نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
خانواده به عنوان ركن اساسي تربيت، نقش بسيار مهمي در رشد و تعالي كودكان ايفا ميكند. اين امر به ويژه در اولين سالهاي زندگي كه تجربههاي اوليه كودك در حال شكل گرفتن مي باشد، از اهميت شايان توجهي برخوردار است. غالب رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري است و اولين و مهمترين پايگاه يادگيري كانون خانواده است. بسياري از مهارتها در نخستين سالهاي زندگي فراگرفته ميشوند. در اصل خانه و خانواده پايههاي اجتماعي شدن و ساختار شخصيت كودك را بنيان ميگذارند.
ايفاي نقش پدر و مادر به عنوان عامل پرورشي در چارچوب خانواده شرط استقرار شخصيت سالم كودك خواهد بود.خانواده در رشد اخلاقي كودك سهم مهمي دارد. رفتار والدين اولين الگوي اخلاقي براي كودكان محسوب ميشود، آموزش عملي دستورات اخلاقي پسنديده به كودك و بازداشتن مناسب او از ارتكاب كارهاي زشت و ناپسند در رشد اخلاقي كودك حائز اهميت فراوان است. اخلاقي بودن والدين و روابط بهنجار آنان با يكديگر و با كودك عامل مهم تكوين شخصيت اوست. نوع رابطهاي كه كودك در محيط خانواده با والدين برقرار ميكند،اساس و پايه روابط بعدي او با دوستان، همكاران و خانوادهاي كه بعدها تشكيل خواهد داد، قرار ميگيرد.
در ضمن اين روابط است كه كودك به هويت و ارزش خود پي برده و توانايي برقراري ارتباط با ديگران را كسب ميكند.با توجه به اين مسائل ميتوان ادعا كرد، خانواده خميرمايه شخصيت انسان را شكل ميدهد و نگرشها، رغبتها و رفتارهاي خوشايند و ناخوشايند نسبت به پديدههاي مختلف از خانه سرچشمه ميگيرد و تربيت صحيح اولين و اساسيترين پايه سعادت فردي و اجتماعي كودك است که دراين ميان تربيت شايسته و مناسب کودک که بر اساس آموزه هاي ديني و اخلاقي انجام پذيرد نقش بسيار مهمي در آينده فردي و اجتماعي وي دارد .
تربيت ديني فرزندان به مفهوم فراگير آن که به معناي آموزش و پرورش ديني است که مي تواند کليدي ترين نقش را در توسعه معنوي و کمال جامعه ايفا نمايد. بي شک هرگونه کاستي يا کوتاهي در اين امر، موجب بروز اختلالات و نابهنجاري هاي جبران ناپذيري در پرورش نسل نوين هر جامعه مي شود. از اين رو، براي اصلاح جامعه و پيشگيري از انحرافات اجتماعي، لازم است، فرايند تربيت در انديشه ديني و در چارچوب اخلاق وارزشهاي معنوي شناسايي شود.
اگر در خانواده فرهنگ سازي و دروني سازي ارزش ها درست و به موقع انجام شود، بسياري از مشکلات اخلاقي و رفتاري فرزندان خود به خود از ميان برداشته مي شود. امروزه کارشناسان امور تربيتي معتقدند اگر ما سرمايه گذاري هاي خود را از بسترسازي و پيشگيري آغاز کنيم، هم ريشه اي تر و اصولي تر و هم ارزان تر کار خود را پيش مي بريم. به جاي اينکه پس از مواجه شدن با هر مشکل با آن برخورد کرد، مي توانيم بسياري از اين چالش ها را پيش از به وقوع پيوستن از ميان برداريم.
هدف از تربيت ديني آن است که مربي چه در مقام معلم و چه در مقام والدين شور و شوق فطري کودک را نسبت به جلال و جمال الهي پرورش دهد .تربيت ديني همچون ساير جنبه هاي تربيت مانند تربيت جسماني، ذهني، و... فرايندي است دو سويه که بايد آموخته و فراگرفته شود. بسياري از رفتارها و گرايشهاي کودک و نوجوان، از قبيل گرايش به نماز و روزه، شرکت در کارهاي خير و اهميت دادن به وظايف و تکاليف ديني، غالباً متاثر از تجارب خوشايند تربيتي آنان در خانه و خانواده است. کودکان به شدت نيازمند و تشنه يادگيري هستند و احتياج به امنيت و آرامش خاطر و اتصال به يک قدرت، رحمت و عطوفت دارند. آواي ملکوتي قرآن و نواي دلنشين اذکار نماز، حتي در دوران بارداري مادر موجب جنب و جوش و شکوفايي گرايش و احساسات ديني در کودک مي شود. حضرت علي (ع) مي فرمايد: «قلب نوجوان، همچون زميني خالي است، هر بذري که در آن افکنده شود مي پذيرد. من پيش از آنکه دلت سخت گردد و فکرت مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت کردم.»تربيت ديني در محيط خانواده داراي دو شيوه اساسي کلامي و نمادين است که هر يک در تربيت کودک نقش اساسي دارد.
منظور از شيوه کلامي امر و نهي هاي والدين و ديگر اعضاي خانواده است که نسبت به بايدها و نبايدهاي ديني کودک صورت مي گيرد يعني به آنچه پدر و مادر در مورد انجام احکام و کارهاي ديني به کودک دستور مي دهند شيوه کلامي تربيت گفته مي شود. اين نوع تربيت به نوبه خود، در رشد و شکوفايي حس ديني کودک تاثير فراوان دارد.شيوه نمادين به آنچه کودک از اعمال و رفتار والدين و ديگر افراد خانواده ياد مي گيرد بدون اين که دعوتي از او شده باشد، شيوه نمادين تربيت گفته مي شود. اين گونه يادگيري و تربيت به صورت پنهان صورت مي گيرد و در شکل گيري شخصيت کودک بسيار مؤثر بوده و در عين حال، داراي دامنه گسترده اي است.
تربيت ديني داراي دوجنبه فردي و اجتماعي است. به لحاظ فردي، مي توان با تربيت درست کودک فردي صالح و داراي ايمان و اخلاق اسلامي پرورش داد.گرايش ها، نگرش ها، افکار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محيط تکميل و تقويت مي شود. آنچه را کودک از آغوش خانواده دريافت مي دارد در طول زندگي همراه دارد و در شرايط گوناگون زندگي، تحت تاثير آن قرار مي گيرد. افراد صالح و رهبران ديني عموما از خانواده هاي پاک و متدين پرورش يافته و ارزش هاي ديني را از آن جا فرا گرفته اند.
بر اين اساس، تربيت ديني از نظر فردي، ارتباط انسان را با خدا محکم مي کند و زمينه خدمت به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم مي سازد. همچنين تربيت ديني خانواده از نظر اجتماعي نيز آثار قابل توجهي دارد زيرا جامعه از واحدهاي کوچکي به نام «خانواده » تشکيل شده و اگر اين واحدها اصلاح گردد مسلما جامعه اصلاح مي شود. خانواده ها به عنوان هسته اصلي جامعه، در اصلاح و يا افساد آن نقش اساسي دارند زيرا کودکان امروز، که در آغوش خانواده پرورش مي يابند، مربيان، مجريان و قانون گذاران آينده خواهند بود. اگر نسل امروز با برنامه هاي درست ديني و اخلاقي تربيت يابند، اجتماع آينده به يقين، صالح و تکامل يافته و داراي امنيت اجتماعي و شهرونداني متعالي خواهد بود بدين روي، پدران و مادران مسئوليت بزرگي در برابر جامعه دارند و بايد در انجام آن سعي و تلاش فراوان نمايند .
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در حوالی سالروز قیام مردم مشهد علیه حکم ننگین کشف حجاب که به پاسداشت این مبارزه در تقویم ملی روز حجاب و عفاف نام گرفت، مناسبت نیکویی است که به جلوه ارجمند حجاب در تکوین جامعه و نیز به تلاش غرب جهت تخریب بنای عفاف در کشور بپردازیم و نمونهای مصداقی از ساختههای اخیر هالیوود در جهت تاریکنمایی سیمای زیبای حجاب را به تحلیل درآوریم. فیلم ضدایرانی «دختری در شب تنها به خانه میرود» با محوریت قرار دادن دختری چادری و خونآشام! از همان ایده اولیه، دستش بابت تخطئه چهره حجاب برتر رو میشود، چرا که با کنار هم قرار دادن دختری چادری با وجهی خونآشام زده، موضع شیطانی غرب در راستای بیفروغ ساختن الگوی بانویی محجبه هویدا میشود که درصدد این است با این فرم بیبنیان، تصویرگر شمایلی درندهخو و مغایر با وجهی انسانی از بانویی مسلمان باشد و در این پروژه هدفمند هالیوود پر بیراه نیست که منتقدانی وابسته به جریان سیاستورزانه غرب واژههایی همنشین با شاهکار را برای فیلم کاملا سطحی «دختری در شب تنها به خانه میرود» به نگارش درآورند.
فیلم «دختری در شب تنها به خانه میرود» همچنان که در مکانی خیالی روایت میشود، در روایتی توهمزده هم به جریان میافتد، جایی که دختری بیشناسنامه از هرگونه پرداختی در شبگردیهای خود اقدام به دوستی و سپس قتل مردانی میکند که دارای مفاسدی هستند. در این مسیر بیراه و بیمکان، عشقی هم میان خونآشام تصنعی داستان با پسری که شیفته موسیقی راک است، حاصل میشود تا همه دقایق فیلم مصروف دیالوگهای شعارزده و قدم زدنهای شبانه و فلسفهبافیهایی هذیانآمیز شود و در این شهر بَد ساختگی، تنها چیزی که نمیتوان یافت تشخصی از یک اثر سینمایی است، چرا که اصولا هدف از ساخت این دست از آثار بیپایه نه رسیدن به فرم و معنایی هنری بلکه جاری ساختن فعل کینهجویانه اسلامهراسی است، چرا که بهخوبی میدانند پیکر هویدای پوششمندی، بساط کالاهای ساختگی پرزرق و برق و بازار پرهیاهوی مدلینگ و رسواییزدگیهای زننده آثار سینمایی غرب را به باد داده و مهمتر اینکه امکان نفوذ به روح اصیل و قلب زیبای انسانی دلسپرده در نشانههایی معنوی به راحتی میسر نبوده و نمیتوان تفکرات باطلی را که به سودای ضربه زدن به هویت انسانی صادر میشوند، در این حریم امن پارسایی به کرسی درآورد.
مساله قابل توجه در این دست از آثار، تلاشهایی است که توسط بنگاههای غربی در جهت حضوری حداکثری در جشنوارهها صورت میگیرد که در سویهای مغایر با بافت نازل فیلمهاست و از این رو فیلم «دختری در شب تنها به خانه میرود» سر از جشنوارههای متعددی چون ساندنس، ونکوور، لندن، رم، ابوظبی، وین، روتردام و پکن در آورده و حتی جشنواره منتقدانه گاتهام در نیویورک، به کارگردان آماتور این فیلم در اولین ساخته سینماییاش، جایزه پیشرفت در کارگردانی را اهدا میکند! گذشته از اینها مدتی پس از رونمایی این فیلم در جشنواره ساندنس، کمپانی آمریکایی «دیستربیوشن کینو لوبر» نیز حق پخش این فیلم را در آمریکای شمالی و برای اکرانی حداکثری خریداری میکند و در ادامه حمایتهای صورت یافته بر این فیلم، هفتهنامه آمریکایی نیوزویک در انتخابی سیاسی، این اثر سطحی را در فهرست انتخابهای خود بهعنوان برترینهای سینمای جهان در سال 2014 برمیگزیند.
آنا لیلی امیرپور در اولین ساخته خود به دنبال آن بوده که با جلوهگری عناصر بیانی و با بهرهمندی از تصاویری سیاه و سفید و نورهایی موضعی به سمت نوعی از فضای نوآر گام بردارد اما خامدستیهای روایی، تخت بودن رویدادها و بیهویتی کاراکترها، اثری به غایت بیبهره از شمایلی سینمایی را در فیلم «دختری در شب تنها به خانه میرود» به همراه داشته است، چرا که نبود ساختاری مناسب در پیرنگ اثر، امکان هرگونه انسجام در فرم فیلم را ساقط میکند. بر این اساس، تراکینگ شاتها و پَنها و بسیاری از حرکات دوربین در فیلم به مرتبهای ناکارآمد تبدیل میشود.
از طرفی تمرکز فیلمساز در محور قرار دادن سایههای کاراکتر فیلم بهعنوان هیولایی کشنده بر قامت مردمان شهر، کارکردی جز عشوههای فرمی نمییابد و به جای آنکه موجب کاشت وحشت نزد مخاطب بابت هجوم نیرویی غارتگر بیابد، هراسآلودگی فیلمساز را در مواجهه با مفهوم حجاب مستتر میکند! و فرم ارائه شده نه در راستای پیشبرد داستان بلکه در جهت تحمیل عقدهگشاییهای سازنده قرار میگیرد، چرا که ساخت کاراکتر دختری که تحت پوشش چادر و با ظاهری فرشتهوار، کارکردی معکوس در ریشهکن کردن حیات مردمان شهر مییابد، جای تفسیری جز بر هم زدن نگاه والای پوشش نزد جهانیان نخواهد داشت؛ تصویری دروغین از تفکری شومدستانه مبنی بر سایهای افتاده از مرگ با ردای حجاب! همچنین انتخاب تصاویر سیاه و سفید در بافت فیلم و استفاده از سیمایی سایهوار از وجود دختری وحشتزا، دامن زدن به وضعیت دوگانه روشنایی و تاریکی در شخصیت خواهد بود، چرا که سایه، نمادی از ظهور و ناپایداری در گستره انسانشناختی است.
از طرفی به لحاظ روانشناختی، سایه میتواند بهعنوان سمبل خیالی رویا در ناخودآگاه فرد قلمداد شود و در رویهای ناکوک، این همزاد بد آدمی بهعنوان سویه تاریک فرد محسوب شده و در ناخودآگاه جمعی بهعنوان نماینده پلیدی پذیرفته خواهد شد. از طرفی فیلم «دختری در شب تنها به خانه میرود» به سمت اجرای فضایی نزدیک به سینمای اکسپرسیونیستی گرایش دارد، آنجا که با نورپردازی با کنتراست بالا، زوایای دوربینی خودنما و بازیهای اغراقآمیز به دنبال القای جهانی کش آمده از واقعیت وجودی است، گویی سایه شوم «نوسفراتو» در قرن بیست و یکم دوباره رخ نمایی کرده و به دنبال غارتگری است! البته همه نشانههای فرمی بیان شده در فیلم لیلی امیرپور تنها در پوستهای ظاهری خود را نمایان کرده و هیچگونه بُعد حقیقی نمییابد و برآیند جهانبینی تیره فیلمساز از نمایش انسانهای مفلوک در شهری ماتمزده تنها محملی برای تفسیرهای غیرسینمایی را برقرار خواهد ساخت.
آنجا که قلب هویت خواهی سرزمینی مقدس را نشانه تهاجمات فرهنگی خود قرار میدهند و با دسیسهگرایی از ساخت آثاری سینمایی به دنبال ضربه زدن به کیان خانوادههای ایرانی میشوند و اصلا بیراه نیست که عمده خواسته تهیهکنندگان فیلمهای اسلامهراسانه و ایرانستیزانه را جوانانی گمنام از جنس لیلی امیرپور به اجرا درمیآورند، همانها که به دنبال مسیری جهت ورود به چرخه پرهیاهوی هالیوود هستند و از طریق ساخت آثاری مشخص از فرهنگستیزی، دست دوستی خود را به سمت سیاستمداران غربی دراز میکنند!
در حالی ساختههایی دروغین چون «دختری در شب تنها به خانه میرود» به بازار تماشای جهانیان درمیآید که جهانی کاملا متضاد از حقیقت اسلام نسبت به وجود گوهرمند زن وجود دارد، چنانکه حجاب بهعنوان پوشش بیرونی و عفاف در معنای پوشش درونی خود یکی از اوامر انسانساز الهی و یکی از احکام حیاتبخش اسلام در زندگی طیبه بوده و منطبق بر فطرت بشر و مبتنی بر نیازها و شرایط روانی او و زمینهساز پویایی و کمال انسانی فرد و جامعه طراحی شده است و از این رو نه تنها منافاتی با پویایی زن در جامعه نداشته بلکه موجبات ارزشمندی او را در میدان رقابت فراهم خواهد کرد.
از این رو یکی از مهمترین پایگاههای تهاجم فرهنگی غرب در سالیانی دراز برهمزنندگی پایداری حجاب در کشورهایی اسلامی چون ایران بوده و از بیخردی حکومتهای شاهنشاهی تا وسوسههای فکری افرادی غربزده که در ذهنی خمیده، به دنبال همساننمایی تمدنگرایی با بیحجابی بودند! نقشههای خود را در قالبهای مختلف رسانهای پیاده کردند. حتی میتوان گفت کاشت دانه توهمزای غرب مبنی بر مترادف بودن فلسفه حجاب با محو نشانههای تکامل، کارکردی بیشتر از بخشنامه تصویب شده کشف حجاب رضاشاه در تاریخ 27 آذر 1314 دارد، چرا که تفکری است دنبالهدار که متاسفانه هنوز هم پرسه در احوالاتی بیگانه با اصالت حقیقی انسان دارد و عجیب اینکه سینمای ایران بهعنوان رسانهای موثر در الگوسازی مناسب هنوز نتوانسته به تولید آثاری لازم در جهت برجستهسازی پندارهای فریبنده رسانههای غرب و در جهت ارائه جایگاه رفیع پوششمندی در سیر کمال آدمی دست بزند! چرا که آنچه میتواند جامعهای را از این آسیبهای شوم تهاجم فرهنگی مصون نگاه دارد، ترویج فرهنگ دقیق عفاف و تبیین ابعاد مختلف آن در جامعه است.
تهاجم فرهنگی غرب با شناخت از تاثیر عمیق آموزههای اسلامی در هویتبخشی و استقلالطلبی جامعهای پویا همچنان به گسترش ابعاد برنامههای خود میپردازد و این مساله از طریق افزایش شبکههای ماهوارهای، ساخت سریالهای ضداخلاقی، تبلیغ محصولاتی ناهنجار و پوششی غربگرایانه تا ساخت آثاری کینهجویانه با رسالت آگاهیبخش اسلام ادامه دارد و همچنان رسانههای شیطانی غرب به سودای تصاحب تفکر به سمت تجمل در حال عبور به خاکریزهای این سرزمین هستند و در این شرایط وظیفهای خطیر مبنی بر دیدهبانی فرهنگی و شکل بخشی به محصولاتی هدفمند که نقشی تقابلگرایانه با اهداف شوم غربیها را داشته باشد، باید در سرلوحه برنامهریزیها قرار گیرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قرآن ميفرمايد: ما در ميان هر امتي پيامبري را مبعوث کرديم که مهم ترين وظيفه پيامبران دوچيز بود؛ يکي امر به معروف يکتاپرستي که بزرگ ترين معروفها ست (ان اعبدوالله) و دوم نهي از اطاعات طاغوتها است که بزرگترين منکرهاست. (اجتنبوا الطاغوت) ( سوره نحل، آيه 36)
از بدو خلقت بشر، اراده الهي بر آن استوار بوده تا انسان براي انتخاب مسير زندگي و گزينش راه حق و باطل، آزاد باشد و همين اختيار عمل سبب شد تا اين موجود سرکش و برتري جو، گاه با اتکا به قدرت ايمان و تقوا در مسير درست و گاه در اسارت هواي نفس و خودخواهي در ورطه تباهي و گناه گام برداشته و محيط اطراف خود را گرفتار ناهنجاريهاي رفتاري خود سازد. اگرچه خداوند براي نجات انسان از اين گرفتاريها با اعزام پيامبران اسباب هدايت آنها را نيز مهيا ساخته اما با گسترش جوامع و نفوذ شيطان بر جان و دل انسانها، به تدريج دامنه فساد بر روي زمين افزايش يافت، جنگ بين حق وباطل شدت گرفت و جبهههاي جديدتري در اين مسيرگشوده شد.
در واقع اسلام براي تضمين سلامت جامعه و رهايي و در امان ماندن انسان در برابر توطئهها وخطرات عظيم، راهبرد اصولي و اساسي امر به معروف و نهي از منکر را پيشبيني کرده است. از ديدگاه اسلام و قرآن، رهنمودهاي پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و آگاهيهايي که در اختيار انسان قرار ميگيرند، سرمايههاي بسيار ارزشمندي هستند که انسان ميتواند با استفاده از آنها عقل و فطرت خود را شکوفا بسازد و راه و چاه زندگي فردي و اجتماعي خود را دقيق تر بشناسد. امر به معروف و نهي از منکر توسط عقل و فطرت از يک سو و قرآن و عترت (ع) از سوي ديگر، اينها اربعه هدايت انسانها هستند. هدف از بعثت پيامبران عليهم السلام و نزول کتب آسماني و ولايت امامان معصوم عليهم السلام در دو کلمه «اقامه معروف» و «مبارزه با منکر» خلاصه مي شود و ايمان و جهاد، عصاره تعليمات انبياي الهي است.
امر به معروف و نهي از منکر دامنه وسيعي دارد و تنها به يک سري مسائل خاص محدود نمي شود. آنچه بايد بدان توجه داشت اين است که ابتدا بايد مصاديق منکر و معروف را در جامعه شناخت و سپس با شرايطي که شرع اجازه داده است به امر به معروف و نهي از منکر، اين فريضه الهي پرداخت. اما متاسفانه امروزه اغلب مردم نگرش صحيحي از اين فريضه الهي ندارند وچندان تمايلي به اجراي اين واجب الهي نشان نمي دهند. شايد يکي از علتهايش اين باشد که امر به معروف ونهي از منکر در نظر مردم محدود شده به يک سلسله مسائل عبادي که متاسفانه به آن هم عمل نمي شود يا آن را واجب عمومي نمي دانند. اين موضوع بايد به صورت واجب عمومي تبديل شود. بايد تلاش شود تا ضرورت امر به معروف و نهي از منکر مانند نماز و روزه در جامعه همه گير شود. نبايد از کنار اين فريضه الهي به سادگي گذشت. اين امر الهي بايد در جامعه اسلامي اجرا شود.
از چه راهي مي توان امر به معروف و نهي از منکر را همهگير کرد؟به نظر مي رسد تشويق و ترغيب عمومي مردم به انجام اين فريضه و بيان فوايد همه گير شدن امر به معروف و نهي از منکر و اصلاح ذهنيتها نسبت به اين فريضه الهي و پيشقدم شدن افراد بي غل و غش در تبيين اين فريضه و عمل به آن ميتواند در همهگير شدن و با هدف انجام گرفتن اين فريضه موثر باشند.
امر به معروف و نهي از منکر همانند جريان رودخانه اي است که در مسير خود هر چيز فاسدي را از بين ميبرد. حال تصور کنيد در جامعه ما در شرايط کنوني دنيا چنين جرياني وجود نداشته باشد و ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري به قدري گسترش يافته و تکرار شود که به يک عادت عمومي تبديل شود و جاي هنجار و ناهنجار و گناه و ثواب با يکديگر عوض شود. آيا در چنين جامعهاي ميتوان به ثبات امنيت و سلامت و به رشد و بهبود شرايط اميد داشت؟
امر به معروف و نهي از منکر نوعي نظارت عمومي در جامعه است که اگر مورد بيتوجهي قرار گيرد زيانهاي مفاسد و گناهان دامن همه افراد را ميگيرد و به اصطلاح «آتش که گرفت، تر و خشک با هم ميسوزد». پس احياي اين فريضه الهي به نحوي واجب کفايي است و بر تک تک مسلمانان در جامعه مسلمانان واجب است و همه افراد جامعه بايد جلوي بدکاري و منکرات را بگيرند. چون امر به معروف و نهي از منکر نکردن هم معصيت و گناه است. اگر بنا شود کسي علنا معصيت کند و هيچ کس وي را نکوهش نکند، به مردم و اجتماع ضرر وارد ميشود.
امر به معروف و نهي از منکر نه تنها يک وظيفه همگاني است بلکه در مورد همه افراد جامعه و در تمام سطوح قابل اجراست يعني همه مردم نسبت به يکديگر حتي در سطح خانواده در اين زمينه مسئوليت دارند. در محيط خانواده نيز ميتوان امر به معروف و نهي از منکر کرد چون در برخي از خانوادهها ديده شده که حقوق يکديگر را تضييع ميکنند. در جامعه نيز هرگاه سخن از امر به معروف و نهي از منکر ميشود، همه ذهنها به طرف مبارزه با بدحجابي سوق پيدا ميکنند. اين در جايي است که اولاً متاسفانه برخي افراد يا دستگاههاي دولتي عملکرد مناسبي در اين زمينه نداشتهاند، ثانياً اين موضوع تنها جزء کوچکي از ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتاري در جامعه است که باعث ميشود گناهان بزرگي که در جامعه ما رخ ميدهد فراموش شود.
متاسفانه در جوامع اسلامي مخصوصاً جامعه ايراني، دشمن به دنبال اين است که معروف اسلامي نباشد و آنچه از نظر اسلام منکر است رايج شود و در بين مسلمانان شهوات و فسق و فجور را ترويج کنند و جوانان را از اسلام جدا سازند. نميخواهند اسلام به طور کامل پياده شود چون اگر پياده شود آسيبناپذير خواهد شد، ميخواهند منکرات رواج يافته و افراد جامعه را فاسد کنند. اگر مردم فاسد شوند حکومتها هم فاسد ميشوند و افراد فاسد بر مردم حکومت ميکنند. در چنين جامعهاي مردم به پيشرفتهاي علمي و پژوهشي دست نخواهند يافت و دعاهاي مردم مستجاب نخواهد شد. همچنان که پيامبر اکرم (ص) در اين باره ميفرمايند: «مردم زماني که امر به معروف و نهي از منکر نکردند خداوند متعال بدترين و شرورترين آنها را بر آنان مسلط ميکند. پس در اين هنگام دعا ميکنند ولي دعاي آنان مستجاب نميشود».
مکتب اسلام تنها براي خودسازي فردي نيست بلکه اسلام اصلاح جامعه را هم در نظر ميگيرد. پس وظيفه ما اين است که در برابر اين منکرات با شيوه اقدام زباني و لحن ملايم و مناسب در گفتن با زبان خوش و پرهيز از برخورد فيزيکي همديگر را نهي کنيم. البته اثرگذاري امر به معروف و نهي از منکر زماني زياد خواهد بود که اولاً خود آمر به معروف و ناهي از منکر آراسته و مبري باشد. ثانياً به آنچه انجام ميدهد قلباً اعتقاد داشته باشد. به تعبير ديگر مصداق «سخن کز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند» باشد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
رعايت حجاب اسلامي که موجب کرامت و شرافت بانوي مسلمان مي شود، به صورت هدفمند در کشورهاي مدعي حقوق بشر که برهنگي انحرافي و غلط و کشنده را ترويج مي کنند مورد حمله قرار مي گيرد به طوري که اخيراً در طي 18 ماه ،150 دختر مسلمان به دليل داشتن حجاب و پوشش اسلامي از مدارس فرانسه اخراج شده اند، نمونه اي است که حکايت از سياست خصمانه استکبار جهاني در عفت زدايي و دين زدايي جوامع بشري دارد که البته اين معنويت زدايي دامنگير خودشان نيز شده است به طوري که در اين کشور ها زنان در محل کار و مخصوصا در مراکز نظامي مورد اذيت و آزار جنسي قرار مي گيرند و طبق گزارش سازمان ملل در نوامبر2011 در کشورهاي استراليا، کانادا و سرزمينهاي اشغالي توسط رژيم صهيونيستي، 40 تا 70 درصد زنان کشته شده در اين کشورها و مناطق، توسط شريکان جنسي خود به قتل رسيده اند و در ايالات متحده آمريکا نيز يک سوم زناني که هر ساله به قتل مي رسند ، توسط شريکان جنسي خود کشته شده اند.در اين گزارش همچنين تصريح شده كه سالانه 213 هزار نفر در آمريكا قرباني تجاوز جنسي مي شوند.
متاسفانه نظام استکبار با امپراتوري رسانه اي که در اختيار دارد در جهت تبليغ ضد معنويت و ضد اخلاق، فعاليت گسترده و هدفمندي دارد. در اينجا به شرح و تفسير مختصري از آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پيرامون عفاف و حجاب مي پردازيم که در اين نوشتار کوتاه، آيه 32 سوره مبارک احزاب را مي خوانيم؛ «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّفَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا» (اي همسران پيامبر! شما همچون يکي از زنان (عادي) نيستيد اگر تقوا پيشه کنيد. پس به گونه اي هوس انگيز سخن نگوييد که بيمار دل به طمع بيفتد، و سخن شايسته بگوييد). در اين آيه خداوند متعال به زنان مسلمان هشدار مي دهد که آهنگ صدايشان را فريبنده نسازند و با تعبيرات تحريک آميز و کرشمه و ناز سخن نگويند که اين کار از بي تقوايي است و موجب مي شود کساني که بيماري روحي چشم چراني و هوسبازي دارند، دلشان دچار ريبه و خيال هاي شيطاني شود و به طمع بيفتند. طبق نظر علامه طباطبايي (ره) در تفسير الميزان، منظور از بيماري دل، نداشتن نيروي ايمان است، آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي دارد.پس طبق آيه شريفه در پاسخ به سئوال برخي از بانوان که مي گويند چرا ما بايد حجابمان را رعايت کنيم تا مردان به گناه نيفتند؟ بايد بگوييم:
1- رعايت حجاب اسلامي، دستور خداوند عزيز و حکيم است و چون بانوان مسلمان، همگي بنده خدا هستند، بايد در هر شرايطي به اين واجب الهي عمل کرده و حجابشان را رعايت کنند.
2- در جامعه نبوي نيز همه افراد سالم نيستند. «فيطمع الّذي في قلبه مرض» و زن نبايد كاري كند تا کسي که بيماردل است تحريك شود. او براي حفظ خود از شر و طمعش، بايد حجابش را رعايت کند که در آيه 53 همين سوره خداوند متعال در باره حجاب مي فرمايد: «اين براي طهارت دل شما و دل آنان بهتر است.»
3- از طرفي زنان نبايد كاري كنند كه حتّي يك نفر هم به وسيله آنها دچار گناه و فساد شود؛ «الّذي في قلبه مرض».
4- دستور پوشش اسلامي فقط مخصوص بانوان نيست بلکه مردان نيز نبايد لباس هاي آستين کوتاه و تنگ و چسباني که مفسده اي در پي دارد و موجب گناه بانوان مي شود، بپوشند که در آيات 30 و 31 سوره نور خداوند به مردان و زنان مومن مي گويد که چشم هايشان را از نگاه به نامحرمان فروگيرند و دامانشان را از بي عفتي حفظ کنند. پس هم مردان و هم بانوان بايد در پوشش و نگاهشان با حيا و عفيف باشند.
5- بانوان به طور طبيعي به خاطر جذابيتي که دارند وضعشان حساس تر از مردان است. خود بانوان نيز اين امر را تصديق مي کنند که مي توانند در دل مردان بيشتر راه پيدا کنند و به همين دليل هم آرايش کردن مخصوص زنان (براي شوهرانشان) است و براي مردان حرام مي باشد، زيرا زن آرايش مي کند تا در دل مرد جذابيت پيدا کند.
6- دلايل ديگري هم وجود دارد که اگر بانوان سئوال کننده بخواهند حجابشان را رعايت کنند، همين پنج دليل فوق برايشان کافي است. زيرا عده اي ادعا مي کنند که ما مي خواهيم محجبه باشيم اما در گفتارشان صادق نيستند و هزار و يک بهانه مي آورند تا در انجام اين واجب الهي کوتاهي کنند. به همين منظور، مخاطبين محترم را به دقت و تدبر در آيه 42 سوره توبه دعوت مي کنيم. در اين آيه مبارکه گروهي از مؤمنان در پاسخ به دستور جهاد مي گويند : «وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ» (به خدا سوگند ياد مي کنند که اگر توانايي داشتيم، همراه شما حرکت مي کرديم!) که خداوند در آيه 46 سوره توبه پاسخ مي دهد؛ «وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً» (اگر آنها (راست مي گفتند، و) مي خواستند که (به سوي ميدان جهاد) خارج شوند، وسيله اي براي آن فراهم مي ساختند). با تدبر در اين آيات درمي يابيم که بسياري از انسان ها براي توجيه کوتاهي شان در اطاعت از اوامر الهي مي گويند که ما مي خواهيم اين کار را (درموضوع بحث رعايت حجاب) انجام بدهيم اما نمي توانيم، در صورتي که اگر واقعاً بخواهند و تصميم به انجام اوامر الهي داشته باشند، حتماً اين کار را انجام مي دهند.
آيت الله مکارم شيرازي در تفسير نمونه مي نويسند : «تعبير به «الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» (کسي که در دل او بيماري است) تعبير بسيار گويا و رسايي است از اين حقيقت که، غريزه جنسي در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامي که از اين حد بگذرد، نوعي بيماري خواهد بود تا آنجا که گاه، به سر حد جنون مي رسد که از آن تعبير به «جنون جنسي» مي کنند، و امروز دانشمندان، انواع و اقسامي از اين بيماري رواني را که بر اثر طغيان اين غريزه، و تن در دادن به انواع آلودگي هاي جنسي، و محيطهاي کثيف به وجود مي آيد، در کتب خود شرح داده اند.» و در پايان آيه شريفه ، دومين دستور را اين گونه شرح مي دهد: «شما بايد به صورت شايسته اي که مورد رضاي خدا و پيامبر و توأم با حق و عدالت باشد، سخن بگوييد، سخني كه شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را پسنديده دارد.» (وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً). در حقيقت قرآن مجيد سفارش مي کند طوري سخن بگوييد که هم کيفيت و شيوه سخن گفتن سالم و درست باشد «فلا تخضعن بالقول» و هم محتواي آن خوب باشد «قولاً معروفا». ضمناً جمله اخير مي تواند توضيحي براي جمله نخست باشد؛ مبادا کسي تصور کند که بايد برخورد زنان با مردان بيگانه، موذيانه يا دور از ادب باشد، بلکه بايد برخورد شايسته و مؤدبانه و در عين حال بدون هيچ گونه جنبه هاي تحريک آميز باشد.اما در پايان ممکن است اين سئوال مطرح شود که اين آيه مخصوص همسران پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم است و ربطي به ساير بانوان مسلمان ندارد.
مفسرين به صورت علمي به اين مسئله پرداخته اند و ما براي کوتاهي کلام به اين نکته اشاره مي کنيم که طبق تفسير آيه شريفه، اين آيه مختص همسران پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نيست بلکه آنها به خاطر موقعيتي که دارند مي توانند سرمشقي براي همه زنان باشند که در اين آيه، اين تکاليف بر آنان تاکيد مي کند، درست مثل اينکه به شخص دانشمندي بگوييم تو که دانشمندي، دروغ مگو! مفهومش اين نيست که دروغ گفتن براي ديگران مجاز است، بلکه منظور اين است که يک مرد عالم بايد به صورت مؤکدتر و جدي تري از اين کار پرهيز کند.
در جامعه ما سرمايه گذاري مناسبي براي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب انجام نشده است برخورد امنيتي با بي حجابي يکي از بدترين انواع مقابله با اين پديده است گرايش زنان به مد و استفاده از ابزارهايي براي عرضه خود در محيط اجتماع باعث انحراف زن از تعاليم عالي انساني نظير علم آموزي و کسب دانش به سوي انتخاب راههاي جديدي براي به روز رساني ظاهري خود مي شود.
متأسفانه در جامعه ما سرمايه گذاري مناسبي براي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب انجام نشده است درصورتي که دشمن در تهاجم فرهنگي خود هدفمند, اميدوار و با برنامه حرکت مي کند و صرف بودجه هاي کلان براي تحقق مقاصد خود کوتاهي نمي کند به همان اندازه که بي حجابي ارکان جامعه را متآثر مي کند , حضور فعال زنان با حجاب نيز در گسترش فرهنگ اين ارزش انساني موثر و سودمند است. هنگامي كه زن درپوشش حجاب مي باشد فارق از ويژگي هاي جسمي خود ماننديك مردبلكه فراترازيك مرد مي تواندبه جامعه خدمت نمايدوهيچگاه جامعه درصددسوء استفاده و بهره کشي از وي بر نمي آيد. برخورد پليسي و سرکوب کننده با مسئله بي حجابي با منطق قرآن و دين منافات دارد زيرا قرآن کريم در مورد طرح مسائل خلاف شرع ابتدا به تبيين و سپس تحريم مسائل اقدام مي کند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آموزههای اسلامی بر آن است تا انسان کامل بسازد. از این رو، قرآن کتاب هدایت است و هر چند که در آن، از علوم و معارف بسیاری سخن به میان آمده است؛ اما همه آنها در راستای هدایتگری قرآن است. اگر آیات قرآنی گاه به توصیف چیزی چون نیکی میپردازد، با سبک و سیاق خاصی به طرح موضوع میپردازد تا نشان دهد که یک کتاب آموزشی صرف نیست، بلکه هدف آن تزکیه و پرورش آدمی است.
به عنوان نمونه خداوند در آیه 177 سوره بقره بر آن است تا «بر» و نیکی را معنی و توصیف کند، ولی در نهایت توصیف «بار» یعنی نیکوکار میانجامد. خداوند میفرماید: نیکی همه آن نیست که روی خویش به سوی مغرب و مشرق بکنید بلکه نیکی آن است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورده و مال را با اینکه دوست دارد- یا از بهر دوستی خدا- به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و واماندگان در راه ماندگان و در راه آزادی بردگان بدهد و نماز بر پا دارد و زکات بدهد و نیز وفاداران به پیمان خویش چون پیمان بندند و به ویژه شکیبایان در بینوایی تنگدستی و رنج و سختی و به هنگام کارزار. آنانند که راست گفتند و آنانند پرهیزگاران.
در این آیه به جای توصیف و تعریف نیکی، نیکوکار معرفی میشود؛ زیرا هدف بیان یک مجموعه اصول اخلاقی صرف مانند کتب علم اخلاق نیست، بلکه تربیت و پرورش انسان اخلاقی است. از این رو محور مباحث را اشخاص قرار میدهد و میگوید نیکی آن است که شخص به خدا، روز جزا، فرشتگان، کتاب و پیامبران ایمان بیاورد و مالی را که دوست و نیاز دارد به خویشان و یتیمان و مانند آنها انفاق کند و کارهای دیگری انجام دهد که در آیه آمده است.
خداوند بصراحت در قرآن هدف بعثت و فلسفه آن را تعلیم و تزکیه دانسته است. (بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه 2) بنابر این، آنچه مهم است همان اتمام مکارم اخلاقی و تزکیه نفوس است که خدا و پیامبر(ص) بر آن تاکید دارند؛ چرا که انسان بدون روشی که خداوند به عنوان صراط مستقیم ارائه داده و بدون تصرفات پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نمیتواند به تزکیه دست یابد و خودش را پاک و پاکیزه از نواقص و عیوب کرده و به کمالات بایسته و شایسته بیاراید. (نور، آیه 21)
از همین آموزههای وحیانی قرآنی به سادگی دانسته میشود که انسانسازی با کار و دانش، شدنی است؛زیرا انسان با علم و معرفت، حقایق را دریافت کرده و با کار و تلاش آن را در خود نهادینه میکند و علم و دانش را جزو جوهر ذات خویش قرار میدهد.آموزههای اسلامی بر آن است تا مهارتهایی را به انسان بیاموزد که با آن خود را به کمال برساند و نواقص و عیوب را از خود برطرف سازد. البته برخی از مهارتها در زندگی انسانی بسیار مهم و اساسی است و باید انسان بیشتر به آنها توجه یابد و درکسب و تحصیل آنها بکوشد. این مهارتها موجب میشود تا زندگی انسان آسانتر و بهتر باشد و بهتر بتواند به اهداف و مقاصد خودش برسد. سبک زندگی اسلامی بر آن است که این مهارتها را آموخته و در سرشت آدمی نهادینه شود.
برخی از مهارتهایی که در زندگی کسب آنها ضرورت دارد عبارتند از:
مهارتهای بین فردی
انسان به هر دلیلی چون تسخیر و عاطفه و استخدام و مانند آنها در دنیا نیازمند دیگری است و بدون دیگری نمیتواند زندگی کند. خداوند در قرآن بیان میکند که ساختار دنیا این گونه است که برخی را مسخر برخی دیگر قرار داده تا امورات یکدیگر را پیش برند. خداوند در آیه 32 سوره زخرف بصراحت از تسخیر و استخدام به عنوان علت اصلی اجتماع سخن گفته و میفرماید: آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما وسایل معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضی دیگر قرار دادهایم تا بعضی از آنها بعضی دیگر را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان میاندوزند بهتر است.
در آخرت انسانها به صورت فردی وارد میشوند (مریم، آیه 95) هر چند که مجموع میشوند (واقعه، آیه 50؛ هود، آیه 103)، ولی اجتماع تشکیل نمیدهند؛ زیرا نیازی به دیگری ندارند تا براساس ضوابط با روابط و به تعبیر قرآن «بیع و خله» (بقره، آيه 254) با بستن قرارداد و یا روابط دوستانه و خویشاوندی نیازهای یکدیگر را برآورده سازند؛ اما انسان در دنیا برخلاف آخرت نیازمند دیگری است اینجاست که روابط بین فردی به عنوان یک مهارت خود را نشان میدهد.
خداوند در آموزههای قرآنی بر کسب مهارت بین فردی تاکید دارد و از انسانها میخواهد یاد بگیرند چگونه در اجتماع زندگی و رفتار کنند. اصولا قوانین و احکام اسلامی برای تبیین کسب مهارتهای بین فردی چون همکاری و مشارکت تاکید دارد.همکاری و مشارکت نه تنها در مسائل عبادی محض چون حج نماز، بلکه در امور دیگر مانند کسب تقوا و تزکیه و پرورش انسانهای خوب و نیک و نیز نیکوکاری مورد تاکید است. خداوند میفرماید: وتعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان و اتقوا الله ان الله شدید العقاب؛ و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدی دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سختکیفر است. (مائده، آیه 2)
از دیگر موضوعات این مهارت، اهتمام و اعتماد به گروه است. اصولا امت به معنای گروه معتقد به هدف و روش خاص است. امتها براساس اعتقاد به هدفی خاص است که دور هم گرد میآیند. امت اسلام یا اهل ایمان از واژگان پرکاربرد در قرآن است. خداوند از مومنان میخواهد هم در کارها به یکدیگر یاری رسانند و هم به یکدیگر اعتماد کنند. اعتماد به مؤمن به عنوان برادر دینی، به شخص این امکان را میدهد تا در یک فضای سالم و در امنیت و آرامش کامل بتواند اهداف خویش را پیش برد.در آیات و روایات بر اموری چون اصالت صحت و اصالت برائت و مانند آنها تأکید بسیاری شده است. اینها بستر و فضای مناسبی را فراهم میآورد تا افراد بتوانند به دیگری اعتماد کرده و در یک فضای امن روحی و روانی به فعالیت بپردازند.
در اسلام روابط بین فردی براساس اصول و معیارها و شاخصهایی تنظیم میشود. درک و تشخیص هر یک میتواند به بهبود ارتباطات بینجامد. روابط میان خویشان براساس «الاقرب فالاقرب» سامان مییابد و این گونه است که در ارث طبقات اول تا سوم مطرح میشود. همین معیار، مهمترین اصل در تبیین و تعیین حدود سبز تا قرمز ارتباط است. همچنین ارتباط با دوستان باید در همین چارچوب سامان یابد و با دوستانی که اعتماد بیشتری داریم بهتر میتوانیم کار کنیم. البته باید خطوط قرمز ارتباط میان فردی شناخته شود و براساس آن عمل کرد؛ زیرا با دوست باید چنان رفتار کرد که اگر دشمن شد همه اسرار تو را نداند و با دشمن نیز چنان دشمنی کرد که جایی برای دوستی گذاشته شود.
مهارت مقابله با هیجانات
از دیگر مهارتهایی که انسان بدان نیاز دارد، مهارت مقابله با هیجانات شدید عاطفی است. انسان به طور طبیعی هر روز دچار انواع و اقسام هیجانات میشود. هیجاناتی از قبیل ترس، خوشحالی، اندوه، خشم و مانند آن تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی اتفاق میافتد.هرکسی باید نسبت به هیجانهای خود و دیگران شناخت داشته باشد؛ زیرا آگاهی و معرفت نسبت به هیجانات به انسان کمک میکند تا راههای مدیریت و مهار و مقابله را نیز بیاموزد و هیجانات خویش را در راستای کمالیابی به کار گیرد. در آموزههای قرآنی براساس اصل پیش گفته تزکیه و پرورش انسانهای کامل، همواره هیجانات و عوامل و آثار آن مورد توجه بوده و حتی دستورها و راههایی برای مهار و مدیریت و بهرهوری از هیجانات بیان شده است؛ زیرا هیجانها با احساسات، تفکر و رفتار ما ارتباط دارند و زندگی دنیوی و اخروی ما را تحتتأثیر مستقیم و شدید خود قرار میدهند.
در آیات قرآن و آموزههای اسلام، راههای مقابله با هیجاناتی چون ناکامی، خشم، بی حوصلگی، ترس و اضطراب و مانند آن بیان شده است.خداوند در آیاتی از قرآن به عنوان نمونه راههای مقابله با هیجانهای شدید خود و دیگران مانند هیجان خشم را بیان میکند و میفرماید چگونه انسان میتواند خشم خویش را مهار کرده و آن را فرو خورد. آگاهی نسبت به مصیبتها و علل و عوامل آن و اینکه هر مصیبتی در زندگی انسان بر اساس حکمت و مشیت الهی است به آدمی کمک میکند تا آنها را مهار کند (حدید، آیات 22 و 23)
مهارت حل مسئله
انسان در زندگی روزانه خویش همواره با مسائلی مواجه است. این مسائل کوچک و بزرگ زمینه رشد و بالندگی انسان را فراهم میآورد. هر مسئله باید برای انسان یک ظرفیت کمالآفرین و کمالبخش باشد. بنابراین باید آن را شناخت و راهحل آن را یافت.خداوند در قرآن بیان میکند که ابتلائات و مصیبتها و مشکلات در زندگی دنیوی انسان برای کمالآفرینی اوست. لذا نباید از مسائل و طرح آنها فرار کرد بلکه باید آنها را نعمتی از سوی خداوند دانسته و به استقبال مسئله رفت و برای حل آن تلاش کرد.
خداوند کسب مهارتها را در زندگی براساس حل مسئله، بسیار مهم و اساسی میداند؛ زیرا این امور شخص را به توانایی میرساند که بتواند ضمن کمالیابی، مشکلات خود و حتی دیگران را حل کند. خداوند میفرماید: و یتیمان را بیازمایید تا وقتی به سن ازدواج برسند، پس اگر در ایشان رشد فکری یافتید، اموالشان را به آنان ردکنید و آن را از بیم آنکه مبادا بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید و آن کس که توانگر است باید از گرفتن اجرت سرپرستی خودداری ورزد و هرکس تهیدست است باید مطابق عرف از آن بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید برایشان گواه بگیرید، خداوند برای حسابرسی کافی است (نساء، آیه 6).
از این آیه به دست میآید که نه تنها کسب مهارت حل مسئله از طریق قرار گرفتن در مسائل و ابتلائات و آزمونها مهم است بلکه یکی از راههای تربیت و پرورش کودکان و دیگران قرار دادن آنان در مشکلات و مسائل است تا بتوانند با فکر و عمل خویش، آن را حل کرده و آمادگی برای مسئولیت فردی و اجتماعی مهمتری چون ازدواج و تشکیل خانواده را به دست آورند.تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق آن زمانی شدنی است که شخص در آن قرار گیرد و با تکرار و تجربه، بر دانش و کار خویش بیفزاید. البته شرایط به او میآموزد که در زندگی اجتماعی نیازمند کمک دیگران است و میآموزد که باید درخواست کمک داشته باشد و براساس آیه 2 سوره مائده و مانند آن عمل کند. همچنین زندگی و مسائل به او میآموزد که گاه باید مصالحه کند و مصالحه را راهی برای حل تعارض بداند (انفال، آیه 1).
البته برای کسب مهارت حل مسئله باید از تجربیات دیگران استفاده کند و در عصر حاضر باید آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات را در نظر داشته باشد. همچنین در فرآیند زندگی خواهد آموخت که برخی از راه حلهایی که به دست آورده مشترک است و برای دیگران نیز کاربرد دارد.
مهارت خودآگاهی
یکی از مهمترین مهارتها در زندگی، مهارت خودآگاهی است. به این معنا که انسان باید نسبت به خود آگاهی داشته باشد. این آگاهی شامل آگاهی از نقاط قوت و ضعف است. خودآگاهی، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قدرت، خواستهها، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولاً پیش شرط ضروری و روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.
خداوند در قرآن یک تصویر واقعی از انسان و تواناییها و ضعفهای عمومی او ارائه دهد. اینکه در آیات قرآن بیش از پنجاه نقص چون ظلوم و جهول به انسان نسبت داده شده (احزاب، آیه 72) و یا به انسان یادآور میشود که او خلیفه خداوند و دارنده علمالاسماء (بقره، آیات 30 و 31) است، برای این است که انسان نسبت به خود، آگاهی داشته باشد و ضعفها و قوتهای خویش را بشناسد.وقتی انسان تصویری واقعی از خود داشته باشد، مانند انسان غربی به خود محوری به جای خدا محوری نمیرود و میداند که انسان موجود فقیرذاتی است که نمیتواند بدون وحی و شریعت الهی راه خویش را بیابد و در مسیر درست زندگی قرار گیرد.
بنابراین، تصویر خود واقع بینانه نقش اساسی در زندگی انسان دارد؛ زیرا میتواند با این آگاهی تواناییهای خویش را به کار گیرد و از ضعفهای خود پرهیز کرده و آن را جبران کند.همچنین آگاهی از حقوق و مسئولیتها میتواند در این امر بسیار راهگشا و مهم باشد. از همین رو خداوند در آیه 25 سوره حدید بیان میکند که هدف از بعثت، آگاهی بخشی به انسان نسبت به حقوق و مسئولیتهای اوست؛ زیرا در این صورت است که میتواند قیام به قسط کند و خواهان عدالت برای خود و دیگران باشد و راه کمال را در پیش گیرد.
در همین رابطه شناخت ارزشها و توضیح و تبیین آنها نیز مهم است؛ زیرا با شناخت ارزشها در مسیری گام برمیدارد که از ضد ارزشها دور شود و به کمالات دست یابد. بخش اعظمی از آموزههای قرآنی برای تبیین ارزشهایی چون ارزش آخرت نسبت به دنیا و مانند آن است.
دیگر مهارتهای ضروری در سبک زندگی اسلامی
در آموزههای وحیانی اسلام به مهارتهای تفکر خلاق برای تحقق تفکر مثبت، یادگیری فعال با جستجوی اطلاعات جدید، ابراز خود در میان جامعه، تشخیص حق انتخابهای دیگر برای تصمیمگیری و تشخیص راه حلهای جدید برای مشکلات توجه شده است. از آنجا که این نوع تفکر، هم به مسئله و هم به تصمیمگیریهای مناسب کمک میکند، اسلام به آن توجه خاصی مبذول داشته است. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسئله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشوند.
مهارت تصمیمگیری از دیگر مهارتها در سبک زندگی اسلامی است. خداوند به پیامبر(ص) آموزش میدهد که چگونه تصمیمگیری کند. چنان که میفرماید: به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مهر] شدی و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست میدارد (آل عمران، آیه 159).
از این آیه و آیات دیگر به دست میآید که تصمیمگیری باید فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق و ارزیابی دقیق موقعیتها باشد که از طریق مشاوره و مانند آنها به دست میآید. همچنین تصمیمگیری باید به قصد تعیین اهداف واقعبینانه انجام گیرد و در آن برنامهریزی و نیز پذیرش مسئولیت اعمال خود مورد تأکید قرار گیرد. از این رو سخن از عزم و تصمیم است. البته باید آمادگی برای تغییر دادن تصمیمها برای انطباق با موقعیتهای جدید نیز در دستور کار قرار گیرد؛ چنان که خداوند در آیه 16 سوره انفال برای نمونه درباره عقبنشینی تاکتیکی به عنوان یک ساز و کار سخن به میان میآورد.
مهارت تفکر انتقادی نیز در آموزههای قرآنی مورد تأکید است. اینکه انسان نسبت به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها، نگرشها و رفتار، ادراک داشته باشد و نسبت به نابرابریها، پیشداوریها و بیعدالتیها آگاه باشد و بداند که دیگران همیشه درست نمیگویند و خود باید در برابر اعمال و رفتار و گفتارش مسئول و پاسخگو باشد (اسراء، آیه 36؛ ق، آیه 18)
تفکر انتقادی به عنوان یک مهارت هر چند به معنای توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است اما آموزش این مهارت، شخص به ویژه نوجوانان را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانههای گروهی مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بمانند.مهارت مقابله با اضطراب، نیز مهارتی است که در آیات قرآنی بیان شده است. ما در بخش مهارت مقابله با هیجانات به آن اشاره داشتیم. اینکه انسان بداند چگونه در موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند خودش را مهار و مدیریت کند و در مقابل فشارها و موقعیتهای دشوار چون فقدان، طرد، انتقاد خود را مدیریت کند و بدون استفاده از مواد به آرام کردن خویش بپردازد و فشار را با صبر و حلم بکاهد و بر مشکل بیفزاید و وقتشناس باشد و آن را تنظیم و مدیریت نماید، از اموری است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است. به هر حال توانایی مقابله با استرس و اضطراب و دلنگرانی و تشویش از اصول اساسی است که در مهارت زندگی باید آموخت؛ زیرا این توانایی که شامل شناخت استرسهای مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد و نیز شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان است، فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضعگیریهای خود فشار و استرس را کاهش دهد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ما جامعه ايراني به کشوري معروف هستيم که خاستگاه امنيت است؛ يکي از دلايل اصلي که ما را به اين سمت سوق داده است مسلماً به انتخاب دين اسلام و اينکه زير سايه اهل بيت عليهم السلام هستي، مربوط مي شود. اسلام دين رسول خدا (ص) و به دنبال آن خوش خلقي است. با اين وجود از ما همچنان انتظار مي رود امانتدار اين دين در سايه صفاتي همچون امر به معروف و نهي از منکر که برايمان تفهيم شده، استوار بمانيم. مقام معظم رهبري، امام خامنه اي در اين زمينه فرمودند: «همه بايد امر به معروف و نهي از منکر کنندامروز امر به معروف و نهي از منکر، هم مسئوليت شرعي و هم مسئوليت انقلابي و سياسي شماست.مسئله امر به معروف و نهي از منکر مثل مسئله نماز، ياد گرفتني است و شما بايد برويد و مسائل آن را ياد بگيريد.»
امر به معروف و نهي از منکر، هر کنش و واکنش فردي يا جمعي است که فرد و جامعه را به سعادت و آرامش سوق مي دهد و منکر، غير آن است،بي شک شناخت معروف و منکر و مصاديق آن و نيز درک عالمانه از راه هاي درمان آن و دانايي نسبت به ريشه ها و علل، اولين شرط امر و نهي است وگرنه اقدام جاهلانه، تخريب و تهديدش به مراتب فزونتر از ترک آن مي تواند باشد.متاسفانه بهانه اي در بين برخي از اهل ايمان رواج پيدا کرده که احتمال تاثير را در امر و نهي منتفي دانسته و شانه از زير بار مسئوليت خالي مي کنند در حالي که نه تنها احتمال تاثير کم هم رافع تکليف نيست بلکه بايد يا بررسي شود و يا مطالعه و اتخاذ شيوه ها و رويکردهاي صحيح، ميزان تأثير را بالا برده و با استفاده از توان جمعي، فرد آلوده به منکر را به آگاهي و دانش لازم نسبت به عيوب عملش، رهنمون سازيم.
برخي از آمرين و ناهين نيز ذره بين به دست در پي عيوب ديگران برآمده و حتي با خطاکاري که از روي غفلت و چه بسا بر حسب اتفاق، مرتکب عمل زشتي شده است، رفتاري به زعم خودشان بازدارنده دارند، در حالي که مهر و عطوفت و نصح و خيرخواهي نسبت به اين چنين خطاکاراني، خود بهترين راه بازگشت و بيدار ساختن وجدان خفته آنان است. بسياري از متدينين نيز به بهانه ضرر و زيان، تارک اين دو فريضه بي بديل شده اند، در حالي که تحقق اين دو فريضه بزرگ در جامعه، ثمره و بلکه ثمرات بسياري به دنبال خواهد داشت. البته ترديدي نيست که ترک امر به معروف و نهي از منکر، خساراتي بر پيکره دين و زندگي مردم وارد مي سازد که کم و بيش ضررهاي شخصي و فردي، قابل مقايسه با آن نمي باشد.
نکته بسيار مهمي که معمولا از آن غفلت مي شود، تقدم امر به معروف بر نهي از منکر است، بدين معنا که در سامانه تربيتي دين، اشاعه و دعوت ديگران به خوبي ها و زيبايي ها، به مراتب مقدم است بر نهي آنان از بدي ها و نازيبايي ها و چه بسا يکي از موثرترين راهکارهاي مديريت ديني در سطوح گوناگون، تشويق خوب ها بر خوبي هايشان مي باشد که غفلت از اين امر، مجال را بر تاخت و تاز بدان و بدي هايشان فراهم مي نمايد.
آيات بسياري مستقيم و غير مستقيم به اين امر ضروريِ حيات اجتماعي بشر پرداخته اند از جمله اينکه در سوره مائده آيات 78 و 79 به صراحت زبان به لعن و نفرين گروهي گشوده که ترک نهي از منکر کرده بودند و به بياني بدي هاي موجود جامعه آنان را آزرده خاطر نمي کرد.در روايات اهل بيت عليهم السلام به فراواني به اين موضوع و ابعاد گوناگون ان از جمله ويژگي هاي آمر و ناهي، رابطه دين و دينداري با اين دو فريضه بزرگ و نيز آثار هر يک پرداخته شده است؛ امام پنجم شيعيان فرمودند: امر به معروف و نهي از منكر، راه انبياء (ع) و روش صالحان است، فريضه بزرگي است كه فرايض ديگر به وسيله آن اقامه مي شود و راه و روش انسان را مصون از خطا و كسب و كار او را حلال مي كند، ستم ها را جبران و زمين را آباد مي سازد، به وسيله اين فريضه از دشمنان، عدالت وانصاف خواسته مي شود و همه امور استوار و در مسير درست قرار گيرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بسیاری از زنان ایرانی استفاده از چادر را به عنوان حجاب اسلامی می پسندند اما بخاطر دردسرهای نگه داشتن و کنترل آن بر روی سر، از آن فاصله می گیرند.در این بین یکی از اوقاتی که حقیقتاً حفظ چادر در آن سخت می شود هنگام مهمانی ها و مخصوصاً به عنوان میزبان است. وقتی که در یک آشپزخانه اپن و در معرض دید نامحرم بخواهید با حجاب کامل آشپزی نموده و مقدمات پذیرایی را آماده کنید یا هنگام پذیرایی بخواهید حجاب خود را حفظ کنید بسیار سخت می شود.لازم به ذکر است که کنار گذاشتن حجاب چادر توسط بانوان دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی دارد که بررسی آن ها در این مجال نمی گنجد. در این نوشتار تنها سعی شده است راه کارهایی را برای مدیریت بهتر استفاده از چادر و رعایت حریم محرم و نامحرم در مهمانی ها ارائه دهیم.
آیا تاکنون از چادر های مدل دار در مهمانی استفاده کرده اید؟
بهترین و مطمئن ترین راه برای اینکه هم از چادر استفاده کنید و هم دغدغه حفظ پوشش کامل را در حین کار نداشته باشید این است که یک چادر مدلدار مخصوص مهمانی تهیه کنید. مدل چادر بستگی به سلیقه هر فرد متفاوت است اما در کل باید مدلی را تهیه نمایید که با توجه به کارهایی که یک خانم در هنگام مهمانی دارد مناسب باشد. برای مثال مدل عربی برای این کار مناسب نیست. علاوه بر این استفاده از چادر مدل دار برای وقتی که مهمان هستید نیز بسیار مناسب است مخصوصاً برای بانوانی که کودک خردسال دارند و در حین مهمانی باید به امورات کودک خود نیز رسیدگی کنند.
می توانید از کش برای چادرتان استفاده کنید
اگر تهیه یک چادر رنگی مدل دار فعلاً برایتان مقدور نیست و یا استفاده از آن را در مهمانی نمی پسندید، می توانید مانند چادر مشکی، از کش چادر استفاده کنید، یعنی برای همین چادر رنگی سنتی که در حال حاضر در مهمانی از آن استفاده می کنید، کش بدوزید. شاید در ابتدا کمی برایتان سخت باشد و به نظر زیبا و شکیل نیاید ولی کافیست آن را یک بار امتحان کنید. هیچ معیاری برای اینکه کش چادر را برای چادرهای رنگی نتوان استفاده کرد وجود ندارد، پس به راحتی می توان آن را بکار برد. این روش نه تنها از زیبایی و شکیل بودن چادر نمی کاهد بلکه به آن آراستگی بیشتری نیز می دهد و به دلیل ایستایی آن بر روی سر نه تنها به خودتان اعتماد به نفس بیشتری می دهد بلکه شما را در نظر دیگران نیز بانویی با اعتماد بنفس بیشتر نشان می دهد. با این کار شما می توانید دیگران را نیز ترغیب به استفاده از ابزارهایی برای استفاده راحت تر از چادر نمایید.
درانتخاب جنس چادر و روسری دقت کنید
هنگامی که برای یک مهمانی چادر و روسری خود را انتخاب می کنید، مهم تر از اینکه به زیبایی آن توجه داشته باشید باید در انتخاب سایز و جنس روسری و چادر دقت نمایید. برای مثال اگر از چادر بدون کش استفاده می کنید باید حتماً جنس روسری شما نخی باشد تا ایستایی بهتری با چادر داشته باشد، در غیر اینصورت بدلیل اینکه چادر از روی روسری لیز می خورد، نه تنها شما را کلافه خواهد کرد و از ساعات مهمانی کمتر لذت می برید بلکه در نظر دیگران و به خصوص دختران جوان تر اینطور جلوه می کنید که با چادر خود راحت نیستید و دائماً دردسر دارید.
بطور کلی وقتی شما میزبان هستید بهتر است از روسری هایی با جنس نخی استفاده کنید که کنترل و ایستایی آن با چادر بسیار راحت تر است اما هنگامی که شما مهمان هستید، می توانید از روسری های مجلسی تر نیز استفاده کنید زیرا فعالیت شما کمتر است و راحت تر می توانید پوشش خود را حفظ کنید، اما در اینجا باید به جنس چادر خود نیز توجه کنید چرا که اگر چادرتان نخی نباشد حتی اگر بهترین و زیباترین روسری را هم سر کرده باشید، باز نمی توانید آن را به راحتی حفظ کنید.
با مانتو و روسری هم می توان حجاب کامل داشت
اگر شما در مهمانی ها از چادر استفاده نمی کنید، می توانید از مانتو و روسری با شرایط خاصی استفاده نمایید. مانتوهایی که امروزه در بازار وجود دارد هیچ یک، حجاب کامل مبنی بر پوشش کامل حجم بدن را تأمین نمی کنند و اگر شما بخواهید از مانتو به عنوان حجاب کامل استفاده کنید می بایست خودتان در صدد دوخت و تهیه مانتویی با ویژگی های اسلامی باشید.همچنین شایسته است از روسری های قواره دار استفاده کنید که به پوشاندن حجم بدنتان نیز کمک کند. گره زدن روسری نمی تواند حجاب کامل را رعایت کند بلکه باید از شیوه های بستن روسری مانند لبنانی یا سنتی استفاده کنید تا دنباله روسری روی سینه ها بیفتد و آن ها را بپوشاند.
حجاب شما در مهمانی باید راحت و روان باشد
به طور کلی پوشش یک خانم محجبه در مهمانی باید به گونه ای باشد که برای دختران نوجوان و جوان و حتی دختربچه ها نمونه و الگویی برای استفاده کاربردی از چادر باشد. وقتی برخی بانوان در استفاده از چادر تمهیدات و ابزارهای لازم را بکار نمی برند و در استفاده از آن دچار دردسر و کلافگی می شوند، اولین اثر منفی را بر دختران کوچکتر و حتی کسانی که از چادر استفاده نکرده اند، می گذارد. وقتی به عنوان یک بانوی محجبه از چادر استفاده می کنید باید کنترل این پوشش آنچنان در دستان شما باشد که یک بیننده احساس نکند شما با چادرتان راحت نیستید و به سختی آن را حفظ کرده اید.
فضای خانه را مدیریت کنید
در صورتی که آشپزخانه شما “اپن” است بهترین راه این است که یک پرده برای پوشش آن نصب کنید. محل نشستن مهمانان خانم و آقا را در منزل طوری مدیریت کنید که فضای آشپزخانه و محدوده ای که شما به عنوان کدبانوی خانه در رفت و آمد هستید، کمتر در معرض دید نامحرمان باشد.آینه ها را در خانه طوری قرار دهید که تصویر شما را در محدوده ای که بیشتر حضور دارید نمایان نکند و در معرض دید نامحرم قرار ندهد تا در حین کار از آرامش بیشتری برخوردار باشید.
پذیرایی از مهمانان را به آقایان بسپارید
در یک مهمانی اگر شما میزبان هستید، منطقی ترین راه این است که مسئولیت پذیرایی از مهمانان را به آقایان بسپارید. سفره انداختن و جمع کردن و پذیرایی های اولیه و غیره همگی می بایست توسط آقایان انجام بگیرد. در بسیاری از خانواده های متدین و مقید به حجاب، این وظیفه بر عهده ی مردان خانواده است و همگی از این تقسیم مسئولیت در مهمانی راضی هستند.بطور کلی شایسته نیست یک خانم محجبه برای پذیرایی از مهمانان مرد اقدام کند. پذیرایی توسط بانوان محجبه در مهمانی ها نه تنها ضرورتی ندارد بلکه شایسته نیست که از نظر حفظ حریم محرم و نامحرم، زن خود را در معرض دید نامحرم برای امری غیر ضروری قرار دهد.
چگونه سر سفره حریم ها را حفظ کنیم؟!
هنگامی که می خواهید برای صرف غذا دور سفره بنشینید، بهتر است محل نشستن زنان و مردان را طوری مدیریت کنید که خانم ها در یک طرف سفره و آقایان در طرف دیگر سفره بنشینند، بطوریکه زنان روبروی زنان و مردان روبروی مردان قرار بگیرند. برخی خانواده ها اصرار دارند که همسران کنار یکدیگر بنشینند، اگرچه در هنگام صرف غذا این موضوع ارجحیتی ندارد اما اگر بخواهید این روش را نیز داشته باشید حتی الامکان سعی نمایید که محارم روبروی یکدیگر قرار بگیرند تا در هنگام صرف غذا هم خانم ها و هم آقایان کمتر معذب شوند و این برای حفظ حریم ها شایسته تر است.
استفاده از چادر مناسب
اگر می خواهید این فرهنگ را به تازگی در خانواده خود رواج دهید، هیچ گاه نباید همه را ملزم کنید که این نوع نشستن کنار سفره را رعایت کنند، بلکه باید ابتدا با کسانی که مثل شما می خواهند این حریم ها را حفظ کنند شروع نمایید و با هماهنگی هم در نشستن دور سفره را در مورد خود اجرا کنید. در یک جمع فامیلی وقتی چند خانواده بخواهند اینگونه باشند به تدریج این نوع فرهنگ ها رواج می یابد و کسی دل آزرده نخواهد شد.
ساعاتی از مهمانی را تفکیک نمایید
بهتر است ساعاتی از مهمانی را زنان و مردان در فضایی جداگانه سپری کنند، برای مثال یک اتاق که کاملاً محفوظ باشد را برای حضور خانم ها و دور هم نشینی آنان در نظر بگیرید.گفتگوها، شوخی ها و خنده ها که خانم ها در جمع های خود دارند، نباید در معرض نامحرمان صورت بگیرد. این برای حفظ حریم محرم و نامحرم شایسته تر است لذا تفکیک مهمانی برای زنان و مردان برکات زیادی خواهد داشت که یکی از نتایج آن تربیت غیر مستقیم نوجوان و جوانی است که در مهمانی حضور دارد زیرا می بیند که در خانواده و اطرافیانش بین زنان و مردان حریم بخصوصی وجود دارد و در عین اینکه حریم ها حفظ می شود لحظات شاد و با نشاطی را نیز می توان سپری کرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امروزه وقتي مسئله ازدواج در خانواده ها و در ميان جوانان مطرح مي شود غالباً به جاي اينکه به ضرورت اين امر فكر بكنند،تصوري مبهم و در واقع کوهي از مشکلات و موانع در مقابل ديدگانش مجسم مي گرددازدواج سالم و ساده بر اساس مباني اخلاقي و ديني توصيه شده است؛ بنابراين شناسايي آداب و رسوم مشکلآفرين و دست و پاگير و فرهنگسازي به منظور کاهش آنها از اهميت زيادي برخوردار است.
در حال حاضر جامعه ايران درحال گذار از جامعه سنتي به مدرن است. متاسفانه جامعه مدرن مشکلاتي دارد که از جمله آنها ميتوان به افزايش آمار طلاق اشاره کرد؛ اما ما بايد شرايط خود را بشناسيم، بر اساس آن مسئله يابي کنيم و با توانمندسازي جوانان مشکلات پيش رو در حوزه ازدواج را کاهش دهيم. شغل مناسب، مسکن، تهيه لوازم ازدواج و ... همه عواملي هستند که دختر و پسر آن را براي ازدواج ضروري ميدانند.
امروز يک پسر عقيده دارد که بايد خانه و شغل داشته باشد تا بتواند زن بگيرد و دختران هم انتظار دارند براي شروع زندگي همه چيز داشته باشند.اگرچه توقعات جوانان بالا رفته، اما حتي اگر جوانان هم بخواهند ازدواج ساده و آساني داشته باشند، گاهي سختگيري خانوادهها مانع ميشود.برخي جوانان شجاعت و جسارت ازدواج را دارند،مشکل اين است که ديگران مشکلات ازدواج را براي آنها بزرگنمايي ميکنند.ترس از طلاق و پيامدهاي ناشي از آن از ديگر دلايل بالا رفتن سن ازدواج است.
با توجه به بالا رفتن آمار طلاق، جوانان نگران هستند که ازدواج ناموفق و پس از آن طلاق داشته باشند و به همين دليل ترجيح ميدهند ازدواج نکنند.همچنين امروزه دختران ما تلاش دارند با تحصيل در مدارج بالا به جايگاه اقتصادي و اجتماعي بهتري برسند و به همين دليل ازدواج را به بعد موکول ميکنند. با بالا رفتن سن ازدواج علاوه بر آسيبهاي اجتماعي که متوجه خود جوانان است، ميزان مواليد هم کاهش يافته و جمعيت کشور به سمت رشد منفي ميرود.براي حل اين مشکل بايد کم کم فرهنگسازي و برنامهريزي را از رسانهها، مراکز آموزشي و مراکز تبليغاتي آغاز کرد تا ژست ازدواج نکردن از بين برود.
.ازدواج قراردادي بين دو جنس است که با حداقل استقلال و فرديت بسته ميشود. برخي جوانان به استقلالهاي لازم به ويژه در زمينه اقتصادي و اجتماعي نرسيدهاند اما ازدواج ميکنند و زير چتر حمايتي خانواده مراحل تحصيلي و حتي دستيابي به استقلال اقتصادي را طي ميکنند سپس زندگي خود را به صورت مستقل تشکيل ميدهند.ازدواج رابط اي دو نفره است که اگر به خوبي با هم ارتباط برقرار کنند احتمال موفقيت زندگي مشترک آنها افزايش مييابد. نحوه مواجهه همسر با خبر موفقيت همسرش اهميت زيادي دارد. بهتر است او پس از شنيدن اين خبر خوشحالي خود را ابراز کند و به همسرش اجازه دهد تا با بازتعريف اتفاقي که موجب خوشحالي او شده است، هيجان مثبت ناشي از موفقيت را دوباره تجربه کند.
پژوهشها نشان داده است اين گونه رفتارها عامل مهمي در افزايش رضايت زندگي زناشويي است.با گذشت زمان و تغيير سبک زندگي، ازدواج به مرور از اولويت زندگي جوانان خارج ميشود که بايد با برنامهريزي اين مسير را تغيير داد. سبک زندگي ارتباط مستقيمي با فرهنگ دارد و تا زمانيکه ما تعريف درستي از سبک زندگي ايراني - اسلامي توسط متوليان فرهنگ در جامعه عرضه نکنيم مشکلات در اين حوزه پا برجا خواهد بود.
ورود سبک زندگي غربي و کمرنگ شدن سبک زندگي اسلامي موجب بروز مشکلات زيادي در جامعه شده است؛ بهطوريکه بسياري از باورها و سنتها ديگر جايگاهي در جامعه کنوني ندارد.عوامل مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجب تغيير سبک زندگي در جامعه شده است،خانواده تا چند دهه گذشته از جايگاه ويژهاي برخوردار بود و بسياري از تصميمات مهم در اين کانون با همفکري و مشارکت اعضاي آن گرفته ميشد، اما متاسفانه با کنار گذاشتن فضاي جمعي و انتخاب زندگي بهصورت فردي، خانواده صرفا در داستانها حضور خواهد داشت.در منطق اسلام جامعه سالم مساوي با خانواده سالم است.انسان سالم محور توسعه پايدار است اما کليت اين موضوع از سوي اسلام مورد قبول نيست و انسان بدون خانواده بي هويت است و اسلام او را نمي پذيرد.اصلاح جامعه بايد از خانواده ها شروع شود و تمام سازمان هاي اجتماعي در خدمت خانواده ها قرار گيرند
سبک زندگي جديد در اولين قدم به خانواده ضربه ميزند؛ زيرا خانواده است که به فرد ريشه و هويت ميبخشد، اما با کنار رفتن اين نهاد، فرد در سرگرداني محض در خصوص تصميمات آينده خود بهسر ميبرد و ازدواج بهعنوان مسيري که فرد را ازبلاتکليفي خارج ميکند، فراموش ميشود.در حال حاضر دستگاههاي فرهنگي زيادي در کشور فعال هستند که سالانه با صرف بودجههاي زياد در اين زمينه خدماتي ارائه ميدهند، اما کافي نيست، چرا که هر روز شاهد آسيبهاي فرهنگي در کشور هستيم.
آمارها نشان مي دهد که نوک پيکان آسيبهاي اجتماعي به سمت خانواده هاست و جامعه سالم در گرو خانواده سالم و با اخلاق و با ثبات است به همين دليل بايد هرچه سريع تر در اين خصوص برنامه ريزي کرد.متاسفانه هيچ زماني آمارهاي دقيقي از آسيبهاي اجتماعي مختلف از سوي نهادهاي ذيربط ارائه نمي شود و همين باعث عدم برنامه درست درجهت کاهش اين آسيبها شده است. دولتهاي مختلف با موضوع ازدواج و توانمندسازي جوانان به صورت ابزاري و شعاري برخورد کردهاند، در حالي که خانواده يکي از اصول قانون اساسي ماست اما هيچ متولي در ساختار دولت به صورت مستقيم ندارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
ازدواج مقطعی مهم و سرنوشتساز در زندگی همه انسانهاست و انتخاب همسر نخستین گام برای آغاز آن به شمار میرود. با وجود اینکه تاکنون کتابها، مقالات، سخنرانیها و مستندها و فیلمهای فراوانی درباره این موضوع مهم عرضه شده است، اما همچنان شاهد مشکلات و نابسامانیهای فراوانی در این عرصه هستیم. متأسفانه از یک سو آمارها از رشد نرخ طلاق در کشور حکایت میکند و از سوی دیگر عوامل گوناگونی، کمرنگ شدن عواطف و سست شدن روابط صمیمانه میان همسران را موجب میشود. یکی از مهمترین عوامل بروز مشکل و اختلال در زندگی مشترک، بیتوجهی به اصول و قواعد انتخاب همسر است. امروزه تحت تأثیر شرایط جدید اجتماعی و رشد سرسامآور رسانههای مجازی نحوه آشنایی همسران و نقطههای آغازین شکلگیری ازدواج تفاوتهای زیادی با گذشته دارد. اغلب جوانان بدون مطالعه، اندیشهورزی و مهیاکردن زمینهسازیهای لازم و مفید برای انتخاب همسر، به ازدواج رو میآورند و هیجان ناشی از رابطه را جانشین تفکر و تأمل دقیق و عمیق میکنند. روشن است که دیری نمیپاید که شعلههای هیجان فرو مینشیند و زن و مرد با شخصیت واقعی یکدیگر و نیازها و انتظارات اصلی خود از ازدواج رو به رو میشوند. در این هنگام است که اختلافات، تفاوتها و تضادها سربرمیآورند و همه ظرفیتهای رابطه را در خود فرو میبرند. از این رو توجه به نگرشها، ارزشها، اصول و قواعد انتخاب همسر میتواند به شکلگیری زندگی سالم و موفق و پیشگیری از بروز تضادها و تفاوتهای گسترده و عمیق میان همسران کمک کند. در نوشتار حاضر پارهای از ملزومات انتخاب درست، آگاهانه و خردپسندانه انتخاب همسر و پیشنیازهای چنین امری تبیین شده است.
مقدمه
با جرأت ميتوان گفت که مهمترين و سرنوشتسازترين مقطع حيات ما، انتخاب همسر و تکوين زندگي مشترک است. بر خلاف دو مقطع مهم ديگر، يعني تولد و مرگ، که تا حد زيادي بيرون از انتخابها و اختيارهاي ما هستند، ازدواج و گزينش همسر، تا اندازه زيادي تحت تأثير نگرشها، ارزشها و مهارتهاي ماست. ازدواج سالم و موفق، ميتواند دريچهاي به سوي خوشبختي و آرامش و پويايي شخصيت و زندگي ما باشد؛ همچنانکه ازدواج نادرست و ناسنجيده، ممکن است بسياري از جنبههاي مثبت زندگی را دچار اختلال و آسيب کرده و سرنوشت ما را به کلي دگرگون کند. ازدواج، در حقیقت، پيوند خوردن زنجيرهاي از اهداف، ارزشها، نيازها و خواستههاست که سرنوشت تازهاي را براي زن و مرد ميآفريند و آنان را در مسيري تازه و پرفراز و نشيب وارد ميکند. بنابراين هرگونه تلاش هدفمند و حکيمانه در پدیدآمدن خردمندانه این امر، موفقيت، رضايتمندي، پويايي و سازندگی آن را تضمین خواهد کرد.
شخصیت، زادگاه انتخاب
بدون شک ازدواج، با انتخاب آغاز مي شود، امّا اين انتخاب، بيريشه و به يکباره روي نميدهد. حتي کساني که ظاهرا با يک نگاه، با چند دقيقه گفتگو، یک تصادف، ... به اصطلاح عاشق شده و دست به انتخاب ميزنند، انتخابشان ريشهدار است. ريشه اين انتخاب، در شخصيت آدمي نهفته است و اين رفتار در حقيقت ميوه درخت وجود و شخصیت ماست.
البته از اين نظر، همه رفتارهاي ما (چه خوب و چه بد، چه زشت و چه زیبا) ريشه در وجود ما دارند و ميوههاي درخت شخصيت ما به شمار میروند. قرآن کريم در تبيين اين مسئله مهم چنين ميفرمايد: «قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن هو اهدی سبیلا».(اسرا/ 84)
اي پيامبر! بگو: هرکس بر پايه شاکله شخصيتياش رفتار ميکند و خداوند داناتر است که چه کسی هدایتیافتهتر است.
رفتارهاي خوب يا بد، درست يا نادرست، زشت یا زیبا، نشاني از ميزان سلامت يا بيماري شخصيت ما دارند. بنابراين کسي که خواهان همسري پاکدامن و داراي اخلاق نيکوست، ابتدا بايد خود چنين باشد تا چنان همسري را انتخاب کند. طالب خوبان و خوبرویان، باید اخلاقهای نیک و فضیلتهای الهی انسانی را بشناسد و برای پیراستن خود از زشتیها و ناراستیها و تحقق زیباییها و خصلتهای نیکو، به تکاپو افتد و همتی مردانه از خود نشان دهد. برای رسیدن به چنین سطحی از سلامت و بالندگی شخصیت، نخستین و مهمترين گام، خودشناسي و تفکر در ابعاد مختلف شخصيت خويش است. باید در اهداف زندگي، ارزشها، باورها، نيازهایمان بیندیشیم و در این مسئله با خود صادق و روراست باشيم؛ آنچه که هستيم را صادقانه کشف کرده و ارزيابي کنيم. آنچه که هستیم را با ملاک عقل، دين و اخلاق بسنجيم و اگر کاستی و ناراستي يافتيم، شجاعانه و با همت بلند در راه تغيير آن بکوشيم. انتخابهاي ما شديداً متأثر از هدفها، ارزشها و نيازهاي ما هستند! چه بدانيم و چه ندانيم، چه بخواهیم و چه نخواهیم انسانها، بطور پنهان و نامحسوس، جذب همگنان و همسانان خود ميشوند. هرچه باورها، نگرشها، ارزشها، اهداف و خواستههای ما، متعالیتر، ارزشمندتر و خداپسندانهتر باشد، انتخابهای ما هم منطقیتر، خردمندانهتر و متعالیتر خواهد بود. کسی که تنها به دنبال ثروت، شهرت و زیباییهای ظاهری است، هرگز به دنبال ایمان، اخلاق و فضیلتهای انسانی نمیرود و از چنین افرادی سراغ نمیگیرد. در انتخاب همسر تنها به زیبایی ظاهر و مال و ثروت و موقعیت اجتماعی او مینگرد و از توجه به مسائل مهم شخصیتی و معنوی او باز میماند.
نوريان مر نوريان را جاذبند ناريان مر ناريان را طالبند
خردورزی و بهرهجستن از تجربهها
پيش نياز دیگری که براي انتخابی خوب و رضايتبخش لازم و ضروري است و بايد به جد آن را دنبال کرد، استفاده از ظرفيتهاي عقلاني و محيطي براي يافتن فرد مورد نظر است.
در اين مرحله: اولاً بايد از تمامي خصوصياتي که دوست داريد در همسر آينده شما وجود داشته باشد، تعريفی روشن و عملياتي (رفتاري) داشته باشيد. مثلا اگر به دنبال همسری پاکدامن و با اخلاق نیک هستید، برای خودتان به روشني تعريف کنيد که مقصودتان از پاکدامني واخلاق نيک چيست؟ اکتفاکردن به مفاهيم و تعاريف کلي و مبهم، گرهاي از ذهن شما نميگشايد. مثلاً ممکن است پاکدامني را به صورت عملیاتی، اين گونه تعريف کنیم: زن پاکدامن، زنی است که با مردان نامحرم در چارچوب حلال و حرام شرعي مشخص، معاشرت داشته باشد. البته اينکه چه معاشرتهايي حلال و کدام يک حرام است، بايد با مراجعه به کارشناسان ديني و کتابهاي قابل اعتماد فقهي و اخلاقي فهميده شود.
ثانياً: از ظرفيتهاي عقلي، علمي و تجربي ديگران، بخصوص مشاوران متخصص در امر ازدواج و خانواده، استفاده کنيد و خود را از اين امر بينياز ندانيد. خدمات مشاوره پیش از ازدواج در شناخت خود و شناخت مطلوب از کسی که میخواهید با او ازدواج کنید، مؤثر و راهگشاست.
امام علي(ع) ميفرمايد: من استقبل وجوه الآراء علم مواقع الخطأ(1)؛ هرکس از انديشههاي ديگران استقبال کند، خطاها را بهتر خواهد شناخت! پدر، مادر، برادر، خواهر، دوست ... هرکس به اندازه خود سهمي از تجربه و فهم دارد و ميتواند براي ما کارگشا و مفید باشد. البته مشورت و مشاورت با دیگران هرگز به معناي سپردن تصميم به آنها نيست؛ بلکه با استفاده از چنین ظرفيتهايي و تأمّل در سخنهاي درست و حکيمانه، خود ما بايد بهترينها را انتخاب و براساس آن تصميمي درست اتخاذ کنيم.
ثالثاً: از افراد عاقل بخواهيد که شما را در يافتن خانوادهاي اصيل و شريف ياري کنند. در جلسات خواستگاري تلاش کنيد صادقانه تصوير کاملاً روشن و صريحي از اهداف، ارزشها، انتظارات، نيازها و خصلتهاي شخصيتي خودتان ارائه کرده و از طرف مقابل هم بخواهيد اين گونه عمل کند؛ از کاملگرايي و در پی همسري بدون عيب و نقصبودن، بپرهيزيد که دستکم در این دنیا وجود ندارد؛ مراقب باشيد که شخصيت واقعي خودتان را با شخصيت آرماني اشتباه نکنيد. در جلسه خواستگاري بايد از آنچه هستيد، سخن بگوئید نه از آنچه دوست داريد باشيد! هرچند پس از معرفی شخصیت فعلی خودتان، سخن از آرمانها و آرزوها هم پسندیده است.
اطلاعاتي که طرف مقابل از خودش و خانوادهاش ارائه ميکند را يادداشت کرده و در فرصتی مناسب و بدون شتابزدگي از منابع مختلفي محک بزنيد؛ دوستان صميمي، هم کلاسيها، همسايهها، خويشان دور و نزديک، عروس و دامادهاي خانواده، منابع خوبي براي راستي آزمايي ادعاها و توصيفهای فرد از خودش هستند.
دانشها و مهارتهای زندگی
رفتارهای اجتماعی ما، که اغلب در چارچوب رفتارهای اخلاقی خوب یا بد ظهور میکند، همچنانکه ناشی از خصلتهای شخصیتی و الگوهای فکری- انگیزشی-رفتاری ماست، میتواند تحت تأثیر مسائل محیطی و از جمله نوع برخورد و رفتار دیگران باشد. همانگونه که میتوانیم با رفتارهای خوب و انسانی، زمینه رفتارهای خوب را در دیگران تقویت و ریشهدار کنیم، ممکن است به سبب رفتارهای بد ما، دیگران نیز با ما بد و ناخوشایند رفتار کنند. بنابر این هرکدام از زن و مرد، در محیط خانه اگر طالب رفتار و اخلاق نیک همسر است، باید بداند که بخشی از رفتارهای زیبا و کریمانه همسران، متأثر و برخاسته از رفتارهای مطلوب و سازگارانه طرف مقابل است. همسران با قدرشناسی، مهربانی، گذشت، احترام به همسر و خانواده او، تأمین نیازهای مشروع و معقول همسر، رعایت حقوق او،...در حقیقت موجبات بروز رفتارهای نیک را در همسر خود ایجاد میکنند. مطالعه، تجربهاندوزی و الگوگیری از افراد عاقل و خوشاخلاق، آموختن دانشها و مهارتهای زندگی سالم و به کاربستن آن عامل بسیار مهم در احساس خوشبختی و رضایتمندی از زندگی است. کم نیستند همسرانی که به سبب فقدان یا کمی آگاهیها و مهارتهای ضروری و مفید زندگی، رابطه خود را دچار تباهی و فروپاشی میکنند؛ در حالی که تنها با آموختن اطلاعاتی ساده و به کاربستن مهارتهایی آسان، خصوصا مهارت ارتباط مؤثر، میتوانند به زندگی دلپذیر و مطلوب خویش دست پیدا کنند. انسان باید خود را همواره نیازمند آموختن و تواناترشدن ببیند و از خودرأیی و خودمحوری بپرهیزد.
دعا، مهمترین حلقه از زنجیره موفقیت
ما انسانها، بر خلاف تصورمان، موجوداتي ضعيف و کمدان هستيم. خداوند در قرآن کريم به اين امر اشاراتي دارد: «يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنکمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا»؛(نساء / 28)انسان ناتوان آفريده شده است! «وَيَسْأَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً».(اسرا/ 85 ) از علم و دانش بهره اندکي نصيب بردهايد! از يک سو، عقل ما، علم ما، تجارب ما، ظرفيتهاي ارادي و رفتاري ما، ... محدود و از ديگر سو، خواستهها، نيازها، عوامل تأثيرگذار بر شخصيت ما، عوامل دست اندرکار جهان پيرامون ما و ... بسيار فراوان و حتي نامحدودند؛ پس در اين جهان نامحدود، با قدرت محدود نميتوان حرکت کرد و به آرمانهاي بلند رسيد، جز با پیوند خوردن به قدرت و علم نامحدود! دعا، حلقه پيوند موجود محدود و ناتوان به خداي دانا و تواناست.
در کنار همه تلاشها و تکاپوها و مسئوليتپذيريها، هرگز نبايد خود را خودمختار و بينياز از رحمت، لطف و دستگيري خداوند بدانيم. بايد بدانيم و باور کنيم که مؤثر حقيقي اوست و سر رشته همه امور در دستان تواناي او قرار دارد؛ توسل و اتصال به ارواح پاک اولياي الهي نيز در همين زمينهها معنا پیدا ميکند؛ توسل، حلقه ارتباط ما با خدا است. در روایات فراوانی وارد شده است که هرکس میخواهد ازدواج کند دو رکعت نماز بگزارد و پس از آن از خداوند بخواهد که همسری پاکدامن و مایه آرامش و خشنودی او نصیبش گرداند.(2)تکميلکننده زنجيره دعا و خواستن از خداوند، استمداد از ارواح پاک پيامبر و امامان و اولياي الهي(ع) است که ما را در رسيدن به هدفهاي ارزشمند ياري ميکند؛ در توسل، روح ضعیف و ناتوان ما به مدد ارواح قوی و تأثیرگذار اولیای الهی، حرکت کرده و بر همت، اراده، الهام و خردمندی ما افزوده میشود.
پانوشت:
1. الكافي / الكليني: 8 / 22.
2. وسائل الشيعه/ کتاب النکاح