نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب و پوشش زن، پيشينهاي به قدمت تاريخ زندگي انسان در روي زمين دارد. برخي از آيات قرآن کريم و آثار به جا مانده از دورههاي قبل نظير سکهها، تنديسها، نقاشيها و... به اين حقيقت اشاره دارند. در عهد حضرت سليمان نبي (ع)، زنان علاوه بر پوشش بدن، صورت را نيز با روبند مي پوشاندند. در زمان حضرت ابراهيم پيامبر (ع) هم اين سنت رايج بوده است. لباس و پوشش، جداي از حفظ بدن و آراستگي آن داراي آثار مثبت و فراوان، هم براي خود زنان و هم براي جامعه است. لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثري داشتهاند و در اسلام نيز بر لزوم پوشيدگي و حجاب به ويژه براي زنان تأکيد شده است. با توجه به قدمت ديرينه و ضرورت انکارناپذير حجاب، برخي از افراد در فضاي مجازي اين سئوالها را مطرح ميکنند که چرا حکومت اسلامي حجاب را بايد اجباري کند؟ چه فرقي بين نماز و روزه و مسئله حجاب وجود دارد؟ چرا حق انتخاب از انسان گرفته شود؟ آيا حجاب در صدر اسلام هم اجباري بوده است؟
چکيده پاسخ:
لزوم رعايت حجاب و عفاف در جوامع اسلامي يک امر انکارناپذير است؛ لذا هيچ يک از مذاهب اسلامي در ضرورت پوشش و پاکدامني با هم اختلاف نظر ندارند. از آنجا که حفظ حجاب پيامدهاي مثبت فردي، خانوادگي و اجتماعي فراواني به دنبال دارد و عدم حفظ پوشش زن، منشأ بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي و اخلاقي است، لذا طبيعي است که حکومت اسلامي نسبت به آن اهتمام داشته باشد؛ چون هدف حکومت ديني علاوه بر تأمين نيازهاي مادي مردم، توجه به مصالح معنوي و حفظ باورها و ارزشهاي اخلاقي و ديني است. حکومت اسلامي موظف است بستري مناسب جهت رشد و تعالي معنوي افراد جامعه فراهم نموده و با هر عاملي که فضاي جامعه را آلوده ميسازد و مانع رشد و کمال معنوي افراد جامعه ميشود مبارزه نمايد.
مقدمه:
اگر نگاهي گذرا به فلسفه حجاب داشته باشيم، به اين واقعيت خواهيم رسيد که اسلام ميخواهد انواع لذتهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه از نوع ديگر را به محيط خانوادگي و در چارچوب ازدواج قانوني اختصاص دهد و اجتماع منحصراً براي کار و فعاليت باشد؛ برخلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت را با لذتجوييهاي جنسي به هم ميآميزد، اسلام ميخواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند و در سايه اين کار، فضاي جامعه را براي رشد و تعالي افراد آن سالم و آماده نگاه دارد.«انسان يک موجود اجتماعي است و جامعه بزرگي که در آن زندگي ميکند از يک نظر همچون خانه اوست و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب ميشود، پاکي جامعه به پاکي او کمک ميکند و آلودگي آن به آلودگي اش؛ روي همين اصل در اسلام با هر کاري که جو جامعه را مسموم يا آلوده کند شديداً مبارزه شده است».
حجاب و مصالح اجتماعي:
با نگاهي گذرا به آثار فردي و اجتماعي حجاب و تأثير آن در سلامت فرد و جامعه به خوبي ضرورت رعايت آن در جامعه از سوي زنان آشکار مي گردد. حجاب زن در بعد فردي موجب حفظ شخصيت او و باعث امنيت اوست و در مقابل، فقدان حجاب باعث سقوط شخصيت او و تقويت نگرش شيء انگارانه نسبت به او مي شود و در بعد اجتماعي، حجاب زن از يک سو باعث تحکيم بنيان خانواده ميگردد و از سوي ديگر موجبات حاکميت آرامش بر اجتماع را فراهم ميسازد و گونهاي آرامش اجتماعي را در پي خواهد داشت و از طرفي باعث سلامت جامعه و تعميق بهداشت رواني و اجتماعي در سطح جامعه و استواري نظام اجتماعي ميگردد. بديهي است عدم توجه به حجاب و رعايت نکردن آن نه تنها سلب کننده آزادي و امنيت زن در جامعه است، بلکه جامعه را از بهره گيري از خدمات زنان به عنوان بخش اساسي، مؤثر و فعال جامعه محروم ميسازد؛ و نه تنها بنيان خانواده، که بنيان اجتماع را تهديد نموده، موجبات گسترش فساد در جامعه و ضربه پذير شدن فعاليتها و مسئوليتهاي اجتماعي را فراهم ميآورد. بر اين اساس، اسلام که براي شخصيت افراد در بعد فردي و سلامت خانواده و اجتماع اهميت قائل شده است، براي حفظ سلامت فردي و اجتماعي و بهداشت رواني افراد، حجاب را بر زنان واجب نموده است. در واقع حجاب مصونيت فرد و جامعه را به دنبال دارد و اولين نفع آن به خود زن باز ميگردد و در سايه آن جايگاه و موقعيت شايسته خويش را به دست ميآورد.
از آنجا که مصالح فراوان فردي، خانوادگي و اجتماعي بر حکم پوشش زنان مترتب مي گردد و عدم حفظ پوشش مناسب زن منشأ بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي و اخلاقي است و از طرفي مفاسد اجتماعي اين حکم الهي بسيار پررنگ و تاثيرگذار است، لذا طبيعي است که مورد دغدغه و اهتمام حکومت اسلامي باشد و نسبت به آن حساسيت نشان دهد. چون هدف حکومت ديني علاوه بر تأمين نيازهاي مادي مردم، توجه به مصالح معنوي و حفظ ارزشهاي اخلاقي و ديني است؛ حکومت اسلامي موظف است بستري مناسب جهت رشد و تعالي معنوي افراد جامعه فراهم نموده و با هر عاملي که فضاي جامعه را آلوده مي سازد و مانع رشد و کمال معنوي افراد جامعه مي شود، مبارزه نمايد. اگر اين گزاره را که حجاب امري واجب و ترک آن معصيت است، مفروض بگيريم و در عين حال قاعده مشهور فقهي «التعزير في کل معصيه» (همه معاصي قابليت مجازات تعزيري دارند) را در کنار آن بگذاريم، مشخص ميشود که الزام حکومتي و ضمانت اجراي کيفري براي بيحجابي و بدحجابي امري کاملاً شرعي و فقهي است. توجه داشته باشيد که قاعده مذکور، از رواياتي در باب فقه الجزاء استنباط شده است. مجازات بدحجابي و بيحجابي، مجازاتي تعزيري است. ماهيت مجازاتهاي تعزيري، رعايت مصالح و مقتضيات زمان و مکان است. به اصطلاح فقهي «التعزير بما يراه الحاکم من المصلحه»، يعني اصل اجرا و عدم اجرا، کيفيت و کميت تعزير بسته به نظر حاکم است. نظر حاکم نيز دائر مدار مصالحي است که در بستر زمان و مکان شکل ميگيرد.
حجاب و حريم خصوصي افراد:
نظام جمهوري اسلامي به حريم فردي و خصوصي افراد احترام گذاشته و در اعتقاد و عمل، آن را به رسميت شناخته است و مطابق قانون اساسي تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردي که قانون تجويز کند. البته اگر مسئلهاي از حريم خصوصي افراد خارج شده و جنبه عمومي و اجتماعي پيدا کند، نظام اسلامي وظيفه دارد سلامت حريم عمومي را تضمين کند. برخي از رفتارها مانند بيحجابي، حريم خصوصي افراد و حق فردي محسوب نميشود، بلکه جنبه عمومي و اجتماعي دارد. در مورد نماز خواندن و روزه گرفتن و امثال اين عبادات نيز تا وقتي جنبه فردي داشته باشد هيچ اجبار و الزامي در کار نيست، اما اگر جنبه عمومي و اجتماعي پيدا کند؛ مثل اينکه شخصي تظاهر به روزهخواري کند، با او برخورد خواهد شد؛ زيرا اين عمل ديگر جنبه فردي نداشته و جنبه اجتماعي پيدا ميکند. الزام به رعايت حجاب نيز در اين راستا صورت ميگيرد. زيرا حجاب جنبه اجتماعي داشته و با توجه به پيامدها و نتايج مخرب بدحجابي و بيحجابي براي جامعه همچون از هم گسيختگي خانواده ها، افزايش مفاسد اخلاقي و اجتماعي و کاهش امنيت اجتماعي، مسئلهاي فردي و حريم خصوصي نيست. از اين رو نظام اسلامي با هر گونه بي حجابي برخورد مي کند و هيچ عقل سليمي نمي پذيرد که به خاطر آزادي و هوسراني عدهاي، امنيت اخلاقي، اجتماعي و رواني جامعه نايده گرفته شود.
حجاب و حق انتخاب:
هر چند انسانها داراي حق انتخاب و آزادي هستند، اما مسلم است که حق انتخاب و آزادي انسانها نميتواند مطلق و نامحدود باشد؛ زيرا مطلق بودن حق انتخاب و آزادي افراد به هرج و مرج، اختلال و اختلاف خواهد انجاميد.بنابر اين، حق انتخاب و آزادي افراد به ناچار بايد مقيد و محدود به قوانين و مقرراتي باشد و هر نظام سياسي بر اساس مباني و اصول حاکم بر آن، قوانيني را در نظر ميگيرد که حق انتخاب و آزادي افراد بر اساس آن محدود خواهد شد. در نظام اسلامي که مباني و اصول اسلامي حاکم است، قوانين و مقررات اسلامي محدوده حق انتخاب و آزادي افراد را مشخص ميسازد و افراد با گزينش و پذيرش نظام اسلامي، آزادانه ميپذيرند که قوانين اسلامي بر آنها حاکم شود. در حقيقت مردم با انتخاب نظام اسلامي و پذيرش آن، پذيرفته اند که حق انتخاب و آزادي خويش را در چارچوب آن محدود سازند.
حجاب در صدر اسلام:
در مورد اينکه در زمان پيامبر گرامي اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) الزام حکومتي وجود نداشته است، بايد بگوييم اولاً، چنين ادعايي قابل اثبات نيست. صرف اينکه روايتي در اين زمينه نرسيده است، دليل عدم وجود چنين الزامي نيست. ثانياً، بسياري از امامان معصوم (ع) حکومت و قدرت سياسي نداشته اند تا اقدام به الزام حکومتي نمايند. ثالثاً، در مورد زمان پيامبر (ص) و امام علي (ع) نيز ادعاي عدم الزام قابل اثبات نيست؛ چرا که به صورت طبيعي مردم مسلمان احکام اسلامي را انجام ميدادند و از طرفي به لحاظ شکل قبيلگي حکومتها و اختلاط مسلمانان و غير مسلمانان و با توجه به اينکه حکم حجاب بر غير مسلمانان و کنيزان واجب نبود، امکان سختگيري در اجراي احکام الزامي اسلامي در برخي موارد مثل حجاب وجود نداشت. رابعاً، همان گونه که تذکر داديم حکم لزوم حجاب، يک حکم تعزيري است و حکم تعزيري بر اساس مصالح امت اسلامي اعمال ميگردد؛ حاکم اسلامي بنا به مقتضيات زمان و مکان و مراحل رشد فرهنگ جامعه ميتواند اين الزام حکومتي را ايجاد يا بنا به مصالحي موقتاً مرتفع سازد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آیا حجاب عامل افسردگی است؟!
حجاب
به عنوان عامل بازدارنده انسان از خود آرایی های غیرمنطقی و بی حد و مرز
یكی از دستورات ین مبین اسلام است كه حكم آن پس از اتمام كلیه ی احكام
اعتقادی و بنیادی دین در مدینه بر پیامبر گرامی اسلام نازل شد. نزول حكم
حجاب پس از ریشه دار شدن اعتقادات نمود تكاملی بود این فرمان است . اگر
پایه ها و بنیادهای اعتقادی بر سنگ بنای محكمی نهاد شده باشد، درك و به كار
بردن حجاب بسیار راحت و سریع صورت خواهد گرفت.
حجاب
موجب بهداشت روانی جامعه می باشد. اساسا سلامت جامعه بر روی اعتماد متقابل
بین دو پیكری اجتماعی استوار است. پوشش زنان باعث می شود كه جوانان اجتماع
نسبت به زن و احساسات درونی او اعتماد كرده و او را شایسته تشكیل كانون به
ظاهر كوچك اما گسترده ی خانواده بدانند. از سوی دیگر دختران و زنان جامعه
با پوشش صحیح ، خویشتن را از آماج نگاه های هرزه حفظ كرده و آرامش و آسایش
روانی برای آن ها به وجود خواهد آمد. گزارش هایی كه از بی بندو باری های
موجود در غرب و آثار سوء روانی حاصل از آن به گوش می رسد تاییدگر همین نكته
است كه پوشش توصیه شده از سوی اسلام ضامن آرامش روانی، فردی و اجتماعی
است. دین و حجاب به عنوان یك حكم دینی در آرامش روانی افراد پی برد، زیرا
بی بند و باری و عدم تقییدات ارزشی از سوی زنان یكی از عوامل مهم سوء رفتار
نسبت به آنان است. و چه زیبا حضرت علی علیه السلام با آشنایی كامل با این
آثار شوم ناشی از عدم پوشش برای حفظ روانی افراد و جامعه، خطاب به امام
حسن علیه السلام می فرماید: در پرده ی حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را
ننگرند، زیرا كه سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. در واقع
حضرت برای ایجاد سلامت روانی زنان و حفظ آن ها از افسردگی اضطراب و كابوس
ها كه ناشی از سوء رفتارهای پاره ای از مردان نسبت به آنان است توسعه به
پیشگیری فرموده و حجاب را به عنوان عامل مهم كنترل روانی جامعه مطرح می
فرماید. این جامعه نگری و توجه به تمامی زاویای یك مسئله از یك انسان
برجسته آسمانی چون علی بن ابیطالب علیه السلام امری اعجاب انگیز نیست كه او
فراتر از زمان و مرزها می اندیشد و نسخه هایی كه او برای بشر می پیچید
هرگز بدون جواب نبوده و در آینده چشم دنیا دستان بلند اندیشه او را خواهد
بوسید.
بنابراین
حجاب و پوشش زنان نه تنها عامل افسردگی نیست بلكه پیام آور آرامش روانی هم
برای خود زنان محجبه و هم در نگاه كلان برای جامعه اسلامی خواهد بود و
درمان یا بهتر بگوییم پیشگیری از بیشتری از بسیاری از بیماریهای هولناك
جنسی قرن بیستم و بیست و یكم در سایه چنین نظام دینی و راهكارهایی خواهد
بود. شاید رویكرد جدید دختران جوان امروز به حجاب نشانه خستگی روحی آنان از
بی بندو باری موجود در جامعه و هتك حرمتها باشد. چنان چه در روزنامه ها می
خوانیم كه علت عمده خودكشی بسیاری از دختران دركشورهای غربی حكایت از
آزردگی آنان از این همه سوء رفتار ناشی از بی بندو باری ها و نبودن هیچ
گونه حریمی بین زن و مرد و شكسته شدن تمامی مرزهای امنیتی حتی از سوی
پدرانشان دارد.
اینجاست كه سخن حضرت امیر علیه السلام در مورد كنترل و تحدید ارتباطات و ضرورت پوشش برای زنان نمود و جلوه بیشتری می یابد.
یكی
از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به
محیط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذكور، باعث پیوند و
اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحكام بیشتر كانون خانواده میگردد؛
و برعكس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یكی از نویسندگان،
تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشكیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان
كرده است:
حجاب
به عنوان عامل بازدارنده انسان از خود آرایی های غیرمنطقی و بی حد و مرز
یكی از دستورات ین مبین اسلام است كه حكم آن پس از اتمام كلیه ی احكام
اعتقادی و بنیادی دین در مدینه بر پیامبر گرامی اسلام نازل شد . نزول حكم
حجاب پس از ریشه دار شدن اعتقادات نمود تكاملی بود این فرمان است
در
جامعهای كه برهنگی بر آن حاكم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه
است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند
این است كه این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر
دامن میزند. زنی كه بیست یا سی سال در كنار شوهر خود زندگی كرده و با
مشكلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریك بوده است، پیداست كه اندك اندك
بهار چهرهاش شكفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در
چنین حالی كه سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن
جوانتری از راه میرسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب
خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای
ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی كه جوانی خود را نیز بر باد
داده است.
همهی خواهران جوان لابد میدانند كه هیچ جوانی نیست كه
به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند كه اگر امروز آنان جوان و با
طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند كه بتوانند برای
خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد كنند كه خود آنان امروز برای
خانوادهها ایجاد میكنند.
منابع:
نهج البلاغه
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ؛ نویسنده:غلامعلی حداد عادل
مفهوم، فلسفه و فواید حجاب؛ نویسنده:حسین مهدیزاده
زن در نهج البلاغه؛ سمیه محمدی سنگ چشمه ای
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آيتالله جواديآملي در پاسخ به اين سئوال که چرا اسلام
بانوان را ملزم به رعايت حجاب کرده است و آيا اين الزام براي زن محدوديتي دارد، اظهار کرد:
راه حل اين شبهه و
تبيين حجاب در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملاً درک کند که حجاب او تنها
مربوط به خود او يا مرد سرپرست او يا حتي خانواده وي نيست تا بگويد من از حق خودم
صرفنظر کردم، مرد بگويد من راضيم يا اعضاي خانواده رضايت دهند، بلکه حجاب زن
حقي الهي است، لذا ميبينيد در جهان غرب و کشورهايي که به قانون غربي مبتلا
هستند، اگر زن همسرداري آلوده شد و شوهرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را
مختومه اعلام ميکنند، اما در اسلام اينگونه نيست، يعني حرمت زن، اختصاص به خود
زن، شوهر و برادر و فرزندانش ندارد به عبارتي اگر همه رضايت دهند، قرآن راضي
نخواهد بود، چون حرمت و حيثيت زن بهعنوان حقاللَّه مطرح است، خداي سبحان زن را
با سرمايه عاطفه آفريده است تا معلم رقت بوده و پيام عاطفه بياورد، حال اگر
جامعهاي اين درس رقّت و عاطفه را ترک نموده و به دنبال غريزه و شهوت رفتند، به
همان فسادي مبتلا ميشوند که در غرب ظهور کرده است. بنابراين کسي نميتواند نسبت
به نداشتن حجاب رضايت داشته باشد.از اين جهت است که قرآن کريم ميگويد، هر گروهي،
اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا کنيد، معلوم ميشود
عصمت زن، حقاللَّه است و به هيچ کسي ارتباط ندارد.
قهرا همه اعضاي خانواده، اعضاي جامعه و حتي خود زن، امين
امانت الهي هستند. زن به عنوان امين حقاللَّه از نظر قرآن مطرح است، يعني اين
مقام حرمت و حيثيت را خداي سبحان (که حق خود اوست)، به زن داده و فرموده است: اين
حق مرا به عنوان امانت حفظ کند، آنگاه جامعه به صورتي درميآيد که شما در ايران
ميبينيد، جهان در برابر ايران خضوع کرده است؛ زيرا که در مسئله جنگ تا آخرين
لحظه، صبر کرد و کاري که برخلاف عاطفه، رقت، رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با اين
که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکوني، کشتار بيرحمانه بيگناهان و غير
نظاميها را مشروع کردند. جامعهاي
که قرآن در آن حاکم باشد، جامعه عاطفه است، راز اين امر نيز در اين است که نيمي از
جامعه را معلمان عاطفه که همان مادران ميباشند، به عهده دارند چه بخواهيم، چه
نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رأفت و رقّت ميدهد و رأفت و
رقّت در همه مسائل کارساز است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سوال : حجاب و پوشش داراى چه آثار و فوایدى است؟ جواب : حجاب و پوشش، آثار و
فواید فراوانى دارد که به بعضى از مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:
الف) ایجاد آرامش روانى در فرد
یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد
جامعه است که یکى از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسى است; در مقابل،
فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار میان زن و مرد، هیجان ها و
التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت عطش روحى و یک
خواست اشباع نشدنى درمى آورد که مخلّ آرامش روانى افراد است. غریزه ى جنسى،
غریزه اى نیرومند، عمیق و دریاصفت است و هر چه بیش تر از آن اطاعت شود بیش
تر سرکش مى گردد; هم چون آتشى که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر مى
گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بى حیایى
و برهنگى، اطاعت از غریزه ى جنسى بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى
سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسى بالاتر رفته است. این مطلب
پاسخ روشن و قاطعى است به کسانى که قایل اند همه ى گرفتارى هایى که در
کشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غریزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدودیت
هاست; و اگر به کلى هرگونه محدودیتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد،
این حرص و ولع از بین مى رود.
البته از این افراد باید پرسید: آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و
پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بکاهد یا آن را افزایش
داده است؟![1]
پاسخ هر انسان واقع بین و منصفى به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع
جنسى در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل هاى جدیدترى از تمتّعات و
بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسمیت مى یابد.
یکى از زنان غربى منصف، وضعیت جامعه ى غرب را در مواجهه با غریزه ى جنسى این گونه توصیف کرده است:
کسانى مى گویند مسئله ى غریزه ى جنسى و مشکل زن و حجاب در جوامع غربى حل
شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روى آوردن
حل مسئله است، البته مدتى است این راه حل صورت گرفته است!![2]
ب) استحکام بیشتر کانون خانواده
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص یافتن التذاذهاى جنسى به
محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و
اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتیجه، استحکام بیش تر کانون خانواده و،
برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان،
تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان
کرده است:
در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه
است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى
سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود
شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با
مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک
اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در
چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن
جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش
نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود
براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر
باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به
میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت
اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى
خانواده ى فرداى آنها، همان خطرى را ایجاد کنند که خود آنان امروز براى
خانواده ها ایجاد مى کنند.[3]
بنابراین باید گفت زنى که چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولین قدم را در
حفظ کانون گرم خانواده برداشته، بلکه آبرو و شرافت مادرى را بدین وسیله
فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذیت ها و نگاه هایى که همچون تیر به
قلب خانواده اصابت مى کند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.
ج) حفظ و استیفاى نیروى کار در جامعه
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استیفاى نیروى کار در سطح
جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث کشاندن لذت هاى جنسى از محیط
و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروى کار افراد جامعه مى
گردد. بدون تردید، مردى که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و ... همواره
با قیافه هاى محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز
نیروى کارش کاهش مى یابد. برخلاف نظام ها و کشورهاى غربى، که میدان کار و
فعالیت هاى اجتماعى را با لذت جویى هاى جنسى درهم مى آمیزند،[4]اسلام مى
خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و
لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]
پژوهش ها نشان مى دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها داراى حجاب کاملى
شامل: پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند.
برابر متون تاریخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و
شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آن که آزادانه در محیط بیرون از
خانه رفت و آمد مى کردند و همپاى مردان به کار مى پرداختند، داراى حجاب
کامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگیز شدیداً پرهیز مى کردند.
د) فایده ى اقتصادى حجاب
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکى، به دلیل سادگى و ایجاد
یکدستى در پوشش بانوان در بیرون منزل، مى تواند از بُعد اقتصادى نیز تأثیرى
مثبت در کاهش تقاضاهاى مدپرستى بانوان داشته باشد; البته به شرط این که
خود چادر مشکى دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستى
در چادرهاى مشکى نیز مشاهده مى گردد; به گونه اى که برخى از بانوان به جاى
استفاده از چادرهاى مشکى متین و باوقار، به چادرهاى مشکى تورى، نازک و
داراى طرح هاى جِلف و سبک که با هدف و فلسفه ى حجاب و پوشش تناسبى ندارند
روى مى آورند.
یکى از دانشجویان محجبه درباره ى رواج فرهنگ مدگرایى در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم مى آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که
به خانه ى کسى بروم، لباسى را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمى شدم فردا
بپوشم! احساس مى کردم مسخره است و سعى داشتم حتى اگر شده، لباس دیگران را
به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدى رفته باشم. این کارها
واقعاً رفاه حال و راحتى را از خانم ها سلب کرده بود.[6]
پس مى توان گفت که چادر امنیت و آرامش زن را تأمین مى کند. زنانى که با
خودآرایى وارد جامعه مى شوند، همواره نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند
و ناآرام و مضطرب اند. در صورتى که زن مى تواند با رعایت حجاب کامل و
پوشیدن چادر از دغدغه ى شرکت در یک رقابت و مدپرستى نجات یابد.
هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام
حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و
جنایتکاران دنیا که همیشه سعى داشته اند با ترویج بى بندوبارى و بدحجابى،
ارزش هاى اسلامى را پایمال و بر ملت هاى ستمدیده سلطه پیدا کنند. مستر
همفر، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که
نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گوید:
زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست;
بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید. پس از آن
که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که
دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد; و براى پیش برد این
نقشه، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان
مسلمان از آنان یاد بگیرند.[7]
اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هیچ گاه یک جاسوس این اندازه
براى زوال آن به فریبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ویژه چادر،
اهمیت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به
عنوان یک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل دیگر مى پذیرفتند. اگر چادر از
جایگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن
نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بین بردن چادر بسیج کند. آرى چادر
خیمه ى عفاف پیروان فاطمه(علیها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى
بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاریخ طنین انداز است.
علاوه بر فواید یاد شده، فواید و آثار دیگرى نیز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد; از جمله:
حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حیا و متانت و نیز کاهش مفاسد
اجتماعى; هدایت، کنترل و بهره مندى صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانى;
تأمین و تضمین سلامت و پاکىِ افراد جامعه.[8]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. براى آگاهى از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و
ره آوردهاى سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکاى متمدن، آمریکاى متوحش.
[2]. احمد صبورى اردوبارى، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، ص 302.
[3]. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069.
[4]. براى آگاهى از گستره ى کشانده شدن لذت هاى جنسى به محیط هاى کارى و
اجتماع، و اعترافات صریح بعضى از زنان کشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى
جنسى نسبت به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبورى اردوبارى، بهایِ یک نگاه;
محمدتقى فلسفى، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم
عفاف.
[5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ى حجاب، استاد مطهرى، ص 84 - 94 (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.
[6]. ر.ک: احمد اردوبارى، همان، ج 3، ص 222.
[7]. مؤسسه ى فرهنگى قدر ولایت، حکایت کشف حجاب، ص 14.
[8]. براى آگاهى بیشتر درباره ى آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه
مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى; هم
چنین درباره ى ضررهاى بدحجابى ر.ک: اسدالله محمدى نیا، آنچه باید یک زن
بداند، بخش هاى 3، 4 و 5.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سوال : آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟
جواب : کلمه ى چادر واژه اى است پهلوى که به دو صورت «چادُر و چادَر»[1] به
کار رفته و مترادف آن در زبان عربى، «جلباب»[2] و در زبان انگلیسى« [3]
WRAPPER»است.
چادر باوقارترین و بارزترین نمود عینى پوشش زن مسلمان است که سراسر بدن او
را مى پوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن هم دارد. خداوند متعال خطاب به
پیامبرش فرموده است:
(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ
الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى
أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)[4];
اى پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با چادر
خود بپوشانند، که این کار براى آنها بهتر است، تا به عفت و حریت شناخته
شوند و از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند; و خدا در حق خلق آمرزنده و
مهربان است.
«جلابیب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب هاى لغت معتبر، مثل لسان العرب،
صحاح اللغة و معجم الوسیط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششى گسترده
است که زن خود را در آن مى پیچد.[5] علامه طباطبایى در کتاب المیزان در ذیل
همین آیه ى شریفه، جلباب را لباسى مى داند که زن با آن تمام بدن خود را مى
پوشاند.[6] قبل از بررسى معنا و مفهوم جلباب، باید دید چادر رایج در بین
زنان مسلمان و ایرانى چه نوع پوششى است و عناصر و مؤلفه هاى اصلى تشکیل
دهنده ى آن چیست؟ با اندک تأملى مى توان گفت: چادر داراى دو مؤلفه ى اصلى
ذیل است:
1. اندازه ى چادر: پوششى وسیع است که از بالاى سر تا پایین پاى زن را مى پوشاند.
2. کارکرد چادر: پوششى جلوباز که از بالاى سر، روى لباس هاى دیگر پوشیده مى شود و به نحو خاصى کنترل و جمع و جور مى گردد.
حال باید بررسى نمود آیا جلباب قرآنى که در بعضى تفاسیر از آن به ملحفه
تعبیر شده است،[7] دو عنصر مذکور را دارد یا نه؟ اگر دو عنصر یاد شده را
بتوان براى جلباب اثبات نمود، مى توان ادعا کرد که جلباب قرآنى همانند
چادرهاى رایج فعلى است و گرنه نمى توان چنین ادعایى کرد; از این رو، به
بررسى دو مؤلفه ى اندازه و کارکرد جلباب مى پردازیم:
الف) اندازه ى جلباب: تقریباً همه ى کتاب هاى لغت در این که جلباب پوششى
وسیع است اتفاق نظر دارند، ولى دیدگاه هاى کتاب هاى لغت و تفسیر درباره ى
اندازه ى دقیق جلباب متفاوت است. از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد
اندازه ى جلباب، به سه دیدگاه مى توان اشاره کرد:
دیدگاه اول: از کتاب هاى لغوى و تفسیرى استفاده مى گردد که جلباب پوششى
فراگیر بوده که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است.[8]
دیدگاه دوم: جلباب پوششى بزرگ تر از خمار (مقنعه) بوده که کم تر از مقدار
ردا، یعنى تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است. این دیدگاه از بعضى از
کتاب هاى لغت، مثل مصباح المنیر فیومى استفاده مى شود.
دیدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است; پوششى که فقط سر و سینه ها را مى
پوشاند. این دیدگاه از مفردات راغب اصفهانى به دست مى آید.
شواهد مختلفى وجود دارد که صحت دیدگاه اول و مخدوش بودن دیدگاه دوم و سوم را ثابت مى کند که بعضى از آنها عبارت اند از:
شاهد اول: درباره ى پوشش حضرت فاطمه ى زهرا(علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک این گونه نقل شده است:
لاثت خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها.[9]
یعنى فاطمه ى زهرا(علیها السلام) خمار و مقنعه ى خویش را بر سر و جلباب،
یعنى پوششى که شامل و دربر گیرنده ى تمام آن وجود مبارک بود، بر تن کردند.
از نحوه ى پوشش حضرت در قضیه ى مذکور دو نکته استفاده مى شود:
نکته ى اول: پوشش حضرت در بیرون منزل، همان دو پوشش قرآنى مستقل از یکدیگر
به نام «خمار» و «جلباب» بوده است; بر این اساس، نظر طرف داران دیدگاه سوم،
مثل راغب اصفهانى در مفردات که جلباب را به خمار معنا کرده است، مخدوش مى
گردد.
نکته ى دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشنى استفاده مى شود که
جلباب، پوششى سرتاسرى بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم ها را فرا
مى گرفته است; بنابراین، نظر طرف داران دیدگاه دوم; که قایل بودند جلباب
تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است، مخدوش مى گردد.
شاهد دوم: از کتاب هاى لغوى، مثل مصباح المنیر فیومى که گفته اند: «الجلباب
ثوب اوسع من الخمار; جلباب پوششى گسترده تر از خمار است»، تباین و مستقل
بودن خمار و جلباب به خوبى استفاده مى شود.
شاهد سوم: احادیثى هم چون حدیث نبوى «و لغیر ذى محرم اربعة اثواب: درع و
خمار و جلباب و ازار»[10] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام
برده است نیز، شاهد بطلان دیدگاه سوم است.
شاهد چهارم: زمخشرى و آلوسى از ابن عباس، صحابى پیامبر اکرم(صلى الله علیه
وآله) و شاگرد امام على(علیه السلام) نقل کرده اند که جلباب پوششى بوده که
از بالا تا پایین بدن را مى پوشانده است;[11] که با این شاهد بطلان دیدگاه
دوم اثبات مى شود.
حاصل این که جلباب قرآنى از نظر اندازه همانند چادرهاى زمان حاضر از بالاى
سر تا پایین پا را مى پوشانده است. اگر چه ممکن است که از نظر شکلى غیر از
چادر فعلى بوده است.
ب) کارکرد جلباب: براى فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششى آن، لازم است
معناى «ادناء» در آیه ى (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ)
معلوم شود. آلوسى از ابن عباس و قتاده و زمخشرى از ابن سیرین نقل کرده اند
که مراد از «یدنین» قرار دادن جلباب در بالاى ابرو و گردن و جمع و جور کردن
و قرار دادن گوشه هاى جمع شده ى آن در بالاى بینى است،[12] که معمولا
بانوان متدین و حساس نسبت به رعایت حجاب در مواجهه با نامحرم چنین مى کنند.
از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سیرین معلوم مى شود که جلباب همانند
چادرهاى فعلى، پوششى جلوباز بوده است که واژه ى «یدنین» در آیه ى شریفه نیز
مؤید این مدعاست; بنابراین، از نظر کارکرد و کیفیت پوشش نیز جلباب قرآنى،
شبیه چادرهاى امروزى بوده است.
به رغم این که بحث بر سر الفاظ و نام گذارى نیست و مهم این است که حقیقت و
مصداقى از پوشش، شبیه چادرهاى فعلى، در صدر اسلام موجود بوده است، خوش
بختانه در کتاب هاى واژه هاى قرآنى و کتاب هایى که درباره ى جلباب بحث
نموده اند، جلباب به چادر معنا شده است و این مؤید بسیار خوبى است بر این
که آنها نیز به دلیل اشتراک مؤلفه ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از
جلباب قرآنى معناى چادر را فهمیده اند.[13]
حاصل این که، با توجه به مشابهت بسیار نزدیک جلباب قرآنى با چادر، از نظر
اندازه و کارکرد، مى توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثیقى با دین اسلام و
قرآن دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. لغت نامه ى دهخدا و فرهنگ معین.
[2]. خلیل احمد فراهیدى، کتاب العین، ج 1، ص 302.
[3]. دکتر آریان پور، فرهنگ انگلیسى به فارسى.
[4]. سوره ى احزاب، آیه ى 59.
[5]. الملحفة: بالکسر، هى الملائة التى تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب یتغطى به: ر.ک: فیومى، المصباح المنیر، ریشه ى لحف.
[6]. محمدحسین طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 346.
[7]. به طور مثال ر.ک: شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361;
میرزا محمد مشهدى، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج 4، ص
203، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب، (آیه ى جلابیب).
[8]. به طور نمونه، ر.ک: شیخ طوسى، همان; بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل و
اسرار التأویل; علامه طباطبایى، تفسیر المیزان و شیخ محمدجواد مغنیه، تفسیر
الکاشف، ذیل آیه ى جلابیب; هم چنین از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کریم این
دیدگاه استفاده مى شود که در ضمن بررسى اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب
الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب (آیه ى
جلابیب) آمده است: «جلابیب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التى تشتمل بها
المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما یستر الکل مثل اللحفة»; هم چنین این
دیدگاه از کلام ابن عربى در کتاب احکام القرآن در ذیل آیه ى جلباب نیز
استفاده مى شود. علاوه بر کتب تفاسیر، از بعضى کتاب هایى که به طور مفصل
درباره ى احکام زنان بحث کرده اند دیدگاه اوّل صریحاً استفاده مى شود; مثلا
در کتاب المفصل فى احکام المرأة والبیت المسلم فى الشریعة الاسلامیة، ج 3،
ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثیابها و
تغطى بها جمیع بدنها من رأسها الى قدمها و الجلباب بهذا التعریف شبیه
العَباءة».
[9]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
[10]. طبرسى، مجمع البیان، ج7، ص155.
[11]. عن ابن عباس: الرداء الذى یستر من فوق الى اسفل. زمخشرى، تفسیر کشاف،
و آلوسى، تفسیر روح المعانى، ذیل آیه ى جلباب (آیه ى 59 سوره ى احزاب).
[12]. عن ابن سیرین سألت عبیدة السلمانى عن ذلک (یدنین)، فقال: ان تضع
رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتى تضعه على انفها. شبیه تعبیر مذکور عبارت
هاى مختلفى در تفسیر آلوسى، ذیل آیه ى جلباب نقل شده است که نحوه ى کارکرد
جلباب را بیان مى کند; مثلا از ابن عباس و قتاده این گونه نقل شده است.
«تلوى الجلباب فوق الجبینین و تشده ثم تعطفه على الانف و ان ظهرت عینها لکن
تستر الصدر و معظم الوجه».
[13]. ر.ک: لسان التنزیل، تألیف قرن 4 و 5، ص 103، به اهتمام مهدى محقق;
تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 8، ص 191، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب; میرزا
ابوالحسن شعرانى، نثر طوبى، واژه ى جلباب; عبدالرحیم صفى پور، منتهى الارب
فى لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه ى جلب; ر. پ. آ: دزى، فرهنگ البسه ى
مسلمانان، ص 117 و فیاض زنجانى، «رساله ى حجابیه»، مجله ى کیهان اندیشه، ش
60، خرداد و تیرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه ى کهن تفسیر مفردات قرآن،
ص190، قسمت مفردات، سوره ى احزاب.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اگر عفاف و غیرتمندی یک جامعه مورد
تهدید و تجاوز قرار گیرد و این دژ مستحکم شکسته شود، به منزله این است که
یک جامعه در مسیر سیلابهای پرخطر، سدّی نداشته باشد. اگر جامعهای از
تمهیدات لازم برای سیلابها تهی شود، با کوچکترین باران یا آب گرفتگی تمام
موجودی خود را از دست میدهد.
مسأله
عفاف از حسّاسیّت و اهمیّت بسیار زیادی برخوردار است. به همین جهت هرگاه
استعمارگران میخواستند حیثیت دینی و خانوادگی یک جامعه را به تاراج ببرند،
نوک تیز حمله خود را متوجه عفاف و غیرتمندی میکردند.
جامعهای که
حریم عفاف و غیرتش شکسته شود، ارزشها و داراییهای جامعه به تاراج میرود.
مهمترین عامل در تقویت بنیان خانواده حفظ حریم عفاف است.
راغب اصفهانی در لغت نامه «مفردات» میگوید: «عفّت حالتی در نفس است كه انسان را از غلبه شهوت باز میدارد.»[1]
از
روایات نیز همین معنا استفاده میشود، لذا این واژه یك معنای عام دارد،
ولی بیشتر در مورد خویشتنداری در دو مسأله استعمال شده است؛ 1- خویشتن
داری و قناعت در امور مالی 2- كنترل غریزه جنسی، كه اوّلی موجب حفظ عزّت و
آبرو شده و دوّمی موجب حیا، شرم و غیرت در مقابل پردهدری و انحرافات جنسی
میگردد.
البته از این دو در اصطلاح روایات به عفّت بطن و فرج تعبیر
شده است؛ مثلاً پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «از امّتم در مورد
شكمپرستی و شهوتپرستی جنسی، بیمناک هستم.»[2]
در این نوشتار
برآنیم که به مسأله عفت و غیرت در جوامع غربی و همچنین مخاطرات پیش روی
دختران عفیف و با حجاب، به صورت تحلیلی و مستند بپردازیم.
عفت و غیرت در جوامع غربی
در
تحلیل وضعیت جوامع غربی در مسأله غیرت و عفاف، توجه به زمینهها و اهداف
بسیار مهم است. باید زمینه حرکت غرب به سوی بیعفتی و دامن زدن به شهوات را
بررسی کرد.
دامن زدن به شهوات گاهی تحت عنوان آزادی خود را نشان
میدهد. آزادی فردی به این معنا است که هر کس هر کاری دلش میخواهد انجام
دهد. شهوترانی در لذت طلبی فردی ریشه دارد.
اگر ما هدف جامعه را
رسیدن به لذت فردی و جمعی قرار دادیم، جامعه یک جهتگیری خاصی پیدا میکند؛
یعنی هر کسی در صدد این است که بیشترین لذت را از هر راهی که میتواند به
دست آورد.
به
طور طبیعی در چنین جامعهای با چنین هدفی، برداشته شدن محدودیتهای جنسی،
خوب و مطلوب تلقی میشود تا افراد بتوانند راحت، ساده و ارزان یا با هزینه
کم به لذتهایی که میخواهند برسند. لازمه چنین نگرشی، بیبند و باری و
تزلزل کانون خانواده است.
در چنین جامعهای، انگیزه ازدواج تضعیف و
موجودیت خانواده تهدید میشود؛ چون فردی که زیاده طلب و تنوع طلب است، در
رفع نیازهای جنسیاش مایل نیست که فقط به یک نفر در روابط جنسی اکتفا کند.
در
غرب بسیاری از ازدواجها بیش از پنج سال بیشتر دوام نمیآورد. خیلیها
وقتی میشنوند در ایران و سایر کشورهای اسلامی خانوادههایی هستند که 30-40
سال است که با هم با موفقیت زندگی میکنند، تعجب میکنند. این عبارت زیاد
شنیده میشود که میگویند؛ مگر شما از هم خسته نمیشوید؟[3]
همین
غربیها که مدام از آزادی حرف میزنند، در برابر کسی که فکر اسلامی دارد و
میخواهد حجاب و عفت خود را داشته باشد، واکنش منفی نشان میدهند و او را
در زندگی فردی دچار مشکل میکنند.
«در عراق، سربازان آمریکایی جلو
ماشینی که حامل خواهران مربی تربیتی بود، گرفتند و آنها را مجبور کردند
حجابشان را بردارند و به آنها گفتند: اگر حجابتان را برندارید، شما را به
زندان ابوغُرَیب میفرستیم!»[4]
این سربازها ناشیانه عمل کردند؛ چرا
که رسانه های جمعی آنان بی سروصدا این کار را میکنند و از شیوههای روانی
و جامعهشناختی استفاده میکنند که طرز فکر اسلامی را بکوبند.
مخاطرات دختران عفیف و با حجاب
در
کلمات حکما آمده است؛ «کسی که عفت نداشته باشد، دین ندارد.»[5] و در
مضامین روایی نیز ارتباط بسیار زیبایی میان خردورزی و عفاف وجود دارد و
روایاتی با این مضمون که اگر کسی عفاف نداشته باشد، خردورزی ندارد، آمده
است.
اگر دشمن بخواهد حیثیت
دینی جامعه ما را خراب کند، باید عفاف را از بین ببرد. اگر میخواهد
خردورزی جامعه ما را دچار آسیب کند، باید عفاف را از بین ببرد. گاهی بعضی
از دانشجویان مطرح میکنند که اگر ما عفاف و حجاب داشته باشیم، جامعه
دانشگاهی ما را مورد توجه قرار نمیدهد!
هَنفل که
از مشاوران و جاسوسان کاخ سفید است میگوید: «اگر ما بتوانیم زنان ایران را
گول بزنیم و حجاب و عفاف را از آنان بگیریم، به تمام نقشههای خود
رسیدهایم! او در یکی از گزارشات خود میگوید: ما موفق شدیم که چادر مشکی
زن ایرانی را به چادر توری و گلدار تبدیل کنیم و چادر توری و گلدار زنان
مسلمان را به مانتو تبدیل کنیم و مانتوهای بلند را به مانتوهای رنگین، خیلی
کوتاه و تنگ تبدیل کنیم و اکنون از حجاب یک زن مسلمان در ایران فقط یک
روسری مانده است که جلو موها و پشت آن کاملا مشخص است و آنها از این که با
مردان نامحرم ارتباط داشته باشند شرمنده نیستند؛ بلکه برعکس از این
شرمندهاند که در محیطی نتوانند با مردان نامحرم ارتباط مستقیم و روابط
آزادتری داشته باشند! اگر ما موفق شویم این روسری را هم از خانمهای ایرانی
بگیریم، دیگر چیزی از اسلام و انقلاب در ایران نخواهد ماند!»[6]
این ذهنیت را
در ذهن دختران دانشجوی ما نهادینه کردهاند که اگر عفاف و حجاب داشته
باشند، در جامعه مطرح نمیشوند؛ چرا؟ چون آنها باید زیبا باشند و با چادر و
حجاب نمیتوان زیبا بود! زیباییهای طبیعی باید به زیباییهای مصنوعی
تبدیل شود. جدایی از وحی و دستورات الهی و توجه به دیدگاه فمینیستی بیعفتی
به بار میآورد.
خانم شیلت کتابی به نام «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» دارد. در
آن کتاب وضعیت آمریکا را و این که چگونه «فمینیسم» باعث شد زنان آمریکایی
را مورد تهاجم قرار دهند و آنها قربانی بیعفتی شوند، بررسی میکند و
میگوید: «در جامعه ما همه چیز برای یک زن، آزاد است؛ امّا ما هیچگاه به
اندازه الان احساس بدبختی نکردهایم!»[7]
نتیجه
این
مسأله که عفاف باید درونی باشد، نقشه مزوّرانه دشمن برای گرفتن عفت از ما
است. وقتی حالت درونی ما نمود بیرونی نداشته باشد، این در واقع گرفتن عفاف
به شکل مرموزانه و مزورّانه است.
یک خانم نمیتواند بگوید: من عفاف دارم؛ اما در برخورد و ارتباط با نامحرم هیچ گونه حریمی را رعایت نکند.
برخی
از خانوادههای ما تحت برخی از نگاه های روشنفکرانه، فکر میکنند نشانه
روشنفکری این است که حریمهای خصوصی بازتر و آزادتر شود. امّا بهترین
راهکار این است که ما خانواده ها را نسبت به حریم عفاف حسّاس کنیم.
خانم شیلت میگوید: «مصیبت
دختران آمریکا از آن زمانی آغاز شد که پدران و مادران آنها، دختران را
رها کردند و فکر کردند که باید آنها را آزاد بگذارند. در جامعهای که
بیعفتی باشد، اولین قربانی آن جامعه زنان هستند.»[8]
پی نوشت ها:
1. مفردات راغب
2.اصولكافی، ج2، ص79
3.خانواده پویا، ج10، ص61
4.خانواده پویا،ج10،ص62
5. معدن الجواهر، ص68
6.خانواده پویا،ج10،ص64
7. خانواده پویا، ج10، ص64
8. خانواده پویا،ج10، ص68
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجب و حجاب هر دو مصدر و به معناي پنهان كردن است، و حجاب به معناي پرده نيز هست. (قرشي، 2/180)
در لسان العرب چنين آمده است:
«الحجاب: الستر و امراه المحجوبه: قد سترت بستر» (ابن منظور، 4/257)
«حجاب يعني پوشش و زن محجوب يعني زني كه با پوششي پوشيده شده باشد.»
واژه حجاب پنج بار در قرآن كريم ذكر شده است و تنها در يك مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.
«وَإِذَا
سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ
أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ...» (احزاب/53)
«هنگامي كه چيزي
از وسايل زندگي را (به عنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مي خواهيد از
پشت پرده بخواهيد، اين كار براي پاكي دلهاي شما و آنان بهتر است.»
در
اين آيه شريفه ضمير «هنّ» به همسران رسول خدا برمي گردد، و درخواست متاع از
ايشان كنايه است و معنايش اين است كه با همسران پيامبر از پس پرده صحبت
كنيد، به دليل اينكه دلهايتان دچار وسوسه نشود. (طباطبائي، 16/506)
خطاب آيه متوجه مردان است كه با زنان اختلاط نيابند و در صحبت كردن با زنان حريمي نگه دارند تا موجبات تحريك فراهم نيآيد.
مي
توان گفت پشت پرده قرار گرفتن كه دستاويزي براي مخالفان حجاب شده است و آن
را عدم آزادي زن مي دانند، يك امر ترجيحي است و قرآن كريم هر چيزي كه به
عفاف نزديكتر باشد را مورد توجه قرار داده است اين بدان معناست كه تا زماني
كه ضرورت ايجاب نكند، پرده نشين بودن بهتر و مطلوب تر است و اين هيچ
منافاتي با آزادي و حضور زن در اجتماع ندارد.
سيره حضرت زهرا (سلام الله
علیها) نيز مؤيد همين معنا مي باشد. ايشان هنگامي كه ضرورت ايجاب كرد براي
دفاع از حق به سوي مسجد شتافت و در حضور جمع زيادي از مهاجرين و انصار
خطابه اي ايراد كرده و غاصبان حكومت را زير سؤال برد.
مفهوم خمار و جلباب
دو واژه «خمار» و «جلباب» نقش كليدي در فهم حدود حجاب اسلامي دارند، و از اين دو با عناوين «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما ياد مي شود.
ضرورت
پوشيدن خمار از آيه شريفه سوره نور استفاده مي شود كه مي فرمايد:
«وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ...» (نور/31) «روسري هاي
خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشيده شود»
راغب ذيل واژه خمار مي نويسد:
«اصل
الخمر ستر الشيء و يقال لما يستر به خمار و لكن الخمار صار في التعارف
اسما لما تغطي الامرائه رأسها»؛ «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و
در اصطلاح پارچه اي كه زن سرش را با آن مي پوشاند اطلاق مي شود.» (راغب
اصفهاني، 210)
در لسان العرب مي خوانيم:
«و الخمار للمرأه، و هو النصيف و قيل: الخمار ما تغطي به المرأه رأسها» (ابن منظور، 4/257)
«خمار براي زن است و آن دستاري است كه زن سرش را با آن مي پوشاند.»
بنابراين
مي توان گفت كه «خمار» به معناي چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار
مي گويند كه سر را مي پوشاند، امّا نكته اي كه قابل توجه است اين است كه
كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين
معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي شود .
صاحب «التحقيق» در تعريف «جيوب» آورده است:
«ماينفتح علي النحر، والجمع اجياب و جيوب و جابه يجوبه» (مصطفوي، 2/157)
«يعني قسمتي از پيراهن كه براي داخل شدن سر به آن باز مي باشد، پس جيب به معناي گريبان است.»
در
اين آيه شريفه خداي متعال طرز پوشيدن خمار را به زنان آموزش مي دهد و به
زنان مؤمن دستور مي دهد كه از پوششي استفاده كنند كه علاوه بر سر، گريبان
آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسري استفاده مي كردند و
غالبا پشت گوش مي انداختند و چون يقه لباس آنها باز بود، پوشش كافي نداشتند
و گردن و گريبان آنها در معرض ديد بود تا وقتي كه اين آيه نازل شد و امر
به پوشاندن اين اعضا داد. (زمخشري، 3/235)
آيه اي ديگر چگونگي پوشيدن چادر را به زنان آموزش مي دهد و مي فرمايد:
«يَا
أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ
الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى
أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»
(احزاب/59)
«اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاي
خود را بر خويش نزديك كنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار و
اذيت قرار نگيرند بهتر است، (اگر خطا و كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند)
خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.»
كلمه «يدنين» از ريشه «دنو» به
معناي نزديك است. (راغب اصفهاني، 172) «جلباب» جامه اي است سرتاسري كه
تمامي بدن را مي پوشاند . (طباطبائي، 16/364)
ابن منظور ذيل «جلباب» چنين مي آورد:
«ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء، تغطي به المرأه رأسها و صدرها» (ابن منظور، 1/272)
«لباسي بزرگتر از خمار (روسري) كه غير از رداء است و زن سر و سينهاش را با آن ميپوشاند.»
در قاموس المحيط آمده است:
«جلباب
كسرداب و ثوب واسع للمرأة دون الملحفه او ما تغطي به ثيابها من فوق
كالملحفه او هو خمار» (فيروز آبادي، 1/49) «جلباب به غير از ملحفه بلكه مثل
آن است و مانند «خمار» روي لباسهاي ديگر پوشيده ميشود.
عده اي گويند
منظور از «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ» يعني اينكه جلبابها
را بر روي خويش بيافكنند و صورت خويش را بپوشانند، در صورتيكه روايات وارده
از ائمه اطهار عليهم السلام بر عدم ضرورت پوشش وجه و كفّين دلالت دارد،
وليكن هرگاه زن احساس كند كه مورد نگاه شهواني مردان قرار دارد واجب است كه
وجه و كفين را نيز بپوشاند.
جلباب در ملل و نحل مختلف مصاديق گوناگوني
پيدا مي كند، امّا آن چيز كه در همه مشترك است، پوشش اندام و برجستگي هاي
بدن است و بيانگر يك نوع پوشش سرتاسري است كه در ايران به آن چادر گفته مي
شود و به عنوان حجاب برتر ياد مي شود.
رابطه عفاف و حجاب
«عفاف»
حالتي دروني و نفساني است كه غرايز را تعديل و تحت كنترل خود در مي آورد،
مي توان گفت «حجاب» نيز به عنوان يكي از مهمترين ابعاد عفّت به كنترل
درآوردن و تعديل غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان مي باشد.
در حقيقت
عفاف را زباني بايد و آن حجاب است كه نماد تفكّر و انديشه ديني مي باشد.
خداي تعالي در فرهنگ باشكوه عفاف از زن مي خواهد به عنوان يك انسان ، ارزش
وجودي خويش را بشناسد و خود را ملعبه دست نامحرمان نسازد و از سوي ديگر
همگان را به چشم پوشي از نامحرم دستور مي دهد، بلكه همه دست به دست هم
نهاده عفاف اجتماعي را رقم زنند.
اگر بگوييم مهمترين و پردامنهترين
بحث عفاف حجاب است، سخني به گزاف نگفتهايم؛ زيرا حجاب نقش بسزايي در كم
نمودن تحريكات جنسي در جامعه به عهده دارد.
از آنجا كه زن از ظرافتها و
زيبايي هاي دروني خاصي برخوردار مي باشد، همواره مطلوب و مورد توجه مرد
بوده است و از سوي ديگر غريزه خودنمايي و جلوه گري در زنان، كشش خاصي بين
اين دو برقرار مي نمايد.
با توجه به اين مسائل، اسلام براي تعديل اين
كشش و روابط بين زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصيه مي كند، تا فضاي
جامعه پاك و پيراسته از هر گونه عامل تحريك زا باشد.
جواز كشف حجاب در
مقابل نامحرم، اين غريزه را جهت مي دهد كه خودآرايي زن مختص به شوهر باشد و
منع آن در برابر نامحرم، اين غريزه را كنترل مي سازد و از مرز شكني
جلوگيري مي كند.
حضرت علي (علیه السّلام) پوشش را مهمترين عامل تعديل حس زيبايي دوستي و خودنمايي دانسته و مي فرمايند:
«زكات الجمال العفاف» (آمدي، 4/105) «زكات زيبايي عفاف است.»
البته
تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمي توان ادّعاي عفاف كرد، زيرا ممكن است
اين نيز حجابي باشد براي بي عفتي، به عبارت ديگر بيش از آنكه تن زن مرد را
به سوي خود دعوت كند، كردار و گفتار وي تحريك كننده است، و حركات او را،
نگاه هاي او را، و... حجابي ديگر بايد كه عفاف مستلزم آن است .
اگر چه حجاب شرط لازم براي رسيدن به عفاف است اما كافي نمي باشد و بايستي با ابعاد ديگر عفاف همگام شود.
بنابراين
زن موظف است كه غرايزش را تحت كنترل در آورد و سپس تن خويش را در حجاب
كامل بگيرد، زيرا اين نفسانيت زن است كه مرد را به سوي خويش مي كشد و حجاب
تن هيچ مانعي براي چنين كششي نخواهد بود و اين تسلط بر نفسانيت در حد
اعتدال همان عفاف است.
در هم تنيدگي اين دو آنقدر زياد است كه بدون
يكديگر معناي خود را از دست مي دهند، در حقيقت مي توان گفت، حجاب بدون عفت
صدفي است بدون مرواريد.
زن در قبال رعايت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود،
عفت جامعه را نيز تضمين مينمايد، همان گونه كه خداي متعال پس از امر به
درست پوشيدن چادر مي فرمايند:
«ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ»
«اين كار براي اينكه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند، بهتر است.»
بنابراين
رعايت حجاب بهترين راه اعلام عفت است و ثمره آن امنيت جنسي مي باشد، همان
امنيتي كه امروزه حلقه مفقودهاي در جوامع غربي است.
مآخذ
1. ابن منظوم، محمد بن مكرم؛ لسان العرب، الطبعة الاولي، دار صادر بيروت،1997م.
2. فيروز آبادي، محمد بن يعقوب؛ قاموس المحيط، الطبعة الاولي، دار الجيل بيروت.
3. طوسي، نصير الدين؛ اخلاق ناصري، انتشارات خورشيد، تهران.
4. مكارم شيرازي، ناصر؛ اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم،1381ش.
5. نراقي،احمد؛ معراج السعادة، چاپ اول، قم،1371ش.
6. طباطبايي، محمد حسين؛ الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني، قم،1366ش .
7. هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ تفسير راهنما، قم،1374ش.
8. محمدي ري شهري، محمد؛ ميزان الحكمة، ترجمه حميد رضا شيخي، چاپ اول، دار الحديث.
9. طبرسي، فضل بن الحسن؛ جوامع الجامع، ترجمه احمد اميري، مشهد، 1374ش.
11. -------------------؛ مجمع البيان، ترجمه علي كرمي، تهران، 1380ش.
12. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چاپ بيست و پنج، تهران، 1376ش.
13. آمدي، عبد الواحد، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمه محمد خوانساري، تهران، 1366ش.
14. حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق شيخ محمد شيرازي، الطبعة الاولي، مؤسسه آل بيت، قم، 1412هـ.
15. قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1354ش.
16. راغب اصفهاني، ابوالقاسم، معجم مفردات الفاظ قرآن، الدار الشامية، بيروت، 1412هـ.
17. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، الطبعة الاولي، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامي، 1368ش.
18. زمخشري، محمود بن عمر، الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التأويل، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1427هـ.
بر گرفته از : فصلنامه پژوهش های قرآنی، 1386، شماره 51
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب حق الهی
شبه های که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند
حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او
ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.
راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که
زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من
از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من
راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب
زن، حقی الهی است، لذا میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی
مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها
پرونده را مختومه اعلام میکنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه
اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش میباشد، همه
اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به
عنوان حقاللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که
معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه
را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشوند
که در غرب ظهور کرده است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت
دادم، از این که قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد
الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حقاللَّه است و
به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً
خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حقاللَّه از نظر قرآن
مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود
اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه
جامعه به صورتی درمیآید که شما در ایران میبینید، جهان در برابر ایران
خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه، صبر
نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این
که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بیرحمانه بیگناهان و
غیر نظامیها را مشروع نمودند.
جامعهای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این
است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند،
چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و
رقّت میدهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.
فلسفه حجاب در قرآن
بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج
کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشهها قرآنگونه باشد، یعنی
همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در
نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که:
«أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال»[۱]
نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب
عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از
دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی
جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت
بیبهرهاند.
حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ
معاذاللَّه ـ حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله
لزوم حجاب را بازگو میکند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان
میفرماید:
«ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین»[۲]
یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
منبع: زن در آینه جلال و جمال؛ اثر گرانسنگ حضرت آیت الله جوادی آملی
[۱] بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۳۸
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
من یه دختر چادری هستم ولی نه اینکه چادر رو با اختیار خودم قبول کنم و با تمام وجود بپذیرم ....
من مجبور شدم چادر رو انتخاب کنم ...
چرا
؟؟؟ چون تو شهرستانی زندگی میکنم که هیچ زن مانتویی و بدون چادری در اون
وجود نداره ، چون چادر عقیده پدر و مادرمه ، چون عُرف نمی پذیره ...
ولی من از چادرم متنفرم آره متنفرم چون نمی گذاره من بچگی کنم چون منو محدود میکنههههه ....
متاسفانه سواي از كساني كه با حجاب هستند و شايد دوست هم مي
دارند ولي منطق و استدلال قدرتمندي براي آن ندارند، گروهي چون شما نيز
هستند كه با حجابند ولي بي حجابي را دوست دارند و به خاطر عرف محل زندگي
خودشان و يا علت هايي مانند خانواده اي مذهبي، مرداني غيرتي (برادر، پدر و
شوهر)، و يا عوامل جزئي ديگر، خود را مجبور به حفظ حجاب مي بينند، و در
حالي پا به جامعه مي گذارند كه، با ديده حسرت به زنان بي حجاب نگاه مي
كنند، و در دل سوداي رسيدن به آن موقعيت را دارند.
اما خواهر گرامي، متاسفانه اين موضوع كه به آن "بي حجابي پنهان"
اطلاق مي كنم، با دانستن فوايد حجاب نيز ممكن است از بين نرود، و يك زن و
يا دختر سواي اطلاعات جامعي كه ممكن است در باره حجاب داشته باشد، به حجاب
علاقمند نمي شود.
بياييد كمي در مورد اين مسئله متفاوت بينديشيم و از زاويه هاي ديگري آن را رصد كنيم:
- حس
كنيد شما يك دختر بي حجاب هستيد، و سر مست از اينكه مثلاً همين الان كه در
خيابان در حال قدم زدن هستيد، چندين جفت چشم شما را ميپايد. سوال:
1. آيا اين ديدن ها و تماشا كردن ها به همين جا ختم مي شود؟ و فقط در حد چشم كشيدني است و بس؟
2. آيا
اين چشم چراني كه شما به عنوان يك بي حجاب هدفش بوده ايد، باعث هيچ فعل و
انفعالاتي در درون يك پسر جوان و يا حتي يك مرد متأهل نمي شود؟
3. ممكن
نيست كسي كه شما را ديده است، به فرض اينكه دستش به چون شمايي نرسد، در
جايي ديگر و فرصتي بهتر، چون شمايي را براي رها شدن از حس عشق بازي و دوست
داشتن و تهاجم شهوت، مورد سوء نيتي قرار دهد؟(همان طور كه ممكن است شما نيز
هدف همين سوء نيت قرار گيريد، حتي اگر دليلش خودتان نباشيد)
4. (با عرض
معذرت) ممكن نيست نوجوان و جواني كه به سن بلوغ رسيده است و نمي تواند تا
سالها ازدواج كند، به خاطر ديدن چون شمايي و طغيان غريزه قدرتمند شهوتش، به
انحرافات زيادي گرفتار شود؟ (اميدورام هيچ وقت چشمتان به آمارها مانند
تجاوز، خودارضائي و لواط و زناي با محارم "مانند خواهر و برادر" و ...
نيفتد – باز هم شرمنده ام كه عنوان مي كنم)
5. ممكن نيست شما و چون
شمايي باعث جدا كردن مثلاً يك پسر نوجوان و جوان از دامن اهلبيت
(عليهماالسلام) و يا دور كننده او از درگاه خدا باشيد و از دامن بندگي خدا
به دامن شيطان بكشانيدش؟ (با تجربه اي كه دارم و مواردي كه برخورد كرده ام،
بوده است كه نوجوان يا جواني دچار انحرافات گفته شده بوده است، و توبه
كرده است، يا متوسل به ائمه اطهار(عليهما السلام) و مخصوصاً حضرت زهرا(سلام
الله عليها) شده است و بعد با رفتن در جامعه و كنترل نشدن چشمش و ديدن
دختران بزك كرده مجدداً از مذهب و اعتقادات دور شده است و به انحرافاتي كه
داشته است ادامه داده است)
6. به اين اعتقاد داريد كه از هر دست بدهيد،
از همان دست مي گيريد؟ و يا دنيا دار مكافات است؟ فكر كنيد شما با بي حجابي
و بدحجابي دل مرداني را برده ايد و آنها نسبت به خانواده خود و نسبت به
همسرشان دلسرد هستند و به اين اميد به خيابان مي آيند كه دلي صفا بدهند!!! ،
ممكن نيست روزي همسر شما نيز چشم و دل و قلبش در بند همين دختركان بزك
كرده باشد و شما را فقط به اسم همسر بشناسد؟ دوست نداريد در قلب همسرتان
باشيد؟ دوست داريد به شما خيانت بشود (البته در مقياس كوچك آن فعلاً) ؟
7. دوست
داريد در گناه اجتماعي ( يا دست به دست شيطان دادن براي به انحراف كشيدن
نسل انسان ها و عمل كردن به وعده اش كه جهنم را از بندگان خدا پر مي كنم)
شريك باشيد؟ اگر مثلا نماز نخوانيد ضررش بيشتر متوجه خود شماست و گناه فردي
حساب مي شود (البته نسبي است) ولي گناه اجتماعي به غير از گناه خودتان، به
دوش كشيدن بار گناه به انحراف كشاندن جامعه نيز هست).
8. زيبايي و جلوه
گري شما تا چه زماني خواهد بود، شايد تا يك زمان معيني هم با لوازم آرايشي
خود را زيبا نشان بدهيد، بعد چه مي شود؟ آيا حسرت بندگي نكردن براي خدايي
كه عمل به دستوراتش واجب است، دامنگيرتان نمي شود؟ زيبايي و امتحان شدن به
خاطر آن فقط در زمان معيني هست و فقط در همان زمان عمل كردن به آن ارزش
دارد، وگرنه در پيري كه چشمي به دنبال شما نيست...
9. هيچ وقت به
پيرزنان و سالمندان نگاهي كرده ايد؟ به سراي سالمندان سري بزنيد، و خوب
نگاه كنيد، كه به زودي مانند همينها مي شويد. به آنجا كه رسيديد از شما
حجاب هم نخواسته اند، تا جوان هستيد حجاب ارزش دارد.
پس محبوبه خدا
باشيد، نه محبوبه چشم هاي خيره مانده از طغيان شهوت و غريزه جنسي؛ تا در
روزي كه خواهد آمد، از مادرمان حضرت زهراي مرضيه(سلام الله عليها) شرمنده و
خجلت زده نباشيد. زيرا خدا نعمت محيطي را به شما داده است كه مجبور به بي
حجاب بودن نيستيد، و حداقل از اين لحاظ قدمي از آنها كه محيطشان فاسد است،
پيشتر هستيد، پس قدر اين نعمت و اين فرصت را بدانيد...
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سوال: آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بی اعتنایی می کنند، چیست؟
آیت الله خامنه ای(دام ظله)
اصل حجاب، ضروری دین محسوب است و بی اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
آیت الله صافی گلپایگانی(دام ظله)
اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بی اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن، فسق است.
آیت الله تبریزی(ره)
اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی اعتنایی نمایند حکم بی اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.
آیت الله سیستانی(دام ظله)
اصل
حجاب از مسلّمات شریعت است و در قرآن آمده است ولی کسانی که توجه به وضوح
آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بی اعتنایی، عملی گناه
است.
آیت الله مکارم شیرازی(دام ظله)
آری حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمی شود.
آیت الله بهجت(ره)
بی اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
انسانهای پاک حجاب دخترانشان را دوست دارند، و بر پوشش آنها حریص
هستند، و دوست دارند تا آنها را با تقوا و صالحه به جامعه تحویل دهند،
ولیکن چگونه….؟
در اینجا ده گام اساسی برای با حجاب کردن دخترت به تو پیشنهاد می شود که
در هیچ یک از این اسلوبها، چیزی به نام توبیخ، کتک زدن، داد و بی داد کردن
و امثال اینها نمی یابید، بلکه گامهای حکیمانه ی است که پدر و مادر و یا
دیگر اعضای خانواده برای با حجاب کردن دخترانشان به کار می گیرند.
۱- از همان روز کودکی دخترت را به حجاب تشویق کن، و منتظر نباش تا به سن
تکلیف برسد، سپس او را بدان امر کنی، چه بسا وقتی به سن تکلیف رسید نتوانی
او را قانع سازی، و هوای نفس بر وی غلبه کند، پس بهتر آن است از کودکی به
تدریج شروع کنیم.
2- خوبی های حجاب را برایش ذکر کن، از عجایب و حسنیات آن صحبت کن، و بگو
که حجاب وقار و سنگینی است، حجاب مظهر تربیت صحیح و حسن نیت پاک است.
3- او را با خبر ساز که همانا حجاب امری واجب از جانب خداوند است، و او
را آگاه ساز که این عمل را فقط برای رضای خداوند انجام می دهی نه مردم؛ و
اینکه خداوند در همه حال او را می بیند. و خداوند از زن محجبه خشنود می
شود، ایات حجاب را برایش تلاوت کن، و او را تشویق کن تا آن را حفظ نماید و
معانی آن را فرا گیرد.
4- نمونه ی از زنان محجبه و صالحه برای آنها ذکر کن، بهتر است از امهات
المؤمنین شروع شود، سپس از زنان صالحه دیگری که نمونۀ بارز عصر خویش بودند،
سعی شود نمونه ی از زنان محجبه این عصر نیز برای آنها ذکر شود، بویژه زنان
غیر مسلمانی که به اسلام رو آوردند و حجاب را اختیار نمودند.
5- تفاوت بین زنان محجبه و غیر محجبه برای دخترت ذکر کن، و هلاکت بی حجابان و خطر بی حجابی در اجتماع امروزی برای وی بازگو کن.
6- از اخلاق و رفتار زن صالحه سخن بگو، و ثواب التزام به عمل صالح، و
پاداش زنان صالح، و اینکه چگونه یک زن صالحه می تواند سبب هدایت دختران
دیگر شود؟
7- مواظب باش تا دخترت همراه دختران محجبه باشد و با آنها دوست باشد، و
ایشان را همراه دختران بی بند و بار رها مساز، چه بسا که دوست و همنشین
بیشترین تأثیر را بر همنوع خود می گذارد.
8- سعی شود مادر دختر الگویی صالحه برای او باشد، تا با وی در مورد
حجاب، و کیفیت آن سخن بگوید، و حکایات و داستانهای حجاب را از وی بشنود.
9- تلاش شود تا مادر، دخترش را در کلاسهای دینی و علمی و حلقات قرآن در
مساجد مشارکت دهد، چون در این کلاس ها بر حجاب خویش بیشتر اهتمام می ورزد، و
بدینوسیله کم کم به آن خو گرفته، و پرورش می یابد.
10- در مقابل پوشش و حجاب دخترت، هدایا و جوایزی در نظر گرفته، و
بدینوسیله او را بر این عملش تشویق کن، و به او بفهمان که خداوند در روز
قیامت جایزه بزرگ را به او عطا می کند، و آن هم بهشت بلند مرتبه و جاویدان
است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
از مشکلاتی که پيش روی بعضی دختران بی حجاب است، این مسأله است:
چطوری ميتونم با حجاب بشم در حالیکه خیلی وقته بی حجابم؟ کار خیلی سختيه. چطوری می شه اين سختی را تحمل کرد؟
جواب این سوال در این داستان بخوانید:
يه بار يه دختر کوچولو و پدرش از رو پلي ميگذشتن.
پدر يه جورايی میترسيد، واسه همين به دخترش گفت: عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتی تو رودخونه.
دختر کوچيک گفت: نه بابا، تو دستِ منو بگير.
پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد: چه فرقی ميکنه؟
دخترک جواب داد: اگه من دستت را بگيرم و اتفاقی برام بيوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما
اگه تو دست منو بگيری، من، با اطمينان ميدونم هر اتفاقی هم که بيفته، هيچ وقت دستم رو ول نمی کنی.
حالا شما هم به آن خدایی که به خاطر او رعایت حجاب می کنی، بگو:
ای خدا من اين چادر را برا تو می پوشم. خودت کمکم کن. از زير چادر دست منو بگیر تا بتونم زیر این نگاههای سنگین دوام بیارم.
مطمئن باش دست خدا را حس می کنی و اون هم هیچ وقت دستت را رها نمی کند!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مینو اصلانی رئیس بسیج جامعه زنان، در خصوص قانون حجاب و عفاف اظهار داشت:
ما در خصوص حجاب و عفاف قوانین مصوب خوبی داریم که از سوی شورای انقلاب
فرهنگی مصوبه ای تصویب وبه صورت قانون لازم الاجراست و به تمام دستگاه ها
ابلاغ شده است.
*عفاف و حجاب در بودجه 93 در نظر گرفته نشده است
وی بابیان اینکه زمینه اجرا شدن قانون عفاف و حجاب در دولت گذشته ایجاد و
پیگیری صورت گرفت ولی به صورت جدی این امر انجام شد، ادامه داد:ما امسال
نیز در بودجه 93 شاهد بودجهای در خصوص موضوع عفاف و حجاب نبودیم که این
امر بسیار مهم است.
رئیس بسیج جامعه زنان در ادامه با اشاره به اینکه در قانون عفاف و حجاب
برای تمام دستگاهها تکالیفی مشخص شده است، افزود: مهم این است که اجرای
این قانون به صورت همه جانبه آغاز و اگر خلای وجود دارد در مرحله بعدی
تکمیل شود. بنابراین باید قانون حجاب و عفاف اجرایی شود.
* عدم رعایت حجاب تزلزل در بنیاد خانواده را به دنبال دارد
اصلانی با اشاره به اینکه عزم جدی برای اجرای قانون عفاف و حجاب باید صورت
گیرد، گفت: رعایت نکردن حجاب و عفاف باعث میشود بیبندوباری ، اباهه گری
در جامعه و پوشش نامناسب را در جامعه شاهد بوده و این امر تزلزل در بنیاد
خانواده را به همراه داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه ترویج خشونت و بزهکاری نیز از عدم رعایت حجاب ایجاد
میشود، اظهار داشت:شبکه های ماهواره ای به دنبال بیبندوباری در جامعه ما
بوده و با پخش سریالهای خود خیانت و بیحجابی را به نمایش میگذارند در
واقع در برخی از شبکههای معاندینی که از کشور فرار کرده اند در مقابل
دوربین حجاب خود را برداشته و میخواهند فرهنگ غربی را در ایران جا
بیاندازند.
* موضوع حجاب و عفاف فردی نیست
رئیس بسیج جامعه زنان با بیان اینکه باید کار فرهنگی با برنامه ریزی خاص
صورت گیرد، افزود: موضوع حجاب و عفاف مربوط به شخص نبوده و بلکه به همه
اعضای جامعه مربوط و به بیرون از خانواده است. بنابراین کشورهای غربی و
دشمنان با برنامهریزی دقیق و عمیق به دنبال ترویج فرهنگ غربی در کشور ما
هستند که برای ترویج بیحجابی و طراحی مدها اقدام میکنند.
اصلانی با بیان اینکه متاسفانه برخوردهای لازم و پیگیری های بین المللی در
خصوص معاندینی که از کشور فرار کردند و خائن های ملت صورت نگرفته است،
ادامه داد: ما کشور متدینی هستیم بنابراین وضعیت ظاهری جامعه باید مناسب
باشد و به موضوع حجاب و عفاف توجه ویژه ای شود.
وی در خصوص نقش رسانه ها گفت: فرهنگ و هشدار دادن باید از طریق رسانه ها
صورت گیرد و نشست ها و جریان سازی در خصوص این امر شاهد باشیم همچنین در
حوزه حیازدایی نیز بررسی ها صورت گرفته است و راهکارهای جدید در راستای
رعایت حجاب و عفاف از سوی رسانه ها ایجاد شود.
*وضعیت حجاب و عفاف کشور نگران کننده است
رئیس بسیج جامعه زنان با بیان اینکه نیروی انتظامی طبق قانون موظف به اجرای
قانون عفاف و حجاب است تا با پوشش نامناسب ممنوع است، برخورد کنند، اظهار
داشت: کشورهای غربی بودجه ای در خصوص تضعیف روحیه در ترویج بی بند وباری
در جامعه ما هزینه میکنند که باید هشیار باشیم چرا که میخواهند فرهنگ غربی
را در کشور ما رواج دهند .
اصلانی با اشاره به اینکه باید کار کارشناسی در خصوص حجاب و عفاف صورت گیرد
و شخص رئیس جمهور برنامهریزیهای خود را در این زمینه داشته و مسئولان
دیگر نیز در این زمینه اقدام کنند، گفت: دولت یازدهم باید به صورت شفاف
برنامه های خود را در خصوص برخورد با بدحجابی و حیا زدایی ارائه دهد .
وی با تاکید بر اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید در این زمینه برنامه
هایی را داشته باشد ، گفت: وضعیت حجاب و عفاف کشورما نگران کننده است و در
شان نظم جمهوری اسلامی ایران نیست بنابراین باید برنامه های خاص در این
زمینه صورت گیرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب را خداوند متعال واجب کرده است و نه حضرت علی (ع). چنان چه در
کلام وحی میفرماید:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ
الْمُؤمِنينَ يُدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدنى أَن
يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» (الأحزاب -
59)
ترجمه: اى پيامبر به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن
را با چادرهاى خود بپوشانند كه اين كار، براى اين كه [به عفت] شناخته
شوند تا مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است و خداوند همواره آمرزنده و
مهربان است.
لذا چه حکومت اسلامی باشد یا نباشد، زنان مسلمان باید حدود الهی را
رعایت نمایند و اگر اهل رعایت نیز نیستند، سرپیچی خود را علنی نکنند و
نافرمانی از خداوند را ترویج ننمایند. چنان چه روزهخواری علنی، ترک
علنی نماز، شرابخواری علنی و علنی نمودن هر معصیت دیگر، گناه بزرگتر
و مضاعفی است.
خداوند متعال دوست دارد که گناه علنی نگردد. فایده این کار هم برای فرد
گناهکار است که حرمتش حفظ میشود و هم برای جامعه است که گناه در آن
رواج نمییابد و بستر برای انحراف مساعد نمیگردد.
اما حکومت اسلامی برای آن است که احکام خداوند متعال در زمینههای
متفاوت سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و ... با پشتوانهی حکومتی به
اجرا درآید تا بستر رشد و کمال مردم مساعدتر گردد و وظیفهی حاکم
اسلامی نیز اجرا و اعمال احکام اسلامی میباشد و نه نقض آنها به هر
بهانهای. لذا مشخص است که در زمان حکومت حضرت امیرالمؤمنین علی
علیهالسلام نیز رعایت حجاب به عنوان یک «واجب» الهی، واجب بوده است و
ترک علنی آن به عنوان «فسق آشکار» محسوب میگردید، چنان چه امروز نیز
همینطور است.
اما در بارهی اهل کتاب. رعایت حجاب در همهی ادیان الهی واجب بوده و
هست و اهل کتاب نیز حدود دو قرن و به ویژه از رنسانس به بعد حجاب را
کنار گذاشتهاند. زنان اهل کتاب نیز مانند مسلمانان پوشیده بودند و هم
اکنون نیز بانوان اهل کتاب اگر مؤمن باشند، حجاب کامل را رعایت
میکنند. چنان چه نمونهی آن را در دختران و زنان نهادهای دینی کلیسای
مسیحیت و یا کنیسهی یهودیت و یا در میان زرتشیها میبینیم. لذا زنان
اهل کتاب در صدر اسلام نیز به خودی خود حجاب را رعایت مینمودند و
نیازی به اجبار حکومتی نبود.
البته زنان غیر اهل کتاب نیز اهل حجاب بودند. چنان چه تاریخ حجاب در
میان زنان ایرانی به دورهی هخامنشیان و پیش از آن میرسد.
به طور کلی فرهنگ بیحجابی، پس از قدرت گرفتن استعمار و استثمار مدرن
رواج یافت تا مردان هوسباز و سرمایهدار بتوانند بدون زحمت به لذت
رسیده و نیز چرخههای اقتصادی گوناگون خود را رونق بخشند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در میان مردم دیده می شود که در
مورد آیه سوره النساء (زنان) آیه 34 شبهاتی وارد می کنند. برآن شدیم تا به
این شبهات پاسخی بدهیم ، با ما همراه باشید.
سوره النساء (زنان) آیه 34
... وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ
فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ
عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا ... و
زنانى كه از نافرمانى آنها (نسبت به مسائل معاشرت) مىترسید (نخست) آنها
را موعظه كنید و (بعد) در خوابگاه از آنها دورى نمایید و (اگر سود نبخشید،
در محدوده دستور شرع) آنها را بزنید، پس اگر از شما اطاعت نمودند، دیگر بر
(آزار) آنها راهى نجویید، كه همانا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.
شبهه:
(1) مردان در صورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این
نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند،
یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند.
(2) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند.
آیا به راستی اسلام به مرد حق کتک زدن زنش را داده است؟
محل نزول
این آیه در مدینه نازل شد.(1) پیشتر و در مکه، زنان کتک می خوردند
و شکایتی نداشتند و آن را توهین به خود و خارج از عرف و فرهنگ مردمان
نمی دانستند. چگونه توهین شمرده می شد، در صورتی که دختران را زنده به گور
می کردند؟! نیز نذر می کردند پسران را قربانی خدایان کنند!(2)
سه سال پیش از نزول آیه بنابر اسناد تاریخی، زنان مدینه شهرنشین بودند و از آزادی افزونتری نسبت به زنان مکه برخوردار بودند.
پیامبر مایل بود فرهنگ زنان مکه را همچون فرهنگ بانوان مدینه کند و
تنبیه بدنی توسط شوهران را از میان بردارد، از این رو مردان را از کتک زدن
زنان منع می کرد (3) و می فرمود: «اینان را کتک نزنید».(4) نیز درباره
مردانی که همسران خود را می زدند، می فرمود: «این مردان، نیکان نیستند».(5)
خداوند به منظور وحدت و سلامت امت، آیه 34 و 35 نساء را
فرود فرستاد. پس خداوند بدین مصلحت بسیار مهم (واقعیت و شرایط زمانه) حکم
را عوض کرد و از گسست امت (با توجه به تهدیدات) جلوگیری کرد اما تغییر حکم
بدان معنا نبود که بر زنان ، ستم و جفایی شود، بلکه زن فقط در برابر تعهدی
که با ازدواج ، آن را پذیرفته، بازخواست می شود، یعنی اعمال زناشویی ، نه
خانه و بچه داری
آیا به راستی در قرآن حکم به تنبیه شده است؟
قرآن رابطه دو زوج را از آیات الهی و نشان رحمت و مودت می داند و عفو و
گذشت را سرمایه بزرگ انسان دانسته و فرمان می دهد که حتی بدی را به نیکی
پاسخ دهید: «ادفع بالحسنة السیئة» نیز به مردان فرمان می دهد که با زنان
خود به نیکی رفتار نمائید: «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»
روایات بسیار از پیامبر اسلام در مورد مهربانی و عطوفت به زنان وارد شده
و مردان را از زدن زنان باز داشته ، مانند این روایت که پیامبر فرمود:
«ایضرب احدکم المرأة ثم یظل معانقها(6) آیا زن را کتک میزنید، سپس
میخواهید با او هم آغوش باشید؟!»
حتی در احکام فقهی برای زدن زنان که منجر به آسیب مانند کبودی بدن شود، دیه تعیین شده است و گویا برتری در میان نیست.(7)
نزول آیه به هنگام جنگ اُحد
گفتیم فرهنگ زنان مدینه متفاوت از زنان مکه بود، از این رو زنان بر
ضد شوهران می شوریدند و نافرمانی میکردند. این وضع جامعه مسلمانان را
دچار نابسامانی کرده بود. دگرگونی حکم در شب اُحد پیش آمد. اینان گرفتار
ترس و بحران بودند. بیم آن می رفت اسلام توسط مشرکان از بین برود. در چنین
وضعی، کنار گذاشتن اختلافات داخلی میان مسلمانان و اتحاد زن و مرد بسیار
لازم بود.
خداوند به منظور وحدت و سلامت امت، آیه 34 و 35 نساء را فرود فرستاد.
پس خداوند بدین مصلحت بسیار مهم (واقعیت و شرایط زمانه) حکم را عوض کرد و
از گسست امت (با توجه به تهدیدات) جلوگیری کرد اما تغییر حکم بدان معنا
نبود که بر زنان، ستم و جفایی شود، بلکه زن فقط در برابر تعهدی که با
ازدواج ، آن را پذیرفته، بازخواست می شود، یعنی اعمال زناشویی، نه خانه و
بچه داری.
احکام فقهی
به رغم آن که فقیهان ( با توجه به فهم و فرهنگ مردم و جامعه) حکم به
تنبیه بدنی همسر کردند ، اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و
«عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد».(8)
از نظر برخی اسلام شناسان کتک زدن می باید با پارچه بهم تنیده و یا با دست باشد، نه با تازیانه و عصا.(9)
در آیه 44 سوره ص آمده است: «وَخُذْ بِیَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ ؛
و (به او گفتیم: براى وفا به سوگند تأدیب همسرت) دستهاى از تركه برگیر و با آن (آهسته بر وى) بزن و سوگند خود را مشكن .»
زدن همسر توسط حضرت ایوب ، خطا و جرمی بر ضد زن شمرده نمی شد چون اذیت
و آزاری ندید و تحقیر نشد، گرچه همسرش کارناپسندی انجام داده بود.
نپذیرفتن تنبیه بدنی
برخی اسلام پژوهان تنبیه را روا نمی دانند و آن را انکار کرده اند.(10)
این گروه از اسلام پژوهان ضرب مورد اشاره در آیه را به معنای زدن
نمی دانند، بلکه می گویند: به معنای جدایی شوهر و ترک خانه است، چنان که
وقتی میان پیامبر و همسرانش اختلاف پیش آمد و اینان به نصیحت رسول خدا عمل
نکردند، پیامبر برای یک ماه از آنان جدا شد و پیامبر هیچ گونه آزار جسمانی
به آنان نرسانده، کتکشان نزد.
اگر زدن و آزار جسمی و روحی خواسته خدا و راه حلی ثمربخش بود، پیامبر
نخستین کسی بود که به دستور خدا عمل می کرد اما کسی را نزد و بدان اجازه یا
دستور نداد.
هرگاه قرآن خواست «زدن» را تجویز کند، تعبیر به «ضرب» نکرده ، بلکه
«جَلد» آورده ، مانند : «الزانیة و الزانی فاجلدوا کلَّ واحد...»(11)
قرآن رابطه دو زوج را از آیات الهی و نشان رحمت و مودت
می داند و عفو و گذشت را سرمایه بزرگ انسان دانسته و فرمان می دهد که حتی
بدی را به نیکی پاسخ دهید: «ادفع بالحسنة السیئة» نیز به مردان فرمان می
دهد که با زنان خود به نیکی رفتار نمائید: «و عاشروهن بالمعروف»
برخى گفتهاند كه معناى «اضربوه»
وجوب زدن نیست بلكه آن به معناى اباحه زدن است ؛ یعنى این كه زدن حرمتى
ندارد و اما این كه زدن وجوب داشته باشد و به عنوان یك امر واجب محسوب شود
نه ، اینگونه نیست.
این مطلب را مىتوان از حدیث ذیل استفاده كرد: پیامبر (صلی الله علیه
وآله) فرمود: من از مردى كه كنیز خود را در موقع غضب مىزند خوش ندارم .[
احكام القرآن، ج 1، ص 400]
تنها مورد تنبیه، نشوز است
نشوز آن است که زن در مقابل تکلیف اختصاصىاش نسبت به شوهر بدون هیچ عذر موجهى سرپیچى نماید.
جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه، بچهدارى و... سر باز زند ، شارع مقدس هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده است.
برای حل مسأله نشوز خداوند از ملایم ترین راهها شروع نموده و در صورت
تأثیرگذارى آن مراتب بالاتر را اجازه نداده است. از این رو در مرتبه اول
سفارش به اندرز نموده لیکن اگر زنى در برابر نصایح شوهر سر تسلیم فرود
نیاورد ، راه دوم از حد برخورد منفى عاطفى بالاتر نمىرود و آن خوددارى از
همبستر شدن با وى مىباشد .
اگر زن در چنین وضعیتى نیز حاضر به تأمین حقوق طرف مقابل نگردید ، فرمان قرآن با بکار بردن فعل "ضرب" آمده است.
مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظائف مجازات
مىگردند حتى مجازات بدنى، منتها چون این كار غالبا از عهده زنان خارج است
حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طریق تعزیر
(مجازات بدنى) به وظائف خود آشنا سازد
البته این فرمان فرمانی
موقتی است و اگر زن پشیمان شد طبق بخش آخر آیه دیگر نباید تنبیه شود و اگر
باز هم نافرمانی کرد طبق آیه بعد باید داورانی از خانواده مرد و زن انتخاب
شوند که مشکل را حل کنند.
اگر گفته شود كه نظیر این طغیان و سركشى و تجاوز در مردان نیز ممكن است آیا مردان نیز مشمول چنین مجازاتهایى خواهند شد؟
در پاسخ مىگوئیم آرى مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظائف
مجازات مىگردند حتى مجازات بدنى، منتها چون این كار غالبا از عهده زنان
خارج است ، حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از
طریق تعزیر (مجازات بدنى) به وظائف خود آشنا سازد.
داستان مردى كه به همسر خود اجحاف كرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم
در برابر حق نبود و حضرت على علیه السلام او را با شدت عمل و حتى با تهدید
به شمشیر وادار به تسلیم كرد معروف است.(تفسیر نمونه)
پی نوشت ها :
1.تاریخ یعقوبی ، ج1، ص 250
2.ابوالأعلی مودودی، روح المعانی، ج5، ص 25
3.المنار، ج5، ص 76؛ روح المعانی، ج5، ص 25
4.تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504
5.همان؛ المنار، ج5، ص 76
6.وسائل الشیعه ، ج14، ص119
7.فخررازی، التفسیر الکبیر، ج10، ص 82
8.تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504
9.تفسیر الکبیر، ج10، ص 87
10.التحریر و التنویر، ج5، ص 43. اینان می گویند ضرب به معنای دوری و ترک زن برای مدتی محدود است.
11.نور آیه
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
به طور قطع مانند برخورد جامعهی مسلمان امروزی و امثال روزنامه
ایران نبوده است، چه رسد به برخورد جامعهی جهانی و به ویژه
اروپاییهای مدعی تمدن و آزادی!
اگر چه حجاب که در قرآن کریم با واژهی «تستر» به معنای پوشش از آن یاد
شده است، یکی از احکام الهی است و به طور قطع در زمان حکومت اسلامی به
صورت قاطع رعایت میشد و پیامبر اکرم (ص) نیز اجازه نمیدادند که احکام
الهی به تسامح، تساهل و بازی گرفته شود، اما باید دقت شود که اساساً
«تستر» فقط آوردهی اسلام و منحصر به مسلمانان نبوده و نیست. لذا نه
تنها تمامی ادیان الهی تستر را فرض و واجب میدانسته و میدانند، بلکه
حتی اقوام و ملل مختلف نیز هر چه متمدنتر بودند، نسبت به رعایت تستر
جدیتر بودند. مثل ایران باستان.
لذا حتی قبل از بعثت رسول اکرم (ص) و دعوت به اسلام، کلیه زنان یهود و
نصارا، تستر کامل را رعایت میکردند، و زنان بتپرستان نیز اگر از
اشراف بودند، تستر را رعایت میکردند. چنان چه در غرب نیز تا قبل از
رنسانس رعایت میکردند و بعداً توسط سرمایهداران و مفسدین حاکم [که
منظور استثمار و سودجویی بیشتر و رایگان] مورد هجمه و ممنوعیت قرار
گرفت.
در زمان بعثت نیز فقط بردگان بیدین و نیز زنان مسیحی که بردهی
یهودیان بودند، حق نداشتند که موهای سر خود را بپوشانند. چرا که
یهودیان فضلیت تستر را مختص زنان خود و اشراف میدانستند و اجازه
نمیدادند که بردگانشان و از جمله زنان مسیحی برده، مانند زنان آنان
تستر داشته باشند و باید حتماً با موهای باز در انظار حاضر میشدند که
معلوم شود برده هستند. لذا بدحجابی از همان ابتدا تا کنون نشان از
بردگی [اختیاری و اجباری، دانسته و نداسته] داشته و دارد. چه بردگی به
سبک اعراب قدیم، چه به سبک قرون وسطایی، چه به سبک مدرن امروزی و چه
بردگی نفس. امروزه نیز زنان مکرم و مقدس در همهی ادیان و اقوام تستر
خود را رعایت میکنند و از نظر اسلام، همهی زنان باید مکرم و مقدس
باشند. انسان موجود شریفی است. و از نظر اسلام، مکان مقدس صرفاً مسجد،
کلیسا، کنیسه یا معبد نیست، تقدس جامعه به مراتب بیشتر است.
بدیهی است که پس از بعثت و به ویژه پس از استقرار حکومت اسلامی، هر دو
معضل برداشته شد. نه کسی اجازه داشت که بردگان را بیتستر کند و نه کسی
اجازه داشت که زنان مسیحی را به بردگی کشیده و حجاب از سرشان بردارد. و
البته پیامبر اعظم (ص) نه تنها در تحقق و اجرای همهی احکام اسلامی در
جامعه نهایت جدیت را داشتند، بلکه نسبت به تحرکات تبلیغی «جنگ نرم»
علیه معارف و احکام اسلامی با شدت به مراتب بیشتری بر خورد مینمودند.
در قرآن کریم نیز به برخورد با جریانات فرهنگی مخالف، تأکید فراوانی
شده است و عذاب اخروی آنان نیز شدیدتر قید شده است. چنان چه هر کجا سخن
از «صدوا عن سبیل الله» آمده است، به همین معنا اشاره دارد. چرا که سد
کردن به معنای بستن یک راه همه جا به یک معنا است، اما اگر به یک جریان
یا تحرک مادی اطلاق شود با «س» بیان میگردد و اگر به یک جریان یا تحرک
غیر مادی و «فرهنگی» اطلاق شود با «ص» بیان و نوشته میشود. به عنوان
مثال میفرماید:
« الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ زِدناهُم عَذاباً
فَوقَ العَذابِ بِما كانُوا يُفسِدُونَ» (النحل - 88)
ترجمه: و كسانى كه كافر بودهاند و مردم را از راه خدا باز داشتهاند
به سبب آن فسادى كه كردهاند عذابى بر عذابشان بيفزاييم.
« إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتُوا
وَ هُم كُفَّارٌ فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم» (محمد ص، 34)
ترجمه: بيگمان كسانى كه كافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند،
سپس در حالى كه كافر بودند مردند، خدا هرگز برايشان نبخشايد.
در خاتمه عزیزان دقت داشته باشند که در هر جامعهای، رعایت همهی
قوانین اجتماعی اجباری است و حتی ندانستن یک قانون نیز دلیل بر جواز
عدم رعایت آن نمیشود. اگر رعایت قوانین در یک جامعه اجباری نباشد،
حتماً هرج و مرج حاکم میگردد و جامعهی انسانی به جنگلی مبدل میگردد
که در آن جنگل، زورمداران رعایت قوانین خود را به زیر دستان اجبار
میکنند. اما نوبت به اسلام که میرسد، میخواهند القاء کنند که مثل یک
بازی، اختیاری است!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یک خانمی با اسم زینب از ما یک سوال خیلی
خوب پرسیدند چون این سوال خیلی اینجا تکرار شده به نظرم بهتر اومد به صورت
یک پست ارسال بشه:
سلام
من خیلی دوس دارم چادری بشم.همیشه وقتی چادریا رو میبینم حسرت میخورم
الان هم گاهی اوقات چادر میپوشم ولی گاهی هم نه. حجابمم رعایت نمیکنم. همش
حس میکنم با چادر خیلی زشتم و فقط بعضیا چادر بهشون میاد با اینکه هرکی با
چادر میبینتم کلی تعریف میده ازم ولی بازم گاهی اعتماد بنفسمو باچادر
ازدست میدم.
نمیدونم چیکارکنم که چادر هیچوقت ازسرم درنیاد
اگه کسی میتونه راهنماییم کنه
جواب:
سلام زینب جان
خیلی از ما دقیقا مثل شما بودیم چادر رو دوست داشتیم، حسرت چادری بودن تو
دلمون بود، اما به خاطر یک سری دلایل نمیتونستیم چادری بشیم مثلا فکر می
کردیم چادر خیلی دردسر داره یا زشتمون می کنه یا مردم چی می گن و ...
می دونی یه وقتی آدم به یه جایی می رسه که اصلا نگاه مردم براش مهم نیست حتی دوست داره نگاه خودش رو هم فدای شادی یکی دیگه بکنه
ان شاء الله تو همین ماه مبارک به حق این روزهای عزیز، دلت متوجه دل امام
زمان میشه اون موقع همش دنبال این هستی که نه فقط در زمینه ی پوشش بلکه تو
همه چی ببینی کدوم انتخاب، مولامونو بیشتر خوشحال می کنه حتی دیگه بین
انتخاب خوب و بد گیر نمی کنی انتخابهات می ره بین خوب و خوبتر ، اون موقع
می بینی چقدر انتخاب بهترین ها راحته
خاطره های اینجا رو که مرور می کنم می بینم خیلیهاشون همین طوری چادری
شدند حتی بعضی دوستانمون که قبلا حجابشونو کامل رعایت نمی کردند به این
نگاه که رسیدند حتی حاضر نشدند حجاب کامل حداقلی رو انتخاب کنند، چادری
شدند یک چادری واقعی
راستش اصلا تو ذهنم نمی گنجه دلیل دیگری
اگه این آرزو به دلتون اومد یک راهکار کاربردی اینه که یک کاغذ برداری و
یک خط وسطش بکشی یک طرف بنویسی دلایلم برای چادری شدن یک طرف بنویسی دلایلم
برای چادری نشدن ،
تو ستون اول فقط بنویس امام زمان . دیگه هیچی ننویس.
توی ستون دوم هرچی به ذهنت اومد بنویس، سعی کن هیچ چیزی رو جا نندازی
بعد یک نگاه به کل صفحه بنداز...
همین.
امیدوارم خیلی زود شما هم خاطره تونو برای ما بفرستید
خدا حفظتون کنه
لبخند رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها نصیبتون
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امام خمینی (ره):
آنها که زنها را میخواهند ملعبهی مردان و ملعبهی جوانان فاسد قرار بدهند،
جنایتکارند. زنها نباید گول بخورند. زن گمان نکند این مقام زن است که بزک کرده
بیرون برود، با سر باز و لخت؛ این مقام زن نیست، زن باید شجاع باشد، زن آدمساز
است، زن مربی انسان است.[2]
حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی:
«حجاب بانوان در اسلام یکی از اموری است که از وقتی استعمارگران، چشم طمع به
کشورهای اسلامی و غصب معادن و منابع طبیعی آنها دوختند، مورد حملهی آنها قرار
گرفت؛ زیرا چادر و حجاب زنان مسلمان را یکی از عوامل بزرگ برای بقاء استقلال شخصیت
اسلامی کل جامعهی مسلمانان و حفظ هویت اسلامی آن دیدند و آن را مانع سیاسی و
اقتصادی و فرهنگی خود شناختند.[3]
حضرت آیت الله خامنه ای:
آیا جنایتی از این بزرگتر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد و جلوهگری
زیورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سر و
سینه را از زیورآلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت قرار دادن، برای زن انقلابی
مسلمان ننگ است، چادر بهترین نوع حجاب و نشانهی ملی ماست.
آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بیاعتنایی میکنند چیست؟
حضرت آیت الله خامنهای:
اصل حجاب ضروری دین محسوب است، ولی بعضی فروع آن ممکن است ضروری نباشد و بیاعتنایی
به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
حضرت آیت الله تبریزی:
اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بیاعتنایی نمایند،
حکم بیاعتنایی به سایر تکالیف دینی است.
حضرت آیت الله صافی:
اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است، ولی بیاعتنایی
به آن با عدم انکار وجوب آن باعث فسق است.
حضرت آیتالله سیستانی:
اصل حجاب از مسلمات شریعت است و در قرآن آمده است، ولی کسانی که توجّه به وضوح آن
ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بیاعتنایی عملی گناه است.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
آری حجاب از ضروریات دین است، ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی
ندارند، موجب ارتداد نمیشود.
حضرت آیتالله بهجت:
بیاعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.
پوشیدن جوراب نازک و بدننما برای خانمها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه
صورت دارد؟ و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر و مقنعه توسط خانمها در دید نامحرمان
چگونه است؟
حضرت آیت الله خامنهای:
پوشانیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جورابهایی برای حجاب شرعی واجب
کفایت نمیکند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است.
آرایش زنان در خیابانها و بیرون گذاشتن مقداری از موها و پوشیدن جوراب بدننما و
لباسهای محرک چه صورت دارد؟
حضرت آیتالله خامنه ای:
بر زن واجب است تمام بدن و موی و زینت خود را از نامحرم بپوشاند.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
حرام است.
حضرت آیتالله بهجت:
حرام است.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
حرام است.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
بدون شک جایز نیست.
حضرت آیتالله تبریزی:
جایز نیست.
حضرت آیتالله سیستانی:
جایز نیست.
عدّهای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن، در روزنامهها و سخنرانیهایشان میگویند:
چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید، مانند مانتو و کت و دامن با
رنگهای متنوع، جایگزین چادر مشکی شود. آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا نه؟
خواهشمند است نظر شریفتان را مرقوم فرمایید.
حضرت آیتالله خامنهای:
این صحبت صحیح نیست، و بهترین حجاب، پوششِ چادر است، و چادر سیاه هم بیاشکال است و
کراهت ندارد.
حضرت آیتالله تبریزی:
زن باید بدن خود را در غیر وجه و کفین، از نامحرم بپوشاند و نیز باید زینت خود را
بپوشاند و لباسی که زینت حساب میشود باید آن را هم بپوشاند، و با چادر بهتر
میتواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه، مثل عبای سیاه کراهت ندارد.
حضرت آیتالله بهجت:
این اقدام باطل است.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
نظریهی مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عدّهای اصرار
بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف، که حافظ شخصیت و ارزش و متانت اوست
دارند و معالاسف میخواهند این امر را اسلامی جلوه دهند؛ در حالی که برخلاف اسلام
است.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند حرام است.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است، کراهت آن
ثابت نیست.
امروز یک حرکت خزندهای علیه چادر، که یک حجاب ملّی و سنّتی است آغاز گردیده است،
خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
سزاوار است خانمها از چادر استفاده کنند؛ چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر
و شعایر اسلام میباشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم، حرکت مورد سؤال را
خنثی کنند.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
چادر بهترین پوشش برای خانمهاست، چون تمامی مفاتن بدن را میپوشاند. خانمهای
مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدّدگرایی مضرّ
پرهیز کنند.
حضرت آیتالله بهجت:
چادر حجاب پسندیده است.
حضرت آیتالله سیستانی:
چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زنهای مؤمن بدون چادر خارج شوند.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
حجاب یکی از قوانین مسلّم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و
دستها تا مچ است؛ ولی بیشک چادر حجاب برتر است.
حضرت آیتالله تبریزی:
پوشیدن بدن بر زن واجب، و بهترین نوع پوشش واجب، همان چادر مشکی است که زنهای
مؤمنه خود را با آن میپوشانند.
نظر جنابعالی در مورد پوشیدن لباسهایی که عکس یا علامت مربوط به کشورهای غربی روی
آن نقش بسته است چیست؟
حضرت آیتالله خامنهای:
استفاده از اینگونه لباسها که ترویج فرهنگ غیر مسلمین مهاجم بر مسلمین است، اشکال
دارد. [4]
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
بهتر است از این نوع لباسها استفاده نکنند.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
مسلمین از اینگونه لباسها استفاده نکنند.
حضرت آیتالله تبریزی:
برای مؤمن سزاوار نیست لباسی بپوشد که او را از زیّ مؤمنین خارج کند.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
هرگاه سبب ترویج فرهنگ بیگانگان گردد اشکال دارد.
بعضاً مشاهده میشود که بعضی از افراد در مجالس عقد و عروسی و عدّهای در انظار
عمومی، اقدام به نصب کراوات و پاپیون بر روی پیراهن خود مینمایند، حکم شرعی
استفاده از لوازم مذکور چیست؟
حضرت آیتالله خامنهای:
بستن کراوات و پاپیون چون تقلید و ترویج از فرهنگ مهاجم غیر مسلمین است جایز
نیست.[5]
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
کراوات و پاپیون شعار کفار است و مسلمین نباید از آنها استفاده کنند.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
با توجه به اینکه کراوات و پاپیون در محیط ما ترویج فرهنگ بیگانه محسوب میشود،
استفاده از آن اشکال دارد.
حضرت آیتالله تبریزی:
برای مؤمن سزاوار نیست لباسی بپوشد که او را از زیّ مؤمنین خارج کند.
حضرت آیتالله بهجت:
خلاف احتیاط است.
1) برخورد زن همراه با چهرهی خندان و متبسّم با مردان نامحرم هنگام خرید از
مغازهها و سایر برخوردها چه صورت دارد؟
2) خندیدن زنان و دختران با صدای بلند در خیابان و یا انجام برخی حرکات دیگر که
موجب جلب توجّه نامحرمان میشود چگونه است؟
حضرت آیتالله خامنهای:
1) صحبت کردن و خندیدن با نامحرم اگر موجب مفسده باشد جایز نیست.
2) از هر کاری که موجب جلب توجّه نامحرم میشود باید پرهیز نمود.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
1 و 2) به طور کلی دختران و زنان باید در مقابل مردان نامحرم به نحوی لباس بپوشند و
راه بروند و صحبت کنند که موجب توجّه و نگاه سوء و تهییج مردان نشوند و اگر کردند
گناه بزرگ است.
حضرت آیتالله بهجت:
1) هر کاری که معرضیت ریبه و یا فتنه در آن است جایز نیست.
2) جایز نیست.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
1) اشکال دارد و هنگام ضرورت نباید از مکالمات عادی تجاوز کنند.
2) بهتر است زنان و دختران مسلمان از اینگونه کارها بپرهیزند و اگر منشأ فسادی شود
جایز نیست.
حضرت آیتالله تبریزی:
1) اگر از روی التفات کاری را که موجب جلب نظر اجانب شود انجام دهند اشکال دارد.
2) زن عفیف این کار را نمیکند، بلکه اگر معرض تهییج شهوت برای یکی از طرفین باشد
حرام است.
حضرت آیت الله لطف الله صافی:
1) مخالف نص قرآن است ولایخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.
2) جایز نیست.
برخی در مورد مسائل زنان اظهار نظرهای نامناسبی را ابراز میکنند، مانند بحث
دوچرخهسواری یا ورزش بانوان، یا در مورد حجاب اظهار میدارند که به نظر ما کُت و
دامن جهت حجاب کفایت میکند. نظر حضرتعالی در این زمینهها چیست؟
حضرت آیتالله خامنهای:
اظهارنظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر کسانی که صاحب نظر نیستند جایز نیست؛ و بر
مؤمنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلامشناسان مورد
وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.
حضرت آیتالله تبریزی:
ترویج اموری که مبدأ نشر فساد در جامعه یا بیعفّتی زنان و دختران شود جایز نیست؛ و
پوشیدن لباسی که تمام حجم بدن آنان را نشان دهد که لباس زینت حساب بشود، کفایت
نمیکند.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
امور مذکوره معرضیّت برای مفسده دارد. بانوان باید جدّاً از آن بپرهیزند.
حضرت آیتالله بهجت:
هر چه باعث فتنه و فساد باشد اشکال دارد.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
هر چه موجب اشاعهی مفاسد اخلاقی گردد حرام است.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
امور مذکوره معرضیّت برای مفسده دارد. بانوان باید جدّاً از آن بپرهیزند.
برخی از مادران، فرزندان دختر خود را که به بلوغ شرعی نرسیدهاند با سر و پای برهنه
درخیابانها و مجالس در حضور نامحرمان میآورند، مستدعی است وظیفهی والدین را در
قبال فرزندان خود بیان بفرمایید و این بیاعتنایی چه صورت دارد؟
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
بر پدر و مادر است که فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامی و وظایف شرعی آشنا کنند
و چنانچه موارد مذکور موجب تهییج و مفسده شود، اگر چه بچه ممیز نباشد، باید آنان را
بپوشانند و حفظ کنند تا جامعه آلوده و بیبندوبار نشود.
حضرت آیتالله سیستانی:
بر غیر بالغ، پوشیدن واجب نیست؛ ولی پدر و مادر لازم است که فرزند خود را به رعایت
آداب و شئون اسلامی وادار نمایند و در تربیت صحیح شرعی آنان بکوشند.
حضرت آیتالله بهجت:
تمرین اطفال بر وظایف شرعیه به عهدهی والدین است.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
کار صحیحی نیست و والدین موظفاند دختر را از کودکی به رعایت حجاب و گریز از نامحرم
عادت دهند و اگر در این امر مسامحه کنند و دختر را نسبت به نامحرم بیتفاوت نمایند،
شریک در معاصی دختر هستند. در حدیث وارد شده است که در مجلسی که حضرت رضا(ع) تشریف
داشتند و عدّهای نیز حضور داشتند، دختر بچهای وارد شد؛ حضار در مجلس یکی یکی دختر
را مورد نوازش قرار دادند، تا رسید به حضرت رضا(ع) آن حضرت از سن دختر سؤال کردند؛
گفته شد پنج سال دارد؛ حضرت دختر را از خود دور کرد و رفتاری که دیگران کرده بودند
ننمودند؛ و اعمال آن بزرگوار باید برای زن مسلمان سرمشق باشد.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامی از زمان طفولیت آشنا کنند.
حضرت آیتالله تبریزی:
پوشش بر دختران نابالغ واجب نیست؛ لکن وظیفهی والدین است که دخترانشان را به پوشش
اسلامی عادت دهند و فرزندانشان را با احکام اسلامی تربیت نمایند.
در صورتی که زن میداند مرد نامحرم به قصد لذت به صورت و دستهای معمولی زینت
نشدهی او نگاه میکند، در این فرض پوشاندن صورت و دستها لازم است یا نه؟
حضرت آیت الله خامنه ای:
در فرض مذکور باید حتی وجه و کفین خود را هم بپوشاند.
حضرت آیت الله تبریزی:
بلی در این صورت بنابر احتیاط پوشاندن لازم است.
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:
دست و صورت بنابر احتیاط واجب باید پوشیده شود. (جامعالاحکام 2/165).
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:
بلی پوشاندن آن لازم است
حضرت آیت الله بهجت:
پوشاندن دست و صورت مطلقا بنابر احتیاط لازم است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آیهای منطبق با معنایی که در سؤال اشاره شده یافت نشد، اگر منظور
آیهی خاصی است باید نشانی آن بیان گردد. اما لازم است به نکات ذیل
توجه شود:
الف – از جمله آیاتی که به صورت مشخص بر حجاب بانوان تأکید دارد، دو
آیهی ذیل است:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ
الْمُؤمِنينَ يُدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدنى أَن
يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» (الاحزاب -
59)
ترجمه: اى پيامبر! به همسرانت، و دخترانت و زنان مؤمنين، بگو تا جلباب
(حجاب، مقنعه، چادر) خود را پيش بكشند، این به شناخته شدن (به مسلمانی
و عفت) و ممانعت از آزار و اذیت نزدیکتر است و خداوند همواره آمرزنده
و رحیم است.
«وَ قُل لِلمُؤمِناتِ يَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ
فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنها وَ
ليَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبدينَ
زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَو آبائِهِنَّ أَو آباءِ
بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبنائِهِنَّ أَو أَبناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ
إِخوانِهِنَّ أَو بَني إِخوانِهِنَّ أَو بَني أَخَواتِهِنَّ أَو
نِسائِهِنَّ أَو ما
مَلَكَت أَيمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيرِ أُولِي الإِربَةِ
مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفلِ الَّذينَ لَم يَظهَرُوا عَلى عَوراتِ
النِّساءِ وَ لا يَضْرِبنَ بِأَرجُلِهِنَّ لِيُعلَمَ ما يُخفينَ
مِن زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا
المُؤمِنُونَ لَعَلَّكُم تُفلِحُون» (النور – 31)
ترجمه: و به زنان با ايمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبى فرو بندند و
فرجهاى خويش را حفظ كنند و زينتهای خويش را جز آن چه آشكار است آشكار
نسازند و بايد كه روپوشهايشان را به گريبانها كنند و زينت خويش را
نمايان نكنند مگر براى شوهرانشان، يا پدران و يا پدر شوهران يا پسران و
يا پسر شوهران و يا برادران و يا خواهرزادگان و يا برادرزادگان و يا
زنان و يا آن چه مالك آن شدهاند يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند
و يا كودكانى كه از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پاى خويش را به
زمين بكوبند تا آن چه از زينتشان كه پنهان است ظاهر شود اى گروه مؤمنان
همگى به سوى خدا توبه بريد شايد رستگار شويد.
ب - توضیح: در انسان (اعم از مؤمن یا کفر، عصر جدید یا قدیم، زن یا
مرد)، امیال و گرایشهای فطری متفاوتی وجود دارد که از جمله آنها: «میل
به شناخته شدن به خوبی» و نیز «مصون ماندن از هر گونه آسیب، آزار و
اذیت» است.
آدمی از یک سو عاشق کمال است و علت هر حرکتی نیز میل به کمال است. مایل
است که دارای کمالات باشد، آن کمالات تجلی کنند و همه متوجه کمالات او
شوند از او به نیکی و خوبی یاد کنند و از سوی دیگر به دلیل همین عشق به
کمال مایل است تا از هر گونه آسیب، آزار و اذیتی [که تحقق به کمال یا
حفظ آن را به خطر میاندازد] مصون بماند.
خداوند کریم در آیهی اول به زنان مؤمن تأکید مینماید: اگر چه کمال
«زیبایی» در ظاهر خلقت شما نیز تجلی دارد، ولی شأن شما اجل از این است
که فقط به چشم و ابرو و سایر جاذبههای جنسی شناخته شوید و فقط به
دیدهی لذت جنسی به شما نگاه شود. لذا اگر این زیباییها را (جز از
محارم) بپوشانید، به تحقق تمایلات فطری شما مبنی بر شناخته شدن به
کمالات، نزدیکتر است. چون این گونه شما را به کمال ایمان، کمال عقل،
کمال عفت و کمال شخصیت خواهند شناخت. اما با به رخ کشیدن زیباییهای
ظاهری، شما را فقط به عنوان یک وسیلهای برای ارضای بهتر غرایض خود
میشناسند و در این صورت نیز تنها بهرهی شما از خلقت، لذت جنسی دیگران
خواهد بود.
فیالواقع اگر کمال زن فقط به جمال ظاهری او خلاصه گردد، چه بسا زنان
فاسدی که ظاهری زیباتر از زنان عفیفه دارند و خداوند نمیپسندد که زنان
مؤمنه به مشخصههای زنان فاسد شناخته شوند. لذا حجاب است که انسان را
به کمال نزدیک میگرداند.
از سوی دیگر بیشترین آزار و اذیتی که متوجه زنان میشود، از ناحیهی
طمع و حرص شهوانی مردان است و بدیهی است که نمایش جاذبههای جنسی، این
طمع و حرص را بیشتر تحریک میکند، تا آن چه که به زن فقط به عنوان یک
طعمه ارزش قایل میشوند و برای صید این طعمه (مانند شکار و صید
حیوانات)، به هر گونه فریب، اغفال ... یا زور متوسل میشوند. چنان چه
شاهدیم آمار تجاوز در کشورهایی که به اصطلاح آزادی برای زنان را با
عریان کردن آنها به نمایش میگذارند، به مراتب بیشتر است.
نتیجه آن که خداوند متعال میفرماید: روش اتخاذ حجاب به تحقق هر دو هدف
شما [نیل به کمال و مصونیت از گزند] نزدیکتر است. « ذلِكَ أَدْنى
أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ – این به شناخته شدن و اذیت نشدن
نزدیکتر است».
در آیهی دوم نیز خداوند متعال ضمن معرفی محارم، پرهیز از نگاه به
نامحرم و پوشاندن زینتهای زنانه را (اگر در چگونگی راهرفتن باشد) از
مسببات فلاح و رستگاری دنیا و آخرت بر میشمرد.
ج - باید دقت شود که بیان فلسفهها و حکمتهای یک دستور، سبب نمیشود
که گمان نماییم، آن دستور فقط جنبهی ارشادی و نصیحتی دارد و انجام
دادن یا ندادن آن زیاد فرقی با هم ندارد.
در ابتدای آیات فوق خداوند کریم به نبی خود که رسانندهی اوامر الهی به
بندگان است میفرماید: «قل»، یعنی بگو. چه چیز را بگو؟ بگو که چنین
بکنند یا چنان نکنند. اینها همه دستور است.
پس اگر فرمود: ای نبی به زنان مؤمن بگو که حجابشان را رعایت کنند، به
نامحرم نگاه نکنند یا ...، این یک حکم و دستور صریح است که انجام آن
واجب است. مثل این فرمود: بگو که اقامهی نماز کنند – بگو که به جهاد
بروند – بگو از معاصی پرهیز کرده و تقوا پیشه کنند، که همگی دستور است
و بیان برخی از فواید دنیوی و اخروی این دستور باید سبب ارتقای علم و
دانش و نیز علاقه و تقید بیشتر به آن گردد، نه این که گمان شود پس یک
دستور نبوده، بلکه گفته «بهتر است»!
د - اما این که چرا در نظام جمهوری اسلامی ایران رعایت حجاب ضروری
قلمداد شده است؟ باید دقت فرمایید که مسئلهی «حجاب» یک موضوع صرفاً
شخصی نیست، بلکه ضمن تأثیر مستقیم بر فرهنگ و تربیت جامعه، در تمامی
رفتارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، رفاهی و ... تأثیر گذار میباشد و به
همین دلیل جهان غرب به شدت با حجاب بانوان مخالفت میکند. لذا تا وقتی
جمهوری اسلامی ایران با رأی و پشتیبانی اکثریت مردم پا برجاست، رعایت
حجاب یکی از مطالبات جدی مردم است که نظام باید در تحقق آن بکوشد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
درود بر جوانانی که اولاً برای قبول یا
رد هر اصلی، در پی حجتهای عقلی هستند و نه امواج روزگار و ثانیاً سعی
دارند که «عقل» را بر «نفس» حاکم کنند. و درود بر آن دسته از جوانانی
که در جستجوی فلسفهی حجاب هستند، آن هم در
عصری که دیگر حجاب از یک مسئلهی فردی خارج شده و حتی نقش سیاسی خود را
در جبههی دوست و دشمن به عرصهی ظهور گذاشته است. و البته لابد انتظار
نمیرود که در یک فرصت کوتاه، به کلیهی دلایل عقلی «حجاب» و آن هم به
صورت مبسوط و تفصیلی اشاره گردد. لذا با توجه به این که مهمترین دلیل
همان است که خداوند متعال بیان نمود و در آخر بحث بدان میپردازیم،
ذیلاً فقط به چند محور به صورت اختصار اشاره میگردد:
الف – حجاب مفهومی عام دارد، لذا آن چه در قرآن یا احادیث در این مورد
بیان شده است، تحت واژهی «سَتر» میباشد و بسیار فرق است بین «حجاب»
با «سَتر». حجاب یعنی پرده و ستر یعنی پوشش. چنان چه خداوند متعال در
قرآن کریم میفرماید هیچ پیامبر و احدی با خدا تکلم نمینماید، مگر از
پس حجاب. و شاید چون حجاب پردهای برای پوشاندن بدن میشود، اصطلاحاً
به جای واژهی «سَتر» متداول شده است، اما اصل همان «سَتر» است. لذا
وقتی از امام خمینی (ره) در مورد چادر سؤال میشود، به همین معنا اشاره
نموده و میفرمایند: «اصل پوشش است و چادر از ادب زن ایرانی است».
ب – اما پوشش، برای انسان یک «حسن ذاتی» و عریانی یک «قبح ذاتی» است.
حال ممکن است برخی مدعی شوند که اصلاً «خسن و قبح ذاتی» نداریم، که با
ادعای آنها یک حقیقت در هستی تبدیل به نیستی نمیشود. انسان دارای حسن
و قبحهای ذاتی است. یعنی ذاتاً و فطرتاً چیزها یا کارهایی را مفید و
در راه کمال و خوب میداند و متقابلاً بسیاری از چیزها یا کارها را
مانع کمال، موجب سقوط و قبیح میداند. چنان چه آدمی ذاتاً از علم،
صداقت، وفاداری و ... خوشش میآید و بدان احترام میگذارد و از جهل،
دروغ و خیانت بدش میآید و آنها را قبیح میداند. هر چند که خود مرتکب
آنها گردد.
ج – دلیل «حسن ذاتی» پوشش [که امروزه تحت عنوان حجاب] از آن یاد
میکنیم این است که بشر از همان آغاز خلقت تا کنون، رعایت پوشش بدن را
نه تنها یک امر خوب و قابل تمجید و تکریم، بلکه یک امر واجب و ضروری
قلمداد نموده است. چنان چه در عصر قدیم و پارینه سنگی نیز آن انسان
بربری خود را با برگ درخت یا پوست حیوان میپوشاند و امروزه و حتی در
همین جهان غرب که به ظاهر [به خاطر منافع سیاسی و اقتصادی] با حجاب
مخالفت میکند نیز عریان شدن در مجامع عمومی جرم محسوب میگردد. لذا
حتی اگر مردی با پیراهن زیر و شورت یا زنی با لباسی به مدل مایو یا
بیکینی در خیابان ظاهر شود بازداشت میگردد، چه رسد به عریان. و به
همین دلیل مکانهای خاصی را در برخی از سواحل بعضی از کشورها، جهت
عریان گشتن قرار دادهاند. اما متقابلاً برای ورود به هر مکانی که
قداستی دارد، حدودی قائل شدهاند، چنان چه مقابل ورودی پلههای واتیکان
تابلویی نصبت شده که روی عکس زن با شلوارک و تیشرت حلقهای و ... (که
پوشش متداول اروپا میباشد) نیز خط قرمز کشیده شده است. این رفتارهای
فطری بشری از آغاز خلقت تا عصر تکنولوژی، دمکراسی، بیدینی و ارتباطات
امروزی، همه حاکی از «حسن ذاتی و فطری و عقلی» پوشش یا همان حجاب است.
پس، در اصل ضرورت پوشش بحثی باقی نمیماند و همه اعتراف دارند و باید
داشته باشند که پوشش یک فضیلت، یک ویژگی عقلی انسانی و یک ضرورت رفتاری
است که ایجاد خلل در آن موجب بروز ناهنجاریهای متعدد فردی و اجتماعی
میگردد. منتهی اختلاف بر سر حدود یا چگونگی آن و یا اماکن است. این
فرق دارد با اختلاف در اصل موضوع. و از نظر اسلام (و هر فرد عاقلی)،
همهی جامعه مقدس است و نه فقط ساختمان واتیکان، و حدود نیز الزاماً آن
نیست که از سوی غرب دیکته شود. تا اگر روزگاری همه روسری داشتند،
بیروسری را رسوا کنند یا به صلیب بکشند و اگر روزی همه با مینیژوب
بودند، رعایت حد بیشتر از آن را مسخره کنند. این یک دیکتاتوری است.
و اسلام میگوید: حدود را خدای همگان تعیین میکند و نه انسانها. چون
اگر انسانها تعیین کننده باشند، نه تنها بر اساس منافعشان تدوین
میکنند، بلکه ناچارند آن را به زور اعمال کنند.
د – پوشش در اسلام، هم برای باطن است و هم برای ظاهر. و نیز هم برای
مرد است و هم برای زن. لذا امر به خودداری از نگاه به نامحرم یا همان
چشمچرانی و هیزی که نزد زن و مرد قبح ذاتی دارد، قبل از پوشش بیان
گردیده و برای چشم هم از واژهی «ابصار» استفاده شده و نه «اعین». چرا
که «اعین» فقط چشم سر است، اما «بصیرب» به چشم سر و چشم عقل، یا چشم
ظاهر و باطن با هم اطلاق میگردد. و علت اصلی این حکم نیز، تنظیم روابط
فردی و اجتماعی عاقلانه و عادلانه است. تا انسانها به چشم طمع به یک
دیگر نگاه نکنند. و بدیهی است که طرف دیگر ممانعت از نگاه سوء استفاده
گرانه، پوشش و ممانعت از این نگاه است.
ھ – از مهمترین دلایل عقلی محض برای پوشش زنان، همان است که خداوند
متعال به صورت قالب کلی بیان نموده است و البته انسان میتواند و باید
که تعمیم دهد و مصادیق متفاوت آن را خود دریابد.
خداوند میفرماید: «شناخته شدن به نیکی» و نیز «محفوظ ماندن از آزار»
از دلایل کلی ضرورت پوشش است:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ
المُؤمِنينَ يُدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدنى أَنْ
يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» (الأحزاب -
59)
ترجمه: هان اى پيامبر! به همسرانت، و دخترانت و زنان مؤمنين، بگو تا
جلباب (روپوشهای) خود پيش بكشند، این برای شناخت آنها (به عفاف،
پاکی، فضیلت، مسلمانی، کمال و ...) نزدیکتر است، پس در نتيجه اذيت
نمىبينند، و خدا همواره آمرزنده رحيم است.
اینک به صورت بسیار مختصر به این دو فایده یا دو فلسفهی بیان شده
میپردازیم:
شناخت:
انسانها با یک دیگر مرتبط میگردند و چگونگی ارتباط به تناسب چگونگی
شناخت از یک دیگر تنظیم میگردد. مهم است که طرف مقابل را عالم بشناسید
یا جاهل، صادق بشناسید یا خائن ... و به طور کلی انسان بشناسید یا
حیوان یا کالا یا وسیلهای برای استفاده یا سوء استفاده.
اما در مسئلهی شناخت نیز باید توجه کرد که اول «معروف» خود را
میشناساند و سپس فرد به همان تناسب او را میشناسد. خداوند نیز ابتدا
خود را میشناساند و سپس دعوت به پذیرش و ایمان بدین شناخت مینماید،
پیامبران را با دلایل کافی و معجزات میشناساند، سپس دعوت به پذیرش
مینماید. این اصل همه جا جاری و ساری است. یک گل نیز ابتدا خود را با
جلوه و بوی عطرش میشناساند، یک حیوان نیز ابتداء با نمایش ظاهرش از
خود شناساسی میدهد و یک انسان نیز همین طور است.
پس، بسیار مهم است که زن، با تمام جاذبههای جنسیای که برای یک مرد
(یا حتی یک زن) دارد، ابتدا خود را چگونه معرفی کرده و میشناساند. یک
لوبت، یک سکس، یک جاذبهی جنسی، یک لذت رایگان، یک امکان برای
خوشگذرانی مرد، یک ابزار برای مطامع نفسانی و منافع اقتصادی ...، و یا
یک انسان؟! پس اگر زن در یک ارتباط با غیر یا جلوهی عمومی، خود را با
جاذبههای جنسیاش «چشم و ابرو و سر و سینه و پر و پایش» معرفی کرد و
طرف مقابل را به جاذبههای ظاهرش دعوت کرد، ارزش و فایدهی او نیز همین
قدر است و طرف مقابل نیز قدر و ارزش او را به همین مقدار میشناسد. لذا
در هر جامعهای که پوشش کنار رفت، برای زن نیز ارزش و فایدهی دیگری
تعریف نشد. اما اگر ظاهر را پوشاند، آن وقت باطن خود را معرفی میکند و
مخاطبین را به جاذبههای انسانی خود چون: علم، اخلاق، کرامت، فضیلت و
...، دعوت میکند. در این صورت روابط فردی و اجتماعی به نوع سالم و
تکامل یافتهاش تنظیم میگردد و اگر دو نفر زن و مرد نیز به هم جذب شده
و علاقمند شوند، فقط با تحریک قوهی شهوانی (حیوانی) به بدن یک دیگر
جذب نشدهاند و روابطشان از سطح رابطهی دو جفت حیوان فراتر میرود و
پیوندشان هدفدارتر، مقدستر و با دوامتر خواهد بود.
محفوظ ماندن از آزار:
این آزار هم روحی است و هم جسمی. ولی در هر حال نمایش بدن، سبب میگردد
که مرد به چشم یک «طعمه» به او بنگرد و برای دستیابی به طعمهاش هر
کاری بکند و پس از سیر شدن، مانند حیوانی که از شکارش فایدهای برده،
لاشهای را رها کند و برود.
همانطور که بیان شد، پوشش، به ویژه برای زنان، فقط آوردهی اسلام
نیست، بلکه یک اصل فطری است. [چنان چه یک زن حاضر نیست زن دیگری بدن
خود را برای مرد او به نمایش بگذارد و یک مرد که از دیدن بدن و
جاذبههای جنسی زن لذت میبرد، حاضر نیست دیگران بدن خواهر، مادر و
همسر او را دیده و لذت ببرند]. لذا پوشش نه تنها قبل از اسلام، بلکه از
ابتدای خلقت یک اصل ضروری قلمداد شده است.
از این رو در تاریخ میخوانیم که یهودیان، مسیحیان، اقوام مختلف،
صاحبان تمدن و از جمله ایرانیهای قدیم نیز پوشش داشتند.
البته مورخین برای پوشش هر کدام دلایلی ذکر کردهاند تا بتوانند اصل
«حسن ذاتی و ضرورت عقلی» را رد کنند. مثلاً گفتهاند: یهودیان زنان خود
را در چادر سیاهی میگذاشتند و در جعبه (تابوتی) با خود حمل میکردند
تا از گزند محفوظ بمانند – مسیحیان حجاب داشتند. و علت این که مسیحیان
مدینه حجاب نداشتند نیز این بود که معمولاً بردهی یهودیان بودند و
بردهداران اجازه نمیدادند تا بردهها خود را بپوشانند (مانند
قدرتمداران و سرمایهداران امروزی) و حجاب فقط مخصوص زنان اعیان و
اشراف و درباریان بود.
کریستین سن، ایران شناس دانمارکی در کتاب «ایران در زمان ساسانیان»
مینویسد: بله، زنان ایرانی در آن زمان نیز حجاب (تستر) داشتند و حتی
حجابشان نیز به شکل چادر بوده است. اما علت این است که خسرو پرویز 3000
هزار زن داشت و هر زن زیبایی را میدید تصاحب میکرد، لذا مردم زنان
خود را پوشاندند تا او نبیند و تصاحب ننماید.
کاری به درست یا غلط بودن این تفاسیر و تآویل نداریم، مهم این است که
زن در صورت جلوهی جاذبههای جنسی خود، مورد آزار و اذیب قرار میگیرد.
هم تحقیر میشود، هم به بردگی اساطیری یا بردگی مدرن امروزی کشیده
میشود و هم مورد هجوم و شکار، دزدی و اسارت و تجاوز، سوء استفاده و
اغفال و ... قرار میگیرد. و البته این حقیقتی است که در دیروز و امروز
شرق و غرب عالم مشهود بوده و هست.
لذا اسلام دو فایدهی اصلی و عمدهی پوشش را «شناخته شدن به نیکی» و
نیز «محفوظ ماندن از آزار» بر میشمرد.
- و البته دلایل بسیار دیگری نیز بر ضرورت پوشش زن و مرد وجود دارد و
میتوان موضوع را از ابعاد متفاوتی مانند: جسمی، روحی، اخلاقی، تربیتی،
فردی، اجتماعی، حقوقی، روانی ... و حتی سیاسی و اقتصادی مورد بحث و
بررسی قرار داد. چرا که موضوع، «انسان» و آثار مترتب از رفتارهایش بر
خود و جامعه است. چون همه چیز و همه کار به هم پیوسته و مرتبط است و در
یک دیگر تأثیر میگذارد. الکسیس کارل میگوید: «جان و جسم مثل شکل و
مرمر یک مجسمه به هم آمیخته است و نمیتوان بدون تراشیدن یا شکستن
مرمر، شکل مجسمه را تغییر داد. (انسان موجود ناشناخته – 134)
و هم او در نقش تحریک و تحرک غدد جنسی – که یکی از آثار غیر قابل کتمان
نمایش بدن است – در ظاهر و باطن و جسم و روان میگوید: «غدد تناسلی نه
تنها برای حفظ نسل و نژاد وظیفهی بزرگی بر عهده دارند، بلکه در تشدید
فعالیتهای فیزیولوژیکی و روانی و معنوی نیز مؤثرند». (همان مدرک، ص
84)
- اما متأسفانه پرداخت به این مباحث علمی و عقلی در باب تستر [حجاب) از
مجال این مختصر خارج است. لذا چون در اصل مفید بودن و ضرورت پوشش، شک و
شبههای در عقل نیست، دلیل عقلی زیادی هم نمیخواهد و بر هر کس که کمی
تفکر نماید معلوم و مسجل میگردد. لذا چنان چه بیان شد، دعوا بر سر
حدود آن است که اگر از سوی بشر تعیین شود [مانند دیگر حدودها] دستخوش و
منفعل مطامع و منافع زورمداران و استثمارگران خواهد بود و اگر از
ناحیهی خداوند خالق حیکم تدوین و اطاعت گردد، از هر حیث به نفع تکامل
فرد و جامعه خواهد بود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ه چند نکتهی مهم باید توجه شود:
الف – اساساً مکافاتها جهت بازدارندگی از جرم است و
نه معامله. برای جلوگیری از ارتکاب است، نه این که مجرم بگوید من در هر
حال میخواهم این جرم را انجام دهم، حال شما بگویید که چرا مکافاتش
اینقدر سنگین است؟ اگر قانون وضع کردهاند که در صورت سبقت غیر مجاز،
گواهینامه اخذ میشود، خودرو به پارکینگ فرستاده میشود، فلان مقدار
جریمهی نقدی دارد، دردسر ترخیص و ...، برای این است که سبقت غیر مجاز
انجام نپذیرد. نه این که یک رانندهی از خود راضی و بیفرهنگ بگوید: من
در هر حال دوست دارم سبقت غیر مجاز بگیرم و با جان خود و مردم بازی
کنم، اما شما بگویید چرا چنین جریمههای سنگینی بر آن وضع نمودهاید؟!
مثل این که مدتها در سایتها و وبلاگها میپرسیدند: چرا مکافات و
زنای محصنه اینقدر سنگین است؟! خوب این مکافات را قرار دادهاند تا کسی
مرتکب این عمل شنیع خانمان برانداز و جامعهسوز نشود. و بدیهی است که
اگر جریمه سنگین نباشد، به هیچ وجه جنبهی بازدارندگی نخواهد داشت.
اگر بخواهند جرائم و جریمهها و مکافاتش را با این دیدگاه و مطابق میل
و پسند مجرمین وضع و بررسی کنند، هیچ جریمهای نباید وضع شود و اگر وضع
شود نیز هیچ ارزشی ندارد، هر کسی هر فسادی میکند و در نهایت بهایش را
پرداخت مینماید.
ب – آنها با بیان چنین اعتراضاتی در قالب سؤال، قصد
دیگری دنبال میکنند و پیام مستتر (پنهان) دیگری را نیز القا میکنند
که عبارت است از: 1- فردی و خصوصی قلمداد کردن دین. 2- مادی دیدن دین.
ما که مادهگرا و ماتریالیسم نیستیم که همهی فواید و ضررها را اولاً
شخصی و ثانیاً مربوط به بدن بدانیم. نوشیدن نصف لیوان یا حتی یک جرعه
شراب، قمار بازی حتی به میزان یک ریال و...، همه در درجه اول شکستن
حریم و حدود الهی و ضایع کردن دین خدا و حلال و حرام اوست که به
مثابهی حذف همهی «باید و نباید»های الهی است که برای رشد، فایده و
کمال انسان وضع شده است. و این حقوق و ضرورت رعایت آنها نیز فقط فردی
نیست، بلکه به جامعه بر میگردد.
رواج یافتن منکر و فحشا، به ویژه شرب خمر و قمار، اگر چه اندک باشد و
یا هیچ ضرر بدنی هم برای مرتکب نداشته باشد، مضرات فردی و اجتماعی
بسیاری در عرصههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ... وارد
مینماید که اگر بخواهند به محاسبه بنشینند، حتی مکافات اعدام هم برای
این نصف لیوان کم است، چه رسد به هشتاد ضربه شلاق. و این هشتاد ضربه را
وضع کردهاند تا کسی مشروب ننوشد، اگر چه نصف لیوان. و اگر احیاناً کسی
نوشید، تنبیه بدنی که آثار روانیاش بیشتر است بشود، تا هم خودش دیگر
نخورد و هم دیگران بدین سو کشیده نشوند. پس اول ضرر شکستن حرمتها فقط
به فرد بر نمیگردد و ثانیاً آثار سوء مترتبه فقط به بدن اختصاص ندارد
که چنین قیاسی جایز باشد.
ج – امروزه حتی در کشورهای غربی که تولید، فروش،
توزیع و مصرف مشروبات الکلی نه تنها جایز است، بلکه بخش اعظمی از
اقتصاد و ساختار فرهنگی و نتایج سیاسی مطلوب آنان را حاصل میکند و
چرخش اقتصادی کلیه هتلها، بارها، کازینوها، سواحل، و به طور کلی صنعت
گردشگری و نیز شبکههای تلویزیونی و اینترنتی و ... با همین مشروب است،
به مضرات عمیق آن پی بردهاند، لذا محدودیتهای شدیدی قائل شدهاند.
مثلاً در رانندگی.
در اغلب ایالات امریکا و به ویژه کانادا، اگر پلیس خودرویی را متوقف
کند و در آن شیشه مشروبی ببیند که درش باز شده است، راننده را (که مصرف
هم نکرده، بلکه از رفیقش گرفته تا به خانه ببرد) به شدت جریمه میکنند
– چه رسد به این که نوشیده باشد. حال سؤال شود که آیا «باز بودن در یک
شیشه مشروب» به آن شخص و بدنش بیشتر ضرر میرساند یا این جریمهی
سنگین، که قطعاً نه تنها به جیب او ضرر است، بلکه اعصابش را نیز به هم
میریزد؟!
د – مضرات شرابخواری یا قمار، فقط ضرر شخصی بدنی یا
مالی نیست. اساساً چه بسا به کسی ضرر نکند و حتی فایدههایی نیز در بر
داشته باشد. مثل این که گرم شود، سرگرم شود ... و یا حتی فایدههای
کلانتری داشته باشد، مثل این که مزارغ و باغهایی برای کشت گندم، جو،
انگور و سیب برای شرابسازی و یا کازینوهای که ضمن ایجاد اشتغال، جذب
گردشگر هم میکند. خوب ظاهر این امور همه فایده است، لذا خداوند متعال
که خالق انسان و همه چیز است، در قرآن میفرماید که «ضرر مشروب از خیرش
بیشتر است»، یعنی چه بسا خیرهایی هم داشته باشد، اما ضررش بیشتر است و
از گناهان کبیره است، که البته پی بردن به این مضرات فردی و اجتماعی،
فکر کردن میخواهد:
«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ
مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا
يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ
تَتَفَكَّرُونَ» (البقره، 219)
ترجمه: از تو حكم شراب و قمار را مىپرسند بگو در آن
دو گناهى است بزرگ و منافعى است براى مردم اما اثر سوء آن دو در دلها
بيش از منافع صورى آنها است و نيز از تو مىپرسند چه تعداد انفاق كنند؟
بگو حد متوسط را، خدا اين چنين آيات را برايتان بيان مىكند تا شايد
تفكر كنيد.