نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مردمان ايراني تبار، ساکنان اوليه ازبکستان هستند. کشوري که بسياري از جمعيت 30 ميليونياش را مسلمانان تشکيل ميدهند. قسمت عمدهاي از پارسي زبانان اين کشور در دو شهر سمرقند، بخارا و استان سرخان دريا ساکن هستند. تا بوده زنان ازبکستان باحجاب بودهاند. حال، اعلام کرده اند حجاب در ازبکستان، ممنوع! چنين تدابير دولتي را چه ميشود نام نهاد؟ ترقي! انساندوستي! پيشرفت! يا هرچه که خود نام بر آن مينهند!
چه فايده که دولتي مخالف اعتقادات ملت خويش گام بردارد؟ چه فايده که مردم راه خويش بروند و دولت هم راه خودش را! و خلاصه هزار عذر و توجيه ديگر بياورند که حجاب چنين است و چنان...
اين روزها در پايتخت ازبکستان، پليس، زناني را که حجاب دارند، متوقف ميکند و با رفتاري حيوان صفت و دور از شئون، محتويات کيفشان را جستجو و در صورت تکرار (باحجاب بودن) آنها را به اداره پليس و سپس زندان منتقل ميکنند. و اين شعار امروز زنان مسلمان ازبکستان است: «زنداني شويد به حکم حجاب داشتن!» مبلغ جريمه زنان محجبه در اين کشور 700 ثوم (واحد پول ازبکي) است و اين مبلغ بسيار بالايي است؛ در نتيجه زنان محجبه از اين پس مجبور هستند در خانه بمانند.
حتماً ميدانيد که هدف از نزول قرآن و بعثت پيامبر (ص) تنها يک چيز بوده است و آن برداشتن پردههاى غفلت از جلوي چشم انسانها؛ غفلتى که چشم انسان را از نگاه به عمق واقعيتها بازميدارد. حجاب از ضروريات دين است و ارائه تصويرى است از آنچه در جهان شناسي مسلمانان شکلگرفته و تقريباً جزء ضروريات اعتقادى ايشان درآمده است. البته پوشش تنها اختصاص به زنان ندارد، اما زنان، حجاب و پوشش خاصى دارند که در هر کشور متفاوت است. فرهنگ ما ايرانيان چادر را به عنوان حجاب برتر برگزيده و لباس ملى آنان به شمار مىرود؛ و در کشورهاي ديگر هر کدام به نوعي... اسلام مىخواهد که شخصيت زن مسلمان در هر شرايطي حفظ شود تا هم روح و هم جسمش در امان باشد. اين گونه جامعه هم در امان است، چون نبود حجاب، هم مردها را ناامن مىکند و هم زنها را.
سردمداران کفر مىدانند که تنها ايمان داشتن و نام مسلمان داشتن کافي نيست. سردمداران کفر مىدانند عمل نکردن به احکام، انسان را از معرفت دورمي سازد. سردمداران کفر مىدانند که حجاب، معرفت است. آنها ميدانند که براي همين افزون بر عقل، آيات و روايات نيز زن مسلمان را به داشتن حجاب ملزم ساخته است؛ به همين جهت حجاب را نشانه ميگيرند؛ در اين صورت زنان مؤمن چنين کشورهايي در معرض خطر قرار ميگيرند ، در معرض آزارهاى کافران و بيماردلان.
بنابراين، زنان مسلمان ازبکستان نبايد حجاب مذهبى خويش را از دست بدهند. بايد زنهاي با عفت و مردهاى باغيرت ازبکستان بدانند که از دست دادن حجاب، مقدمه اي براى از دست دادن اسلام در اين کشور است، مقدمه اي براي نفوذ تهاجم فرهنگى يا شبيخون فرهنگى غرب.نبود حجاب مايه انحراف نگاهها از سازندگى هر جامعه ميشود. دولتمردان ازبکستان در صدد راهاندازى جريان نابودي اسلام هستند و در آغاز از پديدههاى صورى و ظاهرى اجتماعى نظير حجاب شروع ميکنند.لابد پس از اينکه حجاب را ممنوع کردند به سراغ نکات ديگر دين اسلام مي روند و يکي يکي آنها را هم ممنوع مي کنند!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بی شک پدیدهی «برهنگی» بیماری عصر ماست که دیر یا زود به عنوان یک «بیماری» شناخته خواهد شد. لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است که در قرآن به آن تصریح شده است.حجاب یك هدیهای الهی است كه خداوند به بندگان خود عطا كرده است تا در سایهآن، زنان به سعادت حقیقی خود دست پیدا کنند. حجاب اثرات مختلفی بر زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی ما دارد، از این رو بیتوجهی به مسئلهی حجاب هرگز به نفع فرد و جامعه نیست. حفظ حجاب در بخش خانوادگی استواری آن را در پی داشته و کانون خانواده را استحکام میبخشد، به طوری که رسیدن به آرامش و اطمینان قلبی و تعادل شخصیتی در پرتو حجاب محقق میگردد. با حفظ حجاب و پوشش مناسب دختران و زنان، بسیاری از بیماریهای اخلاقی جنسی ریشهکن شده و یا به حداقل کاهش مییابد.
تدبیری که خداوند به کار برده تا زنان از جمال خود در جهت آرامش بخشی و اعتدال جامعه انسانی بهره گیرند، قرار دادن عنصر حجب و حیا در روح زن است. حیا و عفاف هم برای زنان لازم است و هم برای مردان تا گام از حریم اخلاق بیرون ننهند ، اما به دلیل جاذبههای خاص و توانمندیهایی که خداوند در زن قرار داده عنصر حیا و عفاف ضرورت بیشتری یافته است . امنیت و آرامش خاطر از آثار حجاب اسلامی است .انسان در پناه محافظ ، احساس آرامش بیشتری دارد. پوشش اسلامی نیز نگهبان زن است، هر چه این پوشش کاملتر شود، درصد امنیت زنان بالا می رود؛ چرا که پوشش زنان در کاهش مفاسد اجتماعی نقش موثری دارد.
عفاف و پاکدامنی، پیامد نیکوی تقوای الهی و مایه قرب خداوندی است. نوع پوشش زن ، معرف شخصیت عفیف اوست که موضع گیری مرد را در برابر او مشخص می کند پس باید در این زمینه تلاش فراوان کرد تا این معرف با روش های مختلف ماندگار شود. امروزه نسل جوان و خانواده ها با فلسفه و ضرورت حجاب ، آشنایی لازم را ندارند، لذا برگزاری نشست های علمی علاوه بر ضرورت حجاب ، آثار اجتماعی، روحی و روانی حجاب را در مورد زنان روشن می کند.
نگاهی بر جامعه شناسی امنیت اجتماعی
امنیت اجتماعی همواره به عنوان یکی از نیازهای اساسی هر جامعة انسانی مطرح بوده است، زیرا وجود این پدیده در سطح جوامع نظم و بقاء را به عنوان مهمترین کارکرد اساسی خود بوجود می آورد.در واقع این پدیده از اصلی ترین و اساسی ترین کار ویژههای نهاد اجتماعی حکومت یا همان دولت می باشد که مردم حق خود را در دفاع از حریم عمومی و خصوصی و حفظ جامعه به نهاد اجتماعی حکومت تفویض می کنند که این مسئله بر اساس دیدگاه نخبه گرایی بیانگر نقش بارز نهاد اجتماعی حاکمیت در تأمین امنیت در سطح جامعه است بر عهده حکومت می باشد. بنابراین استمرار وجود ارزش های فرهنگی، فرایند اجتماعی شدن، وفاق و همکاری اجتماعی و.... در بین شهروندان می تواند از مهمترین عوامل ارتقاء و تقویت امنیت اجتماعی به صورت واقعی باشد؛ این در حالی است که برخی نظامهای دولتی و حکومتی با توسل به قدرت نظامی شان و اقدامات و خط مشی های قهرآمیز و اجباری می خواهند امنیت اجتماعی را بسترسازی نمایند.
امنیت اجتماعی (جامعه ای) حلقه واسط بین امنیت فردی و امنیت ملی است که در تلاش است با یک نگاه کلان و جامع، یکپارچگی و انسجام لازم را میان امنیت، شهروندان و حاکمیت بسترسازی کند. در واقع هدف آن است که امنیت را به مثابه یک فرایند اجتماعی مطرح سازد که بدون آن اساساً زندگی بی معنا و پر خطر میباشد.در هر جامعه ای برخورداری از امنیت در هر سطحی به صورت پایدار و همه جانبه از اهداف اساسی هر نظام اجتماعی است. بنابراین جامعه تا حد زیادی از بنیان های خود تأثیر می پذیرد. مؤلفه های اجتماعی از یکسو روابط اجتماعی و کارکردهای جمعی را رقم می زنند و از جهت دیگر با توجه به جایگاه دولت یا حکومت در هر نظام اجتماعی این نهاد اجتماعی می تواند نظام اجتماعی را در رسیدن به اهداف و عملی ساختن برنامه ها در هر بُعدی کمک نماید؛ بر این اساس می توان گفت که امنیت اجتماعی از مهمترین مؤلفههای اساسی و پایدار امنیت در هر جامعه ای است که هر چه میزان این مؤلفه در بین سایر عوامل پایدار امنیت قوی تر و بیشتر باشد، امنیت ملی پایدارتر، کم هزینه تر و شکوفاتر خواهد بود.
بنابراین نقش کار ویژه های امنیت اجتماعی در سطح هر جامعهای به طور اجماع بر این مباحث متمرکز است که، این پدیده در سطح نظام اجتماعی باعث شده که انسان ها کنار هم جمع شوند و از نیروهای جمعی هم بهره مند گردند و در مسئولیت های اجتماعی مشارکت داشته باشند، تا آسوده تر و راحت تر زندگی نمایند. جامعهای که می خواهد از توسعه و پیشرفت لازم و از ظرفیت های و فرصت های لازم اجتماعی و فرهنگی بهره ببرد، همواره نیازمند به این است که در هر بُعدی از امنیت، بالاخص امنیت اجتماعی، بهره مند گردد.
یکی از موارد اهتمام به پدیده امنیت اجتماعی در سطح جامعه ارتباط تنگاتنگ این مسئله با نهاد اجتماعی خانواده است. بنابراین امنیت اجتماعی به معنای رفع تهدیدهای اجتماعی و بهره مندی از فرصت های اجتماعی با توجه به این دو عنصر اساسی است که ذات و ماهیت امنیت اجتماعی را در هر جامعه ای به طور نسبی شکل میدهد. بر این اساس در وجهی تحقق امنیت اجتماعی در خانواده، در گرو کاهش یا فقدان نبود امنیت شکل می گیرد؛ و یا در وجه دیگر کسب فرصتها و تضمین منافع و ارزش ها باعث ضرورت مطالعة تعامل متقابل امنیت اجتماعی با نهاد خانواده در هر جامعه ای خواهد شد.
بر این اساس امنیت اجتماعی خانواده عبارت است از: «حفظ حریم زندگی خانوادگی از خطرات و تهدیدات، همچنین ارتقاء سطح زندگی خانوادگی با اتخاذ تدابیری جهت کسب فرصت های زندگی». در اینجا خطرات و تهدیدات به کلیه مخاطراتی اطلاق می شود که در روابط گرم و عاطفی، صمیمی و محبت آمیز خانواده اختلال ایجاد نماید و احساس نزدیکی و همدلی میان آنان را از بین ببرد.در واقع،حراست و نگهداری از احساس مایی خانواده ریشه در حفظ روابط گرم، عاطفی و صمیمانه میان افراد دارد. حال برای حفظ این روابط چهره به چهره و محبت آمیز و پابرجا ماندن احساس مایی لازم است خانواده به پشتوانه عینی و واقعی برای دفع خطرات و کسب فرصت ها مجهز شود.»(چلبی،۱۳۸۶: ۷۵) نهاد اجتماعی خانواده برای اعمال کارکردهایش نیازمند امنیت اجتماعی است.
آنچه موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین شود، برای تقویت کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر تلاش و کوشش را مبذول داشت و برعکس هر چیزی که موجبات سستی روابط زوجین و دلسردی آنان را فراهم می کند و برای زندگی خانوادگی آنها زیانبار است، باید با آن مبارزه کردقرآن مجید از زنان می خواهد که زینت های خویش را مگر برای شوهر و کسانی که با آنها محرم اند، آشکار نسازند.
بدیهی است رعایت حجاب صحیح عامل مؤثری در حفظ زینتهای زنان از نامحرمان و عامل مهمی در تقویت بنیان های خانواده است. اختصاص لذت های جنسی به محیط خانوادگی و در چارچوب ازدواج مشروع، پیوند زناشویی را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین می گردد.حجاب و پوشش برای زنان، محیط جامعه را از بی بند و باری و آزادی های جنسی حفظ می نماید و جلوی جلوه نمایی های زنان و دختران گرفته می شود و ارضای نیازهای جنسی را در همان محیط خانواده محدود می نماید. آری! با بی حجابی، روابط آزاد و نامشروع جنسی، جامعه را فرا می گیرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده، آمار ازدواج کاهش می یابد و برخی ازدواج های گذشته هم به جدایی و طلاق منجر می شود. بنابراین وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.
تأثیر رفتار فرد بر اجتماع
انسان به عنوان عضوی از جامعه، باید تابع ضوابط روابط اجتماعی باشد تا وظیفه فردی خود را در برپا کردن آرامش و امنیت در جامعه انجام داده باشد. همانطور كه وقتي در يك كتابخانه آرامش حاكم بر محيط را برهم ميزني ديگران براي خود حق اعتراض قائل ميشوند، در صحنه اجتماع نيز بايد نسبت به برهم زنندگان آرامش رواني و فكري اعتراض شود. بنابراین، هر انسان سليم العقلى، بايد حريم ساير افراد را محترم شمرده و موجبات رنجش همنوعان خود را فراهم نياورد.
حجاب و پوشش اسلامی برای مردان و زنان، تنها از کارکرد فردی برخوردار نیست و فقط برای سامان دهی خلقیّات و ملکات نفسانی آدمیان، مؤثر نمی باشد، بلکه از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است؛ حجاب غرایز، التهابات جسمی و معاشرت های بی بند و بار را کنترل نموده، بر تحکیم نظام خانواده می افزاید، همچنین از انحلال کانون مستحکم و پایدار زناشویی جلوگیری نموده و امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد. حال اگر کسانی با نگرش دینی، اسلامی یا با رویکرد جامعه شناختی و روان شناسی به چنین کارکردها و تأثیرات مطلوب، به ویژه تأمین امنیّت اجتماعی پی ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگی می کنند، بلکه برای رفتارها و اندیشه هایشان دست به گزینش می زنند تا به اهداف متعالی الهی و انسانی دست یازند. از این رو به مسأله حجاب نیز به عنوان راهبردی کارساز جهت تأیید و ترویج ارزش های اجتماعی، تأمین کننده سعادت آدمی و منشأ قرب الهی می نگرند.
بنابراین، پوشش اسلامی به منزله یک حفاظ ظاهری و باطنی در برابر افراد نامحرم، قلمداد می شود که مصونیت اخلاقی، خانوادگی و پیوند عمیق میان حجاب ظاهری و بازداری باطنی و از همه مهمّتر امنیّت اجتماعی را فراهم می سازد و پیشینه آن به اندازه تاریخ آفرینش انسان است؛ چراکه پوشش و لباس هر بشری، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که وی بر خانه وجودش نصب کرده است و با آن اعلام می دارد که از کدام فرهنگ تبعیّت می کند.
امنیّت اجتماعی، هدف اساسی وجوب حجاب
با توجه به آیات قرآن مجید، به خوبی مشخص و معیّن می گردد که هدف از تشریع وجوب حکم حجاب اسلامی دست یابی به تزکیه نفس، طهارت، عفّت و پاکدامنی جهت استحکام و گسترش امنیّت اجتماعی است.«و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُم أطْهَرُ لِقلوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ» سوره احزاب/ ۵۳.
چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد و ریشه کن نمودن امنیّت اجتماعی می شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نیز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ایشان، حرام کرده است. چنانکه در این باره از امام رضا علیه السلام نقل شده است:«حرّم النَّظَر الی شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَیْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فیه مِنْ تَهْییجِ الرّجال و ما یَدْعوا التَّهْییج الی الفَساد و الدُّخول فیما لا یحلّ و لا یجمل» (مجلسي ، بحارالانوار ، ج۱۰۴ ، ص ۳۴).
«نگاه به موهای زنان باحجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی انگیزد و آنان را به فساد فرا می خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته».از مجموع گفتار فوق روشن می گردد که هدف از وجوب حجاب اسلامی علاوه بر موارد مذکور، ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد، جهت تأمین و گسترش امنیّت اجتماعی است.
امنیّت اجتماعی، فلسفه حقیقی وجوب حجاب
یکی از فلسفه های حقیقی وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونیّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشیدن به امنیّت اجتماعی با توسعه آن می باشد. زیرا نفس آدمی، دریایی موّاج از تمایلات و خواسته های اوست که مهم ترین آنها به خوراکی ها، امور جنسی و مال و جاه و مقام، مربوط می شود و بدون شک بالاترین خواستههای مردان، تمایل به جنس زن است. همانگونه که در سخنان عرفا آمده است: «أعْظَمُ الشَّهْوَة، شَهْوَة النّساء»، «بزرگ ترین خواسته های مرد، رغبت به زنان است».(محجه البيضاء، ج ۵، ص ۱۷۷)
ارائه زیبایی ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن می زند و آنها را به یک کانون جدّی خطر، مبدّل می سازد که به سلب آرامش زن و امنیّت اجتماعی منتهی می گردد. آنچه می تواند از این ناامنی پیشگیری کند، پوشش زن از چشمان نامحرمان است که با حجاب کامل اسلامی، عملی خواهد شد.پوشش دینی پیام عفت و شخصیّت و خداترسی از ویژگی های زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که او را نیرویی بالفعل در هرچه وسعت بخشیدن امنیّت اجتماعی دانسته و نجابتش را می ستایند. در این صورت است که زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تیر نگاه های زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلکه امنیّت و آرامش درونی خود و اجتماع خویش را برقرار خواهد کرد.
نکته معنوی و عرفانی قابل ذکر در این باب، پیام الهی آفریدگار هستی، خطاب به زنان است: «ای زن! آگاه باش، دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به مینهای شیطان و نگاه های آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیّتی بی نظیر به سر می برند که دیگران از طعم آن بی خبرند. » (محمدرضا اكبری، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، ص ۱۴ ـ ۱۶)
برخی از آثار و فواید حجاب اسلامی در تحقق امنیّت اجتماعی
- ایجاد آرامش روانی در افراد جامعه
نفس آدمی دریایی از خواستنی ها و تمایلات است. زمانی که به چیزی رغبت پیدا کند همانند دریا، توفانی می شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد این دریا، رسیدن او به خواسته خویش است، لذا برای جلوگیری از چنین موقعیت مهلک و درد طاقت فرسایی، حجاب داروی درمان و موجد امنیّت و صفای روحی است. در این رابطه یک بانوی تازه مسلمان آمریکایی می گوید: «سلامت روح مرد و جامعه با نوع و کیفیت پوشش زنان، رابطه مستقیم و غیرقابل انکار دارد».
- حفظ و استیفای نیروی کار
اسلام با التفات ویژه به مسأله حجاب و پوشش زنان در محیط کار می خواهد که محیط اجتماع از لذت های ناهنجار جنسی، پاک شده و راه را جهت حفظ نیروی قدرتمند روحی و جسمی با حضوری معنوی در محل کار، بگشاید. در مقابل، بی حجابی و بدحجابی باعث سوق دادن لذت های جنسی از محیط خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه و برهم زدن امنیّت اجتماعی آنان می گردد.
- مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب
مبارزه با تهاجم فرهنگی، پدیده جدیدی نیست. در طول تاریخ بشر، جنگ فرهنگی، همیشه وجود داشته است. به عنوان نمونه، فرعون در برابر موسی علیه السلام به جنگ فرهنگی متوسل شده گفت: «می ترسم آیین شما را دگرگون سازد و یا در این سرزمین فساد برپا نماید!» (سوره غافر/۲۶) یکی از جنبه های مهم تهاجم فرهنگی غربی ها مبارزه با حجاب و از بین بردن امنیّت اجتماعی بوده و هست و این امر، مشخصا از زمان رضاخان شروع شد، به این صورت که تحت عنوان متحدالشکل شدن، با حجاب به مبارزه برخاستند و پوشیدن لباس روحانیّت را قدغن و مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام را نیز ممنوع کردند.
آنها همچنین به اسم آزادی و هنر، انواع فساد و فحشا و ابتذال را ترویج دادند و حجاب را مانع اصلی این آزادی حقیقی معرفی کردند و امنیّت اجتماعی افراد جامعه را به خطر انداختند.
حفظ حجاب و امنیّت اجتماعی و درک رابطه مستقیم و عمیق این دو مقوله، راهکارها و فواید بسیار ارزشمندی را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب ارائه می دهند که به چند نمونه اشاره میشود:
- باعث تبلیغ فرهنگ ناب اسلامی و تشویق جوانان به ازدواجِ موفقِ اسلامی می گردد؛
- جوانان را جهت تقویت روحیه و حفظ آرامش درونی به جای سوق دادن به محیط فحشا و اعمال مبتذل، به شرکت در فعالیتهای هنری، ورزشی، فرهنگی و مذهبی رهنمون می شود؛
- حفظ حجاب، نه تنها باعث ایجاد امنیّت اجتماعی فراگیر میشود، بلکه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی، مسؤولان را از واردات کالاهای تجملاتی، لوازم بهداشتی و آرایشی مبتذل نهی می نماید.