نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب زنان با رويكرد جامعه
چكيده:پوشش
و حجاب پديدهاي چند بعدي است. از يك سو مقولهاي اخلاقي، ديني و معرفتي
است و از سوي ديگر پديدهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و... ميباشد. ابعاد
مختلف اين پديده به گونهاي در هم تنيدهاند كه نميتوان در خصوص ابعاد و
آثار اجتماعي آن به تحقيق پرداخت و ابعاد باطني، «مباني اعتقادي» و
ايدئولوژي مذهبي را ناديده گرفت. نتيجة مطالعات اين پژوهش نشان ميدهد پنج
زير مجموعة فرهنگي به صورت كلان از نگرشهاي باطني افراد اقتباس ميشود كه
مسير انتخاب پوشش و حجاب ظاهري را در جامعه زنان تعيين ميكند. در اين
نوشتار هر مدل ظاهري در تعاريف مفاهيم مذهبي و استناد به آيات قرآن در
مقابل غير محارم طبقهبندي گرديده و برداشت فرد و نگرش وي به پوشش سنجيده
شده است.
1) مقدمهپوشش
ظاهري زن مسلمان بخشي از حقيقت باطني و بيانگر انديشهها و نظام ارزشهاي
دروني اوست. از اين رو جهت پژوهش در چنين موضوعي بايد از سطح گردآوري صرف
دادههاي ميداني و به عبارتي از سطح جامعهشناختي پديده فراتر رفت؛ زيرا در
درك موضوعي كه با نظام انديشه و اصول معنوي و فرهنگي فرد عجين است،
روشهاي پيچيده و چند بعدي ميتواند به شناخت درست موضوع كمك كند.
در
اين پژوهش به مطالعات جامعهشناختي حاكي از واقعيتهاي مختلف اجتماعي،
سياسي و ايدئولوژي پرداخته ميشود. اين موضوع به نوبة خود عرصهاي را
ميگشايد تا با استفاده از اطلاعات جمعآوري شده و مطالعات چند جانبة
سياسي، اجتماعي، رواني و اخلاقي، علت فرم گرفتن پوشش ظاهر و نيز علت تغيير
وضعيت حجاب و پوشش زنان در نيم قرن اخير را درك كرد. ممكن است پوشش در يك
كشور و در نزد عدهاي، امري تقليدي باشد و با الگوبرداري از ديگران، فرد به
يگانگي، همرنگي و هماهنگي ظاهري برسد، اما حقيقت حجاب در نزد زنان معتقد و
متعهد به اسلام فراتر از مد و تقليد است؛ چرا در نزد عدهاي الگوبرداري و
تقليد از حجاب به مثابه بيماري، پيشروي ميكند و در نزد برخي ديگر با تأمل و
پذيرش است و در نزد برخي ديگر امري غيرقابل پذيرش و غيرقابل تحمل است! به
راستي رفتار زنان مسلمان در مقابل ظاهر پوشش خود در اجتماع، نسبت به قوانين
حقوقي و نيز هنجارها و نگرشهاي سنتي، مدرن و فرامدرن موجود در جامعه
چگونه است؟
زماني كه از پوشش و حجاب سخن ميگوييم بايد روشهاي چند
علتي و پيچيدهاي را به كار گيريم. در اينجا ما اصل تكثرگرايي[1] را ترجيح
داديم تا به درك واقعيتهاي پوشش و حجاب نائل شويم. در وراي ظاهر حجاب و
پوشش، پديدة پيچيدهتري وجود دارد كه موجب ميشود افراد بتوانند تغيير
وضعيت پوشش زنان و تغيير سبك حجاب در بعد اجتماعي را بدون توجه به ابعاد
معنوي و مفاهيم مذهبي مانند (ظاهر، باطن- محرم، نامحرم- خصوصي، عمومي و...)
بررسي نمايند. كساني كه حجاب را صرفاً از بعد مذهبي مطالعه ميكنند،
نميتوانند عدم پذيرش حجاب نزد برخي ديگر را دريابند، در مقابل، زناني كه
خود را مسلمان ميدانند، ولي حجاب را امري نسبي ميبينند، موضع «لاادري»
خواهند داشت. از اين رو، جهت شناخت ابعاد و تأثيرات اجتماعي و مباني مذهبي
حجاب، بايد آن را به مثابه يك نظام اجتماعي- اعتقادي تلقي كرده و زير
مجموعههاي فرهنگي پوشش و حجاب و كاركرد اجتماعي آن را، در قالب مكتب اسلام
و درون جامعة اسلامي درك كرد. لازم به ذكر است كه در تحليل اين موضوع
نميتوان يك بعد را بر بعد ديگر ترجيح داد، زيرا اين دو بعد (نظام اجتماعي-
اعتقادي) در هم تنيده شده و مجموعه نظام اجتماعي (ظاهر) و نظام اعتقادي
(باطن) يك «كل» را تشكيل ميدهند كه با هم تعامل مستمر دارند (يزدخواستي و
همكاران، 1385: ص326).
فرضيه اصلي اين تحقيق عبارتست از اينكه ميان
ابعاد ظاهري انواع باحجابي، در مقابل اجبار جامعه به حجاب و ابعاد باطني و
نگرشهاي ايدئولوژيكي- اعتقادي افراد با حجاب رابطه وجود دارد.
روش
تحقيق، پيمايشي با ابزارهاي پرسشنامه و مصاحبه بوده و شرح حال افراد، جهت
درك ديگران و توانمندسازي محققين در توصيف پديدههاي مختلف استفاده شده
است. هر چند در اين مقاله بيشتر بر نتايج كيفي تحقيق ارجاع شده است، جامعه
آماري تحقيق، زنان مسلمان استان اصفهان ميباشد و حجم نمونه 1340 نفر از
زنان اين شهر ميباشند. در اين پژوهش از روش مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه
استفاده شده است. از جمعيت تحقيق سوالات بيپرده و صريح پرسيده شد تا مفهوم
و كاربرد حجاب طبق فضا، زمان ارتباط با ديگران، ارتباط با مرد، جامعه،
مذهب، ظاهر و... درك شود. پرسشنامه تحقيق نيز، در بين تمام طبقات و قشرها،
با سبكهاي مختلف اجتماعي توزيع شد. در اين تحقيق به سوالات ذيل پاسخ داده
شده است:
1- زنان چگونه با موضوع حجاب در زندگي اجتماعي روبرو ميشوند؟
2- زنان حجاب ظاهري را چگونه برميگزينند؟
3- زنان چه دركي از اصول اساسي حجاب در اسلام دارند؟
4- زنان در مقابل مفاهيمي چون زنانگي، زيبايي، جذابيت و.. چگونه رفتار ميكنند؟
5- آيا متغيرهاي طبقه اقتصادي - اجتماعي تحصيلات، سن و موقعيتهاي شغلي در انتخاب مدل حجاب زنان مؤثرند؟
البته
اين نوشتار اجمالي از نتايج پژوهش فوق است، لذا در اين مجال پاسخ تعدادي
از اين سوالات ارائه شده است و نتايج كيفي اين پژوهش به اختصار بيان گرديده
است.
2) فضاي تاريخي، سياسي و مذهبي ايران در قرن بيستم مسأله
زن و امور مربوط به زنان توسط حكومتهايي كه يكي پس از ديگري روي كار
آمدند، به طرق مختلف و مؤثري، بر پوياييهاي اجتماعي، سياسي و مذهبي مردم
اثر گذاشت و هنوز هم در حال گذر و اجراست. جريانهاي متفاوت نظير مبارزه با
غربي كردن، مبارزه عليه رژيم شاه، مقابله با امپرياليسم، مقابله با سلطنت
طلبي و... سپس فرآيند استقرار مجدد اسلام، حجاب را به ابزاري بالقوه
سمبوليك و ايدئولوژيـك تبديـل نـمود (رك. استاد ملك فاطمه، 1367). در ايـن
نوشتار درصدد بازانديشي جنبشهاي زنان نيستيم و تنها ميخواهيم دريابيم
چگونه معناي مذهبي و سنتي حجاب و دلالتهاي فمينيستي اجتماعي- سياسي و
ايدئولوژيكي از آن، با يكديگر پيوند خوردهاند؟
در دسامبر(1307)
1928[2] حكومت پهلوي زنان را به تقليد از لباس غربي و مردان را به پوشيدن
كت و شلوار اروپايي و گذاشتن كلاه پهلوي (شاپو) مجبور نمود. به موازات اين
موضعگيري در مورد كلاه مردانه، تهاجمي جديد براي حذف حجاب زنان آغاز شد.
در سال 37-1936 رضا شاه قانون كشف حجاب زنان در اماكن عمومي را به صورت
رسمي اجباري كرد. چادرها اغلب با خشونت از سر زنان كشيده ميشد و اعتراضات و
تظاهرات سركوب ميگرديد (Castagme, J. 1929,P179). پس از آن رويدادهاي
گوناگوني رخ داد كه از جمله آنها ميتوان به حادثه دلخراش مسجد گوهرشاد در
شهر مقدس مشهد اشاره كرد كه طي آن شيخ بهلول، مردم را تشويق كرد كه در
برابر كشف حجاب اجباري مقاومت كنند. سرانجام رضا شاه قانون ممنوعيت حجاب را
در سال (1320) 1941 لغو كرد. نكته حائز اهميت در اين رخداد تاريخي در هم
تنيدگي مسائل سياسي، اجتماعي و معنوي است؛ به گونهاي كه حجاب به عنوان
اصول اساسي دين دستخوش بازيهاي سياسي قرار گرفت. در پي اين امر، عدهاي
از زنان، كشف حجاب را پذيرفتند و عدهاي ديگر مقاومت كردند. بسياري از زنان
ترجيح دادند كه از اين گونه زندگي اجتماعي صرف نظر كنند و خود را به نقش
سنتي زنان خانهدار محدود سازند. ديگر زنان باسواد و مسلمان با الهام گيري
از برداشتي نوين از اسلام با انگيزه ورود به اجتماع مجبور شدند كه شايستگي
شان را در شغلهايي كه اجراي آنها با حجاب يا ديگر دستورات مذهبي منافات
نداشت، محدود كنند.
رژيم پهلوي در دهه 40 حدود سال (1339)1960 با دست
بردن و تغيير در هنجارهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و قانوني نوسازي
اجتماعي را تحت عنوان «انقلاب سفيد» به اجرا گذاشت؛ اما تمام برنامههاي
فرا- محافظهكارانه شاه با گرايشات مذهبي مردم ناسازگار بود، چنانچه در
انقلاب 1357، حجاب و به ويژه چادر، نه فقط به سمبل مبارزه عليه رژيم شاه
تبديل شد، بلكه به عنوان سنگري در برابر غربزدگي و تهاجم فرهنگي غرب مطرح
شد (رك. يزدخواستي، زنان و تغييرات اجتماعي، 1373).
در اين چشمانداز،
بعضي از جنبههاي تشيع مجدداً قوت گرفت و ايدئولوژي انـقلابـي را تغـذيه و
تقـويت كـرد. روشنـفكران ديني چون شهـيد مرتـضي مـطهري (1358-1298) آيت
الله سيد محمود طالقاني (1358-1290) و دكـتـر عـلـي شـريعتي (1356-1321) و
جلال آل احمد و... نقش تعيينكـنندهاي در جنبـشهاي اسلامي- ايراني قرن
جديد ايفا كردند. ممنوعيت اختلاط دختر و پسر در مدارس و مـحيـطهاي عمومي،
با لغو قانون مصوب خانواده (1346)، سـپس الزام قانوني حجاب (1357) از اولين
اقدامات جمهوري اسلامي بود. در نظام جمهوري اسلامي، حجاب به صورت يك دلالت
ضمني و قوي سياسي و ايدئولوژيكي درآمد و به تدريج به رسانهاي نمادين براي
مبارزه با غرب تبديل شد (يزدخواستي و لوتران، 1385: ص214).
در طي
اولين سالهاي انقلاب، چادر به تدريج به عنوان سمبل وحدت ملي در مبارزه
عليه سلطنت طلبي و غربزدگي مطرح شد. به اعتقاد فرهاد خسرو خاور، در اين
مرحله از وحدت گرايي جنبش انقلاب، اندام زن به واسطه حجاب سياسي شد، نداي
بازگشت به حجاب بيشتر فراخواني براي مقاومت در مقابل برتري امپرياليسم شاه
بود و نه اينكه زنان را به بازگشت به درون خانه دعوت كند. مخصوصاً چادر به
سمبل هويت ملي، شورش عليه سيستم سلطنتي و مدرنيزاسيون تحميلي و سمبل مبارزه
در برابر تسلط فرهنگي غرب تبديل شد.
نگاهي به وضعيت حجاب در ايران
امروز، ظاهراً با قانون اجباري رعايت حجاب در حوزة عمومي زندگي اجتماعي،
يگانگي خاصي ايجاد كرد و باعث همانندي در ظاهر شد ؛ «همة زنان يك تكه پارچه
روي سر دارند». اما در وراي اين ظاهرِ فضاي بيروني و قابل مشاهده، در وراي
اطاعت از قانون الزام به حجاب، دو نكتة مهم وجود دارد:
1- با توجه به اصول قرآني، ارزش معنوي حجاب، تا چه حد نزد افراد دروني شده است؟
الف- ديدگاههاي مختلف عمومي در زمينه الگوهاي پوشش و حجاب چيست؟
ب- برداشتهاي عمومي از معاني و مفاهيم اساسي قرآن در موضوع حجاب چيست؟
2- فرمها و الگوهاي مختلف حجاب، با توجه به متغيرهاي ذيل تا چه ميزان تغيير مييابد؟
الف: آزادي عمل و استقلال زنان در حجاب تا چه ميزان است؟
ب: ابداع مدلهاي مختلف و متنوع حجاب چگونه است؟
ج: تنوع در ظاهر (آرايش، ابزارهاي زينتي) چگونه شكل ميگيرد؟
د: وجود مفاهيم متفاوت از حجاب (خصوصي، عمومي) (ظاهر، باطن) و (محرم و نامحرم) چگونه تفسير و اعمال ميشود؟
اگرچه
زنان مورد تحقيق داراي ديدگاه اسلامي و معتقد به دين اسلام بودند و اگرچه
همه به خداوند اعتقاد داشته و خود را مسلمان ميدانند، اما چگونگي و كاركرد
حجاب را به گونههاي متفاوت تفسير ميكنند. در حقيقت الگوهاي رفتاري
متفاوت و برداشتهاي مختلف آنان، نسبت به مفاهيمي نظير ويژگيهاي زنانگي،
جذابيت، دلربايي و...، طيف وسيعي از تفاوتها و تمايزات را در اين مورد
ايجاد كرده است.
3) تعريف مفاهيم كليدي 1-3) تشيع و حجاب در ايران
اكثريت
مردم ايران به مذهب شيعه دوازده امامي معتقدند. مذهب شيعه با اعتقاد به
اصل امامت استوار است كه با حضرت علي (علیه السّلام) شروع و با ظهور حضرت
مهدي (عج) به انجام ميرسد. در اين مذهب، برخي از مفاهيم، داراي ابعاد
ظاهري و باطني هستند و تشخيص ميان ظاهر و باطن با مفهوم حجاب و باحجابي در
ارتباط با خلقيات دروني آنها معاني متفاوتي مييابد. براي شناخت سيماي زن
در اسلام، زندگي و نقش دخت پيامبر گرامي اسلام (ص)، ضروري است؛ زيرا ايشان
به عنوان مادر ائمه (ع) جايگاه و نقش چندگانهاي در اسلام و مذهب شيعه
دارند[3]. قبل از تحليل دادههاي تحقيق ميدانيِ، تفاوت بين پوشش و حجاب در
ابعاد اجتماعي- ديني، جهت روشن شدن موضوع مفيد ميباشد.
2-3) پوشش
مفهوم
پوشش يك مفهوم عام بوده و بيشتر مشتمل بر معناي شئ انگارانه است. ظاهر،
مفهومي است كه به پوشش نزديك ميشود و در معناي لباس و ظهور يا تظاهر تن
ميباشد.
3-3) حجاب
مفهوم حجاب خاص
بوده و پيچيدهتر از پوشش است و ارزشها و اصول اساسي مانند «ظاهر و باطن/
محرم و نامحرم/ خصوصي و عمومي» را در خود جاي ميدهد. منظور از اين
مفاهيم:
باطن= اخلاقيات و مفاهيم دروني و درون انسانها
4-3) قرآن و حجاب
قرآن مفاهيم محرم و نامحرم را مطرح ميكند.
محرم=
قرآن در سورة 24 آيه 31 مشخص مينمايد كه زن در برابر افراد شامل: پدر،
برادر، شوهر، پدرشوهر، دايي، عمو، فرزند، خواهر، برادر و... ميتواند حجاب
خود را بردارد.
نامحرم= كساني هستند كه ازدواج با آنها در شرايط خاص مجاز ميباشد و زن بايد در مقابل آنان حجاب داشته باشد.
محرم و نامحرم به طور كلي معناي باحجابي و بيحجابي را در برميگيرد.
خصوصي= زندگي محرمانه، عاطفي و خانوادگي
عمومي= فضاي اجتماعي و فعاليتهاي اجتماعي (طباطبائي، 1384: ص490)
در
اين تحقيق نه تنها مشاهده كرديم كه زنان چگونه حجابي در ظاهر دارند بلكه
اين موضوع را مورد بررسي قرار داديم كه آنان نسبت به اصول قرآني چه ديدگاهي
دارند و مفهوم حجاب براي آنان چگونه است (رك. حسينيان، 1371).
4) از تئوري تا عمل (عملياتي كردن مفاهيم)در
اين تحقيق، از روش دوگانه انديشي و اخذ پاسخ در قالب موافق و مخالف احتراز
كرده و تلاش گرديد تا سطوح معاني مختلف درك شود و با تبادل فرهنگي، گفتگو و
تفكر، معاني مختلف حجاب و پوشش، نسبت به كليت معاني آن، درك و سپس جايگزين
شود.
با توجه به اينكه زنان از الگوهاي مختلف حجاب پيروي ميكنند،
ضروري بود تا از اصل تكثرگرايي روشي، در مواجهة با فرهنگ مذهبي و طبقة
اجتماعي پرهيز شود. اين روش اجازه ميدهد تا در عملياتي كردن مفاهيم، سه
محور پذيرفته شود:
1- فردگرايي در مقابل جمعگرايي
2- نسبيانديشي در مقابل مطلق انديش
3- ايستايي در مقابل پويايي
تمركز
بر محورهاي مختلف تحقيق و جوابهاي ممكن و نگرش تكثري، موجب شد تا مدلهاي
مختلف رفتاري حجاب را كشف كرديم هر چند با موضعگيري كلان مواجه شديم. چه
كسي معتقد به حجاب ظاهر است و چه كسي معتقد به حجاب باطن؟ (يزخواستي و
لوتران، 1385: ص326)
سپس زيرمجموعههاي فرهنگي از دادهها استخراج
گرديد. اين محورها احساسات و درك از حجاب را نشان داده و نزديكي به يك محور
تا محور ديگر را تغيير ميدهند. اين روش اين امكان را فراهم ميكند تا
زنان در تمام مدلهاي ممكن رفتاري حجاب و پوشش در قالب سنتي، مدرن، غربي
و... تشريح شوند. مدل تكثرگرايي، تمام پيچيدگيها، اختلافات و ضديتها در
مورد حجاب را مشخص ميكند. در اين مدل دادههاي بدون جايگزين وجود ندارد و
محكوميت و قضاوتهاي غيرعلمي در اين روش جايگاهي ندارد.

نمودار (1): تکثرگرایی و زیرمجموعه های فرهنگی حجاب
4) مطالعات ميداني (تجزيه و تحليل دادههاي كيفي)
پنج
مدل رفتاري يا پنج زير مجموعة فرهنگي در مورد حجاب وجود دارد. (كه هر زير
مجموعه ممكن است به شاخصهايي تقسيم شود) بخشي از زيرمجموعههاي فرهنگي
حجاب گاهي تك بعدي هستند و امري محدود از حجاب را عمق ميدهند و گاهي نيز
با هم متضادند.
مدلهاي رفتاري پنج گانه عبارتند از: فردگرا، مصلحتگرا،
متغير، همنواگر و پارسا. (البته فراموش نشود كه در اين تحقيق، شناخت اين
مجموعهها با مفاهيم اسلامي از جمله (ظاهر، باطن- خصوصي، عمومي- محرم،
نامحرم) سنجيده شده است. در ادامه در مورد هر يك از اين زيرمجموعههاي
فرهنگي يك ايدة كلي و يك مثال مطرح ميشود.
1-4) فرد گرا
در
اين زير مجموعة فرهنگي، زن بيشتر به عنوان يك فرد معرفي ميشود تا به
عنوان عضوي متعلق به جامعه يا يك مذهب. اين شخصيتها ارزش و اهميت فراواني
به فكر، ذهن و سليقة خود ميدهند. ترجيحات شخصي ايشان بر ديگر اصول ارجحيت
دارد. در اين نوع تفكر، انتخاب ظاهر لباس به طور آزادانه و بر طبق سليقة
شخصي افراد و بدون قيد و بندها صورت ميگيرد.
زن فردگرا حجاب را به
ناچار و به سختي تحمل ميكند، اصول اساسي و اسلامي حجاب براي او هيچ معنا و
مفهومي ندارد. بنابراين در فضاي بيروني با حاكميت اجبار حجاب، حداقل حجاب
را تحمل ميكند و سليقة شخصي خود را توسط مدلهاي مورد علاقة خود در بيرون
از محيط منزل ظاهر ميكند (با بيرون گذاشتن موها، آرايش خاص و بعضاً تند و
نشان دادن زينت آلات و پوشيدن مدلهاي لباس).
اين تيپ از مدلهاي
رفتاري در فضاي دروني (منزل) در مقابل نامحرم مطلقاً حجاب ندارند و تمامي
مرداني كه به منزل آنها رفت و آمد مينمايند براي آنها محرم به حساب
ميآيند.
مفاهيم ظاهر و باطن- محرم و نامحرم- خصوصي و عمومي براي آنها معنايي ندارد. اين گروه از زنان، اسلام را منهاي حجاب پذيرفتهاند.

نمودار(2): زیر مجموعه فرهنگی فرد گرا
2-4) مصلحتگرا
اين
گروه زنان، هميشه طالب استقلال هستند، حجاب براي آنان به طور معمول فقط به
عنوان برگ عبوري در جامعه محسوب شده و به علت اجباري بودن آن را رعايت
ميكنند، اين زن محيط جامعه خود را با حجاب عرفي منطبق ميكنند، ولي تفاهم و
توافق كامل با حكم حجاب ندارند. حجاب، طبق نگرش شخصي معنا مييابد، چنانچه
معتقدند كه ظاهر مهم نيست، بايستي باطني خوب و صحيح داشته باشيم. مرداني
كه با آنها بزرگ شدهاند يا با آنان رفت و آمد زياد دارند، خانهزاد هستند.
بنابراين نامحرم به حساب نميآيند مثلاً دوستان برادر، شوهر خواهر، و...
بنابراين در مقابل اين افراد بيحجاب هستند.
نمودار(3): زیر مجموعه فرهنگی مصلحت گرا
3-4) متغير
اين
گروه از زنان اعتقاد واضح و تعريف شدهاي نسبت به حجاب ندارند، آنها تحت
تأثير محيط و اطرافيان و فرهنگ خانوادهاي هستند كه در آن پا ميگذارند.
اين افراد لباس و رفتار خود را نسبت به فضايي كه در آن قرار ميگيرند
انطباق ميدهند. در يك لحظه با حجاب هستند و در لحظهاي ديگر در مكاني
متفاوت بيحجاب ميشوند. در واقع اينكه زن حجابش را برميدارد به دليل آن
نيست كه خودش تمايل دارد، بلكه به خاطر اين است كه به يك قدرت بيروني و يك
حكم خارجي تن در دهد. به نظر ميرسد در اين خرده فرهنگ، فردگرايي محو شده
يا تا حدي تقليل يافته است. فرد خود را در چارچوب عادات اجتماعي مييابد و
توجيهات خود را از دلايلي اقتباس ميكند كه اين دلايل يا مربوط به يكسري
مفاهيم كلي است يا مربوط به شرايط حاكم زماني ميباشد و نوعي عدم قاطعيت
حاكم است.
4-4) تطابقگراي پارسا
اين گروه از زنان، عقايد شخصي و سليقهاي را كنار ميگذارند و در نظر آنها مذهب و تعلقات مذهبي در اولويت قرار دارد.
در اين زيرمجموعه فرهنگي دو گروه وجود دارند:
گروه تطبيقگرايي منتقد:
اين گروه تطبيقگرا متمايل است تا پوشش خود را با تغييراتي كه در شيوه
زندگي به وجود آمده، تطبيق دهد. با اين وجود اگر انتقادي هم داشته باشد،
رعايت و احترام به عرف جامعه و احترام به قواعد ديني غالب است. اين زنان
اصول اساسي قرآن در مورد حجاب را كاملاً پذيرفتهاند و به هنجارهاي اجتماعي
حجاب احترام ميگذارند، ولي در انتخاب حجاب، موارد زير را مورد انتقاد
قرار ميدهند:
الف) حد و حدود حجاب: دست، صورت، پا،...
ب) فرم حجاب: چسبيده، كوتاه، بلند،....
براي
اين گروه از زنان مفاهيم حجاب اسلامي با رسالت پيامبران و ماموريت ائمه
(علیهم السّلام) براي هدايت كردن انسانها ارتباط تنگاتنگ دارد.
مفهوم حجاب ظاهري و حجاب باطني و خلقيات دروني انسانها با يكديگر گره ميخورد.
گروه تطبيقگراي سنتي:
حجاب اين گروه با سنت گره خورده است. اين زنان بدون اينكه پديدهاي را در
خصوص حجاب زير سؤال ببرند و بدون اينكه نقدي در مورد حجاب داشته باشند با
قانون اجتماعي و هنجارهاي رفتاري حجاب انطباق پيدا ميكنند. براي اين گروه
از زنان يك ظاهر پوشيده با اخلاق مذهبي (ظاهر و باطن) ارتباط تنگاتنگي
دارد. صفات زنانگي و نياز به زيبا بودن و جذابيت در حيطة و حريم مجاز
اسلامي يعني در يك محيط محرم و براي محارم خود يا در بين زنان و در
مهمانيهاي زنانه و دوستان زن اعمال ميشود.
در اين گروه، اسلام
هدايتگر و معنادهنده به كل زندگي آنها ميباشد و اعتقاد قلبي به اصول
اساسي اسلام و حجاب دارند. بنابراين حجاب به طور طبيعي و به خودي خود در
زندگي ارائه ميشود، يعني در مقابل يك نامحرم، آنجا كه اسلام اجازه نداده
است حجاب معنادار ميشود و بدون حضور نامحرم آنجا كه اسلام اجازة كشف حجاب
را داده است، بيحجاب ميشوند.

نمودار (4): زیر مجموعه فرهنگی تطابقگراي پارسا
4-4) افراطگرا
اين
زنان به خاطر آن كه حكم حجاب از سوي خداوند صادر شده است، به حجاب معتقدند
و رعايت ميكنند و رضايت خاطر اطرافيان يا الزام قانون اجتماعي حجاب آنها
را مجبور به رعايت آن نمينمايد. اين دسته از زنان به دو گروه تقسيم
ميشوند:
الف) زناني كه اعتقاداتي راسخ و پارسايانه دارند. اين زنان به خاطر اعتقادات قلبي و ميل به پاكي، حجاب را قبول دارند.
ب)
زناني كه اعتقاداتي راسخ اما سختگيرانه دارند. آنان حجاب را نماد و سمبل
مبارزه ميدانند و به عنوان حجاب ظاهري از چادر، مانتو، شلوار و بعضاً
روبند و دستكش استفاده ميكنند. آنها اشتغال زنان در بيرون از خانه را با
حجاب زن متضاد ميدانند و معتقدند در هر مهماني كه مرد نامحرم هست، زن بايد
حضور نداشته باشد، مگر در مواقع بسيار ضروري و اضطرار. اين زنان زندگي
اجتماعي مختلط را نميپذيرند. حجاب ظاهر و مدل چادر را با ايدئولوژي خاص
خود پيوند ميزنند. خود را به حجابي فشرده، سنگين با رنگي تيره و گاه
افراطي ملزم ميدانند. سختگيري آنها به لباس و ظاهرشان محدود نميشود، گاه
به نام تشريح كامل يك ايدئولوژي الهي، آن قدر پيش ميروند كه جمهوري
اسلامي را به شدت مورد انتقاد قرار ميدهند و به اينكه در اين نظام فرهنگ
اسلامي حجاب كم اهميت تلقي شده انتقاد ميكنند.

نمودار (5): زیر مجموعه فرهنگی افراطگرا
5) تجزيه و تحليل دادههاي كيفيفراتر
از قانون اجبار حجاب، مدلها و سلوك رفتاري مختلفي نسبت به حجاب وجود
دارد. در واقع مقولة حجاب در ايران بسيار پيچيدهتر از آن چيزي است كه در
ظاهر ديده ميشود. بنابراين زنان مفهوم آزادي را به عنوان مفهومي واحد، در
تقابل و تخالف يا در توافق با حجاب به كار بردهاند.
براي برخي، اعتقاد
به حجاب نشانة آزادي است و حتي احساس آزادي عميق دروني را بيان ميكنند،
اما براي عده ديگري اعتقاد به حجاب مانعي براي آزادي به حساب ميآيد.
براي اينكه يك ايدة كلي از نتيجة كار ميداني داشته باشيم، از هر زير مجموعه انتقاداتي را مثال ميزنيم:
1-
بعضي از زنان به محدوديت فرم، رنگ و مدل انتقاد دارند؛ بدون اينكه اصل
حجاب را رد كنند. مثلاً معتقدند چرا سياه، چرا چادر، چرا چادر بلند و...
2-
بعضي ديگر به حجاب ظاهر و پوشاندن ظاهر معتقد نيستند و به وجود باطن پاك،
اخلاق و منطق مذهبي معتقدند، از نظر آنها چاه بايد به چشمه اتصال داشته تا
بجوشد.
3- برخي معتقدند حجاب نبايستي به صورت اجبار باشد، اعتقاد باطني بايد بر ظاهر فرد مسلط باشد و با اجبار، ظاهرسازي مفيد نيست.
4-
گروهي معتقدند حجاب در اسلام وجود ندارد و به كلمة حجاب در اسلام چه ابعاد
ظاهر و چه باطني معتقد نيستند. اين گروه شديداً مخالف حجاب هستند و با
رفتار خود ايدئولوژي خود را نمايان ميسازند.

نمودارشماره (6): بررسی زيرمجموعههاي فرهنگي حجاب با شاخصهاي مختلف
در
نمودار شماره (6) زيرمجموعههاي فرهنگي حجاب با شاخصهاي مختلف بررسي شده
است. در اين نمودار هر يك از مفاهيم در هر زيرمجموعه فرهنگي معناي متفاوت و
بعضاً متضادي پيدا ميكند. به عنوان مثال مفهوم (محرم/ نامحرم) ميتواند
به 5 مدل مختلف طبق هر زيرمجموعه فرهنگي معنا پيدا كند از جمله: در يك
زيرمجموعه فرهنگي معنادار نيست (زيرمجموعه فرهنگي شماره1) و در ديگري،
بستگي به ايده و سليقه شخصي فرد دارد (زيرمجموعه فرهنگي شماره2)، گاهي
متغير و تحت سلطه ديگران است (زيرمجموعه فرهنگي شماره3) و گاهي نسبت به
جامعه، مذهب و تكليف دينداري فرد معنا مييابد (زير مجموعه فرهنگي شماره4) و
نهايتاً نسبت به ايدئولوژي مذهبي و سياسي فرد معنادار است. (زيرمجموعه
فرهنگي شماره5)
مسأله زنانگي، جذابيت، زيبايي، خودآرايي... در همه
زيرمجموعههاي فرهنگي وجود دارد، اما با توجه به نگرشي كه نسبت به حجاب
دارند، براي آشكارسازي آن سؤالاتي همچون در كجا[4]؟ چه موقعيتي[5]؟ و تحت
چه شرايطي[6]؟ مطرح ميگردد.
همچنين در مقولات نمايش آرايش، زيبايي و
زيورآلات و جذابيتهاي زنان در عرصه عمومي و خصوصي و همچنين رعايت محرم و
نامحرم، نگرشهاي متفاوتي وجود دارد.
مسأله زن و تظاهر زيبايي او
ميتواند در نزد هر پنج زيرمجموعه فرهنگي يكسان به نمايش درآيد: مثلاً در
مهمانيهاي زنانه و در محيط خصوصي و در مقابل افراد محرم همه ميتوانند به
صورت مدل فردگرا ظاهر شوند و يا ميتوانند در مراسمهاي خاص مذهبي در يك
همانندي ظاهري، در مكانهاي عمومي مدل زيرمجموعه فرهنگي چهار و پنج ظاهر
شوند.
- لازم به يادآوري است كه همة اين زنان طبق نگرش شخصي خود معتقد به اسلام هستند.
نهايتاً
ميتوان بيان كرد كه بر اساس موقعيت، ايدئولوژي و تفكرات افراد، تاريخ
زندگي شخصي، امكانات، منابع و توان ماليشان، ميراث فرهنگي كه دريافت
كردهاند؛ مدل جامعهپذيري و الگوهاي سلوك رفتاري هنجاري شده و اجبار و
الزامات دريافتي آنها تاكنون رشد ميكنند.
زنان در تمام مدلهاي ممكن
رفتاري، در قالب سنتي و مدرن، به تشريح حجاب ميپردازند. مدل چند علتي،
امكان بررسي تمام پيچيدگيها، اختلافات و ضديتها افراد در مورد حجاب را
ميدهد.
فهرست منابع
× آذري قمي، احمد: «سيماي زن در اسلام»، انتشارات دارالعلم، قم، 1373.
× ابن ابي طالب، علي: «نهجالبلاغه»، انتشارات روزبانه، نشر انصاريان، قم، ايران، (بدون تاريخ).
× ابن خلدون، عبدالرحمان: «مقدمة ابن خلدون»، محمد پروين گنابادي، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 37-1336.
×
ابن عربي، محيالدين و شمسالدين لاهيجي: «چهارده رسالة عرفاني از
محيالدين بن عربي و شمس الدين لاهيجي»، مقدمه، تصحيح و تعليقات سعيد
رحيميان، شيراز، كوشامه، 1380.
× ابن عربي، محيالدين: «الفتوحات المكيه
في معرفه اسرار المالكيه و الملكيه»، (ترجمة فتوحات مكيه) ترجمة تعليق
محمد خواجوي، نشر مولي، تهران، 1381.
× استاد ملك، فاطمه: «حجاب و كشف حجاب در ايران»، انتشارات موسسة مطبوعاتي عطايي، تهران، 1367.
× انصاريپور: «قدرت و جايگاه زن در دوران مختلف تاريخ»، ناشر كانون كتاب، تهران، 1346.
× براون، اشنايدر: «پوشش اقوام مختلف (مصور)»، مترجم يوسف كيوان شكوهي، انتشارات كارگاه هنر، تهران، 1361.
× توفيقي، حسين: «آشنايي با اديان بزرگ»، انتشارات سمت، تهران، 1381.
× جوادي عاملي، عبدالله: «زن در آيينه جلال و جمال»، مركز نشر فرهنگي رجاء، تهران، 1381.
× چيتيك، ويليام: «راه عرفاني عشق»، تعاليم معنوي مولوي، ترجمه (شهاب الدين عباسي)، نشر پيكان، تهران، 1382.
× حسينيان: عفت: «حجاب و نگاه»، مؤسسه تعليمات اسلامي، تهران، 1371.
× حشمتزاده، محمدباقر و ديگران: «چارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در ايران»، ناشر دانش و انديشة معاصر، تهران، 1378.
× حلاج، حسين منصور: «ديوان»، ناشر، سينايي، تهران، 1373.
× خامنهاي، سيد علي: «اجوبة الاستفتائات»، ج1، نشر مؤسسه فرهنگي ثقلين، فرهنگ و ارتباطات اسلامي، تهران، 1375.
× خـمـيني، روح الله: «آخرين پيام (وصيتنامه)»، مـؤسـسه فرهنگي امام خميني، تهران، 1991(1370).
× ذكا، ي: «پوشاك زنان در ايران از قرن سيزده تا دورة معاصر»، تهران، 1336.
× راوندي، مرتضي: «تاريخ اجتماعي ايران»، انتشارات اميركبير، تهران، 1356.
× رحيميان، سعيد: «حب و مقام محبت در حكمت و عرفان نظري»، انتشارات نويد، شيراز، 1380.
×
رزاقي، احمد: «عوامل فساد و بدحجابي و شيوههاي مقابله با آن»، ناشر؛ مركز
چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، تهران، پاييز1371.
× رمضاني، محسن: «كتاب عشق»، پديده، تهران، 1350.
× رومي، جلال الدين: «كتاب فيه ما فيه»، چاپ سنگي، تهران، 1333ق.
× رهنورد، زهرا: «پيام حجاب زن مسلمان»، انتشارات عفت، تهران، 1357.
× ساوجي، موحدي: «حقوق زن و خانواده در اسلام»، انتشارات مجرد، تهران، 1371.
× شريعت پناه، حسامالدين: «اروپائيان و لباسهاي ايرانيان»، انتـشـارات قـم، تـهران 1994 (1373).
× شريعتي، علي: «زن»، مجموعة آثار (21)، انتشارات چاپخش، تهران، 1381.
× شريعتي، علي: «فاطمه فاطمه است». ناشر؛ حسينية ارشاد تهران، 1373.
× شنوي، قوام الدين: «حجاب در اسلام»، ناشر؛ چاپخانة حكمت، قم، 1352.
× شيمل، آنماري: «ابعاد عرفاني اسلام»، مترجم؛ عبدالرحيم گواهي، ناشر؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1374.
× صفاپور: «لباسهاي قديمي ايران»، موزة هنرهاي زيبا، انتشارات عفت، 1357.
× طباطبائي، علامه سيد محمد حسين: «زن در قرآن»، دفتر تنظيم نشر و آثار علامه طباطبائي، قم، 1384.
× غزالي، ابوحامد: «مشكوة الانوار»، (مترجم؛ صادق آيينهوند)، اميركبير، تهران، 1364.
× قزويني، محمد كاظم: «فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت»، ناشر دارالقاري، بيروت، 1422ق= 1381ش.
× محمدي، علي: «فلسفة حجاب و زيانهاي فساد»، انتشارات ارم، تهران، 1370.
× مطهري، مرتضي: «حقوق زن در اسلام»، انتشارات انصاريان، جمهوري اسلامي ايران، قم.
× مـكارم شيرازي، ناصر: «زهرا برترين بانوي جهان»، ناشر مطبوعاتي هدف، قم، ايران، 1373.
× مكارم شيرازي، ناصر: «نكاتي در مورد شخصيت زنان دراسلام»، انتشارات محمد... فاني، تهران، 1361.
× موسوي لاري، مجتبي: «مسأله امامت»، مركز نشر معارف اسلامي، 1994 (1373)، قم، ايران، 1374.
× نفيسي، سعيد: «اصول تصوف ايراني»، انتشارات تهران، 1965 (1344).
×
يزدخواستي، بهجت و ماري كلود لوتراند: «فراسوي حجاب: جامعهشناسي حجاب
زنان مسلمان ايران (صفيهغايي)»، معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات
اسلامي، نشر معناگر، 1385.
× يزدخواستي، بهجت: «زنان و تغييرات
اجتماعي»، نظرات و بينشها در طي 14 سال انقلاب، انتشارات ماني، مركز ملي
تحقيقات، اصفهان، 1993(1372).
× ـــــــــ: «حجاب و آزادي»، مجموعة مباحث و كنفرانسها دربارة زنان، سازمان تبليغات اسلامي، مركز چاپ و نشر، تهران، 1371.
× «پاسخ استاد و بررسي به مسأله حجاب»، انتشارات صدرا، تهران، 1370/1992.
* Kian, A. “La Formation d’ume identite’s Social Feminine Post- revolutionaire: un enjeu de pouvoir”, Les Femmes en iran.
* Pressions sociales et Strategies identitaires, sous La direction de Yavari- D Hellencourt, N., Paris’ L Harmattan, 1998.
پي نوشت ها:
* دانشآموخته دكتراي جامعهشناسي، استاديار دانشگاه اصفهان
[1]. Polarite
[2]- رضا شاه از سال 1925 تا 1941 و محمدرضاشاه از سال 1941 تا 1979 در ايران حكومت كردند.
[3] - به همين دليل، هفته زن جهت شناخت بهتر جايگاه زنان مسلمان در ايران پس از انقلاب اسلامي جايگاه رفيعي پيدا كرده است.
[4]. espace
[5]. situation
[6]. condition
برگرفته از : فصلنامه مطالعات راهبردی زنان- شماره 38 -زمستان 1386
شناختي
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
جاب و حیا دختر دیروز کجا ؟! و حیا دختر امروز کجا؟!
مادران امروز !!
زن مسلمان ایرانی که همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده
است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر
شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها
در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانى، در تمام عرصه ها به
موفقیت های بزرگی دست می یابند .
درست است که بسیاری از این ها بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست !
مادران فردا !!!
متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی
از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز
پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب
تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای
الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما
فاصله بسیار دارد.
ای مادر!
آیا پوشش امروز دختر تو ،نشان دهنده آینده فردای او نیست!؟
ما به کجا میخواهیم برویم!؟
چرا دیگر مادران این سرزمین به دخترانشان حجب و حیا فاطمه (س)
را یاد نمیدهند که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد
نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند….
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
1. آموزش حجاب در مدارس
مدارس،
مراکز تعلیم و تربیت و تزکیه اند. آموزش عملی احکام دینی، بخشی از وظایف
معلم و دانش آموز را تشکیل می دهد. توصیه، بدون تعلیم و تربیت، پوشش دینی
را به دستوری خشک و تحمیلی مبدل می سازد، ولی توصیه ی هم راه با معرفت،
پذیرش آن را آسان می کند. معرفت به حجاب، ضامن اجرا و دوام آن است. آن گاه
که پوشش دینی در محیط های اجتماعی و پس از پایان تحصیلات، به شکل فرهنگ
پذیرفته شده درآید، رسمیت علمی پیدا می کند.
2. تشویق
این اصل در
تربیت آدمی، کاربرد فراوان دارد. ماهیت تشویق ها متفاوت است و می تواند بار
عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، عملی و امثال آن داشته باشد که در
ترویج فرهنگ حجاب مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر فردی نیازمند نوعی
تشویق نباشد، باید از نوع دیگر بهره بگیریم. احترام لازم و محسوس مردم به
بانوان با حیا و با حجاب جامعه سبب ترویج فرهنگ حجاب خواهد شد. همان طور که
برخورد منفی با زنان بی حجاب نیز می تواند عاملی بازدارنده به حساب آید؛
با این شرط که حد و اندازه آن را باید رعایت کرد تا به لجاجت نیانجامد.
3. فعالیت های علمی، فرهنگی و هنری
انتشار
نشریه و کتاب، تشکیل میزگردهای ادبی، فراخوانی مقاله، تعیین موضوع حجاب
برای انشا و پرسش مهر، به کارگیری هنرهای تصویری، مسابقات فرهنگی و ...
آثار مثبتی دارند. تولید برنامه ها و فیلم های مفید و آموزشی نیز در رادیو و
تلویزیون اثری فراگیردارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلم های
سینمایی و تلویزیونی بازی می کنند یا عکسی که با پوشش اسلامی در صفحات
مطبوعات به چاپ می رسد، آثار مثبتی دارد، چنان که پوشش های غیر شرعی نیز
آثار زیان بار و گسترده ای بر فرهنگ جامعه می گذارد. اساساً حضور زنان
پوشیده در صحنه های مختلف جامعه، آثار مثبت و چشم گیری در همگانی کردن
فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه دارد. پخش آیات، روایات و کلمات حکمت آمیز و
تصاویر الهام بخش درباره ی حجاب در محیط های عمومی، تابلوهای شهری و محیط
های مناسب دیگر نیز به تقویت این فرهنگ خواهد انجامید.
4. تقویت فرهنگ غیرتبی
تردید، زنان با هر تفکر و عقیده ای، به نظر و سلیقه ی همسران خود در
انتخاب های خویش از جمله لباس و وضع ظاهری توجه می کنند. از این رو، غیرت
مندی مردان در نوع پوشش آن ها نقش به سزایی دارد. با توجه به این واقعیت،
ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک می
کند. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و
اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجاره؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و
خانواده ی خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ
کنید.»[1]
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «خداوند بینی هر یک از مؤمنانی را
که غیرت نمی ورزند، به خاک می مالد.»[2] ایشان در سخنی دیگر، غیرت را از
ایمان می داند[3].
5. نظارت بر رسانه های جمعی
رسانه
ها به ویژه صدا و سیما در ساختار فرهنگ اجتماعی مردم نقش مهمی دارند و می
توانند با نوع برنامه های خود، آنان را به فساد یا صلاح بکشانند. کمترین
تسامح در اعطای امتیاز کار فرهنگی جهت راه اندازی مؤسسه های هنری، نمایش
تئاتر و فیلم و انتشار روزنامه، مجله و کتاب، به نفوذ فرهنگ بیگانه و
ابتذال اخلاقی می انجامد. شرط پوشش دینی در تهیه و خرید فیلم ها و برنامه
های تلویزیونی، ضرورتی انکارناپذیر است. حتی نمایش دختر بچه ها با وضع
نامناسب از سیمای جمهوری اسلامی، بدآموزی فرهنگی دارد.
برخی والدین فکر
می کنند دیدن صحنه های مستهجن در فرزندان شان تأثیری ندارد یا چون آن را
درک نمی کنند، مسئله را جدی نمی گیرند. این توهمی بیش نیست. بچه ها این
مسئله را خوب درک می کنند و از آن تأثیر می پذیرند. این صحنه ها بر روح شان
تأثیر منفی می گذارد و در بزرگ سالی ظهور می یابد.
6. فعالیت قوای سه گانه
تصویب
قوانین جامع و دقیق در این زمینه در مجلس شورای اسلامی و عمل کردن بدون
تساهل و تسامح قوه ی قضائیه به قوانین یاد شده، سبب می شود فرهنگ حجاب
ترویج یابد. قوه ی قضائیه سهمی مهم در حفظ سلامت جامعه دارد و اوضاع اخلاقی
جامعه، کارنامه ی گویای این دستگاه است. نظارت جدی و دل سوزانه ی مسئولان
دولتی بر محیط های تحت نظارت آن ها نیز از جمله عوامل ترویج حجاب و پیش
گیری از بدحجابی در ادارات دولتی است.
7. احیای امر به معروف و نهی از منکر
پس
از تقویت ریشه های حجاب، شناخت معروف و اجرای امر به معروف و نهی از منکر
تأثیر به سزایی در کنترل اجتماعی دارد. امر و نهی دینی، تکلیف عمومی است.
زن، ناموس جامعه اسلامی است و همه باید در حفظ این گوهر الهی بکوشند.
جامعه
ی دینی، هیچ گونه تساهل و تسامحی را در این راستا برنمی تابد. بی اعتنایی
در این راه پسندیده نیست ولی وسواس و بدگمانی هم کارساز نخواهد بود. مبنای
طهارت و تقوا، تربیت و ایمان است. اگر فقط ترس پشتوانه ی پرهیز باشد، در
جایی که چنین ترسی نیست، شخص از ارتکاب محرّمات پروا نخواهد داشت. پی آمد
چنین فضایی، ایجاد نفاق و دورنگی و دوگانگی در معاشرت و پوشش و رفتار خواهد
بود.
8. معرفی الگوهای تازه در پوشش
یکی
دیگر از عوامل فهم، تعریف درست از پوشش متناسب با سن و شرایط کاری بانوان
است. الگویی که با رعایت معیارهای شرعی، آزادی عمل بیش تری را برای زنان
مسلمان فراهم آورد.
افزون بر این، با معرفی الگوی پوشش و تنوع دادن در آن، می توان تا حدود زیادی به نیازهای بانوان پاسخ داد.
فرجام سخن
از آن چه
گذشت در می یابیم که طهارت و پاک دامنی، اصلی محوری در بینش اسلامی است.
اسلام برای طهارت روحی و عفت عمومی، ارزش زیادی قائل است. تشریع برخی احکام
مانند حجاب برای پیش گیری از تحریک جنسی است که با بهره گیری از پوشش
مناسب بدن و خودداری از رفتارهای تحریک آمیز در مقابل نامحرم، محقق می شود.
در حقیقت، عفاف، امری درونی است. اگر عفاف بر روح کسی حاکم باشد، در رفتار
و گفتار و نوع پوشش او تأثیر می گذارد و از میزان تحریکش خواهد کاست. چون
سود و زیان عفاف متوجه کل جامعه است، تمام بهای آن را نباید زنان بپردازند
بلکه مردان نیز باید از هر نوع رفتاری که به نوعی موجب تحریک جنسی است،
خودداری کنند. هم چنین اگر برخی افراد، حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند و
شماری دیگر بدان بی اعتنا باشند، بر روحیه ی مردم اثر منفی می گذارد.
کسانی که مسلمانی آن ها مبتنی بر ایمان و منطق قوی نیست، به تدریج، قیود
شرعی را یکی پس از دیگری کنار می نهند و هویت و شخصیت شان را از دست می
دهند. چون شخصیت جدید نیز با ساختار وجودی آن ها بیگانه است. دچار بی هویتی
می شوند.[4]
از این رو، تجاهر به فسق و تظاهر به گناه، گناه مضاعفی
است. گناه آشکار از حالت فردی و حوزه ی خصوصی بیرون می آید و جنبه ی
اجتماعی پیدا می کند و آثار منفی آن دامن گیر دیگران نیز می شود زیرا چنین
شخصی با کارش، دیگران را به گناه، دعوت و تشویق می کند.
در این میان،
حکومت اسلامی، در راستای عمل به وظیفه ی خود در ایجاد محیط سالم برای رشد
مادی و معنوی جامعه، باید از گناه آشکار جلوگیری کند.
اگر روح توحید و
خداباوری بر آدمی حاکم شود، با حفظ ارزش ها و اصالت ها، فرد و جامعه اصلاح
خواهند شد و مردم، خدا را حاضر و ناظر بر رفتارهای خود خواهند دید.
پی نوشت ها :
1. تحریم، آیه ی 6.
2. وسائل الشیعه، ج14، ص109.
3. همان.
4. محمد فنایی اشکوری، منزلت زن در اندیشه اسلامی، قم، انتشارات مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ج1، ص26 و 27.
برگرفته از: ماهنامه پیام زن ، شماره 221، مرداد 1389
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مقدمهمادر
به عنوان الگوی عملی و تأثیرگذار، روی شخصیت و طرز تفکر فرزندان به ویژه
دختران نقش نمادین دارد و رفتار، کردار و پندار او مستقیما در فرایند رشد و
تکوین، تعیین کننده است. در جوامع اسلامی که حتی مردان بزرگ از دامن آنان
به معراج می روند. زن جایگاه والایی در توسعه و ترویج فرهنگ اسلامی دارد.
امام صادق (علیه السلام) مي فرمايند: «خوش بخت كسي است كه مادرش داراي گوهر
گران بهاي عفت باشد».(1)
امام خميني (ره)، نيز درخصوص ميزان نفوذ و
تأثير تربيتي مادران در شخصيت كودكان ميفرمود: «سعادت بچه ها از دامن مادر
شروع مي شود. آن قدري كه اخلاق مادر در بچه و كودك نورس تأثير دارد و به
او منتقل مي شود، از ديگران عملي نيست. مادرها مبداء خيرات هستند و اگر
خداي نخواسته مادراني باشند كه بچه ها را بد تربيت كنند، مبدأ شرورند. يك
مادر ممكن است يك بچه را خوب تربيت كند و آن بچه، يك امّت را نجات بدهد و
ممكن است بد تربيت كند و موجب هلاكت امّت بشود».
این مجال به دنبال
تبیین نقش تربیتی مادران، در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف از طریق تحکیم این
ارزش والای اسلامی و ایرانی در بین دختران این- مادران نسلهای آتی -
است.(2)
پوشش مادر و تأثیرآن در فرزندان
از
نظر حكم شرعي، واجب نيست مادر همه ی اعضاي بدن خود را از فرزندان خودش
بپوشاند. بنابراين باز بودن سر و گردن، دست ها و پاها و ساق پا اشكالي
ندارد.(3)
امّا از نظر تربيتي بايد بگویيم كودك به راحتي رفتار و صداي
مادر را تشخيص ميدهد و آن را دنبال ميكند. رفتار مادر برايش كاملاً
آشناست و حافظهاش مملو از خاطراتي از اين رفتارها است؛ كودك از رفتار و
شكل آن ها عكس برداري و در حافظه ی خود ذخیره ميكند.
پايههاي اساسي
رشد شخصيت كودكان و نوجوانان از طريق تقليد نهاده ميشود و اين شيوه ی
تقليد هم از راه شنيداري و هم از طريق بصري حاصل ميشود. تقليد و الگوپذيري
از ويژگيهاي دوران كودكي است. كودك هر آن چه را كه ببيند، براساس تقليد
ميپذيرد و مطابق آن ها عمل ميكند، بدون اين كه از خوبي و بدي آن اطلاع
داشته باشد. چشم و گوش كودك، چون دريچهاي باز است و ذهن كودك مانند دوربين
عكاسي است كه هر چه ميبيند در آن منعكس و ثبت ميشود. (4)
بنابراين
رفتار مادر تأثير فراواني بر روي كودكان دارد. آن ها نميتوانند در كارهاي
شان هدفگيري درستي داشته باشند، لذا تمام توجهاش به پدر و مادر و
اطرافيان است، اعمال و حركات آن ها را مشاهده مينمايند و از آنان تقليد
ميكنند. (5)
این امر در مورد پوشش نیز صدق می کند. اگر مادر هميشه با
پوشش مناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر شده باشد؛ كودك هم سعي ميكند همان
پوشش را از مادر تقليد كند و در دوران نوجواني كه نوبت به انتخاب ميرسد،
سعي ميكند با مادر همانندسازي كند و همان شيوه ی مادر را براي خود انتخاب
كند.
بعضي از والدين تصور ميكنند بچهها چيزي نميفهمند لذا با پوشش
نامناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر ميشوند. غافل از اين كه كودك آن چه را
ميبيند، در حافظه ی خود ضبط كرده، روزي نمونه ی آن را از خود بروز خواهد
داد.
امام باقر (علیه السلام) در این مورد میفرمایند: «بپرهيزيد از
اين كه در حالي عمل زناشوئي را انجام دهيد كه كودكي بتواند شما را ببيند و
وضعيت شما را توصيف كند.» (6)
در حديثي امام صادق(علیه السلام)
ميفرمايد: «در حالي كه كودكي در خانه هست نبايد مرد با همسرش جمع شود چون
ديدن اين منظره به وسيله ی كودك باعث ميشود كه كودك در بزرگ سالي زناكار
شود.» (7)
پوشش اطرافيان در بلوغ زودرس کودک نقش مهمي دارد. كودكي كه
قبل از سن نوجواني هر روز با بدن نيمه عريان مادر و خواهر مواجه است، زمينه
ی تحريك جنسي در او سريعتر و زيادتر می شود و باعث ظهور زودرس علائم بلوغ
جنسی می گردد. هم چنین پوششهاي نامناسب والدين در مقابل فرزندان، حياء و
عفت را در ديد و منظر آن ها كم اهميت جلوه می دهد. بنابراين لازم است مادر
قبل از پنج سالگي در مقابل كودكان پوشش مناسب داشته باشد تا تصويري كه در
ذهن كودك از مادر باقي ميماند، تصويري زيبا و آراسته باشد و الگوي مناسبی
از پوشش در ذهن كودك نقش ببندد.
آموزش محرم و نامحرم در خانواده
شناخت
صحيح احكام الهى عنصری مهم، در تربيت دينى فرزندان مان محسوب مىشود. اگر
بخواهيم فرزندان خود را طورى تربيت كنيم كه احكام الهى را رعايت نمايند
بايد از همان كودكى بر طبق دستورات دينى عمل نماييم. براى اينكه دختران و
پسران هنگام بلوغ با مشكلى روبه رو نشوند و به تدريج با نقش خاص خود به
عنوان دختر و يا پسر آشنايى يابند. بايستی از ابتدا به طور جداگانه با آن
ها رفتار شود. اين مسأله در مورد دختران اهميت بيشترى دارد زيرا آن ها
زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعاليم اسلامى به اين نكته توجه كامل و
توصيه شده است كه از حدود 6 سالگى، با دختر و پسر با روشى جداگانه رفتار
شود. در روايات اسلامى توصيه شده است كه دختر بچه ی شش ساله را، پسر بچه يا
مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگيرد. همچنين زنهاى نامحرم از بوسيدن پسر بچه
اى كه سنش از هفت سال گذشته است، خوددارى كنند. همين طور توصيه كردهاند
كه بستر كودكان در شش سالگى از هم جدا شود. رعايت اين اصول سبب مى شود كه
دختران و پسران از همان آغاز به تدريج نقش مردانه و زنانه ی مناسب را پيدا
كنند و براى بلوغ آمادگى كافى داشته باشند. به هر حال بايد از دوران كودكى
زمينه براى رشد ويژگيهاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آيد و هر يك از
اين دو در مسيرى كه آفرينش با تدبيرى حكيمانه پيش پاى آن ها نهاده است،
سوق داده شوند.(8)
كودك موقعى فعل تربيتى درونى را پیدا مىكند كه خود
به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستيم كه كودكان مقررات،
ارزشها، خصايل و فضايل اخلاقى را درونى کنند باید لوازم و شرايط تربيت را
به گونهاى فراهم كنيم كه كودك، خود، راغب و مايل به آن شود. مهم ترين اصل
در تربيت خودانگيخته، مساله ی رغبتها و علايق كودك است.(9) نوجوانان و
جوانان بايد خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور كنند كه خويشتن را
از درون كنترل كنند. آنان چنين انتظارى را در خود بپرورانند كه حتما
مىبايد ديگران آن ها را كنترل كنند. بلکه بایستی به گونهاى رشد يابند كه
حتى در شرايطى كاملا دور از چشم افراد - كه امكان بهرهورى نيز براى آنان
فراهم باشد - به لحاظ تقوايى، خود را نگه دارند و دست از پا خطا نكنند.
نوجوانان را بايد به گونه اى تربيت كرد كه خودكنترل(10) بار آیند.
از
مسايلى كه امام خمینی بيشتر به آن توجه داشتند، محدود بودن ارتباط بين زن و
مرد بود.(11) همچنین امام راجع به حجاب دختران میفرمایند: «تا تكليف نشده
حجاب لازم نيست، مى تواند هر رنگى كه مىخواهد بپوشد. ولى وقتى تكليف شد،
ديگر نگوييد عيب ندارد. اين را به بچه تلقين كردهايد كه راجع به مسايل
دينى سخت نباشد، بايد به بچه فهماند كه بعد از سن تكليف، پسرعمو و پسرخاله
نامحرم هستند و بايد حجاب داشته باشد. اين عيب ندارد. سليقههاى مختلف پدر و
مادر مسايل شرع را تغيير مىدهد يا از اصل برمىگرداند و براى بچه كار را
مشكل مىكند. نبايد مسايل شرع را براى بچه مشكل كرد. اسلام دين راحتى است.
دين سختى نيست.» (12)
شرع مقدس اسلام در رعايت رفتار و پوشش فرد مسلمان
حدودى را تعيين كرده است. پوشيده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش
كفين و وجه و نيز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با يكديگر به گونهاى كه
گناه در آن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است كه مىبايد رعايت
شود. در مورد رعايت حدود شرعى در روابط دختر و پسر مى بايد :
اولاً : ما حدود را به خوبى بشناسيم و از افراط و تفريط بيهوده اجتناب كنيم.
ثانياً : فرزندان را افرادى بار بياوريم كه با كنترل درونى رشد كنند نه فقط با كنترلهاى بيرونی ما.
آموزش
حدود شرعى و مراعات آن ها نه تنها نشانه ی عقب ماندگى و يا محدود سازى
فرزندان نيست، بلكه خود نشانگر دقت و توجه يك خانواده به حدود رفتار
اجتماعى است. هر قدر فرهنگ يك خانواده بالاتر باشد، به جزئيات و دقايق
زندگى و از آن جمله روابط اجتماعى با ديگران، توجه بيشترى مىكند. دخترى كه
در برخورد با افراد نامحرم از نظر پوشش مراعات مىكند و نيز رفتاری متين و
مطابق دين در مقابل آن ها دارد، سطح فكر و فرهنگ خود را نشان مىدهد. (13)
خانواده و بدحجابی فرزندانخانواده:
به تحقيق نخستين و مؤثرترين محيط آموزشي و تربيتي انسان، محيط خانوادگي
است و اولين مربيان و معلمان او پدر و مادر هستند. خانواده به مثابه ی
هستهي اصلي و اوليهي جامعه بوده، حالات فكري و رواني انسان را شكل مي
دهد. كودك از زمان تولّد تا سالياني چند، در تماسي مستقيم و انحصاري با
خانواده است.
كودك در محيط خانواده طريقهي خوردن، سخن گفتن، لباس
پوشيدن و راه رفتن را ميآموزد. سلسله ی اعصاب و مغز و ذهن حساس و ظريف
كودك از همان آغاز ولادت مانند دستگاهي دقيق از صحنه ها، حوادث، رفتار و
اعمال، حالات پدر و مادر فيلم برداري نموده، شخصیت خود را شكل ميدهد.
عدم
رعايت پوشش اسلامي از سوي مادر و ارتباط پدر و مادر با نامحرم بدون عنايت
به موازين اخلاقي و اسلامي، در كاهش حساسيتهاي اعضاي خانواده به ويژه
فرزندان نسبت به هنجارها و ارزشهاي ديني کاملا تأثيرگذار خواهد بود.
بر اساس تحقيقات به عمل آمده، خانوادهي اكثر قريب به اتفاق دختران و زنان بدحجاب و بزهكار يك يا چند ويژگي ذيل را داشتهاند:
- از هم پاشيدگي كانون خانواده، (چه به صورت ناقص يا كامل، اتفاقي يا ارادي)
- عدم مراقبت والدين از فرزندان در اثر جهالت، گرفتاري و يا نقيصههاي جسمي، حسي و عاطفي.
- اعتياد، بزهكاري و انحراف يك يا چند عضو خانواده.
-
فضاي نامطلوب خانوادگي در اثر تبعيض و تحقير اعضاي خانواده به ويژه مادر و
فرزندان دختر؛ و يا نازپروردگي، خشونت، حسادت، كثرت عائله و... .
- اختلافات مذهبي يا نژادي (ناهماهنگي در اصول تربيتي)
- ضعف اعتقادات ديني و عدم حضور و مشاركت پدر و مادر در مراسم و اجتماعات مذهبي .
- رفاه بيش از حدّ و درآمدهاي نامشروع و بادآورده.
- فقر، بي كاري و مشكلات شديد مالي.
پیشنهادات:
-
به زنان و دختران متدین و عفیف پیشنهاد میشود به طور مستمر مطالعات و
تحقیقات خود را دربارهی فلسفه، فواید و مسائل حجاب افزایش دهند.
-
خانوادهها، خصوصاً مادران که مسئولیت سنگین تری در تربیت دختران و ارتباط
بیشتری با آن ها دارند، در مواجهه با نامحرم از حجاب کامل، مثل چادر
استفاده نمایند، تا از این طریق فرزندان دختر نیز از همان کودکی با حجاب
اسلامی آشنا شوند و با تمرین کردن نسبت به آن انس بگیرند. البته در کنار
تمرین و عادت دادن آنان، لازم است مادران ابعاد مختلف حجاب و پوشش و فواید
آن را برای دختران تبیین و آن ها را به رعایت پوشش کامل اسلامی تشویق و در
انتخاب دوستان آن ها توجه کنند.
- پرهيز از دوگانگي و حتي چند گانگي در برخوردها و رفتارها و تبليغها و ...
- كنترل فرزندان توسط والدين در خروج و ورود از منزل و نظارت بر حضور آنان در مجالس و محافل خصوصي و غيرخصوصي.
-
رعايت والدين در استفاده از فيلمهاي مبتذل و برنامههاي ماهوارهاي در
حضور فرزندان؛ چرا كه زمينهي كنجكاوي آنان ايجاد شده و كودكان نيز به
دنبال تقليد بر ميآيند.
- رعايت اصول اخلاقي و پوشش مناسب والدين در
منزل در حضور فرزندان، پدر در مقابل دختر و مادر در مقابل پسر (و حتي محارم
نسبي كه ممكن است موجب بروز حوادث بسيار شومي نيز گردد)
- از بين بردن دغدغه ی معيشت براي خانوادهها و كم كردن و در نهايت از بين بردن اختلاف طبقاتي.
- تعيين حدود حجاب اسلامي با عنايت به فرهنگ غني اسلامي و ايراني براي دختران و پسران.
- ترويج فرهنگ اصيل اسلامي و قرآني در صدا و سيما و سينما.
- جلوگيري از توليد و فروش محصولات غيرفرهنگي و البسه ي نامناسب.
پی نوشت ها :
1. عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی قم و مدرس جامعه المصطفی العالمیه.
2. رزاقی، احمد، بدحجابی، ریشه ها و راه کارها(قسمت اول)، خبرگزاری فارس.
3. همان.
4. مکارم شیرازی، ناصر، رساله ی توضیح المسائل، قم، هدف، ص424.
5. فرهادیان، رضا، آن چه والدین و مربیان باید بدانند، رئوف، قم، 1370، ص38.
6. همان.
7. حر عاملی، محمد حسن، وسائل، ج14، ص94.
8. فیض کاشانی، ملا محسن، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص275.
9. راهنمای پدران و مادران، ج1، ص77.
10. تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه ای، ص188-189.
11. Sehf-control
12. عاطفه اشرافی، پا به پای آفتاب، ج1، ص212.
13. پا به پای آفتاب، ج1، ص191.
برگرفته از : ماهنامه پیام زن ، شماره 232 ، تیر 1390
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چکيدهگرايش
به معنويت در جامعه، مخصوصاً جوانان امروز پررنگ تر است. بشر براي گريز از
فضاي پراضطراب زندگي ماشيني در پي يافتن فضايي امن و با نشاط بوده و همين
امر سبب شده تا مسير دين و معنويت را انتخاب کند.انسان ها با همه پيشرفت
هاي مادي به نوعي از زندگي پر آشوب، مأيوس کننده و نگران کننده مبتلا شده و
نياز دارند تا از تکيه گاهي اميدبخش و اطمينان آور برخوردار باشند و چاره
اي ندارد جز آنکه خود را به خدا عرضه کرده و کمبودهاي فکري، روحي و رواني
خود را از اين رهگذر جبران کنند. از نتايج گرايش انسان به معنويت عفاف و
حجاب است که دو ارزش واقعي براي تمامي انسان ها به ويژه دين باوران پاک
سيرت محسوب مي شود. عفاف و حجاب برگرفته از اعتقادات ناب ديني و باورهاي
پاک الهي است و انسان معاصر به اين دو ويژگي نياز دارد.
مقدمهاگر
انسان در مسائل دين شناسي به گونه ي افقي بينديشد و همه مسائل را بر اساس
روال مادي و عادي تبيين کند و منطقه ادارک و انديشه او خيال و وهم باشد، يا
هرگز گرايش به دين ندارد يا گرايش او کمتر است. از اين رو ممکن است اين
نوع دين داري زوال پذير باشد. اما اگر بر اساس سير عمودي و با ديد الهي دين
را بررسي کند و دريابد که حقيقت دين از نزد خدا آمده است و منطقه انديشه و
ادراک او به سمت عقل باشد گرايش و اشتياق او به دين بيشتر مي شود.
گرايش
به معنويت باعث تعالي انسان به سوي کمالات و بهره گيري او از دو گوهر
گرانقدر عفاف و حجاب مي شود، زيرا براي دوري از آلودگي و ايمني از فرو رفتن
در ورطه ي فساد و تباهي داشتن عفاف و حجاب را براي خود يک نياز تلقي مي
کند.
مطالعه ي تاريخ حيات بشر در دورترين زمان هاي ذکر شده همراه با
نشانه هايي از تمسک هميشگي انسان به حفظ پاکي و احترام به عفت و پاکدامني
است. مراجعه به وجدان، گوياي فطري بودن عفت طلبي انسان مي باشد؛ يعني
خداوند متعال، پاک بودن و پاک زيستن را در سرشت و نهاد بشر به وديعت گذاشت.
در واقع عفت و حيا و حجاب زن تدبيري است که او با نوعي الهام، براي گران
بها کردن خود و حفظ موقعيتش در برابر مرد به کار مي برد.
زن خوب مي داند
که خداوند او را مظهر معشوقيت قرار داده است. بر همين اساس زن با عفت و
حجاب بهتر مي تواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار بر احترام خويش
بيفزايد.
کساني کوشيده اند از طريق فاصله انداختن ميان ارزشها با روش
تحقق عيني آنها، ميان حجاب با عفاف را تفکيک نموده و حجاب را غير ضروري مي
خوانند و حفظ عفت را بدون حجاب نيز ممکن مي دانند، در حالي که حجاب و پوشش
نشانه ي عفاف و تنها يک تکليف و نشانه ي يک خصلت انساني است و اين دو به هم
وابستگي عميقي دارند.
در اين نوشتار، موضوع عفاف و حجاب که بازتابي از
گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر است از زواياي مختلف مورد تحقيق و
بررسي قرار گرفته و بر اساس متون ديني نقش آن در جنبه هاي مختلف زندگي
انسان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
معنويت در انسانعلت
اصلي گرايش انسان به دين در بخش اعتقاد و انديشه، بايد عقل و فطرت باشد.
از اين رو انبياء و پيامبران الهي مبعوث شده اند تا گنجينه هاي عقول بشري
را شکوفا و حق ميثاق فطرت را از انسان مطالبه کنند. در بخش عمل بايد انگيزه
و علت گرايش انسان به دين جلب رضاي خداي سبحان باشد، زيرا خداوند همواره
با انسان است و بر او احاطه دارد.
بنابراين بايد مهم ترين و اصلي ترين
عامل گرايش به دين در بعد انديشه، عقل و فطرت باشد و در بعد انگيزه جلب
رضاي خدا، انگيزه هاي ديگر مانند عوامل رواني يا اقتصادي، عوامل فرعي است
که زمينه ساز و علت عمده ي گرايش و پذيرش دين در انسان است و در اصل پذيرش
دين نقش ندارد.
انسان معاصر از جنبه هاي مختلفي به عفاف و حجاب نياز
دارد از جنبه هاي اجتماعي، موجب حفظ نيروي کار و فعاليت اجتماع مي گردد و
باعث استواري و استحکام جامعه مي شود زيرا کشانيدن تمتعات جنسي از محيط
خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي کند. از جنبه ي
خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري حميّت کامل بي زوجين مي
شود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي گردد که ارزش زن در برابر مرد
بالا رود. از جنبه ي رواني و بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند و باعث مهار
شدن غريزه ي جنسي مي شود زيرا نبودن حريم ميان مرد و زن و آزادي معاشرتهاي
بي بند و بار، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي جنسي را
به صورت يک عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني در مي آورد و اين موجب
ناآرامي در رفتار و درون انسان مي شود. غريزه ي جنسي غريزه اي نيرومند و
دريا صفت است و هرچه بيشتر اطاعت شود، سرکش تر مي شود همچون آتش که هرچه به
آن بيشتر خوراک بدهند، شعله ورتر مي شود.
در اين عصر «ارتباطات و
تکنولوژي» با واگذاري امور زندگي به رايانه ها و دست يابي بشر به انرژي هاي
نوين، بيم آن مي رود که انسان در گذار از زندگي سنتي به روش مدرن و صنعتي
کم کم جايگاه اثرگذاري و موعظه ي فعال به سوي اثرپذيري و انفعال پيش رود،
به طوري که در بعضي مواقع، هويت و مسئوليت خويش را به فراموشي سپارد و
همانند ابزاري در دست سامان دهندگان نظم نوين جهان در آيد که در نتيجه تمام
ارزشهاي فطري و اخلاقي بي رنگ شود و جامعيت شريعت اسلام به دست حيلت ورزان
نوين و دگر انديشان به بازي گرفته شود و موجب گسترش انحرافات شود به همين
سبب زنان با پوشش خود بايد مانع انحرافات شوند. اينکه پوشش فقط به زنان
اختصاص يافته به اين علت است که ميل به خودنمايي و خودآرايي بر طبق طبيعت و
سرشت انسان مخصوص زنان است.
اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مي
خواهد دلبري کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسير سازد، بنابراين
انسان معاصر به عفاف و حجاب نيازمند است تا از پيشروي و شعله ور شدن هوا و
هوس جلوگيري شود. زيرا در جامعه اي که زنانش با حجاب صحيح و پوشش کامل رفت و
آمد کنند، جوانان هم با خاطري آرام به کار خود مشغول مي شوند و دور از هر
گونه تحريک بي جا و خيال خام، در زمان مناسب با رضايت و خرسندي به تشکيل
خانواده علاقمند مي شوند و ازدواج مي کنند.
تحليل واژه عفاف و حجابدر تحليل واژه عفاف ابتدا معناي لغوي آن را مورد بررسي قرار مي دهيم.
معناي
لغوي: عفاف با فتح حرف اول، از ريشه «عفت» است و راغب اصفهاني در مفردات
خود، عفت را معني مي کند: « عفت، پديد آمدن حالتي براي نفس است که به وسيله
آن از افزودن خواهي شهوت جلوگيري مي کند.»( 1) پايه عفاف، خويشتن داري است
و رد پايي از جنسيت يا اختصاص خاص (زن) در معني لغوي عفاف وجود ندارد.
معناي عرفيدر ادب پارسي، «عفاف» از نظر معنا و گويش، تفاوت يافته است.
در لغت نامه ي دهخدا چنين آمده است: « عفاف: پارسايي و پرهيزگاري، نهفتگي، پاکدامني، خويشتن داري.»( 2)
دکتر
معين در فرهنگ فارسي معين آورده است: «عفاف: پارسايي، پاکدامني، در تداول
غالباً به کسر اول تلفظ مي کنند.»(3) بنابراين در گويش فارسي، عفاف به کسر
اول به معني «پاکدامني» به کارمي رود.
مفهوم حجابدر
فرهنگ معين آمده است: « حجاب: پرده، نقابي که زنان چهره خود بدان پوشانند
روبند.» (4) حجاب به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي
است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خود نمايي به
نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند، تا حجاب اسلامي محقق
شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان
گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
حجاب مانع ظاهري است که چون صدف،
گوهري گرانسنگ را در آغوش خود حفظ مي کند و نشان از بهار والا و خيره کننده
آن دارد(5) و عفاف حالتي دروني و نفساني است که از پيشروي اميال نفساني
جلوگيري مي کند.(6) اين دو ويژگي برگرفته از اعتقادات اصيل الهي است که يکي
«پوشش ظاهري» است و ديگري که «پوشش باطني»؛ «نماد بيروني» در ديدگان افراد
جامعه دارد و چون شعاري روشنگر، همگان را به راستي و پيراستگي فرا مي
خواند و ديگر «نمود دروني » در سازماندهي و مديريت چشم و گوش و دل و ديده
دارد تا هر يک را در عرصه صحيح خود به کار گيرد و در مرزهاي ممنوع الهي
متوقف سازد.
بصيرت دروني و آگاهي انسان او را به حقيقتي نهفته در فطرت
او فرا مي خواند و آن «مصون ماندن از گزند نگاه هاي هدف دار و مسموم و
حوادث بعدي آن» خواهد بود. از اين رو پروردگار حکيم، حکمت حجاب و پوشش و
عفت را، ايمني از اذيت و آزار نااهلان و سلامت از خطرات گوناگون بيان مي
کند: «ذلک ادني ان يومن فلا يؤذين.»(7) تحقيقات برخي انديشمندان نيز بيانگر
اين حقيقت است که مردان و پسراني که از کنار يک زن عفيف و پوشيده عبور مي
کنند در وجود خود ناخودآگاه احساس نوعي شرم و حياي دروني مي نمايند. به
طوري که اين حالت آنان را از نگاه بد يا سخن نادرست باز مي دارد. بدين خاطر
پاره اي از جوانان، احساس خويش هنگام روبه رو شدن با دختران با حجاب را
برابر با عبور از کنار مادر يا خواهر خود مي دانند و هرگز اجازه کوچکترين
حرکت ناشايستي به خود نمي دهند.
افزودن بر اين حالت، حجاب - به ويژه
چادر مشکي - نوعي هيبت خاص به دختران و زنان مي دهد که بسان خاکريزي
بلندقامت و استوار، عبور از آن بسي مشکل خواهد بود. و از سوي ديگر نوعي
احساس حقارت در مقابل بانوان به افراد ناصالح دست مي دهد که راه هر گونه
سخن و عملي به روي آنان بسته مي شود. زيرا انسان هاي با حجاب با پوشش خود
نوع تفکر خويش را عرضه مي کنند و بدين وسيله حريّت و آزادگي خود را اظهار
مي نمايند که اين خود نوعي قداست و ارزش در فکر و انديشه افراد ايجاد مي
کند، گر چه ديگران افرادي دين باور و معتقد نباشد. از اين رو انسان هاي
دقيق و فهيم - که گاه خود، هيچ گونه پايبندي به ارزش هاي اصيل دين ندارند-
به هنگام ازدواج به دنبال همسري با حجاب، پوشيده و عفيف بوده تا از گذشته
او اطمينان و نسبت به آينده وي، احساس آسودگي خاطر داشته باشند.
پس، گسترده ي معارف ناب الهي در وجود زنان و دختران ما، جلوه اي ظاهري به نام «حجاب» و شعاعي باطني به نام «عفاف» خواهد داشت.
تفکيک عفاف از حجابحجاب
ارتباط بنيادي با عفاف داشته و نمي شود کسي طرفدار حيا و عفاف باشد ولي با
اصل پوشش مخالف باشد، پوشش اسلامي کاملترين گونه رعايت عفاف است. اگر بين
حجاب و عفاف جدايي اندازيم دو مشکل عمده رخ مي نمايد(8):
1- جدايي بين
حجاب و عفاف تا کجا مي تواند پذيرفتني باشد؟ ملاک و معيار تبيين اين جدايي و
اندازه و شکل رعايت پوشش براي حفظ عفاف چه چيزي خواهد بود؟ و نيز مي
پذيريم که ممکن است افراد عفيف و پارسا باشند اما حجاب را به گونه اي که
مورد توصيه شارع است دارا نباشند ولي به اين امر بايد توجه کرد که اين
جدايي تا کجا مي تواند ادامه يابد.(9)
2- با پذيرفتن جدايي عفاف از حجاب
تنها دليل لزوم حجاب بر زنان هرزگي و هوسبازي مردان خواهد بود: «اگر زنان
بدون حجاب، عفيف و پاک هستند، آيا مردان نيز چنين اند و هوسبازي نمي کنند و
از هرزگي دست برنمي دارند؟(10)
حجاب و پوشش ظاهري يکي از علامت ها و
نشانه هاي عفاف است و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه تأثير و تأثر متقابل
وجود دارد. بعضي نيز رابطه ي عفاف و حجاب را از نوع ريشه و ميوه دانسته
اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوه ي عفاف و عفاف ريشه ي حجاب است. برخي
افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفت و طهارت باطني را در خويش
ايجاد نکرده باشند. از سوي ديگر افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري مثل
«انسان بايد قلب پاک داشته باشد.» خود را سرگرم مي کنند. چنين انسانهايي
بايد در قاموس انديشه ي خود اين نکته ي اساسي را بنگارند که درون پاک،
بيروني پاک مي پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن ميوه ناپاک بدحجابي
نخواهد شد.
حجاب و عفاف منشأ فرهنگ و ادبيات است زيرا همه زيبايي و شکوه
تمدن و فرهنگ انسان را در يک کلمه مي توان خلاصه کرد و آن عشق است. زبان
عاشقان، زبان شعر است که چون دل پر سوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ آتشين
که تن نمي شناسد و سر بر باد مي دهد ولي مهربان و ترحم برانگيز است و حتي
دل معشوق سنگ دل را مي سوزاند و به تحسين وا مي دارد. اين بلنداي شکوهمند و
فرهنگ و ادب شرقي، عرفاني و ايراني، دست مايه يک نسل سرافراز اصيل، خويشتن
دار و متمدن است که از منظر عفاف به يکديگر مي نگريستند. زن در حشمت و
جلال مي زيسته و مرد همواره در پي اين حشمت و جلال مي رفته است که به سادگي
و آساني دست يافتني نبوده است. کمتر بازيچه دست هوسران مردان بوده و بيشتر
ارزش و اعتبار داشته است. زن بدون حجاب و عفت، اين جمال مرموز و شاعرانه
را از کف مي دهد و به زباله داني شهوت مردان بي اصول بدل مي گردد، مرداني
که نه شاعر، بلکه تبهکارند. پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مومن است و موجب مي
گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و
هوسراني به او بنگرند.
عفاف و حجاب دو خصلتي است که مورد پذيرش تمامي
انسان بوده و هست. و انسان هاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه کرده
اند. در شريعت اسلام نيز بر آن تأکيد فراوان شده است. همين خصلت انسان يکي
از فلسفه هاي اصلي پوشش آدمي بوده است(11) . حجاب به شکل و قالب و نوع و
چگونگي پوشش برمي گردد. تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را
مي توان به عنوان تمثيل در اين زمينه به کار برد.(12)
وقتي زن پوشيده و
سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند افراد فاسد و
مزاحم جرأت نمي کنند متعرض آن شوند. زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دار
پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد. گوهر عفاف و
پاکي، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول و باغ و وسايل خانه نيست. دزدان
ايمان و غارتگران شرف فراوان هستند.
سادگي و خامي است که کسي خود را در
معرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم و چشمهاي ناپاک قرار دهد و به دلبري و
جلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمي
اندازد و از زهر نگاهها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.
کساني که
از جماعت رسوا نگريزند، رسواي جماعت مي شوند. آن که کودک عفاف را جلوي صدها
گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد، روزي هم پشت ديوار ندامت، اشک حسرت
بر دامن پشيماني خواهد ريخت، در آخرت هم در آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.
از اول نبايد به پاي بيگانه اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته هاي
نورس عصمت و عفت را لگدمال کند ولي گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي که
شاخه شکست و گل چيده شد. زن به خاطر ارزش و کرامتي که دارد بايد محفوظ
بماند و خود را حراج نگذارد و در بازار سودا گران شهوت، خود را به بهاي چند
نامه و نگاه و لبخند نفروشد.
حجاب در قرآن کريمبراي
ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد از ابتدا پايه هاي اعتقادي و
بينش افراد را نسبت به اين موضوع محکم کنيم و اين يعني نهادينه سازي
باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق، بنابراين تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان
اولين راهکار، اثربخش نخواهد بود.
آثار و پيامدهاي رعايت حجابالف- آثار فردي:
در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
1- احترام به شخصيت زن به واسطه ي رعايت حجاب.
2- مصونيّت ارتباط زن با مردان غريبه.
3- حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد.
4- حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.
ب- آثار اجتماعي.
آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از:
1- سلامت نسل جديد جامعه
2- پيشگيري از فساد اخلاقي
3- مبارزه با مظاهر بي ديني
4- حفظ کيان خانواده
انواع حجاب قرآني1-
حجاب چشم: « اي رسول به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا
بپوشند.» (نور- 30). «به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند»(نور-
31)
2- حجاب در گفتار: « زنهار که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. (احزاب -32)
3- حجاب رفتاري: «به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.
از
مجموع اين مباحث به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و
حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف
آنها مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراين حجاب و پوشش
زن به منزله يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و
تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
عفاف در قرآندر قرآن چهار بار از ريشه عفاف استفاده شده است:
1-
سوره بقره- آيه 273: « نا آگاه گمان مي برد که اينان توانگرند زيرا عفاف
مي ورزند» در اين آيه، کنش بزرگ منشانه، عفاف، خويشتن داري، عزت نفس و
امتناع از دست نياز دراز کردن است.
2- سوره نساء- آيه 6: درباره شناخت
زمان رشد و بلوغ يتيمان، به سرپرستان سفارش مي کند که «از دست يازي به
اموال يتيمان خودداري کنند و عفاف ورزند.» اين آيه نيز خويشتن داري را عفاف
خوانده است.
3- سوره نور- آيه 32: «و کساني که اسباب زناشويي نمي
يابند، پاکدامني ورزند تا آنکه خداوند از بخشش خويشتن توانگرشان گرداند.»
در اين آيه خويشتن داري (استعفاف) را به رام کردن قوه جنسي اطلاق فرموده
است.
4- سوره نور- آيه 60: «و زنان يائسه اي که اميد زناشويي ندارند،
گناهي نيست که جامعه هايشان (چادر) را فرو گذارند به شرط آنکه زينت نمايي
نکنند و اگر پاکدامني بورزند و (چادر فرو نگذارند) بهتر است و خداوند شنواي
داناست.»
علي (علیه السّلام) در اهميت عفاف مي فرمايد: « العفاف زهاده»
(عفاف زهد ورزي و خويشتن داري است.) (13) و «العفه تضعف الشهوه» (خويشتن
داري شهوت را ناتوان مي سازد.) (14)
پي نوشت ها :
1. اصفهاني، راغب 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص350.
2. دهخدا، علي اکبر، 1372، لغت نامه، جلد 10، دانشگاه تهران، ص14081.
3. معين، محمد 1385، فرهنگ معين، انتشارات امير کبير، جلد 2، ص 2319.
4. همان منبع، ص1340.
5. اصفهاني، راغب، 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص108.
6. همان، باب العين، ص339.
7. جوادي آملي، 1379، زن در آئينه جلال و جمال، مرکز نشر اسراء، ص 425.
8. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.
9. همان منبع، ص 55.
10. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص57.
11. مهريزي، مهدي، 1379، حجاب، ناشر جوانه رشد، ص39.
12. مطهري مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.
13. محمدي ري شهري، محمد، 1376، ميزان الحکمه، ج6، انتشارات دارالحديث، ص 359، ح 1224.
14. همان منبع، ج 6، ص363، ح 12861.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
کشانیدن
تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف
می کند.بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: «حجاب
موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است » بی حجابی و ترویج روابط
آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است.
آنچه موجب فلج کردن نیروی زن
و حبس استعدادهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از
فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود
ندارد.اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل
علم و دانش ندارد - بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است - و
نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند.اسلام هرگز نمی خواهد زن
بیکار و بیعار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید.پوشانیدن بدن به استثنای
وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه
موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های
شهوانی است.
آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضا
در یک محیط درس می خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی
نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند
یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب
بالای زانو نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و
غیره با قیافه های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائما مواجه باشد بهتر
سرگرم کار و فعالیت می شود یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشود؟ اگر
باور ندارید، از کسانی که در این محیطها کار می کنند بپرسید. هر مؤسسه یا
شرکت یا اداره ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع
آمیزشها جلوگیری می کند.اگر باور ندارید تحقیق کنید.
حقیقت این است که
این وضع بی حجابی رسوا که در میان ماست و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو
می افتیم از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج
سوء پول پرستی ها و شهوترانیهای سرمایه داران غرب است، بلکه یکی از طرق و
وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و درآوردن
آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می برند.
«اطلاعات » 5/9/47 گزارشی از اداره کل نظارت بر مواد خوردنی، آشامیدنی، آرایشی نقل کرده است.درباره لوازم آرایش چنین می نویسد:
«تنها
در ظرف یک سال 210 هزار کیلو مواد و لوازم آرایش از قبیل ماتیک، سرخاب،
کرم، پودر، سایه چشم برای مصرف خانمها وارد شده است.از این مقدار 181 هزار
کیلوگرم آن انواع کرم بوده است.در این مدت به 1650 قوطی و 2500 دوجین پودر
صورت و 4604 عدد روژ لب، 2280 عدد صابون لاغری، 2280
آمپول آرایشی اجازه
ورود داده شده است.البته باید 3100 عدد سایه چشم و 2400 خط چشم را نیز به
آن اضافه کرد.» آری باید زن ایرانی به بهانه «تجدد» و «تقدم » و «مقتضیات
زمان » هر روز و هر ساعت با وسائلی که در دنیای سرمایه داری تهیه می شود
خود را در معرض نمایش بگذارد تا بتواند چنین مصرف کننده لایقی برای کارخانه
های اروپایی باشد.اگر زن ایرانی بخواهد خود را فقط برای همسر قانونی و یا
برای حضور در مجالس اختصاصی زنان بیاراید، نه مصرف کننده لایقی برای سرمایه
داران غربی خواهد بود و نه وظیفه و ماموریت دیگرش را که عبارت است از
انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ایجاد رکود در فعالیت اجتماعی، به
نفع استعمار غرب انجام خواهد داد.
در جامعه های غیر سرمایه داری با همه
احساسات ضد مذهبی که در آنجا وجود دارد کمتر شنیده می شود که چنین رسواییها
به نام آزادی زن وجود داشته باشد.
برگرفته از : مجموعه آثار جلد 19 ، مطهری، مرتضی؛
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چكيده
يكي
از مسائلي که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابي و گسترش فرهنگ
منحط غربي است كه اين مسأله عوامل متعدد فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و
... دارد. اصل اوليه در برخورد با هر مسألهاي آن است كه با ابزارها و
شيوه هاي متناسب برخورد شود. بنابراين با شناخت عوامل مختلف ايجاد بد حجابي
و از بين بردن زمينه هاي هر يك و برطرف كردن مشكلات مربوط به آن ها از
لحاظ فرهنگي واقتصادی و سياسي و ... ميتوان گام بسیار مؤثری را در این
زمینه برداشت.
مقدمه
امروزه
مسايل و موضوعات متعدد و فراواني در جامعه خصوصاً در بين جوانان و
نوجوانان بوجود آمده كه لازم است به سرعت مورد توجه قرار گيرد و با ارائه
پاسخ هاي منطقي و روان ، عطش اين نسل نوخاسته را در زمينه نيازهاي تربيتي و
ديني جبران نمود تا خللي در فكرو رفتار آنان حاصل نشود و همچنين محل نفوذ
فكري دشمنان و فرصت طلبان ضد ديني و اخلاقي قرار نگيرد.
فراواني آسيب
هاي اجتماعي، توسعه موضوعات ومسايل ديني، پيدايش نسل جديد و ضعف دسترسي
آسان آنان به مراكز و عالمان ديني، ناكارآمدي برخي مجامع فرهنگي، تهاجمات
فرهنگي و ضد ديني ، امكانات رسانه اي مخرّب ، نفوذ برخي تفكرات پوچ و منفي
در بين جوانان و نوجوانان ، ايجاد نيازهاي كاذب در جوانان و نوجوانان ،
مشكلات و موانع ازدواج ، نابساماني در برخي از خانواده ها ،تفاوت فرهنگي
نسلها وبسياري عوامل ديگر، ضرورت امر پاسخگويي به پرسشهاو شبهات ديني و
تربيتي جوانان و نوجوانان را دو چندان كرده است.
یکی ازمسائلی که در حال
حاضر ذهن بسیاری از جوانهای این مرز وبوم را به خود معطوف داشته وسؤالات
وشبهات زیادی را در ذهن آنها ایجادکرده، مسأله "حجاب" است. سؤالات و شبهاتی
از قبیل :
چرا زنان باید حجاب داشته باشند ولی مردان آزاد باشند؟آیا
حجاب در ادیان و مذاهب پیشین هم بوده است؟آیا حجاب ، زن را محدود نمی
کند؟ایجاد عقده و حسرت نمی کند؟آیا رنگ مشگی(چادر) ایجاد افسردگی نمی
کند؟آیا حجاب منحصردر چادر است؟چرا با وجود انقلاب اسلامی ، معضل بد حجابی
همچنان ادامه دارد؟ فلسفه حجاب زنان در نماز چیست؟ و بسياری از مسائل ديگر
كه تحت عنوان كلي "حجاب ومسائل پیرامون آن"مطرح و قابل بررسى است.
مقاله
حاضر در صدد آن است كه به تمام سؤالات اساسي و مهم فوق وبسياري از سؤالات
ديگر كه ممكن است بر هر فردي خصوصاً جوانان عزيز ، پيش آيد، پاسخ دهد. و
اميد است اين مقاله بتواند شبهات را از ضميرپاك جوانان اين مرز وبوم
اسلامي، بزدايدودر زندگي راهگشاي آنان باشد. انشاءلله
1- حجاب در ادیان ومذاهب دیگر
از
برخي متون استفاده مي شود "اصل حجاب" ميان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و
سابقه طولاني دارد، گرچه نحوه بهرهگيري از حجاب، حدود و احكام آن بر حسب
سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1)
به عنوان نمونه در اديان يهود و مسيحيت به مسئله حجاب اشاره شده است كه در زير به طور اختصار بيان مي كنيم.
الف - حجاب در شريعت موسي(علیه السّلام):
"ويل
دورانت" راجع به قوم يهود و قانون تلمود مي نويسد: "اگر زني به نقض قانون
يهود مي پرداخت، مثلاً بي آن كه چيزي بر سر داشت، به ميان مردم مي رفت و يا
در شارع عام ، نخ مي ريسيد يا با هر سخني با مردان درد دل مي كرد يا صدايش
آن قدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلّم مي كرد، همسايگانش مي توانستند
سخنان او را بشنوند، در آن صورت ، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را
طلاق دهد." (2)
از كتاب مقدس نيز بر مي آيد كه در عهد سليمان(علیه
السّلام)، زنان علاوه بر پوشش بدن، " بُرقَعْ " (روبند) به صورت مي
انداختند.(3) همين سنت در زمان ابراهيم(علیه السّلام) رايج بود. نامزد اسحق
"رِفْقه" ابتدا كه اسحق را ديد، برقع به صورت انداخت.(4)
ب- حجاب در شريعت عيسي(علیه السّلام):
آن
چه از حجاب در شريعت موسي(علیه السّلام) بيان شد، در شريعت حضرت عيسي(علیه
السّلام) نيز وجود دارد، چون عيسي گفت: "فكر نكنيد كه من آمدهام تا تورات
و نوشتههاي پيامبران را منسوخ نمايم، بلكه آمدهام تا آنها را به تحقق
برسانم." (5)
زنها در قرنهاي اوليه مسيحيت تنها با چادر مي توانستند
در مراسم عبادي شركت كنند، زيرا گيسوانشان فريبنده به شمار مي رفت و مي
گفتند حتي فرشتگان ممكن است در موقع اجراي نماز از ديدن آنها حواسشان پرت
شود!(6) "پاولوس" فرمان داد زنان بايد حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(7)
بنابراين
حجاب و پوشش زنان هم در دين يهود وجود دارد و هم در دين مسيحيت. بله در
جزئيات حجاب كه چه مقدار پوشش لازم است، بين اديان و مذاهب تفاوت هايي وجود
دارد.
2- دلائل وجوب حجاب از منظر قرآن
لباس
پوشيدن سابقهاى به اندازه حيات انسان دارد و جز پيروان يكى از مكاتب فكرى
كه بر لزوم برهنه زيستى پاى مىفشارند(8)، همه افراد به نوعى آن را تجربه
مىكنند. اين پديده، به رغم ارتباطش با خصوصيات مختلف فردى و اجتماعى
انسان، دست كم به سه نياز وى پاسخ مىدهد: 1. حفاظت در سرما و گرما و برف و
باران. (9)
2. حفظ عفت و شرم. (10)
3. آراستگى، زيبايى و وقار. (11)
3- رابطه حجاب و پوشش اسلامى
«حجاب»
به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و منع از وصول است. (ر. ك: راغب
اصفهانى المفردات فى غرائب القرآن و سيدعلىاكبرقرشي، قاموس قرآن) اين
واژه(حجاب) تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم
پنهان كردن زن از ديد مرد بيگانه است. بدين سبب، هر پوششى حجاب نيست. حجاب
پوششى است كه از طريق پشت پرده واقع شدن، تحقق يابد. لذا در خصوص پوشش
زن،حجاب، اصطلاحى نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان كنند
اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود.
ويا مدّعى شوند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت كرده
است؛ در حالى كه آيات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان)
قبل از مسلمان شدن ايرانيان، نازل شده است. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى
بانوان به معناى حبس و زندانى كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه
عدم مشاركت اين گروه عظيم در فعاليتهاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا
است كه زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى
نپردازد و مشاركتش در فعاليتها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(12)
4- ضرورت پوشش اسلامى در قرآن
پوشش
اسلامى از احكام ضرورى اسلام است و هيچ مسلمانى نمىتواند در آن ترديد
كند؛ زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح كرده است و هم روايات بسيار بر وجوب آن
گواهى مىدهند. به همين جهت، فقيهان شيعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا
دادهاند. همان طور كه نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش
نيز چنين است و ادعاى عصرى بودن آن، بىدليل و غير كارشناسانه مىنمايد.
خداوند
متعال در آيه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان
مسلمان فرمان مىدهد از چشم چرانى اجتناب كنند و در رعايت پوشش بدن از
نامحرمان كوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ
بِما يَصْنَعُونَ»؛ «[اى پيامبر] به مردان مؤمن بگو ديدگان خود فرو
خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين
كار براى پاكى و پاكيزگىشان بهتر است و خداوند بدانچه مىكنند، آگاه است.»
سپس در آيه بعد مىفرمايد:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ
أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ
إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ
أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي
أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ
التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ
الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ
بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا
إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛
«[اى پيامبر] به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته،
دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و
ساير محارم آشكار نكنند، مگر آنچه پيدا است؛ و روسرىهاى خويش را به
گريبانها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوشها پوشيده باشد و پاهاشان را
به زمين نكوبند تا آنچه از زينت پنهان مىكنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن،
همه به سوى خدا توبه كنيد تا رستگار شويد.»
در اين آيه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شكل گسترش مىدهد:
1. پوشيدگى سر و گردن؛
2. پوشاندن زينتها.
«خُمُر»
جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش است. و«جيوب» از واژه «جيب» به
معناى قلب و سينه و گريبان است.(13) در تفسير مجمع البيان چنين مىخوانيم:
زنان مدينه اطراف روسرىهاى خود را به پشت سر مىانداختند و سينه و گردن و
گوشهاى آنان آشكار مىشد. بر اساس اين آيه، موظف شدند اطراف روسرى خود را
به گريبانها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد. آيا مفهوم واژه "جيب"،
"زيور" فارسى (زينتهاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نيز در بر مىگيرد
يا تنها آرايشهاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مىشود؟در پاسخ
بايد گفت: حكم كلى آن است كه خودآرايى جايز و خودنمايى در مقابل نامحرم
ممنوع است.(14)
آرايش امرى فطرى و طبيعى است و حسّ زيبايى دوستى سرچشمه
پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مىشود. اين گرايش طبيعى، افزون بر
آنكه آثار مثبت روانى در ديگران پديد مىآورد، به تحقق آثار گرانبهاى
روانى در شخص آراسته، نيز مىانجامد.آراستن خود و پرهيز از آشفتگى و
پريشانى در نظام فكرى و ذوق سليم انسان ريشه دارد. پرهيز از خودآرايى نه
دليل وارستگى از قيد نفس است و نه علامت بىاعتنايى به دنيا. وضع ژوليده و
آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه
ديگران خوار مىسازد و زبان طعن و توهين دشمن را مىگشايد. بر اين اساس،
پوشيدن جامه زيبا، بهرهگيرى از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گيسوان،
معطر بودن، انگشتر فاخر به دست كردن و سرانجام آراستن خويش هنگام عبادت و
معاشرت با مردم از مستحبات مؤكد و برنامههاى روزانه مسلمانان است.(15)
حضرت
امام حسن مجتبى(علیه السّلام) بهترين جامههاى خود را در نماز مىپوشيد و
در پاسخ كسانى كه سبب اين كار را مىپرسيدند، مىفرمود: «اِنَّ اللَّهَ
جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى»؛ «خداوند زيبا است و
زيبايى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زيبا مىسازم.» (16)
بنابراين،
خداوند زينت و خودآرايى را نهى نمىكند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است،
تبرّج و خودنمايى و تحريك و تهييج به وسيله آشكار ساختن زينت در محافل
اجتماعى است؛ چنان كه مىفرمايد: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ
الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى»؛ (17) ونيزمىفرمايد:«وَ لا يَضْرِبْنَ
بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ»؛(18)
اين
آيه زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا مىكردند و براى اينكه بفهمانند
خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محكم به زمين مىكوفتند، از اين كار نهى
مىكند. فقيه بزرگوار علامه مطهرى مىگويد: «از اين دستور مىتوان فهميد هر
چيزى كه موجب جلب توجّه مردان مىگردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنين
آرايشهاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلى زن در معاشرت، نبايد
كارى بكند كه موجب تحريك و تهيج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(19)
در
آيه 31 سوره «نور» مىفرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما
ظَهَرَ مِنْها». زينتهاى زن دو گونه است: يك نوع زينتى كه مانند لباس و
سرمه و انگشتر و دست بند آشكار است و پوشانيدن آن واجب نيست؛ و نوع ديگر
زينتى كه پنهان است مگر آنكه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد؛ مانند گوشوار و
گردن بند. پوشانيدن اين نوع زينت واجب است. البتّه استثناهايى دارد كه
بعداً بيان خواهد شد.(20)
آيات ديگرى كه با صراحت كامل دستور پوشش
اسلامى و فلسفه آن را بيان مىكنند، چنين است: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ
عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا
يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»؛(21)
«اى پيامبر! به
زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو: پوششهاى (روسرى و چادر) خود را برخود
فروتر گيرند. اين براى آنكه (به حريت و عفت) شناخته گردند و(توسط
هوسرانان)اذيت وآزار نشوند،[به احتياط ] نزديكتر است؛ و خدا آمرزنده و
مهربان است.»
با توجه به آيات و مطالب فوق ، در اينجا سه نكته مهم قابل ذكر است:
1) حدود و ميزان پوشش :
بدون
شك هر اندازه بدن زن پوشيدهتر باشد، ايمن تراست.اگر نگاههاى آلوده را
همچنان كه در روايات آمده است، تيرهاى زهرآلود شيطان بدانيم، پوشش زن
همانند قوسى است كه تير از آن كمانه مىكند و منحرف مىشود و از اصابت و
نفوذ در هدف باز مىماند. بر عكس هر اندازه بدن زن برهنهتر باشد، تيرهاى
شيطانى را بيشتر متوجه خود ساخته و از آن آسيب خواهد ديد. و از همين روست
كه چادر را حجاب برتر شناختهاند، زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و
مطمئنترين مصونيت را به ارمغان مىآورد. بنابراين حجاب منحصر به چادر
نيست و مانتوى كامل نيز مىتواند حجاب زن را تأمين كند، ليكن چادر حجاب
برتر است.
2) كيفيت پوشش :
ميزان
ضخامت و حتى كيفيت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشكيل مىدهد. بدون
شك لباسهاى نازك و تنگ و بدننما ، فرودگاه پيكان مسموم شيطان و موجب خيره
شدن چشمهاى هرزه و آلوده و به فساد كشاننده جامعه است. در مقابل لباسهاى
غيربدننما، ديده ها را از خود دور مي سازد و سلامت معنوي نفوس را تأمين
مي كند.
3) رنگ ها :
ترديدي نيست كه
برخي از رنگ ها ديده ها را خيره مي سازد، و پاره اي ديگر، نگاه ها را از
خود مي راند و دور مي سازد. اكنون سؤال مي شود كداميك از اين دو براي تأمين
حجاب واقعي و مصونيت معنوي جامعه و خيره نكردن چشم ها و بر نيفروختن آتش
شهوت مفيدتر است ؟ مگر ما در جامعه اي زندگي نمي كنيم كه ميليونها جوان در
اوج غريزه جنسي به سر مي برند و در سخت ترين شرايط جواني از امكان ازدواج
محرومند و كافي است با اندك جرقه اي، شعله هاي غريزه در وجودشان برافروخته
شود و به انواع گناهان و ناراحتي ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسيله ممكن -
حتي با گزينش رنگ مناسب لباس در جامعه - به سلامت ديني و روحي و رواني
آنان كمك نكنيم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشويم ؟
آيا اين سخت گيري، ناپسند است يا ناديده گرفتن تأثير عوامل ياد شده ؟ در
عين حال علماي دين نسبت به خصوص رنگ ها تأكيد چنداني نكرده ولي بر اين
مسأله پاي مي فشارند كه لباس، نبايد موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشي از آن
باشد. از اين رو است كه در طول تاريخ، زنان مسلمان، به ميل خود، لباس مشكي
را براي حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه مورد تقرير و پذيرش پيامبر(صلّی الله
علیه و آله و سلّم) و امامان (علیهم السّلام) قرار گرفت ، زيرا آنان به
اين وسيله احساس امنيت و مصونيت بيشتري مي كردند.
نكته ديگر اين كه در بسياري از كشورهاي اسلامي، حجابي شبيه چادر و عبا وجود دارد و اختصاص به ايرانيان ندارد.
5- بي حجابي و نابودي زمينه رشد وتعالي
بىحجاب
در انديشه نمايش خود و زيبايى خويش است. اين امر كه عقده حقارت انسان را
مىنماياند، زمينه رشد و تعالى وى را نابود مىسازد؛ در حالى كه زن مانند
مرد يك انسان است و بايد از نظر انسانى رشد و تكامل يابد. كسى كه با نمايش
زيبايى خود و گزينش پوششى ويژه در انديشه جلب نظر ديگران به سر مىبرد، در
حقيقت مىخواهد با تكيه بر جذابيتهاى ظاهرى خويش و نه اصالتها و ارزشهاى
متعالى خود، جايى در جامعه بيابد. در واقع او از اين طريق اعلام مىدارد،
آنچه برايش اصل است و اهميّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانيت و انديشه و
لياقت و كارايىاش. چنين فردى قبل از همه اسير خويش است و به مغازهدارى
شبيه است كه پيوسته در انديشه تزيين ظاهر و تغيير دكور خود به سر مىبرد و
فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگتر را نمىيابد.
اگر اصل زن بودن، زن
وجنسیت زن باشد ونه انسانیت او، این محدود است وزود گذر وهر زیبا روی جدیدی
که از او زیبا تر باشد، به راحتی جای او را می گیرد. اما اگر انسانیت اصل
شد، دیگر قیمتش خیلی گران است وهیچ چیزی جای آن را نمی تواند بگیرد.
6- حجاب و حرمت خود ( احساس ارزشمندى )
از
نظر روانشناسى، قطعىترين عامل رشد انسان، ميزان ارزشى است كه هر فرد
براى خود قائل است؛ به راستى آيا برهنه شدن و كشاندن رفتارهاى جنسى به
كوچه و خيابان به آدمى ارزش مىدهد و انسان را از احساس ارزشمندى بهرهمند
مىسازد؟ البتّه شايد احساس رضايت آنى و زود گذر پديد آورد، ولى كمتر كسى
است كه بر خوردارى از اين حالت و رفتار را ارزش تلقى كند و شخص برخوردار از
اين روحيه را ارزشمند بداند. افزون بر اين، تأمين هر خواستهاى هميشه با
احساس رضايت همراه نيست. در جامعهاى كه برهنگى تمام شريانهاى آن را پر
كرده و زن و مرد همواره در حال مقايسه داشتهها و نداشتههاى خويشند،
انسانها در تشويش مستمر و دلهره هميشگى فرو مىروند؛ زيرا رقابت و مقايسه
در ميدانى رخ مىنمايد كه ظرفيت رقابت ندارد و بدين سبب، آدمى به تنوع طلبى
حريصانه كشيده مىشود. بىترديد تا وقتى اين انديشه، فضاى ذهن آدمى را
پركرده است، فرصتى براى بروز خلاقيت و ابتكار باقى نمىماند. ذهنِ مشغول به
تصاحب دل ديگران و جلب نظر مردان و پسنديده شدن، هرگز انديشه علمى را بر
نمىتابد و نمىتواند يافتهاى تازه عرضه كند. او در پى آن است كه در وضعيت
موجود پسنديده شود نه آن كه وضعيت را تغيير دهد و با ابتكار و خلاقيت،
طرحى نو در اندازد. از سوى ديگر، از آنجا كه احساس بىارزش بودن تمام وجود
اين افراد را پر كرده است، در پى جبران اين كمبود بر مىآيند و چون
آسانترين راه رسيدن به اين احساس، مقبول ديگران واقع شدن است، از طريق سكس
و عرضه پيكر خود در اين مسير گام بر مىدارند تا به شكلى، احساس ارزشمندىِ
از كف رفته خود را جبران كنند. در حالى كه شخص بر خوردار از حجاب ، هرگز
چنين نيازى را احساس نمىكند. در نگاه او بهترين راه جبرانِ احساسِ
ارزشمندى ، آن است كه خود را از دسترس بيگانگان دور نگه دارد و مقام و
موقعيت خود را پايين نياورد.(22)
گويا از همين رو است كه ويل دورانت
مىگويد: زنان دريافتند كه دست و دل بازى، مايه طعن و تحقير است. بنابراين،
چنين افرادى هم ارزشمندى را از كف دادهاند و هم در جبران آن به بيراهه
رفتهاند. راه رسيدن به احساس ارزشمندى پايدار، رفتن در پى كسب صفات
ارزشمند و پايدار است.
انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود
از دسترس ديگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مىبخشد تا آنجا كه مرد،
نيازمندانه به آستان وى روى مىآورد. بىترديد اگر زنان اين مفهوم را به
طور كامل درك كنند، به پوشيده داشتن و مخفى ساختن پيكر خويش، بيشتر گرايش
نشان مىدهندو پى خواهند برد كه راه احساس ارزشمندى، در دسترس و مقبول بودن
لحظه به لحظه نيست. (23)
در این رابطه راسل مىگويد:"از لحاظ هنرى،
مايه تأسف است كه بتوان به آسانى به زنان دست يافت و خیلی بهتر است که وصال
زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد." ويل دورانت نيز مىگويد:" آنچه
مىجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مىگردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد
و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف وبا منع و جلوگیری ، قوی می گردد. " (24)
پس
حجاب احساس ارزشمندى است كه موقعيتى بلند مرتبه براى زنان، پديد مىآورد و
مردان را در محدوديت فرو مىبرد. اگر چه در بيان به زنان گفته مىشود كه
پوشيده بيرون آييد؛ ولى واقعيت آن است كه به مرد گفته مىشود، بهره بردارى
جنسى در همه جا ممنوع، چون راه چشم را كه نافذترين كانال حسىِ مردان است،
نمىتوان سد كرد.
7- حجاب و استحكام خانواده
خانواده
با اهميّتترين نهاد اجتماعى است. خانواده كانون عشق و اميد و تحقق
آرزوهاى آدمى و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهاى كه هيچ
جامعهاى نمىتواند بدون خانواده پايدار بماند. در معارف الاهى خانواده
مهمترين جايگاه پرورش انسان است. قرآن كريم همسران را «لباس» يكديگر
مىداند و بدين ترتيب نقش هر يك را معيّن مىكند. زن و شوهر نزديكترين
افراد به يكديگرند و چون لباس، يكديگر را از آفات و آسيبهاى عفت سوز و
ايمان برانداز، حفظ مىكنند. افزون بر اين، آنها مانند لباس، مايه وقار و
آراستگى يكديگرند. بىترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل مىگيرد.
چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگى رها باشند، نمىتوانند براى يكديگر
چون لباس به شمار آيند و عفت و وقار و شخصيت هم را پاس دارند. حجاب از
لوازم سامان يافتن چنين بنيادى است و بىحجابى با آن تعارض آشكار دارد؛
زيرا بىبند و بارى در پوشش، بىبند و بارى در تحريك و احساس نياز را در پى
دارد و تأمين نيازهاى شعلهور بنياد خانواده را نشانه مىرود.
غريزه
جنسى يكى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا براى
پايدارىاش كافى نيست. بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شكل
مىگيرد؛ خواستههاى زيستى و جنسى اندك اندك جاى خود را به نيازهاى روانى و
امنيتى و عاطفى و شناختى مىدهد و ديگر سرمايه عشق ورزى به تنهايى براى
تأمين اهداف خانواده و خواستهها كافى نيست. نخستين شرط دستيابى بدين اهداف
و تأمين خواستهاى جديد، آن است كه زن و شوهر از هويّت و خواستهاى فردى
دست شويند و به سوى پى ريزى هويتى جمعى گام بردارند. چنانچه هر كس فقط
خواهش خويش را پى گيرد؛ يعني زن در جهت تجمل و خودنمايى و مورد پسند واقع
شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو
رود و نقش مادرى را به فراموشى سپارد؛ و از آن سوى مرد در انديشه رسيدن به
تمكينهاى نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدرى را فراموش كند، بنيان
خانواده بر باد مىرود. بىترديد كانون خانواده با امورى چون توجّه به لباس
و بدن و روى و موى و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفى كردن خود، پيوند
تنگاتنگ دارد و پرداختن بدين امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نيازهاى
برتر، پايههاى خانواده را متزلزل مىسازد.
8- حجاب و مسؤوليت پذيرى هر
كس در برابر خود و ديگران مسؤول است. انجام موفقيتآميز مسؤوليت به
استعداد و برخوردارى از توانمندىهاى متناسب و ظرفيتهاى روان شناختى و
جسمى نياز دارد. توفيق در پارهاى از مسؤوليتها و حتّى سپردن برخى از
مسؤوليتها به حجاب تكيه دارد و افرادى كه بىحجابى پيشه مىكنند، توان
انجام آن را ندارند. اين گروه ناگزير بايد به خويش پردازند و - چنان كه
امروزه مشاهده مىكنيم - چارهاى ندارند جز آن كه انجام آن مسؤوليتها را
به ديگران و حتّى مردان بسپارند. زنانى كه در پى دلربايى و جلب نظر
ديگرانند و جز عرضه پيكر خود به چيزى نمىانديشند، هرگز نمىتوانند غمخوار
همنوع خود باشند؛ درنتيجه نمي توانند در برابر خانواده و اجتماع، احساس
مسؤوليت كنند و به معنويت خود و اعضاى خانواده و جامعه بينديشند. فرد
بىحجاب با رعايت نكردن اين شرط، در واقع از قبول مسؤوليت خوددارى ورزيده،
در پى خواستههاى خود مىرود و حتّى ديگران را از انجام تعهدهاى پذيرفته
شده باز مىدارد. بنابراين، حجاب هرگز به معناى محدود كردن حوزه مسؤوليت زن
نيست. حجاب شرط موفقيت در انجام دادن مسؤوليتها و سپردن برخى مسؤوليتها
است. انسان، با انتخاب بىحجابى از قبول مسؤوليتهاى حساس و سنگين شانه
خالى مىكند؛ آزاد از هر تعهدى سر بار ديگران مىشود و مسؤوليتها را به
ديگران وا مىگذارد.
9- حجاب مصونیت است نه محدودیت
علاوه
بر اینکه پوشش امرى غريزى و فطرى براى بشر است، كاوشهاى باستان شناسى نیز
نشان مىدهد كه از دير زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام
ورزيده است وهمه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار دادهاند.
ثانیاً
مستور بودن زيباييها و جذبههاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض ديد و طمع
ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مىكند و امنيت و بهداشت روانى جسمى آنان را
تامين مىنمايد.
همچنین ، برهنگى راهبر به سوى بىبند و بارى و لجام گسيختگى جنسى است كه عواقب شوم و زيانبارى دارد؛ از جمله:
1- گسترش فساد و ناهنجارىهاى اجتماعى.
2- شيوع بيمارىهايى چون سفليس، سوزاك، ايدز و... .
3- سست شدن پيمان مقدس خانواده و گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقدههاى روحى در كودكان.
4- زياد شدن فرزندان نامشروع.
اينها
و ده ها مشكل اجتماعى ديگر ، عواقب شومى است كه جهان غرب را سخت برآشفته و
ستاره تمدنش را به افول مىكشاند تا آن جا كه حتى فرياد متفكرين
ماترياليستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. ولى
مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدايتهاى نورانىاش همچون حجاب از اساس با اين
جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صيانت فرد
وجامعه از آسيب هاى بي شمار قرار داده است. از همينرو است كه استعمارگران
براى تخدير جوانان، در بند كشيدن آنان وگسترش اهداف ظالمانه خويش از بى
حجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مىجويند.
همچنین تجربه انقلاب
اسلامي اثبات كرد كه به هيچ وجه حجاب محدوديت نيست و نه تنها هيچ منافاتي
با پيشرفت زنان در عرصه هاي مختلف نداشته، بلكه عاملي مثبت در مصونيت و حفظ
كرامت و شخصيت زنان است؛ حضور زنان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در همه
صحنه هاي اجتماعي، اقتصادي، حماسي، سياسي، علمي، هنري، حقوقي، قانونگذاري و
بسياري صحنه هاي ديگر با پوشش ديني، نشان داد كه حجاب كمترين ركودي در
فعاليت هاي اجتماعي زن پديد نمي آورد، بلكه خودنمايي و بي حجابي است كه زن
را به حواس پرتي و ركود مي كشاند و فرصت گران بهاي او را براي تزيين و
خودآراي هدر مي دهد و پس از خروج از منزل نيز او را به نمايش تن و حفظ
آرايش وا مي دارد و به نماياندن جاذبه هاي زنانگي خود، فعاليت هاي مردان را
با ركود رو به رو مي سازد و به علاوه آثار بسيار مخربي بر فرهنگ، نهاد
خانواده و آينده جامعه انساني به دنبال خواهد داشت. بنابراين اين حجاب نيست
كه باعث ركود مي شود بلكه برعكس بي حجابي است كه سبب ركود فعاليت هاي هر
دو قشر زن و مرد خواهد شد.
پی نوشت ها :
1. تاريخ و تمدن، ويل دورانت، ج 4، ص 461
2. همان
3. عهد قديم(تورات)، سفر نشيد الاناشيد، باب 5
4. همان، سفر تكوين، باب 24
5. عهد جديد(انجيل)، انجيل متي، باب 20
6. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 9، ص 242
7. تحقيق در دين مسيح، جلال الدين آشتياني ، ص 286
8) انسانيت از ديدگاه اسلامى، مصطفوي ، ص 129
9) نحل / 81
10)نور / 31 و 30 و 59؛ احزاب / 59 و 60
11)اعراف / 26
12) مسأله حجاب،استاد مطهري، ص 73
13) مجمع البيان، طبرسي، ص217
14) مسأله حجاب، ص 131
15) حليه المتقين، مجلسي، صص 10 -91
16) مجمع البيان، ج3 ، ص 673
17)احزاب (33)، آيه 33
18) نور (24)، آيه 31
19) مسأله حجاب، صص 146 - 147
20) تفسير صافى، فيض كاشاني، ج 3، صص 430 - 431
21)احزاب (33)، آيه 59
22) نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، ص39
23) مسأله حجاب، مرتضي مطهري ص72
24) همان، ص73
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
«قُلْ
لِلْمؤمنينَ يَغُضُّوا مِنْ أبصارِهم و يَحْفَظُوا فُروجَهُمْ ذلكَ اَزْكي
لَهُمْ، اِنَّ اللّهَ خبيرٌ بِما يَصْنَعُون و قُلْ لِلْمؤمِناتِ
يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصارِهِنَّ و يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ و لا يُبْدينَ
زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنها و لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علي
جُيُوبِهِنَّ و لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتهِنَّ أوْ
آبآئِهِنَّ أوْ آبآءِ بُعُولَتِهِنَّ أوْ أبْنآئِهِنَّ أوْ أبنآءِ
بُعُولَتهِنَّ أوْ اِخْوانهِنَّ أوْ بَني¨ اِخوانِهِنَّ أوْ بَني
اَخَواتِهِنَّ أوْ نِسائِهِنَّ أوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ
أوِ
التابِعينَ غَيْرِ اُولِي الاِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أوْ الطِّفْلِ
الذَّينَ لَمْ يَظْهَروا علي عَوْراتِ النساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ
بِأرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إليَ
اللّهِ جميعا أيُّها الْمُؤمِنونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». «آيات 30 و
31»
مقدمه«ورود
به محلهاي مسكوني و غير مسكوني ديگران و اماكن عمومي، موضوعي بود كه در سه
آيه پيش آمده است. در اين بخش، دو آيه مورد بحث، ضمن تأكيد بر ضرورت پاس
داشتن از ادب چشم و خودداري از نگاههاي آلوده و صيانت دامن خويش از نگاه
ديگران، توسط مردان و زنان باايمان، نخست حكم الزامي پوشش اسلامي را براي
بانوان مسلمان بيان ميكند و سپس مواردي را كه از اين حكم كلي، استثنا شده
بازگو مينمايد. آيه نخست، بيانكننده وظيفه مردان مسلمان و آيه ديگر
بازگوكننده مسئوليت شرعي بانوان مسلمان ميباشد؛ مسئوليتي كه به يك معنا از
حساسيت بيشتر و ظرافت فزونتري برخوردار است.»
روش كلي ما در شرح و
تفسير آيات سوره نور به اين گونه است كه به ترتيب آيات سوره، يك يا دو يا
سه آيه را كه از نظر موضوع با هم تناسب دارند، موضوع بحث قرار داده و پس از
«شرح كلي» به تبيين و ارائه «نكات ادبي» آن ميپردازيم. سپس به «شرح
تفصيلي» فرازهاي آيه يا آيات مورد بحث ميپردازيم. و در پايان برخي
«روايات» را در شأن نزول آيه يا متناسب با موضوعات بحث بازگو ميكنيم. «شرح
كلي» اجمالي و «نكات ادبي» دو آيه مورد بحث، به تفصيل در قسمت پانزدهم
آمده است. همچنان كه «شرح تفصيلي» آيه نخست و فراز «و قُلْ للمؤمنات
يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصارِهنَّ و يَحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ» به همراه روايات
مربوط به آن نيز در قسمت قبل آمده است. بويژه بحث «نكات ادبي» دو آيه موضوع
بحث، كه گفتههاي قابل توجهي را به خود اختصاص داده است و طبعا فرصتي براي
دوبارهگويي آنها نيست. از اينرو، آنچه در اين قسمت ميآيد «شرح كلي» و
«شرح تفصيلي» ادامه بخشي از آيه دوم و روايات مربوط به آن است كه در واقع
در جهت تكميل قسمت قبل ميباشد. پيوستگي بحث از يك سو و طولاني بودن آن از
سوي ديگر، چارهاي جز ارائه آن در سه قسمت باقي نميگذاشت، اما سه قسمتي كه
فقط سه سال، يعني 36 شماره مجله ميان قسمت اول و دوم آن فاصله افتاد! اميد
ميرود اين توضيح مبسوط، چارهساز بخشي از تقصير در تأخير باشد.
شرح كلي:
در
دومين آيه مورد بحث، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأموريت مييابد به زنان
مسلمان بگويد از نگاههاي آلوده و حرام چشم فرو بندند و دامن خود، نگه
دارند. كما اينكه در آيه نخست چنين فرماني، مردان را موظف به حفظ ديده و
دامن ميكرد. آن گاه طي چهار فراز به مسأله مهم پوشش و پرهيز از خودنمايي
دستور ميدهد:
1ـ بانوان مسلمان زينت خود را جز آن مقدار كه آشكار است، نمايان نكنند.
2ـ پوشش و روسري خود را تا گردن و قفسه سينهاشان بيندازند.
3ـ زينت خود را جز براي دستههايي از اشخاص، نمايان نسازند.
4ـ به گونهاي راه نروند كه زينت پنهان آنان را آشكار سازد.
و در پايان از همه مسلمانان ميخواهد كه به اميد رستگاري به سوي خدا بازگردند و توبه كنند.
نقطه
مشترك و اجمالي فرمانهاي يادشده، اين است كه زنان مسلمان خود را بپوشانند و
زينت خويش آشكار نسازند، جز آنچه آشكار است و جز براي دستههايي از افراد
كه در آيه به صراحت از آنان نام برده شده است.
اينكه زينت مورد نظر در
آيه چيست و زينت آشكار كدام است، پرسشهايي است كه از سوي مفسّران و نيز
فقها يكسان پاسخ داده نشده است. چنان كه در بيان مصاديق استثناي دوم نيز در
ميان آنان اختلاف نظر هست.
شرح تفصيلي
* وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الاّ ما ظَهَرَ مِنْها
«زينت» در زبان عربي معنايي گستردهتر از لفظ «زيور» كه واژهاي فارسي است دارد. زيور، فقط به زينتهايي گفته ميشود كه جزء
بانوان
مسلمان بايد زيباييهاي خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند؛ چه اندام آنان
باشد و چه زيورآلات و آرايش. البته آنچه خود به خود و به صورت طبيعي در
فعاليتهاي روزمره آشكار است از اين حكم بيرون است. مصداق زينت عام است و
شامل خود اندام نيز ميگردد حتي اگر خالي از زيورآلات و آرايش باشد. اين
معنا با اطلاق لفظ زينت در آيه مورد بحث نيز سازگاري بيشتري دارد. بدن شخص
به شمار نميرود، مانند انواع زيورهاي طلايي و جواهر، ولي كلمه «زينت»، هم
در چنين زيورهايي به كار ميرود و هم به آرايشهايي گفته ميشود كه به بدن
شخص متصل است و گويي جزئي از وي ميباشد؛ همانند سرمه و خضاب. علاوه بر
اين، خود زيباييهاي طبيعي هم زينت به شمار ميرود، بنابراين شامل اندام
زيبا و چشمنواز نيز ميگردد. از اينرو بايد ديد آيه شريفه كه به زنان
فرمان ميدهد «زينت» خود را آشكار نسازند، آيا هر نوع زينت و زيبايي را، چه
طبيعي و چه غير آن، شامل ميشود يا يك بخش را؟ پاسخ به اين پرسش را در
ادامه خواهيم آورد.
از طرف ديگر، در اين آيه كه زنان را از آشكار ساختن
زينت خود باز ميدارد، از اين فرمان دو مورد استثنا شده است؛ يكي همين جمله
«الاّ ما ظهر منها» و ديگري «الاّ لبعولتهنّ أو آبائهنّ او ...». شرح
استثناي دوم را بعداً پي خواهيم گرفت. در استثناي اول، آنچه از زينت را كه
خود به خود آشكار است، از حكم حرمت آشكارسازي زينت جدا ميكند. بنابراين
آيه به دو نوع زينت زن اشاره دارد؛ يك دسته كه خود به خود نمايان است و
دسته ديگر كه نوعاً پنهان است، مگر اينكه شخص به قصد بخواهد آنها را آشكار
سازد و آيه آنان را از آن باز داشته است.
پرسش دوم كه در واقع پرسش اصلي
بحث ميباشد، اين است كه زينت «نمايان» كدام است و زينت «پنهان» كدام؟ اين
سؤالي است كه از گذشته، ميان كساني كه در صدد شرح آيه برآمدهاند و يا در
فقه در مقام تمسك به آن بودهاند، منشأ اختلاف شده است.
بنابراين تا
كنون روشن شد كه آيه شريفه زنان مسلمان را به صورت كلي از نمايان ساختن
زينت خود بازميدارد (مستثني منه) ولي پوشاندن زينتهاي آشكار را لازم
نميداند (مستثني). زينت نيز مفهومي روشن دارد؛ اگر مصاديق زينتهاي آشكار ـ
يعني آنچه استثنا شده ـ مشخص گردد، قهراً مواردي از زينت كه پوشاندن آن در
مقابل نامحرمان واجب است (مقدار مستثني منه) نيز معلوم خواهد شد. براي اين
كار چارهاي جز تعيين مصداق «زينت» در جمله نخست كه «مستثني منه» است نيست
و با روشن شدن مصاديق آن، موارد زينت آشكار نيز معلوم خواهد شد، زيرا حتي
با فرض اينكه استثناي مورد بحث از نوع استثناي «منقطع» باشد و نه «متصل»
باز با توجه به ضمير «منها» كه به كلمه «زينت» برميگردد، تعيين مصاديق
زينت در هر دو جمله، مرتبط به هم ميباشد.
مصاديق زينت
در تبيين مصاديق زينت سه نظر عمده وجود دارد:
1ـ مقصود از زينت، همان زينت و زيبايي طبيعي است كه عبارت است از اندام زيباي زن.
2ـ
منظور جاي زينت است و اگر منعي وجود دارد مربوط به محلّ زينت و زيور است و
گرنه نمايان ساختن خود زيورآلات همانند گوشواره و دستبند و بازوبند و
نگاه به آنها، منعي ندارد. اگر سخن از پوشاندن زينت رفته، در واقع به خاطر
تأكيد و مبالغه در لزوم پوشاندن آن قسمتهاي بدن است؛ همانند گردن، سر، گوش،
ساق پا و بازو. به عبارت ديگر، از نگاه به خود زينت باز داشته است تا نشان
دهد كه نگاه به محل آنها شديدتر است.(1) علامه طباطبايي اين نظر را
برگزيده است.(2)
3ـ مراد از زينت، خود زينت و زيورآلات است ولي نه به
تنهايي، بلكه وقتي مورد استفاده قرار گرفته و روي بدن باشد. طبيعي است
نمايان ساختن زيورآلات در چنين حالتي، نوعاً همراه با آشكار ساختن اندامي
است كه به آنها آراسته شده است. زمخشري گفته است:
«زينتهاي آشكار همانند
انگشتر، حلقه، سرمه و حنا، مانعي ندارد كه آشكار شود، اما زينتهاي پنهان
از قبيل دستبند، ساقبند، بازوبند، گردنبند، تاج، كمربند و گوشواره، بايد
پوشانده شود مگر در برابر كساني كه در ادامه آيه استثنا شدهاند.»(3)
ارزيابي گفتهها:
در
بررسي و ارزيابي هر يك از سه نظر يادشده، اگر به استناد ظاهر آيه، مقصود
از زينت را خود زينت بدانيم و نه محلّ آن؛ و از سوي ديگر، آن را چنان كه از
برخي روايات برميآيد، به زينتهاي مصنوعي چون زيورآلات، محدود سازيم،
نتيجه ميگيريم كه پنهان ساختن زيورهايي چون گردنبند و بازوبند و گوشواره و
كمربند از نگاه نامحرمان لازم است و مواردي چون انگشتر و سرمه و حناي دست و
حتي النگو كه نوعاً و خود به خود نمايان است آشكار ماندن آن جايز است. ولي
اگر يكي از دو نظر نخست را برگزينيم و مصداق زينت را عبارت از خود اندام
زيبا و يا محل زينت بشماريم، آن وقت بايد بگوييم منظور از «مستثني» در جمله
«الا ما ظهر منها» كه پوشاندن آن واجب نيست، چهره و دو دست تا مچ است و بر
اساس گفتهاي ديگر، علاوه بر اين دو، شامل قدمها تا مچ نيز ميشود.
رواياتي كه ميرساند منظور خود زينت است و در واقع مؤيد گفته سوم است
اينهاست:
1ـ حضرت امام صادق(علیه السّلام) در تفسير جمله «الا ما ظهر منها» فرمود:
«الزينة الظاهرة الكحل و الخاتم؛(4)
زينت آشكار، سرمه و انگشتري است.»
2ـ
ابوبصير از اصحاب امام صادق(علیه السّلام) گفته است در باره اين جمله
خداوند عز و جل «و لا يبدين زينتهنّ الا ما ظهر منها» از آن حضرت پرسيدم؛
فرمود:
«الخاتمُ و المَسَكةُ و هي القُلْب؛(5)
انگشتري و مَسَكه كه همان دستبند است.»
3ـ علي بنابراهيم قمي، صاحب تفسير روايي معروف، از حضرت امام باقر(علیه السّلام) در شرح آيه مورد بحث نقل كرده است كه فرمود:
«هي
الثيابُ و الكحلُ و الخاتمُ و خضابُ الكفِّ و السوار. و الزينة ثلاث: زينة
للناس و زينة للمحرم و زينة للزوج، فامّا زينة الناس فقد ذكرناها، و امّا
زينة المحرم فموضع القلادة فما فوقها و الدُمْلَج و ما دونه و الخلخال و ما
اسفل منه، و امّا زينة الزوج فالجسد كلّه؛(6)
زينت آشكار عبارت است از
لباس و سرمه و حناي دست و النگو. و زينت (اساسا) سه گونه است: يك نوع زينت،
براي مردم است، و نوع ديگر زينت، براي محرم است، و گونه ديگر زينت براي
شوهر است. امّا زينت مردم همان است كه گفتيم (لباس و سرمه و حناي دست و
النگو) و زينت محرم، جاي گردنبند و بالاتر آن و بازوبند و پايين آن و
خلخال و پايينتر آن است، و اما زينت شوهر، عبارت از همه بدن است.»
چنان
كه از اين روايت پيداست، قسمت نخست همان زينتهايي است كه آشكار است و از
اينرو، از آن به عنوان زينت عمومي نام برده شده است، ولي دو قسم ديگر، يكي
به محارم اختصاص دارد، چون در اندامي استفاده ميشود كه بايد از نامحرمان
پوشانده شود، و ديگري ويژه شوهر است كه شامل همه بدن ميشود. البته نوع
دوم، با نظريه دوم نيز همخواني دارد. با اينهمه اين پرسش همچنان باقي است
كه آيا عنوان زينت، شامل خود اندام نيز ميگردد يا نه؟ روايت بعدي كه از
نظر سند نيز صحيح و داراي اعتبار است، نشان ميدهد كه اندام نيز مصداق زينت
ميباشد؛ چنان كه بخشي از روايت پيش نيز كه زينت شوهر را بيان كرد، همين
معنا را ميرساند.
4ـ فضيل بنيسار گفته است از حضرت امام صادق(علیه
السّلام) در باره ساعدهاي زن پرسيدم كه آيا جزء زينتي هست كه خداوند در
باره آن فرموده است «و لا يبدين زينتهنّ الا لبعولتهنّ»؟ حضرت فرمود:
«نَعَمْ و ما دون الخمار من الزينة و ما دون السوارين؛(7)
آري، و (نيز) آنچه پايين (زير؟) روسري (مقنعه) و آنچه پايين (زير؟) دستبندهاست.»
نظر نهايي:از
جمعبندي روايات يادشده ميتوان نتيجه گرفت كه مصداق زينت عام است و شامل
خود اندام نيز ميگردد، حتي اگر خالي از زيورآلات و آرايش باشد. اين معنا
با اطلاق لفظ زينت در آيه مورد بحث نيز سازگاري بيشتري دارد. اينكه برخي
براي محدود ساختن مصاديق آن گفتهاند كلمه زينت در زيباييهاي طبيعي، كمتر
به كار ميرود(8)، سخن واردي نيست. قرآن كريم حتي مال و فرزند را نيز زينت
خوانده است.(9) كما اينكه ستارگان را زينت آسمان شمرده است.(10) البته در
فقه اسلامي، در استدلال بر وجوب پوشاندن اندام زن، جز آنچه خودبهخود آشكار
شود.
قرآن كريم از پوششي به نام «جلباب» نام برده است كه در عرف كنوني
ما بهترين و مناسبترين مصداق آن همان «چادر» است. است، يعني صورت و دست و
پا تا مچ، دليلهاي ديگري نيز وجود دارد كه حتي با فرض اختصاص زينت در آيه
مورد بحث به زيورآلات، همان دليلها در اثبات وجوب پوشش كفايت ميكند، ولي
با بياني كه گذشت و در جمعبندي نهايي بايد گفت بانوان مسلمان بايد
زيباييهاي خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند؛ چه اندام آنان باشد و چه
زيورآلات و آرايش. البته آنچه خود به خود و به صورت طبيعي در فعاليتهاي
روزمره آشكار است از اين حكم بيرون است. از اين سو براي مردان نامحرم نيز
جايز نيست به مواردي كه پوشش آن بر زنان واجب است نگاه كنند حتي اگر نگاهي
عادي باشد و از روي التذاذ و لذّتجويي نباشد و حتي اگر زمينهاي نيز براي
گرفتار آمدن به گناه و مفسدهاي در ميان نباشد. اين حرمت و احترامي است كه
اسلام براي بانوان مسلمان قايل شده است و بخشي از چارچوب روابط زن و مرد
بيگانه و نامحرم را در معاشرتهاي اجتماعي و نشست و برخاستهاي خانوادگي و در
هر محيط و زماني، مشخص ميكند و هيچ يك از آن دو، حق حرمتشكني را ندارند،
نه نسبت به خود و نه نسبت به طرف مقابل.
بديهي است آنچه گفته شد در يك
بحث تفسيري و در شرح آيات مورد نظر است و نه ارائه فتوا. از اينرو و در
مقام تعيين تكليف شرعي و شناخت مرزهاي حلال و حرام الهي، هر شخصي بايد به
نظر و فتوايي گردن نهد كه براي او حجت شرعي است كه نوعاً نيز از مرجع جامع
شرايط تقليد فرا خواهد گرفت.
* وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علي جُيُوبِهِنَّ.
«خُمُر»
جمع «خِمار» آمده است و اصل ريشه آن به معناي پوشاندن ميباشد. اگر به
مايعات مستكننده نيز «خمر» گفتهاند، از اينرو است كه عقل را در حال مستي
ميپوشاند. «خمار» در اصل به معناي هر چيزي است كه در پوشاندن و ستر
چيزهاي ديگر به كار ميرود، ولي در عرف به پوششي گفته ميشد كه بانوان، سر و
گردن خود را با آن ميپوشاندند؛ همان روسري و مقنعه. «جُيُوب» نيز لفظ جمع
است و مفرد آن «جَيْب» ميباشد كه به معناي سينه و قلب است و در اين آيه
به تناسب حكم و موضوع، به معناي سينه به كار رفته است.
مفاد فراز يادشده
كه دو لغت «خمر» و «جيوب» به همراه «ليضربن» كه فعل امر است و «علي» كه به
معناي «بَرْ» است، ضرورت قرار دادن «خمار» بر گريبان و قفسه سينه را
ميرساند. در تفسير كشاف در توضيح به كار بردن ريشه «ضَرْب» در موضوع پوشش
ميگويد:
«ضَرَبَتْ بخمارها علي جيبها كقولك ضربتُ بِيدي علي الحائطِ، اذا وضعتَها عليه؛(11)
كار
بردن اين تعبير كه زن خمارش را بر سينهاش زد، همانند اين تعبير رايج است
كه وقتي مثلاً دستت را روي ديوار ميگذاري، ميگويي: ضربتُ بيدي علي
الحائط؛ دستم را روي ديوار گذاشتم.»
همين مفسّر اديب در شرح آيه «فَضَرَبْنا علي آذانهم فِي الكهفِ»(12) ميگويد:
«أيْ ضربنا عليها حجابا من أن تَسمع؛(13) يعني بر روي گوشهاي آنان پرده و مانعي از شنيدن قرار داديم.»
بنابراين آيه شريفه، زنان مسلمان را فرمان ميدهد كه «خمار»هاي خود را بر گريبان و قفسه سينه افكنند و آن را بپوشانند.
توضيح
اينكه، در شأن نزول آيه به نقل از حضرت امام باقر(علیه السّلام) آمده است
جواني از انصار، در مدينه، در مسير خود با زني روبهرو شد. در آن زمان،
زنان مقنعههاي خود را پشت گوشهايشان قرار ميدادند (و طبعاً گردن و مقداري
از پايين گلو و قفسه سينهاشان نمايان بود). جوان به زن كه از روبهرو
ميآمد، نگاه دوخت؛ هنگامي كه از كنار او گذشت، جوان همچنان به او چشم
دوخته و او را دنبال ميكرد؛ تا اينكه جوان داخل كوچه باريكي (به نام كوچه
فلانيها)(14) شد و باز پشت سر آن زن چشم دوخته بود كه ناگهان صورتش به
استخوان يا شيشهاي(15) در ديوار خورد و چهرهاش را شكافت. وقتي زن رفت (و
از ديده جوان پنهان شد) وي به خود آمد و نگاه كرد كه خونها بر لباس و
سينهاش روان است! پيش خود گفت: به خدا سوگند! هم اينك حتما پيش رسول
خدا(صلی الله علیه و آله) خواهم رفت و او را (از اين جريان) آگاه ميكنم.
جوان
پيش پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمد. وقتي حضرت او را ديد فرمود: چه شده؟
او قضيه را باز گفت. اين هنگام بود كه جبرئيل(علیه السّلام) آيه «قل
للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ان اللّه خبير
بما يصنعون» را فرود آورد.(16)
چنان كه از اين روايت شريف پيداست زنان
مسلمان عرب تا آن زمان نوعا پيراهنهايي ميپوشيدهاند كه گريبان آنان
بازميماند و دور گردن و سينه را نميپوشاند، دامنه روسريهاي خود را نيز از
پشت سر ميآويختند. طبعاً گوش و بناگوش و گوشواره و گردن و گريبان آنان
نمايان ميشد. فراز مورد بحث از آيه شريفه كه يك حكم قطعي و ترديدناپذير
قرآني و شرعي است ـ با توضيحي كه گذشت ـ به آنان فرمان داد كه از اين پس
بايد اينها را از نگاه نامحرم بپوشانند و قسمت آويخته همان روسريها را به
جاي انداختن پشت گوش، از دو طرف، روي سينه و گريبان خود بيفكنند تا اين بخش
از اندامهاي آنان نيز كه از مصاديق روشن زينت بانوان است همانند ديگر
قسمتهاي بدن پوشيده بماند. از اينرو، اين جمله، حكمي جديد و وظيفه تازهاي
را افزون بر آنچه در پوشش بانوان مرسوم بود، بر عهده آنان گذاشته است.
البته همه ميدانيم كه روسري خصوصيتي ندارد و مقصود لزوم پوشاندن سر و گردن
و گريبان است. چنان كه عبداللّه بنعباس، مفسّر و شاگرد سرشناس
اميرالمؤمنين علي(علیه السّلام) در تفسير آيه مورد بحث گفته است:
«تُغطّي شَعْرَها و صدرَها و ترائبَها و سوالفَها؛(17) زن (بايد) مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»
البته
قرآن كريم، در سوره احزاب، در تأكيد بر حفظ شئون بانوان مسلمان و مصون
ماندن از تعرض برخي هوسرانان و نابخردان و براي بازشناسي زنان آزاده از
كنيزان ـ كه در اين زمينه مسئوليت كمتري داشتند و يا شرايط آنان، آزادي عمل
بيشتري را به آنان ميداد ـ در رديف زنان و دختران پيامبر(صلی الله علیه و
آله)، به آنان فرمان ميدهد كه خود را با لباسي بلند، كاملاً بپوشانند تا
ابهت و حرمت و جايگاه اجتماعي آنان از كنيزان باز شناخته شود و از
چشمچراني و تعرض هوسبازان و كمخرداني كه در پي هتك شخصيت بانوان مسلمانند
و با نگاه و زبان و گاه دست خود، متعرّض بانوان ميشوند، مصون بمانند.
قرآن كريم در آن آيه از پوششي به نام «جلباب» نام برده است كه در عرف كنوني
ما، بهترين و مناسبترين مصداق آن، همان «چادر» است و از همين رو است كه
عليرغم عدم انحصار حجاب شرعي در «چادر» از آن به عنوان بهترين و مناسبترين
پوشش براي زنان مسلمان نام ميبريم و بر آن تأكيد داريم، بويژه در رنگ
مشكي كه علاوه بر ابهّت و متانت، رنگي جا افتاده و امري كاملاً پذيرفته شده
در عرف اجتماعي و ديني ما ميباشد. البته چنان كه اشاره شد، زنان و دختران
مسلمان از نقطه نظر شرعي، فقط موظف هستند پوشش لازم را داشته باشند و
الزامي به استفاده از چادر ندارند و كسي نيز نميتواند پوششهاي كامل ديگر
را اگر لباس شهرت و انگشتنما شدن و يا ويژه مردان نباشد، از نظر شرعي
نميتواند تخطئه كند ولي روشن است با الهام از آيه شريفه و با ويژگيهايي كه
چادر دارد، توصيه ما استفاده از اين پوشش است كه در عرف ما به عنوان نشانه
ملّي بانوان ايراني نيز به شمار ميرود. كما اينكه اگر برخي اماكن مقدس و
يا مؤسسات و محيطهاي كاري يا آموزشي، نوع خاصي از پوشش كامل را انتخاب
كردهاند، طبعاً بايد به آن پايبند بود.
قرآن كريم در آن سوره خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ميفرمايد:
«يا
ايّها النبي قُلْ لِازواجِكَ وَ بناتِكَ وَ نِساءِ المؤمنينَ يُدنينَ
عليهنَّ مِنْ جَلابيبهنَّ ذلكَ أدني أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ و كان
اللّهُ غفورا رحيما؛(18) اي پيامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمانها
بگو جلبابهايشان را بر خود فرو افكنند (و خود را با آن بپوشانند) آن كار
براي اينكه شناخته شوند و آزار نبينند بهتر است، و خداوند بخشنده مهربان
است.»
چنان كه در آغاز اشاره شد، در آيه مورد بحث، در فرمان به پنهان
ساختن زينت، دو مورد استثنا شده است؛ يكي زينتهاي آشكار كه شرح آن گذشت و
ديگري نمايان ساختن زينت براي دستههايي از اشخاص كه همان افراد محرم
باشند.
پی نوشت ها:
1 ـ از جمله نگاه كن: مرآة العقول، علامه محمدباقر مجلسي، ج20، ص342.
2 ـ الميزان، ج15، ص111، در شرح آيه مورد بحث.
3 ـ كشّاف، ج3، ص61، در شرح آيه مورد بحث.
4 ـ وسائل الشيعه، ج14، ص146.
5 ـ همان.
6 ـ نگاه كن: نورالثقلين، ج3، ص592.
7 ـ وسائل الشيعه، ج14، ص145.
8 ـ تفسير نمونه، ج14، ص439.
9 ـ المالُ و البَنون زينةُ الحياة الدنيا؛ سوره كهف، آيه46.
10ـ
انّا زيَّنّا السماءَ الدنيا بزينة الكواكب؛ سوره صافات، آيه 6. و نيز
نگاه كن: سوره فصلت، آيه 12، و سوره ملك، آيه 5، و نيز سوره حجر، آيه 16 و
سوره ق، آيه 5.
11 ـ كشّاف، ج3، ص62.
12 ـ سوره كهف، آيه 11.
13 ـ كشاف، ج2، ص473.
14 ـ امام(علیه السّلام) ظاهراً نام كوچه را برده است ولي راوي به خاطر فراموشي يا علت ديگر، بازگو نكرده است.
15 ـ ظاهراً ترديد بين استخوان و شيشه بايد از راوي باشد.
16
ـ وسائل الشيعه، ج14، ص138. متن روايت چنين است كه سعد اسكاف از امام
باقر(علیه السّلام) نقل ميكند: استقبل شابّ من الانصار امرأة بالمدينة و
كان النساء يتقنعن خلف آذانهنَّ، فنظر اليها و هي مقبلة، فلما جازت نظر
اليها و دخل في زقاقٍ ـ قد سمّاه ببني فلان ـ فجعل ينظر خلفها و اعترض وجهه
عظْمٌ في الحائط أو زجاجة فشقّ وجهه. فلمّا مضت المرأة نظر فاذا الدماء
تسيل علي ثوبه و صدره، فقال: و اللّه لآتينّ رسول اللّه(صلی الله علیه و
آله) و لاخبرنّه. فأتاه. فلما رآه رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) قال:
ما هذا؟ فأخبره. فهبط جبرئيل(علیه السّلام) بهذه الآية: قل للمؤمنين يغضّوا
من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ان اللّه خبير بما يصنعون.
17 ـ مجمع البيان، ج7، ص138.
18 ـ سوره احزاب، آيه 59.
برگرفته از : نشریه پیام زن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
تحقیق و مطالعه درباره هر موضوعی باید با بررسی مختصات ظرف تحقیقی و
موضوع کلی که پژوهش در آن انجام میشود ، صورت بگیرد تا کارکردی علمی داشته
باشد.
مفاهیم و موضوعات دینی و اخلاقی که خود زیر مجموعهای از علوم انسانی هستند
نیز باید با ویژگیهای تحقیق در علوم انسانی تطابق داشته باشد. برای انجام
پژوهش در علوم انسانی لازم است که ابتدا طرح تحقیق انجام گیرد و سوال و
مفروضات اصلی حتما مشخص شده باشد که با گستردگی منابع و پراکندگی مطالب
بتوان یک اثر علمی را به وجود آورد.
اما این تحقیق به صورت خاص انجام میگیرد بدین صورت که به موضوع حجاب از
منظر و نگاه دو کتاب تفسیری ارزشمند خواهد پرداخت که این دو کتاب عبارتند
از:
1. تفسیر المیزان اثر جاودانه علامه سید محمد حسین طباطبائی (ره)
2. تفسیر نمونه اثر آیه الله ناصر مکارم شیرازی
و برای به سامان رساندن این تحقیق با توجه به گستره محدود، باید ترتیب
خاصی در نظر گرفته میشد که باعث محدودیت در عناوین و سرفصلها میگردد تا
فقط به موضوعاتی پرداخته شود که در این دو کتاب از آنها ذکری به میان آمده
است.
سعی شد که در بررسی عناوین در آیاتی که به صورت مشترک در هر دو کتاب به آن
پرداخته شده است به صورت تطبیقی پرداخته شود و موارد اختصاصی نیز به صورت
جداگانه آورده شود.
اما این نکته باید مدنظر قرار بگیرد که سیاق و روش پرداخت در دو کتاب
نسبت به تفسیر آیات، شیوهای متفاوت است که این تفاوت میتواند در سایه
پرداخت تطبیقی روشن گردد. در تفسیر المیزان سعی شده است که آیات به صورت
تطبیقی تفسیر شوند و معنای هر آیه با آیات دیگر مورد فهم قرار گیرد و
مجموعه کتاب به عنوان یک اثر علمی و تخصصی شناخته میشود اما تفسیر نمونه
که حاصل کار عدهای ازاندیشمندان در کنار مولف است، به عنوان تفسیری عام و
در دسترس عموم مردم نگاشته شده است تا همه بتوانند از آن بهره بگیرند.
امید است در این اثر، آشنایی اجمالی درباره اصل موضوع یعنی حجاب حاصل گردد و
در کنار آن معرفت و شناختی نسبت به این دو کتاب تفسیری ارزشمند نیز ایجاد
شود.
1. معنا و معیار حجاب
در تفسیر نمونه بحث گستردهای درباره معنا و مصداق حجاب صورت گرفته است و
معیارهای سه گانهای که در ضمن رعایت آن، حجاب به درستی رعایت شده است را
ذکر کرده است. این موارد به صورت تکمیلی و تدریجی از حداقل حجاب تا معنای
کامل حجاب میباشند.
در تقسیر نمونه واژه حجاب این گونه در دو معنای خود تعریف میشود:
حجاب هر چند در استعمال هاى روزمره به معنى پوشش زن به کار مىرود، ولى در لغت و در تعبیرات فقها چنین مفهومى را ندارد.
حجاب در لغت به معنى چیزى است که در میان دو شىء حائل مىشود. به همین جهت
پردهاى که در میان قلب و ریه کشیده شده « حجاب حاجز» نامیده شده است.
در قرآن مجید نیز این کلمه همه جا به معنى پرده یا حائل به کار رفته است، مانند آیه:
جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
حِجاباً مَسْتُوراً: ما در میان تو و کسانى کهایمان به آخرت نمىآورند
پرده پوشیدهاى قرار دادیم. (سوره اسراء / 45)
در این آیه نیز مىخوانیم: حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ: تا موقعى که خورشید در پشت پرده افق پنهان شد. (سوره / ص32)
و در آیه دیگر: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا
وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ: براى هیچ انسانى ممکن نیست که خداوند با
او سخن بگوید مگر از طریق وحى یا از پشت پرده. (شورى / 51)
در کلمات فقها از قدیم ترین ایام تا کنون نیز در مورد پوشش زنان معمولا
کلمه ستر به کار رفته است، و در روایات اسلامى نیز همین تعبیر یا شبیه آن
وارد شده است. و به کار رفتن کلمه حجاب در پوشش زنان اصطلاحى است که بیشتر
در عصر ما پیدا شده و اگر در تواریخ و روایات پیدا شود، بسیار کم است.
حال به بررسی مفهوم حجاب در معنای دوم که موضوع بحث ما در این مقاله است، خواهیم پرداخت که از منظر تفسیر نمونه بررسی شده است:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا
فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ
(نور / 30)
به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزهتر است،
خداوند از آنچه انجام مىدهید آگاه است.
در این آیه دو دستور جداگانه ذکر شده است:
الف) این آیه نمىگوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مىگوید
باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفى است به این منظور که
اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى روبرو مىشود بخواهد چشم خود
را به کلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممکن نیست، اما اگر
نگاه را از صورت واندام او بر گیرد و چشم خود را پائیناندازد گویى از
نگاه خویش کاسته است و آن صحنهاى را که ممنوع است از منطقه دید خود حذف
کرده است.
ب) دومین دستور در آیه فوق همان مساله حفظ فروج است که موضوع بحث ما در
حجاب است. منظور از حفظ فرج که در روایات وارد شده است پوشانیدنآن از نگاه
کردن دیگران است. و به این ترتیب چشمچرانى همان گونه که بر مردان حرام
است بر زنان نیز حرام مىباشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و
چه از زن براى زنان نیز همانند مردان واجب است.
در تفسیر نمونه، معیار سه گانهای نیز برای حجاب ذکر شده است:
1- آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است. در
اینکه منظور از زینتى که زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشکارى
که در اظهار آن مجازند چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است.
بعضى زینت پنهان را به معنى زینت طبیعى (اندام زیباى زن) گرفتهاند، در
حالى که کلمه زینت به این معنى کمتر اطلاق مىشود. بعضى دیگر آن را به معنى
محل زینت گرفتهاند، زیرا آشکار کردن خود زینت، مانند گوشواره و دستبند و
بازوبند به تنهایى مانعى ندارد و اگر ممنوعیتى باشد مربوط به محل این
زینتها است، یعنى گوشها و گردن و دستها و بازوان.
بعضى دیگر آن را به معنى خود زینت آلات گرفتهاند در حالى که روى بدن قرار
گرفته است. زیرا آشکار کردن چنین زینتى توام با آشکار کردن اندامى است که
زینت بر آن قرار دارد.
حق این است که ما آیه را بدون پیش داورى و طبق ظاهر آن تفسیر کنیم که ظاهر
آن معنى سوم است و بنا بر این زنان حق ندارند زینت هایى که معمولا پنهانى
است را آشکار سازند هر چنداندامشان نمایان نشود. به این ترتیب آشکار کردن
لباس هاى زینتى مخصوصى را که در زیر لباس عادى یا چادر مىپوشند مجاز نیست،
زیرا قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت هایى نهى کرده است.
در روایات متعددى که از ائمه اهل بیت (ع) نقل شده نیز همین معنى دیده مىشود که زینت باطن را به گردنبند و بازوبندتفسیر کردهاند.
و چون در روایات متعدد دیگرى زینت ظاهر به انگشتر و سرمه و مانند آن تفسیر
شده مىفهمیم که منظور از زینت باطن نیز خود زینت هایى است که نهفته و
پوشیده است.
2- دومین حکمى که در آیه بیان شده این است که: آنها باید خمارهاى خود را بر سینه هاى خود بیفکنند.
خمر جمع خمار در اصل به معنى پوشش است، ولى معمولا به چیزى گفته مىشود که زنان با آن سر خود را مىپوشانند.
جیوب، جمع جیب به معنى یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان مىشود و
گاه به قسمت بالاى سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق مىگردد.
از این جمله استفاده مىشود که زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسرى خود را
به شانهها یا پشت سر مىافکندند، به طورى که گردن و کمى از سینه آنها
نمایان مىشد. قرآن دستور مىدهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفکنند تا
گردن و آن قسمت از سینه که بیرون است مستور گردد.
3- در سومین حکم مواردى را که زنان مىتوانند در آنجا حجاب خود را
برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند با این عبارت شرح مىدهد: آنها
نباید زینت خود را آشکار سازند مگردر دوازده مورد که در عناوین بعدی به آن
موارد خواهیم پرداخت.
استثنائاتی نیز درباره اصل رعایت حجاب برای خود زنان در اینکه چه مقدار
باید رعایت کنند و در مورد اینکه برای عدهای از حتی زنان هم باید حجاب را
داشته باشند وجود دارد که در یکی از سرفصلهای همین تحقیق به آن
میپردازیم.
اما موارد سه گانهای که پرداخت شد به نوعی نشان گر بحثهای تدریجی در صدر
اسلام نیز هست چرا که حکم حجاب به صورت تدریجی و برای اولین بار درمورد
همسران پیامبر اسلام(ص) نازل شد و عمومیت یافت و موارد رعایت و لزوم آن نیز
به صورت تدریجی اعمال میشد تا زمینه پذیرش آن نیز در جامعه بهتر فراهم
شود.
نکته مهم در این ایه این است که اسلام نگاهی چند متغیری و کامل به عفت در
جامعه دارد و همزمان که از لزوم رعایت حجاب از سوی زنان سخن میگوید در
همان آیه نیز از مردان میخواهد که چشمهای خود را بپوشانند و سلامت اخلاقی
جامعه به هر دو عامل بستگی دارد.
2. فلسفه حجاب
در کتاب تفسیر نمونه در ذیل آیهای که در عنوان اول ذکر شد، به بحث مفصل و
جامعی درباره فلسفه شکل گیری و اصل حجاب به عنوان یک مساله فردی ـ اجتماعی
میپردازد:
بدون شک در عصر ما که بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذاردهاند و
افراد غربزده، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مىدانند سخن از
حجاب گفتن براى این دسته ناخوشایند و متعلق به زمانهاى گذشته است. اما
مفاسد بى حساب و مشکلات و گرفتاری هاى روز افزونى که از این آزادی هاى بى
قید و شرط به وجود آمده سبب شده که تدریجا گوش شنوایى براى این سخن پیدا
شود.
البته در محیط هاى اسلامى و مذهبى، مخصوصا در محیط ایران بعد از انقلاب
جمهورى اسلامى، بسیارى از مسائل حل شده، و به بسیارى از این سؤالات عملا
پاسخ کافى و قانع کننده داده شده است، ولى باز اهمیت موضوع ایجاب مىکند که
این مساله به طور گستردهتر مورد بحث قرار گیرد.
مساله این است که آیا زنان باید براى بهره کشى از طریق سمع و بصر و لمس
(جز آمیزش جنسى) در اختیار همه مردان باشند و یا باید این امور مخصوص
همسرانشان گردد.
بحث در این است که آیا زنان در یک مسابقه بى پایان در نشان دادناندام خود و
تحریک شهوات و هوس هاى آلوده مردان درگیر باشند و یا باید این مسائل از
محیط اجتماع بر چیده شود، و به محیط خانواده و زندگى زناشویى اختصاص یابد؟!
اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از این برنامه محسوب مىشود، در
حالى که غربیها و غرب زدهها طرفدار برنامه اولاند.
اسلام مىگوید کامیابی هاى جنسى اعم از آمیزش و لذتگیری هاى سمعى و بصرى و
لمسى مخصوص به همسران است و غیر از آن گناه، و مایه آلودگى و ناپاکى جامعه
مىباشد.
فلسفه حجاب چیز مکتوم و پنهانى نیست زیرا:
1- برهنگى زنان که طبعا پیامدهایى همچون آرایش و عشوهگرى و امثال آن همراه
دارد مردان مخصوصا جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مىدهد. تحریکى که
سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان هاى بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه
امراض روانى مىگردد. مگر اعصاب انسان چقدر مىتواند بار هیجان را بر خود
حمل کند؟ مگر همه پزشکان روانى نمىگویند هیجان مستمر عامل بیمارى است؟
مخصوصا توجه به این نکته که غریزه جنسى نیرومندترین و ریشهدارترین غریزه
آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکى شده. آیا
دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعلهور ساختن آن بازى با
آتش نیست؟
اسلام مىخواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند، و این یکى از فلسفه هاى حجاب است.
2- آمارهاى قطعى و مستند نشان مىدهد که با افزایش برهنگى در جهان طلاق و
از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، چرا که
هر چه دیده بیند دل کند یاد. و هر چه دل در اینجا یعنى هوس هاى سرکش بخواهد
به هر قیمتى باشد به دنبال آن مىرود، و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى
مىبندد و با دیگرى وداع مىگوید. اما در محیطى که حجاب است ،دو همسر تعلق
به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است.
در بازار آزاد برهنگى که عملا زنان به صورت کالاى مشترکى در آمدهاند دیگر
قداست پیمان زناشویى مفهومى نمىتواند داشته باشد و خانوادهها همچون تار
عنکبوت به سرعت متلاشى مىشوند و کودکان بىسرپرست مىمانند.
3- گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک ترین پیامدهاى
بى حجابى است که فکر مىکنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن
مخصوصا در جوامع غربى کاملا نمایان است، آن قدر عیان است که حاجتى به بیان
ندارد.
نمىگوییم عامل اصلى فحشا و فرزندان نامشروع منحصرا بى حجابى است بلکه
مىگوییم یکى از عوامل مؤثر آن مساله برهنگى و بى حجابى محسوب مىشود.
و با توجه به اینکه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سر چشمه انواع
جنایتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناک این مساله روشنتر
مىشود.
هنگامى که مىشنویم در انگلستان، در هر سال پانصد هزار نوزاد نامشروع به
دنیا مىآید، و هنگامى که مىشنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه
به مقامات آن کشور اعلام خطر کردهاند به خاطر خطراتى که فرزندان نامشروع
براى امنیت جامعه به وجود آوردهاند، به اهمیت این مساله کاملا پى مىبریم و
مىدانیم که مساله گسترش فحشا حتى براى آنها اهمیت کمی براى مذهب و برنامه
هاى اخلاقى قائلاند فاجعه آفرین است، بنا بر این هر چیز که دامنه فساد
جنسى را در جوامع انسانى گستردهتر سازد تهدیدى براى امنیت جامعه ها محسوب
مىشود.
مطالعات دانشمندان تربیتى نیز نشان داده، مدارسى که در آن دختر و پسر با هم
درس مىخوانند، و مراکزى که مرد و زن در آن کار مىکنند و بى بند و بارى
در آمیزش آنها حکم فرما است، کم کارى، عقب افتادگى، و عدم مسئولیت به خوبى
مشاهده شده است.
4- مساله ابتذال زن و سقوط شخصیت او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان
است که نیازى به ارقام و آمار ندارد. هنگامى که جامعه زن را بااندام برهنه
بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزون تر از
او دارد. هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالاها و
عاملى براى جلب جهانگردان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعهاى
شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا یک کالاى بى ارزش سقوط مىکند و ارزش هاى
والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مىشود و تنها افتخار او
جوانى و زیبایى و خودنمایی اش مىشود.
در چنین جامعهاى چگونه یک زن مىتواند با ویژگی هاى اخلاقی اش و علم و
آگاهى جلوه کند؟ به راستى درد آور است که در کشورهاى غربى و در کشور ما قبل
از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و در آمد و موقعیت
براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود که به نام هنرمند و هنر پیشه، معروف
شده بودند و هر جا قدم مىنهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و
دست مىشکستند و قدمشان را خیر مقدم مىدانستند. شکر خدا را که زن از صورت
ابتذال سابق و موقعیت یک عروسک کالاى بى ارزش در آمد و شخصیت خود را باز
یافت. حجاب بر خود پوشید اما بى آنکه منزوى شود و در تمام صحنههاى مفید و
سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامی ظاهر شد.
علامه طباطبایی نیز با ذکر روایتی به بیان این مطلب میپردازد که نقش
چشم پوشی از سوی مردان و رعایت حجاب از سوی زنان میتواند جامعه را از
خطرات برهاند:
در کافى به سند خود از سعد الاسکاف از ابى جعفر (ع) روایت کرده که فرمود:
جوانى از انصار در کوچههاى مدینه به زنى برخورد که مىآمد- و در آن ایام
زنان مقنعه خود را پشت گوش مىانداختند- وقتى زن از او گذشت او را تعقیب
کرد، و از پشت او را مىنگریست، تا داخل کوچه تنگى که امام آن را زقه بنى
فلان نامید، شد، و در آنجا استخوان و یا شیشهاى که در دیوار بود به صورت
مرد گیر کرده آن را بشکافت، همین که زن از نظرش غایب شد متوجه گردید که خون
به سینه و لباسش مىریزد، با خود گفت: به خدا سوگند نزد رسول خدا (ص)
مىشوم و جریان را به او خبر مىدهم.
سپس فرمود: جوان نزد آن جناب شد و رسول خدا (ص) چون او را بدید پرسید چه
شده؟ جوان جریان را گفت پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: قُلْ
لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ.
از این روایت این گونه برداشت صورت گرفته است که رعایت حجاب از سوی زنان به
همراه رعایت تقوا از سوی مردان، هر دو برای سلامت جامعه امری ضروری و لازم
است تا در سایه رعایت آن داستانهایی نظیر آن چه در حدیث آمده است رخ
ندهد.
3. حجاب، عامل بازدارنده
این عنوان و سرفصل میتواند به نوعی بازگو کننده فلسفه حجاب نیز باشد. اما
با توجه به اهمیت ویژهای که در جامعه امروزی ما دارد ترجیح دادم در عنوان
مستقلی پرداخته شود.
بی شک این عنوان میتواند خود پاسخی بر شبهاتی باشد که امروز در جامعه
بسیار شنیده میشود که حجاب را تا حد یک حکم فرعی و فردی پایین میآورند.
فردی شدن حجاب لوازمی در پی دارد که میتواند نشان دهنده نیات طراحان نیز
باشد. وقتی حجاب را فردی کردیم میتوانیم بگوییم که همه در اختیار امور
فردی خود آزاد هستند و اصل حجاب نیز اصلی آزادانه و اختیاری است. اما در
این فصل میکوشیم نشان دهیم که حجاب به عنوان مسالهای اجتماعی مطرح است و
وقتی حق جامعه در میان باشد نمیتوان به بهانه آزادیهای فردی، حجاب را
فراموش کرد.
در این بخش، با بررسی در هر دو کتاب تفسیری نمونه و المیزان به صورت تطبیقی بحث را پی خواهیم گرفت:
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ
الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى
أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً (احزاب
/ 59)
اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسرىهاى
بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه (از کنیزان و
آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و خداوند همواره
غفور و رحیم است.
مفاسد اجتماعى چون غالبا تک علتى نیست باید مبارزه با آن را از همه جوانب
شروع کرد، و جالب اینکه در این آیات، براى جلوگیرى از مزاحمت هاى افراد
هرزه، نخست به زنان باایمان دستور مىدهد که بهانهاى به دست آنها ندهند،
سپس مزاحمین را با شدیدترین تهدید بر سر جاى خود مىنشاند و توجه اسلام را
به بازدارندگی نشان میدهد.
براى اینکه تصور نشود که اسلام تنها به برنامه مجازات گنهکار قناعت مىکند
به یکى از مهم ترین راه هاى پیشگیرى از آلودگی هاى جنسى پرداخته، مساله نهى
از چشمچرانى مردان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان و موضوع حجاب زنان
مسلمان را پیش کشیده و مشروحا در این زمینه بحث مىکند، چرا که یکى از
عوامل مهم انحرافات جنسى این دو مساله چشمچرانى و بى حجابى است، و تا آنها
ریشه کن نشوند آلودگیها بر طرف نخواهد شد.
در تفسیر على بن ابراهیم در شان نزول این آیه چنین آمده است: آن ایام
زنان مسلمان به مسجد مىرفتند و پشت سر پیامبر(ص) نماز مىگذاردند، هنگام
شب موقعى که براى نماز مغرب و عشا مىرفتند بعضى از جوانان هرزه و اوباش بر
سر راه آنها مىنشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مىدادند و
مزاحم آنان مىشدند. آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور
کامل رعایت کنند تا به خوبى شناخته شوند و کسى بهانه مزاحمت پیدا نکند.
به دنبال نهى از ایذا رسول خدا (ص) و مؤمنان در آیات قرآن، در اینجا روى
یکى از موارد ایذاء تکیه کرده و براى پیشگیرى از آن از دو طریق اقدام
مىکند:
نخست به زنان باایمان دستور مىدهد که هر گونه بهانه و مستمسکى را از
دست مفسدهجویان بگیرند، سپس با شدیدترین تهدیدى که در آیات قرآن کم نظیر
است منافقان و مزاحمان و شایعهپراکنان را مورد حمله قرار مىدهد.
در قسمت اول مىگوید: اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو
روسرى هاى بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار
قرار نگیرند: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ
نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ
أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.
منظور از شناخته شدن چیست؟ دو نظر در میان مفسران وجود دارد که منافاتى با هم ندارند:
نخست اینکه در آن زمان معمول بوده است که کنیزان بدون پوشیدن سر و گردن
از منزل بیرون مىآمدند، و از آنجا که از نظر اخلاقى وضع خوبى نداشتند گاهى
بعضى از جوانان هرزه مزاحم آنها مىشدند، در اینجا به زنان آزاد مسلمان
دستور داده شد که حجاب اسلامى را کاملا رعایت کنند تا از کنیزان شناخته
شوند و بهانهاى براى مزاحمت به دست هرزگان ندهند.
بدیهى است مفهوم این سخن آن نیست که اوباش حق داشتند مزاحم کنیزان شوند، بلکه منظور این است که بهانه را از دست افراد فاسد بگیرند.
دیگر اینکه هدف این است که زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهلانگار و بى
اعتنا نباشند مثل بعضى از زنان بى بند و بار که در عین داشتن حجاب آن چنان
بىپروا و لاابالى هستند که غالبا قسمت هایى از بدن هاى آنان نمایان است و
همین معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مىکند.
علامه طباطبایی نیز در کتاب المیزان در ذیل همین آیه، به صورتی دیگر به یکی
از فلسفههای وجوب حجاب که در عین حال از موارد بازدارنده خواهد بود خواهد
پرداخت و بیان میکند که حجاب یکی از راههای تشخیص بین مسلمین و غیر
مسلمین است و اصل حجاب تبلیغی برای اسلام و نشان دادن اهداف متعالی اسلام
است:
کلمه جلابیب جمع جلباب است: و آن جامهاى است سرتاسرى که تمامى بدن را
مىپوشاند، و یا روسرى مخصوصى است که صورت و سر را ساتر مىشود، و منظور از
جمله پیش بکشند مقدارى از جلباب خود را، این است که آن را طورى بپوشند که
زیر گلو و سینههایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد.
پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند
نزدیکتر است. در نتیجه وقتى به این عنوان شناخته شدند، دیگر اذیت
نمىشوند، یعنى اهل فسق و فجور متعرض آنان نمىگردند.
بعضى از مفسرین در معناى آن گفتهاند: این پوشیدگى، نزدیکتر بودن ایشان به
مسلمان بودن و آزاد بودن را مىشناساند، چون زنان غیر مسلمان، و نیز
کنیزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، و در نتیجه
کسى متعرض آنان نمىشد، و حتى کسى نمىپنداشت که ایشان کنیز و یا غیر
مسلمانند، و از ملت یهود و نصارى هستند لیکن معناى اول به ذهن نزدیکتر
است.
... وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ
زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ
لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور / 31)
آنها هنگام راه رفتن پاىهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان
دانسته شود. (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا
بازگردید اى مؤمنان تا رستگار شوید.
• ممنوعیت عوامل تحریک کننده
در آخر آیه فوق آمده است که نباید زنان به هنگام راه رفتن پاهاى خود را چنان به زمین کوبند تا
صداى خلخالهایشان به گوش رسد! این امر نشان مىدهد که اسلام بهاندازهاى در مسائل مربوط به
عفت عمومى سختگیر و مو شکاف است که حتى اجازه چنین کارى را نیز نمىدهد، و
البته به طریق اولى عوامل مختلفى را که دامن به آتش شهوت جوانان مىزند
مانند نشر عکسهاى تحریک آمیز و فیلمهاى اغوا کننده و رمانها و داستانهاى
جنسى را نخواهد داد، و بدون شک محیط اسلامى باید از اینگونه مسائل که
مشتریان را به مراکز فساد سوق مىدهد و پسران و دختران جوان را به آلودگى و
فساد مىکشاند پاک و مبرا باشد.
4. شبهات درباره حجاب و پاسخ به آن
استاد مکارم شیرازی در تفسیر نمونه در طی بحثهای تفسیر خود، این عنوان را
مطرح نمودهاند و با توجه به آیات دیگر و روایات متععدی که وجود دارد به
بررسی چندین شبهه در باب حجاب میپردازند و پاسخهایی ارائه میکنند که
میتواند بسیار مفید باشد.
در اینجا به ایرادهایى که مخالفان حجاب مطرح مىکنند که به طور فشرده اشاره میشود:
1- مهمترین چیزى که همه آنان در آن متفقند و به عنوان یک ایراد اساسى بر
مساله حجاب ذکر مىکنند این است که زنان نیمى از جامعه را تشکیل مىدهند
اما حجاب سبب انزواى این جمعیت عظیم مىگردد، و طبعا آنها را از نظر فکرى و
فرهنگى به عقب مىراند، مخصوصا در دوران شکوفایى اقتصاد که احتیاج زیادى
به نیروى فعال انسانى است از نیروى زنان در حرکت اقتصادى هیچگونه بهرهگیرى
نخواهد شد، و جاى آنها در مراکز فرهنگى و اجتماعى نیز خالى است، به این
ترتیب آنها به صورت یک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع در مىآیند.
پاسخ: آنها که به این منطق متوسل مىشوند از چند امر به کلى غافل شده یا تغافل کردهاند:
اولا: چه کسى گفته است که حجاب اسلامى زن را منزوى مىکند، و از صحنه
اجتماع دور مىسازد؟ اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضوع
را بر خود هموار کنیم امروز بعد از انقلاب اسلامى هیچ نیازى به استدلال
نیست، زیرا با چشم خود گروه گروه زنانى را مىبینیم که با داشتن حجاب
اسلامى در همه جا حاضرند، در ادارهها، کارگاه ها، راهپیماییها و تظاهرات
سیاسى، رادیو و تلویزیون، بیمارستانها و مراکز بهداشتى، و در مراقبت هاى
پزشکى براى مجروحین جنگى، در فرهنگ و دانشگاه و بالآخره در صحنه جنگ و
پیکار با دشمن.
کوتاه سخن اینکه وضع موجود پاسخ دندان شکنى است براى همه این ایرادها و
اگر ما در سابق سخن از امکان چنین وضعى مىگفتیم امروز در برابر وقوع آن
قرار گرفتهایم و فلاسفه گفتهاند بهترین دلیل بر امکان چیزى وقوع آن است و
این عیانى است که نیاز به بیان ندارد.
ثانیا: از این که بگذریم آیا اداره خانه و تربیت فرزندان برومند و ساختن
انسان هایى که در آینده بتوانند با بازوان تواناى خویش چرخ هاى عظیم جامعه
را به حرکت در آورند کار نیست؟
آنها که این رسالت عظیم زن را کار مثبت محسوب نمىکنند از نقش خانواده و
تربیت، در ساختن یک اجتماع سالم و آباد و پر حرکت بىخبرند، آنها گمان
مىکنند راه این است که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى اول صبح خانه
را به قصد ادارات و کارخانهها و مانند آن ترک کنند، و بچههاى خود را به
شیر- خوارگاهها بسپارند، و یا در اطاق بگذارند و در را بر روى آنها
ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفتهاى هستند به آنها
بچشانند.
غافل از اینکه با این عمل شخصیت آنها را در هم مىکوبند و کودکانى بى روح و
فاقد عواطف انسانى بار مىآورند که آینده جامعه را به خطر خواهندانداخت.
2- اشکال دیگرى که آنها دارند این است که حجاب یک لباس دست و پاگیر است و
با فعالیتهاى اجتماعى مخصوصا در عصر ماشین هاى مدرن سازگار نیست، یک زن
حجاب دار خودش را حفظ کند یا چادرش را و یا کودک و یا برنامهاش را؟!
پاسخ: این ایراد کنندگان از یک نکته غافلند و آن اینکه حجاب همیشه به معنى
چادر نیست، بلکه به معنى پوشش زن است، حال آنجا که با چادر امکان پذیر است
چه بهتر و آنجا که امکان آن نیست، به پوشش قناعت مىشود.
زنان کشاورز و روستایى ما، مخصوصا زنانى که در برنج زارها مهمترین و مشکل
ترین کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند عملا به این پندارها
پاسخ گفتهاند و نشان دادهاند که یک زن روستایى با داشتن حجاب اسلامى در
بسیارى از موارد حتى بیشتر و بهتر از مرد کار مىکند بدون آنکه حجابش مانع
کارش شود.
3- ایراد دیگر اینکه آنها مىگویند حجاب از این نظر که میان زنان و
مردان فاصله مىافکند طبع حریص مردان را آزمندتر مىکند، و به جاى اینکه
خاموش کننده باشد آتش حرص آنها را شعلهورتر مىسازد که الانسان حریص على
ما منع!
پاسخ: این ایراد یا صحیح تر سفسطه و مغلطه را مقایسه جامعه امروز ما که
حجاب در آن تقریبا در همه مراکز بدون استثناء حکمفرما است با دوران رژیم
طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مىکردند مىدهد. آن روز هر کوى و بر
زن مرکز فساد بود، در خانواده ها بى بند و بارى عجیبى حکم فرما بود، آمار
طلاق فوق العاده زیاد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و...
نمىگوئیم امروز همه اینها ریشه کن شده اما بدون شک بسیار کاهش یافته و
جامعه ما از این نظر سلامت خود را باز یافته، و اگر به خواست خدا وضع به
همین صورت ادامه یابد و سایر نابسامانیها نیز سامان پیدا کند، جامعه ما از
نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسید.
5. استثنائات در رعایت حجاب
در این فصل با توجه به موارد متعددی که در هر دو کتاب درباره این عنوان
وجود داشت صلاح دیده شد که در یک بخش جداگانه با آن پرداخته شود. در ضمن
این بحث به مواردی که رعایت حجاب لازم هست و لازم نیست و تا چه حدی لازم
است، نیز اشاره خواهد شد:
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ
فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ
لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ
زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ
إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ
نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ
أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ
یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ
لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ
جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور / 31)
و به زنان باایمان بگو چشم هاى خود را فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ
کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و روسرىهاى
خود را بر سینه خود افکنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان
یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا
برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان
یا بردگانشان یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند یا کودکانى که از امور
جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پاىهاى خود را به
زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. و همگى به سوى خدا بازگردید اى
مؤمنان تا رستگار شوید.
در این آیه همزمان دو استثنای کلی بیان شده است:
یکی برای خود زنان در اینکه تا کجای بدن و دست و موی خود را بپوشانند؟
دوم اینکه برای چه کسانی حجاب بگیرند و برای چه کسانی لزومی ندارد؟
الف) استثناء وجه و کفین
در این که آیا حکم حجاب صورت و دستها حتى از مچ به پایین را نیز شامل
مىشود یا نه، در میان فقها بحث فراوان است، بسیارى عقیده دارند که پوشاندن
این دو (وجه و کفین) از حکم حجاب مستثنى است، در حالى که جمعى فتوا به
وجوب پوشاندن داده، یا حداقل احتیاط مىکنند، البته آن دسته که پوشاندن این
دو را واجب نمىدانند نیز آن را مقید به صورتى مىکنند که منشا فساد و
انحرافى نگردد، و گر نه واجب است.
همان گونه که در شان نزول نیز گفتهایم عربها در آن زمان روسرى و
مقنعهاى مىپوشیدند که دنباله آن را روى شانهها و پشت سر مىانداختند به
طورى که مقنعه پشت گوش آنها قرار مىگرفت و تنها سر و پشت گردن را
مىپوشاند، ولى قسمت زیر گلو و کمى از سینه که بالاى گریبان قرار داشت
نمایان بود. اسلام آمد و این وضع را اصلاح کرد و دستور داد دنباله مقنعه را
از پشت گوش یا پشت سر جلو بیاورند و به روى گریبان و سینه بیندازند و
نتیجه آن این بود که تنها گردى صورت باقى مىماند و بقیه پوشانده مىشد.
ولى باز تاکید و تکرار مىکنیم که این حکم در صورتى است که سبب سوء استفاده
و انحراف نگردد. ذکر این نکته نیز لازم است که استثناء وجه و کفین از حکم
حجاب مفهومش این نیست که جائز است دیگران عمدا نگاه کنند، بلکه در واقع این
یک نوعتسهیل براى زنان در امر زندگى است.
ب) لزوم رعایت حجاب زنان برای زنان غیر مسلمان
نهمین گروهى که مستثنى شدهاند و زن حق دارد زینت باطن خود را در برابر
آنها آشکار کند زنان هستند، منتهى با توجه به تعبیر نسائهم (زنان خودشان)
چنین استفاده مىشود که زنهاى مسلمان تنها مىتوانند در برابر زنان مسلمان
حجاب را برگیرند، ولى در برابر زنان غیر مسلمان باید با حجاب اسلامى باشند
و فلسفه این موضوع چنان که در روایات آمده این است که ممکن است آنها بروند
و آنچه را دیدهاند براى همسرانشان توصیف کنند و این براى زنان مسلمانان
صحیح نیست.
ج) حجاب در برابر اطفال
وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا
اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ
آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیم (نور/ 59)
و هنگامى که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همانگونه که
اشخاصى که پیش از آنها بودند اجازه مىگرفتند، اینچنین خداوند آیاتش را
براى شما تبیین مىکند و خدا عالم و حکیم است.
دوازدهمین گروهى که حجاب در برابر آنها واجب نیست، اطفالى هستند که از شهوت
جنسى هنوز بهرهاى ندارند. منظور اطفالى است که بر اثر عدم احساس جنسى نه
توانایى دارند و نه آگاهى.
بنا بر این اطفالى که به سنى رسیدهاند که این تمایل و توانایى در آنها
بیدار شده باید بانوان مسلمان حجاب را در برابر آنها رعایت کنند.
د) عدم لزوم حجاب در سالخوردگان
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ
جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ
لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (60)
و زنان از کار افتادهاى که امید به ازدواج ندارند گناهى بر آنها نیست که
لباس هاى خود را بر زمین بگذارند به شرط اینکه در برابر مردم خود آرایى
نکنند و اگر خود را بپوشانند براى آنها بهتر است. و خداوند شنوا و دانا
است.
در این آیه مورد استثنایى براى حکم حجاب زنان بیان مىکند و زنان پیر و
سالخورده را از این حکم مستثنى مىشمرد. در واقع براى این استثناء دو شرط
وجود دارد:
نخست اینکه به سن و سالى برسند که معمولا امیدى به ازدواج ندارند، و به
تعبیر دیگر جاذبه جنسى را کاملا از دست دادهاند. دیگر اینکه در حال بر
داشتن حجاب خود را زینت ننمایند.
روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و
به همین دلیل اسلام این حکم را از آنان برداشته است. این نکته نیز روشن
است که منظور برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلکه تنها کنار
گذاشتن لباسهاى رو است که بعضى روایات از آن تعبیر به چادر و روسرى کرده
است. از آنجا که ممکن است بعضى از زنان سالخورده از این آزادى مشروع سوء
استفاده کنند، و احیانا با مردان به گفتگوهاى نامناسب بپردازند و یا طرفین
در دل افکار آلودهاى داشته باشند در آخر آیه به عنوان یک اخطار مىفرماید:
خداوند شنوا و دانا است.
علامه طباطبایی نیز در ذیل همین آیه میفرمایند:
این آیه در معناى استثنایى است از عموم حکم حجاب، و معنایش این است که بر
هر زنى حجاب واجب است الا زنان مسن، که مىتوانند بى حجاب باشند، البته در
صورتى که کرشمه و تبرج نداشته باشند. و جمله وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ
لَهُنَّ کنایه است از خودپوشى، یعنى همین زنان سالخورده نیز اگر خود را
بپوشانند بهتر از برهنه بودن است، و جمله وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ تعلیل
حکمى است که تشریع کرده، و معنایش این است که خدا شنوا است آنچه را که
زنان به فطرت خود در خواستش را دارند، و دانا است به احکامى که به آن
محتاجند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است
که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیفتر حجاب میوه
عفاف است و عفاف ریشه حجاب.
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری
و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده
میشوند و در نگاه اول به نظر میآید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در
متون دینی و فرهنگنامهها به نکته قابل توجهی میرسیم و آن تفاوت این دو واژه
است. در برخی کتب لغت حجاب را اینگونه تعریف کردهاند: «الحجاب، المنع من
الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن میشود.(۱)
برخی گفتهاند حجب و حجاب هر
دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و
من بیننا و بینک حجاب»(فصلت، آیه ۵) را ذکر کردهاند. در دیگر کتابهای لغت
حجاب را به معنای پرده آورده و نوشتهاند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است
خود را به پوشاندنی.(۲)
با توجه به معانی ذکر شده در مییابیم حجاب امری
ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای
درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و
بویژه زنان را حجاب میگویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان میشود. عفاف نیز
دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب
اصفهانی در مفردات القران مینویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه
الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری
میشود.(۳)
البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا
استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به
معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است.(۴) آنچه در این مقاله مورد نظر
ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه میتوان
برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمیخورد. از مجموع معانی
ذکر شده برای حجاب و عفاف میتوان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که
انسان را از گناه باز میدارد.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از
هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به
تعبیری لطیفتر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب
ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این
گروه از حجاب، تنها پوستهای و ظاهری بیمعنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند
که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار
دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر
امامه»(بلکه انسان میخواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) میشوند.
انسانهایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکتهای اساسی را بنگارند و آن این
است که درون پاک، بیرونی پاک میپروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه
ناپاکی به نام بیحجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیامآور ارزشهای
الهی درباره حجاب و عفاف میفرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار
داده است برای حفظ ارزشهای شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای
مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزشهای واقعی که اینها دارند و ممکن
است به واسطه وسوسههای شیطانی یا دستهای فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها
زنده بشوند.»(۵)
● فلسفه حجاب
یکی از نکات اساسی که زمینهای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در
نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده میشود و
ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور،
بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل میشود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیدهترین
واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و
ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی
از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان
میدهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی میکند. برخی از
اندیشهگران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حقالله است و در اینباره
میگویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و
فرزندانش میباشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت
زن و حیثیت زن به عنوان حقالله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن
حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن میگوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما
حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن حقالله است.»(۶)
پر واضح است که آدمی نمیتواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی
کارها میتواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول(ص) میفرمایند: «حقوق
خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمتهای خداوند بیشتر
از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) میفرماید: «خداوند بر بندگان حقی
قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل
ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب
میشود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را
واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از
او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به
خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان
عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب میتوانند اطاعت را که روح و
پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعتکنندگان الهی قرار گیرند.
بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسانهای پاک و برجسته
میپرورانند، دارای حرمت واحترام ویژهای میباشند. آنان معلمان عاطفه هستند و
پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران
واندیشهگران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید،
میفرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن
که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر
میکند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد
اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونهای صریح میبینیم و مییابیم
که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفههای حجاب است براستی اگر
معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئیننامه سعادت و
کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و میفهمد بدحجابی و بیحجابی ثمره
عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور
حکم حجاب را به گونهای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافتهای خاصی که
در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر میکند تا نامحرمها
بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیباییهای
زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاههای ناپاک قرار
نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه
حجاب مطرح میشود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را
بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.»
(احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن
هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا میشوند و حکم حجاب برای این زنان محترم
آورده میشود. از ظاهر آیه میتوان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان
بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا
مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر
اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت
آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.
● آثار اجتماعی حجاب
هر عملی که افراد جامعه انجام میدهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع
دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل میشود و همانگونه
که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر
میپذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است.
جامعهای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر میشوند و موجب تخریب
روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به
سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم
مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم میمانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ
خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنماییهای عدهای از زنان بدحجاب و
بیحجاب قرار نمیگیرد و هم مراکز اجتماعی مثل ادارهها و بیمارستانها و... در
کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاریهای اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را
بیان میکردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت
همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پروندههای ضداخلاقی از عدم رعایت حدود
شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران
تربیتی را نگران میساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت
اجتماعی خانوادهاست، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زندهترین شاهد این مطلب
است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادیهای تعریف نشده در
جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگرانکنندهای بالا رفته و میزان ازدواج
رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بیحجابی است که جامعه را در
درازمدت به ورطه هلاکت میرساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی
بیحجابی به اینجا ختم نمیشود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه میکنیم
و بینش اسلام را مشاهده مینماییم، به روشنی در مییابیم که جامعه بشری هنگامی
خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را
پیدا کند که دیدگاههای اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و
کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام میخواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی
و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و
خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله
مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله
حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بیقید و شرط زن ومرد در جامعه است.
این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به
هیچوجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چادر یعنی هیچ وقت اجازه نمیدم مرز بین ما شکسته بشه...!
چادر یعنی من زنم ، به من احترام بزار !
چادر یعنی به راحتی نمیتونی منو به دست بیاری !
چادر یعنی به طرز فکرم اهمیت بده نه به اندامم!
چادر یعنی من فقط برای یک نفرم ...!
چادر یعنی امام زمان,هنوز کسایی هستن که منتظرت موندن...!
چادر یعنی من هنوز دنبال لذتم ( اما از نوع بهشتی)
چادر یعنی من میتونم خلاف جهت آب شنا کنم ...!
چادر یعنی انتهای یک نگاه هرزه ...! چادر یعنی شاید هیچ وقت نفهمی من چی میگم ...! چادرم،سند بندگی من..

عصاره ی گل نجابت
عصاره ی گل های عالَم ، تبدیل به « عطر » می گردد و در شیشه ی دربسته نگهداری می شود
اگر درِ شیشه ی عطر ، باز بماند ، عطرش می پرد و اگر کسی ، با حجاب و پوشش ، عطر عفاف خود را حفظ نکند ، از ارزش و اعتبار می افتد .
رایحه ی دل انگیز عفاف را نباید در مزبله ی نگاه های شیطانی ، رها کرد و گُل نجابت را نباید در دست پلید هوسبازان ، پرپر ساخت
چادر...؟
نمی دانم...
این توی که باید مراقب دنیای لطـــافـــــت یڪ زטּ باشی!!!؟!!!
««««یـــــــــــــــــــا»»»»»
او باید حواسش به حفظ حرمت و این همہ زیبای تو ؟

بعید می دانم مقابل نگاه مردم شهر و میان کوچه و بازار و محلههایش کسی با پوشیدن «ساپورت» در روز رستاخیز نیز «Support» شود!!! …
انتخاب با توست!!!! …
وقتی از حجاب میگیم پوششی کامل از یک زن کامل به ذهن میاد
وقتی حرمت هارو میشماریم وبه حجاب میرسیم واجبار رعایتش اونوقته که میزان احترام به حرمت خدا سنجیده میشه
همیشه شکر گذار اینم که یک زنم یک زن با یک مسولیت بزرگتر واضافی تر تا به خدا ثابت کنم که توانایی انجام این حرمتو دارم
وقتی احکام رو میخونیم حرمت هارو میسنجیم حرمت حجاب خیلی خاصه همه
میتونن دروغ نگن همه میتونن صادق باشن همه میتونن ادم درستی باشن که تو
احکام گفته
اما فقط کسی میتونه خاص بودن حجاب رو درک کنه که حریم انسانیت رو درک کنه این حرمت مختص یک زن کامله یک روح کامل

نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در
زمانهای که متأسفانه خواسته یا ناخواسته سبک زندگی ما از معیارهای دینی و بومی
فاصله گرفته و به سمت سبک زندگی غربی متمایل شده است، الگوبرداری از سبک زندگی
معصومین(ع) در زمینههای مختلف میتواند چون چراغی فروزان موجبات هدایت و سعادت
شیعیان ایشان را فراهم کند. حضرت زهرا(س) کاملترین بانوی عالم است و در کلام پیامبر(ص)
و ائمه اطهار جایگاه خاصی دارد. ائمه اطهار حضرت زهرا(س) را اسوه و الگوی خود میدانستند
و این سخن حضرت امام عصر(عج) معروف است که حضرت زهرا(س) را اسوه خود خوانده یا اینکه
امام حسین(ع) در روز عاشورا افتخار میکرد که مادری چون فاطمه زهرا(س) و مادر بزرگی
چون حضرت خدیجه کبری(س) دارد.
لولا
فاطمه لما خلقتکما...
خداوند
در حدیثی قدسی پیامبر(ص) را خطاب قرار داده است که: «یا احمد لولاک لما خلقت
الافلاک و لولا علیّ لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما؛ ای احمد اگر تو نبودی
جهان را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود شما را نمیآفریدم».
در عین حال که پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) اسوه عالمیان هستند، اما در این حدیث،
خلقت ایشان منوط به خلقت امالائمه(ع)،
حضرت زهرا(س)، دانسته شده است و از همین جهت بود که امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و
سایر ائمه(ع) تا حضرت حجت(عج) از ایشان به عنوان اسوه و الگوی خود یاد میکردند. زهرای
مرضیه، نوباوه رسالت، عصاره انسانیت، همسر و همسنگ ولایت و سرچشمه مهر و عطوفت و
معنویت است. فاطمه(س) نهتنها مادر امامان معصوم علیهم السلام، بلکه تسلیبخش
رنجها و لحظات پرمشقت خاتم پیامبران(ص) بود و به همین جهت به «امّابیها» ملقب شده
و وجود فاطمه(ع) برترین
گواه این ادعاست که زنان هم میتوانند به اوج معنویتهایی که رادمردان الهی رسیدهاند،
نائل شوند. مهمترین
ویژگی حضرت زهرا اسوه و الگو بودن ایشان برای دختران و بانوان جامعه امروز ماست.
ایشان برای تمامی زنان مسلمان مایه مباهات و از هر نظر الگوی واقعی برای اهل ایمان
هستند. در روایتی از نبی مکرم اسلام(ص)، فاطمه(س) سیده زنان این امت و مؤمنین و
سرور بانوان جهان و بانوی بانوان اهل ایمان معرفی شده و ما میتوانیم از این ویژگی
ایشان استفاده کنیم.
سادهزیستی
فاطمه(س) و تعجب سلمان
سادهزیستی
از ویژگیهای برجسته زندگی بانوی دو عالم است. روایتی از سلمان فارسی نقل شده است
که فرمود روزی حضرت فاطمه را دیدم که چادری ساده بر تن داشت. با تعجب عرضه داشتم
که عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسیهای طلایی مینشینند و پارچههای
زربفت و اشرافی به تن می کنند، اما دختر رسول خدا که عظمت ایشان از همه بالاتر
است، نه چادرهای زربفت به سر دارد و نه لباسهای فاخر و زیبا. حضرت در پاسخ تعجب
سلمان میفرماید که «ای سلمان! خداوند لباسهای زینتی و تختهای طلایی را
برای قیامت ما ذخیره کرده است.
فرزند
در آغوش و دستاس در دست
رمز
موفقیت آن حضرت این بود که در قید و بند زینت دنیایی نبودند و میفرمودند که این
شیوه را از سیره رسولالله(ص) آموختهاند. در روایات آمده که روزی پیامبر خدا(ص)
به خانه حضرت وارد شدند. مادر سادات را در حالتی دیدند که با یک دست فرزند خود را
در آغوش گرفته و با دستی دیگر، مشغول آرد کردن گندم بودند. از دیدن زندگی ساده،
اما پرعاطفه زندگی بانو، اشک در چشمان مبارک رسول خدا(ص) حلقه زد. نبی خدا(ص) با
دیدن این صحنه فرمودند: «یا بنتاه تعجلى مراره الدنیا بحلاوة الاخرة؛ دخترم مشکلات
دنیا را به یاد حلاوت جهان آخرت بر خود هموار ساز». حضرت هم فرمود: یا رسولالله(ص)
الحمد لله علی نعمائه و الشکر لله علی آلائه.
قد
مجلت یدای من الرحی...
وجه
دیگری که می تواند از زندگی ایشان به عنوان الگوی زندگی همه ما قرار گیرد، کار و
تلاش حضرت در خانواده بود. تلاش برای آموزش علم، تربیت فرزند و... از
بارزترین وجوه زندگی شخصی حضرت زهرا(س) است. روایات متعددی در این زمینه وجود
دارد. به عنوان نمونه از زبان خود بانوی دو عالم نقل شده است که به پدر گرامیشان
فرمودند: «قد مجلت یدای من الرحی، لیلتی جمیعاً ادیرالوحی حتی اصبح، و ابوالحسن
یحمل حسنا و حسینا؛ دستانم از کار کردن با آسیاب تاول زده است. شب را من تا به صبح
مشغول آرد نمودن گندم و جو بودم و علی«علیه السلام» حسن(ع) و حسین(ع) را نگهداری
میکرد.
رهنمود
پیامبر(ص) به خوشبختترین زوج عالم چه بود؟
نکته
دیگر همدلی با همسر که یکی از نکات مهم و اساسی در محیط خانواده است که حضرت
زهرا(س) شدیداً پایبند به این اصل بودند. روایت است از امام صادق(ع) که
فرمودند: «علی(ع) و فاطمه(س) برای همدلی بیشتر به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شدند تا
برای مدیریت بهتر زندگیشان از ایشان رهنمود بگیرند. رسول خدا(ص) حضرت
فاطمه(س) را به کارهای خانه و امور بیرون را به علی(ع) امر فرمودند. بعد
از این دیدار، حضرت علی(ع) در رابطه با این تصمیم فرمودند که جز خدا کسی نمیداند
که تا چه اندازه از این تصمیم خوشحال شدم که پیامبر(ص) مرا به امور داخل خانه و
علی(ع) را به بیرون خانه تکلیف کردند.
این
یکی از امور مبتلابه جامعه امروز ما است که متأسفانه بانوان به کارهای بیرون خانه
روی میآورند و از بسیاری از وظایف خود در داخل خانه غافل میشوند.
فداکاری
و بازهم فداکاری
نکته
مهم دیگر، فداکاری و گذشت آن حضرت است که مهمترین راز همسرداری ایشان به شمار میآید.
روایات مختلفی در این زمینه نقل شده است. برای نمونه در یکی از روزهای پرمشقتی که
ایشان از نظر اقتصادی داشتند، غذا در خانه ایشان کمیاب شد که در این مدت حضرت
زهرا(س) با فداکاری غذا را میان همسر و فرزندان تقسیم کردند و خود از غذای موجود و
اندک تناول نکردند.
زمانی
که حضرت امیر(ع) علت فداکاری حضرت زهرا(س) و بیاطلاع گذاشتن امام(ع) از امور منزل
را جویا شدند، حضرت فرمودند: «رسول خدا مرا نهی کرده است که از پسر عمویم چیزی
درخواست کنم و فرمودهاند اگر چیزی آورد بپذیر و اگرنه، درخواستی نکن». این هم
نکته بسیار مهمی است و امروزه بسیاری از درخواستهای معمول غیر معقول است و
مشکلات متعددی را برای خانوادهها ایجاد کرده است.
چه
شد که پیامبر فاطمه را پاره تنش خواند؟
عفاف
و حیای ایشان یکی دیگر از صفات معروف حضرت ام ابیها است که نمونه کامل آن را میتوان
در روایت مشهور مواجهه حضرت با فرد نابینا دید. نابینایی در خانه زهرا (س) وارد
شد. حضرت خود را پشت پرده یا دیوار پوشاند. پیامبر (ص) فرمود: چرا با این که نابینا تو را نمیبیند،
از وی حجاب میگیری؟ عرض کرد: اگر او مرا نمیبیند، من که او را می بینم و
او نیز بوی مرا استشمام میکند. در آن هنگام بود که پیامبر(ص) در تأیید رفتار
ایشان فرمود: گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی: «اشهد انک بضعة منی
بهترین
زنان از دیدگاه حضرت زهرا(س)
همچنین
روایت مشهور حضرت زهرا(س) میتواند نصب العین زنان امروز باشد که فرمود «خیر
النساء ان لا یرین الرجال و لایراهن الرجال؛ بهترین عمل زنان این است که بدون
ضرورت مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم هم آنها را ننگرند
هر وجهی از وجوه زندگی حضرت زهرا(س) میتواند الگویی تام و
تمام برای زن مسلمان امروزی باشد، استفاده از تشریفات در برگزاری مراسم
عروسی و مهریههای سنگین در ازدواجهای امروز، بر الگو گرفتن جوانان امروز از
ازدواج و سبک زندگی حضرت فاطمه (س) و حضرت علی(ع)
ازدواج
به سبک علوی و فاطمی
کمالات
فوق العاده فاطمه (ع)، انتسابش به شخص پیامبر(ص) و شرافت خانوادگى او سبب شد که
مردان زیادى از اشراف و یاران پیامبر (ص) به خواستگارى او بیایند، اما همه جواب رد
شنیدند. پیامبر(ص) در پاسخ آنها مىفرمود: «امْرُها الى رَبِّها؛ ازدواج فاطمه
به دست پروردگار فاطمه است!». ناگهان این صدا در همه جا پیچید که پیامبر (ص)
مىخواهد تنها دخترش را به همسرى على بن ابىطالب (ع) درآورد. هنگامى که امیرمؤمنان على (ع)به خواستگارى
فاطمه (ع)آمد،
چهره مبارکش از شرم گلگون شده بود. پیامبر(ص) با مشاهده او شاد و خندان فرمود: براى
چه نزد من آمدى؟ امیرمؤمنان على(ع) به خاطر ابهت پیامبر(ص) نتوانست خواسته خود را
مطرح کند ولذا سکوت کرد. پیامبر (ص) که از درون امیرمؤمنان على (ع) با خبر بود،
چنین فرمود: «لَعَلَّکَ جِئْتَ تَخْطِبُ فاطِمَةَ؟ شاید به خواستگارى فاطمه آمدى؟»
عرض کرد: آرى، براى همین منظور آمدم.
پیامبر(ص)
فرمود: اى على! قبل از تو مردان دیگرى نیز به خواستگارى فاطمه آمدند، هرگاه من با
خود فاطمه(س) این مطلب را در میان مىنهادم روى موافق نشان نمیداد و اکنون بگذار
تا این سخن را نیز با خود او در میان نهم. بدون شک ازدواج بهترین مردان جهان با
سیده زنان عالم و دختر پیامبر بزرگ اسلام باید از هر نظر الگویى براى همه قرون و
اعصار باشد، لذا پیامبر (ص) دستور داد تا زره امیرمؤمنان على(ع) را بفروشند و پولش
را که حدود پانصد درهم بود، نزد او آورند. پیامبر آن را سه قسمت کرد: قسمتى
را به بلال داد تا از آن عطرى خوشبو تهیه کند و دو قسمت دیگر را براى تهیه وسائل
زندگى و لباس تعیین فرمود. پیداست وسایلى که با این پول ناچیز مىتوان خرید چقدر
ساده و ارزان قیمت باید باشد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
زنان باحجاب زیباترین زناناند. برخلاف
جامعه غرب، وقتی که باحجاب باشی، مردم مجبور میشوند تو را به چشم انسان
نگاه کنند. حجاب باعث میشود که دیگران زن را کالا ندانند. حجاب باعث وقار
زن میشود و به او احساس آزادی میدهد، چون دیگر برده آزادیهای غربی نیست. زن باحجاب مثل مروارید است. ما زیبایی ظاهریمان را برای همه دنیا
به نمایش نمیگذاریم.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یکی از
مشکلات اصلی جامعه های دینی در بحث مقوله حجاب و عفاف کم رنگ شدن مردانگی و
حیا در خانواده ها می باشد که در سایه غلت مسئولین و متولیان عرصه فرهنگ
در تهاجمی خزنده در حال گسترش می باشد.
تا کنون گزارش های مختلفی از بدحجابی و
ناهنجاری های اجتماعی در رسانه ها منتشر شده است که این گزارشات حکایت از
وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را دارد تا که شاید تلنگری بر خواب رفتگان
باشد و بتوان چاره ای به غیر از برگزاری همایش و چاپ بنر در خصوص این
معضلات اندیشید.
در همین خصوص در این روزها فقط کافی است
که با حضور در سواحل شمالی کشور، نگاه کلی به وضعیت حجاب و عفاف و رفتارهای
اجتماعی برخی از مسافران داشت که با کمال تاسف در اقدامی زشت در موارد
متعددی شاهد کشف حجاب دختران و زنان در مقابل چشم نامحرمان در سواحل دریای
خزر هستیم.
یکی از مشکلات اصلی جامعه
های دینی در بحث مقوله حجاب و عفاف کم رنگ شدن مردانگی و حیا در خانواده ها
می باشد که در سایه غلت مسئولین و متولیان عرصه فرهنگ در تهاجمی خزنده در
حال گسترش می باشد. در همین خصوص در این روزها فقط کافی است که با حضور در
سواحل شمالی کشور، نگاه کلی به وضعیت حجاب و عفاف و رفتارهای اجتماعی برخی
از مسافران داشت که با کمال تاسف در اقدامی زشت در موارد متعددی شاهد کشف
حجاب دختران و زنان در مقابل چشم نامحرمان در سواحل دریای خزر هستیم.
تبدیل شدن این ناهنجاری به رفتاری
اجتماعی و از بین رفتن قبح کشف حجاب رفتاری است که نیازمند آسیب شناسی جدی و
یافتن علاجی به غیر از برخورد صرف انظباطی را دارد که با عرض پوزش از
مخاطبین گرانقدر این تصاویر که مربوط به وضعیت پوشش بانوان در سواحل گیلان
در این روزها می باشد به ناچار فقط جهت اطلاع متولیان عرصه فرهنگ منتشر می
گردد.
لازم به ذکر است که مستندات بسیاری از کشف
حجاب گسترده در سواحل شمال کشور وجود دارد که به علت معذوریت های اخلاقی
از انتشار آن خودداری می نماییم.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب موجب زیبایی می شود
امام صادق علیه السلام می فرماید: حجاب زن برای طراوت وزیبایی
اش مفید است. آری همیشه در و گوهر را در خزانه های آهنین نگهداری می کنند و
زن هم اگر قدر و منزلت خویش را بداند آن را در گوهر حجاب محفوظ می دارد و
اجازه نمی دهد نامحرمان به حریم او تجاوز نمایند.
حرکت زن در مجالس عروسی و عزا
امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند: اگر زنی بخواهد با
وضع نامناسب درعروسی، عزا، بازار، گردشگاه ها و حتی اماکن عمومی برود و
شوهرش جلوگیری نکند و یا از شوهرش بخواهد لباس های نامناسب و نازک برایش
تهیه کند و شوهرش چنان نماید، خداوند او را با صورت به جهنم می افکند.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید: اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد و گرنه به خاک هم نمی ارزد.
نگاه به زن
عقبه بن خالد می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که
فرمود: نگاه یکی از تیرهای زهرآگین ابلیس است، چه بسا یک نگاه سبب حسرت و
ندامت طولانی شود.
از امام صادق روایت شده است: وقتی شخصی بخواهد با زنی ازدواج
کند، باکی نیست که به چهره و عمل و دستبندها نگاه کند. اگر قصد ازدواج در
کار نباشد نگاه کردن جایز نیست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب و عفاف، خویشتنداری در مقابل تمایلات افراطی و هوای نفسانی است که ترویج آن در هر سازمانی ضروری است.فرهنگسازی حجاب و عفاف، شعاری نیست و ما برای برداشتن گام عملی در این
راه، اقدامات لازم را از درون خود آغاز کنیم.
ظاهرگرایی و مدگرایی از آفات جامعه امروزی است
حجاب و عفاف یکی از مهمترین
دغدغههای امروزی جامعه است که موجب برخی ناهنجاریها در جامعه شده است.حجاب و عفاف موجب
استحکام خانوادهها میشود که نشانه آن فروپاشی خانوادهها در غرب به علت
عدم توجه به موضوع حجاب است.بسیج همه ادارات در امر فرهنگسازی حجاب امری لازم برای
نهادینه کردن این فرهنگ مقدس در جامعه است که در این خصوص از بانک مهر
اقتصاد قدردانی میکنیم.
باید عوامل و ریشههای بدحجابی و بی حجابی را شناسایی و متناسب با آنها راهکار ارائه دهیم. برخورداری از مال و ثروت زیاد یکی از عواملی است که افراد و
خانواده را به سمت تجربه هر چیزی از جمله بیحجابی و بدحجابی میبرد.
عدم
آشنایی به مسائل مذهبی، عدم نهادینه شدن حجب و حیا، عدم پایبندی به موارد
اخلاقی و شرعی نیز از مسائل مهم در این زمینه است.
بدون شناخت فلسفه حجاب نمیتوان بدحجابی را درمان کرد
مشکل اصلی ما این است که فلسفه
حجاب و عفاف را به خوبی یاد نگرفتیم ولی میخواهیم در این حوزه وارد شویم.حجاب و
عفاف نیز مانند بحثهایی چون حقوق بشر و آزادی بیان در جامعه ترویج شوند. از سوی دیگر باید مسائل شرعی به صورت عقلانی بیان شوند.
حجاب رفتاری مهمتر از حجاب ظاهری است
امروز فلسفه غرب در جامعه کاربردی شده ولی فلسفه اسلام کاربردی نشده
است.
باید معماری محیط فیزیکی نیز متناسب با فرهنگ اسلام شود.
پوشش انسان در همه زمانهای تاریخ یک اصل
بوده و امروز نیز حجاب هم در پوشش و هم در رفتار باید عملیاتی شود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
از
جمله مسائلی که مدتی است در شبکه های اجتماعی از رونق بسیار زیادی
برخوردار است و میلیون ها لایک و پسند را به خود اختصاص داده است،مسئله
جذابیت دختران و بانوانی است که در این فضا به فعالیت مشغول هستند،بدین
صورت که تصاویر چند دختر جوان را با اجازه آنها و یا بدون اجازه در کنار هم
قرار داده و با این سوال که :کدام دختر جذاب تر و زیباتر است، از کاربران
اینترنتی درخواست می کنند تا رای و دیدگاه خود را پیرامون آنها بیان کنند و
به همین جهت نیز کاربران جوان احساس مسئولیت کرده و رای و نظر خود را با
اهمیت تلقی می کنند و در این انتخابات بزرگ شرکت می کنند.

متاسفانه آنچه شاهد آن هستیم این است که این نظر سنجی ها،نه تنها سود و
نتیجه ای برای آینده زندگی شخصی و خانوادگی افراد شرکت کننده نداشته، بلکه
آسیب های بسیار جدی به زندگی زناشویی آنان در آینده وارد و یا حتی مانع
تشکیل یک زندگی مشترک خواهد شد،چرا که ارزیابی روزانه دختران زیباروی در
قالب تصاویر و فیلم در شبکه های مجازی روحیه تنوع طلبی را در مردان به شدت
افزایش می دهد و اگر:
۱-مجرد هستند:
هرگز نمی توانند یک دختر ایده آل را برای زندگی آینده
خود انتخاب کنند چرا که با مشاهده هزاران تصویر،فکر می کنند که همیشه دختری
زیباتر وجود دارد و او را جستجو می کنند و مسلم است که این آرزو هرگز دست
یافتنی نیست.
۲-متاهل هستند:
در این صورت کانون گرم زندگی مشترک آنها با خطرات
متعددی مواجه خواهد شد،که از جمله مهمترین این خطرات و آسیب ها سرد شدن از
همسر است.
نکته قابل توجهی که در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است این نکته
است که اگر شرکت در این انتخابات برای تشکیل یک زندگی مشترک می باشد،
تنها ملاک زیبایی برای ازدواج نمی تواند سبب خوشبختی و کسب آرامش و سعادت
زن و شوهر شود بلکه آیات الهی و روایات اسلامی ملاک های متعددی را در این
زمینه بیان کرده اند که با توحه به این ملاک ها،هرگز نمی توان به زیبایی
رتبه اول و یا دوم را داد،بلکه زیبایی و جذابیت در عین حال که از اهمیت
برخوردار است در رتبه های بعدی قرار دارد ودادگاه های خانواده وآمار
وحشتناک طلاق،برای کسانی که تنها ملاک آنها برای تشکیل یک زندگی مشترک
زیبایی بوده و به هیچ ملاک و معیار دیگری توجه نمی کردند و اکنون زندگی
آنها در آستانه فروپاشی است، شواهد بسیارخوبی هستند.
این در حالی است که خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن مجید به مسئله
ازدواج اشاره کرده است و برای تشکیل یک زندگی ایده آل به جوانان توصیه های
ارزشمندی را بیان داشته است،توصیه هایی که بخشی از آنها مربوط به دوران
مجردی است که از جمله این توصیه های ارزشمند و برای جلوگیری از آسیب های که
بیان شد،این توصیه طلایی است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ
أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ
اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ :به مردان مؤمن بگو[نور:۳۰]چشمان خود را
[از آنچه حرام است مانند ديدن زنان نامحرم و عورت ديگران] فرو بندند، و
شرمگاه خود را حفظ كنند، اين براى آنان پاكيزهتر است، قطعاً خدا به
كارهايى كه انجام مىدهند، آگاه است.»
و بخشی از آن،مربوط به زمان انتخاب همسر است که از جمله آنها توصیه امام
صادق علیه السلام است که به پرهیز از انتخاب زنان تنها با ملاک زیبایی
تاکید می کند و میفرماید:
«از پدرم به نقل از پدر خود از جدّ بزرگوارش
عليهم السّلام شنيدم كه مىگفت: پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در باره
انتخاب همسر به مردم فرمود: بپرهيزيد از گياه سبز و خرّمى كه در سرگين
پرورش يافته است! به آن بزرگوار عرض شد: اى رسول خدا «خضراء دمن» چيست؟
فرمود: مقصود زن زيبائى است كه از خاندانى پست، بوجود آمده و در محيطى
فاسد، پرورش يافته باشد.[۱]
در همین حال که از ازدواج با این دختران نهی شده است،امام صادق علیه
السلام یکی از اسباب خوشبختی انسان را همسر زیبا که نگاه و زندگی با او سبب
شادمانی وآرامش همسر شود،معرفی می کند:
«از خوشبختى انسان اين است كه
محل كارش در شهرش باشد، فرزندانى داشته باشد كه از آنان كمك بگيرد،
همنشينان صالح، خانه بزرگ و همسر زيبايى داشته باشد كه نگاه كردن به وى
شادمانش گرداند و در نبودش خود را حفظ كند.»[۲]
اما چنانچه بیان شد،ازدواج تنها به ملاک زیبایی سبب مشکلات زیادی خواهد
شد و به همین جهت آیات الهی در کنار این ویژگی،صفات دیگری را نیز برای همسر
آینده بیان می کنند که از جمله آنها توصیه های خداوند در آیه پنجم از سوره
تحریم است که به شش ویژگی یک همسره ایده آل اشاره می کند:
«عَسى
رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْكُنَّ
مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ
أَبْكاراً[التحریم :۵]اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش
همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه كار، عابد، روزهدار،
بیوه و دوشیزه به او عوض دهد»
هرچند این ویژگی ها برای همسران پیامبر صلی الله علیه وآله بیان شده است
اما مى تواند الگوئى براى همه جوانان به هنگام انتخاب همسر باشد که به
صورت اختصار به آنها اشاره می کنیم:ویژگی هایی از قبیل
:اسلام،ایمان،قنوت[تواضع در برابر همسر]،توبه[عذرخواهی در هنگام
اشتباه]،عبادت و روزه داری [حفظ اعضا و جوارح از گناه]
منابع:
[۱][معاني الأخبار ؛ ج۲ ؛ ص۲۵۱]
[۲][منابع فقه شيعه ؛ ج۲۳ ؛ ص۳۰۳]
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سلامنام
من چادر است
..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است …روزگارم
بد است و از همه شما دلگیرم … شما
از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود …
از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم … وقتی
سیلی خورد ، در صورتش بودم ، وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد ، خونی شدم … خوب
میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد…و شما با من چه کردید ؟؟؟
شما کار را به جایی رساندید که میخواهند مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب
کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده …
از شماست که برماست …
شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با
من همین کار را کردید !
اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار
میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود …
عده ای مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر
چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود …
مرا وسیله
تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید …
مرا تبدیل به شنلی کردید
تا در میان سیاهی من ، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان بیشتر جلوه
کند …
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و
موهایتان را بیرون گذاشتید …
مرا به هر جایی بردید … از شانه به
شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر
…
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم
با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید …
به سیاهی
رنگم ایراد گرفتند … و شما سعی کردید مرا عوض کنید !!!
عده ای از شما به من مدل دادید ، تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل
مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم … مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و
اندامی کردید …
شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما
در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید
…
به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم
تبدیل به زینت کردید ، از زیر من روسری های رنگارنگ بیرون زدید و یادتان رفت برای
چه چیز آمده ام و اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم
…
شکایت شما را خواهم کرد …
به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن
و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ، به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی
به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
از آنجا كه هر سال از سوي سازمان بسيج مستضعفين، شهداي
شاخص آن سال معرفي ميشوند امسال نيز سه تن از شهدا يعني شهيد موحد دانش، شهيد
ديالمه و شهيده طاهره هاشمي شهداي شاخص جوان و نوجوان كشور معرفي شدند و رسانههاي
ديداري شنيداري و مكتوب به فراخور شرايط خود نسبت به معرفي آنان اقدام نمودند.
مدتي پيش به همت روابط عمومي بسيج، جمعي از خبرنگاران و عكاسان به منزل برادر
شهيده طاهره هاشمي رفتند و ضمن ديدار با خانواده آن شهيد، گفتگويي با آنان انجام
دادند. بنده نيز اين توفيق را داشتم كه شاهد گفتگو بوده و به ثبت آن اقدام نمايم.سرتيپ
هاشمي مدتي است بازنشسته شده و مشاور فرماندهي كل قوا است. برادر ارشد شهيده طاهره
هاشمي به زندگي پدر، مادر و خانوادهاش كه ساكن آمل هستند اشاره كرد و گفت: پدرم
چون اهل مطالعه و سيد بود در ميان روستاييان از جايگاه خاصي برخوردار بود. پدرم 9
فرزند دارد شامل سه دختر و شش پسر كه براي تربيت مذهبي آنان بسيار زحمت كشيد.
من در سال 45 وارد ارتش شدم. از آنجا كه همه خواهران و
برادران من تحصيل كردهاند،خود را با آهنگ انقلاب هماهنگ كردند و همراه امام
شدند. خواهرم طاهره كه در دوران انقلاب ده ساله بود در برگزاري راهپيمايي مدرسه
نقش خوبي ايفا كرد. طاهره در مدرسه خوب درخشيده بود. داراي استعداد ذاتي بود. خط
خوبي داشت، نقاشي خوب ميكشيد و طراحيهاي جالبي از او به يادگار مانده است. طاهره
يك بسيجي كامل و مقلد امام بود. اين را از آثار نوشتاري و طراحي و نقاشي او ميتوان
فهميد. ما شاكر خدا هستيم كه اين شهيد در دامان ما تربيت شد.
در مراسمي كه در سالگردش برگزار شد كنار مزارش اعلام كردم
پس از 32 سال دوباره ظهور كردي و من تصور ميكنم رسالت ديگري داري. به نظر من او
الگوي خوبي براي دختران نوجوان و جوان امروز كشورمان است. هاشمي به نحوه اطلاعيافتن
از شهادت خواهرش اشاره كرد و گفت: سال 60 بود كه من مجروح و بستري بودم. برادرم از
آمل تماس گرفت و گفت گروهكها در آمل درگيري نظامي به وجود آوردهاند و فعلا به
آمل نياييد. پس از مدتي درگيري كم شد و ما به سمت آمل حركت كرديم. وارد آمل شديم،چون
زمستان بود هوا زود تاريك ميشد. چهره شهر كاملا جنگي بود. در منزل پدرم جمع شديم
چون در تدارك مراسم ازدواج خواهرم بوديم و كليه اقدامات برگزاري مراسم فراهم شده
بود. در جمع جاي طاهره خالي بود. سئوال كردم طاهره كجاست؟ مادرم گفت به روستا نزد
دوستش رفته و گفت اگر شب شد من همانجا ميمانم. ما همه تصور كرديم شب در روستا
مانده است. فردا صبح مادر دوست طاهره از نيامدن طاهره به منزلش خبر داد و گفت: من
تصور كردم ديشب به منزل و نزد شما بازگشته است. من براي كسب اطلاع به سپاه آمل
رفتم. گفتند تعدادي شهيد داريم و تعدادي هم مجروح در بيمارستان هلال احمر بستري
هستند. بيشتر كه پيگيري كردم جنازه دو شهيد را نشان دادند كه يكي از آنها طاهره
بود. از همانجا تلفني جريان شهادت را به منزل اطلاع دادم. يكي از مسئولين وقت سپاه
نحوه شهادت طاهره را اينگونه تشريح كرد: او و يكي از دوستانش در حال عبور از عرض
خيابان، مورد اصابت دو گلوله ضد انقلاب قرار گرفتند. همه وسايل و تداركي كه براي
عروسي پيشبيني شده بود براي مراسم شهادت طاهره استفاده شد. بسياري از مسئولين و
مقامات محلي در مراسم طاهره حضور پيدا كردند و از ويژگيهاي اخلاقي و حجاب و عفت و
پاكدامني او سخن گفتند. طاهره روزهاي دوشنبه و پنجشنبه روزه ميگرفت. اهل مطالعه
بود و بسيار خوب انشاء مينوشت.خواهر بزرگتر شهيده طاهره نيز به ويژگيهاي اخلاقي
او اشاره كرد و گفت:
موضوع مهمي كه ميتوان مطرح كرد در باب شاخص شدن اين شهيد
است. اين شهيد همواره گوش به فرمان رهبرش بود و در جبهه خودش تلاشهاي زيادي كرد.
در جبهه مدرسه با قلم و زبان خود از آرمانهاي انقلاب، امام (ره) و شهدا دفاع ميكرد.
انتظار خانواده شهدا اين است كه پيام شهدا در جامعه زنده باشد و در همه زمينهها
از رهبري حمايت و دفاع شود. طاهره چند روز قبل از شهادت به تهران آمده بود و بر
مزار شهداي هفت تير حضور پيدا كرده و آرزوي شهادت كرده بود. وي اضافه كرد: طاهره
عليرغم اينكه چهارده سال داشت ولي انسان كاملي بود و سخت به خودسازي پرداخته بود
و براساس رهنمودهاي اخلاقي امام عمل ميكرد. او جدولي در زمينه اخلاق و خودسازي
تهيه كرده بود و طبق آن عمل ميكرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سوال : آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟
جواب : کلمه ى چادر واژه اى است پهلوى که به دو صورت «چادُر و چادَر»[1] به
کار رفته و مترادف آن در زبان عربى، «جلباب»[2] و در زبان انگلیسى« [3]
WRAPPER»است.
چادر باوقارترین و بارزترین نمود عینى پوشش زن مسلمان است که سراسر بدن او
را مى پوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن هم دارد. خداوند متعال خطاب به
پیامبرش فرموده است:
(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ
الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى
أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)[4];
اى پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با چادر
خود بپوشانند، که این کار براى آنها بهتر است، تا به عفت و حریت شناخته
شوند و از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند; و خدا در حق خلق آمرزنده و
مهربان است.
«جلابیب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب هاى لغت معتبر، مثل لسان العرب،
صحاح اللغة و معجم الوسیط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششى گسترده
است که زن خود را در آن مى پیچد.[5] علامه طباطبایى در کتاب المیزان در ذیل
همین آیه ى شریفه، جلباب را لباسى مى داند که زن با آن تمام بدن خود را مى
پوشاند.[6] قبل از بررسى معنا و مفهوم جلباب، باید دید چادر رایج در بین
زنان مسلمان و ایرانى چه نوع پوششى است و عناصر و مؤلفه هاى اصلى تشکیل
دهنده ى آن چیست؟ با اندک تأملى مى توان گفت: چادر داراى دو مؤلفه ى اصلى
ذیل است:
1. اندازه ى چادر: پوششى وسیع است که از بالاى سر تا پایین پاى زن را مى پوشاند.
2. کارکرد چادر: پوششى جلوباز که از بالاى سر، روى لباس هاى دیگر پوشیده مى شود و به نحو خاصى کنترل و جمع و جور مى گردد.
حال باید بررسى نمود آیا جلباب قرآنى که در بعضى تفاسیر از آن به ملحفه
تعبیر شده است،[7] دو عنصر مذکور را دارد یا نه؟ اگر دو عنصر یاد شده را
بتوان براى جلباب اثبات نمود، مى توان ادعا کرد که جلباب قرآنى همانند
چادرهاى رایج فعلى است و گرنه نمى توان چنین ادعایى کرد; از این رو، به
بررسى دو مؤلفه ى اندازه و کارکرد جلباب مى پردازیم:
الف) اندازه ى جلباب: تقریباً همه ى کتاب هاى لغت در این که جلباب پوششى
وسیع است اتفاق نظر دارند، ولى دیدگاه هاى کتاب هاى لغت و تفسیر درباره ى
اندازه ى دقیق جلباب متفاوت است. از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد
اندازه ى جلباب، به سه دیدگاه مى توان اشاره کرد:
دیدگاه اول: از کتاب هاى لغوى و تفسیرى استفاده مى گردد که جلباب پوششى
فراگیر بوده که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است.[8]
دیدگاه دوم: جلباب پوششى بزرگ تر از خمار (مقنعه) بوده که کم تر از مقدار
ردا، یعنى تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است. این دیدگاه از بعضى از
کتاب هاى لغت، مثل مصباح المنیر فیومى استفاده مى شود.
دیدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است; پوششى که فقط سر و سینه ها را مى
پوشاند. این دیدگاه از مفردات راغب اصفهانى به دست مى آید.
شواهد مختلفى وجود دارد که صحت دیدگاه اول و مخدوش بودن دیدگاه دوم و سوم را ثابت مى کند که بعضى از آنها عبارت اند از:
شاهد اول: درباره ى پوشش حضرت فاطمه ى زهرا(علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک این گونه نقل شده است:
لاثت خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها.[9]
یعنى فاطمه ى زهرا(علیها السلام) خمار و مقنعه ى خویش را بر سر و جلباب،
یعنى پوششى که شامل و دربر گیرنده ى تمام آن وجود مبارک بود، بر تن کردند.
از نحوه ى پوشش حضرت در قضیه ى مذکور دو نکته استفاده مى شود:
نکته ى اول: پوشش حضرت در بیرون منزل، همان دو پوشش قرآنى مستقل از یکدیگر
به نام «خمار» و «جلباب» بوده است; بر این اساس، نظر طرف داران دیدگاه سوم،
مثل راغب اصفهانى در مفردات که جلباب را به خمار معنا کرده است، مخدوش مى
گردد.
نکته ى دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشنى استفاده مى شود که
جلباب، پوششى سرتاسرى بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم ها را فرا
مى گرفته است; بنابراین، نظر طرف داران دیدگاه دوم; که قایل بودند جلباب
تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است، مخدوش مى گردد.
شاهد دوم: از کتاب هاى لغوى، مثل مصباح المنیر فیومى که گفته اند: «الجلباب
ثوب اوسع من الخمار; جلباب پوششى گسترده تر از خمار است»، تباین و مستقل
بودن خمار و جلباب به خوبى استفاده مى شود.
شاهد سوم: احادیثى هم چون حدیث نبوى «و لغیر ذى محرم اربعة اثواب: درع و
خمار و جلباب و ازار»[10] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام
برده است نیز، شاهد بطلان دیدگاه سوم است.
شاهد چهارم: زمخشرى و آلوسى از ابن عباس، صحابى پیامبر اکرم(صلى الله علیه
وآله) و شاگرد امام على(علیه السلام) نقل کرده اند که جلباب پوششى بوده که
از بالا تا پایین بدن را مى پوشانده است;[11] که با این شاهد بطلان دیدگاه
دوم اثبات مى شود.
حاصل این که جلباب قرآنى از نظر اندازه همانند چادرهاى زمان حاضر از بالاى
سر تا پایین پا را مى پوشانده است. اگر چه ممکن است که از نظر شکلى غیر از
چادر فعلى بوده است.
ب) کارکرد جلباب: براى فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششى آن، لازم است
معناى «ادناء» در آیه ى (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ)
معلوم شود. آلوسى از ابن عباس و قتاده و زمخشرى از ابن سیرین نقل کرده اند
که مراد از «یدنین» قرار دادن جلباب در بالاى ابرو و گردن و جمع و جور کردن
و قرار دادن گوشه هاى جمع شده ى آن در بالاى بینى است،[12] که معمولا
بانوان متدین و حساس نسبت به رعایت حجاب در مواجهه با نامحرم چنین مى کنند.
از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سیرین معلوم مى شود که جلباب همانند
چادرهاى فعلى، پوششى جلوباز بوده است که واژه ى «یدنین» در آیه ى شریفه نیز
مؤید این مدعاست; بنابراین، از نظر کارکرد و کیفیت پوشش نیز جلباب قرآنى،
شبیه چادرهاى امروزى بوده است.
به رغم این که بحث بر سر الفاظ و نام گذارى نیست و مهم این است که حقیقت و
مصداقى از پوشش، شبیه چادرهاى فعلى، در صدر اسلام موجود بوده است، خوش
بختانه در کتاب هاى واژه هاى قرآنى و کتاب هایى که درباره ى جلباب بحث
نموده اند، جلباب به چادر معنا شده است و این مؤید بسیار خوبى است بر این
که آنها نیز به دلیل اشتراک مؤلفه ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از
جلباب قرآنى معناى چادر را فهمیده اند.[13]
حاصل این که، با توجه به مشابهت بسیار نزدیک جلباب قرآنى با چادر، از نظر
اندازه و کارکرد، مى توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثیقى با دین اسلام و
قرآن دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. لغت نامه ى دهخدا و فرهنگ معین.
[2]. خلیل احمد فراهیدى، کتاب العین، ج 1، ص 302.
[3]. دکتر آریان پور، فرهنگ انگلیسى به فارسى.
[4]. سوره ى احزاب، آیه ى 59.
[5]. الملحفة: بالکسر، هى الملائة التى تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب یتغطى به: ر.ک: فیومى، المصباح المنیر، ریشه ى لحف.
[6]. محمدحسین طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 346.
[7]. به طور مثال ر.ک: شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361;
میرزا محمد مشهدى، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج 4، ص
203، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب، (آیه ى جلابیب).
[8]. به طور نمونه، ر.ک: شیخ طوسى، همان; بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل و
اسرار التأویل; علامه طباطبایى، تفسیر المیزان و شیخ محمدجواد مغنیه، تفسیر
الکاشف، ذیل آیه ى جلابیب; هم چنین از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کریم این
دیدگاه استفاده مى شود که در ضمن بررسى اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب
الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب (آیه ى
جلابیب) آمده است: «جلابیب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التى تشتمل بها
المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما یستر الکل مثل اللحفة»; هم چنین این
دیدگاه از کلام ابن عربى در کتاب احکام القرآن در ذیل آیه ى جلباب نیز
استفاده مى شود. علاوه بر کتب تفاسیر، از بعضى کتاب هایى که به طور مفصل
درباره ى احکام زنان بحث کرده اند دیدگاه اوّل صریحاً استفاده مى شود; مثلا
در کتاب المفصل فى احکام المرأة والبیت المسلم فى الشریعة الاسلامیة، ج 3،
ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثیابها و
تغطى بها جمیع بدنها من رأسها الى قدمها و الجلباب بهذا التعریف شبیه
العَباءة».
[9]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
[10]. طبرسى، مجمع البیان، ج7، ص155.
[11]. عن ابن عباس: الرداء الذى یستر من فوق الى اسفل. زمخشرى، تفسیر کشاف،
و آلوسى، تفسیر روح المعانى، ذیل آیه ى جلباب (آیه ى 59 سوره ى احزاب).
[12]. عن ابن سیرین سألت عبیدة السلمانى عن ذلک (یدنین)، فقال: ان تضع
رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتى تضعه على انفها. شبیه تعبیر مذکور عبارت
هاى مختلفى در تفسیر آلوسى، ذیل آیه ى جلباب نقل شده است که نحوه ى کارکرد
جلباب را بیان مى کند; مثلا از ابن عباس و قتاده این گونه نقل شده است.
«تلوى الجلباب فوق الجبینین و تشده ثم تعطفه على الانف و ان ظهرت عینها لکن
تستر الصدر و معظم الوجه».
[13]. ر.ک: لسان التنزیل، تألیف قرن 4 و 5، ص 103، به اهتمام مهدى محقق;
تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 8، ص 191، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب; میرزا
ابوالحسن شعرانى، نثر طوبى، واژه ى جلباب; عبدالرحیم صفى پور، منتهى الارب
فى لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه ى جلب; ر. پ. آ: دزى، فرهنگ البسه ى
مسلمانان، ص 117 و فیاض زنجانى، «رساله ى حجابیه»، مجله ى کیهان اندیشه، ش
60، خرداد و تیرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه ى کهن تفسیر مفردات قرآن،
ص190، قسمت مفردات، سوره ى احزاب.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
خطری جدی تر از ساپورت
این
روز ها دو پدیده فرهنگی – اجتماعی مهم ، به شدت مورد توجه لایه های مختلف جامعه
قرار گرفته است و جالب اینکه اخبار مربوط به آن از مرزهای داخلی خارج شده و دست
مایه شبکه های ماهواره ای مهم همچون « بی بی سی » ،« فرانس 24 » و غیره و نیز سایت ها و رسانه های
مختلف ، در فضای مجازی قرار گرفته است . یکی از این دو پدیده عجیب و رو به رشد
" زنان ساپورت پوش " و دیگری " طرح تشدید مقابله با بی حجابی
" در تهران و شهرستان ها ست . نکته جالب تر اینکه مسئولین فرهنگی !! کشور هم
که اکنون در کنار نیروی انتظامی ژست نظامی به خود گرفته اند به راحتی تمام گناه را
به گردن چند شبکه ماهواره ای و سایت ریز و درشت می اندازند و هیچ از خود نمی پرسند
چطور است که مثلا شبکه « من و تو » با کمتر از 50 نفر پرسنل می تواند با پخش سه
مرحله مجموعه « آکادمی گوگوش » جماعتی کثیر را در یک کشور 70 میلیونی مسلمان آنهم
برخلاف ارزش های جامعه ( چه دینی وچه عرفی ) « ساپورت پوش کند » !! اما
رسانه ملی با نزدیک به 50 شبکه تلویزیونی استانی و سراسری که اغلب با صرف هزینه
های هنگفت امکان پخش 24 ساعته ماهواره ای یافته اند و نیز پرسنل چند ده هزار نفری
نتوانسته دختران و پسران جوان ما را که اکنون فرزندان نسل سوم و چهارم این انقلاب
هستند با ارزش های دینی و فرهنگی انقلاب همراه سازند . ! ما سالهاست در پی یک نظام
تربیتی ناصحیح عادت کرده ایم گناه را به گردن دیگری بیاندازیم ؛ اول برادر یا
خواهر کوچکتر ! بعد ها همکلاسی ! بزرگتر که شدیم همکار ! و خیلی که بزرگ تر شدیم
لابد بیگانگان و....!! گر چه در دشمنی دشمنان شکی نیست اما در دوستی دوستان چطور؟ ! . انگار
ما خودمان در این جامعه هیچ مسئولیتی بر دوش نداریم و دیگران زاده شده اند تا کم
کاری ها و کج روی های ما را توجیه کنند . اکنون اگر چه « ساپورت » به نقل محافل دلسوز حجاب ! تبدیل شده
اما خطراتی به مراتب جدی تر از این نیز جامعه و کشور ما را تهدید می کند که نباید
از کنار آنها بی تفاوت گذشت و باز هم گناه را بر گردن این و آن انداخت :
1-انتقال ارزش ها : نظریه
پردازان مختلفی که با رویکرد جامعه شناختی به علل بروز انقلاب اسلامی در ایران توجه
داشته اند ، به زبانی ساده ، معتقدند یکی از عللی که باعث سرنگونی رژیم پهلوی در
سال 1357 و جایگزینی نظام جمهوری اسلامی شد ناتوانی آن رژیم در انتقال ارزش ها ی
مطلوب خود به نسل بعد بود . آنها معتقدند هر نظام حکومتی باید بتواند در سایه
پیگیری سیاست های راهبردی ارزش های مطلوب خود را به شکلی نهادینه به نسل بعد منتقل
نماید در غیر اینصورت جامعه ارزش های مطلوب خود را می جوید و این خطری بزرگ برای
ثبات هر نظام سیاسی محسوب می شود .
بی شک اگرچه تمام انگیزه شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
را نمی توان با « نظریه جامعه شناختی » تعبیر و تفسیر نمود اما آنچه در نگاه این
نظریه پردازان به ماهیت انقلاب ها نهفته است ، بسیار مهم و قابل تامل است و بی شک
بی توجهی به آن می تواند تهدیدی جدی برای فردای ایران اسلامی باشد . اکنون سوال
اصلی این است که در دهه چهارم انقلاب اسلامی تا چه حد توانسته ایم ارزش های اساسی
انقلاب را که موضوعی همچون عفاف و حجاب در معنای عام آن ( برای زن ومرد ) تنها یکی
از آنها است در جامعه گسترش دهیم ؟ بی شک ارزش های ترسیم شده در آرمان های متعالی
انقلاب اسلامی مورد تاکید حضرت امام (ره ) ورهبر معظم انقلاب متعدد بوده و جا دارد
در فرصتی جداگانه به مرور آن بپردازیم اما مروری گذرا بر اوضاع جامعه و نگاهی ساده
به سیر تغییر وگونه گون شدن پوشش در جامعه نشان از حقیقتی تلخ دارد که نگران کننده
تر از یک «ساپورت» ساده است . پوششی که از قضا کمتر از دو ماه دیگر و با تغییر فصل
بساط آن برچیده می شود و ارتباط چندانی با گشت
ارشاد ندارد .
2-فراموش شدن ارزش ها :
یکی از ارزش ها مورد تاکید در رهنمود های حضرت امام (ره) که بسیار در دین اسلام
مورد توجه قرار دارد و رهبر معظم انقلاب در فرمایشات خود نسبت به آن توصیه های
بسیار دارند گسترش« عفاف » در جامعه است . « عفاف » همواره در باور و بیان ما نسبت
به « حجاب » مقدم بوده و هست وحتی در اصطلاح جاری
نیز ترکیب « عفاف و حجاب » است
که مورد تاکید قرار می گیرد اما سالهاست که موضوع « عفاف » که موضوعی کیفی محسوب
می شود از جامعه و سیاست های اجرایی دستگاه های فرهنگی ما رخت بر بسته (ویا حد اقل
کم رنگ شده) و تمام توجه ها بر پدیده « حجاب » که پدیده ای کمی محسوب می شود معطوف
شده است . آن هم به شکلی سطحی و اداری که اغلب در اجرا ماهیتی « اونیفرمی » به خود
گرفته و تنها به زنان جامعه محدود گشته است و رفته رفته باعث شده تا در جامعه با
دو طبقه « اداری » و« غیر اداری » مواجه شویم که البته در ساعات خارج از ساعت کاری
نیز اغلب با پدیده خطرناک دیگری مواجه هستیم که در آن بخش مهمی از کارکنان ادارات
دولتی که با رویکرد تحکیمی دستگاه های اجرایی مجبور به انتخاب نوع خاصی از پوشش
شده اند تغییر فرم و لباس می دهند و به گروه دوم می پیوندند . این هشداری جدی است
که حکایت از ناتوانی سیاست های تحکیمی و بی توجهی به فرهنگ و فرهنگ سازی در دستگاه
های اداری دارد . جالب اینکه در بسیاری از ادارات مسئولین واحد های اجرایی در پی
دستورالعمل های غیر کارشناسانه کارکنان محترم خانم را که در تمام زندگی خود پوشش
یک دست و مناسب مانتو را برگزیده اند علی رغم تمام صلاحیت ها از حضور در پست های
مدیریتی (حتی مدیریت یک آموزشگاه ) محروم
می کنند و با این عمل خود باعث شده اند تا بیش از هرچیز پوشش چادر که به عنوان حجاب
برتر بسیار مورد توجه حضرت امام (ره ) نیز بود تنها ماهیتی مدیریتی و شکلی ، به
خود بگیرد و باز هم در جامعه شاهد طبقه بندی افراد و تاثیرات سوء پس از آن باشیم .
اینها به دلیل بی توجهی به ماهیت موضوعات فرهنگی و فراموش شدن ارزش ها و سطحی نگری
به مفاهیم بلندی است که این انقلاب با هدف برپایی آن شکل گرفته است .
3-اندلسی شدن جامعه :
خطری که جامعه ما را تهدید می کند نه تنگ وگشاد شدن مانتو ها و یا کوتاه و بلند
شده شلوارها وحتی رنگ به رنگ شدن «ساپورت » هاست . خطر اصلی «اندلسی شدن» تدریجی
جامعه ای است که هر روز بیش از پیش به سمت « مصرف گرایی » و نه « تولید گری » پیش می رود . جا دارد کارشناسان
محترم در حوزه های مختلف دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و حتی سیاسی یک بار دیگر به
مطالعه مختصات پدیده اندلسی شدن در جامعه بپردازند . پدیده خطرناک گسترش فساد تنها
معطوف به فساد اخلاقی نیست . گسترش فساد در لایه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و
اقتصادی می تواند باعث رواج تفکر ناکارآمدی نگرش دینی در جامعه شود و این خطر
بزرگی است که هر جامعه اسلامی را تهدید می کند و مگر در اندلس چیزی غیر از این رخ
داد؟! لذا توجه تک بعدی به برخی مظاهر سطحی فساد اخلاقی در جامعه و معطوف داشتن
تمام توان اجرایی حوزه های مختلف مسئول به برخی معلول ها در اجتماع به مراتب
خطرناک تر از هر آفت دیگری برای جامعه ما محسوب می شود .
4-ناکارآمدی رسانه های
گروهی : امروز گستره کارکرد رسانه از تفریح و سرگرمی به مراتب فراتر رفته و مرزهای
سیاست و فرهنگ و امنیت ملی جوامع را هم درنوردیده است . بسیار ساده انگارانه است
اگر نگاهی جز این به رسانه ها داشته باشیم . حال نکته بسیار جالب رویه نزولی رسانه
های داخلی خودمان و بخصوص رسانه ملی در مقابل شبکه های گسترده وتوانمند ماهواره ای
است . شکی نیست بسیاری از شبکه های ماهواره ای با هدف به چالش کشیدن ارزش های
فرهنگی ما والبته گسترش ارزش های فرهنگی مطلوب خود به تولید برنامه به زبان فارسی
می پردازند والبته نمی توان برآنها خرده گرفت زیرا این ذات پدیده فرهنگ است و بطور
طبیعی هر تفکری سعی دارد تا حیطه شمول خود را گسترش دهد و البته این مهم اکنون از
طریق رسانه ها عملی تر است اما نگران کننده تر رویه های نسنجیده وغلطی است که از
سوی مدیران فرهنگی ما آنهم با انبوه امکانات فنی و نرم افزاری در کشور صورت می
گیرد . صدا و سیمای ما که باید نوک پیکان مقابله با تهدیدات نرم باشد اگرچه هر روز
به گسترش کمی خود بیش از پیش ادامه می دهد (آنهم گسترشی که تنها به تکرار شبکه ها
و برنامه ها منجر شده است) اما با بی توجهی به میل و نیاز جامعه مخاطب ! باعث شده
تا برنامه های تولیدی از اثر گذاری بسیار کمتری برخوردار بوده وپدیده همه گیر شدن
بکارگیری ماهواره علی رغم منع قانونی هرروز بیش از پیش گسترش یابد . نا کارآمدی
رسانه ها وفرار مخاطب خطری بسیار بزرگ است که اگر به دنبال چاره ای برای آن نباشیم
می تواند در آینده ای نزدیک به جدی ترین تهدیدات پیش روی جامعه ما تبدیل شود .
لذا
همانطور که گفتیم به زودی با سرد شدن هوا بساط « ساپورت » برچیده می شود و این را
نباید موفقیت نیروهای محترم انتظامی در طرح « تشدید مقابله با بد حجابی » یا هر
طرح دیگر تصور کرد زیرا بی تردید پس از آن مانتو های کوتاه وچکمه های بلند و یا هر
چیز دیگر جایگزین می شود و ظاهرا این چرخه همچنان باید ادامه داشته باشد . از
اینرو باید بپذیریم که فرهنگ مقوله ای مهم و «بینا رشته ای» است که پرداختن به آن
نیازمند تخصص و دانش است و مروری برآنچه گذشته نشان می دهد که در آن حوزه نه تنها
موفق نبوده ایم بلکه در بسیاری موارد متحمل شکست هم شده ایم . البته پشتوانه عظیم فرهنگی
ایرانی اسلامی ما گواه این است که با پیگیری ودلسوزی افراد متخصص وکارآزموده
واتخاذ سیاست های منطقی و کارشناسانه و پرهیز از شعار زدگی و افراطی گری می توانیم
جامعه ای سربلند و فرهنگ ساز داشته باشیم که نه تحت تاثیر فرهنگ بیگانه بلکه دقیقا
تولید کننده فرهنگ در جامعه جهانی باشد اما این مهم به این سادگی ها میسر نیست و
برنامه ریزی و همتی ملی می طلبد . نکته آخر اینکه فراموش نکنیم پدیده هایی همچون
بی حجابی و یا بد حجابی اغلب پدیده هایی مجرد نیستند و باید به عنوان معلول بسیاری
از علت های دیگر به آنها نگریست و چه بسا پیگیری آن امور در اغلب موارد نیاز به
فوریت و جدیتی بیشتر داشته باشد ولذا افراط در پرداختن به معلول ها وچشم پوشی از
علت ها چه بسا زیانی فراتر از تصور به همراه داشته باشد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پیام زینب (س) : رواج بی
حجابی در جامعه اسلامی ایران ، عدم اهتمام جدی بسیاری از افراد موظف به فعالیت
فرهنگی و عدم تبیین مسائل عفاف و حجاب در جامعه خبرنگار ما را بر آن داشت تا با
تعدادی از اقشار مختلف جامعه از جمله اساتید دانشگاه ها , دانشجویان ,معلمان , کاسبان و... در این خصوص مصاحبه ای
انجام دهد که نتایج آن به شرح زیر می باشد :
علل رواج بدحجابی :
ورود ماهواره به منازل
بی توجهی به جوانان در خانواده
عدم پایبندی خانواده به مسائل اعتقادی
کوتاهی متولیان فرهنگی
تبلیغ وسیع فرهنگ غرب از طریق رسانه ها
داخلی و خارجی
عدم پاسخ به سؤالات موجود در ذهن
جوانان در خصوص حجاب و عفاف
عدم آگاهی جوانان نسبت به ارزش های دین
مبین اسلام
راهکارهای ترویج عفاف و حجاب:
برگزاری نمایشگاه عفاف و حجاب در سطح
شهرستان و در اماکن عمومی
برگزاری جلسات در سطح مدارس و به نمایش
گذاشتن انواع پوشش ها ی اسلامی
تألیف کتابی در زمینه عفاف و حجاب و تدریس
این کتاب در سطح مدارس
تشویق افراد با حجاب و معرفی آنان به
جامعه به عنوان الگو
معرفی زنان با حجاب و نخبه و موفق جامعه
آموزش مادران و شناساندن معضلات و
مشکلات بد حجابی و لزوم کنترل دختران در
زمینه پوشش صحیح
تبلیغ و آموزش از طریق رسانه های گروهی
و معرفی پوشش های صحیح
مشخص کردن الگوی پوشش اسلامی مطابق با
وضعیت کنونی جامعه
مقابله با اندیشه وتهاجمات فرهنگ غرب در
قالب رسانه های فعلی جامعه و همچنین در قالب کتب و منابع دانشگاهی و در رشته علوم
انسانی در جهت نهادینه نمودن فرهنگ
می توانیم به تعمیق فرهنگ عفاف و حجاب کمک کنیم ولی این کار را باید
از نگاه و فکر جوان امروزی دنبال کنیم و با توجه به نیاز آنها کار کنیم .
نهادینه کردن ارزش های اسلامی در شخصیت
جوانان
باید با ابزار روز ( از جمله فضای مجازی
، نرم افرازها صوتی تصویری ، بازی های رایانه ای و ... ) و با توجه به سلیقه های نوجوانان و جوانان مؤلفه ها و ابعاد حجاب را
برای آن ها هویدا کرد
و در آخر سوال خبرنگار ما از این عزیزان
و پاسخ ها :
جمله ای درباره حجاب ...
حجاب ارزش و شخصیت زن ،آرامش روانی فرد
و اجتماع ، حراست ، آزادگی زن
حجاب بوی خوش گل عفاف است حجاب منشور
والای آگاهی است
حجاب یادگار فاطمه زهرا (س) است
حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ
ارزش زن ها است
حجاب صدف تقوی است
حجاب مظهر عفاف است ، زن در حجاب مانند
گوهری در صدف
حجاب تاج بندگی خدا است
حجاب کاهش آسیب های اجتماعی است
حجاب بهترین زینت زن
حجاب به معنی حضور و آمادگی
حجاب عفت جامعه است
حجاب قداست و آزادگی است
حجاب پیام عاشورا است
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حتما با بد حجابهای
زیادی برخورد کردید که هر کدام برای خودشان دلیل و بهانه ای دارند
ما هم اینجا به برخی از بهنه ها اشاره کرده و به آن پاسخ میدهیم
بهانه اوّل :
من هنوز قانع نشدهام که حجاب واجب باشد. (با علم به اینکه این سخن شرک
است).
ما از او دو سؤال می پرسیم:
سؤال اوّل: آیا او به صحت دین اسلام اعتقاد دارد؟
جواب آن طبیعتاً مثبت است، او لا اِلهَ اِلاَّ الله می گوید و این نشانهی
اعتقاد وی به یگانگی خداوند است، و می گوید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله، و این
یعنی به شریعت اسلام ایمان دارم، پس او به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و
راه و روش زندگی اعتقاد دارد.
سؤال دوّم: آیا حجاب جزو شریعت اسلام و واجبات آن می باشد؟
اگر این خواهر نیتش را خالص بگرداند و همانند کسی که به دنبال حقیقت است،
در این قضیه تحقیق نماید به تأکید خواهد گفت: بله.
پس (ای خواهر مسلمانم) آن خدایی که به الوهیت او ایمان آوردهای در کتاب
عزیزش به رعایت حجاب دستور میدهد، پیامبر بزرگواری که به رسالتش ایمان داری
در سنتش به رعایت حجاب دستور میدهد.
بهانه دوّم :
من به واجب بودن پوشش شرعی قناعت حاصل نموده ام؛ اما مادرم مرا از پوشیدن
آن باز می دارد و هرگاه از فرمان او سرپیچی کنم به دوزخ خواهم رفت.
گرامی ترین بنده ی خدا حضرت رسول (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ
وسَلَّمَ) در سخنی کوتاه و حکمت آمیز در جواب این بهانه می فرماید:
''''''''لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق'''''''' فرمانبرداری از مخلوق در
صورتی که نافرمانی خالق در آن باشد جایز نیست.
جایگاه والدین در اسلام بخصوص مادر مهم و ارزشمند است بلکه خداوند در آیات
زیادی از قرآن آن را با بزرگترین امور یعنی عبادت ویکتاپرستی قرین نموده
است؛ چنانکه خداوند می فرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ
شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» [النساء:36].
(تنها) خدا را عبادت کنید و (بس. و هیچ کس و) هیچ چیزی را شریک او مکنید. و
نیکی کنید به پدر و مادر .
در هیچ صورت نافرمانی از والدین جایز نمی باشد مگر اینکه به نافرمانی
پروردگار دستور دهند؛ زیرا خداوند می فرماید : «وَإِنْ جَاهَدَاکَ
لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا» (لقمان:15)
هرگاه آن دو، تلاش و کوشش کنند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین
آگاهی از بودن آن و (کوچکترین دلیل بر اثبات آن) سراغ نداری، از ایشان
فرمانبرداری مکن.
اما اطاعت نکردن از آنان در معصیت، مانع نیکی کردن با آنان نیست. خداوند می
فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان: 15).
با ایشان در دنیا به طرز شایسته و به گونه بایستهای رفتار کن.
بهانه سوم :
هوا گرم است و ما نمی توانیم بدون پوشش گرمای شدید هوا را تحمل کنیم، پس
چگونه با رعایت حجاب بتوانیم آن را تحمل کنیم؟
خداوند در باره اینها می فرماید: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً
لَوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ»
بگو: اگر دانا بودند میفهمیدند که آتش دوزخ بسیار گرمتر و سوزانتر (از
گرمای تابستان و از همه آتشهای جهان) است. (توبه: 81)
ای خواهر گرامی! چگونه و با چه دلیلی گرمای این دنیا را با آتش سوزان دوزخ
مقایسه میکنی؟!
یقین بدان که شیطان با یکی از تله های خیالیاش تو را گول زده و به شکار خود
در آورده است تا اینکه تو را از گرمای دنیا به سوی آتش دوزخ بکشاند، پس
بیدار شو و خودت را از تلهاش نجات ده، و این گرمای آفتاب را برای خودت نعمت
بدان نه عذاب، چرا که گرمای شدید آفتاب در فصل گرما تو را به فکر عذاب
دردناک آخرت میاندازد، روزی که این گرما چندین برابر می گردد و کسی توان
تحمل آن را نخواهد داشت.
بهانه چهارم :
می ترسم اگر حجاب را رعایت کنم، باری دیگر آن را کنار بگذارم، چرا که زنان
زیادی را دیده ام که بعد زمانی طولانی که حجاب را رعایت کرده، آن را کنار
گذاشته اند!!.
به چنین زنانی می گویم: اگر مردم نظریه ای مانند نظریه تو را می داشتند،
آنگاه دین را رها می کردند و کسی به دنبال دین نمی رفت، نماز نمی خواندند
چرا که برخی ها می ترسیدند آن را ترک کنند. روزه نمی گرفتند، زیرا بسیاری
می ترسند که در شرایطی آن را ترک کنند، آیا متوجه شدی که شیطان چگونه از
راهی دیگر به دنبالت آمده و برایت تله گذاشت و تو را از واجباتت باز
داشت؟!!
پیامبر (صَلََّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وسَلَّمَ) فرمود: أَحَبُّ العَمَلِ
إلىَ اللهِ أَدوَمُهُ وإن قَلَّ بهترین عمل در نظر خداوند آن است که
دوام بیشتر داشته باشد هر چند که اندک هم باشد. پس چرا به دنبال دلایلی که
سبب ترک حجاب توسط چنین زنانی شده است، نگشتهای تا اینکه از آن اسباب
اجتناب کرده و به دنبال راه حلی مناسب بگردی؟
بهانه پنجم :
می ترسم اگر خود را ملزم به لباس شرعی نمایم، نام جماعت و گروهی خاص بر من
بیفتد و من دوست ندارم که وابسته به هیچ حزبی باشم.
خواهر گرامی! در اسلام تنها دو حزب وجود دارید که خداوند در قرآن کریم از
آن دو سخن گفته است: نخست حزبُ الله؛ حزب الله گروهی هستند که خداوند آنان
را به وسیله انجام عبادت ها و اجتناب از منهیات یاری می دهد.
دوّم حزب الشیطان؛ حزب الشیطان گروهی هستند که خداوند را نافرمانی میکنند و
در زمین به فتنه وفساد می پردازند. و تو هنگامی که خویشتن را ملزم به آداب
اسلامی از جمله لباس شرعی مینمایی، جزو حزب پیروز و رستگار خداوند می
گردی، اما هنگامی که خودنمایی و تبرج می نمایی، مرکب شیطان گشته و جزو
دوستان او شده و در صف منافقین و کفار قرار می گیری. و آنان چه اندازه
دوستان بدی هستند!
بهانه ششم :
به من می گویند: هرگاه لباس شرعی پوشیده و حجاب را رعایت کنم، نمی توانم
ازدواج کنم، پس حجاب را کناز می گذارم تا بتوانم ازدواج کنم!
خواهر گرامی! بی گمان شوهری که دوست داشته باشد تو را بی بندو بار، آرایش
کرده و در برابر خداوند نافرمان ببیند، آن شوهر برایت شایسته نیست، شوهری
که در برابر انجام حرام ها غیرت و ایمانش به جوش نیاید، در برابر تو هم
هیچگونه غیرتی نخواهد داشت و تو را برای رفتن به بهشت و نجات از دوزخ یاری
نخواهد نمود.
بی گمان خانواده ای که اساس تشکیل آن، بر نافرمانی خداوند و خشمگین نمودن
او پایه ریزی شود، خداوند حق دارد که شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت را بر
آن بنویسد، چنان که خداوند می فرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی
فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى
. (طه: 124)
و هرکه از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگ (و سخت و گرفتهای) خواهد
داشت؛ و روز رستاخیز او را نابینا (به عرصه قیامت گسیل و با دیگران در
آنجا) گرد میآوریم.
و گذشته از این، ازدواج نعمتی از نعمت های خداوند است که به هرکه بخواهد می
بخشد، چه بسیارند زنان با حجابی که ازدواج کرده اند و چه بسیارند زنان بی
حجابی که هنوز [کسی به دنبالشان نیامده] و ازدواج نکرده اند. اگر بگویی:
آرایش و بی حجابی من برای رسیدن به هدفی مقدس و گرامی است که ازدواج می
باشد، می گویم هدف مقدس و گرامی هیچ وقت استفاده از وسیله ناشرعی را مباح
نمی گرداند، پس اگر هدف مقدس و پاک باشد، باید وسیله نیز پاک و درست باشد،
زیرا قاعده ای اسلامی است که می گوید: « الوسائل لها حکم المقاصد»؛ وسایل
دارای حکم اهداف می باشند.
بهانه هفتم :
می دانم که حجاب واجب است، اما هنگامی که خداوند مرا هدایت نمود، آن را
رعایت خواهم نمود.
از این خواهر می پرسیم: آیا گام هایی در مسیر به دست آوردن هدایت برداشته
است تا اینکه به این هدایت دست یابد؟
می دانیم که خداوند با حکمت خویش برای هر چیزی سببی قرار داده است؛ از جمله
بیمار دارو مصرف می کند تا شفا یابد، مسافر ماشین یا چارپا سوار می شود تا
به مقصدش برسد، نمونه ها زیادند، پس آیا این خواهر با جدیت تمام در مسیر
به دست آوردن هدایت گام برداشته است؟ و اسبابش را به دست آورده است؟
برخی از این سبب ها عبارتند از:
1) خالصانه درخواست هدایت نمودن از خداوند، همانگونه که خداوند ما را دستور
می دهد که اینگونه از او بخواهیم: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ .
پروردگارا ما را به راه راست راهنمائی فرما.
2) همنشینی با زنان صالحه زیرا زنان صالحه بهترین یاری دهنده بر هدایت و
استمرار بر آن می باشند تا اینکه خداوند او را هدایت کند و رشد و تقوی را
به او الهام کند تا اینکه خویش را ملزم به انجام اوامر خداوند نماید و
حجابی را که خداوند زنان ایماندار را به آن دستور داده است، رعایت نماید.
بهانه هشتم :
هنوز وقتش نیامده و من هنوز کوچک می باشم و بعد از اینکه بزرگ شدم و حج
نمودم، حجاب را رعایت خواهم نمود.
خواهر گرامی! فرشته مرگ، در دنیا می گردد پشت در منزلت ایستاده و منتظر
فرمان خداوند می باشد تا اینکه در هر لحظه از لحظه های عمرت خداوند به او
اجازه دهد، در را باز کند. خداوند می فرماید: فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا
یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا یَسْتَقْدِمُونَ (اعراف: 34)
هر گروهی دارای مدّت زمانی (مشخّص و معلوم) است، و هنگامی که زمان (محدود)
آنان به سر رسید، نه لحظهای (از آن) تأخیر خواهند کرد و نه لحظهای ( بر
آن ) پیشی میگیرند.
مرگ کوچک و بزرگ نمی شناسد، شاید مرگ به سراغت بیاید در حالی که در این
گناه بزرگ قرار داری و با آرایش و خودنمایی ات داری با خداوند محاربه می
کنی.
بهانه نهم :
امکان مادی ندارم تا لباس هایم را به لباس شرعی تبدیل کنم.
و به این خواهر می گوییم: در راه به دست آوردن رضایت خداوند و برای رسیدن
به بهشت، از دست دادن هر چیزگران قیمت و با ارزشی از جمله مال و نفس آسان
است.
بهانه دهم :
حجاب را رعایت نمی کنم تا اینکه به این فرموده ی خداوند عمل کرده باشم که
می فرماید: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ بلکه نعمتهای
پروردگارت را بازگو کن.»
پس چگونه نعمت هایی را که خداوند به من بخشیده است، از جمله موهای نرم و
زیبایی ام را پنهان کنم؟
چنین زنی به کتاب خداوند و فرامین او عمل می کند تا آنجا که با هواهای
نفسانی او هماهنگی داشته و با فهم او مطابقت داشته باشد، اما هنگامی که
مطابق میل و خواسته ی او نباشد، آن را رها می کند، اگر اینگونه است پس چرا
به این گفته خداوند عمل نمیکند می فرماید: وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ
إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا و زینت خویش را ( همچون سر، سینه، بازو، ساق،
گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمایان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال
خلقت، همچون چهره و پنجه دست ها) و آن چیزها (از زینتآلات، همچون لباس و
انگشتری و سرمه و خضاب) که (طبیعةً) پیدا میگردد. [نور: 31] .
و چرا به این گفته ی خداوند عمل نمی کند که می فرماید: یُدْنِینَ
عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ رداهای خود را جمع وجور بر خویش فرو
افکنند. [احزاب: 59].
بی گمان بزرگترین نعمتی که خداوند به ما داده است، نعمت ایمان و هدایت است.
پس چرا بزرگترین نعمت هایی را که خداوند به تو ارازنی داشته است، که از
جمله ی این نعمت ها حجاب شرعی می باشد، باز گو نمیکنی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آیا واقعاً عفت، حیا و پاکدامنی انسانها به پوشش آنهاست یا به دلشان؟ از واژه پوشش استفاده کردم، چون هم خانمها را در برمیگیرد، هم آقایان را. از واژه چادر استفاده نکردم که فقط مختص خانمها باشد. کدام یک از این مسائل انسان را بهشتی میکند و کدام یک جامعه را میسازد؟ چرا در جامعه ما بیشتر به حجاب بیرون پرداخته میشود تا عفت درون؟
این سئوال نکته مهمی را در بر دارد، اما سئوالی که متقابلاً میپرسم این است که چرا اینها را به نحوی در کنار هم قرار میدهید که گویا باید یکی باشد و یکی نباشد؟ به این معنی که ما یا باید پوشش ظاهر داشته باشیم یا عفت درون و چون هر دو را نمیتوانیم داشته باشیم باید یکی از آنها را انتخاب کنیم و حالا سئوال شما این است که باید عفت درون را انتخاب کنیم یا پوشش بیرون را؟ میخواهم بگویم شکل سئوال محل تأمل دارد. اگر بخواهیم نگاه آرمانی داشته باشیم ـآرمان نه به معنای دست نیافتنی، بلکه به عنوان چیزی که به آن نمره ۲۰ میدهیمـ این است که عفت در همه قالبها
مهم است. عفت در پوشش، عفت در گوش، عفت در منش، عفت به عنوان یک فضیلت
عمیق اخلاقی برای زنان و مادران بایستی تأمین شود. در این مسئله ابداً
تردید نکنید.
آیا عفاف ظاهری که آن را در پوشش و حجاب اسلامی میبینیم میتواند جایگزین عفت درونی شود؟
من میگویم قطعاً نمیتواند.
یعنی ممکن است کسی پوشش ظاهری خود را به خاطر شرایط اجتماعی یا الزامات
محیط و ملاحظات اطرافیان رعایت کند، اما خدای نکرده در درون انسان عفیفی
نباشد. من هم با شما کاملاً هم عقیدهام که این ظاهر به هیچ وجه جایگزین درون پرهیزکار و عفیف نخواهد شد.
نکته سوم این است که من احتمال عکس این را خیلی ضعیف میدانم. یعنی فرض کنید بگوییم باید عفت درون را تقویت کنیم و توسعه بدهیم و با پوشش ظاهری هیچ کاری نداشته باشیم. میخواهم بپرسم ملاک داوری در مورد افراد چیست؟ اگر کسی را که در خیابان دارد راه میرود نگاه کنید. آن آقا یک استاد دانشگاه باشد و آن خانم یک قاضی دادگستری یا آن خانم یک معلم باشد و... و به لباس آنها نگاه کنید و بگویید نه! استاد دانشگاه نیست. از لباسش پیدا است که مثلاً یک دستفروش است. دستفروشی بهجای خودش خیلی محترم است، اما نقشهای مختلف اجتماعی در جای خود قابل بررسی هستند. انتظار دارید استاد دانشگاه لباسی بپوشد که نماینده هویت، تشخص، نقشهای اجتماعی و قالبهای
تحصیلی او باشد. آیا شما با این داوری مشکل دارید؟ یعنی اگر کسی لباسی
بپوشد که شایسته موقعیت اجتماعی او نیست، او را مورد انتقاد قرار نمیدهید؟
حقیقت این است که لباس بیش از آنکه یک پوشش ظاهری تلقی شود، بخشی از هویت
اجتماعی و فکری ما هم هست، بنابراین تأکیدم این است که باید به گونهای لباس بپوشیم که درون عفیف ما را به خوبی نشان بدهد. مثالی میزنم. خدای نکرده آدم نامربوطی که میخواهد مزاحم خانمی شود و میخواهد جلوی پای خانمی بوق بزند و عبور کند، اگر امکان انتخاب برایش باشد، در مقابل یک خانم محجبه بوق میزند یا در مقابل یک خانم بد پوشش؟ یعنی خانم بد پوشش به دیگران اجازه میدهد در مورد او احتمال ضعف اخلاقی بدهند. کسی میگوید من حجاب کاملی دارم، اما بارها اتفاق افتاده است ماشینهایی میایستند و بوق میزنند. پاسخ من این است که آن آقا اگر قطعاً قصد داشت خانمی را سوار کند، جلوی پای شما بوق نمیزد.
آن آقا اتفاقاً تعمد داشته است شمایی را که با حجاب هستید اذیت کند. این
در واقع نوعی واکنش به رفتار درست شما بوده است. ممکن است یک شاگرد بازیگوش
بخواهد سر کلاس معلمش را اذیت کند. ممکن است یک آدم بیمار بخواهد خانم
محترمی را اذیت کند. اینکه کسی بخواهد یک خانم محترم را اذیت کند، متفاوت
است با اینکه کسی به دنبال یک همراه برای مقاصد شیطانی باشد. نکته دیگر این
است که احتمال دارد بعضی از آدمهای
ناسالم از پوشش شما استفاده کرده باشند و آن آقا اگر خدای نکرده این تجربه
را کرده باشد که این خانم ظاهراً با حجاب رفتار غیر عفیفانهای داشته است، متأسفانه این خطر در انتظار همه ما هست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ج) ماهواره
از ديگر عوامل مؤثر در بي ديني
و بد حجابي زنان در ایران ، ماهواره است ؛ زیرا استفاده از آن ، به صورت بسيار زيادي
، گسترش يافته است تا جایی که در چادرهاي عشايري هم ماهواره يافت مي شود(42) و به وسيله
آن انواع استفاده های مفید و مضر می شود .جالب است كه ماهواره ، با هزينه هاي بسيار
زيادي که براي ساختش شده است و از كشورهاي ديگر به كشور ما حمل شده و در اختيار مردم
ما گذاشته می شود ؛ در موقع خريد ، بهاي اندكي براي آن پرداخته می شود ؛ در صورتي كه
هزينه هاي بسيار زيادي براي آن شده است .حال با تحقيق ، جستجو و تفكر ، به اين نتيجه
مي رسيم كه دراین مورد هم مثل ديگر موارد دست استكبار جهاني در كار است كه ماهواره
را با قيمت بسيار كم مي توان خريد ؛ چرا كه مربوط به فرهنگ است و همان چيزي است كه
كشورهايي نظيرآمريكا و انگليس و يهودي ها سرمايه گذاري بسيار زيادي در آن كرده اند
و بودجه هاي بسيار زيادي براي آن صرف كرده اند .با ماهواره مي شود در حكومتي كودتا
كرد ، يا مردم كشوري را تحت تأثير قرار داد ، چنان چه مي بينيم با تبليغات ماهواره
اي ، دشمن توانست در سال 78 و 88 آشوب گسترده ای را در كشور درست كند و آن جريانِ ضد
اسلام را ، زنده نگه دارد . از ماهواره ، استفاده هاي بسيار زيادي در تبديل فرهنگ كشوری
می توان داشت ؛ زیرا هيچ مرزي را براي خود نمي شناسد . چنان كه دركتاب جريان شناسي
نوشته شده : « فناوري هاي روز ، نظير ماهواره و .... باعث شده كه غربي ها بتوانند مرزهاي
قانوني كشورها را زير پا بگذارند و به شيوه هاي مختلف ، فرهنگ مبتذل خود را به بخش
هايي از كشورهاي در حال رشد و از جمله كشور عزيز ما صادركنند و عده اي نا آگاه را جذب
فرهنگ شيطاني خود نمايند .(43) » در حال حاضر صدها شبكه ي ماهواره اي در حال فعاليت
بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي است كه هر كدام براي خود اهدافي را مشخص كرده اند ؛ از
جمله ي آن ها ، شبكه ها فارسي 1 است كه با پخش فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني
در حال جذب هم ميهنان ماست ، در حالي كه رئيس آن ، رابرت مرداك ، یک يهودیِ استراليايي
است که نقشه هاي شومي براي مردم كشيده است وبا پخش سريال هايي نظير ويكتوريا و ...
در پي القاء تفكراتي مثل لا اُبالي گري ، بي ديني ، آزادي جنسي ، آزادی عشقي و ضد خانواده
و ... است (44)كه هر كدام از اين ها براي نابودي يك كشور اسلامي كافي است .با توجه
به گزارش ايسنا ، مديركل آسيبهاي اجتماعي قوه قضاييه (مجيد ابهري) گفت : « وجود يک
هزار و 400 شبكه ماهواره اي فارسي زبان ، نشان ازگستردگي سرمايهگذاري دشمن در جنگ
نرم عليه ايران است و گفت : متأسفانه در بررسيهاي به عمل آمده ، مشخص شده است كه
15 درصد از طلاقهاي صورت گرفته ، متأثر از برنامههاي شبكه فارسی 1 است ، چرا كه در
پشت پرده ، اين شبكه ، توسط صهيونيست ها هدايت و اداره ميشود(45).»در اين شبكه ها
، با پخش سريال ها و فيلم هاي سينمايي مبتذل ، به دنبال نابودي فرهنگ اسلامي ما هستند
كه حجاب هم در خيلي از این فيلم ها ، مورد تمسخر واقع می شود يا این که دستوري خلاف
حقوق بشر توصيف مي شود و هر طوري كه اربابان رسانه ای بخواهند ، توضيح مي دهند و ما
هم به خاطر بي كفايتي مسؤولین و عدم توليد فيلم هاي ارزشي در زمینه های مختلف دچار
مشكل شده ايم با پخش اين سريال ها و فيلم هاي سينمايي ، به دنبال القاء تفكری به جوانان
ما هستند ؛ مثلاً وقتي در فيلم بدون دخترم هرگز كه در شبكه هاي بسيار زيادي و در ساعات
اوج استفاده از ماهواره پخش مي شود(46)وقتي آن زن ، به ايران مي آيد ، گشت نيروي انتظامي
را نشان مي دهد كه با اسلحه به سمت آن زن مي رود كه چرا حجاب را رعايت نكرده است ؛
هركسي که آن صحنه را مي بيند در ابتدا مي گويد كه عجب انسان هاي متوحشي هستند و در
مرحله دوم ، این که چه حكم نامعقول و ضد حقوق بشری را اسلام وضع كرده است .وقتي كه
اين فيلم به 25 زبان ترجمه و دوبله شود(47) و در سرتاسر دنيا پخش شود و در ايران هم
كه بطريق اولي پخش مي شود ، تأثير بسيار زيادي بر روي افكار عمومي دنيا و مردم ايران
دارد و يك چهره ي زشت و ناهنجاری از حجاب و اسلام نمايش داده مي شود كه هر شخصي با
ديدن آن ناراحت مي شود که به تدريج حركتي ضد حجاب و ضد اسلام ، صورت مي گيرد كه براي
مقابله با آن چه هزينه هاي بسيار زيادي را باید صرف کرد .
با توضيح دراين مورد بايد گفت
وظيفه ي ما ، حركت به سوي پيشرفت بومي و اسلامي است و با ايجاد شبكه هاي ماهواره اي
، بايد با اين موضوع مقابله كرد . البته در مرحله ي اول بايد طرحي براي اجرا داشته
باشيم و درمرحله دوم فيلم هايي ساخته باشيم ؛ زیرا ، اگر بدون برنامه ريزي قبلي مثل
بعضي از كارها داخل آن شويم ، براي پر كردن وقت ، باید به سراغ همان فيلم هاي موهنی
برویم ، كه مضامين ديني ما را به سخره مي گيرند ؛ چنان چه اکنون ، بعضي از آن فيلم
ها ، توسط صدا و سيماي ايران پخش مي شود .
بحثی مختصر پیرامون تبلیغات رسانه
ای
هر روز در ماهواره ، تبلیغات
گسترده ای می شود که بسیاری از مردم جهان ، در حال مشاهده ی آن ها هستند ؛ این تبلیغات
برای دو دسته از افراد سود دارد و ضررواقعی آن برای یک دسته است . بزرگ ترین سودی که
می تواند داشته باشد ، برای صاحبان آن شبکه هاست که با تبلیغ کردن کالاهای دیگران ،
می تواند سود بسیار زیادی را به دست بیاورند ؛ و گروه دیگر ، همان سازندگان کالا هستند
که با تبلیغ می توانند ، سود بسیار زیاد تری را نسبت به قبل تصاحب کنند ؛ اما ضرر اصلی
آن فقط برای بیننده است ، چرا که این تبلیغات علاوه بر تبلیغ کالا ، به تبلیغ چیزهای
دیگری نظیر، بی بند و باری می پردازند ؛ زیرا بسیاری از این تبلیغات ، فقط تبلیغ کالا
نیست بلکه تبلیغ بی بند و باری و ... است ، پس ضرر مضاعف می شود یعنی اول ضرر فرهنگی-
دینی و اجتماعی و دیگری ضرر مالی است .بر اساس تحقیقی در زمینه ی اخلاقیات تبلیغات
، چنین آماری به دست می آید : 93 در صد از شرکت های تبلیغاتی از زنان استفاده می کنند
. 73 درصد از آن در خلال جنبش زنان ارائه می شود و بیش از نیمی از این تبلیغات ، مضامین
تحریک کننده دارد(48).حال با بررسی این موارد به این نتیجه می رسیم که : هر تبلیغی
برای مسأله ای ساخته شده وچند مضمون را در کنار خود و با هم به بیننده منتقل می کند
. وقتی 93 در صد از شرکت ها ، از زنان استفاده کنند ، به طور قطعی این زنان ، همان
طوری که در خانه ی خودشان هستند به روی صحنه نمی آیند ؛ بلکه با آرایشی غلیظ و ناهنجار
به جلوی دوربین می آیند ؛ زمانی که این مورد با مضامین تحریک کننده ، به هم ضمیمه شوند
، اثرات بسیار مخربی بر روی مردان و زنان و همچنین خانواده خواهد داشت که جبران هر
کدام زمان بسیار زیادی را می طلبد و شاید ضرری غیر قابل جبران هم داشته باشد .تبلیغات
دارای انواعی هستند که یک نوع از آن ها تبلیغات فرهنگی است که به دنبال انتقال فرهنگ
یا مواردی شبیه به آن است که در اثر مرور زمان ، به عنوان یک مسأله ی عادی و مورد قبول
ارائه می شود که حتی مخاطب به فکر این نیست که آیا این چیز درست یا غلط است ؛ البته
مورد قبول بودن به خاطر تأثیر ذاتی رسانه های دیداری و شنیداری است ؛ چون که در هر
تصویر چندین عکس به هم ضمیمه شده اند که ذهن ، زمانی را برای ذخیره ی آن ها نیاز دارد
که در فیلم و تصویر متحرک ، این زمان به مخاطب داده نمی شود ، پس عملیات القاء به راحتی
انجام می شود .تبلیغ فرهنگی شامل تبادل و تهاجم فرهنگی ، هر دو می شود و آن چه اکنون
در ابعاد شناختی و عاطفی و رفتاری در جامعه ی ما حضور دارد ، به خوبی نشان می دهد که
ایران ، اکنون در حال یک تبادل فرهنگی نیست بلکه درگیر یک نزاع فرهنگی است(49) .در
تبلیغ فرهنگی ، مضمون و مفهومی منتقل می شود که در این تبلیغات ، هدف واقعی ، بینندگان
آن هستند . در تبلیغات فرهنگی ، تبادل فرهنگی و خود باختگی و ناکار آمدی فرهنگ خودی
و ... به بیننده منتقل می شود ؛ در حالی که هر کدام از این موارد در تهاجم فرهنگی هم
موجود است و دشمن در پی القاء فرهنگ سکولار خود ، به مردم ناآگاه از این جریانات است
؛ یکی از این موارد ، بد حجابی یا شاید بی حجابی است که در اثر تبلیغات رسانه ای (
ماهواره یا حتی صدا و سیمای ایران ) ، موجب سست شدن دختران و زنان در اعتقادات و حجابشان
می شود .
د) اینترنت
یکی دیگر از وسائلی که موجب بحرانی
شدن وضعیت حجاب دختران ایرانی شده ، اینترنت است . هر روزه سایت ها و وبلاگ ها و تبلیغات
گسترده ای در اینترنت پخش می شود که هر کدام دارای مضمونی است ، البته اگر از روی انصاف
نظر بدهیم ، اکثر آن ها مخالف دین و ضد اخلاق است . برای مثال وقتی در سایتی با گزینه
ای روبه رو می شویم که نوشته تصاویرلو رفته از فلان و فلان تصاویر فلان خانم وفیلم
فلان مجلس و..... در هر یک از این ها یک اثری نهفته است و آن اثر ، چیزی جز عادی سازی
بی بند و باری در جامعه ی اسلامی نیست که به مقتضای آن باید فاتحه ی دین و دیانت را
خواند .حال فرض کنید که یک دختر جوان و محجبه ، نه برای وبگردی بلکه برای استفاده ی
صحیح ، به سراغ اینترنت می رود و با مواردی مواجه می شود که هرکدام به طریقی ، تبلیغ
بی بند و باری است یا حتی با تبلیغات داخل سایت ها که خیلی از آن ها تبلیغات جنسی وخلاف
اخلاق است روبرو می شود ؛ آیا دراثر مرور زمان و استفاده ی بیشتر از این تکنولوژی ،
کم کم پروژه ی عادی سازی اجرا نمی شود ؟ آیا این دختر با خود نمی گوید که اگر دین درست
و خوب است پس این ها چیست ؟ آیا با خود نمی گوید که چرا اینترنت در کشور اسلامی ، باید
این طور باشد ؟ و هزاران سؤال دیگر که برای هیچ کدام ، جوابی پیدا نمی کند و در ذهن
این شخص می ماند و به مرور زمان تأثیرات منفی بر روی این شخص خواهد داشت .از اینترنت
استفاده های بسیار زیادی می توان کرد ولی در حال حاضر آمار غیر رسمی نشان می دهد که
بیشترین استفاده از اینترنت ، در مسائل ضد اخلاقی است . یکی از این موارد هرزنامه های
اینترنتی است که سالانه میلیون ها وبلاگ برای آن ساخته می شود . بنابرگزارش فارس به
نقل از اینفورمیشن ویک ، بررسی های مؤسسه سوفوس نشان می دهد که 13 درصد از کل هرزنامه
های ارسالی در جهان ، از آمریکا ارسال می شوند و پس از این کشور ، هند با 3/7 درصد
در رتبه ی دوم و برزیل با 8/6 درصد در رتبه ی سوم است و کشورهای کره جنوبی ، ویتنام
، آلمان ، فرانسه ، ایتالیا ، مجارستان ، رومانی ، روسیه و انگلیس در جایگاه های بعدی
هستند . طبق تحقیق شرکت مک آفی ، سیستم های فیلترینگ هرزنامه ها در جهان ، هر سال موجب
مصرف 3 میلیارد کیلو وات انرژی برق می شوند(50). این آمار نشان دهنده ی موارد ارسالی
هرزنامه است ؛ حال در همین کشورها مشاهده می شود که آمار جرم و جنایت هم بسیار زیاد
است برای مثال ، در کشوری مثل آمریکا که دارای رتبه اول ارسال هرزنامه است ، روزانه
18 درصد زنان آمریکایی مورد تجاوز قرار می گیرند که اغلب آن ها دختران زیر 17 سال هستند
. یا این که 42 درصد از زنان آمریکایی در اماکن کاری و تحصیلی و کانون ها وخیابان ها
مورد تجاوز قرار می گیرند(51).این موارد و آمارگویای این است کشوری که اینترنت آن پر
از فحشاست ، فضای عمومی آن هم ، پراز فساد و فحشا و بی بند و باری است . حال سؤال این
است که آیا در اینترنت ما هرزنامه وجود ندارد ؟ آیا با خواندن هرزنامه ها ، فضای جامعه
مسموم نمی شود ؟ آیا دختری که این موارد را مطالعه می کند ، تحت تأثیر قرار نمی گیرد
؟ آیا می تواند به حجاب خود پایبند باشد ؟ البته سیستم فیلترینگ هم به وظیفه ی خودش
عمل می کند ولی متأسفانه نمی تواند بر همه ی این نوشته ها سیطره داشته باشد ؛ اما نکته
ی دیگراین جاست که باید به فکر چاره بود تا این که وضعیت بدتر از این نشود ؛ زیرا ،
برای عبور از فیلترینگ ، راه های بسیار زیادی وجود دارد ؛ برای مثال ، فیلتر شکن های
بسیار قوی ، هر روز روانه ی بازار می شوند که جواب گوی مشکلاتی از این قبیل هستند
.بر اساس این نوشته ها باید این مطلب را گفت که استفاده های اینترنتی محدود به این
موارد نمی شود ؛ بلکه صدها مورد و کار منفی دیگر و چندین کار مثبت هم می شود با آن
انجام داد . در مسأله ی بد حجابی هم اینترنت تأثیر بسزایی دارد زیرا وقتی دختری در
اینترنت کلمه دختر ایرانی را جستجو کند ، به تصاویر و فیلم های زنان بد حجاب وگاهی
مستهجن برخورد می کند که با مشاهده ی هرکدام از این موارد یک علامت سئوال در ذهنش ایجاد
می شود که چه اشکالی دارد من هم این طور باشم ؟ یا این که چرا این اشخاص با این وضعیت
، عکس هایش موجود است و حتی مردم به دیدن عکس های او می روند و ... که هرکدام تأثیر
زیادی در سست کردن آن دختر در مقوله ی حجاب دارد . با این بررسی ها باید این طور نتیجه
گرفت که سیستم فیلترینگ ایران باید فعال تراز قبل عمل کند و عکس ها و فیلم هایی که
با این وضع بد و زننده در اینترنت موجود است حذف شود و این به معنای این نیست که دسترسی
به آن ، امکان نداشته باشد ، بلکه به معنای حذف کامل آن از دنیای مجازی است تا این
که موجب بحرانی تر شدن وضعیت حجاب از این طریق نباشد .
این نوشته ی مختصر ، در رابطه
با عوامل فرهنگی بد حجابی در ایران بود .
پينوشت ها:
30. امام خمینی ( رحمه الله علیه ) ، صحیفه نور ، ج 9 ، ص 154
31.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بيانات مقام معظم
رهبري در ديدار با رئيس و مديران صدا و سيما 11/9/1383 www.khamenei.ir
32. همان
33.خبر گزاری جهان در تاریخ 2/3/1389 www.jahannews.com
34.پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 20/7/1389 www.rajenews.com
35.پایگاه اطلاع رسانی رجا درتاریخ 23/3/1389
36.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بیانات در دیدار
با رئیس و مدیران سازمان صدا وسیما در تاریخ
37. امام خمینی ، صحیفه نور ، ج 6 ، ص 399
38.لطیفی پاکده ، لطفعلی ، احزاب و تشکیلات سیاسی در ایران ، ص 28
39.جمعی از نویسندگان ، بصيرت پرچمداران ، ص 433
40. امام خمینی ، صحيفه نور ، ج 6 ، ص 15
41.امام خمینی ، صحيفه نور ، ج6 ، ص345
42.پایگاه اطلاع رسانی رجا درتاریخ 21/2/1389 www.rajanews.com
43.نظر پور و لطیفی ، جریان شناسی ص140
44.پایگاه اطلاع رسانی رجا درتاریخ 17/3/1389www.rajanews.com
45.خبرگزاری بین المللی آزاد نگار در تاریخ 7/3/1390www.azadnhqar.com
46.جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج 1 ص105
47.جمعی از نویسندگان ، مجله تربیت سال هشتم شماره هشت ص 5
48.خبرگزاری زنان ایرا ن ( وفا ) www.iwna.com
49.کاویانی ، محمد ، روان شناسی و تبلیغات ص36
50. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 14/2/89 www.rajanews.com
51.خبرگزاری زنان ایران (وفا) درتاریخ 29/6/1386 www.iwna.com
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فرانتس
فانون فرانسوی گفته بود:"هر چادری که دور انداخته میشود؛ افق جدیدی روی
استعمارگران میگشاید". پس حجاب، کورکنندهی روزنههای امید استعمار کهنه و
نو بوده و هست!
کریستین
آندرسن در توصیف تمدن غرب گفته بود:"اینک تمدن غرب، چنین وانمود میکند
که میخواهد برای انسان لباس بدوزد... اما در حقیقت به جای آنکه لباس بر
تن او کند؛ او را برهنه ساخته است؛ و هیچکس جرئت نمیکند فریاد برآورد که
لباس در کار نیست."اما روی آوردن به اسلام و برگزیدن پوشش اسلامی توسط
افرادی نظیر"ماشا الیلیکنا"-خواننده و هنرپیشهی سابق روسی- "آلیسا
حسینووا"-آوازهخوان سابق موسیقی رپ-"فاطمه فتحعلیآوا"-رقاص سابق-
"مناعبدالغنی"-آوازه خوان سابق- و "حنانترک"-بازیگرمصری- فریاد فطرت
همان کودک معصومی است که عریان بودن پادشاه(تمدنغرب) را به گوش جهانیان
میرساند و خوابزدگی مدعیان شعور و فرهنگ و تمدن را آشفته میکند. مدعیانی
که چشمهایشان را بر روی جنایتهای فراوان علیه انسانیت و افرادی که
میخواستند هویت انسانی خود را در اجتماع حفظ کنند؛ بستهاند.کسانی که
گوشهای خود را به روی نالههای مروهالشربینیها که جسم و روحشان بر اثر
ضربات چاقوی جهل و تعصب مدرن، در دادگاه تمدن غرب در حال پارهپاره شدن
است؛ ناشنوا کردهاند. کسانی که زبانشان از شیوایی بیان مظلومیت بحرینیها،
شجاعت و نجابت آیاتالقرمزی بند آمده است.
با
این اوصاف، حجاب زن، اسلحهای که برای دفاع از کرامت انسانی اوست؛ به
پایههای پوشالی تمدن استکباری حمله میبرد. اگر حجاب، صرفا پوششی بر سرو
بدن است؛ چرا در مهد تمدن غرب-فرانسه- دختران و زنان محجبه را از تحصیل و
اشتغال محروم میکنند؟ چرا زمانی که قرار بود کشورهای اسلامی به پلههای
واهی ترقی غرب قدم بگذارند–مثلا آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران- با
شدت با حجاب مقابله شد؟
آیا
حجاب دست و پاگیر حضور زنان مسلمان در تظاهرات و تجمعهای انقلابی در
کشورهای اسلامی شدهاست؟ پس چرا زنان انقلابی تونس گفتند: «الگوی جوانان
ما نه نانسی عجرم و نه هیفا وهبی هستند بلکه الگوی ما فاطمه زهرا(س) است».
به گمانم حجاب نه تنها مانع نبوده بلکه حضور همه اقشار را پررنگتر
کردهاست که با شدت هر چه بیشتر حرمت زنان مسلمان و مظلوم بحرین به زیر
چکمههای آلسعود وآلخلیفه با فتوای ننگین مفتی عربستان پایمال میشود.
حجاب
زن مسلمان و حضور اجتماعی سیاسی و فرهنگی اش در تاریخ دارد؛ در صدر اسلام،
رسول اعظم اسلام(ص) با گفتار و کردار شریفشان، مقام انسانیت زن را در زمان
جاهلیت اول زنده کردند. آموزههای اسلام به زنان آموختند که لطافت جنس خود
را برای گرما بخشیدن کانون خانواده خرج کنند؛ و با ستر و پوشش، حضوری با
صلابت در اجتماع داشته باشند؛ پایندگی آن تربیت و فراگیری زنان را در
جاهلیت مدرن امروز میبینیم.
بنابراین
حجاب از یک سو پوستهی حضور آگاهانه زنان در جامعه است؛ و از سوی دیگر
همراه با پاکدامنی و تربیت صحیح اسلامی استمرار بخش آموزههای اسلام ناب
میباشد.
منابع:
1-مسئله حجاب، شهید مرتضی مطهری
2-خبرگزاری اهل بیت(ع)، ابنا
3-خبر آنلاین
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آمار
از وضعيت زنان در غرب به خوبي نشان مي دهد كه جهان امروز به چه ضلالت و گمراهي دردناكي
سوق پيدا كرده است. نمونه بارز نتايج اين نوع نگاه غلط به زن را مي توان در جامعه آمريكا
كه به نوعي آرمانشهر تمدن غربي است مشاهده كرد.واحد آمار دادگستري آمريكا به نشاني
اينترنتي bjs.ojp.usdoj.govدر سال
2009 نشان داد كه حدود 25 درصد از قتل زنان در اين كشور در سال 2007 تا 2008 توسط زوج
هاي آنان صورت گرفته درحالي كه اين آمار براي مردان چهار درصد است.خشونت جنسي، تهديدي
جدي براي زنان آمريكايي است.
گزارش
ها حاكي از آن است كه ايالات متحده بالاترين ميزان تجاوز به عنف را در بين كشور هايي
كه چنين آمارهايي را منتشر مي كنند، داراست. ميزان تجاوز به عنف در آمريكا 13 برابر
بيشتر از انگلستان و 20 برابر بالاتر از ژاپن است. به گزارش پايگاه خبري Now.org در ايالات متحده زنان جوان كم درآمد در سنين بين 20
تا 24 سال بيشتر در معرض خشونت هاي خانگي و آزارهاي جنسي قرار دارند و در هر 2 دقيقه
يك نفر قرباني تجاوز مي شود. پايگاه خبري «Now.org» مستندات جالب ديگري نيز
دارد. هرساله 8/4 ميليون نفر زن در آمريكا مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند. زنان جوان
اقليت هاي مذهبي در معرض خطر هاي ناشي از سو ءاستفاده هاي جنسي يا ضرب و شتم هستند.
از هر پنج دختر دانشجوي آمريكايي يك نفر مورد تجاوز قرار گرفته است و تنها كمتر از
پنج درصد از اين موارد به پليس گزارش مي شود. آمارها همچنان حكايت از عمق فاجعه در
آمريكا دارند. به نوشته پايگاه خبري «آلترنت» در اين كشور هر 6 دقيقه يك زن مورد سوء
استفاده جنسي قرار مي گيرد. در اين كشور هر 15 ثانيه مورد ضرب و شتم گزارش شده است.
تجاوز جنسي به زنان بومي در ايالات متحده شايع است. برخي از زناني كه توسط سازمان عفو
بين الملل مورد مصاحبه قرار گرفته اند اظهار داشته اند كه در جامعه خودشان كسي رانمي
شناسند كه تجربه خشونت جنسي نداشته باشد.اما امروز موجي در جهان پديده آمده است كه
خواهان مقابله با اين وضعيت شوم و زجر آور است و اين ندا نيزنمي تواند جز از امت اسلامي
كه داعيه دار نگاه تازه اي به زن است بيرون آيد. امروز موج بيداري اسلامي به بركت انقلاب
اسلامي و انديشه هاي امام خميني (ره) و متقدمين و متاخرين جهان تشيع پديد آمده است
و در برابر بت زن غربي فرياد سرمي دهد كه اين ظلم ها بايد پايان پذيرد و نقش و جايگاه
زنان در جوامع بر اساس عدالت و شناخت ظرفيت ها و ابعاد وجودي آنان شكل گيرد.
گرايش
به حجاب و پوشش اسلامي در کشورهاي غربي و عليالخصوص اروپا به شدت افزايش يافته است
و همين مسئله باعث شده است تا دولت هاي غربي سختترين محدوديتها را براي زنان مسلمان
ايجاد کنند.روند گرايش به اسلام در اروپا به حدي است که برخي ازصاحب نظران پيش بيني
کرده اند که در دهه هاي آتي در اروپا مسيحيان در اقليت قرار خواهند گرفت و مسلمانان
داراي اکثريت خواهند شد. در سالهاي اخير نيز بسياري از کشورهاي غربي براي مقابله با
حجاب قوانيني را تصويب کرده اند تا به عنوان مثال دانشجويان محجبه نتوانند به تحصيل
خود ادامه دهند. پس از حوادث يازده سپتامبر، صدور و تصويب قوانين ضد اسلامي در غرب
و گسترش پديده اسلام فوبيا وارد فاز جديدي شده است و به دنبال آن حجاب که از ارکان
اساسي ايمان زن مسلمان و سمبل عفاف وي محسوب ميشود، در بعضي از کشورهاي غربي با تهديدها
و مشكلات فراواني روبهرو است.
به
عنوان مثال فرانسه با وجود هشدارها نسبت به نقض بيطرفي مذهبي در خدمات عمومي تصميم
گرفت تا استفاده از حجاب اسلامي براي والدين و اعضاي داوطلب هيئتهاي مدارس همچنان
ممنوع باشد. ونسان پيون، وزير آموزش فرانسه اعلام کرد، ممنوعيت حجاب اسلامي ادامه مييابد
چرا که شوراي کشور نيز گفت، مدارس ميتوانند قوانين داخلي عليه پوشش اسلامي وضع کنند.وي
پس از انتشار تحليل شوراي کشور که دولت را درباره مسائل مناقشهآميز اجرايي راهنمايي
ميکند، گفت: ايجاد اين ممنوعيت همچنان معتبر است. فرانسه سال گذشته ميلادي به منظور
سختتر کردن سياست خود نسبت به حجاب اسلامي، استفاده از حجاب را در خدمات و سرويسهاي
عمومي نيز ممنوع کرد. فرانسه استفاده از حجاب اسلامي براي دانشآموزان مدارس دولتي
را 10 سال پيش و حجاب کامل صورت در ملاء عام را در سال 2011 ميلادي ممنوع کرده بود.
فرانسه
همچنين "بيطرفي مذهبي" را براي برخي مشاغل از جمله مهدکودکهاي خصوصي مد
نظر گرفته است.گروههاي مسلمان افزايش محدوديتهاي افراطي بر پوششهاي مذهبي را به
عنوان تبعيض عليه خود محکوم کردهاند.اقليت پنج ميليون نفري مسلمان فرانسه بزرگترين
اقليت اسلامي در اروپا محسوب ميشود. اين گونه تبعض ها در قبال بانوان مسلمانان به
گونه اي آشکار است که در موارد متعددي سازمان هاي حقوق بشري غربي و اروپايي علي رغم
انعکاس محدود اخبار آن در رسانه هاي اروپايي بارها لب به اعتراض گشوده اند.. به طور
مثال به عقيده سازمان عفو بين الملل، «ممنوعيت کامل پوشيدن حجاب و برقع موجب ميشود
تا حقوق زناني که اين نوع پوشش را به دليل عقايد مذهبي يا راهي براي ابراز هويت انتخاب
کردهاند، پايمال شود..» به گفته يکي از کارشناسان اين سازمان در امور تبعيض جنسيتي
و نژادي، محدود کردن حقوق فردي بايستي همواره در ارتباط با يک هدف مشخص باشد. به باور
وي، ممنوعيت کامل چادر، روبنده يا برقع، در اين چارچوب نميگنجدبا اين حال و با وجود
سختگيري ها برخي آمار حاکي از رشد گرايش به حجاب در کشورهاي غربي است. براي نمونه
استقبال از حجاب در آمريکا افزايش يافته است.
شبکه
تلويزيوني العربيه در گزارشي از واشنگتن از گسترش حجاب در بين زنان مسلمان در آمريکا
خبر داد. العربيه افزود، گسترش حجاب در آمريکا موجب شده است مجله ها وسالن هاي مد به
ارائه لباس هاي مناسب براي زنان محجبه بپردازند. با اين حال رفتار برخي زنان محجبه
با انتقاد کساني مواجه شده است که مي گويند اين زنان جايگاه زن محجبه مسلمان را تنزل
مي دهند و تلاش مي کنند رفتاري شبيه به زنان غيرمسلمان در جامعه آمريکا داشته باشند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
خانم دولتشاهی:من در سال ۱۲۸۴ شمسی به دنیا
آمدم. پدربزرگم ملقب به مشکوة الدوله از طایفه قاجار بود؛ به همین دلیل هم
در دورة قاجاریه سمتهای دریاری داشت. پدرم غلامعلی میرزا مجلل الدوله در
زمان سلطنت رضاشاه رئیس تشریفات دربار بود؛ به همین دلیل الفت خاصی میان او
و رضاشاه برقرار بود.
مادرم، گوهر ملک نام داشت،
مجموعاً ۲ خواهر (اشرفالسلطنه و عزت) و ۲ برادر داشتم. ۲ برادرم احمد
میرزا و عباس میرزا رضاشاه برای تحصیل به خارج فرستاد. یکی در دانشگاه وست
مینستر انگلستان و دیگری در سن سیر فرانسه تحصیل کرد. وقتی که به ایران
برگشتند سرمایهای از ارث پدری داشتند. اما متأسفانه هیچکدام عاقبت بخیر
نشدند و در نتیجه اعتیاد به تریاک و الکل درگذشتند یک روز که برای دیدن
احمدمیرزا رفته بودم، با آه و ناله گفت: «ببین چه ریختی شدم.» عباس میرزا
هم، که تریاک را در عرق حل میکرد و میخورد، کبدش عیب پیدا کرد و مدتی در
بیمارستان شهربانی بستری شد. هر ۲ جوان، با آن که تحصیل کرده بودند، دست
دستی خودشان را به کشتن دادند.
با رضاخان چگونه آشنا شدید و چطور شد او شما را به همسری انتخاب کرد؟
موقعی که ۱۳ یا ۱۴ ساله بودم
خواستگاران زیادی داشتم که یکی از آنها سردار سپه بود من حتی یک عکس هم از
سردار سپه ندیده بودم و نمیدانستم آیا او هم مرا دیده بود یا نه، ولی چون
پدرم خیلی از رضاخان تعریف میکرد، من هم نتوانستم حرفی بزنم و توصیة او را
گوش کردم.
از آن موقع به بعد، سردار سپه
هر شب به منزل ما میآمد، هدایایی هم با خودش میآورد مثلاً یک شب کیسه ای
پر از لیره آورد. خواهرم عزت خانم هم خیلی مراقب بود، غذا میپخت و با
مشروب پذیرایی میکرد. این پذیراییها موجب شده بود که بعدها رضاشاه به هر
مناسبت از او تعریف میکرد.
عکس العمل تاجالملوک (همسر دیگر رضاخان) نسبت به این ازدواج چگونه بود؟

اتفاقاً
شب عروسی، او دم در حیاط ایستاده بود و چون از این موضوع خیلی ناراحت بود،
مرتب فحش میداد و جیغ میکشید؛ او نمیخواست هوو داشته باشد. چند نفر را
هم با خود آورده بود تا به نحوی مجلس عروسی را به هم بزنند، اما سردار سپه
متوجه شد و به چند سرباز دستور داد او را از مجلس خارج کنند و به خانهاش
ببرند.
درباره همسران رضاخان سردار سپه و چگونگی روابطش با آنها توضیح بیشتری بدهید؟
رضاشاه ۴ همسر اختیار کرد. همسر اول او دختردایی اش بود که مدت زیادی با هم زندگی نکردند؛ چون موقع زایمان از دنیا رفت. از این زن یک دختر به نام همدم باقی بود
.
همسر دوم
رضاشاه، همین تاج الملوک، زنی حسود، بداخلاق و زشت بود که چشم دیدن هیچ کس
را نداشت. تاج الملوک بعضی وقتها افرادی را میفرستاد با من دعوا کند. حتی
بچههای خود را برای دعوا گرفتن میفرستاد. وقتی که در نزدیک کاخ مرمر
زندگی میکردم، یک روز محمدرضا آمد و گفت: «از اینجا بلند شوید؛ اینجا خانه
ماست». گاهی به یک زن مشهدی متوسل میشود که برایش جادو جنبل کند و به
دعانویسی و رمال مراجعه میکرد. با این همه، تاجالملوک هیچ وقت به هدف خود
نرسید و نتوانست نظر شاه را از من برگرداند.

همسر سوم
رضاشاه توران امیرسلیمانی بود که مدتی پیش فوت کرد. او مدت زیادی با شاه
زندگی نکرد و شاه او را طلاق داد. غلامرضا مدت کمی پس از طلاق مادرش متولد
شد و مادرش با زحمت زیاد او را بزرگ کرد. مادر غلامرضا اهل بذل و بخشش بود؛
ولی پسرش خیلی خسیس بود. رضاشاه هم از او خوشش نمیامد و می گفت بچه تنبلی
است. غلامرضا هم بعدها با هما اعلم، دختر امیر اعلم ازدواج کرد که به
متارکه انجامید. پس از آن با منیژه جهانبانی ازدواج کرد و در حال حاضر با
همسر و فرزندانش در پاریس زندگی میکند.
در مورد واقعهای که در قم
در حرم مطهر حضرت معصومه (س) اتفاق افتاد و دخالت مرحوم شیخ محمدتقی بافقی
در این موضوع چه خاطرهای دارید؟

بله، شب عید نوروز سال ۱۳۰۶
برای زیارت به قم رفته بودیم. دخترهای شاه (شمس و اشرف) هم با عده ای دیگر،
که اسمهایشان یادم نیست با ما بودند. بعد از زیارت، قرار بود در قسمت
بالای غرفههای رواق که بین حرم و ایوان قرار دارد چادرهای سیاه خود را با
چادر سفید که همراه برده بودیم عوض کنیم. همه این کار را با سرعت انجام
دادند؛ ولی من دقت و سرعت لازم را در این کار به کار نبردم؛ در نتیجه، مدتی
بدون چادر یعنی بی حجاب شدم. مشاهده این وضعیت از سوی آقایی که مشغول
موعظه بود به شدت مورد اعتراض قرار گرفت. بعد هم یکی از علما که در حرم
مطهر حضور داشت در تأیید گفتههای آن آقا مطالبی را عنوان کرد که نزدیک بود
بلوایی برپا شود. شاید همین شیخ محمدتقی باقی که شما میگویید باشد. به هر
حال، با کمک افراد شهربانی فوراً از حرم خارج شدیم و به منزل تولیت رفتیم.
مأموران شهربانی گزارش تند و تیزی از این واقعه به تهران مخابره کردند.
رضاشاه به محض اینکه باخبر شد، همراه با عده ای از صاحبمنصبان قشون و
نیروی نظامی فوراً به قم حرکت کرد.

مرحوم بافقی
آنچه بعداً شنیدیم این بود که
شاه در نهایت عصبانیت وارد صحن مطهر شد و دستور داد شیخ را به پشت روی
زمین دراز کنند و بعد هم با عصایی که در دست داشت پیاپی ضرباتی به او زد.
در نتیجه این پیشامد، شهر به
هم خورد و چند روزی در قم حکومت نظامی برقرار شد. مدتی بعد مرحوم حاج شیخ
عبدالکریم حائری در ملاقاتی با شاه وساطت کرد و آن شیخ و عده دیگری که حبس
بودند از زندان آزاد شدند.
همان طور که اطلاع دارید، کشف حجاب زمانی اجرا شد که شما همسر شاه بودید، چه خاطراتی از این موضوع دارید؟
در
آن زمان، کلیه طبقات مردم پایبند به اصول اخلاقی خاصی بودند. خانمها در
کوچه و خیابان کمتر رفت و آمد میکردند. مسأله چادر نبود و اکثر زنان در آن
روزگار چاقچور داشتند که نوعی روبنده بود. در چنان اوضاع و احوالی یک
دفعه، با زور و اعمال قدرت، دستور رفع حجاب داده شد. به همین دلیل هم با
عکس العمل شدید مردم روبهرو شد. یادم میآید ما حتی موقعی که در اتومبیل
نشسته بودیم و حجاب نداشتیم، از دیدن عابران خجالت می کشیدیم. این موضوع،
مربوط به طبقة خاصی نبود و عموم مردم از این دستور بدون مطالعه در رنج و
عذاب بودند. آن روزها رضاشاه دستور داده بود که همة ما باید بی حجاب باشیم.
این کار اول بسیار مشکل بود؛ خجالت میکشیدیم و خیلی ناراحت بودیم. اوایل
کلاه پوست سرمان می گذاشتیم و پالتو پوست با یقه بلند میپوشیدیم. سعی
میکردیم کمتر در انظار ظاهر شویم و به همین دلیل اغلب به بیرون شهر
میرفتیم. یادم می آید در آن روزها معمولاً به باغ حسامالسلطنه در
اکبرآباد میرفتم تا ناچار نباشم در انظار عموم مردم بی حجاب باشم. چون از
خودمان اختیار نداشتیم مجبور به اطاعت از دستور شده بودیم.
در مورد فرزندان خود اگر مطلبی گفتنی است بفرمایید:
پس از ازدواج با سردار سپه
فوری بچه دار شدم. اولین فرزندم عبدالرضا بود. عبدالرضا حال در آمریکا با
همسر و فرزندانش زندگی میکند. الان ۱۲ سال است که هیچ تماسی با من نگرفته
و
حتی یک نامه هم نفرستاده است.

فرزند بعدی من احمدرضا بود. او در سن ۵۴ سالگی به علت سرطان خون درگذشت.محمودرضا فرزند سوم من بود که
بعدها با مریم اقبال ازدواج کرد ولی چند روز بعد از ازدواج از هم جدا شدند
الان هم در امریکا زندگی میکند.
فاطمه فرزند بعدی من است. در
جوانی خواستگارهای زیادی داشت. برادرش محمودرضا با یک آمریکایی به نام هیلر
دوست بود و همین دوستی به ازدواج هیلر با فاطمه انجامید ـ حاصل این ازدواج
دو پسر و یک دختر بود. متأسفانه هیلر دیوانه و عصبی بود و فاطمه را خیلی
اذیت کرد و دخترش را هم که آرزو نام داشت کشت. پسران فاطمه در حال حاضر
تابعیت کشور آمریکا را دارند. رفتار هیلر با فاطمه باعث شد با دخالت دربار
از هم طلاق بگیرند. فاطمه پس از طلاق با خاتمی ازدواج کرد. روابط آن دو با
هم خوب بود و از او هم دو پسر پیدا کردند. فرزندان فاطمه ازدواج کردهاند.
گاهی با تلفن احوالم را میپرسند و گاهی کمک مالی جزئی هم میکنند، مدتی
بعد تیمسار خاتم هم در اثر سقوط هواپیما کشته شد.
آخرین فرزندم حمیدرضا بود. او
اصولا علاقه ای به تحصیل نداشت. به هر مدرسهای که او را میفرستادند درس
نمیخواند، اما به هر ترتیب که بود کلاس ششم ابتدایی را تمام کرد. بعد برای
او یک معلم سرخانه به نام آقای جلیلی گرفتند، او هم به زور تا کلاس هشتم
حمیدرضا را بالا آورد و چون طاقت نیاورد رفت بعد از وقایع شهریور ۱۳۲۰
بیکاره بود تا اینکه در سالهای ۴۰ و ۴۱ توانست دیپلم متوسطه بگیرد؛ آن هم
نه در امتحانات عمومی بلکه برای او حوزۀ خاصی ترتیب دادند تا به عنوان
دیپلمه شناخته شود. محمودرضا و احمدرضا هم در تحصیل زیاد موفق نبودند. به
همین جهت بعد از شهریور سال ۱۳۲۰ به کارهای اقتصادی پرداختند. حمیدرضا
ابتدا با مینو دولتشاهی ازدواج کرد؛ اما از ابتدا هیچ توافق اخلاقی با هم
نداشتند تا اینکه کارشان به طلاق کشید مینو قبلاً دو بار ازدواج کرده و
خیلی اهل معاشرت بود. حمیدرضا پس از آنکه مینو را طلاق داد با هما خامنه
ازدواج کرد.

گزارشات ساواک از بی بند و باری اعضای خانواده شاه
موضوعی که موجب این کدورت و
دشمنی شده بود آن بود که اینها در ملاء عام کارهایی می کردند که واقعا
خلاف شئونات بود؛ مثلاً به سد کرج میرفتند، پتو می انداختند، عرق خوری
میکردند و کارهای زشت دیگری که مردم عادی انتظار آن را از اعضای خاندان
شاهی نداشتند؛ نصیری و عواملش هم این گونه کارها را به دربار و شاه گزارش
میدادند. حمیدرضا از هما خامنه دو فرزند پیدا کرد که هر دو فوت کردند ـ
حمیدرضا بعد از جدا شدن از هما خامنه با حوری خامنه (خواهر هما) عروسی کرد
که از او هم یک پسر دارد؛ مثل اینکه این پسر حالا در آمریکاست. در مورد
حمیدرضا باید گفت که از اوان جوانی متأسفانه به طرف مواد مخدر کشیده شد.
قبل از انقلاب به جرم اعتیاد دستگیر شد و مدت هشت ماه در زندان بود تا ترک
کند اما موفق نشد و پس از آزادی از زندان به هروئین رو آورد.
بعد از انقلاب با برادر همسرش
به نام هرمز وحید به قاچاق موادمخدر ادامه داد که هر دو بازداشت شدند. به
نظر من مرگ حمیدرضا مشکوک بود و حوری خامنه در این کار نقش داشت. شبی که به
دعوت حوری به منزلش رفته بود وقتی که برگشت از این رو به آن رو شده بود و
چون روز عاشورا بود و همه تعطیل بودند دکتر پیدا نشد و او درگذشت. این
واقعه در سال ۱۳۷۱ اتفاق افتاد و او را در بهشت زهرا به خاک سپردند. به
طور کلی هیچکدام از فرزندانم در ازدواج های خودشان موفق نبودند و این برای
من بسیار رنج آور بود. دلیل اصلی این امر هم دربار و شرایطی بود که بر
زندگانی آن ها حاکم شد.
پس از بازگشت از جزیره موریس محل تبعید رضا خان ، رفتار خاندان پهلوی با شما چگونه بود؟
به طور کلی معاشرت زیادی با
آنان نداشتم. گاهی محمدرضاشاه احوالم را می پرسید. اشرف و شمس در زمان
کودکی شان تحت تأثیر کینة مادرشان با من دعوا و مرافعه میکردند. شمس پس
از ازدواج با فریدون جم، از همان ابتدا روابط خوبی با او نداشت و او را
نمیخواست، اشرف را کمتر میدیدم؛ از بس که بداخلاق بود و خیلی شیطنت داشت.
کارش دوبه همزنی بوده و هست. او بلایی بود که همه از کارهای او خبر
دارند. دیگران همیشه به من میگفتند تو خیلی خوب دوام آوردهای که توانستی
با اینها زندگی کنی. شاهپور علیرضا را هم دیده بودم. او به من محبت داشت.
شنیده بودم کشته شدن او به دستور شاه بوده است.
چه شد که پس از انقلاب به خارج از کشور نرفتید؟ لطفاً درباره وضعیت خودتان پس از انقلاب توضیح دهید.
جایی را نداشتم که بروم. قبل
از انقلاب در خیابان هفتم سعدآباد خانهای داشتم و آنجا زندگی می کردم.
بعد از انقلاب خانه و ماشینها را مصادره کردند. پس از آن به خانة حمیدرضا
در خیابان زعفرانیه روبه روی سفارت کویت رفتم و مدتی در آنجا زندگی کردم
تا این که آنجا هم مصادره شد. بعد از آن بنیاد، این خانه را که می بینید
در خیابان پسیان در اختیارم قرار داده و قرار است تا زمانی که زنده ام
اینجا باشم.
در حال حاضر با هیچکدام از اقوام خودم ارتباط ندارم، با آنها معاشرت
نمیکنم و همه را ترک کردهام. مرده شور فامیل را ببرد که هیچکدام محبت
ندارند. الان حتی فرزندانم دیگر با من تماس نمی گیرند، نمیدانم چرا، آیا
ملاحظه میکنند یا می ترسند؟ نمیدانم. فقط گاهی اوقات بچههای فاطمه تماس
میگیرند و کمک های جزیی میفرستند. هیچکدام از فرزندانم از خودشان سؤال
نمی کنند که آیا از اول همین اندازه بودند. یا اینکه کمکم بزرگ شدهاند.
در حال حاضر دلخوشی من محبتی است که همسایه های این ساختمان نسبت به من
دارند.
منبع : روزنامه جام جم؛ گفتگو: مرتضی رسولی تهیه شده در سال ۱۳۸۱
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
2) شبيخون فرهنگی :
شبيخون فرهنگي مثل تهاجم فرهنگي
است با اين تفاوت كه دشمن با تمام نیرویش به صورت متحد و سیستماتیک ، در برابر جبهه
ي مقابل مي ايستد و شروع به كار فرهنگي مي كنند . صورت ظاهري جنگ را ندارد ولي از هزار
جنگ بدتر است ، زيرا افراد مقابل ، از داخل تهي مي شوند و با تهي شدن از اعتقاد ، ديگر
جايي براي دفاع وجنگ باقي نمي ماند ، به حدي كه وقتي به كسي مي گويي كه فلان كشور دشمن
ما است ، مي گويد : به اتفاق ، اگر كسي با ما دشمني نداشته باشد ، همين كشور است ،
يا از طرف ديگر وقتي از اعتقاد الهي تهي شد و فرهنگ جهاد و شهادت از مردم گرفته شد
ديگر تاب و توان مقابله باقي نمي ماند ؛ همان طوري كه رهبر معظم انقلاب فرمودند :
« كاري كه امروز دشمن از لحاظ فرهنگي انجام مي دهد ، نه يك تهاجم ، كه يك شبيخون فرهنگي
است .(20) » البته ناگفته نماند در شبيخون فرهنگي شدت عمل و تهاجم به حدي است كه ،
هر روز امكان دارد ، كساني كه متدین بوده اند ، از مسير درست برگردند و با دشمن هم
سو و هم پیمان شوند .در شبيخون فرهنگي ، خيلي از افراد ، يا آن را درست درك نمی کنند
يا اينكه در واقع از اسلام كينه اي به دل دارند كه با الفاظي مثل تعامل و تبادل نظر
و فرهنگ و نظم نوين جهاني مردم مسلمان را فريب مي دهند ؛ در حالي كه پشت پرده ي آن
جنايت هولناك ، همان شبيخون فرهنگي است كه ممكن است ملتي را به نابودي بكشاند .شبیخون
، جنایتی هولناک است ؛ زیرا موجب می شود مردم سرزمینی مثل ایران ، دین را کنار گذاشته
و به طرف فساد و فحشا بروند و در آخر هم در مقابل دشمن ، تسلیم شوند . البته اين خطر
بزرگ توسط رهبر فرزانه انقلاب شناسايي شد و تذكرات بسياري در مكان ها و مناسبت هاي
مختلف داده شد و بعضی از كارها هم انجام شد ، ولي براي مقابله ، نا چیز وکم می باشد
و توانايي مقابله با اين شبيخون را ندارد. در باب حجاب هم بايد گفت كه تهاجم يا همان
شبيخون ، انجام شده است . بعضی اوقات از مسؤولين هم صحبت هايي شنيده شده كه دل انسان
را به درد مي آورد ، زیرا يك شخصی كه ادعاي مسلماني و بزرگي مي كند نباید چنين صحبت
هايي بکند ؟ به هرحال در اين مورد ما بسيار ضعيف عمل كرديم و مشكل به جايي رسيد كه
حتي افراد مذهبي هم حجاب را كنار گذاشتند ، چون مسؤلین به نصايح رهبر معظم انقلاب توجهي
نداشتند كه فرمودند : «آن كس كه صحنه را مي بيند و ملتفت است كه دشمن دارد چه كار مي
كند ، مي فهمد كه شبيخون است و چه شبيخوني هم هست که اگر ملتفت بودند ، هرگز وضعیت
ما به این جا ختم نمی شد .(21) »با اندكي تأمل و تفكر و تفحص به اين نتيجه مي رسيم
كه دشمن تا حدود بسيار زيادي در شبيخون فرهنگي موفق بوده است پس باید به فکر چاره برای
بهبود اوضاع و رهائی از این بحران خطرناک بود .
3) دين زدگي و دين گريزي
يكي ديگر از مباحثي كه در عامل
فرهنگي مطرح است ، مبحث دين گريزي و دين زدايي است . در اين مبحث كار به شكلي است كه
مي توان گفت يك نحو تهاجم فرهنگي است ولي با كمي دقت به این مي رسيم كه هدف دين زدايي
است . تهاجم فرهنگي هم در اين امر دخيل است ؛ ا ز باب نمونه ، اينكه كم كم دين را بي
اهميت جلوه مي دهند و مسائل ديني را به سخره مي گيرند تا مردم بي اعتنا به احكام ديني
شوند ؛ زیرا يكي از استراتژي هاي دشمن ، دين زدايي به واسطه ي مسخره كردن دين(22)و
از بين بردن دستورات آن است ؛ در مقوله ي حجاب هم با يك سير بسيار آرام توانستند آن
چيزها یعنی حجاب گریزی و فاصله گرفتن از حجاب را تفهيم كنند .وقتی در دوره ي رضا خان
، كشف حجاب صورت گرفت و جريان سخت شروع شد ، مردم به صورت استوار پيش آمدند و از حجاب
اسلامي دفاع كردند ، چرا كه حجاب را حافظ خود مي دانستند و با خود مي گفتند كه رضاخان
مي خواهد محافظ و نگهبانمان را از ما بگيرد ؛ به همین علت برخی افراد خود را خانه نشین
کردند تا حجاب و ارزشهای آن را حفظ کنند(23). در طي اين برخورد ، به اين نتيجه رسيدند
كه ، بايد عمليات رواني يا يك عمليات نرمي را پيش گرفت كه به نتيجه برسند . به همين
خاطر به اين نتيجه رسيدند كه كم كم با درست كردن احزاب گوناگون مثل جمعیت نسوان وطن
خواه ، بیداری نسوان ، انجمن ترقی نسوان و...(24) مي توان با اين فرمان الهي مقابله
كرد . بنابر همين مطلب عملیات تهاجم شروع شد . با جستجويي در تاريخ مي بينيم كه در
عرض20 الي30 سال يعني تا سال57 اين جريان به حدي پيش رفت كه ديگر براي مردم ، عادي
شده بود كه زني را بي حجاب ببينند ؛ چرا كه در مدرسه ، بيمارستانها ، ادارات دولتي
، كوچه و خيابان ، زنها حجابشان را كنار گذاشته بودند و بي اهميت به حجاب شده بودند
، حتي بعضي از آنها كساني بودند كه در دوره ي كشف حجاب ، به شدت از حجاب خود دفاع كرده
بودند .با تحقيق در این مسأله ، به يكي از نتايج مهم و اساسي مي رسيم كه روند عادي
دين زدايي ، موجب دين گريزي مردم مي شود چرا كه با تبليغ كردن عليه دستورات اسلامي
، كم كم ملكه ي نفرت از فرامين اسلامي به وجود مي آيد ، در آن موقع دستورات اسلامی
رنگ می بازد و بی دینی حاکم می شود . در مسأله حجاب هم با شعارهاي فريبنده توانستند
مردم را فريب دهند . وقتي اصطلاحي مثل آزادي فردي مطرح مي شود و اين آزادي را به آزادي
ليبراليستي تعبير مي كنند و طبق آن عمل مي كنند ، چون كه طبیعت زن ، تجمل گرايي و ميل
به نشان دادن خود است ، در چرخه نابود و هضم مي شود و فقط به يك ابزار دست تبديل مي
شود . زمانی که مطرح مي شود اسلام با آزادي زنان و حقوق زنان مخالف است ، عده اي بي
خرد ، مجذوب اين شعار مي شوند و دنبال حقيقت نمي روند كه اصل و حقيقت ماجرا را دریابند
؛ به همين دليل فريب اين سيستم فريبنده را مي خورند و طوطي وار ، آن حرف ها را تكرار
مي كنند و با تكرار اين افراد ، كم كم بين مردم شیوع پیدا می کند و در ناخود آگاه مردم
جاي مي گيرد كه اسلام ، ديني ضد زن است كه حجاب و ديگر قوانين را براي زن وضع كرده
است .
4) رسانه :
يكي از مهمترين ابزاري كه در
فرهنگ سازي ، حائز اهميت است ، مسأله رسانه است كه خود به تنهايي عامل بسياري از مشكلات
است . اگر كسي بخواهیم در رابطه با تأثير رسانه در اجتماع كتابی بنويسیم ، بايد چند
جلد كتاب قطور نوشت ؛ زیرا رسانه ، تأثير بسیار زیاد و از جهات متعددی در اجتماع و
معادلات و روابط اجتماعي دارد .عصري كه در آن زندگي مي كنيم شاهد پديده هاي نويني است
که يكي از اين پديده ها ، جايگزيني جنگ افكار به جاي جنگ ابزار مي باشد . رسانه هاي
گروهي بين المللي با هدف تسخير افكار انسان ها ، امواج را به سرتاسرجهان مي رسانند
. مصاديق اصلي رسانه هاي گروهي بين المللي را مي توان در خبرگزاري ها ، شبكه هاي راديو
و تلويزيون و مطبوعات عمده ي جهان خلاصه نمود(25).با توجه به اينكه وظيفه ي رسانه در
دنیای کنونی ، تسخير افكار مردم است ، وظيفه اش را به درستي انجام مي دهد اما متأسفانه
مسؤولين ممالك اسلامي در خواب غفلت فرو رفته اند و به دنبال اين نيستند كه مشكل را
مو شكافي كنند بلكه به طور سطحي و گذرا از مسائل رد می شوند ، گويا كه هیچ اتفاقي نيفتاده
است .اگر به شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي رجوع كنيم خواهيم يافت كه قدرت اين سلاح
چقدر بيشتر از بمب هاي اتمي و هيدروژني است ؛ چرا كه با بمب اتم و غيره مي توان جان
انسان ها را گرفت ولي روحيه ي كينه و نفرت در وجود ديگر افراد ، باقي مي ماند اما با
بمب رسانه اي ، ابتدا افکار تسخير مي شود و وقتي كه افكار تسخير شد مثل كسي كه هيپنوتيزم
شده است ، به دنبال آنها حركت مي كند ، بدون اين كه ازآنها نفرت يا بُغضي به دل داشته
باشد و قبله و هدف و مقصد و مقصود اشخاص ، افكارشان مي شود ؛ در حالی که افكار و مقصد
آنها ، همان تلقينات رسانه اي است يعني مثل اين مي ماند كه يك شكلات در دست گرفته اند
و مردم را همانند يك كودك خردسال به دنبال خود مي كشانند و حتي هيچ عيب و ننگي هم بر
خودشان نمي بينند گويا هيچ اتفاقي نيافتاده است ؛ اينجاست كه بايد گفت ميمون وار و
كوركورانه از رسانه تقليد مي كنند ، بدون اينكه تفكر كنند . اينگونه اقدامات بر پايه
ي جهل ، نا آگاهي و غفلت شكل مي گيرد . بازيگران اين حركت اگر چه داراي سمع و بصر
هستند اما هيچ استفاده اي از آن نمي كنند(26).خداوند در قرآن مي فرمايد: « وَ لَقَدْ
ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ
بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون .(27) »به طور
مسلم گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم آنها دل ها و عقل هايي دارند كه
با آن انديشه نمي كنند و نمي فهمند و چشماني دارند كه با آن نمي بينند ، گوشهايي دارند
كه با آن نمي شنوند آنها همچون چهار پايانند بلكه گمراه تر. اينان همان غافلان هستند
.
پس با توجه به آيه معلوم می شود
، افرادي از جن و انس ، پست تر ازحيوانات هستند كه گوش و چشم و عقل و .... آنها به
مثابه ی عدم وجود آن ها است و هيچ استفاده اي از آن نمي كنند . در رسانه هم همين موضوع
مطرح است ، چرا كه بسياري از مردم ، هر حرف و هر صحبتي كه در رسانه ها شود را چنان
بر روي آن صحه مي گذارند مثل اينكه نعوذ بالله وحي منزل است و پا فشاري بسياري بر روي
آن دارند . حال آن كه اين چنين برخوردي از مردمي كه ادعاي تمدن و فهم و شعور دارند
، بسيار دور و بعيد است . در كتاب دانش اجتماعي آمده است : در جنگ رواني توپخانه ها
، جاي خود را به رسانه ها مي دهند .
در چنين فرايندي گردانندگان رسانه
هاي گروهي به جاي تسخير سرزمين ، در پي تسلط بر افكار و فراهم آوردن زمينه هاي فرو
پاشي حكومت حريف نه از طريق بكارگيري سلاح هاي گرم بلكه با القاي يأس و نااميدي ،
تضعيف و تخريب روحيه ي عمومي ، ايجاد بد بيني نسبت به رهبران ، بي اعتمادي ، ترس
، نگراني و .... مي باشند(28).حال در مقوله ي حجاب ، با ايجاد يك جنگ رواني بر ضد
حجاب ، كم كم مردم كشورهاي اسلامي تحت تأثير اين تبليغات قرار مي گيرند و روحيه آن
ها متزلزل مي شود . ما تا وقتي كه يك استراتژي فعال نداشته باشيم و به عبارت ديگر استراتژي
انفعالي داشته باشيم ، مقابله در برابر اين تهاجمات رواني و رسانه اي ، محال است .
متأسفانه در باب رسانه هم آن قدر پيش رفت چشم گيري نداشته ايم كه توان مقابله با تهاجم
رسانه اي آنها را داشته باشيم . با اين اعمال وروش هاست كه مردم كشور ، سست اعتقاد
مي شوند و به اصول ديني و مذهبي خودشان شك مي كنند . زماني كه شك در خانه ي دلشان لانه
كرد ، مبارزه کردن با آن شك ، كار و فعاليت و بودجه هاي بسیار زیادی را براي مقابله
با آن ها طلب مي كند . در كتاب آمريكا و گفتمان استكباري آمده است : آنان (آمريكا و
كشورهاي غربي) با تأكيد بر دو قدرت نرم افزاري و سخت افزاري خود ساختاري جديد با عنوان
نظم نوين جهاني را براي جهان ترسيم كرده اند . آمريكا در عرصه نرم افزار با تكيه بر
قدرت رسانه اي و تبليغاتي خود در صدد شكل دهي افكار عمومي مردم جهان است و از اين طريق
تلاش روز افزوني براي جهاني سازي ارزش هاي آمريكائي در عرصه ي فرهنگ ، دموكراتيزه
كردن نظام هاي سياسي و ترسيم ساختار اقتصادي كشورها براساس كاپيتاليسم صورت مي دهد
تا تنها ارزشهاي جاري و معتبر در جهان ارزشهاي آمريكايي باشد(29) .با توجه به توضيحاتي
كه در رابطه با سکولاریسم داده شد كه اصطلاحي عوام فريب است و در پشت پرده آن ، خالي
كردن و تهي كردن تمام شؤون زندگي از دين است ، معلوم مي شود كه اين كشورها ، با استفاده
از رسانه ، در صدد كنترل افكار و تحميل عقايد و يا به عبارتي تحميل و تلقين روش زندگي
آمريكايي است . يكي از اين شؤون ، دستورات اسلام در رابطه با فساد وفحشا است ، كه بايد
كنترل شود وگرنه خسارت غير قابل جبراني به اجتماع وارد مي كند كه مقدمه ي تمام فسادها
بد حجابي است ؛ يعني چيزي كه منجر به فساد اجتماعي و اخلاقي مي شود ، همان بي حجابي
است ؛ زیرا اگر بی حجابی در جامعه حاکم باشد ، جوانان جامعه هم فاسد می شوند و به دنبال
آن جامعه ی فاسد و مفسد وجود پیدا می کند . آن ها با تأسيس شبكه هاي ماهواره اي و سايت
هاي اينترنتي ، در پي تضعيف حجاب مي باشند و به دنبال تلقين اين هستند كه حجاب ، يك
امر واپسگرايانه است ، و بعضي از مردم هم همانند كودك به دنبال شكلات مي روند و اين
عقيده را مي پذيرند ، در اين جا است كه مهارکردن اشتباه و انحراف ، کار بسیار دشوار
یا شاید امری محال باشد ؛ پس در مسأله ی رسانه ، بايد تا هنوز اندک فرصتی باقي است
، از خواب غفلت بیدار شویم و شبكه هايي را فقط جهت تلقين افكار اسلامي تأسيس كنيم تا
بيش از اين ضربه نخوريم ؛ منظور از تلقین ، آموزش به شیوه ای است که مورد پذیرش عموم
جامعه باشد . البته اگر قرار باشد با تأسيس اين شبكه ها ، همان حرف هاي قديمي و فيلم
ها و سريال هاي به درد نخور و تاريخ مصرف گذشته را به نمایش بگذاریم ، بهتر است كه
از ابتدا اين اتفاق نيفتد ، زیرا ضرر اين كار بيش از نفعش است .
پينوشتها:
1. خبرگزاری مهر در تاریخ 15/4/1390www.mehrnews.com
2.پایگاه اطلاع رسانی رجا www.rajanews.com
3.خبرگزاری زنان ایران در تاریخ 15/1/1389 www.iwna.com
4. احزاب آیه 33
5. پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 23/3/1389
6. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 36
7.محمد کاویانی ، روان شناسی و تبلیغات ص 36
8. جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 32
9.جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگي ص 33
10.سلیمی بنی ، صادق ، مباحث سیاسی سطح 2 ص 69
11.جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگی ص 43
12. طغرا نگار ، حسن ، حقوق اساسی – اجتماعی زنان ، پیش و پس از انقلاب
اسلامی ص 338 تا 355 و جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 391 و شیرودی ، مرتضی
، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ص 159
13.جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچم داران ص 391
14.پایگاه اطلاع رسانی رجا در تاریخ 18/11/1389 www.rajanews.com
15.باقی نصر آبادی ، علی ، غرب شناسی 2 سطح 2 ص 33 و بررسی مبانی فرهنگ
غرب و پیامد های آن ص 83 تا 98
16.ابراهیم زاده ، نبی الله ، حاکمیت دینی ص 17 و باطنی ، محمد رضا
، فرهنگ انگلیسی فارسی معاصر ذیل همین واژه و فرهنگ و دین ص 970
17.جمعی از نویسندگان ، بصیرت پرچمداران ص 309
18.خطیبی کوشکک ، محمد ، بررسی تطبیقی جامعه اسلامی و جامعه ی مدنی
ص 76 و غرب شناسی 2 سطح 2 ص34
19.بیات ، عبد الرسول و همکاران ، فرهنگ واژه ها ص 327
20.جمعی از نویسندگان ، تهاجم فرهنگي ، ص12
21.پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای (حفظه الله ) ، بیانات در دیدار
با کارکنان و فرهنگیان کشور در تاریخ 15/2/1372 www.khamenei.ir
22. قنبری ، آیت ، جریان شناسی 2 سطح 1 ص53
23.شیرودی ، مرتضی ، نقش سیاسی اجتماعی زنان در تاریخ معاصرایران ص
53 و فوران ، جان ، مقاومت شکننده ص 359
24.پارسا ، طیبه ، پوشش زن در گستره تاریخ ص
25. جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص94
26.جمعی از نویسندگان ، ره توشه ي راهيان نور محرم الحرام 1432 ، ص
141
27.اعراف ، 179
28.جمعی از نویسندگان ، دانش اجتماعی ، ج1 ، ص106
29.جمعی از نویسندگان ، آمريكا و گفتمان استكباري ، ص12
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پدیده بدحجابی از یک سو و
رعایتنکردن مرز میان محرم و نامحرم از سوی دیگر، باعث شده متاسفانه بسیاری
از مجالس و محافل شادی و جشنهای عروسی و بازدیدهای خانوادگی حتی محافل
معنوی، مانند«برگشت زائران بیتالله الحرام و عتبات عالیات» مجالس آنان به
علت رعایتنکردن حدود شرعی و عدم آگاهی از مسائل مربوط به محرم و نامحرم،
به گناه آلوده گردد.

باید
توجه کنید که هیچ بحثى در زمینههاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى
غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با
خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است.
نه اینکه من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مىگویم چادر
بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانهى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ
منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار
اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مىتواند چادر باشد و -
همانطور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است. البته مىتوان محجبه
بود و چادر هم نداشت؛ منتها همینجا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضیها
از چادر فرار مىکنند، به خاطر اینکه هجوم تبلیغاتى غرب دامنگیرشان نشود؛
منتها از چادر که فرار مىکنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو
نمىآورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مىدهد!(بیانات آیت الله
خامنه ای)
پدیده بدحجابی از یک سو و رعایتنکردن مرز میان محرم و
نامحرم از سوی دیگر، باعث شده متاسفانه بسیاری از مجالس و محافل شادی و
جشنهای عروسی و بازدیدهای خانوادگی حتی محافل معنوی، مانند«برگشت زائران
بیتالله الحرام و عتبات عالیات» مجالس آنان به علت رعایتنکردن حدود شرعی و
عدم آگاهی از مسائل مربوط به محرم و نامحرم، به گناه آلوده گردد.
در
این ایام نوروز چه خوب است که به این مسأله در روابط و رفت و آمدهای خود
توجه ویژه داشته باشیم تا یک تعطیلات خوب و معنوی همراهمان باشد.
در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی
از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و
نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان
الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به
زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و
مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
حضرت
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «غضوا ابصارکم ترون العجائب»
یعنی: «هر کس چشم از مناظر شهوت انگیز بپوشاند مناظر ملکوتی در برابر
دیدگان او مجسم خواهد شد»
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب
در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به
معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی
پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از
طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی
بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و
بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در
کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد،
ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده
است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را
حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن
حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و
نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و
گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر
این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام
برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با
نامحرم به آن توصیه شدهاند.
پیامبر
اکرم (صلی الله علیه وآله): ... زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و
برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او
خواهد داد.
نوع
دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است: فَلا
تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ: پس زنهار
نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به
طمع افتد
چه تفاوتی میان حجاب و عفت است؟
واژه «حجاب» و «عفت» در اصل به معنای منع و امتناع هستند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است.
یعنی
منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت،
مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این
که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان
است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر
و تأثّر متقابل است.
بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر
و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت،
تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث
حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد.
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
-=هُوَ
الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ
آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ
إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست
خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری
بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را
(از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با
آن که پیش از این، همه در ورطهی جهالت و گمراهی بودند.
از
قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی،
دستیابی به تزکیهی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:
قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای
رسول ما مردان مۆمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و
اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
حجاب چشم قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مۆمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.
نگاه به نامحرم در لسان روایات
پیامبر
گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در روایتی چنین می فرماید: «هر کس به
جنس مخالف نگاه آمیخته با شهوت بنماید روز رستاخیز چشمان او را پر از آتش
نموده تا اینکه حساب مردم محشر به پایان رسد، آنگاه به حساب او رسیدگی
خواهند کرد.»
- حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه
وآله) فرمودند: «غضوا ابصارکم ترون العجائب» یعنی: «هر کس چشم از مناظر
شهوت انگیز بپوشاند مناظر ملکوتی در برابر دیدگان او مجسم خواهد شد»
-
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: «النظره بعد النظره تزرع فی
القلب الشهوه و کفی بها صاحبها فتنه: نگاه دوم... نگاهی که بعد از نگاه
اول صورت گیرد در قلب تخم شهوت را می پاشد و کافی است که صاحب نگاه را به
فتنه بزرگی دچار نماید»(وسائل الشیعه؛ 22)
حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا
تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32)
پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و
هوس) است به طمع افتد.
مراد
از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در
انحای مختلف رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است
سخن گفتن با نامحرم
-زنان نباید با صدای نرم و لطیف سخن گویند، مردی که دارای قلب بیمار است، طمع می کند. زنان سخن پسندیده گویند.(سوره احزاب، آیه 32)
-
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: امام علی (علیه السلام) به زنها سلام می
کرد ولی کراهت داشت از سلام کردن به زنهای جوان. می فرمود: از این می ترسم
که از صدایش خوشم بیاید و ضرر عمل من بیشتر از اجری که طلب می کنم،
بشود.(اصول کافی، ج 2، ص 648؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 76؛ بحارالانوار، ج
40، ص 435)
- از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز، به راستی هیچ مردی
با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت
پیدا می کند.(پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، مرات النساء، ص 141 /
بهشت خوبان، ص 98)
حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و
پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده
است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه
نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از
مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی،
پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف
رفتار، مثل نحوهی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراین،
حجاب و پوشش زن نیز به منزلهی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است
که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.