نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

كليه دستورات دين مبين اسلام داراي حكمت است و عمل به اين دستورات تضميني براي سعادت انسان مي باشد. واجبات بايد هايي است كه سلامت جسم، جان ، روح و روان را براي انسان به همراه دارد و حجاب يك واجب شرعي است كه ضمن حفظ گوهر وجودي فرد جامعه را ايمن مي سازد. حجاب سنگر سعادت و پیروزی و رستگاری زنان جامعه است، که اگر این سنگر آسیب ببیند و یا فرو بریزد، عوامل سعادت و شرافت آنها فرو میریزد. لزوم پوشیدگی زن در برابر نامحرمان یکی از مسائل مهم اسلامی است.و البته گران بهایی زن از منظر اسلام به این است که عفاف و پاکدامنی و حفظ حجاب را سرلوحه کار خود قرار دهد تا بنیان خانواده مستحکم شود.واجب بودن حجاب برای زنان از ضروریات دین مبین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است.استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شكل چادر مشكی، به دلیل سادگی و ایجاد یكدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در كاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این كه خود چادر مشكی دستخوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشكی نیز مشاهده میگردد، به گونهای كه برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشكی متین و باوقار، به چادرهای مشكی، توری، نازك و دارای طرحهای جِلف و سبك كه با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.
حجاب بهترین زینت دختران و بانوان جامعه اسلامی است رعایت حجاب و به سر داشتن چادر نشانه قداست و احترام گذاشتن به ارزشهای جامعه و مکتب دین اسلام است. فلسفه قرار دادن حجاب در اسلام، عظمت بخشیدن به گوهر وجودی زن است، پوشیده شدن زنان از چشم طمع برخی افراد هوسران منوط به ورود اسلام به جامعه بشری و نزول آیه حفظ حجاب زنان پیامبر نیست و قبل از اسلام نیز رسم بر این بوده که زنان اشراف و بزرگزادگان از دیدگان سایر افراد و بردههایشان دور نگه داشته شده و اغلب با حفظ حجاب از بقیه زنان تمییز داده میشدند. متأسفانه به دلیل عدم آگاهی برخی افراد از فلسفه حجاب، این افراد از ارزش و شأن زنان محجبه بیاطلاع بوده و احترام چندانی برای آنها قایل نیستند، اما این موضوع دلیل بر این نیست که از ارزش ذاتی حجاب کاسته شده و به ورطه کمرنگی کشیده شود. از دید جامعه شناسان، بدحجابی در طول زمان طولانی آثار و عواقب منفی زیادی بر روحیه شخص میگذرد که گوشه گیری، کاهش اعتماد به نفس و اختلالات شخصیتی، از جمله این موارد است و فردی که به دلیل ظاهر ناهنجار خود مورد سوء استفاده جنسی، روحی و شکستهای پی در پی عاطفی قرار گرفته، با مرور زمان از عزت نفساش کاسته شده و در درون خود احساس حقارت میکند، بنابراین زنان با حفظ پوشش مناسب میتوانند خود را از چشمان ناپاک و بلایایی که متعاقب بدحجابی دامنگیرشان میشود، حفظ کنند. احساس خودباوری در زنانی که با پوشش مناسب در جامعه ظاهر میشوند به مرور زمان در وجودشان ریشه دوانیده و زمینه را برای فعالیت بیشتر آنان فراهم میکند، به گونهای که سایر افراد جامعه به دنبال کشف گوهر شخصیتی این افراد و بهرهمندی از آن خواهند بود. متاسفانه زنان بدحجاب، با خودآرایی و توسل به راههای مختلف در پی جلب توجه دیگران هستند و چون با از دست دادن نعمت جوانی و طراوت از میزان زیبایی این افراد کاسته میشود، در بسیاری از آنها مشاهده شده که دچار افسردگی شدهاند و بعضاً دست به خودکشی زدهاند.
پوشش زنان به یکی از مهمترین مولفههای شناخت جوامع در حوزههای فرهنگ، سیاست و جامعه شناسی تبدیل شده است. دشمن برای جدایی زنان از حجاب و عفاف سالها برنامه ریزی کرده است دشمن از طریق تبلیغات به صورت نرم، تهاجمی و آرام و خاموش در صدد جدایی زنان از حجاب و عفاف است. هجمه فرهنگی پروسهای تدریجی است، بدون سیگنالهای هشدار دهنده که در آن از غفلت جامعه هدف استفاده میشود. دشمن حساب شده در حال برنامه ریزی است و ما ناخودآگاه به سمت این برنامه ریزی پیش میرویم. دشمن از طریق ایجاد شک و شبهه در زمینههای اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، حُبها را تبدیل به بغضها می کند دشمن می خواهد این مفهوم را القا کند که حجاب با روحیه انسان متمدن سازگار نیست.
حجاب رابطه بین حفظ حجاب و مصون از اذیت ماندن است. راد از حجاب اسلامی پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار از قبیل نحوه پوشش، نگاه، راه رفتن و حرفزدن است در تعالیم اسلامی مفهوم واژه عفت بر کنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال دلالت میکند. منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، اما منع و بازداری در عفت به باطن و درون است، چرا که عفت یک حالت درونی است. رعایت عفاف در پوشش عامل مهمی در استحکام خانواده، آرامش روانی، سلامت و امنیت اجتماعی است. رعایت حجاب و عفاف بر هر مرد و زن مسلمان واجب و ضروری است. امروزه با توجه به خطرات رعایت نکردن عفاف در پوشش و رویکرد جهان امروز به نام آزادی، انحراف فکرها و ذهنها و ترویج بیبند و باریها باید بیش از گذشته اهمیت و ضرورت رعایت حجاب و عفاف در جامعه تبیین شود رعایت عفاف در پوشش ،نخستین سنگ بنای ارتباطات است، رعایت عفاف در پوشش عامل مهمی در استحکام خانواده، آرامش روانی، سلامت و امنیت اجتماعی است و عدم رعایت این مسئله خطرات و لطمات جبرانناپذیری را به پیکر جامعه وارد میکند. بیعفتی و بیحجابی در جامعه سقوط شخصیت انسان و تزلزل بنیان خانواده را در پی خواهد داشت. امروز یکی از کلیدیترین مباحثی که هدف جنگ نرم قرار گرفته است، خانواده با محوریت زن است و دشمن با از بین بردن عفت و حیا در زنان میخواهد به اهداف شوم خود که آن بیثباتی جامعه است، برسد. رسالت زن با حفظ حیا و عفت و ارزش واقعی زن محقق خواهد شد و در این هنگام است که مقاومت و ایستادگی برابر انواع حملات فرهنگی دشمنان معنای واقعی مییابد. هدف نهایی غرب و دشمنان تخریب ارزشها و جایگزین سازی ضد ارزشها در جامعه است، بنابراین باید برای سرکوبی و شکست اهداف شوم دشمنان در حفظ ارزشهای اصیل اسلام از جمله عفاف و حجاب هوشمندانه و با بصیرت عمل کنیم.
مسئله حجاب از این جهت که بیشتر زنان را مخاطب قرار میدهد نیمی از جامعه را در برمیگیرد و از طرفی با توجه به اینکه در تنظیم ارتباط بین مرد و زن نیز نقش دارد همه آحاد جامعه را در برگرفته و در جامعهی اسلامی رعایت آن برای زنان ارزشآفرین است. حجاب آرامش خانواده را تضمین و در نهایت ثبات جامعه را افزایش میدهد. طرح حجاب برای زن نگاه عمیق اسلام را نسبت به زن نشان داده و توجه ویژهی این دین الهی نسبت به این مهم، سلامت حضور زن در جامعه را هدف قرار داده است. عدم رعایت پوشش مناسب و جلب توجه برخی از بانوان، زمینه قیاس بین زنان در جامعه از سوی مردان را فراهم میکند؛ قیاس نابجایی که توقعات نابجایی را از همسران به دنبال داشته و در نهایت بنیان خانواده را متزلزل میکند. بیتوجهی به حجاب فروپاشی نظام خانواده، تزلزل در جوانان و رشد فساد اخلاقی در جامعه را به همراه دارد. اگر زنان به درستی و با پوشش کامل در جامعه وارد شوند زمینه این آسیبها فراهم نخواهد شد.

بسياري از مشكلات امروز جامعه ايران ناشي از تحميل فرهنگ غرب مي باشد دشمن امروز چيزي را كه با جنگ و حمله مسلحانه نتوانست به دست بياورد به راحتي با گذاشتن ديش ماهواره بر پشت بام خانه ها و وارد نمودن بي بند و باري به كانون خانواده ها به دست آورده است بايد هشيارانه دسيسه هاي دشمن را شناسايي كرده و با جديت به مقابله با آن پرداخت چراكه هر گونه غفلت در اين زمينه نابودي خانواده ها و از دست دادن نسل آينده ساز كشور را در بر خواهد داشت.امروز دشمن حجاب بانوان را نشانه قرار داده تا دختران و مادران ما را از فرهنگ اسلام دور کند. فرد بیحجاب در جامعه کنونی همچون رزمنده بدون سلاح در میدان نبرد است؛ زیرا که پوشش و حجاب سبب مصون ماندن فرد و جامعه از دسیسههای دشمن بیگانه است. حفظ حجاب نوعی مقاومت و جهاد در تهاجم فرهنگی غرب در جامعه کنونی است. دختران ما هدیهای از طرف خداوند هستند و عفت و پاکدامنی آنان، موفقیت و سعادت کل جامعه را در آینده به دنبال دارد.بانوان نقش بسزایی در جامعه اسلامی دارند و در عرصههای مختلف حضور فعال داشتهاند. حضور بانوان با حفظ حجاب و عفت میتواند در اجتماع مؤثرتر و مفیدتر بوده و نقش سازندهای برای جامعه خود داشته باشد.
در سند چشمانداز کشور و برنامههای پنج ساله ۱۴ محور فعالیت زنان شامل تعالی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان مورد تاکید قرار گرفته که یکی از این شاخصهای جدی توجه به بحث عفاف و حجاب است.مهمترين و كليديترين مسئله تحقق سبك زندگي اسلامي اصلاح امور تعليم و تربيت در جامعه و بهويژه در نهاد آموزشي مانند آموزش و پرورش و دانشگاهها است. تنوع در پوشش يکي از عواملي است که منجر به ايجاد بدحجابي شده است تنوع پوشش حاصل از شرايطي است که در کل نظام فرهنگي رخ داده و بخشي از آن طبيعي است. الگوهاي رفتاري، ناشي از الگوهاي توسعهاي هستند که بايد از سطح فردي به ملي انتقال پيدا کنند و اين بدون کار ساختاري و زيربنايي امکان پذر نيست. بايد در مبحث عفاف و حجاب به اين نکته رسيد که حجاب ارتباط مستقیمی با سلامت و کرامت انسان دارد. نبايد افراط و تفريط در اين خصوص داشت بايد حدود انساني را رعايت کنيم و آن را به شرايطي تبديل نکنيم که کرامت انساني را زير پا گذارد. بايد تلاش داشت تا رفتاري سيستمي را در خصوص حجاب تبيين کرده تا اين رفتار در جامعه انجام شود و کساني که از حق خود استفاده نميکنند و واقف بر وظايف خود نيستند متوجه اشتباه خود شوند.
افراد با حجاب و عفیف باید به عنوان سفیر و قاصد توسعه فرهنگ ارزشی در جامعه بوده و رعایت حجاب اسلامی را متذکر شوند ما اگر بتوانیم با اخلاق، رفتار و رعایت الگوی اسلامی حتی برای یک نفر تاثیرگذار باشیم در حقیقت وظیفه شرعی، عرفی و دینی خود را در این مباحث به انجام رساندهایم. ما برای کاستن از تبعات منفی بدحجابی و بیحجابی باید روی این مسئله متمرکز شویم که چه الگویی برای زنان به ویژه دختران نوجوان خود ارائه کردهایم و چقدر توانستهایم در این تاثیرگذاری نقشآفرینی کنیم. اگر در این سالها زنان الگویی از صدر اسلام تاکنون را به جامعه خود با اشکال مختلف مستقیم و غیرمستقیم معرفی میکردیم امروز گرفتار برخی انحرافات نمیشدیم و در این زمینه نیز دنبال راه چاره نیز نبودیم. اگر امروز میبینیم که نوجوانان و جوانان ما به پوشیدن لباسهایی با تصاویر و عکسهای هنرمندان و ورزشکاران غربی و غیر وطنی گرایش پیدا کردهاند به دلیل همین ضعف الگودهی مناسب بوده است. ما به جای آنکه بخواهیم مدام از الگوهای غربی سخن به میان بیاوریم و به تبلیغ آنها اهتمام داشته باشیم بهتر است بزرگان دین خودمان را و شایستگان جامعه را به عنوان الگو معرفی کنیم تا در این زمینه حرکتهای اصلاحی نیز به ترتیب انجام شود.
نوع پوشش بخصوص برای خانم ها مساله ای است که در فرهنگ کشورمان بسیار اهمیت داشته و دارد اما به نظر می رسد که چندی است با بی توجهی به این مساله، فرهنگ اصیل ایرانی در زمینه پوشش دستخوش تغییرات ناخوشایند شده است. پوشش نامناسب برخی از دختران و پسران که به دنبال تبلیغات غربی در کشور مرسوم شده است، آسیب هایی را در جامعه هم برای افراد بدپوشش و هم دیگر افراد جامعه بوجود آورده استجریانات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نمیتوان از یکدیگر تفکیک کرد و نمیتوان تفکر ایرانی درزمینه پوشش را در سیاست نفی کرده و در حوزه فرهنگ قصد ترویج این طرز تفکر را داشته باشیم. ما ایرانی بودن را به اندازه اسلامی بودن نه تنها تقویت نکردهایم و گاه به مبارزه با آن پرداختهایم. حتی برخی جریانها در دفاع مقدس تلاش میکردند دفاع از میهن را فقط با دفاع از اسلام تلفیق کنند، این در حالیست که برخی از افراد غیرمسلمان کشورمان در جبهههای حق علیه باطل به دفاع از کشور خود پرداختند و به درجه رفیع شهادت رسیدند.پوشش چادر تضمین کننده سلامت زن در جامعه است.
ما باید با ترویج استفاده از چادر اسلامی سلامت را دوباره به بانوان کشور بازگردانیم. بدون رعایت حجاب و متانت و بدون برخورداری از پوشش اسلامی کرامت زن در جامعه زیر سووال میرود. چادر میتواند زن را از تمام خطرهای موجود در جامعه مصون نگه دارد. موضوع حجاب باید به عنوان فعالیت فرهنگی در جامعه نهادینه شود. در صورت تلقی مساله حجاب به عنوان یک اقدام فرهنگی، میتوان حجاب و استفاده از چادر مشکی را در جامعه ترویج داد. پوشش اسلامی در قالب استفاده از چادر مشکی ما را به سمت گرایش به فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی هدایت خواهد کرد.با توجه به آنکه کار فرهنگی زمان بر است نباید در مدت کوتاهی انتظار استقبال زیاد مردم از پوشاک مبتتی بر ارزشهای اسلامی ایرانی را داشته باشیم و در صورت استمرار این امر می توانیم به نتایج لازم دست یابیم. بخشهای اقتصادی، تبلیغاتی و رسانهای می توانند نقش زیادی در این زمینه ایفا کنند. با توجه به مردمنهاد بودن سمنها،آنها میتوانند سهم زیادی در ترویج پوشش مبتنی بر ارزشهای اسلامی و ایرانی را داشته باشند. در این شرایط تنها نباید از دولت در این زمینه توقع داشت.
رسانهها باید شروع به فرهنگسازی درباره لباس ایرانی کنند؛ البته نباید این کار بدون نگاه به اسلام انجام شود. فرهنگسازی در زمینه پوشش ایرانی – اسلامی باید حوزههای مختلف از جمله جامعهشناسی، روانشناسی و مردمشناسی را دربرگیرد و ارتباط منطقی بین این حوزهها برقرار شود. بسیاری از لباسهای بومی و منطقهای ما زیباترین حجابهای امروز هستند، اما متاسفانه ناشناخته ماندهاند از سوی دیگر اکنون بیشتر مظاهر زندگی ایرانیان از معماری گرفته تا خودروهای لوکس خارجی، غذا و پوشش، سنخیتی با هویت ایرانی ما ندارد.

آیا طرز لباس پوشیدن باعث پیشرفت می شود؟ رابطه لباس و فرهنگ آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی را از سبک لباس پوشیدنشان تشخیص می دهیم و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید : من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم کمی به لباس ایرانیاناز جمله روستائیان عشایر و طوایف مختلف آنها از جمله کردها ، لرها ، بختیاری ها و قشقائی ها و علی الخصوص لباس زنان آنان دقت کنید لباس هایی که کاملا دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند با کمی دقت در نوع لباس این افراد می فهمیم که یک نقطه اشتراک در تمام این لباس ها به چشم می خورد و آن هم بلند بودن و گشاد بودن و در اکثر جاها ساده بودن است . حتی اگر به پوشش مردم ایران و خیلی از کشورها قبل از ورود اسلام هم بنگریم می بینیم که لباس های آنان بلند و گشاد بوده است حال نگاهی می اندازیم به کشورهای اروپایی و آمریکایی و نوع لباس آنان به نظر شما چه می بینیم ؟ نقطه اشتراک در لباس این جوامع چیست؟ تنگ و چسبان و کوتاه بودن مثل جوراب کوتاه ، مانتوی کوتاه ، روسری کوتاه ، شال کوتاه ، شلوار کوتاه ، بلوز کوتاه و ... براستی علت چیست ؟ چرا کشورهایی که که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته اند نقطه اشتراکشان تنگی و کوتاهی است ؟ از خیلی از این افراد که این سوال پرسیده می شود می گویند : همانطور که غرب پیشتاز در پیشرفت و تکنولوژی هست در این مورد هم غرب پیشتاز بوده و کشورهایی که لباس بلند و گشاد می پوشند از فرهنگ و تکنولوژی هم عقب مانده اند . آیا این سخن درست است که شرقیانی که لباس بلند و گشاد تولید می کنند نمی توانند لباس تنگ و کوتاه تولید کنند؟ آیا این کار سخت تر است ؟ آیا فکرشان نمی رسد ؟ آیا این درست است که تنگی و کوتاهی را نشانه پیشرفت و تکنولوژی دانست ؟ علت را باید در جای دیگر بررسی کرد.
رعایت حجاب و عفاف به عنوان یکی از ارزش های اصیل اسلامی در جامعه مطرح است و با شناخت حقوق در بحث حجاب و عفاف می توان به درستی آن را در جامعه نهادینه کرد. در حوزه حجاب و عفاف نباید سطحی نگری عمل کرد و کارها نباید سلیقه ای انجام شود بلکه با ترویج برنامه های فرهنگی در این زمینه می توان به گونه ای اقدام کرد که جوانان و فرزندان ما به این باور برسند که حجاب مصونیت است نه محدودیت. با توجه به نام گذاری مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، مسئولیت مدیران دو چندان شده است، زیرا دو ویژگی این شعار یعنی عزم ملی و مدیریت جهادی ما را موظف می کند که با تمام توان به میدان بیاییم تا فرهنگ حجاب و عفاف اسلامی در فضای جامعه نهادینه شود.
متاسفانه در نظام اسلامي حجاب و پوشش اسلامي رخت بربسته كه بايد دولت با يك مديريت فرهنگي درست اين مسئله مهم را اصلاح كنند. اگر نتوانيم الگو و نماد سازي در خصوص حجاب داشته باشيم نميتوانيم ارزشها را تبين کنيم و آنها به صورت حدود در نخواهند آمد. بايد تلاش شود تا اخلاقيات بر جامعه حاکم شود و ارزش هاي ديني از حوزه نظري به حوزه عمل وارد شوند. ريزش برخي عقايد موجب تغيير در جهان بيني ميشود و ايجاد مشکل ميکند و هنجاري بر اساس باورهاي جدي ايجاد ميشود که اين پيامدهايي براي ما دارد. ما براي حل مسائل ديني خود بايد به دنبال فرايندها و مکانيزم هايي باشيم که شرايط را تغيير دهد و بايد ميان ارزشهاي ديني و ساختارها در کشور تناسبي ايجاد شود. پيشگيري در همه جا برتر از درمان است پس بهتر است با ايجاد مصونيت فرهنگي و ساختاري مشکلات را از ابتدا حل کنيم.
مسأله حجاب در کشور نیازمند عزم ملی است به این معنا که در تکایا، مساجد و در اماکن عمومی باید توجه بیشتری در ترغیب و تشویق ارزشها و برکات و بصیرت بخشی در زمینه عفاف و حجاب صورت بگیرد. زمینه را باید برای دختران نوجوانی که در آستانه بلوغ قرار گرفته اند و رعایت حجاب و عفاف را از همان دوران اولیه زندگی رعایت میکنند فراهم کرد، تا نقش خوبی از حجاب در ذهن آنها پدیدار شود و در بزرگسالی بتوانند با معظل بدحجابی در درون خود مقابله کنند. در بیشتر فضاهای جامعه از جمله مجامع هنری و ادبیاتی میتوان ارتباط با مخاطبان در زمینه حجاب، برقرار و این مسأله مهم را در قالب فیلم و انیمیشن ارائه کرد. در متون آموزشی و در مباحث آموزشی در کشور، بین دانش آموزان ودانشجویان جایگاه عفاف به زیبایی بیان شود و در مباحث کارگاهی و نمایشگاهی آثار سوء بدحجابی و برکات و اثر مثبت به این امر مهم پرداخته شود. هرچه رویکرد به حجاب در کشور پر رنگ شود قطعا مباحث بنیان خانواده مستحکمتر خواهد شد و گسترش بدحجابی، جامعه را با آثار مخربی روبه رو میکند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
به باور ما مسلمانان، احکام و ارزشهای عملی اسلام برخاسته از ویژگیهای تکوینی انسان، هماهنگ با چگونگی سرشت او (فطرت) و تحققبخش غایتهای حکیمانهای در ساحتهای گوناگون وجودی اوست. به عبارت دیگر احکام عملی اسلام براساس مصالح و مفاسد واقعی انسانها سامان گرفته است. ریشههای میل به پوشش بدن در میان انسانها، هر چند گرایشی غریزی است، ولی اندازه و چگونگی آن متاثر از فرهنگ جامعه است. فرهنگ اسلامی با توجه به آثار عمیق و گسترده پوشش بر فرد و جامعه و برای نیل به اهداف معنوی و اخلاقی مورد نظرش، سطوحی از پوشش را برای زن و مرد معین و واجب کرده است. میل به پوشش و حیا در انسان از جمله امیالی است که در تعارض با امیال دیگری مانند میل به نمایشگری و لذتجویی قرار دارد؛ از این رو پذیرش آن به عنوان یک ارزش و التزام عملی به آن از سوی برخی از افراد، همواره با مقاومت و ناخرسندی همراه بوده و خواهد بود
حجاب اسلامی برای زنان، نه تنها سودمندی خاصی ندارد بلکه موجب پدیدآمدن ناراحتیها و تنگناهای گوناگون فردی و اجتماعی است. حجاب، زنان را افسرده میکند و مانع بزرگی بر سر راه پویایی و پیشرفت اجتماعی آنهاست. انسان به غریزه خود طالب لذتجویی و نمایاندن زیباییهای خود و بهره بردن از زیباییهای موجود در طبیعیت است. حجاب، ظلمی فاحش و تبعیضی ناروا علیه زنان به سود مردان است. حجاب، زن را بیش از پیش زیر سلطه مرد میبرد و مانع ورود آزادانه او به عرصه اجتماعی است. آیا این ستم نیست که زن تاوان چشمچرانی و هوسبازی مرد را بدهد و برای آنکه مردان به گناه آلوده نشوند، خود را در چند لایه بپیچد و آزار ببیند! حجاب، مردان را برای دیدن و زنان را برای دیده شدن آزمندتر و مشتاقتر میکند!
به نظر میرسد که همه انسانها در اصل لزوم پوشش و ضرورت پوشیدن لباس برای انسان در موقعیتهای گوناگون اجتماعی، اختلافنظری نداشته باشند، چیزی که مایه تفاوت و اختلاف است و گاهی بحثها و چالشهایی را پدید میآورد و ابهامهایی را میزاید و میپرورد، اندازه و حدود پوشش است؛ اختلاف نظر در نوع و حدود پوشش، از تفاوت نگرش به موضوع حجاب و آگاهی از حکمتها و دقایق این فریضه الهی از یک سو و دلایل عقلی و دینی (قرآنی و روایی) وجوب آن از سوی دیگر ناشی میشود؛ به بیان دیگر، گاهی پرسشهای دختران درباره حجاب(البته واژه پوشش، دقیقتر و صحیحتر است) به سبب این است که دقیقا حکم خداوند را نمیدانند و اگر برای آنها توضیح داده شود، با طیب خاطر میپذیرند؛ و گاهی از حکمتهای حجاب میپرسند و دوست دارند ذهن جستجوگر خودشان را نسبت به خوبی و اهمیت پوشش شرعی متقاعد کنند. در اینجا ابتدا پوشش اسلامی را تعریف و سپس برخی از حکمتهای آن را بیان میکنیم.
از مجموعه آیات قرآن و سخنان پیامبر و امامان اهل بیت- علیهم السلام- چنین به دست میآید که زنان با ایمان باید تمام بدن خود را، جز گردی صورت و دستها تا مچ، از مردان نامحرم بپوشانند؛ آنگونه که در آیات قرآن ترسیم شده است، این پوشش، با استفاده از یک مقنعه بلند، که تمام سر و گردن را پوشانده و برجستگی سینهها را پنهان میکند و نیز پوشیدن لباس سرتاسری و شلوار انجام میگیرد؛ علاوه بر این زنان، مومن موظفند از آرایشهای غلیظ و جلب توجه کننده و نیز رفتارها و اطوارهای محرک و کرشمه و ناز در سخن گفتن و رفتار در مقابل مردان (جز همسر) خودداری کنند؛ البته باید یادآور شویم که حجاب در سخن، رفتار و نیز پوشش، مخصوص بانوان نیست و مردان هم مکلف به رعایت حدود شرعی در این زمینه هستند.حکمتهای گوناگون و متنوعی برای پوشش شرعی ذکر شده است که به برخی از آنها به اختصار اشاره میشود:
حجاب، نماد حرمت و منزلت زن
بدن و جاذبههای بدنی زن مومن، همچون روح او، در نگاه خداوند حرمت و احترام دارد؛ شرافت این بدن و جاذبههای آن اقتضا میکند که در برابر چشمان هوسآلود و حریص مردان قرار نگیرد؛ این بدن زیبا و پرجاذبه، که یکی از پرشکوهترین شاهکارهای آفرینش است، تنها باید در اختیار مردی قرار گیرد که زن را نه برای تن و زیباییهای آن، بلکه برای روح و شخصیتش میستاید و دوست میدارد! نمایش رایگان جاذبههای بدنی زنان در محیط جامعه، از قدر و منزلت آنان میکاهد و آنان را به ابزاری برای شهوترانی مردان طماع بدل میکند و ارزشها و جاذبههای شخصیتی و انسانی آنان را پوشانده و پنهان میکند؛ از قدیم گفتهاند «احترام امامزاده را ابتدا متولی آن باید نگه دارد»؛ وقتی زنان، با آرایشهای غلیظ، لباسهای محرک و جلبنظر، اطوارها و عشوهگریهای گوناگون، مردان را به سوی خود میخوانند و میکشانند و با زبان بدن و رفتار، فریاد میزنند که «به من نگاه کن و رایگان لذت ببر!»، دیگر نمیتوان از مردان (مردانی که اکثرا ایمان و تقوای قوی و ریشهداری ندارند) خواست که چشمان خود را ببندند و به چنین زنانی خیره نشوند!
زن مومن، به برکت ایمان و اعتقادش، در حریم ولایت خداوند(1) وارد میشود و خداوند را به عنوان سرپرست و ولی خود میپذیرد؛ خداوند نسبت به زنان با ایمان، غیرت دارد؛ زن، ناموس و امانت خداست و از این رو، هم از مردان خواسته است که جز به عفت و پاکی در جسم او ننگرند و هم از خود او خواسته است که جسمش را از قرار گرفتن در معرض دیدههای شهوتپرست نگه دارد.حجاب در حقیقت ارزش و بهایی است که زن برای جسم و جان خود قائل است و پیام آن این است که «من خود را ارزان نمیفروشم!» من بدنم را تنها به مردی نشان میدهم که روح او را دوست داشته باشم و او هم، پیش و بیش از آنکه مفتون بدن من شود، عاشق روح و شخصیتم باشد!
حجاب مایه استحکام خانواده
پوشش کامل و مطلوب زنان در محیطهای اجتماعی و پرهیز از هرگونه جلوهگری در برابر مردان، حافظ و نگهبان بنیان خانواده است؛ خانواده، بهترین و مهمترین محیط امنیت، آرامش و بالندگی انسانهاست و باید از دستبرد هرگونه آسیبی در امان بماند تا اعضای خانواده در کمال صلح، صفا و صمیمیت در کنار هم رشد کنند، نیازهای یکدیگر را تامین کرده و امنیت خاطر برای همه افراد فراهم شود؛ همچنان که مردان باید چشمان خود را از نگاهآلوده مراقبت کنند و چشم و دل، تنها به همسر خود بدوزند و خواستههای جسمی و روحی خود را در زمینه وجود او جستجو کنند، زنان نیز باید حرمت این بنیان مقدس را نگاه داشته و همه جاذبههای بدنی و روحی خود را تنها در محیط امن و آرام خانواده و در برابر همسر به نمایش بگذارند.
همسران محجوب و با عفت، روز به روز به یکدیگر وابستهتر و دلبستهتر شده و صمیمیت و عشق در میان آنان محکمتر و ریشهدارتر میشود و بنای خانواده آنان از گزند آسیبها و ویرانیها مصونتر میماند.بیحجابی زنان و جلوهگری و عشوهگری خیابانی، در واقع تیشه زدن به ریشه خانواده است؛ مردانی که در طول روز و در هر جا که پا میگذارند با زنان زیبا، جذاب و عشوهگر مواجه میشوند، آرام آرام (و گاه به یکباره) نسبت به همسر خود بیرغبت شده و سردی عاطفی، جای صمیمیت و عشق را میرباید و به پایههای پیمان زناشویی همسران لطمههای جدی وارد میکند؛ زنان بیحجاب، علاوه بر اینکه در فروپاشی زندگی دیگر زنان سهیمند، خود باعث شیوع فرهنگ رفتاری خطرناکی میشوند که زندگی خودشان را نیز خواهد بلعید و پایههایش را ویران خواهد کرد؛ همچون کسی که بر شاخهای نشسته بود و بیخ آن را با اره میبرید!
بیحجابی و همچشمیهای پایانناپذیر!
وقتی زنان بنا داشته باشند که بدون پوشش شرعی در محیط اجتماع و مجالس و محافل عمومی و خانوادگی ظاهر شوند، هرگز نمیتوانند نسبت به آرایش مو، صورت، دستها، لباسها و... بیاعتنا باشند و مجبورند در هر شرایط، به صورتی ظاهر شود که موردپسند دیگران قرار گیرند و دیگر زنان و مردان، ارزیابی مثبتی از زیبایی و جاذبههای آنان داشته باشند این نگرانی و حساسیت، باعث میشود که زنان، ساعتهای زیادی را برای آماده شدن جهت حضور در فضای اجتماع صرف کنند و همواره دل نگران جذابیت بدنی و لباسی و جلوهگری خود باشند؛ چنین زنانی هزینههای زیادی را صرف آرایش بدن و لباس میکنند و این یعنی صرف کردن و هدر دادن بهترین لحظات عمر برای اموری که هرگز سود انسانی و معنوی ندارد و فقط از نق زدنها و خردهگیریهای دیگران میکاهد؛ بیحجابی، موجب شیوع چشم و همچشمیهای زیانآور و تمام نشدنی میان زنان میشود و فرصتهای رشد و تعالی معنوی، اخلاقی، شخصیتی و علمی را از آنان میرباید و لحظاتی که باید صرف کسب علم، اخلاق و بالندگی انسانی شود، صرف امور گذرا و کماهمیت میشود.
بیحجابی عامل افسردگی و اضطراب!
بیحجابی یکی از عوامل مهم شیوع بیماریهای روانشناختیای مانند افسردگی، اضطراب، بدشکلی هراسی، ... در میان زنان به شمار میرود؛ زنان بیحجاب (به صورت آگاه و ناآگاه) دائما خود را با زنان دیگر مقایسه کرده و از این واقعیت که زنان زیباتر و جذابتری وجود دارند که نظر دیگران را به خود جلب میکنند، دچار افسردگی و اضطراب میشوند. بسیاری از زنان بیحجاب، از اختلال بدشکلی هراسی، رنج میبرند و تصورشان از بدن و زیباییهای بدنیشان، تصور نامناسب و حتی گاهی وحشتناک است؛ زیرا خود را با زنان بسیاری مقایسه میکنند و مجبورند افراد بیشماری را نسبت به ظاهر بدنی خودشان راضی کرده و تایید آنان را دریافت کنند و البته چنین امری شدنی نیست!
حجاب و مصونیت زن از آسیبهای اجتماعی
بیحجابی و بدحجابی یکی از عوامل مهم ارتباطهای نامشروع و تجاوزهای به عنف، قتلهای ناموسی و اختلافات شدید خانوادگی و متعاقب آن طلاق و فروپاشی خانواده است.جای هیچ گونه شکی نیست که اکثر قریب به اتفاق زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند، زنان بیحجاب و بیاعتنا به پوشش اسلامی هستند.
حجاب و اقتدار زن در برابر مردان
حجاب مهمترین ابزار زن در برابر خواستههای زیاد زیادهخواهانه مردان هوسران است و به زن، قدرتی میبخشد که رفتارها، خواستهها و انتظارات مردان را مدیریت کرده و زمینه سوء استفاده و چیره شدن مردان بر بدن و وجود او از بین رفته و یا از آن کاسته شود؛ بیحجابی، بهترین عامل غلظت و شدت مردسالاری افسارگسیخته در جامعه است؛ زن بیحجاب، در برابر مردان خلع سلاح است و هیچ سلاح دفاعی در اختیار ندارد تا زیادهخواهی مردان را لگام زند و خود را از تیررس نگاه آلوده و آزارهای جنسی آنان محفوظ دارد؛ جالب است بدانید که در همه جای دنیا بیش از آنکه زنان از بیحجابی دفاع کنند، مردان (با هزار دلیل و بهانه و تحت عناوین پرجاذبهای مثل حقوق و آزادی زنان) خواهان بیحجابی زنان هستند!
حجاب عامل زندهماندن عشق و نشاط همسری!
حجاب زنان موجب زنده ماندن احساس عشق و میل جنسی در جامعه است و مردان را به سوی ازدواج و قبول مسئولیت سنگین خانواده سوق داده و آن را برایشان لذیذ و هیجانانگیز میکند. مهمترین دستمایه اولیه عشق برای زنان،همین جاذبههای جسمی و ظاهری است که مرد را فریفته آنها میکند و پایههای نخستین عشق زمینی را بنا میگذارد! در جامعهای که بیحجابی رواج دارد، عشق میمیرد و سردی و سردمزاجی، شهوت پرستی و تنوع طلبی جای محبت و صمیمیت پاک مینشیند؛ زن غربی که از فرق سر تا نوک پا عریان و بیحجاب است، چیزی برای فروختن ندارد و همه سرمایهاش را در بازار عشق، رایگان به حراج گذاشته است! حجاب موجب رازآلود شدن وجود زن میشود و مردان را که عاشق رازآلودی و هیجانانگیزی در ارتباط با وجود زنان هستند، به سوی زن میکشاند و آنان را فریفته و مفتون وجود زیبایی او میکند و این مهمترین پایه شکلگیری پیوند ازدواج در جامعه انسانی است. حجاب زن، در واقع، غلیطتر کردن جاذبههای او و حریصتر کردن و مجذوبیت بیشتر مردان را به دنبال دارد و این امر وقتی در چهارچوب ازدواج و عشق پاک به وصال میرسد، لذتی شگرف و هیجانی بیپایان را برای زن و مرد به دنبال دارد.
حجاب زنان و گناهکاری مردان؟!
گاهی برخی میگویند «چرا زنان، حجاب بپوشند تا مردان گناه نکنند؛ مردان گناه نکنند و چشمشان را فرو پوشند تا زنان بتوانند بدون حجاب در میان کوچه و بازار ظاهر شوند»!این سخن ناشی از عدم آگاهی به حکمتهای حجاب است؛ حجاب آنچنانکه مختصراً توضیح داده شد، ابتدا به سود خود زنان و در جهت مصالح مادی و معنوی آنان است نه برای گناه نکردن مردان! اگر فرض کنیم که شرایطی فراهم شود که مردان به زنان نگاه نکنند، باز هم زنان باید حجاب بپوشند تا از فایدههای آن بهرهمند شوند! وانگهی برای سلامت و پاکی جامعه و هدایت انرژیهای انسانی به سمت پیشرفت و تعالی مادی و معنوی، زنان و مردان هر دو مسئول هستند و باید به پاکی و عفت فضای عمومی جامعه کمک کنند؛ مردان با حفظ نگاه و رعایت پوشش در ظاهر، رفتار و سخن و زنان نیز با حفظ حجاب، نگاه و رفتار و سخن؛ قرآن کریم میفرمااید: تعاونوا علیالبر و التقوی و لا تعاونوا علیالاثم والعدوان؛ در کارهای نیک و تقوا همیار هم باشید و یکدیگر را برگناه و دشمنی یاری نکنید!(2)
پانوشت:
(1) الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور...؛ خداوند ولی و سرپرست مومنان است و آنان را از تاریکیها به نور هدایت میکند... .
(2) مائده / 2