نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امر به معروف و نهي از منکر از پيشينه طولاني برخوردار است و اختصاص به شريعت اسلام ندارد، بلکه در اديان و شرايع آسماني ديگر نيز مورد توجه و تأکيد بوده است.اين قانون الهي در شريعت اسلام جايگاه ويژه اي دارد و آيات متعددي از قرآن کريم به آن اختصاص يافته است.امر به معروف و نهي از منکر روش پيامبران و شيوه صالحان و فريضه بزرگ الهي است که ساير فرايض به وسيله آن به پا داشته ميشود و در پرتو آن راهها امن، کسبها حلال، حقوق افراد تامين و زمينها آباد ميگردد، از دشمنان انتقام گرفته ميشود و کارها در مسير صحيح قرار ميگيرد.
هدف خلقت، رسيدن به کمال در سايه سار عبوديت و عروج از نردبان معرفت در راستاي لقاي خالق هستي است، اما اين طي طريق بدان معنا نيست که خداوند سبحان رفع موانع و هموار ساختن راه بندگان به سوي او را وظيفه سالکان طريق حق برنشمارد.بيشک کارآمدي هر نهاد اجتماعي و هر نهاد ديني به اين مسئله منوط است که به نهادي قانونمند تبديل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف و نهي از منکر اولين سابقهاش به بعد از انقلاب اسلامي هنگام تدوين قانون اساسي برميگردد.
اصل هشتم قانون اساسي نهاد جديدي تاسيس کرد که در تاريخ کشور در بعد قانونگذاري بيسابقه است.اين اصل مقرر کرد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.» تعيين کيفيت امر به معروف و نهي از منکر در اين اصل يعني اينکه سازمان و نهادي متکفل اين دو فريضه بشود. در بين قوانين موجود در کشور جز اين اصل قانون اساسي هيچ بحث تصريحشدهاي راجع به نهاد متولي اين دو فريضه وجود ندارد که لازم است براي آن چارهانديشي شود.اساسا امر به معروف و نهي از منكر، به معناي داشتن حساسيت قوي نسبت به حضور منكرات و عدم حضور معروفها است.
مسلمان متعهد يا آن كس كه زندگي اجتماعي فعالي دارد، كسي است كه همواره در پي تحقق هنجارهاي ديني و آرمانهاي آن در جامعه است و آنچه مايه تضعيف آنها ميشود، از ميان برود. از اينرو خود را موظف ميداند تا به هوش باشد و براي تحقق معروفها بكوشد و در جهت نابودي منكرات عمل كند. اين حساسيت گسترده و عميق ـ بر حسب لزوم ـ گاه بهصورت پند و اندرز است و گاه در قالب اقدام عملي و ارائه جلوه درستي از معروف. گاه نيز ضرورت اقتضا ميكند كه براي حفظ جامعه اسلامي و يا نشر آرمانهاي ديني ـ كه خود از برترين معروفها است ـ سلاح برگيرد و به دفاع از آرمان خود برخيزد. پس جهاد نيز يكي از نمونههاي امر به معروف و نهي از منكر است.
يكي از معروفهاي اجتماعي و يكي از وظايف دولت، تأمين حقوق همه شهروندان خود است. امر به معروف و نهي از منكر نيز با گسترهاي كه دارد، در پي تأمين اين هدف است. فلسفه حكمراني آن است كه ستمديدگان از هرگونه ستمي ايمن باشند و حدود الهي بر زمين نماند. بدينترتيب، با اختياراتي كه دولت در جهت مصالح مردم دارد، بايد در اين مسير حركت كند و حقوق عامه را تأمين نمايد. اساسا معيار صلاح و پاكي امت و اجتماع آن است كه حق هر ذيحقي به او برسد.
امر به معروف و نهي از منكر، براي بقا و سلامت جامعه نقش سلسله اعصاب را دارد و به مسئولان و تصميمگيران ميگويد كه دركجا چه نقص وكمبودي مشاهده ميشود، تا تصميمات لازم اتخاذ شود. حال اگراين كاركرد را از امر به معروف بگيريم، عملا مسئولان جامعه را از شناخت وضعيت واقعي اجتماع محروم ساخته و درهاي اطلاعات درست را روي آنان بستهايم. از سوي ديگر كارگزاران و كارمندان دولتي، عموما به اين گرايش دارند كه همه چيز را خوب و اوضاع را بر وفق مراد وانمود كنند. نتيجه اين وضعيت آن است كه در درازمدت نواقص موجود در جامعه و كاستيها شدت مييابد و ناهنجاريها جاي هنجارهاي سالم را ميگيرد و تنها هنگامي حكمرانان متوجه وضعيت حقيقي جامعه ميشوند كه ديگر نميتوان كاري كرد.يكي از علل سقوط حكومتهاي استبدادي، همين بيخبري از اوضاع جامعه است.
مهمترين كاركرد اجتماعي امربه معروف و نهي از منكر، تأمين حقوق همگان، اصلاح عامه، بازداشتن بدكاران، ممانعت از تجاوز به محرومان، حفظ نظام اجتماعي سالم، برقراري عدالت و نگهداشت نظام ارزشي و اخلاقي جامعه است. اگر اين فريضه ترك شود، بهتدريج صالحان مست قدرت ميشوند و تباه ميگردند، يا شريران بر مسند قدرت مينشينند و آنگاه دعاي نيكان مستجاب نميشود؛ چرا كه خودكرده را تدبير نيست. اين آفت در همين حد باقي نميماند، بلكه بهتدريج اساس جامعه مضمحل ميگردد و راه تباهي در پيش ميگيرد.
امر به معروف و نهي از منکر از پيشينه طولاني برخوردار است و اختصاص به شريعت اسلام ندارد، بلکه در اديان و شرايع آسماني ديگر نيز مورد توجه و تأکيد بوده است.اين قانون الهي در شريعت اسلام جايگاه ويژه اي دارد و آيات متعددي از قرآن کريم به آن اختصاص يافته است.امر به معروف و نهي از منکر روش پيامبران و شيوه صالحان و فريضه بزرگ الهي است که ساير فرايض به وسيله آن به پا داشته ميشود و در پرتو آن راهها امن، کسبها حلال، حقوق افراد تامين و زمينها آباد ميگردد، از دشمنان انتقام گرفته ميشود و کارها در مسير صحيح قرار ميگيرد.
هدف خلقت، رسيدن به کمال در سايه سار عبوديت و عروج از نردبان معرفت در راستاي لقاي خالق هستي است، اما اين طي طريق بدان معنا نيست که خداوند سبحان رفع موانع و هموار ساختن راه بندگان به سوي او را وظيفه سالکان طريق حق برنشمارد.بيشک کارآمدي هر نهاد اجتماعي و هر نهاد ديني به اين مسئله منوط است که به نهادي قانونمند تبديل شود. بحث قانون در مورد امر به معروف و نهي از منکر اولين سابقهاش به بعد از انقلاب اسلامي هنگام تدوين قانون اساسي برميگردد. اصل هشتم قانون اساسي نهاد جديدي تاسيس کرد که در تاريخ کشور در بعد قانونگذاري بيسابقه است.
اين اصل مقرر کرد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت.» تعيين کيفيت امر به معروف و نهي از منکر در اين اصل يعني اينکه سازمان و نهادي متکفل اين دو فريضه بشود. در بين قوانين موجود در کشور جز اين اصل قانون اساسي هيچ بحث تصريحشدهاي راجع به نهاد متولي اين دو فريضه وجود ندارد که لازم است براي آن چارهانديشي شود.اساسا امر به معروف و نهي از منكر، به معناي داشتن حساسيت قوي نسبت به حضور منكرات و عدم حضور معروفها است.
مسلمان متعهد يا آن كس كه زندگي اجتماعي فعالي دارد، كسي است كه همواره در پي تحقق هنجارهاي ديني و آرمانهاي آن در جامعه است و آنچه مايه تضعيف آنها ميشود، از ميان برود. از اينرو خود را موظف ميداند تا بههوش باشد و براي تحقق معروفها بكوشد و در جهت نابودي منكرات عمل كند. اين حساسيت گسترده و عميق ـ بر حسب لزوم ـ گاه بهصورت پند و اندرز است و گاه در قالب اقدام عملي و ارائه جلوه درستي از معروف. گاه نيز ضرورت اقتضا ميكند كه براي حفظ جامعه اسلامي و يا نشر آرمانهاي ديني ـ كه خود از برترين معروفها است ـ سلاح برگيرد و به دفاع از آرمان خود برخيزد. پس جهاد نيز يكي از نمونههاي امر به معروف و نهي از منكر است.يكي از معروفهاي اجتماعي و يكي از وظايف دولت، تأمين حقوق همه شهروندان خود است.
امر به معروف و نهي از منكر نيز با گسترهاي كه دارد، در پي تأمين اين هدف است. فلسفه حكمراني آن است كه ستمديدگان از هرگونه ستمي ايمن باشند و حدود الهي بر زمين نماند. بدينترتيب، با اختياراتي كه دولت در جهت مصالح مردم دارد، بايد در اين مسير حركت كند و حقوق عامه را تأمين نمايد. اساسا معيار صلاح و پاكي امت و اجتماع آن است كه حق هر ذيحقي به او برسد.امر به معروف و نهي از منكر، براي بقا و سلامت جامعه نقش سلسله اعصاب را دارد و به مسئولان و تصميمگيران ميگويد كه دركجا چه نقص وكمبودي مشاهده ميشود، تا تصميمات لازم اتخاذ شود.
حال اگراين كاركرد را از امر به معروف بگيريم، عملا مسئولان جامعه را از شناخت وضعيت واقعي اجتماع محروم ساخته و درهاي اطلاعات درست را روي آنان بستهايم. از سوي ديگر كارگزاران و كارمندان دولتي، عموما به اين گرايش دارند كه همه چيز را خوب و اوضاع را بر وفق مراد وانمود كنند. نتيجه اين وضعيت آن است كه در درازمدت نواقص موجود در جامعه و كاستيها شدت مييابد و ناهنجاريها جاي هنجارهاي سالم را ميگيرد و تنها هنگامي حكمرانان متوجه وضعيت حقيقي جامعه ميشوند كه ديگر نميتوان كاري كرد.يكي از علل سقوط حكومتهاي استبدادي، همين بيخبري از اوضاع جامعه است.
مهمترين كاركرد اجتماعي امربه معروف و نهي از منكر، تأمين حقوق همگان، اصلاح عامه، بازداشتن بدكاران، ممانعت از تجاوز به محرومان، حفظ نظام اجتماعي سالم، برقراري عدالت و نگهداشت نظام ارزشي و اخلاقي جامعه است. اگر اين فريضه ترك شود، بهتدريج صالحان مست قدرت ميشوند و تباه ميگردند، يا شريران بر مسند قدرت مينشينند و آنگاه دعاي نيكان مستجاب نميشود؛ چرا كه خودكرده را تدبير نيست. اين آفت در همين حد باقي نميماند، بلكه بهتدريج اساس جامعه مضمحل ميگردد و راه تباهي در پيش ميگيرد.