حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
حجاب؛ نگاه ديروز، چالش امروز، دغدغه فردا
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608009658293357255&pid=1.7

كساني‌ كوشيده‌اند از طريق‌ فاصله‌ انداختن‌ ميان‌ ارزشها با روش‌ تحقق‌ عيني‌ آنها، ميان‌ حجاب‌ با عفاف، تفكيك‌ نموده‌ و حجاب‌ را غير ضروري‌ مي‌خوانند و حفظ‌ عفت‌ را بدون‌ حجاب‌ نيز ممكن‌ مي‌دانندعفاف، خويشتن‌داري‌ با علائم‌ و نشانه‌هاي‌ رفتاري‌ و گفتاري‌ است‌ و وجود آن‌ بستگي‌ به‌ وجود نشانه‌هاي‌ آن‌ دارد پس‌ حفظ‌ عفاف‌ بدون‌ رعايت‌ نشانه‌هاي‌ آن‌ ممكن‌ نيست. عفت‌ نمي‌تواند يك‌ امر صرفاً‌ دروني باشد و هيچ‌ علامت‌ بيروني‌ نداشته‌ باشد. بخشي‌ از تفاوت‌ در نشانه‌هاي‌ خويشتن‌داري‌ زن‌ و مرد، از تفاوت‌ در خلقت‌ آنها سرچشمه‌ مي‌گيرد و يكي‌ از نشانه‌هاي‌ عفاف، پوشش‌ است. عفاف‌ بدون‌ رعايت‌ پوشش، قابل‌ تصور نيست. نمي‌توان‌ به‌ زن‌ يا مردي، «عفيف» گفت‌ در حالي‌ كه‌ عريان‌ يا نيمه‌ عريان‌ در انظار عمومي‌ ظاهر مي‌شود گرچه‌ تفاوت‌ رفتارهاي‌ انساني‌ و حيواني، ريشه‌ در تفاوت‌ خلقت‌ و فطرت، گرايشها و منش‌ها دارد. در اسلام‌ از نشانه‌هاي‌ برجستة‌ «عفاف» مي‌توان‌ به‌ پوشش‌ اسلامي‌ (حجاب) اشاره‌ نمود.

شهيد مطهري‌ در مسئله‌ حجاب‌ مي‌نويسد:«وقتي‌ زن‌ پوشيده‌ و سنگين‌ از خانه‌ بيرون‌ رود و جانب‌ عفاف‌ و پاكدامني‌ را رعايت‌ كند افراد فاسد و مزاحم‌ جرأت‌ نمي‌كنند متعرض‌ آنها شوندشانه‌ بودن‌ «حجاب» براي‌ «عفاف» گريزناپذير است. پوشش، نشان‌ عفاف‌ است.«عفت‌ و حيا، خصلتي‌ انساني‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ بر نمي‌تابد و مورد پذيرش‌ تمامي‌ انسانها بود، و هست. و انسانهاي‌ بزرگ‌ و اديان‌ آسماني‌ نيز بدان‌ توصيه‌ كرده‌اند. در شريعت‌ اسلامي‌ نيز بر آن‌ تأكيد فراوان‌ شده‌ است. همين‌ خصلت‌ انساني‌ يكي‌ از فلسفه‌هاي‌ اصلي‌ پوشش‌ آدمي‌ بوده‌ است»در خصوص‌ اندازة‌ وابستگي‌ پوشش‌ با حجاب، استاد مطهري‌ مي‌نويسند:«حيا و عفاف‌ از ويژگيهاي‌ دروني‌ انسان‌ است‌ و حجاب‌ به‌ شكل‌ و قالب‌ و نوع‌ و چگونگي‌ پوشش‌ بر مي‌گردد. تفاوت‌ باطن‌ و ظاهر يا روح‌ و جسد و يا گوهر و صدف‌ را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ تمثيل‌ در اين‌ زمينه‌ به‌ كار برد. به‌ گمان‌ ما اينها دو حقيقت‌ هستند و ميزان‌ وابستگي‌ اين‌ دو نياز به‌ تأمل‌ دارد.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608054583659659580&pid=1.7

حجاب و پاسخ به مخالفان: منتقدان و مخالفان پديده اي چون «حجاب»، و به بياني بهتر «پوشش»، در رويارويي با اين دستور اسلامي و اجراي آن در جامعه اي اسلامي، پرسش هايي مختلف را طرح مي كنند و در اين راه، به آن توسل مي جويند؛ پرسش هايي مطرح چون:


الف: باتوجه به اينكه نيمي از جمعيت جامعه را زنان تشكيل مي دهند، «حجاب» سبب انزواي اين گروه بزرگ و سبب عقب افتادگي اين گروه فعال و در نهايت تبديل آنان به نيرويي سربار و مصرف كننده در جامعه مي شود. آيا اين كار عاقلانه است؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه «حجاب اسلامي»، و بياني درست تر «پوشش اسلامي» هيچگاه زن را در جامعه منزوي نمي سازد. اگر در گذشته و در اثبات اين سخن، نيازمند به استدلال هاي عجيب و طولاني بوديم، امروزه، به راحتي مي توانيم با درنظرگيري حضور بانوان در جامعه ايراني پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي و حضور امروزين آنان در جايگاه هاي متفاوت و مختلف از مقام هاي سياستگذار تصميم گير تا دانشجويان دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي، ناراستي و نادرستي اين سخن را به اثبات رسانيم كه «اقوي دليل بر وجود شيء، خود آن شيء است.»

ب- «حجاب» لباسي دست و پاگير است و فرد را از فعاليت سازنده بازمي دارد. آيا اين كار شدني است؟ اين پرسش نيز از جمله پرسش هايي است كه برخلاف ظاهر درست خويش، باطني نادرست و ناراست دارد؛ زيرا «حجاب» هيچگاه به معناي چادر نيست كه حجاب به معناي پوشش است و چادر نوعي پوشش است. از اين رو، اگر بر صفحات شمالي كشورمان، ايران، بنگريم، زنان روستايي در شاليزارها، عمل سخت و كار طاقت فرساي كشت، كاشت و برداشت برنج را با حفظ كامل «حجاب» كه به طور الزامي چادر نيست، انجام مي دهند و جالب آن كه، حتي اين كار را در بسياري از اوقات، بهتر و برتر از مردان به انجام مي رسانند.

ج- «حجاب»، ميان مردان و زنان فاصله مي افكند و طبع حريص مردان را بيش تر تحريك مي كند و به جاي آن كه «خاموش كننده» باشد، آتش حرص آنان را شعله ورتر مي سازد كه: «الانسان حريص علي ما منع»، آيا اين شيوه كارآمد است؟ اين پرسش نياز به توضيح دارد: انسان به چيزي حرص مي ورزد كه هم از آن منع و هم به سوي آن تحريك شود. به بياني ديگر، با نيازافكني و تحريك سازي، تمناي چيزي را در فرد و جامعه بيدار كنند و آنگاه فرد و جامعه را از آن بازدارند؛ به طور مثال اگر در جامعه اي به وسايل مختلف و ابزار مختلف چون: فيلم هاي سينمايي مستهجن، رمان هاي سرشار از مسايل جنسي و... غريزه ذاتي و خفته جنسي فرد را بيدار سازند و سپس اين غريزه سركش و عصيان طلب را به صرف «بايدها» و «نبايدها»ي قانوني خاموش كنند، نه تنها در بلندمدت ميسر نخواهد شد كه خود موجب عقده هاي بسيار و خلأهاي فراوان روحي در فرد انسان و جامعه انساني مي شود، اما اگر زمينه هاي بروز و پيدايي آن در نهاد فرد و ساختار جامعه به حداقل رسيده يا از بين برود، حرص و ولع نسبت به آن كمتر و كمتر مي شود.

پاسخ گويي به چنین  پرسش هايي كه گاه رنگي از شبهه افكني به خود مي گيرد، بيش از هر زمان، نشان گر آن است كه «حجاب اسلامي» و به بياني بهتر «پوشش اسلامي»، هيچگاه «محدودكننده» حضور زن در جامعه اسلامي نبوده است. «حجاب» از نگاه اسلام، تنها و تنها به منزله پوششي است كه زن را در برابر تيرهاي سهمگين نگاه كه زهرگناه را با خود به همراه دارد، حفظ مي كند و به او «مصونيت» مي بخشد اما، در اين ميان، آنچه يادآوري آن، بيش از هميشه، ضروري و لازم مي نمايد، پاسخ گويي به پرسش اساسي است؛ پرسشي كه نه چون پرسش هاي قبل برخاسته از «نگاه ديروز» كه چون پرسشي روزآمد، ناشي از «چالش امروز» است: «حجاب» در جامعه امروزين ما، جامعه اي كه در روزگار ارتباطات و فناوري به سرمي برد، چگونه حالت اجرايي به خود مي گيرد؟ آيا نمي توان در اجراي آن در جامعه اسلامي دست به ابداع و نوآوري برآمده از ارزش هاي والاي اسلامي زد؟ و...پاسخ گويي به اين پرسش يا پرسش هايي از اين دست، البته از نگاه مؤلف، آنگاه مفيد، مؤثر و ثمربخش خواهد بود كه به پيش فرض هايي چند درباره «حجاب»، «پوشش»، و به طور كلي جايگاه ارزش هاي اسلامي در جامعه امروزين ما اشاره شود؛ پيش فرض هايي چون: الف- «حجاب» از ديرباز در جوامع اسلامي از اهميت و جايگاهي والا و بالا برخوردار بوده است.

اين پوشش، به ويژه در قرن هاي گذشته و خاصه پس از هجوم استعمارگران به سرزمين هاي اسلامي براي دستيابي به منافع افزون تر، همواره، به منزله نمادي از سازش ناپذيري با بيگانگان و استعمارگران و به عنوان نشانه اي از حفظ استقلال و هويت جامعه اسلامي مطرح بوده است. از اين سبب، همراه با روي كار آمدن دولت هاي دست نشانده در كشورهاي اسلامي، به ويژه در صد سال اخير، مسخ و از بين بردن اين پوشش در راستاي دستيابي به ارزش هاي غربي در اين كشورها، از نخستين گام هاي حكومتگران و دولتمردان به شمار مي آمد؛ آنچنان كه در تركيه، با به قدرت رسيدن كمال آتاتورك، به روشني اين سياست استعماري به اجرا درآمد و در ايران، با به قدرت رسيدن پهلوي اول و در راستاي سياست هاي اصلاحي او، تغيير لباس و كشف حجاب صورت گرفت؛ سياستي كه با بسترسازي ها و زمينه چيني هاي فرهنگي و اجتماعي در روزگار پهلوي دوم ادامه پيدا كرد.

هر كجا كه ردپايي از فرهنگ بيگانه و سلطه پذيري فرمان روايان در كشورهاي اسلامي وجود دارد، تضعيف يا حذف «حجاب» و به طور كلي، مسخ و نابودي ارزش هاي اسلامي همراه با عنوان هايي رنگارنگ و مختلف در دستور كار قرار مي گيرد و در پيامد آن، ولنگاري و بي بندوباري از جايگاه «ضدارزشي» خود، با نام هاي فريبنده و زيبا، جايگزين جايگاه «ارزشي» پيشين در جامعه مي شود؛ جايگاهي كه انديشمندي فرانسوي چون «فرانتس فانون» (Frantz Fanon) در كتاب «انقلاب الجزاير يا بررسي جامعه شناسانه يك انقلاب»، درباره آن مي نويسد: «اگر بخواهيم به تار و پود بافته جامعه الجزايري هجوم بريم و استعداد مقاومت آنها را از بين ببريم، بايد ابتدا زن ها را تحت تسلط خود درآوريم... و لذا، هر چادري كه دور انداخته شود، افق جديدي را كه بر استعمارگر ممنوع بوده، در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجابي، اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود...»

ب- در دويست سال گذشته، اروپا با پشت سر نهادن روزگار تاريك وسطي كه ناشي از برداشتي تحريف گونه و نادرست از «مسيحيت» بود، گام هاي پي در پي در مسير پيشرفت و رهيافت به سوي جهاني نو را پيمود، اين در حالي بود كه در اين سوي از جهان، به ويژه در كشورها و جوامع اسلامي، انديشمندان و روشنفكران در منازعه و كشمكشي بي سرانجام، همراه با خارج ساختن جامعه از مسير راستين خود، آن كردند كه ديديم، كشورهاي اسلامي به ويژه ايران كه روزگاري مهد علم و دانش و گاهواره تمدن و پيشرفت بودند، به مصرف كننده اي صرف در تمام زمينه ها و مستعمره هايي مستقيم و غيرمستقيم تبديل شدند.

از ديگر سو، استعمارگران تنها به استعمار سياسي مستعمرات اكتفا نكردند، بلكه به استعمار فكري و انديشه اي به منظور تداوم سلطه و سيطره خويش روي آوردند و در اين راه، دست اندازي به حريم فرهنگي و اخلاقي جامعه را، سرلوحه كار خويش قرار دادند: پذيرش دانشجو در رشته هاي مختلف در دانشگاهها به منظور القاي انديشه هاي فرهنگي و گاه ضدديني خويش، ايجاد مدارس مذهبي در شهرهاي كوچك و بزرگ، تبليغ فرهنگ وارداتي، تهاجم سازمان يافته به ارزش هاي مورد قبول همگان در جامعه و وارونه جلوه دادن آن، نمونه هايي هر چند كوتاه اما گويا در درستي سخن بالاست.

در اين ميان، انديشمندان و روشنفكران جامعه، در رويارويي با چنين پديده اي، با توجه به نهادينه شدن فرهنگ ناراست «افراط» و «تفريط» در جامعه، به دو بخش كاملا متضاد از لحاظ مواجهه تقسيم شدند: گروهي چون فتحعلي آخوندزاده و حسن تقي زاده با «شيدايي» و «عشق» به غرب روي آوردند و «غربي بودن» و «غربي شدن» را در همه ابعاد، از سر تا به پا ترويج كردند و گروه ديگر، با نفي تمام دستاوردهاي غرب همراه با بهره مندي از عقايدي متحجرانه در برابر گروه نخستين صف آرايي كردند. سرانجام در كشاكش اين نيروهاي انديشه اي كه يكي«مرعوب» و «مجذوب» غرب و ديگري «مخالف» و «متنفر» از آن بود، پهلوي اول با حمايت مستقيم استعمارگران انگليسي در ايران به قدرت رسيد. او كه چون «آتاتورك»، به زعم خود مي خواست ايران را به دروازه هاي پيشرفت غرب رساند، با راهنمايي مشاوران خويش، كه چون او در سرسپردگي بيگانه يد طولايي داشتند، در پي آن برآمد تا گام به گام به روياي خود رنگي از واقعيت بپوشاند.

برخوردهاي متحجرانه و بدعت هايي كه به نام دين در ظاهر ولي بر ضد دين در باطن، در جامعه وجود و حضور داشت، راه را بر پيشروي انديشه ها و افكار ضدديني در جامعه گشود. هزاران هزار گفتار و سخن ضدديني، آهسته و آهسته و به طور هماهنگ در مطبوعات به منظور از بين بردن حساسيت متدينين چاپ و منتشر شد. تكيه دولت خراب و ويران شد و عزاداري سالار شهيدان جاي خويش را به «گاردن پارتي» داد. نوگرايان با شعار تجدد و نوگرايي، خانه به خانه، خود را به مقصود نهايي، «غربي سازي» و به اصطلاح «مدرن سازي» جامعه ايراني، نزديك و نزديك تر ديدند. در اين ميان، «حجاب» و نماد آن «چادر» مورد بيشترين حمله و هجمه نظري قرار گرفت و «آزادي زنان» از قيد رقيت و بندگي، تنها و تنها با برداشتن چادر كه نشانه اي از «سنت» در جامعه بود، امكان پذير جلوه داده شد.

اين ستيزه جويي هاي لفظي و اين نظريه پردازي هاي حساب شده كه به طور عمده از سوي تربيت يافتگان سطحي نگر غرب در جامعه، رواج داده مي شد، سرانجام محيط را براي وارد آوردن ضربه نهايي در «مدرن سازي» جامعه آماده ساخت. 71 دي ماه 7131 هجري شمسي، نمادي سرشار از چهره خشن تجددي مرعوب و مجذوب در برابر نشانه اي مملو از باورهاي اصيل و ريشه دار در جامعه ايران بود. در اين روز، چادر از سر زنان و دختران اين مرز و بوم با استفاده از نيروي نظامي و بهره گيري از قوه قهريه برداشته شد و جالب آن كه براي عملياتي شدن اين كار زشت و اين عمل ننگين، جشن ها و مراسم مختلف در گوشه و كنار اين مرز و بوم برگزار شد. اما در اين ميان، قزاق بي سواد چكمه پوش سوادكوهي، رضاشاه، از نكته اي ظريف غافل بود، نكته اي كه بي توجهي به آن، در عمل، تمام تلاش هاي صورت گرفته را ناكام و بي سرانجام كرد، و آن نكته اين بود كه: حركت در محو و نابودي ارزش هاي جامعه، حركتي تدريجي و فرآيندي زمان بر است و به ناگاه نمي توان جامعه را به سوي «ضدارزشي» چون بي حجابي سوق داد و آن را دگرگون كرد.

نتيجه آن كه با اشغال ايران به وسيله نيروهاي ارتش سرخ شوروي و ارتش انگلستان در شهريور 0231 هجري شمسي و به پايان رسيدن قدرتمداري پهلوي اول، دوباره كار به روال سابق بازگشت و ديگر بار زنان و دختران اين مرز و بوم به پوشش «حجاب» روي آوردند، با اين تفاوت كه اين بار در اثر پديده «كشف حجاب» و شكستن برخي هنجارهاي پيشين، گروهي به خود اين جرأت را داده بودند كه در جامعه به ترويج اين «ضد» ارزش در قالب «ارزش» بپردازند. با كودتاي 28 مرداد 1332 هجري شمسي و استقرار كامل ديكتاتوري 25 ساله پهلوي دوم، اين بار با توجه به خصلت «همزادپنداري» دولتمردان ايران و در پيشاني آنان «محمدرضا پهلوي» با دولتمردان ايالات متحده آمريكا، توجه به فرهنگ آمريكايي كه در نظر پهلوي دوم در عبارتي چون «دروازه تمدن بزرگ» جلوه گر مي شد، به اصلي اساسي در نزد تمام دست اندركاران حكومت، به ويژه دست اندركاران فرهنگي آن، تبديل شد.

نگاهي كوتاه به صفحات نخستين مجله هاي هنري و فرهنگي در روزگار پيشين از پيروزي انقلاب اسلامي، به راحتي درستي چنين سخني را به اثبات مي رساند؛ گرچه تصاوير مهيج و تحريك كننده بر سر در تأترها و سينماها، شوهاي تلويزيوني، آگهي هاي تجاري تلويزيون و جشن هاي هنر شيراز كه در يك مورد آن، نمايش تصاويري خلاف عفت عمومي در سال 1356 به آشوبي عظيم منجر شد، همه و همه، در كنار تعداد پرشمار كاباره ها، بارها و كازينوها، كه بي توجه به عواطف و احساسات ديني و مذهبي مردم به فعاليت مي پرداختند، نشانه هايي بارز و آشكار بر درستي چنين سخناني است.

پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 هجري شمسي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در 12 فروردين 1358 هجري شمسي، ارزش هاي اسلامي و از جمله «حجاب»، يا به بياني بهتر «پوشش» را به تدريج جايگاهي ديگر داد و جالب آن كه، به رغم اين تصور كه اين امر سبب ساز كاهش مشاركت زنان در جامعه مي شود، مشاركت زنان در صحنه هاي گوناگون سياسي، فرهنگي و اجتماعي جامعه رابه 300 برابر افزايش داد؛ رويدادهاي خونين دوران استقرار نظام جمهوري اسلامي، جنگ تحميلي هشت ساله عليه ملت ايران (دفاع مقدس) و... نظاره گر حضور پرشور دختران و زنان جامعه اسلامي ايران بوده و صحنه هايي بسيار از شكوه اين حضور حماسي را در حافظه خويش ثبت و ضبط كرده است.

امروزه، نيز اگر با ديدي سرشار از «انصاف» و «اعتدال» بنگريم، حفظ و صيانت از ارزش هاي اسلامي در جامعه از جمله در موضوع «حجاب»، گرچه در بيش تر موارد رعايت مي شود، اما با تأسف بسيار، در بسياري از موارد ضعيف و كم يا به طور كلي اصلاً رعايت نمي شود. از اين رو، آنچه در پي مي آيد به اين بهانه به نگارش درآمده است تا با مسئولان و دست اندركاران، به ويژه مسئولان و دست اندركاران فرهنگي جامعه، و گروهي كه ارزش هاي اسلامي را پاس نمي دارند، سخن گويد تا از رهگذر آن، به نقد سياست هاي فرنگي دولت و ارايه پيشنهادهايي چند در بهبود آن بپردازد:

در سال هاي گذشته، كشور ما در اجزا و قسمت هاي فرهنگي خود، به ويژه در «مديريت فرهنگي» از نقصان هاي بسيار رنج برده است. لازم به يادآوري نيست كه در كشوري اسلامي چون ايران كه نزديك به دو سوم ازجمعيت آن را جوانان و نوجوانان زير 35 سال تشكيل مي دهند، اگر در ترويج و مانايي ارزش ها و اصول اسلامي، از زبان روز و در خور فهم اين جوانان همراه با شاخص هاي «جذابيت» و «كشش» فكري استفاده نشود، چه لطمه هايي جبران ناپذير بر شخصيت جوان و در پي آن به هويت جامعه اسلامي وارد مي شود.

http://golmikh2.persiangig.com/miri.jpg

با ظهور پديده هايي نو چون ماهواره و اينترنت جوامع اسلامي و به ويژه جامعه ايراني، به طور مداوم در آستانه شبيخوني همه جانبه و تهاجمي چند سويه قرار گرفته اند. در اين گيرودار، وجود مديريت مقتدر، كارآمد و همه سونگر فرهنگي مي تواند در جذب و هضم پديده ها و دور كردن جامعه از حالت انفعال به نفوذ و تهاجم به فرهنگ هاي بيگانه و نهادينه كردن ارزش هاي اصيل ملي- اسلامي در جامعه چون: حجاب اسلامي، پوشش اسلامي، در برابر ضد ارزش هايي چون: ولنگاري و بي بندوباري، نقشي مؤثر، شايسته و درخور ايفا كند.


طرح صيانت از حريم حجاب و عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

طرح «صيانت از حريم حجاب و عفاف» در تاريخ 1393/7/16 با هدف بازنگري در قوانين موجود در اين رابطه، و افزايش ضمانت اجرايي قوانين در مجلس شوراي اسلامي اعلام وصول شد، اما در تاريخ 1394/6/9 مرکز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، در گزارشي که ارائه داد، کليات طرح را قابل پذيرش ندانست و پيشنهاد کرد: اين طرح از دستور کار کميسيون مشترک تخصصي و مجلس خارج شود.مهمترين وجه تمايز اين طرح با قوانين قبلي عفاف و حجاب، تشديد ضمانت اجرا و تاکيد بر «برخورد با هنجارشکنان و متخلفين حوزه عفاف و حجاب»؛ است.

با وجود اين، نکاتي در خصوص جزئيات اين طرح وجود دارد که در قالب گزارشي به کميسون ارائه گرديد.دفتر مطالعات فرهنگي اين مرکز در اظهارنظر کارشناسي خود آورده است: با توجه به فقدان خلاء قانونگذاري در خصوص مواجهه با بدحجابي در جامعه و نظر به ملاحظات و چالش ذکر شده کليات طرح قابل تاييد نيست.اما چندي پيش طرح صيانت از حريم عفاف و حجاب با همکاري کميسيون فرهنگي و قضائي مجلس تنظيم و کليات اين طرح امروز تصويب شد.

اين طرح داراي 9 ماده است که در جلسات بعدي جزئيات اين 9 ماده مورد بررسي قرار خواهد گرفت.برخورد با زنان خياباني، کشف حجاب در خودروها و اماکن عمومي و برخورد با کارکنان دستگاه‌هاي مشمول قانون خدمات کشوري که حجاب را رعايت نکنند از موارد مطرح شده در اين طرح است.اين طرح مورد ارزيابي کارشناسان و صاحبنظران و منتقدين داخل و خارج مجلس قرار گرفته است.

طرحي که بنابر حساسيت موجود بر آن، از جوانب مختلف قابل بررسي است؛ لذا در اين مجال به بررسي مواد مختلف اين طرح و نکات منفي و مثبت موجود در آن، با توجه به اظهارنظر کارشناسي صورت‌گرفته در مرکز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي مي‌پردازيم.طبق نظر کارشناسان در طرحي با اين شدت جرم‌انگاري مسئله حجاب، جاي چند نکته ضروري خالي است.

اول، در اين طرح بي‌توجهي به بعد فرهنگي مسئله و اينکه حجاب بيش از قانون‌پذيربودن، مسئله‌اي فرهنگي و اعتقادي است و نيازمند زيرسازي‌هايي از اين دست است، به شدت حس مي‌شود. درست است که دين، ابعادي اجتماعي و عمومي دارد که براي اجرايي و عملي‌شدن، نيازمند قوانين شرعي و عرفي است، ولي از سوي ديگر مسلم است تا پايه‌هاي اعتقادي افراد ترميم و تحکيم نشود، نمي‌توان نمودهاي ظاهري را بازسازي کرد؛ پس بايد بيش از هرچيز، بر فرهنگ و اعتقادات تأکيد کرد.

دوم، قانوني‌بودن حجاب در جامعه اسلامي امري طبيعي و مورد پذيرش عقلاي امر است، اما مسئله در مورد نحوه اجرايي‌ساختن اين قانون است. تنها و تنها به مجازات توجه‌داشتن و مسئله‌اي فرهنگي، اعتقادي و اجتماعي را صرفاً قانوني ديدن، ما را در رسيدن به اهداف کمک نخواهد کرد؛ درصورتي‌که در طرح ارائه‌شده، به اين موضوع در حد مسئله‌اي مانند تخلفات راهنمايي و رانندگي نگاه شده است که اين نوع نگاه از جايگاه والاي اين موضوع مي‌کاهد.

سوم، در طرحي با اين ابعاد و با اين حساسيت اجتماعي در داخل و خارج، مسلماً بايد به تمام جوانب مسئله توجه ويژه شود و ذهنيت جامعه براي پذيرش اين امر آمادگي لازم را پيداکرده و مطالبه‌آفريني‌ها انجام گيرد و سپس وارد مرحله عمل شويم؛ چراکه در غير اين صورت، بين خواست مردم و نظام گسست ايجاد خواهد شد و مسئله‌اي که از الزامات ديني و قانوني است، مورد اقبال و توجه قرار نمي‌گيرد و ممکن است مقاومت‌هايي نيز در برابر آن صورت گيرد.

چهارم، يکي از نکات حائز اهميت ديگر در اين مسئله، توجه به زيرساخت‌هاي اجرايي، فرهنگي، آموزشي و... است. اينکه بايد ميان دستگاه‌هاي مختلف ارتباط و هماهنگي‌هاي لازم ايجاد شده و جايگاه و وظايف هر يک به خوبي تبيين شده و نحوه نظارت و اجرا و حتي آموزش به تشريح ذکر و تبيين شود، تا همه دستگاه‌هاي سياست‌گذار و اجرايي، هم‌سو و هم‌راستا و هم‌هدف با هم، در يک مسير مشخص و هم‌زمان، به پيش روند و کم‌کاري يکي از نهادها موجبات سختي و مشقت و ناکارآمدي نهاد ديگر را فراهم نسازد.

پنجم، البته نمي توان از اين موضوع چشم پوشيد که اجرايي‌شدن چنين قانوني، موجبات نظم‌دهي به وضعيت حجاب در مراکز عمومي و دولتي را تا حدي فراهم مي‌آورد، ولي باز هم اين امر براي نماندن در سطح ظاهر، نيازمند زمينه‌سازي و فرهنگ‌سازي گسترده است.

ششم، در اين طرح، به صراحت نيروي انتظامي مسئول برقراري اين قانون معرفي شده است و اين بدان معناست که اين نيرو، با توجيه قانوني مي‌تواند در مواردي که با چنين عنواني مرتبط مي‌شود، دخالت مستقيم داشته باشد؛ هرچند نقش ساير نهادهاي ذيربط به درستي شرح داده نشده است.تمام آنچه گذشت، نظرات مخالفان و موافقان اين طرح بود که بيان شد؛ نکاتي که جهت اجرايي‌شدن به نحو مطلوب و اثربخش، تجديدنظر بر مبناي دقت عمل و برنامه را مي‌طلبد.