نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
يا بنى آدم قد انزلنا عليكم لباسا يوارى سَوْاتكم و ريشا و لباس التقوى ذلك خير ذلك من آيات اللّه لعلكم يذكرون

انسان فطرتی خدا خواه وخواهان رشد وکمال دارد وبا کسب شناختی نسبی از پروردگار عالم آوای بر دست سر می دهد وبا صل اشتیاق در برابر دستورات ونواحی الهی سر تسلیم فرود می آورد.تفاوت عمده ي فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي ، در تعريف « انسان » منعكس مي شود . اگر انسان بر حسب فرهنگ غربي ، موجودي است كه معنويت ، فرع و ور بناي زندگي مادي اوست ، در فرهنگ اسلامي موجودي است كه معنويت ، كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست نكته مهم اين است كه در اسلام ، معنويت و روحانيت به هيچ روي در مقابل ماديت و جسمانيت قرار نگرفته است .
دين براي آن نيامده است تا مارا از جسم يك سمره غافل سازد و از دنيا جدا كند ، بلكه براي آن است كه به ما « اندازه » بيامزد تا بتوانيم با حفظ اعتدال ، از افراط و تفريط مصون بمانيم و مثلاً چنان نباشيم كه خود را تن بنگاريم و جز به بهره وري از جسم به هيچ چيز نينديشيم . در چنين بينشي ديگر تن ، تنها بخش وجود انسان نيست و خوشبخت شدن نيز ، تمتع محدود جسماني ميان تولد تا مرگ نيست . انسان راه درازي در پيش دارد كه مرگ يكي از گذرگاه هاي آن است . او رو به سوي خدا دارد كه كمال مطلق و سرچشمه ي همه ي خوبي ها و ارزش هاست . او خود را شريف تر از آن مي داند كه به جسمش شناخته شود و وظيفه ي خود را خطيرتر از آن مي بيند كه تنها به بدن نمايي و آرايش جسم بپردازد انسان در همه ي بينش هاي معنوي و از جمله در اسلام ، براي آن لباس به تن نمي كند كه تن را عرضه كند ، بلكه لباس مي پوشد تا خود را بپوشد .
لباس براي او يك حريم است ، به منزله ي ديوار دژي است كه تن را از دستبرد محفوظ مي دارد و كرامت او را حفظ مي كند . لباس ، پوست دوم انسان نيست خانه اوست.انسان اسلام ،كمال خود را به خداي خويش مي فروشد . لباس انسان ، پرچم كشور وجود اوست ، پرچمي است كه او بر سردر خانه ي وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند . هم چنان كه هر ملتي با وفا داري و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هويت ملي و سياسي خود را ابراز مي كند . هر انسان نيز ، مادام كه به يك سلسله ارزش ها معتقد باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها را از تن به در نخواهد كرد.
شگفت است كه هرگاه صحبت از پوشش و سادگي اسلامي به ميان مي آيد ، مخالفان مي گويند شما مي خواهيد زن را از حضور فعال در جامعه محروم كنيد و او را در خانه محبوس مي سازيد شما شخصيت زن را جدي نگرفته ايد و نيمي از جمعيت كشور را از صحنه ي كار اجتماعي بيرون رانده ايد . در پاسخ بايد گفت : اتفاقاً چون در تفكر اسلامي ، زن بايد به عنوان يك انسان به صورتي بسيارجري وارد اجتماع شود لازم است دست از تجمل و خود نمايي بردارد . لازمه ي اجتماعي بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را هم چون قطره اي در درياي جامعه غرق كند .
پوشیدگی زن یکی از ارزش های بزرگ اسلام است که اگر به سبک زیبایی جامع وقطعی به شیوا ورسا به آن پرداخته شود ازآن استقبال می کرد و از برکات فراوان حجاب بهره مند می گردد و از آفت های متعدد و زیانبار بی حجابی و بد حجابی مصون می ماند فلسفه حجاب از مسائل مهمي است كه آگاهي از آن مي تواند يكي از پايه هاي تحقق فرهنگ پوشش اسلامي گردد و به آن عمق و معنا بخشد. پوشش ديني از فلسفه هاي متعددي برخوردار است كه به طور مستقل مورد بررسي قرار مي گيرند.
الف- ارزش والاي زن
زن از ديدگاه اسلام داراي شخصيتي شايسته و رسالت و موقعيتي الهي است كه مي تواند مدارج كمال را طي كرده و به مراتب عالي انسانيت بار يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت يعني خليفه خدا گردد. وجود زن، زينب بخش آفرينش انسان است و افق روح او تجلي گاه رحمت. دامن زن، مدرسه بشر است و كمالِ مرد بدون او ممكن نيست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرينش است. اصلاح جامعه در گرو تقواي زن و محيط خانواده كلاس درس اوست و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي تواند با تربيت فرزندي امتي را رهائي بخشد.حال جايگاه والاي اين گوهر آفرينش اقتضا دارد كه در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش هاي او حفظ شود و اين است فلسفه پوششي كه خداي حكيم براي ناموس خلقت واجب كرده است.
فلسفه نگهباني و پوشش اشياء، ارزش آنهاست و هر قدر افزايش يابد درصد محافظت از آنها بيشتر مي شود به گونه اي كه جواهرات، اسناد و اوراق بهادار در مطمئن ترين و محكمترين جا نگهداري مي شوند. زن هم كه گوهري گرانبهاست بايد خود را در صدف حجاب نگهداري كند. از آنچه بيان شد معلوم مي گردد فلسفه حجاب حفظ ارزش والاي زن است و از همين رو است كه خداوند پوشش ديني را بر او واجب و نگاه به بدن و موي سر او را حرام فرموده است.
زن اگر موقعيت خود را در نظام آفرينش بيابد، حقيقت و ارزش خود را درك كند، بداند از كجا آمده است، در كجا قرار دارد و به كجا مي رود از پوشش ديني به عنوان يك نياز جدي خود بهره مي گيرد و هرگز جامعه را صحنه نمايش تن و تحركات جنسي خود قرار نمي دهد.
1- نكته عرفاني:
اي گوهر آفرينش! زن چه نيكو مقامي دارد كه فاطمه از افق او تجلي كرد و مريم و زينب از آسمان او درخشيدند و آسيه و خديجه از هستي او طلوع كردند. پس گوهر وجود خود را به صدف حجاب زينت بخش كه حجاب اسلامي از جلوه هاي زيباي بندگي است.
ب- امنيت و آرامش زن
نفس آدمي دريائي از تمايلات و خواسته هاي اوست كه مهمترين آنها به خوراكيها، امور جنسي و مال و جاه مربوط مي شود و بدون شك بالاترين خواسته هاي مردان تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است:
اعظم الشهوه شهوه النساء
بزرگترين خواسته مرد رغبت به زنان است.
ارائه زيبايي ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان دامن مي زند و آنها را به يك كانون جدي خطر مبدل مي سازد كه به سلب امنيت و آرامش زن منتهي مي گردد. آنچه مي تواند از اين ناامني پيشگيري كند پوشيدگي زن از چشم هاي گرسنه نامحرمان است كه با حجاب كامل اسلامي عمل خواهد شد. پوشش ديني پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانوئي چشم طمع نخواهند داشت كه پاكي و نجابت او را مي ستايند. و از طرفي بدن و اسرار زيبائي هاي او در ساية حجابي كه دارد از چشم نامحرم پوشيده خواهد بود. در اين صورت است كه زن در سنگر حجاب خود از تير نگاه هاي زهرآلود و سخنان آزار دهنده و برخوردهاي اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنيت و آرامش دروني او برقرار خواهد شد.
قرآن كريم با اشاره به اين فلسفه حجاب فرموده است:يا ايها النبي لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين .اي پيامبر! به زنان و دخترانت و زنهاي مؤمنان بگو خود را با مقنعه بلند (چادر) بپوشانند كه اين پوشش براي آنكه به عفت شناخته شوند بهتر است تا (از تعرض هوسرانان) آزار نبينند.
2- نكته عرفاني:
خواهرم! دنيا خراب آبادي است كه هر نقطه آن به مينهاي شيطان و نگاه هاي آلوده ناامن گشته است. اما فرشته هاي حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيتي به سر مي برند كه ديگران از طعم آن بي خبرند.
شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل
كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها
ج- سلامت نسل
تحريكات جنسي كه در حواس پنجگانه آدمي به وجود مي آيد بر روي سيستم توليدنسل او نقش مؤثري دارد. دانشمندان معتقدند تحريكاتي كه در چشم به وجود مي آيد بر غدة هيپوفيز كه غدة كوچكي در زير مغز است اثر مي گذارد. اين غده شش هورمون توليد مي كند كه سه نوع آن بر روي سيستم توليدنسل تأثير دارد. نگاه به زنان بدحجاب و فيلم هاي محرك كه چنين اثري را به همراه دارد در نهايت به تأثير منفي در فرزندان و اختلالات وراثتي منتهي مي شود.
حضرت شعيب (عليه السلام) يكي از دختران خود را به عقد حضرت موسي (عليه السلام) درآورد و مقرر گرديد كه او مدت هشت يا ده سال در خدمت حضرت شعيب (عليه السلام) باشد. وقتي مدت خدمتگزاري به پايان رسيد عرض كرد: مي خواهم به وطن خود مراجعت نمايم آيا چيزي به من خواهي داد؟شعيب فرمود: همه گوسفندان سياه و سفيدي كه امسال زاييده مي شوند از آن تو باشند. وقتي موسي (عليه السلام) مي خواست گوسفندان را جفت گيري دهد پوست بخشي از عصاي خود را كند و قسمت هاي را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان فرو برد و بر آن پارچه اي سياه و سفيد انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده مي فرستاد. گوسفندان نر به اين چوب و پارچه سياه و سفيد مي نگريستند و جفت گيري مي كردند و در نتيجه نوزاد آنها جملگي سياه و سفيد زاييده شدند.
با توجه به آنچه بيان گرديد زنان و دختران خود نما تأثير ناروا و غيرقابل بخششي را بر سلامت نسلهاي اجتماع خواهند گذارد كه آنها خود از اختلالات وراثتي آن بيزارند و فلسفه حجاب ديني پيشگيري از چنين آثاري است.
پوشيدگي زن مهر تأييد عفاف اوست.
پايه هاي حجاب
پوششي كه اسلام آن را به عنوان يك حكم شرعي اعلام كرده است يك عمل ظاهري و گسسته از عوامل، پايه ها و فرهنگ پوششي اسلام نيست بلكه حجاب خيمه عفاف بانواني است كه آن را بر پايه هاي خود استوار كرده اند و چنانچه اين پايه ها در وجود هر خانمي بوجود آيد حجاب ديني او به طور طبيعي شكل خواهد گرفت در غير اين صورت به عنوان يك عمل خشك فيزيكي مطرح خواهد بود كه همواره در معرض تزلزل است.
الف- ايمان به خدا و آخرت
ايمان به خدا و ترس از آخرت از مهمترين پايه هاي حجاب به شمار مي رود. وقتي زن به خدايتعالي و علم و حكمت او ايمان آورد و معتقد گردد احكامي كه براي انسان تشريع كرده است بدون نقص و داراي فوائد و آثار مثبتي است و همچنين باور كند كه بي توجهي به احكام خدايتعالي خذلان دنيا و عذاب آخرت را به همراه دارد از حكم الهي حجاب استقبال مي كند. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرموده است: انسان به وسيلة ايمان به كارهاي خوب رهنمون مي گردد.
ب- آگاهي
شناخت سيماي زن، حقيقت حجاب و فلسفه و آثار آن از جمله پايه هاي مستحكم پوشش ديني است. وقتي خانمي به پاسخ دروني خود كه چرا بايد پوشيده باشيم نائل شود پاية حجاب ديني در درون او شكل مي گيرد و اين آگاهي به عمل او معنا و ارزش مي بخشد و دوام آن را نيز تضمين خواهد كرد. و ما در فصل اول، فلسفه حجاب را به طور مشروح بيان كرديم.
شناخت آثار حجاب بخش ديگري از آگاهي هاي ضروري را تشكيل مي دهد. انسان تا به آثار مثبت كاري پي نبرده باشد به انجام آن راغب نخواهد بود اما با آگاهي از آثار مثبت آن با علاقه به دنبال تحقق آن حركت مي كند. به عنوان مثال اگر انسان به فوايد باران آگاهي نداشته باشد باريدن باران را جز گل شدن زمين و ايجاد مشكلات نمي پندارد كه مانع ركود فعاليتها، محدوديت در بيرون رفتن از منزل و امثال آن مي گردد اما وقتي بداند كه اثر باران سرسبزي و طراوت زمين، حيات جنگلها، رشد و تغذيه موجودات زنده، پاك سازي زمين و آسمان از آلودگيها، و آثار فراوان ديگري از جمله پاسخ به نيازهاي ضروري و حياتي انسان خواهد بود به بارش باران علاقمند مي گردد و از گل شدن زمين و برخي مشكلات سطحي و زودگذر آن كمترين ناراحتي به خود راه نخواهد داد.وقتي زن به آثار و بركات حجاب آگاهي يابد نه تنها از آن احساس سنگيني نمي كند كه از آن استقبال مي كند و وسوسه هاي شيطاني را به هيچ مي انگارد.
شناخت آثار زيانبار خودنمائي و جلوه گري هاي زن و تأثيرات نامطلوبي كه بر جنس مخالف مي گذارد مكمل آگاهي هايي است كه از آنها سخن گفتيم. اگر زن با ايماني كه از دلي بيمار برخوردار نيست بداند نمايش زيبائي ها يا بخشي از موهاي سر يا بدن او سبب تحريك و اشتغال ذهني نامحرم مي گردد، تمايل خفته او را بيدار و آرامش وي را بر هم مي زند و در غفلت از ياد خدايش فرو مي برد هرگز خود را عامل چنين آثار سوئي نخواهد كرد. آثار خودنمائي و پوشش هاي ناقص و آفتمند در مباحث آينده مورد بررسي قرار خواهد گرفت.خداوند حيا و پوشيدگي بندگانش را دوست دارد. پيامبر اكرم (ص)
ادله حجاب اسلامي
لزوم پوشيدگي زن از چهار دليل قرآن، روايات، سيره و عقل برخوردار است كه هر كدام به تنهايي براي اثبات ضرورت حجاب بانوان كافي است. و در اين فصل همة آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.
الف- قرآن و روايات
مهمترين دلايل شرعي وجوب پوشش بانوان آيات سورة نور و احزاب است، خداي تعالي در سورة نور فرموده است.قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولي الاربه من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين زينتهن و توبوا الي الله جميعاً ايها المؤمنون لعلكم تفلحون.
(اي پيامبر) به زنان با ايمان بگو ديده هاي خود را فروبندند و عورت خود را بپوشانند. (دامان خود را پاك نگاه دارند) و زيور و زينت خويش بر نامحرم آشكار نسازند مگر آنچه پيداست. و سرپوش هاي خود را بر گريبانهاي خويش اندازند و زينت و جمال خود را آشكار نكنند مگر براي شوهران، يا پدران، يا پدرشوهران، يا پسران، يا پسران شوهر، يا برادران، يا برادرزادگان، يا خواهرزادگان، يا زنان، يا كنيزان خود، يا مرداني كه از زن بي نيازند، يا كودكاني كه از عورت زنان آگاه نيستند و پاي بر زمين نزنند كه زيور پاهايشان معلوم گردد. اي مؤمنان همگي به سوي خداوند توبه كنيد باشد كه رستگار گرديد.آنچه از اين آيه شريفه استفاده مي شود عبارت است از:
1-بستن چشم از نگاه هاي شهوت آلود به مردان.
2-لزوم پوشش عورت از ديگران. (بر هر مرد و زن مسلمان واجب است عورت خود را به استثناي همسر از هر زن و مرد محرم و نامحرم و اطفال مميز بپوشاند).
3-لزوم پوشش بدن و زينت هاي آن.
4-جواز آشكار بودن بدن و زينت هاي آن در برابر محارم.
حجاب برتر
خداي تعالي در سورة احزاب فرموده است:يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفوراً رحيماً. اي پيامبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب هاي خود را به هم نزديك سازند كه با اين پوشش بهتر شناخته شوند تا از تعرض (هوسرانان) آزار نبينند و خداوند بخشنده و مهربان است.اين آيه يكي ديگر از آيات حجاب اسلامي است كه پس از آيه شريفه سورة مباركه نور نازل شده است. آنچه بايد در اين آيه مورد بحث و بررسي قرار گيرد معناي جلباب است.در اين آيه خداي تعالي از همه زنان خواسته است تا با پوششي به نام «جلباب» كه مفرد «جلابيب» است خود را بپوشانند.
مفسران و اهل لغت معاني مختلفي را براي جلباب ذكر كرده اند.ابن عباس گويد: الرداء الذي يستر من فوق الي اسفل. جلباب ردائي است كه سراسر بدن از بالا تا پائين را مي پوشاند.مراد از «رداء» پوششي است كه نظير عبا، بر روي لباس ديگر مي پوشند و مصداق آن در زمان ما عبا و چادر زنان عرب و ايراني است. تعبير به هم نزديك كردن رداء در آيه شريفه، با چادر و عبا سازگارتر است زيرا شكل آن به گونه اي است كه بايد اطراف آن به هم نزديك و روي هم قرار گيرند تا بدن را پوشش دهند.در تفسير قرطبي آمده است: «ثوب اكبر من الخمار و من ابن عباس و ابن مسعود: «انه الرداء» و قيل «القناع» و الصحيح: انه الثوب الذي يستر جميع البدن»
جلباب لباسي است كه از روسري بزرگتر است و ابن عباس و ابن مسعود آن را به معناي رداء گرفته اند و گفته شده است: مقنعه است. و نظر صحيح آن است كه جلباب لباسي است كه همه بدن را مي پوشاند. (عبا و چادر)علامه طباطبائي در تفسير الميزان در ذيل آيه شريفه آورده است:الجلابيب جمع جلباب و هو ثوب تشتمل به المرأه فيغطّي جميع بدنها او الخمار الذي تغطّي به رأسها و وجهها.جلابيب جمع جلباب است و آن لباسي است كه زن آن را در بر مي كند و همه بدن خود را مي پوشاند. يا مقنعه اي است كه سر و صورت خود را به آن مي پوشاند.
صاحب تفسير الميزان دو معنا براي جلباب ذكر كرده است كه معناي دوم او مطابق قول صاحب تفسير مجمع البيان است.اين منظور در لسان العرب آورده است:الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تغطّي به المرأه رأسها و صدرها و قيل هو ثوب واسع دون الملحفه تلبسه المراه و قيل هو الملحفه.جلباب لباسي بزرگتر از سرپوش و كوچكتر از ردا است كه زن سر و سينه خود را با آن مي پوشاند و گفته شده است لباسي بزرگ است كه از ملحفه كوتاه تر است و زن آن را مي پوشد و گفته شده است: همان ملحفه است.ملحفه همان ملافه و در نتيجه جلباب همان چادر مي باشد كه از ملافه كوتاهتر است.
از آنچه بيان شد معلوم گرديد «جلباب» داراي معاني مختلفي از جمله: چادر، مقنعه، لباس بزگتر از روسري و كمتر از چادر است. حال اگر خانمي بخواهد مطمئن شود كه به آنچه خداوند فرموده است عمل كرده است به قول ابن عباس و ابن مسعود دو صحابي بزرگتر رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم) عمل كند كه «جلباب» را به لباس تفسير كرده اند كه همه بدن را مي پوشاند و اين همان حجاب برتر است كه مصداق آن در زمان ما چادر يا عبا مي باشد و چنانچه از مقنعه بلند (بزرگتر از روسري و كمتر از چادر) استفاده كند نيز كافي است. اما آنچه مسلم است روسري هاي موجود كه كوتاه تر از مقنعه است مصداق «جلباب» كه پوشيدن آن را خداوند واجب فرموده است نخواهد بود. بله روسري بلندي كه به شكل چارقد سر مي كنند و تا نيمي از اطراف بدن را مي پوشاند مي تواند در تحقق اين پوشش ديني كافي باشد.
آنچه مسلم است خداوند پوششي را به نام جلباب واجب فرموده است و بنابر كلمات مفسرين قرآن و اهل لغت اين پوشش از مقنعه بزرگتر و لااقل به اندازة مقنعه اي است كه سر و گردن و گلو و برآمدگيهاي جلوي بدن را مي پوشاند و اين همان چيزي است كه فقهاي اسلام بر آن اتفاق نظر دارند كه زن بايد سر و گردن و برآمدگي هاي آن را بپوشاند و البته چادر كه مصداق كامل جلباب است را بهترين پوشش زن مسلمان براي انجام اين وظيفه دانسته اند.
خداي تعالي در پايان آيه به فلسفه چنين پوششي اشاره فرموده است كه اين پوشش سبب مي گردد اراذل و اوباش جامعه، زناني را كه داراي اين پوشش هستند به عفت و پاكي بشناسند. در عصر حاضر و هر زمان ديگر هم اين گونه بوده است كه هوسرانان جامعه حساب زنان متين و پوشيده را از زنان بيماري كه با جلوه گري و آشكار كردن زينت ها و آرايش خود در جامعه وارد مي شوند جدا مي كنند كه اگر زني اهل هوسراني و شنيدن بيهوده گوئي هاي جنسي نيست و به دنبال فساد حركت نمي كند به اين وضع در برابر نامحرم حاضر نمي شود. مردان و جوانان فاسد جامعه هرگز زني كه از نامحرم رو مي گيرد را با آن هايي كه موهاي سر خود را در معرض نگاه آلوده آنان قرار مي دهند برابر نمي دانند. از اين رو به دنبال زنان و دختراني حركت مي كنند كه با نگاه كردن، خنديدن يا راه رفتن يا حرف زدن، لباس پوشيدن يا آرايش كردن، مردان نامحرم را به سوي خود دعوت مي كنند.
نكته عرفاني:اي به برترين حجاب آراسته! اي به كمال پوشش راه يافته كه با كاسبرگ حجابت چون غنچه هاي نوشكفته روگرفته اي! چادر تو لبيك خالصانه به پيام حضرت معبود است كه جز در پرتو عشقش به انتخاب آگاهانة آن نتوان رسيد.پوشيدگي براي زن سودمندتر و زيبائي او را پايدارتر مي كند. امير مؤمنان علي (عليه السلام)
آثار حجاب
1- موفقيت هاي معنوي
زن پوشيده از بين خود و خدا، خدا را برگزيده است و از بين احكام دين و خواسته هاي نفس به احكام دين رو كرده است. چنين انتخابي به روحيه، تفكر و عمل او حال و هواي ديگري مي بخشد و به پوشش او معنا مي دهد و آن را عملي منطقي، خداپسندانه و در راستاي حركت هاي تكاملي او قرار مي دهد كه به زيبائي هاي دروني او تجلي بخشيده است.امام باقر (عليه السلام) فرموده است: خداوند عزوجل فرموده است: به عزت و جلال و عظمت و بزرگي و بلندي مقامم سوگند كه بندة مؤمني مرا در امري از دنيا بر هواي خود برنمي گزيند مگر اينكه او را غني كرده و هواي او را در جهت آخرتش قرار مي دهم و آسمان ها و زمين را عهده دار روزيش مي گردانم. پوشيدگي زن نمود بارز تقواي اوست و او را از آثار تقوا برخوردار مي سازد.
قرآن كريم فرموده است:يا ايها الذين آمنوا ان تتقوالله يجعل لكم فرقاناً و يكفر عنكم سيئاتكم و يغفرلكم والله ذوالفضل العظيم. اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر خداترس و باتقوا باشيد خدا به شما فرقان (تميز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت) مي بخشد و گناهان شما را مي پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار مي دهد و خداوند داراي فضل و رحمتي بزرگ است.
وقتي زن تقواي جنسي را مراعات كند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده هاي الهي كه براي پرهيزكاران داده شده است دربارة او محقق مي گردد، از تشخيص حق و باطل برخوردار مي شود و راه سعادت و بدبختي را در زندگي مي شناسد، گناهانش پوشيده و مورد آمرزش قرار مي گيرد و از موفقيت هاي ديگري نظير شرك شيريني عبادات، شهامت، حق گوئي و تكاليف شرعي و ترك محرمات در همه شرايط و پرورش استعدادها برخوردار مي شود. زنان جلوه گر، فقير نگاه ديگرانند.

آثار بي حجابي (جلوه گري)
بي حجابي يا حضور جاذبه دار جنسي زن در جامعه از آثار اخلاقي، اجتماعي، سياسي و آخرتي مختلفي برخوردار است كه آنها را مورد بحث قرار خواهيم داد.
1- عقده مند كردن مردان
عقده مند شدن مردان و جوانان از جمله آثار سوءِ روانيِ جلوه گري زنان است. از ديدگاه علم روانشناسي تا هنگامي كه انسان چيز مورد علاقه خود را نبيند به آن ميل پيدا نمي كند و در نتيجه تعادل رواني او حفظ مي شود و اگر ببيند و به آن دست يابد همچنان تعادل رواني او حفظ خواهد شد. اما اگر ببيند و ميل او تحريك شود و به آن دست نيابد درون او ملتهب و ناآرام مي گردد و در صورت تكرار به عقدة رواني تبديل مي شود. حال اگر خواستن او در ارتباط با جنس مخالف باشد و به طور مكرر شاهد جاذبه هاي زنان قرار گيرد شعله تمايلات جنسي بيشتري از درون جانش زبانه مي كشد و با توجه به ناكامي هاي مكرري كه به او دست مي دهد عقده دار مي شود.
نكته عرفاني:اي به زيب و زينت خود مشغول از نگاه نامحرمان مشعوف!تو را چه شده است كه دل مردان را آلبوم مناظر شهوت انگيز خويش ساخته اي و زيبائي هاي خود را در صفحات جان جوانان به تصوير كشيده اي؟ هيچ انديشيده اي عقده مند كردن مردان ظلمي بزرگ و پنهاني است كه از ديد خداي قهار مخفي نمي ماند!
2- سقوط شخصيت
حجاب قانون فطرت است و سرپيچي از قوانين فطري، زن را از هويت او خارج مي سازد و خروج از هويت انساني همان سقوط از جايگاه بلند ارزشي اوست.هر قدر كه زن در خودآرائي هاي خويش فرو رود از تزئين روح الهي خود فرو مي غلطد و ادامه آن به ختم ارزش هاي او منتهي مي شود كه تلخ ترين نتيجه حركت شهواني او خواهد بود. بي حجابي كليد تخريب ارزش هاي زن است چرا كه حجاب ديني دژ مستحكمي است كه تخريب آن انهدام ارزش هاي زن را به همراه دارد. از همين روست كه زنان بي تقوا در برابر كمترين مشكل و گاهي گرفتن تخفيفي ناچيز از فروشندگان، به نماياندن اسرار زيبائي ها و زينت هاي خود مي پردازند كه به طور مسلم كام دادن به چشم هاي نامحرمان كاهش جدي ارزش زن را به دنبال دارد.
نكته عرفاني:خواهرم! بي حجابي فرهنگ كساني است كه در پس كوه هاي هوس غروب كرده اند و چه غروب غم انگيزي! پس تو پوشش ديني را برگزين تا در حبابهاي تاريك نفس غروب نكني كه حجاب هاي باطني منفورترين پرده هايي هستند كه حجاب ديني آنها را خرق مي كند و زن را تجلي گاه ارزش ها مي سازد.
3- تزلزل خانواده ها
يكي از آثار زيانبار جلوه گري زنان تزلزل بنيان خانواده هاست. كشاندن مسائل جنسي از محيط خانواده به جامعه يك ظلم فاحش و غيرقابل جبران اجتماعي است كه خانواده ها را متزلزل مي سازد و البته اين غير از تزلزلي است كه در عفت زن به وجود مي آيد و زمينه گناهان ديگر و از هم پاشيدگي بنيان خانوادة او مي شود. توضيح بيشتر در بحث تحكيم خانواده در فصل اول فلسفة حجاب بيان گرديد.
نكته عرفاني:خانم! همسرگرائي از اصول اخلاقي اسلام است. پس مباد زيبائي هاي خود را طعمه چشمهاي گرسنه سازي كه تحركات جنسي، انحصار عشق به شوهر را مخدوش مي سازد. چرا كه زنان خودنما به نوعي مردان اجنبي را به رسميت مي شناسند!
4- بلوغ زودرس جنسي جوانان
هنگامي كه خانم ها با جلوه گري يا بي حجابي در برابر نوجوانان ظاهر شوند، درون آنها تحريك مي شود و زودتر از زمان طبيعي به مرحله بلوغ مي رسند. اين گونه بالغ شدن نوجوانان پسر همانند رسيدن ميوه نارسي مثل موز است كه به تدريج و در شرايط طبيعي به طعم و رنگ نرسيده باشد بلكه با حرارت بيش از حد در زمان كوتاه تر از زمان لازم و معمول برسد. به طور مسلم چنين موزي كه گاهي آثار سوختگي بر آن آشكار است از يك سري كاستي ها و نواقصي برخوردار است و نوجواناني هم كه زودتر به بلوغ مي رسند بلوغ نارس و زودرس آنها سبب بروز اختلال در وجود آنها مي گردد و عامل اين ضايعه زنان و دختران خودنما هستند.
نكته عرفاني:خانم! خوب بينديش كه روزي طراوت جواني با وجودت وداع مي گويد و كبوتر زيبائي از آشيانه ات پر مي كشد و چروكهاي ناخوانده بر چهره ات مي نشيند. پس چگونه كوتاه زمان جواني را عرصه تاخت و تاز تحركات جنسي خويش ساخته اي؟ بيدارشو و شرم و حيا پيشه كن كه جلوه گري تو شهوت مردان را بيدار و نوجوانان معصوم را به بلوغ زودرس جنسي مي رساند! از خدا نمي ترسي؟
5- تكذيب آيات الهي
قرآن كريم مي فرمايد:ثم عاقبه الذين اساؤوا السوء ان كذبو بايات الله:سپس عاقبت كساني كه به گناه آلوده شدند اين بود كه آيات قرآن را تكذيب كردند.زنان بي حجابي كه به معصيت كبيره خود نمائي و ترك حجاب شرعي گرفتار شده اند و همواره با علاقه به اين عمل ناشايسته ادامه مي دهند به جائي خواهند رسيد كه حجاب ديني را بر خلاف ميل و خوش گذراني خود دانسته و آيات قرآني حجاب را ناديده مي انگارند و در نهايت آيات الهي حجاب را تكذيب مي كنند. وقت انسان مدتي به آيات الهي پشت پا زد، زمينه تكذيب آنها در او فراهم مي شود. زني كه از تذكر به حجاب اخم مي كند و با بي توجهي از آن مي گذرد و آيات حجاب را سنگين و غيرقابل قبول مي پندارد مصداق بارز كسي است كه به سرطان تكذيب آيات الهي رسيده است و تكذيب آيات همان و محو هويت انساني و ديني او هم همان. اين حقيقتي است كه اگر كسي كمترين رگه اي از حيات معنوي داشته باشد از آن عبرت مي گيرد و به تجديدنظر و بازسازي اعمال خود قيام مي كند.
6- احساس پوچي
برخي دختران و زنان جوان، جلوه گري و جلب توجه ديگران را به عنوان يكي از مسائل اخلاقي زندگي خود پذيرفته اند به گونه اي كه به نگاه ديگران معتاد شده اند. اما زماني نخواهد گذشت كه جواني و زيبايي آنها به تدريج كاهش مي يابد و جاذبه هاي زنانگي آنها در پس آثار بزرگسالي غروب مي كند و توجه و نگاه ديگران قطع خواهد گرديد. در اينجاست كه چنين زناني خود را تنها و غريب احساس مي كنند و وجود خود را بي ارزش و پوچ تلقي مي كنند و اين سرنوشت هر زني است كه خودنمايي را به عنوان يكي از نيازهاي كاذب اخلاقي خود مورد توجه قرار داده است.
حرف آخر:
ارزش دختر ایرانی که به دانه های یاقوت رنگ یک انار تشبیه شده ، و حجاب نیز که به پوسته انار تشبیه یافته در واقع نگاهی بکر و زیبا دارد به فطری بودن حجاب و یافتن فلسفه حجاب در طبیعت .
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
«حجاب براى زن، به معناى ذلت نيست؛ بلكه به معناى عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن، بلكه عصمت و حفاظت زن و مرد هردوست. حجاب به معناى چادر نيست؛ اما چادر در نزد ما ايرانىها كه زنهاى ما از قديم داشتند، بهترين نوع حجاب است؛ بدون چادر هم حجاب ممكن است. حجاب به معناى پوشيدن سالم [است]؛ نه پوشيدنى كه از نپوشيدن بدتر است. به تعبير روايات، پوشيده عريان كه در عين پوشيدگى، مثل انسان برهنه و عريان است. آن پوشيدن، به درد نمىخورد؛ حجاب نيست؛ پوشيدن سالم كه سر و مو و گردن و بدن و تمام سر تا پاى بدن زن را پوشانده باشد؛ البته صورت و دو دست را بسيارى فقها مستثنا مىدانند؛ البته در مواردى كه صورت بدون آرايش و ساده باشد؛ اين هم معناى حجاب.»
اینها بخشی از بیانات گهربار رهبر معظم انقلاب درباره حجاب است.
شايد گمان کنيم که با پايان يافتن جنگ تحميلي دشمن پاي خويش را از مرز و بوممان کنار کشيده است . اما واقعيت اين است تازه پس از اتمام جنگ بود که دشمن نبردي نرم و خزنده را در حوزه فرهنگ و اعتقادات مذهبی و اسلامی مردم دراين کشور آغاز نمود.جنگي نابرابر از نظر ابزار با عقيده و ايمان مردمانمان، جنگ با اعتقادات و مذهبمان.دشمن امروز باسلاحي نو در برابرمان قد علم کرده است. دشمن ما دشمن ضعيفي نيست که يکشبه تصميم گرفته باشد که بنيانهاي اساسي کشوري ديگر را هدف قرار دهد وآن را سست نمايد. آنها در کارخويش کارآزمودهاند. کافياست نيم نگاهي به تاريخ جوامع اسلامي که دستخوش چنين شبيخوني شدهاند، بيندازيم تا رد پاي آنها را در لابلاي اوراق تاريخ بيابيم.بهترين نمونه از آن، سرنوشت مسلمانان آندلس است.
اما امروز پشت پرده اين کشف حجابها چه سناريوهايي که نوشته نشده است. وقتي دشمن از فرسنگها راه دور، بازيگري را که ستاره هنري قشر جوان اين مملکت است انتخاب مينمايد، مطمئناً هدفي را دنبال ميکند که همان سست نمودن ايمان وعقيده جوانان اين جامعه است. ديروز گلشيفته فراهاني را ابزار نيل به هدف خويش قرار ميدهد و امروز بازیگر دیگری را، و فردا و فرداهای دیگر هم برنامههای دقیق و حساب شدهای را پیشرو دارد. از همه مهمتر تاکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی را نیز همیشه باید سرلوحه کار خویش قرار دهیم که همواره ما را بر شناخت بیش از پیش دشمن و راههای نفوذ توصیه میفرمایند.
حال این سوال پیش میآید که چرا برخی افراد از روی ناآگاهی نه تنها قانون جامعه اسلامی را زیر پا گذاشته، بلکه با شکستن حریمهای شرعی برای سایر شهروندان مومن وانقلابی دشواریهایی ایجاد میکنند و به راستی چرا برخیها با نوع پوشش غیر اسلامی خود امنیت اخلاقی جامعه اسلامی را در خطر نفوذ دشمن قرار میدهند؟
یکی از ناهنجاریهایی که در اغلب کوچه و خیابانهای شهر شاهدش هستیم حضور برخی خانمهای بدحجاب است.امروز بدون شک هنرمندان در سرلیست اصلی پروژه نفوذ دشمن در بحث ترویج بدحجابی در کشورمان قرار دارند و باید بیش از پیش مراقب تحرکات دشمن در این حوزه باشیم.متاسفانه باید اذعان داشت که درچند سال اخير برخي از بانوان هنرمند و بازيگر کشورمان رسالت خويش را که حفظ و حراست از اعتقادات اين مرز و بوم و بسط و گسترش آن درقالب هنر ایرانی اسلامی است رعايت ننموده و با همپا شدن دریکی از مهمترین پروژههای نفوذ دشمن که همانا رواج بيحجابي در جامعه است با آنان همسو شدهاند و به قول معروف آب در آسياب دشمن ريختهاند، که نتيجه آنهم اين ميشود که فردي بهنام «صدف.ط» با برنامهريزي از قبل تعيين شده به دامان کساني پناه ميبرد که در وهله اول دشمنان قسمخورده این آب و خاک هستندو دين، اعتقاد، ناموس وشرفش را نشانه رفتهاند
این بازیگر تصويري نيمه عريان از خود در فضاي مجازي پخش کرد و فرياد سرداد که کارد به استخوانش رسيده واز شدت خفگي زنجيرگسيخته و از قفس آزادگشته است! کسي که معناي آزادي را درگسستن از همين چند تکه جامه ميداند چه بهتر که طعمه گرگ گردد. اما نکته قابل بحث اینجاست که این بازیگر نمیداند پروژه نفوذ دشمن سرزمینش را تکمیل کرده و به پازل استکبار پیوسته است.بدون شک این فرد اولين فردی نیست که در دام پروژه دشمن علیه حجاب اسلامی قرار میگیرد و چه بسا آخرين نيز نخواهد بود.اما رسالت مهم ما در این میان ایجاب میکند در این عرصه با هوشیاری و آگاهی بیشتری قدم برداریم و طبق فرموده مقام معظم رهبری مراقب باشیم تکمیلکننده پروژه نفوذ دشمن نباشیم.
امروز اما اگر پای درد دل بسیاری از خانوادههای شهدا و افراد انقلابی و متدین کشورمان بنشینید خواهید دید که همه نگران رواج بیحجابی در جامعه هستند و همه به نوعی حامی مسئولان مربوطه خصوصا برادران نیروی انتظامی در طرح مبارزه با مظاهر بدحجابی هستند.امروز متاسفانه دشمن به شیوههای مختلف بدحجابی و بیحجابی را به شکل بسیار گستردهای در جامعه اسلامی رواج داده و حقیقتا دل خیلی از انقلابیون و مدافعان میهن اسلامی و پیروان راه امام و رهبری را به درد آورده است.برای مبارزه با ترویج بدحجابی به عزمی فراتر از اقدام برادران نیروی انتظامی نیاز داریم و متاسفانه این عزم جدی را در دولتمردان نمیبینیم و این موضوع برای ما بسیار جای تامل و تاسف دارد.
اما در این میان چه بسيار پدران و مادران بزرگوار شهدايي که حتي همان يک جمله درددل را نيز نميتوانند بازگو کنند و مجبورند هر روز شاهد صحنههای بدحجابی باشند و دندان روي جگر بگذارند و دم برنياورند.باید بسیجیوار در مبارزه با بدحجابی عمل کرد، چرا که وظيفه همه آحاد جامعه است با يک حرکت خودجوش و عزمی ملی و انقلابی جلوي اين ناهنجاريها را بگيرند و نقشههاي شوم دشمن استکباری را نقش برآب نمايند.
امروز دشمن با همه توانش قصد سست نمودن ايمان و عقيده پاک جوانان ايران اسلامی را دارد و با ترویج بدحجابی میخواهد به اهداف ضدفرهنگی خود علیه کشورمان برسد و براي رسيدن به اين مقصود از هيچ تلاشي فروگذار نیست وتنها راه مقابله با حيلههاي دشمنان، هوشياري نسل جوان جامعه در برابر تحرکات دشمن و گوش دادن به فرامین حکیمانه مقام معظم رهبری است که به خوبی نقشه راه را میشناسد و هر از گاهی با سخنرانی دوساعته تمام نقشههای دشمن را نقش برآب میکند.اما اين هوشياري از طريق آگاهيبخشي ارگانهاي فرهنگي و اجتماعي و رسانههای جمعی خصوصا صداوسیما و همچنين خانوادهها ايجاد ميشود. معرفي الگوهاي مناسب در زمينههاي هنری، ورزشي و... همچينن سرمايهگذاريهاي دقیق و کارشناسی شده در بخشهای فرهنگي جامعه که چه بسا رخنه دشمن نيز در چند سال اخير از برخي ارگانهاي فرهنگي و هنری بوده است و باید بیش از پیش مراقب باشیم.
توجه به دغدغههای رهبری
مقام معظم رهبری سخنان ارزشمندی در بحث حجاب داشتهاند که سیری در این بیانات میتواند ما را به سر منزل مقصود که همانا پی بردن به اهمیت وجودی حجاب اسلامی است برساند.این بخش از بیانات رهبری را بخوانید:«خودنمایى و جلوهفروشى، یک لحظه است و آثار سوء آن براى کشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سیاست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى که ملاحظه عفاف، ملاحظه حدود شرعى در رفتار و حرکات بانوان، اگر چنانچه سختىاى داشته باشد، سختىِ کوتاهى است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگارى است ... خود خانمها خیلى باید مراقبت کنند مسئله حجاب را، مسئله عفاف را؛ وظیفه آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست.
حجاب مایه تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه مادیگرایان، مایه اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عریان کردن آن چیزى که خداى متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک میکند، خودش را سبک میکند، خودش را کمارزش میکند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگین شدن کفه آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلى قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمتهاى الهى است.