نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.مخالفان حجاب و پوشش غالبا بدنبال این هستند که حجاب را امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند، اما آنچه روشن است که اگر انسان مسئله ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان درباره حجاب، مسئله را با بی طرفی مورد کاوش قرار می دادند درمی یابند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی پوچ و بی اساس نیست.
واژه حجاب
کلمه "حجاب" هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده و حاجب است، اما بیشتر، استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
معنی شایع لغت "حجاب" پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهایی وجود داشته، ولی در اسلام وجود ندارد.پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. سوره مبارکه نور و سوره مبارک احزاب حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است بدون آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد. آیه ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام است.
می دانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهای خاصی وارد شده است؛ اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود: " یا نساء النبی لنسن تحاحد من النساء" یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر، چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان، در خانه های خود بمانند و در این جهت بیشتر محف های اجتماعی و سیاسی در کار بوده است.
قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر می گوید "و قرن فی بیوتکن" یعنی در خانه های خود بمانید. اسلام می خواسته است " امهات المومنین" که خواه ناخوه احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقع نشوند. سر اینکه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینکه بعد از آن حضرت با شخص دیگری ازدواج کنند ؛ یعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده می کرد و ماجراها می آفرید. بنابراین اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدتری وجود داشته باشد بدین جهت است.
حقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر حجاب سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثنای زنا ببرد یا نه؟
اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.
فلسفه پوشش اسلامی چند چیز است: جنبه روانی دارد، جنبه خانوادگی و جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او. حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تری ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص می یابد و اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمت کامل بین زوجین می گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
تاثیر حجاب و عفاف در عظمت و شخصیت انسان
حجاب و عفاف بهعنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است که همواره این دو واژه در کنار هم و برای تکمیل هم بهکار برده میشوند و حجاب و عفاف نقش بزرگی در عظمت و شخصیت انسان دارد.امام خمینی(ره) بهعنوان پیامآور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف میفرماید: توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزشهای شماست. هرچه را که خداوند دستور فرموده است چه برای مرد و چه برای زن، برای ارزشهای واقعی است که دارند و ممکن است بهواسطه وسوسههای شیطانی یا دستهای فاسد استعمار پایمال شوند اما این ارزشها باید زنده بمانند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اساس اسلام سعادت و نجات آدمی است و باورهای دینی و احکام اخلاقی و فقهی در احکام الهی مربوط به پوشش زن نیز با این فلسفه و حکمت حکیمانه صادر شده است. زن با رعایت حجاب اسلامی، به تهذیب و تزکیه نفس پرداخته و قرب الهی را فراهم کرده و زمینهی رشد معنوی مردان بر اثر حفظ نگاه را فراهم میکند.

خارج از اینکه ایران اسلامی همواره و فقط به دلیل استقلال طلبی در راستای رسیدن به عزت و اقتدار مورد تهاجم گسترده استکبار قرار گرفته است؛ توجه به هجمه های جدید دشمن در جبهه نرم بعد از نا امید شدن از جنگ سخت میتواند هم بیدار ساز باشد هم اینکه بهتر می توان راهکارهای دشمن را در این جبهه شناخت و برای آن سدی تعریف و یا دفاعی متناسب و یا حتی بالاتر از هجوم انجام داد.مسلما خانواده بزرگترین و مهمترین نهادی است که در گیر این نوع تهاجم بوده و خواهد بود؛ دشمن به خوبی می داند که رعایت عفاف و حجاب در خانواده، سلامت این نهاد را تضمین می کند و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد تلاشش در حوزه های دیگر چندان مثمر ثمر نخواهد بود.
حجاب و پوشش اسلامی و به تبع آن، حفظ نظام خانواده از آن رو ارزش دارند که تامین کننده سعادت آدمی و منشاء قرب الهی هستند.سالهای اخیر در فضای جامعه عواملی وارد شده که به تشدید بد حجابی در جامعه دامن زده است،امروزه یکی از مهمترین محورهای جنگ نرم در مواجهه با انقلاب اسلامی تلاش برای تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم در موضوع عفاف و حجاب است؛ دشمن سعی دارد با تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی که در آن سبک زندگی حضرت فاطمه (س) الگو قرار داده شده در این مسیر به اهداف شوم خود برسد.حجاب از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است زیرا غرایز و التهاب جسمی و معاشرتهای بی بندوبار را کنترل و بر تحکیم نظام خانواده افزوده و از انحلال کانون محکم زناشویی جلوگیری و امنیت اجتماعی را فراهم میسازد.
سیل روز افزون شبکههای فارسی زبان ماهوارهای که انواع فیلم و سریال و موسیقی را پخش میکنند در تشدید وضعیت نابسامان حجاب بسیار موثر بوده است به طوری که گرد این مضلات به دامن همه، حتی مردم نقاط روستایی نیز نشسته است.متزلزل شدن نظام خانواده و جامعه و از میان رفتن امنیت آن از عواقب بیحجابی در جامعه است.وضعیت حجاب نسبت به گذشته ضعیفتر شده است،فراموش شدن دو فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با انقلاب بهوسیلهی شبیخون فرهنگی؛تقلید کورکورانه در مقوله بیحجابی و عدم طراحی لباسهای متناسب با دین وهمچنین نبود جایگاه آموزههای دینی در زندگی افراد از عمده علل گرایش جوانان به بیحجابی است.
ما مسائل فرهنگی را به فراموشی سپردهایم و نهادهای فرهنگی نیز از مسیر اصلی خود خارج شدهاند که همین امیر موجب کمرنگتر شدن فرهنگ بومی و اصیل شده است.عدم تأمین محبت جوانان در محیط خانه و نبود تربیت دینی از علل اصلی گرایش به بدحجابی است تا جوان بدین طریق نیازهای عاطفی خود را بهوسیله خودنمایی در جامعه تأمین کند. برخورد فیزیکی با افراد بدحجاب نتیجه عکس دارد و موجب لجبازی و گمراهی بیشتر افراد میشود.
وضعیت حجاب نسبت به سالیان قبل در جامعه سستتر شده است، تربیت ناصحیح خانوادهها و نبود فعالیتهای فرهنگی در جامعه از مهمترین عوامل اصلی گرایش به بدحجابی هستند.زمانی که کار فرهنگی بسیار محدود باشد و جاذبهها و مزیتهای حجاب برای جوانان بازگو نشود، زمینه برای شبیخون و تهاجم فرهنگی باز میشود و استکبار بهوسیلهی جنگ نرم همچون ماهواره موجب گرایش جوانان به بدحجابی میشود.داشتن حجاب یک سپر محکم در برابر فساد و آسیبهای جاری در جامعه است،بیحجابی میتواند جامعه را به سوی مفاسد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سوق دهد.
حجاب یک امر ضروری و سفارش شده دین اسلام است،اسلام و آموزههای اسلامی را باید از همان ابتدا به فرزندان آموزش دهیم تا بدین وسیله ارزشهای مذهبی در آنها نهادینه شود.عدم وجود اشتغال و مسکن و فراهم نبودن شرایط ازدواج یکی از علل عمده گرایش جوانان به این تهاجم فرهنگی است که میطلبد دولت شرایط اولیه را برای جوانان فراهم کند تا راه گرایش به سمت بدحجابی و دیگر معضلات اجتماعی نیز بسته شود.هر چند جامعه نقش موثری در رفتار اجتماعی افراد دارد اما خانوادهها بهواسطهی اینکه به طور مستقیم با جوانان در ارتباط هستند باید در تربیت صحیح آنان همت گماشته و مراقب رفتارهای فرزندان خود باشند.
شاید تنها یک درصد از افراد جامعه از بیحجابی خود غرض دارند اما اکثر مردم برای همرنگ شدن با جامعه و تقلید کورکورانه بیحجابی را انتخاب میکنند.بیحجابی موجب پیش رفتن جامعه به سمت ناپاکی و ناامنی، افزایش سن ازدواج و بیرغبتی جوانان برای ازدواج میشود.باید از همان دوران کودکی فرزندان را به حجاب تشویق کنیم تا در سن جوانی خود حجاب را اختیار کنند.جامعهی ما در خط قرمز پوشش قرار نگرفته است اما متأسفانه گرایش به بدپوششی و رفتارهای نامناسب فردی افزایش یافته است که این ریشه در بیکاری جوانان و عدم تأمین اوقات فراغت مناسب دارد.
باید بپذیریم که حریم عفاف و حجاب در جامعه اسلامی ما دارد دچار صدمه جدی می شود و حرکت آن درست در مسیر فرهنگی است که غربی ها خواب آن را برای ما دیده و تعبیر کرده اند؛ و با سیری کوتاه در جامعه براحتی به این نتیجه می رسیم که زنان و دختران با چه ظاهر زننده ای در اجتماع حاضر می شوند و در معرض دید چشم های آلوده و شیطانی قرار می گیرند.کارشناسان دینی بر این باورند که بیحجابی نتیجه سست شدن ایمان و اعتقادات افراد به ارزشهای دینی و اخلاقی است؛ استکبار در هجوم نوین خود سعی دارد حرکت ارزشی و اعتقادی با دو بال سرخ حسینی و سبز مهدویت را از کار بندازد و به این نکته رسیده است که عفاف و حجاب الگو گرفته شده از حضرت زهرا (س) یکی از مهمترین اصول تام پرواز با این دو بال است.
در عصر کنونی مهمترین و بیشترین تاثیرگذاری را رسانه ها بر روی افکار عمومی دارند و در عین حال بیشترین آسیب هم از طریق همین رسانه ها می تواند به جامعه و خانواده تحمیل و تزریق شود؛ گرچه بی حجابی علت های مختلفی دارد اما مهمترین و تاثیر گذار ترین عاملی که در حال حاضر می توان به آن اشاره کرد تأثیر بسیار مخرب شبکه های ماهواره ای و برنامه های غیر اخلاقی آن به عنوان یک رسانه تاثیر گذار در خانواده است.درست است که پدیده ی بی حجابی موضوع جدیدی نیست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره حضور افرادی با پوشش نامناسب را در جامعه شاهد بوده ایم، اما گسترش این پدیده ی شوم در جامعه رو به گسترش است و در صد بسیار بالایی از این نگرانی را این بشقاب های سمی ایجاد کرده است.
اگر فضای واقعی جامعه را اصلاح کنیم، تأثیرات رسانه کمتر میشود.در خیابانها نمیشود افراد را تربیت کرد،متدینین با مشاهده افراد بیحجاب نباید با آنها مقابله کنند بلکه از طریق روشهای نوشتاری و گفتاری آنها را هدایت کنند.با این وجود انتظار میرود نهادهای تأثیرگذار حداکثر تلاش خود را بهمنظور اجرای فعالیتهای فرهنگی مناسب در راستای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب انجام دهند، چون با توجه به هجمه رسانهای دشمن باید برنامهریزیهای فرهنگی منسجم مورد توجه قرار بگیرد،همچنین افراد جامعه نیز نباید از دو فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر غافل شوند.
بهترين راه رسيدن به حجاب و عفاف، آشنايي با فرهنگ دين است به طوري كه بدانيم زن سرمايه اصلي عفت و حياست و اگر عفت و حيا از زني گرفته شود اين زن در فرهنگ اسلامي ديگر سرمايهاي ندارد. دختران بايد قدر حجاب و عفاف را دانسته و به مباني اين ارزشها روي آورند كه در اين راستا براي اينكه به اين آفت گرفتار نشويم بايد راهكارهاي مناسبي در نظر گرفته شود. برخي از زنان بدحجاب خيابانها به صورت تشكيلاتي هستند كه براي انحراف جامعه در محافل عمومي حضور مييابند كه مسئولان مرتبط بايد قبل از تبديل به يك فاجعه اقدامات و راهكارهايي را به كار گيرند.
همه ما بايد در راستاي اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه تلاش كنيم چرا كه حجاب حافظ ارزشهاى والاى معنوى زنان در برابر مردان است و در طول تاريخ حجاب مانع از فساد و تباهى و افتادن در دام شهوتپرستان خودپرست شده است. همه ما و مسئولان مرتبط با ايجاد كارهاي فرهنگي و آگاهي بخشي نسبت به اين مقوله مهم جامعه توجه كنيم و زنان را از ارزشهاي وجودي خود آگاه سازيم تا در آتش ستيزهجويي دشمنان اسلام و ايران فنا نشوند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
لباس پوشیدن شأنی از شئون انسانی است و در هر تمدن رابطه ی مستقیمی با معنای انسان در آن تمدن دارد.در فرهنگ خالی از معنویت غرب لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست،بلکه برای آرایش آن است.در چنین شرایطی که ارزش زن به نمایش جسم اوست،لباس او باید تنگ و کوتاه باشد تا هر چه بیشتر تن او را نمایان سازد.

در میان موجودات، تنها موجودی که از بدو آفرینش خویشتن را مستور داشته و لباس بر تن نموده،انسان بوده است.در قرآن کریم در آیه ی 22 سوره اعراف آمده که آدم ابوالبشر و همسرش حوّا، آن هنگام که در بهشت به سر می بردند و پس از هبوط بر روی زمین،لباس بر تن داشتند.تحقیقات تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آدمیان نخستین نیز همواره نوعی لباس از برگ درختان یا پوست حیوانات و ... بر تن داشتند.بدین ترتیب می توان ادعا کرد که یکی از وجوه تمایز انسان با سایر حیوانات،پوشیدن لباس است.طبق تحقیقات به دست آمده، لباس،دست کم پاسخ گوی سه نیاز آدمی است:
1. او را ازگرما،سرما،برف و باران حفظ می کند.
2. در جهت حفظ حرمت و عفت به او کمک می کند.
3. به او آراستگی،زیبایی و وقار می بخشد.
بنابراین لباس آدمی را می توان از یک لحاظ به مسکن او تشبیه کرد و می توان گفت همه ی ما به جهت لباسی که بر تن داریم،خانه به دوشیم.
در تمدنی که خدا از صحنه ی زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزید،معنویت به حاشیه ی زندگی خزیده،و انسان دیگر موجودی نیست که حامل «روح الهی» باشد و بتواند خلیفه ی خداوند در زمین شود و ...،در این تمدن انسان هیچ فرق بنیادی و وجودی با حیوان ندارد.او هم چند سالی در طبیعت زندگی می کند و می میرد و دیگر هیچ...!
ارزش واعتبار همه چیز در این تمدن با یک ملاک سنجیده می شود که «چه قدر می تواند به انسانی که اساساً حیوانی مادی است، لذت ببخشد».یکی از این چیز ها «تن انسان» است.این چنین است که غریزه ی جنسی در این جامعه بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه ی لذت بخشی او است.اگر زن در این تمدن و این جامعه،«تن» خود را به نمایش نگذارد،برای او چه باقی می ماند؟اگر او را نبینند او دیگر چه ارزشی دارد؟اگر دکارت بیش از 400 سال پیش گفته بود :«من می اندیشم،پس هستم» ،زن در جوامع غربی و غرب زده،ناچار باید بگوید :«مرا نگاه می کنند،پس هستم!». زن فقط«جسم» است و مرد در برابر زن،همه«چشم».زن یک شی است که مرد او را دائماً در دو کفه ی ترازوی چشمان خود می سنجدو ارزیابی می کند.
با گردشی کوتاه در خیابانها و پاساژهای سطح شهر خواهیم دید که ویترینهای مغازهها با لباسهای رنگارنگ و مدلهای گوناگون در معرض دید مشتریان است، لباسهایی که به دلیل داشتن رنگهای زننده مشتریان را به خود جذب میکند اما با کمی دقت، نماد غربی را در تار و پود بسیاری از این لباسها میتوان احساس کرد.به یکی از پاساژهای شهرمیروم، لباسفروشی، مانتو فروشی، پارچهفروشی و روسریفروشی بخشی از مغازههای این پاساژ را به خود اختصاص داده است، در میان این مغازهها که در خیابانها و سایر پاساژهای شهر کم نیستند؛ وارد مغازهای شدم که لباس کودکانه عرضه میکرد، دو مشتری همراه با کودک خود به دنبال انتخاب لباس بودند، مادری که دست پسربچه چهار یا پنج ساله خود را در دست گرفته بود با انتخاب یک پیرهن و یک شلوار از فروشنده خواست تا اجازه امتحان لباس را بدهد. فروشنده لباس مورد نظر را به مادر داد و آنها را به اتاق کوچکی که برای امتحان لباس توسط مشتریان در گوشهای از مغازه قرار داشت، راهنمایی کرد.
پس از چند دقیقه مادر لباس را به فروشنده پس داد و گفت لباس کمی تنگ است آیا سایز بزرگتری دارند، فروشنده با لبخندی که بر لب داشت، گفت مدل این لباس به همین شکل است و سایز بزرگتر آن برای کودک شما بزرگ خواهد بود. مادر با گفتن این جمله که متاسفانه نوع دوخت لباس کودکان هم تغییر کرده و متناسب با سن آنها نیست مغازه را ترک کرد.با نگاهی کلی به لباس داخل مغازهها به راحتی میتوان فهمید که حتی لباس کودکان هم با مدلهای مختلف رنگ و بوی ایرانی بودن را ندارند.
به مغازه مانتو فروشی که روبروی این مغازه قرار داشت وارد شدم. همانطور که مانتوها را نگاه میکردم متوجه شدم مانتوهایی که مدلهای ساده و بلندتری دارند پشت سایر مانتوهای رنگی و کوتاه قرار گرفتهاند، دلیل این کار را از فروشنده پرسیدم و او با بیان اینکه خریدار مانتوهای ساده و بدون مدل مشتری چندانی ندارد، گفت: متاسفانه بسیاری از این مدل مانتوها که سالهای گذشته خریداران بالایی داشت از سال گذشته در مغازه مانده و به فروش نمیرسند و روز به روز خریداران آن کمتر میشوند.
از او پرسیدم، چرا از سال گذشته! آیا طی سال اخیر است که مشتریان مانتوهای ساده و پوشیده کم شدهاند؟ وی با اشاره به اینکه سالهای قبل تعدادی مشتری تحصیلکرده و معلم برای خرید مانتوهای ساده مراجعه میکردند، گفت: با بازنشسته شدن این تعداد مشتری کم کم مشتریان این دست از مانتوها کم شدند و هر روز تعداد مشتریان مانتوهای کوتاه و رنگی که بیشتر دختران دانشجو و جوان هستند؛ بیشتر میشود.
علل و عوامل مختلف و متعددی در پیدایش و گسترش پدیده ی بی حجابی سهیم و دخیل بوده اند که برخی از آن ها انگیزه ی سیاسی ،پاره ای ریشه ی فرهنگی و پاره ای نیز مبنای اقتصادی داشته اند و برخی به عوامل روانی و فردی بر می گرددمتاسفانه با بدحجاب شدن افراد جامعه، فروشندگان البسه نیز گرایش بیشتری برای تامین کالاهای با رنگ و مد روز دارند، این تولیدکنندگان هستند که با پیادهکردن مدهای غربی روی لباسها موجب شدهاند تا مردم نیز خواهان آن باشند.بسیاری اوقات خریدارانی هستند که به دنبال لباسهایی متناسب با فرهنگ اسلامی هستند اما باید مغازههای زیادی را بگردند تا به کالای مورد نیاز خود دست یابند. سلیقه مشتریان موجب شده که فروشندگان البسه برای حفظ مشتریان خود کالاهایی را به فروش برسانند که مشتریان بیشتری دارد.
اگر قرار است لباسهایی متناسب با فرهنگ این مرز و بوم به مردم عرضه شود لازم است مسئولان وارد کار شوند و اجازه تولید این نوع لباسها توسط تولیدکنندگان را ندهند چرا که مغازهداران نیز اجناس خود را از تولیدیها تهیه میکنند.تا زمانیکه بخش دولتی نظارت متناسبی با بخش خصوصی(تولیدکنندگان پارچه و لباس) نداشته باشند هیچکدام از مغازهداران نمیتوانند مانع فروش اینگونه اجناس شوند چرا که عرضه لباس با مُد روز توقع مشتریان را نیز روز به روز برای مُد جدیدتر بالا میبرد.
ترویج فرهنگ حجاب و عفاف درجامعه نیازمند برخورد مناسب و اصولی است.ومتاسفانه در زمینه حجاب و عفاف، بصورت فرهنگی برخورد نشده است،با روندی که هماکنون از نوع پوشش بدحجابی در جامعه شاهد هستیم به وضوح دیده میشود که کار از برخورد گذشته و در برخی موارد برخورد با این مسئله از سوی مسئولان نتیجه عکس داشته است.پوشش نامناسبی که در جامعه دیده میشود نیاز به فرهنگسازی اساسی دارد و باید عمیقتر به این موضوع از سوی مسئولان پرداخته شود.
تولیدکنندگان نیز در ترویج بدحجابی مقصرند،باید تولیدکنندگان ما بپذیرند لباسی که عرضه میکنند متناسب با شان و جایگاه مردم منطقه ما نیست.باید با تولیدکنندگان لباسهای نامناسب و مغایر با ارزشهای اسلامی برخورد شود و مسئولان این مهم را کنترل کنند.ما انقلاب کردیم تا آرمانها و ارزشهای اسلامی را ماندگار نماییم، مردم ما از مسئولان توقع دارند و تنها بخش خصوصی نمیتواند در این کوتاهیها مقصر باشد.باید ابتدا از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم در راستای اصلاح جامعه متناسب با فرهنگ و آیین این منطقه تلاش کنیم.
متاسفانه فرهنگ اسلامی رو به کمرنگ شدن است و فرهنگ غربی روز به روز در جامعه ما در حال پیشروی است.زن مسلمان چادر را هدیه نور چشمی رسول خدا میداند نه اسباب خجالت و حقارت و گوهر وجودش را در صدف عفت نهان میکند نه اینکه با ساپورت و مانتوهای کوتاه و رنگارنگ به جنگ عفت برود.مقوله عفاف و حجاب فقط شامل پوشش بدن نیست، عفاف در کلام در نگاه در رفتار و کردار نمود دارد و یک زن عفیفه مسلمان حرمت حریمها را باید بداند و محرم و نامحرمش مشخص باشد.دختران جامعه امروز باید بدانند حیا و حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است و در نهایت اگر زنان قدر و قیمت خود را بدانند و از پوشیدن لباسهایی که برگرفته از فرهنگ غربی است بپرهیزند الگو و نمونهای برای زنان تمام جوامع خواهند شد و از بسیاری از گزندها و آسیبهای اجتماعی در امان خواهند بود.
طراحان لباس برای ارائه طرحهای جدید و عقب نماندن از رقابت با سایر طراحان به دنبال مدلهایی هستند که برگرفته از فرهنگهای غربی است و هیچ سنخیتی با نوع پوشش ایرانی – اسلامی ندارد.به عقیده من باید از مراکز دانشگاهی و آموزشگاههایی که خیاطی و طراحی لباس را آموزش میدهند شروع شود و طرحهایی در کتابهای دانشگاهی به علاقمندان این رشته آموزش داده شود که برگرفته از فرهنگ غربی نباشد.
میتوان برای بازگرداندن فرهنگ اسلامی در نوع پوشش مردم اقداماتی انجام داد،مسئولان فرهنگی میتوانند با ایجاد رقابتی بین طراحان لباس و تولیدکنندگان آن رغبت آنها را برای تهیه لباسی در خور شان جامعه اسلامی بیشتر کنند و در عوض آنها را در خرید لباسهای بومی و پوشیده حمایت نمایند. متاسفانه بسیاری از مدارس سطح شهر و یا ادارات سفارش لباسهای خود را از تولیدیهای خارج از استان میخواهند و این باعث شده که طراحان لباس داخل استان به فکر ایده و طرحهایی مغایر با فرهنگ اسلامی باشند تا بتوانند با ارائه طرحهای گوناگون و مدلهای مختلف نظر مشتریان را جلب نمایند.
باید به حجاب بیش از یک پوشش نگاه کرد چرا که از اصلیترین نمادهای فرهنگ دینی حجاب است و جایگاه ارزشمندی در دین مبین اسلام دارد.با فرهنگهای متکثری روبرو هستیم و بیشترین هدف این فرهنگها در نوع پوشش، مصرفگرایی است. نباید از اصل خود و فرهنگ اصیل دور شویم، باید یک فرهنگ پویا داشته باشیم و در برابر تغییرات هوشیارانه عمل کنیم.نباید اجازه دهیم که در تغییرات فرهنگی ایجاد شده حل شویم بلکه باید به شیوه مطلوب خود را با آن تغییرات سازگار کنیم.
بیشتر خانمها پوشش به روز را عاملی برای پذیرفته شدن میدانند، متاسفانه دختران جامعه امروز ما گمان میبرند که تنها با پوشش روز میتوان توسط جنس مخالف پذیرفته شد و با حجاب کاملا منزوی خواهند شد.باید با ترویج پوشش درست که متناسب با فرهنگ جامعه ماست میزان اعتماد به نفس را در دختران بالا برد.برخی زنان جامعه به بیماری خودنمایی گرفتارند و گمان میکنند با استفاده از لباسهای مختلف محبوبیت عمومی خواهند داشت. در بسیاری مواقع دیده شده برخی افراد بیحجاب خود را کمتر و پایینتر از سایر افراد میپندارند و با استفاده از لباسهای مد روز و آنچنانی، عقده حقارت خود را آشکار میکنند.باید به جوانان چه پسر و چه دختر آموخت که حفظ حجاب و ارزشهای اسلامی میتوانند مانع بسیاری از آسیبهای اجتماعی باشند و این امر نیازمند آموزش صحیح و درست است.
مد و مدسازی پدیدهای است که در دنیای امروز به نحو چشمگیری گسترش یافته و این چالش بزرگ اجتماعی به شکلی بیسابقه در لایههای اجتماعی جوامع نوین ریشه دوانده است.مخالفت با مد و مدگرایی به معنای مخالفت با تنوع و مدگرایی نیست، بلکه تنوع و نوگرایی نیاز طبیعی و فطری هر انسان به ویژه بانوان است اما تقلید مُد و افتادن در دامهایی که عوامل استعماری برای زدودن هویت و از بین بردن مبانی اعتقادی ملتها و حاکمیت فرهنگ ابتذال در جوامع گسترانیده شایسته جامعه دینی و اسلامی ما نیست.
رهبر معظم انقلاب در خصوص شاخصهای مد و مدگرایی مثبت فرمودهاند که مدگرایی به شرطی که تقلید از مدلهای اروپایی و ترویج لباس شهرت نباشد و موجب اسراف و تبذیر نگردد و حجاب با فرهنگ ملی و دینی خودمان باشد، عیبی ندارد.اگر دختران و بانوان به شاخصهای دینی و ملی خود در پوشش و آرایش توجه نکنند و آن را محترم ندانند در دامی خواهند افتاد که چشمانداز روشنی ندارد.
دشمن با ابزار مد و مدگرایی به میدان آمده و در این جنگ از هرآنچه که دارد مایه میگذارد و هویت ملی و دینی مردم به ویژه جوانان را نشانه رفته است.اگر مدگرایی بر پایه لذتگرایی، فردگرایی، سنت ستیزی و خودنمایی و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و اهداف انسانی شکل بگیرد منفی است، این نوع مدگرایی جامعه را دچار بحران هویت و بیثباتی مینماید و ارمغانی جز اصالت مادیگرایی، پریشانی، افسردگی، بزهکاری، اعتیاد و غیره ندارد.
گرچه بدحجابی و مدگرایی در بسیاری از افراد جامعه به ویژه بانوان، نه به دلیل مخالفت با دین بلکه از روی سهلانگاری و بیتوجهی است اما باید پذیرفت که این سهلانگاریها موجب افزایش پدیده بیحجابی در جامعه شده است، شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب بیان کرده روزی خواهد رسید که پیشتازان غربی ماهیت پدیده برهنگی به عنوان بیماری عصر را اعلام خواهند کرد، با این وجود آیا زمان آن نرسیده که این پدیده امروز به عنوان یک بیماری در عصر حاضر شناخته و چارهای برای درمان آن اندیشیده شود؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که دژخیمان رضاخان مردم معترض به کشف حجاب را درمسجد گوهرشاد به خاک و خون کشید.در دوران کشف حجاب، بسیاری از بانوان که نمی خواستند بدون حجاب خارج شوند، در خانه ها ماندند و عده ای فقط شب ها رفت و آمد می کردند و در برخی خانه ها به ناچار حمام ساخته شد. کسانی هم که امکانات بیشتری داشتند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و ترک دیار کردند.سالهاست که از کشف حجاب رضاخانی میگذرد؛ زمانی که حجاب و نجابت زن ایرانی توسط مزدوران و ماموران استعمار غرب هتک گردید. اما دیگراین روزها مقاومت بانوان با حجب و حیای ایرانی حال و هوای آن روزها را ندارد! انگار جبر زمانه و تاثیرگذاری بر تفکر و اندیشهها از زور باطوم و اسلحه بیشتر بود و زنان محجبه سرزمین دست بستگان زنده به گور، همان دست بستگان سبکبال که به تازگی از اقیانوس خاکی نینوا بازگشتهاند، یکی یکی یادشان میرود که نفسهای حبس شده با اکسیژن خالص خاک برای مبارزه با همین باطومها و اسلحههای رضاخانی در دل خروارها خاک مدفون شدهاند!
سالهاست که دشمنان جهت سلطه بر ایران اسلامی از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده و در این میان تغییر در سبک زندگی ایرانی و اسلامی یکی از مهمترین و اصلیترین برنامههای استکبار جهت مقابله با استقلال و مقاومت مردمان این سرزمین میباشد. در تمامی این سالها زنان و دختران جوان ایرانی یکی از اصلیترین اهداف دشمن برای تحقق این امر میباشند. زنان و دخترانی که قرار است مولد و پرورش دهنده نسلهای بعدی باشند و این همان نکتهای است که دشمنان به خوبی به آن پی بردهاند و میدانند با تغییر در هویت و باورهای زن ایرانی میتوانند هویت و ارزشهای نسلهای بعدی را استحاله نموده و در پی آن راه خود را به راحتی برای نفوذ فیزیکی و استعمار این مرز و بوم باز نمایند.
در روزگاری که فضای مجازی و اینترنت یکی از ملزومات زندگی ما به شمار میرود، شاید بتوان به جرات از این فضا به عنوان یکی از اساسیترین ابزارهای تاثیرگذار دشمنان اسلام و مسلمین جهت دستیابی به اهدافشان نام برد. از بین بردن حیا، عفت و پاکدامنیِ نسلجوان ایران اسلامی، هدف اصلی دشمنان است؛ آنهایی که با به کارگیری امکانات مختلف و انواع و اقسام روشها و صرف هزینههای بسیار سنگین، تلاش میکنند تا فرهنگ بیهویت غربی را به جای فرهنگ ناب اسلامی-ایرانی جایگزین کنند.در دنیایی که عصر سرعت و ارتباطات نام گرفته، یکی از راههای جا نماندن از قطار سریعالسیر زمان، سفارش و خرید لوازم و مایحتاج زندگی از طریق سایتها و فروشگاههای مختلف در فضای مجازی است. در این میان میتوان از فروشگاه سایتهای عرضه و فروش انواع و اقسام البسه به عنوان پر مخاطبترین و پرفروشترین این سایت ها نام برد. فروشگاه سایتهایی که عمدتا با اخذ مجوزهای لازم از سوی وزارت ارشاد و برخی نهادهای وزارت صنعت در حال فعالیت میباشند؛ سایتهایی که در میان آنها میتوان مارکهای معتبر البسه داخلی و خارجی را نیز پیدا کرد.
نکته قابل تامل در مورد بسیاری از این سایتها که باعث تاثر و تحیر میشود، نحوه ارائه و به تصویر کشیدن البسه و محصولات مربوط به این حوزه است! فروشگاه سایتهایی که برای ارائه محصولات خود از ابزارهای گوناگون شامل لباسها و پوششهای نامتعارف برای ایجاد جذابیتهای کاذب جهت فروش بیشتر و جذب مخاطب بهره میجویند!قطعا مدیران اینگونه سایتها هدفی جز سود و بهره بیشتر اقتصادی را دنبال نمیکنند، اما نکته قابل تامل آنجاست که در این راه خواسته و یا ناخواسته در مسیری قرار گرفتهاند که نتیجهای جز همراهی و همکاری با دشمنان در تاثیر و نفوذ هرچه بیشتر جنگنرم و شبیخون فرهنگی را به دنبال ندارند!
سایتهایی که گاه دست به دامن دختران و زنان جوانی میشوند که برای ایجاد جذابیت و در نتیجه فروش بیشتر محصولات به مثابه مانکنهایی حاضر شده تا زیبایی و جذابیتهای خود را به حراج بگذارند!از موارد دیگری که در برخی از فروشگاههای سایتهای عرضه کننده البسه به وفور یافت میشود، عرضه و فروش پوشاک به سبک کاملا غربی و متضاد با هنجارهای ایرانی و اسلامی بوده که به جرات میتوان گفت هیچگونه سنخیتی با فرهنگ والای ما نداشته و نتیجهای جز رواج برهنگی و قبحزدایی از بیحیایی در میان جوانان، به دنبال ندارند!
و اما نکتهای که در مواجهه با گسترش روز افزون فروشگاههای اینترنتی ارائه دهندهی پوشاک باعث نگرانی میشود، آن است که فعالیت عمده این سایت ها در سایه مجوزها و نظارتهای مختلف، "قانونی" جلوه داده شده و از آنجا که عملکرد و ارائه محصولات در بسیاری از این سایتها منافی هنجارهای اجتماعی و اعتقادی جامعه ایرانی میباشد، همین امر تاثیر قابل توجهی در رواج بیغیرتی عمومی در میان جوانان، استفاده ابزاری از دختران و زنان جوان جهت تبلیغ محصولات و همچنین دامن زدن به ترویج پدیده شوم مانکنیسم و به دنبال آن رواج بیحیایی و عادیسازی بیحجابی و بیعفتی در سطح جامعه میشوند؛ مواردی که در تضاد کامل با فرهنگ و سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما بوده و دهنکجی آشکاری به دین مداری و قانون گرایی در جمهوری اسلامی ایران میباشد.
اینجاست که سوالاتی مهم و البته مبهم در اذهان به وجود میآید که به راستی مسئول و زمینه ساز این بیسامانی چه کسانی هستند؟چه کسانی وظیفه نظارت و برخورد با چنین سایتهایی را دارند که خواسته و یا ناخواسته در تبلیغات خود در حال قبحزدایی از بیحیایی و بیعفتی عمومی هستند؟چه کسانی هم سو با اهداف دشمنان جهت تغییر سبک زندگی در میان جوانان ایران اسلامی سر خود را همچون کبک به زیر برف کرده و به جای برخورد و مواجهه با این قتل عام و شبیخون فرهنگی، سکوت اختیار کرده اند؟به راستی این بیتوجهی و سهلانگاری در مواجهه با اشاعه فحشا و بیعفتی در فضای مجازی جمهوری اسلامی، آن هم در زیر سایه قانون و اخذ مجوز، چیزی جز بیغیرتی مسئولین را یادآور میشود؟افسران آمادهباش پلیس فتا، در کجای این شهر بی در و پیکر مجازی در حال گشت زنی هستند که در آن مانکنهایی که گویی این روزها پوشش زنندهی آنها الگویی برای نوع پوشش جوانان ایرانی شده، در حال جولان دادن و تبلیغ افکار مسموم خود هستند؟
مسئولین محترم کارگروه مصادیق مجرمانه! آیا نمیبینید حیازدایی را که این روزها به وضوح در انواع و اقسام سایتها و شبکههای اجتماعی از سوی دختران و زنان جوان با اشتراک گذاری عکسهای شخصی از سوی خود آنها انجام میپذیرد؟ آیا تا به حال به این فکر کردهاید که شاید ترویج این حجم سنگین از بیحیایی در فضای مجازی، نتیجه اهمال کاری شما مسئولان در نظارت و برخورد با سایتهایی است که در سایه مجوز و به اصلاح قانونی بودن، به ترویج این افکار مسموم میپردازند؟آیا به راستی به جریان هوای ناپاکی که در فضای مجازی کشور، آن هم در پناه قانون، به دنبال تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی ساکنان این کشور متمدن است، اندیشیدهاید؟ آیا وقت آن فرا نرسیده مسئولین، مراکز و نهادهای موظف به نظارت بر محتوای سایتهای داخلی به خود آمده و عینکهای سیاه خوش بینی که شاید بتوان آن را زائیده نوعی روشنفکری غربزده دانست از چشمانشان برداشته، و بیش از این به پیادهسازی نقشههای مغرضانه دشمنان در جهت تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی کمک ننموده واز چشم پوشیها و شاید نادیده گرفتنهای مغرضانه دست بکشند.
انتظار میرود مسئولین محترم به وظیفه انقلابی خود عمل نموده و هر چه سریعتر با اقداماتی مقتدرانه از اشاعه این افکار مسموم در فضای مجازی کشور،آن هم در لوای قانون جلوگیری به عمل آورند. به راستی اعتقادات، سرنوشت، اخلاق و سبک زندگی خود و فرزندانمان را به چه گروه و چه کسانی سپردهایم! زیرا از آنچه پیداست در این فضا هیچ گونه تعهد و نظارتی وجود ندارد!
تلنگر:
حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهمترین و اساسیترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردارمیکند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهندهی رفتارهای اوست.
البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطهی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطهی عفاف و حجاب را از نوع رابطهی ریشه و میوه دانستهاند؛ با این تعبیر که حجاب، میوهی عفاف، وعفاف، ریشهی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلبها کار دارد»، خود را سرگرم میکنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشهی خود این نکتهی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاکِ بیحجابی نخواهد شد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مسئله حجاب که يک دستور ديني است از مسائل مهم جامعه ماست و با بسياري از مسائل پيوند خورده ، داراي ابعاد سياسي ، اجتماعي و فرهنگي شده است .حجاب به عنوان يک ضرورت اجتماعي قبل از مباحث شرعي و قانوني در چرخه فعاليتهاي سالم جامعه مطرح است که زنان و مردان با آرامش رواني در جهت پيشرفت و پويايي جامعه حرکت کنند.
يکي از فلسفه هاي حقيقي وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيت اجتماعي با توسعه آن است که پوشش ديني، پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت که او را نيرويي بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيت اجتماعي دانسته و نجابتش را ستايش خواهند کرد.
بر خلاف ادعاي غرب، زن در اسلام از جايگاه والايي برخوردار است همان طور که اين اهميت را در جمله اي زيبا امام خميني(ره) چنين بيان مي کند که "از دامن زن مرد به معراج مي رسد" که با قدري تامل مي توان به حقيقت اين جمله دست يافت که وقتي زنان جامعه اي خوب و باحيا باشند، مردان آن جامعه نيز از تربيتي صحيح و نيکو بهره مند خواهند بود و تاثير زنان بر زندگي مردان انکار ناپذير است.
گرايش به پوشش وعفاف يك گرايش فطري در ميان زنان و مردان است اما ميزان و شكل آن رابطه مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمينهاي مختلف، انسانهايي كه به ارزشهاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشتهاند از پوشش كاملتر و متينتري استفاده كردهاند و هر قدر سطح ارزشهاي اخلاقي در آن جوامع پآيين آمده، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پايينتري قرار گرفته و شكل نامناسبي پيدا كرده است.در اين بين اديان الهي، همواره بر پوشش تاكيد كرده و آن را لازمه دينداري شمردهاند ، البته چگونگي و حدود آن متفاوت بوده است.
حجاب ضامن حيات فرهنگي و اجتماعي خانواده است.حجاب بنيان خانواده را مستحکم کرده و موجب مي شود اعضاي خانواده مانند حلقه هاي يک زنجير در کنار يکديگر آرامش داشته باشند.آرامش زن و مرد در کنار يکديگر با حجاب محقق مي شود،اگر يک بررسي کوتاه در مورد خانواده هايي که زنان در آن حجاب را رعايت نمي کنند داشته باشيد متوجه مي شويد که اين خانواده ها در مقايسه با خانواده هايي که به فرهنگ حجاب و عفاف پايبند هستند مشکلات بيشتر و حاد تري داشته همچنين زن بي حجاب به مرور زمان علاقه همسر خود را از دست مي دهد و زمينه بدبيني شوهر و ساير مردم به او فراهم مي شود.زنان بي حجاب در معرض امواج تهمت ها، بدبيني ها و غيبت ها هستند،زن بي حجاب مانند يک آهن ربا افراد هرزه و هوس ران را به خود جذب مي کند حتي اگر به صورت باطني چنين انگيزه اي نداشته باشد.
اگر حجاب در جامعه رعايت شود بسياري از مشکلات کنوني جامعه از جمله تاخير در سن ازدواج برطرف مي شود زيرا براي مردان راهي جز ازدواج و گزينش همسر باقي نمي ماند.دين مبين اسلام با وجوب حجاب به شخصيت و انسانيت بانوان توجه کرده و به جاي مطرح کردن جاذبههاي ظاهري به ويژگيها و صفات ناب انساني توصيه کرده است.صفات والاي انساني مورد پذيرش همه فرهنگها و جوامع است.امروز بحث سلامت اجتماعي مورد توجه قرار گرفته است از اينرو جداسازي مردان و زنان و پوششهاي اسلامي به طور گسترده، مورد استقبال قرار گرفته است.
حفظ حجاب از ضروريات دين مبين اسلام است و بيتوجهي به ضروريات دين در قوانين نهي شده است.اگر مسئولان و مديران از اعتقادات محکم ديني برخوردار باشند حجاب را رعايت کرده و با رفتار، عملکرد و گفتارشان، ديگران را نيز به اين امر ترغيب و تشويق ميکنند.مسائل فرهنگي همواره به آموزش و الگوگيري نياز دارد و امروزه در بحث حجاب و عفاف به طور صحيح و عميق به کودکان و نوجوانان آموزش داده نميشود و عملکردهاي منفي اجتماعي نيز مزيد بر علت است.
حجاب و عفاف که يک دستور ديني است از مسائل مهم و کليدي جامعه ماست و با بسياري از مسائل پيوند خورده و داراي ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شده است. اين مسئله ازآن جهت که خطابش با زنان است، به نيمي از جمعيت جامعه مربوط است و از آن جهت که در تنظيم روابط زن و مرد نقش دارد، به همه افراد جامعه مربوط مي شود. اين حکم از آثار، برکات و نقش آفريني هاي خاصي برخوردار است و اگر حقيقت اين حکم براي انسان ها روشن و آشکار گردد بعيد است که فطرت هاي سالم و خداخواه تسليم آن نشوند و آن را اطاعت ننمايند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اگر چه در باب حجاب ظاهری به بانوان توصیههای فراوانی شده، اما فراموش نکنیم که نوع دیگری از حجاب رفتاری، کلامی و نوع نگاه در برابر جنس مخالف است. رفتاری که توام با دلبری باشد و نگاهی که بیش از حد یک نگاه عادی است و از آن به رها شدن تیری از جانب شیطان یاد شده نیز میتواند به همان اندازه عدم رعایت پوشش اسلامی مفسدهبرانگیز باشد. جالب است که نگاه به نامحرم در قرآن مجید به تیری از جانب شیطان توصیف شده، تیری که امروزه شیطان در جبهه فرهنگی قصد رها کردنش را دارد. ما نباید نا آگاهانه یا خدای نکرده آگاهانه به این هجمهها دامن بزنیم و آتش بیار آتش دشمنان شویم.
الان با این تیپها و سر و وضعهایی که برخی از جوانان در مترو و گوشه و کنار شهر به نمایش میگذارند باید خیلی با بچهها صحبت کرد تا از این مدلها دور بمانند. همانطور که میدانید اولین گام در حرکت بهسوی انحطاط تغییر تیپ و آرایش و پوشش است.ما در کشوری زندگی میکنیم که قوانینمان اسلامی است. احترام گذاشتن به قوانین در همه جای دنیا نشانهای از بلوغ فکری و سیاسی افراد محسوب میشود. در نگاه دیگر باید پذیرفت که یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ملاحظاتی در باب حجاب بوده که مسئولین باید در اجرای دقیق آن کوشا باشند.
برخی از قوانین به دلیل اینکه در آنها شرایط متعددی لحاظ شده گاه برای مجری سرگردانی ایجاد میکنند. در طرح حجاب که در کمیسیون فرهنگی مجلس مورد برررسی قرار گرفته در اصل میخواستهایم وجوب قانون حجاب را به روشنی شفافسازی کرده و نقایص را رفع کنیم. برای مثال همین ناهنجاری رانندگان و سرنشینان بدحجاب و بیحجاب خودروها و مضاف بر آن راندن با سرعت بالا به همراه حرکات نمایشی خطرناک است.
بعضیها تاکنون میپنداشتهاند محیط داخل خودرو حریم شخصی محسوب میشود، در حالی که نه تنها حریم شخصی نیست، بلکه مشمول قوانین مکانهای عمومی در جامعه اسلامی میشود.پدیده شوم طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، سستی ارکان خانواده، کاهش رضایتمندی از زندگی زناشویی و... همگی نمونهای از دهها آسیب اجتماعی و فرهنگی بدحجابی و بیحجابی محسوب میشوند.
پدیده دور دور کردن خودروها ناشی از روحیه اشرافی گری درسایه ثروتهای باد آورده و فاصله گرفتن از عموم مردم است.فرزندان ثروتمندان تازه به دوران رسیده به دلیل بیدغدغه بودن و دسترسی به ثروتی که حتی نمیدانند ازآن چگونه استفاده کنند، بدون نظارت والدین بر عملکردشان به این قبیل دورزدن قوانین مدنی و معنوی در جامعه اسلامی دست میزنند. در حالی که از ثروت باید در جهت رشد اقتصادی و توسعه بخشهای تولیدی استفاده شود.
در شکلگیری تردد خودروهای لوکس با سرعت بالا بحث فخرفروشی و خود برتربینیها مطرح میشود. این قبیل افراد خود را برتر از همه حتی قانون دانسته، گویی انتظار دارند که قانون برایشان فرش قرمز پهن کند، این در حالی است که جامعه اسلامی انتظار برخورد با چنین قانونشکنیهایی دارد.این قبیل ناهنجاریها بویژه بر روی نوجوانان که هنوز پخته نشدهاند و در مقام مقایسه طبقاتی برمیآیند، اثرات به مراتب منفیتری گذاشته و ممکن است آنها را به نوعی به واخوردگی اجتماعی مبتلا سازد.از سوی دیگر یکی از آموزههای اخلاقی قرآن کریم این است که با فخرفروشی بر روی زمین راه نروید.این آموزههای قرآنی باید در قالب موضوعات درسی از سنین مدرسه در ذهن افراد نهادینه شود.
درپی همین فخرفروشیهاست که بحران هویت شکل میگیرد. ثروت به جای اینکه وسیلهای برای رونق اقتصادی واقع شود به وسیلهای برای تجملگرایی و تبختر تبدیل میشود. اینگونه جامعه ضربات اقتصادی را متحمل خواهد شد. درپی برتربینی گروهی تازه به دوران رسیده چه بسا قوانین مدنی جامعه زیر پا گذاشته شده و ایجاد اضطراب و سلب آرامش برای خانوادهها را درپی خواهد داشت.از نقض قوانین مدنی که بگذریم به مسئله نقض قوانین فرهنگی و ارزشهای جامعه اسلامی در قالب بدحجابی و بیحجابی میرسیم. بعضا دیده شده که رانندگان و یا سرنشینان خودروهایی که با تخلف دور دور کردن سلب آسایش میکنند، بدحجاب و یا بیحجاب هستند. مسلما در جامعه اسلامی ما که عموم خانوادهها متدین و معتقدند نسبت به این قبیل ناهنجاریها و ضد ارزشها گلهمند بوده ومعترض اند.
برای رفع این قبیل معضلات ابتدا باید از آموزش در مدارس آغاز کرد و نسبت به قانونشکنیهای مدنی و فرهنگی آموزشها و تذکراتی را در قالب موضوعات درسی ارائه داد. در گام بعدی احتیاج به قوانین مستحکم و حمایت از عاملین و مجریان طرح عفاف و حجاب نظیر نیروی انتظامی و قوه قضائیه داریم.چنانچه در برخی موارد با کمبود قانون روبهروییم، مجلس شورای اسلامی باید به میدان آمده و قوانین مستحکمی در برخورد با رانندگان و سرنشینان متخلف تصویب کند، چرا که با این کار هم با جان مردم بازی میشود و هم رواج ضدارزشهاست.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ايجابی و سلبی است. بُعد ايجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممكن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است. باید حجاب را با مطالعه و گفت و گو بپذیریم. نسبت به فواید و زندگی پربرکت در سایه حجاب هر چه میتوانیم آگاهی کسب کنیم.ضمنا نباید فراموش کرد که مردم ما برای همین مسائل فرهنگی و احیای حجاب انقلاب کردند. همین فاکتورهاست که انقلاب ما را از سایر انقلابها در کشورهای دیگر متمایز کرده است. نگاه دیگر این است که ما باید ادامهدهنده راه شهدا باشیم. یکی از مسیرهایی که میتوان راه شهدا را ادامه داد،حفظ حجاب و عفت در جامعه اسلامی ست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
به باور ما مسلمانان، احکام و ارزشهای عملی اسلام برخاسته از ویژگیهای تکوینی انسان، هماهنگ با چگونگی سرشت او (فطرت) و تحققبخش غایتهای حکیمانهای در ساحتهای گوناگون وجودی اوست. به عبارت دیگر احکام عملی اسلام براساس مصالح و مفاسد واقعی انسانها سامان گرفته است. ریشههای میل به پوشش بدن در میان انسانها، هر چند گرایشی غریزی است، ولی اندازه و چگونگی آن متاثر از فرهنگ جامعه است. فرهنگ اسلامی با توجه به آثار عمیق و گسترده پوشش بر فرد و جامعه و برای نیل به اهداف معنوی و اخلاقی مورد نظرش، سطوحی از پوشش را برای زن و مرد معین و واجب کرده است. میل به پوشش و حیا در انسان از جمله امیالی است که در تعارض با امیال دیگری مانند میل به نمایشگری و لذتجویی قرار دارد؛ از این رو پذیرش آن به عنوان یک ارزش و التزام عملی به آن از سوی برخی از افراد، همواره با مقاومت و ناخرسندی همراه بوده و خواهد بود
حجاب اسلامی برای زنان، نه تنها سودمندی خاصی ندارد بلکه موجب پدیدآمدن ناراحتیها و تنگناهای گوناگون فردی و اجتماعی است. حجاب، زنان را افسرده میکند و مانع بزرگی بر سر راه پویایی و پیشرفت اجتماعی آنهاست. انسان به غریزه خود طالب لذتجویی و نمایاندن زیباییهای خود و بهره بردن از زیباییهای موجود در طبیعیت است. حجاب، ظلمی فاحش و تبعیضی ناروا علیه زنان به سود مردان است. حجاب، زن را بیش از پیش زیر سلطه مرد میبرد و مانع ورود آزادانه او به عرصه اجتماعی است. آیا این ستم نیست که زن تاوان چشمچرانی و هوسبازی مرد را بدهد و برای آنکه مردان به گناه آلوده نشوند، خود را در چند لایه بپیچد و آزار ببیند! حجاب، مردان را برای دیدن و زنان را برای دیده شدن آزمندتر و مشتاقتر میکند!
به نظر میرسد که همه انسانها در اصل لزوم پوشش و ضرورت پوشیدن لباس برای انسان در موقعیتهای گوناگون اجتماعی، اختلافنظری نداشته باشند، چیزی که مایه تفاوت و اختلاف است و گاهی بحثها و چالشهایی را پدید میآورد و ابهامهایی را میزاید و میپرورد، اندازه و حدود پوشش است؛ اختلاف نظر در نوع و حدود پوشش، از تفاوت نگرش به موضوع حجاب و آگاهی از حکمتها و دقایق این فریضه الهی از یک سو و دلایل عقلی و دینی (قرآنی و روایی) وجوب آن از سوی دیگر ناشی میشود؛ به بیان دیگر، گاهی پرسشهای دختران درباره حجاب(البته واژه پوشش، دقیقتر و صحیحتر است) به سبب این است که دقیقا حکم خداوند را نمیدانند و اگر برای آنها توضیح داده شود، با طیب خاطر میپذیرند؛ و گاهی از حکمتهای حجاب میپرسند و دوست دارند ذهن جستجوگر خودشان را نسبت به خوبی و اهمیت پوشش شرعی متقاعد کنند. در اینجا ابتدا پوشش اسلامی را تعریف و سپس برخی از حکمتهای آن را بیان میکنیم.
از مجموعه آیات قرآن و سخنان پیامبر و امامان اهل بیت- علیهم السلام- چنین به دست میآید که زنان با ایمان باید تمام بدن خود را، جز گردی صورت و دستها تا مچ، از مردان نامحرم بپوشانند؛ آنگونه که در آیات قرآن ترسیم شده است، این پوشش، با استفاده از یک مقنعه بلند، که تمام سر و گردن را پوشانده و برجستگی سینهها را پنهان میکند و نیز پوشیدن لباس سرتاسری و شلوار انجام میگیرد؛ علاوه بر این زنان، مومن موظفند از آرایشهای غلیظ و جلب توجه کننده و نیز رفتارها و اطوارهای محرک و کرشمه و ناز در سخن گفتن و رفتار در مقابل مردان (جز همسر) خودداری کنند؛ البته باید یادآور شویم که حجاب در سخن، رفتار و نیز پوشش، مخصوص بانوان نیست و مردان هم مکلف به رعایت حدود شرعی در این زمینه هستند.حکمتهای گوناگون و متنوعی برای پوشش شرعی ذکر شده است که به برخی از آنها به اختصار اشاره میشود:
حجاب، نماد حرمت و منزلت زن
بدن و جاذبههای بدنی زن مومن، همچون روح او، در نگاه خداوند حرمت و احترام دارد؛ شرافت این بدن و جاذبههای آن اقتضا میکند که در برابر چشمان هوسآلود و حریص مردان قرار نگیرد؛ این بدن زیبا و پرجاذبه، که یکی از پرشکوهترین شاهکارهای آفرینش است، تنها باید در اختیار مردی قرار گیرد که زن را نه برای تن و زیباییهای آن، بلکه برای روح و شخصیتش میستاید و دوست میدارد! نمایش رایگان جاذبههای بدنی زنان در محیط جامعه، از قدر و منزلت آنان میکاهد و آنان را به ابزاری برای شهوترانی مردان طماع بدل میکند و ارزشها و جاذبههای شخصیتی و انسانی آنان را پوشانده و پنهان میکند؛ از قدیم گفتهاند «احترام امامزاده را ابتدا متولی آن باید نگه دارد»؛ وقتی زنان، با آرایشهای غلیظ، لباسهای محرک و جلبنظر، اطوارها و عشوهگریهای گوناگون، مردان را به سوی خود میخوانند و میکشانند و با زبان بدن و رفتار، فریاد میزنند که «به من نگاه کن و رایگان لذت ببر!»، دیگر نمیتوان از مردان (مردانی که اکثرا ایمان و تقوای قوی و ریشهداری ندارند) خواست که چشمان خود را ببندند و به چنین زنانی خیره نشوند!
زن مومن، به برکت ایمان و اعتقادش، در حریم ولایت خداوند(1) وارد میشود و خداوند را به عنوان سرپرست و ولی خود میپذیرد؛ خداوند نسبت به زنان با ایمان، غیرت دارد؛ زن، ناموس و امانت خداست و از این رو، هم از مردان خواسته است که جز به عفت و پاکی در جسم او ننگرند و هم از خود او خواسته است که جسمش را از قرار گرفتن در معرض دیدههای شهوتپرست نگه دارد.حجاب در حقیقت ارزش و بهایی است که زن برای جسم و جان خود قائل است و پیام آن این است که «من خود را ارزان نمیفروشم!» من بدنم را تنها به مردی نشان میدهم که روح او را دوست داشته باشم و او هم، پیش و بیش از آنکه مفتون بدن من شود، عاشق روح و شخصیتم باشد!
حجاب مایه استحکام خانواده
پوشش کامل و مطلوب زنان در محیطهای اجتماعی و پرهیز از هرگونه جلوهگری در برابر مردان، حافظ و نگهبان بنیان خانواده است؛ خانواده، بهترین و مهمترین محیط امنیت، آرامش و بالندگی انسانهاست و باید از دستبرد هرگونه آسیبی در امان بماند تا اعضای خانواده در کمال صلح، صفا و صمیمیت در کنار هم رشد کنند، نیازهای یکدیگر را تامین کرده و امنیت خاطر برای همه افراد فراهم شود؛ همچنان که مردان باید چشمان خود را از نگاهآلوده مراقبت کنند و چشم و دل، تنها به همسر خود بدوزند و خواستههای جسمی و روحی خود را در زمینه وجود او جستجو کنند، زنان نیز باید حرمت این بنیان مقدس را نگاه داشته و همه جاذبههای بدنی و روحی خود را تنها در محیط امن و آرام خانواده و در برابر همسر به نمایش بگذارند.
همسران محجوب و با عفت، روز به روز به یکدیگر وابستهتر و دلبستهتر شده و صمیمیت و عشق در میان آنان محکمتر و ریشهدارتر میشود و بنای خانواده آنان از گزند آسیبها و ویرانیها مصونتر میماند.بیحجابی زنان و جلوهگری و عشوهگری خیابانی، در واقع تیشه زدن به ریشه خانواده است؛ مردانی که در طول روز و در هر جا که پا میگذارند با زنان زیبا، جذاب و عشوهگر مواجه میشوند، آرام آرام (و گاه به یکباره) نسبت به همسر خود بیرغبت شده و سردی عاطفی، جای صمیمیت و عشق را میرباید و به پایههای پیمان زناشویی همسران لطمههای جدی وارد میکند؛ زنان بیحجاب، علاوه بر اینکه در فروپاشی زندگی دیگر زنان سهیمند، خود باعث شیوع فرهنگ رفتاری خطرناکی میشوند که زندگی خودشان را نیز خواهد بلعید و پایههایش را ویران خواهد کرد؛ همچون کسی که بر شاخهای نشسته بود و بیخ آن را با اره میبرید!
بیحجابی و همچشمیهای پایانناپذیر!
وقتی زنان بنا داشته باشند که بدون پوشش شرعی در محیط اجتماع و مجالس و محافل عمومی و خانوادگی ظاهر شوند، هرگز نمیتوانند نسبت به آرایش مو، صورت، دستها، لباسها و... بیاعتنا باشند و مجبورند در هر شرایط، به صورتی ظاهر شود که موردپسند دیگران قرار گیرند و دیگر زنان و مردان، ارزیابی مثبتی از زیبایی و جاذبههای آنان داشته باشند این نگرانی و حساسیت، باعث میشود که زنان، ساعتهای زیادی را برای آماده شدن جهت حضور در فضای اجتماع صرف کنند و همواره دل نگران جذابیت بدنی و لباسی و جلوهگری خود باشند؛ چنین زنانی هزینههای زیادی را صرف آرایش بدن و لباس میکنند و این یعنی صرف کردن و هدر دادن بهترین لحظات عمر برای اموری که هرگز سود انسانی و معنوی ندارد و فقط از نق زدنها و خردهگیریهای دیگران میکاهد؛ بیحجابی، موجب شیوع چشم و همچشمیهای زیانآور و تمام نشدنی میان زنان میشود و فرصتهای رشد و تعالی معنوی، اخلاقی، شخصیتی و علمی را از آنان میرباید و لحظاتی که باید صرف کسب علم، اخلاق و بالندگی انسانی شود، صرف امور گذرا و کماهمیت میشود.
بیحجابی عامل افسردگی و اضطراب!
بیحجابی یکی از عوامل مهم شیوع بیماریهای روانشناختیای مانند افسردگی، اضطراب، بدشکلی هراسی، ... در میان زنان به شمار میرود؛ زنان بیحجاب (به صورت آگاه و ناآگاه) دائما خود را با زنان دیگر مقایسه کرده و از این واقعیت که زنان زیباتر و جذابتری وجود دارند که نظر دیگران را به خود جلب میکنند، دچار افسردگی و اضطراب میشوند. بسیاری از زنان بیحجاب، از اختلال بدشکلی هراسی، رنج میبرند و تصورشان از بدن و زیباییهای بدنیشان، تصور نامناسب و حتی گاهی وحشتناک است؛ زیرا خود را با زنان بسیاری مقایسه میکنند و مجبورند افراد بیشماری را نسبت به ظاهر بدنی خودشان راضی کرده و تایید آنان را دریافت کنند و البته چنین امری شدنی نیست!
حجاب و مصونیت زن از آسیبهای اجتماعی
بیحجابی و بدحجابی یکی از عوامل مهم ارتباطهای نامشروع و تجاوزهای به عنف، قتلهای ناموسی و اختلافات شدید خانوادگی و متعاقب آن طلاق و فروپاشی خانواده است.جای هیچ گونه شکی نیست که اکثر قریب به اتفاق زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند، زنان بیحجاب و بیاعتنا به پوشش اسلامی هستند.
حجاب و اقتدار زن در برابر مردان
حجاب مهمترین ابزار زن در برابر خواستههای زیاد زیادهخواهانه مردان هوسران است و به زن، قدرتی میبخشد که رفتارها، خواستهها و انتظارات مردان را مدیریت کرده و زمینه سوء استفاده و چیره شدن مردان بر بدن و وجود او از بین رفته و یا از آن کاسته شود؛ بیحجابی، بهترین عامل غلظت و شدت مردسالاری افسارگسیخته در جامعه است؛ زن بیحجاب، در برابر مردان خلع سلاح است و هیچ سلاح دفاعی در اختیار ندارد تا زیادهخواهی مردان را لگام زند و خود را از تیررس نگاه آلوده و آزارهای جنسی آنان محفوظ دارد؛ جالب است بدانید که در همه جای دنیا بیش از آنکه زنان از بیحجابی دفاع کنند، مردان (با هزار دلیل و بهانه و تحت عناوین پرجاذبهای مثل حقوق و آزادی زنان) خواهان بیحجابی زنان هستند!
حجاب عامل زندهماندن عشق و نشاط همسری!
حجاب زنان موجب زنده ماندن احساس عشق و میل جنسی در جامعه است و مردان را به سوی ازدواج و قبول مسئولیت سنگین خانواده سوق داده و آن را برایشان لذیذ و هیجانانگیز میکند. مهمترین دستمایه اولیه عشق برای زنان،همین جاذبههای جسمی و ظاهری است که مرد را فریفته آنها میکند و پایههای نخستین عشق زمینی را بنا میگذارد! در جامعهای که بیحجابی رواج دارد، عشق میمیرد و سردی و سردمزاجی، شهوت پرستی و تنوع طلبی جای محبت و صمیمیت پاک مینشیند؛ زن غربی که از فرق سر تا نوک پا عریان و بیحجاب است، چیزی برای فروختن ندارد و همه سرمایهاش را در بازار عشق، رایگان به حراج گذاشته است! حجاب موجب رازآلود شدن وجود زن میشود و مردان را که عاشق رازآلودی و هیجانانگیزی در ارتباط با وجود زنان هستند، به سوی زن میکشاند و آنان را فریفته و مفتون وجود زیبایی او میکند و این مهمترین پایه شکلگیری پیوند ازدواج در جامعه انسانی است. حجاب زن، در واقع، غلیطتر کردن جاذبههای او و حریصتر کردن و مجذوبیت بیشتر مردان را به دنبال دارد و این امر وقتی در چهارچوب ازدواج و عشق پاک به وصال میرسد، لذتی شگرف و هیجانی بیپایان را برای زن و مرد به دنبال دارد.
حجاب زنان و گناهکاری مردان؟!
گاهی برخی میگویند «چرا زنان، حجاب بپوشند تا مردان گناه نکنند؛ مردان گناه نکنند و چشمشان را فرو پوشند تا زنان بتوانند بدون حجاب در میان کوچه و بازار ظاهر شوند»!این سخن ناشی از عدم آگاهی به حکمتهای حجاب است؛ حجاب آنچنانکه مختصراً توضیح داده شد، ابتدا به سود خود زنان و در جهت مصالح مادی و معنوی آنان است نه برای گناه نکردن مردان! اگر فرض کنیم که شرایطی فراهم شود که مردان به زنان نگاه نکنند، باز هم زنان باید حجاب بپوشند تا از فایدههای آن بهرهمند شوند! وانگهی برای سلامت و پاکی جامعه و هدایت انرژیهای انسانی به سمت پیشرفت و تعالی مادی و معنوی، زنان و مردان هر دو مسئول هستند و باید به پاکی و عفت فضای عمومی جامعه کمک کنند؛ مردان با حفظ نگاه و رعایت پوشش در ظاهر، رفتار و سخن و زنان نیز با حفظ حجاب، نگاه و رفتار و سخن؛ قرآن کریم میفرمااید: تعاونوا علیالبر و التقوی و لا تعاونوا علیالاثم والعدوان؛ در کارهای نیک و تقوا همیار هم باشید و یکدیگر را برگناه و دشمنی یاری نکنید!(2)
پانوشت:
(1) الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور...؛ خداوند ولی و سرپرست مومنان است و آنان را از تاریکیها به نور هدایت میکند... .
(2) مائده / 2
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
عفاف و حجاب و رعایت عرف جامعه خواسته همه مردم جمهوری اسلامی ایران است اما همه مردم نیز دوست دارند این موضوع نهادینه شده و با اقناع افرادی که به ناهنجاری روی میآورند جامعه اصلاح شود نه اینکه با پرداخت جریمه اجازه تردد ناهنجاران و بدحجابان داده شود!طرح عفاف و حجاب از یک سو در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است و از سوی دیگر نیروی انتظامی با مصوبه هیات دولت طرح گشت ارشاد را اجرایی میکند اما کدامیک از این موارد میتواند موجب اصلاحات عمقی و جدی حجاب در کشور شود؟!آیا اساساً بحث حجاب و عفاف در حال حاضر نیاز به قانون گذاری جدید دارد یا نه چراکه در حال حاضر ما تقریباً 350 صفحه قانون در مورد حجاب داریم آیا با وجود این قوانین ما توانستهایم نتیجه مطلوب را بگیریم یا نه و آیا به اندازه کافی قوانین وجود دارد یا خیر؟
توجه به هنجارهای جامعه از جمله حفظ حجاب خواسته همه مردم است اما باید با هنجارشکنان طوری رفتار شود که خود از تکرار ناهنجاری بپرهیزند و شاید پرداخت جریمه برای بدحجابی راهحل کوتاهمدت باشد اما باید به این معضل ریشهای نگاه شود و در عین حال فرهنگسازی آن از زمان کودکی افراد انجام شود.حجاب بیشتر از اینکه یک اجبار در جامعه تلقی شود نیازمند آن است که یک انتخاب صحیح باشد و مانند ارزشهایی شبیه فداکاری و مهرورزی و دینداری تریج شود تا همه اعضای جامعه حجاب و البته مقدمتر از آن عفاف و پاکدامنی را به عنوان صلاح خود بپذیرند تا اینکه آن را قانونی بدانند که تخلف از آن برایشان جرایمی به همراه خواهد داشت.
ما350 صفحه قانون در زمینه عفاف و حجاب داریم ولی نگاهی به اوضاع جامعه مبین این نکته است که ترویج عفاف و حجاب در جامعه تغییر کرده ولذا ضروریست طرحی تازه با نگاهی نو و همه پسند را در این زمینه اجرایی کنیم. طرحی که هم باب دل جوانها باشد و هم میانسالان طرحی که اقناع کند و مردم را به انتخاب حجاب و البته عفاف برساند.در میان راه یادمان باشد طبق تعالیم دین و قرآن حجاب و عفاف هم باید به مردها و هم به زنان توصیه شود و مخصوص جنس خاصی نیست. شاید درمان این دردی که متاسفانه در حال فراگیرشدن است تغییر نگاه و اقناع مردم است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اگر تابستان سال گذشته از بدحجابی در جامعه اسلامی می گفتیم نهایت آن شالهای باریک روی سر، مانتوهای جذب و آستین کوتاه و شلوارهای تنگ بود، چند سال قبل از آن شلوارها و مانتوهای کوتاه با روسریهای کوچک و قبل تر از آن مصداق بدحجابی تنها بیرون گذاشتن موی سر به شمار میرفت.هر سالی که به جلو می رویم بدحجابیها شکل و شمایل وقیحانه تری به خود میگیرند تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم، مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده است و بیشتر شبیه شنلی شده است که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمیشود.
شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است.تعدادی از خانمهای که اقدام به پوشیدن این نوع جوراب های بدن نما نمودهاند، حتی در مواردی از جورابهای بلند رنگی یا ساپورت های چسبان استفاده میکنند و یا مانتو و دامن بدون شلوار می پوشند و حتی پوشش های را استفاده می کنند که ساق پا عریان و در معرض دید است، استفاده میگردد.
این شیوه پوشش جدید ابتدا توسط افراد لاابالی جامعه استفاده میشد و روز به روز گسترش یافته است ، رخدادی که اتفاقی نیست و با جست و جویی در اینترنت می شود آن را مشاهده کرد که این نوع از بد پوششی، به عنوان مد های جدید به شکل گستردهای در حال تبلیغ و معرفی است و حتی فروش اینترنتی آن به طور گسترده ای تبلیغ میشود.در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.
بنابراین به نظر میرسد به دنبال این بد حجابی ها فصلی از بیحجابی که همان عریان گری به شیوه جدید است، باید منتظر ظهور دوباره پوشش های همچون دامن کوتاه که در دوران طاغوت رواج داشت باشیم.آغاز این عریانی جدید شلوارهای چسبان زنانه بود که پس از حساسیت زدایی به سرعت جوراب بلند مشکی یا ساپورت جایگزین آن شد.همان طور که قبل از آن برای مانتو مدل سارا فن را مد کردند و وقتی حساسیتی از جانب مسئولین برای آن مشاهده نشد به سراغ مانتوهای آستین کوتاه به همراه ساقبند رفتند و در ادامه این به اصطلاح مدگرایی به سرعت ساق بندها برداشته شد و مانتو کوتاه بدون آستین و این دست بد حجابیها افزوده شده است. متأسفانه برخی بدون توجه به اینکه این لباس، مخصوص زنان بدکاره است، این جوراب شلواریهای ارزان قیمت را تهیه کرده و از اینکه مد روز را به تن کردهاند، احساس غرور نیز میکنند! غافل از اینکه، با این پوشش، خود را در معرض نگاههای حریصانه مردان هیز و هوسران قرار میدهند.
شاید برای یک زن غربی که احیانا با اندام برهنه به خیابان می آیند این پوشش یک ساپورت یا محافظ باشد اما برای زن ایرانی که بنا به آموزه های دینی بهترین نوع پوشش محافظتی را دارد در بهترین حالت همان جوراب یا ساق شلواری را خواهد بود اما با کنکاش در موضوع متوجه میشویم که این نام گذاری ( ساپورت ) با دقت فراوان از سوی فرهنگسازان و سیاستمداران غربی به طراحان مد القا شد تا بخش فرهنگی برخورد تمدن ها با پیشرفت چشمگیری مواجه شود چرا که نامهای سابق این پوشش همچون جوراب و ساق شلواری از دید زنان مسلمان قابل استفاده بعنوان پوشش اصلی نبود چرا که براحتی اندام توسط مردان نامحرم قابل مشاهده میگردید اما کلمه ساپورت با توجه به معانی ان کاملا ذهنیت زنان را تغییر خواهد داد بگونه ای که معانی این کلمه آنان را مجاز به استفاده از این پوشش به عنوان لباس اصلی خواهد نمود.شاید برای یک زن غربی که احیانا با اندام برهنه به خیابان می آیند این پوشش یک ساپورت یا محافظ باشد اما برای زن ایرانی که بنا به آموزه های دینی بهترین نوع پوشش محافظتی را دارد در بهترین حالت همان جوراب یا ساق شلواری را خواهد بود اما با کنکاش در موضوع متوجه میشویم که این نام گذاری ( ساپورت ) با دقت فراوان از سوی فرهنگسازان و سیاستمداران غربی به طراحان مد القا شد.
در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.
استفاده از رنگ موهای آبی، قرمز، بنفش یا استفاده از بدلیجات روی بینی و لب ها و یا حتی اینکه گوش هایشان را چندین سوراخ می کنند تا تعداد زیادی گوشواره از آن آویزان کنند و از روسری بیرون بگذارند،پوشیدن ساپورت و ... تمام این ها نشانه خود کم بینی هایی است که این طور در افراد بروز می کند. آنها از اینکه دیده شوند لذت می برند نه از اینکه با چه نیتی به آنها نگاه می شود.
این موضوع کمبودهای شخصیتی در جامعه اسلامی به این شکل بروز می کند در جوامع غربی هم که بحث بدحجابی مطرخ نیست، افراد کمبودهایشان را با گرایش به فرقه های شیطان پرستی و گروه های منحرف دیگر با شکل و شمایل ویژه جبران می کنند.
قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در ۱۳ دی ۱۳۸۴ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است و برای ۲۶ دستگاه و سازمان، وظیفه تعیین کرده است اما در این سالها تنها نیروی انتظامی با راه اندازی گشت های ارشاد به وظیفه اش در تذکر به بدحجاب ها عمل کرد و فرهنگ سازی ها و سایر اقدامات توسط دیگر دستگاه ها فراموش شد و حتی عده ای از مسئولان، مانع از ادامه این برخوردها نیز شدند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بشر با توجه به اهميتی که برای سلامت خود
قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش می نهد و بيماری جامعه را بيماری خود
میداند؛ همچنان که تلاش میکند برای حفظ و تأمين سلامت خود از بسياری از
امور بپرهيزد و يا از واکسنهای پيشگيری و داروهای گوناگون استفاده کند،
برای سلامت جامعه هم بايد نهايت سعی و کوشش خود را به کار گيرد و جامعه را
از مبتلا شدن به بيماریهای اخلاقی و روانی پرهيز دهد تا ديگر افراد جامعه
به رشد، تعالی و سعادت برسند.
بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهديد میکند. پوشش
نامناسب پیآمدها و آثار جبران ناپذيری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد
وامنيت جامعه دارد که گاه مسيری انحرافی و بازگشت ناپذيری پديد میآورد.
.فرهنگ هر جامعه ای از جنبه های گوناگونی تشکيل يافته است. جنبهای
هنجاری فرهنگ جامعه، از ارزشها و قواعد خاص رفتاری تشکيل میشود. هنجارها
نشان میدهند که چه چيزی ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شيوه های پوشش برگرفته
از فرهنگ آن جامعه. تلقی بد از بدحجابی، باور به ارزشی بودن حجاب و پوشش و
قضاوت درست درباره حجاب، در زندگی اجتماعی و فرهنگی تأثير بسزايی
میگذارد.قبل از هر چيز بايد فرهنگ را تعريف کنيم تا آثار و پیآمدهای
گسترش فرهنگ بدحجابی روشن شود. معروفترين تعريف از فرهنگ از تايلور انسان
شناس معروف انگليسی است. او میگويد:فرهنگ، مجموعه پيچيده ای است که
دانش، معتقدات، هنر، اخلاقيات، قانون، رسم و هر استعداد و عادت ديگری را که
بشر به عنوان عضو جامعه کسب میکند، شامل میگردد.
کلارک نيز میگويد:تمامی مظاهر و شئون زندگی يک ملت را فرهنگ آن ملت تشکيل
میدهد.بنابراين، رفتارهای اجتماعی معجونی از آنچه جامعه از علم و دانش،
باورها و مسائل اخلاقی کسب میکند و قوانينی است که از دين و آيين افراد
سرچشمه میگيرد. در کنار اينها، برخی رسوم و عادات اجتماعی، در طول زمان
سهم بسياری در شکل گيری فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلی حيات اجتماعی
را به وجود میآورند و در الگوهای رفتاری و هنجارهای فردی و اجتماعی بسيار
تأثيرگذارند.
بحث حجاب و عفاف و حیا به صراحت در آیات
متعدد قرآن کریم اشاره شده و حدود و آثار و کارکردهای آن بیان شده است.حجاب
از نظر دین مبین اسلام نگرشی فطری و هویت حقیقی زن در تمامی ابعاد وجودی
یک زن است و البته باید بدانیم حجاب مختص زن نیست بلکه مردها هم باید در
رعایت آن دقت کنند.چه بسا امام حسین(ع) لباس تنگ را لباسی پست میخواند و
از پوشیدن آن پرهیز میکردند.
حجاب به عنوان پرده و محافظی، شخصیت و کرامت انسانی را حفظ میکند.عدم حفظ
حجاب همیشه نتایجی منفی به همراه داشته است که تزلزل خانوادهها از
زیانبارترین آن به شمار میآید و موجب از همپاشیدگی بنیان خانواده و
مشکلات روانی و روحی متعدد در فرزندان و همسران میشود. حجاب جزو مسائل
ارزشی بسیار مهم در جوامع اسلامی است که رعایت آن باید جزو اولویتهای
جامعه قرار گیرد چرا که سلامت و پاکی جامعه را سبب میشود.رسول اکرم(ص) منش
اسلام را در حیا میدانند به این معنی که باید در همه کار مراقب بود چون
حیا از انسان در مقابل همه چیز مراقبت میکند.
حضرت علی(ع) بهترین حیا را حیای نفس میخواند، زن مملو از ظرافت و
زیبائیست که با صدف حیا این ظرافت در وجود او چندین برابر میشود . امام
صادق حیا را دارای ۱۰ جزء اصلی میداند که ۹ جزء آن در وجود زن تبلور
مییابد و فقط یک جزء آن در مردان وجود دارد بنابراین کنترل و حفظ حیا برای
زن بسیار بالاتر و بیشتر از مردان است. کمتوجهی به عفت هم موجب افزایش
هواپرستی و عدم احساس مسئولیت و پیروی از فرهنگهای غربی میشود چرا که به
فرمایش امام علی کسی که عفت را نگه دارد پاداشش برابر مجاهدت در راه اسلام
است.
با توجه به اینکه بیشترین مزاحمتها از سوی مردان صورت میگیرد در حالی که
کمترین آسیبها برای آنها ایجاد میشود، پس زنان باید در این هنگام
رفتارهای محتاطانه و از روی ترس را در پیش بگیرند.دامنه عفاف گسترده است و
باید بدانیم تفکر از مهمترین مسائل در بحث حجاب است چه بسا افکار در رفتار
و منش است که انسان را به سوی گناه میبرد.عفاف کنترل کننده تمایلات
نامشروع جنسی است و قرآن عفاف را عاملی میداند که انسان در نمایاندن
زیبائیهای خود از حدود خود فراتر نرود و آنچه که مورد نهی قرآن قرار دارد،
دارابودن زینت نیست بلکه نحوه زینتدادن است.با توجه به اینکه ما در
جامعهای اسلامی و با اعتقادات اسلامی زندگی میکنیم در مسائل زیادی خود
نگهداری و عفاف باید رعایت شود و باید بدانیم منشأ عفاف، غلبه بر امیال
نفسانی و رشد قوه عقلانی است.
آثار و پیآمدهای فرهنگی بدحجابی عبارتند از:
الف) وازدگی در برابر فرهنگ بيگانه
داد و ستد فرهنگی مفيد است، بلکه برای هر
جامعه ای لازم به نظر میرسد. تجربه نشان داده که تعامل يا تبادل فرهنگی
از عوامل بالندگی و پويايی جوامع است. حضرت آيت الله خامنه ای
میفرمايد:در تبادل فرهنگی، هدف بارور کردن وکامل کردن فرهنگ ملی است.ولی
در تهاجم فرهنگی، هدف ريشه کن کردن و از بين بردن فرهنگ ملی است.
اما در دنيای کنونی، فرهنگی که قادر نباشد عناصر فرهنگی مفيد را جذب و
عناصر غير مفيد را دفع کند و در الگوهای مختلف اجتماعی از ثبات لازم
برخوردار نباشد، فرهنگ مهاجم با الگودهی آن را تخريب میکند؛ ارزشها و
هنجارهای آن را ناديده می انگارد و با غلبه و تهاجم، ارزشها و الگوهای
مورد نظر خويش را جایگزين میکند تا در اين رهگذر به اهداف خود دست يابد.
بنابراين، فرآيند بدحجابی، مقدمه تهاجم گستردهتر به فرهنگ مقابل و شکستن
هنجارها و جایگزين ساختن هنجار مورد نظر فرهنگ مهاجم است. چنين جامعهای
به نظر اسپنسر، جامعه شناس معروف، قدرت دفاعی خود را از دست میدهد و در
مقابل بيماریها، قدرت مقابله و دفاع ندارد و با ورود کوچکترين عامل مخرب،
از بين میرود. احساس بيگانگی در برابر فرهنگ خودی و بی هويتی اجتماعی،
زمينه ساز پذيرش تهاجم فرهنگی است. بنابراين، جامعه ای که دچار تهاجم
فرهنگی گردد و تغييرات اجتماعی در آن سريع صورت گيرد، ارزش در آن جامعه
ناپايدار است و هنجارشکنی در آن مرسوم میشود و در برابر فرهنگ بيگانه
هميشه از خود وازدگی نشان میدهد و در نتيجه، بحرانزا میگردد. سوغاتی که
بدحجابی به همراه دارد، تنها پوشش نامناسب نيست؛ بلکه ترويج لباسهای
نامناسب، بزک کردنها و... را به دنبال دارد. در نتيجه، افراد متحمل بسياری
از الگوهای ديگر از فرهنگ بيگانه میشوند.
ب) سلطه بيگانگان و تأمين منافع آنان
هر جامعه ای در پی آن است که به ارزشهای
خود پابندد و جامعه خود را از فرهنگ های بيگانه مصون نگه دارد تا افراد از
سلامت و ثبات لازم برخوردار باشند. چنين جامعه ای سريعتر میتواند به
اهداف خود برسد و آرمانهای خود را عملی سازد. بنابراين، استعمارگران در
جايی که ببينند جامعه ای مطابق با منافع، اهداف و خواستههای آنها پيش
نمیرود. برای رسيدن به منافع خود و چپاول آن، غيرمستقيم طرحهايی میريزند
تا افراد را مشغول و سرگرم کنند و به اهداف شوم خود برسند. مانند ترويج
بدحجابی و بیحجابی است. در طرح استعماری انگلستان به مأموران خود چنين
آمده است:بايد به استناد شواهد و دلايل تاريخی، ثابت کنيم که پوشيدگی زن از
دوران بنی عباس متداول شده و مطلقا سنت نيست. مردان همسران پيامبر را
بدون حجاب میديدهاند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش
مردان فعاليت داشته اند. پس از آنکه حجاب زن با تبليغات وسيعی از ميان
رفت، وظيفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشقبازی و روابط جنسی
نامشروع با زنان غيرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از
آنان تقليد کنند.»
رهبر فرزانه انقلاب میفرمايد:اين چيزهايی که شما میشنويد درباره مبارزه
با دختران محجبه در فرانسه، اينها جرقه هايی است؛ آتشهای زير خاکستر است و
از يک کار عظيم پشت پرده خبر میدهد.به راستی، دشمنان انقلاب اسلامی در
تهاجم به ارزشهای مقدس ما میخواهند تقدس زدايی کنند. آنگاه به اهداف
شوم خود برسند.
ج) گسترش فساد و تباهی
«ارزشهای جامعه، آن دسته از عوامل و
عناصری هستند که اکثريت يک جامعه به اعتبار و اهميت آنان ايمان دارند و
بدانها ارج میگزارند».در جامعه ای که حجاب، متانت، عفت و حيا ارزش تلقی
میشود، زن پايه های اين ارزش را از رفتار و کردار خود، به بينش و باور
خويش سرايت میدهد و از طرفی نهتنها زنان ديگر بلکه مردان را نيز به
ارزشهای جامعه متوجه میسازد و جامعه را به سلامت و ارزشهای واقعی سوق
میدهد. اما اگر زن،روشها و منشهای خود را تغيير دهد و به خودنمايی و
آرايشهای ظاهری بپردازد، ارزشهايی چون حجاب و حيا و وقار را خدشه دار
میکند و خود و اجتماع را به تباهی و فساد و بالاخره به ضدارزشها
میکشاند.
زمانی اين سؤال مطرح بود که بر اساس روايات، در آخرالزمان زنان پوشيده ولی
برهنهاند. اين پارادوکس را چگونه میشود حل کرد. اميرالمؤمنين علی(ع)
میفرمايد:يَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الاَْزْمَنْةِ
نِسْوَةٌ کاشِفاتٌ عارِياتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّين خارجاتٌ فِی
الْفِتَنِ داخِلاتٌ مائِلاتٌ اِلی الشَّهَواتِ وَ مُسْرِعاتٌ و اِلَی
اللَّذّاتِ مُسْتَحِلاّتُ المُحَرَّمات وَ فی جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛
در آخرالزمان که بدترين زمانهاست، زنانی هستند که پوشيده اما برهنه اند و
از خانه با خودآرايی بيرون میآيند. اينان از دين بيرون رفتهاند و در
فتنه ها وارد شده و به شهوات تمايل پيدا کردهاند و به کوی لذات نفسانی در
شتابند و حرامها را حلال میدانند و در دوزخ به عذاب ابدی
گرفتارند.بنابراين، امروزه پاسخ اين سؤال پاسخ روشن شده است که بعضی زنان
پوشش دارند ولی بدحجاب يا بیحجابند، پوشش دارند ولی عريان و برهنهاند.
چنين مسائلی آدمی را از ارزشها دور میسازد و در فتنه ها وارد مینمايد و
از همه بالاتر گاهی از دين خارج میکند.
د) افت تحصيلی و آموزشی
فرهنگ هر جامعه ای، به آموزشهای آن بستگی
دارد. هر قدر آموزشها از غنای بيشتری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه
بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهيختگان، در پرتو تحصيلات شناخته میشوند.
جامعهای که دانشمندان آن بيشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار
است و پويايی در تمامی زمينه های فرهنگی، اقتصادی، سياسی و نظامی کاملاً
مشاهده میشود. خلاصه، پيشرفت هر جامعه ای در گرو آموزش آن است.
دختران و پسران اگر در کنار تحصيل، دل مشغولی های ديگری داشته باشند، از
تحصيل باز میمانند و وقت زيادی از فرصتهای مطالعاتی و تحصيلی آنان به هدر
میرود. بسياری از مشاوران از صحبتهای دختران و پسران جوان درباره مدهای
روز و آرايشهای جديد گله مند هستند. نمیخواهيم بگوييم دختران و پسران
بايد در دانشگاهها کاملاً از هم جدا باشند و ديواری بين آنها کشيده شود.
اگر اينها فضای آموزشی را رعايت کنند و محيط را محيط درس بدانند و از آنچه
برازنده فضای آموزشی نيست پرهيز کنند، بسيار تحسين برانگيز خواهد بود. به
گفته مربيان تربيتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس میخوانند،
کمکاری، عقب افتادگی و بی مسئوليتی به خوبی مشاهده شده است. زيرا دختران
در چنين محيطی، با بدحجابی توجه ديگران را به خود جلب میکنند و تمرکز
ذهنی و روحی را از آنان میگيرند و باعث افت تحصيلی آنان میشوند و خود نيز
ديگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح
مطالعه و تحقيق در آنها خاموش میشود و افت تحصيلی پيدا میکنند.
ه) تضعيف اعتقادات دينی در جامعه
جامعه ای که در سطح بالايی از باورهای
دينی باشد، در سايه ايمان، در برابر بسياری از آسيبها مصون میماند و
دشمنان نمیتوانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه های آنان نقش بر آب
میشود. اين جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسيدن به خالق
خود میداند، دل به ديگری نمیسپارد و عقايد خود را متزلزل نمیکند. در اين
جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دين و مذهب به شمار میرود و زنان حاضر
نمیشوند خود را به زينت های زودگذر و دنيايی مزين کنند و در پرتو آن
عقايد ديگران را متزلزل نمايند و خود نيز زمينه ساز فساد در جامعه شوند.
تظاهر به بدحجابی نشانه پایبند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و
اعتقادات اسلامی است؛ زيرا زنان با بدحجابی، چشم های هوس آلود را متوجه
خود میسازند و پايه های ايمانی مردم را سست میکنند و جامعه را به فساد
میکشانند. «هيچ راهی برای امريکا و ابرقدرتها بهتر از اين نيست که بدون
جنگ و کشتار و بدون اينکه پولی خرج کنند و حساسيتی ايجاد نمايند، ايمان را
از دلهای مردم بدزدند و بزدايند. اين کار به سادگی انجام میشود؛ با
فيلم ها، نمايشنامه ها و چيزهايی از اين قبيل به نام پيشرفت علم و...
هيچ راهی بهتر و موفقتر از اين وجود ندارد.» و میدانيم که باورها و
ايمان های راسخ نقش بسزايی در بالندگی زندگی جامعه ايفا میکنند و زمانی
که ايمان به سستی گرايد، نفوذ دشمن و به انحراف کشيدن آن جامعه به راحتی
صورت میپذيرد.
بدحجابی پیآمدهای اجتماعی نيز به دنبال دارد، از جمله:
الف) ايجاد ناامنی و سلب آرامش
آرامش و امنيت والاترين نعمتی است که
خداوند به جامعه عنايت میفرمايد و میتوان گفت، اگر جامعه ای فاقد آن
باشد به يک معنا، هيچ چيز ندارد و با وجود امنيت، همه چيز دارد. سلامت جسمی
و روحی ـ روانی جامعه در سايه امنيت حفظ میشود و خلاقيت و نوآوری بروز
میکند. زنان بدحجاب نمیدانند که چه ضربه های و جبران ناپذير خانمان
براندازی بر پيکره جامعه وارد میسازند.
در جامعه ای که بدحجابی رواج پيدا کند، چشم و هم چشمی ها و ارائه هر چه
بهتر زينت آرايی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی میکنند تا چشمان بيشتری
را متوجه خود سازند و در معرض ديد همگان قرار گيرند و اين امر تمامی نخواهد
داشت تا جايی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتيجه، ناامنی نه
تنها دامان خود بدحجاب را میگيرد بلکه خيلی سريع به اجتماع سرايت میکند و
جامعه را از فعاليتهای سالم باز میدارد.بسياری از کجروی های گوناگون
اجتماعی مانند مدگرايی، شورشها و درگيریهای خيابانی، ناهمنوايی اجتماعی و
آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی هويتی اجتماعی سرچشمه میگيرند.
زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع میپردازند و هر روز به
سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالبتر و کفش و لباس شيک تر میروند، از
سرمايه های معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اينان
کمبود خويش را بدينگونه جبران میکنند و عطش شخصيت يابی را از اين طريق
فرومی نشانند.
«آری، بدحجابی، ارزشهای راستين دختران را تحت الشعاع ظواهر جنسی شان
قرار میدهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوس رانیهای شيادان میسازد.
بدحجابی ارزش زن را از بين میبرد و او را تا حد يک کالا پست میکند. زنی
که تن و اندام خود را در معرض ديد همگان میگذارد و آنچه را که به جنسيت
او مربوط میشود، به کوچه و بازار میکشد، در حقيقت میخواهد با تکيه بر
زنانگی خويش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکيه بر انسانيت خويش. در
واقع او بدين ترتيب اعلام میکند که آنچه برای او اصل است، زن بودن اوست،
نه انسان بودن و نه انديشه و لياقت و کارآيی او. چنين زنی قبل از هر چيز
اسير خود است. او به مغازه داری شبيه است که دائما در فکر تزيين و تغيير
دکوراسيون ويترين مغازه است».
ب) ترويج رذايل اخلاقی
بدحجابی علاوه بر اينکه خود يک ناهنجار
اجتماعی به شمار میآيد و جامعه را به بیبند و باری میکشد، زمينهساز
بسياری از زشتیهای اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی اعتنايی میشود،
مسائل اخلاقی ديگر هم از جامعه رخت بر میبندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال
دارد، چنانکه مدپرستی، هواپرستی میآورد. جامعهای که هر روز مد جديدی را
به شکل های گوناگون بپذيرد، دچار بسياری از بيماریهای اخلاقی چون غرور،
تکبر، عصيان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعه ای به انجام
دادن گناه جسارت پيدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پيدا کرد، زشتی گناه از بين
میرود و اين خود گناه بزرگتری است. يعنی جامعهای که گناه را گناه نداند،
به سبب رواج زياد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراين، بدحجابی قبح
و زشتی گناه رااز بين میبرد و باعث رواج گناهان ديگر میشود. امام
صادق(ع) میفرمايد:وَ اَمّا اللِّباسُ يَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ
الرِّياء وَ التَّزْييِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُيَلاءِ فَاِنَّها مِن
آفاتِ الدِّينِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛ لباست، لباسی
نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ريا، آراسته نشان دادن، مباهات به
ديگران، فخرفروشی و تکبر، آلوده کند که تمام اينها از آفات دين و موجب سختی
دل است.
بدحجابی موجب سوء ظن نيز میگردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و
زن باحجاب، خود را به احکام الهی پایبند میداند. از آن طرف زنان بدحجاب
به راحتی احکام الهی را زير پا میگذارند و بیمبالاتی خود را به موازين
اسلامی اعلام میدارند. چنين زنانی در معرض گناه هستند و افراد جامعه به
آنها گمان بد میبرند و زمينه اين گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود
میآورند. پس زنان پاکدامن و با عفاف، بايد کاری کنند که در معرض تهمت
قرار نگيرند.
ج) کمرنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه
زن در بسياری از جوامع در فعاليتهای
اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سياسی و... شرکت میکند و سهم بسزايی در اين
زمينه ها دارد. بنابراين، حضور زنان در جامعه امری انکارکردنی نيست و روز
به روز به اين فعاليتها اضافه میشود و زنان دوش به دوش مردان در تمامی
زمينه ها به فعاليت میپردازند. حال آيا پوشش میتواند بر حضور زن در
جامعه تأثير داشته باشد يا خير؟ پاسخ بسيار روشن است؛ زيرا اسلام همانگونه
که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پیآمدهای بد و زشت
آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصی داشته تا حضور او را در
جامعه حفظ و سلامت نفسانی جامعه را تضمين کند.
زنان بدحجاب در محل کار، به دليل خودآرايی و خودنمايی، تمرکز فکری لازم را
از دست میدهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و
تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرايش، نه تنها به کار جدی نمیپردازد،
بلکه نيروی کارآمد ديگران را نيز دچار سستی و رکود میسازد. در نتيجه، که
چرخه فعاليت کاری جامعه را به کندی رهنمون میسازد.از طرفی خانواده هايی
که غيرت دينی بالايی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنين جامعه ای
نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آنها در فعاليتهای اجتماعی
جلوگيری میکنند. در نتيجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نيروهای
کاری را از دست خواهد داد.
د) برهم زدن تنظيم روابط جنسی و عاطفی
پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقی
جامعه و پایبندی به هنجارهای دينی میشود، بلکه زمينه بروز و شکل گيری
بزه کاریهای جنسی را به حداقل میرساند و اعضای جامعه را نيز به سوی
تشکيل خانواده، تنظيم روابط جنسی و عاطفی و قاعده مند کردن آن سوق
میدهد.حجاب باعث میشود فاصله های اجتماعی محفوظ بماند و رعايت شود، يعنی
هر کسی نمیتواند با ديگران هر نوع تعاملی را برقرار سازد. لذا پوشش،
تعامل ها را الگودار و معنادار میسازد. اين ويژگی مانع نزديک شدن غريبه
ها و در نهايت ارتباط جنسی میشود. رعايت حجاب و پوشش مناسب، افراد را از
بزرگترين نعمت يعنی آزادی برخوردار خواهد ساخت؛ زيرا زنان اجازه نخواهند
داد کسی بدون اجازه، به حريم شخصی و خصوصیشان نزديک شويد و در اين زمينه
تصميم بگيريم. بنابراين اگر افراد پاک و پاکدامن و جامعه سالم میخواهيم،
بايد زنان ما پوشش را کاملاً رعايت کنند؛ چنان که امير مؤمنان در نهج
البلاغه به فرزندش امام حسن(ع) میفرمايد:وَ اکْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ
اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِيّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقی
عَلَيْهِنَّ؛از راه حجاب و پوشش بانوان آنها را بپوشان؛ زيرا رعايت حجاب به
طور جدی و محکم، زنان را به طور سالمتر و پاکتر حفظ خواهد کرد.
ه) افزايش آزار جنسی
زنان و دختران با پوشش نامناسب در
فعاليتهای اجتماعی، به جوانان و مردان بزهکار اجازه خواهند داد تا به حريم
آنان تجاوز کنند و مورد اذيت و آزار خود قرار دهند. نقطه شروع بسياری از
ناهنجاریها، مزاحمتها و بی احترامی هايی است که افراد جامعه برای
يکديگر به وجود میآورند و بدحجابی عامل بسيار مهمی در ايجاد اين
مزاحمتها به شمار میآيد، دختران بزرک کرده با پوشش های زننده و گاه
بسيار تهييج کنده، در جامعه خود را ارائه مینمايند تا شايد نگاه های
آلوده بيشتری را به خود جلب کنند و از اين طريق،حس خودآرايی و خودنمايی را
به نحوی ارضا کنند، ولی اين سرابی بيش نيست و عاقبت پشيمان خواهند شد که
ديگر راه بازگشت نخواهند داشت. خداوند در قرآن کريم به پيامبرش(ص)
میفرمايد:«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ
نِساءِ الْمُوءْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ
أَدْنی أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُوءْذَيْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا
رَحيمًا)؛
ای پيامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را برخود
فروتر گيرند. اين برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به
احتياط] نزديکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.در شأن نزول اين آيه آمده،
هنگامی که شبها زنان برای نماز به مسجد میرفتند، بعضی از جوانان هرزه بر
سر راه آنها مینشستند و آنان را با مزاح و سخنان ناروا آزار میدادند و
مزاحم آنها میشدند. اين آيه به زنان دستور داد حجاب خود را به طور کامل
رعايت کنند تا از کنيزان، آلودگان و يهوديان شناخته شوند و مورد آزار قرار
نگيرند.پس جامعه ای که بخواهد ثبات امنيتی بيشتری داشته و از ناهنجاریها
به دور باشد، بايد خود را از عواملی که باعث ناهنجاری و بزه میشود، دور
نگه دارد و حجاب بهترين وسيله ای است که زنان و دختران را از آزار جنسی
محافظت میکند.
و) جلب نگاههای چشمچران و هوسباز
خداوند به پيامبر اعظم(ص) میفرمايد:«قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ؛
به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه نامحرمان فرو گيرند.»
شهوت از غرايزی به شمار میآيد که خداوند در آدمی قرار داده است. شهوتی که
باعث بقای نسل و ساماندهی زندگی و حيات میشود، آرامش و آسايش را برای
جامعه به ارمغان میآورد و آثار بسيار مطلوبی در جامعه خواهد داشت. اما اگر
از مسير اصلی خود منحرف شود و در سمت و سويی ديگر قرار گيرد، آثار بسيار
بدی برای فرد و جامعه دارد. بدحجابی از مسائلی است که غريزه شهوت را از سير
خود منحرف میسازد. زنان بدحجاب، نگاه های آلوده مردان هوس باز را به
خود جلب میکنند و آتش شهوت را در دل آنان شعله ور میسازند. به ويژه در
جامعه ای که بيشتر افراد آن جوان هستند، نگاه های شيطانی به سوی دختران
بزککرده و بدحجاب جامعه را به فساد و تباهی رهنمون میسازند.
آری، در جامعه ای که چشم چرانی بر اثر بدحجابی رواج پيدا کند، بسياری از
گناهان در آن جامعه رواج پيدا میکند و سرانجام، جوانان چشم چران بر اثر
اين گناه خانمانسوز، زندگی بسياری از دختران معصوم و سادهلوح را بر باد
میدهند و آبروی خانواده ها را به ارزانی میفروشند و زندگیها را سست
میکنند و سرمايه عفت و پاکدامنی را از بين میبرند.امام صادق(ع)
میفرمايد:النَّظَرُ سَهْمٌ مِن سِهامِ اِبْليسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ
نَظْرَةِ اورثَتْ حَسْرَةً طويلةً؛
نگاه، تيری از تيرهای زهرآگين شيطان است. چه بسا يک نگاه حسرت طولانی در پی دارد!
ز) اختلالات روحی و روانی
اختلال روحی و روانی از آثار ناگوار
بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نياز ذاتی خود برای
جلب رضايت محيط و توجه بيشتر بينندگان، به خودآرايی و جلوه گری و ارائه
پوشش غيرمتعارف میپردازند و افکار خود را در بعد تمايلات و تخيلات موهوم،
تقويت میکنند. بنابراين، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و
روان افراد وارد میسازد. چنين افرادی هميشه در پی آنند که خود را به گونه
ای ارائه دهند که افکار و نگاه های آلوده و هوس انگيز را به خود جلب
کنند و شخصيت خود را با خواسته های ديگران همگون سازند. اين خواسته ها
محدود نيست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواسته ها ارائه دهند.
افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست میدهند و اميدها و آرزوها به
نااميدی میگرايد. شهيد مطهری؛ میفرمايد:روح بشر فوق العاده تحريک پذير
است. اشتباه است که گمان میکنيم تحريک پذيری روح بشر، محدود به حد خاصی
است و از آن پس آرام میگيرد. همان طور که بشر در ناحيه ثروت و مقام، از
تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سير نمیشود و اشباع نمیگردد، در امور
جنسی نيز چنين است. هيچ مردی از تصاحب زيبارويان و هيچ زنی از متوجه کردن
مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلی از هوس سير نمیشود. از طرفی
تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و هميشه مقرون است با نوعی
احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات
روحی و بيمارهای روانی میگردد. چرا در دنيای غرب اين همه بيماریهای روانی
زياد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحريکات فراوان سکسی است که به
وسيله جرايد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غير رسمی
انجام میشود.
اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوی مناسبی به جامعه ارائه داد، سلطه ای
آگاهانه به افراد جامعه پيدا خواهيم کرد و جامعه را از بیارادگی و
بیاختياری نجات خواهيم داد. اما با بدحجابی، به افراد جامعه اجازه
دادهايم که هرگونه میخواهند، برای پوشش خود تصميم بگيرند و مدلهای متنوع
را جایگزين کنند و دلها را به سمت و سوی انحرافات اجتماعی سوق دهند که
در اين صورت، اداره و اختيار از افراد جامعه گرفته میشود و جامعه ای که
از خود ارادهای نداشته باشد، اختلالات روحی و بيماریهای روانی به سراغ آن
خواهد آمد و به منجلاب کشيده خواهد شد. «بدحجابی زن در جامعه، سبب نقش
بازی کردن او در اسلوب ها و مدلهای گوناگون میشود. اين اعمال او را به
صورت موجودی بی اختيار و بیاراده، به هر طرف میکشد و ديگر بر زندگیاش
تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگی و اعمال خود، نظر ديگران را ترجيح
میدهد که برای جلوگيری از اين امور منفی، حجاب بهترين درمان میباشد».
ح) تزلزل نهاد خانواده
تشکيل نهاد خانواده، مقدس ترين پيوند
زناشويی است. برای ثبات اين نهاد، عفت و حجاب خانوادگی مهمترين عامل به
شمار میآيد. اگر زن لذتهای جنسی خود را از محيط خانواده بيرون نبرد و
دستورهای اسلام را اطاعت کند، محيط خانه سالم و آرامبخش خواهد بود. ولی
اگر عفت را رعايت نکند و لذتهای جنسی و خودنمايی ها را به بيرون منزل
بکشاند، مورد نگاه های هوس آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته
عامل پاشيدگی و تيرگی روابط افراد خانواده خواهد شد.
وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمه های قضايی، را ريشه يابی میکنيم، پی
میبريم که بسياری از ناسازگاریها به دليل رعايت نکردن حجاب است. وقتی زن
با آرايش و بدحجابی در جامعه ظاهر میشود، چشمها، به سوی او نشانه میروند
و او هم دلباخته و فريفته چشم چرانان میشود و کم کم از نگاه های شوهرش
لذت نمیبرد و از او سرد میشود و سرانجام باعث جدايی میگردد. گاهی همين
امر از طرف شوهر صورت میگيرد. بر اثر چشمچرانی و نگاه های هوس آلود به
دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دلسرد میگردد و لذاتها و محبتهايش در
بيرون از خانه صرف میشود. در نتيجه، بنای ناسازگاری با همسرش شروع میشود و
تيرگی بر کانون خانواده سايه می افکند.
بنابراين، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محيطی سالم و فرزندان
پاک رعايت حجاب ضروری است و بايد بالاترين امنيت، يعنی امنيت ناموسی، در
خانه حاکم شود. از طرفی بديهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعايت
کند، جامعه که از اجتماع خانواده ها تشکيل شده، سالم و پايدار خواهد ماند.
در جامعه ای که بيشتر اعضای آن را جوانان تشکيل میدهند بايد در برابر
اين فرآيند حساس تر باشند؛ زيرا جوانان در برابر مناظر شهوت انگيز و
تهييج کننده، زودتر تحريک میشوند و چنين مناظری عامل مهمی در سوق دادن
آنان به فساد خواهد شد. در نتيجه، نيروی فعال اجتماع به راههای فساد و
تباهی کشانده میشوند و به جامعه ضربه جبران ناپذيری از جهات اقتصادی
مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.
«آمارهای قطعی و مستند نشان میدهد که با افزايش بیحجابی و بدحجابی در
جهان، طلاق و از هم گسيختگی زندگی زناشويی در دنيا به طور مدام بالا رفته
است؛ چرا که «هر آنچه ديده بيند دل کند ياد» و هر چه دل در اينجا يعنی
هوسهای سرکش، بخواهد، به هر قيمتی باشد به دنبال آن میرود و به اين ترتيب
هر روز دل به دلبری میبندد و با ديگری وداع میگويد».به اميد روزی که بتوان جامعه را به زيور عفاف و حجاب مزين کرد و از بدحجابی رهانيد.
منبع: پیام زن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها که دیگر بدحجابها در جامعه رها شده اند و واژه «بدحجابی» برای بعضی از آنها با «بیحجابی» جایگزین شده، حفظ حرمت ماههای خاص هم رنگ باخته است و باید پای دل خانوادههای مذهبی نشست تا خون دلشان برایتان سرریز شود، آنها که دلشان میلرزد برای اینکه فرزندشان، پا در آشفتگی شهر وسوسهها بگذارد، مبادا که از نبایدهایی که سالها برایش گفتهاند، بچشد و آموختههایش برایش رنگ ببازد.
جالب است که تا همین چند وقت پیش فقط برای رفتن به مکانهای خصوصی باید «یا الله» میگفتی اما این روزها برای اینکه چشمانت را از زمین بگیری و بالا را نگاه کنی حتماً باید «یا الله» بگویی! چون دیگر اگر بادی بوزد و روسری از سر بیفتد زمان طولانی میطلبد تا دستی پیدا شود و این روسری را در سر جای خود قرار دهد. اگر چشمت به داخل خودرویی بیفتد خصوصی ترین صحنهها را در ملأعام میبینی بیآنکه شاهد تذکری حتی خشک و خالی باشی!
فضای داخل خودرو؛ میخواهد شخصی باشد یا عمومی، داخل آپارتمانها، کوچهها، مغازهها و پاساژها، این روزها در تعاریف بدحجابها، معنی «فضای خصوصی» و «حریم شخصی» پیدا کرده است چرا که اگر تا دیروز خانم همسایه را میدیدی که تا جلوی در ورودی ساختمانی که در هر طبقهاش خانوادهای ساکن بود بدون هیچ حجابی ظاهر میشد، این روزها حریم شخصی آنها بزرگتر شده و در خیلی از فضاهای عمومی، احساس خصوصی آنها گسترده شده است!
انگار نه انگار که درست ۱۰ سال پیش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانون عفاف و حجاب را در این کشور تصویب کرد اما گویی این قانون هم فقط تصویب و بایگانی شد تا شاید روزی سراغی از آن برای اجرا گرفته شود، اجرایی که مردم آن را در جامعه لمس کنند نه اینکه با ۴ آییننامه و ۱۰ دستورالعمل و ... فقط شعار اجرایی شدن آن در گوش جامعه بپیچد.
عفاف و حجاب در جامعه این روزها رها است و سند آن، یک نیم روز، راه رفتن در خیابانهای شهر است عفاف و حجابی که دیگر فقط زنانه نیست بلکه دامنگیر بعضی مردان هم شده است. مردانی بزک کرده و زننما و زنانی که تمام زنانگیشان در معرض دید است این روزها بیمحابا در شهر میگردند و کسی هم معترض آنها نیست.هنوز فراموش نشده است همین ماه رمضان ۲ سال پیش بود که یک خانم محجبه چادری به یک خانم بدحجاب، امر به معروف میکند و مدتها درگیر عواقب آن میشود.
رمضان، همیشه برای همه حرمت داشته است اما حرمتشکنی بعضی از این دلپاکانی که همه چیز فقط، لق لقه زبانشان است تا جایی پیشرفت کرده است که این روزها نه تنها سر و سامانی به وضع ظاهرشان در جامعه نمیدهند بلکه با وقاحت، روزهخواریشان را هم به رخ میکشند. اما فقط یک سوال چطور کسی که دلش «پاک» است میتواند تمام نگاهها را به سمت خود «ناپاک» کند؟!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
عفاف سلاحی برای زن و حجاب سپری برای او است و این دو همراه با هم سلاحی برای معلولیت شیطان لعین بوده که همواره در تلاش است تا عفت و حجاب زنان مسلمان را خدشهدار کند.حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح است و همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده میشود.در حجاب آرامش درونی نهفته است که با بیحجابی و عریانی به دست نمیآید و عزتی است که مایه سعادت در دو گیتی خواهد شد.
شهیده طیبه واعظی، شهید شاخص امسال که براثر شکنجههای طاغوت به شهادت رسید، جان خود را در برابر حفاظت از حجاب و عفاف داد که گفته بود «مرا بکشید اما چادرم را بر ندارید» و این شهیده والامقام شهید شد تا زنان و دختران حجاب و عفاف را هیچگاه به بزکهای دشمنان نفروشند.اکنون وظیفه دختران و زنان پیروی از راه این شهیده والامقام است، دختران با حفظ حجاب و عفاف راه او را ادامه خواهند داد و به دشمنان گوشزد خواهند کرد که حجاب، عزت و عفاف، غیرت آنهاست.برخی اندیشهگران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حقالله است، بنابراین کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دارم.
حضرت علی (ع) میفرماید که خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست اما ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب میشود، حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است، باید حفظ شود.جامعهای که در آن بانوان با حفظ حدود و حقوق دیگران ظاهر میشوند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.باید توجه کرد که یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده است.از مهمترین فواید و آثار مهم حجاب ایجاد آرامش روانی میان افراد جامعه است.
در جهان غرب رواج بیبند و باری و بیحجابی و برهنگی و اطاعت از هوای نفس نیز بیشتر شده است، زنان در جوامع غرب وسیله و ابزاری برای افراد سودجو شدهاند.بیحجابی مایه سوختن و از بین بردن ریشه پیوند خانوادهها میباشد که در پی بیحجابی آسیبهای اجتماعی نهفته است که آثار زیان باری برای طولانی مدت در جامعه خواهد داشت.دشمنان با راهاندازی شبکههای متعدد فارسیزبان درصدد رواج بیبندوباری زنان و مردان است.دشمنان، زنان محجبه ایران اسلامی و مسلمان را بر نمیتابند و همواره از طرق مختلف برای نابودی و از بین بردن حجاب و عفاف زنان وارد شدهاند.دشمنی دشمنان با حجاب و عفاف زنان است، چراکه میدانند زن عفیفه مسلمان دل در گرو اسلام داشته و با تمسک به ارزشهای اسلامی در پی زندگی پایبند به اصول اسلامی است.
حجاب و عفاف رکن اساسی در تحکیم بنیان خانواده است.با رعایت حجاب و عفاف بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه از میان برداشته خواهد شد.سنگر حجاب و عفاف مستحکمترین سنگر بانوان مسلمان در برابر توطئههای گمراهکننده غرب است،ترویج بیبند و باری و بدحجابی در جامعه توسط غرب و دشمنان قسم خورده ایران اسلامی، صرفا برای بیارزش نشان دادن زنان به ویژه زنان مسلمان است.آرامش درونی، حفظ استحکام و پیوند خانوادهها، بالا بردن ارزش انسانی و موارد دیگری از مصادیق عقلانی فلسفه ارزشمند حجاب است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

نقشه راه و کلید واژه مسیر زندگی ، بندگی خدا است و زن و مرد در زندگی
باید در جایگاه واقعی خود قرار گیرند تا مسیر تربیت عبادی برای فرزندان
فراهم شود و همین قرار گرفتن زن و مرد در جایگاه واقعی خود است که امروزه
به هم خورده و بسیاری از مشکلات به تبع آن برای جامعه فراهم آمده است.
بقیه در ادامه مطلب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
عاشورا،
سراسر مدرسه عشق است و آموزگار هدایتگر آن، حسین بن علی علیه السلام. این واقعه سترگ،
در تاریخ بشرى موجى پدید آورد و مسلمان و غیرمسلمان را با ارزشهاى متعالى و مفهوم
حیات هدفدار آشنا ساخت. هر اندازه که انسانها با درسهاى نهفته در آن حرکت خونین
و ژرف آشناتر گردند، به همان میزان عزّتمند خواهند زیست و پایه هاى حکومت طاغوتها
را خواهند لرزاند. درسهایى که از عاشورا مى توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین
علیه السلام و یارانش دیده میشود و کسى که به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن
را فرا راه خود قرار دهد، با این درسهای انسانساز آشنا مىگردد. در این نوشته برآنیم
تا برخی از این درسها را برشماریم.
توکل
امام
محمد باقر علیه السلام در سخنی گهر بار فرمودند: «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمیخورد»و
قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل
را نوید نبخشید. امام حسین علیه السلام گرچه به استناد دعوتنامه های کوفیان به سمت
آنان حرکت کرد، ولی توکّل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه،
خبر بی وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام را شنید، تصمیم خویش را تغییر
نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود
که صبح عاشورا و با شروع حمله همه جانبه و بیرحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا،
اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود: خداوندا! تو تکیه گاه من در هر اندوه، و امید
من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه گاه و مایه پشتگرمی منی.
رضا
و تسلیم ؛
یکی
از آموزه های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین علیه السلام فقط خشنودی
خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سختترین مصیبتها
را به جان خرید، و اگر خاندان گرامیاش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی
نداشت. امام حسین علیه السلام هنگامی که می خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود
در خطبه ای به این ویژگی اشاره فرموده است:ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و
خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می ورزیم . او اجر صبرکنندگان را
به ما عنایت خواهد فرمود.
عمل
به تکلیف؛
از
آموزه های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوتنامه های پیاپی مردم کوفه
به امام حسین علیه السلام رسید، ایشان هرچند از سست عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام
حمایتها را تکلیف آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد. امام خمینی رحمه الله که خود
سالها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه
عاشورایی می فرماید:· اینکه حضرت ابی عبداللّه علیه السلام قیام کرد با عدد کم، برای
اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم.
·
حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و
محو کنند آثار معاویه و پسرش را.
·
لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید
را بخواباند.
آزادگی
؛
عاشورا،
نماد آزادگی است و حضرت سیدالشهدا علیه السلام سرور آزادگان. ایشان در پاسخ کسانی که
بیعت با یزید را از ایشان میخواستند تا در امان بماند، میفرمود:آگاه باشید! ناپاک
زاده فرزند ناپاک زاده، مرا میان دو چیز مجبور کرده است: بین مرگ و ذلت، ولی هیهات
که ما ذلت و خواری را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنان روا
نداشته است و دامنهای پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزّت نفس
ما هرگز اجازه نمیدهد اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.
اخلاص؛
اخلاص
سیدالشهدا علیه السلام و یاران آن حضرت، مهمترین عامل جاودانگی قیام حسینی است. از
زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکّه و سپس کربلا، بسیار کسانِ مدّعی با ایشان
همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچکدام بر حرف خود نایستادند
و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند. در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز،
تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و
مقام های دنیوی خبری نبود. از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد
در راه حضرت دوست ادامه میدادند و یکی یکی شربت شهادت می نوشیدند.
ایثار؛
از
بارزترین درسهای عاشورای حسینی، ایثار و مقدّم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا،
نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا علیه السلام بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین
خدا کند و رضای او را بر همه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند
و نوبت به جانفشانیِ بنی هاشم رسید، امام حسین علیه السلام ابتدا فرزند دلبندشان،
علی اکبر علیه السلام را برای شهادت در راه خدا فراخواند.
جلوه
دیگر ایثار در کربلا، در کار زیبای حضرت ابوالفضل علیه السلام بود. آن حضرت که با لب
تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لبهای تشنه امام حسین علیه السلام و کودکان
تشنه کامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب مینوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین
علیه السلام تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لبتشنه به شهادت
رسید.
مفهوم
بلند آفتابی عباس از گریه کودکان کبابی عباس
از
تشنگیات فرات دلخون گردید والله که
آبروی آبی عباس
امر
به معروف و نهی از منکر؛
از
آموزه های ارزنده نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر است.
امام حسین علیه السلام در وصیتنامهای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش
محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین برشمرد:من نه از روی سرمستی
وگستاخی، و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم
حرکت کردم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب
عمل نمایم.
حضرت
سیدالشهدا علیه السلام در جای دیگری نیز فرموده بودند:بارخدایا! من به معروف اشتیاق،
و از منکر تنفّر دارم.بر این اساس، در زیارتهای گوناگونی که درباره امام حسین علیه
السلام از پیشوایان معصوم وارده شده، این تعابیر دیده میشود:گواهی میدهم تو نماز
را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی.
نفی
نژادپرستی؛
شهید،
شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛ سفید و سیاه، عرب و عجم،
رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.
شهادت کده
کربلا، بزمگاه عشق است و همه گونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید،
عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابریِ نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین
علیه السلام در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی
همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رئیس قبیله تا غلام سیاه روامیدارد.
معرفت
نسبت به امام (ع)؛
آنچه
در واقعه عاشورا اصل و ریشه همه فضیلت هاست گوهر معرفت و شناخت امام حق است . یاران
حسین(ع)عاشورایی شدند و جاودانه گردیدند ، چون امام خود را شناختند و با همین شناخت
تا پای جان با امام خویش ماندند . در نتیجه به نور عظیم رسیدند . در مقابل با یزیدیان
که از شناخت امام حق بازماندند ، به پیشوای باطل گرویدند و برای ابد سعادت را باختند
آری ! اینگونه است که شناخت امام و راه و هدف او ، آدمی را استوار و پایدار می کند
. امروز نیز ، منتظران عاشورایی باید با همه توان ، مهدی آل پیامبر (ص) را به عنوان
مظهر حق و تنها راه منتهی به خدا بشناسند و حق و باطل و معروف و منکر را با او محک
بزنند . چرا که اگر جز این باشد قطعاً از مسیر حقیقت گمراه شده و به دامن یزیدیان زمان
خواهند افتاد .اگر چه امروز امام منتظران غائب است ولی کسب معرفت امام خواهد توانست
که بین منتظران با امامشان پیوند برقرار کند و منتظران را در همین عصر در خدمت امام
و اهداف او قرار دهد .
وفاداری
به امام حسین (ع)؛
درس
بزرگ عاشورا وفاداری کامل نسبت به امام حسین(ع) بود.در شب عاشورا امام حسین یاران خود
را فراخواند و بیعت خویش را از آنان برداشت تا هر که تمایلی به ماندن نداشت ، از معرکه
کربلا بگریزد ؛ اما هریک از آن شیرمردان و نمونه های بی نظیر مردانگی ، به بیانی اعلام
وفاداری نمودند و آرزو کردند که کاش هزار جان داشتند تا در پای امام حسین(ع)نثار کنند.منتظران
مهدی(عج)نیز شایسته است که هر روز با امام خود تجدید عهد کنند و وفاداری خود را این
گونه به امام(ع)اثبات نمایند . نشانه ی صداقت در این عهد و پیمان آن است که در هر لحظه در خدمت امام و اهداف او باشند و جز
به رضای او فکر نکنند .
صبر
و پایداری؛
از
دیگر درسهای مهم عاشورا ، صبر و پایداری در حمایت از دین خدا و امام زمان (عج)است
. منتظران مهدی (عج)هم باید برای تحقق زمینه های ظهور ، در جبهه ی انتظار استوار و
مقاوم بمانند و از زخم ها و نیش هایی که بر دل و جانشان می نشیند خسته نشوند ؛ بلکه
از آن استقبال کنند . همانطور که حسینیان عاشورایی از زخم شمشیرها و نیزه ها نهراسیدند
بلکه در راه خدا از آن استقبال کرده و به روی شهادت لبخند زدند و همان گونه که بانوان
عاشورایی ، سختی طاقت فرسای اسارت را به جان خریدند و به زیبایی پیام کربلا را به شهرها
و نسل های آینده رساندند . در این میدان الگوی صبر و استقامت حضرت زینب کبری(س)است
که با اقتدا به مقتدای بزرگ خود ، حضرت زین العابدین (ع)به نیکوترین شیوه رسالت خویش
را انجام داد و کربلای حسین (ع)را در تاریخ جاودانه ساخت .
همان
گونه که عاشوراییان برای نجات اسلام و حمایت از ولی خدا هرگونه سختی را بر جسم و جان
خریدند ؛ اهل انتظار هم برای ترویج فضیلت ها و حفظ راه و رسم دینداری و تحقق ارزشها
در جامعه باید صبور باشند ، از کمی نفرات نهراسند و به خود ناامیدی راه ندهند که طلیعه
ی ظهور نزدیک است و صبح ظفر ، قریب .
فریاد
علیه ظلم و ظالمان؛
حسینیان
با اقتدا به امام خود در برابر ظلم و ظالمین قیام کردند و این خود درس های دیگری برای
منتظران مهدی است تا در طول زمان غیبت هر کجا فرصتی دست داد ، در برابر ستمگران موضع
بگیرند و بر سر ظالم ، فریاد عدالتخواهی بزنند .تبرّی که از فروع دین است ، جهت حرکت
ها را مشخص می کند و پیوسته هشدار می دهد که نباید با ظالمان هم کاسه شد و دست در دست
آنها گذاشت و یا حتی در برابر ظلم و تباهی آنها ساکت نشست .
بصیرت،موقع
شناسی وتبعیت از ولایت؛
شاید
یکی از مهمترین درس هایی که امروزه نیز حائز اهمیت است همین بصیرت ،موقع شناسی و گوش به فرمان ولایت بودن باشد.تعداد
توابین که بعد از حادثه عاشورا درصدد خون خواهی امام برآمدند چند برابر یاران امام
در صحرای کربلا بود ولی به دلیل نداشتن بصیرت
و موقع شناسی علاوه براینکه دیگر قیام شان سودی نداشت و آنچه که نباید اتفاقمی افتاد
، افتاده بود باعث به هدر رفتن خون بسیاری از شیعیان شد که اگر در زمان مناسب وارد
صحنه می شدند شاید نتیجه طور دیگری رقم می خورد.
این
ها بخشی از درس های واقعه خونین کربلا است که می تواند در زندگی ما به عنوان چراغ هدایت و روشن کننده راه
همواره فروزان باشد.یکی از جلوههای نهضت امام حسین(ع) در حفظ، تقویت و تعمیق بنیانهای
خانواده است نهضت خونبار کربلا ابعاد متعدد و وجوه گوناگونی دارد؛ از وجوه سیاسی گرفته
تا وجوه فرهنگی و اجتماعی، همگی نشاندهنده ی عمق اندیشهای است که صاحب آن نهضت عظیم
برای احیای اندیشه ی اسلام ناب محمدی (ص)، خون پاکش بر زمین گرم و سوزان کربلا ریخته
شد.یکی از جلوههای زیبای این نهضت مقدس را میتوان در اصرار حضرت سید الشهدا(ع) بر
حفظ، تقویت و تعمیق بنیانهای خانواده جستجو نمود.
حضرت
امام حسین(ع) برای انجام رسالت جهانی خود که همان احیای اسلام ناب محمدی (ص) بود، در
شرایطی که شرک و کفر بار دیگر سر برآورده بود و میرفت تا این علف هرز کفر و شرک، همه
ی هستی ثمرات اسلام عزیز را از میان بردارد، با درک این ضرورت که برای حفظ دین خدا
لازم است که همه چیز خود را فدا کند تا همه ی آنچه که خدای متعال برای صلاح بشر در
نظر گرفته است از خطر حتمی نجات یابد، خانواده ی خویش را همراه خود به عرصه ی قربانگاه
کربلا برد.
یکی
از القاب حضرت سید الشهدا (ع) ربیع الایتام (بهار یتیمان) است. کسی می تواند در اوج
یتیم نوازی باشد که خود از محبت اشباع شده و تجربه ی خوبی از محبت در عمق جانش نقش
بسته باشد؛ یتیم نوازی به معنای محبت همه جانبه به کسی است که در سنین خردسالی پدر،
مادر و یا هر دوی انها را –که مظهر تام محبت و مهربانی در زمیناند- از دست داده باشد.
یکی
دیگر از شرایط یتیم نوازی این است که فرد فضای مهربانانهای در میان خانواده و اطرافیان
خود به وجود آورد و سپس این مهر و محبت را در دیگر عرصهها گسترش دهد و به نمایش بگذارد.
حضرت سید الشهدا (ع) هر دو شرط را دارا بودند. ایام کودکی آن حضرت در زمان مصداق رحمةٌ
للعالمین حضرت رسول اکرم (ص) سپری شده بود. امام حسین (ع) از همان دوران نوزادی خود
با چشمه ی جوشان محبت پیامبر خدا (ص) روبرو شدند. این محبت نبی مکرم اسلام به ایشان،
تا جایی بود که در تاریخ آمده به خاطر آن که امام حسن و امام حسین (ع) روی دوش آن حضرت
حضور داشتند، سجده را کمی مطوّل نمودند تا این عزیزترین اطفال اسلام از روی دوش ایشان
پایین بیایند.
البته
محبتهای حضرت زهرا (س) و حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) به فرزندان خود خصوصاً
حضرت سیدالشهدا (ع) نیز با تکمیل محبتهای بیشمار پیامبر خدا (ص) به امام حسین (ع)
محبت و مهربانی را در وجود آن بزرگوار نهادینه ساخت.
یکی
دیگر از تجارب عینی حضرت سید الشهدا (ع) یتیم نوازی مولای متقیان در مدینه و کوفه بود.
خود آن حضرت نیز پس از شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) به ایتام جامعه
ی خود رسیدگی فراوان مینمودند. در راه کوفه هم وقتی خبر شهادت سفیر با وفای حضرت أبا
عبدالله (ع) رسید، ایشان فرزندان مسلم بن عقیل (ع) را طلبیدند و به آنان محبت بسیار
کردند.
در
مقاتل آمده که آن حضرت یتیمان مسلم را بر زانوان خود نشاندند و آنان را فراوان نوازش
فرمودند. بعد به آنان فرمودند: "پس از شهادت پدرتان هم اکنون من پدر شما هستم".
امام حسین (ع) در شب عاشورا دستور دادند که درِ خیمهها را تو در تو قرار دهند تا همه
ی بنی هاشم یکدیگر را ببینند. در آن لحظات دختر سه ساله ی آن حضرت وارد جمع شد؛ آن
حضرت بسیار با محبت دخترشان را در کنار خود جای دادند و بسیار او را نوازش فرمودند؛
اما این نوازش، با دفعات قبل فرق میکرد؛ این بار چنان محبت میفرمود که گویی دیگر
یکدیگر را نخواهند دید. در روز عاشورا در هنگامه ی نبرد نیز حضرت سید الشهدا (ع) به
میان خاندان خود میآمدند و آنان را دلداری میدادند. اگر به لحظات وداع خوب بنگریم،
غیر از مصیبت، عاطفیترین رفتارها را در عملکرد امام حسین (ع) با اهل بیت و خانواده
ی اصحابشان میبینیم. از نوازش و در آغوش گرفتن کودکان خود و اصحاب گرفته تا آن آخرین
نگاه پر از عشق به کسی که در کودکی پس از شهادت مظلومانه ی مادرش هم برایش خواهر بوده
و هم مادر.
حجاب
یکی از بزرگترین درس های عاشورا است و خانم ها زمانی که در مراسم عزاداری امام حسین
(ع) حضور می یابند باید توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند .یکی از درسهایی که بانوان
در کربلا به همگان دادند رعایت حجاب درسخت ترین شرایط بود.امر به معروف ونهی از منکر
باید در جامعه نهادینه شده و خود خانواده ها به این مهم بپردازند.اگر در خانواده ها
امر به معروف و نهی از منکر جا بیفتد بی حجابی از جامعه ریشه کن خواهد شد،راه حل ریشه
ای حفظ حجاب و جلوگیری از بی حجابی در جامعه توسعه فرگیر امر به معروف و نهی از منکر
در جامعه است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
تمام افعال ارادى انسان، تابع حسن و قبحى است كه تشخيص مىدهد. «حجاب و بىحجابى» نيز از اين چارچوب برون نيست. عدهاى حجاب را نيك مىدانند و بدان پايبندند و در مقابل، بىحجابى را زشت مىشمارند و از آن بيزارى مىجويند؛ چنان كه گروهى بىحجابى را پسنديده، به آن اهتمام مىورزند و حجاب را عملى مرتجعانه و زشت دانسته و به آن علاقهمند نيستند. از اين رو در اين مجال گزيده اي از "تيپولوژي حجاب" که بخشي از رفتار و باور مردم در عرصه اجتماعي است به صورت مختصر ارائه مي گردد.
تيپ اول: بي حجابي که بي ديني نيست. دلت پاک باشد:دختر جوان که حسابي به مد روز راه مي رود و به تعبير امروزي ها شيک پوش و آرايش کرده در خيابان ها قدم مي گذارد در طول مسير که مي آيد بارها و بارها با افراد مختلفي مواجه مي شود که براي او مزاحمت ايجاد مي کنند:خانوم....شــماره بدم؟ خانومي برسونمتون؟؟عزيزم چند لحظه وقتتو به من ميدي؟ و ... اينها جملاتي بود که دخترک در طول مســير خوابگاه تا دانشگاه مي شنيد!هرچند بيچــاره اصـلاً اهل اين حرفها نبود و اين اتفاق به شدت آزارش مي داد ولي حاضر به تغيير در ظاهر خود نيست. چون به شدت دوست دارد در جامعه آزادانه لباس بپوشد و حجاب داشته باشد و به اين امر اعتقاد فراواني دارد.حال وقتي از اين دخترجوان مي پرسند چرا موهايت بيرون است؟ جواب مي دهد به خودم مربوط است تو چه کار داري؟
برايش توضيح بيشتري که مي دهند مي گويد: حجاب که مهم نيست. خدا کند آدم دلش پاک باشد! عده اي با بيان اين جمله، بي حجابي را در جامعه توجيه مي کنند. حال اگر به فرض، قبول کرديم بي حجابي بي ديني نيست، اما اين تناقض چگونه حل مي شود؛ حجاب طبق آيات و روايات صريح از ضرورت هاي بارز دين است. پس چگونه مي شود که قلب پاک از اجراي حکم قطعي دين سرپيچي نمايد؟ اين قلب از چه چيز پاک است؟ از گناه يا از اطاعت؟! «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْض» تعبير اين گونه رفتارهاست. حال سئوال اينجاست؛ يعني امکان ندارد دل و ظاهر با هم پاک باشند؟ امام علي(ع) فرمودند: ايمان به قلب و زبان و عمل است.
تيپ دوم: حجاب سازماني:
دختر محجبه به کلاس زبان مي رود. در جاي خود که مي نشيند همکلاسي اش که آن چنان حجاب مناسبي هم ندارد از او مي پرسد:چرا چادر سر مي کني؟ چرا اينقدر محجبه اي؟ در سازمان خاصي کار مي کني؟ پاسخ مي دهد: نه مگر فقط کارمندان دولتي محجبه اند؟
گفت: آخر آنهايي که با جاهاي خاص در ارتباطند اين جوري حجاب کامل دارند. انگار هنوز قانع نشده بود پرسيد: شهرستاني هستي؟ دختر چادري جواب داد نه. حتماً درنظرش دهاتي ها و شهرستاني ها باحجابند!!بازهم دست بردار نبود. پرسيد دانشجو هستي؟ پاسخ داد بله.پايان نامه دکتري مي نويسم.
گفت چه رشته اي؟ جواب داد: علوم قرآني. انگار رمز جدول را پيداکرده باشد گفت: آهااان!! دختر محجبه که انگار قبلاً تجربه چنين برخوردي را داشته است بلافاصله و با اعتماد به نفس فراوان جواب داد: نميداني چه لذتي دارد وقتي سياهي چادرم، دل مردهايي که چشمشان به دنبال خوشرنگترين زنهاست ميزند.نميداني چقدر احساس امنيت مي کنم وقتي در خيابان و دانشگاه و... راه ميروم و صد قافله دل، همراه من نيست.
نميداني چقدر لذتبخش است وقتي وارد مغازهاي ميشوم و ميپرسم: آقا! اينها قيمتش چند است؟ فروشنده جوابم را نميدهد؛ دوباره ميپرسم: آقا! اينها چنداست؟ فروشنده که محو صورت بزک کرده و رنگ موهاي زن ديگري است، من را اصلاً نميبيند. و باز هم سئوالم بيجواب ميماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون ميآيم. تازه به تو هم توصيه مي کنم مثل من باشي. به قول شاعر؛ ياد کن از آتش روز معاد/ طره گيسو مده در دست باد...
تيپ سوم: اسلام، حجاب و نگاهي پيشرفته: حجاب يکي از احکام وجوبي اسلام است که بر اساس آن زن بايد، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگري و خودنمايي نپردازد. از منظر اسلام حجاب بانوان، داراي ابعاد سلبي و ايجابي است. بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي تحقق يابد؛ اگر يکي باشد و ديگري نباشد در اين حالت حجاب اسلامي محقق نشده است.
سخن آخر: چه بايد کرد؟
هرچند ماهواره، اينترنت و وسايل ارتباط جمعي در عصر فناوري تلاش مي کند سبک زندگي و نوع پوشش و رفتار مردم در دهکده جهاني را تا حد زيادي مشابه هم سازد اما هيچ کس بدون پذيرفتن هويت واقعي خود که تحت تأثير دين و رسوم کشورش مي باشد، نمي تواند به سبک صحيحي از زندگي دست يابد. بانوي ايراني مسلمان هم براي نوع پوشش خود نمي تواند الگوي زني را داشته باشد که هم دين، هم وطن و هم مسلک او نيست. لذا براي ترويج حجاب بايد الگوهاي سبک زندگي اصلاح و حساسيت ها افزايش يابد. بعضي وقت ها به چيزي اعتقاد فکري داريم اما تبديل به باور قلبي نشده است.
بايد نسبت به حجاب اغناي ذهني و فکري صورت پذيرد، يعني حساسيتها به سمت حجاب بيشتر شود و مردم نسبت به آن التزام عملي پيدا کنند. مردم نسبت به مسئله حجاب و اقامه آن حساس شوند، چراکه برخي افراد به حجاب اعتقاد دارند، علاقهمند هم هستند و التزام عملي هم دارند، اما نسبت به گسترش آن در جامعه حساس نيستند. بنابراين بايد تمام ابزارهاي فرهنگ ساز از قبيل کتاب، مطبوعات و صدا و سيما به سوي ارزش هاي اسلامي که يکي از بارزترين آنها رعايت پوشش و حجاب برتر و مطلوب و امنيت اجتماعي فراگير است، هدايت شوند و همه افراد به مهم ترين وجهي رهنمون گردند. فلسفه حجاب حفظ ارزش والاي زن است وازهمين رو است که خداوندپوشش ديني رابراوواجب ونگاه به بدن و موي سر اوراحرام فرموده است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
نقشه راه و کلید واژه مسیر زندگی ، بندگی خدا است و زن و مرد در زندگی
باید در جایگاه واقعی خود قرار گیرند تا مسیر تربیت عبادی برای فرزندان
فراهم شود و همین قرار گرفتن زن و مرد در جایگاه واقعی خود است که امروزه
به هم خورده و بسیاری از مشکلات به تبع آن برای جامعه فراهم آمده است.
دین مبین اسلام، برای زن و مرد جایگاه مشخص کرده و باید بر اساس آموزههای
دینی، زندگیها بر این مبنا برپا و استوار شود، اسلام به عنوان جامعترین
مکتبهاى آسمانى، به این نیاز روحى، توجه کرده و آموزش و پرورش خود را از
فرد شروع کرده است.عقیده، نخستین بذرى است که در دل انسان کاشته مىشود و
به تدریج در اعمال و رفتار او تاثیر مستقیم مىگذارد و او تجلى بارزى از
عقاید و آرمانهاى خویش بوده که لازم است به بینشى صحیح دست یابد و همراه
با تهذیب و تربیت در مسیر ارزشهاى الهی تربیت شود.اگر افراد همراه با
تربیت الهى به آرامش روحى دست یابند، جامعه را نیز به این سمت سوق میدهند و
در چنین محیطى حقوق افراد، حریم انسانها مشخص است و هر کس مىداند که
باید در محدوده خود حرکت کند.
حجاب یکی از مسائل مهم است که دولت باید در آن دخیل شود و سرمایه گذاری
نماید ولی متاسفانه شاهد هستیم که بودجه های بیت المال درجاهایی هزینه
میشود که در راستای نظام و آرمان های این مملکت نیست و همین امر سبب
میشود پول از بودجه نظام بر علیه نظام هزینه شود.
متاسفانه ما مدهای غیر فرهنگی زیادی داریم که باید روی آنها کار فرهنگی شود
تا درست شود کار بسیار زیادی وجود دارد ولی متولی می خواهد. تا وقتی مادری
چادر نمیپوشد دختر هم چادر نخواهد پوشید پس باید در راستای نهادینه کردن
حجاب کار فرهنگی دقیق صورت بگیرد.اصل حجاب امری اسلامی است ولی چادر پوشش
ایرانی است و از قدیم در ایران مرسوم بوده است به طور مثال زنان زرتشتی که
در یزد ساکن هستند از نوعی روسری بلند استفاده می کنند که تا حدی شبیه چادر
است.
مصوبهای از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر راهکارهای توسعه عفاف و
حجاب تهیه شدکه با توجه به صحبتهای مقام معظم رهبری مبنی براینکه "هر
مصوبه شورای انقلاب فرهنگی مانند قانون است و باید اجرا شود" این مصوبه نیز
مانند قانون بوده و باید اجرایی شود.
چند سالی است که راهکارهای توسعه عفاف و حجاب با قوت با حضور نمایندگان تام
الاختیار تهیه شد که تمامی دستگاههای اجرایی و نهادها باید آن را اجرا
کنند، بخش عمده اجرای این راهکارها مربوط به دستگاه اجرایی است که باید
عملیاتی شود. همچنین سایر نهادها نیز باید از آن تبعیت کنند.دستگاههای
اجرایی نقش به سزایی در الگو بودن برای افراد جامعه در زمینه عفاف و حجاب
دارند، نمایندگان دستگاهها با توجه به امکانات و شرح وظایف پیشنهادات خود
را در این زمینه ارائه کرده و این طرح به تصویب رسیده است که قسمت مهم آن
مربوط به دستگاههای اجرایی است.
بهانه های بی حجابی و بد حجابهای
بهانه اوّل :
من هنوز قانع نشدهام که حجاب واجب باشد. (با علم به اینکه این سخن شرک است).
ما از او دو سؤال می پرسیم:
سؤال اوّل: آیا او به صحت دین اسلام اعتقاد دارد؟
جواب آن طبیعتاً مثبت است، او لا اِلهَ اِلاَّ الله می گوید و این نشانهی
اعتقاد وی به یگانگی خداوند است، و می گوید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله، و این
یعنی به شریعت اسلام ایمان دارم، پس او به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و
راه و روش زندگی اعتقاد دارد.
سؤال دوّم: آیا حجاب جزو شریعت اسلام و واجبات آن می باشد؟
اگر این خواهر نیتش را خالص بگرداند و همانند کسی که به دنبال حقیقت است، در این قضیه تحقیق نماید به تأکید خواهد گفت: بله.
پس (ای خواهر مسلمانم) آن خدایی که به الوهیت او ایمان آوردهای در کتاب
عزیزش به رعایت حجاب دستور میدهد، پیامبر بزرگواری که به رسالتش ایمان داری
در سنتش به رعایت حجاب دستور میدهد.
بهانه دوّم :
من به واجب بودن پوشش شرعی قناعت حاصل نموده ام؛ اما مادرم مرا از پوشیدن
آن باز می دارد و هرگاه از فرمان او سرپیچی کنم به دوزخ خواهم رفت.
گرامی ترین بنده ی خدا حضرت رسول (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ
وسَلَّمَ) در سخنی کوتاه و حکمت آمیز در جواب این بهانه می فرماید: «لا
طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق» یعنی: «فرمانبرداری از مخلوق در صورتی که
نافرمانی خالق در آن باشد جایز نیست.»
جایگاه والدین در اسلام بخصوص مادر مهم و ارزشمند است بلکه خداوند در آیات
زیادی از قرآن آن را با بزرگترین امور یعنی عبادت ویکتاپرستی قرین نموده
است؛ چنانکه خداوند می فرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ
شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» [النساء:۳۶].
(تنها) خدا را عبادت کنید و (بس. و هیچ کس و) هیچ چیزی را شریک او مکنید. و نیکی کنید به پدر و مادر .
در هیچ صورت نافرمانی از والدین جایز نمی باشد مگر اینکه به نافرمانی
پروردگار دستور دهند؛ زیرا خداوند می فرماید : «وَإِنْ جَاهَدَاکَ
لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا» (لقمان:۱۵)
هرگاه آن دو، تلاش و کوشش کنند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین
آگاهی از بودن آن و (کوچکترین دلیل بر اثبات آن) سراغ نداری، از ایشان
فرمانبرداری مکن.
اما اطاعت نکردن از آنان در معصیت، مانع نیکی کردن با آنان نیست. خداوند می
فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان: ۱۵).
با ایشان در دنیا به طرز شایسته و به گونه بایستهای رفتار کن.
بهانه سوم :
هوا گرم است و ما نمی توانیم بدون پوشش گرمای شدید هوا را تحمل کنیم، پس چگونه با رعایت حجاب بتوانیم آن را تحمل کنیم؟
خداوند در باره اینها می فرماید: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ»
بگو: اگر دانا بودند میفهمیدند که آتش دوزخ بسیار گرمتر و سوزانتر (از گرمای تابستان و از همه آتشهای جهان) است. (توبه: ۸۱)
ای خواهر گرامی! چگونه و با چه دلیلی گرمای این دنیا را با آتش سوزان دوزخ مقایسه میکنی؟!
یقین بدان که شیطان با یکی از تله های خیالیاش تو را گول زده و به شکار خود
در آورده است تا اینکه تو را از گرمای دنیا به سوی آتش دوزخ بکشاند، پس
بیدار شو و خودت را از تلهاش نجات ده، و این گرمای آفتاب را برای خودت نعمت
بدان نه عذاب، چرا که گرمای شدید آفتاب در فصل گرما تو را به فکر عذاب
دردناک آخرت میاندازد، روزی که این گرما چندین برابر می گردد و کسی توان
تحمل آن را نخواهد داشت.
بهانه چهارم :
می ترسم اگر حجاب را رعایت کنم، باری دیگر آن را کنار بگذارم، چرا که زنان
زیادی را دیده ام که بعد زمانی طولانی که حجاب را رعایت کرده، آن را کنار
گذاشته اند!!.
به چنین زنانی می گویم: اگر مردم نظریه ای مانند نظریه تو را می داشتند،
آنگاه دین را رها می کردند و کسی به دنبال دین نمی رفت، نماز نمی خواندند
چرا که برخی ها می ترسیدند آن را ترک کنند. روزه نمی گرفتند، زیرا بسیاری
می ترسند که در شرایطی آن را ترک کنند، آیا متوجه شدی که شیطان چگونه از
راهی دیگر به دنبالت آمده و برایت تله گذاشت و تو را از واجباتت باز
داشت؟!!
پیامبر (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وسَلَّمَ) فرمود: أَحَبُّ العَمَلِ
إلىَ اللهِ أَدوَمُهُ وإن قَلَّ بهترین عمل در نظر خداوند آن است که
دوام بیشتر داشته باشد هر چند که اندک هم باشد. پس چرا به دنبال دلایلی که
سبب ترک حجاب توسط چنین زنانی شده است، نگشتهای تا اینکه از آن اسباب
اجتناب کرده و به دنبال راه حلی مناسب بگردی؟
بهانه پنجم :
می ترسم اگر خود را ملزم به لباس شرعی نمایم، نام جماعت و گروهی خاص بر من بیفتد و من دوست ندارم که وابسته به هیچ حزبی باشم.
خواهر گرامی! در اسلام تنها دو حزب وجود دارید که خداوند در قرآن کریم از
آن دو سخن گفته است: نخست حزبُ الله؛ حزب الله گروهی هستند که خداوند آنان
را به وسیله انجام عبادت ها و اجتناب از منهیات یاری می دهد.
دوّم حزب الشیطان؛ حزب الشیطان گروهی هستند که خداوند را نافرمانی میکنند و
در زمین به فتنه وفساد می پردازند. و تو هنگامی که خویشتن را ملزم به آداب
اسلامی از جمله لباس شرعی مینمایی، جزو حزب پیروز و رستگار خداوند می
گردی، اما هنگامی که خودنمایی و تبرج می نمایی، مرکب شیطان گشته و جزو
دوستان او شده و در صف منافقین و کفار قرار می گیری. و آنان چه اندازه
دوستان بدی هستند!
بهانه ششم :
به من می گویند: هرگاه لباس شرعی پوشیده و حجاب را رعایت کنم، نمی توانم ازدواج کنم، پس حجاب را کناز می گذارم تا بتوانم ازدواج کنم!
خواهر گرامی! بی گمان شوهری که دوست داشته باشد تو را بی بندو بار، آرایش
کرده و در برابر خداوند نافرمان ببیند، آن شوهر برایت شایسته نیست، شوهری
که در برابر انجام حرام ها غیرت و ایمانش به جوش نیاید، در برابر تو هم
هیچگونه غیرتی نخواهد داشت و تو را برای رفتن به بهشت و نجات از دوزخ یاری
نخواهد نمود.
بی گمان خانواده ای که اساس تشکیل آن، بر نافرمانی خداوند و خشمگین نمودن
او پایه ریزی شود، خداوند حق دارد که شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت را بر
آن بنویسد، چنان که خداوند می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی
فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى
. (طه: ۱۲۴)
و هرکه از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگ (و سخت و گرفتهای) خواهد
داشت؛ و روز رستاخیز او را نابینا (به عرصه قیامت گسیل و با دیگران در
آنجا) گرد میآوریم.
و گذشته از این، ازدواج نعمتی از نعمت های خداوند است که به هرکه بخواهد می
بخشد، چه بسیارند زنان با حجابی که ازدواج کرده اند و چه بسیارند زنان بی
حجابی که هنوز [کسی به دنبالشان نیامده] و ازدواج نکرده اند. اگر بگویی:
آرایش و بی حجابی من برای رسیدن به هدفی مقدس و گرامی است که ازدواج می
باشد، می گویم هدف مقدس و گرامی هیچ وقت استفاده از وسیله ناشرعی را مباح
نمی گرداند، پس اگر هدف مقدس و پاک باشد، باید وسیله نیز پاک و درست باشد،
زیرا قاعده ای اسلامی است که می گوید: « الوسائل لها حکم المقاصد»؛ وسایل
دارای حکم اهداف می باشند.
بهانه هفتم :
می دانم که حجاب واجب است، اما هنگامی که خداوند مرا هدایت نمود، آن را رعایت خواهم نمود.
از این خواهر می پرسیم: آیا گام هایی در مسیر به دست آوردن هدایت برداشته است تا اینکه به این هدایت دست یابد؟
می دانیم که خداوند با حکمت خویش برای هر چیزی سببی قرار داده است؛ از جمله
بیمار دارو مصرف می کند تا شفا یابد، مسافر ماشین یا چارپا سوار می شود تا
به مقصدش برسد، نمونه ها زیادند، پس آیا این خواهر با جدیت تمام در مسیر
به دست آوردن هدایت گام برداشته است؟ و اسبابش را به دست آورده است؟
برخی از این سبب ها عبارتند از:
۱) خالصانه درخواست هدایت نمودن از خداوند، همانگونه که خداوند ما را دستور
می دهد که اینگونه از او بخواهیم: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ .
پروردگارا ما را به راه راست راهنمائی فرما.
۲) همنشینی با زنان صالحه زیرا زنان صالحه بهترین یاری دهنده بر هدایت و
استمرار بر آن می باشند تا اینکه خداوند او را هدایت کند و رشد و تقوی را
به او الهام کند تا اینکه خویش را ملزم به انجام اوامر خداوند نماید و
حجابی را که خداوند زنان ایماندار را به آن دستور داده است، رعایت نماید.
بهانه هشتم :
هنوز وقتش نیامده و من هنوز کوچک می باشم و بعد از اینکه بزرگ شدم و حج نمودم، حجاب را رعایت خواهم نمود.
خواهر گرامی! فرشته مرگ، در دنیا می گردد پشت در منزلت ایستاده و منتظر
فرمان خداوند می باشد تا اینکه در هر لحظه از لحظه های عمرت خداوند به او
اجازه دهد، در را باز کند. خداوند می فرماید: فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا
یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا یَسْتَقْدِمُونَ (اعراف: ۳۴)
هر گروهی دارای مدّت زمانی (مشخّص و معلوم) است، و هنگامی که زمان (محدود)
آنان به سر رسید، نه لحظهای (از آن) تأخیر خواهند کرد و نه لحظهای ( بر
آن ) پیشی میگیرند.
مرگ کوچک و بزرگ نمی شناسد، شاید مرگ به سراغت بیاید در حالی که در این
گناه بزرگ قرار داری و با آرایش و خودنمایی ات داری با خداوند محاربه می
کنی.
بهانه نهم :
امکان مادی ندارم تا لباس هایم را به لباس شرعی تبدیل کنم.
و به این خواهر می گوییم: در راه به دست آوردن رضایت خداوند و برای رسیدن
به بهشت، از دست دادن هر چیزگران قیمت و با ارزشی از جمله مال و نفس آسان
است.
بهانه دهم :
حجاب را رعایت نمی کنم تا اینکه به این فرموده ی خداوند عمل کرده باشم که
می فرماید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ بلکه نعمتهای
پروردگارت را بازگو کن.»
پس چگونه نعمت هایی را که خداوند به من بخشیده است، از جمله موهای نرم و زیبایی ام را پنهان کنم؟
چنین زنی به کتاب خداوند و فرامین او عمل می کند تا آنجا که با هواهای
نفسانی او هماهنگی داشته و با فهم او مطابقت داشته باشد، اما هنگامی که
مطابق میل و خواسته ی او نباشد، آن را رها می کند، اگر اینگونه است پس چرا
به این گفته خداوند عمل نمیکند می فرماید: وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ
إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا و زینت خویش را ( همچون سر، سینه، بازو، ساق،
گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمایان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال
خلقت، همچون چهره و پنجه دست ها) و آن چیزها (از زینتآلات، همچون لباس و
انگشتری و سرمه و خضاب) که (طبیعتاً) پیدا میگردد. [نور: ۳۱] .
و چرا به این گفته ی خداوند عمل نمی کند که می فرماید: یُدْنِینَ
عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ رداهای خود را جمع وجور بر خویش فرو
افکنند. [احزاب: ۵۹].
بی گمان بزرگترین نعمتی که خداوند به ما داده است، نعمت ایمان و هدایت است.
پس چرا بزرگترین نعمت هایی را که خداوند به تو ارازنی داشته است، که از
جمله ی این نعمت ها حجاب شرعی می باشد، باز گو نمیکنی؟
خانواده ها باید فرزندان خود را با معارف اسلامی و الهی آشنا و با الگوگیری
از ارزش های الهی، آنان را تربیت کنند. فقر فرهنگی مهم ترین عامل بیحجابی
و بدحجابی در جامعه ما است، بنابراین اگر آگاهی های لازم داده شود، بسیاری
از مصادیق بد حجابی کاهش پیدا می کند. حجاب ظاهری بدون حجاب باطنی که همان
تقوای درونی است موثر نخواهد بود.مسئولان و متولیان امر فرهنگ در کشور
باید این خطر را جدی وبگیرند چون فقر فرهنگی خطرناک تر از فقر اقتصادی و
مادی است و فقر فرهنگی ریشه برخی از انحراف ها است.
در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات، فرهنگ سازی است. لذا با فعالیت های آموزشی،
فرهنگی و تبلیغی می توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد
به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند.بدین ترتیب،
اقدامات بازدارنده باید در حد ضرورت، نقش تکمیلی خود را ایفا نماید. در
برخورد با پدیده بدحجابی باید مشکل فرهنگی و سیاسی آن را از هم تمایز ساخته
و متناسب با خاستگاه های آن به برخوردی سنجیده و برنامه ریزی شده پرداخت.
نکته اساسی این که وقتی اکثریت جامعه گرفتار یک ناهنجاری است مقابله با
اکثریت نتیجه بخش نخواهد بود، مگر این که با موارد مستهجن که عموم مردم آن
را زشت می شمارند، برخورد شود و در دراز مدت با بستر سازی فرهنگی، این
ناهنجاری گسترده را به سطح محدودی تقلیل داد، در این صورت دایره اقدامات
متوجه افرادی است که در اقلیت قرار گرفته اند.
اما راهکارهای بنیادین که در توسعه حجاب می توانند نقش جدی ایفا نمایند، بدین قرار است:
1. احیای فرهنگ اسلامی و اصلاح باورهای عمومی
پیاده کردن آموزه های دینی و عینی نمودن دستورالعمل های شریعت، وظیفه آحاد
جامعه است. اما در این میان سازمان های فرهنگی حکومت دینی، وظیفه ای مضاعف
به دوش می کشند و باید خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذایل اخلاقی،
ترغیب جوانان به ازدواج و رواج ساده زیستی بنا نهند.
وقتی فرهنگ سازان جامعه خود گرفتار اسراف و تبذیر شوند، از اخلاق و معنویت
فاصله بگیرند، نسبت به مفاسد اخلاقی و ابتذال در پوشش بی تفاوت شوند،
پیامدهای ذیل نتایج طبیعی چنین گرایشی است:
الف) بی توجهی نسبت به کار آمدی دین در عرصه های مختلف اجتماعی، جوان را به
سمت بی هویتی و پرداختن به ضد ارزش ها سوق می دهد. وقتی پویایی دین در
عرصه حیات بشری کم رنگ شود، بدینی است دختران و پسران، ابزار وجود و اثبات
شخصیت خویش را در مظاهر غیر دینی مانند خود آرایی و مدگرایی جست و جو
نمایند.
ب) عدم اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش های اخلاقی سبب می شود نسل
جوان نسبت به ارزش ها بیگانه گشته و نسبت به اعتقادات دینی خود احساس حقارت
نماید و بن بست فکری در این باب، خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی دارد.
احیای ارزش های اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن ارزش
ها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به این ها نقش مهمی در این زمینه خواهد
داشت.زن مؤمن باید به آنچه اسلام به عنوان ارزش بدان می نگرد باور داشته
باشد و بداند که شخصیت و عظمت او در گرو روح بلند، اندیشه والا و جان
پیراسته از آلودگی است که او را به روشی انسانی و مشی اسلامی فرا می خواند و
بداند تن آرایه بسته و ظاهر فریبنده هرگز نمایانگر شخصیت او نیست.
کلام بیدارگر حضرت مسیح که فرمود:به حق برای شما می گویم: تن چه سودی دهد
در صورتی که ظاهرش درست باشد و درونش تباه. بدن های شما چه سودتان دهد که
خوشتان دارد و دلهایتان تباه باشد و بهره ای نبرید آن گاه که پوست خود را
آراسته و پاک نگاه دارید و دل های شما چرکین باشد.
در زن باید باور استوار، ایمان عمیق ایجاد شود. زنی که دل به حق داده و
اندیشه به خدا سپرده و فرجام زندگی دنیوی اش را پذیرفته چطور حاضر می شود
خودآرایی و خود نمایی کند و خود را در معرض نگاه های آلوده قرار دهد و
زمینه های تلذذ دیگران و مآلاً فساد آفرینی را به وجود آورد؟!
کلام بلند حضرت علی(ع) که می فرماید:«المرء بایمانه؛ آدمی در گرو باورهای
خویش است.» نشان گر آن است که باورهای درست و ایمان های راسخ، عالی ترین
نقش را در کیفیت زندگانیِ انسان ایفا می کنند.
2. اصلاح نگرش های فرهنگی در سیاست گزاران و برنامه ریزان
تحلیل صحیح، برنامه ریزی و سیاست گذاری درست آن گاه میسر می شود که از جزئی
نگری و بریده نمودنِ پیکره شریعت پرهیز شود و اجزاء و عناصر مجموعه دین در
ارتباط با یکدیگر لحاظ شوند. اما واقعیت این است که گاهی برنامه ریزان به
جای آسیب شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به انجام عملیات قطعی
پرداخته و به اتخاذ برنامه های موقتی رو می آورند. این شیوه، آسیب های جدی
بر جامعه تحلیل می کند. آگاهی مجریان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه،
اختصاص اعتبار مناسب و نیروی انسانی کارآمد و سوق دادن جامعه به سمت
اصلاحات می تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد.
البته از ضعف فرهنگی جامعه بانوان نیز نباید غفلت نمود، یکی از معضلات فکری
و فرهنگی جوامع، عدم شناخت و آگاهی زنان نسبت به هویت واقعی خود و تمایزات
و تفاوت های روحی و جسمی خود با مردان است و تا هنگامی که این آگاهی حاصل
نشود نمی توانند ارزش خود را بشناسند.بنابراین، طبیعی است که در جهت احکام و
قوانین مربوط به خود، جدیت و اهتمام لازم را نخواهند داشت. و جامعه نیز در
انجام تکالیف خود نسبت به زنان کوتاهی خواهد کرد و این همه منجر به
محرومیت فرهنگی و دورماندن زنان از حقوق مسلم شان خواهد شد.
بدیهی است برنامه های آموزشی و تشویق بانوان به فراگیری و اهتمام نسبت به
مسائل مربوط به خویش، تا حدودی می تواند در رفع این معضل مفید و مؤثر باشد.
3. هماهنگی کلیه نهادهای ذی ربط
در توسعه فرهنگ حجاب، بایستی میان نهادهای دولتی و غیردولتی و نیز میان
فعالیت های فرهنگی، ارشادی و اجرایی هماهنگی و هم سویی وجود داشته باشد.
برنامه ها و اقدامات به عمل آمده به صورت پی گیر تحت نظارت و اشراف نهادهای
ذی ربط قرار گیرد.جهت تحقق این مهم باید تمامی متولیان و دست اندرکاران از
آگاهی لازم و حساسیت کافی نسبت به این موضوع برخوردار باشند تا زمینه
گسترش عفاف و حجاب فراهم شود.
4. اصلاح عملکرد رسانه ها
بی تردید رسانه های تصویری در تغییر هنجارها و ارزش ها نقش مؤثری دارند به
ویژه برنامه هایی که با مخاطب ارتباط بیش تری برقرار نمایند.گاهی برنامه
های تبلیغی و فرهنگی، زمینه تحقیر زنان و تضعیف موقعیت آنان را فراهم نموده
است. از این رو، مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه هایی که زنان را به
سوی جلوه گری سوق می دهد هم چنین با پرهیز از نمایش زنان در فیلم ها و
سریال ها و... به عنوان انسان هایی کم بهره از معرفت، احساسی و فاقد هویت،
بر جایگاه و هویت واقعی آنان تأکید نموده و زمینه های تعالی آن ها را فراهم
سازند.
رعایت وقار و متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونیت اخلاقی و روانی زن به هنگام
حضور در عرصه های مختلف اجتماعی است، بعضاً در میان هنرپیشگان مورد بی مهری
قرار گرفته و حجاب سنتی و اصیل تحقیر شده است. ریشه چنین نگرش را باید در
عدم آگاهی و یا ضعف اعتقادی برخی دست اندرکاران رسانه ای دانست.به نظر می
رسد نهادهای فرهنگی باید بیش از پیش به تربیت هنرمندان و هنرپیشگان متعهد
به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش های دینی نه به عنوان تحمیل قانونی،
بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمایلاتی خود جوش متجلی شود.
زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت های شخصیتی و دارنده بسیاری از
کمالات و استعدادها در رسانه باید خصوصیات مثبت او به عنوان یک مادر، همسر
و کسی که نقش های برجسته را عهده دار است، معرفی شود و از شخصیت پردازی
های ناصحیح که زن را ظلم پذیر و ضعیف و یا در نقشی تصنعی و دور از واقعیت
نمایش می دهد، پرهیز کند.
زن به لحاظ ساختار تکوینی از ویژگی هایی برخوردار است؛ از شاخص ترین این
خصوصیت ها، کمال جویی معنوی زن است. از آن جا که زن از احساس و تخیل بهره
مند است؛ می تواند در مسیر کمالات معنوی بهتر و سریع تر گام بردارد؛ احساس و
تخیلی که محور هنر و تربیت هنرمند است؛ اگر به این ساحت که جزو جوهره و
ماهیت زنان است توجه کافی شود دیگر زن در عرصه هنر با نقش های منفیِ پرخاش
گری، ساده لوحی و... ظاهر نمی شود.نمایش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان
عملی طی طریق کرده و به مراتبی از قرب دست یافته اند و پرداختن به زمینه
ها و بسترهایی که آنان را به این جهت سوق داده می تواند برای دیگران نیز
سازنده و مؤثر باشد.
این حقیقت را باید از طریق برنامه های رسانه به ویژه به جامعه زنان تفهیم
کرد که هر چه آدمی به لذایذ بیرونی و عرصه برونی وجود خویشتن بپردازد، از
عرصه درون و خویشتن نگری باز خواهد ماند.لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و
اندیشه درونی و انصراف از تکثر بیرونی است و این همه زمانی میسر می شود که
زن، در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی اش را به
مطالعه، اختصاص دهد.
رسانه در این جهت می تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های
آموزشی (با تأکید بر آموزه های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم ها
امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً
داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.
5. اصلاح نظام الگوسازی
انسان فطرتاً الگو گزین و الگوپذیر است. پیوسته در این اندیشه است ارزش
هایی را که باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد
مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی نیز جایگاه مهمی دارد. از این
رو، قرآن کریم در شرایطی که زن هیچ گونه ارزش انسانی و اجتماعی نداشت زنانی
شایسته چون آسیه همسر فرعون و حضرت مریم(س) را معرفی و از آنان تجلیل
نموده است.حضرت زهرا(س) را کوثر دانسته، به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده و
بدین ترتیب، لیاقت و شایستگی زن را در رسیدن به کمالات معنوی به اثبات
رسانیده است.
و الگو بودن زنان صالح و وارسته را برای همگان اعم از زن و مرد تبیین نموده
است. با توجه به این که الگوها در ساختار روحی و رفتاری انسان نقش مؤثری
دارند، یکی از تأسف های جدی عصر حاضر این است که زن مسلمان آن چنان که
شایسته و بایسته است با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست. زندگانی حضرت
زهرا(س) و فرزند برومندش، پیام آور عاشورا، حضرت زینب(س) و دیگر چهره های
والای تاریخ گذشته و معاصر باید برای زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه
سان با حفظ هویت و شخصیت و وقار و متانت می تواند در جامعه حضور پیدا کرده و
ایفای نقش نماید.
توصیه امام صادق(ع) تأمل برانگیز و قابل توجه است:
به زنان دوستی آل علی(ع) را الهام کنید.زن اگر حب علی را فرا گرفت و او را
راهبر شناخت و خاندان او را الگو پذیرفت و بر راهی رفت که اهل بیت: رفته
اند و آنان را سرمشق گرفت، رویین تن می شود و حضورش در جامعه دلهره آفرین
نخواهد بود.
6. به کارگیری روش های صحیح برای گسترش حجاب
سلیقه ای عمل کردن و تأکید و تکیه بر آداب و عادات غیر اصیل، نقش مهمی در جهت بدبین کردن مردم نسبت به حجاب ایفا نموده است.
تصویری که از زن در جوامع اسلامی عرضه می شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه
گویای این مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به این معنا که
برخی از احکام دینی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ریشه در جاهلیت نخستین
دارد، در آمیخته است و مسلمانان باید به عنوان مالکان برترین میراث دینی
فهم دینی را از رسوبات فرهنگی های جاهلی و سنت های غلط بپیرایند.مصلحان
واقعی جوامع یعنی انبیا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و
دیدگاه هایِ ناصواب را تغییر دادند. پیامبر گرامی اسلام(ع) با عرف مقابله
نمود و هویت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانید. دستورات الهی را در
همسانی زن و مرد به مردم ابلاغ نمود.
بدین ترتیب یکی از واقعیت های تلخ جوامع اسلامی، دیدگاه های افراطی و گرایش
های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج
داشته است، تبیین ناهنجاری ها و اثرات سوئی که بر این نگرش مترتب است، به
سادگی امکان پذیر نمی باشد چرا که بسیاری از مصادیق این مسأله به عنوان
ارزش تلقی می شود. البته این مهم از منظر اندیشمندان مخفی نمانده و نسبت به
آن هشدار داده اند. یکی از نویسندگان از انحرافی که درجوامع اسلامی رخ
نموده، داد سخن می زند:مسلمانان در برخورد با زنان از مسیر تعالیم شریعت
اسلام منحرف گذشته و روایات مدسوس و مجعول در بین آنان گسترش یافته، از این
رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دین و دنیا سقوط کرده است. آموزش زنان
گناه عظیم شمرده می شود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و
احوال فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی امری بعید تلقی می شود.
این درحالی است که زن دائما گرفتار نگرش افراطی و تفریطی بوده و رفتار
عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر این اساس توصیه به رعایت حجاب در محیط
های زنانه، تأکید بر گونه خاصی از حجاب بدون توجه به شرایط آب و هوایی و
منطقه جغرافیایی و بافت فرهنگی را می توان نمودهای نگرش افراطی دانست.
به طور کلی، طی کردن مسیر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط می تواند فضای
رغبت و میل به رعایت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذیل تا
حدودی مؤثر و مفید است.
1. معماری و شهرسازی متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذیرد از جمله معماری مراکز
آموزشی دخترانه به گونه ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم
نماید تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادی پوشش کامل را رعایت کنند.
2. برنامه ریزی در جهت توسعه فرهنگ حجاب باید چنان باشد که شرایط و مقتضیات
فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نیز به نوع کار و خصوصیات اقلیمی و
منطقه ای ـ با رعایت اصل حکم حجاب ـ توجه شود. بدین ترتیب نباید بر رنگ خاص
یا شکل خاص پافشاری نمود.
3. باید تدابیری اندیشید تا چادر و لباس هایی که به عنوان حجاب استفاده می
شود با قیمت مناسب و سهل الوصول در اختیار همگان قرار گیرد.
4. توجه به حس تنوع طلبی و مدگرایی جوانان و متناسب با فرهنگ دینی و آداب محلی و منطقه ای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.
7. توجه به هدایت زمینه های طبیعی میل به خودنمایی
شاید بتوان گفت که خودآرایی و تزیّن در زن، امری طبیعی است. در فرهنگ
اسلام، تمایلات و غرایز انسانی به هیچ وجه منفی تلقی نمی شود و سعی بر آن
است که با شیوه صحیح نگرش به تمایلات و ارضا مشروع آن، انسان را در جهت
تکامل سرعت بخشد. در این راستا، به زن توصیه می کند غریزه خودآرایی را جهت
دهد و آن را به محارم به ویژه همسر خویش اختصاص دهد.
هدایت و جهت دهی این غریزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام
نگیرد، جامعه را گرفتار کج روی و ابتذال خواهد کرد. جلوه گری زن و صرف
انرژی و توان او در جهت جلب رضایت و توجه مردان یکی از نمودهای این ابتذال
است، که نهایتاً زبونی و حقارت قشر زن را در پی دارد چرا که محیط اشتغال را
به محیطی همراه با تبرج تبدیل می کند و بخشی از نیاز مرد را در محیط
اجتماعی اشباع می نماید و بازیچه مردان هوس باز می شود.
8. تقویت مرزهای زنانگی و مردانگی
تفاوت های تکوینی زن و مرد، مطلبی انکارناپذیر است و خداوند حکیم با احاطه
بر این تفاوت ها برای هر یک از دو صنف، وظایف و مسئولیت هایی مقرر فرموده
تا نظام هستی به نحو احسن اداره شود. از این رو در آیه 32 سوره نساء تفاوت
های موجود بین زن و مرد را مطابق حق و عدالت می داند. پس آرزوی تغییر آن ها
یک نوع مخالفت با مشیت پروردگار تلقی می شود: (ولا تتمنّوا ما فضّل الله
بعضکم علی بعض...)
بر این اساس، قرآن کریم بر تفاوت هایی که در سایه خلقت انسان به طور طبیعی
در اصناف بشر قرار داده شده، صحه می گذارد. اما اختلافاتی که به دست بشر به
خاطر روابط ظالمانه بشری به وجود آمده، به هیچ وجه مورد قبول اسلام نیست.
بدین ترتیب، پذیرش مرزها و تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد که ریشه در نظام
خلقت آن دو دارد، امری کاملاً منطقی و عقلانی است. اما تبعیض ها، بی
عدالتی ها و بی توجهی به خواسته ها و آزادی های مشروع زنان که ناشی از
برداشت های ناصحیح از اسلام می باشد و ریشه در اندیشه های خرافی و
مردسالارانه دارد امر را بر بسیاری از مردم مشتبه ساخته و عموماً این نحوه
نگرش و برخورد را در مبانی و معارف دینی و اعتقادی جست و جو می کنند. این
همه، مسئولیت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگین تر کرده که در جهت تصحیح و
پالایش افکار عمومی جامعه تلاش کنند و مرز میان تعصبات و ارزش های دینی را
بازشناسی و تفکیک نمایند.
اقدامات عملی که می تواند در زدایش این نوع نگرش کارساز باشد، بسیار متنوع و
متعدد است به عنوان مثال: در عرصه ورزش جهت حضور فعال و سالم بانوان باید
سرمایه گذاری شود مسلماً فراهم نمودن زمینه فعالیت بانوان در این زمینه از
نظر اقتصادی سرمایه گذاری مضاعفی را می طلبد.به ویژه در جامع اسلامی که
بایستی تقویت فرهنگ دینی و حفظ موازین اسلامی مدنظر مسئولین مربوطه باشد.در
عرصه دانش و پژوهش هم باید اقدامات جدی صورت بگیرد. قشر پژوهشگر و فرهیخته
بانوان شاهد تبعیض ها و نابرابری هایی در ارائه خدمات مراکز علمی ـ پژوهشی
و کتابخانه ها هستند. وجود این محدودیت ها که نوعاً توجیه منطقی و یا شرعی
ندارد جامعه فرهنگی زنان را به عقب نشینی از صحنه پژوهش و تحقیق سوق می
دهد، در حالی که اگر دست اندرکاران و مسئولان مراکز علمی و فرهنگی نگرشی
مثبت به حضور زنان در این عرصه داشته باشند، با چنین مشکلی روبرو نخواهیم
بود.
راهکارهای توسعه حجاب
در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات فرهنگ سازی است. لذا با فعالیت های آموزشی،
فرهنگی و تبلیغی می توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدایت کرد که افراد
به صورت طبیعی و خودجوش به رعایت عفاف و حجاب رغبت نمایند.راهکارهای
بنیادینی که می توانند در توسعه حجاب نقش جدی ایفا نمایند بدین قرار است:
1. احیای فرهنگ اسلامی
پیاده کردن آموزه های دینی و عینی نمودن دستور العمل های شریعت، وظیفه آحاد
جامعه است. اما در این میان سازمان فرهنگی حکومت دینی، وظیفه ای مضاعف به
دوش می کشند و باید خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذایل اخلاقی، ترغیب
جوانان به ازدواج بنا نهند.
عدم اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش های اخلاقی سبب می شود نسل جوان
نسبت به ارزش ها بیگانه گشته و نسبت به اعتقادات دینی خود احساس حقارت
نماید و بن بست فکری در این باب خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی
دارد.احیای ارزش های اصیل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دریافتن
ارزش ها و آفریدن روح تعبد و تعهد نسبت به این ها نقش مهمی در این زمینه
خواهد داشت.
2. اصلاح نگرش های فرهنگی در سیاست گزاران و برنامه ریزان
تحلیل صحیح، برنامه ریزی و سیاست گذاری درست آن گاه میسر می شود که از جزئی
نگری پرهیز شود. گاهی برنامه ریزان به جای آسیب شناسی و پرداختن به معضلات
اساسی جامعه، به اتخاذ برنامه های موقتی رو می آورند.این شیوه، آسیب های
جدی بر جامعه تحمیل می کند.آگاهی مجریان و توجه آنان به معضلات اخلاقی
جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می تواند گام
مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد.
3. اصلاح عملکرد رسانه ها
گاهی برنامه های تبلیغی و فرهنگی، زمینه تحقیر زنان و تضعیف موقعیت آنان را
فراهم نموده است. از این رو مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه هایی که
زنان را به سوی جلوه گری سوق می دهد زمینه تعالی آن ها را فراهم سازند.
رعایت متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونیت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در
عرصه های اجتماعی است، گاه در میان هنرپیشگان مورد بی مهری قرار گرفته و
حجاب سنتی و اصیل تحقیر شده است.نهادهای فرهنگی باید بیش از پیش به تربیت
هنرمندان و هنرپیشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش های
دینی نه به عنوان تحمیل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمایلاتی
خودجوش متجلی شود.
4. اصلاح نظام الگوسازی
انسان پیوسته در این اندیشه است ارزش هایی را که باور دارد در چهره ای مجسم
بنگرد. مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی نیز جایگاه مهمی دارد. از
این رو، قرآن کریم زنانی شایسته چون آسیه همسر فرعون و حضرت مریم(س) را
معرفی و از آنان تجلیل نموده است.یکی از تأسف های جدی عصر حاضر این است که
زن مسلمان به طور بایسته با چهره های بلند تاریخ اسلام آشنا نیست.
5. به کارگیری روش های صحیح برای گسترش حجاب
طی کردن مسیر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط می تواند فضای رغبت و میل به
رعایت حجاب را فراهم نماید. اگر شهرسازی و معماری به ویژه در مراکز آموزشی
دخترانه به گونه ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نماید و
نیز شرایط و مقتضیات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نیز به نوع کار و
خصوصیات اقلیمی و منطقه ای توجه شود.و در نهایت به حس تنوع طلبی و مدگرایی
جوانان توجه شود و متناسب با فرهنگ دینی و آداب محلی و منطقه ای آنان،
الگوهای پوششی ارائه شود.
مسئولیندر قبال خون شهدا و آرمان آنها مسئولند و باید در راستای آن حرکت
کنند و یکی از آن آرمانها، حجاب است که مسئولین باید به آن توجه ویژه ای
داشته باشند تا خدایی ناکرده در مقابل آنها شرمنده نشوند و به گفته قرآن در
قیامت گرفتار عذاب نشوند.
فقر فرهنگی مهمترین عامل بی حجابی است
به دلیل نقش ارزندهای که زنان در اجتماع و خانواده دارند دشمنان نیز برای
حمله فرهنگی خود را به سمت زنان و دختران نشانه گرفتهاند که رعایت حجاب
اسلامی و دوری از لقمه حرام و رعایت احترام متقابل، توجه به مسائل تربیتی و
دینی و معنوی فرزندان از محورهای یک زندگی سالم و اسلامی است.
فرهنگسازی در خصوص عفاف و حجاب باید در جامعه صورت گرفته و در برخی
موارد نیروی انتظامی و قوه قضاییه باید اقدام سلبی انجام دهند و گاهی اوقات
با افرادی که ناهنجاری به وجود میآورند، برخورد جدی داشته باشند.موضوع
عفاف و حجاب به عنوان بسته فرهنگی بوده که باید اجرا شود و نباید مطرح کنیم
که ابتدا کار فرهنگی و بعد کار قانونی صورت گیرد چرا که این موضوع قدیمی
است و اگر به این امر توجه کنیم به نتیجه نخواهیم رسید و اجرای این طرح به
تأخیر خواهد افتاد.
ظاهر جامعه ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم است بنابراین باید
شئونات در آن رعایت شود؛ اخیراً افرادی را میبینیم که با لباس کوه به
خیابانها آمده و حتی با لباس ورزشی در دانشگاهها حضور مییابند که از
وضعیت از شخصیت، مرام و از فرهنگ ملت به دور است بنابراین از نظر فرهنگی
باید کارکنان در این زمینه مشارکت داشته باشند.
نقش رسانهها در موضوع گسترش طرح عفاف و حجاب بسیار موثرا ست چرا که صدا
وسیما میتواند با بخش سریالها و رعایت شئونات اسلامی این موضوع را الگویی
عملی قرار دهد همچنین رسانههای مکتوب میتوانند تبیین و مطرح کردن فلسفه
عفاف و حجاب این موضوع را فرهنگسازی کنند.امیدواریم با رعایت عفاف و حجاب
از سوی دستگاههای اجرایی و فرهنگسازی این موضوع شاهد ظاهری مناسبی و در
شأن جامعه اسلامی باشیم.
پانوشت ومنبع:
۱) تحف العقول: ابومحمد حسن شعبه حرّانی، ۱۴۰۰ ق، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص ۵۴۸.
۲) غررالحکم و دررالکلم: عبدالواحد بن محمد تمیمی واحدی، بیتا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ج ۱، ص ۶۲.
۳) حجاب از دیدگاه قرآن و سنت: فتحیه فتاحی زاده، چ ۳، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ص ۱۸۶ - ۱۸۸.
۴) برای اطلاع بیشتر از نقش الگوی زنان در قرآن ر ک به زن در تاریخ و
اندیشه اسلامی: فتحیه فتاحی زاده، چ اول، ۱۳۸۳ ش مرکز پژوهشهای اسلامی صدا
و سیما، بخش ششم.
۵) من لا یحضره الفقیه: محمد بن علی بن بابویه قمی (معروف به شیخ صدوق)، چ ۱، ۱۳۶۹ ش، تهران، نشر صدوق، ج ۳، ص ۴۹۳.
۶) تحریر المرئه فی عصر الرسالهٔ: محمد عبدالحلیم ابوشقه، چ اول، ۱۴ - ۱۴۱۰ ق، کویت، دارالقلم، ج ۱، ص ۵.
برگرفته از : مجله پیام زن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق، هرگاه نیروهای ایرانی در عملیات نظامی
قصد داشتند در خاک عراق پیشروی کنند. عراق از انواع سلاحهای شیمیایی علیه
آنها استفاده میکرد. این سلاحها علاوه بر نظامیان، علیه غیر نظامیان نیز
استفاده شد بهطوریکه «تعداد هفت هزار غیرنظامی طی سی بار حمله شیمیایی
عراق در فاصله تیرماه ۱۳۶۶ تا مرداد ۱۳۶۷ در مناطق بانه، سردشت، مریوان و
روستاهای اطراف مصدوم شدهاند.»(۱) عراق سلاحهای شیمیایی را از کشورهای
مختلف تهیه میکرد، در رأس کشورهای اروپایی حامی جنایت جنگی صدام، کشور
آلمان قرار دارد بهطوریکه در تجهیز عراق به سلاحهای شیمیایی، «مقام
نخست» را داراست.
آلمان که در جنگ تحمیلی از طریق سلاحهای شیمیاییاش بسیاری از هموطنان
ما از جمله زنان و کودکان را مورد حمله قرار دارد، پس از جنگ، نحوه مقابله
را از جنگ سخت به جنگ نرم تغییر داد، در سالهای اخیر و با تأسیس بخش فارسی
وبگاه دویچهوله آلمان، جنگ نرم این کشور علیه ایران، ابعاد تازهای
گرفته است. این پایگاه ضد انقلاب، سعی کرده بیشتر با تمرکز بر موضوعات
فرهنگی و اجتماعی به فعالیت بپردازد.در همین راستا، دویچهوله در ماههای
اخیر سعی کرده با تبلیغ و ترویج مدهای ضد اسلامی، زنان مسلمان ایرانی را به
استفاده از این سبکها ترغیب کند. این پایگاه در سلسله مطالب ضد فرهنگی،
با برخی از طراحان لباس داخل کشور مصاحبه و گزارش تصویری از لباسهای طراحی
شده آنها را منتشر میکند.
عوامل این پایگاه، طراحان مورد نظر خود را از شهرهای مختلف کشور انتخاب
میکنند. متأسفانه طراحانی که با آنها گفتوگو میشود، اغلب پوشش نامناسبی
دارند و برخی از آنها حتی بدون حجاب و نیمهبرهنه هستند. با این حال، در
مصاحبهها این طور القا میشود که زنان در داخل ایران آزادی ندارند.یکی از
طراحان داخلی که تصاویر نیمهبرهنهاش در مصاحبه با پایگاه دوچهوله منتشر
شده، با حمله به پوشش زن مسلمان ایرانی میگوید: «اگر ما نباشیم، جامعه زیر
رنگهای تیره و کدر و زشتپوشی دفن میشود.»(۲)طراح دیگری میگوید: «مردم
ما غالباً درگیر رنگ مشکی هستند و این مسئله جای تأسف دارد.»(۳) اما الگوی
پیشنهادی این طراحان، لباسهایی است که «افراد در آن احساس آرامش کنند.»(۴)
این در حالی است که لباسهای تحریککننده آنها، آرامش روانی را از جامعه
سلب کرده و باعث ترویج فساد و فحشا میشود. شدت تابوشکنی که در طراحی این
لباسها وجود دارد، باعث شده که بانوان ایرانی از این طرحها استقبال نکنند
و معدود کسانی هم که از این لباسها استفاده میکنند، از پوشش خود احساس
ناامنی میکنند.یک طراح لباس زنانه میگوید: «زنانی که به مغازه او در
تهران میآیند، به نظر میآید از جلب توجه بیش از حد این لباسها نگران
هستند و قبل از خرید خود دائماً به خرید دیگر مشتریان توجه میکنند.»(۵)
پاکدامني و عفت از خصايص مومنان
است. عفت و پاکدامني سلامت جامعه را حفظ ميکند، عزت و سربلندي، پاکي و
تزکيه اعمال، قدر و منزلت معنوي و فرونشاندن شعلههاي شهوت بخشي از آثار
فردي و اجتماعي عفت و پاکدامني است يکي از عوامل مهم طلاق در کشور ما
بيمبالاتي خانمها در اجتماع است.ما در کشور، بی حجابی
نداریم ولی بدحجابی در این کشور فراوان است و شرایطی بدحجابی که امروز در
کشور بخصوص در گیلان دیده می شود نباید قابل تحمل باشد. درست است که حکومت و
حاکمیت کشور ما دینی است اما این کار اراده جمعی و ملی می خواهد که در راس
این اراده جمعی نیز باید روحانیت باشد.

از زمان قاجار روحیه غربزدگی توسط برخی افراد سفر
کرده به کشورهای خارجی به ایران وارد شد و در کنار آن کشف حجاب نیز در
کشورما رسوخ کرد .تعبیر برخی افراد در آن زمان این بود که ایرانی ها باید
از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شوند تا پیشرفت بیشتری حاصل شود و فراموش کردند
که پیشرفت واقعی در سایه الگوگرفتن از علم و تکنولوژی است.رضاخان ننگ کشف
حجاب را پذیرفت و روز ۱۷ دی کشف حجاب را اعلام کرد و علاوه بر بدحجابی
اطرافیان خود و زنان درباری، بانوان ایرانی را نیز به کشف حجاب مجبور
کرد.ضربه ای که این فرد جنایتکار به فرهنگ ایرانی اسلامی و زنان مسلمان زد
غیر قابل جبران است. اوج این بدحجابی در زمان محمدرضا شاه بود، این مسایل
به اعتراض مردم در گوهرشاد مشهد و کشتن مردم برای تثبیت این ننگ ختم شد.
هر چند که خود بدحجابی میتواند به عنوان بزرگترین معضل اجتماعی مورد
تحقیق و بررسی خاص قرار گیرد که گریبان جوانان و حتی افرادی که سنی از آنها
گذشته است را گرفته است.کم شدن امنیت اجتماعی، روابط نامشروع، اختلاط خارج
افسار گسیخته زن و مرد از هم، از هم پاشیده شدن بنیان کانون خانواده، کم
شدن میل به ازدواج در میان جوانان، فرو ریختن قبح فحشا و فساد در جامعه و
کم رنگ شدن اخلاقیات از جمله آثار نامبارک اجتماعی بدحجابی است.
در حالیکه از نظر فردی هم فرد بدحجاب و نظاره گران بر این گروه که از دو
جنس مخالف هستند به کم شدن اعتماد به نفس، عادت کردن به نگاه ابزاری،
بوالهوسی و افسارگسیختگی میل جنسی و روی آوردن به رفتارهای نامأنوس جنسی
مبتلا میشوند.بی حجاب خارج شدن از منزل یا بدحجاب بودن پیامدش همین فسادها
خواهد بود. ازدواجهای خیابانی بر اساس هوسهای آنی که آتش عشق طرفین به
زودی عرق میکند حاصل اینگونه ارتباطات و رفتارهای است که گاهی آثار جبران
ناپذیری دارد.
این گونه ازدواجها که نه بر اساس فرهنگ، آداب و سنن ایرانی و نه از روی
شرع و نگاه دینی است مورد تأیید نیست! و بدتر از آن ازدواجهای موقتی است
که جوانان نه از روی فلسفه آن بلکه به عنوان راه حلی برای خارج نشدن از
مدار دین انجام میدهند. چرا که ازدواج موقت هم برای خود شرایط و اصولی
دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد و گرنه همین مورد هم میتواند به از هم
گسیختگی خانوادهها بیانجامد و باعث به وجود آمدن شرایطی شود که خدایی
ناکرده روابط از چهار چوب اسلامی خارج شده و به چهار چوب شیطانی برسد، که
دیگر نه تنها مورد تایید نخواهد بود بلکه خطرناک نیز هست.یکی از دلایل
اصرار بر حفظ نگاهها و بیان این مسئله در اکثر احادیث که نگاه به نامحرم
تیری از تیرهای شیطان است این است که اختلاط زن و مرد با بی توجهی به دیانت
از دستورالعملهای شیطانی است و این گونه روابط در اکثر مواقع موجب سردی
در روابط خانوادگی خواهد شد و خانواده این ارزشمندترین و مقدسترین نهاد
جامعه اسلامی با همین حرکت گاه از هم پاشیده خواهد شد.
بالا رفتن آمار طلاق هم بی ارتباط با این بحث نیست. با توجه به وجود چنین
شرایطی آمار جداییهای رسمی و عاطفی دو چندان خواهد شد و به دنبال آن
فرزندانی سرگردان قرار خواهند گرفت.حجاب هم از جمله مسائل ظاهری در دین است
اما همین پوسته ظاهری گاه به اعماق دین نفوذ میکند و به هسته درونی هم
آسیب بی حدی میرساند. همیشه باید از پوسته ظاهری برای رسیدن به درون گذشت و
چه بسا گاهی پوسته مهمتر از درون باشد. با این اوصاف، چه بخواهیم چه
نخواهیم، بخشی از بانوان ایرانی تحت تأثیر تبلیغات رسانههای ضد انقلاب
ازجمله دویچهوله از این لباسهای تحریککننده استفاده میکنند، این بخش از
بانوان عموماً کسانی هستند که به تنوع در پوشش علاقهمند هستند و وقتی در
بازار، طرح مناسب ایرانی- اسلامی را نمییابند، به سراغ لباسهای طراحان
غربزده داخلی میروند.
مردم با ایجاد انقلاب اسلامی این ننگ را از چهره
ایران پاک کردند، در جامعه امروز زیر نقاب اسم حجاب اسلامی شاهد مواردی از
بدحجابی هستیم که کمتر از کشف حجاب زنان طاغوت نیست و متاسفانه فیلم هایی
مانند کلاه پهلوی به وفور مروج این مسئله است.مصوبه شورای عالی انقلاب
فرهنگی که ۲۶ دستگاه دولتی را موظف به فعالیت در زمینه حجاب کرده بود،
نادیده گرفته شده و کار به جایی رسیده است که از تک خوانی زنان نیز صحبت می
شود.اکنون نیز حجاب به شکل بسیار بدی رواج یافته است و گرچه این افراد
درصد کمی از زنان ایرانی را تشکیل می دهند اما همین تعداد کم نیز در چشم
گردشگران جلوه گری می کنند و بدین ترتیب در چشم جهانیان زن ایرانی به این
شکل شناخته می شود. این امر شایسته نظام اسلامی نیست و باید دولت با برنامه
ریزی های مختلف و قانون های تاثیرگذار اقدامات موثرتر و بیشتری در زمینه
اصلاح روند بدحجابی انجام دهد.
البته مسئولان مربوط تلاشهایی را برای گسترش طرحهای لباس ایرانی -
اسلامی انجام دادهاند ولی قیمت بالای این لباسها باعث شده که از آنها
استقبال زیادی نشود. باید ضمن برخورد جدی با طراحان قانونشکنی که بیاعتنا
به فرهنگ و اعتقادات کشورمان، سعی در گسترش فرهنگ منحط غربی را دارند، از
طراحان دلسوز ایرانی که حاضرند پوشش اسلامی شایسته زن ایرانی را طراحی
کنند، حمایتهای بیشتری صورت گیرد. بدون شک اگر لباسهای ایرانی - اسلامی
در سطح وسیع و با قیمت ارزان به بازار عرضه شود، از لباسهای تحریککننده
طراحان غربزده داخلی استقبالی نمیشود.
منابع:
http://www.enghelab-news.ir/shownews.php?idnews=۷۰۴۴۱-
۲- دو طراح مد ایرانی: اگر ما نباشیم جامعه زیر رنگهای تیره دفن میشود.
http://www.dw.deg-۱۷۳۲۳۰۸۲
۳- راهیابی طراح ایرانی لباس زنانه به هفته مد میلان
http://www.dw.deg-۱۶۹۷۵۸۳۱
۴- فشن مدرن و رنگارنگ، لباس زنان ایرانی در شهر شیراز
http://www.dw.deg-۱۶۹۹۵۴۵۲
۵-http://www.arzeshha.ir/OrderDetails.aspx?Id=۱۷۰۱
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بد حجابی و بد پوششی در جامعه ای که برخلاف هنجارهای عرفی و دینی است
مشکلات فراوانی به وجود می آورد.متاسفانه در فصل تابستان به بهانه گرمی
هوای برخی ها از پوشش های نا متعارف و بد استفاده می کنند در صورت تذکر و
یا برخورد اجتماعی با این افراد با این استدلال که نوع پوشش امری شخصی است
مواجه می شویم و اینکه گناه کارشان را خدا به پای فرد دیگری نمی نویسد
،اتفاقات چند روز اخیر و برخورد فیزیکی برخی هنجار شکنان با ناهیان منکر
موید چنین مساله ای است.
این استدلال ها بسیار غلط و غیر منطقی است چگونه میتوان در یک اجتماع حضور
پیدا کرد اما ادعا کرد که برآن اجتماع تاثیر گذار نبود نوع پوشش فضای
دیداری جامعه را تغییر می دهد.
یکی از اصول دین مبین اسلام امر به معروف و نهی از منکر است که مراحل
مختلف دارد و اگر فردی در مقابل منکر مسلمان دیگری سکوت کند باید در محضر
خدا پاسخگو باشد.
یکی از دلایل افزایش طلاق در جامعه نوع پوشش بد مردان و زنان آن جامعه
است،وقتی زن یا مردی پوشش نامناسب به تن می کنند و در اماکن عمومی حاضر می
شود و به راحتی خود را تبدیل به نمایشگاه متحرکت می کند که بابت آن حتی
سودی هم عایدش نمی شود به دیگران القا می کند که وی زیباتر و جذاب تر از
دیگران حتی همسران شما در جامعه است.
آرامش و امنیت والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت می فرماید و
می توان گفت، اگر جامعه ای فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با
وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمی و روحی ـ روانی جامعه در سایه امنیت
حفظ می شود و خلاقیت و نوآوری بروز می کند. زنان بدحجاب نمی دانند که چه
ضربه های و جبران ناپذیر خانمان براندازی بر پیکره جامعه وارد می سازند.
متاسفانه برخی مردان و زنان با دیدن چنین افرادی در جامعه توقعاتشان از
همسران خود بالا می رود و حتی به راحتی این را اظهار می کنند .
بدحجابی علاوه بر این که خود یک ناهنجار اجتماعی به شمار می آید و جامعه
را به بی بند و باری می کشد، زمینه ساز بسیاری از زشتی های اخلاقی است.
وقتی به پوشش و متانت بی اعتنایی می شود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه
رخت بر می بندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان که مدپرستی،
هواپرستی می آورد وقتی یک زن با حجاب بد خود به خودش احترام نمی کذارد به
دیگران این پیغام را می رساند که حاضر به انجام گناهان دیگری هم است شاید
واقعا چنین قصدی نداشته باشد اما نمی توان این نکته را فراموش کرد که
بسیاری از برداشت ها از شخصیت افراد بر اساس ظاهر افراد صورت میگیرد.
این اعلان صریح و اشکار بد حجاجی باعث برهم خوردن نظم جامعه مخصوصا از بین
رفتن کانون خانواده های زیادی شده است اگه به دادگاههای خانواده سری بزنید
متوجه خواهید شد که ریشه بسیاری از طلاق هایی که در این چند ساله رخ داده
است خیانت مرد و یا زن به همسر خود بوده است حتی افراد متدین و دین دار،
زیرا فرد ممکن است خودش فردی متدین باشد اما وقتی زنان مردان بدحجاب زمینه
گناه و آلوده شدن فرد در جامعه را فراهم می کنند و انسان هم هرچه قدر از
نظر اعتقادی قوی باشد باز هم انسان است و وقتی ببیند راه خطا و گناه برایش
باز است ممکن است بلغزد.
شکی نیست که عده ای از بدحجابی ها وسایر جلوه های فحشا و منکرات جنبه
سیاسی دارد. یعنی عده ای مخصوصا برای مبارزه با نظام و ارزش های حاکم برآن ،
عملا به گسترش بی بندو باری و فحشا اقدام کرده و می کنند. اینها زمینه های
عمده و اصلی بدحجابی و بی بندوباری برای سایرین فراهم می سازند که اگر با
هوشیاری چنین با چنین افرادی به شدت برخورد شود بسیاری از مسائل به راحتی
حل خواهد شد.
در کشورهای غربی به دلیل سستی کانون خانواده ها تلاش زیادی برای حفظ
خانواه ها می کنند و با عواملی که از نظر آنها خانواده را تهدید می کند
برخورد می کنند در کشورژاپن با فرا رسیدن فصل گرما مسئولین این کشور به
زنان در مورد نوع پوشش مناسب هشدار داده اند که اگر به دلیل گرمای هوا از
پوشش نامناسب استفاده کنند این خودشان هستند که با مزاحمت و تجاوز مردان
هوسران جامعه مواجه خواهند شد پس کاملا طبیعی است که در کشوری ایران که
اکثریت مطلق افراد جامعه مسلمان هستند با افراد بد پوشش مقابله کنند.
البته در این جا نقش مردان و پدران را نباید نادیده گرفت اگر مردی واقعا
از نظر شخصیتی به زنان و دختران خود احترامی قائل باشند و از نگاههای دیگر
مردان جامعه مطلع باشند هرگز اجازه نخواهند داد که زنان و دختران خود با
پوشش بد وارد جامعه شوند.
بسیاری از بدحجابی ها و بی بندوباری های دختران جوان امروزی ناشی از
محرومیت آنان از تربیت صحیح دینی است. قرآن کریم به همه پدرو مادرها چنین
دستور داده است:
«خود و خانواده خود را از آتش جهنم محافظت کنید»
اگر افرادی را که با بد حجابی در جامعه حاضر می شوند دزد خطاب کنی به شدت
عکس العمل نشان داده و از این حرف به خشم بیایند در حالی که کاری که آنها
در جامعه انجام می دهند دزدیدن دین و اعتقاد مردم ،دزدیدن گرمای
خانوادها،دزیدن ماردان و پدران فرزندان طلاقی هستند که آنهاباعث این کار
شده اند.
این افراد با نوع پوشش بد خود راه را برای مزاحمت دیگران باز می کنند
،آمارها نشان می دهد بسیاری از مزاحمت ها و تجاوزات به زنان و دخترانی بوده
که بدحجاب بودنده اند که این اتقاقات را هم نمی توان شخصی تلقی کرد زیرا
این کار باعث افزایش کار نیروی انتظامی خواهد شد و با شنیدن این مسائل دیگر
زنان و دختران جامعه هم دیگر احساس امنیت نخواهند کرد.
پس افرادی که بدحجاب هستند هرگز این تفکر را نداشته باشند که حجاب امر
شخصی است و بابت آن و خودشان متضرر خواهند شد و یا اینکه مردان نگاههای خود
را نگه دارند که البته این که مردها هم باید نگاههای خود را حفظ کنند شکی
نیست اما پس یک بد حجابی که ساعت های روبری آینه خودش را درست کره استدلال
کند دیگران به او نگاه نکند پس چرا این همه وقت خود را صرف کرده آیا جز این
است که می خواهد نگاههای دیگران را بخرد به زبان ساده تر بدزدد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چكيده:
چنانچه حجاب يک نوع رفتار قلمداد گردد، اين رفتار همانند ساير رفتارهاي
ديگر تحت تأثير قواعد خاصي است. بر اساس تئوريهاي جامعهشناختي و
روانشناختي، انجام يک رفتار، تحت تأثير عوامل متفاوتي است. يکي از عوامل
مهم و اثر گذار بر انجام و نحوة رفتار، اطلاعات و آگاهيهاي فرد از رفتار
ميباشد. به عبارت ديگر، سطح شناختي فرد، اقدام و نوع رفتار وي را مشخص
ميسازد. اطلاعات و آگاهيهاي فرد، نسبت به اشياء، پديدهها و مفاهيم، طي
فرآيند جامعهپذيري وي ايجاد ميشود. در اين نوشتار، جامعهپذيري از ديدگاه
تئوريهاي كاركردگرايي، تقابل و كنش متقابل نمادين بررسي شده است و
خانواده، مدرسه، گروه همسالان و نهادهاي اجتماعي و ارتباطي به عنوان عوامل
مؤثر بر جامعهپذيري حجاب معرفي ميشوند كه ناهماهنگي و بدكاركردي اين
عوامل ميتواند منجر به آسيبپذيري فرآيند جامعهپذيري حجاب گردد.
واژگان كليدي:
حجاب، جامعهپذيري، زنان، گروههاي همسالان، خانواده
1) مقدمه
منش و هويت ملّي و گروهي اعضاي هر ملّت و گروه، در طي تربيت و پرورش اعضاي
آن گروه، بر اساس معيارها و الگوهاي رفتاري و تربيتي شكل ميگيرد كه اين
منش و هويت، به خوبي در رفتارها و كنشهاي افراد مشخص و آشكار است. فرد، طي
اين فرآيند، الگوها و قواعد رفتارياي را فرا ميگيرد كه ماهيت و قالب
اصلي رفتارهاي او را شكل ميدهد. كاركرد اين الگوها، ايجاد نوعي مشابهت و
همانندي ميان كنشهاي اعضاي جامعه است؛ به گونهاي كه افراد نسبت به
رفتارهاي ديگران احساس آشنايي ميكنند. اين احساس موجب همبستگي و اتحاد و
ارتباط فكري و عملي ميان افراد ميگردد.
اجتماعي شدن فرد طي فرآيند جامعهپذيري وي به وقوع ميپيوندد. جامعه
پذيري[1] فرآيندي است كه فرد طي آن با ارزشها، عقايد، هنجارها، رسوم، آداب
و شعائر جامعه خويش آشنا ميشود و شيوههاي زندگي اجتماعي را فرا ميگيرد و
به عنوان يك عضو جامعه آمادگي عمل را پيدا ميكند. انسانها در فرآيند
جامعهپذيري، با درونيسازي[2] ارزشها و هنجارها ياد ميگيرند كه چگونه
بايد نيازهاي زيستي - اجتماعي خود را به شيوهاي قابل قبول برآورده سازند.
نظم و ثبات در جامعه، ماحصل دروني سازي و عمل به اين ارزشها و دستورات
فرهنگي است. دوران نوجواني و جواني، مهمترين و اثرگذارترين دوران شناخت و
پذيرش اين معيارها ميباشد. در اين دوران، چنانچه ارزشها و معيارها و
هنجارها بهگونهاي مناسب و همزمان به نوجوان و جوان ارائه و بهدرستي در
وي دروني شود، تا پايان عمر، بدون كمترين تغييري، در فرد باقي ميماند.
جامعهپذيري عمدتاً توسط 5 نهاد اصلي؛ خانواده، مدرسه، دولت، اقتصاد و دين
انجام ميگيرد. هر يك از اين نهادها كاركردها و وظيفه خاص خود را دارند و
نيازي از نيازهاي جامعه را برطرف ميسازند.
پوشش و حجاب يک آموزه و دستور ديني است که مبتني بر آيات، روايات و
احکام است. آشنايي فرد با معيارها، الگوها، آموزهها و احکام ديني در
فرآيند جامعه پذيري ديني وي انجام ميشود. در اين فرآيند، فرد با محتوا و
معناي اين معيارها آشنا شده و آنها را در موقعيتها و تعاملات زندگي روزمره
خود بهکار ميگيرد.
جامعهپذيري ديني و آشنائي فرد با مفهوم و معناي حجاب، اصولاً از
خانواده شروع شده و پس از آن در مدرسه ادامه مييابد. در بررسي ميني،[3]
تحت عنوان «آموزش مذهبي و بحران تحصيلات» ملاحظه شد كه اعتقادات و باورهاي
مذهبي كودكان، بيش از آنكه شناختي[4] باشد و در مدرسه ساخته و پرداخته
گردد، ارزشي و احساسي است و از مدتها قبل (در خانواده) ايجاد شده است؛ در
حالي كه آموزشهاي عيني مذهبي كه در مدرسه به كودكان ارائه ميگردد، مشكلات
خاصي را براي آنها ايجاد ميكند. اين محقق معتقد است آموزشهاي مذهبي
مدارس در تعارض با ارزشها و اعتقادات ذهني نوجوانان بوده و همين امر موجب
بروز بحران و مشكل براي آنان ميشود(cf.Minney. R, 1985).
جامعهپذيري حجاب توسط رسانهها، به وسيله تدوين برنامههاي خاص براي
نوجوانان و جوانان و ساخت فيلمها و برنامههاي تلويزيوني ادامه مييابد.
كاركرد و وظيفه عمده و مهم نهاد دين و سازمانهاي مذهبي، ارائه ارزشها و
هنجارهاي ديني به منظور آشنايي مردم با اين الگوها و قواعد ميباشد.
نوجوانان و جوانان بخشي از آشنايـي بـا مفهـوم حـجـاب را در بـرخورد با
گروه دوستان و نهادهاي اجتماعي فراميگيرند. با توجه به اينكه هر يك از
اين نهادها بخشي از جامعهپذيري ديني نوجوانان و جوانان را بر عهده دارند؛
بررسي ميزان اثرگذاري آنها، در انتقال اين ارزشها و معيارها لازم و ضروري
ميباشد. از سوي ديگر لازم است مشخص گردد كه افراد جامعه بيشتر تحت تأثير
كدام يك از اين نهادها ميباشند تا برنامهريزان و سياست گذاران فرهنگي
كشور بتوانند زمينههاي مناسبتري براي انتقال درست و بهينة فرهنگ اسلامي
تهيه و تدوين كنند.
2) فرآيندهاي جامعهپذيري
در ادبيات و تئوريهاي علوم رفتاري، اجتماعيشدن و يادگيري مترادف و هم
معنا با مفهوم جامعهپذيري بهكار ميرود. اين تئوريها بهطور مشترك بيان
ميدارند كه كودك در زمان تولد هيچ اندوخته و دانشي ندارد و ذهن او عاري از
هرگونه آداب و مقررات، قواعد و قوانين، اخلاق، عقايد، تفكرات و انديشهها
است. كودك در مراحل اوليه زندگي خود موجودي سراسر نياز است. نيازهاي محدود
اما وسيع و پردامنهاي كه سراسر زندگي وي را فرا گرفته و تمام فعاليتها و
هوش و ذهن او و اطرافيانش را متوجه رفع اين نيازها ميكند. نيازهايي مانند
گرسنگي، تشنگي، استراحت، محبت و نوازش، رفع حاجت. عموماً اين دوره زندگي،
دوران پس از تولد تا پايان دو سالگي فرد را دربرميگيرد. كودك در رفع اين
نيازها پايبند هيچگونه قواعد و مقرراتي نبوده و به هر نحو اقدام به رفع
نياز ميكند. در اين دوران، گرچه والدين تلاش ميكنند برخي قواعد رفتاري و
اجتماعي اوليه مانند نحوه غذا خوردن، دفع ادرار و … را به كودك بياموزند؛
اما به خاطر عدم رشد ذهني و عقلي، وي پذيراي اين قواعد و مقررات نميباشد و
آنها را فرا نميگيرد. با پايان دو سالگي كودك دچار يك تحول ذهني، فكري و
جسمي شده از يك سو نيازهاي او فزوني ميگيرد و از سوي ديگر ذهن او آماده
پذيرش برخي قواعد و مقررات ميگردد. از اين دوران به بعد والدين شروع به
آشنا نمودن تدريجي كودك با برخي قواعد و مقررات اوليه و ابتدايي ميكنند؛
مضافاً به اينكه كودك هم به تدريج متوجه ميشود كه با انجام برخي از
رفتارها و اجتناب از برخي ديگر، پاداشها و تشويقاتي دريافت ميكند. با رشد
جسمي، ذهني و اجتماعي فرد، نيازهاي او افزايش مييابد و ياد ميگيرد كه
چگونه و در چه زمانهايي و به چه شيوههايي به بهترين نحو نيازهاي خود را
برآورده كند و ضمن انطباق با محيط و شرايط، زمينههاي دستيابي بهتر به
اهداف خود را فراهم كند.
صاحبنظران علوم اجتماعي، در تعريف جامعه انساني معتقدند جامعه انساني
به گروهي از انسانها اطلاق ميشود كه در سرزميني مشخص گرد هم آمده و داراي
هدف مشتركي ميباشند و براي رفع نيازهاي مادي و معنوي يكديگر، بر اساس
قواعد و معيارهاي مشخص، به تعامل و همكاري با هم ميپردازند. جامعه براي
اعضاي خود موقعيت و شرايطي را فراهم ميآورد تا آنها بتوانند در آن شرايط و
موقعيتها ضمن برقراري ارتباط با ديگران، به رفع نياز خود بپردازند. جامعه
انساني وابسته به كنش و روابط اعضاي خويش ميباشد و با كنش اعضاي خود،
نيازهاي آنان را برآورده ميسازد و ثبات و تداوم و بقاي خود را ضمانت
ميكند. اساس ارتباط، كنش و تعاملات انسانها در جامعه، آداب و مقرراتي
ميباشد كه جامعه براي تسهيل اين روابط و ممانعت از برخورد و اصطكاك، ايجاد
كرده است. آداب و مقررات، قالب و الگويي براي رفتار افراد، برقراري كنش و
انجام عمل ايجاد ميكند كه موجب هماهنگي و يكپارچگي فعاليت و نزديكي اعضاي
جامعه به يكديگر ميشود.
جامعه انساني براي بقا و تداوم خود نيازمند آشناسازي اعضاي جامعه با اين
معيارها و قواعد است. از طرف ديگر، اعضاي جامعه بايد براي رفع سريعتر و
كاملتر نيازهاي خود، قواعد، آداب و مقررات رفتاري جامعه را بياموزند. اين
نياز دوطرفه موجب ايجاد فرايندهاي يادگيري و جامعهپذيري در جامعه ميگردد.
از نظر بسياري از جامعهشناسان، جامعهپذيري فرآيندي دائمي است و از تولد
كودك آغاز و تا پايان زندگي وي ادامه مييابد. اما در مراحل اوليه زندگي،
بهخصوص مراحل كودكي و نوجواني، فرآيند جامعهپذيري عموماً ناآگاهانه و در
مراحل بزرگسالي آگاهانه و هدفمند ميباشد.
جامعه پذيري جرياني است كه يك طرف آن فرد و طرف ديگر آن جامعه است. از اينرو جامعه پذيري ماحصل سه فرآيند ذيل است:
1-2) رابطه جامعه با فرد
در اين معنا جامعه به دنياي خارجي، اجتماعي، گروه، نهاد، سازمان يا هر نوع
سمبل و قراردادي اطلاق ميشود كه زمينهها و شرايط مناسب براي عمل فرد را
فراهم ميكند و فرد را وادار به تبعيت از آنها مينمايد. جامعهپذيري
فرآيندي است كه به موجب آن، فرهنگ جامعه از يك نسل به نسل بعدي منتقل
گرديده و فرد را با شيوههاي پذيرفته و تأييد شدة زندگي سازمان يافتة
اجتماعي سازگار ميكند ( نيك گهر، 1369: ص48).
2-2) رابطه فرد با جامعه
برخلاف رابطه قبل كه يك رابطه جبري و كلي بود، اين ارتباط در سطح خرد
برقرار بوده و از حالت اختياري و آزادانهاي برخوردار ميباشد. اين رابطه
تحت تأثير نيازها و مطابق خواستها، نگرشها، تجربههاي پيشين و زمينههاي
اجتماعي و اقتصادي فرد است. براساس اين نيازها، فرد رابطه خاصي را با
نهادها، گروهها، مؤسسات و سازمانهاي اجتماعي برقرار كرده و با قبول قواعد
و مقررات اين گروهها و نهادها و به كارگيري آنها، تلاش ميكند كه به
اهداف خود نائل شود. در اين معنا، جامعهپذيري، فرآيندي است كه فرد با گذر
از آن خودش را با محيط اجتماعي - فرهنگي پيرامونش سازگار ميكند» (همان، ص
48).
3-2) رابطه ميان نهادها و گروههاي جامعه پذيرکننده
اين رابطه به نوع ارتباطات و هماهنگيهاي ميان گروهها و نهادهايي اشاره
دارد که به ارائه يکسري معيارها و الگوها با هم ميپردازند. در جوامع
گذشته، ميان نهادهاي جامعه تفكيك كاركردي وجود داشت و هر يك از نهادها
كاركرد خاص و ويژهاي داشتند؛ دين و سازمانهاي ديني از قبيل مساجد، به امر
ارائه ارزشها و تفسيرهاي ديني مبادرت مينمودند؛ اما امروزه اشتراك
كاركردي ميان نهادها يك اصل عام ميباشد، به گونهاي كه كاركرد آموزش معارف
و احکام ديني را نهادها و سازمانهايي چون مدرسه يا وسايل ارتباط جمعي چون
صدا و سيما هم بهعهده دارند. در واقع كاركرد اين نهاد در ميان ديگر
نهادهاي جامعه از قبيل نهادهاي آمـوزشـي، حـكومـتي، خانـواده و اقتصاد هم
وجود دارد و كاركردهاي پنج نهاد اصلي جامعه، بسيار به هم نزديك است. اين
تداخل كاركردي در نهادها ناشي از عوامل ذيل است:
1. يک نهاد تضعيف شده و ديگر نميتواند كاركرد خاص و ويژه خود را انجام دهد.
2. مردم داراي انتظارات و نيازهايي هستند كه نهاد مزبور قادر به تأمين آنها نيست.
3. اعتماد مردم به توانايي و قابليت اين نهاد در انجام كاركرد خويش كاهش يافته است.
4. كاركرد نهاد متناسب با خواست و انتظار مردم نبوده است.
5. نهادهاي فرعي كه براي اصلاح ضعف نهاد اصلي ايجاد شدهاند، كاركردهاي متفاوت و گاه متضادي نسبت به هم دارند.
اين ارتباط ميان نهادي در جامعههاي جديد بسيار شديد و تأثيرگذار است.
به طوري كه كلمن[5] معتقد اسـت؛ نـابرابـريهـايي كه به وسيله خانواده و
محيط به كودكان انـتـقـال مييـابد، در آيـنـده به صـورت نابرابـريهاي
اجـتماعي بـروز ميكنـند (Colman, & Et al, 1966, p.325).
در مواقعي كه چنين تداخل كاركردي ميان نهادها برقرار باشد، صاحبنظران
علوم اجتماعي معتقدند كه بايد هماهنگي و تعادل متناسبي ميان اين نهادها
برقرار گردد؛ زيرا نظم در جامعه ماحصل ارتباط و هماهنگي اين نهادها با هم
است. در غير اينصورت، چنانچه اطلاعات ارائه شده به نوجوانان در راستاي هم
نباشد يا حتي در تناقض با يكديگر باشد، حالت دوگانگي در نوجوانان و جوانان
ايجاد كرده و زمينههاي بياعتنايي و بيتوجهي آنان را نسبت به آن ارزشها
فراهم ميكند.
3) آثار جامعهپذيري
1-3) رشد احساسي و عاطفي فرد
يكي از مهمترين آثار جامعهپذيري، رشد استعدادهاي عاطفي فرد از قبيل عشق،
تنفر، همدردي و اعتماد است. زندگي اجتماعي نخست تحتتأثير عواطف گسترش
مييابد، زيرا احساساتي نظير عشق، تنفر، تفكر، حسادت، اعتماد و ...
انگيزههايي را براي بخش وسيعي از رفتارهاي اجتماعي فراهم ميسازند.
كاگن[6] در اثر خود تحت عنوان «عواطف، شناخت و رفتار» عنوان ميكند كه
توسعه احساس طي مراحل زير رخ ميدهد:
«در طي اولين روزها و هفتههاي زندگي، احساسات كودك بيشتر ناشي از
واكنشهاي بازتابي نسبت به محيط است، احساساتي از قبيل، لذت، تعجب، تنفر،
اندوه، كنجكاوي و ...». پس از ماههاي اول، احساسات جديد در نتيجه اندوختن
تجارب شروع به ظاهرشدن ميكند؛ مانند شادي، خشم، غمگيني و ترس. در اواسط
سال دوم، كودك آثار و علايم مهرباني و محبت نسبت به ديگران را از خود بروز
ميدهد، ليكن هيچ شناختي ندارد از اين كه ديگران داراي «خودها» و هويتهاي
مستقل و مخصوص ميباشند. كودك در سن پنج يا شش سالگي به درك روشني از «خود»
در مقايسه با ديگران و اينكه ديگران چگونه او را مورد قضاوت قرار ميدهند،
ميرسد. اين «آيينه» فـراهم آمده از آگاهي اجتماعي، براي نخستين بار
احساساتي مانند اعتماد، ناامني، غرور، تواضع، تعصب و حسد بروز و ظهور پيدا
ميكند. كودكان، اكنون قادر به پذيرش نقش ديگران شدهاند و ميتوانند
احساسات سايرين را نيز دريابند و بدين طريق احساس همدردي و همدلي را گسترش
ميدهند. تا سالهاي نوجواني، رشد استعدادهاي شناختي براي تفكر انتزاعي، به
نوجوان مجال گسترش همدردي با همه طبقات مردم، از قبيل مردم فقير و ستمديده
را ميدهد. همچنين در اين زمان، آگاهي عميق از «خود» و ديگران، امكان
گسترش احساسات شديد خيالي (عاشقانه) را فراهم ميسازد (رابرتسون، 1372: صص
126-125).
2-3) رشد شنـاختي
يكي ديگر از مهمترين دستاوردهاي جامعهپذيري، توسعة تواناييهاي شناختي
فرد است. انسانها در محيطي كه رشد و پرورش مييابند، الگوهاي تفكر و درك
را فرا ميگيرند. به عنوان مثال، تبيين و تفسيرهاي متفاوتي كه يك فرد
روستايي با يك فرد شهري ميتواند از واقعهاي مانند سيل يا زلزله داشته
باشد، ناشي از محيط پرورش آنها است.
فـرد در خـانواده و جـامعهاي كه رشـد ميكند، ياد ميگيرد كه چه
مـطالـبي مـهم و لازم اسـت و بايـد ياد گرفـته و به خاطر سپرده شود.
«كوهن»[7]بيان ميدارد كودكاني كه در طـبقه كارگر به دنيا ميآيند و رشد
ميكنند، تبعيت و پـيروي بـيچـون و چـرا از هـنجارها را فـرا مـيگيرند،
بدون ايـنكه در مـورد درسـتي يا علت و چـرايي آنـها سـؤالي كنـند، امّا
كودكاني كه در طبقة متوسط به دنيا ميآيند، محيط پرورششان، آنها را به
تعمّق و كنجكاوي در امور واميدارد (CF.Kohn.m,1963).
3-3) رشد بازتابي- حركتي
يكي ديگر از آثار جامعهپذيري، رشد و فراگيري فعاليتها و نحوه برخورد و
تعامل فرد با نمادها و مفاهيم ميباشد. در طي اين فرآيند، فرد فراميگيرد
كه در موقع برخورد با برخي مفاهيم و نمادها، چه رفتاري از خود نشان دهد. به
طور مثال، در برابر امور و پديدههاي مقدس چگونه برخورد كند.
4-3) آشنايي با هنجارها، قواعد و معيارهاي جامعه
يكي از كاركردهاي مهم جامعه پذيري، آشنا نمودن افراد و اعضاي جامعه با
هنجارها، ارزشها و قواعد و مقررات جامعه است. هر جامعه و گروهي، بر اساس
هنجارها و ارزشهايي كه دارد، هويت و هستي ميگيرد. نظم و تداوم جامعه نيز
در گرو حفظ الگوها، قواعد و معيارهايي است كه جامعه براي اعضاي خود ايجاد
نموده است. اعضاي جامعه در فرآيند رشدي خود و در جامعه پذيري با اين
الگوها، معيارها، قواعد و ضرورت تبعيت از آنها آشنا ميشوند و چگونگي به
كارگيري و عمل به آنها را در موقعيتها و كنشهاي متفاوت فرا ميگيرند.
4) چارچوب نظري جامعه پذيري
ديدگاهها و تئوريهاي مختلفي در خصوص جامعه پذيري، عام و خاص و راهها و
شيوههايي كه افراد از طريق آن جامعهپذير ميشوند، مطرح ميباشد. در اين
مجال سه ديدگاه اصلي در اين زمينه ارائه ميگردد:
1-4) ديدگاه روانشناختي
صاحب نظران اين ديدگاه، جامعه پذيري را به معناي روند يادگيري در انسان
ميدانند و آن را فرآيندي غير عقلاني و بازتابي عنوان ميكنند. اين
تئوريها بيان ميدارند؛ يادگيري، نتيجه تجربيات پيشين فرد و ماحصل تركيب
محركهاي وارد شده به فرد از محيط خارجي و آموختههاي قبلي او است.
2-4)ديدگاه روانشناسي اجتماعي
صاحب نظران اين ديدگاه، با استفاده از تئوريها و نظريات جامعه شناسان و
روانشناسان، درصدد برقراري پلي مفهومي، ميان اين دو ديدگاه و رسيدن به يك
نقطه نظر مشترك هستند. از نظر اين ديدگاه، جامعهپذيري ناشي از رفتارهاي
متنوع و متفاوت فرد در اجتماع و ارتباط با ديگران است.
3-4) ديدگاه جامعه شناختي
صاحب نظران اين ديدگاه، جامعهپذيري را به معناي روند اطلاع و آگاهي اعضاء،
از معنا و مفهوم نمادها، ارزشها و مقررات جامعه ميدانند. به اعتقاد
آنها، جامعهپذيري فرآيندي عقلاني است كه با بهكارگيري مفاهيمي كه فرد را
به عنوان يك يادگيرنده فعال توصيف ميكند، امر يادگيري را يك انتخاب
آگاهانه يا تلاشي از سوي فرد براي پيدا كردن نقشهاي جديد اجتماعي معرفي
مينمايد.
بر خلاف روانشناسان كه تلاش ميكنند تا اجتماعي شدن و يادگيري فرد را
بيشتر تحت تأثير عوامل دروني و رواني بدانند، جامعهشناسان، يادگيري و
اجتماعي شدن فرد را فرآيندي جمعي و ناشي از اهداف، علايق و تأثيرات زندگي
جمعي ميدانند. دو دسته نظريه جامعه شناسي در خصوص جامعه و اجتماع وجود
دارد:
1-3-4) تئوريهاي كاركردگرايي
بر اساس اين تئوريهاي كاركردگرايي[8]، جامعه از اجزاء متفاوت، اما
هماهنگ و مرتبط با هم تشكيل شده است. اين ديدگاه معتقد است، هر يك از اجزاء
در جامعه داراي كاركرد و وظيفهاي ميباشند و بقاي جامعه مستلزم ارتباط و
همكاري اين اجزاء با هم است. عمدهترين اصول اساسي و مشترك كاركرد گرايان
عبارتند از:
1- جامعه يك نظام اجتماعي تركيب يافته از نهادهاي اجتماعي است.
2- هر نهاد، كاركرد خاصي در حفظ و بقاي جامعه دارد.
3- هر فرد نقشي در يكي از نهادهاي جامعه دارد.
4- تغيير در يك نهاد، در ساير نهادهاي ديگر اثر مي گذارد.
5- جامعه براي بقاي خود به كاركرد و همكاري اين نهادها وابسته است.
6- ثبات و دوام هر جامعه، بر اساس توافق و رضايت و يگانگي فكري و اخلاقي اعضاي آن استوار است
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
هر از چند گاهی موضوع حجاب در رسانه ها به تبع برخورد نيروهاي سازماني يا شخصي با منكر بي حجابي، مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.
در اين بررسي ها عموما مناقشات بر سر تعيين متولي و حد تعادل برخورد با فرد بي حجاب است.
ريشه اين اختلافات به دو دليل است. مهمترين دليل اينكه هيچ وقت حد و حدود
حجاب زن و مرد در حكومت ديني از طرف جميع مراجع به صورت صريح تعريف نشده
است و دومي نگاه نادرست به فرد بي حجاب است.
دليل اول را عاجزانه بايد از علماي ساكن و مستقر در حوزه هاي علميه درخواست كرد و اما دليل دوم.
اگر نگاه درستي به سوژه صورت گيرد مي توان براي سازمان متولي تعريفي واضح از جنس برخورد تعريف كرد و طبق قاعده "يك عارضه یک يگان"، براي هر معضل، از يك سازمان انتظار داشت و آن را پاسخگو كرد.
از آنجايي كه خداوند فطرت را در انسان به وديعه گذاشته، فرد مرتكب منكر اساسا يا مجرم است يا بيمار. البته اين دو حالت بعضي اوقات همزمان در فرد پديدار مي شود.
براي بررسي دليل دوم يعني نگاه
درست به سوژه، نگاهي گذرا به بحث قديمي "معتاد؛ مجرم يا بيمار" مي تواند
سرآغاز خوبي براي فهم موضوع باشد.
طبق دو آیه (لا يكلّف الله نفساً الا ما آتاها و لا یکلف الله نفسا الا وسعها)
قرآن از نظر خداوند مجرم یا بیمار بودن فرد خاطی بستگی دارد به 1- میزان
آگاهی فرد و 2- عناد ورزیدن با دستور خداوند دارد اما چون بشر توانایی سنجش
میزان علم و عناد فرد را با موضوعی ندارد بایستی میزان حد جرم یا حاد بودن
بیماری فرد عامل منکر را با سنگ محک دیگری بسنجد. این شاخص ها به دو مولفه
کلی تقسیم می گردد: فرهنگ اجتماعی، میزان حد منکر.
البته میزان حد منکر هر
چقدر هم که کم و کوتاه باشد از دایره منکرات خارج نمی شود لذاست که مفهوم
بد حجابی اساسا وجود ندارد زیرا فرد یا در محدوده حجاب است یا خارج از آن
یعنی بی حجابی.
بیماری :
هر عاملی که بتواند نظم داخلی
بدن را برهم بزند یا تند کند یا بی حرکت نماید می تواند عامل بیماری زا
باشد، این عوامل می توانند: غذا، دارو، ضربه، میکروب، باکتری، سرما، گرما،
غم و اندوه .... باشند. اما در بحث عقيده و فرهنگ مي توان از ضد فرهنگ به
عنوان ميكروب نام برد كه قصد نهايي آن ورود به اعتقادات فرد و تغيير
ارزشگذاري ارزشها و فرهنگ متداول فرد و جامعه مي باشد.
در زیست شناسی، هر نوع حالت غیر
عادی در موجود زنده که عملکرد بدن او را مختل کند، بیماری نام دارد. گاهی
از این واژه برای بیان حالتهای غیرعادی، نگران کننده یا عملکرد بد در
حوزههای دیگر نیز استفاده میکنند؛ مثل بیماری جامعه.
جرم :
جُرم یا
بزه، به معنی هر انجام هر نوع رفتار یا ترک رفتاریست که قانون را نقض
میکند و مجازات در پی دارد. اهمیت نسبی جرایم مختلف و شیوه کیفر دادن
فعالیتهای مجرمانه؛ در طول تاریخ و در جوامع مختلف، متفاوت بودهاست.
یک فرد بیمار هرگز خودش به سراغ بیماری نمی رود
و این بیماری است که به سراغ فرد می آید و همیشه یک بیمار تلاش می کند که
بیماری را از خود دور کند و به همین دلیل تحت نظر پزشک تلاش می کند که
مداوا شود و از هر آنچه که باعث تشدید بیماری اش می شود گریزان است.
ولی یک مجرم خودش با توجه به آگاهی نسبت به عواقب کارش به سراغ جرم می رود
و در بسیاری از موارد مجرمین نسبت به جرمی که انجام می دهند و عواقب سوء
آن آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می شوند. بسیاری از
مجرمین هم اصلا" تمایلی برای بهبود بخشیدن به زندگی و روش زندگی خود ندارند
و حتی در مواردی کمک دیگران را هم رد می کنند .
فرد معتاد ابتدا مجرم است و سپس بیمار مي شود
بر اساس تعاريف جرم و بيماري؛
فرد معتاد در ابتداي مصرف "مجرم" است زيرا خودش با آگاهي به سراغ مواد مخدر
مي رود ولي پس از انكه فرد مصرف كننده به معتاد بدل گشت و بدن وي عادت و
نياز به مواد پيدا كرد، به جرگه افراد "بيمار" مي پيوندد.
پس فردي كه هنوز عادت به مصرف
مواد مخدر نكرده بايستي به عنوان مجرم توسط نهادهاي امنيتي مورد عنايت قرار
گيرد اما بعد از آنكه دچار اعتياد شد بايد در مراكز تربيتي-پرورشي به
بهبودي اوضاع فرد معتاد پرداخت.
بي حجاب؛ مجرم است يا بيمار؟
اينكه فلسفه و حكمت حجاب چيست به
كرات به آن پرداخته شده است اما موضوع مغفول مانده اين است كه فرد بي حجاب
در چه مرحله اي از انجام اين منكر است و چه نهادي به چه ميزاني بايد با آن
برخورد كند؟
قضيه فرد بي حجاب عكس فرد معتاد است.
فرد بي حجاب در اوايل سالهاي بلوغ يك بيمار تلقي مي شود. زيرا هرگز فرد
خودش به سراغ "بي حجابي" نمي رود بلكه مروجين ضد فرهنگ بي حجابي طي فرايندي
فرد را برخلاف فطرتش وادار مي كنند تن به اين خفت دهد. در اين مسير افرادي
كه بي حجابي را توجيه يا زينت مي دهند، مجرم هستند اما فرد مورد حمله اين
افراد يك بيمار است.
در نتيجه وظيفه مراكز تبيتي
مانند مدرسه، صدا و سيما و ... اين است كه همواره نگاه بيمار گونه به فرد
بي جاب داشته و راهكار هاي لازم جهت بهبودي فرد بيمار را طراحي و اجرا
كنند.
اما پس از آنكه فرد بي
حجاب با معارف حجاب آشنا و از فرهنگ اجتماعي مطلع شد ولي اراده اي براي
بهبودي اوضاع خود نكرد، به يك مجرم تبديل مي شود زيرا عموما مجرمین نسبت به جرمی که انجام می دهند و عواقب سوء آن، آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می شوند.
ميزان برخورد اننظامي با فرد بي
حجاب در جامعه اي با فرهنگ غالب حجاب، بستگي به ميزان تبرج و خودنمايي فرد
خاطي دارد و به هر ميزان كه از حد حجاب گذشته باشد بايستي مورد شماتت و
مواخذه قرار گيرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این ویژه نامه به فرمت pdf است برای دریافت روی دکمه زیر کلیک نمایید

نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یکی از واجبات و فروع دین ما که از اهمیت بسیاری بر خوردار است فریضه امر
به معروف و نهی از منکر است که علی رغم اهمیت آن خواسته یا نا خواسته در
حال کم رنگ شدن است. نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید
در پذیرش مسؤلیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می کند که او ناظر و
مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد. این مطلب در فقه اسلامی
تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده و از مهم ترین مبانی تفکر
سیاسی یک مسلمان به شمار می رود؛ چنان که از مهم ترین فرایضی است که وجوب
کفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.
اهمیت امر به معروف از لسان قرآن،پیامبر و اهل بیت
قرآن کریم در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ
یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ
الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی
ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش
را اطاعت می کنند.
یامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کسی
که امر به معروف و نهی از منکر می کند، جانشین خداوند در زمین، و جانشین
پیامبر و کتاب او است.» این روایت بیانگر این است که این فریضه بزرگ قبل
از هر چیز یک برنامه الهی است و فلسفه ارسال رسل و نزول کتب آسمانی، همه
جزء این برنامه است.مردی محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد در
حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود و پرسید: «من خیر الناس»؛ بهترین
مردم کیست؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آن کس که از همه
بیشتر امر به معروف و نهی از منکر کند، و آن کس که از همه پرهیزگارتر باشد
و در راه خشنودی خداوند از همه بیشتر گام بردارد.»همچنین آن حضرت در
روایتی دیگر در اهمیت این واجب الهی فرمود: پیروان من تا زمانی که امر به
معروف و نهی از منکر می کنند و در راه خیر یکدیگر را کمک می نمایند، طریقه
خیر و سعادت را می پیمایند؛ ولی آن گاه که این واجب الهی را ترک کنند،
برکات از آنان گرفته می شود؛ دسته ای از آنها بر عده دیگری چیره می گردند و
یار و یاوری برای آنها در زمین و آسمان پیدا نخواهد شد.
امام علی
(علیه السلام) فرمود: «عده ای از مردم با دست و زبان و قلب، با منکرات
مبارزه می کنند و اینها جامع تمام خوبی هایند و کسانی که از هیچ راه، نهی
از بدیها نمی کنند، مردگانی زنده نما بیش نیستند.» آن حضرت درباره اهمیت
این دو فریضه فرمود: «همه کارهای نیک و جهاد، در برابر امر به معروف و نهی
از منکر، مانند قطره ای در برابر دریاست.»با توجه به اهمیت این مسئله،
دانشمندان اسلامی، آن دو را اساس و قطب دین خوانده اند: «امر به معروف و
نهی از منکر، از نظر عقل و شرع مقدس، از مهم ترین واجب ها، بلکه اساس
شریعت حیات بخش اسلام و از برترین عبادتهاست.»
امام
حسین(ع) نیز فرمودند:«لا یحل لعین مؤمنة ترى الله یعصى فتطرف حتى تغیره.»
بر هیچ چشم مؤمنی حلال نیست ببیند با خداوند متعال عصیان و مخالفت می شود و
از آن چشم پوشی کند مگر اینکه آن را تغییر دهد.
قیام
امام حسین نیز برای تحقق امر به معروف و نهی از منکر بود؛ چنان که در
وصیت نامه خود به برادرش محمد بن حنفیه به صراحت می فرماید: «هدف من از
این حرکت اصلاح طلبی در امت جدم است و می خواهم امر به معروف و نهی از منکر
کنم و بر طبق روش و سیره پیامبر و علی(ع) عمل کنم.» همچنین در زیارت
معروف وارث که از امام صادق(ع) رسیده است چنین می خوانیم: «گواهی می دهم
که تو نماز را بر پا داشتی، زکات را پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر
کردی».
بر این اساس ماهیت نهضت عاشورا احیای اسلام بود و وجود مقدس حسین بن علی(ع) در این نهضت عملاً یک آمر به معروف و ناهی از منکر.
*اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از منظر رهبر معظم انقلاب
در سال های اخیر نیز رهبر معظم انقلاب و دیگر مسئولان فرهنگی به احیای این فریضه بسیار تاکید داشته و دارند.
رهبر
معظم انقلاب در نماز جمعه تهران مورخه 25 / 9 / 1379 فرمودند: آن بخش
دیگری که باز آن را مختصر عرض می کنم که مربوط به عموم مردم است در درجه
اول عبارت است از امر به معروف و نهی از منکر در مسائل اجتماعی.البته در
مسائل فردی، تقوا خیلی زیاد مورد توصیه امیرالمومنین است؛ اما در زمینه
مسائل اجتماعی شاید هیچ خطابی به مردم شدیدتر،غلیظتر، زنده تر و پرهیجان تر
از خطاب امر به معروف و نهی از منکر نیست.امربه معروف و نهی از منکر، یک
وظیفه عمومی است.البته ما باید تاسف بخوریم از این که معنای امر به معروف و
نهی از منکر درست تشریح نمی شود.امر به معروف، یعنی دیگران را به کارهای
نیک امر کردن.نهی از منکر، یعنی دیگران را از کارهای بد نهی کردن.
*اثرات امر به معروف و نهی از منکر
به
یقین احکامی که از سوی شارع بر انسان واجب میشود، حکمتها و مصلحتهایی
را در خود نهفته دارد و خداوند به خاطر آن مصالح، بندگان را مکلف به انجام
آن واجب نموده است.از طرف دیگر در ترک آن نیز مفاسدی وجود دارد که موجب
ضرر برای بندگان است؛ از اینرو شارع مقدس ترک آن را حرام شمرده است.
اگرچه انسان موظف است حتی در صورتی که این مصالح و مفاسد را نمیداند، در
مقابل دستورات خداوند مطیع باشد و واجبات را به نیت نزدیکی به خداوند و
اطاعت اوامر الهی انجام دهد؛ اما روایات علت و آثار بعضی از احکام را به
خاطر تأکید بر آن واجب، بیان نمودهاند.
امر
به معروف و نهی از منکر نیز یکی از احکامی است که در روایات به علت اهمیت
زیاد و تأکید بیشتر بر آن، بعضی آثار انجام و مضرات ترک آن بیان شده
است. از جمله:
-محکم کننده قوای مؤمنین و خوار کننده کافران
یکی
از آثار امر به معروف و نهی از منکر، تحکیم قوای مؤمنان و تضعیف دشمنان
است؛ زیرا با امر به معروف، خوبیها در جامعه افزایش مییابد که این مهم،
خواسته و آرزوی همه مؤمنین است و جامعه اسلامی در حفظ ایمان خود محکمتر و
قویتر میشود و نهی از منکر نیز از بدیها میکاهد که مخالف خواسته
کافران است؛ زیرا دشمنان اسلام همیشه خواهان رشد فساد و بدی در بین
مسلمانان هستند تا به این وسیله جامعه اسلامی به ذلت و تباهی کشیده شود.
امام
علی(ع) در اینباره فرموده است: «مَن أمَرَ بالمعروفِ شَدَّ ظُهورَ
المؤمنینَ و مَن نَهَی عن المنکرِ أرَغَم أنوفَ الکافرین؛(5) کسی که امر
به معروف کند، پشت مؤمنین را محکم کرده و کسی که نهی از منکر کند، بینی
کافران را به خاک مالیده است».
-باز دارنده از آتش جهنم
اگر
امر به معروف و نهی از منکر با توجه به شرایط آن و با روش درست انجام
شود، در دیگران نیز تأثیر گذاشته و باعث میشود آنها واجبات را انجام
داده و منکر را ترک نمایند و در نتیجه از آتش جهنم نجات یابند.ابیبصیر
میگوید: از امام صادق(ع) در مورد آیه: (قُوا أنْفُسَکُمْ وَ أهْلیکُمْ
نارً)(6) پرسیدم و عرض کردم: من خودم را میتوانم از آتش نگاه دارم، اما
اهلم را چگونه از آتش باز دارم؟امام(ع) فرمود: «آنان را به آنچه خداوند
امر نموده است، امر کن و از آنچه نهی نموده است، نهی نما. پس اگر از تو
اطاعت نمودند، آنها را از آتش باز داشتهای و اگر سرپیچی نمودند،
وظیفهات را انجام دادهای».(7)
در
روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «وقتی که آیه (قُوا أنْفُسَکُمْ
وَ أهْلیکُمْ نارً) نازل شد، مردی از مسلمانان گریست و عرض کرد: من از
نگهداری خودم ناتوانم. چگونه خانوادهام را مراقبت کنم؟ پیامبر(ص) فرمود:
کافی است که آنها را به آنچه نفست را به آن امر میکنی، امر نموده و از
آنچه نفست را از آن نهی میکنی، نهی نمایی».(8)بنابراین با توجه به این
روایات، میتوان گفت که امر به معروف و نهی از منکر سبب نگهداری از آتش
جهنم میشود.
-اقامه واجبات
انسان
برای در امان ماندن از امیال و شهوات نفسانی، نیاز به مراقبت دارد و این
مراقبت نیز به دو صورت ممکن است: مراقبت خود انسان نسبت به نفسش و مراقبت
دیگران نسبت به وی. این دو مراقبت در کنار هم، میتواند نگهدارنده انسان
از انجام گناهان و ترک واجبات باشند. وقتی انسان احساس میکند سایر مؤمنین
مراقب او هستند، برای حفظ آبروی خویش از انجام گناهان و ترک واجبات
میپرهیزد؛ بنابراین جامعه کمتر در معرض گناهان قرار میگیرد و واجبات در
آن اقامه میشود.
در
روایتی از امام باقر(ع) آمده است: «إنّ الأمرَ بالمعروفِ و النهیَ عن
المنکرِ فریضةٌ عظیمةٌ بها تُقامُ الفرائض(10)؛ امر به معروف و نهی از
منکر، واجب بزرگی است که بقیه واجبات به وسیله آن اقامه میشود».
*نتایج ترک امر به معروف و نهی ازمنکر
همان
گونه که اجرای امر به معروف و نهی از منکر دارای نتایج خوب و ارزشمندی
برای جامعه است، ترک این دو فریضه واجب نیز لطمات و صدمات زیادی به افراد و
جامعه وارد میکند و ضررهای شخصی و اجتماعی فراوانی را به بار میآورد.
-شباهت به مردگان
یکی
از ضررهای فردی ترک امر به معروف و نهی از منکر، دل مردگی است. امام
علی(ع) میفرماید: «من ترک انکار المنکرِ بقلبهِ و لسانهِ و یده فهو
میِّتٌ بین الاحیاءٍ(11)؛ هر کس نهی از منکر را با قلب و زبان و دست ترک
نماید، مردهای در بین زندگان است».کسی که هیچ کدام از مراحل امر به معروف
و نهی از منکر را انجام نمیدهد و حتی در قلب نیز از گناه دیگران بدش
نمیآید، به یقین مردهای در بین زندگان است. همانطور که مرده نمیتواند
در مقابل رفتار دیگران عکسالعملی نشان دهد، این فرد نیز نمیتواند در
مقابل رفتار دیگران عکسالعمل نشان دهد.
-فساد اجتماعی
دین
اسلام، دینی اجتماعی است که علاوه بر دستورات و وظایف شخصی که سبب کمال
انسان میشود، دستورات و وظایف اجتماعیای دارد که باعث رشد و ترقی جامعه
میشود.همانطور که ترک وظایف فردی ضرر و زیان را برای فرد گنهکار به
دنبال دارد، ترک وظیفه اجتماعی نیز ضرر و فساد اجتماعی را در پی دارد.امر
به معروف و نهی از منکر که علاوه بر وجوب فردی، یک وظیفه اجتماعی محسوب
میشود؛ در صورتی که مورد بیتوجهی اجتماع قرار گرفته و ترک شود، صدمات و
ضررهای ناشی از ترک آن متوجه همه مردم و اجتماع خواهد شد.
مداومت
بر ترک امر به معروف و نهی از منکر سبب میشود که این امر در جامعه به
صورت امری عادی باشد، قبح آن از بین رفته و افراد گنهکار با حیله و نیرنگ،
بر جامعه مسلط شده و انسانهای خوب و صالح تحت سلطه آنان قرار گیرند.
-از بین رفتن برکات و خیرات
همانطور
که بیان شد، هر گناهی علاوه بر عقوبت اخروی، آثار و ضررهای دنیوی نیز در
پی دارد. یکی از ضررهای ترک امر به معروف و نهی از منکر، از بین رفتن
برکات و خیرات میباشد.در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «لا تَزالُ
أمّتی بخیرٍ ما أمَروُا بالمعروفِ و نَهَوا عن المنکر و تعاونوا علی
البرِّ، فإذا لم یَفْعَلوا ذلک نُزِعَتْ منهم البرکاتُ و سُلِّطَ بعضُهم
علی بعضٍ و لم یکن لهم ناصِرٌ فی الارضِ و لا فی السماءِ(13)؛ امت من
پیوسته به خیر هستند، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و به
یکدیگر در کار نیک یاری مینمایند. پس هر گاه این کار را انجام ندهند،
برکات از آنها گرفته میشود و بعضی از آنها بر بعض دیگر مسلط میشوند و
یاری دهندهای در زمین و آسمان ندارند».ترک این دو فریضه سبب میشود گناه
در جامعه افزایش یابد و واجبات از بین برود که نتیجه زیاد شدن گناه و
نادیده گرفتن دستورات الهی، از بین رفتن برکات است.
*بی توجهی به امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
علی رغم توصیه های مکرر متاسفانه شاهدیم که در جامعه کنونی ما به این فریضه الهی توجه قابل ملاحظه ای نمی شود.
بیشترین
نمود ضعف عمل دراجرای این امر، رواج و گسترش زیاد بی حجابی و بد حجابی
است که به تنهایی منشا خیلی از مفسده ها است و ما شاهد رشد این پدیده در
بین جوانان و خانواده ها هستیم. شاید بتوان برنامه های هدف دار شبکه های
مختلف ماهواره و فعالیت های ضد فرهنگی شبکه های اجتماعی مختلف را جزء علل
پیدایش این این امر دانست ام کم کاری مسئولان و بی برنامگی نیز از جمله
این عوامل است.
کم توجهی مسئولان رواج اقدامات منکر به
ویژه بی حجابی و کشف حجاب که در جامعه ملموس است، باعث افزایش گستاخی این
افراد در واکنش به امر به معروف و نهی از منکر مردم متدین در جامعه شده
است.
به نحوی که اخیرا مشاهده می شود و شنیده ها جکایت از این دارد
که در برخی از نقاط شهر تهران از بزرگراه ها گرفته تا خیابان های اصلی و
فرعی و میادین مختلف شهر تعداد زیادی از زنان و دختران جوان در خودرو های
خود کشف حجاب کرده و با ظاهری بسیار زننده اقدام به تردد در سطح شهر می
کنند.
بر اساس گزارش خبرنگار دانا این افراد در واکنش به
امر به معروف و نهی از منکر لسانی پاسخ های جالبی داده اند که به دو مورد
از آن اشاره می کنیم:
خانمی در محدوده شهرک غرب تهران
گفته است که این موضوع شخصی و مربوط به حریم خصوصی افراد است و به کسی
ربطی ندارد! حالا نوبت ما است که هر جور می خواهیم بیرون بیاییم حتی برهنه
و به شما حزب اللهی ها ربطی ندارد.
فرد دیگری در همین
رابطه در حوالی خیابان پاسداران تهران اقدام به فحاشی و توهین های بسیار
زننده به فرد آمر کرده است که از بیان آن به دلیل مسائل اخلاقی معذوریم
اما این اهانت ها به نحوی بوده که از موج هجمه های این زن تمام افراد حاضر
در صحنه در حیرت مانده بودند و کسی واکنش نشان نمی داد.
مسئله
مهم اینجاست که بخشی از این افراد نا آگاه و جاهل هستند که می شود با
اقدامی موثر آن ها را راهنمایی و ارشاد کرد ولی به نظر می رسد عده ای از
این افراد به صورت هدف دار و سازماندهی شده در راستای اسلام زدایی و از
بین بردن فرهنگ اسلامی ایرانی ما عمل می کنند.
رستوران
ها، شهر بازی ها، سینما ها، پارک ها و ..در طول شبانه روز محلی برای
جولان این افراد شده است به طوری که توانستند بد حجابی که یک منکر واضح
است را به یک امر عادی و طبیعی تبدیل کنند و اینگونه فضا سازی می کنند که
انسان شک می کند که شاید داشتن حجاب منکر است!!!؟
مراکز
خرید در حال حاضر از جمله مکان هایی است که محل حضور این افراد با ظواهری
بسیار زننده است. مراکز خریدی مثل الماس شرق ، گلستان در شرق تهران و
بوستان در غرب تهران از جمله مصادیق بارز بد حجابی و در بعضی مواقع بی
حجابی است.در این مراکز حتی مانتو نیز شکل قبل خود را ندارد. ساپورت و
مانتو های بی دکمه و شال لباس مصوب در این پاساژ ها شده است که به واقع
فضای زشت و زننده ای را ترسیم کرده است.

جلوه
و نمود دیگر این پدیده را می توان در فضای دانشگاهی هم مشاهده کرد. در
برخی مراکز علمی و دانشگاهی دانشجویان پسر و دختر از لباس های تنگ و چسبان
و مدل های زننده و تحریک کننده استفاده می کنند و کسی تذکری نمی دهد .
البته در بعضی مواقع مسئولین ( مثل مسئول بسیج یا کمیته انضباطی ) تذکری
می دهد، ولی این موارد کافی نیست. و اگر می خواهیم این مسئله در دانشگاه
های ما حل شود باید با عزم همگانی باشد،باید تک تک دانشجویان مؤمن و دلسوز
فریضه امر به معروف و نهی از منکر( البته با پشتیبانی مسئولین دانشگاه )
را به نحو احسن انجام دهند.
نکته قابل توجه اینست که
افرادی که مرتکب منکر می شوند سند اعمال خود را اظهارات و آزادی عمل داده
شده از سوی برخی دولت مردان و مسئولان فرهنگی می دانند.
اکنون
در جامعه متاسفانه به دلیل بی توجهی مسئولین دولتی نسبت به امر حجاب و
مسائل دیگر فرهنگی و با نادرست عمل کردن در این زمینه شاهد رشد روز افزون
بی حجابی و کشف حجاب و گستاخی آن ها در حمایت از رفتار شنیعشان هستیم.
پیش
از این نیز شبکه اطلاع رسانی دانا اخبار و گزارشاتی در همین رابطه منعکس
کرده بود ولی تاکنون اقدامی در زمینه حل این معضل انجام نشده لذا
امیدواریم مسئولین و مدیران اجرایی با برنامه ریزی کامل و جامع و انجام
اقداماتی موثر و عملی از رواج این منکر که از بین برنده ارزش های نظام مقدس
جمهوری اسلامی ایران است جلوگیری کنند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چكيده:
پوشش و حجاب به مثابة رسانهاي ارتباطي و به عنوان كنشي اجتماعي، از يك
سو تحت تأثير ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي است و از سوي
ديگر، متأثر از كنشگران اجتماعي اعم از زن و مرد ميباشد. در طي سالهاي پس
از انقلاب، بر اثر آسيبپذيري دروني جامعه و تهديدهاي بيروني، انتقال
فرهنگي حجاب با اختلال مواجه گرديد و عدم رعايت حجاب اسلامي، موجب
جريحهدار ساختن وجدان جمعي و تبديل آن به عنوان مسألهاي اجتماعي شد. به
اعتقاد نگارنده وضعيت فعلي پوشش زنان در جامعه با تدقيق در فرآيند تغييرات
ارزشي جامعه از فرامادي به مادي، توسعه شتابان، برون زا و نامتوازن دوران
پس از پايان جنگ تحميلي قابل تبيين ميباشد. مسأله حجاب به عنوان آسيبي
اجتماعي، در سطح جامعه و نمادي از مسائل اجتماعي، در عمق جامعه است كه
اصلاح و ترميم آن، نيازمند مهندسي فرهنگي و اتخاذ سياستهاي فرهنگي و
اجتماعي در اين راستا است.
واژگان كليدي:
حجاب، كنش اجتماعي، ارتباطات غيركلامي، اختلال هنجاري، تغيير ارزشها، كنترل اجتماعي، فرهنگي
1) طرح مسأله
نگاه جامعهشناختي به مفهومِ همان رويكرد جامعهشناختي است. «رويكرد به طور
كلي عبارت است از شيوة نگاه كردن به چيزي. رويكرد جامعهشناختي شامل ايدة
راهبر اصلي است كه مفهومسازي و تحليل از آن پيروي ميكند و منعكسكنندة
مجموعة خاصي از ايدهها و فرضيههاي مربوط به طبيعت مردم و جامعه است»
(رابينگتن و واينبرگ، 1386: ص 19) نگاه جامعهشناختي ابزاري است براي شناخت
ما از محيط اجتماعي، محيط فرهنگي، محيط تاريخي و محيط بينالمللي و... كه
از آنها متأثر ميشويم. نگاه جامعهشناختي ما را در فهميدن اين نكته كه چرا
اصولاً جامعه سرپاست، چگونه نظم و سامان اجتماعي حفظ ميشود و اينكه چرا
افراد جامعه، كنترل اجتماعي را ميپذيرند و برخي نميپذيرند، توانا ساخته و
در انتخاب راهكارهاي مطلوب و مـنطقي براي حل مسائل اجتماعي و عوامل مخّل
نظم و سامان اجتـماعي مـا را نـيرومند مـيسازد. (ترابي و محبـوبيمنش،
1381: صص 14-13) به هـميـن جهت «اِرل بَبي»[1] جامعهشناسي را انديشهاي
مينامد كه زمانش فرا رسيده است، چرا كه به اعتقاد وي «جامعهشناسي تغييري
در طرز انديشيدن ايجاد ميكند كه در دنياي امروزي بسيار بدان نيازمند
هستيم» (ببي، 1379: ص 19).
بنابراين نگاه جامعهشناختي به ما ياد ميدهـد كه به قول سهـراب سپـهري
«چشـمهايمان را بشوييم و جور ديگري نگاه كنيم» (ترابي و محبوبيمنش، 1381:
ص14).
امروزه حوزه مطالعات مسائل اجتماعي از حوزههاي خاص و تحت تسلط
جامعهشناسان است، چرا كه جامعهشناسي در حدود يك قرن پيش، درست زماني به
وجود آمد كه فرآيند صنعتي شدن و شهرنشيني بنيادهاي جامعه سنتي را به لرزه
در آورده و موجب پيدايش مسائل اجتماعي چالش برانگيزي شد. از آنجا كه مسائل
اجتماعي برآمده از روابط اجتماعياند، جامعهشناسي نيز با روابط اجتماعي،
(يعني شرايطي كه در آن دو يا چند نفر رفتارهاي يكديگر را همساز نموده و
ارتباط برقرار ميكنند) سروكار دارد. از نگاه جامعهشناسي، مسئله
اجتماعي[2] وضعيت اظهار شدهاي است كه با ارزشهاي شمار مهمي از مردم
مغايرت دارد و معتقدند بايد براي تغيير آن وضعيت اقدام كرد (رابينگتن و
وانيبرگ، 1386: ص12).
موضوع حجاب زنان و ناهنجاري در پوشش نيز «وضعيتي اظهار شده» است؛ يعني
وضعيتي است كه گفته ميشود وجود دارد و مردم در مورد آن صحبت ميكنند،
رسانههاي جمعي درباره آن بحث ميكنند و نخبگان سياسي و اجتماعي نيز آن را
مورد تحليل و مداقه قرار ميدهند. از آنجا كه اختلال در حجاب و طرز پوشش،
مغاير با ارزشهاي محوري جامعه مذهبي است، موجب جريحهدار شدن وجدان جمعي
جامعه ميگردد، لذا به عنوان يك مسأله اجتماعي، ضروري است مورد شناخت علمي
قرار گيرد، زيرا شناخت مسأله در واقع پيمودن نيمي از راه براي حل آن است.
مسأله حجاب از منظر شناختي در حوزه مطالعات و مسائل زنان قرار ميگيرد.
مسأله زنان امري است كه به نوعي زنان از جهت فكري و عملي با آن درگيرنـد
و در حوزههاي حقوقي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و خانوادگي قابل تبيين است.
هر چند مسائل زنان را جدا از مسائل مردان نميتوان شناسايي كرد، چرا كه از
يك سو فكر و انديشه قانونگذاران ومجريان جامعه و از سوي ديگر طبقه زنان و
ساير اقشار را به خود مشغول داشته است. مهمترين مسائل زنان، مسائل فرهنگي
است كه به لحاظ ساختاري داراي اهميت خاصي ميباشد، زيرا همچنان كه در بستري
وسيع و با آهنگي كند ساخته ميشوند، به همان كندي و بلكه كندتر قابل
تغييرند (علاسوند، 1386: صص39-38). يكي از مسائل فرهنگي زنان موضوع نقشهاي
زن و مرد و مقوله جنسيت[3] ميباشد كه ديدگاههاي متفاوتي نيز در اين خصوص
مطرح است. يك نظريه عمده در اين خصوص نظريات فمينيستي ميباشد، بهطور
نمونه فمينيستهاي «شباهت نگر» كه به دنبال ساختار شكني براي مانند مرد شدن
هستند و تا آنجا پيش رفتهاند كه حتي «مادرانگي» را نشانة انزواي اجتماعي و
فرهنگي زنان ميدانند و تفاوت مرد و زن را انكار ميكنند[4] و دوم،
فمينيستهاي «تفاوتنگر» كه بر جدايي محض ميان جهان زنانه و جهان مردانه
تأكيد كرده و در پي ساختن جهاني زنانه در درون يك خلأ هستند. برآيند هر دو
نگاه فمينيستي در عصر حاضر، ظهور زنان پرخاشگر با خويي كلبيمسلكانه است كه
به همه چيز دهن كجي ميكنند و هيستريك[5] شدن بدن زنانه، تقدير همه
آنهاست. در حقيقت، زن در اقوام و ملل عصر حاضر، «حيات برهنهاي» است كه
«فرهنگ»، سعي در تصاحب آن دارد و قدرت در بدن زنانه دخل و تصرف ميكند و
ميكوشد به نام دانش و حقيقت، آن را تعريف كند (دانيالي، 1386: صص75-74).
در چنين فضايي با يكي از مسائل اجتماعي و فرهنگي زنان به نام مسأله حجاب و
پوشش بدن مواجهيم كه در بستري از روابط اجتماعي و در عرصهاي از ارتباطات
ميان فردي شكل ميگيرد. يكي از عناصر محوري در قلمرو موضوعي جامعهشناسي،
مقوله «روابط اجتماعي» است كه جامعهشناسان بر آن توافق كامل دارند و به
عنوان يك اصل پذيرفته شده ميباشد كه «كمّ و كيف روابط اجتماعي و آرايش
آنها، ميتواند در رفتار موجوديتهاي اجتماعي تأثير داشته باشد» (چلبي،
1373: ص9) و همچنين، رفتار كنشگران اجتماعي و تفسير و تأويل آنان از رفتار
خود و ديگران و محيط اجتماعيشان در ساختار روابط اجتماعي تأثير متقابل
دارد، به طوري كه بر مبناي نظريه «كنش متقابل نمادي»[6]، «ارتباط به ويژه
ارتباطات نمادين، پايه و اساس تمامي كنشهاي اجتماعي شناخته شده است»
(محسنيان راد، 1385: ص39). در همين راستا، با نگاهي جامعهشناختي، در واقع
حجاب به مفهوم پوشش، در بستري از روابط اجتماعي شكل ميگيرد كه از يك سو
ممكن است داراي شكل و قالبي متنوع و جوهر و محتوايي يكسان باشد (يا بالعكس)
و از سوي ديگر از منظري ارتباطاتي، حجاب به مثابه رسانهاي هويتي و
ارتباطي است كه نقش نماديني در عرصه ارتباطات ميان فردي دارد، لذا مسأله
حجاب داراي ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي ميباشد و داراي
مؤلفههاي مذهبي- معنوي، منزلتي، شخصيتي و رفتاري است كه ميتوان از زوايا،
پارادايمها و منظرهاي مختلفي به آن نگريست.
به گفته «هلن واتسون»[7]، از ديدگاه مفسران غربي، هيچ شكلي از لباس،
مانند حجاب، اين قدر موضوع مناقشه نبوده است (واتسون، 1382: ص311). وي با
تكيه بر ابعاد و اهداف عملي و نمادين حجاب كه ريشه در حفظ حجب و حيا و شرم
از برهنگي دارد، اظهار ميدارد كه مسأله پوشش و حجاب، جايگاه ويژهاي در
مباحث روز دنيا درباره فرآيند جهاني شدن و پست مدرنيته دارد، به طوري كه
مرزهاي فرهنگي بين شرق و غرب و مسلمان و غيرمسلمان را درنورديده است و شامل
مباحث و نظريات مناقشه برانگيز و پرطمطراقي است كه بر مسائل پسامدرني از
قبيل سبك[8]، نمادشناسي[9] مصرفگرايي و مسائل قدرت و بازنمود[10] آن
استناد ميكند. مسأله حجاب، دغدغه بسياري از نخبگان سياسي، اجتماعي و ديني
است و موجب جريحهدار شدن وجدان جمعي بسياري از اقشار اجتماعي گرديده است،
در نتيجه لـزوم حـل و سـامـان يافتـن آن، بيـش از پـيش احساس ميشود.
ذوالفقاري[11] با اتكا به نظر صاحبنظران اذعان ميدارد كه پديده بدحجابي و
فراتر از آن، مسأله زنان، يكي از پيچيدهترين مسائلي است كه نظام جمهوري
اسلامي ايران هم اكنون با آن مواجه است و احتمالاً دامنه اين مسأله در
آينده گستردهتر نيز خواهد شد، بنابراين عدم توجه به پيچيدگي مسأله و
برخورد سادهانگارانه با آن، امكان دارد به نتايج عكس منجر شود. «پديده
حجاب و پوشش از سه منظر ديني، هويتي و سياسي قابل بررسي است؛ چرا كه از يك
سو دستور اكيد و صريح دين مبين اسلام است و از سوي ديگر نماد فرهنگ و هويت
ايراني ميباشد و به همين خاطر است كه همواره ظرفيت سياسي شدن[12] را
داشته است» (ذوالفقاري، 1385: ص69). طي تحقيقي كه در سال 1382 در شهر تهران
اجرا گرديده است، 5/77 درصد پاسخگويان، بدحجابي را به عنوان يك معضل شايع
در جامعه ميداند و 6/80 درصد بدحجابي را موجب آسيبرساني به امنيت اخلاقي
جـامعه و 2/54 درصد نيز بدحجابي را عامل جرايم اخلاقي و 9/78 درصد نيز
بدحجابي را عامل مزاحمت براي بانوان تلقي ميكنند (كرامتي، 1382:
صص138-136).
مسأله حجاب در قالب سؤالها و چالشهاي متعددي قابل طرح و بررسي است، از جمله اينكه:
- حجاب پديدهاي فرهنگي- مذهبي است يا سياسي- امنيتي؟ پايه پذيرش حجاب
در ميان زنان در يك جامعه ديني، بر اساس سنت است يا قرارداد يا اجبار؟ يا
بر مبناي ارزشها، اخلاقيات و عواطف؟ حجاب حق است يا تكليف يا هر دو آن؟
- حجاب چه رابطهاي با مقتضيات زمان و فرآيند مدرنيزاسيون دارد؟ حجاب
شرعي و حجاب عرفي چه جايگاهي در وضعيت حجاب دارد؟ فساد اقتصادي، بياعتمادي
سياسي، آشفتگي اجتماعي و ركود فرهنگي چه تأثير كاهندهاي بر رعايت حجاب به
عنوان هنجار اجتماعي دارد؟ و...
البته هر كدام از اين سؤالات مستلزم مطالعه و بررسي مستقل و پردامنهاي
است كه نگارنده قصد ورود به آنها را ندارد. در اين مطالعه تلاش ميشود با
نگاهي جامعهشناختي و ارتباطاتي، مسأله حجاب زنان را به عنوان يك پديده و
متغير فرهنگي، توصيف و اشكال و انواع اختلالات احتمالي آن درعرصه هنجاري
را تبيين نمود، سپس برخي از عوامل، چالشها و مشكلات كنترل اجتماعي بيروني
مربوط به ناهنجاري پوششي را به اختصار تحليل كرده و در نهايت نيز تلاش
ميشود تا برخي از راهكارهاي عقلاني در مقابل مسأله حجاب ارائه گردد.
2) تعريف مفاهيم
1-2) حجاب
به زعم استاد شهيد مطهري[13]، واژه «حجاب» از نظر لغوي به معناي پوشيدن،
پرده و پردگي است كه استعمال آن درباره «پوشش زن»، در عصر حاضر شايع شده
است و در واقع اصطلاح رايج فقهي، يعني كلمه «ستر»، به معني «پوشش» است كه
در مورد پوشش زن در هنگام نماز و غيرنماز استفاده شده و تنها آيهاي كه در
آن واژه «حجاب» به كار رفته است، آيه 53 از سوره احزاب[14] ميباشد. مفاد
آيات 30 و 31 سوره نور كه از آيات اصلي مربوط به تكليف پوشش است، در واقع
مربوط به وظايف زن و مرد در معاشرت (ارتباط) با يكديگر است كه بيان
ميدارد:
1- هر مسلمان، چه مرد و چه زن، بايد از چشمچراني و نظر بازي اجتناب كند
2- مسلمان، خواه مرد يا زن، بايد پاكدامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشاند.
3- زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكار
نسازند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند، يعني به جلوهگري و
خودنمايي نپردازند. به گفته شهيد مطهري (ره)، ريشه كلي و اساسي حجاب در
اسلام اين است كه: «اسلام ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و
چه نوع ديگر، به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اخـتصاص يابد، (و)
اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد» (مطهري، 1379: ص76).
با توجه به اينكه موضوع مورد مطالعه جامعهشناسي، «كنش اجتماعي»[15]
ميباشد، لازم است حجاب را به عنوان يك كنش اجتماعي بررسي كنيم. از ديدگاه
«ماكسوبر»[16] كنش انساني، در صورتي اجتماعي است كه فرد يا افرادي كه
رفتار ميكنند، براي آن، معناي ذهني قائل شده و رفتار ديگران را مد نظر
قرار دهند و در اين جريان، خود از آن متاثر شوند» (روشه، 1379: ص21) بر
اين اساس تعريف نگارنده درباره مفهوم حجاب با نگاه جامعهشناسي عبارت است
از اينكه: حجاب به مثابه كنش اجتماعي است كه فرد كنشگر براي آن معنايي ذهني
و ارزشي نمادين قائل است و عمل يا كنش او در ارتباط با ديگران در عرصه
ارتباطات ميان فردي[17] و تحت تأثير دريافت انتظارات ديگران در حوزه عمومي
ميباشد.
بر مبناي تحليل فلسفي «برايان»[18] از عمل اجتماعي، يك عمل اجتماعي
مبتني بر چهار لايه مفهومي اصلي است كه عبارتاند از: فعاليت اجتماعي[19]،
ضوابط اجتماعي[20]، معاني مقوّم[21] و مفاهيم بنيادين»[22]. «افتخاري» كنش
يا عمل اجتماعي را در سه وجه عيني، اعتباري و ذهني، در قالب نمودار،
جمعبندي و ارائه كرده است (افتخاري، 1384: ص48). در اين مقاله، با الهام
از اين نمودار و با جايگزيني عناصر فرهنگ- باورها، ارزشها، هنجارها و
نمادها- در آن، تلاش شده است تا لايههاي مفهومي حجاب به مثابه كنش اجتماعي
در قالب نمودار ذيل ترسيم گردد (رك. محبوبيمنش، 1380).
نمودار شماره (1)
«لايحههاي مفهومي حجاب به مثابه كنش اجتماعي»
وجود عيني
كنش اجتماعي:
حجاب يا پوشش
U
عمل پوشش توسط كنشگر در عرصه عمومي با سوگيري ارزشي
U
وجود اعتباري
فعاليت اجتماعي:
ارزش نمادين
U
ارتباطات غيركلامي: ژست، نگاه، طرز راه رفتن و....
U
وجود ذهني
ضوابط
اجتماعي:
اخلاقي
هنجار اجتماعي
قواعد
(ضوابط، قواعد رسمي و غيررسمي)
U
زنان بايد
حجاب را رعايت كنند
U
معاني مقوم:
ارزشها
كرامت زن در حفظ حياء و عفاف است
U
مفاهيم بنيادين:
U
باورها
جهان بيني اسلامي (اعتقاد به اصول دين)
(مقصود از فلشهاي بلند تداعي اين مطلب است كه باورها و ارزشها در واقع
در عمق و ريشه احساسات انساني قرار دارند كه هر چه بالاتر ميرويم حيطه آن
گستردهتر و عينيتر ميشود.)
نمودار فوق بيانگر اين است كه حجاب (پوشش) كنش اجتماعي است كه مبتني بر
چهار لايه مفهومي اصلي است كه عبارتند از: باورها، ارزشها، هنجارها و
نمادها، به طوري كه باورها، ارزشها و هنجارها داراي وجوه ذهني و اعتباري
است و براي درك عينيت حجاب و تحليل آن بايد به آنها مراجعه و استناد كرد.
بدين ترتيب كه باورها (اعتقاد به هستها و نيستها) مشروعيت بخش ارزشها
(ملاك قضاوت درباره خوبها و بدها) و ارزشها نيز توجيه كننده و مشروعيت
بخش هنجارها (بايدها و نبايدها) و نمادها نيز نماينده و تجلي هنجارها هستند
كه در رفتار و كنش اجتماعي عينيت مييابد و از سوي ديگر رفتار و كنش
اجتماعي به انضمام نمادهاي مربوط به آن مشخصكننده هنجارها و هنجارها
مشخصكننده ارزشها و به همين ترتيب ارزشها مشخصكننده باورها هستند. لذا
باور به اين موضوع كه حجاب زنان توصيه صريح قرآن به زنان مؤمنه است، در
واقع توجيه كنندة ارزش و كرامت زن و اهميت حفظ حياء و عفاف است و مشروعيت
بخش اين هنجار است كه زنان در ارتباطات ميان فردي بايد حجاب را رعايت كنند.
البته نوع پوشش و ارتباطات غير كلامي (لحن كلام، زبان بدن، نوع نگاه، طرز
راه رفتن و...) زنان در عرصه عمومي، مشخص كننده ميزان نهادينه شدن آن
باورها، ارزشها و هنجارها در جامعه است.
2-2) رسانه
در معنايي وسيع، گفتار، نوشتار، ايماء و اشاره، بيان چهرهاي[23]، لباس و
بازيگري را ميتوان در زمره رسانههاي ارتباطي گنجاند (سوليوان و ديگران،
1385: صص24-39). به عبارت ديگر، رسانه[24] شيوه خاص انتقال پيام است كه
مشتمل بر نظامي از نمادها يا رمزهاست (هارجي و ديگران، 1384: ص22). در اين
مطالعه، حجاب به مثابه يك رسانه ارتباطي و هويتي مفروض است.
3-2) ارتباط
ارتباط[25] (ميان فردي) فرآيندي است كه افراد طي آن، اطلاعات، معاني و
احساسات خود را از طريق پيامهاي كلامي و غيركلامي با ديگران در ميان
ميگذارند (هارجي و ديگران، 1384: ص20).
4-2) ارتباط غيركلامي
ارتباط غيركلامي[26] به برقراري ارتباطات ميان مردم با ابزارهايي غير از
گفتار اطلاق ميشود كه از چند منبع اصلي شامل: تماس چشمي[27] (ميزان نگاه
كردن به بدن و صورت ديگري)، دهان (به خصوص تبسم يا اخم در ارتباط با تماس
چشمي)، حالت بدن، حركت سر و دست و ژست، جهتگيري، فاصله بدني، بو، پوست، مو
(از جمله بلندي، بافت و سبك آرايش) و لباس (مخصوصاً با توجه به مد) نشأت
ميگيرد. بعضي از جنبههاي به اصطلاح «زبان بدن»[28] در تحكيم پايه
ارتباطات اهميت بسياري دارند (سوليوان و ديگران، 1385: صص275-274).
3) مروري تاريخي بر حجاب
لباس پوشيدن، شأني از شئون انسان است و پديدهاي است كه تقريباً به اندازه
طول تاريخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافياي امروزين زمين، گسترش دارد
(حداد عادل، 1386: ص5).
حجاب و پوشش در مفهوم عام آن هميشه ناظر بر شرم و حيا بوده است، اين
مقوله خصلتي انساني داشته و تاريخ را برنميتابد و شامل مرد و زن است[29].
همين خصلت انساني، يكي از فلسفههاي اصلي پوشش آدمي بوده و نميتواند تنها
براي حفاظت از سرما و گرما باشد.[30] اين مطلب، بر اساس مجسمههاي به جا
مانده، كتيبهها و نقش برجستههاي تاريخي، استنتاج گرديده است و تاريخ بشر
قبل از ميلاد و پس از آن، پوشش زن و مرد را نشان ميدهد. نويسندة كتاب
«تاريخ لباس» كه محققي آمريكايي[31] است، تاريخ پوشاك را تا سال 1950
ميلادي بررسي كرده و از هر قوم و ملتي كه سخن رانده، پوشش نسبتاً كامل آنها
را نشان ميدهد (مهريزي، 1379: صص44-43). همچنين با مروري بر منابع تاريخي
كتب مذهبي، نتيجه گرفته ميشود كه حجاب يكي از اساسيترين مسائل ديني و
الهي به شمار ميرود كه اختصاص به دين اسلام ندارد و در تمام اديان الهي از
جمله زرتشت، يهود و مسيحيت، به لزوم رعايت آن تأكيد شده است (نك. تاريخ
تمدن ويل دورانت، 1381؛ حجازي، 1370؛ محمدي، 1385). «جرجي زيدان»[32] در
كتاب «تاريخ تمدن اسلام» مينويسد: «اگر مقصود از حجاب پوشانيدن تن و بدن
زن است كه اين وضع در پيش از ظهور اسلام و حتي پيش از ظهور ديانت مسيح
معمول بوده و ديانت مسيح هم تغييري در آن نداده است و تا آخر قرون وسطي در
اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقي مانده است» (جرجي
زيدان، 1384: ص942). «ويل دورانت»[33] وقتي از ثروت و ثروتمندان در جوامع
غربي مينويسد، گويي حجاب امتياز ويژه طبقه بالاي جامعه بوده است. در كتاب
مشاهده ميكنيم «شهرنشين توانگر از آراستن زن و دختر خود با جامهها (ي)...
گرانبها بر خود ميباليد و به ياري آنان آوازة توانگري خويش را در شهر
ميپراكند» (ويل دورانت، 1381: ج3، ص102).
وي در كتاب «مشرق زمين گاهوارة تمدن» مينويسد: «هر چه توانگري بيشتر
ميشد، لباس و انواع آن نـيز افزايش مييافت» (ويل دورانت، 1381: ج1، ص202)
تا جايي كه به زعم او «... بهشت برهنگي اوليه را به جهنم تجمل در لباس
پوشي مبدل ساخت» (همان، ص203) اما بررسي تاريخي حاكي از آن است كه
ايرانيان[34]، پوشش را به عنوان امري والا پاس داشتند و بدان مفتخرند و
بسياري از ممالك را هم تحت تأثير قرار دادند: «در كيش آريايي، زنان محترم
محجوب بودهاند. زنان محترم ايران، براي حفظ حيثيت طبقه ممتاز و ايجاد
حدودي كه آنها را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز دهد، صورت خود را
ميپوشاندند و گيسوان خود را پنهان نگه ميداشتند» (ماجراجو، 1385: ص114).
ويل دورانت مينويسد: «زنان طبقات بالاي اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تخت
روان روپوشدار، از خانه بيرون بيايند... در نقشهايي كه از ايران باستان
بر جاي مانده است، هيچ صورت زن ديده نميشود...» (ويل دورانـت، 1381: ج1،
ص434) تاريخ نشان ميدهد كه زنان ايراني در دورههاي مختلفي همچون مادها،
پارسها، اشكانيان و سامانيان داراي حجاب بودهاند، براي نمونه در كتاب
«پوشاك باستاني ايرانيان» ميخوانيم، «لباس زنان اشكاني، پيراهني بلند تا
روي زمين، گشاد، پرچين، آستيندار و يقه راست بوده است. پيراهن ديگري نيز
داشتهاند كه روي اولي ميپوشيدند و قد اين يكي نسبت به اولي كوتاه و يقه
باز بوده است. روي اين دو پيراهن چادري سر ميكردند. چادر زنان اشكاني به
رنگهاي شاد و ارغواني يا سفيد[35] بوده است» (مومني، 1386: ص53).
4) حجاب به مثابه رسانه ارتباط نمادين
بهطور كلي، رسانه، واسطهاي است كه امكان ميدهد ارتباطات اتفاق بيفتد
(سوليوان و ديگران، 1385: ص239) و «نماد» عنصري اساسي در عرصه ارتباطات
انساني ميباشد (رك. محسنيان راد، 1385: صص47-46) بدن (و به تبع آن پوشش
بدن) به عنوان وسيلهاي ارتباطي، تقريباً به همان اندازه و گاه بيش از آن
پيام را منتقل ميكند (كولتنر، 1369: ص121). به اعتقاد «دال لترس»[36] «شما
با شـكل ظاهـري خـود هـويت خـويش را به ديـگران مـعرفي مـيكنيد»(Leather.
1976.P 96) و «هيچ چيز هويت پيدا نميكند، مگر در ساية ايجاد ارتباط»
(رونالد بنژ، به نقل از محسنيان راد، 1385: ص50) بر اين اساس بدن، زبان
بدن، پوشش بدن، آرايش و پيرايش بدن، همه نوعي رسانة نمادين است كه در
قلمروي ارتباطات هويت مييابند. بر اساس تعريف ارائه شده از ارتباطات
غيركلامي «رفتار زن به هر شكل كه باشد داراي پيام است. راه رفتن، نگاه
كردن، سخن گفتن (لحن صـدا) و پوشش او، زبان ارتباط وي با ديگران است»
(غلامي، 1385: ص161). بنابراين حجاب به مثابه رسانه امري نيست كه صرفاً به
مقوله پوشش تقليل داده شود، بلكه داراي جنبه ارتباطي نمادين است كه جوهر و
محتواي حجاب را تشكيل ميدهد.
در واقع در ارتباطات ميان فردي، بخش عمدهاي از تبادل اطلاعات از طريق
ارتباط غيركلامي انجام ميشود، به طوري كه تخمين زده ميشود در يك برخورد
دو نفره معمولي، مـعاني اجتماعي از طريق مؤلفههاي كلامي و مابقي از طريق
كانال غيركلامي منتقل ميشوند (هارجي و ديگران، 1384: ص49). لذا قبل از هر
گونه سخني، ظاهر فرد و لباسي كه بر تن ميكند، اطلاعات زيادي را درباره سن،
جنس، شخصيت، شغل و حتي پايگاه اقتصادي و اجتماعي وي در اختيار طرف مقابل
ميگذارد. به عبارت ديگر، براي بيشتر افراد، مهمترين وسيله ارتباطي، لباسي
است كه ميپوشند. لباس از نقطه نظر ارتباطات، كاركردهاي زيادي دارد، از
جمله ميتواند احساسات و هيجانات را نشان دهد. رنگهاي روشن سرزندگي و
جواني را نشان ميدهد، در حالي كه رنگهاي تيره و خاكستري، خلق و خوي آرام و
ملايم را منعكس ميكند و لباسهاي كوتاه و تنگ، بيمتانتي و بيوقاري را
به بيننده انتقال ميدهد. لباس فرد هم بر رفتار وي و هم بر رفتار مراودين
اثر ميگذارد. مثلاً لباس متحدالشكل داراي ارزش ارتباطي زيادي است، لباس
كمك ميكند تا بين افراد تمايز قايل شويم. جوانان مانند پيران لباس
نميپوشند. لباسها، تفاوتهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و اخلاقي را نشان
ميدهند.[37] مطالعات «گي بينز»[38] نشان داده است كه افراد درباره
يكديگر، بر پاية لباسهايي كه ميپوشند، داوري ميكنند و همچنين افراد
درباره معاني نهفته در انواع لباسها توافق زيادي دارند. انتخاب لباس مانند
انتخاب واژهها با فرد است و افراد ناگزير هستند كه مسئوليت هر دو را در
عرصه عمومي بپذيرند و عواقب ايجاد هر نوع سوء تفاهمي را قبول نمايند.
بنابراين اگر افراد بخواهند با ديگران ارتباط مؤثر داشته باشند، نميتوانند
به گونهاي رفتار كنند كه گويي آنچه پوشيدهاند، بخشي از پيامهاي ارسالي
آنها نيست، چرا كه ديگران همواره بر مبناي ظواهر و انتخابهاي افراد قضاوت
ميكنند.[39] بنابراين حجاب خوب يا حجاب بد، حجاب كامل يا حجاب ناقص، در
واقع همانهايي نيستند كه در ذهنيت قالبي ما شكل گرفتهاند، بر اين اساس
«بدحجاب» فقط كسي نيست كه حد واجب شرعي را رعايت نميكند، بلكه ممكن است
اين حدود كاملاً توسط آن فرد رعايت شود، ولي وضع ظاهر، نوع رفتار با مردان،
نوع سخن گفتن، نوع راه رفتن، طرز نگاه به ديگران و محيط اطراف و در يك
كلام، نوع رفتار ارتباطي فرد در اجتماع به گونهاي باشد كه «زباندار»
باشد، يعني با زبان بيزباني، توجه نامحرمان را به خود جلب كند كه البته
ممكن است اين جلب نظر غيرآگاهانه و غيرعمدي باشد (دستگردي، 1382: ص93)
البته كساني نيز هستند كه در ظاهر حجاب دارند، اما «آگاهانه يا ناآگاهانه»
نظر بيگانه را بيشتر از فرد كم حجاب به خود جلب ميكنند. آنها از اين نكته
غافل هستند كه حجاب، مجموعهاي از رفتارهاي (ارتباطي) است كه پوشش صحيح،
نخستين مرحلة آن است و تمام آن نيست. گاه پوشيدگي مانند برهنگي ميتواند
تحريك آفرين باشد. هر چند لباس وسيلة پوشاندن است، اما در شرايط خاصي
ميتواند حساسيت برانگيز باشد. اين نقش دوگانه به طرز استفاده از لباس
بستگي دارد. قرآن كريم با بياني لطيف در اين باره ميفرمايد: ... و يحفظن
فروجهن (سورة نور، آيه30) يعني به زنان با ايمان بگو، شرمگاهشان را حفظ
كنند. تعبير يحفظن به جاي يَسْتُرْنَ كه به معناي پوشاندن است، بدين منظور
كه هدف، حفظ كردن است، نه فقط پوشاندن و البته بدون پوشاندن نيز، حفظ كردن
بيمعناست. بنابراين حجاب اسلامي صرفاً پارچهاي نيست كه اندام را بپوشاند،
بلكه وسيلهاي براي مصونيت زن و جامعه است، پوشش اندام و حجاب وقتي كامل
است كه بيننده را تحريك نكند، صورت آشكار و زيبا شده و همسخني با نامحرم
به شيوه دلربا، عامل تحريك و توجه است، هرچند همة بدن به طور كامل پوشيده
شده باشد. در واقع حجاب سلسلهاي از پيشبينيها و عاقبتانديشيها براي
دور نگاهداشتن زن از آسيبها و تهديدات است، پوششي كه او را از گزند هر نوع
توهين، تحقير و استفاده نابجا حفظ كند و زن بر اساس آن فريفتة تحسينها و
تمجيدهاي هوسبازان نشود. چه اين تمجيدها از طرف ولگردهاي خياباني ابراز
شود، چه از طرف نظريهپردازان نظام سرمايهداري، چه با عنوان جانبداري از
حقوق زن (غلامي، 1385: ص160).
5) اختلال هنجاري در حجاب
حجاب از ارزندهترين نمادهاي فرهنگي، اجتماعي در تمدن ايراني- اسلامي است
كه پيشينه آن به قبل از ورود اسلام برميگردد و در فرهنگ اسلامي به اوج
تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود ميرسد، در مقابل، بدحجابي به عنوان
انحراف از هنجارهاي اجتماعي، بر حسب زمان و مكان و علل به وجود آورندة آن،
اشكال و صور مختلفي به خود ميگيرد (ذوالفقاري، 1385: ص69).
از ديدگاه جامعهشناسي انحرافات اجتماعي، پديده انحراف يا كجروي داراي
دو بعد ذهني و عيني (عملي) است كه در بعد ذهني هرگونه فاصله ذهني از
هنجارهاي متعارف و مورد قبول جامعه انحراف و كجروي ناميده ميشود، ولي در
بعد عملي با رفتارهاي انحرافي مواجه هستيم كه شامل «رفتارهاي ناسازگار»
است؛ بدين معنا كه فرد ميخواهد طرحي نو دراندازد و نظم رفتاري و هنجاري
جديدي را باز تعريف كند؛ از طرف ديگر رفتارهاي انحرافي به مفهوم «رفتارهاي
غيرعادي» است، به طوري كه رفتار فرد كجرو با هنجارهاي اجتماعي منطبق نيست و
همنوايي ندارد، با اين وصف، فرد كجرو، نظام يا نظام هنجاري جامعه را قبول
دارد و آن را نفي نميكند. در اين شرايط، جامعهشناسي به دنبال پاسخ به اين
مسائل است كه چه عواملي در شكاف بين ارزش و رفتار مؤثر بوده است؟ آيا تمام
كساني كه دچار انحرافات اجتماعي هستند، نظم ارزشي جامعه را قبول ندارند؟!
يا آن كه در مقابل شرايط اجتماعي اين گونه واكنش نشان ميدهند؟ آيا آنها
بدين وسيله ميخواهند انزجار خود را از وضعيت حاكم نشان دهند؟! (افروغ،
1381: ص39-38).
از آنجا كه هر پديده اجتماعي علاوه بر صورت و شكل، داراي يك جوهر و
محتوا هم هست، پديده حجاب نيز ميتواند داراي محتواي يكسان و اشكال متنوعي
باشد. به گفته واتسون «نوع حجاب» بسيار متنوع است. از چادر مشكي يكدست زنان
ايراني تا روسريهاي رنگارنگ و منحصر به فرد زنان مصري، طيف گستردهاي از
اشكال پوشش ديده ميشود كه روسريهاي رنگي دختران روستايي ترك، پوشش زنان
مسلمان اروپا موسوم به «تاي راك»[40]، پوشش سفيد زنان الجزايري موسوم به
«هايك»[41]و «برقع» زنان عماني همه را در برميگيرد. (واتسون، 1382،
صص330-309) اما محتواي اين اشكال متنوع حجاب، در واقع حالتي از متانت و
وزانت و عفاف و حيا ميباشد. در مقابل، ممكن است مقوله حجاب داراي شكل
واحد، اما محتواي متفاوت و مختلفي باشد. بدين ترتيب ممكن است كه شكل حجاب
بر حسب شكل غالب روابط اجتماعي در جامعه، قالبي كليشهاي و ظاهرگرايانه
پيدا كند و محتواي آن بر حسب ماهيتهاي معاملاتي، ارتباطي، عاطفي، ابزاري
يا اقتداري تغيير كند و در اصل فاقد روح حجب و حيا و شرم از برهنگي باشد.
به اعتقاد افروغ نبايد فرم با محتوا خلط شود و به محض رؤيت يك فرم غيرعادي،
قضاوت شود كه اين فرد منحرف است. به طور مثال نبايد با رؤيت يك فرد
بدحجاب، قضاوت كنيم كه او اعتقادي به جمهوري اسلامي (يا حتي اعتقادي به دين
و معنويت و اخلاق) ندارد. متأسفانه در اوايل سالهاي انقلاب اسلامي دچار
فرم گرايي شديم[42] كه به پيامدهاي نامطلوبي منجر شد. به طوري كه حكم واجب
«امر به معروف و نهي از منكر» به فرم و ظاهر افراد محدود و خلاصه شد و در
حق مردم و در حق اين فريضه جفا گرديد؛ چرا كه نظام حكومتي در واقع داراي
ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي است و در هر يك از اين
ابعاد، نيازمند امر به معروف و نهي از منكر هستيم، اما فرمگرايي موجب
ميشود تا اذهان افراد به جاي توجه به فلسفه پوشش معطوف به برخورد با
افرادي شود كه خودشان هم به نفس عمل خويش آگاه نيستند. چنانچه فرهنگ را
معرفتي مشترك تعبير نماييم كه مشتمل بر لايههاي تو در تو ميباشد، متوجه
خواهيم شد كه از عميقترين لايه تا سطحيترين لايه، به ترتيب با جهانبيني،
ارزش، هنجار، نماد و فنآوري مادي و اجتماعي مواجه هستيم (افروغ به نقل از
محبوبيمنش، 1380: ص97) نبايد نماد را با جهانبيني همسنگ نمود؛ اما در
طول دوران پس از انقلاب اسلامي، به «فرم» توجه شد و «محتوا» فراموش گرديد.
جان كلام اينكه در مورد حجاب يك تعريف جوهري واحد وجود دارد كه به معناي
پوشش، وزانت و متانت است، ولي همين جوهر واحد، قالبهاي مختلفي دارد و
نبايد افرادي را كه قالبشان متفاوت است و حد شرعي را رعايت نميكنند، به
بياعتقادي محكوم نمود (افروغ، 1381: ص40).
در واقع حجاب يكي از دهها شرط مسلماني زن است و دينداري زن فقط به دارا بودن حجاب نيست[43] چرا كه:
دشمنان (يا دوستان نادان) همواره كوشيدهاند كه بين حجاب و دين پيوند
ناگسستني به وجود آورند. آنها تمام دينداري زن را در حجاب داري او خلاصه
كردهاند. سپس با همين دستاويز، تهاجم بزرگي را براي مقابله با حجاب در
كشورهاي اسلامي آغاز نمودند و چون حجاب را از زن مسلمان گرفتند، گويي همه
دينش را به يغما بردند. از آن پس، زن مسلمان نمازش، روزهاش و هر چه نماي
دين داشت از دست داد. حال آن كه در خيلي از كشورها، زن مسلمان هم بيحجاب
بود و هم ديندار شناخته ميشد. بنابراين بيمبالاتي نسبت به حجاب هرگز
نبايد به بيديني پايان پذيرد يا به مفهوم آن انگاشته شود (غلامي، 1385:
صص172-171).
يكي از انواع اختلال اجتماعي[44]، اختلال هنجاري[45] است. منظور از
اختلال هنجاري تقريباً همان چيزي است كه دوركيم آن را «آنومي اجتماعي»[46]
مينامد كه از نظر او از عوارض عمده مرحله گذر است (چلبي، 1375: ص107) يعني
همان مرحلهاي كه جوامع از سنت به مدرنيته طي ميكنند. چنانچه «حجاب» را
به عنوان يك پديده اجتماعي يا واقعيت اجتماعي در جامعه مذهبي تلقي نماييم،
در اين صورت تا زماني كه جاذبه و ميل دروني براي تبعيت از آن باشد، تحت
تأثير سه نيروي هنجاري اجبار[47]، خارجي بودن[48] و عموميت[49] است. با
كاهش قدرت اين سه نيرو يا عدم تعادل ميان آنها با مسأله حجاب يا اختلال
هنجاري در حجاب به عنوان پديده اجتماعي روبرو ميشويم كه ميتوان آن را
نوع «آنومي پوششي» تلقي نمود كه در واقع تابعي از «آنومي اجتماعي» است.
بيحجابي، كمحجابي، بدحجابي يا شل حجابي بر حسب اختلال در عرصه هنجاري
جامعه مذهبي به عنوان اشكالي از انحرافات اجتماعي قابل تفسير و تحليل است
كه بر مبناي پنج شكل اختلال هنجاري جامعه [50]، ميتواند پنج شكل مختلف
داشته باشد:
- قطبي شدن هنجاري
چنانچه رفتارها و نگرشهاي اجتماعي را در يك طيف تصور كنيم، در يك وضعيت
متعادل، بخش بزرگي از مردم در ميانه طيف قرار ميگيرند كه تحت تأثير فشار
هنجاري هستند و بخش كوچكي در دو انتهاي طيف قرار دارند كه كمتر از حد متوسط
تحت فشار هنجارياند. اما چنانچه دو مجموعه اكثريت وجود داشته باشد كه يكي
از آنها نسبت به حجاب و طرز پوشش، بيش از حد متوسط فشار هنجاري احساس تعهد
كند و ديگري احساس تعهد كمتري نمايد، در اين حالت با اختلال قطبي شدن
هنجاري درباره «پوشش» در جامعه رو به رو ميشويم.
- تضاد هنجاري
در وضعيت تضاد هنجاري، وفاق ارزشي و هنجاري لازم وجود ندارد، به طوري كه
براي مقولات اجتماعي، دو هنجار يا چند مجموعه هنجار متضاد وجود دارد. براي
مثال، درباره سبك پوشش زن در جامعه، يك هنجار قائل به پوشش چادر و مقنعه به
رنگ مشكي يا تيره است و يك هنجار نيز قائل به پوشش به وسيله كت و دامن
همراه با روسري و جوراب با رنگهاي روشن يا مانتويي متوسط (نه بلند و كوتاه
و نه تنگ و چسبان) با روسري متوسط و شلوار معمولي (نه گشاد و نه تنگ و
كوتاه) با رنگ روشنو شاد و يا... در اين صورت با يك جامعة قطعهاي روبرو
هستيم كه در آن تنظيم اجتماعي مشكل بوده و انسجام كلي نيز تضعيف گرديده
است. در واقع تضادهاي هنجاري، هزينه نظارت رسمي جامعه را افزايش داده و
اعتماد متقابل تعميم يافته را كاهش ميدهد، بهطوري كه نقش زر و زور در
تنظيم روابط اجتماعي پررنگ ميشود. در اين وضعيت افراد دايرة دوستي خود را
محدود و در مقابل دايره دشمني را گسترده تعريف ميكنند. در چنين شرايطي
نيروهاي هنجاري جامعه يكديگر را خنثي نموده و بر توسعه اجتماعي اثري كاهنده
خواهند داشت (چلبي، 1375: ص117).
- ناپايداري هنجاري
ناپايداري هنجاري مبتني بر تناقض منطقي بين دو يا چند هنجار در يك نظام
هنجاري است، بهطور مثال درباره سبك پوشش زنان، هنجار قانوني فرد را ملزم
ميكند «حجابت را رعايت كن» و هنجار اخلاقي به فرد توصيه ميكند كه «رفتارت
با متانت باشد» و هنجار سومي هم سفارش مينمايد كه «بايد به دنبال مد روز
غربي باشي»؛ لذا اين سه هنجار تا حدودي با هم تناقض دارند. به عبارت ديگر،
پايداري منطقي بين آنها ضعيف است. بر اين اساس در جامعهاي كه دائماً از
طريق رسانههاي جمعي، تكنولوژي نوين، ورود توريستها و... شبه ارزشهاي
غربي تبليغ و ترويج ميشود و به نيازهاي كاذب جهت مصرف كالاهاي غربي و نوع
پوشش غربي دامن زده ميشود؛ اين مسأله موجب عدم ثبات و پايداري درباره
هنجارهاي قانوني و اخلاقي درباره حجاب، عفاف و حيا ميشود.
- ضعف هنجاري
منظور از ضعف هنجاري كمبود علقه و تعهد نسبت به هنجار در ميان اكثريت افراد
جامعه است. به عبارت ديگر، فشار هنجاري مورد نظر براي اكثريت جمعيت، به
دلايلي كم است (همان، ص118). در اين وضعيت ممكن است در زمينه رعايت حجاب
هنجارهاي گوناگوني وجود داشته باشد، نظير اينكه «موهاي سر خود را كاملاً
بپوشان» يا «زينتهاي خود را از نامحرمان بپوشان» يا اينكه «مانتو و شلوار و
لباس به رنگهاي روشن و شاد نپوش» و... لذا چنانچه فشار هنجاري و جاذبه
اجتماعي و دروني براي رعايت و سازگاري با اين هنجارها در ميان اكثريت جامعه
پايين باشد و تنها عده معدودي درباره آنها، احساس تعهد بالايي داشته
باشند، در اين صورت ضعف هنجاري درباره حجاب وجود دارد.
- بيهنجاري
حالت بيهنجاري[51] «مربوط به وضعيتي ميشود كه انجام امور فارغ از هر گونه
هنجاري صورت ميپذيرد» (همان). البته اينكه در عرصه اجتماع و ارتباطات
انساني، با يك وضعيت بيقاعدگي و خلأ هنجاري مواجه شويم، كمتر ديده ميشود و
شكل نسبي آن بيشتر مربوط به دوران گذر و تغيير و تحولات سريع اقتصادي و
اجتماعي است. با اين وصف وقتي تغييرات سريع و شتابان جامعه ايران را در نيم
قرن اخير مرور كنيم با نوعي آنومي و آشفتگي اجتماعي روبرو ميشويم. اين
تغييرات جامعه را از فرآيند معمول زندگي روزمره جدا كرده است. جامعه ما در
نيم قرن اخير، تغييرات بسياري از جمله تغيير نظام و دولتها، جنگ خارجي،
جنگ داخلي، افزايش بيرويه جمعيت، ورود آخرين تكنولوژيهاي ارتباطي و... را
پشت سر گذاشته است، تحولاتي كه در اغلب جوامع در طي يك يا چند قرن رخ داده
است، در ايران در چند دهه اتفاق افتاده است. اين تغييرات شديد، جامعه ما
را مصداقي از نظريه «غليان اجتماعي» دوركيم كرده كه در آن رويدادي كم اهميت
ميتواند مردم را از خود بيخود كند. اين تغييرات سريع و بيوقفه سياسي و
اجتماعي، جامعه ما را به يك جامعة ناهمگون، آنوميك و قطعهاي بدل كرده كه
هر قطعة آن، هنجارهاي خاص خودش را دارد و ميان اين بخشها رابطه منظمي
برقرار نيست (شريعتي، 1386: ص1و ص7). در وضعيت بيهنجاري، براي نوع پوشش و
طرز لباس پوشيدن زنان با يك حالت آشفتگي و بيقاعدگي روبرو ميشويم كه در
آن، افراد باحجاب در برخي عرصههاي عمومي و رسمي داراي احترامند و در برخي
محيطهاي ديگر فاقد احترام، و افراد كم حجاب و شل حجاب با شكل و شمايل
نابهنجار در عرصه عمومي ظاهر ميشوند كه در آن مانتوها كوتاه و كوتاهتر و
چسبان و چسبانتر، روسريها هم كوچكتر، باريكتر و نازكتر شده و شلوارها
هم كوتاه، چسبان و كوچكتر شده تا جايي كه از حالت برهنگي و عرياني نيز
تحريككنندهتر ميشود به نحوي كه ممكن است فرد در ظاهر پوشيده باشد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پدیده بدحجابی در میان نوجوانان و جوانان به دلیل عدم آگاهی خانواده هاست،
زیرا والدین بدون آگاهی از آسیب های بدحجابی در جامعه، فرزندان خود را از
کودکی تشویق به پوشیدن انواع لباس هایی می کنند که عرف آن را نمی پذیرد و
این پوشش ها به مرور زمان نیز به الگویی برای سایر جوانان و نوجوانان در
جامعه تبدیل می شود. بنابراین بالابردن سطح آگاهی والدین و ارشاد آنها مهم
ترین راه حل برای کمرنگ شدن پدیده بدحجابی در جامعه است که باید به آن توجه
شود.
حجاب پوششی است که زنان و مردان باید برای حفظ آن با
خودآگاهی کامل در مقابل افکار تحمیل شده از سوی دشمن بایستند،در
جامعه امروزی که دشمن در حال ترویج افکار روشنفکرمآبانه خود است، اصلاح و
ارشاد خانواده ها راه حلی مهم برای مبارزه با این افکار است و در
قرآن نیز چنین به آن اشاره شده است که «ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و
خانواده خویش را از آتش جهنم حفظ کنید.» پس خانواده باید در جهت تعلیم و
تربیت صحیح اسلامی فرزندان و حفظ پوشش مناسب آنها تلاش کند. با توجه به
شرایط آب و هوایی در مناطق مختلف ایران، پوشش ها متفاوت است به طوری که غرب
و شرق، شمال و جنوب هر یک دارای پوشش هایی با رنگ های متنوع مختص به
خودشان هستند و البته این نوع پوشش ها سبب بروز پدیده بدحجابی در جامعه
نشده است بلکه این پدیده تنها در کلانشهرها قابل مشاهده است و دلیل اصلی آن
ورود فرهنگ های بیگانه در میان افراد جامعه است.
پوشش
های مختلف با رنگ های متفاوت در سایر مناطق کشور علاوه بر سادگی، دارای
زیبایی منحصر به خود است که این خود موجب جذب دختران و زنان برای انتخاب
این نوع پوشش ها شده است تا پوشش در آن مناطق و در میان جامعه بانوان و
همچنین مردان حفظ شود و کمتر دستخوش ترویج افکار بیگانگان شود.
حجاب مخصوص اسلام نیست بلکه
ادیان دیگر هم حجاب داشتند. قرایی مقدم همچنین به یک گزارش آماری در دو
منطقه از تهران درخصوص حجاب اشاره کرد و گفت: در این گزارش اکثر دختران
موافق حجاب بودند و دلیل موافقت خود را حفظ امنیت در مقابل نامحرمان عنوان
کردند.
دلایل برخی بی توجهی ها به پوشش مناسب در جامعه چیست؟
تهاجم
غرب به فرهنگ ایران از طریق رواج افکار غلط در میان جوانان تاثیرات سوء در
جامعه داشته که این تاثیرات به دلیل عدم شناخت افراد از خود است زیرا
چنانچه جوانان بتوانند شناخت کافی از خود داشته باشند و به خودباوری عقلانی
دست یابند در تشخیص فرهنگ خودی از غیرخودی دچار سردرگمی نمی شوند و پوشش
مناسب را انتخاب خواهند کرد.
آموزش و پرورش
باید در این زمینه وارد عمل شود و با آموزش های اصولی درخصوص مسئله حجاب
در تمام مقاطع تحصیلی آثار تخریبی این پدیده را به دانش آموزان یادآوری کند
و در جهت پررنگ تر شدن حجاب این مورد را در اولویت برنامه های اصلی درسی
دانش آموزان قرار دهد.
با توجه به این که کودکان در
پذیرش تعالیم و احکام صحیح ایمانی و اخلاقی همانند زمین مستعدی هستند که هر
بذری را در خود پرورش می دهند بنابراین تعلیم و تربیت صحیح از سوی خانواده
ها نیز دیگر عاملی است که در حفظ حجاب موثر است پس خانواده ها باید با
اهمیت دادن به این موضوع و آموزش های مناسب به کودکان خود امنیت و سلامت
جامعه را در انتخاب پوشش مناسب تضمین کنند.
چنانچه در بحث تعلیم و تربیت به درستی به افراد آموزش داده شود، انتخاب حجاب با خودآگاهی همراه خواهد بود.
نوع پوششی که در میان هنرمندان وجود دارد تاثیر
زیادی بر تغییر رفتار افراد جامعه دارد. زیرا جوانان و نوجوانان به دلیل
علاقه به هنرمندان و شخصیتهای سیاسی خاص از نوع پوشش آنها تقلید میکنند
بدون این که بدانند تنها در نوع پوشش نباید دیگران را الگوی خود قرار دهند
زیرا الگو گرفتن از شخصیت و رفتار دیگران بسیار زیباتر از پوشش ظاهری است.
آیا حجاب تعریف مشخصی ندارد؟
هنوز از حجاب تعریف واحد و مشخصی نشده است بنابراین افراد در انتخاب آن سردرگم هستند و جامعه در انواع پوششها نامناسب مشاهده می شود.با توجه به این که سطح فکری
افراد در جامعه بالارفته است پس نباید با سختگیریهای بی مورد که هیچ
تاثیری هم در این زمینه ندارد زیباییهای حجاب را خدشه دار کرد.انتخاب حجاب در جامعه باید به گونهای باشد که به دیگران نیز آسیب وارد نکند زیرا این جامعه است که الگوها را تعیین میکند.
تبیین مسئله حجاب نیازمند فرهنگ و زمان است و وجود گشتهای انتظامی و اجبار در این زمینه موثر نخواهد بود.برداشت های غلط از فرهنگ سایر کشورها
برداشتهای غلط از فرهنگ سایر کشورها موجب شده که تنها در نوع پوشش آنها الگوبرداری و تقلید شود. با بالارفتن سطح آگاهی جامعه
اسلامی دختران و زنان درخواهند یافت نوع پوششی را که انتخاب کردهاند
اشتباه بوده و در نهایت پوشش مناسب را انتخاب خواهند کرد و به مرور زمان
این روشهای انتخاب شده تغییر میکند و جامعه نوع پوشش غلط را کنار خواهد
گذاشت و حجاب برتر را برمیگزیند.
با توجه به اینکه آموزش و
پرورش، رسانهها و صداوسیما در بالابردن سطح آگاهی افراد نقش بسزایی دارند
بنابراین این ارگانها باید در زمینه حجاب نیز سطح آگاهی لازم در جامعه را
بالاببرند تا پدیده بدحجابی در جامعه کمرنگتر شود.
افراط و تفریط در انتخاب نوع پوشش نیز بدحجابی می آفریندتفریط نیز در زمینه انتخاب نوع
پوشش موجب بروز پدیده بدحجابی در جامعه شده است که به دنبال آن سختگیریهای
بیمورد نیز این پدیده را بیشتر کرده است.بی تدبیری در انتخاب نوع پوشش پدیده بدحجابی در جامعه را افزایش میدهداما باید به این نکته نیز توجه
شود که تعداد افراد بدحجاب در جامعه ما بسیار کمتر از افراد دارای پوشش
مناسب است و به آسانی میتوان با روشهایی که عنوان شد نظرات آنها را نسبت
به نوع پوشش خود تغییر داد.
اصل مردم شناسی ثابت میکند که اصولاً پوشش برای نمایش قبایل و طبقات مختلف اجتماعی است.بدحجابی تنها مربوط به زنان نیستبعضاً پسران بدحجاب تر از دختران هستند و این بدحجابی در میان قشر جوان جامعه در حال افزایش است.دلیل تمایل جوانان به سمت بدحجابی جلب توجه و جذب جنس مخالف میباشد این دلیل نیز نبود آگاهی کافی و از خودبیگانگی
است که تنها با آموزش و بالابردن سطح آگاهی افراد در جامعه درمان خواهد شد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب براي زن همچون پرچيني است پيرامون بوستان که در حفاظت
و نگهداري آن نقش موثري دارد. حجاب به ارزش و مقام زن ميافزايد و مرتبه او را
بلند ميکند. حجاب، اسارت نيست، بلکه
شرافت است و ستر. حجاب يکي از ارمغانهاي ارزنده اسلام براي زنان است. فلسفه حکم
حجاب وفايده بزرگ آن، همانا حفظ گوهر عفت و پاکدامني وارزش دادن به شخصيت زن است.
رسول اکرم (ص) فرمودند: «خداوند بلندمرتبه نعمتهاي بي شماري بر زنان ارزاني
داشته، حقوق آنها را مشخص کرده، آنها را از ظلم و ستم جاهليت نجات داده و به منظور
اينکه عفتشان مصون بماند حجاب را براي آنان فرض قرار داده است.»
سعادت مردان و زنان در اطاعت از دستورهاي پروردگار مهربان
است، پروردگاري که هرگز سختي و مشقت را براي بندگانش نميپسندد بلکه براي آنها در
تمام احکام، آساني و سهولت را در نظر گرفته است: «يريد الله بکم اليسر ولا يريد
بکم العسر». حکم حجاب و ستر، يک تکليف است. هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به
خداوند است که به وسيله تزکيه نفس و تقوا به دست مي آيد. حجاب، به معناي پوشش
اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است؛ بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و
بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است. اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر
باشند تا حجاب اسلامي محقق شود؛ بنابر اين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله يک حاجب و
مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
همين مفهوم منع و امتناع در ريشه لغوي عفت نيز وجود دارد. دو واژه «حجاب» و
«عفاف» در اصل معناي منع و امتناع، مشترکند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و
عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر
است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني
است، ولي با توجه به اينکه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگيهاي
عمومي انسان است؛ بنابر اين، بين حجاب و پوشش ظاهري وعفت و بازداري باطني انسان،
رابطه مستقيم وجود دارد.
حجاب براي زنان تنها مختص زمان رسول خدا (ص) نيست يا اينکه
از اعراب به ما ديکته نشده است بلکه پوشش زنان در ايران باستان هم هميشه سبک و
اسلوب خاصي داشته است. بررسيها نشان ميدهد که پوشش تمام بدن در دورههاي مختلف
تاريخي چه نزد زنان و چه نزد مردان در ايران يک حقيقت بوده است و به هيچ وجه
ايرانيان در برهنگي به سر نميبردهاند. ويل دورانت در اين رابطه معتقد است که
«نقش پوشش و حجاب زنان در ايران باستان چنان برجسته است که ميتوان ايران را منشأ
اصلي پراکندن حجاب در جهان دانست.» حجاب در ايران طوري با زنان عجين شده که نشانههاي
آن را درداستانهاي شاهنامه نيز ميتوان يافت.براي نمونه، در جنگها بانوان مبارز
ايراني پوششي همچون مردان ميپوشيدند که گواه اين سخن، جنگ سهراب با گردآفريد است
که تا زماني که کلاهخود از سرگردآفريد نيفتاده بود، سهراب به زن بودن او پي نبرده
بود. حجاب زن ايراني، نسبت به محل زندگي، آب وهوا، شيوه کار و زندگي در شهر يا
روستا به صورتهاي گوناگوني وجود داشته که نمونه آن را هم اکنون در پوشش زنان
گيلکي، مازندراني، کرد، لر، بلوچ، بختياري و اقوام ديگر مشاهده ميکنيم.
به نظر مي رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشيان با دوران
مادها چندان تفاوتي نکرده باشد. پيرامون پوشاک زنان در اين دوره چنين نوشته اند:
«از روي برخي نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومي برميخوريم که پوششي جالب
دارند. پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي راسته چين و آستين کوتاه است. به
زنان ديگر آن دوره نيز برميخوريم که از پهلو به اسب سوارند. اينان چادري مستطيل
بر روي همه لباس خود افکنده و در زير آن، يک پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز
پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است. همچنين در اين باره ميخوانيم: «لباس
زنان اشکاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پُر چين، آستين دار و يقه راست بوده
است. پيراهن ديگري داشتهاند که روي اولي ميپوشيدند و قد اين يکي نسبت به اولي
کوتاه و ضمناً يقه باز بوده است. روي اين دو پيراهن، چادري سر مي کردند.» در جاي
ديگر آمده است: «چادر زنان اشکاني به رنگ هاي شاد و ارغواني و يا سفيد بوده است.
گوشه چادر در زير يک تخته فلزي بيضي منقوش يا دکمه که به وسيله زنجيري به گردن
افکنده شده، بند است.اين چادر به نحوي روي سر مي افتاده که عمامه (نوعي کلاه
زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مي پوشانيدهاست.» در کتاب «پارتيان»
نيز آمده است: «زنان عهد اشکاني قبايي تا زانو برتن ميکردند، با شنلي که برافکنده
ميشد و نيز نقابي داشتند که معمولاً به پس سر ميآويختند.» همچنين از آثار اين
دوره، روسري ابريشمين خوش رنگ و نگار و نفيس زنان سنگسري به جا مانده است که
«ساخته مکنه» نام دارد و سده هاست که زنان سنگسري آن را ميبافند و ميآرايند.
آنان اين روسري را به ترتيب خاصي بر سر خود ميبندندکه اين
خود نمونه کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانيان است. با تأملي در تاريخ و پيدايش
حجاب در مييابيم که نه تنها حجاب مانع از کار نبوده و خللي در شخصيت ايجاد نميکند،
بلکه همچون صدفي از مرواريد عفاف بانوان نگه داري مي کند.
منابع:
- کتاب حجاب، نوشته عبدالصمد غياثي، مدرس حوزه علميه
دارالقرآن
- کتاب
تاريخچه حجاب در دوران باستان، نوشته دکتر رمضاني
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این مقاله به بیان مفهوم عفاف و حجاب و نقش آن در ایجاد امنیت و آرامش و به تأثیری که در بعد فردی و اجتماعی دارد، می پردازد و همچنین به تشریح نتایج سوء بی حجابی و تأثیر اعمال فرد بر اجتماع و نیز به مسأله عفاف و حجاب از منظر قرآن و احادیث پرداخته است. زن در سایه عفاف و حجاب می تواند به ارزش های والای انسانی دست یابد و نیز پوشش مناسب باعث می شود توجه انسان در این جهان سطحی به حقایق معطوف گردد. ثمره حجاب شناخته شدن جایگاه واقعی زن به عنوان انسانی با ویژگی های خاص خود است که این شناخته شدن، به برکت حجاب پدیدار می شود؛ حجاب به عکس آنچه می گویند، بیشتر زن را می شناساند. حجاب ثمرات بسیاری از جهات گوناگون دارد که مهمترین آن کسب امنیت و آرامش است؛ این مقوله از آن جهت حائز اهمیت بسیاری است که علاوه بر خود شخص تأثیری همگانی دارد، زیرا در قانون پوشش و حجاب، هم به حقوق عمومی زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه و هم به حقوق عمومی خانواده به عنوان واحدی اجتماعی و هم به نسل آینده به عنوان گروهی که پایه های سعادت مادی و معنوی آنان در گرو نوع روابط اجتماعی امروز آنها است توجه شده است.
کلمه های کلیدی:
*زن*عفاف*حجاب*امنیت*آرامش*جامعه
مقدمه
حجاب از گذشته از اهمیت ویژه ای در اسلام و نیز در ادیان دیگر برخودار بوده است؛ مسئله ای که چه در گذشته و امروز اظهارنظرهای متفاوتی را با دیدگاه های گوناگون پیرامون خود جمع کرده است. اکنون به خاطر ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و کم توجهی به مسئله حجاب و با توجه به آثار و پیامدی که از به کار نگرفتن آن بوجود می آید که از جمله آن سلب امنیت و آرامش عمومی است،از این باب این مقاله با عنوان جایگاه عفاف و حجاب در تأمین امنیت و آرامش عمومی، وجوب عفاف و حجاب را از ابعاد گوناگون بررسی نموده و به آثاری که از بی توجهی به آن حاصل می شود، اشاراتی کرده است.
مفهوم شناسی
الف. عفاف
عفاف به معنی پاکدامنی، خویشتن داری، خودداری و امتناع از آنچه جایز و نیکو نباشد است؛1 و همچنین به معنی باز ایستادن از حرام و زشتی است. قرآن کریم، نتیجه نهایی عفت را با تعابیری چون «خیر لهن»، «اطهر لقلوبکم و قلوبهن» و «ازکی لهم» بیان می کند که مقدمه ای برای عفیف ماندن و آلوده نشدن به فحشا است و در نتیجه راهی برای رسیدن به سلامت قلبی یا قلب سلیم می باشد که در آیه 89 سوره مبارکه شعرا به آن اشاره کرده است زیرا صاحب قلب سلیم کسی است که از آلودگی های معنوی و اخلاقی پاک باشد و این زمانی است که او تعادل فکری و روانی کافی داشته باشد.
ب. حجاب
حجاب در لغت به معناى مانع، پرده و پوشش آمده است (جوهرى، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فيومى، المصبح المنير، حجبه حجباً من باب قتل: منع و منه قيل للستر الحجاب لانه يمنع المشاهده). استعمال اين كلمه بيشتر به معنى پرده است (در قرآن اين كلمه در هشت مورد بكار رفته كه بيشتر به معناى حاجز، مانع، حايل و پرده است). اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده، وسيله پوشش است، ولى هر پوششى حجاب نيست؛ بلكه آن پوششى حجاب ناميده مى شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.21 در اين نوشتار مراد از حجاب، پوشش اسلامى است و مراد از پوشش اسلامى زن، به عنوان يكى از احكام وجوبى اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايي نپردازد. بنابراين، حجاب، به معناى پوشش اسلامى بانوان، داراى دو بعد ايجابى و سلبى است. بعد ايجابى آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبى آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بعد بايد در كنار يكديگر باشند تا حجاب اسلامى محقق شود؛ گاهى ممكن است بعد اول باشد، ولى بعد دوم نباشد، در اين صورت نمى توان گفت كه حجاب اسلامى محقق شده است.22 و همچنین حجاب به معنای چیزی است که در میان دو شیء حائل می شود3 و به نگهبان نیز، حاجب مى گويند؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان در يك حريم و محيط خاص مى گردد. بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
الف) العفه: الكفَّ اما لا يحلّ و لا يجمل؛ابن منظور،لسان العرب، واژه عفت.
ب) العفه: حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه، راغب اصفهانى، معجم مفردات الفاظ القران، واژه عفت.
ج)عفّ عن الشى ء: امتنع عنه؛ فيومى، المصباح المنير، واژه عفت22 از معنی حجاب این استعمال می شود که حجاب پوشش بیرونی و پوسته ظاهری است.
ج. امنیت
امنیت به معنی بی خوفی و امن، بی بیمی، ایمنی و نیز جای امن و ایمن شدن است. امنیت یکی از طبیعی ترین و ضروری ترین نیاز های بشری است.13
د. آرامش
آرامش اسم مصدر است از آرامیدن: آسایش، سکون و طمأنینۀ و سکینۀ.
1- تأثیر رفتار فرد بر اجتماع
انسان به عنوان عضوی از جامعه، باید تابع ضوابط روابط اجتماعی باشد تا وظیفه فردی خود را در برپا کردن آرامش و امنیت در جامعه انجام داده باشد همانطور كه وقتي در يك كتابخانه آرامش حاكم بر محيط را برهم ميزني ديگران براي خود حق اعتراض قائل مي شوند، در صحنه اجتماع نيز بايد نسبت به برهم زنندگان آرامش رواني و فكري اعتراض شود.11 بنابراین، هر انسان سليم العقلى، بايد حريم ساير افراد را محترم شمرده و موجبات رنجش هم نوعان خود را فراهم نياورد.12 انسان زمانى يك زندگى سالم اجتماعى خواهد داشت كه بتواند با ديگران ارتباط اجتماعى سالم برقرار نمايد و در ارتباط با ديگران رشد كند و به ديگران اعتماد داشته باشد و خود را متعهد و مسئول اجتماع خويش بداند.15 لازمه اجتماعى بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را همچون قطره اى در درياى اين جامعه غرق كند. لازمه وارد اجتماع شدن اين است كه من از بين برود و به جای آن (ما) ايجاد شود.8 استحكام روابط اجتماعى در صورت حفظ حريم ديگران است. انسان در سطح جامعه داراى دو گونه اعمال است:
1- اعمال فردى؛ اعمالى كه آثار مستقيم و مشهود آنها از حد فرد تجاوز نمى كند و بازتاب مثبت يا منفى آن، تنها به خود شخص برگشت مى نمايد، مانند: دروغ، ريا، تكبر و ... كه در قرآن كريم آمده است (لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) (آیه 164 سوره مبارکه انعام) يعنى هيچ نفسى بار ديگرى را بر دوش نگيرد.
٢- اعمال اجتماعى و جمعى؛ اعمالى كه داراى موج بوده و از حد فرد گذشته و آثار مثبت يا منفى آن به سطح جامعه رسوخ مى نمايد. پس از آنجا كه انسان موجودى اجتماعى است، بايد در نوع رفتار خود به گونه اى عمل نمايد كه منجر به كج روى رفتارى در متن اجتماع نگردد؛ زيرا اين اجتماع،از مجموعه افرادى تشكيل يافته كه داراى موجوديتى ارزشمند همراه با روح والاى الهى هستند كه خدشه وارد ساختن بر پيكره روان و روح آدميان، بسى خطرناك تر و خيانت گرانه تر از سلب امنيت مالى و اقتصادى و نظامى است، چه اينكه آثار زيانبارش تا قرن هاى متمادى به نسل آنان برگشت مى نمايد و پايه رفتارهاى نابهنجارى را مى گذارد كه برچيدن و تغيير آن، ناممكن بلكه محال خواهد بود.12
آثار و پیامدهای حجاب
الف. آثار و پیامدهای فردی حجاب
زن موجودي ظريف و لطيف است و او هميشه مظهر جمال و عامل جذب بوده و خواهد بود. وقتي مي خواهد فتنه اي اتفاق نيفتد به كسي كه عامل اين جذب و مظهر زيبايي است گفته مي شود خود را بپوشان و جلوه گري نكن؛ نه به آنكه مظهر خشونت و قوت است، چون او جلب نظري ندارد پس به آنكه جلب مي كند تكليف كرده اند كه خود را بپوشاند و اسباب گناه و گمراهي را فراهم نسازد (وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ)6 و همچنین نقش زنان در ايجاد روابط نامشروع و فراهم آوردن مقدمات آن از مردان بيشتر است17 و علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته،اين است كه ميل به خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است.21 اسلام به پيروان خود اعلام كرده است كه همه دستورهاى او ناشى از يك سلسله مصالح عاليه است؛20 اسلام نمی خواهد زن محدود به مسائل سطحی چون جلوه گری و ظاهر جسمانی و ... گردد و ارزشش با اینها سنجیده شود؛ اسلام، آن علو رتبه را جايگاه حتمى زن دانسته و سلوك به سوى آن را لازم شمرده و راه آن را با ارزش گذارى ها و مقررات و احكامى هموار ساخته است.10 از ديدگاه اسلام، زن شخصيتى شايسته و رسالتى الهى دارد كه مى تواند با پيمودن مدارج كمال، به مراتب عالى انسانيت بار يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت؛يعنى جانشين خدا گردد. جايگاه والاى زن مى طلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش هاى انسانى اش محفوظ بماند.2 همان خداوندى كه براى مصون ماندن جسم از ورود ميكروب ها در اعضاى بدن انسان، حجاب ها و حفاظ هاى طبيعى، مانند پوست بدن، پلك چشم و ... قرار داده است، به عنوان طبيب روحانى، براى جلوگيرى از آلودگى روح و روان انسان به گناه، و حفظ پاكى آن، حجاب ها و حفاظ هايي را به شكل دستورهاى الهى و انجام واجبات و ترك محرمات قرار داده است. عظمت زن آن است كه بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را كه خدا در جبلّت زن وديعه نهاده است، حفظ كند؛ اين را بياميزد با عزت مؤمنانه؛ اين را بياميزد با احساس تكليف و وظيفه؛ آن لطافت را درجاى خود بكار ببرد، آن تيزى و برندگى ايمان را هم در جاى خود بكار ببرد. اين تركيب ظريف فقط مال زنهاست؛ اين آميزه ى ظريف لطافت و برندگى مخصوص زنهاست اين امتيازى است كه خداوند متعال به زن داده است.10 پوشيدگى زن، نماد تقواى اوست. وقتى زن، تقواى جنسى را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعده هاى الهى درباره پرهيزكاران، درباره او نيز محقق مى شود. غلبه بر هواهاى نفسانى و چشم پوشى از لذت هاى حرام، به انسان، هيبت و وقار مى بخشد؛ و از سوی دیگر به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنان پوشيده، برخوردى همراه با احترام و تكريم قلبى است. نوع پوشش زن،معرف شخصيت عفيف يا هوس انگيز اوست كه موضع گيرى مرد را در برابر او مشخص مى كند.2 زنان پاكدامن حتى در نگاه مردان بى بندوبار و چشم چران نيز مورد احترام هستند و اين، رمز تأكيد بر عفت و پاكدامنى زن است.2 امروزه حتی یک قانون کلی وجود دارد و آن این است که «هر چه خواهان احترام» بیشتری هستید، باید لباس عفیف تری بپوشید.19 آيت الله جوادي آملي در اين زمينه مي نويسد: قرآن كريم وقتي از حجاب سخن مي گويد، مي فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زني كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند.11 زن فطرتأ و از روی طبع، به پوشش بدن خود میل دارد و از برهنگی مضطرب می شود.13 (گرچه كسى كه بيمار دل است مشكل دارد (فى قلبه مرض) اما من نبايد كارى كنم كه او را تحريك كند (آيه ٣٢ سوره مبارکه احزاب)16. (آيه ٥٩ سوره مبارکه احزاب) همان طور که در اين آيه شریفه مى فرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه اى خود را بپوشانند كه زمينه اى براى بى حرمتى آنان فراهم نشود.16 (آيه ٥٩ و ٦٩ سوره مبارکه احزاب) مطلبي كه از اين آيه استفاده مي شود و يك حقيفت جاوداني است، اين است كه زن مسلمان بايد آنچنان در ميان مردم رفت و آمد كند كه علائم عفاف و وقار و سنگيني و پاكي از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود، و در اين وقت است كه بيماردلان كه دنبال شكار می گردند از آنها مأيوس مي گردند و فكر بهركشي از آنها در مخليه شان خطور نمي كنند.21 زن باحجاب، در تيررس هواهاى نفسانى ناپاكان نيست؛ درنتيجه محبوب است و محبوب مى ماند. زنان باحجاب چون مرواريدى در صدف عفافند كه باارزشند و گران بها.2 هر چيز كه قيمتى تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مى رود. هرچه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت، لازم تر. وقتى در خانه را مى بندى، يا پشت پنجره ى اتاقت پرده مى آويزى، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاه هاى مزاحم در پناه قرار داده اى، نه كه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشى. اينكه -دل بايد پاك باشد-، بهانه اى براى گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه -لا قيدى-، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز رفتار پاك برخيزد.9 درحقيقت، عفت و پاكدامنى همانند پرده اى است كه دو پرده ديگر، يعنى حجاب و حيا از آن محافظت مى كنند.2 پوشش و حيا، تفكيك ناپذيرند. تا جلوه اى از حيا در زنى وجود نداشته باشد، پوشش را هم با جديت مراعات نخواهد كرد. زنان باحيا كسانى هستند كه با پوشش كامل، از نمايش بدن، موى سر و زينت هاى خود شرم دارند.2 زن مسلمان با رفتاري متناسب و متين، زمينه گسترش عفت را فراهم مي آورد.2 رعايت مسئله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسيار تأثير گذار است. به طوري كه اضطراب و نگراني را كم كرده، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص مي گردد.11 و همچنین يكى دیگر از فوايد و آثار مهم حجاب در بعد فردى، ايجاد آرامش روانى در افراد جامعه است كه يكى از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسى است.11 و از اينجا راز نگاه محرم و نامحرم استفاده مي شود. اين هم به نفع زنان است و هم به نفع مردان؛ كه زنان در خارج از دائره ازدواج و زناشويي خودنمائي نكند (اِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ) و موجب تحريك مردان نشوند و مردان هم خارج از دائره ازدواج، دنبال ارضاي جنسي از طريق گناه نروند. در اين صورت است كه قلب ها و روح ها سالم و آرام مي ماند و اين همه طلاق و تعويض پي در پي زن و هوس بازي هاي خانمان برانداز صورت نمي گيرد.6 امنيت و آرامش خاطر نيز از آثار حجاب اسلامى است. انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بيشترى دارد. پوشش اسلامى نيز نگهبان زن است و به زن آرامش مى بخشد. هرچه اين پوشش كامل تر شود، درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر مى رود. سختى حجاب، حق بيمه اى است كه زن، براى تأمين سلامت خود مى پردازد؛ زيرا پوشش، مانع نفوذ هواى نفس و نگاه هاى آلوده و افكار فاسد به حريم پاك زنان مى گردد و زيبايي ها و ظرافت هاى جسمانى آنان را از گزند سرما، گرما و آلودگى هوا حفظ مى كند. در حقيقت، حجاب دينى، پادزهر تهاجم فرهنگى غرب است.2 حفظ حجاب و ترك جلوه گرى، ثمرات بسيارى دارد كه برخى از آنها عبارت است از: آرامش روحى، استحكام پيوند خانوادگى، حفظ نسل، جلوگيرى از سوء قصد و تجاوز، پيشگيرى از امراض روانى، پايين آمدن آمار طلاق، خودكشى، از بين رفتن رقابت هاى منفى، حفظ شخصيت و انسانيت زن و ... و نجات از چشم ها و دل هاى هوس باز که امروزه غرب و شرق را در خود فروبرده است.17 حجاب وسيله اي براي حفظ طراوت و ظرافت قرار گرفته تا در ميان چشم هاي ناپاك به پژمردگي كشانده نشود.11 و نیز درخت زندگی خانواده ها را به خشکی نکشاند در حقيقت، حجاب زن، جهاد اكبر اوست.2 رعايت حجاب به عنوان يك پوشش ظاهرى و عفاف، به عنوان جمال باطنى، براى حفظ وصيانت گوهر وجودى فرد و به عنوان يك حكم الهى، ضرورى است.2
ب. آثار و پیامدهای حجاب در جامعه
از آيات حجاب به خوبى استفاده مي شود كه وجوب حجاب، يكى از احكام اجتماعيه اسلام است، يعنى در عين اينكه آثار فردى هم دارد آثار اجتماعى نيز، دارد و اساساً مفهوم و حقيقت حجاب در روابط اجتماعى معنا و تفسير پيدا مي كند، نه صرفاً در روابط فردى.14 حجاب و پوشش اسلامى براى مردان و زنان، تنها از كاركرد فردى برخوردار نيست و فقط براى سامان دهى خلقيات و ملكات نفسانى آدميان، مؤثر نمى باشد؛ بلكه از كاركرد اجتماعى نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب هاى جسمى و معاشرت هاى بى بند و بار را كنترل نموده، و به تحكيم نظام خانواده مى افزايد. همچنين از انحلال كانون مستحكم و پايدار زناشويي جلوگيرى نموده و امنيت اجتماعى را فراهم مى سازد.11 چنانکه خداوند متعال در سوره مباركه نور آيه ٣٠ فرموده، كاملاً از آيه روشن است كه صحبت از اجتماع است، یعنی در آیه اساساً بحث از فرد نیست، بلكه بحث از اجتماع است و خداوند تبارك و تعالى، حجاب را براى سلامت اجتماع قرار داده است. البته با قطع نظر از ادله قرآنى، از ماهيت حجاب پيداست كه براى صيانت از زنان است، يعنى حجاب هم براى خود قشر زنان مفيد است و هم براى ديگران. چرا كه بانوان محجبه هم خود را حفظ مى كنند و هم زمينه و بستر انجام گناه را براى ديگرى فراهم نمى كنند. پس روشن است كه حجاب يك امر اجتماعى است.14 بنابراين، پوشش اسلامى زن به منزله يك حفاظ ظاهرى و باطنى در برابر افراد نامحرم است كه مصونيت اخلاقى، خانوادگى، اجتماعى و پيوند عميق ميان حجاب ظاهرى و بازدارى باطنى را فراهم مى سازد.22 از آن جهت كه حجاب، حقيقتش، حفظ كرامت زن، رعايت حق الهى و حفظ حريم زن و مرد در روابط اجتماعى است، بى شك قدرت شگرفى در احياء و ماندگارى عفاف و حياى عمومى جمعى و جلوگيرى از انواع گوناگون بهره بردارى هاى جنسى دارد؛ زيرا زمانى كه زن با حفظ حريم خود و ديگران در جامعه رفت و آمد كند،هيچ مرد سالمى به خود اجازه تعدى و تجاوز نمى دهد و تنها مردان مريض القلبى مى مانند كه با برخورد عمومى جامعه نسبت به رفتار زشتشان مواجه مى شوند.12 به همین جهت در اسلام محرم و نامحرم و جدايي زن و مرد و اينها مطرح است، اينها مسائل ارتجاعى نيست. اينها جزو دقيق ترين مسائل انسانى و بشرى است. يكى از مهم ترين آن، اين است كه بنيان خانواده مستحكم مى ماند. چون زن و شوهر بهم احساس وفادارى مى كنند، در موضع حسادت قرار نمى گيرند،اين خيلى مسأله مهمى است. اگر اين عشق در صد جای ديگر تأمين شد، ديگر آن پشتوانه قوى اى كه استحكام خانواده بايد داشته باشد، از بين خواهد رفت و خانواده ها متزلزل مي شود.10 روشن است که با متزلزل شدن خانواده ها آن آرامش و امنیتی که بر جامعه حکم فرماست به لرزه در می آید چون خانواده ها زیرمجموعه های جامعه هستند پس بديهى است که سلامت اجتماع و خانواده،با رعايت حفظ حريم هاى دينى، ارتباط مستقيم دارد.2 حفظ حريم ها بسيار سازنده است و بدنبال آن امنيت فراگيرى در جامعه حاكم مى شود.7 پس امنيت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب است.11 و همچنین از فلسفه هاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيت اجتماعى با توسعه آن مى باشد.11 پوشش دينى، پيام عفت، شخصيت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت بلكه او را نيرويى بالفعل در هر چه وسعت بخشيدن امنيت اجتماعى دانسته و نجابتش را مى ستايند. در اين صورت است كه زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه هاى زهرآلود، سخنان آزار دهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنيت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد. نكته معنوى و عرفانى قابل ذكر در اين باب، پيام الهى آفريدگار هستى، خطاب به زنان است (اى زن! آگاه باش،دنيا خراب آبادى است كه هر نقطه آن به مين هاى شيطان و نگاه هاى آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته هاى حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيتى بى نظير به سر مى برند كه ديگران از طعم آن بى خبرند). (تحليل نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، محمدرضا اكبرى، ص ١٦-١٤)11.حجاب، حريمى ميان زن و مردان نامحرم است و سبب فروكش كردن غريزه جنسى مى شود. خاموشى اين شعله و در مسير طبيعى قرار گرفتن آن باعث مى گردد بسيارى از مشكلات از جامعه رخت بربند.18 زیرا نفس آدمى دريايي از خواستنى ها و تمايلات است. زمانى كه به چيزى رغبت پيدا كند همانند دريا، طوفانى مى شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته ى خويش است. لذا براى جلوگيرى از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت فرسايي، حجاب داروى درمان كننده و موجد امنيت و صفاى روحى است. همانطور كه يك بانوى تازه مسلمان آمريكايي مى گويد: سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.11 پوشش، امنيت به همراه دارد و عامل مهمي براي آزادي زنان است،نه اسارت آنان. اسلام با طرح پوشش مناسب (حجاب)، جواز حضور زنان را در اجتماع فراهم آورده است2 و این حفاظ حجابى که بين زن و مرد وجود دارد اين به معنى آن نيست كه زنان،عالم جداگانه اى غير از عالم مردان دارند؛ نه، زنان و مردان در جامعه و محيط كار، با هم زندگى مى كنند؛ همه جا با هم سروكار دارند؛ مشكلات اجتماعى را با هم حل مى كنند؛ جنگ را با هم اداره مى كنند و كردند؛ خانواده را با هم اداره مى كنند و فرزندان را پرورش مى دهند؛ اما آن حفاظ و حجاب در بيرون از محيط خانه و خانواده حتماً حفظ مى شود. اين،آن نكته اصلى در الگو سازى اسلامى است. اگر اين نكته رعايت نشود همان ابتذالى كه غرب دچار آن است پيش مى آيد. اگر اين نكته رعايت نشود،زن از پيشتازى در حركت به سمت ارزش ها بازخواهد ماند.10 چون حجاب از جهت معنوى باعث مى شود كه زن كمتر دچار لغزش و گناه گردد. و به دنبال آن، زن و بطور كلى جامعه بيشتر مى توانند مراتب معنوى و انسانى را طى نمايند.18 نقش حجاب در سلامت عمومى جامعه این است كه زن و مرد هركدام كار متعلق به خويش را انجام دهد و اختلاط و معاشرت بى مرز در آن وجود نداشته باشد، زنان غيرمتعهد خودنمايى ننمايند و مردان شهوت ران هم با چشم صياد خويش به دنبال طعمه نگردند، در آن زمان در جامعه آرامش روحى و روانى بر زن و مرد حاكم خواهد شد،و ثبات و استحكام ويژه اى بر خانواده آن سايه خواهد افكند، و روز به روز بر تعداد پيوند ازدواج ها و زناشويى هاى مشروع و قانونى افزوده خواهد گرديد كه نتيجه آرامش اجتماعات كوچك، آرامش و سعادت جوامع بزرگ انسانى خواهد شد.11 پاكى جامعه از كسالات اخلاقى و زشتى هاى نابخشودنى، با رعايت همه جانبه مسائل مؤثر در سالم سازى جامعه است، و از آنجا كه منتهاى پوشش براى چنين مقصودى است، جمع كردن آن با ساير نكات اخلاقى پيرامون زن در غالب حجاب، كمك شايان توجهى به اين سالم سازى مى نمايد.12 خبرنگار روزنامه نيويورك تايمز طى مقاله اى با عنوان (زنان در آغوش اسلام امنيت تازه مى يابند) با اشاره به گرايش روز افزون زنان مسلمان به حجاب مى نويسد، چه چيزى اين بازگشت را ميسر ساخته است؟بازگشتى كه به معناى واقعى در آزادى هاى شخصى و سياسى صورت گرفته است؟ پوشش (حجاب) براى زن اين امكان را فراهم ساخته كه در شهرهاى شلوغ بتواند به راحتى فعاليت كند و، از مزاحمت مردان جوان و نوجوانانى كه درجست و جوى كار از اطراف و اكناف كشور به پايتخت سرازير شدند در امان بماند. این لباس يك پيغام غيرقابل ترديد به اطرافيان مى فرستد. حجاب مى گويد: اين زن نجيب است، با او كار نداشته باشيد. و به وى اجازه مى دهد بدون اينكه مورد آزار جنسى قرار گيرد در اتوبوس هاى شلوغ شهر سوار شود (روزنامه رسالت،٢/٤/٧٣ ،١٣/ محرم/ ١٤١٥، شماره ٢٢٤٢٠)18. هويت و شخصيت خانواده در گرو پاكدامنى و عفت است؛ با توجه به جایگاه زن در خانواده و همچنین تأثیر خانواده بر اجتماع می توان گفت: جامعه سالم در دامان مادران پاكدامن و عفيف شكل مى گيرد، چنان كه در حديث آمده است: (طُوبى لِمَنْ كانَتْ اُمُّهُ عََفِيفَةً (بحارالانوار، ج ٥، ص ٢١٥)) (خوشا به سعادت كسى كه مادرش عفيف و پاكدامن باشد).2 پس ملاك در روابط اجتماعى، پاكى و طهارت است (آيه 28 سوره مبارکه نور) (ازكى لكم) و اوامر و نواهى خداوند، راه رسيدن به این طهارت است.17 و حجاب موجب طهارت زنان و به دنبال آن طهارت جامعه است.14 آثار و فوايد حجاب اسلامى بر گسترش امنيت اجتماعى، بسيار است كه برخى از آنها عبارت اند از:
١- ايجاد آرامش روانى بين افراد جامعه.
٢- جلوگيرى از تهييج و تحريك جنسى و خنثى نمودن لذايذ نفسانى.
٣- كاهش چشمگير مفاسد فردى و اجتماعى در جامعه اسلامى.
٤- حفظ و استيفاى نيروى كار در سطح جامعه اسلامى.
٥- حضور معنوى گرايانه زنان و مردان در محيط اجتماعى.
٦- كاهش تقاضاى مدپرستى بانوان.
٧- حفظ ارزش هاى انسانى،مانند عفت،حيا و متانت در جامعه.
٨- مصونيت زنان در همه زمان ها و مكان ها.
٩- سلامت و زيبايى موقعيت اجتماعى و فرهنگى مردان و زنان جامعه اسلامى.
١٠- هدايت، كنترل و بهره مندى صحيح از اميال و غرايز انسانى.
١١- مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب.
١٢- از بين بردن فشارهاى اجتماعى نامشروع و نابهنجار.11
بی حجابی و نتایج و عواقب آن
اگر هدف از بی حجابی،خودنمائی و جلب نظر جنس مخالف است باید گفت، جلب چشم مردها و هوس هوسرانان، عاملى براى تحقير زن است. عظمت زن به اين نيست كه بتواند چشم مردها، هوس هوس رانان را به خودش جلب كند؛ اين افتخارى براى يك زن نيست؛اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است.10 تا وقتى بانوان، خود را از ديد چشمهاى حريص مردان مى پوشانند، درياى نفس آنها آرام است، ولى وقتى به جلوه گرى دست مى زنند، اضطراب روحى و نابه سامانى روانى خود و براى مردان فراهم مى آورند.2 بدون ترديد، زمانی که مرد در خيابان، بازار، اداره، كارخانه و ... همواره با چهره هاى محرك و مهيج زنان بدحجاب و آرايش كرده مواجه باشد، تمركز نيروى كار او كاهش مى يابد (براى آگاهى از گستره كشانده شدن لذت هاى جنسى به محيط هاى كارى و اجتماع، و اعترافات صريح بعضى از زنان كشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و كودكان، ر. ك: احمدصبورى اردوبارى، بهاى يك نگاه؛محمدتقى فلسفى، كودك از نظر وراثت و تربيت، ج ٢، و روح الله حسينيان، حريم عفاف).22 از سوی دیگر زن خود با انتخاب پوشش خویش در نوع برخورد جامعه با او تا حدی نقش دارد کما اینکه سرچشمه بسيارى از مزاحمت هاى هوس بازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آنهاست، (آيه ٦٠سوره مبارکه احزاب).16 مي بينم كه جوانان ولگرد هميشه متعرض زنان جلف و سبك و لخت و عريان مي گردند. وقتي كه به انها اعتراض ميشود كه چرا مزاحم مي شويد؟ مي گويند: اگر دلشان اين چيزها را نخواهد با اين وضع بيرون نمي آیند.21 به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانى كه پوشش نامناسبى دارند، برخوردى شهوانى و ابزارى است. در واقع می توان گفت، زن و مرد همانند دو سيم برق هستند كه نبود عايق ميان آنها آتش بى عفتى را شعله ور مى سازد و ارزش ها را مى سوزاند.2 حجاب حریمی میان زن و مرد نامحرم است، و حدود و مرزهای میان آنان را مشخص می نماید،18 روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد.13 اگرچنين حريمى برداشته شود و آزادى بى قيد وشرط به ميان آيد، بايد شاهد زندگى حيوانى باشيم كه در آن صورت، اضطراب هايي دچار افراد مى شود .زيرا غريزه جنسى نيرومند و چون اسبى سركش است كه هرچه بيشتر اطاعت شود و افسارش رهاتر گردد، سركش تر مى شود و ضربه كارى تر بر انسان وارد مى كند يا همچون آتشى است كه هرچه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر مى شود.18 مهمترين آسيب ها و پيامدهاى بى حجابى: ١- عقده مند كردن مردان: جلوه گرى زنان، آثار منفى روانى براى مردان و جوانان در پى دارد. اگر ميل آدمى به چيزى جلب شود و به آن دست نيابد، تعادل روحى و روانى او بهم مى ريزد؛ درونش ناآرام مى گردد و در صورت تكرار به عقده روانى تبديل مى شود. ٢- سقوط شخصيت زنان: حجاب، قانون فطرت است و سرپيچى از اين قانون فطرى، سقوط ارزشى بانوان را به همراه دارد. هرقدر زن ها به خودآرايي بپردازند، از تقويت و تكميل روح الهى خود بازمى مانند. بى حجابى، كليد تخريب ارزش هاى زنان است. ٣- تزلیل خانواده ها: كشاندن مسائل جنسى از محيط خانواده به جامعه افزون بر متزلزل كردن عفت زنان، زمينه از هم پاشيدن بنيان خانواده ها را فراهم مى آورد. اساساً پوشش زنان سبب مى شود تمتعات جنسى منحصر در خانواده باشد؛ همچنين به حفظ و حراست از كيان اجتماعى و استفاده بهينه از نيروهاى فعال آن كمك مى كند. حضور زنان بى حجاب و بدحجاب دل مردان را سست كرده و ايمانشان را مى ربايد و چه بسا باعث ركود در فعاليت هاى اجتماعى مى شود. ٤- بلوغ زودرس جنسى: بى ترديد، در اثر جلوه گرى زنان، نوجوانان، زودتر از زمان طبيعى به بلوغ خواهند رسيد و اين بلوغ زودرس زمينه ساز اختلال روانى و جسمى در آنان مى شود. ٥- بدآموزى: اصولاً فرزندان، رفتار خود را از بزرگترها مى آموزند. اگر زنان و دختران بالغ جامعه، ازشرم و حيا به دور باشند و در پوشش مناسب موى سر، بدن و زينت هاي آن دقت نكنند، الگوى نامناسبى براى فرزندان جامعه خواهند بود.2 6- رونق گرفتن چشم چرانی و هوسبازی. 7- توسعه فساد و فحشا. 8- سوء قصد و تجاوز به عنف. 9- بارداری های نامشروع و سقط جنین 10- خودکشی و فرار از خانه در اثر آبروریزی. 11- بالا رفتن آمار طلاق و تضعیف روابط خانوادگی. 12- رقابت در تجملات. 13- ایجاد دلهره برای خانواده های پاکدامن.4 ممكن است بعضي ها ادعا كنند و بگويند: وقتي بي حجابي رايج شد شخص ديگري مزاحمتي ايجاد نمي كند اما آمارهاي تجاوز به عنف و مزاحمت براي زنان در كشورهاي به اصطلاح آزاد، فراوان و بسيار قابل ملاحظه و درخور تأمل است. مالكيت بى قيد و شرط وآزادى به معنى رها شدن، سرچشمه فساد و به هم ريختن نظام اجتماعى است.5
دیدگاه قرآن و احادیث نسبت به مسأله عفاف و حجاب
اصل حجاب و پوشش زن از ضروریات دین اسلام است و هیچ یک از دانشمندان اسلامی در آن اختلاف ندارند. حتی در مقدار و حد پوشش نیز بین فقها و علمای اسلام اعم از شیعه و سنی اختلاف ندارند و تقریباً همه آن ها بر این عقیده اند که زن باید در حضور نامحرم تمام بدن خود جز صورت و دست ها تا مچ بپوشاند. ما در اینجا به دیدگاه های بعضی از آنها اشاره می کنیم.13 از هر كارى كه موجب شكستن حريم حيا و حجاب مى شود، دورى كنيد، (آيه ٢٧سوره مبارکه نور) (تستأنسو) پاكدامنى و عفت براى زنان بهترين ارزش است، مطابق آيه 33 سوره مبارکه نور (ان اردن تحصناً)17 قال النّبىّ صلى الله علیه و آله: الْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فيِ النَّساءِ أحْسَنُ . پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم فرمود: حيا از همه نيكوست ولى از بانوان نيكوتر است.9 پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است: خدا، حيا و پوشيدگى بندگانش را دوست دارد.2 قال رسول الله صلی الله علیه و آله: المراه عوره سترها بیتها ف اذا اخرجت استشرقها الشیطان. زن اندامی شهوت انگیز دارد که خانه اش پوشش آن است، اگر خود را نپوشاند همین که از خانه خارج شد شیطان او را دربر می گیرد.13 قال عَلِىّ علیه السلام: ألْعَفافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزّهُما الدَّنايا. حضرت على عليه السلام فرمود: عفت محافظ انسان است و او را از پستى ها باز مى دارد. قال عَلِىّ علیه السلام: عَجِوْتُ لَمِنْ عَرفَ سُوءَ عَواقِب اللَّذَّات كَيْفَ لا يَعُفَّ. حضرت على عليه السلام فرمود: درشگفتم از كسى كه فرجام هوسبازى ها را مى داند چگونه عفت نمى ورزد.9 حضرت على عليه السلام مى فرمايد: ما الْمُجاهِدُ الشّهيدُ فى سَبيلِ اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْرا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكادَ الْعَفيفُ اَنْ يَكُونَ مَلَكا مِنَ الْمَلائِكَه.اجر رزمنده شهيد راه خدا، بالاتر از اجر كسى نيست كه فدرت، برخلاف عفت داشته، ولى عفت خود را حفظ كرده است. به حقيقت كه فرد عفيف، نزديك است كه فرشته اى از فرشتگان باشد (نهج البلاغه، حكمت ٤٧٤)2.
نتیجه
از مطالب فوق این نتیجه حاصل می گردد که مسأله حجاب، مسأله ای است که اگرچه مقدمه ای است برای چیزهای بالاتر اما خود یک مسأله ارزشی است،10 یعنی افزون بر اینکه داشتن حجاب زن دستاوردهای فراوانی از جمله امنیت و آرامش دارد که خود در بهبود سلامت روانی جامعه مؤثر است، برای خود شخص نیز امتیازی است برای کسب کمالات انسانی و از همه مهمتر طبق آیه شریف 59 سوره مبارکه احزاب: حجاب امری اختیاری نیست، بلکه تکلیفی است نسبت به تمامی زنان مؤمن،14 یعنی حجاب دستوری الهی و امری واجب است. حال اگر كسانى با نگرش دينى، اسلامى يا با رويكرد جامعه شناختى و روان شناسى به چنين كاركردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيت اجتماعى پى ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگى مى كنند، بلكه براى رفتارها و انديشه هايشان دست به گزينش مى زنند تا به اهداف متعالى الهى و انسانى دست يابند. از اين رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردى كارساز جهت تأييد و ترويج ارزش هاى اجتماعى، تأمين كننده سعادت آدمى و منشأ قرب الهى مى نگرند.11 زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه و نیز رابطه زن و مرد، پوشش زنان به همه آحاد جامعه مربوط می شود؛ با مد نظر داشتن آثار زیان بار و مخرب بی حجابی و بدحجابی زنان نمی توانند و نباید با نداشتن حجاب مناسب خود آرامش همگانی را سلب کنند که اثرات سوء آن علاوه بر زمان حال آینده را هم شامل شود.
منابع
1. اختری، عباس علی، دائرۀ المعارف جامع اسلامی، مؤسسه فرهنگی آرایه و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 1411 و 3962.
2. اسحاقی، سیدحسین، مروارید عفاف (کاوشی در حیا، غیرت و حجاب)، ص 1 و 2 و 3 و 10 و 27 و 33 و 37.
3. امامی، محمدجعفر، لغات در تفسیر نمونه، انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، اول 1387 ص 178.
4. بابائیان، عباس، 400 نکته از تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ص 266.
5. بهرامپور، ابوالفضل، تفسیر نسیم حیات جزء 12، آوای قرآن، پنجم 1388 ص177 و 178.
6. بهرامپور، ابوالفضل، تفسیر نسیم حیات جزء 18، آوای قرآن، ششم 1389 ص 185.
7. تربتی کربلایی، حیدر، حریم و حیا، ص 4.
8. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 22.
9. حسن زاده، علی، چهل حدیث حیا و عفاف، معروف، ص 5 و 16 و 20 و 24.
10. خامنه ای، سیدعلی، زن و بازیابی هویت حقیقی، مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، ص 56 و 57 و 63 و 154 و 199 و 200 و 300.
11. درافشان، محمدحسین، آثار و پیامدهای حجاب، پیام زن و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 15 و 16 و 23 و 59 و 72 و 76 و 85.
12. دهقانی، محسن، منطق کرامت زن؛ نگرشی جدید به مفهوم حجاب، ص 6 و 14 و17 و 18.
13. رجبی، عباس، حجاب و نقش آن در سلامت روان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ص 40 و 41 و 51 و 63 و 65 و 66.
14. فاضل لنکرانی، محمدجواد، حجاب و نظام اسلامی، ص 3 و 14 و 15.
15. فردوسی، سیما، بهداشت روانی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، 1392، ص117
16. قرائتی، محسن، تفسیر سوره احزاب، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1389، ص 44 و 88 و 90.
17. قرائتی، محسن، تفسیر سوره نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن 1375، ص 11 و 40 و 41 و 47.
18. محمدی نیا، اسدالله، فلسفه حجاب؛ آثار حجاب از نظر علوم اجتماعی، روانشناسی و دانشمندان جهان، سبط اکبر و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اضفهان، ص 9 و 24.
19. مدنی، سمانه، دختران به عفاف روی می آورند، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص 55.
20. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص 108.
21. مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، ص 78 و 80 و 162.
22. مهدیزاده، حسین، حجاب شناسی (چالش ها و کاوش های جدید)، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1381، ص 5 و 11 و 16 و 18 و 23.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مادربزرگم خاطره ای داشت که هر از چند
گاهی آن را برای ما تکرار می کرد وآن ماجرای فرستاده شدنش توسط پدربزرگ به
خانه پدری برای اجرای حکم طلاق بود واین خاطره، مادربزرگ را بعد از گذشت
این همه سال و حتی بعد از مرگ پدربزرگ می آزرد.
ماجرا از
این قرار بود که مادربزرگ از حواس پرتی که بچه های قد ونیم قدش پیش آوردند،
فراموش می کند گالش هایش را از جلوی در بردارد و مهمانان پدربزرگ از روی
گالش های زنانه او رد شده و وارد مهمانخانه میشوند، واین مسئله چنان به رگ
غیرت پدربزرگ که در آن زمان یلی برای خود بود، برمی خورد که مادربزرگ را،
به خانه پدری اش برمی گرداند.
آن ماجرا
با وساطت ریش سفیدان فامیل به خیر می گذرد و شنیدن این ماجرا برای نسل های
امروز حیرت آور و حتی باور نکردنی است ولی این ماجرا و ماجراهایی از این
دست حقیقت دارد و با کمرنگ شدن تعصبات ناباورانه به نظر می رسد.
حالا ماجرا از کجا شروع شد:
اجرای فرمان کشف حجاب به دستور رضاشاه
رضا شاه
به همراه ملکه پهلوی و دختران خود که برای نخستین بار چادر به سر نداشتند
به دانشسرای دختران میروند و در آن گردهمایی سخنرانی می کند واین یعنی
افتتاح کشف حجاب.
کشف حجاب
در «ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ افتتاح شد و موکب اعلی حضرت
همایون شاهنشاهی و موکب علیا حضرت ملکة پهلوی و والاحضرت شاهدخت برای
افتتاح آن در دانشسرای مقدماتی و زمان اعطای دانشنامههای محصلان طب و
قابلگی به عمارت جدید دانشسرای مقدماتی نزول اجلال فرمودند. حضور علیا حضرت
ملکه پهلوی و والاحضرتین شاهدخت در مراسم افتتاح فصل تازهای در تاریخ
جدید ایران و مرحله نوینی در دوره حیات اجتماعی کشور ما شد و این اقدام
شاهانه نمونة روشنی است از نیت بلند و علوّ قدر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی
در ایجاد تساوی مقام زن و مرد و رفع حجاب و نشر علم و معرفت و سرمشق عملی
است برای کسانی که سالیان دراز آرزومند چنین روز فرخندهای بودهاند و اینک
آرزوی خود را با این اقدام شاهانه برآورده میبینند.
علیاصغر
حکمت گزارشگر عبارات فوق است. گزارش ماجرای روزی که بعدها به بهانه آن هر
ساله رژیم پهلوی در آن روز جشنی تحمیلی بسان سایر جشن هایش با عنوان جشن
آزادی زنان برپا میکرد. چه اینکه در آن روز رضاخان و همسرش تاجالملوک و
دو دخترش شمس و اشرف برای انجام مراسم فارغالتحصیلی در دانشسرای مقدماتی،
بدون حجاب حاضر شدند.
اگر چه
ماجرای کشف حجاب دارای تاریخچهای دیرین بود و این حرکت رضاخان در واقع
اجرای صحنهای از این نمایش طولانی بود و در واقع این حرکت ادامه و
حلقهای از حلقههای یک توطئه حساب شده بود که از مدتها قبل توسط استعمارگران طراحی و به مورد اجرا گذاشته شد.
تهاجم
فرهنگی یا به تعبیر رهبری شبیخون فرهنگی علیه ملّت مشخصاً از دوران رضاخان
شروع شد، فردی نادان که به یکباره آمد و چیزی را عوض کرد که بر روی شاهرگ
حیاتی این ملت نشسته بود و حالا شاهد پیامدهای این تهاجم و همکاری با
مهاجمان هستیم وروز به روز هم اگر دست به کار نشویم، همین ته ماندهها … هم
رخت بر خواهد بست.
از نمود
بد حجابی ها و حضور بد حجابان در همایش های حجاب و عفاف در کشور گرفته تا
آلوده شدن فضاهای معنوی به این معضل، همچنین بی حجابی ها در موقعیتها و
مکانها توسط افراد شناخته شده و مردم عادی برای شکستن تابوها و ارزش ها
کافی است تا کم کم فرهنگ برهنگی غرب، چیزی که امروز به سرعت در حال منتشر
شدن در جهان توسط بی بند و باران است به کشور اسلامی ما راه باز کند، چیزی
که اکنون نیز در قالب پارتی های آنچنانی، استخرهای مختلط، مهمانی های
همجنسگرایان و بسیاری از مسائل دیگر به صورت پنهانی برگزار میشود و تنها
حضور نیروهای امنیتی و انتظامی ضامن گسترش نیافتن آن است.
ابزار
تهاجم هرچه که هست از رسانه گرفته تا حربه هایی که به ارزش ها ضربه می زند،
تلاش های دغدغه مندان مسئله حجاب و عفت عمومی در جامعه لااقل از دوری و
شکاف افتادن بیشتر بین مردم و فرهنگ اصیل اسلامی و سنت ها جلوگیری می کند.
اگر ما
داشته ها و دستاوردهای انقلابی خود را که به مدد تلاش ها و نثار خون هزاران
شهید بدست آمده است، از دست دهیم باید شاهد خیلی از مسائل دیگر که ارمغان
فرهنگ غرب است باشیم .
حربه دشمن
برای عوض کردن جای ارزش های انقلابی، با ضد ارزش ها شروع شده و برای همین
است که امر به معروف نمودن های ما راه به جایی نمی برد و آمران ما از
خاطیان کتک می خورند.
چیزی که
امروز نمایش داده میشود از دست و پاگیر بودن حجاب برای پیشرفت، اگر مهار
نشود، فردا باید نگران محجبه های جامعه خود از صدمه های شبیخون مهاجمان
فرهنگی باشیم.
نگاهی به
گوشه ای از وضعیت تمسخر حجاب، شکستن تابوها و رسوخ فرهنگ غرب در کشور توسط
افراد مشهور و برخی از مردم بیندازیم ذره ای از وخامت اوضاع نمایش داده می
شود و اگر نجنبیم، دیری نخواهد گذشت که با دنیای برهنگی غرب مأنوس خواهیم
بود.
حجاب یهودی ها !!! ما کجاییم!!!

نو آوری در ریخت وظاهر !!!

عکس یادگاری هنرپیشه ایرانی در آمریکا


گردش در طبیعت با ساختن ریخت وظاهر آنچنانی!!

زنان ما خود را باور داشتند و انقلاب کردند

بی تفاوتی نسبت به حجاب

وضعیت حجاب یک ایرانی در همایش علمی کشور!!!

نمایش البسه اسلامی

مدل های جدیدی که باید پوشش باشد نه نمایش

ساحل دریای شمال کشور

سازنده حجاب دختران خود از کودکی باشیم

دختران محجبه نیز توانا هستند

ظاهر هنرپیشه فیلم های مذهبی

رونمایی از البسه سنتی اسلامی

وضعیت اسف بار برخی از منتسبان به امام خمینی (ره)

نمایشی از حجاب

کشف حجاب رضا خانی

رزمنده بزرگی که زن خبرنگار را وادار به حفظ حجاب کرد

همایش علمی و استاد بد حجاب در ایران

تمسخر حجاب، ما عقده بی حجابی داریم !!!!

خیابان تهران !!!!!!!

هنرپیشه ای که تلاش بسیاری برای شکستن تابوها می کند

بدون شرح!!!

به من می گویی بد حجاب!!!

……ما در برگرداندن ذائقه مذهبی مردم هنرمند هستیم

فرهنگ داشتن حیوانات خانگی مغایر با احکام اسلامی

بدون شرح

خدا از بانیان شکستن ارزش ها نگذرد …

وضعیت پوشش برعکس نقش های تلویزیونی…

من و گربه ام در ماتم مرگ گربه قبلی عزاداریم…. فرهنگ جدید

بی خودی نگویید من بد حجابم !!!

هنرپیشه ای که در حسرت بی حجابی به سر می برد

بدحجابی مقدمه بی عفتی

زنان قدیم

با زبان نرم به دختران خود آموزش حجاب بدهیم….

قابل توجه مسئولان فرهنگی

افتخار به بی غیرتی…..

ظاهر هنرمندانی که گاه الگوی جوانان ما می شوند

پهلوی نماد بی غیرتی تمام

زن قدیم و کشف حجابش
بدون شرح

بدون شرح

شرح ناگفته ها

یاد بدهیم

تمسخر حجاب

آمر به معروف در نوع خود…..

ما می توانیم

پسران ما مانند دختران

به دخترم افتخار می کنم

بدون شرح


ما ایرانی هستیم

هجوم بدحجابی به اماکن مذهبی

بدحجابی با البسه بدن نما در همایش حجاب وعفاف!!!!

حجاب برتر…..

درآغوش گرفتن نامحرم را مانند بی حجابی عادی می کنیم….

چیزی که اکنون در خیابان های ما مشاهده می شود….

عاقبت برهنگی!!!!

پدر بی حجابی در ایران!!!!

محصولات حجاب

در برخی موارد بدحجابی را از رسانه ها ارزش اعلام کردیم

ما توانمندیم، حتی با حجاب

ظاهر هنرپیشه گان فیلم های مذهبی

افتخار دارد؟!

عکس دو هنرپیشه امروز…لیلا رشیدی ولیلا حاتمی

آتاتورک هو زن خود را بی حجاب جایی نمی برد…قابل توجه رضا خان

خانواده پدر بی حجابی در ایران

دوست ناباب

محصولات حجاب

حجاب فرح پهلوی

همایش حجاب و عفاف

آسوده بخواب، بد حجابان بیدارند!!!

بدون شرح!!!!

حجاب برتر

هدف ما این بود……

صحنه هایی جدید در تأتر شهر که می بینیم!!!

صحنه هایی جدید در تأتر شهر که می بینیم!!! مسئولان فرهنگی مرده اند…..

بدحجابی باعث افتخار……

بدون شرح

حجاب در بیروت
چه میخواهیم!!!!

نمایش کافی نیست……

بد حجابی را ارزش دانستن!!!!

دختران ما ، دختران ایرانی ….

دشمن بداند ، ما همه جا توانا هستیم….

از مادر می آموزد…..

حجاب برتر……

بدون شرح……

حجاب زنان قدیم
تمسخر حجاب به ایران هم رسید!!!!

افتخاری به نام بدحجابی!!!!

نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
رهبر
انقلاب اسلامی در دیداربانوان برجسته و فعال در بخشهای دانشگاهی، حوزوی، مسائل
خانواده و زنان با تأکید بر لزوم طرح گفتمان اسلامی در مورد زن بصورت تهاجمی و
طلبکارانه در عرصه بین المللی، «تقویت نهاد خانواده» و «احترام و تکریم زن در محیط
خانه» را دو نیاز مهم و فوری جامعه دانستند و خاطرنشان کردند: زنان فعال و کارآمد
در جبهه انقلاب اسلامی باید حضور خود را در صحنه دفاع از انقلاب نمایان تر و پررنگ
تر کنند.حضرت
آیت الله خامنه ای با اشاره به عقب ماندگی هایی که درخصوص انتقال مبانی فکری اسلام
درخصوص زن به عرصه بین المللی، وجود دارد، افزودند: کارهای خوبی به برکت نظام
جمهوری اسلامی و نام امام خمینی (ره)، درخصوص مقوله زن انجام گرفته است اما
نیازمند کار بیشتر و تشکیل جبهه ای تهاجمی و مصون از تعرض دیگران هستیم.ایشان
با تأکید بر اینکه به هیچ وجه نباید در زمینه نهضت بیداری در عرصه زنان تعلل و
توقفی وجود داشته باشد، خاطرنشان کردند: چرا باید با وجود گفتمان کامل و قانع
کننده اسلام در مورد زن، در مقابل گفتمان غرب، در موضع انفعال قرار گرفت؟
رهبر
انقلاب اسلامی گفتمان غرب درخصوص زن را، گفتمانی کاملاً حساب شده و سیاسی خواندند
و افزودند: اگرچه این گفتمان اکنون به ظاهر در نقطه اوج خود قرار دارد اما مسیر
گفتمان غرب درخصوص زن، به سمت سراشیبی سقوط، انحطاط و سرافکندگی است.حضرت
آیت الله خامنه ای، «مرد واره» کردن زن و التذاذ جنسی مرد از زن را دو بخش اصلی گفتمان
غرب درخصوص زن برشمردند و گفتند: غربی ها به دنبال آن هستند که مشاغلی را که با
وضعیت جسمی و فکری مردان سازگار است، به زنها تعمیم و آن را به عنوان یک امتیاز و
افتخار جلوه دهند.ایشان
با تأکید بر اینکه حضور زنان در مشاغل و مناصب اجرایی اشکالی ندارد، خاطرنشان
کردند: آن بخشی که مورد اشکال و در واقع امتداد همان گفتمان غربی است، افتخار کردن
به تعداد بالای زنان شاغل در مناصب اجرایی است.رهبر انقلاب اسلامی در تبیین این موضوع
افزودند: اینکه ما به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی افتخار کنیم، دیدگاهی غلط و
در واقع انفعال در برابر گفتمان غربی است.حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: آنچه
که باید مایه افتخار باشد، تعداد بالای زنان روشنفکر، فعال فرهنگی و سیاسی، و
مجاهد است.ایشان
با اشاره به نگاه یکسان اسلام به زن و مرد از لحاظ انسانی افزودند: از دیدگاه
اسلام هریک از زن و مرد به لحاظ خلقت، ویژگیهای خاصی دارند اما از لحاظ حقوق انسانی
و اجتماعی و ارزشهای معنوی و سیر تکامل معنوی، هیچ تفاوتی ندارند.رهبر
انقلاب اسلامی تأکید کردند: نگاه صحیح به زن، نگاهی است که او را در چارچوب جنس
خود و ارزشهای تعالی دهنده آن بشناسد.حضرت آیت الله خامنه ای، نگاه لذت جویانه به
زن را یکی از بلاهای بزرگ خواندند و خاطرنشان کردند: اکنون برخی اندیشمندان غربی
نیز در مورد این موضوع احساس خطر می کنند زیرا قضایایی همچون همجنس گرایی نتیجه
این نوع نگاه است که قطعاًٌ یکی از عوامل سقوط تمدن غرب نیز خواهد بود.ایشان
با تأکید بر لزوم هوشیاری در جامعه در قبال جاذبه های جنسی برای مردان و زنان،
افزودند: البته
در کشور ما به دلیل موضوع حجاب، مصونیتی وجود دارد اما باید در مورد حجاب و موضوع
حدود معاشرت مرد و زن اهتمام جدی شود.رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: به هیچ وجه
نباید در مقابل گفتمان غرب درخصوص زن منفعل شد بلکه باید گفتمان اسلام در مورد زن
را بصورت تهاجمی و طلبکارانه مطرح کرد.حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: از تهدیدهای
غربی ها هم به هیچ وجه نباید ترسید.ایشان کرامت زن، عزت زن و ظرافت فطری و کارکرد
زن را از خصوصیات گفتمان زن در اسلام برشمردند و خاطرنشان کردند: خداوند متعال جنس
زن را به گونه ای خلق کرده است که برخی امور عاطفی، تربیتی و حتی مدیریتی در خانه،
فقط با ظرافت روحیه زنان، قابل انجام است.رهبر انقلاب اسلامی در ادامه، «تقویت نهاد خانواده»
و «تکریم و احترام زنان در خانه» را دو مسئله مهم و فوری در جامعه دانستند و تأکید
کردند: باید در قوانین، خلقیات و سنت ها، شرایط به گونه ای فراهم شود که زنان در
سطوح مختلف معاشرتی، جنسی، فکری و خانوادگی دچار ستم زده گی نباشند.حضرت
آیت الله خامنه ای در همین خصوص افزودند: باید همواره همه اعضای خانواده، با زنان
با دیده تکریم و احترام رفتار کنند و باید فضای خانواده به گونه ای باشد که
فرزندان دست مادران خود را ببوسند.ایشان خاطرنشان کردند: اگر فرهنگ نگاه احترام
آمیز به زنان نهادینه شود، بسیاری از مشکلات جامعه حل و از زنان رفع مظلومیت خواهد
شد.ایشان
موضوعات ازدواج، پوشش، معاشرت، حمایت مالی و حقوقی از زنان، و اشتغال زنان و حدود
آن را از دیگر مقولاتی دانستند که باید مورد اهتمام قرار گیرند.رهبر
انقلاب اسلامی با اشاره به فعالیتهای گسترده و متنوع درخصوص مسائل بانوان در کشور،
یک پیشنهاد را مطرح کردند.حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: باید تلاش
شود تا این فعالیتها، یک سیستم منسجم و هندسه عمومی صحیحی پیدا کنند و یک مرکز
عالی و ثابت با کادرهای قوی و چشم انداز بلندمدت، برای این منظور بوجود آید.ایشان
گفتند: در ذیل این مرکز عالی می تواند نهادها و بنیادهای مختلف تشکیل شوند و یک
بانک اطلاعاتی قوی نیز از کارهای انجام گرفته بوجود آید.
رهبر
انقلاب اسلامی یک نکته را به همه زنان فعال در جبهه دفاع از انقلاب اسلامی متذکر
شدند.حضرت
آیت الله خامنه ای با اشاره به حضور پررنگ و جدی زنان در شکل گیری انقلاب و مراحل
مختلف بعد از آن افزودند: زنان فعال، کارآمد، عالِم، نویسنده و اندیشمند در جبهه
دفاع از انقلاب اسلامی باید حضور جدی تر و نمایان تری در صحنه داشته باشند.
رهبر
انقلاب اسلامی همچنین به نقش صدا و سیما در ارائه یک الگوی صحیح از زن مؤمن، فعال،
مجاهد و با حجاب اشاره و خاطرنشان کردند: صدا و سیما باید در این زمینه یک نقش
صددرصدی ایفا کند.حضرت
آیت الله خامنه ای افزودند: صدا و سیما باید کاملاً در خدمت تفکر اسلامی از زن و
ارائه خصوصیات یک زن اسلامی قرار گیرد.ایشان در پایان تأکید کردند: ما در زمینه
مسائل زنان در جمهوری اسلامی ایران پیشرفت داشتیم ولی این پیشرفتها متناسب با
نیازها و توقعات مورد نظر اسلام نیست و باید تلاش بیش از پیشی انجام گیرد.همچنین
در ابتدای این دیدار خانم ها خزعلی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان، صفاتی مسئول
مؤسسه عالی اجتهاد، خدیوی رئیس دفتر امور زنان استانداری خراسان رضوی، آیت اللهی استاد
و پژوهشگر حوزه و دانشگاه، رهبر رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس، ناظم بکایی
استادیار گروه زیست شناسی دانشگاه الزهرا، روح افزا استاد دانشگاه و مجتهد زاده
رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، به بیان دیدگاههای خود درخصوص مسائل
مربوط به زنان و خانواده در ابعاد داخلی و بین المللی پرداختند.
مهمترین
محورهایی که در این دیدار به آنها اشاره شد عبارتند از:
-
ضرورت
اهتمام به جایگاه نهاد خانواده و تقویت این نهاد براساس آموزه های دینی و قرآنی
-
توجه
جدی دستگاههای مسئول و رسانه ها به سیاستهای تشویقی برای افزایش جمعیت
-
بازنگری
در نوشته های علوم انسانی و مرتبط با مطالعات زنان
-
تشکیل
شورای عالی فقه زنان و کارگروههای تخصصی آن
-
طراحی
الگوی تحقیقاتی خانواده پایدار و وظایف دستگاههای مرتبط با آن
-
ضرورت
اهتمام به ابعاد مختلف مسائل تربیتی کودکان در چارچوب روشهای تربیتی اسلام به دور
از چارچوبهای غیردینی کنوانسیون حقوق کودک
-
نبود
متولی خاص در کشور، برای حقوق کودکان
-
لزوم
تدوین مجموعه فقه اطفال و ایجاد رشته مطالعات کودکان در دانشگاهها
-
اهمیت
توجه ویژه به موضوع عفاف و حجاب در ابعاد مختلف و به دور از نگاههای سیاسی
-
پیشنهاد
عضویت زنان در مجمع تشخیص مصلحت نظام
-
لزوم
گسترش دانشگاههای ویژه بانوان
-
تبیین
علمی و حقوقی احکام مربوط به زنان در بخش ارث و حضانت در مجامع بین المللی
-
و
استفاده از دیدگاهها و توان اجرایی مشاورت های امور زنان دستگاههای مختلف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
انسان موجودی اجتماعی و مدنی الطبع است و به حکم این غریزه به اجتماع
روی آورده و با دیگر انسانها در یک جامعه زندگی میکند؛ با توجه به این
زندگی اجتماعی، طبیعتا باید برای خود یک محدودیتهایی ایجاد کند تا بتواند
با دیگر مردم در یک مکان زندگی کند. اگر هر انسانی به هر نحوی که میخواهد
زندگی کند با هر نوع سلیقه و با هر نوع اندیشهای، قطعا زندگی اجتماعی
ادامه نخواهد یافت و به نابودی خواهد کشید.
به طور مثال اگر انسانها برای حریم خصوصی همدیگر، احترامی قائل نباشند و
بدون اجازه وارد ملک و منزل دیگران شوند، این عمل قطعا به جنگ و درگیری
کشیده شده و باعث کشته شدن انسانها خواهد شد. قانون هم از همینجا نشأت
میگیرد، برخی از انسانهای فهمیده نشستهاند و اندیشیدهاند که برای
ادامه حیات اجتماعی لازم است این موارد توسط تمام افراد جامعه رعایت شود تا
ادامه حیات اجتماعی ممکن باشد. بنابراین چون انسان میخواهد با دیگران در
یک جامعه زندگی کند، باید از آزادی خود بکاهد تا بتواند تا علاوه بر آن،
حوائج خود را به وسیله دیگران برطرف کند.
حال اگر شخصی از این اجتماع، قوانین تصویب شده را رعایت نکند و خود را
آزاد تلقی کرده و پایبند به هیچ قانونی نباشد، در اینصورت وجود او برای
تمام جامعه مضر است و باعث آزار دیگران میشود و جامعه را به اغتشاش
میکشاند؛ درست مانند انسانی که در یک کشتی بنشیند و بگوید من میخواهم این
قسمت کشتی که مختص به خود من است را سوراخ کنم، او با این کار هم خود را
نابود کرده و هم دیگران را به نابودی میکشاند، و جلوگیری از عمل وی نه
تنها مضر نیست، بلکه به نفع کل جامعه بوده و مانع از فروپاشی جامعه میشود.
اسلام نیز به عنوان کاملترین دین الهی دارای مکتب و قانون و مقررات
است، یکی از این دستوارت، دستور به حجاب و پوشش است؛ اگر اسلام به زنان و
مردان جامعه خود دستور میدهد خود را بپوشانند، به این خاطر است که جامعه
راحتتر به حیات خود ادامه دهد و مانع فروپاشی آن گردد. رواج بیحجابی به
خصوص در میان بانوان جامعه، سبب بیمار شدن جامعه و فلج شدن آن میگردد؛ در
اینصورت التهابات جنسی که از مهمترین غرائز آدمی است، به جامعه کشیده شده
و باعث فاسد شدن جامعه و از بین رفتن کانون گرم خانواده شده و دیری نخواهد
پایید که آن جامعه نابود شده و محکوم به شکست خواهد بود.
بنابراین؛ اینکه برخی از متظاهرين به روشنفکري داخلی و دولتمردان
غربی با عنوان آزادی فرد، به دنبال رواج بیحجابی در میان بانوان این
سرزمین هستند، کاملا برنامهریزی شده بوده و از خوی فریبکاری و دغلبازی
آنان نشأت میگیرد. آنان با بیان این نکته که انسان آزاد است هر نوع لباسی
بپوشد، در پی وارد کردن ویروسی خطرناک و ویرانکننده در جامعه اسلامی ما
هستند، تا با این کار نیروی جوان ما را به شهوترانی و شهوتپرستی مشغول
کرده و اساس و بنیان خانواده را نابود کرده و به اين ترتيب، جامعه نو بنیاد
اسلامی ایران را به نابودی بکشانند.
در نتیجه: رعایت حجاب اسلامی از ضروریات یک جامعه سالم است که بدون آن،
ادامه حیات معنوی انسان امکانپذیر نیست و اگر کسی بخواهد بدون حجاب در این
جامعه ظاهر شود، درست مثل همان کسی میماند که مشغول سوراخ کردن کشتی است.
شخص بیحجاب هم مشغول بیمار کردن جامعه است که باید با او برخورد کرد و
این جمله که برخی میگویند «موسی به دین خود، عیسی به دین خود» کاملا
اشتباه و بی اساس است و جمله باطلی است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است
که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیفتر حجاب میوه
عفاف است و عفاف ریشه حجاب.
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری
و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده
میشوند و در نگاه اول به نظر میآید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در
متون دینی و فرهنگنامهها به نکته قابل توجهی میرسیم و آن تفاوت این دو واژه
است. در برخی کتب لغت حجاب را اینگونه تعریف کردهاند: «الحجاب، المنع من
الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن میشود.(۱)
برخی گفتهاند حجب و حجاب هر
دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و
من بیننا و بینک حجاب»(فصلت، آیه ۵) را ذکر کردهاند. در دیگر کتابهای لغت
حجاب را به معنای پرده آورده و نوشتهاند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است
خود را به پوشاندنی.(۲)
با توجه به معانی ذکر شده در مییابیم حجاب امری
ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای
درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و
بویژه زنان را حجاب میگویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان میشود. عفاف نیز
دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب
اصفهانی در مفردات القران مینویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه
الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری
میشود.(۳)
البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا
استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به
معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است.(۴) آنچه در این مقاله مورد نظر
ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه میتوان
برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمیخورد. از مجموع معانی
ذکر شده برای حجاب و عفاف میتوان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که
انسان را از گناه باز میدارد.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از
هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به
تعبیری لطیفتر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب
ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این
گروه از حجاب، تنها پوستهای و ظاهری بیمعنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند
که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار
دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر
امامه»(بلکه انسان میخواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) میشوند.
انسانهایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکتهای اساسی را بنگارند و آن این
است که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه
ناپاکی به نام بیحجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیامآور ارزشهای
الهی درباره حجاب و عفاف میفرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار
داده است برای حفظ ارزشهای شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای
مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزشهای واقعی که اینها دارند و ممکن
است به واسطه وسوسههای شیطانی یا دستهای فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها
زنده بشوند.»(۵)
● فلسفه حجاب
یکی از نکات اساسی که زمینهای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در
نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده میشود و
ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور،
بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل میشود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیدهترین
واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و
ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی
از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان
میدهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی میکند. برخی از
اندیشهگران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حقالله است و در اینباره
میگویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و
فرزندانش میباشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت
زن و حیثیت زن به عنوان حقالله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن
حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن میگوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما
حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن حقالله است.»(۶)
پر واضح است که آدمی نمیتواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی
کارها میتواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول(ص) میفرمایند: «حقوق
خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمتهای خداوند بیشتر
از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) میفرماید: «خداوند بر بندگان حقی
قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل
ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب
میشود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را
واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از
او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به
خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان
عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب میتوانند اطاعت را که روح و
پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعتکنندگان الهی قرار گیرند.
بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسانهای پاک و برجسته
میپرورانند، دارای حرمت واحترام ویژهای میباشند. آنان معلمان عاطفه هستند و
پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران
واندیشهگران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید،
میفرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن
که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر
میکند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد
اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونهای صریح میبینیم و مییابیم
که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفههای حجاب است براستی اگر
معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئیننامه سعادت و
کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و میفهمد بدحجابی و بیحجابی ثمره
عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور
حکم حجاب را به گونهای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافتهای خاصی که
در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر میکند تا نامحرمها
بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیباییهای
زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاههای ناپاک قرار
نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه
حجاب مطرح میشود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را
بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.»
(احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن
هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا میشوند و حکم حجاب برای این زنان محترم
آورده میشود. از ظاهر آیه میتوان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان
بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا
مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر
اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت
آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.
● آثار اجتماعی حجاب
هر عملی که افراد جامعه انجام میدهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع
دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل میشود و همانگونه
که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر
میپذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است.
جامعهای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر میشوند و موجب تخریب
روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به
سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم
مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم میمانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ
خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنماییهای عدهای از زنان بدحجاب و
بیحجاب قرار نمیگیرد و هم مراکز اجتماعی مثل ادارهها و بیمارستانها و... در
کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاریهای اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را
بیان میکردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت
همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پروندههای ضداخلاقی از عدم رعایت حدود
شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران
تربیتی را نگران میساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت
اجتماعی خانوادهاست، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زندهترین شاهد این مطلب
است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادیهای تعریف نشده در
جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگرانکنندهای بالا رفته و میزان ازدواج
رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بیحجابی است که جامعه را در
درازمدت به ورطه هلاکت میرساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی
بیحجابی به اینجا ختم نمیشود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه میکنیم
و بینش اسلام را مشاهده مینماییم، به روشنی در مییابیم که جامعه بشری هنگامی
خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را
پیدا کند که دیدگاههای اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و
کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام میخواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی
و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و
خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله
مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله
حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بیقید و شرط زن ومرد در جامعه است.
این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به
هیچوجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.