداب و رسوم غلط درباره ازدواج را كنار گذاشته و طبق تعالیم اسلام، سیره پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) عمل كنند. باید سختگیری‌ها و موارد كم اهمیت(تمكّن مالی، منزل شخصی، اتومبیل، ثروت، مهریه زیاد و...) را كنار بگذارند. خانواده‌ها نباید با بالابردن سن ازدواج، نفت بر آتش بدحجابی و فساد جنسی جامعه بریزند! رهبر انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «ممكن است بگویید ماه محرّم است؛ اما ازدواج اسلامی كه بدون تشریفات و قیود و تجملات غلط باشد، محرّم و ربیع الاول نمی شناسد.
آنچنان ازدواجی همیشه مبارك است. ای جوان ها! به ازدواج بشتابید. ای پدرها و ای مادرها! دختران و پسران را كه آماده ازدواج هستند، تزویج كنید. این همه قیدوبند قرار ندهید. ای پدران دخترها! دخترها را برای داماد پولدار و اشرافی و شغل دار و نام و نشان دار و اسم و رسم دارنگه ندارید. اگر می‌بینید یك جوان، مسلمان مومنی است، دختر و پسر هر دو مسلمان و هر دو هم كفو، وسایل ازدواجشان را فراهم كنید. این قدر سنگ بر سر راه ازدواج نیندازید. ای پدران پسرها! مخصوصاً ای مادران پسرها! و ای خود پسرهایی كه می‌خواهید داماد بشوید! در ازدواج، معیارهای اسلامی را در نظر بگیرید. همه‌اش دنبال زیبایی نروید. چقدر صورت‌های نازیبایی است كه بر روی دل‌های زیبایی قرار دارد. دخترانی كه به خاطر نازیبایی محكومند در خانه‌ها بمانند، چه گناهی كرده‌اند؟ چرا بعضی‌ها این قدر ظلم می‌كنند؟ چرا ارزش‌های اسلامی را نادیده می‌گیرند؟
چرا مسئله سن و شكل این قدر به نظرشان تعیین كننده است؟ چرا باید بعضی از دخترهایی كه مومن هستند، با یك مقدار سنشان كه بالا رفته یا چندان از زیبایی بهره‌ای ندارند، از نعمت ازدواج و تشكیل خانواده و نعمت تربیت فرزند، محروم بمانند؟ خوشا به حال آن فرزندی كه در دامن چنین زنان پاكی پرورش پیدا كند. خوشا به حال آن مردی كه چنین زن پاك و مقدسی در خانه داشته باشد. این معیارهای طاغوتی را دور بریزید. پدرها و مادرها! تقوای خدا پیشه كنید در امر ازدواج. این همه قرآن به ما می‌گوید، اسلام به ما می‌گوید، مهریه را سنگین نكنید، دنبال جهیزیه‌های سنگین نباشید، دنبال نام و نشان و شغل نباشید. پسر مسلمان، دختر مسلمان، هر دو دارای معرفت اسلامی، هر دو دارای دل مومن، اینها كفو هم اند. بگذارید زندگی مشترك را شروع كنند. چقدر مسئله به من مراجعه می‌شود در همین زمینه‌ها، مرتب جوان‌ها، پسرها، دخترها، شكایت و گله می‌كنند از دست خانواده‌های سختگیر. مخصوصاً پدر و مادرهای بعضی از دختران. من در این موقع مقدس، در این موضوع مقدس، در حضور شما جمعیت عظیم و انبوه، در خطبه نماز جمعه خواهش می‌كنم به حكم خدا برگردید، آنچه را كه خدا گفته، آن را معتبر بدانید.» همچنین ایشان می‌فرمایند: «ما باید شایستگی خود را ثابت كنیم.
مگر نمی گوییم كه جهیزیه آن بزرگوار(حضرت زهرا(سلام الله علیها)) چیزهایی بود كه انسان با شنیدن آنها، اشكش جاری می‌شود؟ مگر نمی گوییم كه این زن والامقام، برای دنیا و زیور دنیا هیچ ارزشی قائل نبود؟ مگر می‌شود كه روز به روز تشریفات و تجمل گرایی و زر و زیور و چیزهای پوچ زندگی را بیشتر كنیم و مهریه دخترانمان را زیادتر نماییم؟! اوایل كه گاهی بعضی‌ها مهریه عقد را یك خرده گران قرار می‌دادند، ما شوخی می‌كردیم و می‌گفتیم شما كه می‌خواهید مثلاً فلان قدر سكه قرار بدهید، پس یكباره بگویید 72 سكه! اما حالامی بینیم كه تعیین مهریه‌های گرانقیمت، واقعی شده است! واقعاً چه خبر است؟ شما كه پدر آن دختر هستید، آیا می‌توانید ادعا كنید كه پیرو پدر فاطمه(سلام الله علیها) هستید؟ این طوری نمی شود؛ ما باید به حال خودمان فكری بكنیم.»

جامعه‏
مردم در جامعه نیز باید به گونه ای با بدحجاب‌های معاند رفتار كنند كه باعث تحقیر آنها و در انزوا قرار دادن آنها شود. باید جو عمومی جامعه بر بدحجاب‌ها فشار بیاورد تا جرات حرمت شكنی نداشته باشند. مردم باید در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منكر، فعال باشند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «زمانی كه امّت من امر به معروف و نهی از منكر را ترك كند، باید خود را برای عذاب خدا آماده سازد.» مردم باید به هیچ كس اجازه ندهند با پوششی غیر اسلامی و نامناسب در اماكن عمومی و خیابان‌ها تردد كند. اگر فریضه امر به معروف و نهی از منكر، احیا شود، بسیاری از مشكلات و معضلات جامعه حل خواهد شد. اما این فریضه، یا انجام نمی‌شود، یا خیلی بد انجام می‌شود. برخی كه دلسوز هم هستند اما شیوه امر به معروف و نهی از منكر را نمی‌دانند، به جای اصلاح، تخریب می‌كنند.
«جوان‌های‌ ما دلشان می‌خواهد كه وقتی ما گفتیم امر به معروف كنید، یك خنجر به دستشان بدهیم بگوییم اگر نشد، بزن! در حالی كه این زدن یك كار دیگری است، من اصلاً این كار را از تو خواسته‌ام؟! من مرحله دوم را كه زبانی است، از تو می‌خواهم. اگر همین كار انجام بگیرد و شما بتوانید به مردم تفهیم كنید كه اگر كار خلافی دیدند بگویند: »آقا نكن« و بروند، ده نفر بگویند: »نكن« و بروند، اگر كسی طاقت پیدا كرد این خلاف را دوباره انجام دهد؛ نمی تواند بكند. اینكه می‌بینید وقتی شما دوبار یا سه بار گفتید »نكن« او عصبانی می‌شود و یقه شما را می‌گیرد، پیداست كه این ضربه شكننده است، اگر شكننده نبود عصبانیت نداشت.» «اینكه ناهی از منكر بگوید»خانم! حجابت را رعایت كن« و رد شود و برود، اینكه مفسده‌ای ندارد.» برخی هم از انجام این فریضه خجالت می‌كشند و یا از عواقب آن می‌ترسند. «من دو تذكر را به شما جوانان بدهم در هر جای كشور كه هستید؛ اولاً: امر به معروف و نهی از منكر یك واجب‏‎ ‎است، رو در بایستی و خجالت بر نمی دارد. ما گفتیم كه اگر كسی مرتكب یك خلافی می‌شود، امر كنید به معروف و نهی كنید از منكر؛ یعنی به زبان بگویید. همین گفتن به زبان؛ نگفتیم مُشت و سلاح و قوّت به كار ببرید، لازم نیست.» و اما عده ای هم هستند كه امر به معروف و نهی از منكر را بی تاثیر می‌دانند و معتقدند كه هیچ فایده ای ندارد. «ما چرا این حكمت الهی را درك نمی كنیم و حاضر نیستیم از این ابزار عظیم الهی استفاده كنیم؟ عمل كنید، تا ببینید می‌شود یا نمی شود.؟»
كسی كه می‌خواهد امر به معروف و نهی از منكر كند، نباید ترس و دلهره به دلش راه بدهد و یا خجالت بكشد. باید حسین وار، این فریضه را انجام دهد. «چه‏كسی می‏تواند از این فضیلت‌ها دفاع كند؟ آن جوان مومنی كه دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته و می‏تواند بایستد و از فضیلت‌ها دفاع كند. كسی كه خودش آلوده و گرفتار است كه نمی‏تواند از فضیلت‌ها دفاع كند! این جوان بااخلاص می‏تواند دفاع كند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزش های‏اسلامی می‏تواند دفاع كند. لذا، چندی پیش گفتم: »همه امر به معروف و نهی از منكر كنند.« الان هم عرض می‏كنم: نهی از منكر كنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعی شماست. امروز مسئولیت انقلابی و سیاسی شما هم هست.»7 همچنین حضرت امام(ره) فرمودند: «از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و كشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند.»‏
همچنین مردم عزیز باید از مسئولین كشور، به طور جدی مطالبه كنند تا مسئولین هم به وظایف خود در این زمینه عمل نمایند. مردم نقشی تعیین كننده در تداوم یا ریشه كنی بدحجابی دارند. اگر به وضع موجود رضایت دهند، ممكن است مسئولین در غفلت و سهل انگاری به سر ببرند و اقدام موثری انجام ندهند. اما اگر مردم، نارضایتی خود را از وضعیت حجاب در جامعه، به اطلاع مسئولین برسانند و با جدیت و پیگیری، از آنها مطالبه كنند، منجر به آن خواهد شد كه مسئولین هم(لااقل تحت فشار افكار عمومی) وظیفه خود را انجام دهند.‏
و بالاخره مردم و مسئولین، همه با هم باید در جهت اصلاح الگوی حجاب و مبارزه با پدیده بدحجابی و فساد جنسی در جامعه، همكاری و تلاش كرده و كار و همت خود را در این زمینه نیز مضاعف نمایند. یقیناً ملت مسلمان، انقلابی، حزب اللهی و بسیجی ایران، مثل همیشه، با توكل به خدای متعال و دعای حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرج شریف) و رهنمودهای راهگشای پیشوای معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای(ادام الله تعالی ظله علی رئوس المسلمین)، این مرحله از انقلاب اسلامی را نیز با موفقیت پشت سر خواهد گذاشت و در جنگ نرم دشمنان نیز پیروز میدان خواهد بود. إن شاءالله.‏

برگرفته از : روزنامه رسالت، شماره 7212 به تاريخ 89/12/7


جامعه هنری ، گلوگاه مسئله حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

هفدهم دي ماه در کشور ايران، يادآور يکي از حوادث بسيار تلخ فرهنگي بود که بنيان بسياري از ناهنجاري ها و مشکلات فرهنگي و اجتماعي تاريخ ايران شد.هفتاد و شش سال پيش در چنين روزي ميرپنج بي سواد به اشارت اربابان غربي اش حجاب را از سر ناموس شيعه برداشت.
به عقيده نويسندگان و صاحب نظران، مبارزه با حجاب اسلامي زنان مسلمان در كشورهاي اسلامي هيچگاه يك پديده دروني نبوده و منشأ بيروني داشته است. اين پديده، تهاجمي استعماري با هدف مسخ هويت اسلامي مردم، ايجاد انشقاق و جدائي در ميان ملل مسلمان، ترويج فرهنگ غرب، رواج ابتذال در جوامع اسلامي و نهايتاً انهدام اساس استقلال مسلمانان مي‌باشد.
«همفري» كارشناس و جاسوس معروف انگلستان در كشورهاي اسلامي كه از فعالان رواج فرهنگ غربي در ميان ملل مسلمان مي‌باشد، در كتاب خاطرات خود به موارد متعددي از خصوصيات مسلمانان از جمله اعتقاد به مباني اسلامي، حفظ حجاب اسلامي، استحكام كانونهاي خانواده و تبعيت فرزندان از روش پدران و نياكان اشاره كرده و لزوم مبارزه با اين مباني و ارزش ها را مورد تأكيد قرار داده است.
وي كه مأمور اعزامي وزارت مستعمرات انگليس به كشورهاي اسلامي بوده، از بي‌حجابي و برداشتن حجاب زنان و رواج بي‌بند و باري به عنوان يكي از مؤثرترين روش ها در مبارزه با استقلال ملت هاي مسلمان ياد كرده است. توصيه‌هاي «همفري» در بسياري از كشورهاي اسلامي توسط دولت هائي كه به دربار لندن و يا متحدان اروپائيش وابسته بوده‌اند، به اجرا گذارده شده است.
به گزارش اسناد تاريخي، اسماعيل پاشا در مصر كه در 1863 ميلادي بر تخت سلطنت نشست در 1870 به آزادي زنان با مفهوم اروپائي آن در كشورش رسميت داد. در الجزاير نيروهاي اشغالگر فرانسوي براي در هم شكستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه عليه حجاب زنان روي آوردند.
در تركيه، مقابله با حجاب اسلامي از نخستين برنامه‌هاي كمال آتاترك براي اسلام‌ زدائي بود. اين برنامه‌اي بود كه در كنار ساير تصميمات از جمله منسوخ‌كردن دادگاه هاي شرعي، تعطيل مدارس علوم ديني، جايگزين كردن قوانين اروپايي به جاي نظام شريعت، رواج رسم‌الخط لاتين، تغيير تاريخ هجري به ميلادي، اعلام تعطيلي يكشنبه‌ها به جاي جمعه‌ها و ... به اجرا گذارده شد.
در افغانستان نيز امان‌الله خان با تأسيس «انجمن حمايت از نسوان» در 1928، باني مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن كشور گرديد. كشف حجاب در ايران كشف حجاب در ايران نيز پديده خودجوش داخلي نبود و محرك‌هاي خارجي داشت. اين پديده ناشي از تأثير فرهنگ و آداب و رسوم غربي تحت عنوان «تجددخواهي» در ميان ايرانيان، به ويژه كساني است كه افكار و زندگي غربي را تجربه كرده‌اند. در اين بين اراده دولتمردان نقش مكمل داشته و در اشاعه آن تأثير بسزايي داشته است.
در عين حال نبايد فراموش کرد، جديت و قساوت پهلوي کودتاگر براي اجبار زنان براي حذف حجاب به حدي بود که موضوع کشف حجاب در ايران به نوعي ديگر رنگ و بوي متفاوتي گرفت و آثار آن پديده بعد از هفتاد و چند سال هنوز جامعه ي اسلامي را آزار مي دهد.
حکومت پهلوي حدود 4 دهه نه تنها رنگ چادر و روسري زنان را به خاک و خون و تحقير و ناچيز شمردن پيوند داد . بلکه در گام هاي بعدي نواميس شيعه را به ابتذال هايي بالاتر و زشت تر از پديده اي مثل بي حجابي رهنمون شد.که کمترين آن قانوني شدن تن فروشي بود. قانوني شدن پديده اي که بعد از گذشت سال ها در 39 ايالت از 40 ايالت آمريکاي ليبرال و سکولار هنوز غير قانوني است.
بي عفتي هايي که بر سر زنان آبرومند ايراني در جشن هاي ننگين تخت جمشيد روا داشته شد ،هنوز رازهاي سر به مهر تاريخ سياه پهلوي ها ست و حکايت از آن دارد که برنامه ي پهلوي در حوزه رفع حجاب و مقابله با آن يک برنامه ي يک جنبه اي نبود.
درباره ي اين که سياهي چادر و عظمت حجاب زنان مسلمان چرا هميشه خار چشم استعمارگران بوده و هست و چرا هنوز هم - عليرغم ادعاي آزادي در غرب – براي رفع حجاب از سر هنرمندان و شخصيت هاي مسلمان در رسانه هاي جاسوسي جشن گرفته مي شود، سخنان بسياري گفته شده است ، و اين که چرا شيطان به مستي بنيان کن نوع بشر با شراب ، زن و غضب هنوز دل بسته و اميدوار است؟ اما هنوز هنر حجاب و عفاف و طريقت نشر آن در جامعه ي اسلامي ، جرياني نيست که بتواند زيبايي هاي اين چنيني اش را به دنيا نشان دهد و اين باعث تاسف براي همه ماست که وديعه ي فرهنگي حجاب در ميان گنجينه هاي فرهنگي ما هم چنان در حجابي از کم مسئوليتي من و ماست .
يکي از سوالاتي که همواره در زمينه کار فرهنگي براي جبران صدمات کشف حجاب مطرح بوده و هست اين است که جامعه هنري به عنوان راهنماي جامعه چقدر توانسته خود را از فرهنگ غرب زده ي شاهي بيرون کشيده است تا بتواند در اين زمينه گام هاي مناسبي بردارد؟
و به عکس انتظاري که هميشه از قشر پيشرويي مانند هنرمندان مي رود،چرا بخش هاي قابل توجهي از جامعه هنري ما، بيش از ساير بخش ها از طاعون شل حجابي و بي حجابي رنج مي برد و پشت صحنه ي مراسم هنري ، محافل هنري و بسياري از بخش هاي مطرح اين حوزه مايه شرم هنر متعهد ايراني و اسلامي است و چرا حجاب براي هنر ايراني يک ارزش عملياتي نيست ،و هنوز شبکه هاي جاسوسي براي کشف حجاب مجدد و از بين بردن حرمت پوشش ديني بيش از ساير قشر - متاسفانه - روي هنرمندان کشور ما حساب باز مي کنند؟
اينها اموري است که بعد از سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي بايد بدان دقت بيشتري مبذول داشت. و بايد دانست تا الگوهاي جامعه اين چنين درباره ي رعايت هنجارها بي توجه و کم توجه است و اگر اباحه گري در جامعه ي فرهيخته ي ما امري معمول باشد ،نبايد از جامعه انتظار داشت که به صلاح و سداد آيد و به بيان ديگر:
قشر هنرمند ،گلوگاه اصلاح جامعه و گلوگاه مسئله حجاب در امت اسلامي ما است.
و هنرمند ايراني که به اسلام تعهد دارد بايد بيش از اين ها در مورد حق خود جدي باشد ،حالا که جبهه کفر بر سر ناحق خود اين گونه پافشاري مي کند...

برگرفته از : سازمان بسیج هنرمندان 


چگونگی حجاب زنان سالمند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

حجاب

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

 

بحثی پیرامون حجاب زنان سالمند

«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. (نور؛60) و بر زنان وانشسته ای که امید ازدواجی ندارند گناهی نیست که لباس های خود را کنار بگذارند بی آن که زینتی را ظاهر سازند، و عفّت ورزیدن برای آنان بهتر است، و خدا شنوا و دانا است

مطابق این آیه حجاب و پوشش برای زنان سالخورده و ناامید از زناشویی و بی میل به امور جنسی واجب نیست.

به طور کلی از آیات قرآن استفاده مى‏شود که در مسأله‏ى حجاب، ملاک این است که پوشش بانوان تحریک کننده و شهوت انگیز نباشد، زیرا تنها موارد زیر را استثنا نموده است:

(غیر اولى‏ الاربه) کسى‏ که شهوتى‏ ندارد.

(او الطفل الّذین لم یظهروا على‏ عَورات النساء) بچّه‏اى‏ که از مسائل شهوت، چیزى‏ نمى‏داند.

(حین تَضعون ثیابکم) هنگامى‏ که لباستان را کنار مى‏گذارید و با همسر خود هستید.

(لا یَرجون نکاحاً) زنان از کار افتاده‏اى‏ که امید ازدواج ندارند.

کلمه" قواعد"، جمع قاعده است، که به معناى زنى است که از نکاح بازنشسته باشد، یعنى دیگر کسى به خاطر پیرى‏اش میل به او نمى‏کند، بنا بر این جمله" اللَّاتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً" وصفى توضیحى براى کلمه قواعد است، و بعضى گفته‏اند: کلمه مذکور به معناى زنى است که از حیض یائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه است.

و در تفسیر مجمع البیان گفته: کلمه" تبرج" به معناى این است که زن محاسن و زیبایى‏هاى خود را که باید بپوشاند اظهار کند، و این کلمه در اصل به معناى ظهور بوده، برج را هم به همین جهت برج نامیده‏اند، که بنایى است ظاهر و پیدا. (1)

منظور برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنار گذاشتن لباسهاى رو است که بعضى روایات از آن تعبیر به چادر و روسرى کرده است (الجلباب و الخمار)

این آیه در معناى استثنایى است از عموم حکم حجاب، و معنایش این است که بر هر زنى حجاب واجب است الا زنان مسن، که مى‏توانند بى حجاب باشند، البته در صورتى که کرشمه و تبرج نداشته باشند. و جمله" وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ" کنایه است از خودپوشى، یعنى همین زنان سالخورده نیز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است.

امام صادق (علیه السلام) درباره‏ این آیه فرمودند: مراد کنار گذاشتن روسرى‏ و روپوش است نه برهنگی. (2)

در واقع استثناء موجود در آیه دو شرط وجود دارد:

- نخست اینکه به سن و سالى برسند که معمولا امیدى به ازدواج ندارند، و به تعبیر دیگر جاذبه جنسى را کاملا از دست داده اند.

- دیگر اینکه در حال برداشتن حجاب خود را زینت ننمایند .

روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حکم را از آنان برداشته است.

این نکته نیز روشن است که منظور برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنار گذاشتن لباسهاى رو است که بعضى روایات از آن تعبیر به چادر و روسرى کرده است. (الجلباب و الخمار)

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) در ذیل همین آیه مى‌خوانیم که فرمود: الخمار و الجلباب، قلت بین یدى من کان؟ قال: بین یدى من کان غیر متبرجة بزینة: ((منظور روسرى و چادر است، راوى مى گوید از امام پرسیدم: در برابر هر کس که باشد؟ فرمود: در برابر هر کس باشد، اما خودآرائى و زینت نکند.))(3)

کلمه" قواعد"، جمع قاعده است، که به معناى زنى است که از نکاح بازنشسته باشد، یعنى دیگر کسى به خاطر پیرى‏اش میل به او نمى‏کند، بنا بر این جمله" اللَّاتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً" وصفى توضیحى براى کلمه قواعد است، و بعضى گفته‏اند: کلمه مذکور به معناى زنى است که از حیض یائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه است

اصل استثناء این گروه از حکم حجاب در میان علماى اسلام محل بحث و گفتگو نیست، چرا که قرآن ناطق به آن است، ولى در خصوصیات آن گفتگوهائى وجود دارد از جمله اینکه : در مورد سن این زنان و این که تا چه حد برسند حکم ((قواعد)) را دارند گفتگو است در بعضى از روایات اسلامى تعبیر به ((مسنه )) شده (زنان سالخورده)

در حالى که در بعضى دیگر تعبیر به ((قعود از نکاح )) (بازنشستگى از ازدواج ) آمده .

ولى ظاهر این است که همه این تعبیرات به یک واقعیت اشاره مى کند و آن اینکه به سن و سالى برسند که معمولا در آن سن و سال کسى ازدواج نمى کند، هر چند ممکن است به طور نادر چنین زنانى اقدام به ازدواج بنمایند.

و نیز در مورد مقدارى از بدن که جایز است آنها آشکار کنند، در احادیث اسلامى تعبیرات مختلفى آمده ، در حالى که قرآن به طور سر بسته گفته است مانعى ندارد که لباسهاى خود را فرو نهند که البته این تعبیر ظاهر در لباس رو است .

اما با همه اینها این یک حکم الزامى نیست ، بلکه اگر آنها مانند زنان دیگر پوشش را رعایت کنند ترجیح دارد، چنانکه در ذیل آیه آمده است.

 

پی نوشت ها:

1- مجمع البیان، ج 7، ص 154.

2- تفسیر المیزان ذیل آیه فوق

3- تفسیر نمونه ذیل آیه فوق


پیوندهای گسستنی و ناگسستنی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

«وَالَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛(خردمندان) کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به برقراری آنها فرمان داده است حفظ می کنند و از خدای خود و سختی حساب می ترسند». در این آیه سه علامت دیگر انسان های عاقل بیان شده است که عبارتند از:

ب)صله رحم؛

ج)ترس از عذاب پروردگار؛

د)ترس از عذاب آخرت.

یک فرد با ایمان پیوندی با خدا دارد که از صمیم دل به آن معتقد است و همه شؤون خود را از مرگ و زندگی و... از آن او می داند و پیوندی نیز با مردم دارد و در بین آنان زندگی می کند و از کمک ها و همکاری هایشان بهره می برد و آنان بخشی از بار زندگی او را به دوش می کشند. فرد عاقل و خردمند هر دو پیوند را محترم می شمارد و به کلیه پیوندها احترام می گذارد؛ زیرا گسستن پیوندهای الهی جز یأس و نومیدی و آلودگی به گناه چیزی نیست. زندگی مادی بدون تکیه گاهی معنوی، جز بدبختی نتیجه ای ندارد و پشت پا زدن به پیوندهای اجتماعی، در حالی که یک نوع نمک نشناسی و ناجوانمردی است، خود موجب گسسته شدن رابطه فرد با اجتماعی است که بار زندگی او را به دوش گرفته و صمیمانه به او خدمت می کند. احترام به این دو پیوند پیش از آن که نشانه ایمان باشد یکی از نشانه های افراد عاقل و فهمیده است که از این دو پیوند برای سعادت و خوشبختی خود استفاده می کنند.

این آیه و هم چنین آیات بعدی در صدد بازگویی نشانه های افراد عاقل و خردمند است، امّا چگونه این آیه به این دو پیوند اشاره می کند؟ به بیانی روشن تر، آن جا که آیه از خشیت در برابر خدا و ترس از سختی حساب سخن می گوید[1]، هدف آن بیان حفظ پیوند با خداست؛ زیرا مردان عاقل و واقع بین، در پرتو توجه به عظمت خدا و احساس کوچکی در برابر آن قدرت بی نهایت، کانونی از خشیت و بیم، خضوع و خشوع می گردند. کدام خردمند است که در سنجش بی نهایت نیاز با بی نهایت قدرت و عظمت، بیم و خشیت به او دست ندهد؟ آن جا که آیه سخن از احترام به پیوندهایی به میان می آورد که خدا به برقراری آنها دستور داده است [2]، هدف بازگویی پیوندهای معنوی اجتماعی است که در آیین مقدس اسلام به طور مؤکد به حفظ آنها دستور داده شده است. اکنون باید دید مقصود از پیوندهایی که خداوند به حفظ آنها فرمان داده چیست؟ در اسلام یک سلسله پیوندها به طور مؤکد محترم شمرده شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

1.احترام به پیامبران عالی قدر و پیشوایان بزرگ.[3] در قرآن احترام به دسته دوم و مودّت با آنان، پاداش رسالت و یا چیزی مانند آن معرفی شده است آن جا که می فرماید: «...قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی..؛[4] بگو من(پیامبر) در برابر آن خدمات ارزنده خود به جامعه انسانی مزد و پاداشی نمی خواهم، جز این که به نزدیکان من مهر بورزید و بدانان احترام بگذارید». مقصود از «ذوی القربی» آن گروه از بستگان پیامبر است که، مهر و مودّت آنان موجب سعادت انسان و از این رهگذر از هدایت و راهنمایی آنان بهره مند می شود و به عبارت دیگر، مقصود از این که به آنان مهر ورزیم این نیست که تنها به موضوع محبت اکتفا کنیم؛ بلکه مهر به آنان سبب می شود با آنان ارتباط پیدا کرده، از رهبری و دانش هایشان، که از پیامبران به ارث برده اند، بهره مند شویم و از هدایت و راهنمایی دیگران بی نیاز گردیم.

2.احترام به پدر و مادر و تحکیم روابط خود با آنان. قرآن مجید در موارد گوناگونی به این نوع پیوند که میان پدر و مادر و فرزند برقرار است اشاره کرده و به هر دو طرف توصیه می کند درباره یکدیگر نیکی کنند؛ مثلًا به فرزندان دستور می دهد با پدر و مادر به نیکی رفتار نمایند چنان که می فرماید: «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا...؛[5] با آنان به خوبی رفتار کن». هم چنین در آیات دیگری به پدر و مادر دستور داده است که نیازمندی های فرزندان خود را تا حد امکان و توانایی تأمین نمایند.

3.پیوند با بستگان و خویشاوندان نزدیک و دور. در هیچ آیینی مانند اسلام به این نوع پیوند توجه نشده است و با مراجعه به آیات و احادیث اسلامی اهمیت حفظ پیوند با بستگان و به اصطلاح «صله رحم» به خوبی روشن می گردد. یکی از آیات قرآن قاطعان رحم را در کنار مفسدان نام برده و می فرماید: «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ* أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعَمی أَبْصَارَهُمْ؛[6] آیا در نظر داشته اید که پس از کسب قدرت در روی زمین فساد کنید و قطع رحم نمایید؟ آنان کسانی هستند که خداوند آنهارا از رحمت خود دور ساخته و چشم و گوش آنها را بسته است».

4.احترام به معلم، رعایت حقوق دوستان و همسایگان. احترام و حفظ همه این پیوندهایی که بیان کردیم از نظر اسلام لازم است و از گسستن آنها نهی شده و جمله «الَّذِینَ یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ» با مفاد کلیی که دارد شامل همه اینها می شود.
پیوندهای گسستنی و ناگسستنی

اگر اسلام به حفظ یک سلسله پیوندها دستور داده، در برابر آن، مسلمانان را به بریدن قسمتی از پیوندها و روابط نیز فرمان داده است؛ مثلًا وظیفه افراد با ایمان را این می داند که با دشمنان خدا و پیامبر- هر چند پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنان باشند- پیوند محبت و دوستی بر قرار نکند آن جا که می فرماید: «لَاتَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْاخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَو کانُوا آبَاءَهُمْ أَو أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَو عَشِیرَتَهُمْ أُولئِک کتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ؛[7] هرگز گروهی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، کسانی را که با خدا و پیامبر او دشمنی دارند، دوست نمی دارند اگر چه آنان پدران و فرزندان و برادران و بستگان آنان باشند. آنان کسانی اند که در دل هایشان ایمان نوشته شده است». در آیه دیگر می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکمْ أَولِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَد کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ؛[8] ای افراد با ایمان، دشمن من و دشمن خود را، ولی و دوست خود قرار ندهید و طرح دوستی با آنان نریزید؛ زیرا آنان آیین حقی را که پیش شماست انکار ورزیده اند».

قرآن مجید در این موضوع به اندازه ای پافشاری دارد که حتی اجازه نمی دهد یک فرد مسلمان برای خویشاوندان مشرک خود، که در حال شرک و کفر از دنیا رفته اند، طلب آمرزش کند؛ زیرا چنین پدر مشرکی با فرزندان با ایمان خود ارتباطی ندارد چنان که می فرماید: «مَا کانَ لِلنَّبِی وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکینَ وَ لَوْ کانُوا أُولی قُربی؛[9] پیامبر و افراد با ایمان حق ندارند درباره بستگان مشرک خود دعا کنند و برای آنان آمرزش بطلبند». اصرار قرآن در بریدن چنین پیوندها برای این است که مبادا بر اثر معاشرت و رفت و آمد و ابراز مودّت و علاقه به آنان، جامعه مسلمانان به انحراف فکری دچار شود و تحت تأثیر اخلاق بد و صفات مذموم و رفتار ناشایست آنان قرار گیرد و باید برای چنین مصلحت بزرگی، عاطفه خویشاوندی را نادیده گرفت.

پی نوشت ها:

[1] «وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ از خداى خود خشيت دارند و از سختى حساب روز رستاخيز مى ‏ترسند».

[2] «وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَر اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ...؛ كسانى كه پيوندهايى را كه خداوند به برقرارى آنها دستورداده است ثابت و استوار نگاه مى ‏دارند».

[3] در روايات ما با آيه مورد بحث به لزوم حفظ پيوند دوستى با اهل بيت پيامبر استدلال شده است‏ر.ك: تفسير برهان، ج 2، ص 288. در حقيقت مفهوم كلى و وسيع آيه به موردى از موارد آن تطبيق شده است.

[4] شورى(42) آيه 23.

[5] لقمان(31) آيه 15.

[6] محمد(47) آيه 22 و 23.

[7] مجادله(58) آيه 22.

[8] ممتحنه(60) آيه 1.

[9] توبه(9) آيه 113.


همگونی «جلباب» قرآنی و چادر مشکی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

درآمداز نظر قرآن شكل خاصى از حجاب و پوشش كه تأمين‏كننده حجاب حداكثرى است «جلباب» نام دارد كه در آيه زير بيان شده است:«يا أيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيِبِهنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً؛(1)اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‏هاى خود را بر خويش فرو افكنند. اين كار براى اينكه شناخته نشوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است (و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.»

مفهوم، اندازه، كاركرد و رنگ جلباب

1- مفهوم جلباب‏
اصل ريشه لغوى جلباب، «جيم»، «لام» و «باء» است كه طبق نقل برخى كتاب‏هاى لغت مثل معجم مقاييس اللغه داراى دو معناست:معناى اوّل آوردن شى‏ء از جايى به جايى،و معناى دوم چيزى كه شى‏ء ديگر را مى ‏پوشاند.جلباب از معناى دوم مشتق شده است.(2) واژه جلباب (با كسر جيم) در اصل مصدر فعل رباعى «جلبب» است كه از مصدر اسم ذات اراده شده، نام پوشش ويژه‏اى قرار گرفته است. تعبير از اسم ذات به وسيله مصدر، باعث شده است كه مبالغه در پوشاندن را بفهماند، به گونه‏اى كه دلالت بر معناى پوشش بزرگ و كامل كند.(3)
گفته شد كه جلباب نام پوشش ويژه‏اى است؛ اين پوشش چيست و ويژگى‏هاى آن چه مى‏باشد؟ يكى از واژه‏هاى قرآنى كه اختلاف در تفسير معناى آن وجود دارد، واژه جلباب است. چه بسا خاستگاه اختلاف، اختلاف آداب و رسوم و نوع پوشش‏ها براساس زمان‏ها و مكان‏هاى مختلف باشد. مهم اين است كه بررسى شود جلباب هنگام نزول آيه به چه معنا و مفهومى بوده است.(4) به رغم وجود اختلاف در تفسير معناى جلباب حتى كسانى كه تصريح كرده‏اند در معناى آن اختلاف است نيز قبول دارند كه در اصل لغت به معناى پوشش گسترده و فراگير است كه ظاهر و روى همه بدن را مى‏پوشاند.
گرچه در اسم‏گذارى براى بيان پوشش گسترده از واژه‏ها و تعبيرهاى همانند و نزديك به هم مثل ملائه، عبائه، رداء، ازار و كساء استفاده كرده‏اند ولى همه الفاظ مختلف بيان‏كننده معناى پوشش سرتاسرى و كامل است كه قسمت‏هاى بيرونى و ظاهرى بدن را مى‏پوشاند و روى لباس‏هاى ديگر پوشيده مى‏شود.(5)
در ادامه ملاحظه خواهيد كرد كه بسيارى از همين الفاظ و تعابير در مورد نحوه پوشش زنان اهل بيت به كار رفته است.در ايران و در زبان فارسى و فرهنگ‏هاى لغت عربى به فارسى، پوشش گسترده قرآنى (كه براى حجاب و پوشش بانوان مسلمان در برخورد با نامحرم و در بيرون از منزل به كار مى‏رود) با لفظ و اسم «چادر» شناخته مى ‏شود.در دوره اسلامى چادر )Cador(يا چادَر )Cadar( (به عربى: Sader) به شكل تن‏پوشى رويى، بى‏آستين، گشاد و چيره بر بدن، توسط زنان در ايران با توجه به ضوابط پوشش اسلامى انتخاب گرديد. در آيه 59 سوره احزاب، حكم شرعى اين است كه زنان هنگام بيرون رفتن از خانه مى‏بايد تن‏پوش‏هاى رويى را به دور خود بپيچند. جلباب، تن‏پوشى رويى بزرگ بوده كه سر و بدن را مى‏پوشانده، به نظر مى‏رسد به معناى چادر امروزى باشد.

چادر (به عنوان يكى از كامل‏ترين انواع تن‏پوش‏هاى مورد قبول براساس معيارهاى اسلامى) شكل يكسانى نداشته است. آثار ادبى اين احتمال را مى‏رساند كه چادر در اصل روبنده يا تن‏پوشى بوده كه كل بدن و صورت را در بر مى‏گرفته است.(6) چادر احتمالاً از پوشش مخصوص نماز كه تن‏پوشى يكپارچه و كاملاً پوشاننده بوده، به جامه هم شكل زنان ايرانى در بيرون از خانه تبديل شده است.زنان طبقات متوسط سنتى تمايل به استفاده از دو چادر داشتند: يكى براى بيرون از منزل (كه تيره‏رنگ و اغلب از جنس كرپ چينى بوده) و ديگرى كه براى نماز خواندن، روشن‏تر بوده و داخل جانماز به صورت تاكرده قرار مى‏گرفته،(7) اكنون نيز چنين است.
برخى فرهنگ‏نامه ‏هاى ويژه لغات قرآن كه جلباب را چادر معنا كرده ‏اند:
1- لسان ‏التنزيل،(8)
2- فرهنگ‏نامه قرآنى،(9)
3- الدّرّ فى الترجمان،(10)
4- تفسير مفردات قرآن نسخه كهن،(11)
5- نثر طوبى،(12)
6- قاموس قرآن،(13)
7- واژه ‏هاى دخيل در قرآن مجيد.(14)
برخى تفسيرهاى قرآن كه جلباب را چادر معنا كرده‏اند:
1- تفسير نسفى،(15)
2- تفسير شريف لاهيجى،(16)
3- تفسير ابوالفتوح رازى،(17)
4- مخزن‏العرفان،(18)
5- مواهب علّيه (تفسير حسينى)،(19)
6- تفسير سورآبادى،(20)
7- تفسير شريف البلابل و القلاقل،(21)
8- تفسير اثنى‏عشرى،(22)
9- منهج‏الصادقين فى الزام المخالفين،(23)
10- اطيب البيان فى تفسير القرآن.(24)
برخى رساله‏ هاى علمى در باره حجاب كه جلباب را چادر معنا كرده ‏اند:
1- سدول الجلباب فى وجوب الحجاب (1291ش) آيت ‏اللَّه سيدعبداللَّه بلادى بوشهرى.
2- رساله شريفه لزوم حجاب (1293ش)، مؤلف: چند نفر از مسلمين مشروطه ‏خواه.
3- رساله ردّ كشف حجاب (1296ش) سيداسداللَّه خرقانى.
4- صواب الخطا فى اتقان الحجاب (1304) ميرمحمد هاشم مرندى خويى.
5- جوابيه مقاله ضالّه طالبين رفع حجاب (1306ش) زينب‏بيگم شيرازى.
6- وسيلة العفاف يا طومار عفت (1306ش) شيخ يوسف نجفى گيلانى.
7- سرادق دوشيزگان و سعادت ايرانيان در وجوب حجاب و لزوم نقاب (1307ش) سيدمحمدعلى مباركه ‏اى.
8- رساله حجابيه (1317ش) شيخ فياض‏الدين زنجانى.
9- رساله در اثبات وجوب حجاب (1324ش)، مباحثه مكتوب ابوالفضل حاذقى و سيدعلى‏اصغر لارى.
10- حجاب و پرده‏دارى (1324ش)، مباحثه مكتوب ابوالفضل حاذقى و سيدعلى‏اصغر لارى.
نويسندگان همه رساله‏ هاى ذكر شده در ذيل بحث از آيه 59 سوره احزاب تصريح كرده‏اند كه جلباب به معناى چادر است. به عنوان نمونه عبارت رساله حجاب و پرده‏دارى را بيان مى‏كنيم: «جلباب يعنى لباس سرتاسرى؛ لباسى كه تمام بدن را مى‏پوشاند و به عبارت فارسى يعنى چادر.»(25)
2- اندازه جلباب‏
بسيارى از نگارندگان كتاب‏هاى لغت و تفسير در اينكه جلباب به معناى پوشش فراگير است اتفاق نظر دارند ولى در باره اندازه دقيق جلباب ديدگاههاى متفاوتى دارند. از مجموع كلمات لغويان و مفسران در مورد اندازه جلباب پنج ديدگاه قابل اشاره است:اوّل: جلباب پوششى فراگير مثل چادر بوده كه از بالاى سر تا پا را مى‏پوشانده است. اين ديدگاه از كتاب‏هاى فراوانى استفاده مى‏گردد.(26)دوم: جلباب پوششى بزرگ‏تر از خمار و مقنعه بوده كه كمتر از مقدار رداء يعنى تقريباً تا زانوها را مى‏پوشانده است. اين ديدگاه از برخى كتاب‏هاى لغت استفاده مى‏شود.(27) براساس اين قول به نظر مى‏رسد كه جلباب روسرى‏هاى بزرگى بوده كه تا روى زانوها را مى ‏پوشانده است.سوم: جلباب همان خمار و مقنعه است، يعنى پوششى كه فقط سر و سينه‏ ها را مى‏پوشانده است.(28)چهارم: جلباب به معناى قميص و پيراهن بلند و چيره بر انسان است كه بدن را مى ‏پوشاند.(29)پنجم: جلباب به معناى مانتو است. اين ديدگاه اخيراً مطرح شده است: «جلباب نيز كه در قرآن آمده و بر آن در عرف عرب اطلاق جُبّه هم مى‏شود در فارسى به معناى مانتو است.»(30)

همانندى سه ديدگاه اوّل اين است كه جلباب سر را مى‏پوشاند، با اين تفاوت كه در ديدگاه اوّل، سر و همه بدن پوشانده مى‏شود.در نگرش دوم، علاوه بر سر، مقدار زيادى از بدن تا روى زانوها پوشانده مى ‏شود.براساس ديدگاه سوم، سر و اطراف گردن و سينه‏ها فقط پوشانده مى‏شود.وجه اشتراك دو ديدگاه آخر اين است كه مربوط به پوشش بدن غير از سر هستند. شواهد مختلفى وجود دارد كه صحت ديدگاه اوّل و مخدوش بودن ديدگاههاى ديگر را اثبات مى‏كند كه بعضى عبارتند از:
شاهد اوّل: در برخى گزاره‏هاى تاريخى تعابيرى آمده است كه اثبات مى‏كند ديدگاه پنجم و چهارم (كه جلباب را به معناى پيراهن بلند و مانتو دانسته‏اند) درست نيست، مثلاً از عايشه نقل شده است: «خمّرت وجهى بجلبابى؛(31) صورتم را به وسيله جلباب خود پوشاندم.» از اين گفته به خوبى استفاده مى‏شود كه جلباب به معناى پيراهن بلند و يا مانتو نيست چون پوشاندن صورت به وسيله پيراهن و مانتو انجام نمى‏شود. همچنين آمده است: «سدلتْ أحدانا جلبابها مِن رأسها على وجهها؛(32) يكى از ما جلباب خود را از روى سرش به صورتش افكند.» از اين تعبير نيز معلوم مى ‏شود كه جلباب به معناى پيراهن بلند و مانتو نبوده بلكه پوششى بوده كه روى سر قرار مى‏گرفته، از اين‏رو قرار دادن آن روى صورت ممكن بوده است؛ برخلاف پيراهن بلند و مانتو كه پوشاندن صورت با آن انجام نمى ‏شود.
گواه دوم: از آمدن لفظ «على» كه دلالت بر استعلاء و احاطه مى‏كند(33) در آيه جلباب و همچنين برخى شعرها مثل شعر(34) دختر عمرو ذى‏الكلب استفاده مى‏شود كه جلباب پوششى بوده محيط بر همه بدن به گونه‏اى كه سر را نيز مى ‏پوشانده است.
شاهد سوم: در باره پوشش حضرت فاطمه زهرا(س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدك نقل شده است:«لاثتْ خمارَها على رأسها و اشتملتْ بجلبابها؛(35) مقنعه‏اش را محكم بر سر بست و جلباب كه تمام بدنش را مى ‏پوشاند بر تن كرد.»

برداشت‏هااز نحوه پوشش حضرت چند نكته استفاده مى ‏شود:
اوّل: پوشش حضرت فاطمه(س) در بيرون منزل همان دو پوشش قرآنى مستقل از يكديگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است. بر اين اساس نظر طرفداران ديدگاه سوم كه جلباب را به خمار (مقنعه) معنى كرده‏اند، ردّ مى ‏گردد.
دوم: از عبارت «اشتملت بجلبابها» استفاده مى‏شود جلباب پوششى سرتاسرى مثل چادر بوده كه تمام بدن حضرت را فرا مى‏گرفته است، بنا بر اين نظر طرفداران ديدگاه دوم كه معتقد بودند جلباب تقريباً تا زانوها را مى‏پوشاند نيز پذيرفته نمى‏شود.
شاهد چهارم: زمخشرى در تفسير «كشاف» و آلوسى در تفسير «روح‏المعانى» از ابن‏عباس صحابى پيامبر اكرم(ص) و شاگرد امام على(ع) در تفسير قرآن نقل كرده‏اند: «جلباب پوششى است كه از بالا تا پايين بدن را مى‏پوشاند.»(36) كه با اين شاهد، بطلان ديدگاه دوم اثبات مى‏گردد.
گواه پنجم: احاديثى همچون حديث نبوى: «لغير ذى‏محرم أربعة أثواب: درع، خمار و جلباب و ازار؛(37) حجاب زن در برخورد با نامحرم چهار پوشش است: پيراهن، مقنعه، چادر و شلوار». در اين حديث از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل و در عرض هم نام برده شده است، كه بطلان ديدگاه دوم استفاده مى‏شود. همچنين در برخى كتاب‏هاى لغت مثل «مصباح‏المنير» فيومى آمده است: «الجلباب ثوب أوسع مِن الْخمار؛ جلباب لباس گسترده‏تر از خمار است» كه ناهمگونى و مستقل بودن جلباب و خمار استفاده مى‏شود.نتيجه اينكه، با شواهد و قراين ذكر شده اثبات مى‏گردد كه از بين ديدگاههاى پنج‏گانه، ديدگاه اوّل صحيح است.
3- كاركرد جلباب‏
براى فهميدن كاركرد جلباب و چگونگى پوشش آن لازم است به اين پرسش پاسخ داده شود كه معناى «يدنين» در آيه جلباب چيست؟«يدنين» از ريشه لغوى «دنو» و مصدر اِدناء؛ به معناى نزديك كردن در مقابل دور كردن است.دور نمودن هر چيز، مناسب با آن است، مثلاً دور كردن دشمن يعنى فاصله انداختن بين دشمن و خود؛ دور كردن اخلاق زشت يعنى آراسته شدن به صفات نيك و نابود كردن اخلاق ناشايست؛ دور كردن لباس يعنى كَندن و بيرون آوردن آن؛ در مقابل نزديك كردن لباس يعنى پوشيدن آن. اما چرا قرآن از «دنو» و معناى نزديك كردن استفاده كرده، ريشه‏هاى لغوى مثل ستر به معناى پوشاندن و پوشيدن را به كار نبرده است؟
پاسخ: به قرينه تقابل معنوى بين معناى نزديك و دور كردن به نظر مى‏رسد علت اين باشد كه دور كردن و كَندن لباس، همراه و ملازم با نوعى تنفّر و انزجار است، مثل وقتى كه انسان هنگام خستگى، انزجارآميز لباسش را دور مى‏افكند. در مقابل، نزديك كردن لباس به بدن، همراه و ملازم با قرابت و ارتباط معنوى مى‏باشد.قرآن مجيد با استفاده از تعبير «دنو» و نزديكى در آيه جلباب به بانوان دستور داده است كه جلباب را با علاقه بپوشند، تا با نوعى محافظت و دقت همراه باشد، نه مانند كسى كه به صورت اجبار، لباسى را به تن مى‏كند.(38)با اين همه برخى تفسيرها از جمله تفسير معتبر الميزان علامه طباطبايى، ادناء در آيه را به ستر و پوشاندن معنا كرده‏اند.(39)استاد مطهرى نيز تصريح كرده است كه مقصود از نزديك ساختن جلباب، پوشاندن با آن مى‏باشد، يعنى زنان وقتى مى‏خواهند از خانه بيرون بروند، روسرى بزرگ(40) خود را بردارند؛ البته معنى لغوى «ادناء» و نزديك ساختن چيزى، پوشانيدن با آن نيست بلكه از مورد چنين استفاده مى‏شود.وقتى به زن بگويند جامه‏ات را به خود نزديك كن، مقصود اين است كه آن را رها نكن. آن را جمع و جور كن و خود را با آن بپوشان.
استفاده زنان از پوشش‏هاى بزرگ كه بر سر مى‏افكنده‏اند دو نوع بوده است:يك نوع جنبه تشريفاتى و اسمى داشته است، همچنان كه در عصر حاضر چادر داشتن بعضى بانوان صرفاً جنبه تشريفاتى دارد و با چادر بدن خود را نمى‏پوشانند بلكه آن را رها مى‏كنند. وضع چادر سركردن‏شان نشان مى‏دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند و از اينكه مورد بهره‏بردارى چشم‏ها قرار بگيرند ابا و امتناعى ندارند.نوع ديگر بر عكس بوده، زن چنان با مراقبت جامه‏هاى خويش را به خود مى‏گيرد و آن را رها نمى‏كند كه نشان مى‏دهد اهل عفاف و حجاب است، كه ناپاك‏دلان را نوميد مى‏سازد. تعليل دنباله آيه جلباب «ذلِكَ أدْنى أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» مؤيد نوع دوم است.(41)
حال كه آشكار گشت «يدنين» و «ادناء» در آيه به معناى پوشاندن است، در مورد كيفيت پوشش بدن با جلباب، برخى از تفاسير از ابن‏سيرين نقل كرده‏اند: مراد قرار دادن جلباب و رداء بالاى ابرو و گرد كردن و قرار دادن گوشه‏هاى جمع شده آن بالاى بينى است.(42)كيفيت پوشش بيان شده براى جلباب همان كارى است كه امروزه بسيارى از دختران و زنان مؤمن و مسلمان چادرپوش (كه حساسيت بيشترى نسبت به رعايت حجاب دارند) انجام مى‏دهند.
4- رنگ جلباب‏
شواهد و قراين متعدد لغوى و تاريخى اثبات مى‏كند رنگ جلباب مشكى بوده است. در بحث معناى جلباب بيان شد كه در اصل ريشه لغوى به معناى سوق دادن و پوشاندن است. معجم الوسيط نقل كرده است: «الجلب من كل شى‏ء غطائه و من الليل ظلامه؛ جلب از هر چيزى به معناى پوشش و پرده آن است و مراد از جلب ليل نيز پرده سياه و تاريك شب است.»
ابن‏منظور در لسان العرب گفته است: «جلابيب الليل: استاره المظلمة؛ مراد از جلباب‏هاى شب، پرده‏هاى تاريك شب است.» بعضى ديگر از نويسندگان كتاب‏هاى لغت مثل فيروزآبادى،(43) شرتونى(44) و صفى‏پور(45) ذكر كرده‏اند كه جلب به معناى سواد و سياهى است. برخى كتاب‏هاى لغوى معتبر و اصيل مانند «تهذيب اللغه»(46) و «لسان العرب»(47) اين مصراع از شعر عربى را آورده: «و جلب الليل يطرده النهار؛ روز پرده سياه شب را از بين مى‏برد.» سپس تصريح كرده‏اند: «اراد بجلب الليل: سواده؛ شاعر از «جلب ليل» تاريكى و سياهى شب را قصد كرده است.»(48)علاوه بر قراين و شواهد فوق در برخى از كتاب‏هايى كه در باره انواع لباس‏هاى اسلامى نوشته شده، جلباب به پوشش گسترده مشكى (كه بانوان روى لباس‏هاى ديگر مى‏پوشند) معنا شده است.(49) بنابراين جلباب از ريشه لغوى «جلب» است كه در آن رنگ سياه نيز لحاظ شده است.
علاوه بر شواهد ذكر شده، قراين تاريخى نيز اثبات مى‏كند كه رنگ جلباب قرآنى مشكى بوده، با اين توضيح كه قرآن به زبان عربى مبين نازل شده است تا براى همه خصوصاً مردم عرب عصر نزول قابل فهم باشد. بنابراين بايد بررسى كرد زنان مؤمن عصر نزول و مخاطب آيه، از واژه جلباب چه برداشتى داشته‏اند و تبادر ذهنى آنها از اين واژه چه بوده است؟ يعنى چه معنا و مفهومى از جلباب به ذهن آنها سبقت و پيشى گرفته است؟ در «سنن ابى‏داود» از ام‏سلمه، همسر گرامى پيامبر اكرم(ص) قضيه تاريخى نقل شده كه بيانگر تبادر ذهنى زنان عرب است و آن قضيه اين مى‏باشد: وقتى آيه جلباب «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبيبِهِنَّ»(50) نازل شد، زن‏هاى انصار از خانه‏هايشان خارج شدند در حالى كه پوشش‏هاى مشكى داشتند. گويى كلاغ بالاى سر آنها نشسته است.(51)
در كتاب «عون المعبود شرح سنن ابى‏داود» در توضيح قضيه ياد شده نيز آمده است: پوشش‏هايى كه زنان انصار به عنوان جلابيب از آن استفاده كرده بودند، داراى رنگ مشكى بوده است، آنان به كلاغ كه رنگ آن مشكى است تشبيه شده‏اند. و به نظر مى‏رسد اين تشبيه به خاطر اين است كه اساساً در ريشه واژه غراب (كلاغ) معناى سواد و مشكى اخذ شده است.(52)
تفاسير مهمى مانند «الميزان»، «الدر المنثور» سيوطى، «روح‏المعانى» آلوسى و بسيارى از تفسيرهاى ديگر در ذيل آيه جلباب جريان تاريخى بالا را نقل كرده‏اند.(53) سكوت پيامبر(ص) در باره رنگ مشكى پوشش زنان انصار، دليل بر تقرير و تأييد حجاب با چادر مشكى است. علاوه بر قضيه ذكر شده، گزارش‏هاى تاريخى زير نيز ادامه حجاب و پوشش چادر مشكى در قرن‏هاى پس از صدر اسلام در بين بانوان مسلمان را اثبات مى‏كند:«دزى» صاحب كتاب معتبر «فرهنگ البسه مسلمانان» (كه تحقيق‏هاى زيادى در زمينه نحوه پوشش مسلمانان انجام داده است) به نقل از «تورنر» در كتاب «يادداشت‏هاى يك سياحت در شرق» مى‏گويد:«زنان طبقه بالاتر چه مسلمان و چه مسيحى هنگام بيرون شدن از خانه، خود را در يك روپوش ابريشمى سياه مى‏پوشند.»
وى همچنين به نقل از «بوكينگهام» در كتاب «مسافرت‏هايى در بين‏النهرين» مى‏نويسد: «زنان ديار بكر گاهى چادر بزرگى از ابريشم مشكى همان طور كه در ميان زنان توانگر قاهره مرسوم است مى‏پوشند.»(54)پس از بررسى مفهوم، اندازه، كاركرد و رنگ جلباب، اكنون مناسب است چادر را نيز از نظر مفهوم، اندازه، كاركرد و رنگ بررسى كنيم تا مقايسه آن دو با يكديگر آسان‏تر شود.

مفهوم، اندازه، كاركرد و رنگ چادر

1- مفهوم چادر
كلمه چادر واژه‏اى است پهلوى(55) كه به دو صورت «چادُر و چادَر» به كار رفته است. در كتاب‏هاى لغت به خاستگاه فارسى و ايرانى بودن اين واژه اشاره شده است. در مورد معنا و مفهوم چادر در فرهنگ لغت فارسى آمده است: چادر بالاپوشى كه زنان روى سر اندازند و همه اندام آنان را مى‏پوشاند.(56) جامه رويين زنان، جامه بى‏آستين، و زبرين زنان كه تمام سر، تن، پاى و دست را از نظرها مستور دارد.
پارچه‏اى است عريض و طويل كه زن‏ها آن را سر مى‏كنند. رداى زنان، بالاپوش، پرده، حجاب. در مَثَل گويند: «خانه نشستن بى‏بى از بى‏چادرى است.» برخى از الفاظ مترادف و متشابه با معناى چادر عبارتند از: ملحفه، ازار، رداء، طيلسان و ملائه.
لغت‏نامه دهخدا پس از ذكر اين تعابير، لفظ چادر را اين گونه معنا مى‏كند: چادر پارچه‏اى است كه زنان براى پوشانيدن چهره، دست‏ها و ساير اعضا و البسه بر روى همه لباس‏ها پوشند.(57)لغت‏نامه دهخدا در ذيل واژه جلباب آن را اين گونه معنا كرده است: پارچه‏اى كه زنان براى پوشاندن چهره، دست‏ها و ساير اعضا و البسه بر روى همه لباس‏ها پوشند.(58)همان گونه كه آشكار است اين معنا براى واژه جلباب دقيقاً همان معنايى است كه براى واژه چادر نقل كرده است. بنابراين جلباب و چادر از نظر اين كتاب لغت به يك معنا هستند.به كارگيرى كلمه چادر از نخستين دوره‏هاى شعر فارسى در آثار شاعران ديده مى‏شود. ناصر خسرو عقل را همچون عروسى مى‏داند كه سخن، مانند چادر زيبايى‏هاى او را مى‏پوشاند.
زير سخن است عقل پنهان‏
عقل است عروس و قول چادر
علاوه بر اين لغت‏نامه دهخدا اشعار زيادى را از شعراى دوره‏هاى مختلف ادبيات فارسى مثل رودكى، فردوسى، ناصر خسرو، اسدى، منوچهرى، فخرالدين اسعد، ارزقى، خاقانى، مولوى، سعدى و ... ذكر كرده كه در آنها لفظ چادر به كار رفته است.(59)استعمال گسترده لفظ چادر در ادبيات فارسى دلالت روشنى بر اصالت اين نوع پوشش در بين زنان ايرانى در دوره‏هاى مختلف تاريخ ايران دارد.
2- اندازه چادر
گرچه چادر از نظر شكل و نوع پارچه و مدل دوخت در طول تاريخ و در جوامع مختلف، به تناسب وضع زمان و مكان دچار تغيير و دگرگونى شده، ولى از نظر مقدار و اندازه، چادر پوشش بزرگى بوده كه سرتاسر بدن و لباس‏هاى ديگر بانوان را از سر تا پا مى‏پوشاند. احتمال دارد چادر در اصل «چهار دور» بوده است، چون چهار طرف چيزى را كه روى آن قرار مى‏گيرد مى‏پوشاند.(60) به نظر مى‏رسد در اثر گذشت زمان براى آسانى در تلفظ، كلمه «چهار دور» به چادر تبديل شده باشد.
3- كاركرد چادر
چادر از نظر كاركرد به گونه‏اى است كه از بالاى سر پوشيده مى‏شود و اطراف آن جمع و جور شده، به گونه‏اى كنترل مى‏گردد تا پوشش بيشتر و بهترى نسبت به بدن داشته باشد.بسيارى از بانوان مؤمن و متدين (كه حساسيت بيشترى نسبت به رعايت حجاب و پوشش خود دارند) اطراف قسمت‏هاى بالاى چادر را جمع و جور كرده و با دست خويش كنترل مى‏كنند، به گونه‏اى كه قسمت بيشترى از چهره و دست‏ها و همه اندام آنان پوشيده گردد.
4- رنگ چادر
گرچه چادر از نظر رنگ به تناسب و اقتضاى وضع زمان و مكان و محيطهاى گوناگون ممكن است داراى رنگ‏هاى متفاوت باشد ولى معمولاً رنگ چادر بانوان در برخى كشورهاى عربى همچون عراق و عربستان (كه از عبايه و چادر عربى استفاده مى‏كنند) مشكى است. در كشور ايران نيز مخصوصاً پس از پيروزى انقلاب اسلامى و روى آوردن بانوان به حجاب اسلامى، زنان رنگ‏هاى تيره و مشكى را براى چادر انتخاب كردند. به دليل ملازمت بيشتر چادر مشكى با وقار و متانت، رنگ چادر دختران و بانوان مؤمن و متدين در شهرهاى مذهبى مثل قم، مشهد و همچنين در محيطهاى مذهبى مثل حوزه‏هاى علميه خواهران، مشكى است. اين پديده بيرونى مؤيد آن است كه بانوان مؤمن و مسلمان فرهيخته، خود نيز قبول دارند كه رنگ مشكى چادر در تحقق حجاب اسلامى نسبت به ديگر رنگ‏ها مؤثر و كارآمد است.

مقايسه جلباب و چادر1- مفهوم‏
گذشت كه از نظر مفهوم، جلباب و چادر در اينكه پوشش گسترده و بزرگى هستند (كه از بالاى سر و روى لباس‏هاى ديگر پوشيده مى‏شوند و معمولاً در بيرون منزل و در مقابل نامحرم از آن استفاده مى‏گردد) مشترك‏اند.
2- اندازه‏
بيان شد كه براساس ديدگاه صحيح از نظر اندازه نيز جلباب و چادر يكسان و مشترك هستند. اندازه آن دو به گونه‏اى است كه از بالاى سر تا پايين پا را مى‏پوشانند.
3- كاركرد
با توجه به معناى ذكر شده براى «يدنين» در آيه جلباب و همخوانى آن با استفاده صحيح از چادر، معلوم شد كه جلباب و چادر از نظر كاركرد نيز يكسان و مشترك هستند، به گونه‏اى كه كاركرد آن دو، پوشش همه قسمت‏هاى بدن در هنگام برخورد با نامحرم مى‏باشد.
4- رنگ‏
گذشت كه به دليل شواهد لغوى متعدد و همچنين به دليل گواه تاريخى (كه مؤيد و بيانگر تبادر ذهنى زنان عرب، در زمان نزول آيه جلباب مى‏باشد) رنگ جلباب و چادر، مشكى بوده، اكنون نيز رنگ اكثر چادرهاى بانوان مشكى است. بنابراين جلباب و چادرى كه بانوان در بيرون منزل استفاده مى‏كنند از نظر رنگ نيز يكسان و مشترك هستند.نتيجه اينكه، پس از مقايسه جلباب و چادر از نظر مفهوم، اندازه، كاركرد و رنگ آشكار گرديد كه جلباب و چادر از نظرهاى ذكر شده، همخوانى و تشابه بسيار نزديكى با يكديگر دارند، به گونه‏اى كه مى‏توان ادعا كرد حجاب حداكثرى (چادر مشكى) داراى منشأ و ريشه قرآنى است و در قرآن مجيد از چادر مشكى با لفظ «جلباب» تعبير شده است.

دليل و حكمت استفاده از جلباب و چادردر كتاب‏هاى تفسير و كتاب‏هاى مربوط به حجاب در مورد فلسفه و حكمت پوشش جلباب و حجاب حداكثرى دو احتمال بيان شده است:اوّل: پوشش جلباب و حجاب حداكثرى براى تمايز و جدايى زنان آزاد از زنان كنيز و برده بوده است. اين احتمال در برخى شأن نزول‏هايى كه در ذيل آيه بيان شده اين گونه آمده است:گاهى اوقات جوانان مزاحم و فاسد متعرض زنان آزاد نيز مى‏شدند، سپس مدعى مى‏شدند كه نفهميديم آزادزن است و پنداشتيم كنيز است، از اين‏رو به زنان آزاد دستور داده شد كه بدون جلباب و بدون حجاب كامل از خانه خارج نشوند تا از كنيزان تشخيص داده شوند و مورد مزاحمت و اذيت قرار نگيرند.(61)
اين احتمال اشكال دارد زيرا مى‏فهماند كه مزاحمت نسبت به كنيزان مانعى ندارد و منافقان آن را به عنوان عذرى مقبول براى خود بيان مى‏كردند، در حالى كه چنين نيست زيرا اگر چه پوشاندن موى سر بر كنيزان واجب نبوده (شايد دليل آن بوده كه وضع ظاهرى كنيز معمولاً جالب و تحريك‏آميز نيست و مورد رغبت كسى واقع نمى‏شود) ولى مزاحمت حتى در مورد كنيزان گناه است و منافقان نمى‏توانسته‏اند كنيز بودن را عذر بدانند.(62)يكى از قراين و شواهدى كه نادرستى احتمال اوّل را اثبات مى‏كند اين است كه تعبير فراگير «نساء المؤمنين» در آيه جلباب هم شامل زنان مؤمن آزاد و هم شامل زنان مؤمن كنيز مى‏شود. بنابراين خارج كردن كنيزان از عموم آيه نيازمند دليل واضح و روشنى است،(63) كه چنين دليلى وجود ندارد.
احتمال دوم: دستور پوشش جلباب و حجاب حداكثرى چادر مشكى براى تمايز و شناخته شدن زنان عفيف از غير عفيف است، چون زن مسلمان بايد چنان ميان مردم رفت و آمد كند كه نشانه‏هاى عفاف، وقار و پاكى او هويدا باشد و به عفت شناخته شود چون در اين وقت است بيماردلانى كه دنبال شكار مى‏گردند از آنان نوميد مى‏گردند و فكر بهره‏كشى از آنها در خيال‏شان خطور نمى‏كند. معمولاً جوانان ولگرد متعرض زنان جلف و سبك و عريان مى‏گردند. وقتى به آنها اعتراض مى‏شود كه چرا مزاحم مى‏شوى؟ مى‏گويند اگر دلش اين چيزها را نخواهد با اين وضع بيرون نمى‏آيد.(64)با استفاده از آخر آيه جلباب «ذلِكَ أدْنى أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» پوشيدن جلباب «چادر» نزديك‏تر است كه به عفت شناخته شوند و مورد اذيت و آزار قرار نگيرند مى‏توان گفت كه يكى از فلسفه‏ها يا حكمت‏هاى حجاب حداكثرى چادر اين است كه چون چنين پوشش حداكثرى، نشانه صلاح و پاكدامنى باطنى است، بازدارنده مهمى در مقابل آزار مزاحمان و در نتيجه باعث صيانت و حفظ زنان مى‏گردد.
مطلب ذكر شده با مبحث روانشناسان در مورد كنترل محركى( Cantrol Stmulus) و دادن سرنخ (Prompting)براى رفتار با ديگران همخوانى دارد، چون پوششِ بيشتر به اصطلاح روانشناسان رفتارگرا، محرك افتراقى(Discriminative Stimulus) بر تمايلات درونى ايشان مى‏شود كه بيانگر عفاف و صلاح و رستگارى درونى است. البته نكته فوق لزوماً به اين معنا نيست: آنان كه حجاب را دقيقاً رعايت نمى‏كنند عفاف و صلاح درونى را ندارند، بلكه منظور اين است: آنان كه از چنين تفكيكى استفاده نمى‏كنند رفتارشان مى‏تواند كج‏فهمى باشد، يعنى بدحجابى آنها به منزله چراغ سبزى باشد تا توسط افراد مزاحم مورد اذيت قرار گيرند.(65) حداقل يكى از فلسفه‏هاى حجاب حداكثرى چادر در اسلام، راندن افراد لاابالى و مزاحم است، تا فكر متلك‏گويى و چشم‏چرانى و اذيت كردن زنان را در خيال خود نپرورانند.(66)آنچه در ابتداى اين فصل از على ابن‏ابراهيم در مورد سبب نزول آيه جلباب نقل شد، مؤيد مطلب بالا است. علامه طباطبايى(ره) پس از ذكر دو احتمال ياد شده احتمال دوم را پذيرفته‏اند.(67)

چادر مشكى حجاب هم‏شكل بانوان مسلمان‏از آنجا كه معمولاً از نوع لباس مى‏توان پايگاه اجتماعى و خودآگاهى افراد، نيز ارزيابى آنها از خود را حدس زد، در مدارس سعى مى‏شود كودكان از لباس و روپوش هم‏شكل استفاده كنند تا به اين ترتيب فرديت‏زدايى شود و احساس فرديت (Individualise)در آنان كم گردد. يونيفرم(68)ها مثل لباس خلبانان، غوّاصان، آتش‏نشان‏ها و رانندگان علاوه بر اينكه افراد را در برابر صدمات و آسيب‏ها حفظ مى‏كند، عامل شناسايى است، زيرا هويت افراد را فاش مى‏سازد.در اسلام در موسم حج، افراد از لباس هم‏شكل احرام استفاده مى‏كنند كه نشانه ترك دلبستگى‏هاى دنيوى و كنار گذاشتن لباس‏هاى رنگارنگ است.

بر اساس آيه جلباب مى‏توان گفت كه چادر مشكى پوشش متحدالشكل زن مسلمان در برخورد با نامحرم و در بيرون از منزل است، تا نشانه‏اى باشد براى شناخته شدن زن مؤمن و مسلمان به پارسايى، عفت و پاكى. در واقع همان گونه كه لباس متحدالشكل و يونيفرم در ديگر اصناف و اقشار، ماهيت افراد را مشخص مى‏كند، جلباب و چادر مشكى معرّف شخصيت روحى و معنوى و پاكدامنى بانوان مسلمان به عنوان قشر بزرگ جامعه است. همين نكته مهم به شكل ظريفى در آيه جلباب آمده است:«اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو (هنگام خروج از منزل) چادرهاى مشكى خود را بپوشند. اين كار براى اينكه (به تقوا و عفت) شناخته شوند و مورد اذيت و آزار (هوسرانان) قرار نگيرند بهتر است.»(69)

پى ‏نوشت ها :
1) سوره احزاب، آيه 59.
2) جلب» الجيم و اللام و الباء (اصلان): «احدهما الإتيان بالشى‏ء مِنْ موضع إلى موضع و الآخر شى‏ءٌ يغشّى شيئاً ... و مِن هذا اشْتقاق الجلباب»، احمد بن‏فارس، معجم مقاييس اللغه، ج‏1، ص‏470 - 469؛ محمد واعظزاده خراسانى، المعجم فى فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته، ج‏9، ص‏694.
3) مصطفوى، التحقيق فى كلمات‏القرآن الكريم، ج‏2، ص‏95.
4) المعجم فى فقه لغة القرآن و سر بلاغته، ج‏9، ص‏697.
5) أ) «إنّ الإزار و الملائة و الرداء ألفاظ متعددة لمسمّى واحد و هو الجلباب» الدكتور محمد فؤاد البرازى، حجاب المرأة المسلمة بين انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين، ص‏33.
ب) «قد اختلف القول فى الجلباب و مفهوم ادنائه و أوجه الْأقوال فى الْجلباب هو الْملائة أو الْعبائة» محمد غره دروزه، التفسير ترتيب السور حسب النزول، ج‏7، ص‏419، دار الغرب الاسلامى، چاپ دوم، 1421 ه.ق.
ج) «اختلف الناس فى الْجلباب على ألفاظ متقاربة عمادها أنّه الثوب الذى يستر به البدن»، ابن‏العربى المالكى، احكام القرآن، ج‏3، ص‏625، چ بيروت، دار الكتب الاسلاميه، 1408ه.ق.
د) «الجلباب: ما تلبسه المرأة فوق الثياب و تغطّى به جميع بدنها مِن رأسها إلى أسفل قدميها و قد عُبِّر عن المتصف بهذه الخصوصيات بالملحفة و الملائة و الرداء و الكساء و نحو ذلك ممّا تشتمل به المرأة جميع بدنها مِن فوقها إلى أسفلها»، على‏اكبر سيفى مازندرانى، دليل تحرير الوسيله، احكام الستر و النظر، ص‏29، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام الخمينى(ره) دى ماه 1375.
ه) «الجلباب: ما يغطّى الثياب و يستر البدن و الثياب معاً، و الملائة التى يشتمل بها، و الملحفة و الرداء الذى يستر تمام البدن و يلبس فوق الثياب»، حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏2، ص‏95.
6) ابيات فردوسى و اسدى در لغت‏نامه دهخدا، ذيل واژه چادر.
7) حامد الگار، چادر در دوره اسلامى - پوشاك در ايران‏زمين - از سرى مقالات دانشنامه ايرانيكا (1) تأليف گروه نويسندگان، ص‏427 - 425، ضميمه شماره 1، تهران، مؤسسه انتشارات اميركبير، چاپ دوم، 1383ش.
8) تأليف قرن چهارم يا پنجم هجرى، به اهتمام مهدى محقق، تهران، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ دوم، 1362، ص‏268.
9) فرهنگ برابرهاى فارسى قرآن، براساس 142 نسخه خطى كهن، با نظارت دكتر محمدجعفر ياحقى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ اوّل، 1372، ج‏2، ص‏619.
10) محمد بن‏منصور المروزى، تصحيح دكتر محمد سرور مولايى، تهران، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، 1361، ص‏127.
11) تصحيح عزيزاللَّه جوينى، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، چاپ دوم، پاييز 1378، (بخش مفردات سوره احزاب)، ص‏190.
12) ميرزا ابوالحسن شعرانى، تهران، انتشارات كتابفروشى اسلاميه، چاپ دوم، 1398ق، ج‏1، ص‏133.
13) سيدعلى‏اكبر قرشى، دار الكتب الاسلاميه، چاپ هشتم، بهار 1378، ج‏1 و 2، ص‏42.
14) آرتور جفرى، ترجمه دكتر فريدون بدره‏اى، انتشارات توس، چاپ اوّل، 1372، ص‏169.
15) ابوحفص نجم‏الدين عمر بن‏محمد نسفى، تصحيح دكتر عزيزاللَّه جوينى، تهران، انتشارات سروش، چاپ اول، 1376، ج‏2، ص‏802.
16) بهاءالدين محمد بن شيخ على‏الشريف اللاهيجى، تصحيح دكتر محمد ابراهيم آيتى، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1340، ج‏3، ص‏66.
17) حسين بن‏على بن‏محمد بن‏احمد الخزاعى النيشابورى، تصحيح و حواشى استاد مهدى الهى قمشه‏اى، تهران، چاپخانه محمدحسن علمى، چاپ دوم، 1325هش، ج‏8، ص‏191.
18) بانوى اصفهانى، نهضت زنان مسلمان، شهريور 1361ه.ش، ج‏8، ص‏254.
19) شمال‏الدين حسينى كاشفى (سده نهم)، كتابفروشى و چاپخانه اقبال، ج‏3 و 4، ص‏491.
20) ابوبكر عتيق نيشابورى (م - 494ق)، تصحيح سعيدى سيرجانى، تهران، فرهنگ نشر نو، چاپ اوّل، 1381ه.ش، ج‏3، ص‏1995.
21) ابوالمكارم حسنى (م - قرن 7ه.ق)، تصحيح و تحقيق محمدحسين صفاخواه، تهران، انتشارات احياء كتاب، 1376ه.ش، ج‏3، ص‏76.
22) حسين بن‏احمد الحسينى الشاه عبدالعظيمى، انتشارات ميقات، چاپ اول، پاييز 1364ه.ش، ج‏10، ص‏489.
23) ملا فتح‏اللَّه كاشانى، چاپخانه محمدحسن علمى، آذر 1330، ج‏7، ص‏332؛ خلاصه منهج الصادقين، انتشارات كتابفروشى اسلاميه، رمضان 1374ه.ق، ج‏4، ص‏318.
24) سيدعبدالحسين طيب، انتشارات اسلامى، چاپ سوم، تابستان 1366ه.ش، ج‏10، ص‏527.
25) رسائل حجابيه (شصت سال تلاش علمى در برابر كشف حجاب)، ج‏1، ص‏668، گردآورنده رسول جعفريان. متن رساله‏هاى فوق و رساله‏هاى فراوان ديگر مربوط به حجاب با تصحيح، تحقيق و تعليقه آقاى جعفريان در دو جلد گردآورى شده، توسط انتشارات دليل ما (قم)، چاپ اوّل، پاييز 1380 منتشر شده است.
26) به عنوان نمونه ذيل آيه جلباب ر.ك: علامه طباطبايى، تفسير الميزان؛ شيخ محمدجواد مغنيه، تفسير الكاشف؛ بيضاوى، تفسير انوار التنزيل و اسرار التأويل، همچنين از ابن‏عباس مفسر بزرگ قرآن كريم اين ديدگاه استفاده مى‏شود كه ضمن بررسى ديدگاههاى پنج‏گانه خواهد آمد. در كتاب «الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بيانه»، ذيل آيه 59 سوره احزاب (آيه جلباب) آمده است: «جلابيب جمع جلباب اسم جامد للملائة التى تشتمل بها المرأة. قال المبرد: الجلباب ما يستر الكلَّ مثل الملحفة».
در كتاب عبدالكريم زيدان با عنوان «المفصل فى احكام المرأة و البيت المسلم»، ج‏3، ص‏322، آمده است: «انه الملائة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثيابها و تغطّى بها جميع بدنها مِن رأسها إلى قدمها و الْجلباب بهذا التعريف يشبه العبائة التى كانت شائعة فى لباس النساء فى العراق و لا تزال البعض منهن يلبِسنها».
در «التحقيق فى كلمات القرآن الكريم» آمده است: «انه ما يغطّى الثياب و يستر البدن و الثياب معاً و الملائة التى يشتمل بها و الملحفة و الرداء الذى يستر تمام البدن و يلبس فوق الثياب».
مؤلف كتاب اعتقاد دارد كه مفهوم جلب تماميت پوشش را اقتضا مى‏كند، از اين‏رو جلباب لباس‏هايى مثل پيراهن را كه از لباس‏هاى ضرورى هستند و تمام بدن را نمى‏پوشانند شامل نمى‏شود.
27) الجلباب: ثوب أوسع مِن الخمار دون الرداء» فيومى، المصباح المنير، ريشه جلب. اين ديدگاه همچنين از برخى كتاب‏هاى لغت و تفسير استفاده مى‏شود مثل العين خليل، ج‏6، ص‏133؛ طريحى، مجمع‏البحرين، ج‏1، ص‏384؛ التسهيل لعلوم التنزيل، ج‏3، ص‏144؛ محمد بن‏جزّى الكلبى، (م - 741)، تفسير روح‏البيان، ج‏7، ص‏240، ذيل آيه 59 احزاب).
28) الجلابيب: القمص و الخمر الواحد الجلباب» راغب اصفهانى، معجم مفردات الفاظ القرآن. اين ديدگاه همچنين از شيخ طوسى استفاده مى‏شود. ر.ك: التبيان فى تفسير القرآن، ج‏8، ص‏361، تحقيق و تصحيح احمد حبيب قيصر المعالى، قم، مكتب الاعلام الاسلامى، چاپ اوّل، رمضان المبارك 1409ه.ق.
29) الجلباب: القميص و ثوب واسع للمرأة دون الملحفة ...»، فيروزآبادى، القاموس المحيط، ج‏1، ص‏173. همچنين چون راغب اصفهانى، جلابيب را به قُمُص تفسير كرده و قمص جمع قميص است پس اين ديدگاه از ايشان برداشت مى‏شود. نيز اين نظر از احمد بن‏فارس در معجم مقاييس اللغة، ج‏1، ص‏470، ريشه جلب، استفاده مى‏شود. البته همان گونه كه از اين كتاب در ذيل واژه قمص استفاده مى‏شود قميص به هر پيراهنى گفته نمى‏شود بلكه به پيراهن بلند كه بر بدن چيره باشد گفته مى‏شود (قمص: يدلُّ على لبس شى‏ء و الانشيام فيه. يقال: تقمصه، إذا لبسه ثم يستعار ذلك فى كلِّ شى‏ءٍ دخل فيه الْإنسان فيقال: تقمص الامارة ...، از كتاب «التحقيق فى كلمات القرآن الكريم» نيز استفاده مى‏شود قميص پيراهنى بلند است كه بدن را مى‏پوشاند. (ر.ك: ج‏9، ص‏319، ريشه قمص).
30) محمدابراهيم جناتى، رنگ‏ها در پوشش اسلامى، روزنامه حيات نو، ص‏12، شماره 1290، دوشنبه 16 آبان 1379.
31) سيدجعفر شهيدى، حجاب در قرآن، مجله پژوهش‏هاى قرآنى، شماره 26 - 25، ص‏76، بهار و تابستان 1380ه.ش.
32) همان.
33) عباس حسن، النحو الوافى، ج‏2، ص‏470، طهران، انتشارات ناصر خسرو، چ سوم.
34) تمشى النسور إليه و هى لاهية
مشى العذارى عليهنّ الجلابيب؛
كركسان با آرامش و اطمينان به سوى جسد او روان هستند همانند راه رفتن دوشيزگان كه بر تن خود جلباب دارند.» ديوان هذليين، قسمت سوم، ص‏125، چاپ مكتبه العربيه، 1385ه.ق.
35) طبرسى، الاحتجاج، ج‏1، ص‏98.
36) عن ابن‏عباس: الرداء الذى يستر مِنْ فوق إلى أسفل». ابن‏عباس به عنوان يك خبره و كارشناس لغوى، مرجع بزرگى در تفسير لغات قرآن بوده است. جعفر سبحانى، الموجز فى اصول الفقه، ص‏176، قم، مؤسسة الإمام الصادق، چ دهم، 1382ه.ش، همچنين در مورد منزلت ابن‏عباس در علم تفسير ر.ك: دكتر محمدباقر حجتى، مقاله «تحقيق در باره ابن‏عباس و مقام وى در تفسير» چاپ شده در كتابى از ايشان با عنوان «سه مقاله تاريخ تفسير و نحو»، تهران، بنياد قرآن، چاپ اول، دى ماه 1360.
37) طبرسى، مجمع‏البيان، ج‏7، ص‏204.
38) روح‏اللَّه حسينيان، حريم عفاف (حجاب، نگاه)، ص‏63 - 62، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اول، تابستان 1372.
39) الميزان فى تفسير القرآن، ج‏16، ص‏339، ذيل آيه جلباب (احزاب، 59)، همچنين ابى‏الفرج جمال‏الدين عبدالرحمن الجوزى، (م - 597ه.ق)، زاد المسير فى علم التفسير، ج‏6، ص‏224، بيروت، دارالكتب العلميه، چ اوّل، 1414ه.ق؛ حسين محمد مخلوق «صفوة البيان لمعانى القرآن»، ص‏537، مصر، چ سوم؛ الدكتور محمد سيد طنطاوى، التفسير الوسيط للقرآن الكريم، ج‏11، ص‏245، چ دار المعارف.
40) روسرى بزرگ از نظر معناى لفظى و لغوى واژه‏اى است كه هم شامل سرپوشى‏هايى مى‏شود كه تا كمر را مى‏پوشاند و هم شامل چادر مى‏گردد. اينكه استاد مطهرى در ادامه وقتى مثال زده است، از لفظ چادر استفاده كرده است، بعيد نيست كه اين مثال قرينه‏اى باشد بر اينكه مرادشان از روسرى بزرگ، پوششى بلند و بزرگ شبيه چادر است.
41) استاد شهيد مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، ص‏176 - 175، انتشارات صدرا، بهار 1367ه.ش، با تلخيص.
42) عن ابن‏سيرين: سألتُ عبيدةَ السلمانى عن ذلك (يدنين)، فقال: أنْ تضعَ ردائَها فوق الحاجب ثم تدبره حتى تضعه على انفها»، زمخشرى، تفسير كشاف، ذيل آيه (احزاب، 59)، برخى گفته‏اند مراد از ادناء جلباب پوشيدن چهره با آن است به گونه‏اى كه بيشتر صورت پوشيده شود و فقط دو چشم ديده شود. ر.ك: سراج‏الدين ابى‏حفص، تفسير غريب القرآن، ص‏312، عالم الكتب، چ اوّل، 1408ه.ق؛ طبرى، تفسير جامع‏البيان، ج‏22، ص‏47 - 46. براى آشنايى با ديدگاههاى مختلف در باره ادناء جلباب ر.ك: ابى‏زكريا يحيى بن‏زياد الفراء (م - 207ه.ق)، معانى القرآن، ج‏2، ص‏349، دار السرور؛ محمد بن‏احمد بن‏جزّى الكلبى (م - 741)، التسهيل لعلوم التنزيل، ج‏3، ص‏144، بيروت، دار الكتاب العربى، چ دوم، 1393ه.ق؛ محمد شوكانى، فتح‏القدير الجامع بين فنى الرواية و الدراية مِن علم التفسير، ج‏4، ص‏294، مصر، مطبعه مصطفى البابى، چ اوّل، رمضان 1350.
43) القاموس المحيط.
44) اقرب الموارد.
45) منتهى الارب فى لغة العرب.
46) ابى‏منصور الازهرى، ص‏370 - 282، تهذيب اللغه، ج‏11، ص‏66، ريشه جلب، بيروت، دار احياء التراث العربى، چ اوّل، 1421ه.ق.
47) ابن‏منظور، لسان العرب، ج‏2، ص‏315، ريشه جلب، بيروت، دار احياء التراث العربى.
48) در فرهنگ‏هاى فارسى نيز چادر كحلى كنايه از آسمان و شب تاريك به كار رفته است. ر.ك: فرهنگ عميد، ذيل واژه چادر.
49) الجلباب: كساء أسود تلبسه المرأة فوق ثيابها»، الخطيب العدنانى، الملابس و الزينه فى الاسلام (فى اسماء و انواع الملابس القديمة و الحديثه)، ص‏190.
50) سوره احزاب، آيه 59.
51) لمّا نزّلت هذا الآيه «يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبيبِهِنَّ»، خرج نساء الأنصار كأنَّ على رؤسهن الغربان مِن اكسية سود يلبسنها»، سنن ابى‏داود، ج‏2، ص‏182، كتاب اللباس، باب فى لباس النساء، چ دار الكتب العربى.
52) محمد شمس الحق العظيم‏آبادى، عون المعبود فى شرح سنن ابى‏داود، ج‏11، ص‏159، نشر مدينه منوره، چاپ دوم، 1389ه.ق؛ المفصل فى احكام المرأة و البيت المسلم فى الشريعة الاسلامية، ج‏3، ص‏323، بيروت، الطبعة الثالثة، 1417ه.ق.
53) ر.ك: ذيل آيه جلباب (احزاب، 59)، ابى‏بكر عبدالرزاق بن‏همام الصنعانى (211 - 126ه.ق)، تفسير القرآن العزيز، ج‏2، ص‏101، بيروت، دار المعرفه؛ عبدالعظيم احمد تعيلب، فتح‏الرحمن فى تفسير القرآن، ج‏5، ص‏283، دارالسلام، چ اوّل، 1421ه.ق؛ عبدالرحمن ابن‏ابى‏حاتم (م - 1327)، تفسير القرآن العظيم، ج‏1، ص‏3154، بيروت، المكتبه العصريه، چ سوم، 1419ه.ق؛ ابى‏المظفر السمعانى منصور بن‏محمد الشافعى السلقى، تفسير القرآن، ج‏4، ص‏307 - 306، الرياض، دار الوطن للنشر، چ اوّل، 1419ه.ق.
54) دزى، فرهنگ البسه مسلمانان، ص‏130 - 129.
55) براى آگاهى در مورد خط و زبان پهلوى كه به فارسى ميانه معروف است و پيش از زبان فارسى حاضر (كه به فارسى نو مشهور است) رواج داشته است، ر.ك: دكتر محمدجعفر ياد، تاريخ ادبيات ايران، كتاب درسى سال اوّل ادبيات و علوم انسانى، ص‏10 تا ص‏7، نشر سال 1371.
56) محمد معين، فرهنگ فارسى، ج‏1، ص‏1264، واژه «چادر»، تهران، اميركبير، چاپ هشتم، 1371ه.ش.
57) على‏اكبر دهخدا، لغت‏نامه، ج‏5، ص‏6992 - 6990، واژه «چادر»، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ اوّل، از دوره جديد، بهار 1373.
58) همان، ج‏17، ص‏14، ذيل واژه «جلباب».
59) ر.ك: همان، واژه «چادر»؛ دكتر اكرم جودى نعمتى، مقاله «حُجْب در ادب فارسى»، مجله زن شرقى، شماره 18 - 17، ص‏104، ويژه حجاب، مرداد و شهريور 1383.
60) مؤيد احتمال ذكر شده اين است كه همين حالت پوشانندگى نسبت به چهار طرف و همه اطراف در چادرهايى كه عشاير و مسافران در مسافرت‏ها از آنها استفاده مى‏كنند نيز وجود دارد.
61) تفسير روح‏المعانى، ج‏12، ص‏127، ذيل آيه 59 سوره احزاب، همچنين تفسير الدر المنثور، ج‏5، ص‏221.
62) مسئله حجاب، ص‏177 - 176.
63) الظاهر أنّ قوله «نساء المؤمنين» يشمل الحرائر و الإماء و الفتنة بالإماء أكثر لكثرة تصرفهنَّ بخلاف الحرائر فيحتاج إخراجهنَّ مِن عموم النساء إلى دليل واضح»، محمد بن‏يوسف الشهير بأبى حيان الاندلسى، تفسير البحر المحيط، ج‏7، ص‏240، همچنين محمد ناصرالدين الالبانى، حجاب المرأة المسلمة فى الكتاب و السنة، ص‏43 - 42.
64) مسئله حجاب، ص‏178 - 176.
65) خلاصه پژوهش بررسى ويژگى‏هاى حجاب خواهران در دانشگاه تهران، ص‏5، مجرى طرح دكتر جعفرى بوالهرى، شهريور 1376.
66) براى آگاهى بيشتر ر.ك: مهدى صفار دستگردى، بدحجابى در نگرش جامعه‏شناختى، فصلنامه كتاب زنان، شماره 22، زمستان 1382.
67) الميزان، ج‏16، ص‏360.
68) يونيفرم به لباس يكسان و متحدالشكلى اطلاق مى‏شود كه گروهى، قشرى يا صنفى از مردم آن را بر تن مى‏كنند و بدين وسيله موقعيت شغلى يا صنفى خود را اعلام و از گروههاى اجتماعى ديگر متمايز و مشخص مى‏گردند، مثل نظاميان، قضات، روحانيون و ...، دكتر احمد صبور اردوبادى، آئين بهزيستى اسلام، ج‏4، ص‏80، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اوّل، بهار 68.
69) سوره احزاب، آيه 59، براى آگاهى بيشتر ر.ك: فصل سوم، بحث دليل و حكمت استفاده از جلباب و چادر مشكى.
 

 


حیای “مثبت” و حیای “منفی”
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

«حیا » در لغت به مفهوم شرمساری و خجالت است که در مقابل آن « وقاحت » و بی شرمی قرار دارد.

به عبارتی ؛ حیا شرمی است برخاسته از ادراک خوبی‌ها و بدیهای اختیاری ، به این جهت است که انسان ، دسته‌ای از کارها را خوب و دسته دیگر را بد می‌داند .

علامه مجلسی(رحمة الله علیه) درباره حقیقت حیا

می‌گوید: «حیا ملکه‌ای است که موجب خودداری از کارهای زشت می‌گردد.»

 

حیا در فرهنگ عالمان اخلاق

در فرهنگ عالمان اخلاق ، حیا نوعی انفعال و انقباض نفسانی است که موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می گردد و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است .

 

ارکان حیا

حیا دارای سه رکن اصلی است ؛ فاعل ، ناظر و فعل . فاعل ، در حیا شخصی است برخوردارِ از کرامت و بزرگواری نفسانی .

ناظر در حیا شخصی است که مقام و منزلت او در چشم فاعل عظیم و شایسته احترام باشد ، و فعلی که رکن سوم برای تحقق حیا است ، فعل ناپسند و زشت است .

 

ارزش حیا

رسول خدا (ص) حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است: « بی شرمی با هیچ چیز همراه نشد مگر این که آن را زشت گردانید و حیا با هیچ چیز همراه نگشت ، مگر این که آن را آراست

امام علی (ع) فرمود: «هر که پوشش شرم گزیند ، کس عیب او نبیند .»

و در بیانی دیگر می فرماید: « حیا پیشه کن که حیا نشانه نجابت است .

 

امام صادق (ع) جایگاه حیا را در رأس مکارم اخلاقی دانسته می فرماید: « مکارم اخلاق یکی بسته به دیگری است ، خداوند آنها را به هر که خود خواهد ، دهد . ممکن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد ، در بنده باشد و در مولای اونباشد ،

آنها عبارتند از: راستگویی ، صداقت با مردم ، بخشیدن به مسکین ، جبران کردن خوبی ها ، امانتداری ، صله رحم ، دوستی و مهربانی باهمسایه و یار، میهمان نوازی و در رأس همه حیا .

 

امام علی (ع)در باب نقش کلیدی حیا فرمود: « حیا وسیله رسیدن به هر زیبایی و نیکی است

اهمیت حیا در حدّی است که امام صادق (ع)فرمود: « ایمان ندارد کسی که حیا ندارد

 

انواع حیا

من مواعظ النبی (ص) :” الحیاءُ حیاءان، حیاءُ عقلٍ و حیاء حُمْقٍ، و حیاء العقل العلم و حیاءُ الحُمقِ الجهل؛

از توصیه های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که فرمودند :حیاء و شرم دو قسم است : حیاء عقل(عاقلانه) و حیاء جهل(جاهلانه) ؛حیاء عاقلانه از دانش و علم است و حیاء جاهلانه از نادانی .

حیاءِ عقل آن است که انسان از روى عقل احساس حیاء کند ، مثل حیاء در هنگام ارتکاب گناه ، و یا حیاء در مقابل کسانى که احترامشان لازم است و این حیاء ، علم است یعنى رفتارى عالمانه مى‏باشد .

حیاء جهل آن است که از پرسیدن و یادگرفتن یا از عبادت ‏کردن و امثال آن ، حیاء کند (مثل کسانى که در بعضى محیط‌ ها، از نماز خواندن، خجالت مى‏کشند) و این حیاء، رفتارى جاهلانه است. (تفسیر مقام معظم رهبری پیرامون این حدیث )

 

حیای نکوهیده شده

گاهی شرمساری ماهیتی منفی می یابد و آن در صورتی است که منشأ آن حماقت ، جهالت و ضعف نفس باشد .

این نوع شرم و حیا در اخلاق اسلامی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و فضیلت اخلاقی به شمار نیامده است ، بلکه مانع رشد و تعالی انسان و موجب عقب ماندگی او در زمینه های مختلف می گردد . در روایات از این نوع شرم ، به حیای حماقت و جهل و حیای ضعف یاد شده است.

 

اسباب حیا

یکی از اسبابی که موجب می شود حیا به وجود آید ، عقل می باشد .

رسول خدا (ص) در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) که از او در باره ماهیت و آثار عقل پرسیده بود ، فرمود: “عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم ، علم و از علم ، رشد و از رشد ، عفاف و از عفاف ، خویشتن داری ، و از خویشتن داری ، حیا و از حیا ، وقار و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی حاصل می گردد.”

 

موانع حیا

در روایات ، اموری به عنوان موانع حیا و یا به عبارت دیگر علل بی حیایی یا کمی حیا معرفی شده اند که مهم ترین آنها به شرح زیر است:

- از میان برداشتن پرده ها و حریم ها

از امام کاظم (ع) به یاران خود توصیه می فرمود: پرده شرم میان خود و برادرت برمدار، و مقداری از آن باقی گذار؛ زیرا برداشتن آن ، برداشتن حیا است .

 

- دست نیاز به سوی مردم دراز کردن

امام صادق (ع) فرمود: « دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، عزت را سلب می کند و حیا را می برد

 

- زیاد سخن گفتن

امام علی (ع) فرمود: « هرکه پرگفت ، راه خطا بسیار پوید ، و آنکه بسیار خطا کرد شرم او اندک شود ، و آنکه شرم او اندک شود ، پارسایی او کم گردد ، و آنکه پارسایی اش اندک گردد ، دلش بمیرد

 

- شراب خواری

به امام رضا (ع) منسوب است که در شرح علت تحریم خمر فرمود : «خداوند تعالی شراب را حرام فرمود ؛ زیرا شرابْ تباهی می‌آورد ، عقل ها را در شناخت حقایق باطل می کند و شرم و حیا را از چهره فرد می زداید

 

آثار حیا

 

- عفت و پاکدامنی

امام علی (ع) می فرماید :« ثمره حیا ، عفت و پاکدامنی است

 

- پاک شدن گناهان

در این باره امام سجاد (ع) فرمود : ” چهار چیز است که هر کس را باشد اسلامش کامل و گناهش پاک گردد و پروردگار خود را ملاقات می کند، در حالی که خداوند ـ عزّوجلّ ـ‌ از او خشنود است هر کس به آنچه به نفع مردم بر خویشتن قرار داده برای خدا انجام دهد و زبانش با مردم راست باشد و از هر چه نزد خدا و نزد مردم زشت است، شرم کند و باخانواده خود خوش رفتار باشد.

رسول خدا (ص) در شرح پاره ای از آثار شرم و حیا فرمود : ” اما آنچه از حیا نشأت می گیرد: نرمش ، مهربانی ، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان ، سلامت ، دوری کردن از بد ، خوشرویی ، گذشت و بخشندگی ، پیروزی و خوشنامی در میان مردم است . اینها فوایدی است که خردمند از حیا می برد.

 

موارد حیا

گفته شد که حیا ، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است. بنابراین ؛

اوّلاً ، در متون اخلاق اسلامی خداوند و ناظران و نمایندگان او، حقیقت الهی و انسانی فرد و دیگران ، به عنوان ناظرانی که باید از آنها شرم و حیا ورزید ، مطرح شده اند.(صدوق ، عیون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۵، ح ۱۶۲)

ثانیاً ، قلمرو حیا امور زشت و ناپسند است و شرمساری در انجام نیکی ها هیچ گاه پسندیده نیست.

 

برخی از موارد و مواقعی که جای حیا ورزیدن نیست ، بدین قرارند:

 

1- حیا ورزیدن از گفتار، کردار و درخواست حق

پیامبر فرمود: «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن

 

2- حیا ورزیدن از تحصیل علم

امام علی (ع)فرمود: « کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی داند.»

 

3- حیا ورزیدن از تحصیل درآمد حلال

امام صادق(ع)فرمود: « کسی که از طلب مال حلال حیا نکند ، هزینه هایش سبک شود و خداوند خانواده اش را از نعمت خویش بهره مند گرداند

 

4- حیا ورزیدن از خدمت به مهمان

امام علی(ع)فرمود: « سه چیز است که نباید از آن شرم کرد: از جمله خدمت کردن به مهمان

 

5- حیا ورزیدن از احترام گذاشتن به دیگران

امام علی(ع) فرمود: «سه چیز است که نباید از آنها شرم کرد: از جمله برخاستن از جای خود برای پدر و معلم .»


لباس های نگاه شکن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
همواره بین فرد باحجاب و دیگران حریمی وجود دارد که حجاب او است . حجاب نوعی مصونیت و امنیت برای شخص ایجاد می کند و در نتیجه این امنیت، آرامش روحی و روانی ـ که آرزوی دیرینه بشر است ـ ایجاد می شود .

 

 

فواید حجاب برای زنی که حجاب را برگزیده است به اینجا محدود نمی شود .در این مقاله به برخی فواید اشاره خواهیم کرد:

 

موفقیت‌های معنوی

شاید مهم‌ترین تاثیر فردی حجاب همین نکته باشد که زن با اعلام بندگی خویش و اطاعت از فرامین الهی، این حکم را به تمام و کمال اجرا می‌کند و پس از آن، احساس شادمانی و رضایت درونی به او دست می‌دهد که این تاج بندگی را با افتخار به سرنهاده است. زن پوشیده، از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته‌های نفس، به احکام دین روی آورده است.

چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او، حال و هوای دیگری می‌بخشد و به پوشش او معنا می‌دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در راستای حرکت‌های تکاملی او قرار می‌دهد.

وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را از نامحرم بپوشاند، وعده‌های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او محقق می‌شود، دارای قوه تشخیص حق و باطل می‌شود و راه سعادت و بدبختی را در زندگی می‌شناسد، گناهانش پوشیده و مورد آمرزش قرار می‌گیرد و از موفقیت‌های دیگری ، مانند درک شیرینی عبادت، شهامت، حق‌گویی، تکالیف شرعی و ترک محرمات در همه شرایط و پرورش استعدادها برخوردار می‌شود (اکبری، ۱۳۷۷، ص ۹۸).

اسلام اصولا به پیشگیری معتقدتر است، تا مداوا. به همین دلیل، با طرح سلسله اصولی، انسان را از قرار گرفتن در برابر خطر و گناه باز می‌دارد. مهم‌ترین این اصول، ایمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است که از مهم‌ترین جاذبه‌های کمالات معنوی و روحانی است.

 

حفظ احترام و ارزش فردی

اصولا غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذت‌های حرام به انسان هیبت و وقار می‌بخشد.

به طور کلی،برخی مردان دو نوع نگاه متفاوت نسبت به زنان دارند: با زنانی که دارای جلوه‌گری یا پوشش ناقصی هستند، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری دارند، اما برخورد آنان با زنان پوشیده، برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. اصولا مردها قدرت ادامه نگاه به چهره زنان پوشیده را ندارند، زیرا حجاب اسلامی نگاه‌شکن است و سر به زیری مرد به هنگام سخن گفتن با زنان خود نوعی تکریم و احترام به آنهاست.

بی‌حجابی، ارزش‌های واقعی زن را تحت‌الشعاع ظواهر جسمی‌اش قرار می‌دهد و او را فدای هرزگی‌ها و طمع‌ها می‌کند. تنها راه بالابردن شخصیت زن پس از کسب معارف حقیقی و پایبندی به صفات حیا و عفاف، حجاب اوست. برتری شخصیت زن دراین است که دارای کمال همسری، کمال مادری و کمال اجتماعی است. زنی که به لحاظ همسری، ناقص و به لحاظ مادری، ناتوان و به لحاظ اجتماعی، ملعبه و بازیچه است، از برتری شخصیت بی‌بهره است . البته این نکته را باید متذکر شویم که حجاب صرفا برای حفظ احترام زن نیست، بلکه رعایت حجاب به همراه صفات عفت و حیا و اطاعت از اوامر الهی او را شایسته احترام می‌کند.

ثقبثصقثقx

مصونیت، آرامش و امنیت زن

انسان در پناه محافظ ، احساس آرامش بیشتری دارد و در صورت پیشامدهای احتمالی از مصونیت‌ آن برخوردار است. پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاه‌های آلوده و آسیب‌های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می‌دهد و هر چه این پوشش کامل‌تر شود، درصد امنیت و حفاظت آن بالاتر می‌رود .

 

زن موجودی گرامی و معزز و نقش او سرنوشت‌سازی و تربیت بشر است. ارزش او فراتر از آن است که در معرض و دستخوش ارتباطات و روابط بی‌مرز باشد”. حفظ حریم زن باعث مصونیت او می‌شود و اولین اثر را بر آرامش روحی وی دارد، زیرا در سایه محفوظ ماندن این حریم بین خود و نامحرم، احساس امنیت می‌کند و هیچ کسی جرئت تعرض به او را پیدا نمی‌کند.

 

اثرات فردی حجاب را می توان در موارد زیر خلاصه کرد

* احترام به شخصیت زن به واسطه رعایت قانون (درجوامع اسلامی)

* احترام به شخصیت زن به واسطه عدم تعرض مردان هوسران به حریم ایشان

* مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه به واسطه بالا بردن شانس ارتباط با مردان سالم تر

* افزایش تقاضای اجتماعی برای ازدواج با زنان مجرد

* حفظ اعتقادات مذهبی فرد

* حفظ شخصیت زن از ناراحتی های روانی و رقابت با زنان دیگر از حیث مدگرایی و مانند آن


حجابم به خودم مربوطه
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بسم الله الرحمن الرحیم

حجابدین اسلام دارای یک سری قوانین فردی و یک سری قوانین اجتماعی است . قوانین فردی اسلام به گونه ایست که اگر فرد آنرا انجام ندهد یا در انجام آن کوتاهی کند در جامعه تاثیر مستقیم ندارد ، هر چند به مرور زمان تاثیر منفی خود را در جامعه جلوه گر خواهد نمود.

برای مثال سلامتی هر فرد مساله شخصی اوست و وظیفه شخصی هر فرد است که از سلامت خویش محافظت کند ، حال کسی به سلامت خود بی اهمیت باشد ، به خودش مربوط است مریض می شود و به سختی می افتد ، تا اینجا که قضیه شخصی است ولی این فرد حق ندارد بیماری خود را به دیگران سرایت دهد که در این صورت قضییه از شخصی بودن خارج می شود هر چند در غیر این صورت نیز هزینه های درمان او به جامعه تحصیل می شود.

مثل روزه خواری که اگر شخصی در خلوت بخورد حق الله است ولی اگر در ملاء عام روزه خواری کند چون این مرض خود را ممکن به دیگران منتقل کند و همه گیر شود اسلام با او بر خورد می کند.

پس تخلف از قوانین فردی در صورتی به خود شخص مربوط است که کسی از آن با خبر نشود و اگرنه اگر علنی شد امر به معروف و نهی از منکر مانع او می شود.

اما قوانین اجتماعی به گونه ایست که تخلف یا تبعیت از آن اثر مستقیم در جامعه دارد ، برای مثال شما در جامعه کوچکی مانند یک کشتی در حال زندگی هستید هیچ کس حق ندارد به این کشتی آسیب بزند و همه موظف به حفاظت از این کشتی هستند حال شخصی می خواهد قسمتی را که خود نشسته سوراخ کند ، آیا او حق این کار را دارد ؟

نخیر چون اگر او قسمتی را که خود نشسته سوراخ کند آب به کشتی نفوذ کرده و همه افراد غرق خواهند شد .

حال بحث حجاب از کدام دسته است ؟ جزء قوانین فردی یا اجتماعی ؟

بدون شک حجاب یک مساله اجتماعی است چون که در سلامت جامعه تاثیر مستقیم دارد به قوت می توان گفت رعایت حجاب یکی از اجتماعی ترین قانون اسلام است. حال اگر کسی بگوید حجاب امری شخصی است این نشانگر این است که او از مبانی اسلام کوچکترین اطلاعی ندارد ولو اگر فلان مسئول عالی باشد.

برای مثال زن و شوهری کنار هم عاشقانه زندگی میکنند ، مرد دوستدار همسر خود است و زن به او علاقه دارد و از زندگی با او و در کنار او راضی است حال مرد وارد جامعه می شود در جامعه زنان و دخترانی می بیند که به طرز وحشتناکی آرایش کرده اند و لباس های تنگ و محرک با رنگهای جذاب پوشیده اند و با عطر های مست کننده خود را خوشبو کرده اند ، مرد جذب ظاهر فریبنده آن زنان می شود و دوست دارد به آنان دست یابد ، کم کم از همسر خود زده می شود چرا که هر روز زنان رنگارنگی میبیند و چون تنوع طلب است دوست دارد همه آنها را داشته باشد.

مرد کم کم علاقه ی خود را به همسرش از دست می دهد و زندگی آنها رو به سردی می رود. زن از مردش دلسرد می شود مرد از زنش ، کارشان به طلاق می کشد ، کودکانشان روزی نزد مادر و روزی پیش مادر بزرگ ، روزی پیش پدر و روزی پیش پدر بزرگ زندگی می کنند.

زن برای تامین نیازهای خود تن به فحشا می دهد....

در این داستان مقصر اصلی از هم پاشیدن این خانواده گرم و صمیمی چه کسی بود؟ اگر آن زنها خود نمایی نمی کردند آیا این اتفاق تلخی که هر روز بارها و بارها در جامعه رخ می دهد اتفاق می افتاد؟

البته آن مرد هم باید تقوا پیشه می کرد و نگاه خود را کنترل می کرد چراکه نگاه به زن نامحرم تیریست از تیرهای شیطان که به سوی هر که پرتاب شود سخت است که بتواند از آن بگریزد.

امام صادق علیه السلام فرمودند : نگاه کردن به زنان نامحرم تیری از تیرهای مسموم شیطان است ، وای بسا که یک نگاه باعث حسرتی طولانی گردیده است. ( ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 569)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : نگاه به صورت زنان، تیری است از تیرهای شیطان؛ هر کس آن را ترک نماید خداوند به طعم عبادتی را که او را شاد می کند می چشاند. ( مستدرک الوسایل، ج14، ص 270)

از این فتنه ها و آزمایشها یوسفها سر بلند بیرون می آیند هر چند حضرت یوسف نیز راحت قبول نشد

« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ َ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ » (یوسف 27 ) آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمی ديد- قصد وى می نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود

برخی از خانمهای ناآگاه و بی اطلاع از مسایل دینی و اجتماعی و روانشناسی با جمله ای خنده دار سعی می کنند تقصیر را بیاندازند بر گردن طرف مقابل ، می گویند " هر طور که دلم بخواد لباس می پوشم ، مردا نگاه نکنن" این چه حرف کودکانه ایست که می زنند ؟

مگر می شود مقابل کودک ظرفی پر از تنقلات و خوراکی های رنگارنگ بگذاری و بگویی حق نداری بخوری ، مگر اینکه کودک خیلی خوب تربیت شده باشد که به این تنقلات دست درازی نکند.

خداوند همانقدر که به حجاب و پوشش زنان توجه کرده است به چشم پاکی مردان نیز تاکید کرده است.

« قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » ( النور 30 ) به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند

خداوند به زن می فرماید : « لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِن‏ » ای زن تو زینت های پنهان خودت را آشکار نکن و حجاب حجابت را حفظ کن و جلب توجه نکن به مرد هم می گوید آقا شما هم نگاه نکن ، شوهر خواهد فهمید که به جز همسرش فرد دیگری نیاز او را تامین نخواهد کرد پس می چسبد به زندگی خود و چشمش دیگر در پی این و آن نخواهد بود .

نتیجه این می شود که جامعه ای پاک و با حیا خواهیم داشت ، بنیان خانواده محکم خواهد بود و آمار طلاق و تجاوز و جنایات به حداقل خواهد رسید. 

یک زمانی عده ای آمدند و گفتند که این همه عطش جنسی به دلیل این است که بشر همیشه در رابطه جنسی محدود بوده است مابیاییم این روابط را آزاد کنیم یک مدت بعد غریزه جنسی بشر سیر می شود و عطش خود را از دست می دهد این کار را کردند چه شد ؟ آیا در برهه زمانی عطش جنسی از بین رفت ؟

نخیر عطش جنسی تبدیل به جنون جنسی شد .

شما یک انسان معتاد را فرض کنید ، فردی می گوید این معتاد به این دلیل به مواد مخدر اینقدر اعتیاد دارد ولع دارد چون همیشه از آن منع شده شما مواد مخدر نامحدود در اختیار او قرار بده ، آیا مدتی بعد ترک خواهد کرد ؟

نخیر بلکه هر روز مصرف او بالا می رود ، آنقدر مصرف می کند که بالاخره به دلیل زیادی مصرف مرگ به سراغ او می آید.

تاریخ را بخوانید ، به برخی پادشاهان می رسید که صدها همسر موقت و دائم داشته و دارند ، ولی میبینیم که باز دنبال دختران زیبا برای همسری است.

شما به آمار تجاوزهای جنسی کشورهای اروپایی نگاه کنید، آماری که رسمی است و ثبت شده ، بگذریم از آمار غیر رسمی که آنقدر بالاست که باورش برای ما سخت است .برآورد از تحقیقات نشان می دهد که بین 75 و 95 درصد از جرایم تجاوز به عنف هرگز به پلیس گزارش نشده است.

جدول زیر آمار تجاوز به عنف در سالهای 2008 و 2009 می باشد که توسط سازمان ملل اعلام شده است " منبع و فهرست کامل "

کشور

آمار تجاوز درسال 2008

از هر 100 هزار نفر

آمار تجاوز درسال 2009

از هر 100 هزار نفر

انگلستان

12637

23.4

13093

24.1

آمریکا

90427

29.3

89000

28.6

سوئد

4269

46.6

4901

53.2

اسرائیل

1270

18.3

1243

17.6

کره

9883

20.7

16156

33.7

 

در این کشور خانه های فحشا به وفور یافت می شود ، زحمت رابطه جنسی یک تماس تلفنی است شاید هم یک اس ام اس !

زنان پر زرق و برق به اندک قیمتی خود را در اختیار مردان قرار می دهند حال در این کشور چرا باز آمار تجاوز به این حد وحشتناک است؟

 

وقتی روابط جنسی  آزاد باشد و بدون ازدواج ممکن باشد ، کمتر کسی میل به ازدواج خواهد داشت ، چرا که غریزه جنسی تامین است ، نیاز عاطفی هم از رابطه با غیر همسر تامین می شود حال فرد نیازی برای ازدواج نمی بیند .

هر چه فساد و روابط بی ضابطه بیشتر باشد آمار ازدواج پایین می آید و آمار طلاق بالا می رود.

اگر حجاب و عفاف باشد ، مردها هم چشم خود را کنترل کنند دخترو پسر هم در سن مناسب ازدواج کنند ، آیا در جامعه فسادی وجود خواهد داشت؟

جامعه بدون فساد و بزه کاری قطعا جامعه ای موفق و رو به پیشرفت خواهد بود .

تک تک افرادی که با بد حجابی زمینه های انحرف و فساد جامعه را پدید آورده اند در عقب ماندگی و پس رفت و طلاق ها و بزه ها و جنایت های جامعه سهیمند
تبیین جایگاه حجاب از نگاه امام راحل (رحمت الله علیه)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ضرورت رجوع غیرمتخصص به متخصص از اموری است که عقل هر انسانی آن را تأیید می‌کند. در بررسی تاریخ اما همواره افرادی بوده‌اند که با زیر پا نهادن بدیهیات عقلی و اصولی، سعی در توجیه رفتارها و منحرف کردن اذهان مردم داشته‌اند. متأسفانه در این برهه از تاریخ، که نهال انقلاب اسلامی با همت امام راحل و مردم بزرگ کشورمان در حال به ثمر نشستن است و مظلومان و ستمدیدگان عالم چشم امید به آن دارند، چندی است برخی افراد به دنبال ساختارشکنی و زیر پا گذاشتن اصول اساسی دین و انقلاب برآمده‌اند و دست به اظهارنظرهای غیرکارشناسانه‌ی دینی می‌زنند و از آنجایی که در مقام استدلال، پاسخ‌گوی ذهن بیدار مردم نیستند، سخنان ناصواب خود را به مراجع قابل قبول مردم ارجاع می‌دهند تا از این طریق، اعتباری برای سخنان خود قائل شوند. غافل از اینکه این مسئله خیانت به اسلام، مردم و انقلاب و شهداست.
 
یکی از افرادی که اخیراً موضع‌گیری‌های عجیب و غیر‌قابل باوری را نسبت به برخی مبانی بنیادین دین و نظام اسلامی وارد کرده‌ خانم نعیمه اشراقی است که علاوه بر اظهارنظرات شاذ و غیرکارشناسانه، در کمال تعجب، آن نظرات را به امام راحل نیز نسبت داده است. با توجه به تبعات این مسئله، «برهان» ضروری دانست تا در گفت‌وگو با سرکار خانم «همیز»، استاد حوزه و دانشگاه؛ از نگاه قرآن و دیدگاه‌های امام راحل، مسائل مطرح‌شده را تبیین نماید. این گفت‌وگو در دو قسمت ارائه می‌شود. اینک قسمت اول این گفت‏و‏گو به محضر خوانندگان گرامی تقدیم می‏گردد:
 
اخیراً شاهد موضع‌گیری‌های برخی افراد در خصوص بعضی مبانی بنیادین دین و نظام، از جمله حجاب بوده‌ایم. به عنوان مثال، خانم اشراقی در مصاحبه با برخی سایت‌های معارض، به طرح شبهات و نظرات غیرکارشناسانه‌ای در‌باره‌ی حجاب پرداختند و آن را به امام (رحمت الله علیه) نسبت دادند. به نظر شما، دلیل این ‌گونه موضع‌گیری‌ها چیست و به طور کلی، این افراد با طرح چنین مباحثی چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟
 
می‌خواهم از منظر بالاتری به این سؤال توجه شود. اکنون که در حال تدوین مدیریت جامعه‌ی جهانی برای قوانین اسلام هستیم، چطور می‌توانیم قوانین اسلامی را در جامعه‌ی جهانی اجرایی کنیم؟ از صدر اسلام تا کنون نتوانسته بودیم برای جامعه‏ی جهانی برنامه‌ریزی صد درصد اسلامی انجام دهیم. بنابراین برای اجرای قوانین اسلامی در تمام وجوه زندگی انسان‌ها، اعم از مرد و زن، باید به قول مقام معظم رهبری، سبک زندگی را تدوین کنیم. این نوع تلاشها برای اینکه فردی را به میدان بکشد و مصاحبه ای تدوین کنند مصداق «عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیرٌ لکم» است. آن‌ها به قول خودشان به مواضع صحیح اسلامی حمله می‌کنند و می‌خواهند به زعم خودشان، مردم را به سوی اباحه‌گری بکشانند. ما با این برداشت‌های موذیانه با کراهت برخورد می‌کنیم، اما این کمک می‌کند که متخصصان قوانینی را که باید در اسلام به ‌صورت جهانی اجرا شود، با دقت بیشتری تدوین کنند.
 
کار ما دارد کاملاً از ابتدا شروع می‌شود. ما از ابتدای انقلاب با دشمنان مسلح برخورد رودررو داشتیم، اما امروز با دشمنان فرهنگی مواجهیم. امام می‌فرمودند جنگ یکی از نعمت‌های الهی بود که درِ نعمت شهادت، مبارزه و مجاهدت را به روی مردم باز کرد. ما نیز فکر می‌کنیم این جنگ فرهنگی نعمتی است که درِ فهم برتر قوانین اسلام را به روی جهانیان باز می‌کند. باید دقت داشته باشیم که اکنون حقیقتاً اجرایی کردن قوانین در سراسر جهان مطلوب همه‌ی انسان‌هاست. آن‌ها که در فرانسه شکنجه می‌شوند و اجازه ندارند حجاب داشته باشند و آن‌ها که در کشورهای دیگر محرومیت دارند، همه با تمام وجود اجرایی شدن این قوانین را می‌خواهند.
 
اما به کسانی که با این قضیه ضعیف برخورد می‌کنند و آگاهی ندارند (فرقی نمی‌کند به چه کسی منتسب باشند) مروه‌ شربینی، شهیده‌ی حجاب، پاسخ داده است. [1]او در آن سوی عالم، در جواب این سؤال که چطور باید با حجاب برخورد کنیم، می‌گوید: با حجاب باید به ‌گونه‌ای برخورد کنی که حتی جانت را هم بفروشی تا این قانون الهی باقی بماند؛ افرادی که نسبت به این قضیه ضعیف حکم می‌کنند و درباره‌ی این مسئله که آیا ما حجاب را جهانی کنیم یا نه؟ می‌گویند ببینیم که مردم جهان چه می‌پسندند، مثل آشپز برای جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند و مثلاً می‌گویند ما باید بر اساس سلیقه‌ی مردم کار کنیم و چون مردم دارند برای قوانین اسلام با ما مبارزه می‌کنند، باید با آن‌ها صلح کنیم.
 
نگاه قرآن و موضع‌گیری بزرگان دین ما از ابتدای اسلام در برخورد با این افراد چگونه بوده است؟
 
بعضی‌ها شاید فکر کنند که اصول‌گراهای تندرو با این نظرات مخالفت می‌کنند،  اما این طرز فکر افراد غلط است؛  این خداست که با این حرف مبارزه خواهد کرد. قرآن به شدت با این افراد برخورد کرده و فرموده است: ای پیغمبر، آن‌ها بسیار دوست دارند که تو مداهنه کنی، ولی این کار را نکن.‌ [2]حق نداری در قوانین سست کار بکنی. حتی خداوند می‌فرماید: پیغمبر اگر تو کوچک‌ترین تغییری در ارائه‌ی پیام ما به مردم بدهی، با دست قدرت تو را می‏گیریم و به خاک مذلت می‏کشیم.  این‌ها همه‌ نشانه‌ی این است که خداوند می‌خواهد آنچه قانون اسلام است اجرا شود.
 
بعد هم وقتی از پیغمبر تعریف می‌کند و می‌فرماید ما در آینده رضایت تو را جلب می‌کنیم؛ یعنی از تو راضی هستیم[3]، این نشان می‌دهد که پیغمبر قوانین را درست ابلاغ کرده است. پس هرکس داعیه‌ی ابلاغ اسلام را دارد، حق مداهنه و سستی ندارد، زیرا «خداوند» با او مبارزه خواهد کرد. بنابراین ما باید از خدا بترسیم، قوانین اسلام را صحیح ارائه بدهیم، مبلّغ خوبی باشیم و صحیح ابلاغ کنیم. هر مصاحبه‌ای که در ارائه‏ی اسلام خدشه ایجاد می‌کند و ابلاغش را ناصحیح ارائه می‌دهد، مخدوش است. نه اینکه مردم آن را نمی‌پذیرند، بلکه خدا نمی‌پذیرد.
 
دوم اینکه حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند روش تبلیغ‌ پیغمبر (صلی الله علیه و آله) این بود که راه می‌افتادند و خودشان موردی را انتخاب و رویش کار می‌کردند. روش پیغمبر را این طور تفسیر می‌فرمودند: آنجایی که زخمی پیدا می‌کردند، اگر مرهم لازم داشت، مرهم می‌گذاشتند؛ اگر داغ احتیاج داشت، داغ می‌کردند تا زخم نابود شود. پس کسانی که یک‌سویه برخورد می‌کنند و می‌گویند ما مرهم بگذاریم تا درمان شود و می‌گویند ما آرام‌آرام صحبت کنیم تا جامعه تحریک نشود، خلاف روش پیغمبر عمل می‌کنند.
 
خداوند تبارک و تعالی در سوره نور آیه 56 می‌فرمایند: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول لعلکم ترحمون» آن‌ها می‌گویند ما خدا را دوست داریم، ولی روش پیغمبر را نمی‌پسندیم. صحبت خالص از اسلام مردم را پس می‌زند و اکنون باید طوری برخورد کنیم که مردم را جذب کنیم. قرآن در سوره آل عمران آیه 31 می‌فرماید: «قل ان کنتم تحبون‌ الله فاتبعونی یحببکم‌ الله»: پیغمبر بگو اگر شما خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید، آن وقت خدا شما را دوست می‌دارد.
 
الآن در جامعه خیلی‌ها می‌گویند ما خدا را قبول داریم، ولی چرا پیغمبر گفته است حد حجاب این است؟ در صورتی که خداوند فرموده حجاب داشته باشید، روابط محرم و نامحرم را گفته و تمام وجوهاتش را هم بیان کرده است.
 
بعضی‌ها شاید فکر کنند که اصول‌گراهای تندرو با این نظرات مخالفت می‌کنند، اما این فکر غلط است؛ این خداست که با این حرف مبارزه خواهد کرد. قرآن به شدت با این افراد برخورد کرده و فرموده است: ای پیغمبر، آن‌ها بسیار دوست دارند که تو مداهنه کنی، ولی این کار را نکن.
 
حجاب یعنی حائل بین تو و نامحرم و این فقط محدود به پارچه، نگاه و گفتار نیست. بین دو نامحرم در فضای بیرونی حائلی عفیف درست کنید تا بتوانند به «مقاماتی» برسند که محبوب خدا باشند و به کارهای اجتماعی و انسانی خودشان هم برسند. هر کسی که تنها درباره‌ی پارچه، رنگ و... بحث می‌کند و روی ریزه‌کاری‌ها دست می‌گذارد، اصلاً نمی‌فهمد اسلام چه می‌خواهد. مقصد اسلام رشد جامعه‌ی جهانی و تخلق به اخلاق‌الله است. می‌خواهد جامعه‌ی جهانی رشد کند تا به جایی برسد که اخلاق خدا در آن اجرا شود و مردم  رنگ خدایی پیدا کنند[4]؛ نه فقط یک نفر، بلکه همه‌ خلیفه‌الله شوند. همه باید صفات خدا را در رفتار اجتماعی خود اجرا کنند.
 
امام توانستند بخشی از این امر را در زمان حیاتشان اجرا کنند. بخشی‌ از آن هم الحمدالله اکنون توسط شاگرد مسلم‌ و خلیفه‌ی برحقشان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اجرا می‌شود که جهان ایشان را می‌پذیرد و به ایشان نمره‌ی مثبت می‌دهد. ایشان جامعه را به سویی می‌کشانند که همان روش پیغمبر اجرا شود. بنابراین ما نباید بترسیم که عده‌ای از حجاب خوش‌شان نمی‌آید. قرآن هم می‌فرماید ای پیغمبر، اگر در مقابل عده‌ای که به آخرت ایمان ندارند، اسم خدا را بیاوری مشمئز می‌شوند. خداوند روان‌شناسی آن‌ها را در سوره‌ی زمر  آیه 45 بیان می‌کند: «وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ». بنابراین ما احتیاج نداریم طبق خوش‌آمد آن‌ها کار کنیم. اگر مثلاً در جامعه‌ برای اینکه هویت اسلام حفظ شود، اجباری لازم باشد، باید اجبار بگذاریم.
 
 روزی پیغمبر اکرم (صل الله علیه وآله والسلم) در مسجد رفت و عده‌ای از نمازگزاران را بیرون کرد و فرمود شما نمی‌خواهد نماز بخوانید، چون زکات نمی‌دهید. چرا کسی به این رفتار پیغمبر اعتراض نمی‌کند؟ ایشان «شِدادٌ غلاظ» برخورد کرد؛ یعنی همان جمله‌ای که حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند آنجایی که لازم بود داغ بشود داغ می‌کردند.
 
اصلاً بحث اجبار یعنی چه؟ یعنی وقتی شما در قدرت هستید، باید قوانین اسلام را اجرا کنید. خداوند در سوره‌ی مائده می‌فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»:  مسلمانان، شما روش جدیدی دارید، این روش جدید را متخذ از یهود و نصارا نکنید و آن‌ها را رهبران فکری و فرهنگی خودتان نگیرید. سپس می‌گوید هر کدام از شما مسلمانان (که دین برتر را دارید) اگر به دنبال روش‌های فرهنگی، روش‌های اجرایی ، روشهای کلی آنها، زندگی آن‌ها بروید، از آن‌ها هستید در اینجا مخاطب «من یتولهم منکم» همه‌ی عصرها و همه‌ی نسل‌هاست و نه فقط زمان رسول‌الله. بعد می‌فرماید: «ان‌ّ الله لایهدی القوم الظالمین»[5] : خداوند گروهی را که ظلم می‌کنند هدایت نمی‌کند؛ یعنی گروهی که دنبال قوانین اجرایی و فرهنگی یهود و نصارا بودند. گرچه آن‌ها هم قانون و کتاب مدون دارند و این ‌طور نیست که آن‌ها پوچ باشند، اما فرهنگ آن‌ها دون فرهنگ اسلامی است، چون آن‌ها از کتاب تحریف‌شده‌شان فرهنگ‌سازی می‌کنند.
 
ما حق نداریم درباره‌ی فرهنگ‌های آن‌ها که با ما معارض هستند، حتی به عنوان فرهنگی که می‌توان درباره‌اش فکر کرد، بحث کنیم. قرآن می‌گوید اگر این کار را بکنید، از آن‌ها هستید. این را برای تمام کسانی گفتم که می‌خواهند از این جنس مصاحبه‌ها تهیه کنند و موذیانه بعضی‌ افراد را، ملعبه‌ی خودشان ‌کنند و با استفاده‌ از آن‌ها بر مقاصد خودشان صحه بگذارند.
 
خانم اشراقی می‌گویند برخی علما اعتقاد دارند چون حدی برای حجاب تعریف نشده است، حکومت هم نمی‌تواند آن را اجباری کند. این مسئله تا چه اندازه صحت دارد؟
 
به نظر من این حرف خوبی نبود و حتماً خودشان هم قبول دارند که این حرف خوبی نیست، چون اصلاً نمی‌شود به ساحت علما نزدیک شد. اظهارنظر به علما یعنی به بازی گرفتن روش علما. به نظر من ایشان خودشان هم این حرف را قبول نخواهند نداشت. علمای ما از صدر اسلام تا کنون همیشه مدافع اسلام و مرزهای آن بوده‌اند. اسلام یعنی مجموعه‌ی دستور‌های قرآن و سنت. حد و حدود حجاب در قرآن سنت تعریف شده است؛ بنابراین علما هرگز نمی‌توانند خلاف قرآن و سنت حرفی بزنند. در غیر این صورت، علمایی هستند که قرآن از آنان اظهار برائت می‌کند. مثلاً بلعم باعورا [6]یکی از مثال‌های بزرگی است که قرآن درباره‌اش می‌فرماید او مردی بود که ما آیات خودمان را به او دادیم، اما او خودش را منسلخ کرد و خودش را از این آیات جدا کرد. خلود در زمین را پذیرفت و نخواست آسمانی شود.
 
این نکته‌ی بسیار مهمی است. خداوند می‌فرماید عالمی که زمینی شود و آسمان را نادیده بگیرد، سگ است. اگر رهایش کنید، فریاد می‌زند؛ اگر او را بگیرید هم فریاد می‌زند[7]. خداوند تا این حد با علمایی که با آیات خدا بازی می‌کنند مبارزه می‌کند. بعد از انقلاب، هیچ‌ کدام از این علما را نمی‌توانیم در اسلام پیدا کنیم. علمایی که امروز در ایران در سطح جهانی برای دفاع از اسلام کار می‌کنند، بسیار زحمت می‌کشند و نمی‌توانیم این تهمت را به علمایمان بزنیم. این تهمت است که بگوییم علما برای حجاب تعریف ندارند. تمام مراجع تقلید ما از علمایی هستند که حجاب را در رساله‌شان تعریف کرده‌اند.
 
اگر منظورمان از علما مراجع تقلید باشد، این توهین خطرناکی به ساحت ایشان است و توصیه می‌کنم کسی دنبال این مسئله نرود. اما اگر منظور کسانی است که به اگر منظور کسانی است که مطالعات دینی دارند  یا پای منبرها درسی را یاد گرفته‌اند، آن‌ها نمی‌توانند ملاک ما باشند. من به جوان‌های عزیزم توصیه می‌کنم به این حدیث امام صادق (علیه السلام) دقت کنند. ایشان می‌فرمایند: «من دخل فی هذا الدین بالرجال اخرجته منه الرجال...»: هر کس با «شخصیت‌ها» وارد دین شود، با «شخصیت‌ها» هم از دین خارج می‌شود. امروز هم می‌بینیم بسیاری از شخصیت‌هایی که داعیه‌ی اسلام داشتند، با اسرائیل مصاحبه می‌کنند و حتی با یهود و صهیونیست دست موافقت داده‌اند.
 
بنابراین این‌ها را جزء علما به شمار نمی‌آوریم. امام صادق (علیه السلام) در ادامه می‌فرمایند: «من دخل فی هذا الدین بالکتاب و السنه زالت الجبال و لا یزول...»: با کتاب و سنت وارد دین بشوید، اگر کوه‌ها بلرزند، شما نمی‌لرزید. علمای ما، یعنی مراجع عظام، همه با کتاب و سنت درباره‌ی حجاب صحبت کرده‌اند و حرف‌های قاطعانه و صریحی زده‌اند که هم در استفتائات‌ آن‌ها موجود است و هم در رساله‌هایشان. بنابراین اصلاً نمی‌توانیم بگوییم برخی علما اعتقاد دارند چون حدی برای حجاب تعریف نشده است، حکومت هم نمی‌تواند آن را اجباری کند. این حرف اصلاً صحیح نیست و مذموم است.
 
در واقع می‌توان گفت افرادی که چنین شبهاتی را مطرح می‌کنند، دو دسته هستند: گروهی که با نگاه مغرضانه و از روی دشمنی این مباحث را مطرح می‌کنند و عده‌ی دیگر که از روی جهل و نادانی به طرح این‌ گونه مباحث می‌پردازند.
 
دقیقاً همین طور است. اسلام تنها برای مادیت و جسمانیت برنامه ندارد، بلکه قوانینش را برای سه عالم وجود انسان طراحی کرده است. برای مثال، از یک سو در اسلام گفته شده حتماً از نجاست پرهیز کنید. حتی در احادیث داریم کسانی که از نجاست پرهیز ندارند، دچار فشارهای شب اول قبر می‌شوند. شارع مقدس می‌گوید از نجاست باید صد درصد پرهیز کنید و از احکام واجب است که باید با لباس طاهر عبادت کنید. حتی خداوند می‌گوید بیت کعبه را باید طاهر نگه دارید. از سوی دیگر، گفته شده است که وقتی مهمان وارد منزل شد، حق ندارید به او بگویید اینجا پایت را نگذار، نجس است؛ به دلیل اینکه او به زحمت می‌افتد و مهمان باید اکرام شود. نباید شخصیت مهمان را دچار آسیب و مهمان را محدود کنید. کسی که به قضیه نادان باشد، نتیجه می‌گیرد که اگر مهمان نجاست را توسعه بدهد، اشکالی ندارد. اما این نتیجه‌گیری غیرعقلانی است. استنتاج صحیح این است که شما محیط را نجس در اختیار مهمان نگذارید؛ نه اینکه اگر مهمان نجاست را توسعه بدهد و خودش هم نجس شود اشکالی ندارد. در واقع شما موظف هستید نجاست را به طهارت تبدیل بکنید تا برای مهمان عسر و حرج ایجاد نکنید.
 
این مثال را زدم تا بگویم ما باید نجاست را برطرف کنیم. در مسئله‌ی حجاب هم باید افکار و عرف مردم را ارتقا دهیم تا به این حقیقت برسند یعنی باید سه عالم وجودشان توسعه یافته تا موفق به عبودیت شوند تا این‏که مورد رحمت خدای تبارک و تعالی قرار گیرند. یکی‌ از این‌ها اجرای حجاب است. نباید بگوییم چون برای مردم دشوار است، سخت نگیرید، به مردم فشار می‌آید، بلکه باید قوانین اسلام را به گونه‌ای ارائه دهیم که مردم بپسندند و اجرا کنند تا از آن‌ها بهره‌مند شوند. هدف 124هزار پیغمبری که خداوند فرستاده است و پیغمبر خاتم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) که فرزندان گرانقدرش به شهادت برسند چیست؟ نعوذبالله هر کسی قوانین را هر طور که خواست اجرا کند؟ امام (رحمت الله علیه) جمله‌ی عمیقی دارند که می‌فرمایند امام حسین (علیه السلام) عصاره‌ی پنج تن است. از طرفی کل خلقت برای این پنج تن خلق شده‌اند؛ خداوند می‌فرماید: «لولاک لما خلقت الافلاک» چرا امام حسین (علیه السلام) با این عظمت، که عصاره‌ی پنج تن آل‌عباست، باید این ‌طور به خاک و خون کشیده شود؟ برای اینکه اسلام بماند. اسلام یعنی چه؟ یعنی مجموعه‌ی برنامه های قرآن و سنت.
 
. در مسئله‌ی حجاب باید افکار و عرف مردم را ارتقا دهیم تا به این حقیقت برسند که باید سه عالم وجودشان توسعه و عبودیت پیدا کند تا مورد رحمت خدا قرار گیرند. یکی‌ از این‌ها اجرای حجاب است. نباید بگوییم چون برای مردم دشوار است، سخت نگیرید، یا اینکه باید قوانین اسلام را به گونه‌ای ارائه دهیم که مردم بپسندند.
 
این نوع مصاحبه‌ها ناشی از روش تبلیغی عده‌ای است که می‌گویند سخت‌گیری نکنید، کسی را در قبر دیگری نمی‌گذارند. خداوند تبارک می‌فرماید زمین از عدل و داد پر و از کفر پاک می‌شود، امام زمان (عج الله تعالی فرجه شریف) تشریف می‌آورند و تمام خواسته‌های انبیا را به ثمر می‌رسانند و این یعنی اسلام در سراسر زمین برای همه‌ی آحاد اجراشدنی است. این قابلیت در درون همه‌ی انسان‌ها وجود دارد. ما باید روش‌های شکوفایی این انتخاب را اجرایی کنیم. مردم ذاتاً می‌خواهند اسلام را انتخاب کنند، اما ما با چه روشی این خواسته‌ی ذاتی را به منصه‌ی ظهور برسانیم؟ با مداهنه؟ با اینکه حرام خدا در زمین اجرا شود اشکالی ندارد؟
 
روش حضرت امام (رحمت الله علیه) در برخورد با افرادی که نسبت به اجرای احکام اسلام بی‌تفاوت بودند و مرتکب فعل حرام می‌شدند چه بود؟
 
روش‌ حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) این بود که کسی جرئت نداشت جلوی ایشان حرامی را انجام بدهد و مثلاً حتی یک کلمه غیبت کند. یکی از نماینده‌های استانی ایشان وقتی خدمت امام می‌رسد تا گزارش سیاسی استان را بدهد، در گزارش سیاسی‌اش غیبت می‌کند. امام فریاد می‌زنند و می‌گویند آقا شما غیبت کردید، سپس جلسه را ترک می‌کنند و حتی از او تشکر هم نمی‌کنند.
 
حتی سرکار خانم دباغ این مجاهدی که از یاران مهم زمان شکنجه‌ها و زندان‌ها بودند، در خاطراتشان تعریف می‌کردند که در نوفل‌لو‌شاتو آقایی آمده بودند تا یک یا چند میلیون تومان به امام خمس بدهند و انگشتر طلا هم دستشان بود. در آن زمان مسائل مالی خیلی برای ما اهمیت داشت. امام با تحکم به او گفتند: آقا انگشتر را دربیاور، بعد حرف بزن! سرکار خانم دباغ فرمودند این آقا کمی‌ عقب‌نشینی کرد، انگشتر را درآورد و بعد حرف زد. یعنی امام از اجرای حرام به ‌شدت جلوگیری می‌کردند. امام (رحمت الله علیه) می‌فرمایند: «کسی که حرام خدا را انجام می‌دهد محترم نیست.» پس نگوییم کسانی که حرام خدا را انجام می‌دهند محترم هستند و باید مواظبشان باشیم، چون داریم در جامعه برنامه‌ی حکومتی تدوین می‌کنیم.
 
 امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌فرمودند خداوند تمام روش‌های زندگی در دنیا را در قالب کلام ائمه به ما داده است و آن‌ها پیام‌رسان خدا هستند. با اینکه در طول تاریخ کتاب‌های ما را سوزاندند، نتوانستند این معارف را از ما بگیرند. کسی که هرگز از خود در برابر قوانین اسلام پذیرش نشان نمی‌دهد و حرام را انجام می‌دهد، باید درالگوی حکومتی ذلیل باشد و این همان چیزی است که در دعای افتتاح برای ما بیان شده است: «انا نرغب إلیک فی دوله کریمه، تعز به الاسلام و اهله و تذل به النفاق و اهله» کاملاً مشخص است که روش حکومت در برابر متخلفان و کسانی که حرام انجام می‌دهند چیست. دولت کریمه‌ای که می‌خواهد در جامعه‌ی جهانی حکومت کند چنین خصوصیتی دارد. اسلام و اهلش عزیز و شریف هستند و اکرام می‌شوند و در مقابل، نفاق و اهلش ذلیل هستند.
 
در روش حکومتی نباید بگوییم که با این‌ها کنار بیاییم و مداهنه کنیم و آن‌ها حرامشان را انجام دهند، چون ما می‌خواهیم حکومت کنیم! مگر حکومت پست معاویه، که تبدیل به سلطنت شد، غیر از این بود؟ با مداهنه‌هایی که شد به‌ تدریج دیدیم که اسلام تحریف شد و به جایی رسیدیم که اکنون اسلام تحریف‌شده و فرقه‌هایی مثل وهابیت از آن سر برآوردند و ما اکنون می‌خواهیم از آن تحریف‌زدایی کنیم.
 
اسلام به ما شاخص داده است: «کسانی که حرام انجام می‌دهند، نباید در جامعه محترم باشند.» مثلاً جمله‌ای که حضرت امام درباره‌ی وزارتخانه‌‌ها می‌فرمایند: «الآن وزارتخانه‌ها، این را می‌گویم که به دولت برسد، آن طوری که برای من نقل می‌کنند، باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه‌ی اسلامی نباید در آن معصیت بشود... زن‌ها بروند، اما باحجاب باشند، مانعی ندارد. بروند اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند.»[8]
 
امام به طور کلی می‌گویند نباید معصیت شود؛ چه بسا، زنی مانتو به تن کند، اما آرایش و ظاهر نامناسبی داشته باشد. او پوشش دارد، ولی معصیت می‌کند. پس آیا حجاب اجباری است؟ نه فقط حجاب، بلکه رفتار عفیفانه هم اجباری است. امام یک مرجع فهیم، فیلسوف، عارف و یک متفکر و طراح نظام جهانی است.
 
بنابراین هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید حد حجاب شرعی تنها رنگ است یا آرایش و سرمه‌ کشیدن است. بلکه باید در روابط بین زن و مرد حائلی باشد که آنجا معصیت انجام نشود.
 
شما به جمله‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) توجه کنید که می‌فرمایند بهترین زن، زنی است که مردی او را نبیند، او هم مردی را نبیند. در این حدیث کلمه‌ی «یری» آمده که به معنای تماشا کردن و نگاه ‌کردن است. اکثر افراد می‌گویند این جمله مناسب شأن فاطمه‌ی زهرا(سلام الله علیها) نیست، چرا خودشان رفتند در مسجد سخنرانی کردند و مردها را دیدند و مردها هم ایشان را دیدند؟ این نتیجه گیری سفیهانه با این جمله‌ی حکیمانه . مگر سلمان به خانه‌ی ایشان نمی‌رفت؟ حتی خود ایشان یک بار به سلمان گفتند این دعا را من به تو یاد می‌دهم، به مردم یاد بده. سلمان به عنوان شاگرد این دعا را از خانم(سلام الله یاد می‌گیرند و به جامعه ارائه می‌دهند. خود سلمان اقرار می‌کند که از وقتی این دعا را یاد گرفتم، به هزار نفر در مدینه یاد دادم. مگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) سلمان را ندیدند؟ مگر سلمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را ندید؟
 
پس مفهوم جمله‌ی حضرت آن است که مردی زن را با جاذبه‌ی جنسی نبیند. این جاذبه‌ی جنسی می‌تواند لباس باشد یا آرایش باشد.
 
امام گفتند در جامعه معصیت نشود و معصیت اعم از حجاب و رفتار و گفتار و هر نوع حرکتی است. فیلمی که معصیت را رواج بدهد حرام است، هنری که معصیت را رواج بدهد حرام است. این چیزی است که اسلام ناب ارائه می‌دهد. ما داریم فرهنگ‌سازی جامعه‌ی جهانی را انجام می‌دهیم. 
 
پس نمی‌توانیم بگوییم کمی آرایش اشکالی ندارد. اینجا حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرمایند هر جاذبه‌ای که نامحرم را به طرف تو بکشاند و باعث شود به تو به‌ عنوان یک زن و بر اساس جذابیت‌های جنسی نگاه کنند، باید از روابط اجتماعی جمع شود. مردم وقتی می‌خواهند مشکلاتشان را رفع کنند، باید به جامعه مراجعه و آنجا همدیگر را ملاقات کنند. پس باید در روابط اجتماعی که مردم جمع میشوند و میخواهند مشکلاتشان را رفع کنند محیط پاک و مناسبی براییشان فراهم باشد. خانمی که آن طور حکیمانه صحبت کرده چطور این جمله‌اش غیرحکیمانه و غیرعقلانی است؟
 
امام هم همچون فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) گفتند در جامعه معصیت نشود و معصیت اعم از حجاب و رفتار و گفتار و هر نوع حرکتی است. فیلمی که معصیت را رواج بدهد حرام است، هنری که معصیت را رواج بدهد حرام است، مینیاتوری که می‌کشند برای اینکه زیبایی‌های خلقت نقاشی را بخواهند نشان بدهند، ولی اگر جاذبه‌ی جنسی و شهوت در آن باشد، مثلاً مرد و زنی به هم جام شراب تعارف می‌کنند، حرام است. این چیزی است که اسلام ناب ارائه می‌دهد. ما داریم فرهنگ‌سازی جامعه‌ی جهانی را انجام می‌دهیم. آیا ما باید نقاشی مینیاتور بکشیم؟ بله. از زیبایی‌های طبیعت در خط و رنگ و نقش و... استفاده کنیم؟‌ بله. اما چه چیزی را به بیننده القا کنیم که به کمال رساندن بیننده باشد و عبودیت خودش را بیشتر در این هنر پیدا کند.
 
وقتی امام خمینی حمت الله می‌فرمایند در محضر خدا گناه و معصیت نکنید، یعنی دارد برای همه‌ی عالم برنامه‌ریزی می‌کند. کسانی که نمی‌توانند این طراحی را برای قوانین داشته باشند دارند با خدا مبارزه می‌کنند. خداوند هم می‌فرماید: «جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا».


 

ادامه دارد...

 
پی‏نوشت‏ها:
 
[1]مروه شربینی زنی مصری بود که در دادگاهی در آلمان با هجده ضربه چاقو کشته شد. ضارب شخصی بود که شربینی از او به اتهام اهانت بدلیل پوشیدن حجاب شکایت کرده بود..
 
[2]سوره مبارکه ی قلم، آیه 9
 
 [3]. سوره  مبارکه ضحی، ایه 5
 
 [4]. سوره مبارکه بقره، آیه 138
 
 [5]. سوره مبارکه مائده آیه 49
 
 6].سوره مبارکه اعراف، آیه 170
 
[7]. همان
 
[8] . (صحیفه‌ی امام، ج 6، صص 328 و 329)

مابی حجاب نبودیم
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

چاره چیست؟!
این رسم در آفرینش هست که پدران اگر انگور ترش بخورند، دندان فرزندان کند می شود، اما.... این رسم هم هست که آدمی امروز تمامی دیروز خود را به فراموشی می سپارد و از یاد می برد. تصور اغلب ما این است که ما اینجایی هستیم، برای اینجا آفریده شده ایم و هرچه هست همین جاست!
چه کسی یادش هست آن روز ها را که ما مَلَک بودیم و فردوس برین جایمان بود؟ و... بعد به خطایی مستأجر این خراب آباد شدیم.
آری،گذشتِ زمان، نسیان می آورد و فراموشی خصیصه آدمی است.
این هفدهم دی داغی بود بر دل نجابت. قلب حیا خون شد وقتی که این روز خودنمایی کرد. فغان عفاف برخاست وقتی که این روز در تقویم نشست.
ما بی حجاب نبودیم. نجابت،پوست تنمان شده بود و عفاف، همسایه ی دیوار به دیوار دلمان بود. حیا، درخت ریشه دار حیاتمان بود که هرچه شاخه های آن را می بریدند، بارورتر و تنومندتر می شد.
یک روز به زور، برخی از مادران ما را به نمایش بردند و از آنها بازی خواستند. وقتی نمایش تمام شد، بازیگران یادشان رفت از نقش بیرون بیایند، یادشان رفت ماسک ها و نقاب های تحمیلی را بردارند. و بعد ..... فرزندانشان خیال کردند که هرچه هست طبیعی است، همان باید باشد.
و این شد که حجاب که فطری و طبیعی دختران و زنان ما بود، اضافی و تحمیلی و غیرطبیعی جلوه کرد و بی حجابی که منافات داشت با فطرت و طبیعت عفاف آسای دختران و زنان، طبیعی تلقی شد.
و ما هنوز گرفتار این مصیبتیم که دست هایی از درون و بیرون مرزها، زنانمان را به نمایش می خوانند....
ما اکنون نیازمند کندن نقاب های دروغین و بازگشت به اصل پاک و بی آلایش خویشتنیم!

برگرفته از : کتاب صمیمانه با جوانان وطنم / سیدمهدی شجاعی


گوهر ناب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

فصل‌های این مقاله که درباره حجاب است به بررسی آن در اسلام، قرآن، آیین مسیح و نصرانی پرداخته است. بعضی از این فصل‌ها که جامعه کنونی به آن گرفتار است که یکی از این فصل‌ها به بررسی پوشش بانوان در زندگی امروزی و نظر معصومین را در این باره آورده شده است. یکی دیگر از این فصل‌ها در مورد عوامل بی‌حجابی است که باید به آن توجه داشت و می‌طلبد که مسئولین در این باره با جدیت کار کنند و این معزل را از کشور اسلامی و شیعه رهایی دهند.

مقدمهانسان فطرتی خداجو و دنبال رشد و کمال است و با شناختی نسبی از پروردگار عالم آوای عبودیت سر می‌دهد؛ و از روی میل و اشتیاق در برابر اوامر و نواهی الهی سرتسلیم فرود می‌آورد. البته به شرط آن‌که مورد تعلیم و تربیت صحیح دینی قرار گیرد. پوشیدگی زن یکی از احکام ضروری اسلام است که اگر به سبک منطقی و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال می‌کنند و از برکات فراوان حجاب بهره‌مند می‌شوند و از آفت‌های متعدد و زیانبار بی‌حجابی و بدحجابی مصون می‌ماند. امام امت (ره) این فریادگر بزرگ مظلومیت انسان به موضوع حجاب توجهی شگرف داشته و در بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها زنان را به بازشناسی هویت اسلامی فراخوانده و عملاً جایگاه اصیل آنان را در اجتماع یادآوری کردند و با تعیین سالروز بزرگ بانوی بشریت حضرت زهرا (سلام الله علیه) اسوه کامل عفاف، حیا و ایمان و در حضور در اجتماع به عنوان روز زن فرصتی را فراهم آورد تا اندیشوارن، عالمان و متفکران در این باره به کاوش و جستجو پرداخته و حقایق بیشتری را عرضه کنند. حجاب زن مایه مباهات زن است، حجاب سند شخصیت زن است نه وسیله‌ی عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حریم مقدس و قلعه آرامش زن است.
رسم است که هر چیز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد. ای زن تو نیز باحجاب باش تا اسرار وجودیت از ارزش نیفتد. امید است با خواندن این مقاله، باارزش اخلاقی و تربیتی و انتخاب بهترین راه، انسانی با شخصیت و مسلمانی کامل باشیم و رضایت حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه را فراهم نماییم و خدای نکرده مایه ننگ و غم و اندوه آن عزیز مهربان نگردیم.

فصل اول : حجاب
پیشینه‌ی حجاب
پوشش دینی بانوان از اختراعات آیین اسلامی نیست بلکه ریشه در تاریخ دارد. به گفته ویل دورانت: (قوم یهود و ایرانیان قدیم، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت، و از واجبات دینی می‌دانستند) اسلام، پوشش و حجاب را برای شبه‌جزیره عربستان به ارمغان آورد. هم‌اکنون در اسرائیل، بسیاری از بانوان قوم یهود با پوشش کامل به مدرسه و دانشگاه می‌روند، ولی در فرانسه و ترکیه به جرم‌داشتن حجاب، زنان از تحصیل باز داشته می‌شوند، درحالی که از نظر منشور جهانی هر انسانی در اتخاذ عقیده، شغل، مسکن و نوع لباس، آزاد است. هر کشوری لباس ملی خاصی دارد که هر انسانی حرمت آن را پاس می‌دارد و کسی حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالی که برخی از حکومت‌های غربی، چادر و یا پوشش اسلامی را که هیچ‌گونه ضرر و زیانی ندارد، برنمی‌تابند. اما در مقابل برهنگی و خودآرایی زنان را که باعث تهییج شهوات و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی و ناامنی‌هاست، مورد تشویق قرار می‌دهند. بی‌بند و باری و مفاسد اخلاقی و جنسی در این کشورها به حدی است که برخی از دختران غربی برای حفظ امنیت خود، به سیاه‌پوستان پناه می‌برند.
حجاب و حدود آن در اسلام
واژه حجاب و مشقات آن هفت‌بار در قرآن کریم تکرار شده و در تمام موارد به معنای پرده و مانع است.
حجاب از نظر لغت، در معانی گوناگونی به کار رفته است:
 1 پرده، چادر، روپوش، روبند، آنچه با آن چیزی را بپوشانند.
 2 پرده حایل میان قلب و شکم.
 3 غروب خورشید در تاریکی نیز، در حجاب قرارگرفتن تعبیر شده است.
 اما به کارگرفتن کلمه (حجاب) درخصوص پوشش بانوان، یک اصطلاح تازه و جدید است. در قدیم مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصوه‌ی و چه در کتاب النکاح کلمه «ستر» را به کار برده‌اند نه کلمه «حجاب» را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‌شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می‌بردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت «حجاب» پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‌شود به اعتبار پشت‌پرده واقع‌شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. (1)
فلسفه‌ی حجاب
 تردیدی نیست که حجاب و پوشش زن یکی از احکام ضروری اسلام به شمار می‌رود.
 قرآن مجید درباره این امر مهم می‌فرماید: (یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا)؛ «ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فروافکنند. این کار برای این‌که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».پوشش سابقه‌ای به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکی از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستی پای می‌فشارد همه بشریت به نوعی رعایت می‌کنند.
درباره اهمیت و فلسفه حجاب اشاره به چند نکته حائز اهمیت است:
 1- کاهش خطا و خطر: مصونیت زن در برابر طمع‌ورزی هوس‌بازان از ثمرات آشکار رعایت حجاب است.
 2- حفظ احترام: اگرچه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک می‌کند که به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‌ها، عواطف و احساسات خود را هزینه نکنند. اما بیش از آن به خانم‌ها کمک می‌کند به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‌ها، وسیله لذت‌انگاری قرار نگیرند و شخصیت و احترام آنان خدشه‌دار نگردد.
 3- نشاط و رغبت: احکام الهی بیش از آن‌که به محدودیت لذت‌ها بیانجامد به ماندگاری لذت‌ها و پایداری نشاط و خوشی‌ها می‌انجامد از این‌رو اگرچه حجاب از یک‌سو برای خانم‌ها محدودیت است و موجب خستگی و زحمت می‌باشد اما از سوی دیگر اوج احساسات را سالم نگه می‌دارد و عاطفه‌ها و محبت‌ها را در کانون گرم خانواده متمرکز می‌سازد و زن و مرد را از بی‌تفاوتی نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات می‌دهد و این بحرانی است که هم‌اکنون دامنگیر جوامع غربی شده است به طوری که در هنگام برپایی کانون خانواده که براساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهم‌ترین ابزار آن میل جنسی نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده‌ها را متزلزل ساخته است. (2)
 4- مبارزه با نفس: میل به خودنمائی و جلوه‌گری به مصالحی در سرشت زن، نهفته است که باید در مسیر درست و هدفی و الابکار گرفته شود. بی‌گمان این گرایش در وجود زن اگر همچون سایر میل‌ها به درستی به کار گرفته شود، ثمرات مطلوبی خواهد داشت و در جهت کمال او کارآمد خواهد بود و در مسیر فراهم‌آوردن محیطی مناسب همراه با زندگیش، سودمند خواهد شد. چرا که هیچ گرایشی درونی بدون جهت در جان انسان به ودیعت نهاده نشده است. اما اگر این گرایش مرزی نداشته باشد و خودنمائی و جلوه‌گری همواره و در همه‌جا نمو داشته باشد، قطعاً فسادآفرین خواهد بود و در ایجاد زمینه‌های ناهنجاری در جامعه تأثیر خواهد کرد، پوشش را می‌توان مهم‌ترین عامل تعدیل این میل دانست. زیبایی برای زن، سرمایه است اما باید بجا مصرف شود و زکات جمال حفظ عفاف و پوشش است. مانندسازی جمال زن به سرمایه، نشانگر آن است که از یک‌سوی سودمند و کارآمد است و از سوی دیگر کنترل‌شدنی و تعدیل‌یافتنی می‌باشد و اشاره است به این‌که در صورت مرزشکنی، فتنه‌انگیز و فسادآفرین خواهد بود.
 5- جواز حضور در اجتماع: بدون هیچ تردیدی اندام زن به ویژه اگر به آرایه‌ها و پیرایه‌هایی، آراسته گردد هیجان بار و هوس‌آفرین است. از سوی دیگر زن، بخش عظیمی از نیروی انسانی یک جامعه را تشکیل می‌دهد و در ابعاد مختلف فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی می‌تواند نقش‌آفرینی عظیمی داشته باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است و با دستورات حکیمانه و راهگشایی که در چگونگی منش و روش او ارائه داده از یک سوی این نیروی عظیم را از تباهشدن و در گوشه‌ای بی‌هدف و اثرماندن نجات داده و از سوی دیگر جلو فسادگستری و ناهنجاری‌های ناشی از اختلال‌های مرد و زن را گرفته است. همه آحاد جامعه در مقابل سلامت نفسانی جامعه مسئولند و مسئولیت مهم‌تر در این باره بر دوش خانم‌هاست. دقت در آن‌چه گفتیم بی‌پایگی تفکر هوس آلودانی را که حجاب را حصار تلقی کرده وبرای آزمندی‌های خود، زن را برای شکستن به اصطلاح حصار دعوت می‌کنند، روشن می‌شود و به خوبی دانسته می‌شود که حجاب عملاً عامل مهمی است درجهت آزادی زن نه اسارت او مهم این است که تلقی ما از آزادی دقیقاً روشن باشد. ‬‬
 6- ایجاد امنیت: جامعه موظف است امنیت را در ابعاد مختلف برای افراد فراهم سازد بخش عمده‌ای از این مهم به عهده زن است که با حفظ پوشش به این امر جامه عمل بپوشاند. اگر این حریم دریده شود ضمانتی برای سلامتی شخص وجود ندارد، زن چون از این حصار منیع درآمد، در معرض ضربات دیده‌های آلوده و قلوب منحرف قرار می‌گیرد و آرامش خود را از دست داده و نهایتاً نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم می‌سازد. در سایه رعایت عفاف، زن با شهامت هر چه تمامتر به وظیفه خود مشغول شده و خطری از ناحیه اجتماع متوجه وی نمی‌شود بدین سان با قاطعیت تمام معتقد هستیم که پوشش، امنیت زن را در جامعه فراهم می‌سازد و در حریم پوشش است که می‌توان با خیالی آسوده به جامعه آمد و به فعالیت پرداخت و در سنگر حجاب، حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماع، تحقق بخشید. (3)
حجاب در آئین مسیح و نصرانیت
تمام آیات «تورات و انجیل که درباره حجاب آورده شده مورد توجه و دقت مفسرین قرار گرفته و مسائلی را مطرح ساخته‌اند که بسیار جالب می‌باشد از جمله: در آیات 3 الی 17 باب 11 رساله اول» پولس خطاب به قرنایتان چنین آمده است: اما می‌خواهیم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن و مرد، و سر مسیح خدا. هر مردی که سر پوشیده عبادت یا ندبه می‌کند سر خود را رسوا می‌نماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا یا ندبه کند سر خود را رسوا می‌سازد که چنین است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی‌پوشد موی سر را نیز می‌برد و اگر زن را موی‌چیدن یا تراشیدن قبیح است باید بپوشد... از این‌جهت زن می‌باید پوشش بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان آیا شایسته است که زن ناپوشیده دعای خدا بکند و اگر زن موی دراز دارد، زینت است که موی به جهت پرده بدو داده شده است. پولس در رساله خود به قرنایتان تصریح می‌نماید: چون زنان بی‌حجاب به کلیسا می‌رفتند، مارپولس آنان را نهی کرد تا موجبات هیجان شهوت و پریشانی حواس را کاهش داده باشد و این که سر تراشیدن را با سر برهنه داشتن برابر شمرده، کنایه‌ای از عدم امکان تساوی مرد و زن در بسیاری از موارد از جمله- سربرهنه‌کردن است و در ضمن چون تراشیدن نشانی از توهین و تحقیر گناهکاران است که در کیفر خواستشان به چنین رسوایی محکوم می‌باشند، خواستند. سر برهنگی زن را تحقیر و توهین نمایند. مفسرین انجیل گویند: این‌که گفت، سر هر مرد مسیح است و سر زن و مرد و سر مسیح خدا، مراتب بزرگی را نشان داده و محفوظ می‌دارد که رئیس مسیح، خداست و رئیس مؤمن، مسیح و رئیس مومنه شوهرش، و تنها سر زن می‌تواند برای شوهرش مکشوف بماند و حتی برای پیامبر نه. ضمن این مباحث و آثار پی می‌بریم که در آئین مسیح روی مسأله حجاب عنایت داشته‌اند و مورد توجه بوده است، حتی زمانی که دین مسیح تعریف شد و تعلیمات آن مورد تهاجم سوء قرار گرفت، رهبران دین مسیح باز روی مسأله حجاب تأکید داشتند، تا آن‌جا که این رهبران برای حفظ سیاست رهبری خود و تحکیم مبانی رهبانیت دیدند. اگر زن در پوشش باقی نماند، چون تنها وسیله عیش و کامرانی و شهوت انگیزی است و به علاوه که خود زن دارای احساسات سریع التأثیر است زودتر گرفتار احساسات شهوت و غضب و جنایت قرار می‌گیرد. خوشگذرانی کامجویی، عیش و نوش جز با زن مفهومی ندارد لذا آن‌ها زن را به پوشش رهبانیت موظف نمودند که زن مسیحی باید پوشیده باشد و عموم زنان هم از آنان تبعیت نمودند. زن مسیحی باید با روزه لب و دهان و چانه و مو و بدن را بپوشاند تا از دستبرد چشمگیر شهوت دیگران مصون بماند در نهایت این پوشش به قدری افراطی شد که زنان را از خانه‌داری دور ساخت و از ازدواج محروم نمود و آن مقدار حظ و نصیب طبیعی را هم از آن‌ها ممنوع ساخت. ریاضت و ترک‌دنیا زنان مسیحی را در حجاب نگاه داشت. (4)
نظر دو مرجع بزرگ مسیحیت درباره حجاب
کلمنت و ترتولیانوس می‌گویند: زن باید کاملاً در حجاب و پوشیده باشد الا آن‌که در خانه باشد، زیرا فقط لباسی که او را می‌پوشاند می‌تواند از خیره‌شدن چشم‌ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه‌کردن به صورتش و ادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی در نظر خداوند پسندیده نیست که به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن باید با اختفا و فراموشی آن، از بین برده شود. زیرا برای بینندگان خطرناک است. درست‌کردن موی سر و آرایش آن و تنظیم آن‌ها در آیینه فقط از خصوصیات زنانی است که شرم و حیاء را از دست داده‌اند. (5) بنابراین در آیین مسیحیت از یک سو مواجهیم با قداست و تقدیس زن و از سویی با تحقیرها و توهین‌ها از یک طرف همه فرشتگان را به صورت زن مجسم کرده‌اند. با این‌که علم الادیان جنسیت خاص و مادی بودن فرشتگان را نفی می‌کند. از طرف دیگر برای نجات زن‌ها از زیر بار ستم مردان آن‌ها را در دیرها پناه داده و دیر نشینی و رهبانیت زنان را صلاح دیده است. ولی از دیدی دیگر آنان را بعدها برای خدمت به مسیحیت خوانده‌اند و بعدها دیرها مرکز آلودگی فحشاء شد و به کاباره‌ها و فحشاخانه‌های بزرگ تبدیل شدند که تمام مردان و زنان بدون هیچ ممنوعیتی با هم وارد آن‌جا می‌شدند و هزاران تخم فساد و آلودگی با خود در جامعه می‌پراکندند، که این مراکز به مرور زمان از غرب به شرق هم سرایت کرد و مانند یک بیماری مسری تمام جوامع را فرا گرفت.

تاریخ مبارزه با حجاب در ایران همان‌طور که می‌دانید زنان ایرانی در طول تاریخ پاسدار فرهنگ عفت و حیا بوده‌اند و حجاب را به عنوان انسانی همیشه حفظ کرده‌اند. با این‌حال در اواخر دوره قاجاریه بر اثر نفوذ دولت‌های استعماری در دستگاه حکومت، زمزمه‌های بی‌حجابی آغاز شد و پس از برقراری مشروطیت، صحبت از رفع حجاب به میان آمد و تفکر آزادی زن به سبک غربی به تدریج توسعه یافت سپس با اعلام رسمی رفع حجاب در 17 دی ماه سال 1314 شمسی از سوی رضاخان، حجاب در بین تمام زنان ایرانی ممنوع شد و این ممنوعیت تا سال 1320 که همزمان با برکناری رضاخان از حکومت ایران بود ادامه پیدا کرد. پس از رضاخان نیز مخالفت با حجاب ادامه پیدا کرد گرچه محمدرضا نتواست مانند پدرش با آن قاطعانه برخورد کند و به ظاهر زنان را در انتخاب پوشش آزاد گذاشت، ولی از راه تهاجم فرهنگی بر ضد حجاب با آن مبارزه کرد تا سرانجام با لطف و یاری خداوند در سال 1357 شمسی، انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران به این حکومت شیطانی خاتمه داد و زنان مسلمان کشورمان دوباره چون سابق، سنگر دار سنگر حجاب شدند.
بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید: شما (زنان) را رژیم سابق نشناخته بود گمان می‌کرد که بانوان ایران مثل همان چندنفر یا عده‌ی معدود منحرفین است و این‌ها همه به دست آن‌ها می‌شود که انحراف پیدا کند لیکن بانوان محترم ایران ثابت کردند که دستخوش این‌طور توطئه‌ها نشده‌اند و نمی‌شوند و ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد به این کشور، تسلیم خواهد کرد و هیچگاه در آن راه‌هایی که قدرت‌های بزرگ برای تباه‌کردن این کشور پیش آنان گذاشته بود نخواهد رفت. (6)
حضرت امام درباره‌ی واقعه‌ی کشف حجاب می‌فرماید:
 در زمان رضاخان که شاید اکثر شما یادتان نباشد، ما شاهد چه صحنه‌هایی بودیم، در همین قم و نسبت به بانوان محترم این قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها. این به تبع از کسانی که تعلیم به او می‌دادند به اسم کشف حجاب، هتک حرمت اسلام، هتک حرمت مومنین، هتک حرمت بانوان ما را چقدر اذیت کرد چقدر پاره‌کردن چادرهای آن‌ها را، چقدر به یغما بردند چادرها و روسری‌های آنان را ما شاهد این‌ها بودیم و شما شاهد این پسر بودید که به اسم تمدن بزرگ با این مملکت چه کرد. (7)
آثار حجاب:
حجاب همانند هر عمل دیگری آثار و خواصی دارد که آن‌ها را مورد بحث قرار می‌دهیم.
1- موفقیت‌های معنوی:
 زن پوشیده از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته‌های نفس به احکام دین روکرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می‌بخشد و به پوشش او معنا می‌دهد و آن را عمل منطقی، خدا پسندانه و در راستای حرکت‌های تکاملی او قرار می‌دهد که به زیبائی‌های درونی او تجلی بخشیده است.
پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا برخوردار می‌سازد.
 قرآن کریم فرموده است:
 ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر خداترس و با تقوا باشید خدا به شما فرقان (تمییز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت) می‌بخشد و گناهان شما را می‌پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار می‌دهد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است. وقتی زن تقوای جنسی را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده‌های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است درباره‌ی او محقق می‌گردد، از تشخیص حق و باطل برخوردار می‌شود. (8)
2- احترام:
اصولاً غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذت‌های حرام به انسان هیبت و وقار می‌بخشد. حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس امّاره‌ی به زانو درآمده است. از این‌رو پوشیدگی زن از بعد عرفانی بلندی برخوردار است. این حقیقت را همه می‌دانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان کرده‌اند که حجاب به زن هیبت و وقار می‌بخشد و او را شایسته‌ی احترام دیگران می‌سازد. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند اما محبوبیت ارزشی از آن زنان پوشیده است. به طور کلی نوع نگاه گفتار و برخورد مردان با زنان از دو ماهیت متفاوت برخوردار است. برخورد با زنانی که از جلوه‌گری یا پوشش ناقصی برخوردارند برخورد شهوی، تفریحی و ظاهری است، اما برخورد با زنان پوشیده برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. (9)
3- مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب: 
 غرب که خود در آتش فساد و تباهی می‌سوزد و می‌رود تا به انهدام کامل برسد سعی جدی در به تباهی‌کشاندن بشر دارد تا همانند غریقی دیگران را با خود همراه سازد و به اهداف شوم استعماری خود نیز دست یابد. حجاب ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب است. پوشش دینی همواره مورد هدف‌های تیرهای زهراگین فرهنگی دشمنان اسلام بوده است. آن‌ها در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته‌اند. زیرا پوشش دینی سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی غرب است که آن‌ها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی خود ممنوع می‌سازد. اگر قلعه مستحکم حجاب زن مسلمان فتح شود راه بردگی جامعه اسلامی هموار می‌گردد زنان پوشیده هرگز خود را پایگاه استعمار نمی‌کنند بلکه به عنوان نیروهای مسلح فرهنگی سدی مستحکم در برابر آنان پدید می‌آورند به گونه‌ای که می‌توان گفت پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب است. زن پوشیده به نوعی محرومیت را به استعمارگران تحمیل می‌کند پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که در سال 1357 تحقق یافت مرهون حرکت گسترده زنانی بود که با بر خورداری از پوشش اسلامی به ویژه چادرهای مشکی که چون زره‌ای محکم بر تن کرده بودند و به میدان مبارزه آمده بودند. در این تظاهرات میلیونی یک زن بی‌حجاب به چشم دیده نمی‌شد.
 نکته عرفانی: خواهرم حجاب اسلامی حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه‌اش در بیم و هراس است چرا که پوشش دینی آئینه‌ی تمام نمای عصیان و تسلیم است. (10)
4- کاهش مفاسد:
مقایسه آمار جنایات جنسی در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربی و اسلامی که زنان از پوشیدگی بیشتری بر خوردارند نشان می‌دهد که پوشیدگی زنان نقش مؤثری در کاهش مفاسد اجتماعی دارد. زیرا بسیاری از مفاسد اجتماعی به شهوات جنسی مربوط می‌شود که با پوشیدگی زن زمینه آن‌ها از بین می‌رود وقتی چشم‌ها نبینند و دل‌ها نخواهند تحریکات جنسی، هیجانات و عشق‌های کاذب نیز از میان می‌روند و سلامت اخلاقی بر اجتماع حاکمیت می‌یابد. زن و مرد همانند دو سیم برق می‌مانند که نبود عایق در بین آن‌ها سبب بروز آتش‌سوزی‌های اخلاقی می‌گردد و آتش آن بسیاری از ارزش‌ها را محو می‌گرداند و حجاب عایقی است که از این جاذبه‌ها و آتش‌سوزی‌ها پیشگیری می‌کند.
5- آرامش و امنیت مردان:
نفس آدمی دریائی از خواستنی‌هاست. زمانی که به چیزی تمایل ندارد آرامش بر آن حاکمیت دارد و چون به آن رغبت کند همانند دریا طوفانی می‌شود و تنها رسیدن به خواسته‌ی او می‌تواند جزر و مد این دریای طوفانی را آرام کند. مادامی که بانوان خود را به طور کامل از دید چشم‌های حریص مردان می‌پوشانند دریای نفس آن‌ها آرام است. اما وقتی خود را به نمایش می‌گذارند چشم آن‌ها می‌بیند و دل آن‌ها هوس می‌کند و آرامش درونی و امنیت آن‌ها به هم می‌ریزد؛ و از این جا معلوم می‌گردد که زنان جلوه‌گر چه اندازه در ایجاد اضطراب‌های روحی و نابسامانی‌های درونی مردان جامعه نقش دارند.
 نکته عرفانی: خواهرم اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفائی مهیب برخوردار است پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است که بین زنان و مردان تقسیم می‌شود پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس‌دار تا خود در آرامش بمانی. (11)
حجاب دختر مسلمان آمریکاییدکتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می‌کند که: وقتی در مؤسسه‌ی اسلامی نیویورک مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد که می‌خواست مسلمان شود گفتم: برای پذیرش اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق کنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید که دین اسلام دین حق است، می‌توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه کرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نکنید، من می‌روم و در وسط سالن فریاد می‌زنم و می‌گویم: من مسلمانم!» گفتم حالا که در پذیرفتن اسلام مصمّم شده‌اید فردا که روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد در بین مراسم گفتم این خانم می‌خواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یکی از حضار گفت: لابد این دختر عاشق یک پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمی‌دهد می‌خواهد به صورت صوری مسلمان شود. گفتم: از صراحت لهجه شما متشکرم! ولی این‌طور که شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام مطالعه گسترده‌ای داشته است و به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست که می‌دانم هیچ‌کدام از شما چیزی از آن نمی‌دانید ولی این دخترخانم می‌داند. به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده‌ی وی مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیّت او کردند. این آزار واذیّت روزبه روز بیشتر می‌شد به‌حدی که مجبور شدم با «آیت‌الله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟ گفتم: بی‌خطر هم نیست. فرمودند پس شما به ایشان بگویید روسری خود را بردارد. ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: می‌توانید روسری خود را بردارید. او پرسید: آیا این حکم اولیه است یا حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟ گفتم: نه حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است. گفت: اگر روسری خود را برندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب می‌شوم؟ گفتم: بله. گفت: والله روسری خود را برنمی‌دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم. البته بعد از این ماجرا خانواده‌ی او نیز با مشاهده‌ی رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف‌نظر کردند. (12)

حجاب از نظر قرآن
قرآن حجاب را در سه مرحله تقسیم‌بندی می‌کند:
1- حجاب در مرحله‌ی اول فارق و ممیز است میان عاقل و غیرعاقل. اگر انسان به این مرحله عمل نماید یک درجه از عالم حیوانی نجات می‌یابد و به مقام و مرتبه‌ی انسانی می‌رسد. حجاب در این مرحله عبارت است فرو پوشاندن دیده از آن‌چه روا است، و پوشاندن عورت. انسان دیوانه و حیوان عاجزند و نمی‌توانند به این دو حکم عمل نمایند، زیرا به جهت عدم عقل، دو چیز از او سلب شده: یکی «ادراک حسن و قبح اشیاء» و دیگری «عدم توانایی بر کف نفس و مهارنمودن اراده». این مرحله از حجاب که از نشانه‌های عقل است و در میان مردم به حیا و عفت معروف است اختصاص به زن ندارد و مردان در این حکم شریکند. در واقع این حجاب مانع از گلاویز شدن انسان در هنگام تحریک غریزه است به خلاف حیوانات که رادع و مانعی در این جهت برای آنان وجود ندارد. خداوند سبحان در قرآن ابتدا مردان را مکلف به این مرحله از حجاب نموده و آنگاه زنان را قرآن می‌گوید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» ای پیامبر به مردان بگو دیده‌های خود را از آن‌چه ناروا است بپوشانند؛ و عورت‌های خود را حفظ کنند که این کار برای آنان پاکیزه‌تر است. همانا خداوند به آن‌چه که می‌کنند آگاه است؛ و به زنان مؤمن بگو چشمانشان را فرو گیرند و عورت‌های خود را حفظ کنند. (13)
2- قرآن مرحله دوم حجاب را چنین مطرح می‌کند:
«وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» : ای پیامبر به زنان مؤمن بگو: زینت خود را ظاهر نسازند، مگر آن‌چه قهراً ظاهر می‌شود و روسری‌های خود را بر گریبانشان بزنند، و زینتشان را هویدا نکنند، مگر برای شوهران یا پدران، یا پدرشوهران، یا پسران یا پسر شوهران، یا برادران، یا پسر برادران، یا پسر خواهران، یا زنان، یا بردگان ملکی، یا مردان از کارافتاده و پیری که احتیاج به زن ندارد، یا اطفالی که نسبت به عورت‌ها و امور جنسی زنان بی‌خبرند. زنان طوری به زمین پای نکوبند که زینت آلات پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خدا آیید و توبه کنید ای مومنان، شاید که رستگار شوید. یک زن با ایمان می‌تواند یک عمر از محرمات مثل شراب، قمار، زنا اجتناب کند، لیکن، نمی‌تواند یک عمر صورت و کفین خود را نامحرم بپوشاند به طوری که هیچ نامحرمی او را ندیده باشد. ظاهر معنای آیه این است که اگر وجه کفین خود به خود ظاهر شود مورد عفو است نه این‌که وجه کفین را عمداً و اختیاراً اظهار کرد و بیرون آورد. (14)
3- مرحله سوم حجاب را آیه قرآن این‌گونه بیان می‌کند:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»
ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مومن بگو پوشش‌های بزرگ (چادر) را به خود نزدیک سازند که این کار نزدیک‌تر است از این‌که شناخته شوند، تا مورد اذیّت و آزار جوانان قرار نگیرند و خدا آمرزنده و مهربان است. از این آیه مبارکه استفاده می‌شود که زن باید طوری صورت خود را بپوشاند که کسی او را به وسیله صورت نشناسد. (15) ام سلمه از زنان بزرگوار پیامبر اسلام می‌گوید: هنگامی که آیه حجاب نازل شد (که زن‌ها باید روسری بلند و چادر را بر خویش فروافکنند) زنان انصار از منزل بیرون آمدند درحالی که عبا (و چادر مشکی) بر سر داشتند. ازاین حدیث چنین استفاده می‌شود که چادر مشکی امروز لباس بیرون از منزل زنان با شخصیت و باتقواست در صدر اسلام هم حجاب زنان پاکدامن بوده است. (16)

پي نوشت ها :
1. سید محسن موسوی: حجاب تاج بندگی: ص 3- 2
2. سید مجتبی حسینی: نگاه و پوشش: ص 93- 92: قرآن کریم: احزاب آیه 59
3. فتحیه فتاحی زاده: حجاب از دیدگاه قرآن و سنت: ص 82-81-80
4. طیبه پارسا: پوشش زن در گستره تاریخ: ص 42-41-40
5. محسن ماجراجو: نیازها و حجاب دختران و زنان: ص 113
6. عباس رجبی: حجاب و نقش آن در سلامت و روان: ص 71 فرموده امام: امام خمینی، صحیفه امام ج/ 14، ص 356
7. همان: ص 71 جمله امام: امام خمینی، صحیفه امام ج/ 14، ص 356
8. محمدرضا اکبری: حجاب در عصر حاضر: ص 99-98 قرآن کریم: سوره انفال: آیه 29
9. همان ص 101
10. همان، ص 107-106
11. همان ص 109-108
12. سید محسن موسویان: حجاب تاج بندگی: ص 26-25
13. محمدجواد معرفت: سؤالات درباره حجاب: ص 7-6: قرآن کریم نور آیه 31-30
14. همان، ص 14 و 11: قرآن کریم: نور آیه 31
15. همان: ص 18-17: قرآن کریم: احزاب آیه 59
16. محسن ماجراجو: نیازها و حجاب دختران و زنان: ص 68 حدیث: تفسیر الدُّرُ المنتور، ج 5، ص 204


گلبرگ سلوک ؛ عفّت و عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

انواع عفت
عفت، یعنی صیانت نفس از چیزهایی که حرام است یا انجام آن شایسته نیست، و عفیف کسی است که در برابر خواسته های نفسانی خود را حفظ کند. قرآن کریم از این ارزش انسانی و اسلامی، با واژه هایی چون عفاف و احصان یاد کرده است و یکی از ویژگی های مؤمنان راستین را پاک دامنی و عفاف می داند. در این مقاله ، به انواع عفت می پردازیم.
1. عفت در فکر
گرانبهاترین سرمایه ای که خداوند به انسان هدیه کرده، گوهر فروزان تفکر و تعقل است. تمامی اعمال و رفتار انسان، چه خیر و چه شر، از فکر سرچشمه می گیرد. بنابراین، می توان گفت بالاترین مرحله عفت ورزی این است که انسان به گناه فکر نکند و تمایلات قلبی و اندیشه خود را از گناه محفوظ دارد. امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: «گاهی مؤمن، به چیزی می اندیشد و همان، سبب محروم شدن او از روزی می گردد».[1]
2. عفت در نگاه
پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند:«نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است».[2] عفت در نگاه به نامحرم، از دستورات صریح قرآن کریم است. اهمیت این مسئله از آنجاست که نگاه، همچون پنجره ای است که چون بی حساب و بدون مرز گشوده شود، آتش شهوت و هیجان را برخواهد افروخت. نگاه های آلوده، زمینه ساز فحشا و آلودگی های اجتماعی است.[3]
به نامحرم نظر، دل را کند کور *** ز دولتخانه قرب افکند دور[4]
حضرت عیسی(علیه السّلام)، در این زمینه می فرمایند: «به آنچه [نگاه کردن بدان] برایت [حلال] نیست، خیره منگر؛ چرا که اگر چشمت را حفظ کنی، مرتکب فحشا نمی شوی و اگر می توانی به لباس زنی که محرم تو نیست نگاه نکنی، چنان کن».[5]
3. عفت در گفتار
یکی از ابعاد عفت، در گفتار ظاهر می شود. قرآن کریم در این باره خطاب به همسران پیامبر می فرماید: «پس به ناز، سخن نگویید تا آن که در دلش بیماری است، طمع ورزد و گفتاری شایسته بگویید.»[6] هرچند آیه شریفه خطاب به همسران پیامبر است، ولی بدون شک، این حکم تمامی زنان را دربرمی گیرد. بنابراین، آنان در ارتباط با نامحرم نباید به گونه ای هوس انگیز سخن بگویند. هرگونه سخن به شکل تحریک آمیز، زمینه ساز انحراف است که باید از آن پرهیز شود. البته مردان نیز به رعایت عفت در گفتار توصیه شده اند. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند: «هرکس با زن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمه ای که با او سخن گفته ، هزار سال زندانی می گردد».[7]
4. عفت در رفتار
لازمه حضور اجتماعی زنان و مشارکت آنها در عرصه های گوناگون اجتماعی، ارتباط و معاشرت با مردان است. معاشرت سالم، رعایت عفت در رفتار و روابط اجتماعی را نیز از زن و هم از مرد طلب می کند.[8] یکی از شرایط مهم و اساسی در فعالیت اجتماعی زنان، رعایت مرزبندی و حفظ حریم است. اختلاط و روابط ناسالم، عاملی برای گسترش فساد و انحراف و پرهیز از آن، مورد توجه جدی اسلام است.[9] در این خصوص، مرد و زن از حضور در مکانی به تنهایی، و زنان از خودنمایی و جلوه گری در مقابل نامحرمان نهی شده اند.[10]
5. عفت در پوشش
عفت در پوشش، گزینش لباسی است که با هویت دینی، هنجارهای اخلاقی و شخصیت والای انسانی سازگار باشد.[11] بدون تردید حجاب و پوشش برای زنان، یکی از احکام مسلّم و ضروری دین اسلام است که آیاتی از قرآن کریم و احادیث فراوانی از معصومان(علیه السّلام)، به روشنی بر آن دلالت دارند. قرآن کریم، هدف از تشریع حجاب را دست یابی به تزکیه نفس، طهارت، پاک دامنی و پیش گیری از فساد می داند.[12]

نکته : عفت ظاهری و باطنیعفت، به معنای پاک دامنی است، و به سبب عفت، اخلاق و فضیلت های اخلاقی حفظ و احیا می گردد. لازم است جوان پیش از هر چیز، نخست در فراهم آوردن چیزهایی که در اخلاق فضیلت به شمار می آید، بکوشد تا با برخورداری از آنها، عفت ظاهر و باطن برای او حاصل شود.
عفت به دو بخش ظاهری و باطنی تقسیم می شود. عفت باطن عبارت است از: مراقبت از ذهن و قلب در توجه به مناهی شرع. از بین رفتن عفت باطنی که به واسطه افراط غلبه مدام شهوت بر عقل پدید می آید، در طول اندک زمانی، عفت ظاهری را نیز از میان خواهد برد. ازاین رو، شایسته است انسان عفت و پاکی را با طهارت باطنی آغاز کند. کسی که از طهارت باطنی برخوردار باشد، قادر به عفت در کلام، نگاه و دیگر اعضا و جوارح خواهد بود.
پس کسی که پاک دامن و عفیف است که اعمال و رفتارش مطابق شریعت، عقل و جوانمردی است. برخی از فضیلت هایی که در عفت ریشه دارند و فرد به تبع دارا بودن عفت باطنی و ظاهری از آن برخوردار می شود، عبارتند از: شرم، شکیبایی، بخشندگی، آزادگی، قناعت، نرم خویی، نظم، پندپذیری، خوش رفتاری، وقار و پارسایی.[13]

عفاف در کلام معصومان(علیه السّلام)
پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوندا! از تو راهنمایی و پرهیزکاری و عفت و بی نیازی می خواهم».[14]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «برترین عبادت، عفت است».[15]
امام علی(علیه السّلام) درباره صفات متقین می فرمایند: «نیازهایشان سبک و جان هایشان عفیف و با مناعت طبع است».[16]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «ریشه عفاف، قناعت است و میوه اش کم شدن اندوه ها».[17]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «هر کس نفسش قانع شد، او را در راه پاکی و عفت کمک کرد».[18]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «خرسند بودن به کفاف، منجر به عفاف می شود».[19]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «هر که خردمند باشند، خویشتن دار گردد».[20]

عوامل پیدایش و تقویت عفت در کلام معصومان(علیه السّلام)
ایمان و آگاهی
امیرمؤمنان، علی(علیه السّلام) فرمود: «انسان های پاک دامن و سعادتمند به وسیله ایمان به خدا به این صفت نایل آمده اند»[21] و نیز فرمود: «مردم را تعلیم دهید و همین در تربیت و رشد و انسانی زیستن آنان کافی است».[22]
تقوا
امام علی(علیه السّلام) می فرماید: «تقوا باعث مصونیت از گناه است»[23] و نیز می فرماید:«هر که بر شهوت خود مسلّط باشد، باتقواست».[24]
عبرت
حضرت علی(علیه السّلام) می فرماید: «عبرت، باعث پاک دامنی و عدم آلودگی است».[25]
غیرت
امام علی(علیه السّلام) می فرماید: «ارزش مرد به قدر همت، و پاک دامنی او به قدر غیرتش است».[26]
خودشناسی
امیرمؤمنان، علی(علیه السّلام) می فرماید: «کسی که نفس خود را گرامی بدارد، شهوات و خواست های نفسانی در پیش او حقیر و بی ارزش خواهد شد».[27]
دست یابی به حلال
حضرت علی(علیه السّلام) فرمود: «وقتی دست رسی به حلال میسر گردد، تمایل درونی به شهوت کمتر می شود».[28]
روزه
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «ای گروه جوانان! هر یک از شما اگر توان ازدواج کردن دارد، بدان بپردازد و کسی که توان آن را ندارد، پس به روزه گرفتن روی بیاورد که در این صورت، نیروی غریزه جنسی او فروکش خواهد کرد».[29]
صبر
روایت شده است: «ای مردم! در برابر خواهش های نفسانی صابر باشید و تقوا پیشه کنید؛ زیرا صبر بر تقوا، آسان تر است از صبر بر کیفر الهی».[30]
حکمت
معصوم فرمود: «حکمت، با عصمت همراه است و هرگاه حکمت، در آدمی تقویت شود، شهوت او ضعیف می گردد».[31]
هدیه دادن به همسر
در حدیث آمده است: «هدیه دادن شوهر به همسر خود، از عوامل افزایش پاک دامنی زن است».[32]

حکایت ؛ عفت در سیره پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
در شأن رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفته اند: او عفیف ترین انسان ها، و در عین حال، باغیرت ترین ایشان بود. ام سلمه، یکی از همسران پیامبر می گوید: من و میمونه، یکی دیگر از همسران رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، در حضور ایشان بودیم. در این هنگام، ابن ام مکتوم که نابینا بود به آنجا آمد. حضرت به ما فرمود: حجاب خود را در برابر ابن مکتوم رعایت کنید. پرسیدم: مگر او نابینا نیست؟ بنابراین، حجاب ما چه معنا دارد؟ فرمود: آیا شما نیز نابینا هستید و او را نمی بینید؟[33]

یوسف (علیه السّلام)؛ نماد عفاف در جوانی
حضرت یوسف(علیه السّلام)، از پیامبران معروف بنی اسرائیل و یکی از دوازده فرزند یعقوب پیامبر بود. شبی در خواب دید که خورشید و ماه و یازده ستاره پیش پایش سر نهاده اند. رؤیای خویش را با پدر گفت و او پاسخ داد که تو به فرمانروایی خواهی رسید. برادران یوسف چون از خواب او آگاه شدند، به وی حسد ورزیدند و او را در قعر چاهی اندختند و به اندک بهایی او را به کاروانی فروختند. سپس عزیز آن زمان خریدار او شد.
در آن منزل، همسر عزیز آنی از پذیرایی یوسف دریغ نکرد تا اینکه یوسف به حد بلوغ رسید. در این زمان بود که دیگر همسر عزیز نمی توانست از عشق او خودداری کند. او روز به روز خود را به وصال یوسف وعده می داد و کرشمه هایی را که اسلحه هر زیبارویی است به کار می بست و بیشتر به آرایش خود می پرداخت؛ باشد که بتواند دل او را صید کند. سرانجام طاقتش سر آمد و جانش به لب رسید. پس یوسف را به خلوتی برد و همه درها را بست. اینک یوسف و زنی جوان و بی طاقت شده از عشق او در یک جا جمعند، یک طرف زن عزیز مصر است که عشق به یوسف، رگ قلبش را به پاره شدن تهدید می کند. طرف دیگر این خلوتگاه، یوسف ایستاده که محبت پروردگارش، او را در خود غرق ساخته و دلش را صاف و خالص نموده؛ به طوری که در آنجا برای هیچ چیز جز محبوبش باقی نگذاشت و به همسر عزیز مصر گفت: «مَعاذَ الله؛ یعنی پناه بر خدا». آری، این همان عفت و پارسایی و توحید خالص یوسف است که محبت الهی وی را بدان راهنمایی کرده است.
در حدیثی از امام جعفر صادق(علیه السّلام) در مورد عفت و پاک دامنی یوسف(علیه السّلام) می خوانیم که فرمود: هنگامی که آن زن به سوی یوسف رفت و یوسف در معرض آن خطر بزرگ قرار گرفت، زن به بتی که در خانه داشت متوجه شد و فوراً پارچه ای بر آن افکند. یوسف گفت: چه کردی؟ گفت: حیا کردم که در برابرش این کار را انجام دهم. یوسف گفت: تو از بتی که نه می شنود و نه می بیند، شرم داری و من از خدایی که هم می شنود و هم می بیند شرم نکنم؟![34]
شهپر دامن عصمت به فلک می ساید *** پی یوسف چه محال است، زلیخا برسد
ترک شهوت ها و لذت ها سخاست *** هر که در شهوت فروشد، برنخاست
عروةالوثقاست این ترک هوا *** برکشد این شاخ جان را بر شما
یوسف حسنی و این عالم چون چاه *** وین رَسن صبر است بر امر الاه
حمد لِلّه کین رسن آویختند *** فضل و رحمت را به هم آمیختند
در رسن زن دست و بیرون رو ز چاه *** تا ببینی بارگاه پادشاه
تا ببینی عالمِ جان جدید *** عالم بس آشکار ناپدید[35]

مریم(سلام الله علیها)؛ نماد نجابت
مادر پرفضیلت مریم، حنّه، پیش از ارزانی شدن مادر عیسی به او، فرزند نداشت و از این موضوع رنج می برد. روزی بر سایه درختی نشسته بود که مرغی را در حال دانه افشاندن بر دندان جوجه هایش دید. این منظره به گونه ای عاطفه مادری او را به جنبش درآورد که با همه وجود به بارگاه خدا رو کرد و خواسته اش را از درگاه او خواست و پس از چندی، به لطف حق، مریم به او ارزانی شد.
مریم سال ها در خانه امن خدا و تحت کفالت زکریای پیامبر، در سایه عنایات الهی پرورش یافت تا به اوج کمال و جمال برکشید. اکنون مریم دختری بالغ است و با قد کشیده و با ظاهر و باطنی زیبا، از نظر پاکی و عفت بهترین دختران عصر خود است. روزی روح القدس چون انسان زیبایی در برابر او مجسم شد. مریم چون او را دید گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می برم.» روح القدس در پاسخ فرمود: «من فرستاده پروردگارم، تا از جانب او، نوزادی پا ک سرشت به تو موهبت کنم.» مریم با شنیدن این بشارت، در شگفتی فرو رفت و گفت: «پروردگارا! چگونه فرزندی برای من خواهد بود، در حالی که من همسری نداشته ام؟» خداوند به این شگفتی پایان داد و فرمود: «این گونه خدا هر چه بخواهد می آفریند.» به این ترتیب، مریم، آن بانوی نمونه کامل عفت و نجابت، نوزاد زیبای خود را پاک و پاکیزه به دنیا آورد و خداوند آن فرزند را از پیامبران و اولیای خدا و وجودی پربرکت در زمین قرار داد.[36]
بزرگان و اندیشمندان، مریم را به عنوان بانویی قدّیسه و نمونه کامل نجابت به اهل ایمان معرفی می کنند و معتقدند: «مریم با وجود تبلیغات دروغ یهودی ها، دامن خود را پاک نگه داشت. او طاهره، مطهّره و صدیقه بود.»[37] خداوند در قرآن کریم در مورد او می فرماید: «ما از روح خود به شکل اعجازانگیزی در او دمیدیم و عیسی روح ماست که به وجود آمده است».[38]

حکایت ؛ فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، الگوی عفّتروزی مرد نابینایی در خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آمد. آن بانوی بزرگوار، خود را از وی پوشاند و سپس اجازه ورود داد. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) که شاهد ماجرا بودند، پرسیدند: دخترم چرا چادر به سر کردی، او که تو را نمی بیند؟حضرت فاطمه(سلام الله علیها) گفتند: «پدر، اگر او مرا نمی بیند، من که او را می بینم. علاوه بر این، او بوی مرا استشمام می کند.» در این هنگام رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی».[39]

عفاف زینبی
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) مظهر فضیلت های انسانی بود. او الگوی بی بدیلی بود که حقیقت وجودی اش نه قابل توصیف است نه قابل درک. هنگامی که اهل بیت پیامبر در کوفه در خانه ای بازداشت بودند، زینب(سلام الله علیها) اجازه ندادند جز کنیزان، کسی وارد آن خانه شوند. در سخنرانی خود در کاخ یزید نیز بر این گونه شهر به شهر گرداندن بانوان، اعتراض کرد و فرمود: «ای پسر آزادشدگان! این قانون عدل و انصاف است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به صورت اسیران بدین سوی و آن سوی کشانی؟ پرده حجاب ایشان را بردری و دشمنان ایشان را از شهری به شهری ببرند و افراد بیگانه و فرومایه چهره آنها را بنگرند؟»[40]
علامه مامقانی درباره آن حضرت می گوید: «زینب(سلام الله علیها)، بانوی بنی هاشم است که در صفات ستوده شده، برترین است و کسی جز مادرش بر او برتری ندارد؛ تا جایی که اگر بگوییم صدیقه کبرا است، حق گفته ایم. او در پوشیدگی و حجاب چنان بود که کسی از مردان در زمان پدر و برادرش او را ندید، جز در واقعه کربلا».[41]
شاعر خوش ذوق نیز از زبان زینب(سلام الله علیها) او را چنین معرفی می کند:
من کیستم فروغ سپهر محبتم *** نور خدا و معنی سرّ ولایتم
هرجا که عشق خیمه زند حسن یوسفم *** هرجا عفاف پرده کشد راز خلوتم
از جلوه عفاف به عالم ندیده است  *** چشم ستاره پرتویی از رنگ عفتم
من زینبم سلاله زهرای اطهرم  *** فرزند پاک فاطمه عرشْ رتبتم

حکایت ؛ عفت زن، نتیجه عفت مرد
مردی صالح، زنی باعفت داشت. روزی زن، از روی غرور به شوهرش گفت: تو قدر عصمت و عفت مرا نمی دانی. شوهر گفت: عفت تو، از عفت و پاک دامنی من است. زن گفت: چنین نیست. اگر زن غیرعفیفه باشد، مرد نمی تواند جلو او را بگیرد. تا اینکه یک روز زن به بازار رفت. هنگام بازگشت، مردی گوشه لباس او را گرفت، ولی زود رها کرد.
زن به منزل آمد و جریان را به شوهرش گفت. شوهر گفت: الله اکبر! وقتی من جوان بودم، زن بسیار زیبایی را دیدم و گوشه لباس او را گرفتم، ولی فوراً پشیمان شدم و استغفار کردم. الان پس از سال ها، این گونه به مجازات عمل خود رسیدم. زن گفت: اکنون دانستم که عفاف و پاک دامنی زن، از عفاف شوهر است. به همان مقداری که شوهر به دیگری خیانت کند، به ناموس او نیز خیانت خواهد شد.
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان *** پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان[42]

نکته ؛ رعایت عفاف برای دختران یا پسران؟
در نگاه اولیه به نظر می رسد عفاف تنها به بانوان اختصاص دارد و تمام توصیه های بزرگان مبنی بر لزوم رعایت عفت و پاک دامنی، متوجه آنان است؛ ولی با بررسی آیات و روایت در می یابیم که رعایت حریم عفاف و پاک دامنی، شامل مردان نیز می شود. خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان می فرماید: «به مردان باایمان بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند»[43] و پس از آن، زنان را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید: «به زنان باایمان بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند».[44]
براساس این دو شریفه، رعایت عفاف، هم بر مردان و هم بر زنان واجب و ضروری شمرده شده است، ولی گاهی مصادیق و حدود رعایت عفاف در آنان متفاوت است؛ البته هر دو گروه، در لزوم داشتن عفت، یکسان و مشترک هستند.
عفاف، مصادیق و نمودهای گوناگونی دارد. از آن جمله است: عفت در فکر، عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در پوشش، عفت در رفتار که شامل اختلاط با نامحرم، مصافحه با نامحرم، تبرّج، خودنمایی و... می گردد. رعایت تمام این موارد، بر مرد و زن الزامی است.
البته مردان بیشتر به عفت در نگاه و زنان بیشتر به عفت در پوشش و عفت در خودنمایی توصیه شده اند. استاد شهید مطهری در این زمینه چنین اظهارنظر می کند:
زن، مظهر جمال و مرد، مظهر شیفتگی است... . تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است، نه به خودنمایی و برعکس، تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشم چرانی.[45]

کلمات قصار ؛ عفاف از دید هنرمندان غربی
آلفرد هیچکاک (کارگردان مشهور سینما):
من معتقدم زن باید مثل فیلمی پرهیجان و پرآنتریک باشد؛ یعنی ماهیت خود را کمتر آشکار کند و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیّل و تصور زیادتری وادارد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر پوشش، جذّاب می نمودند و همین مسئله، جاذبه نیرومندی به آنها می داد. اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند، از پوشش آنان کاسته می گردد و بنابراین، از جاذبه شان نیز کاسته می شود.[46]
ویل دورانت در کتاب لذّات فلسفه:
آنچه بجوییم و نیابیم، عزیز و گرانبها می گردد.[47]
فرانتس فانون:
اگر استعمارگران بخواهند کشورهای جهان سوم را به هم بریزند، بایستی عفاف را از زنان آن جامعه بگیرند.[48]

جملات ناب 1) عفاف
اضطراب و نگرانی، پی آمد کم رنگ بودن عفاف در جامعه است.
فطرت الهی، دین و خرد، آدمی را به سوی عفاف و پاک دامنی فرامی خواند.
مقام و جایگاه شخص عفت ورز، همسان مقام مجاهد شهید در راه خداست.
فرشته عفت، آدمی را از سقوط در سراشیبی غفلت و فراموشی مصون می دارد.
عفاف، در سلامت روان فرد، خانواده و جامعه تأثیر شگرفی دارد.
هرچه سازه های تقوا و عفت درونِ یک نظام قوی تر باشد، سلامت و سعادت اجتماعی ملتش حتمی تر است.
عفاف، بازدارنده بسیاری از التهاب ها و هیجان های روحی است.
عفاف در انسان، موجب تعالی عقل و هم نشینی شایسته این دو، موجب هدایت نفس از زشتی ها به سوی زیبایی ها می گردد.
عفت، حالت تعادل و میانه گزینی را در نفس ایجاد می کند و انسان را از افراط و تفریط برحذر می دارد.
زیبایی بدون عفت و فضیلت، چون گلی خوش رنگ، ولی بی عطر است.
عشق، زمانی گوهری گران بهاست که با عفت همراه باشد.

2) حجاب
پوشیدگی زن، همواره خاکریز بزرگی در برابر موج وسوسه ها و کج روی هاست.
حجاب اسلامی، تجلی زیبایی های معنوی زن است که حسن انتخاب او را به منصه ظهور درآورده است.
حجاب زن، مهد آرامش اوست که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های جسم و جانش حفاظت می کند.
حجاب، حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه اش در بیم و هراس است.
اگر دژ استوار حجاب زن مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار می گردد.
حجاب، هنر زن و زن، هنر آفرینش است.
روگرفتن زن از نامحرم، هنری دینی و تجلی جمال اوست و ناتوانی از آن، بی هنری آشکار است.

3) حیا
حیا، نگرانی از زشتی و ترک ناپسندی هاست.
حیا، تغییر درونی و عامل بازدارندگی است.
حیا، نوری است که به توقف آدمی در مرز گناه کمک می کند.
حیا، برانگیزاننده حس ترک گناه و بازدارنده از انجام خطاست.
حیا، رشد آدمی است در مسیر پرهیز از اشتباه و دوری از گناه.
حیا، ملکه ای است باوقار و استوار در تعیین راه و نمایاندن چاه.
حیا، وادارنده انسان به کار نیک، سبب همه زیبایی ها و مسبب وفای به عهد است.
حیا، نظارت آدمی بر خویشتن خویش است.
وقتی کرامت نفس و بزرگواری نباشد، حیا و عفت نیز جایی ندارد.
اگر کسی برای خود و آبروی خویش ارزش قائل باشد، حیا در وی نمود پیدا می کند.
اگر حیا نباشد، ارزش و شخصیت، حرمت و کرامت، مردانگی و غیرت نیز معنا ندارد.

عفاف در آینه شعر فارسی
هزار حیف از این مایه عفاف که بود *** طراز قامت رعناش، کسوت عصمت
دل از متاع جهان کند از آن به آسانی*** که داشت دور و بَرَش زیب و زینت عفّت
(هاتف اصفهانی)
از عفّت و طهارت و پاکی و روشنی *** دایم وجود خویشتن اندر حصاردار
دنیا چو خانه ای است تو را بر سر دو راه *** این خانه در تصرف خود مستعاردار
(اوحدی مراغه ای)
اصول خلق نیک آمد عدالت *** پس از وی حکمت و عفّت، شجاعت
به عفّت، شهوت خود کرده مستور *** شَرِه، همچون خمود از وی شده دور
(شیخ محمود شبستری)
دارد متاع عفّت، از چارسو خریدار *** بازار خودفروشی، این چارسو ندارد
(شهریار)
عفت عشق و صدق یار نگر *** حسن تدبیر و ختم کار نگر
(فخرالدین عراقی)

پی نوشت ها :
[1]. فریده پیشوایی و مریم رضایی، حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384، چ 1، صص 18 و 19.
[2]. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 286.
[3]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 19 و 20.
[4]. عبدالکریم بی آزار شیرازی، از عمق چاه تا اوج ماه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1381، چ 1، ص 121.
[5]. محمد محمدی ری شهری، حکمت نامه جوان، ترجمه: مهدی مهریزی، قم، سازمان چاپ و نشر الحدیث، 1385، چ 4، ص 225.
[6]. احزاب: 32.
[7]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 20 و 21.
[8]. نک: همان، ص 21.
[9]. نک: مروارید عفاف: کاوشی در حیا، غیرت و حجاب، ص 37.
[10]. نک: حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 21 و 22.
[11]. تأثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی، صص 32 و 33.
[12]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، ص 13.
[13].نک: دایرةالمعارف تشیع، زیر نظر: احمد صدر حاج سید جوادی و همکاران، تهران، نشر شهید محبی، 1384، چ 1، ج 11، مدخل عفاف.
[14]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1379، ج 8، ح 13138.
[15]. همان، ح 13116.
[16]. همان، 13133.
[17]. همان، ح 13147.
[18]. همان، ح 13148.
[19]. همان، ح 13148.
[20]. همان، ح 13152.
[21]. میزان الحکمه، باب عظمت، ح 690.
[22]. مصباح الشریعه، باب 64.
[23]. میزان الحکمه، ج 6، باب عصمت.
[24]. غرر الحکم و درر الکلم، ح 8284.
[25]. نهج البلاغه، حکمت 47.
[26]. همان.
[27]. همان، حکمت 449.
[28]. همان، حکمت 237.
[29]. بحارالانوار، ج 103، ص 220.
[30]. تحف العقول، ص 157.
[31]. وسائل الشیعه، ج 1، ص 404.
[32]. همان، ج 13، ص 341.
[33]. محمد محمدی اشتهاردی، مقاله «عفت در سیره پیشوایان»، رسالت، 24/10/1384، ص 10.
[34]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 11، ص 130.
[35]. مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت های 1275 _ 1282.
[36]. نک: مریم: 16 ـ 33؛ علی دوانی، زن در قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ 10، صص 76 _ 83 ؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چ 31، ج 2، صص 527 _ 559.
[37]. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، بیروت، مؤسسه الأعلمی المطبوعات، چ 1، ج 1، ص 109.
[38]. مریم: 34.
[39]. نک: محمد علی کریمی نیا، دنیای دختران، قم، انتشارات پیام مهدی(عج)، 1376، چ 2، ج 1، ص 39 ؛ محمد خوانساری، عارفانه، قم، انتشارات دارالصادقین، 1378، چ 1، ج 5، ص 77.
[40]. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، قم، 1380، چ 5، ص 214.
[41]. علامه مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف، مطبعه المرتضویه، 1352 ق، ج 3، ص 79.
[42]. احمد دهقان، عبرت ها در آینه داستان ها، قم انتشارات نهاوندی، 1378، چ 1، صص 103 و 104.
[43]. نور: 30.
[44]. همان: 31.
[45]. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، تهران، 1353، ص 128.
[46]. نک: مجله دیدار آشنا، ش 71 ـ 70 (تیر و مرداد 1385)، ص 17.
[47]. همان.
[48]. نک: حدیث زندگی، س 2، ش 6،

برگرفته از :  گلبرگ ؛ شهریور 1387، شماره 101


فضيلت آراستگي
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

هدف کلي :آشنايي با ارزشمندي آراستگي ظاهري همراه با عفاف در اسلام و گرايش به اين آراستگي و عفاف .
مرور بر مفاهيم : 1. اسلام بر پاکيزگي و آراستگي تاکيد مي کند .
2. آراستگي هنگام عبادت و آراستگي در خانه نيز مورد تاکيد اسلام است .
3. ميان آراستگي ظاهر و آراستگي باطن ارتباط وجود دارد .
4. عفاف يک حالت روحي و فضيلت اخلاقي است .
5. زن کانون عفاف خانواده و توجه به عفاف براي او ارزشمند تر است .
6. عزت در مقابل حقارت و ذلت قرار دارد .
7. نياز به مقبوليت با آراستگي ارتباط دارد .
8. انسان صاحب عزت نمي کوشد که با ايجاد تغييرات ظاهري ، توجه ديگران را به خود جلب کند .

توضیحات
1. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مي فرمايد : خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد .
2. از نظر امام صادق (علیه السّلام) دو رکعت نماز که با بوي خوش گزارده شود از هفتاد رکعت نماز بدون بوي خوش بهتر است .
3. آراستگي اختصاص به زمان حضور در اجتماعات و معاشرت ها ندارد . بلکه اين توصيه براي حضور در خانواده ، و از آن مهم تر ، براي وقت عبادت است . استفاده از عطر ، شانه زدن موها ، پوشيدن لباس روشن و کاملا تميز و پاک بودن بدن ، از توصيه هاي مهم آنان هنگام عبادت است . با توجه به تکرار دائمي نماز در شبانه روز ، اين آراستگي و پاکي در طول روز حفظ مي شود و زندگي را پاک و با صفا مي کند .
4. بيشترين توصيه به آراستگي براي وقت عبادت است .
5. توصيه هاي پيشوايان دين براي آراستگي هنگام عبادت : - استفاده از عطر – شانه زدن موها – پوشيدن لباس کاملا تميز و روشن – پاک بودن بدن
6. ظاهر هرکس تجلي درون اوست و انديشه ها ، اخلاق و روحيات ، اعمال و ظواهر را مي سازند و شکل مي دهند . از سوي ديگر ، رفتارهاي ظاهري نيز به تدريج بر باطن انسان تاثير مي گذارد و روحيه ي فرد را تغيير مي دهد . شما مي توانيد نمونه هاي فراواني بيابيد که چگونه برخي اعمال ، سبب تغيير اخلاق و حتي طرز تفکر افراد شده است .
7. عفاف يک حالت روحي و فضيلت اخلاقي است که سبب مي شود انسان اندام ظاهري خود را وسيله ي خودنمايي و جلب توجه ديگران قرار ندهد و دگيران نتوانند از او هيچ گونه سوء استفاده اي کنند
8. انسان عفيف حيا دارد که ديگران به جهت بدنش به او توجه کنند و به تحسين و تمجيد وي بپردازند . او در وجود خود ارزش هاي والاتري مي يابد که مي تواند تحسين و احترام ديگران را برانگيزد .
9. انسان عفيف ، آراسته است اما آراستگي او به گونه اي است که جسم او وسيله ي جلب توجه ديگران قرار نمي گيرد . او خود را بزرگ تر از آن مي يباد که ديگران او را به عنوان يک ابزار نگاه کنند . به همان اندازه که رشته هاي عفاف در روح انسان ضعيف مي شود ، نوع آراستگي به خصوص آراستگي در پوشش تغيير مي کند و پوشش جنبه ي خودنمايي پيدا مي کند . اما هر اندازه که اين رشته مستحکم شود ، پوشش و آراستگي ظاهري جلوه گاه زيبايي هاي روح و شخصيت متعالي انسان مي گردد .
10. همان طور که اگر کسي به کمال علم زيبنده شد ، نبايد علمش را ابزار دست قدرتمندان ستم پيشه کند ، موهبت زيبايي نيز نبايد در خدمت هوسرانان قرار گيرد و همان گونه که اگر انسان از علم خود به درستي استفاده نکند ، به جاي رستگاري ، شقاوت نصيبش مي شود ، عرضه ي نابجاي زيبايي ها ، به جاي گرمي بخشيدن به کانون خانواده ، « عفت » و « حيا » را از بين مي برد و اين دو گوهر مقدس را از او مي گيرد و خانواده را نيز نابود مي کند .
11. وقتي مي گويند کسي داراي « عزت نفس» است ، بدان معناست که وي عظمت و صلابتي در خود احساس مي کند که موجب مي شود حقارت و پستي را نپذيرد و تن به شکست و زبوني ندهد . بزرگ ترين شکست نيز شکست روحي و معنوي است . چه بسا انسان هايي در جنگ ظاهري شکست بخورند و کشته شوند اما روح بلندشان پيروز و عزيز باقي بماند . به همين جهت است که انسان عزتمند ، عفيف هم هست ؛ يعني ، عزتمندي او نمي گذارد به گونه اي خودنمايي کند که سرانجام آن تحقير در جامعه باشد يا وسيله ي جلب توجه نگاه هاي آلوده قرار گيرد .

1. پيام ها
- يکي از برنامه هاي ارزشمند زندگي انسان حضور عزتمند ، عفيف و آراسته در اجتماع است .
- اسلام تاکيد فراواني بر چنين حضوري دارد چون اين آراستگي و زيبايي ظاهر و باطن است .
- توصيه ي پيشوايان به آراستگي شامل حضور در اجتماعات و معاشرت ها ، هنگام حضور در خانواده و از همه مهم تر هنگام عبادت است .
- بايد ميان ظاهر و باطن در آراستگي تناسب وجود داشته باشد .
- بين آراستگي ظاهري و عفاف و عزتمندي تناسب وجود دارد .
- آراستگي با نياز به مقبوليت رابطه دارد .
- ميان آراستگي ظاهر و آراستگي باطن ارتباط وجود دارد .
- عفاف با نوع آراستگي مرتبط است .
- عزت با نوع آراستگي ارتباط دارد
- عفاف يکي از عوامل مهم حفظ بنيان خانواده است .
- نياز به مقبوليت نزد ديگران از نيازهاي فطري انساني است و بايد الگوهايي مثبت و مناسب براي رفع اين نياز وجود داشته باشد .

2. تفاوت ميان آراستگي و خودنمايي
انسان عفيف آراسته است ، به گونه اي که جسم او وسيله ي جلب توجه ديگران قرار نمي گيرد اما هر قدر رشته هاي عفاف در روح انسان ضعيف شود نوع آراستگي به خصوص آراستگي در پوشش تغيير مي کند و جنبه ي خودنمايي پيدا مي کند .
اما يکي از مهم ترين تفاوت ها کوچکي نفس در خودنمايي و سلامت نفس در آراستگي است .

3. خودنمايي و عزت نفس آدميعزت نفس در مقابل حقارت و ذلت قرار مي گيرد ، خودنمايي باعث حقارت و ذلت است که به تحقير فرد در جامعه منجر مي شود چون وسيله ي جلب توجه نگاه هاي آلوده قرار مي گيرد .

برگرفته از : کتاب دین و زندگی سال دوم دبیرستان


عوامل بدحجابی در ایران2
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

فصل دوم : اقتصادیغیر از مبحث فرهنگی و عامل فرهنگی که شاید بتوان گفت که مهم ترین عامل ، در بد حجابی است ، عامل اقتصادی هم عامل بسیاری از بد حجابی ها و نا هنجاری ها در جامعه است ؛ چرا که فشار اقتصادی بر خانواده ها و مردم ، موجب زیاد شدن فحشا و منکرات در جامعه است . امام علی (صلوات الله علیه ) به فرزندشان محمد بن حنفیه فرمودند : « یا بنیّ إنّی أخافُ علیکَ الفقر ، فاستعِذ باللهِ منه فإنَّ الفقرَ منقصةٌ للدین مُدهشةٌ للعقل داعیةٌ للمقت » .فرزندم ! از این که فقیر گردی در مورد تو بیم دارم . پس ، از آن به خدا پناه ببر ، که فقر به دین آسیب می رساند و عقل را مشوش می سازد و باعث ایجاد دشمنی می گردد(52).با توجه به حدیث مذکور می توان به این نتیجه رسید که ، بسیاری از نا هنجاری ها و تخلفات اجتماعی مربوط به عامل اقتصادی می شود . اگر جامعه ای ازلحاظ اقتصادی دارای مشکل باشد ، همه ی دستگاه ها و بخش های آن دچار مشکل می شوند . یکی از مشکلات اقتصادی بیکاری است که با توجه به بیکاریِ جوانان ، می توان به این مطلب رسید : بیکاری موجب می شود که جوان بیکار ، دست به تخلف و مسائل خلاف شرع بزند در حالی که هیچ کدام به نفع اسلام و نظام اسلامی نیست و با این کار باعث شود که پدیده های بسیار زشت و بدی در جامعه پدیدار شود . برای مثال : وقتی که یک جوان ، بیکار باشد برای حل مشکلات خود ، باید یک منبع درآمدی داشته باشد که در اثر آن احتمال ارتکاب سرقت ، خرید و فروش مواد مخدر ، استعمال مواد مخدر ، بزهکاری و روسپیگری در او شود . بيكارى از آن جهت نقطه ضعف اقتصادى براى نظام جمهورى اسلامى به حساب مى‏آيد كه خود منشأ بروز بسيارى از آسيب‏هاى اجتماعى، نظير فقر، فساد ، قاچاق مواد مخدر، اعتياد، سرقت و قتل مى‏شود و با تشديد اين آسيب‏ها در بلند مدت ضريب امنيت كاهش يافته ، نظام ناكارآمد جلوه كرده و در چنين شرايطى بيگانگان به خود اجازه هر گونه مداخله‏اى را خواهند داد(53). مشکل اقتصادی ، خود به تنهایی می تواند عامل بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی باشد که می توان در بین آن ها به سرقت ، اعتیاد ، خرید و فروش و قاچاق مواد مخدر ، فراراز خانه ، روسپیگری ، تجارت و قاچاق انسان ، تجارت جنسی ، خود کشی ، سقط جنین ، طلاق و ... اشاره کرد که هر کدام از این ها می تواند در بدتر شدن وضعیت حجاب زنان و دختران ، تأثیر بسیار زیادی داشته باشد و حتی می توان گفت که مشکل اقتصادی به طور مستقیم عامل بسیاری از بد حجابی هاست .ازجمله ی عوامل اقتصادی بد حجابی می توان به فقر ، ربا خواری و حرام خواری اشاره کرد که عواملی بسیار مهم برای بد حجابی ، در دختران ایرانی هستند .
الف) فقر
فقر و تنگدستی موجب می شود که بعضی از دختران و زنان ایرانی به دنبال آرایش های غلیظ و... بروند که با زیبا کردن خود ، برای خودشان کار و شغلی پیدا کنند ؛ برای مثال : دختری در خانواده ای فقیر زندگی می کند که می بیند برای پیدا کردن شغل ، چاره ای برایش نمانده ؛ مجبور است که بد حجاب و با آرایش غلیظ و فجیع در جامعه رفت و آمد داشته باشد تا این که شاید کار و شغلی برای خودش پیدا کند و در مکانی استخدام شود . حال فرض کنید دختری که برای کار و پیدا کردن کارو رهایی از فقر و تنگدستی دست به بد حجابی زده است ، آیا اگر به این شخص فشار اقتصادی و فقر مضاعف وارد شود ، دست به اعمال منافی عفت و روسپیگری برای کسب روزی و معاش نمی زند ؟ در حدیثی از حضرت علی (صلوات الله علیه ) آمده : « ضرورةُ الفقرِ تبعثُ علی فظیعِ الامرِ(54).» ضرورت و ناچاری فقر و نداری ، آدمی را بر کار زشت و رسوا وا می دارد . انسان موجودی است که برای زندگی در کره ی خاکی آمده است و تا زمانی که زنده است طبق خواسته های نفس یا هر چیز دیگر به دنبال این است که ، یک زندگی راحت و خوبی داشته باشد ؛ حال در مسأله ی فقر هم موضوع این است که هیچ انسانی دوست ندارد فقیر باشد ؛ پس به دنبال رفع فقر از خود بر می آید که راه های بسیار زیادی از طریق غیر شرعی برای آن وجود دارد . در جوامعی که چشم و هم چشمی و تجمل بیشتر باشد ، فقیر نیز بیشتر است ؛ تجمل‏گرايى مردم سبب تضعيف اقتصاد كشور، گسترش شكاف طبقاتى، افزايش نا امنى و رشد مشكلات خانوادگى مى‏شود(55). درکشور ما هم اکثر مردم براساس چشم و هم چشمی زندگی می کنند . حال افراد فقیری که وجود دارند و با فقر زندگی را می گذرانند ؛ عده ای از این افراد به دنبال این هستند که خود را ازاین مشکل و سختی نجات دهند؛ به ناچارعده ای دنبال قاچاق وعده ای به دنبال خود فروشی ، عده ای به دنبال سرقت و دزدی و کارهای دیگر می روند . اگر عده ای به دنبال خود فروشی بروند مجبور هستند برای این کار ، آرایش های فجیعی کنند و در خیابان ها و کوچه ها رفت و آمد داشته باشند .این کار ، مشکلاتی را ایجاد می کند مثل : 1- حساسیت زدایی نسبت به بد حجابی 2- ترویج و شیوع فضای شهوت در جامعه 3- تبدیل شدن خیابان ها به محل عرضه ی دختران 4- نا امن شدن خیابان ها و کوچه ها و اجتماع 5- مختل شدن اقتصاد فعال کشور و ... که هر کدام به نوعی موجب سقوط کشور و اجتماع از لحاظ اخلاقی است .فضایی که آکنده از شهوت باشد ، جایی برای رشد علمی ، معنوی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... نمی گذارد؛ چرا که تمام افراد ، فقط به فکر ارضاء خود هستند که البته جایی برای رشد باقی نمی ماند ؛ در صورتی که از یک نظام و حکومتی که به نام اسلام است ، انتظار می رود چیزی غیر از این باشد و به دنبال اجرای اسلام ناب محمدی باشد ولی به دلائلی ، اوضاع دیگری حاکم است .از جمله وظایف حکومت اسلامی می توان به این اشاره کرد که باید سطح معیشت مردم را تا حد بسیار زیادی بالا ببرد که مشکلات اقتصادی در آن جامعه وجود نداشته باشد ؛ پس در نتیجه فقر می تواند تأثیر مهمی در بی حجابی زنان داشته باشد که وظیفه حکومت اسلامی است که مردم را از لحاظ مادی تأمین کند تا حدأقل مشکل فقر یکی از عوامل بد حجابی نباشد .
ب) ربا خواری
یکی دیگر از عواملی که در جنبه ی اقتصادی می تواند موجب بد حجابی شود ، ربا خواری است . در روایتی آمده است : « عن أبی عبدِ اللهِ صلواتُ الله علیه قال : درهم رباً اشدُّ عندَ اللهِ من سبعینَ زنیةً کلها بذات محرمٍ(56) .» امام صادق ( صلوات الله علیه ) فرمودند : نزد خدا درهمی از ربا بدتر و شدیدتر از هفتاد مرتبه زنا با محارم است .ربا خوارکه عملش ، مساوی یا بیشتر از هفتاد مرتبه زنای با محارم است ، هیچ وقت نمی تواند دختری داشته باشد که ، با حجاب و متدین و پایبند به احکام الهی باشد ؛ به همین علت زمانی که فرزندش بزرگ می شود و به سن بلوغ می رسد به دنبال خواسته های نا مشروع خود می رود .در کتاب علل الشرایع درباره علت حرمت ربا نوشته شده است که : ربا موجب فساد و ظلم و نابودی اموال می باشد(57). این فساد می تواند در اموال و نیز اولاد باشد ؛ وقتی اموال فاسد شد ، غذایی هم که از مال حرام به دست می آید ، حرام است . از آن مال حرام به فرزندش می دهد واو از آن تغذیه می کند و به دنبال آن ، انسانی فاسد تحویل جامعه داده می شود .
در ربا ، یک نفر ربا می دهد و دیگری می گیرد و هر دو نفر زیان کار دنیا و آخرت می شود ؛ اما مشکل اینجاست که به خاطرکار این دو نفر ، با پولی که ربا خوار می گیرد و زندگی خود و خانواده اش را می گذراند ، به مرور زمان ، انسان هایی فاسد و مفسد و مخرب از این خانواده تحویل اجتماع داده می شود .از جمله ی فساد ها می تواند فساد جنسی باشد که دختر و پسر شخص ربا گیرنده می توانند مرتکب شوند و یا حتی فقط بی حجابی یا بد حجابی دختر ربا گیرنده باشد که در جامعه و اجتماع رفت و آمد دارند که این خود به تنهایی می تواند ، موجب تشویق و ترغیب چندین نفر دیگر شود که آن افراد در شک و تحیر و مرز بد حجابی و با حجابی بوده اند ؛ به هر حال زن که آفریده شده است ، میل به زیبایی و خود پسندی دارد . حال اگر شخصی بیاید و این میل را تشدید کند ، خسارت هایی به بار می آورد که جبران کردن آن کار بسیار مشکلی است و از مصادیق تشدید بد حجابی ، همین ربا خواری می باشد .
ج) حرام خواری
حرام خواری هم از مواردی است که می تواند سلامت اخلاقی و روانی اجتماع را مورد حمله قرار دهد . یکی ازموارد سلامت روانی حجاب است . با تفحص در جامعه و جستجو در احوالات مردم ، مشاهده می شود که همه یا اکثر افرادی که حرام خور هستند ، نه خود و نه خانواده ی آن ها اهل نماز و روزه و دستورات دین نیستند ، بلکه همگی پیرو و رهرو شهوات و خواسته های حیوانی خود هستند که هرکدام از طریقی به هوسرانی مشغول هستند . حال ، دختری که در خانواده ای به دنیا می آید و از ابتدا غذای حرام می خورد ، آیا می تواند حجاب اسلامی داشته باشد ؟ مسلم است که همه ی مردم مال حلال نمی خورند ؛ بلکه بعضی از مردم هستند که مال حرام می خورند ؛ همین مقدار کافی است تا عده ی دیگری به افراد بد حجاب افزوده شوند . مال حرام آثار بسیار زیان باری دارد ، تا جایی که انسان ، با خوردن مال حرام به قتل امام خودش همت می گمارد و در پی شهید کردن او بر می آید . امام حسین (صلوات الله علیه ) در روز عاشورا در ضمن خطبه ای فرمودند : « کلُکم عاصٍ لأمری غیر مستمعٍ لأمری فَقَد مُلِئَت بُطونُکم منَ الحرامِ و طَبَع علی قلوبِکم(58)...»یعنی : چون عطای حرام خورده اید و شکمتان از مال حرام پر شده است ، همه ی شما از فرمانم سر بر تافته اید و به گفتارم گوش نمی دهید ؛ خداوند نیز بر قلب هایتان پرده افکنده است(59). این عاقبت حرام خواری است تا جایی که امامِ زمانِ خودشان را به شهادت می رسانند . آیا این افرادی که در اثر حرام خواری امام خودشان را به شهادت می رسانند ، از بد حجابی یا بی حجاب شدن ترس و ابایی دارند ؟ نه ، بلکه به خودشان افتخار می کنند و می گویند که ما افتخارمان این است که حجاب نداریم و حجاب یک موضوع واپسگرایانه است ، در صورتی که سخت در گمراهی و اشتباهند .پس یکی از عواملی که در باب اقتصاد ، می تواند عامل بسیار مهمی در بد حجابی جوانان باشد ، حرام خواری است . در حال حاضر ، بسیاری از بانک ها ، معاملات ربوی انجام می دهند ؛ آیا تأثیری غیر از بی دینی مردم می توانند داشته باشند ؟ افرادی که پست دولتی یا شغل آزاد دارند ، زمانی که به وظیفه ی خود عمل نکنند ، این حقوق یا دستمزد دریافت شده ، حرام می باشد و ثمره ای جز فرزندان لا اُبالی و بی دین و منحرف نخواهد داشت .

فصل سوم : اجتماعی
یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث بد حجابی یا بی حجابی می شود ، عامل اجتماعی است که به مردم و جوّ اجتماعی و وضعیتی که در آن حاکم است ، مربوط می شود ؛ حال اگر وضعیت اجتماع به معنویات تمایل داشته باشد ، مردم نیز متدین می باشند ولی اگر مایل به شهوات و مادیات باشد ، مردم هم به دنبال شهوات و مادیات خواهند رفت .عامل اجتماعی بد حجابی ، دارای زیر مجموعه های متعددی از جمله : جامعه ، خانواده ، بی توجهی مردم (عافیت طلبی ) ، مسؤولين بی کفایت و ضد دین و لیبرال ، چشم و هم چشمی و ترک امر به معروف و نهی از منکر است که هر کدام دارای توضیحاتی است و در ذیل ارائه می شود .
الف) جامعه
جوّ عمومی و فضای جامعه می تواند ، عامل بسیار موثری در وضعیت حجاب زنان ایرانی باشد ؛ برای مثال وقتی که دختری اجتماعی باشد و در بین مردم مشغول کار باشد ، زمانی که مشاهده می کند اکثر دختران یا بسیاری از زنان ، با وضعیتِ حجابِ بد ، در جامعه به کار مشغول هستند و سعی و تلاش خود را می کنند که هر روز از روز قبل خود بهتر باشند ؛ دختری که ساده و احساساتی است ، سریع تحت تأثیر قرار می گیرد و امر برایش مشتبه می شود و آن ضرب المثل معروف اشتباه در ذهنش پدیدار می شود که خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو . در حالی که می توانست با اندکی تأمل ، به این نتیجه برسد که اگر همه ی مردم سم بخورند من هم که می خواهم رسوا نشوم ، باید سم بخورم و خودم را در معرض مرگ قرار دهم ؛ ولی با عرض تأسف به چنین مسائل ساده ای التفات ندارند . با این توضیحات ، اجتماعی که وضعیت نا به هنجاری داشته باشد ( که بسیاری از آن ناهنجاری ها زائیده ی تهاجم فرهنگی است ) ، دختر محجبه را تحت فشار قرار می دهد و به دنبال چرخ کردن آن دختر ، در بین چرخ دنده های ماشین اجتماع است ؛ حال ، تسلیم شدن و نابود شدن ، بستگی به قدرت روحی و معنوی این دختر دارد که اگر او و بقیه ی مردم تسلیم شوند ، دیگر اثری از آثار اجتماع سالم و مؤمن و انقلابی باقی نخواهد ماند ؛ بلکه این اجتماع تبدیل به اجتماعی فاسد و مخرب می شود که هر روز بسیاری از دختران را به سمت خود جذب می کند . امام خامنه ای ( حفظه الله ) درباره ی معنای اجتماع و جامعه فرمودند : « جامعه و اجتماع بشری به مفهوم سیاسی اش عبارت است ازعده ای از مردم که با قوانین و مقررات خاصی زندگی می کنند و از یک قدرت فرماندهی مرکزی اطاعت می کنند و به سمت هدفهای خودشان با هدایت او حرکت می کنند و با دشمن های مجموعه ی خودشان مبارزه می کنند ، این معنای جامعه است(60) .» طبق فرموده ی ایشان جامعه یعنی حرکت منظم به یک سو ؛ حال اگر انسان ها و افراد جامعه ، همگی به دستور شخصی خارج از نظام ، از مدار اصلی اجتماع خارج شوند و به یک سمت دیگر حرکت کنند ؛ این جامعه ، به هر جا که برسد راهی برای فرار از آن نیست و مسؤولين فقط باید خودشان را ملامت کنند ؛ زیرا که جامعه شناسان و متخصصینی را تربیت و استخدام نکرده اند که به فکر مردم باشند و به وظیفه ی خود عمل کنند ؛ پس کاری جز ملامت خودشان باقی نمی ماند . مردم از بدو تولد ، دزد ، قاتل و بد حجاب نیستند بلکه در اثر تأثیرات اجتماعی کم کم به همه ی این کارها مایل می شوند . ژان ژاک روسو معتقد است اجتماع است که انسان را به کج روی وا می دارد و می گوید : « اگر می توانستم یک چهارم آن چیزی را که احساس کرده بودم بر روی کاغذ بیاورم با چه صراحتی می توانستم همه ی تضادهای نظام اجتماعی مان را بیان کنم ! با چه قدرتی می توانستم ناهنجاری های نهادمان را فاش سازم ! و چه راحت می توانستم ثابت کنم که انسان طبیعتاً موجود خوبی است و فقط نهاد های اجتماعی است که او را به صورت موجودی تبهکار در می آورد(61).»بر اساس این نوشته می توان این طور نتیجه گرفت : جامعه است که افرادش را به یک سمت می کشاند. البته زیر بنای جامعه خانواده است و نکته در این جاست که هم خانواده از جامعه تأثیر می پذیرد و هم جامعه از خانواده تأثیر می پذیرد ولی نمی توان گفت تأثیر کدام یک بیشتر است . هر دو از هم تأثیر می پذیرند و هر دو می توانند تحت تأثیر عامل دیگری مثل تهاجم فرهنگی باشند که موجب ضعف در عقاید یا باقی ماندن بر حجاب اسلامی شوند .قبل از انقلاب اسلامی ، ایران هم مثل بقیه ی جوامع ، زن را موجودی برای ارضاء خود و وسیله ای شهوانی قلمداد می کرد که به برکت انقلاب ، زن ها توانستند هویت واقعی خود را باز ستانند . البته ناگفته نماند تلاش های بسیار زیادی می شود که زن مؤمن انقلابی ، مثل همان زن قبل از انقلاب شود و در زمینه هایی هم موفق بوده اند ولی در موارد زیادی هم موفق نبوده اند . به هر حال ، با بازگشت هویت اصلی زن به او ، باید این نکات مهم درباره ی شخصیت را به ایشان بازگو کرد تا مبادا در اثر تلقینات شیاطین ، خود را در مهلکه بیندازند و دین و دنیای خود را فدای شهوات و خواسته های مردانی شهوت پرست کنند.بد حجابی و عدم رعایت حجاب می تواند عامل بسیاری ازطلاق ها در جامعه باشد که این طلاق ها به خاطر عدم رعایت مسائل دینی است که با آن احتمال تعرضاتی از دیگران می رود که هر کدام می تواند باعث بسیاری از مشکلات خانوادگی شود ؛ بنابر گزارش فارس : حسین نازک تبار ( رئیس گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور ساری ) گفته است : « بر اساس بررسی های انجام شده ، 49 درصد طلاق ها به علت عدم رعایت مسائل عفاف و بد حجابی است که با وجود بد حجابی در جامعه ، حریم روابط زن و مرد در اجتماع ، شکسته می شود و افکار انحرافی در جامعه گسترش می یابد و در نتیجه آمار طلاق و فحشا به فزونی می گراید)62).»در جامعه ای که حریم روابط شکسته شود و حساسیت محرم و نا محرم بودن کم شود ، جایی برای رشد باقی نمی ماند و آن مکان ، فقط جای فساد است که نتیجه اش بی بند و باری زنان است . البته این حساسیت زدائی همیشه خود به خود صورت نمی گیرد بلکه بعضی از آن مربوط به احزاب و گروه هایی می شود که خودشان دست به کار شده اند تا دختران ایرانی را به ابتذال بکشانند .بعضی از شبکه ها و محافل با استخدام تعدادی از زنان و دختران و پرداخت حقوق ماهیانه به این افراد از آنان می خواهند که به وضعیت ظاهری نامناسب و غیر متعارف به پرسه زنی در سطح شهرها و پارک ها و مراکز خرید و اماکن عمومی اقدام کنند(63) .پس با این تعابیر و اوصاف باید گفت : پروژه عادی سازی و حساسیت زدایی ، با سرعت بسیار زیادی در کشور ، در حال اجرا است ؛ ولی تعجب از مسؤولين انتظامی و قضایی و دستگاه فرهنگی کشور است که همگی منتظر هستند تا ببینند که چه طور می شود . در حالی که امام خامنه ای ( حفظه الله ) راه کار را فرمودند : « باید در مقابل کج روی و عمل مفسدانه فردی اجتماعی و سیاسی به طور قاطع برخورد شود . در برخورد با برخی افراد که به طور عمدی یا از روی بی توجهی چهره ی جامعه را از لحاظ دینی و عفاف خارج می کنند باید برخورد قوی و صحیح انجام شود(64)» و همچنین فرمودند : « قدرت نظام باید جلوی سیر فحشا و فساد را بگیرد(65).»
ب) خانواده
یکی دیگر از عوامل اجتماعی که ثأثیر بسیار مهمی بر روی اجتماع و جامعه و وضعیت حجاب دارد ، نهاد خانواده است ؛ اگر خانواده ای که فرزند در آن تربیت می شود دارای افکار صحیح و اسلامی باشند ، بچه ای هم که تحویل اجتماع داده می شود ، انسان مفید و با ارزشی است ولی اگر در تربیت فرزند کمی کوتاهی و سهل انگاری کرده باشند ، فرزندی که تحویل اجتماع داده می شود ، انسانی نا مفید و گاهی مخرب می تواند باشد . پس یکی از مواردی که باعث می شود اجتماع ساخته شود خانواده است .امام خمینی ( رحمه الله علیه ) فرمودند : « زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی را به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند و می تواند به عکس آن باشد(66).» حال اگر در درون خانواده ای ، فقط مضامین ضد اخلاقی و ضد اسلامی ترویج شود ، آیا برای فرزندان آن خانواده شخصیتی اسلامی باقی می ماند ؟دختری که در خانواده ای زندگی می کند و مادر خانواده ، او را تشویق به بی حیایی و بی عفتی و عدم رعایت حجاب می کند ، در زمانی که آن دختر به سن بلوغ و تکلیف می رسد و حتی سنین بالاتر و دوران جوانی و... نمی تواند با حجاب باشد ؛ چرا که ملکه ی بی حجابی در ذهن او رشد پیدا کرده و تبدیل به یک میل و خواسته ی درونی شده است . زمانی که تبدیل به یک میل و خواسته ی درونی و عادت شد ، آن دختر به هیچ وجه نمی خواهد حجاب داشته باشد و اگر او را اجبار به حجاب کردیم ، تمرد و سرکشی می کند و حاضر به پذیرش صحبت نیست ؛ چون که غریزه ی انسان و میل زنان به خود نمایی و زیبایی و غرایز شهوانی است پس جایی برای حرف حق باقی نمی ماند و مصداق آیه ی « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُون(67)» می شوند ، یعنی : آن ها کر و گنگ و کورند ، بنابر این از راه خطا باز نمی گردنند .پس بهترین روش برای اتفاق نیفتادن این مشکلات ، شروع کردن تبلیغات فرهنگی در کوچه ، خیابان ، مدارس ، دانشگاه ها ، مراکز آموزشی و صدا و سیما و ... است که جامعه دچار مشکلات اخلاقی و بد حجابی از این طریق نباشد .
ج) بی توجهی مردم ( عافیت طلبی )
از موارد دیگری که در وضعیت حجاب دختران ایران مؤثر است ، بی توجهی و عافیت طلبی مردم است . عافیت طلبی موجب می شود که انسان به وضعیت موجود راضی باشد و به دنبال پیش بردِ اهداف و نظرات خود باشد ؛ مثال عافیت طلبی ، شاه سلطان حسین صفوی است در زمانی که به ایران حمله کردند ؛ ابتدا گفت : شهر برای ما کفایت می کند بعد گفت قصر و بعد اتاق و درآخرکارهم حکومت را تسلیم کرد چرا که شخصی عافیت طلب و بی بصیرت و بی برنامه بود . یک انسان مؤمن ، هیچ گاه عافیت طلب و بی توجه نیست بلکه مؤمن ، تیز هوش و زرنگ است .پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : «المؤمنُ كيّسٌ فطن حذرٌ(68).» مؤمن ، برای کوچک ترین کارها ، برنامه ریزی های بسیار زیادی می کند که باید استراتژی او در برخورد با مشکلات چگونه باشد ؛ این تیز هوشی به خاطر این است که در مسائل مهم ، فریب دشمن را نخورد و اغوا نشود .
در جامعه ای که افراد آن ، تیز هوشی را از یاد برده اند بلکه افرادی بی خیال و بی توجه نسبت به مسائل هستند ، وضعیت فرهنگ و اخلاق آن جامعه ، می تواند به بدترین حال ممکن برسد که یکی از موارد و مسائل فرهنگی و دینی ، حجاب است . عاملی که در مسأله ی حجاب ، می تواند مشوق و ترغیب کننده جوانان به روش و رفتار نادرست خودشان باشد ، همین بی توجهی مردم است ؛ زیرا ، اگر مشاهده کردند که رفتارشان خلاف عرف و شرع و اخلاق عمومی جامعه است و در عین حال ، هیچ تذکری دریافت نکردند ، به دنبال این می روند که عملشان را تشدید کنند ؛ زمانی که این اقدامات بدون تذکر ماند و پی در پی شد ، حالتی عادی و معمولی از بی بند و باری در جامعه ، به نمایش در می آید که به مرور زمان ، افراد دیگر هم به همین کار تشویق می شوند ؛ به این طریق وضعیت حجاب ، به حالت بحرانی و خطرناکی می رسد که محیط آمادگی لازم برای تذکر را در خود ندارد و همچنین درصورت تذکر دادن ، مشکلات دیگری را در پی می آورد و دیگر این که شاید هیچ اعتنایی به این تذکر نشود ؛ چون که جوّ عمومی جامعه به این صورت درآمده است .راضی بودن به وضع موجود و عافیت طلبی و اینکه بگوئیم همین مقدار که حجاب را رعایت می کنند ، کافی است و به حدأقل ها اکتفا کردن ، فضایی را ایجاد می کند که جای هیچ پیشرفت و حرکتی را به سوی معنویات و اخلاقیات باقی نمی گذارد و در این حالت است که هر روز ، در حال عقب گرد و پس رفت هستیم و حتی وضعیت موجود خودمان را هم قادر به حفظش نمی باشیم و زمانی که وضعیت موجود حفظ نشود ، انتظاری برای اجرای آرمان های اسلامی باقی نمی ماند .
د) مسؤولين بی کفایت ، ضد دین و لیبرال
در جامعه ای که مسؤولين حکومتی و دولتی اش بی کفایت باشند ، جایی برای تحقق اهداف و احکام اسلامی باقی نمی ماند ؛ همان طوری که در حدیث و مَثَل می خوانیم « الناسُ علی دینِ مُلوکِهم(69)» هر چند به این صورت در روایات اسلامی وارد نشده است ولی واقعیتی است که مضمون آن هم در روایات و هم درگفته های بزرگان دیده می شود که هر گاه گروه فاسد و مُفسد با نقشه های حساب شده و تبلیغات گسترده وارد عمل می شوند ، می توانند افکار عمومی را فریب داده و گروه های زیادی را به دنبال خود بکشانند(70).طبق این حدیث یا مثل معروف ، مردم بر دین ملوک و امرای خودشان هستند ؛ زیرا آن ها هستند که می توانند جوّ جامعه را تعیین کنند و آن ها هستند که می توانند جامعه را به سمت و سوئی بکشند و این به خاطر این است که مردم مانند گله ای هستند که چوپانی دارند و آن چوپان هر جا که خواست گله را می برد .زمانی که مسؤولين امر ، انسان های ضد دین و خائن به اسلام باشند ، چیزی از احکام اسلام باقی نمی ماند وهمه ی دستورات دین تعطیل می شود ؛ چنان که در بعضی ادارات می بینیم ، مسؤولين آن ، افرادی ضد دین و لا اُبالی هستند که هر کدام به تنهایی ، تهدید بزرگی برای آینده اسلام و نظام هستند ؛ در مسأله ی حجاب هم مبنا بر همین اساس است ؛ یعنی آن که مسؤولين امر ، انسان های متعهد ووفا دار به اسلام نیستند؛ زیرا که اگر مسئولی متعهد باشد ، به دنبال اجرای اسلام است و یکی از مهم ترین دستورات اسلام ، حجاب است که سلامت روح و روان انسان (چه از لحاظ فردی و چه اجتماعی ) به آن بستگی دارد .مسؤولی که به نیروی تحت امر خود ، اجازه می دهد با وضع فجیع و اسف بار وارد اداره شود ، آیا این شخص متعهد است ؟ آیا قانونی برای مقابله با بی حجابی یا بد حجابی وجود ندارد ؟ قانون وجود دارد ولی مجری و عامل به قانون وجود ندارد .برخی مردم می گویند که : ما از ادارات خصوصی انتظار زیادی نداریم ؛ این حرف غلط است چون که اگر اداره ای در ایران مشغول به فعالیت باشد ، باید به تمام دستورات و موارد قانونی متعهد باشد ؛ در غیر این صورت این اعمال جرم محسوب می شود چرا که آن چه را دولت و قانون ، جرم بشناسد جرم است(71) و عمل نکردن به قانون حجاب هم جرم است . حال جای تعجب از دستگاه ها و ادارات دولتی است . همان طوری که در خبرگزاری ایونا به نقل از روزنامه ی جمهوری اسلامی نوشت که : متأسفانه گاهی شنیده می شود اگر خانمی در برخی ادارات دولتی ، آرایش نکرده سر کار خود حاضر شود ، مورد اعتراض مدیر دولتی قرار می گیرد که چرا آرایش نکرده است(72).پیشنهاد می شود اگر مسؤولين نظام به طور واقعی و حقیقی ، به دنبال اجرا شدن حجاب در سطح جامعه هستند ، ابتدا باید از دستگاه های دولتی و زیر مجموعه های خودشان شروع کنند ، چون در اکثر ادارات دولتی ، وضعیت حجاب ، به شکل بسیار بدی تبدیل شده است و دلیلش این است که بیشتر مدیران در اداره های دولتی ، خانم های مشغول به کار در آن جا را ، امر به آرایش می کنند .پس ابتدا باید از اداره ها و مراکز دولتی شروع کرد ؛ چونکه نقطه ی عطف در جامعه هستند و دستگاه ها و اداره های دیگر ، تحت تأثیر آن ها عمل می کنند ؛ و در مرحله ی دوم به سراغ اداره های خصوصی رفت؛ چرا که بسیاری از مشکلات مردم ، در ادارات خصوصی قابل حل است و طبیعی است که مراجعه ی زیادی به آن ها می شود ؛ پس باید مراقب مسائل اخلاقی در این اداره ها بود و در صورت تخلف ، باید برخورد های جدی و قاطعی با آنها بشود که مبادا وضعیت حجاب ، از وضع موجود بدتر شود .
ه) چشم و هم چشمی
یکی دیگر از مواردی که در بد حجابی زنان تأثیر دارد ، چشم و هم چشمی است . این مورد ، از مواردی است که به وضعیت مردم و شرایط روحی _ روانی و فکری آن ها وابسته است . انسان هایی که دارای قدرت تفکر و اندیشه نیستند ، همیشه به دنبال اظهار نظرهای دیگران هستند و زمانی که طرحی از کسی صادر شد یا این که عملی انجام شد ، به دنبال آن شخص ، این فرد هم ، همان کار را انجام می دهد ؛ عمده ی این افراد ، انسان هایی هستند که در پوشش خود هم به دنبال مُد و لباس روز هستند ؛ حتی اگر روزی پوشیدن لباس های پر از گچ و خاک هم مد شود ، این اشخاص هم با همان لباس در معابر و جامعه حاضر می شوند و به دنبال نشان دادن لباس خود به دیگران هستند و به فکر چنین افرادی خطور نمی کند که کارشان نامعقول و نادرست است ؛ چرا که استدلال ایشان بر جوّ جامعه و وضعیت همگانی استوار است و می گویند : همه همین طور لباس می پوشند و اگر بد بود ، بقیه این کار را انجام نمی دادند و ... ؛ به این افراد باید گفت : « فَأَيْنَ تَذْهَبُون(73)»، به کجا دارید می روید ؟ آیا عقل دارید و آیا تفکر می کنید ؟ آیا استقلال فکری که داعیه دارش بودید ، همین بود ؟ و هزار سؤال دیگر که هیچ جوابی برای آن ها نیست .در هر جامعه ، نوع و کیفیت لباس زنان و مردان ، علاوه بر آن که تابع شرایط اقتصادی و اقلیمی آن جامعه است ، قویاً تابع جهان بینی و ارزش های حاکم بر فرهنگ آن جامعه و حتی مُبَیِّنِ و آیینه ی آن جهان بینی است(74)؛ جامعه ای که جهان بینی آن بر اساس چشم و هم چشمی و پیروی از دیگران در مد و نوع پوشش باشد ، آن جامعه ، جامعه ای سالم و مصون از خطرات نیست ، بلکه هر روز در طوفان ها و بحران های فرهنگی و اجتماعی اسیر است و هر روز باید ، منتظر نابودی چنین جامعه ای بود . در موضوع پوشش و حجاب ، یکی از عوامل موثر برای بدتر شدن وضعیت ، چشم و هم چشمی است ؛ زیرا در جامعه ای که مردم ، تابع افراد و اشخاص باشند ، به پیروی از آن ها اعمالی را انجام می دهند که در بیشتر اوقات ، از وضعیت طبیعی خارج شده و به یک بحران و ناهنجار تبدیل می شود ؛ اگر یک فرد مشهور ، حجاب را کنار بگذارد ، افرادی که این شخص را الگوی خود قرار داده اند ، به دنبال او حجاب را کنار گذاشته و از حد و حدود اجتماع و اسلام خارج می شوند و دستورات دین را زیر پا می گذارند .در جامعه ای که مردم دچار چشم و هم چشمی هستند ، وقتی مشاهده شد ، بقیه ی مردم بد حجاب اند و به دستورات الهی مقید نیستند ، بر اساس قاعده ی چشم و هم چشمی ، به طور دقیق ، مثل همان افراد یا شاید بدتر از آن ها در جامعه حضور پیدا می کنند .برای بهبودی اوضاع به نظر می رسد که ، باید در راستای خود باوری و اعتماد به نفس ملی ، کارهای مفیدی صورت پذیرد ؛ زیرا مردمی که دچار چشم و هم چشمی می شوند ، در مرحله ی نخست دچار خود کمتر بینی و عقده ی حقارت شده اند که به دنبال آن ، از دیگر مردم تقلید می کنند و کارهای خود را تنظیم می کنند .پس یکی از مواردی که باید فرهنگ سازی شود ، خود باوری است که عامل بسیار مهمی در رفع چشم و هم چشمی است ؛ البته این به معنای ایجاد غرور و اعتماد به نفس کاذب نیست ؛ بلکه باید در راستای حق و حقیقت و فرهنگ اسلامی انجام شود تا مبادا این که اثرات بدی بر جای بگذارد .
و) ترک امر به معروف و نهی از منکر
از عوامل دیگری که می تواند جامعه ای را در مقوله ی بی حجابی به هلاکت برساند ، ترک امر به معروف و نهی از منکر است . امر به معروف بر همه ی ملت واجب است(75)و استثنایی در آن وجود ندارد ؛ همان طوری که بسیاری از اقوام قبل از اسلام ، به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر ، به عذاب الهی دچار شدند و به هلاکت رسیدند .پس یکی از عواملی که در مُتدیِّن و مُحجَّبه بودن زنان تأثیر بسیار زیادی دارد ، امر به معروف و نهی از منکر است ؛ زیرا ، اگر کسی جامعه را برای انواع کارهای خود ، امن دید و گمان کرد که در جامعه و اجتماع به هر کاری که دست بزند ، با اعتراض هیچ کسی مواجه نمی شود ، در پی این مطلب می رود که در عمل خود به بالا ترین حد و حدود برسد و زمانی که به این حد رسید ، جایی برای اعتراض به وی باقی نمی ماند .امر به معروف و نهی از منکر به حدی مهم است که حتی یکی از بزرگ ترین اهداف و آرمان های امام حسین ( صلوات الله علیه ) برای قیام در برابر کفر یزیدیان ، همین امر به معروف و نهی از منکر بود ، با این وجود که خود ایشان علم به شهادت و از دست دادن جانشان در این راه داشتند ، اما این فریضه ی الهی را ترک نکردند ؛ ایشان در وصیت نامه ای به برادرشان محمد بن حنفیه نوشتند :« إنّی لم أخرُج أشِراً و لا بطِراً و لا مُفسِداً و لا ظالماً و إنّما خرجتُ لطلبِ الإصلاح فی اُمَّةِ جدّی ، اُریدُ اَن آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر و اَسیرُ بِسیرةِ جدی و اَبی علی بن اَبی طالب ... »گواهی می دهم که از مدینه به قصد فساد و تکبر و داعیه سلطنت بیرون نیامدم بلکه برای اصلاح در میان امت جدم ، آهنگ خروج کردم که امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیرت پسندیده جد خود احمد مختار و پدر گرامی ام حیدر کرار رفتار نمایم(76).این نشان از اهمیت امر به معروف و نهی از منکر است زیرا امام حسین ( صلوات الله علیه ) خود می دانستند که نتیجه ی قیام شهادت است ؛ ولی به خاطر این فریضه ی الهی قیام کردند . اگر تمام مؤمنین و مردم جامعه به این فریضه ی الهی همت بگمارند و در پی اصلاح جامعه باشند ، مشکلاتی از این قبیل در جامعه پدیدار نمی شود . البته ناگفته نماند که امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد که آمر به معروف و ناهی از منکر باید آن ها را در نظر بگیرد و بعد امر و نهی کند . علاوه بر این که امر به معروف و نهی از منکر یک عمل انفرادی و دینی است ، یک عمل اجتماعی و سیاسی نیز محسوب می شود ؛ چون که در صورت انجام این دو فریضه ، علاوه بر پاداش اخروی برای خود ، تأثیر زیادی بر مردم هم می گذارد . به عبارت دیگر ، شمشیر بستن از رو برای مبارزه با انحرافات و بی دینی است که از این جهت اجتماعی و سیاسی محسوب می شوند . اگر افراد مذهبی از ابتدا در امر به معروف و نهی از منکر افراط نمی کردند ، الان دچار تفریط نمی شدند .در اوایل انقلاب کسی جرأت نداشت حتی یک تار موی خودش را از روی سهو بیرون بگذارد ؛ طبیعی است نتیجه ی چنین برخورد های افراطی ، به تفریطی این چنانی کشیده می شود که کسی جرأت امر به معروف و نهی از منکر ندارد زیرا معروف است که هر افراطی یک تفریطی را به دنبال دارد ؛ حال اگر جرأت اجرای این فرمان را داشته باشد بلایی به سرش آورده می شود مثل آن دو نفر طلبه ای که به خاطر اجرای فرمان الهیِِ امر به معروف و نهی از منکر ، دچار ضرب و جرح شدند که در نهایت موجب از دست دادن سلامتی و اعضاء بدنشان شد(77).در حال حاضر باید ، نهی از منکر در اماکنی که شرایطش مهیاست ، به صورت لسانی انجام شود تا این که شرایط آن در کل اجتماع پدیدار شود ؛ درغیر این صورت هر روز شاهد بد تر شدن وضعیت خواهیم بود .در اسلام ، عنصر مهم امر به معروف و نهی از منکر به عنوان موتور نیرو بخش برای فرهنگ مردم و جامعه معرفی شده است که اجرای آن عامل رشد و پویایی و حیات اجتماع می باشد ؛ عمل به این فریضه ی الهی ، از غفلت و بی توجهی نسبت به فرهنگ غنی اسلامی جلوگیری می نماید و ترک آن ، سلطه ی فرهنگی بیگانگان بر جامعه ی اسلامی را به دنبال خواهد داشت ؛ از این رو در دین اسلام ، به اجرای آن ، تأکید فراوانی شده است(78) تا این که یکی از اهداف امام حسین ( صلوات الله علیه ) از قیام ، اجرای این دستور الهی معرفی شده است . در قرآن کریم هم در جای جای آن ، به این فریضه ، امر شده است و آن را از صفات مؤمنین شمرده است ؛ حتی در آیه ای ، امت اسلام را بهترین امت معرفی کرده و دلیل آن را امر به معروف ذکر کرده است : « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ(79)» یعنی شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شدید (چه اینکه) امربه معروف می کنید و به خدا ایمان دارید .همه ی این ها گویای این است که امر به معروف و نهی از منکر ، از بزرگ ترین فرائض الهی است که ما مسلمانان به آن امر شده ایم و در صورت ترک ، باید منتظر نابود شدن اخلاق و دین در جامعه باشیم . پس یکی دیگر از عوامل بدحجابی ، ترک امر به معروف و نهی از منکر است ؛ لذا باید تمام سعی و تلاش ما ، بر اجرای درست این فرمان الهی معطوف شود .

نتيجه
با توجه به توضيحاتي كه داده شد ، به اين نتيجه مي رسيم كه ، ابتدا بايد استراتژي دشمن را در عرصه هاي مختلف شناخت و بعد از شناخت ، به فكر راه حل بود ؛‌ مثل يك بيماري كه ابتدا ، پزشك بايد بيماري او را تشخيص دهد و بعد به فكر درمانش باشد ، ‌چرا كه اگر پزشك ، بيماري را درست تشخيص ندهد و دارويي را تجويز كند احتمال دارد كه خسارت و ضرر جبران ناپذيري به فرد وارد كند كه حتي در سال هاي دراز هم نتواند جبران آن ضرر را بكند . پس ابتدا تمام همّ و غمّ خودش را براي شناخت بيماري مي گذارد و بعد به فكر درمان و تجويز دارو مي افتد . حال ما كه در شرايط منحصر بفردي از لحاظ دین و زمان و مکان و موقعیت جغرافیایی به سر مي بريم ، بايد به فكر چاره باشيم و ابتدا آسيب شناسي كنيم و در مرحله ی بعد ‌به فكر راه حل باشيم . در اين مقاله هم سعي شد كه گوشه اي از عوامل بد حجابی بيان شود كه به خاطر چه عللي مردم كشور ایران ، بد حجاب شده اند كه در باب تهاجم و شبيخون فرهنگي اختصاص بودجه هاي هنگفت و تربيت متخصصان را مي طلبد .براي كشف استراتژي و تفكر و روش دشمن ، در جهت مقابله با او ، ابتدا ‌بايد به عوامل دين گريزي توجه كرد و بعد ‌به فكر درمان و راه حل بود كه مي توان گفت : يكي از عوامل اساسي دين گريزي ، عقب ماندن حوزه هاي علميه و روحانيون از سطح مردم و اجتماع است كه اگر حركتي در اين راستا صورت نگيرد طبق فرمايش مقام معظم رهبري يا حوزه مي ميرد و يا اگر نميرد منزوي مي شود(80)كه متأسفانه در حال حاضر شاهد انزواي حوزه هستيم ؛ پس بايد به فكر چاره بود كه وضعیت از اين حالت موجود ، بدتر نشود .در باب رسانه هم توضيحاتي داده شد كه صدا و سيما بيش ترين تأثير را دارد چرا كه اگر فيلمي يا سريالي يا برنامه اي ساخته شد ، مفهومي از آن برنامه به بيننده منتقل مي شود كه اگر آن مفهوم ،‌ مفهومي ضد دين يا ارزش هاي ديني مثل حجاب باشد ، تأثير خود را خواه ناخواه مي گذارد . حال اگر آن مفهوم به طور غير مستقيم بيان شود ، تمام يا اكثر آن مفهوم منتقل مي شود . اما اگر مفهوم مستقيم باشد ، در ابتدا براي افراد مذهبي حالتي امتناعي را پيش مي آورد ولي به مرور زمان تأثير خود را به طور كامل خواهد داشت ولي اگر انسان هاي معمولي و عموم مردم ، بيننده ی آن باشند ، تأثير آن در همان مرحله ي اول به طور كامل گذاشته می شود و يا حدأقل دست كمي از تأثير كامل ندارد ؛ زیرا اعمال موافق با غريزه و خواست انسان ، بهتر در دل جاي مي گيرد ؛ حال اگر آن مورد حجاب باشد ، باز همين مشكل پيش مي آيد .در سينما هم مثل صدا و سيما افرادي به عنوان الگو معرفي مي شوند كه ، هيچ تقيدي نسبت به دستورات اسلامي و حجاب ندارند ، باز در این مورد هم تأثيرش مستقيم بر روي بيننده گذاشته مي شود . پس در نتيجه ، درباره ی صدا و سيما و سينما ، در ابتدا نبايد اجازه بدهیم ، اين فيلم و سريال ها و برنامه هايي كه ضد مفاهيم اسلامي از جمله حجاب است پخش شود و در مرحله ی دوم افرادي تربيت كنيم كه از اين دو به نحو احسن استفاده كنند و چهره هايي را به عنوان الگو معرفي نكنند كه سرتا پاي آنها عيب و ايراد و ضد اخلاق است .ماهواره نیز یکی از ابزار های دشمن است و از دشمن انتظاري به جز دشمني نيست ، چه بر ضرر اسلام و مفاهيم اسلامي مثل حجاب ، چه بر ضرر هر چيز ديگري تبليغ كنند ، از آنها انتظاري به جز دشمنی نيست ؛ اما وظيفه ما اين نيست كه فقط تماشاگر باشيم ، بلكه بايد عمل كنيم . در اين مورد ،‌ پارازيت در برنامه و فيلتر شبكه و ... در ابتدا بد نيست ولي به مرور زمان ، مثل فيلترينگ اينترنت ، عادی مي شود كه هر روز نوعي فيلتر شكن جدید و بهتر در اينترنت يافت مي شود .پس بايد به فكر چاره بود كه یکی از راه ها ، تربيت متخصص هاي متعهد است كه مفاهيم اسلامي را به صورتي جالب و درست به تصوير بكشند و از كيان و هستي اسلام و نظام اسلامي دفاع كنند .در مسائل اقتصادی هم باید سطح معیشت و رفاه مردم را بالا برد و به فکر تعلیم اسلام ، روش زندگی ، خوب و بد ، حلال و حرام ، ایجاد شغل و تعلیم زندگی اسلامی به مردم بود .در مورد مسائل اجتماعی هم باید گفت که : مسائل دینی و حکمت تشریع آن ها ، باید تبیین شود و باید به فکر تفهیم اسلام به مردم بود که این در ابتدا نیاز به اسلام شناس های خبره دارد که خودشان اسلام را درک کرده باشند و در مرحله ی بعد به فکر القاء و تعلیم آن به مردم باشند ؛این تلقینات را می توان به کمک برنامه های جذاب رسانه ای انجام داد که در خلال آن ،عملیات القاء و تلقین انجام شود و این ، نیاز به مهارت زیادی دارد که متأسفانه این اشخاص ماهر یا وجود ندارند یا این که ، بسیار کم هستند . در هر حال،چاره ای جز پیشرفت در زمینه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی وجود ندارد.

پي‌نوشت‌ها:
52. نهج البلاغه حکمت 319 ص 821
53. سلیمی بنی ، صادق ، مباحث سیاسی سطح 2 ص 76
54.تمیمی آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحکم و درر الکلم ص 365
55.لطیفی پاکده ، لطفعلی ، تحلیل انقلاب اسلامی ص100
56.صدوق (شیخ) ، من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 274
57.صدوق (شیخ) ، علل الشرایع ص 547
58. مجلسی ، محمد باقر ، (علامه) ، بحار الانوار ج 45 ص 8
59.محمودی ، محمد باقر و جمشید نژاد اول ، غلامحسین و بینش ، عبد الحسین ، سرشک خوبان در سوگ سالار شهیدان ، ترجمه عبرات المصطفین فی مقتل الحسین ، ص 174
60. مظفری ، آیت ، اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری ، ص 115 ( در تاریخ 10/8/1365 )
61.جونز ، و . ت ، خداوندان اندیشه سیاسی ، ترجمه علی رامین ، ج 2 ، ص 122
62.خبرگزاری فارس در تاریخ 2/3/ 89
www.farsnews.com
63. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 12/2/ 89
www.rajanews.com
64.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، سخنرانی در جمع فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی در تاریخ 5/2/89
www.khamenei.ir
65.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بیانات پس از مراسم حکم تنفیذ آقای خاتمی در تاریخ 11/5/80 www.khamenei.ir
66.همایونی ، علویه ، شخصیت زن ، ص 20
67. بقره آیه 18
68.مکارم شیرازی ، ناصر ، (آیت الله) ، امثال القرآن ص 181
69ربلی ، علی بن عیسی ، کشف الغُمَّه ، ج 1 ص 21
70.مکارم شیرازی ، ناصر ، (آیت الله) ، پیام امام امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه ) ج 8 ، ص 149
71. وایب ، راب و هینز ، فیونا ، جرم و جرم شناسی ؛ متن درسی نظریه های جرم و کجروی ، ترجمه علی سلیمی ، ص 42
72.خبرگزاری زنان ایران در تاریخ 15/1/1389
www.iwna.com
73.تکویر آیه 26
74. حداد عادل ، غلامعلی ، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ص 9
75.امام خمینی ، صحیفه نور ، ج 13 ، ص 182
76.ذهنی تهرانی ، محمد جواد ، (سید) ، از مدینه تا مدینه ص 63
77.سایت خبری تحلیلی مشرق
www.mashreghnews.ir
78. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 32
79.آل عمران آیه 110
80.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بيانات در ديدار جمعى از اساتيد، فضلاء ، مبلّغان و پژوهشگران 8/9/86
www.khamenei.ir
 
کتاب شناسی و منابع :
1.قرآن كريم
2.نهج البلاغه ، چاپ چهارم ، مترجم کاظم عابدینی مطلق ، پیام پویا ، تهران ، 1381
3.ابراهیم زاده ، نبی الله ، حاکمیت دینی ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
4.اربلی ، علی بن عیسی ، کشف الغمّة ، بی چا ، انتشارات مکتبة بنی هاشم ، تبریز ، 1381 ق
5.الیاده ، میرچا ، فرهنگ و دین ، بی چا ، ترجمه هیئت مترجمان و بهاء الدین خرمشاهی ، انتشارات طرح نو ،تهران ،بی تا
6.امام خمینی ( رحمة الله علیه ) ، صحيفه نور ، چاپ چهارم ، ناشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، تهران ، 1386
7.باطنی ، محمد رضا ، فرهنگ انگلیسی فارسی معاصر ، چاپ دوم ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بی جا ، 1383
8.باقی نصر آبادی ، علی ، غرب شناسی 2 سطح 2 ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
9.بیات ، عبد الرسول و همکاران ، فرهنگ واژه ها ، چاپ اول ، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی ، قم ، 1381
10.پارسا ، طیبه ، پوشش زن در گستره تاریخ ، چاپ دوم ، احسن الحدیث ، قم ، 1378
11. تمیمی آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحکم و درر الکلم ، چاپ اول ، انتشارات دفتر تبلیغات ، قم ، 1366
12.جمعي ازنويسندگان ، آمريكا و گفتمان استكباري ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
13.جمعی از نویسندگان ، بصيرت پرچمداران ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
14. جمعي از نويسنگان ، تهاجم فرهنگي ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
15. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعي ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
16.جمعی ازنویسندگان ، ره توشه راهيان نور محرم الحرام 1432 ق ، چاپ اول ، پاد انديشه ، بی جا ، 1389 ش
17. جمعي از نويسنگان ، مجله تربیت ، سال هشتم ، شماره هشت ، اردیبهشت 1378
18. جونز ، و . ت ، خداوندان اندیشه سیاسی ، بی چا ، بی جا ، ترجمه علی رامین ، انتشارات امیر کبیر ، 1358
19. حداد عادل ، غلامعلی ، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ، چاپ هفدهم ، انتشارات صدا و سیما ، تهران ، 1386
20. خطیبی کوشکک ، محمد ،بررسی تطبیقی جامعه اسلامی و جامعه مدنی، بی چا ،پژوهشکده تحقیقات اسلامی ،قم ،بی تا
21. ذهنی تهرانی ، محمد جواد (سید) ، از مدینه تا مدینه ، چاپ چهارم ، ناشر انتشارات پیام حق ، بی جا ، 1387
22. سلیمی بنی ، صادق ، مباحث سیاسی سطح 2 ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
23. شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ، بی چا ،پژوهشکده تحقیقات اسلامی ،قم ،بی تا
24. صدوق (شیخ) ،علل الشرایع ،چاپ چهارم ،ترجمه مرحوم سید محمد جواد ذهنی تهرانی، انتشارات مؤمنین،بی جا،1383
25. ، من لا یحضره الفقیه ، چاپ سوم ، ناشر مؤسسه انتشارات اسلامی ، قم ، 1413 ق
26. طاهری ، حبیب الله ، بررسی مبانی فرهنگ غرب و پیامد های آن ، بی چا ، بوستان کتاب ، قم ، 1383
27. طغرانگار ، حسن ، حقوق اساسی – اجتماعی زنان ، پیش و پس از انقلاب اسلامی ، ویژه نامه پیام زن ، دفتر سوم ، فروردین 1384
28. فوران ، جان ، مقاومت شکننده ، بی چا ، ترجمه احمد تدین ، انتشارات رسا ، تهران ، 1377
29. قنبری ، آیت ، جریان شناسی 2 سطح 1 ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
30. کاویانی ، محمد ، روان شناسی و تبلیغات ، چاپ دوم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، قم ، 1388
31. لطيفي پاكده ، لطفعلی ، احزاب و تشكيلات سياسي در ايران ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
32. تحلیل انقلاب اسلامی ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
33. مجلسی ، محمد باقر،(علامه) ، بحار الانوار ، ج 45 ، بی چا ، مؤسسه الوفاء بیروت ، لبنان ، 1404 ق
34. محمودی ، محمد باقر ، جمشید نژاد اول ، غلامحسین ، بینش ، عبد الحسین ، سرشک خوبان در سوگ سالار شهیدان ، 35.ترجمه عبرات المصطفین فی مقتل الحسین ، بی چا ، انتشارات افق فردا ، بی جا ، بی تا
36. مظفری ، آیت ، اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
37. مکارم شیرازی ، ناصر ، (آیت الله) ، امثال القرآن ، نرم افزارکتاب های آیت الله مکارم شیرازی
38. ، پیام امام امیر المؤمنین ( صلوات الله علیه ) ، چاپ سوم ، انتشارات امام علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه ) ، قم ، 1388
39. نظر پور و لطيفي ، جريان شناسي ، بی چا ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی ، قم ، بی تا
40. وایب ، راب ، هینز ، فیونا ، جرم و جرم شناسی ؛ متن درسی نظریه های جرم و کجروی ، چاپ سوم ، مترجم علی سلیمی ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، قم ، 1386
41.همایونی ، علویه ، شخصیت زن ، چاپ سوم ، نشاط ، اصفهان ، 1371
42. پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله )
www.khamenei.ir
43.پایگاه اطلاع رسانی رجا www.rajanews.com
44. خبرگزاری بین المللی آزاد نگار www.azadnegar.com
45. خبرگزاری جهان www.jahannews.com
46. خبرگزاری زنان ایران(ایونا) www.iwna.com یا (وفا) www.wafa.ir
47. خبرگزاری فارس www.farsnews.com
48.خبرگزاری مهر www.mehrnews.com
49.سایت خبری تحلیلی مشرق www.mashreghnews.ir


عوامل بدحجابی در ایران
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در این مقاله سعی شده است ، عوامل بد حجابی در ایران ، مورد نقد و بررسی قرار گیرد و همچنین در رابطه با این عوامل ، به میزان نیاز و احتیاج ، توضیحاتی داده شود که خواننده ، متوجه اهمیت موضوع و مطلب شود . مطالب این مقاله ، از سه فصل تشکیل شده است که فصل اول ، در رابطه با عوامل فرهنگی ، فصل دوم مربوط به عوامل اقتصادی و فصل سوم در رابطه با عوامل اجتماعی بد حجابی بحث می کند .هر کدام از این فصول دارای بخش های مختلفی است ؛ به عبارت دیگر ، این فصول دارای زیر مجموعه هایی است که هر کدام ، به صورت مختصر و روان و با ذکر مستندات مخصوص به خود ، ارائه شده است .فصل اول از زیر مجموعه های تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، دین زدگی و دین گریزی و رسانه تشکیل شده است . تهاجم فرهنگی ، شامل بی توجهی نسبت به فرهنگ خودی ، خود باختگی فرهنگی و مصرف گرایی است . عامل رسانه هم ، از زیر مجموعه های صدا و سیما ، سینما و فیلم های سینمایی ، ماهواره و اینترنت تشکیل شده است .فصل دوم در رابطه با عوامل اقتصادی می باشد که دارای زیر مجموعه های فقر ، ربا خواری و حرام خواری می باشد . فصل سوم نیز ، از جامعه ، خانواده ، بی توجهی مردم یا به عبارت دیگر ، عافیت طلبی آن ها ، مسؤولین بی کفایت ، ضد دین و لیبرال ، چشم و هم چشمی و ترک امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شده است . هر کدام از این موارد ، دارای توضیحات مخصوص به خود است که در این مقاله سعی شده است ، به صورت شیوا و مختصر و روان توضیح داده شود .
وجود انسان های متقی و دارای معرفت ، در هر جامعه ای امکان پذیر است و در جامعه ای مثل جامعه ی ایران که اکثر مردم ، مسلمان و شیعه هستند ، این افراد بیشتر یافت می شوند ؛ به عبارت دیگر می توان گفت : اکثر آن ها دغدغه ی دین دارند . در این میان ، افرادی در خانواده های مذهبی و غیر مذهبی وجود دارند که از حجاب اسلامی که یک نماد برای دین داری و مسلمان بودن است ، دست برداشته و به طرف بی بند و باری و هرزگی رفته اند .شاید برای بعضی از افراد ، این سؤال پیش آمده باشد : چرا ما که ادعای شیعه بودن داریم ، باید به چنین وضعیتی دچار شویم که جوانانمان از شرّ بی حجابی و بی بند و باری در امان نباشند و هر روز باید منتظر خبری بد و ناراحت کننده ، در مورد عفت و عزت فرزندان خودمان و دیگران باشیم ؟ به عبارت دیگر سؤال این باشد که چرا ما با این سابقه ی دینی و فرهنگی ، باید با این وضعیت بد حجابی دست و پنجه نرم کنیم ؟ و چرا باید دختران ما بی حجاب باشند ؟در این جا می تواند سوال این باشد که ، این سیر بد حجابی که در جامعه مشاهده می شود ، آیا برنامه ریزی شده است ؟ آیا یک عامل خاص ، مثل بی علاقه بودن مردم به دین ، عامل بد حجابی است یا این که می تواند عوامل متعددی داشته باشد ؟ آیا شرایط فرهنگی حاکم در کشور ، می تواند عامل بد حجابی باشد ؟ آیا وضعیت اقتصادی و سطح معیشت ، می تواند تأثیریدر حجاب داشته باشد ؟ آیا جو جامعه و مسائل اجتماعی ، در بد حجابی موثر است ؟ یا این که هیچ کدام از این مسائل ، ربطی به بد حجابی زنان و دختران ندارد ؟ بد حجابی و بی بند و باری عوامل متعددی دارد که هرکدام می تواند نا معلوم و نا شناخته باشد ؛ حال باید از خود سؤال کرد که چه دلائل دیگری می تواند در این مورد ، تأثیر داشته باشد ؟ باید از خود سؤال کرد مگر ما دررابطه با حجاب ، قانون نداریم ، پس چرا به این قوانین عمل نمی شود ؟ آیا این دلیل بی اهمیتی احکام اسلام در نظر مسؤولين نیست ؟ در اجرای قانون در مورد رانندگی به هر طریقی به قانون عمل می شود؛ چرا ؟ چون که جان افراد ، ارزش زیادی دارد ؛ ولی در مورد حجاب به کدام قانون عمل می شود ؟ آیا ارزش روح انسان کمتر از جسم اوست که این طور به آن بی اهمیت شده ایم ؟در کتاب های مختلف به مبحث حجاب پرداخته شده است . افراد بسیاری در رابطه ی با این موضوع حیاتی ، کتاب ها و جزوه هایی نگاشته اند که در آن میان ، می توان به کتاب مسأله حجاب شهید مطهری و ... اشاره کرد ؛ ولی در این کتب و تحقیقات ، بیشتر در مورد پیشینه و اثبات اصل آن بحث شده است . در مواردی هم به عوامل بد حجابی پرداخته شده است ؛ چنان که از مقالات و سایت های اینترنتی ، این موارد مشهود است ؛ اما مشکل آن مقالات و نوشته ها در این است که اصل و اساس و عوامل ، به صورت مجتمع ، طبقه بندی و مجموعه ای نوشته نشده است ؛ بلکه به صورت پراکنده ، مواردی ذکر شده و در رابطه با هر کدام ، توضیحاتی داده شده است .در این مقاله سعی شده است که عوامل بد حجابی در ایران به صورت منظم ، طبقه بندی و با عبارات واضح و رسا توضیح داده شود و حتی در مواردی هم به ذک بعضی از مصادیق پرداخته شده است که کلی گویی نشده باشد . هر روز به بهانه های واهی ، قانون حجاب و عمل به آن ، تضعیف می شود ولی فردای آن روز شعار حجاب اسلامی در جامعه سر داده می شود ولی کوچک ترین عمل و خدمتی از مسؤولي در این زمینه صورت نمی گیرد و فقط شعار است که در بین آن ها حکم فرماست . حال اگر خدمتی انجام شود ، مسؤولي دیگر آن را شتاب زده ، غیر عاقلانه و سطحی می داند و باز حجاب به فراموشی سپرده می شود تا این که شخص دیگری به فکر اجرای احکام اسلامی بیفتد و دوباره اسم حجاب مطرح شود . سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که کدام کار سطحی نیست ؟ خواهش ما این است که آن عملی که سطحی نیست را ، مسؤولين امر انجام دهند .وقتی صحبت از تک جنسیتی کردن دانشگاه ها می شود ، افراد دلسوز موافق اجرای آن هستند ولی افرادی هم یافت می شوند که مخالف اجرای آن هستند . آیا کشور اسلامی ما چیزی از آمریکا و انگلستان کم دارد که در آن کشورها ، دانشگاه های تک جنسیتی وجود دارد(1) ولی در کشور اسلامی ما این مورد یافت نمی شود ؟چرا در ادارات کشور کمونیستی چین ، آرایش زنان ممنوع اعلام می شود(2) ولی در ایران اسلامی ، مدیران، خانم های شاغل را امر به آرایش و تبرج می کنند(3)؟ مگرقرآن نفرموده است « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي (4)» ، یعنی همچون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید ؛ پس چرا به دنبال تبرج و بی بند و باری هستند ؟ما هر روز شاهد عقب نشینی در مقوله ی حجاب اسلامی هستیم ، روز اول چادرها کنار می رود ؛ روز دوم مانتوها تنگ می شود ؛ روز سوم مانتوها کوتاه و روز چهارم ، مانتوهای کوتاه تبدیل به پیراهن و شلوار می شود ؛ روز پنجم آستین ها و شلوارها کوتاه می شود ؛ روز ششم روسری ها کوچک و برداشته می شود و روز هفتم شلوار و لباس پاره مُد می شود و روز هشتم ... آیا این سیر منظم واین روش دقیق و حساب شده ، بی دلیل است ؟ آیا کسی ، مدیریت این کار را بر عهده ندارد ؟ اگر انسان ، شخص کودنی هم باشد ، می فهمد که این کارها برنامه ریزی شده است .شخصی اعلام می کند که : در حال حاضر مشکل جوانان ما ، مانتوی کوتاه و موهای دختران ما نیست(5) . از او می پرسیم که مشکل جوانان ما چیست ؟ مردم آندلس یا اسپانیا به چه روشی شکست خوردند و یا بی دین شدند(6)؟ مگر غیر ازبی حجابی و عیش و نوش و بی عفتی ، دلیل دیگری داشت ؟بی حجابی ، عامل بسیاری از مشکلات است ؛ حال در این مقاله سعی شده است که ، عوامل بد حجابی در ایران بررسی شود و به اختصار ، توضیح داده شود و این مقاله از سه فصل تشکیل شده است فصل اول عامل فرهنگی است که دارای زیر مجموعه های تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی ، دین زدگی و دین گریزی و رسانه می باشد . فصل دوم در رابطه با عامل اقتصادی است که از فقر ، ربا خواری و حرام خواری تشکیل شده است . فصل سوم نیز در رابطه با عامل اجتماعی ، صحبت می کند که دارای موارد جامعه ، خانواده ، بی توجهی مردم ، مسؤولين بی کفایت ، چشم و هم چشمی و ترک امر به معروف و نهی از منکر می باشد و در آخر هم نتیجه ی بحث نوشته شده است . إن شاء الله مورد رضایت خداوند متعال و حضرت ابا صالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) واقع شود .

فصل اول : فرهنگی
يكي از مهمترين علل و عواملي كه باعث بدحجابي در كشور ايران شده است ، عامل فرهنگي است ،‌ چنانكه با تدبر و تفحص دقيق در جامعه به اين مطلب پی می بریم . در تمام جوامع ، وقتي كه بخواهند يك ناهنجاري بوجود بياورند ، اول قدمي كه برداشته مي شود ، در باب مسأله ي فرهنگي است ؛ زیرا ، اگر جنگ نظامی و سخت باشد ، نمي توان فرهنگي را بر مردم يك كشور غالب كرد مگر اينكه واقعاً‌ در جنگ پيروز شوند و ساكن آن منطقه يا كشور شوند و باز هم با رويكرد فرهنگي و عوامل ديگر وارد عمل شوند و فرهنگ كشور را عوض كنند .پس وقتي به وسيله ي جنگ سخت و نظامی نتوانستند چيزي را بر مردم كشوري تحميل كنند ، ناگزير هستند كه با رويكرد ديگري به نام جنگ نرم يا همان عامل فرهنگي وارد عرصه ي عمل شوند و فرهنگي را تحميل كنند . حال مسأله ي بدحجابي هم از جمله چيزهايي است كه ، با جنگ سخت نمي شود آن را عوض كرد و بدحجابي را بوجود آورد ،‌ پس به ناچار بايد با همان عامل فرهنگي وارد عمل شوند و بي حجابي يا بدحجابي را به مردم كشور تحميل كنند و مردم بي آنكه بدانند يا بفهمند در اين عرصه مي افتند و سرباز دشمن مي شوند ، زیرا در ابتدا آنها با چيزهاي جالب و مهيج اين مسأله را بوجود مي آورند ولي بعد تبديل به فرهنگي غلط مي شود و مردم بي آنكه متوجه باشند پيرو آن می شوند و وقتي بدحجاب مي شوند جزء يكي از سربازان دشمن مي شوند و خادم دشمن می شوند .
عوامل فرهنگي داراي زير مجموعه هايي است به شرح ذيل :
1. تهاجم فرهنگي :
تهاجم فرهنگی دارای مراحل تحمیل ، تخریب و تسلیم فرهنگی است(7). مسأله ي تهاجم فرهنگي ، مسأله اي مهم است كه خود آن شامل مواردي مي شود كه هر كدام از آنها مي توانند تأثير بسزائي در فرهنگ كشوري داشته باشد آن موارد ، به شرح زير است :
الف) بي توجهي نسبت به فرهنگ خودي :
« هر يك از جوامع انساني ، فرهنگ خاص خود را دارند ، كه طي ساليان متمادي ، در اثر خاطرات تلخ و شيرين ، در تاريخ سرزمين آنها شكل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمين در آمده است كه از آن به فرهنگ خودي تعبير مي شود . تا زماني كه فرهنگ خودي به حيات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تازه هاي فرهنگ وارداتي را داشته باشد هيچگونه آسيبي نخواهد ديد ولي اگر فرهنگ خودي، ‌پويايي و جذابيت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضيات زمان را نداشته باشد فرهنگ بيگانه به راحتي مي تواند جايگاه خود را پيدا كند و فرهنگ خودي را به انحطاط و فراموشي سپارد .(8) » لذا براي اينكه بي توجهي نسبت به فرهنگ خودي پيش نيايد ، بايد تدابيري در اين باب انديشيد كه از آن جمله امر به معروف و نهي از منكر ، بالا بردن سطح معلومات و اطلاعات مسؤولين و .... است كه هر كدام در باب خود بحثي طولاني را مي طلبد كه جهت اختصار از ذكر آنها خودداري مي گردد .
ب) خود باختگي فرهنگي :
در توضيح اين مورد بايد گفت : در مباحث علوم يا صنعت ، به علت این که غرب داراي پيشرفت چشمگيري بوده است ، به ما مي نماياند كه اين پيشرفت علت خاصي دارد و زماني که تسليم اين صنعت شديم به علت پيشرفت پي خواهيم برد . در این جا دو صورت مي تواند عامل القاي فرهنگ باشد اول اينكه آنها خودشان اين را القاء كنند كه پيشرفتشان به خاطر فرهنگ آنهاست و دوم اينكه بعضي از افراد ، خودشان دچار اشتباه شوند و تصور كنند كه فرهنگ آنها عامل پيشرفت آنهاست ، ‌در حالي كه با اندكي تحقيق و تفحص در فرهنگ وگذشته ي آنان به كذب بودن اين ادعا مي توان دست پيدا كرد ؛ زیرا ، يا تاريخ کوتاه چند صد ساله دارند و يا اينكه تاريخي دارند مملو از خشونت و وحشيگري و ظلم و تجاوز ؛ و تنها چيزي كه وجود نداشته و ندارد ، فرهنگ صحيح است .در زمانی که خود باختگی به وجود آمد ، افراد جامعه ، مقلد صد درصد کارها و اعمال غلط آن ها می شوند.اين خود باختگي بيشتر در جوامع در حال توسعه است كه صنعت خود را از كشورهاي غربي مي گيرند(9).
ج) مصرف گرايي:
جوامعي كه مصرف را ، به عنوان الگوي زندگي قرار مي دهند و مردم اين مسأله را مي پذيرند و زير بار اين حرف زور مي روند و قبول می کنند كه ، بايد براي متمدن بودن اينطور باشند كه وسايل زندگي و لباس و ....... همه ، بايد به روز باشد و از سطح جهاني نبايد عقب بود ،‌ در این زمان ، مسأله ي القاي فرهنگ پيش مي آيد ، چونكه برای مثال شخصي مي خواهد كالايي را بخرد ، بايد به سراغ بهترين جنس برود و چون كه كشورهاي اسلامي از لحاظ صنعتي نسبت به كشورهاي پيشرفته عقب هستند ، كالاهاي غربي خريده مي شود در حالی که همان کشورها هستند كه به دنبال القاي فرهنگ به ما هستند و وقتي كه خريد انجام شود مطلوب آنها حاصل مي شود ؛ چرا كه با خريد وسيله ، بايد از آن وسيله هم استفاده كرد و در بسياري از موارد مثل ماهواره و اينترنت و حتي كالاهاي فرهنگی ، عمليات القاء كم كم انجام مي شود ، لذا به همین خاطر به تولید و تجارت کالاهای فرهنگی بیش از پیش توجه می کنند(10)پس برای رفع این خطرات و القائات ، شايد بتوان گفت : پيشرفت بومي بهترين راه براي دفع تهاجم از طريق مصرف باشد . حال كه اين مباحث مطرح شد بايد گفت كه كشورهاي پيشرفته و استعمارگر ، به اين نتيجه رسيده اندكه براي دستیابی به مقاصدشان ، باید از حربه ی تهاجم فرهنگی استفاده کنند(11) و بدیهی است که راه مبارزه با حجاب هم ، تهاجم فرهنگی می باشد . کشورهای مستبد و استعمارگر با استفاده از بي توجهي به فرهنگ خودي و خود باختگي در مسائل فرهنگي از جانب پيشرفت صنعتي و جريان مصرف مواد و مصرف گرائي و تجمل گرائي به مردم كشور ايران توانستند تفهيم كنند كه براي پيشرفت بايد به طوركامل با غرب همسو شوند . يكي از موارد همسوئي با غرب ، مسأله ي حجاب است كه در ابتدا در زمان رضاخان به اجبار، كشف حجاب شد و دستور آن داده شد ولي در زمان محمد رضا پهلوي ، کشف حجاب اجباری از میان رفت(12)و با رويكرد فرهنگي شروع شد چنان که از روزنامه ها و نشریات و مسابقات زنان شایسته ی آن دوره پیداست (13) ؛ به طوري كه بد حجابي قبل از انقلاب اسلامي تبديل به فرهنگ شده بود و وقتي شخصي متمدن نامیده می شد كه ، برهنه مي شد ؛ البته بعد از انقلاب اسلامي به شدت اين تهاجمات افزوده شد ولي مبارزه با آن ها از سوی مدیران کشور ایران ضعیف و کم بود تا جایی كه موجب القاء فرهنگ بدحجابي ، به مردم ایران شد .ناگفته نماند ، زمانی که سياست كشوری انفعالي باشد و منتظر ضد فرهنگ باشد تا بعد به دنبال راه حل باشد و تصميمي بگيرد منتهي به نابودي فرهنگ بومي آن كشور خواهد شد . حال در مسأله ي حجاب ، به علت این که كشور ما انفعالي عمل كرد و از سوی مسؤولين دير تصمیم گیری شد و حتی ، برخي مسؤولين بي كفايت ، خودشان به اين مسأله دامن زدند ، ‌از جمله اينكه بعضی از آن ها ، مبحث آزادي اسلامي را تغيير دادند و آزادي ليبراليستي را القاء‌كردند(14) و مردمي كه ضعيف النفس بودند يا به هیچ وجه ، اهل تحقيق و تفحص نبودند ، در اين مسأله ، دچار اشتباه شدند . آزادي لیبراليستي ، همان آزادي بي بند و باري و اباحه گري است و به عبارت دیگر منظور از لیبراسیم ، آزادیِ به طور مطلق ، بدون هیچ قید و بند می باشد(15)كه به اشتباه يا عناد، بعضي افراد ، ليبراليسم را به آزادي تعبير کردند ، در حالي كه حقيقت اين اصطلاح دست ساخته ي دست يهود ،‌ همان اباحه گري است كه موجب از بين رفتن غيرت و حياء و دينداري در بين مردم مي شود .
مبحث ديگري هم مطرح است به نام سكولاريسم که مشهور ترین معادل فارسی آن جدا انگاری دین و دنیاست(16) يا به عبارت دیگر ، همان جدائی دین از سیاست است(17)كه براي جذابيت ، جدائی دین از سیاست را مطرح كردند و در پشت پرده ي اين حرف عوام فريبانه ، چيزي مگر خالي كردن تمام شؤون زندگي انسان و بشر از مفاهيم ديني در نظرشان نبود و مفهوم کلاسیک سکولاریسم ، نقطه مقابل ابدیت و الوهیت است ، سکولار یعنی آن چه به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه از خداوند و الوهیت دور است(18) سکولاریسم از نظر ریشه لغوی به معنای مخالفت با تعالیم شرع و تعالیم دینی ، یعنی عرف گرائی و اعتقاد به اصالت امور دنیوی است(19).اگر به حق قضاوت كنيم بايد بگوئيم كه در بعضي از جوامع ، به سطح بسيار بالائي از اين هدفشان یعنی خالی کردن تمام شؤون زندگی از دین رسید اند . در کشور ما هم بعضی از افراد ، به طور كلي جايگاهي براي دين قائل نيستند به طوري كه حتي يك فرد مذهبي وقتي برايشان از دين در علوم انساني صحبت می کند ، با جوابي تعجب برانگيز روبرو مي شود كه چه ربطی بین دین و پیشرفت ، تمدن و علوم انسانی است ؟ این مسأله ، جاي ناراحتي شديدي دارد ؛ زیرا آن شخص می گوید : اسلام به علوم انساني چه ربطي دارد و يا این که اسلام ، به هیچ وجه نظري در این مسائل ندارد ؛ ‌ اين نیز از كم كاري مسلمانان و مسؤولين ذي ربط است. اين نمونه ي كوچكي است و اهل تحقيق و تفحص به عمق موضوع پي مي برند . اين هدف سکولاریسم ، است . ‌يعني جهاني يك پارچه امانيستي و بي خدائي و هيچ شأن و مقامي براي خدا در امور روزمره قائل نشدن .حال وظيفه ي مسؤولين امر اين است كه ، اين مسائل را تبيين كنند ، تا مردم مسلمان دچار چنين حربه هاي بدي نشوند تا این که کشورهای مستبد و غربی ، نتوانند اسلام را از مردم بگيرند ، كه اين مورد در نهايت موجب نابودي نظام اسلامي و تبديل شدن آن به نظام سكولاريستي و ليبراليستي است .
2) شبيخون فرهنگی :
شبيخون فرهنگي مثل تهاجم فرهنگي است با اين تفاوت كه دشمن با تمام نیرویش به صورت متحد و سیستماتیک ، در برابر جبهه ي مقابل مي ايستد و شروع به كار فرهنگي مي كنند . صورت ظاهري جنگ را ندارد ولي از هزار جنگ بدتر است ، زيرا افراد مقابل ، از داخل تهي مي شوند و با تهي شدن از اعتقاد ، ديگر جايي براي دفاع وجنگ باقي نمي ماند ، به حدي كه وقتي به كسي مي گويي كه فلان كشور دشمن ما است ، مي گويد : به اتفاق ، اگر كسي با ما دشمني نداشته باشد ، همين كشور است ، يا از طرف ديگر وقتي از اعتقاد الهي تهي شد و فرهنگ جهاد و شهادت از مردم گرفته شد ديگر تاب و توان مقابله باقي نمي ماند ؛ همان طوري كه رهبر معظم انقلاب فرمودند : « كاري كه امروز دشمن از لحاظ فرهنگي انجام مي دهد ، نه يك تهاجم ، كه يك شبيخون فرهنگي است .(20) » البته ناگفته نماند در شبيخون فرهنگي شدت عمل و تهاجم به حدي است كه ، هر روز امكان دارد ، كساني كه متدین بوده اند ، از مسير درست برگردند و با دشمن هم سو و هم پیمان شوند .در شبيخون فرهنگي ، خيلي از افراد ، يا آن را درست درك نمی کنند يا اينكه در واقع از اسلام كينه اي به دل دارند كه با الفاظي مثل تعامل و تبادل نظر و فرهنگ و نظم نوين جهاني مردم مسلمان را فريب مي دهند ؛ در حالي كه پشت پرده ي آن جنايت هولناك ، همان شبيخون فرهنگي است كه ممكن است ملتي را به نابودي بكشاند .شبیخون ، جنایتی هولناک است ؛ زیرا موجب می شود مردم سرزمینی مثل ایران ، دین را کنار گذاشته و به طرف فساد و فحشا بروند و در آخر هم در مقابل دشمن ، تسلیم شوند . البته اين خطر بزرگ توسط رهبر فرزانه انقلاب شناسايي شد و تذكرات بسياري در مكان ها و مناسبت هاي مختلف داده شد و بعضی از كارها هم انجام شد ، ولي براي مقابله ، نا چیز وکم می باشد و توانايي مقابله با اين شبيخون را ندارد. در باب حجاب هم بايد گفت كه تهاجم يا همان شبيخون ، انجام شده است . بعضی اوقات از مسؤولين هم صحبت هايي شنيده شده كه دل انسان را به درد مي آورد ، زیرا يك شخصی كه ادعاي مسلماني و بزرگي مي كند نباید چنين صحبت هايي بکند ؟ به هرحال در اين مورد ما بسيار ضعيف عمل كرديم و مشكل به جايي رسيد كه حتي افراد مذهبي هم حجاب را كنار گذاشتند ، چون مسؤلین به نصايح رهبر معظم انقلاب توجهي نداشتند كه فرمودند : «آن كس كه صحنه را مي بيند و ملتفت است كه دشمن دارد چه كار مي كند ، مي فهمد كه شبيخون است و چه شبيخوني هم هست که اگر ملتفت بودند ، هرگز وضعیت ما به این جا ختم نمی شد .(21) »با اندكي تأمل و تفكر و تفحص به اين نتيجه مي رسيم كه دشمن تا حدود بسيار زيادي در شبيخون فرهنگي موفق بوده است پس باید به فکر چاره برای بهبود اوضاع و رهائی از این بحران خطرناک بود .
3) دين زدگي و دين گريزي
يكي ديگر از مباحثي كه در عامل فرهنگي مطرح است ، مبحث دين گريزي و دين زدايي است . در اين مبحث كار به شكلي است كه مي توان گفت يك نحو تهاجم فرهنگي است ولي با كمي دقت به این مي رسيم كه هدف دين زدايي است . تهاجم فرهنگي هم در اين امر دخيل است ؛ ا ز باب نمونه ، اينكه كم كم دين را بي اهميت جلوه مي دهند و مسائل ديني را به سخره مي گيرند تا مردم بي اعتنا به احكام ديني شوند ؛ زیرا يكي از استراتژي هاي دشمن ، دين زدايي به واسطه ي مسخره كردن دين(22)و از بين بردن دستورات آن است ؛ در مقوله ي حجاب هم با يك سير بسيار آرام توانستند آن چيزها یعنی حجاب گریزی و فاصله گرفتن از حجاب را تفهيم كنند .وقتی در دوره ي رضا خان ، كشف حجاب صورت گرفت و جريان سخت شروع شد ، مردم به صورت استوار پيش آمدند و از حجاب اسلامي دفاع كردند ، چرا كه حجاب را حافظ خود مي دانستند و با خود مي گفتند كه رضاخان مي خواهد محافظ و نگهبانمان را از ما بگيرد ؛ به همین علت برخی افراد خود را خانه نشین کردند تا حجاب و ارزشهای آن را حفظ کنند(23). در طي اين برخورد ، به اين نتيجه رسيدند كه ، بايد عمليات رواني يا يك عمليات نرمي را پيش گرفت كه به نتيجه برسند . به همين خاطر به اين نتيجه رسيدند كه كم كم با درست كردن احزاب گوناگون مثل جمعیت نسوان وطن خواه ، بیداری نسوان ، انجمن ترقی نسوان و...(24) مي توان با اين فرمان الهي مقابله كرد . بنابر همين مطلب عملیات تهاجم شروع شد . با جستجويي در تاريخ مي بينيم كه در عرض20 الي30 سال يعني تا سال57 اين جريان به حدي پيش رفت كه ديگر براي مردم ، عادي شده بود كه زني را بي حجاب ببينند ؛ چرا كه در مدرسه ، بيمارستانها ، ادارات دولتي ، كوچه و خيابان ، زنها حجابشان را كنار گذاشته بودند و بي اهميت به حجاب شده بودند ، حتي بعضي از آنها كساني بودند كه در دوره ي كشف حجاب ، به شدت از حجاب خود دفاع كرده بودند .با تحقيق در این مسأله ، به يكي از نتايج مهم و اساسي مي رسيم كه روند عادي دين زدايي ، موجب دين گريزي مردم مي شود چرا كه با تبليغ كردن عليه دستورات اسلامي ، كم كم ملكه ي نفرت از فرامين اسلامي به وجود مي آيد ، در آن موقع دستورات اسلامی رنگ می بازد و بی دینی حاکم می شود . در مسأله حجاب هم با شعارهاي فريبنده توانستند مردم را فريب دهند . وقتي اصطلاحي مثل آزادي فردي مطرح مي شود و اين آزادي را به آزادي ليبراليستي تعبير مي كنند و طبق آن عمل مي كنند ، چون كه طبیعت زن ، تجمل گرايي و ميل به نشان دادن خود است ، در چرخه نابود و هضم مي شود و فقط به يك ابزار دست تبديل مي شود . زمانی که مطرح مي شود اسلام با آزادي زنان و حقوق زنان مخالف است ، عده اي بي خرد ، مجذوب اين شعار مي شوند و دنبال حقيقت نمي روند كه اصل و حقيقت ماجرا را دریابند ؛ به همين دليل فريب اين سيستم فريبنده را مي خورند و طوطي وار ، آن حرف ها را تكرار مي كنند و با تكرار اين افراد ، كم كم بين مردم شیوع پیدا می کند و در ناخود آگاه مردم جاي مي گيرد كه اسلام ، ديني ضد زن است كه حجاب و ديگر قوانين را براي زن وضع كرده است .
4) رسانه
يكي از مهمترين ابزاري كه در فرهنگ سازي ، حائز اهميت است ، مسأله رسانه است كه خود به تنهايي عامل بسياري از مشكلات است . اگر كسي بخواهیم در رابطه با تأثير رسانه در اجتماع كتابی بنويسیم ، بايد چند جلد كتاب قطور نوشت ؛ زیرا رسانه ، تأثير بسیار زیاد و از جهات متعددی در اجتماع و معادلات و روابط اجتماعي دارد .عصري كه در آن زندگي مي كنيم شاهد پديده هاي نويني است که يكي از اين پديده ها ، جايگزيني جنگ افكار به جاي جنگ ابزار مي باشد . رسانه هاي گروهي بين المللي با هدف تسخير افكار انسان ها ، امواج را به سرتاسرجهان مي رسانند . مصاديق اصلي رسانه هاي گروهي بين المللي را مي توان در خبرگزاري ها ، شبكه هاي راديو و تلويزيون و مطبوعات عمده ي جهان خلاصه نمود(25).با توجه به اينكه وظيفه ي رسانه در دنیای کنونی ، تسخير افكار مردم است ، وظيفه اش را به درستي انجام مي دهد اما متأسفانه مسؤولين ممالك اسلامي در خواب غفلت فرو رفته اند و به دنبال اين نيستند كه مشكل را مو شكافي كنند بلكه به طور سطحي و گذرا از مسائل رد می شوند ، گويا كه هیچ اتفاقي ‌نيفتاده است .اگر به شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي رجوع كنيم خواهيم يافت كه قدرت اين سلاح چقدر بيشتر از بمب هاي اتمي و هيدروژني است ؛ چرا كه با بمب اتم و غيره مي توان جان انسان ها را گرفت ولي روحيه ي كينه و نفرت در وجود ديگر افراد ، باقي مي ماند اما با بمب رسانه اي ، ابتدا افکار تسخير مي شود و وقتي كه افكار تسخير شد مثل كسي كه هيپنوتيزم شده است ، به دنبال آنها حركت مي كند ، بدون اين كه ازآنها نفرت يا بُغضي به دل داشته باشد و قبله و هدف و مقصد و مقصود اشخاص ، افكارشان مي شود ؛ در حالی که افكار و مقصد آنها ، همان تلقينات رسانه اي است يعني مثل اين مي ماند كه يك شكلات در دست گرفته اند و مردم را همانند يك كودك خردسال به دنبال خود مي كشانند و حتي هيچ عيب و ننگي هم بر خودشان نمي بينند گويا هيچ اتفاقي نيافتاده است ؛ اينجاست كه بايد گفت ميمون وار و كوركورانه از رسانه تقليد مي كنند ، بدون اينكه تفكر كنند . اينگونه اقدامات بر پايه ي جهل ، ‌نا آگاهي و غفلت شكل مي گيرد . بازيگران اين حركت اگر چه داراي سمع و بصر هستند اما هيچ استفاده اي از آن نمي كنند(26).خداوند در قرآن مي فرمايد: « وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون .(27) »به طور مسلم گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم آنها دل ها و عقل هايي دارند كه با آن انديشه نمي كنند و نمي فهمند و چشماني دارند كه با آن نمي بينند ، گوشهايي دارند كه با آن نمي شنوند آنها همچون چهار پايانند بلكه گمراه تر. اينان همان غافلان هستند .
پس با توجه به آيه معلوم می شود ، افرادي از جن و انس ، پست تر ازحيوانات هستند كه گوش و چشم و عقل و .... آنها به مثابه ی عدم وجود آن ها است و هيچ استفاده اي از آن نمي كنند . در رسانه هم همين موضوع مطرح است ، چرا كه بسياري از مردم ، هر حرف و هر صحبتي كه در رسانه ها شود را چنان بر روي آن صحه مي گذارند مثل اينكه نعوذ بالله وحي منزل است و پا فشاري بسياري بر روي آن دارند . حال آن كه اين چنين برخوردي از مردمي كه ادعاي تمدن و فهم و شعور دارند ، بسيار دور و بعيد است . در كتاب دانش اجتماعي آمده است : در جنگ رواني توپخانه ها ، جاي خود را به رسانه ها مي دهند .
در چنين فرايندي گردانندگان رسانه هاي گروهي به جاي تسخير سرزمين ، در پي تسلط بر افكار و فراهم آوردن زمينه هاي فرو پاشي حكومت حريف نه از طريق بكارگيري سلاح هاي گرم بلكه با القاي يأس و نااميدي ،‌ تضعيف و تخريب روحيه ي عمومي ، ‌ايجاد بد بيني نسبت به رهبران ، بي اعتمادي ،‌ ترس ، نگراني و .... مي باشند(28).حال در مقوله ي حجاب ، ‌با ايجاد يك جنگ رواني بر ضد حجاب ، كم كم مردم كشورهاي اسلامي تحت تأثير اين تبليغات قرار مي گيرند و روحيه آن ها متزلزل مي شود . ما تا وقتي كه يك استراتژي فعال نداشته باشيم و به عبارت ديگر استراتژي انفعالي داشته باشيم ، مقابله در برابر اين تهاجمات رواني و رسانه اي ، محال است . متأسفانه در باب رسانه هم آن قدر پيش رفت چشم گيري نداشته ايم كه توان مقابله با تهاجم رسانه اي آنها را داشته باشيم . با اين اعمال وروش هاست كه مردم كشور ، سست اعتقاد مي شوند و به اصول ديني و مذهبي خودشان شك مي كنند . زماني كه شك در خانه ي دلشان لانه كرد ، مبارزه کردن با آن شك ، كار و فعاليت و بودجه هاي بسیار زیادی را براي مقابله با آن ها طلب مي كند . در كتاب آمريكا و گفتمان استكباري آمده است : آنان (آمريكا و كشورهاي غربي) با تأكيد بر دو قدرت نرم افزاري و سخت افزاري خود ساختاري جديد با عنوان نظم نوين جهاني را براي جهان ترسيم كرده اند . آمريكا در عرصه نرم افزار با تكيه بر قدرت رسانه اي و تبليغاتي خود در صدد شكل دهي افكار عمومي مردم جهان است و از اين طريق تلاش روز افزوني براي جهاني سازي ارزش هاي آمريكائي در عرصه ي فرهنگ ،‌ دموكراتيزه كردن نظام هاي سياسي و ترسيم ساختار اقتصادي كشورها براساس كاپيتاليسم صورت مي دهد تا تنها ارزشهاي جاري و معتبر در جهان ارزشهاي آمريكايي باشد(29) .با توجه به توضيحاتي كه در رابطه با سکولاریسم داده شد كه اصطلاحي عوام فريب است و در پشت پرده آن ، خالي كردن و تهي كردن تمام شؤون زندگي از دين است ، معلوم مي شود كه اين كشورها ، با استفاده از رسانه ، در صدد كنترل افكار و تحميل عقايد و يا به عبارتي تحميل و تلقين روش زندگي آمريكايي است . يكي از اين شؤون ، دستورات اسلام در رابطه با فساد وفحشا است ، كه بايد كنترل شود وگرنه خسارت غير قابل جبراني به اجتماع وارد مي كند كه مقدمه ي تمام فسادها بد حجابي است ؛ يعني چيزي كه منجر به فساد اجتماعي و اخلاقي مي شود ، همان بي حجابي است ؛ زیرا اگر بی حجابی در جامعه حاکم باشد ، جوانان جامعه هم فاسد می شوند و به دنبال آن جامعه ی فاسد و مفسد وجود پیدا می کند . آن ها با تأسيس شبكه هاي ماهواره اي و سايت هاي اينترنتي ، در پي تضعيف حجاب مي باشند و به دنبال تلقين اين هستند كه حجاب ، يك امر واپسگرايانه است ، و بعضي از مردم هم همانند كودك به دنبال شكلات مي روند و اين عقيده را مي پذيرند ، در اين جا است كه مهارکردن اشتباه و انحراف ، کار بسیار دشوار یا شاید امری محال باشد ؛ پس در مسأله ی رسانه ، بايد تا هنوز اندک فرصتی باقي است ، از خواب غفلت بیدار شویم و شبكه هايي را فقط جهت تلقين افكار اسلامي تأسيس كنيم تا بيش از اين ضربه نخوريم ؛ منظور از تلقین ، آموزش به شیوه ای است که مورد پذیرش عموم جامعه باشد . البته اگر قرار باشد با تأسيس اين شبكه ها ، همان حرف هاي قديمي و فيلم ها و سريال هاي به درد نخور و تاريخ مصرف گذشته را به نمایش بگذاریم ، بهتر است كه از ابتدا اين اتفاق نيفتد ، زیرا ضرر اين كار بيش از نفعش است .

پي‌نوشت ‌ها:
1. خبرگزاری مهر در تاریخ 15/4/1390www.mehrnews.com
2. پایگاه اطلاع رسانی رجا
www.rajanews.com
3. خبرگزاری زنان ایران در تاریخ 15/1/1389
www.iwna.com
4. احزاب آیه 33
5. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 23/3/1389
6. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 36
7. محمد کاویانی ، روان شناسی و تبلیغات ص 36
8. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 32
9. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگي ص 33
10. سلیمی بنی ، صادق ، مباحث سیاسی سطح 2 ص 69
11. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 43
12. طغرا نگار ، حسن ، حقوق اساسی – اجتماعی زنان ، پیش و پس از انقلاب اسلامی ص 338 تا 355 و جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 391 و شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ص 159
13. جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچم داران ص 391
14. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 18/11/1389
www.rajanews.com
15. باقی نصر آبادی ، علی ، غرب شناسی 2 سطح 2 ص 33 و بررسی مبانی فرهنگ غرب و پیامد های آن ص 83 تا 98
16. ابراهیم زاده ، نبی الله ، حاکمیت دینی ص 17 و باطنی ، محمد رضا ، فرهنگ انگلیسی فارسی معاصر ذیل همین واژه و فرهنگ و دین ص 970
17. جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 309
18. خطیبی کوشکک ، محمد ، بررسی تطبیقی جامعه اسلامی و جامعه ی مدنی ص 76 و غرب شناسی 2 سطح 2 ص34
19. بیات ، عبد الرسول و همکاران ، فرهنگ واژه ها ص 327
20. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگي ، ص12
21. پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بیانات در دیدار با کارکنان و فرهنگیان کشور در تاریخ 15/2/1372
www.khamenei.ir
22. قنبری ، آیت ، جریان شناسی 2 سطح 1 ص53
23. شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصرایران ص 53 و فوران ، جان ، مقاومت شکننده ص 359
24. پارسا ، طیبه ، پوشش زن در گستره تاریخ ص
25. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص94
26. جمعی از نویسندگان ، ره توشه ي راهيان نور محرم الحرام 1432 ، ص 141
27. اعراف ، 179
28. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص106
29. جمعی از نویسندگان ، آمريكا و گفتمان استكباري ، ص12


آتش بي حجابي و بي حيايي!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

آتش كه در جنگل مي افتد، همه كساني كه در قبال خاموش كردن آن مسئول هستند، هر كاري از دستشان بر بيايد انجام مي دهند، هر كس از جانش مايه مي گذارد تا آتش را خاموش كند، و مهمترين كار در اين موقع، متحد شدن بر اساس قانون و برنامه اي واحد و هدفمند براي از بين بردن آتش است.
آيا ديده ايد اولين كاري كه انجام مي گيرد، و تمركز آتش نشان ها روي آن موضوع است،‌چيست؟


وقتي آتش با همه قدرتش به جنگل مي زند، راحت ترين طعمه هاي آتش، درختان خشك هستند،‌در اين ميان، باد، بزرگترين كمك را به وسعت بخشيدن به آتش مي كند، بهترين كاري كه در اين ميان انجام مي گيرد، بستن خط آتش است تا، از سرايت آتش به درختان سالم جلوگيري به عمل آيد، حال شيوه هايي كه آتش نشان ها انجام مي دهند، متناسب با كارشان اين است كه رديفي از درختان را در مقابل آتش حذف مي كنند تا جلوي سرايت آتش را بگيرند،‌ و اين در حالي است كه نه مي توان روي درختان خشك سرمايه گذاري كرد و نه مي توان جلوي باد را گرفت...
شايد با مثالي كه زدم،‌ به منظورم پي برده باشيد...


آتش بي حجابي و بي حيايي به جامعه زده است، و طوفان قدرتمند تفكرات غربي و شيطاني كمكي بزرگ به وسعت بخشيدن آتش بي عفتي، بي حيايي و بي حجابي مي كند، و اين در حالي است كه تفكراتي خشك كه تحمل مقابله با اين هجوم آتش و طوفان را ندارند، به راحتي مي سوزند، و خود را به موج بي حياي جامعه مي سپارند. البته نقطه ضعف آتش نشان هاي موظف به خاموش كردن آتش بي حجابي اين است كه، به اتحادي مبني بر داشتن راهكاري واحد و قدرتمند براي عمل كردن در اين جنگل جامعه نرسيده اند، گروهي فرهنگ سازي، گروهي برخورد قواي قهريه و هر كسي نظري دارد...


اما اگر در مثالي كه زده ام مناقشه اي نشود، بعد از تحقيقاتي كه در اين زمينه جسته و گريخته داشته ام،‌به اين نتيجه رسيده ام كه همه ما به اشتباهي بزرگ دست زده ايم، و آن هزينه كردن همه قواي فعال در اين محور، بر روي بي حجاب هاي جامعه است، و غافل از اينكه در مبحث حجاب، آنكه خود را همگام با تفكراتي ضد قرآني و ضد اهلبيتي كرده است، آنقدر متحمل هجوم تفكرات و اخلاقيات سوء شده است كه، حاضر مي شود بدن خويش و زيبايي هاي خدادادي خويش را به اين و آن نشان دهد، و همه انسانيت خويش را در بدن و موي خويش خلاصه كند، ‌و خوراك چشمان هرزه بعضي در جامعه كند و اين خود اوج ضعف فرد را مي رساند كه به اينجا ختمش كرده است، و ما هم با خوش خيالي، همه هزينه هاي فردي و اجتماعي و مالي را روي آنها زوم كرده ايم ( البته هر چند اكثر قريب به اتفاق بي حجاب ها نيت و مقصودشان اين نيست، بلكه خود به خود و در روندي با شيب تند، به گسترش شهوت و هوي و هوس در جامعه كمك شاياني مي كنند


در اين موضوع بدترين اتفاقي كه مي افتد، خوش خيالي و اميدواري ما به با حجاب هاي جامعه است، و البته نه همه آنها، بلكه آن دسته از با حجاب ها كه طبق سنت و قوانين خانوادگيشان، عرف اجتماعشان، و يا دلايل متعددي ديگر كه ممكن است، حتي نظارت برادري مقيد و مومن نيز باشد، مجبور به محجه بودن هستند و حتي نه، به حجاب عادتي از سر يك كار عادي كرده اند، ‌و به محض ورود به شرايط جديد و يا برادشته شدن قيدهاي ذكر شده، به فردي بي حجاب تبديل مي شوند


پس رشد بي حجابي وقتي اتفاق مي افتد كه ما با حجاب ها را رها كرده ايم و همين طور آمار در حال رشد بي حجابي را نظاره مي كنيم، و برنامه ريزي براي نجات آنها مي كنيم، غافل از اينكه بي حجاب ها از آسمان و از كرات ديگر نيامده اند، بلكه اينها همان باحجاب ها هستند كه در اصل "بيحجابي پنهاني" بوده اند !!!


پس، بستن خط آتش در اين محور و جلوگيري از بي حجاب شدن باحجاب ها، اولين كاري است كه بايد انجام گيرد، وقتي توانستيم،‌ با حجاب ها را نسبت به موقعيتي كه دارند و ارزش حجابي كه رعايت كرده اند توجيه كنيم و آنها را از دستبرد آتش ويرانگر نجات دهيم، و خط آتش را ببنديم،‌ آنوقت مي توانيم با كمترين كارها در زمينه حجاب، بهترين نتايج را بگيريم.


بي حجابي در جامعه ما، با بي فكري بعضي و توجيه نبودن بعضي، مي رود كه به سليقه و اختيار تبديل شود، غافل از اينكه سواي قوانيني كه بي حجابي را بي قانوني مي داند،‌ خداوندي هست كه بارها و بارها در قرآن كريم و از زبان ائمه اطهار(ع)، حجاب را ثواب، و بي حجابي را سواي از گناهي كبيره بودن آن، موجب اضمحلال جامعه مي شناسد.


به اين اعتقادم كه، تا اتحادي در اين موضوع در كشور صورت نگيرد؛ و كارها به صورت دور از هم و جزيره اي اداره شود و هر كس ساز خود را بزند، نتيجه اي جز‌ آنچه مي بينيم، عايدمان نخواهد شد...


خدايا، به آنها كه در اين محور فعاليت مي كنند، بينش، تعقل، اتحاد و تقوي؛ به آنها كه حجاب دارند، قدرت قدرشناسي و عمل به وظيفه، و به آنها كه حجاب را به عنوان قانوني قرآني و خدايي نپذيرفته اند، شعور و درك پذيرفتن اين تاج بندگيت به زن را،  اعطا كن...

 


مشکل حجاب است،دین است متدینین‌اند یا...!؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پلان اول: اگر اهل سینما باشی و بخواهی وقتت را صرف دیدن یک فیلم کنی با احتمال نه دهم در فیلم مذکور یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و در لفافه شاهد توهین به یکی از این سه موضوع خواهی بود: ۱- به متدینین ؛ مثلاً یک حاجی بازاری یا یک فرد اهل مسجد یا مقدس مآب در آن فیلم مرتکب یک فساد خواهد شد. حالا ممکن است آن فساد از نوع ناموسي باشد یا ربا یا کلاهبرداری و گاهی همه موارد فوق! 

۲- توهين به حجاب؛ یعنی یک خانم با حجاب چادر در آن فیلم هست که احیاناً شرورترین انسان موجود در بین شخصیت‌ها همان فرد است! یا در هر صورت، آن خانم هم همچون گزینه اول اهل خیانت یا دزدی یا کلاهبرداری و از این حرف‌هاست. 

۳- در تعداد کمتری از فیلم‌ها موضوع اساسی تر از این حرف‌هاست. به این شکل که کل ماهیت اسلام یا حتی همه ادیان زیر سؤال می رود. یعنی شخص بی دین در فیلم از همه باتقواتر است! همه اهل دزدی و رشوه و کلاهبرداری و خیانت و... هستند الّا این آقا یا خانم بی‌دین! 

تصور بکنید چه شانس اندکی دارید تا اگر با خانواده عزم سینما رفتن کرده‌اید همان یک فیلمی که توهین در آن وجود ندارد نصیبتان شده باشد! اگر اینگونه شد که خوشا به حالتان وگرنه بدا به حالتان چون با دست خود تیشه به ریشه خانواده تان زده اید و افکار مسموم یک کارگردان را به خورد اعضای خانواده خود داده اید و بدانید اگر این کارتکرار شد دیگر معلوم نیست چه بر سر اعتقادات آنها خواهد آمد. 

پلان دوم: حالا ممکن است شما اهل سینما نباشید که در این اوضاع و احوال خیلی هم کار خوبی می کنید! می‌نشینی در خانه و سریال و فیلم‌های متعددی را که از شبکه‌های جدیدالتاسیس و قدیم التاسیس پخش می‌شوند می‌بینید. 

این گزینه هرچند خیلی بر گزینه اول ترجیح دارد ولی خب این هم خالی از اشکال نیست. می گویید چرا؟ چون کارگردانهایی که این فیلمها را ساخته‌اند نیز کمتر پیش می آید که تفکر درست و بدون اشکال داشته باشند. سریالهای تلویزیون نیز دست کمی ندارند. کمتر دیده ام یک خانم چادری درست و حسابی و بدون عیب در آنها به نمایش درآید. غالباً خانم‌های چادری یک عیب و ایرادی دارند! 

همان گونه که فرد متدین یا ظاهر الصلاح فیلم که محاسن دارد نیز معمولاً اگر شرورترین عضو نباشد حداقل بی شیله پیله هم نیست! یعنی ندیدم یا کمتر دیدم که آدم مومن بی عیب در فیلمی به نمایش درآید. این آرزو در دلمان ماند هرچند بعضی کارهای ارزشمند نیز ساخته شده‌اند که نباید از دایره انصاف خارج شد. جالب اینجاست که گاهی فیلمهای مناسبتی مذهبی هم به‌جای فرهنگ سازی، فرهنگ سوزی می کنند!
 
برای مثال در فیلمها و سریالهای معمولی که اصلاً عبادت کردن و نماز خواندن بازیگران نشان داده نمی شود گویی این کار جزو برنامه‌های روزمره آنان نیست! در فیلم‌های مناسبتی نیز این طور نشان می دهند که پیرزن‌ها در حال خواندن نمازند و در همان زمان جوان‌ترها مشغول کارهای دیگر. این جور نمایش نماز نه تنها صحیح نیست که بسیار هم مضر است. کارگردان فيلم با زبان بی زبانی به مخاطب می فهماند که نماز و این جور چیزها دیگر قدیمی شده و مختص پیرزن‌هاست نه جوانهای امروزی! 

پلان سوم: می رویم محل کار؛ اسمش این جور در رفته که همه چیز دست حزب‌اللهی‌هاست. ولی وقتی وارد محیط ادارات می شوی با فضای دیگری روبه‌رو خواهی شد. به‌جز آن چند مورد استثنایی که در راس هستند و ظاهر خوب و باطن بدشان باعث سرافکندگی متدینین است، سایر افراد مومن و انقلابی معمولاً مورد بی مهری قرار می گیرند. اصلاً گویی هر کس هر خورده حسابی از هر جا دارد می خواهد بر سر این بر و بچه‌های انقلابی خالی کند. 

تعریف یک خاطره از روز ۹دی هم جالب خواهد بود تا با فضای موجود در ادارات بیشتر آشنا شویم. ۹دی سال ۸۸ من قصد داشتم خودم ظهر به جمع راهپیمايي کنندگان بپیوندم. در اداره ای نیمه دولتی با حدود سیصد چهارصد کارمند حضور داشتم که از ارگانهای زیرمجموعه دولت بود. (تصور بکنید که در سال ۸۸ و حتی قبل انتخابات هم دولت آقای احمدی نژاد بر سر کار بود) متوجه شدم یک مینی بوس برای این کار از آن اداره با آن جمعیت حرکت می کند! من هم با آنها راهی شدم. 

فکر می‌کنید از بین آن همه کارمند که اقلاً ۲۵۰-۳۰۰ نفری حضور داشتند چند نفر رفتند سوار مینی بوس شدند؟ حدود ده نفر! جالب تر اینکه یکی از نیروهای خدماتی که پرچم را در دست گرفته بود طوری ایستاده بود که در عکس‌ها نباشد تا وقتی عکسها را تابلوی اعلانات زدند مورد سرزنش و شماتت قرار نگیرد! این هم از وضع بچه‌های حزب اللهی در ادارات. 

پلان چهارم: در دانشگاه که وضع نگو و نپرس است! البته جمع‌های خوب و هیئات دانشجویی و... هم هستند ولی نگاه عمومی آنجا هم علیه دانشجویان جوان حزب‌اللهی است. آن بنده‌های خدا باید پاسخگوی هر کاستی و رفتار غلطی که از سوی هر مسئولی صورت می گیرد باشند و دست آخر هم از طرف دانشگاه و برخی دانشجویان مورد بی مهری قرار می گیرند. اساتید و دانشجویانی که کمی سطح علمی شان بالا می رود گویی باید علمشان را با موضع گیری بر ضد انقلاب و نظام اثبات کنند. یا اقلاً دیگر از یک حدی که سطح علمی افزایش پیدا کرد سکوت بهترین راه کار است! البته این عمومیت ندارد و هستند اساتید و دانشجویان با سطوح علمی بسیار بالا که با دید و بینش بسیار خوب از انقلاب و ارزشها دفاع می کنند ولی خب آن گروه اولی هم کم نیستند. 

حالا شما تصور کنید این استادی که افتخار خودش می داند که نسبت به نظام بی تفاوت باشد اولاً چه برخوردی با دانشجوی انقلابی اش خواهد داشت و ثانیاً چه تفکری را به سایر شاگردانش القاء خواهد کرد! 

چند سال قبل از طرف وزارت علوم برای تحقیق در دانشگاه تهران رفته بودم. با یکی از اساتید جانباز و یکی از دانشجویان دکتری در دو زمان متفاوت صحبت کردم. اتفاق نظر داشتند که در آن دانشکده -که نامش را نمی‌برم- اساتیدی زمام کار را در دست دارند که اجازه نمی‌دهند در دوره دکتری دانشجویان حزب اللهی و انقلابی وارد شوند. گفتم: پس شما چطور آمدید؟ گفت: من تقیه کردم وگرنه نمی توانستم وارد شوم!
 
حتی مسائلی درباره اعتقادات رئیس گروه و برخی دیگر از اساتید شنیدم که دود از سرم بلند شد. از استادی شنیدم که در کلاس علناً حکم شرعی لواط را زیر سؤال می برد تا استادی که در کتابش صهیونیست‌ها را به رسمیت شناخته و از آنها تعریف و تمجید کرده است! 

پلان پنجم: وارد بازار می‌شویم. برخی تا می بینند یک خانواده متدین و مذهبی وارد فروشگاه شد رو ترش می کنند. برخی هم تا یک خانم بدحجاب وارد شود چنان توجهی به او می‌کنند که اصلاً گویی آن خانواده مذهبی حضور ندارند و توجهی به آنها نمی شود. حالا حتی اگر این مشکلات هم نباشد با یک مشکل بزرگتر مواجه خواهی شد. لباس مناسب برای اعضای یک خانواده مذهبی خصوصاً برای خانم‌ها کمتر پیدا می‌شود. 

انگار همه لباسها برای دیگران طراحی شده است. سبک طراحی لباسها بالاخص لباس‌های زنانه به سمتی پیش رفته که هر روز بیش از روزقبل بی حیایی را ترویج می‌کند. لباس‌های کوتاه، نازک، چسبان و... که متاسفانه کم کم در بین خانم‌های چادری هم جایی برای خود باز کرده‌اند. یعنی خیلی از خانم‌های چادری وقتی بادی بوزد و چادرشان کنار رود اصلاً پوشش مناسبی ندارند و گویی برای این لحظات برنامه ریزی نکرده‌اند و خیلی هم توجهی به آن نمی کنند. 

این نوع برخوردها مخصوص محیط‌های فوق نیست و در بسیاری از جاهای دیگر که ذکر آن در این مجال نمی‌گنجد وجود دارد. ما فقط برای نمونه به چند مورد اشاره اجمالی کردیم و قضاوت هم نمی‌کنيم. قضاوت باشد برای شما. بگویید بدانیم اینها مشکلشان با کیست؟ با چیست؟ با نظام مشکل دارند؟ با انقلاب سر جنگ دارند؟ مشکل، مومنین اند یا حجاب خانم‌ها خاری شده در گلویشان!؟

چرا پوسترهای حجاب تاثیر معکوس دارند؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب؛ صدفی برای مروارید... این جمله کنار تصویر بالا شاید برای یک ذهن خوش خیال، تداعی گرِ تبلیغ برای حجاب اسلامی باشه اما قرار نیست یک پوستر باعث ایجاد حس خوشایند در من و شمایی بشه که به حجاب اعتقاد داریم. شاید هدف درست برای ساخت یک پوستر این باشه که مخالفان عقیده ی خودش رو قانع کنه یا حداقل قشر بیطرف رو به سمت خودش دعوت کنه. اون وقت باید از دید یک مخالف به اون نگاه کرد و خیلی تیزبین بود.

حرف من، اینجا در این متن، استثنائاً نه فقط درباره پوسترهای اینگونه بلکه درباره همین جمله است: «حجاب؛ صدفی برای مروارید» !!


شاید برای یک زن خیلی خوشایند باشه که اون رو ارزشمند تلقی کنن تا حدی که با یک جواهر کمیاب مقایسه بشه اما خوب چرا کلمه صدف برای ارزشگذاری روی حجاب، آنچنان روی این زن تاثیر نمیذاره که پوشش اسلامی رو انتخاب کنه؟

خب میشه اینطور نگاه کرد. قیمت و ارزش یک مروارید چه زمانی بدست میاد؟ آیا زمانی که در داخل یک صدف در بسته قرار داره؟ اگر چنین باشه، پس چطور از میان یک صدف در بسته میشه فهمید که داخلش یک مروارید نهفته و یا اگر هم هست، چطور میشه به کیفیت و اندازه اون جواهر پی برد؟ 

بله... قیمت یک جواهر وقتی مشخص میشه که از صدف بیرون بیاد و کارشناسان روی اون قیمت گذاری کنن!!

در واقع « حجاب؛ صدفی برای مروارید» یعنی همانطور که مروارید با خارج شدن از صدف، قیمت پیدا میکنه، زن هم باید با خارج شدن از حجاب، ارزشمند بشه!!

شاید این مفهومِ کاملا متضاد، برای بار اول در ذهن بیننده و حتی سازنده اش نقش نبنده اما در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، چنین تحلیل و نتیجه گیری شکل میگیره و همین میشه که با وجود سی و اندی سال تبلیغ برای حجاب با چنین جملات و تصاویر به ظاهر خوبی، می بینیم که تاثیر کاملا معکوسی روی مخاطب داشته. چون این جمله بجای تبلیغ پوشش اسلامی، در واقع تبلیغ کشف حجاب هست.


این فقط یک نمونه از هزاران تبلیغ به ظاهر فرهنگی در راستای مذهب هست که هر روز در اطرافمون می بینیم و ناخودآگاه مارو بیشتر از دین و احکام اسلامی دورتر و متنفر تر میکنه.


بی‌حجابی مجازی، دستاورد تروریسم فرهنگی غرب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بحران بی‌حجابی در فضای مجازی که مدت زیادی نیست خود را به عنوان یک چالش دینی و فرهنگی نشان داده است، کمتر از یک دهه، پس از شکل‌گیری اولین شبکه‌های اجتماعی بروز یافته است. در این مقاله تلاش بر این است که بایسته‌های حفظ حجاب در فضای سایبر با استناد به مفاهیم قرآنی مورد بررسی قرار گیرد و سپس به آسیب‌شناسی این موضوع پرداخته شود.

حجاب
حجاب در منابع متعدد از نظر لغوی، به معنای مانع، پوشش، پرده و ستر و از لحاظ مفهومی یکی از ارکان اساسی عفاف برای رابطه میان زن و مرد به کار برده می‌شود. پدیده حجاب به عنوان پدیده‌ای دینی، اخلاقی، معرفتی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، حقوقی و ایدئولوژیک به طور قطع از ابعاد فرهنگی و اجتماعی جامعه لاینفک است.

مهمترین آیه قرآن کریم در خصوص حجاب می‌فرماید: ای پیامبر! به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند و فرج‌های خویش را حفظ کنند و زینت خویش را جز آنچه آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش‌هایشان را به گریبان‌ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند، مگر برای شوهرانشان، یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان و یا آنچه مالک آن شده‌اند یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند و یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پای خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است، ظاهر شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید، شاید رستگار شوید. (۱)
 
برخلاف تصور عموم مردم، حجاب فقط به معنای پوشش صرف و تنها مخصوص زنان نیست. حجاب و عفاف واقعی از منظر قرآن کریم، برای ارتباط با جنس مخالف حریمی ایجاد می‌کند که براساس آن مردان هم باید محدوده خاصی برای پوشش و ارتباطشان قائل باشند تا این حریم به صورت دو طرفه حفظ شود.
 
حجاب مجازی
به گزارش سیتنا، حال این سوال مطرح می‌شود که در فضای مجازی مسئله حجاب با سوء استفاده‌هایی که می‌دانیم تا کنون از حریم کاربران صورت گرفته و آثار مخربی که عدم رعایت آن برای جامعه در بردارد، چه تکلیفی با خود به همراه دارد.

رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های تعاملی نظیر اینترنت در دنیای امروز مرز میان زنانگی و مردانگی و نیز فضای خصوصی و عمومی را درنوردیده‌اند. این مسئله با مطرح شدن اولین ایده شبکه اجتماعی در دهه 1960 و شکل گیری اولین شبکه اجتماعی در سال 1997 تحت عنوان Sixdegrees قوت گرفت و هرساله حتی کشورهای غیر مسلمان که به موضوع حجاب اعتقادی ندارند، از آثار منفی این فضاها مانند سوء استفاده از پوشش کاربران بی‌نصیب نبوده‌اند. برای نمونه همین چندی پیش بود که خبر تجاوز یک جوان انگلیسی به 1000 کودک منتشر شد؛ به طوریکه این فرد با ساختن اکانت‌های جعلی در شبکه‌های متعدد اجتماعی، اقدام به فریب کودکان و نوجوانان کرده بود.
 
اما واقعیت اینست که بین فضای مجازی و فضای حقیقی تفاوتی وجود ندارد و همین مسئله که برخی تصور می‌کنند، به دلیل عدم حضور محسوس سایرین، می توانند در فضای مجازی امنیت بیشتری داشته باشند، فرضی سراسر اشتباه است و  باید گفت که به عنوان یک اصل اساسی و محوری در اسلام، حفظ حجاب چه توسط زنان و چه مردان، بی‌قید ضروری است و این امر در هیچ فضا و مکانی از شمول استثنا خارج نشده است، مگر این‌که کسی هم از دیانت خود دست شسته باشد وهم از امنیت خود خسته شده باشد که « بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ» انسان از وضع خود آگاه است(2) و البته خداوند در همه حال شاهد و ناظر است.
 
شاید به جد بتوان گفت که یکی از اساسی‌ترین نقاطی که در جنگ نرم کشورهای مستکبر هدف‌گیری شده است، موضوع عفاف و حجاب می‌باشد و در واقع در تاریخ پانصد ساله استعمار می‌توانیم به وضوح مشاهده کنیم، هدف برخی کشورهای غربی استعمارگر و امپریالیست، در کنار استعمار فیزیکی و جغرافیایی مستعمرات، متزلزل کردن باورهای دینی و کم‌رنگ کردن معنویات مردم آن جوامع بوده است. به طور مثال با وجود اینکه کشورمان هرگز مستعمره کشور دیگری نبوده است، مسئله مبارزه با حجاب در دوران پهلوی از حمایت چند کشور غربی برخوردار بوده است. به طور قطع امروز این سلطه چهره جدیدی به خود گرفته است که در کشاکش نامحسوس با عقاید مذهبی ملل دیگر، مسئله ترویج و تبلیغ ضد‌ اسلامی به خوبی دیده می‌شود.
 
رعایت حجاب یک واجب شرعی است و همان‌طور که مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از زنان نخبه کشور فرموده‌اند: «در غرب با حجاب تدریجاً به صورت علنى دارد مخالفت می شود. عنوانى که براى این مخالفت ذکر می‌کنند، این است که می‌گویند حجاب نماد یک حرکت مذهبى است.» (3) ایشان همچنین در خصوص تهاجم فرهنگی غرب به حجاب فرموده‌اند: «این‌که مى‌بینید در بعضى از کشورهاى غربى، در بعضى از کشورهاى مسلمان اما با حکومتهاى غیر اسلامى، این‌طور حجاب اسلامى مورد تهاجم دشمنان دین قرار مى‌گیرد، این نشان دهنده گرایش زنان به حجاب است.» (4) غرب با آزادی‌های اساسی که برای ترویج بی‌حجابی در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی قائل می‌شود، مدعی است که حجاب آزادی زنان را در جامعه سلب می‌کند، در حالیکه می‌بینیم، زنان در جوامع اسلامی با پوشش اسلامی، در بسیاری از عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پا به پای مردان فعالیت دارند.
موارد مبارزه با حجاب در غرب به کرات اتفاق افتاده است که برای مثال می‌توان به فرانسه، به عنوان اولین و تنها کشوری که قانون مصوب فراگیری در برخورد با حجاب اسلامی را وضع کرده است، اشاره کرد (5)و سایر کشورها مانند انگلیس نیز برخوردهای موردی و مقطعی با حجاب داشته اند. برای نمونه "چریس وکر" استاندار منطقه اسکس در سال 2009 در روش پیشنهادی خود ورود زنان عریان به خیابان‌ها را یکی از راه‌های مقابله با حجاب زنان مسلمان دانست و یا شهادت مروه الشربینی در دادگاه آلمان در برابر دید عموم از این قبیل نمونه هاست. به طور کلی فرانسه، ترکیه و تاجیکستان به ترتیب سه کشور نخست دنیا در مبارزه با حجاب زنان شهروند خود می‌باشند.
 
از سوی دیگر نظریه مارپیچ سکوت الیزابت نوئل نئومان، اذعان می‌دارد که در یک فضا(حقیقی یا مجازی)، اگر عقیده‌ای خاص و رو به گسترش ˗ به طور مثال پوشش ˗ توسط اکثریت افراد یک جامعه مورد قبول واقع شود و کم‌کم مخالفت با آن موضوع توسط اقلیت جامعه دشوار شود، مارپیچ سکوت در آن جامعه از میان همین اقلیت  شکل می‌گیرد و هر کس می‌خواهد بداند نظر دیگری در آن موضوع چیست، که اگر با عقیده خودش در تضاد بود سکوت اختیار کند. در این جا هم مسئله بی‌حجابی حکایت همین نظریه است که کاربران فضای مجازی هر کدام به دیگری نگاه می‌کنند و می‌بینند دوستان، همکاران و حتی برخی بازیگران داخلی که بعضاً هم با پوشش‌های مناسب در اجتماع و رسانه ظاهر می‌شوند، در شبکه‌های مجازی به گونه دیگری عکس‌های کاربری خود را در معرض دید بقیه قرار می‌دهند، پس قبح این قضیه از بعد اجتماعی به تدریج از بین می‌رود و این خود به خود به شکل‌گیری یک مارپیچ بزرگ سکوت نسبت به پوشش کمک می‌کند.
 
امروزه «فیس‌بوک» به عنوان بزرگترین و گسترده ترین شبکه اجتماعی مجازی که بیش از سایر فضاها مسئله بحران پوشش را با خود به همراه دارد، به عنوان اسب تروای مافیای صهیونیسم، در خدمت سرویس‌های جاسوسی غرب و ایدئولوژی ضد‌اسلامی و نیز تروریسم فرهنگی قرار دارد. شبکه‌های اجتماعی بارها اثبات کرده اند که محلی برای توطئه‌ها و اقدامات تجاوزگرانه به محیط خصوصی افراد هستند. این فضاهای لامکان، مانند شمشیر دو لبه‌ای است که یک سوی آن سکوی رشد و شکوفایی است و سوی دیگر این پتانسیل را دارد که جامعه را به ورطه فساد و تباهی بکشاند و اثر مخرب فرهنگی و اجتماعی برای نسل‌های جدید باقی بگذارد. اما دو استدلالی که کاربران برای عدم حفظ پوشش در این فضا دارند: اولاً مسئله ناشناس ماندن و دیگری این فرض است که ثبات امنیتی آنها دست‌خوش تغییر نمی‌شود؛ که البته فرض دوم کاملاً خطاست. اگر به مثال‌های متعدد از جرایم سایبر که هر روز صفحه حوادث را به خود اختصاص می‌دهند یا وقایعی که پلیس فتا از گوشه و کنار جامعه شرح می‌دهد توجه کنیم، می‌بینیم که هر دو عامل: یعنی فرض ناشناس ماندن و امنیت کاملاً اشتباه است. ما می‌توانیم حجاب را به عنوان پوششی برای حفظ کرامت زن در فضای مجازی این گونه تعبیر کنیم: حجاب به مثابه سرسخت ترین فیلتر برای حفظ امنیت زن.
 
پدافند
به گزارش سیتنا، از آنجا  که بی حجابی، یک ناهنجاری محسوب می‌شود، پس رفتار مجازی ما نباید هیچ تفاوتی با محیط حقیقی دنیای خارج داشته باشد. یعنی رفتار ما در محیط طبیعی، در محیط مجازی هم انعکاس پیدا کند و این طور نباشد که چون احساس نمی‌کنیم، ناظری در فضای مجازی وجود ندارد و نیز امکان شبهه در تصورات ذهنی دیگران نسبت به ما ایجاد نمی‌شود، پس بازتر و راحت‌تر حضور پیدا کنیم. تحت هیچ شرایطی ارزش‌های شخصی و معیارهای فردی چه در محیط کار، مدرسه و دانشگاه و چه در فضای مجازی نباید دست‌خوش دگرگونی شود؛ تا هم خودمان را به عنوان یک کاربر از آسیب‌های احتمالی بی‌حجابی حفظ کنیم و هم به طور کلی جامعه را از گزندهای جانبی آن در امان نگهداریم.

بنابراین نظر شخصی نویسنده اینست که به منظورگسترش حجاب مجازی، کاهش لطمات وارده در اثر سوء استفاده در فضای مجازی، مصونیت قشر زن در جامعه و نیز حفظ ارزش های دینی و ملی، نهادهای فرهنگی ذیربط مانند وزارت ارشاد، وزارت آموزش‌وپرورش و نیز وزارت علوم به همراه رسانه‌های داخلی اعم از صداوسیما، مطبوعات، وب‌سایت‌های تحلیلی، خبری و .... در این امر به طور پویا عمل کنند. در واقع باید میان کلیه نهادهای دولتی و غیردولتی و نیز نهادهای حاکمیتی و نظارتی کشور که به نوعی در ترویج امر حجاب و عفاف دخیل هستند و اقدامات آنها به طور قطع باعث حفظ جایگاه حجاب در جامعه می‌شود، هماهنگی حاصل گردد.

همچنین پیشنهاد می‌شود به دلیل گسترش روز افزون قشر نوجوان و جوان جامعه که بیشتر از همه در معرض آسیب‌های جدی شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ ها و سایت‌ها قرار می‌گیرند، با مسئله بی‌حجابی در فضای سایبر به طور زیرساختی برخورد شود و برگزاری همایش‌ها و نمایشگاه‌های مد و لباس و ... در مرحله ثانوی قرار گیرد.  منظور از اقدامات زیر‌ساختی اینست که چون می‌دانیم عفاف خانواده‌ها از سوی رسانه‌های بیگانه مورد هدف قرار گرفته است، بهترین راه مقابله، مصون‌سازی جامعه است و این مصون‌سازی ممکن نمی‌شود، مگر از پرورش افراد جامعه از دوران کودکی، زیرا به هر حال از ماهواره، اینترنت و سایر عرصه‌های تبلیغاتی دشمن نمی‌توان جلوگیری کرد.