نکته : عفت ظاهری و باطنیعفت،
به معنای پاک دامنی است، و به سبب عفت، اخلاق و فضیلت های اخلاقی حفظ و
احیا می گردد. لازم است جوان پیش از هر چیز، نخست در فراهم آوردن چیزهایی
که در اخلاق فضیلت به شمار می آید، بکوشد تا با برخورداری از آنها، عفت
ظاهر و باطن برای او حاصل شود.
عفت به دو بخش ظاهری و باطنی تقسیم می
شود. عفت باطن عبارت است از: مراقبت از ذهن و قلب در توجه به مناهی شرع. از
بین رفتن عفت باطنی که به واسطه افراط غلبه مدام شهوت بر عقل پدید می آید،
در طول اندک زمانی، عفت ظاهری را نیز از میان خواهد برد. ازاین رو، شایسته
است انسان عفت و پاکی را با طهارت باطنی آغاز کند. کسی که از طهارت باطنی
برخوردار باشد، قادر به عفت در کلام، نگاه و دیگر اعضا و جوارح خواهد بود.
پس
کسی که پاک دامن و عفیف است که اعمال و رفتارش مطابق شریعت، عقل و
جوانمردی است. برخی از فضیلت هایی که در عفت ریشه دارند و فرد به تبع دارا
بودن عفت باطنی و ظاهری از آن برخوردار می شود، عبارتند از: شرم، شکیبایی،
بخشندگی، آزادگی، قناعت، نرم خویی، نظم، پندپذیری، خوش رفتاری، وقار و
پارسایی.[13]
عفاف در کلام معصومان(علیه السّلام)
پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوندا! از تو راهنمایی و پرهیزکاری و عفت و بی نیازی می خواهم».[14]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «برترین عبادت، عفت است».[15]
امام علی(علیه السّلام) درباره صفات متقین می فرمایند: «نیازهایشان سبک و جان هایشان عفیف و با مناعت طبع است».[16]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «ریشه عفاف، قناعت است و میوه اش کم شدن اندوه ها».[17]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «هر کس نفسش قانع شد، او را در راه پاکی و عفت کمک کرد».[18]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «خرسند بودن به کفاف، منجر به عفاف می شود».[19]
امام علی(علیه السّلام) فرمود: «هر که خردمند باشند، خویشتن دار گردد».[20]
عوامل پیدایش و تقویت عفت در کلام معصومان(علیه السّلام)
ایمان و آگاهی
امیرمؤمنان،
علی(علیه السّلام) فرمود: «انسان های پاک دامن و سعادتمند به وسیله ایمان
به خدا به این صفت نایل آمده اند»[21] و نیز فرمود: «مردم را تعلیم دهید و
همین در تربیت و رشد و انسانی زیستن آنان کافی است».[22]
تقوا
امام
علی(علیه السّلام) می فرماید: «تقوا باعث مصونیت از گناه است»[23] و نیز
می فرماید:«هر که بر شهوت خود مسلّط باشد، باتقواست».[24]
عبرت
حضرت علی(علیه السّلام) می فرماید: «عبرت، باعث پاک دامنی و عدم آلودگی است».[25]
غیرت
امام علی(علیه السّلام) می فرماید: «ارزش مرد به قدر همت، و پاک دامنی او به قدر غیرتش است».[26]
خودشناسی
امیرمؤمنان،
علی(علیه السّلام) می فرماید: «کسی که نفس خود را گرامی بدارد، شهوات و
خواست های نفسانی در پیش او حقیر و بی ارزش خواهد شد».[27]
دست یابی به حلال
حضرت علی(علیه السّلام) فرمود: «وقتی دست رسی به حلال میسر گردد، تمایل درونی به شهوت کمتر می شود».[28]
روزه
رسول
خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «ای گروه جوانان! هر یک از شما
اگر توان ازدواج کردن دارد، بدان بپردازد و کسی که توان آن را ندارد، پس به
روزه گرفتن روی بیاورد که در این صورت، نیروی غریزه جنسی او فروکش خواهد
کرد».[29]
صبر
روایت شده است: «ای
مردم! در برابر خواهش های نفسانی صابر باشید و تقوا پیشه کنید؛ زیرا صبر بر
تقوا، آسان تر است از صبر بر کیفر الهی».[30]
حکمت
معصوم فرمود: «حکمت، با عصمت همراه است و هرگاه حکمت، در آدمی تقویت شود، شهوت او ضعیف می گردد».[31]
هدیه دادن به همسر
در حدیث آمده است: «هدیه دادن شوهر به همسر خود، از عوامل افزایش پاک دامنی زن است».[32]
حکایت ؛ عفت در سیره پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
در
شأن رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفته اند: او عفیف ترین انسان
ها، و در عین حال، باغیرت ترین ایشان بود. ام سلمه، یکی از همسران پیامبر
می گوید: من و میمونه، یکی دیگر از همسران رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و
سلّم)، در حضور ایشان بودیم. در این هنگام، ابن ام مکتوم که نابینا بود به
آنجا آمد. حضرت به ما فرمود: حجاب خود را در برابر ابن مکتوم رعایت کنید.
پرسیدم: مگر او نابینا نیست؟ بنابراین، حجاب ما چه معنا دارد؟ فرمود: آیا
شما نیز نابینا هستید و او را نمی بینید؟[33]
یوسف (علیه السّلام)؛ نماد عفاف در جوانی
حضرت
یوسف(علیه السّلام)، از پیامبران معروف بنی اسرائیل و یکی از دوازده فرزند
یعقوب پیامبر بود. شبی در خواب دید که خورشید و ماه و یازده ستاره پیش
پایش سر نهاده اند. رؤیای خویش را با پدر گفت و او پاسخ داد که تو به
فرمانروایی خواهی رسید. برادران یوسف چون از خواب او آگاه شدند، به وی حسد
ورزیدند و او را در قعر چاهی اندختند و به اندک بهایی او را به کاروانی
فروختند. سپس عزیز آن زمان خریدار او شد.
در آن منزل، همسر عزیز آنی از
پذیرایی یوسف دریغ نکرد تا اینکه یوسف به حد بلوغ رسید. در این زمان بود که
دیگر همسر عزیز نمی توانست از عشق او خودداری کند. او روز به روز خود را
به وصال یوسف وعده می داد و کرشمه هایی را که اسلحه هر زیبارویی است به کار
می بست و بیشتر به آرایش خود می پرداخت؛ باشد که بتواند دل او را صید کند.
سرانجام طاقتش سر آمد و جانش به لب رسید. پس یوسف را به خلوتی برد و همه
درها را بست. اینک یوسف و زنی جوان و بی طاقت شده از عشق او در یک جا
جمعند، یک طرف زن عزیز مصر است که عشق به یوسف، رگ قلبش را به پاره شدن
تهدید می کند. طرف دیگر این خلوتگاه، یوسف ایستاده که محبت پروردگارش، او
را در خود غرق ساخته و دلش را صاف و خالص نموده؛ به طوری که در آنجا برای
هیچ چیز جز محبوبش باقی نگذاشت و به همسر عزیز مصر گفت: «مَعاذَ الله؛ یعنی
پناه بر خدا». آری، این همان عفت و پارسایی و توحید خالص یوسف است که محبت
الهی وی را بدان راهنمایی کرده است.
در حدیثی از امام جعفر صادق(علیه
السّلام) در مورد عفت و پاک دامنی یوسف(علیه السّلام) می خوانیم که فرمود:
هنگامی که آن زن به سوی یوسف رفت و یوسف در معرض آن خطر بزرگ قرار گرفت، زن
به بتی که در خانه داشت متوجه شد و فوراً پارچه ای بر آن افکند. یوسف گفت:
چه کردی؟ گفت: حیا کردم که در برابرش این کار را انجام دهم. یوسف گفت: تو
از بتی که نه می شنود و نه می بیند، شرم داری و من از خدایی که هم می شنود و
هم می بیند شرم نکنم؟![34]
شهپر دامن عصمت به فلک می ساید *** پی یوسف چه محال است، زلیخا برسد
ترک شهوت ها و لذت ها سخاست *** هر که در شهوت فروشد، برنخاست
عروةالوثقاست این ترک هوا *** برکشد این شاخ جان را بر شما
یوسف حسنی و این عالم چون چاه *** وین رَسن صبر است بر امر الاه
حمد لِلّه کین رسن آویختند *** فضل و رحمت را به هم آمیختند
در رسن زن دست و بیرون رو ز چاه *** تا ببینی بارگاه پادشاه
تا ببینی عالمِ جان جدید *** عالم بس آشکار ناپدید[35]
مریم(سلام الله علیها)؛ نماد نجابت
مادر
پرفضیلت مریم، حنّه، پیش از ارزانی شدن مادر عیسی به او، فرزند نداشت و از
این موضوع رنج می برد. روزی بر سایه درختی نشسته بود که مرغی را در حال
دانه افشاندن بر دندان جوجه هایش دید. این منظره به گونه ای عاطفه مادری او
را به جنبش درآورد که با همه وجود به بارگاه خدا رو کرد و خواسته اش را از
درگاه او خواست و پس از چندی، به لطف حق، مریم به او ارزانی شد.
مریم
سال ها در خانه امن خدا و تحت کفالت زکریای پیامبر، در سایه عنایات الهی
پرورش یافت تا به اوج کمال و جمال برکشید. اکنون مریم دختری بالغ است و با
قد کشیده و با ظاهر و باطنی زیبا، از نظر پاکی و عفت بهترین دختران عصر خود
است. روزی روح القدس چون انسان زیبایی در برابر او مجسم شد. مریم چون او
را دید گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می برم.» روح القدس در پاسخ
فرمود: «من فرستاده پروردگارم، تا از جانب او، نوزادی پا ک سرشت به تو
موهبت کنم.» مریم با شنیدن این بشارت، در شگفتی فرو رفت و گفت: «پروردگارا!
چگونه فرزندی برای من خواهد بود، در حالی که من همسری نداشته ام؟» خداوند
به این شگفتی پایان داد و فرمود: «این گونه خدا هر چه بخواهد می آفریند.»
به این ترتیب، مریم، آن بانوی نمونه کامل عفت و نجابت، نوزاد زیبای خود را
پاک و پاکیزه به دنیا آورد و خداوند آن فرزند را از پیامبران و اولیای خدا و
وجودی پربرکت در زمین قرار داد.[36]
بزرگان و اندیشمندان، مریم را به
عنوان بانویی قدّیسه و نمونه کامل نجابت به اهل ایمان معرفی می کنند و
معتقدند: «مریم با وجود تبلیغات دروغ یهودی ها، دامن خود را پاک نگه داشت.
او طاهره، مطهّره و صدیقه بود.»[37] خداوند در قرآن کریم در مورد او می
فرماید: «ما از روح خود به شکل اعجازانگیزی در او دمیدیم و عیسی روح ماست
که به وجود آمده است».[38]
حکایت ؛ فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، الگوی عفّتروزی
مرد نابینایی در خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آمد. آن بانوی بزرگوار،
خود را از وی پوشاند و سپس اجازه ورود داد. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و
آله و سلّم) که شاهد ماجرا بودند، پرسیدند: دخترم چرا چادر به سر کردی، او
که تو را نمی بیند؟حضرت فاطمه(سلام الله علیها) گفتند: «پدر، اگر او مرا
نمی بیند، من که او را می بینم. علاوه بر این، او بوی مرا استشمام می کند.»
در این هنگام رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «گواهی می
دهم که تو پاره تن من هستی».[39]
عفاف زینبی
حضرت
زینب کبری(سلام الله علیها) مظهر فضیلت های انسانی بود. او الگوی بی بدیلی
بود که حقیقت وجودی اش نه قابل توصیف است نه قابل درک. هنگامی که اهل بیت
پیامبر در کوفه در خانه ای بازداشت بودند، زینب(سلام الله علیها) اجازه
ندادند جز کنیزان، کسی وارد آن خانه شوند. در سخنرانی خود در کاخ یزید نیز
بر این گونه شهر به شهر گرداندن بانوان، اعتراض کرد و فرمود: «ای پسر
آزادشدگان! این قانون عدل و انصاف است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده
جای دهی، ولی دختران رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به صورت
اسیران بدین سوی و آن سوی کشانی؟ پرده حجاب ایشان را بردری و دشمنان ایشان
را از شهری به شهری ببرند و افراد بیگانه و فرومایه چهره آنها را
بنگرند؟»[40]
علامه مامقانی درباره آن حضرت می گوید: «زینب(سلام الله
علیها)، بانوی بنی هاشم است که در صفات ستوده شده، برترین است و کسی جز
مادرش بر او برتری ندارد؛ تا جایی که اگر بگوییم صدیقه کبرا است، حق گفته
ایم. او در پوشیدگی و حجاب چنان بود که کسی از مردان در زمان پدر و برادرش
او را ندید، جز در واقعه کربلا».[41]
شاعر خوش ذوق نیز از زبان زینب(سلام الله علیها) او را چنین معرفی می کند:
من کیستم فروغ سپهر محبتم *** نور خدا و معنی سرّ ولایتم
هرجا که عشق خیمه زند حسن یوسفم *** هرجا عفاف پرده کشد راز خلوتم
از جلوه عفاف به عالم ندیده است *** چشم ستاره پرتویی از رنگ عفتم
من زینبم سلاله زهرای اطهرم *** فرزند پاک فاطمه عرشْ رتبتم
حکایت ؛ عفت زن، نتیجه عفت مرد
مردی
صالح، زنی باعفت داشت. روزی زن، از روی غرور به شوهرش گفت: تو قدر عصمت و
عفت مرا نمی دانی. شوهر گفت: عفت تو، از عفت و پاک دامنی من است. زن گفت:
چنین نیست. اگر زن غیرعفیفه باشد، مرد نمی تواند جلو او را بگیرد. تا اینکه
یک روز زن به بازار رفت. هنگام بازگشت، مردی گوشه لباس او را گرفت، ولی
زود رها کرد.
زن به منزل آمد و جریان را به شوهرش گفت. شوهر گفت: الله
اکبر! وقتی من جوان بودم، زن بسیار زیبایی را دیدم و گوشه لباس او را
گرفتم، ولی فوراً پشیمان شدم و استغفار کردم. الان پس از سال ها، این گونه
به مجازات عمل خود رسیدم. زن گفت: اکنون دانستم که عفاف و پاک دامنی زن، از
عفاف شوهر است. به همان مقداری که شوهر به دیگری خیانت کند، به ناموس او
نیز خیانت خواهد شد.
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان *** پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان[42]
نکته ؛ رعایت عفاف برای دختران یا پسران؟
در
نگاه اولیه به نظر می رسد عفاف تنها به بانوان اختصاص دارد و تمام توصیه
های بزرگان مبنی بر لزوم رعایت عفت و پاک دامنی، متوجه آنان است؛ ولی با
بررسی آیات و روایت در می یابیم که رعایت حریم عفاف و پاک دامنی، شامل
مردان نیز می شود. خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان می فرماید: «به
مردان باایمان بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند و دامان
خود را حفظ کنند»[43] و پس از آن، زنان را مورد خطاب قرار می دهد و می
فرماید: «به زنان باایمان بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند
و دامان خویش را حفظ کنند».[44]
براساس این دو شریفه، رعایت عفاف، هم
بر مردان و هم بر زنان واجب و ضروری شمرده شده است، ولی گاهی مصادیق و حدود
رعایت عفاف در آنان متفاوت است؛ البته هر دو گروه، در لزوم داشتن عفت،
یکسان و مشترک هستند.
عفاف، مصادیق و نمودهای گوناگونی دارد. از آن جمله
است: عفت در فکر، عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در پوشش، عفت در رفتار
که شامل اختلاط با نامحرم، مصافحه با نامحرم، تبرّج، خودنمایی و... می
گردد. رعایت تمام این موارد، بر مرد و زن الزامی است.
البته مردان
بیشتر به عفت در نگاه و زنان بیشتر به عفت در پوشش و عفت در خودنمایی توصیه
شده اند. استاد شهید مطهری در این زمینه چنین اظهارنظر می کند:
زن،
مظهر جمال و مرد، مظهر شیفتگی است... . تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی
است، نه به خودنمایی و برعکس، تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشم
چرانی.[45]
کلمات قصار ؛ عفاف از دید هنرمندان غربی
آلفرد هیچکاک (کارگردان مشهور سینما):
من
معتقدم زن باید مثل فیلمی پرهیجان و پرآنتریک باشد؛ یعنی ماهیت خود را
کمتر آشکار کند و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیّل و تصور زیادتری
وادارد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر پوشش، جذّاب می نمودند و همین
مسئله، جاذبه نیرومندی به آنها می داد. اما به تدریج با تلاشی که زنان این
کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند، از پوشش آنان کاسته
می گردد و بنابراین، از جاذبه شان نیز کاسته می شود.[46]
ویل دورانت در کتاب لذّات فلسفه:
آنچه بجوییم و نیابیم، عزیز و گرانبها می گردد.[47]
فرانتس فانون:
اگر استعمارگران بخواهند کشورهای جهان سوم را به هم بریزند، بایستی عفاف را از زنان آن جامعه بگیرند.[48]
جملات ناب 1) عفاف
اضطراب و نگرانی، پی آمد کم رنگ بودن عفاف در جامعه است.
فطرت الهی، دین و خرد، آدمی را به سوی عفاف و پاک دامنی فرامی خواند.
مقام و جایگاه شخص عفت ورز، همسان مقام مجاهد شهید در راه خداست.
فرشته عفت، آدمی را از سقوط در سراشیبی غفلت و فراموشی مصون می دارد.
عفاف، در سلامت روان فرد، خانواده و جامعه تأثیر شگرفی دارد.
هرچه سازه های تقوا و عفت درونِ یک نظام قوی تر باشد، سلامت و سعادت اجتماعی ملتش حتمی تر است.
عفاف، بازدارنده بسیاری از التهاب ها و هیجان های روحی است.
عفاف در انسان، موجب تعالی عقل و هم نشینی شایسته این دو، موجب هدایت نفس از زشتی ها به سوی زیبایی ها می گردد.
عفت، حالت تعادل و میانه گزینی را در نفس ایجاد می کند و انسان را از افراط و تفریط برحذر می دارد.
زیبایی بدون عفت و فضیلت، چون گلی خوش رنگ، ولی بی عطر است.
عشق، زمانی گوهری گران بهاست که با عفت همراه باشد.
2) حجاب
پوشیدگی زن، همواره خاکریز بزرگی در برابر موج وسوسه ها و کج روی هاست.
حجاب اسلامی، تجلی زیبایی های معنوی زن است که حسن انتخاب او را به منصه ظهور درآورده است.
حجاب زن، مهد آرامش اوست که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های جسم و جانش حفاظت می کند.
حجاب، حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه اش در بیم و هراس است.
اگر دژ استوار حجاب زن مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار می گردد.
حجاب، هنر زن و زن، هنر آفرینش است.
روگرفتن زن از نامحرم، هنری دینی و تجلی جمال اوست و ناتوانی از آن، بی هنری آشکار است.
3) حیا
حیا، نگرانی از زشتی و ترک ناپسندی هاست.
حیا، تغییر درونی و عامل بازدارندگی است.
حیا، نوری است که به توقف آدمی در مرز گناه کمک می کند.
حیا، برانگیزاننده حس ترک گناه و بازدارنده از انجام خطاست.
حیا، رشد آدمی است در مسیر پرهیز از اشتباه و دوری از گناه.
حیا، ملکه ای است باوقار و استوار در تعیین راه و نمایاندن چاه.
حیا، وادارنده انسان به کار نیک، سبب همه زیبایی ها و مسبب وفای به عهد است.
حیا، نظارت آدمی بر خویشتن خویش است.
وقتی کرامت نفس و بزرگواری نباشد، حیا و عفت نیز جایی ندارد.
اگر کسی برای خود و آبروی خویش ارزش قائل باشد، حیا در وی نمود پیدا می کند.
اگر حیا نباشد، ارزش و شخصیت، حرمت و کرامت، مردانگی و غیرت نیز معنا ندارد.
عفاف در آینه شعر فارسی
هزار حیف از این مایه عفاف که بود *** طراز قامت رعناش، کسوت عصمت
دل از متاع جهان کند از آن به آسانی*** که داشت دور و بَرَش زیب و زینت عفّت
(هاتف اصفهانی)
از عفّت و طهارت و پاکی و روشنی *** دایم وجود خویشتن اندر حصاردار
دنیا چو خانه ای است تو را بر سر دو راه *** این خانه در تصرف خود مستعاردار
(اوحدی مراغه ای)
اصول خلق نیک آمد عدالت *** پس از وی حکمت و عفّت، شجاعت
به عفّت، شهوت خود کرده مستور *** شَرِه، همچون خمود از وی شده دور
(شیخ محمود شبستری)
دارد متاع عفّت، از چارسو خریدار *** بازار خودفروشی، این چارسو ندارد
(شهریار)
عفت عشق و صدق یار نگر *** حسن تدبیر و ختم کار نگر
(فخرالدین عراقی)
پی نوشت ها :
[1].
فریده پیشوایی و مریم رضایی، حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها،
قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384، چ 1، صص 18 و 19.
[2]. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 286.
[3]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 19 و 20.
[4]. عبدالکریم بی آزار شیرازی، از عمق چاه تا اوج ماه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1381، چ 1، ص 121.
[5]. محمد محمدی ری شهری، حکمت نامه جوان، ترجمه: مهدی مهریزی، قم، سازمان چاپ و نشر الحدیث، 1385، چ 4، ص 225.
[6]. احزاب: 32.
[7]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 20 و 21.
[8]. نک: همان، ص 21.
[9]. نک: مروارید عفاف: کاوشی در حیا، غیرت و حجاب، ص 37.
[10]. نک: حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، صص 21 و 22.
[11]. تأثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی، صص 32 و 33.
[12]. حجاب و عفاف در سیما: آسیب ها و راه کارها، ص 13.
[13].نک: دایرةالمعارف تشیع، زیر نظر: احمد صدر حاج سید جوادی و همکاران، تهران، نشر شهید محبی، 1384، چ 1، ج 11، مدخل عفاف.
[14]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1379، ج 8، ح 13138.
[15]. همان، ح 13116.
[16]. همان، 13133.
[17]. همان، ح 13147.
[18]. همان، ح 13148.
[19]. همان، ح 13148.
[20]. همان، ح 13152.
[21]. میزان الحکمه، باب عظمت، ح 690.
[22]. مصباح الشریعه، باب 64.
[23]. میزان الحکمه، ج 6، باب عصمت.
[24]. غرر الحکم و درر الکلم، ح 8284.
[25]. نهج البلاغه، حکمت 47.
[26]. همان.
[27]. همان، حکمت 449.
[28]. همان، حکمت 237.
[29]. بحارالانوار، ج 103، ص 220.
[30]. تحف العقول، ص 157.
[31]. وسائل الشیعه، ج 1، ص 404.
[32]. همان، ج 13، ص 341.
[33]. محمد محمدی اشتهاردی، مقاله «عفت در سیره پیشوایان»، رسالت، 24/10/1384، ص 10.
[34]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 11، ص 130.
[35]. مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت های 1275 _ 1282.
[36].
نک: مریم: 16 ـ 33؛ علی دوانی، زن در قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ
10، صص 76 _ 83 ؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب
الاسلامیة، چ 31، ج 2، صص 527 _ 559.
[37]. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، بیروت، مؤسسه الأعلمی المطبوعات، چ 1، ج 1، ص 109.
[38]. مریم: 34.
[39].
نک: محمد علی کریمی نیا، دنیای دختران، قم، انتشارات پیام مهدی(عج)، 1376،
چ 2، ج 1، ص 39 ؛ محمد خوانساری، عارفانه، قم، انتشارات دارالصادقین،
1378، چ 1، ج 5، ص 77.
[40]. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، قم، 1380، چ 5، ص 214.
[41]. علامه مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، نجف، مطبعه المرتضویه، 1352 ق، ج 3، ص 79.
[42]. احمد دهقان، عبرت ها در آینه داستان ها، قم انتشارات نهاوندی، 1378، چ 1، صص 103 و 104.
[43]. نور: 30.
[44]. همان: 31.
[45]. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، تهران، 1353، ص 128.
[46]. نک: مجله دیدار آشنا، ش 71 ـ 70 (تیر و مرداد 1385)، ص 17.
[47]. همان.
[48]. نک: حدیث زندگی، س 2، ش 6،
برگرفته از : گلبرگ ؛ شهریور 1387، شماره 101