نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها هزینه کردن، آن هم هزینههای آنچنانی برای مراسم ازدواج برای خیلیها توجیه پیدا کرده است و وقتی با برخی دوستان و آشنایان درباره ازدواج و هزینههای آن و برنامههای جانبی و مفصلش گفتوگو میکنی مواردی میشنوی که شاید باور کردنش برای خیلی از ما سخت باشداما واقعیت دارد.یک شب شادی به میمنت ازدواج دو جوان قطعا شبی به یاد ماندنی است اما بعضی اوقات تلخی آن در دل برخی جوانان باقی میماند.عروسی در زمانهای دور محفلی بود که در آن آشنایان و بستگان زوجین حضور مییافتند و با دعای خیر، آنها را به خانه بخت میفرستادند و همین مهمانان با هدایای خود باعث دلگرمی زوجین میشدند.اما امروز، تجمل و افراط به جایی رسیده که برخی جوانان با کلی وام و قرض از این و آن یا حتی بدون قرض فقط از سر شکم سیری، به استقبال هزینههای سنگین این مراسم میروند.
یکی از شیرینترین لحظههای خرید ازدواج، خرید حلقه است، حلقههایی که یک عمر برای یک زوج قرار است ماندگار باشد. برخی از جوانان به بهانه اینکه آرزو دارند و یک شب است و باید همهچیز اوکی باشد خود و خانوادهها را به زحمت میاندازند ولی به نظرم اصلا ارزش ندارد این همه به خودمان سختی بدهیم و این همه هزینه کنیم و غذا به شکم مهمانان بریزیم و آخرش هم کلی حرف و حدیث پشت سرمان درمیآورند که کم بود و زیاد بود، اینجا سرد بود، اینجا گرم بود، غذاش بینمک بود، ترشی نداشت، شیرینیها شون خشک بود، تر بود و... هزار داستان از یک شب درمیآید و یا از طرف دیگر میگویند چرا این همه هزینه کردند اگر مسافرت میرفتند بهتر بود و ال و بل و...
ازدواج یک سنت الهی است، زیرا خداوند انسان را زوج آفریده است، اما در اسلام نکاح به معنای نوعی خاص از ازدواج که به قصد مودت و رحمت و احسان است. به عنوان سنت اسلامی پیامبر اعظم(ص) مطرح میشود و ازعبارت «النکاح سنتی...» نکاح سنت من است پس هر کس از آن روبرگرداند از من و مسلمان نیست، فهمیده میشود که نوعی خاص از ازدوج مراد و منظور است که در چارچوب فلسفه و سبک زندگی قرآنی-اسلامی تعریف میشود.برای تحقق نکاح این سنت اسلامی میبایست نخست اصول و قواعد اسلامی ازدواج را شناخت و سپس براساس آن رفتار و عمل کرد. به نظر میرسد که آن چه در ایران اسلامی در جریان است اصولا با فلسفه زندگی قرآنی و سبک زندگی اسلامی در تضاد است؛ از همین روست که چنین رویهای درسنت ازدواج نه تنها نمیتواند اهداف و فلسفه اسلامی ازدواج را برآورده سازد بلکه به جای آن که اثر مثبت به جا گذارد اثر منفی و غیرسازنده دارد. وقتی رفتاری دوگانه با دو معیار و ملاک در زندگی نمود پیدا کند به طور طبیعی به فروپاشی و بحران کشیده میشود.
بسیاری از مسلمانان براساس این قاعده غلط «ایمان به بعض و کفر به بعض» عمل میکنند که از نظر خداوند تکه کردن قرآن و آموزههای آن است که نمیتواند تاثیر مثبت و سازندهای داشته باشد. در جایی که به نفع خودشان باشد به اسلام عمل میکنند و آن جایی که به نظر میرسد با هوی و هوسهای آنان ناسازگار است به سنت ملی و قومی و مانند آن تمسک میجویند و قوانین غربی و غیراسلامی را ملاک عمل قرار میدهند.
به عنوان نمونه جهیزیه جزو ضروریاتی است که مرد میبایست فراهم آورد، اما در ایران بر گردن زن و خانواده زن قرار داده شده است. البته زن میتواند در این امر کمک کند ولی نباید بر مرد منت بگذارد، چنان که پیامبر اعظم(ص) به زنانی که مالی را به خانه همسر میبرند تا در زندگی مشترک هزینه کنند، هشدار داده و میفرماید: «اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آن گاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت بگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین میرود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.
مهریهها در اسلام باید کم گرفته شود؛ زیرا مهریه کم به معنای ارزش ذاتی زن است و هرچه مهریه بیشتر و سنگینتر باشد معادله عکس میشود و از شوم و بدیمنی زن همان سنگینی مهریه اوست. پیامبر(ص) میفرماید: بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.«امام صادق(ع) میفرماید: «از برکات زن کمی مهریه اوست. و حضرت علی(ع) هم در تحلیل و چرایی سبک گرفتن مهریه میفرمایند: مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی میگردد.»پس خوشبختی را نمیتوان با مهریه سنگین به دست آورد، چنانکه با ریخت و پاش و اسراف هیچکس به خوشبختی نمیرسد و نرسیده است.
از نشانههای برکت زن آن است که خواستگاریش بیتکلف و آسان انجام گیرد. پس نباید در انجام خواستگاری و عقد و عروسیکاری کرد که موجب تکلف باشد بلکه باید به آسانی مقدمات عروسی و رفتن زوجین و خانه بخت را فراهم آورد. این که پیامبر(ص) برای ولیمه سفارش میکند و میفرماید: سور و ولیمه در پنج مورد است: 1- عروسی 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه. منظور این نیست که این مهمانی به اسراف و تبذیر کشیده شود؛ زیرا از نظر قرآن اسراف و تبذیر حرام بوده و خداوند مسرفان و اهل ریخت و پاش را دوست نمیدارد چنان که در آیه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف گفته است و همچنین در آیه 27 سوره اسراء آنان را برادران شیطان خوانده است. آن حضرت(ص) چنان که حضرت امام صادق(ع) فرموده در امر ولیمه دادن خیلی به سادگی توجه داشته و با یک غذای ساده و معمولی عامهپسند از مهمانان پذیرایی کرده است: پیامبر خدا صلیالله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه» دختر «حارث» ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.
اگر بخواهیم خانهای از مودت و رحمت ایجاد کنیم باید در مقدمات نکاح آن را مراعات کنیم، نه آن که کاری کنیم که خانوادهها تن به ازدواج ندهند و پسران گریزان شوند و خانواده دختر ماتم جهیزیه و خانواده پسر ماتم هزینههای سنگین تالارها و مراسم و تهیه مقدمات عروسی را داشته باشد. شکی نیست که هرگز با پول نمیتوان محبت خریدو آرامش را تامین کرد؛ چنان که خداوند به پیامبرش میفرماید اگر تمام ثروت زمین را هزینه کنی نمیتوانی مردم را به دور خود گردآوری و محبت آنان را به دست آوری، بلکه این محبت به سبب عنایت و رحمت الهی حاصل میشود. پس اگر کسی بخواهد به آرامش برسد و خانهای از مهر و مودت و محبت بنا کند باید به جای تجملات و هزینههای گزاف و تالار و جهیزیهها و مهریههای سنگین به سنت های دیگری عمل کند که باعث استواری بنای خانه و خانواده میشود.
در اسلام مسائل مهم رعایت واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات خیلی مورد تاکید و توجه قرار گرفته است و یکی از این مسائل مهم ازدواج است، که باید این چهار اصول فقهی در آنها اعمال شود. ازدواج یکی از بناهای مهم و سرنوشت ساز جهان است و خداوند در قرآن مجید و ائمه اطهار(ع) در روایات به آن اشاره کردهاند لذا هیچ بنایی شریفتر از بنای خانواده نیست و اگر هم گاهی در ازدواج ترس از فقر را داشته باشیم بیتردید حتما خداوند متعال افراد را بینیاز میکند.
در زمان معصوم(ع) معیار انتخاب همسر اخلاق و نماز بود اما امروزه متاسفانه معیارها عوض شده است. البته ناگفته نماند که آداب اسلامی سرجای خود هست ولی این ما هستیم که عوض شدهایم، ما باید خودمان را طبق روایات تنظیم کنیم تا زندگیها آسیب نبیند.متاسفانه در برخی از ازدواجها شاهد اسراف و ریخت و پاشهای آنچنانی هستیم که این تشریفات زیاد خواهناخواه محرمات را به دنبال میآورد. چرا که اسراف میشود و اسراف هم قطعا حرام است. از غذا گرفته تا هزینهها و مسائل دیگر و همین مسائل باعث شده که اصل ازدواج فراموش شود.
یکی از مهمترین امکاناتی که پس از هر انقلابی که رخ میدهد، شکل میگیرد بروز یک طبقه نوکیسهای است که آنها را به ثروتهای فراوان میرساند.در ادبیات عامه به این طبقه برژوا و نوکیسه میگویند و انقلاب اسلامی و جنگ هم از این قاعده مستثنی نبود و با نوکیسهها مواجه شد.در یک مقطع جنگ و مقطع سازندگی در بروز نوکیسهها مؤثر بود. در این دو مقطع فعالیتهای اجتماعی این طبقه باعث شد به ثروتهای نجومی برسند، اما چون فرصت استفاه صحیح از ثروت را نداشتند کشور را به یک مانور تجملمبتلا کردند و با خرید املاک مجلل و خودروهای گران قیمت و مراسم آنچنانی، ما نور تجمل را در کشور شروع کردند.
این پدیده به خودی خود مثل یک بیماری مسری به طبقات دیگر جامعه سرایت کرد و باعث ایجاد یک کشش نفسانی نسبت به تجملات بین افراد شد و متاسفانه روند این پدیده در جمهوری اسلامی پس از دوران سازندگی سرعت زیادی گرفت علت این سرعت علاوه بر پدیدههای اقتصادی و فرهنگی پس از دوران سازندگی در دوران اصلاحات هم تأثیر گذاشت و باعث شد که این خرده فرهنگبورژوازی با سرعت بیشتریتوسعه یابد و متاسفانه ابزار فرهنگساز ما مثل مطبوعات و صدا و سیما در زمان لازم خود واکنش درستی نسبت به این پدیده نشان ندادند و این فرهنگ لایههای خاص جامعه به فرهنگ غالب تبدیل شد و امروزه حتی در برخی اقشار مذهبی و خانوادههای متشرعهم رگههایی از این تجمل و اسراف را میبینیم.
به نظر می رسد راهکار اصلاح این روند فرهنگسازی پایه و ایجاد نفرت عمومی نسبت به مانور تجمل و نه ثروت سالم و صحیح است که باید شکل بگیرد. اما واقعیت میدانی جامعه نشان از یک گرایش افسارگیسخته به این دست از تجملات دارد.
جامعه امروز ایران هنوز این پدیده را به عنوان یک معضل و نقطه منفی نپذیرفته و فقط در برخی جوامع نخبگانی نسبت به این پدیده یک نگاه منفی وجود داردنسل بعد از ما و بچههای 12 ساله در حال حاضر تصوری که از ازدواج و رسم و رسوم آن دارند، تصوری غلط است که با تجملات عجین شده است ازدواج ساده را نمیتواند تصور کند و این خطر وجود دارد که جامعه به این سمت میرود که با تغییر نسل، یک فرهنگ نابود میشود. الان ازدواج در خانه و حسینیه و خانه همسایه، به افسانه و قصه تبدیل شده و این یک آسیب فرهنگی و گرایش به تجملات برای این نسل است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

نقشه راه و کلید واژه مسیر زندگی ، بندگی خدا است و زن و مرد در زندگی
باید در جایگاه واقعی خود قرار گیرند تا مسیر تربیت عبادی برای فرزندان
فراهم شود و همین قرار گرفتن زن و مرد در جایگاه واقعی خود است که امروزه
به هم خورده و بسیاری از مشکلات به تبع آن برای جامعه فراهم آمده است.
بقیه در ادامه مطلب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فرزندسالاری معمولا به صورت لوس بازی، زیاده خواهی، بیادبی و بینظمی در کودکان سنین پایینتر و در سنین نوجوانی و جوانی با تحکم، زورگویی و قلدری بروز میکند.
دوره کودکی بچههای دهه 60 و قبل از آن، با بازی در کوچه پسکوچههای محله گره خورده و دوستانی که تعداد آنها معمولا از تعداد انگشتهای دست تجاوز نمیکرد؛ بازیهای پرسر و صدا و پرهیجان پسرها و خاله بازیهای آرام و شاد دخترها، تصویر کودکی کودکان آن روزهاست.
کودکانی با امکانات و توقع کم، اما با دلی شاد و لبی خندان! کودکانی که سالار بودند، اما نه به سالاری کودکان این روزها!
واقعیت این است که هیچ کس نمیتواند بطور قطع بگوید که کودکان دوره آتاری و فوتبال دستی و الک و دولک و لیلی حوضک خوشحالتر و خوشبختتر بودهاند یا این کودکان غرق شده در تکنولوژی رایانه و گوشیهای موبایل و تبلتها و لپ تاپها و…
اما یک مسئله در مورد تفاوت کودکان دیروز و امروز کاملا اثبات شده و آن بیشتر شدن فرزندسالاری در سالهای اخیر نسبت به سالهای دور است، مسئلهای که کمکم در حال تبدیل شدن به معضلی بزرگ است. صحبت از والدینی است که نه شبها آرامش دارند و نه روزها؛ چرا که این فرزندان هستند که ساعت خواب، غذا خوردن و حتی استراحت پدر و مادر را تحت مدیریت دارند! روابط زناشویی والدین نیز به شدت تحت تاثیر از دست رفتن حریم خصوصی است و از این جهت میتوان فرزندسالاری را موثر در اختلافات زناشویی و نارضایتی همسران از یکدیگر برشمرد.
فرزندسالاری، سندرم نازپروری
امروز این کودک خانه است که تصمیم میگیرد اعضای خانواده به کجا بروند و چه وقت بروند، اگر چیزی را دوست داشته باشد، پدر و مادر هم آن را دوست دارند، اگر دوست نداشته باشد، از کل برنامه زندگی خانواده، حذف میشود! کافی است اراده کند چیزی را داشته باشد، پدر و مادر دیگر به این فکر نمیکنند که این وسیله برای کودک ده سالهشان مناسب است یا خیر، زیرا او خواسته و باید داشته باشد!
اما وقتی خوب فکر میکنیم با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه میرسیم که «نه» نگفتن به کودکان نه فقط به نفع آنها نیست، بلکه فراهم کردن هرچه که میخواهد، باعث میشود در بزرگسالی تحمل «نه» شنیدن را نداشته باشد و همین مسئله باعث به وجود آمدن صدمات روحی جبران ناپذیری به او میشود.
دکتر مهناز استکی، روانشناس و استاد دانشگاه، در گفتوگو با چاردیواری، ضمن اشاره به این نکته که در سالهای اخیر، فرزندسالاری، تحت عنوان « سندرم نازپروری» عنوان میشود، میگوید: ما والدین، به دلیل این که به برخی از اهداف خود دست نیافتهایم، میخواهیم تمام آن اهداف را در زندگی فرزندمان دنبال کنیم، یعنی اینکه به این مسئله فکر میکنیم که ما میتوانیم فرزندمان را به هر آنچه که خود نداشتهایم برسانیم و او هیچ گاه نباید ناکامی را تجربه کند!
وی میافزاید: اما والدین باید بدانند، ناکامی در کودکان لازمه یادگیری است، یعنی اگر همیشه و همه جا جلوی ناکامی فرزندمان را بگیریم، نباید از او انتظار داشته باشیم که در آینده، یک فرد موفق شود؛ زیرا ناکامی، اضطراب و یادگیری این موضوع که «همیشه نباید همه چیز فراهم باشد»، باید در فرآیند رشد وجود داشته باشد.
گاهی لازم است به کودکان گوشزد کنیم این وسیلهای که درخواست کرده، هنوز مناسب سن او نیست، یا اگر این مسئله مطرح نیست و خرید آن وسیله، فقط از نظر هزینه برای خانواده مشکل ایجاد میکند، میتوان برای او توضیح داد که خانواده شرایط خرید آن را ندارد. با این کار هم به کودک میآموزیم لزوما همیشه، نباید هرچه اراده میکنیم، در اختیار داشته باشیم و هم به او مدیریت درست اقتصادی خانواده را آموزش میدهیم.براساس نتایج تحقیقات صورت گرفته در مرکز پژوهش دانشگاه شهید بهشتی، 70 درصد خانوادههای ایرانی فرزندسالار هستند، این خانوادهها سعی میکنند نیازها و انتظارات فرزندان را برتمامی سلسله فعالیتهای خانواده مقدم دارند؛ در خانوادههای فرزندسالار پس از گذشت مدتی، فرزند، خود را محور و مرکز تمام فعل و انفعالات خانواده میداند و براین اساس، خواستههای خود را در اولویت خواست خانواده تلقی میکند و خانواده با هر مشکلی که دارد، سعی میکند آن را برآورده کند. اما مهم این است که بدانید، آنچه به عنوان الگوی درست روابط فرزندان و والدین عنوان میشود، عبارت کلیدی «نه والدین سالاری و نه فرزندسالاری» است.
تک فرزندها، سالارتر اما تنهاتر
بیایید کمی در بحث دقیقتر شویم. سوژه مورد نظر ما یک پسر پانزده ساله و تک فرزند خانواده و بسیار خجالتی و کم حرف است، دوستان خیلی زیادی ندارد و بیشتر وقت آزاد خود را پای رایانه و چرخیدن در فضای اینترنت میگذراند؛ و به همان اندازه که دوست واقعی ندارد،دوستان مجازی رنگارنگی دور خودش جمع کرده است… مادرش به دلیل شاغل بودن، او را در سی و پنج سالگی به دنیا آورده و به فکر به دنیا آوردن بچه دیگر نبوده است. فاصله سنی مادر با تنها فرزندش، امروز مشکلات بسیار زیادی را برای او ایجاد کرده است و اکنون این مادر پنجاه ساله که دوره بسیار طولانی از نوجوان بودن خودش گذشته است، نمیتواند با تنها پسر نوجوانش ارتباط مناسبی برقرار کند، فرزند با تمام کم حرفی و کمروییاش «فرمانروای خانه» است و حرف اول و آخر را او میزند، اما همیشه تنهاست و خوشحال نیست…
بالاتر رفتن سن بچهدار شدن، نسبت به گذشته، تنها یکی از دلایل وجود تک فرزندها در خانواده است، اما در این امر دلایل دیگری از جمله بهانههای حقیقی یا غیرواقعی اقتصادی، ایدهآلگرا شدن خانوادهها در تربیت و ارائه امکانات به فرزندان وغیره نیز دخیل است.
دکتر مرضیه مشتاقی، روانشناس و مشاور خانواده، ضمن اشاره به این مسئله که داشتن یک فرزند یا بیشتر، فقط به نظرات خود والدین و شرایط آنها بر میگردد، میگوید: اما در مورد تکفرزندی بهطور کلی، یک سری مسائل باید مورد توجه قرارگیرد.
وی میافزاید: تک فرزندها، فرمانروای خانه هستند و این فرمانروایی از در اختیار داشتن یک «کنترل تلویزیون» ساده تا انتخاب محل زندگی و مسائل دیگر را شامل میشود و این تصمیمگیری در تمام مسائل زندگی باعث میشود تعامل و تعاون تک فرزندها با دیگر کودکان کمتر شود و از آنجا که وی کمتر «نه» شنیده و کمتر چیزی را به اشتراک گذاشته در بزرگسالی، مخصوصا در زمان ازدواج به مشکلهای زیادی برخواهد خورد.
معمولا بچههای تک فرزند بعد از ازدواج شریک خود را بیشتر به صورت رقیب میبینند تا یک همراه و همسر و همین طور بطور کلی مهارتهای برقراری ارتباطشان در بزرگسالی بسیار ضعیفتر از کسانی است که دارای خواهر یا برادر بودهاند.
دکتر مشتاقی همچنین میافزاید: یکی از دلایل و بهانههای خانوادههایی که دارای یک فرزند هستند، این است که اگر آنها بتوانند به یک فرزند بطور کامل رسیدگی کنند و هرچه امکانات وجود دارد در اختیار او بگذارند، خیلی بهتر از این است که دو یا سه فرزند داشته باشند، اما نتوانند همه خواستههایشان را برآورده کنند، اما آنها باید به این موضوع دقت کنند که کدام مورد مهمتر است؟ مسائل اقتصادی یا نیازهای روحی و روانی تک فرزند خودشان!
اما مهمترین مسئله این است که در تک فرزندی، فرزندسالاری به عنوان مشکلی بزرگ مطرح میشود، بهگونهای که پدر و مادر، تمام توجه خود را به فرزندشان معطوف میکنند و هر خواستهای که داشته باشد، برآورده میکنند و معمولا کودکان با این روش لوس خواهند شد و چون خواهر و برادر ندارند، توانایی برقراری ارتباط موثر با دیگران را نیز کمتر یاد میگیرند. از طرف دیگر تنهایی؛ بزرگترین مشکل کودک تک فرزند است. این مشکل قابل پیشبینی و پیشگیری؛ آنها را در مواجهه با مشکلات و تنشهای موجود در جامعهای بزرگتر از خانواده خود که در آن فرمانروایی میکند؛ ناتوان و آسیبپذیر میکند. تک فرزند خانواده که اغلب تنهاست در فقدان خواهر و برادری که با او همصحبت شده تا خود، مشکلات، استعدادها و چالشهای پیش رویش را بشناسد، در پیدا کردن جایگاه واقعیاش در جامعه دچار مشکل است.
ویژگیهای تربیت فرزند سالارانه
۱. والدین سعی میکنند به تمام خواستهها و اهداف فرزند خویش بدون چون و چرا جامه عمل بپوشانند.
۲. فرزند برای به اجرا درآوردن آرزوهای بر باد رفته والدین آزادی عمل کافی دارد.
۳. والدین در امر تربیت فرزند یا دچار ضعف شناختی هستند یا در به کارگیری راهکارهای عملی لازم در این زمینه تدبیر و قدرت کافی ندارند.
۴. فرزند با استفاده از اهرمهای شناختی، عاطفی و رفتاری توانسته بر تسلط روانی خویش بر والدین بیافزاید و نقطه نظراتش را بر آنها تحمیل کند.
۵. در اداره منزل و تصمیمگیریها، بیش از حدی که شایسته است به نظرات فرزند توجه میشود.
۶. هنگام تعارض بین نظرات افراد خانواده، نظرات فرزند چه حق و چه باطل، مقدم است و به اجرا گذاشته میشود.
اسلام و تربیت صحیح فرزندان
آموزههای اسلامی و متون دینی ما را به رعایت حد میانه و آزادی مشروط در روابط بین اعضاء خانواده و از جمله رابطه والدین با فرزند توصیه میکند زیرا در فرهنگ اسلام آنچه در اختیار انسان است، از جمله فرزندان، امانت الهیاند و خانواده مسئول حفظ سلامت، رشد و سعادت آنهاست.
همانطور که امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود میفرماید: «تو مسئول آنچه در اختیارت قرار دادهاند، هستی.»
بنابراین همانطور که فرزندان وظایف و مسئولیتهای زیادی در برابر والدین خود دارند، پدران و مادران نیز در برابر تعلیم و تربیت فرزندان خود و رشد و کمال آنها مسئول و مکلف هستند و به آنها اجازه داده نمیشود فرزندان خود را در آزادی مطلق و بیعنان رها کنند و آنچنان سهلگیر شوند که فرزندان بتوانند به هر کاری که مایلند دست زنند.
نکته قابل توجه اینکه قرآن به این نکته اشاره دارد که اگر خانواده خود را به حال خود رها کنید، خواه ناخواه به سوی آتش دوزخ پیش میروند، پس این شما هستید که باید آنها را از سقوط و انحراف از خط مستقیم الهی حفظ کنید و موظف به نظارت و مراقبت از فرزندان و اهل خانواده خود هستید و نباید به بهانه تامین و توجه به نیازهای مختلف، آنها را رها کرد.
در حدیثی میخوانیم: «یکی از یاران پیامبر اکرم (ص) سؤال کرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: آنها را امر به معروف و نهی از منکر میکنی، اگر از تو پذیرفتند، آنها را از آتش دوزخ حفظ کردهای و اگر نپذیرفتند، وظیفه خود را انجام دادهای.»
در حدیث جامع دیگری از رسول اکرم (ص) نیز آمده است: «بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید، مسئولید. امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم بوده و در برابر آنها مسئول هستند. مرد، نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسئول است. زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان و در برابر آنها مسئول است. بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید، مسئولید.»
نگهبان موظف به پاسداری از چیزی است که به او سپرده شده است، چنانچه بخواهد آن امانت را رها کند و مانع ضررهای احتمالی نشود، او را متخلف تلقی خواهند کرد و باید تاوان و جریمه آن را بپردازد.
آزادی مطلق غربی
با توجه به تحقيقاتي كه تاكنون در زمينه مسائل خانواده انجام شده، فرزندسالاری را ميتوان ادامه انواع پديدههاي پدرسالاري، مادرسالاري، زنسالاري و مردسالاري دانست. چرا كه تاريخ بشر در هر مقطع از زمان يكي از اين پديدهها را تجربه كرده است. به عنوان مثال در آلمان و بسياري از كشورهاي اروپايي ديگر، ابتدا كودكان، سپس زنان، بعد سالخوردگان و در آخر نيز مردان از اولويتهاي قانوني برخوردارند. در اين كشورها اگر كودكان از وضعيت خانوادگي خود ناراضي باشند، ميتوانند با يك تلفن به پليس، والدين خود را به جرم بيتوجهي و ناديده گرفتن آنها روانه زندان كنند و يا اين كه به محض مشاهده كوچكترين مشكلي در والدين، سرپرستي و تربيت فرزندان به نهادهاي اجتماعي و دولتي واگذار ميشود.
البته پديده فرزندسالاری و ظهور اين پديده در اروپا از 1950 آغاز شد. در واقع با كوچكتر شدن بعد خانوار، كودكان نيز از توجه بيشتر مادر بهرهمند شدند. خردسالان به واسطه رواج روشهای تربیتی همچون مونته سوری و فرویدیسم، به داشتن آزادي بیقید و شرط در شعار، براي شناخت هر آن چه كه در اطرافشان است، تشويق شدند و در حقیقت برای پذیرش تغییرات ضداخلاقی و ضد فرهنگی نظام سرمایهداری بدون مقاومت نسلی آماده شدند. این شیوه تربیتی مقدمهای بر کشف خیر و شر از نو در نسلهای آینده و پذیرش سبک زندگی ضدخدا بدون کمترین مقاومت شد. این گونه بود که در جوامع مذهبی اروپایی- آمریکایی فرزندان نامشروع، همجنس باز و بیبند و بار از مادران و پدرانی کاتولیک و عفیف تربیت شدند.
عوامل موثر بر رشد فرزندسالاري
با توجه به اين كه در حال حاضر پديده فرزندسالاری از نظر بسياري از متخصصان علوم تربيتي نوعي بيشتوجهي از سوي والدين تلقي ميشود كه نتايج خوبي هم در بر ندارد با این وجود در بيشتر مواقع والدين تصور ميكنند كه با اين كار ارزش و احترام زيادي براي فرزندان شان قائل شده و به آنها شخصيت و اعتبار بخشيدهاند.
در حالي كه مشاوران تربيتي در اين باره ميگويند: دوران كودكي بهترين زمان براي تربيت و پايهگذاري زندگي سالم و سعادتمندانه فرزندان است، زيرا توانمنديهاي آنان در زمينه پذيرش آموزههاي تربيتي در اين دوره در سطح بالايي قرار دارد. بنابراين موضوع چگونگي تربيت فرزند از دير باز از موضوعات اساسي و بنيادي در خانه و خانواده بوده است و وجود ذات كودكان و نوجوانان مانند آيينهاي روشن است كه از هرگونه نقش و نگار خالي است. اما در عين حال قابليت و پذيرش هر نقشي را دارد و حتي در احاديثي كه از ائمه معصومين بيان شده آمده است كه قلب كودك مانند زمين كاشته نشده است و آمادگي و پذيرش هر نوع بذري را دارد كه در آن پاشيده شود. از اين رو هر نوع اصول تربيتي را كه والدين بر روي فرزندان خود پياده كنند آنان به همان شكل بزرگ خواهند شد.
چه باید کرد؟
در خانوادههایی که نه «محدودیت مطلق» سایه افکنده و نه دچار معضل «آزادی مطلق» هستند، «آزادی مشروط» معیار و ملاک رابطه والد - فرزند میباشد. به این ترتیب که همه افراد خانواده به تناسب موقعیت خویش، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. این روابط عاقلانهترین و انسانیترین روش زندگی و فرزندپروری میباشد. فرزندان چنین خانوادههایی بدون سختگیری و کنترل بیش از حد و یا آزادی و رهایی در انجام کارها، از یک حد تعادل و آزادی نسبی و انضباط هدایت شده برخوردارند و از نظر عاطفی نیز در یک سطح متعادل و بدون افراط و تفریط قرار دارند و به موقع از محبت والدین بهره میجویند و شخصیت آنها در خانه مورد احترام قرار میگیرد. این افراد نظمگرا، منضبط و تسلیم نُرمهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی هستند. حق اظهار نظر دارند و مشکلات خود را با والدین در میان میگذارند.
این فرزندان در مکانهای آموزشی و غیرآموزشی ارتباط عاطفی و اجتماعی صحیحی برقرار میکنند و اختلاف عقاید دیگران را آگاهانه پذیرا میشوند.بر اساس بررسیهای روانشناسان اجتماعی افرادی که در دوران کودکی، آزادی مشروط و متعادلی داشتهاند، در بزرگسالی دشمن ظلمها و مخالف نارواییها بوده و به اصلاحات بزرگ اجتماعی توفیق یافته اند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امر به معروف و نهي از منکر از پيشينه طولاني برخوردار است و اختصاص به شريعت اسلام ندارد، بلکه در اديان و شرايع آسماني ديگر نيز مورد توجه و تأکيد بوده است.اين قانون الهي در شريعت اسلام جايگاه ويژه اي دارد و آيات متعددي از قرآن کريم به آن اختصاص يافته است.امر به معروف و نهي از منکر روش پيامبران و شيوه صالحان و فريضه بزرگ الهي است که ساير فرايض به وسيله آن به پا داشته ميشود و در پرتو آن راهها امن، کسبها حلال، حقوق افراد تامين و زمينها آباد ميگردد، از دشمنان انتقام گرفته ميشود و کارها در مسير صحيح قرار ميگيرد.
هدف خلقت، رسيدن به کمال در سايه سار عبوديت و عروج از نردبان معرفت در راستاي لقاي خالق هستي است، اما اين طي طريق بدان معنا نيست که خداوند سبحان رفع موانع و هموار ساختن راه بندگان به سوي او را وظيفه سالکان طريق حق برنشمارد.بيشک کارآمدي هر نهاد اجتماعي و هر نهاد ديني به اين مسئله منوط است که به نهادي قانونمند تبديل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف و نهي از منکر اولين سابقهاش به بعد از انقلاب اسلامي هنگام تدوين قانون اساسي برميگردد.
اصل هشتم قانون اساسي نهاد جديدي تاسيس کرد که در تاريخ کشور در بعد قانونگذاري بيسابقه است.اين اصل مقرر کرد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.» تعيين کيفيت امر به معروف و نهي از منکر در اين اصل يعني اينکه سازمان و نهادي متکفل اين دو فريضه بشود. در بين قوانين موجود در کشور جز اين اصل قانون اساسي هيچ بحث تصريحشدهاي راجع به نهاد متولي اين دو فريضه وجود ندارد که لازم است براي آن چارهانديشي شود.اساسا امر به معروف و نهي از منكر، به معناي داشتن حساسيت قوي نسبت به حضور منكرات و عدم حضور معروفها است.
مسلمان متعهد يا آن كس كه زندگي اجتماعي فعالي دارد، كسي است كه همواره در پي تحقق هنجارهاي ديني و آرمانهاي آن در جامعه است و آنچه مايه تضعيف آنها ميشود، از ميان برود. از اينرو خود را موظف ميداند تا به هوش باشد و براي تحقق معروفها بكوشد و در جهت نابودي منكرات عمل كند. اين حساسيت گسترده و عميق ـ بر حسب لزوم ـ گاه بهصورت پند و اندرز است و گاه در قالب اقدام عملي و ارائه جلوه درستي از معروف. گاه نيز ضرورت اقتضا ميكند كه براي حفظ جامعه اسلامي و يا نشر آرمانهاي ديني ـ كه خود از برترين معروفها است ـ سلاح برگيرد و به دفاع از آرمان خود برخيزد. پس جهاد نيز يكي از نمونههاي امر به معروف و نهي از منكر است.
يكي از معروفهاي اجتماعي و يكي از وظايف دولت، تأمين حقوق همه شهروندان خود است. امر به معروف و نهي از منكر نيز با گسترهاي كه دارد، در پي تأمين اين هدف است. فلسفه حكمراني آن است كه ستمديدگان از هرگونه ستمي ايمن باشند و حدود الهي بر زمين نماند. بدينترتيب، با اختياراتي كه دولت در جهت مصالح مردم دارد، بايد در اين مسير حركت كند و حقوق عامه را تأمين نمايد. اساسا معيار صلاح و پاكي امت و اجتماع آن است كه حق هر ذيحقي به او برسد.
امر به معروف و نهي از منكر، براي بقا و سلامت جامعه نقش سلسله اعصاب را دارد و به مسئولان و تصميمگيران ميگويد كه دركجا چه نقص وكمبودي مشاهده ميشود، تا تصميمات لازم اتخاذ شود. حال اگراين كاركرد را از امر به معروف بگيريم، عملا مسئولان جامعه را از شناخت وضعيت واقعي اجتماع محروم ساخته و درهاي اطلاعات درست را روي آنان بستهايم. از سوي ديگر كارگزاران و كارمندان دولتي، عموما به اين گرايش دارند كه همه چيز را خوب و اوضاع را بر وفق مراد وانمود كنند. نتيجه اين وضعيت آن است كه در درازمدت نواقص موجود در جامعه و كاستيها شدت مييابد و ناهنجاريها جاي هنجارهاي سالم را ميگيرد و تنها هنگامي حكمرانان متوجه وضعيت حقيقي جامعه ميشوند كه ديگر نميتوان كاري كرد.يكي از علل سقوط حكومتهاي استبدادي، همين بيخبري از اوضاع جامعه است.
مهمترين كاركرد اجتماعي امربه معروف و نهي از منكر، تأمين حقوق همگان، اصلاح عامه، بازداشتن بدكاران، ممانعت از تجاوز به محرومان، حفظ نظام اجتماعي سالم، برقراري عدالت و نگهداشت نظام ارزشي و اخلاقي جامعه است. اگر اين فريضه ترك شود، بهتدريج صالحان مست قدرت ميشوند و تباه ميگردند، يا شريران بر مسند قدرت مينشينند و آنگاه دعاي نيكان مستجاب نميشود؛ چرا كه خودكرده را تدبير نيست. اين آفت در همين حد باقي نميماند، بلكه بهتدريج اساس جامعه مضمحل ميگردد و راه تباهي در پيش ميگيرد.
امر به معروف و نهي از منکر از پيشينه طولاني برخوردار است و اختصاص به شريعت اسلام ندارد، بلکه در اديان و شرايع آسماني ديگر نيز مورد توجه و تأکيد بوده است.اين قانون الهي در شريعت اسلام جايگاه ويژه اي دارد و آيات متعددي از قرآن کريم به آن اختصاص يافته است.امر به معروف و نهي از منکر روش پيامبران و شيوه صالحان و فريضه بزرگ الهي است که ساير فرايض به وسيله آن به پا داشته ميشود و در پرتو آن راهها امن، کسبها حلال، حقوق افراد تامين و زمينها آباد ميگردد، از دشمنان انتقام گرفته ميشود و کارها در مسير صحيح قرار ميگيرد.
هدف خلقت، رسيدن به کمال در سايه سار عبوديت و عروج از نردبان معرفت در راستاي لقاي خالق هستي است، اما اين طي طريق بدان معنا نيست که خداوند سبحان رفع موانع و هموار ساختن راه بندگان به سوي او را وظيفه سالکان طريق حق برنشمارد.بيشک کارآمدي هر نهاد اجتماعي و هر نهاد ديني به اين مسئله منوط است که به نهادي قانونمند تبديل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف و نهي از منکر اولين سابقهاش به بعد از انقلاب اسلامي هنگام تدوين قانون اساسي برميگردد. اصل هشتم قانون اساسي نهاد جديدي تاسيس کرد که در تاريخ کشور در بعد قانونگذاري بيسابقه است.
اين اصل مقرر کرد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.» تعيين کيفيت امر به معروف و نهي از منکر در اين اصل يعني اينکه سازمان و نهادي متکفل اين دو فريضه بشود. در بين قوانين موجود در کشور جز اين اصل قانون اساسي هيچ بحث تصريحشدهاي راجع به نهاد متولي اين دو فريضه وجود ندارد که لازم است براي آن چارهانديشي شود.اساسا امر به معروف و نهي از منكر، به معناي داشتن حساسيت قوي نسبت به حضور منكرات و عدم حضور معروفها است.
مسلمان متعهد يا آن كس كه زندگي اجتماعي فعالي دارد، كسي است كه همواره در پي تحقق هنجارهاي ديني و آرمانهاي آن در جامعه است و آنچه مايه تضعيف آنها ميشود، از ميان برود. از اينرو خود را موظف ميداند تا بههوش باشد و براي تحقق معروفها بكوشد و در جهت نابودي منكرات عمل كند. اين حساسيت گسترده و عميق ـ بر حسب لزوم ـ گاه بهصورت پند و اندرز است و گاه در قالب اقدام عملي و ارائه جلوه درستي از معروف. گاه نيز ضرورت اقتضا ميكند كه براي حفظ جامعه اسلامي و يا نشر آرمانهاي ديني ـ كه خود از برترين معروفها است ـ سلاح برگيرد و به دفاع از آرمان خود برخيزد. پس جهاد نيز يكي از نمونههاي امر به معروف و نهي از منكر است.يكي از معروفهاي اجتماعي و يكي از وظايف دولت، تأمين حقوق همه شهروندان خود است.
امر به معروف و نهي از منكر نيز با گسترهاي كه دارد، در پي تأمين اين هدف است. فلسفه حكمراني آن است كه ستمديدگان از هرگونه ستمي ايمن باشند و حدود الهي بر زمين نماند. بدينترتيب، با اختياراتي كه دولت در جهت مصالح مردم دارد، بايد در اين مسير حركت كند و حقوق عامه را تأمين نمايد. اساسا معيار صلاح و پاكي امت و اجتماع آن است كه حق هر ذيحقي به او برسد.امر به معروف و نهي از منكر، براي بقا و سلامت جامعه نقش سلسله اعصاب را دارد و به مسئولان و تصميمگيران ميگويد كه دركجا چه نقص وكمبودي مشاهده ميشود، تا تصميمات لازم اتخاذ شود.
حال اگراين كاركرد را از امر به معروف بگيريم، عملا مسئولان جامعه را از شناخت وضعيت واقعي اجتماع محروم ساخته و درهاي اطلاعات درست را روي آنان بستهايم. از سوي ديگر كارگزاران و كارمندان دولتي، عموما به اين گرايش دارند كه همه چيز را خوب و اوضاع را بر وفق مراد وانمود كنند. نتيجه اين وضعيت آن است كه در درازمدت نواقص موجود در جامعه و كاستيها شدت مييابد و ناهنجاريها جاي هنجارهاي سالم را ميگيرد و تنها هنگامي حكمرانان متوجه وضعيت حقيقي جامعه ميشوند كه ديگر نميتوان كاري كرد.يكي از علل سقوط حكومتهاي استبدادي، همين بيخبري از اوضاع جامعه است.
مهمترين كاركرد اجتماعي امربه معروف و نهي از منكر، تأمين حقوق همگان، اصلاح عامه، بازداشتن بدكاران، ممانعت از تجاوز به محرومان، حفظ نظام اجتماعي سالم، برقراري عدالت و نگهداشت نظام ارزشي و اخلاقي جامعه است. اگر اين فريضه ترك شود، بهتدريج صالحان مست قدرت ميشوند و تباه ميگردند، يا شريران بر مسند قدرت مينشينند و آنگاه دعاي نيكان مستجاب نميشود؛ چرا كه خودكرده را تدبير نيست. اين آفت در همين حد باقي نميماند، بلكه بهتدريج اساس جامعه مضمحل ميگردد و راه تباهي در پيش ميگيرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

خواهـــــرم
سر دفتر صفحات قلبت را
به ایمان وتسلیم وحیا زرین نما
تا گلبرگ وجودت در کاسبرگ زیبای حجاب به وقار وعفت شکفته شود،
آنگاه آن شود کهخـــــــــدا خواهد
دشمنان ما خوب فهمیدند که حفظ حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و دختران
این کشور، یکی از مهمترین مسائل و دغدغه های آنان است. دانستند که نمی
توانند به زور حجاب را از آنان بگیرند. لذا از سویی به تخریب نظری و فکری
حجاب پرداختند و آن را مانع تمدن، روشنفکری و به روز بودن نشان دادند. و از
سوی دیگر، روز به روز به تخریب عملی حجاب پرداخته و با تهاجمی خاموش به
طراحی، تولید و عرضه لباس هایی پرداختند تا حجاب را به گودال بی حیایی و بی
غیرتی بریزند و بنیان خانواده را به سقوط کشانده و از بین ببرند.
در سیر طراحی و تولید لباس ها زنانه، کوتاه ترشدن، بدن نما بودن، نازک
تر شدن پارچه ها، و استفاده از رنگ های جذاب تر در دستور کار آنان قرار
گرفت. آنقدر ملایم و ظریف کار کردند که طی چند سال توانستند حیاء زنان و
غیرت مردان را کاهش دهند.پوشش زن از منظر فطرت و عقل، آسیب شناسی سیر صعودی بدحجابی
پس
از انقلاب اسلامی در کشور،حجاب از منظر شرع و حجاب از نگاه مراجع تقلید
در سه نسخه جاوا، اندروید و PDF در اختیار شما کاربران گرامی قرار داده
شده است. این کتاب توسط مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان منتشر شده
است.