حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
ازدواج و سبك زندگي
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

امروزه وقتي مسئله ازدواج در خانواده ها و در ميان جوانان مطرح مي شود غالباً به جاي اينکه به ضرورت اين امر فكر بكنند،تصوري مبهم و در واقع کوهي از مشکلات و موانع در مقابل ديدگانش مجسم مي گرددازدواج سالم و ساده بر اساس مباني اخلاقي و ديني توصيه شده است؛ بنابراين شناسايي آداب و رسوم مشکل‌آفرين و دست و پاگير و فرهنگ‌سازي به منظور کاهش آنها از اهميت زيادي برخوردار است.

در حال حاضر جامعه ايران درحال گذار از جامعه سنتي به مدرن است. متاسفانه جامعه مدرن مشکلاتي دارد که از جمله آنها مي‌توان به افزايش آمار طلاق اشاره کرد؛ اما ما بايد شرايط خود را بشناسيم، بر اساس آن مسئله يابي کنيم و با توانمندسازي جوانان مشکلات پيش رو در حوزه ازدواج را کاهش دهيم. شغل مناسب، مسکن، تهيه لوازم ازدواج و ... همه عواملي هستند که دختر و پسر آن را براي ازدواج ضروري مي‌دانند.

امروز يک پسر عقيده دارد که بايد خانه و شغل داشته باشد تا بتواند زن بگيرد و دختران هم انتظار دارند براي شروع زندگي همه چيز داشته باشند.اگرچه توقعات جوانان بالا رفته، اما حتي اگر جوانان هم بخواهند ازدواج ساده و آساني داشته باشند، گاهي سختگيري خانواده‌ها مانع مي‌شود.برخي جوانان شجاعت و جسارت ازدواج را دارند،مشکل اين است که ديگران مشکلات ازدواج را براي آنها بزرگ‌نمايي مي‌کنند.ترس از طلاق و پيامدهاي ناشي از آن از ديگر دلايل بالا رفتن سن ازدواج است.

با توجه به بالا رفتن آمار طلاق، جوانان نگران هستند که ازدواج ناموفق و پس از آن طلاق داشته باشند و به همين دليل ترجيح مي‌دهند ازدواج نکنند.همچنين امروزه دختران ما تلاش دارند با تحصيل در مدارج بالا به جايگاه اقتصادي و اجتماعي بهتري برسند و به همين دليل ازدواج را به بعد موکول مي‌کنند. با بالا رفتن سن ازدواج علاوه بر آسيب‌هاي اجتماعي که متوجه خود جوانان است، ميزان مواليد هم کاهش يافته و جمعيت کشور به سمت رشد منفي مي‌رود.براي حل اين مشکل بايد کم کم فرهنگسازي و برنامه‌ريزي را از رسانه‌ها، مراکز آموزشي و مراکز تبليغاتي آغاز کرد تا ژست ازدواج نکردن از بين برود.


.ازدواج قراردادي بين دو جنس است که با حداقل استقلال و فرديت بسته مي‌شود. برخي جوانان  به استقلال‌هاي لازم به ويژه در زمينه اقتصادي و اجتماعي نرسيده‌اند اما ازدواج مي‌کنند و زير چتر حمايتي خانواده مراحل تحصيلي و حتي دستيابي به استقلال اقتصادي را طي مي‌کنند سپس زندگي خود را به صورت مستقل تشکيل مي‌دهند.ازدواج رابط اي دو نفره است که اگر به خوبي با هم ارتباط برقرار کنند احتمال موفقيت زندگي مشترک آنها افزايش مي‌يابد. نحوه مواجهه همسر با خبر موفقيت همسرش اهميت زيادي دارد. بهتر است او پس از شنيدن اين خبر خوشحالي خود را ابراز کند و به همسرش اجازه دهد تا با بازتعريف اتفاقي که موجب خوشحالي او شده است، هيجان مثبت ناشي از موفقيت را دوباره تجربه کند.

پژوهش‌ها نشان داده است اين گونه رفتارها عامل مهمي در افزايش رضايت زندگي زناشويي است.با گذشت زمان و تغيير سبک زندگي، ازدواج به مرور از اولويت زندگي جوانان خارج مي‌شود که بايد با برنامه‌ريزي اين مسير را تغيير داد. سبک زندگي ارتباط مستقيمي با فرهنگ دارد و تا زماني‌که ما تعريف درستي از سبک زندگي ايراني - اسلامي توسط متوليان فرهنگ در جامعه عرضه نکنيم مشکلات در اين حوزه پا برجا خواهد بود.

ورود سبک زندگي غربي و کم‌رنگ شدن سبک زندگي اسلامي موجب بروز مشکلات زيادي در جامعه شده است؛ به‌طوري‌که بسياري از باورها و سنت‌ها ديگر جايگاهي در جامعه کنوني ندارد.عوامل مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجب تغيير سبک زندگي در جامعه شده است،خانواده تا چند دهه گذشته از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بود و بسياري از تصميمات مهم در اين کانون با همفکري و مشارکت اعضاي آن گرفته مي‌شد، اما متاسفانه با کنار گذاشتن فضاي جمعي و انتخاب زندگي به‌صورت فردي، خانواده صرفا در داستان‌ها حضور خواهد داشت.در منطق اسلام جامعه سالم مساوي با خانواده سالم است.انسان سالم محور توسعه پايدار است اما کليت اين موضوع از سوي اسلام مورد قبول نيست و انسان بدون خانواده بي هويت است و اسلام او را نمي پذيرد.اصلاح جامعه بايد از خانواده ها شروع شود و تمام سازمان هاي اجتماعي در خدمت خانواده ها قرار گيرند

سبک زندگي جديد در اولين قدم به خانواده ضربه مي‌زند؛ زيرا خانواده است که به فرد ريشه و هويت مي‌بخشد، اما با کنار رفتن اين نهاد، فرد در سرگرداني محض در خصوص تصميمات آينده خود به‌سر مي‌برد و ازدواج به‌عنوان مسيري که فرد را ازبلا‌تکليفي خارج مي‌کند، فراموش مي‌شود.در حال حاضر دستگاه‌هاي فرهنگي زيادي در کشور فعال هستند که سالانه با صرف بودجه‌هاي زياد در اين زمينه خدماتي ارائه مي‌دهند، اما کافي نيست، چرا که هر روز شاهد آسيب‌هاي فرهنگي در کشور هستيم.

آمارها نشان مي دهد که نوک پيکان آسيبهاي اجتماعي به سمت خانواده هاست و جامعه سالم در گرو خانواده سالم و با اخلاق و با ثبات است به همين دليل بايد هرچه سريع تر در اين خصوص برنامه ريزي کرد.متاسفانه هيچ زماني آمارهاي دقيقي از آسيبهاي اجتماعي مختلف از سوي نهادهاي ذيربط ارائه نمي شود و همين باعث عدم برنامه درست درجهت کاهش اين آسيبها شده است. دولت‌هاي مختلف با موضوع ازدواج و توانمندسازي جوانان به صورت ابزاري و شعاري برخورد کرده‌اند، در حالي که خانواده يکي از اصول قانون اساسي ماست اما هيچ متولي در ساختار دولت به صورت مستقيم ندارد.