نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
داشتن فرزندانی با تربیت صحیح دینی یکی از دغدغه های هر خانواده معتقدی است. فرزندانی که با رعایت صحیح اصول اخلاقی _اسلامی بتوانند زندگی موفق و آرامی داشته باشند. یکی از این اصول اخلاقی و اسلامی داشتن حیا و پوشش مناسب در فضای عمومی جامعه است.
صحبت ها و انگیزه های داشتن حجاب را از ۵ و ۶ سالگی شروع کنید. برای او تشریح کنید که یک دختر، با حجاب بسیار زیبا می شود، همه به او احترام می گذارند، با حجاب از بدی ها دور می شود، دیگران او را با ارزش و با حیا می دانند. و حجاب نشانه یک دختر خوب است. در این سنین کودکان در برابر حوادث و رفتار دیگران تاثیر پذیرترند، حجاب شرعی مادر، خاله، عمه و خانم های نزدیک به کودک و دوستانی که با آن ها روابط نزدیک داریم می تواند زمینه را برای محجبه بودن دختران فراهم کند.
داشتن فرزندانی با تربیت صحیح دینی یکی از دغدغه های هر خانواده معتقدی است. فرزندانی که با رعایت صحیح اصول اخلاقی _اسلامی بتوانند زندگی موفق و آرامی داشته باشند. یکی از این اصول اخلاقی و اسلامی داشتن حیا و پوشش مناسب در فضای عمومی جامعه است. خصیصه ای که برای تبیین شدن در هر فردی نیاز به تدریج و مداومت داشته و می توان دوران کودکی را بهترین زمان برای تربیت فرزندان عفیف و با حیا دانست، چرا که به فرموده بزرگان دینی تربیت در زمان خردسالی همانند حک کردن نقش بر روی سنگ است؛ بنابراین برای داشتن فرزندان با حجاب می بایست دوران کودکی را دوران طلایی برای پایه گذاری علاقه به حجاب دانست و برای آن برنامه مناسب ریخت. با وجود آن که مراجع سن نه سال را سن وجوب حجاب به لحاظ فقهی اعلام کرده اند اما به لحاظ تربیتی این سن برای شروع رعایت حجاب دیر است. دختری که تا قبل از این سن آزادانه هر لباسی را می پوشیده با رسیدن به این سن قطعا نخواهد توانست حجاب را در معنای مطلوبش رعایت کند؛ پس آشنایی تدریجی با این امرضروری است. در این مقاله به بررسی نکات تربیتی می پردازیم که می تواند برای داشتن فرزندی با حجاب به شما کمک کند.
۱- در ابتدا خود و همسرتان را طوری پرورش دهید تا نسبت به حجاب و عفاف حساسیت خاصی داشته باشید. با هر کسی(افراد بد حجاب و بی بند و بار نسبت به مسائل دینی)رفت و آمد نداشته باشید و طوری رفتار کنید تا کودک بدی ارتباط با این دسته از افراد را درک کند و نیز الگو بگیرد.
۲- خودتان هم پایبند به حجاب باشید. حتی در لحظاتی که نگه داشتن آن واقعا سخت است. در مسافرت، کارهای سخت، کارهای اداری، حرکات ورزشی و خلاصه همیشه حجاب را فراموش نکرده و کودک خود در انگیزه خود برای داشتن حجاب توجیح کنید.
۳- به کودک هدیه حجاب بدهید. یکی از روش های تشویق، دادن پاداش است به طوری که روانشناسان بر این باورند که تقویت های بیرونی مانند جایزه موجب ایجاد تقویت های درونی مانند میل به داشتن حجاب خواهد شد. بر این اساس برای رعایت حجاب فرزندتان هدیه های هر چند کوچک اما مستمر تهیه کنید.
۴- حجاب را برای کودک تبدیل به عادت کنید. عادت دادن کودک به حجاب بسیارمهم است؛ ما نمی توانیم حجاب را به صورت فشرده اعمال کنیم؛ ملایمت و لطافت و عادت دادن او بسیار اهمیت دارد. از همان نوزادی سعی کنید تا لباس های نامناسب در برابر نامحرمان بر تن آن ها نکنید. گاه بر سر آن ها روسری بیاندازید تا عادت روسری داشتن برای آن ها درونی شود. آن ها را به دست مردان نامحرم نسپارید و بسیار مواظب حیا و عفت فرزندانتان باشید.
۵- از ۳ سالگی تربیت آموزه های دینی و داشتن حجاب را رسمی کنید. در ابتدا برای او چادری تهیه کنید و او را برای داشتن چادر تشویق کنید. عبارات محبت آمیز بگویید و او را در آغوش کشیده و بگویید که بسیار خوشحالید که چنین فرزند با حجاب و با حیایی دارید. تشویق های خود را ادامه دهید و برای آن پایانی تصور نکنید. البته افراط و تفریط در این مورد هم مذموم است. فقط تدریج و استمرار را فرموش نکنید.
۶- به بزرگترها (پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها) بسپارید که کودک شما را برای داشتن حجاب تشویق کنند. گاه به او هدیه ای دهند و نیز در برابر همه فامیل به او احترام بخصوصی بگذارند و در برابر بی حجاب ها او را تکریم کرده و ترجیح دهند. به این صورت کودک می فهمد که همگان برای حجاب او ارزش قائل هستند نه فقط پدر و مادر . به این ترتیب کودک اعتماد به نفس بالایی کسب کرده و می فهمد که با حجابش برای همه عزیز است و با این اعتماد به نفس راه درست را از نادرست تشخیص داده و حجاب را انتخاب می کند.
۷- به کودک خود همواره محبت کنید و نگذارید که او برای ارضای نداشته هایش به دست و بال دیگران بچسبد. وقتی شما به کودک خود محبت نمی کنید بسیار طبیعی است که او به شکلاتی که یک شخص بی حجاب می دهد دل می بندد و چون از دست یک بی حجاب ارضا شده، او را قهرمانی برای خود فرض کرده و از او الگو می گیرد. پس به کودک خود محبت کنید تا به بیگانگان نچسبد.
۸- با کودک خود با احترام رفتار کنید و عزت نفس و اعتماد به نفس او را بالا ببرید. برای نظرات درستش احترام قائل شوید و به او شخصیت دهید و با عبارات محترمانه با او صحبت کنید. وقتی او عزت نفس داشته باشد هرگز به دنبال بی بند و باری و بی حجابی نخواهد رفت چون آنقدر خود را عزیز می داند که می فهمد با آن چیزها هرگز عزت، زیبایی و ارزشی بدست نخواهد آورد.
۹- صحبت ها و انگیزه های داشتن حجاب را از ۵ و ۶ سالگی شروع کنید. بیان محاسن و فواید حجاب و مستور بودن زیبایی ها، رضایت خدا، سلامت فرد و اثرات زیان بار بدحجابی می تواند ما را در حصول نتیجه یاری کند. برای او تشریح کنید که یک دختر، با حجاب بسیار زیبا می شود، همه به او احترام می گذارند، با حجاب از بدی ها دور می شود، دیگران او را با ارزش و با حیا می دانند. و حجاب نشانه یک دختر خوب است. در این سنین کودکان در برابر حوادث و رفتار دیگران تاثیر پذیرترند، حجاب شرعی مادر، خاله، عمه و خانم های نزدیک به کودک و دوستانی که با آن ها روابط نزدیک داریم می تواند زمینه را برای محجبه بودن دختران فراهم کند.
۱۰- مراقب حس زیبا دوستی او باشید. همزمان با تکلیف دختران، بلوغ جسمانی هم اتفاق می افتد. این امر او را درگیر ظاهرش خواهد کرد. براین اساس او بیشتر از گذشته به فکر نمایاندن زیبایی ها و پوشاندن بدشکلی های موقتی اش خواهد افتاد. والدین آگاه باید با تهیه لباس های زیبا و شاد و متفاوت با رنگ های متنوع و استفاده ازخلاقیت، میل به آراسته بودن او را درک کنند به طوری که موجبات محدودیت او را فراهم نکنند و آزادی و شور و شوق کودکی او را مدنظر قرار دهند. مثلا از انواع چادرهای رنگی آذین شده با تور و روبان یا مانتو های زیبا با دکمه های رنگارنگ استفاده کنند تا دختر بداند، حجاب زیبایی های او را کم نکرده است.
۱۱- در انتخاب لباس از او نظر خواهی کنید. می توانید برای انتخاب رنگ لباس و یا چادر، از او نظر خواهی کنید. دختر بچه ها لباس های چین دار و دنباله دار را بسیار دوست دارند. سعی کنید در حجاب و پوشش آنچه را که او دوست دارد انجام دهید و تنها شرط شما، پوشش اسلامی باشد. سلیقه خود را به هیچ عنوان بر فرزندتان تحمیل نکنید.
۱۲- هرسال با مراسم کوچکی جشن تکلیف رابرایش یاد آوری کنید. هر سال، روزجشن تکلیف کودکتان مراسمی کوچک به پا کنید چون آن روز تولدی دیگر است و به او یادآوری کنید درطول سالی که گذشت در چه زمینه هایی قوت یا ضعف داشته و قرار است چگونه باشد.
منابع:
مقاله چگونه فرزندانی باحجاب داشته باشیم _ علی سلطانی
مقاله روش های نهادینه کردن حجاب در دختران_ فاطمه برغون
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اگر تابستان سال گذشته از بدحجابی در جامعه اسلامی می گفتیم نهایت آن شالهای باریک روی سر، مانتوهای جذب و آستین کوتاه و شلوارهای تنگ بود، چند سال قبل از آن شلوارها و مانتوهای کوتاه با روسریهای کوچک و قبل تر از آن مصداق بدحجابی تنها بیرون گذاشتن موی سر به شمار میرفت.هر سالی که به جلو می رویم بدحجابیها شکل و شمایل وقیحانه تری به خود میگیرند تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم، مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده است و بیشتر شبیه شنلی شده است که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمیشود.
شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است.تعدادی از خانمهای که اقدام به پوشیدن این نوع جوراب های بدن نما نمودهاند، حتی در مواردی از جورابهای بلند رنگی یا ساپورت های چسبان استفاده میکنند و یا مانتو و دامن بدون شلوار می پوشند و حتی پوشش های را استفاده می کنند که ساق پا عریان و در معرض دید است، استفاده میگردد.
این شیوه پوشش جدید ابتدا توسط افراد لاابالی جامعه استفاده میشد و روز به روز گسترش یافته است ، رخدادی که اتفاقی نیست و با جست و جویی در اینترنت می شود آن را مشاهده کرد که این نوع از بد پوششی، به عنوان مد های جدید به شکل گستردهای در حال تبلیغ و معرفی است و حتی فروش اینترنتی آن به طور گسترده ای تبلیغ میشود.در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.
بنابراین به نظر میرسد به دنبال این بد حجابی ها فصلی از بیحجابی که همان عریان گری به شیوه جدید است، باید منتظر ظهور دوباره پوشش های همچون دامن کوتاه که در دوران طاغوت رواج داشت باشیم.آغاز این عریانی جدید شلوارهای چسبان زنانه بود که پس از حساسیت زدایی به سرعت جوراب بلند مشکی یا ساپورت جایگزین آن شد.همان طور که قبل از آن برای مانتو مدل سارا فن را مد کردند و وقتی حساسیتی از جانب مسئولین برای آن مشاهده نشد به سراغ مانتوهای آستین کوتاه به همراه ساقبند رفتند و در ادامه این به اصطلاح مدگرایی به سرعت ساق بندها برداشته شد و مانتو کوتاه بدون آستین و این دست بد حجابیها افزوده شده است. متأسفانه برخی بدون توجه به اینکه این لباس، مخصوص زنان بدکاره است، این جوراب شلواریهای ارزان قیمت را تهیه کرده و از اینکه مد روز را به تن کردهاند، احساس غرور نیز میکنند! غافل از اینکه، با این پوشش، خود را در معرض نگاههای حریصانه مردان هیز و هوسران قرار میدهند.
شاید برای یک زن غربی که احیانا با اندام برهنه به خیابان می آیند این پوشش یک ساپورت یا محافظ باشد اما برای زن ایرانی که بنا به آموزه های دینی بهترین نوع پوشش محافظتی را دارد در بهترین حالت همان جوراب یا ساق شلواری را خواهد بود اما با کنکاش در موضوع متوجه میشویم که این نام گذاری ( ساپورت ) با دقت فراوان از سوی فرهنگسازان و سیاستمداران غربی به طراحان مد القا شد تا بخش فرهنگی برخورد تمدن ها با پیشرفت چشمگیری مواجه شود چرا که نامهای سابق این پوشش همچون جوراب و ساق شلواری از دید زنان مسلمان قابل استفاده بعنوان پوشش اصلی نبود چرا که براحتی اندام توسط مردان نامحرم قابل مشاهده میگردید اما کلمه ساپورت با توجه به معانی ان کاملا ذهنیت زنان را تغییر خواهد داد بگونه ای که معانی این کلمه آنان را مجاز به استفاده از این پوشش به عنوان لباس اصلی خواهد نمود.شاید برای یک زن غربی که احیانا با اندام برهنه به خیابان می آیند این پوشش یک ساپورت یا محافظ باشد اما برای زن ایرانی که بنا به آموزه های دینی بهترین نوع پوشش محافظتی را دارد در بهترین حالت همان جوراب یا ساق شلواری را خواهد بود اما با کنکاش در موضوع متوجه میشویم که این نام گذاری ( ساپورت ) با دقت فراوان از سوی فرهنگسازان و سیاستمداران غربی به طراحان مد القا شد.
در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.
استفاده از رنگ موهای آبی، قرمز، بنفش یا استفاده از بدلیجات روی بینی و لب ها و یا حتی اینکه گوش هایشان را چندین سوراخ می کنند تا تعداد زیادی گوشواره از آن آویزان کنند و از روسری بیرون بگذارند،پوشیدن ساپورت و ... تمام این ها نشانه خود کم بینی هایی است که این طور در افراد بروز می کند. آنها از اینکه دیده شوند لذت می برند نه از اینکه با چه نیتی به آنها نگاه می شود.
این موضوع کمبودهای شخصیتی در جامعه اسلامی به این شکل بروز می کند در جوامع غربی هم که بحث بدحجابی مطرخ نیست، افراد کمبودهایشان را با گرایش به فرقه های شیطان پرستی و گروه های منحرف دیگر با شکل و شمایل ویژه جبران می کنند.
قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در ۱۳ دی ۱۳۸۴ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است و برای ۲۶ دستگاه و سازمان، وظیفه تعیین کرده است اما در این سالها تنها نیروی انتظامی با راه اندازی گشت های ارشاد به وظیفه اش در تذکر به بدحجاب ها عمل کرد و فرهنگ سازی ها و سایر اقدامات توسط دیگر دستگاه ها فراموش شد و حتی عده ای از مسئولان، مانع از ادامه این برخوردها نیز شدند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
براي تربيت، تعريفهاي گوناگوني در متون تربيتي ارائه شده است، به صراحت ميتوان گفت در متداولترين و آشناترين آنها تربيت، زمينهسازي براي رشد استعدادهاي آدمي تعريف شده است.مقوله تربيت از ابتدايي ترين و اساسي ترين نيازهاي زندگي بشري است و نه تنها تربيت لازمه جدايي ناپذير زندگي که متن آن بوده و بلکه زندگي، از گهواره تا گورش جلوهاي از آن است.
انسان تنها در پرتو تربيت صحيح است که به عنوان موجودي هدفمند و انديشه ورز به اهداف و آرمانهاي خود دست پيدا کرده و قلّه رفيع سعادتِ مطلوب خويش را فتح مي نمايد؛ از اين رهگذر براي انسان مسلمان تربيت اسلامي ضرورتي مضاعف دارد زيرا انساني که گردنبند مرواريد دانه دين و بندگي خالق متعال را بر گردن آويخته جز در پرتو تربيت صحيح اسلامي به مدال افتخار عبوديت و تسليم نائل نمي آيد، از سويي ديگر چنين انسان مسلماني براي پيمودن راه سعادت و بندگي احتياج به الگوهاي مطمئن عملي دارد تا با نصب العين قراردادن ديدگاه ها و سيره عملي آنان، هم راه صحيح بندگي و سعادت را بپيمايد و هم در اين وادي سريع تر گام نهد و سريع تر به مقصد نائل آيد.
بيشتر نابساماني ها و بزهکاري هاي رفتاري در بزرگسالان، نتيجه تربيت غلط و برخورد ناصحيح در دوران اوليّه رشد و آغاز سالهاي زندگي است. در واقع، اساس و پايه اصلي شکل گيري شخصيت انسان در دوران هفت سال اوّل زندگي است؛ همان دوران حساسي که کودک در کنار والدين به سر مي برد.فرزندان ما آنچنان ميشوند که ما هستيم، نه آنطور که دلمان ميخواهد پس بايد در تربيت آنها به مسائل گوناگوني توجه داشته باشيم. بنابراين توجه به رشد و تربيت ديني کودکان در خانواده مي تواند زمينه ساز تربيت ديني و اهتمام به فعاليتهاي ديني فرزند در دوران نوجواني و جواني باشد.
متاسفانه امروزه عدم توجه به نوع جايگاه و همچنين بيتوجهي خانواده به نوع تربيت فرزندان خصوصاً فرزند دختر، باعث پناه بردن وي به جامعه و فضاهايي که مورد تاييد نيست، شده است.والدين خصوصاً مادر خانواده بايد در ايفا کردن نقش خود دقيق و آگاهانه عمل کند تا با محبتي که در ميان فرزندان عرضه ميکند، اعضاي خانواده از هجمه وسيعي که براي از هم پاشيدن کانون خانواده ايراني وجود دارد، در امان باشد.خداوند با نزول نعمتهاي بيپايان خود به موجودات خصوصاً به انسان که مقام خليفهاللهي را روي زمين دارد، اين فرصت را براي آرامش زندگي انسان و بهرهمندي درست از زندگي داده است که در صورت استفاده صحيح ميتوان بهرهمندي کامل را در زندگي خود داشت.
والدين بايد در اصل تربيت از تمسک به قرآن و ائمهاطهار، براي داشتن خانوادههاي موفق و ديندار غافل نشوند زيرا امروز با مشغلههاي زيادي که والدين براي خود به وجود آوردهاند زمان کافي براي تربيت فرزندان خود ندارند و در نتيجه باعث دوري اعضاي خانواده از يکديگر ميشوند.دين و علم بايد در يک خط حرکت کند و بشر بايد بداند که بدون دين و خداوند نميتوان تنها بر استدلالهاي علمي تکيه کرد.
انجام تكاليف ديني را نبايد تا زمان بلوغ به تأخير انداخت؛ بلكه بايد اُنس و عادت لازم را پيشاپيش در آنها به وجود آورد تا در زمان بلوغ مشكلي از اين نظر به وجود نيايد. خانوادههايي كه از فرصت دوران كودكي براي اين منظور استفاده نميكنند، در دوران بلوغ و نوجواني معمولاً با مشكلات جدّي روبهرو ميشوند؛ زيرا كسي كه انجام تكاليف ديني را تا مرحله نوجواني يا جواني و بزرگسالي به تأخير انداخته است، هر چند معتقد به موازين ديني باشد، به علّت نبود ممارست عملي و آمادگي روحي، معمولاً نميتواند به راحتي به احكام ديني عمل كند. بر اساس نظر شرع مقدس اسلام، كودكان تا به سن بلوغ نرسند، تكليفي متوجه آنان نيست؛ اما هنگامي كه به سن تكليف ميرسند و با مجموعه تكاليف شرعي مواجه ميشوند، در صورت نداشتن آشنايي و آمادگي پيشين، پذيرش و انجام تكاليف ديني براي آنان دشوار ميباشد و چه بسا رغبتي نسبت به اعمال عبادي از خود نشان ندهند. يكي از فلسفههاي تعليم تكاليف عبادي به كودكان در دوره خردسالي اين است كه كودكان بر اثر مداومت، انجام آن اعمال برايشان ملكه شود، تا در زمان سن تكليف، براي آنان دشوار نباشد.
بيشك اگر كودكان در آغاز دوران كودكي و سالهاي نوجواني از آموزههاي ديني بهرهاي نبرند، قطعاً در جواني و بزرگسالي با يك ركود معنوي و در نهايت خسارت روحي مواجه خواهند شد.با توجه به اينکه براساس نگاه رفتارشناسي، آموزش ديني جايگزين تربيت ديني شده، باورها از معيارهاي منطقي فاصله گرفته است. بنابراين خانوادهها و به ويژه والدين بايد به عنوان الگوهاي رفتاري با عمليکردن عقايد ديني اين تربيت را آغاز و سپس مربيان آموزشي در جامعه در همين جهت عمل کنند.بروز خطاهاي رفتاري در برخي والدين، اختلاف اخلاقي آنان در درون و بيرون خانه، کمرنگ بودن تربيت ديني در آموزش و پرورش و انجام برخي از رفتارها به نام دين باعث دلزدگي جوانان و نوجوانان شده است.
رسانهها بايد در توليدات تصويري و نوشتاري خود تربيت ديني را سرلوحه کارشان قرار دهند. در اين صورت نسلهايي پرورش مييابند که هم از نظر ذهني و هم از نظر عملي باورهاي ديني را تحقق ميبخشند.بايد نهادها و سازمانهاي متولي و خانوادهها از موازيکاري و فعاليتهاي جزيرهاي خودداري و براي تعميق باورهاي ديني و موارد مرتبط با آن اقدام به برنامهريزي براساس روانشناسي ديني کنند. علاوه بر آن تربيت ديني بايد از مهدهاي کودک تا دانشگاه تجلي يابد و به طور کاربردي برنامهريزي شود.تربيت ديني پايه بسيار مناسبي براي رشد و تعالي افراد است و موجب ميشود که براساس سبک زندگي اسلامي ايراني جامعه از انحراف، تبعيض، دو رنگي و ساير موارد غير اخلاقي نجات يابد.
تربيت عبادي كودكان اهميت خاصي در نظام آموزشي و تربيتي اسلام دارد. تحقيقات نشان ميدهد بسياري از افرادي كه در بزرگسالي نسبت به عبادات سستي از خود نشان ميدهند، بي اعتقاد به دين و تكاليف ديني نيستند، بلكه عواملي چون بيتوجهي و يا عدم تقيد والدين نسبت به انجام به موقع تكاليف عبادي، عدم ورزيدگي كودكان در انجام عبادات در كودكي و ناآگاهي آنان از فلسفه و اهميّت عبادات، در اين زمينه نقش دارند. تاكنون نظام آموزشي ما عملاً نتوانسته است اين آمادگي را در دانش آموزان براي رفع اين مشكل ايجاد كند. براي رفع اين مشكل، ضروري است پيش از سن تكليف، كودكان با اعمال و تكاليف عبادي، فلسفه و فوايد اعمال عبادي متناسب با دوره كودكي آشنا شوند. والدين و مربيان به عنوان مسئولان اصلي تربيت، بايد زمينه فراگيري و انجام برخي از مسائل ديني را براي كودكان فراهم نمايند.
خانوادهها بهعنوان يکي از مهمترين نهادهاي اجتماعي نقش تأثيرگذاري در تربيت کودکان دارند بهصورتي که اگر خانوادهها سالم باشند جامعه نيز سالم ميشود چون جامعه از خانوادههايي تشکيل شده است که هر يک تربيت فرزنداني را برعهده دارند.هر يک از اعضاي خانواده، مسئوليتي را برعهده دارند که اگر به درستي به آنها عمل کنند کودکاني را تربيت ميکنند که بهلحاظ اجتماعي سالم هستند و کمبودهاي عاطفي را که سر منشاء بسياري از انحرافات اخلاقي است ندارند.
اگر والدين در تربيت فرزندان خويش غفلت کنند آنان نميتوانند بهراحتي و بدون تنشهاي روحي و رواني در جامعه زندگي کنند البته فرزندان نيز بايد به حقوق والدين خويش احترام بگذارند و در تکريم جايگاه آنان کوشا باشند.والدين بايد کودکان را بر اساس دستورات دين مبين اسلام تربيت کنند تا آنان افرادي متعهد و اهل ايمان باشند چون در اين صورت آنان سلامت اجتماعي دارند که سعادت آنان در زندگي دنيوي و اخروي را به همراه دارد.وظيفه و رسالت مادر در قبال تربيت فرزندان بسيار سنگين است که اگر غفلت کنند آفتهاي غيرقابل جبران به بار ميآيد که در اين صورت جامعه ما از يک جامعه آرماني فاصله ميگيرد.
يكي از اصول تربيتي در تربيت عبادي، اصل «زمينهسازي» و ايجاد آمادگي در كودكان از نظر روحي، رواني و عاطفي نسبت به عبادات است.اين اصل افزون بر تأكيد نسبت به عبادات، باعث آمادگي پذيرش و انجام تكاليف شرعي و همچنين جلوگيري از كمتوجهي كودكان نسبت به مسائل عبادي نيز ميشود. بر اساس اصل «آمادهسازي»، ضروري است پيش از آنكه احكام و اعمال عبادي در حقّ كودكان به مرحله وجوب برسد، زمينه رويارويي صحيح با احكام و اعمال عبادي را در آنان ايجاد كرد؛ زيرا اين اقدام در رشد و كمال معنوي انسان تأثير مستقيم دارد.
والدين، مراقب باشند که مفاهيم ديني را درست و بجا به کودکان آموزش دهند. از سختگيري و غيرمنطقي جلوه دادن دستورات ديني پرهيز کنند. در تأمين نيازهاي روحي و جسمي کودکان کوشا باشند. به اندازه کافي فرصت گفتگو و صميميت با فرزندان را ايجاد کنند. بهترين پيام کارآمدي دين براي کودکان، رفتارهاي کارآمد و منطقي والدين مذهبي آنهاست.کودکان از دريچه احساس خوبي که با والدين دارند، به دنياي ديني آنها هم گام مي گذارند. نکته مهم ديگر اينکه با زياده روي در مسائل ديني، به ويژه در دوره خردسالي، کودکان را دچار دلزدگي نکنيم. به نام دين دستورات شخصي خود را به فرزندان مان تحميل نکنيم تا از آنان بندگاني بصير و تلاشگر در رسيدن به معنويت و پارسايي بسازيم.
معصومين عليهم السلام ـ که از گوهر عصمت و مصونيت از خطا و اشتباه برخوردارند-بهترين و مطمئن ترين الگوهاي تربيتي بوده و ارائه ديدگاه ها و کشف و عرضه سيره تربيتي آنان يک ضرورت انکارناپذير براي پويندگان عرصه تعليم و تربيت اسلامي است و در اين ميان، ارائه ديدگاه ها و سيره تربيتي امام علي عليه السلام ـ که خود "اَب الائمه" و سرسلسله جانشينان بحق نبوي و سرآغاز تجلي گاه امامت معصومين عليهم السلام و نخستين تشکيل دهنده حکومت اسلامي علوي است ـ بر ضرورت اين کار مي افزايد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب و پوشش زن، پيشينهاي به قدمت تاريخ زندگي انسان در روي زمين دارد. برخي از آيات قرآن کريم و آثار به جا مانده از دورههاي قبل نظير سکهها، تنديسها، نقاشيها و... به اين حقيقت اشاره دارند. در عهد حضرت سليمان نبي (ع)، زنان علاوه بر پوشش بدن، صورت را نيز با روبند مي پوشاندند. در زمان حضرت ابراهيم پيامبر (ع) هم اين سنت رايج بوده است. لباس و پوشش، جداي از حفظ بدن و آراستگي آن داراي آثار مثبت و فراوان، هم براي خود زنان و هم براي جامعه است. لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثري داشتهاند و در اسلام نيز بر لزوم پوشيدگي و حجاب به ويژه براي زنان تأکيد شده است. با توجه به قدمت ديرينه و ضرورت انکارناپذير حجاب، برخي از افراد در فضاي مجازي اين سئوالها را مطرح ميکنند که چرا حکومت اسلامي حجاب را بايد اجباري کند؟ چه فرقي بين نماز و روزه و مسئله حجاب وجود دارد؟ چرا حق انتخاب از انسان گرفته شود؟ آيا حجاب در صدر اسلام هم اجباري بوده است؟
چکيده پاسخ:
لزوم رعايت حجاب و عفاف در جوامع اسلامي يک امر انکارناپذير است؛ لذا هيچ يک از مذاهب اسلامي در ضرورت پوشش و پاکدامني با هم اختلاف نظر ندارند. از آنجا که حفظ حجاب پيامدهاي مثبت فردي، خانوادگي و اجتماعي فراواني به دنبال دارد و عدم حفظ پوشش زن، منشأ بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي و اخلاقي است، لذا طبيعي است که حکومت اسلامي نسبت به آن اهتمام داشته باشد؛ چون هدف حکومت ديني علاوه بر تأمين نيازهاي مادي مردم، توجه به مصالح معنوي و حفظ باورها و ارزشهاي اخلاقي و ديني است. حکومت اسلامي موظف است بستري مناسب جهت رشد و تعالي معنوي افراد جامعه فراهم نموده و با هر عاملي که فضاي جامعه را آلوده ميسازد و مانع رشد و کمال معنوي افراد جامعه ميشود مبارزه نمايد.
مقدمه:
اگر نگاهي گذرا به فلسفه حجاب داشته باشيم، به اين واقعيت خواهيم رسيد که اسلام ميخواهد انواع لذتهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه از نوع ديگر را به محيط خانوادگي و در چارچوب ازدواج قانوني اختصاص دهد و اجتماع منحصراً براي کار و فعاليت باشد؛ برخلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت را با لذتجوييهاي جنسي به هم ميآميزد، اسلام ميخواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند و در سايه اين کار، فضاي جامعه را براي رشد و تعالي افراد آن سالم و آماده نگاه دارد.«انسان يک موجود اجتماعي است و جامعه بزرگي که در آن زندگي ميکند از يک نظر همچون خانه اوست و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب ميشود، پاکي جامعه به پاکي او کمک ميکند و آلودگي آن به آلودگي اش؛ روي همين اصل در اسلام با هر کاري که جو جامعه را مسموم يا آلوده کند شديداً مبارزه شده است».
حجاب و مصالح اجتماعي:
با نگاهي گذرا به آثار فردي و اجتماعي حجاب و تأثير آن در سلامت فرد و جامعه به خوبي ضرورت رعايت آن در جامعه از سوي زنان آشکار مي گردد. حجاب زن در بعد فردي موجب حفظ شخصيت او و باعث امنيت اوست و در مقابل، فقدان حجاب باعث سقوط شخصيت او و تقويت نگرش شيء انگارانه نسبت به او مي شود و در بعد اجتماعي، حجاب زن از يک سو باعث تحکيم بنيان خانواده ميگردد و از سوي ديگر موجبات حاکميت آرامش بر اجتماع را فراهم ميسازد و گونهاي آرامش اجتماعي را در پي خواهد داشت و از طرفي باعث سلامت جامعه و تعميق بهداشت رواني و اجتماعي در سطح جامعه و استواري نظام اجتماعي ميگردد. بديهي است عدم توجه به حجاب و رعايت نکردن آن نه تنها سلب کننده آزادي و امنيت زن در جامعه است، بلکه جامعه را از بهره گيري از خدمات زنان به عنوان بخش اساسي، مؤثر و فعال جامعه محروم ميسازد؛ و نه تنها بنيان خانواده، که بنيان اجتماع را تهديد نموده، موجبات گسترش فساد در جامعه و ضربه پذير شدن فعاليتها و مسئوليتهاي اجتماعي را فراهم ميآورد. بر اين اساس، اسلام که براي شخصيت افراد در بعد فردي و سلامت خانواده و اجتماع اهميت قائل شده است، براي حفظ سلامت فردي و اجتماعي و بهداشت رواني افراد، حجاب را بر زنان واجب نموده است. در واقع حجاب مصونيت فرد و جامعه را به دنبال دارد و اولين نفع آن به خود زن باز ميگردد و در سايه آن جايگاه و موقعيت شايسته خويش را به دست ميآورد.
از آنجا که مصالح فراوان فردي، خانوادگي و اجتماعي بر حکم پوشش زنان مترتب مي گردد و عدم حفظ پوشش مناسب زن منشأ بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي و اخلاقي است و از طرفي مفاسد اجتماعي اين حکم الهي بسيار پررنگ و تاثيرگذار است، لذا طبيعي است که مورد دغدغه و اهتمام حکومت اسلامي باشد و نسبت به آن حساسيت نشان دهد. چون هدف حکومت ديني علاوه بر تأمين نيازهاي مادي مردم، توجه به مصالح معنوي و حفظ ارزشهاي اخلاقي و ديني است؛ حکومت اسلامي موظف است بستري مناسب جهت رشد و تعالي معنوي افراد جامعه فراهم نموده و با هر عاملي که فضاي جامعه را آلوده مي سازد و مانع رشد و کمال معنوي افراد جامعه مي شود، مبارزه نمايد. اگر اين گزاره را که حجاب امري واجب و ترک آن معصيت است، مفروض بگيريم و در عين حال قاعده مشهور فقهي «التعزير في کل معصيه» (همه معاصي قابليت مجازات تعزيري دارند) را در کنار آن بگذاريم، مشخص ميشود که الزام حکومتي و ضمانت اجراي کيفري براي بيحجابي و بدحجابي امري کاملاً شرعي و فقهي است. توجه داشته باشيد که قاعده مذکور، از رواياتي در باب فقه الجزاء استنباط شده است. مجازات بدحجابي و بيحجابي، مجازاتي تعزيري است. ماهيت مجازاتهاي تعزيري، رعايت مصالح و مقتضيات زمان و مکان است. به اصطلاح فقهي «التعزير بما يراه الحاکم من المصلحه»، يعني اصل اجرا و عدم اجرا، کيفيت و کميت تعزير بسته به نظر حاکم است. نظر حاکم نيز دائر مدار مصالحي است که در بستر زمان و مکان شکل ميگيرد.
حجاب و حريم خصوصي افراد:
نظام جمهوري اسلامي به حريم فردي و خصوصي افراد احترام گذاشته و در اعتقاد و عمل، آن را به رسميت شناخته است و مطابق قانون اساسي تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردي که قانون تجويز کند. البته اگر مسئلهاي از حريم خصوصي افراد خارج شده و جنبه عمومي و اجتماعي پيدا کند، نظام اسلامي وظيفه دارد سلامت حريم عمومي را تضمين کند. برخي از رفتارها مانند بيحجابي، حريم خصوصي افراد و حق فردي محسوب نميشود، بلکه جنبه عمومي و اجتماعي دارد. در مورد نماز خواندن و روزه گرفتن و امثال اين عبادات نيز تا وقتي جنبه فردي داشته باشد هيچ اجبار و الزامي در کار نيست، اما اگر جنبه عمومي و اجتماعي پيدا کند؛ مثل اينکه شخصي تظاهر به روزهخواري کند، با او برخورد خواهد شد؛ زيرا اين عمل ديگر جنبه فردي نداشته و جنبه اجتماعي پيدا ميکند. الزام به رعايت حجاب نيز در اين راستا صورت ميگيرد. زيرا حجاب جنبه اجتماعي داشته و با توجه به پيامدها و نتايج مخرب بدحجابي و بيحجابي براي جامعه همچون از هم گسيختگي خانواده ها، افزايش مفاسد اخلاقي و اجتماعي و کاهش امنيت اجتماعي، مسئلهاي فردي و حريم خصوصي نيست. از اين رو نظام اسلامي با هر گونه بي حجابي برخورد مي کند و هيچ عقل سليمي نمي پذيرد که به خاطر آزادي و هوسراني عدهاي، امنيت اخلاقي، اجتماعي و رواني جامعه نايده گرفته شود.
حجاب و حق انتخاب:
هر چند انسانها داراي حق انتخاب و آزادي هستند، اما مسلم است که حق انتخاب و آزادي انسانها نميتواند مطلق و نامحدود باشد؛ زيرا مطلق بودن حق انتخاب و آزادي افراد به هرج و مرج، اختلال و اختلاف خواهد انجاميد.بنابر اين، حق انتخاب و آزادي افراد به ناچار بايد مقيد و محدود به قوانين و مقرراتي باشد و هر نظام سياسي بر اساس مباني و اصول حاکم بر آن، قوانيني را در نظر ميگيرد که حق انتخاب و آزادي افراد بر اساس آن محدود خواهد شد. در نظام اسلامي که مباني و اصول اسلامي حاکم است، قوانين و مقررات اسلامي محدوده حق انتخاب و آزادي افراد را مشخص ميسازد و افراد با گزينش و پذيرش نظام اسلامي، آزادانه ميپذيرند که قوانين اسلامي بر آنها حاکم شود. در حقيقت مردم با انتخاب نظام اسلامي و پذيرش آن، پذيرفته اند که حق انتخاب و آزادي خويش را در چارچوب آن محدود سازند.
حجاب در صدر اسلام:
در مورد اينکه در زمان پيامبر گرامي اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) الزام حکومتي وجود نداشته است، بايد بگوييم اولاً، چنين ادعايي قابل اثبات نيست. صرف اينکه روايتي در اين زمينه نرسيده است، دليل عدم وجود چنين الزامي نيست. ثانياً، بسياري از امامان معصوم (ع) حکومت و قدرت سياسي نداشته اند تا اقدام به الزام حکومتي نمايند. ثالثاً، در مورد زمان پيامبر (ص) و امام علي (ع) نيز ادعاي عدم الزام قابل اثبات نيست؛ چرا که به صورت طبيعي مردم مسلمان احکام اسلامي را انجام ميدادند و از طرفي به لحاظ شکل قبيلگي حکومتها و اختلاط مسلمانان و غير مسلمانان و با توجه به اينکه حکم حجاب بر غير مسلمانان و کنيزان واجب نبود، امکان سختگيري در اجراي احکام الزامي اسلامي در برخي موارد مثل حجاب وجود نداشت. رابعاً، همان گونه که تذکر داديم حکم لزوم حجاب، يک حکم تعزيري است و حکم تعزيري بر اساس مصالح امت اسلامي اعمال ميگردد؛ حاکم اسلامي بنا به مقتضيات زمان و مکان و مراحل رشد فرهنگ جامعه ميتواند اين الزام حکومتي را ايجاد يا بنا به مصالحي موقتاً مرتفع سازد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یکی از خصایص عجیب ما آدمها این است که: میتوانیم جهانی را تغییر دهیم ولی وقتی به خودمان میرسیم اغلب در تغییر ناتوانیم. شاید به همین دلیل به مسایل بیرونی «جهاد کوچک» و به تغییرات درون «جهاد بزرگ» گفتهاند.یکی از این فاکتورهای شخصی که باید اندکی مورد تردید قرار داده و دگرگونش کرد دوست داشتن خود است. چرا خودمان را به اندازه کافی دوست نداریم؟ شاید پاسخ به این سؤال آسان نباشد به نظر میرسد والدین بیش از تشویق و تمجید کودک، او را سرزنش میکنند و گاهی القاب و صفات بد مثل: کوتوله، پشمالو، گیج، خرس و ... به این نکوهشها اضافه میشود و ما با این زمینه فکری که: «به اندازه کافی خوب نیستیم» بزرگ شده، این رفتار را به فرزندانمان منتقل میکنیم. اغلب میگویند: «خودت را دوست بدار». اما چطور و چگونه؟
شاید راحتترین راه برای اندازهگیری میزان علاقه به خود دقت در تفاوت رفتارهای اجتماعی و فردی باشد اگر این دوگانگی زیاد و بخصوص متضاد باشد، باید در دوست داشتن و یا همان عزت نفس خود شک کرد. گرچه داشتن نقاب بالغانه و آگاهانه در هر کدام از نقشها الزامی است یعنی من مادر در نقش مادری رفتارهای خاصی دارم، در نقش زن اجتماعی شکلی خاص ظاهر میشوم. در قالب همسری برخوردی متفاوت، در نقش فرزند برای والدین، خواهر برای خواهران و برادران و ... رفتار و شخصیتها متفاوت است و مهمتر از همه درخلوت فردی نیز من باز فردی متفاوتم ولی این بار بدون «نقاب». این تفاوتهای رفتاری تفاوت است ولی نباید تعارضی در آن دیده شود. اگر اتاق نشیمن ما با قسمت پذیرایی تفاوت ساختاری، بهداشتی و ... زیادی داشته باشد، اگر لباس خانه و بیرون ما، طرز صحبت خصوصی و عمومی، عبادت فردی و اداری، اگر ماهواره استفاده میکنیم و برای حفظ موقعیت مالی و اجتماعی آن را انکار میکنیم و ... احتمالاً دچار تعارض و کمبود عزت نفس هستیم و خود را به اندازه کافی قبول و دوست نداریم.
راههای رسیدن به عزت نفس
1- یکی از راههای ساده برای شروع حرکت رعایت نکات ظاهری است که بیشتر قابل مشاهده است. اگر بتوانیم توجه کنیم در مسایل شخصی اعتقاد و علاقه خودمان را بیابیم و تأیید نظر دیگران برایمان اهمیت معقولانهای داشته باشد میتوانیم در خلوت و جمع به شکلی یکسان ظاهر شویم. اغلب ما، ظاهری بسیار متفاوت درخانه با انظار مردم داریم. کدامیک از این دو، اعتقاد و سلیقه شخصی ماست. اگر بتوانیم صادقانه به این سؤال پاسخ دهیم قدم نخست را با موفقیت بر میداریم. یعنی: بهداشت فردی، طرز لباس پوشیدن و کلاً آراستگیمان تعریف یکسانی خواهند داشت برخلاف بیشتر ما که ممکن است در تنهایی روزها با یک پوشش به سر ببریم و حتی حوصله نداریم در طی شبانهروز به آینه نگاهی بیندازیم ولی در مجالس و مهمانیها حاضر نیستیم یک لباس را برای چند بار استفاده کنیم و به شیوهای اغراقآمیز متجدد و مرتب به نظر میرسیم.
2- قدم بعدی یکسانسازی همه قسمتهای خانهمان است. اگر بتوانیم بخش به قول قدیمیها اندرونی و بیرونی و یا همان پذیرایی و نشیمن خود را در یک روال مشابه قرار دهیم و وسایل این دو مکان تضاد و تفاوت زیادی نداشته باشد و در ضمن وضعیت پذیرایی و مسایلی از این دست در یک حالت، اندازه و کمیت و کیفیت باشد قدم بعدی را با موفقیت برداشتهایم.
3- آیا از رفتارهای اجتماعی خود راضی هستیم؟ آیا روابط میان فردی در خانواده رضایتبخش است؟ اگر لحظاتی با دقت به این بخش زندگی نگاه بیطرفانه داشته باشیم میتوانیم این دو بعد را به شکلی که به ایدههای شخصی و عقلانی ما نزدیک باشد تنظیم کنیم. اگر خواهان رفتاری صمیمی شبیه خانه در اجتماع هستیم در قالبی آگاهانه و مناسب شئونات اجتماعی شیوهمان را تنظیم کنیم و بالعکس اگر رفتارهای محترمانهتر و مطلوبتری در خارج از منزل داریم و برایمان دلپذیرتر است، در خانه نیز آنرا لحاظ کنیم. به عبارتی شیوههای برخوردمان با افراد مختلف هرچه به هم نزدیکتر و شبیهتر باشد به یگانگی و انسجام و پذیرش شخصی بیشتری میرسیم.
4- انسان در طول زندگی در نقشهای اجتماعی متفاوتی ظاهر میشود. به عنوان مثال: نقش پدری، برادری، همسری، همکاری، هموطنی، همکلاسی، دوستی و ... گاهی فردی برای جلب نظر، محبت، حفظ منافع مادی و معنوی در شخصیتهای معارض ظاهر میشود. در نقشی از اصولی دفاع میکند که در نقش قبلی به آن حمله کرده، گاهی فردی لیبرال است و گاهی دگم دو آتشه، جایی سنتی است و در مکانی مدرن، گاهی ضد مذهب است و جایی مذهبی متعصب، جایی رمانتیک است و مؤدب و در جایی خشن و بیمبالات. این همه تعارض در نهایت تنش و عدم تعادل را در فرد دامن میزند. اگر بتوانیم خودمان را ورای همه منافع و توجیهات، به اصولی متعهد کنیم و رفتاری مشابه و آگاهانه داشته باشیم به خودباوری و عزت نفس نزدیکتر شدهایم.
5- شاید یکی از حکمتهای انجام کارهای عامالمنفعه، توجه به همسایه، با دوستان مروت، با دشمنان مدارا، رسیدن به رضایت شخصی است. کمک کردن به دیگران و انتقال آرامش و شادی به موجودات زنده و عالم هستی همفازی و یگانگی با جهان هستی را ایجاد می کند و در نهایت فرد خود را جزیی از جمعی میبیند که جریانی مثبت را در آن سبب شده. به نظر میرسد دیدن خوشبختی و آرامش دیگران مخصوصاً اگر بانی آن خود شخص باشد شادابی و عشق به خود را در او تقویت میکند.
6- اغلب ما آنقدر کار داریم و سرمان شلوغ است که یادمان رفته لحظهای بایستیم و فکر کنیم واقعاً که هستیم و از زندگی چه میخواهیم؟ ارزشهایمان چیست؟ اصولاً به چه چیزهایی علاقهمندیم؟ چرا بدنبال هر جریانی مادی و هر اندیشهای سینه چاک میکنیم؟ سهممان در هستی از نعمتها و مسئولیتها چیست؟ شاید اگر ساعتی درنگ کنیم و علایق و خواستههایمان را روی ورقی بنویسیم و برای خودمان روشن کنیم که از بقیه عمرمان چه میخواهیم؟ و چگونه آن را بدست میآوریم؟ ممکن خواهد بود که با خودمان نیز کنار بیاییم. یعنی باید دوست داشتنی باشیم، زیبا زندگی کنیم، اعتقادات مثبتی داشته باشیم و قدم خیر برداریم تا انعکاس و جلوه جالب و رضایت بخشی برای خودمان داشته باشیم و بتوانیم خود را دوست بداریم.
7- در همه ما انسانها نکات مثبت و منفی زیادی وجود دارد که در بعضی از آنها میتوان تغییراتی ایجاد کرد، و در بخشی این امکان وجود ندارد اگر بتوانیم این زمان را برای خود در نظر بگیریم و نکاتی که قابل تغییر و غیرقابل تغییرند را مشخص کنیم، شاید کارمان سادهتر و تکلیفمان روشنتر شود. در این حالت اگر موفق شویم ابعاد غیرقابل تغییر را بپذیریم مثل قد، رنگ چهره، کارهای اشتباهی که در گذشته انجام دادهایم بعضی خصوصیات خلقی مثل: ترس از بلندی و... که شاید براحتی قابل حل نیستند و بخشی که قابل تغییرند: مانند حس رقابت یا حسادت آزاردهنده، چشم و همچشمی، دروغ، قضاوت و ... را با حوصله و مدارا با خویشتن و دادن فرصت و زمان به خود رفع و یا حداقل کم رنگ کنیم برای خودمان دوست داشتنیتر و مطلوبتر خواهیم بود.
8- داشتن رابطه معنوی با خالق در هر دین و آئینی که باشیم آرامش و احساس تعلق و ارزشمندی را سبب میشود. اگر به قدرت مطلق وابسته و دلبسته شویم نیاز به پذیرش، تأیید و مهرطلبی از سوی بندگان خداوند و مردم در ما کمرنگ خواهد شد چقدر کم، دلپذیر و دوست داشتنیاند این افراد که برده نظرات دیگران نیستند. شاید تنها وسیله این آزادگی، رهایی و آسودگی توجه به تأییدکننده قدرتمند، مهربان و پذیرنده نهایی هر فرد یعنی خالقش باشد. ناچاریم برای رسیدن به این آرامش و صلح و رضایت و همزیستی سالم و عاشقانه با خود ابتدا به مصالحه با جهان هستی و خداوند برسیم، راه میانبر آشتی بالغانه و آگاهانه، بدون تعصب و ترس، بدون ریا و تزویر با اوست این راه ما را به علاقه به خود و عزت نفس نزدیکتر میکند چون در آن صورت به اندازه او وسیع، قدرتمند و بینیاز خواهیم بود.
9- انجام کارهای زیبا مثل: یاد گرفتن و انجام کارهای هنری مانند: نقاشی، موسیقی، گلکاری و ... داشتن برنامه برای کمک به دیگران حتی در کارهای کوچک مثل: همکاری با خیریهها، تلفن به یک فرد درمانده، کمک به مستمندان، آشتی دادن افراد، گذشت از افراد خطاکار، این احساس را به فرد میدهد که میتواند در زیباتر و دلپذیرتر شدن جهان مؤثر باشد.
10- کم کردن از خصوصیات آزاردهنده مثل دروغ، قضاوت، ترک عبادت، چشم داشت به امکانات دیگران و ... ابتدا آرامش و خواستنی بودن را در خودمان افزایش میدهد و قبل از اینکه کسی فرد را تأییدکند خود به این مرحله از آشتی با خود میرسد.
11- بسیاری از افراد در راه رسیدن به مراحل رشد گام برداشتهاند ولی همه ما هر چند هم که تلاش کنیم گاهی تخطی و بازگشت به خطا و کار نادرست را خواهیم داشت در صورت انجام کارهای ناشایست نباید ناامید شد. اگر دروغی گفتیم، حسادتی کردیم، بدگویی از ما سرزد این طبیعت بشری است دوباره شروع کنیم.
اگر بدانیم همه انسانها در کمال هوشیاری و تصمیم گاهی از راه درست خارج شده خطا میکنند. پذیرش اشتباهاتمان راحتتر خواهد بود.
12- اغلب انسانها در گذشته اشتباهات غیرقابل جبران انجام دادهاند که شاید در زمان حال نیز از اثرات آن متأثر باشند. همه ما برای انجام خطا و یادگیری طریق صحیح زندگی آمدهایم. سرزنش خود برای گناهان، خطاها و اشتباهات حتی بزرگ و کوچک نه تنها آنها را جبران نمیکند بلکه فرصت تجربهاندوزی و بازگشت به مسیر صحیح و لذت بردن از حال و آینده را از فرد میگیرد. درک این مطلب و تأکید روزانه بر این امر که همه دچار لغزش شدهاند و این امر همگانی است. شخص را به بخشش خود و فراموشی ناراحتی کمک میکند و به این وسیله میتواند به عزت نفس نزدیکتر شود.
13- روزانه چند بار تکرارکنید: «من انسان خوبی هستم» «من خود را دوست دارم» بلافاصله خصوصیات بدی که دارید و یا انگها و القابی که والدین، اطرافیان و یا خودتان بر خود گذاشتهاید به یادتان خواهد آمد. فقط آنها را ببینید و کنار بگذارید. اگر وقت دارید بلافاصله چند صفت مثبت یا کارهای موفقیتآمیز و خوبی که انجام دادهاید را بیاد آورید. اگر چند روز مستمر این کار را انجام دهید مطمئناً تصور منفی که به خود دارید جای خود را به نقاط مثبتتان خواهد داد.
14- با جسم خود مهربانتر باشیم اگر تمرین کنیم که با بدن خود مانند یک شاهزاده رفتار کنیم به دوست داشتن و احترام به خود باور نکردنی میرسیم. یک روز امتحان کنید از صبح با جسم و روحتان برخوردی خوب داشته باشید خوراک خوب، رفتار عالی، نوازش، لباس عالی، استراحت کافی، برخوردهای اجتماعی با شکوه و مهرورزانه و ... آن وقت ببینید در آخر وقت چه حس لطیفی به خود و جهان هستی دارید.
خلاصه آنکه یک یک ما تنها به دنیا آمدهایم تنها جهان را ترک خواهیم کرد و تنها در برابر او پاسخگو خواهیم بود. دراین فرآیند آمدن و رفتن سالیان سال هدیهای به نام «زمان» در اختیار داریم که یا با تنش، تنفر، مسابقه، عجله، بیهدفی و بدون مهر و آرامش طی میشود یا با پذیرش خود که به پذیرش و عشق به جهان هستی ختم میشود.
انسان صالح ابتدا با خود به صلح و آشتی میرسد در قدمهای بعدی به صلح و آشتی با خداوند و جهان هستی خواهد رسید. اگر خود را قبول نداشته باشیم در خلوت نشینیها لذت نبریم، دوست داشتن خانواده و مردم و خداوند شاید واقعی نباشد.اولین و آخرین فردی که باید دوستش بداریم، تأییدش کنیم و واقعاً قبولش داشته باشیم خودمان هستیم. آخرین فردی که با او ازدواج میکنیم و به اتحاد و انسجام میرسیم خود ما هستیم. پس کاری کنیم که واقعاً دوست داشتنی باشیم.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مد و مدگرایی از مسائل مهم و روز جامعه امروز ما شده است جامعه ما جامعه جوانی است و از طرفی مقوله مد ناظر بر یک نوع پیروی از ذوق و سلیقه است که تنوع خواهی عنوان می گیرد که فرد را به سمت ان گرایش پیدا میکند. توجه به جامعه ارتباطی، رسانه و شبکه های مجازی افراد در قالب اطلاعات تصویری مواردی را مشاهده و دنبال می کند که می تواند حامل هجمه شدید فرهنگی باشد. رسانه غربی در قالب تهاجم فرهنگی با زبان فارسی الگوهایی که بومی نیستند را معرفی کرده و فرد را به سمت تنوعی غیر اسلامی حرکت می دهد و جوان به جهت روحیه تنوع طلبی همیشه از موارد جدید و غیر بومی با عنوان مد پیروی می کند که هیچ سنخیتی با مقوله فرهنگی و بومی فرد در جامعه ندارد.
آرایش مو، نوع اصلاح موی سر، پوشش جوانان دختر پسر و... این سوال را ایجاد می کند که چرا جوانان و اینکه چرا پسران در این عرصه گوی سبقت را از دختران گرفته اند که به عنوان مثال می توان به ساپورت پوشی پسران اشاره کرد. هر چند عمده وجود چنین فضایی به خاطر جوان بودن جامعه زمینه بروز و ورود الگوهای تربیتی و رفتاری فضاهای خارجی از سوی رسانه همراه با هجمه های غربی بوده که توانسته سطح ذهنی و نگاه جوان را در خصوص پیروی از مد سیطره بخشد.
در دهه 60 به برکت انقلاب مردم جامعه ازروحیه خوباوری بیشتری برخوردار بودند چرا که فضای انقلابی و اسلامی توانسته بود فرهنگ خورباوری را در جوانان بوجود آورد. بعد از جنگ و بروز تکنولوژی کم کم فضا به جایی رسید که جای نگرانی را در جامعه بوجود آورد که غلبه این فضا درعصر حاضر کمی سنگین تر شده است.مد ناظر برعناصر متعددی است که اگر این عناصر در جامعه برنامه ریزی، طبقه بندی نشود و مصداق روشنی پیدا نکند جوان تحت تاثیر فضای القاء شده قرار گرفته و نوع پوشش، آرایش و رفتارش برخلاف عناصر فرهنگی و بومی جامعه خواهد شد.
جوانان اغلب تنوع طلب و نوع خواه هستند و جامعه می تواند درارائه مصادیق والگوهای رفتاری و پوششی متناسب با فرهنگ بومی جامعه و رعایت موازین دینی و اسلامی ازورود فرهنگ پوشش نامناسب غرب جلوگیری کند. مراکز تولید پوشاک توجهی به سلیقه مخاطب ندارد و با استفاده از قالب، آرم و برچسب های معروف به ناخودآگاه سبب می شود فرد جذب این نوع محصولات شود که لازم است دراین راستا مسئولین نظارت بیشتری بر اتحادیه تولیدات پوشاک داشته باشند. برخی افراد درواقع متولی و پرچم دارهدایت فکری جامعه هستند که باید از روی عقلانیت و فرهنگ بومی جامعه وسطح آگاهی مردم را افزایش دهند. با توجه به تنوع طلبی و گسترش الگوهای پوششی مناسب و نامناسب غربی و بومی مسولین وظیفه دارند با نظارت بر تولیدات، توجه به نیاز مخاطب، استفاده از الگوهای مناسب فرهنگی و بومی، یک الگوی پوششی مناسب را برای مخاطبین جوان جامعه طراحی کنند تا علاوه بر حفظ حریم جامعه از ورود و بروز پدیده مدگرایی غربی و پیروی از آن جلوگیری کنند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
پيدايش جوامع و ارتکاب جرم از آغاز با يکديگر همراه بوده اند زيرا از روزي که افراد دور هم جمع شده و تشکيل جامعه داده اند جرم نيز با آنان همراه شده و گسترش يافته است. رسوخ بزهکاري در ميان نوجوانان و جوانان که سازندگان اجتماع فردا هستند و ريشه دار شدن آن موجب بيم و نگراني بيشتري شده است. به طوري که اجتماعي را نمي توان يافت که در آن جرم وجود نداشته باشد. بر طبق بررسي هاي انجام شده محيط خانواده رابطه مستقيمي با بروز رفتار بزهکارانه و انحرافي دارد. بزهکاران اغلب داراي والديني نامناسب و محيط خانوادگي متشنج و ازهم گسيخته هستند. اين قبيل افراد در برابر والدين مقاومت مي کنند.
به طور کلي اين افراد کساني هستند که بالقوه نيروي بزهکارانه فراواني در وجود خود دارند اما اينکه اين نيروها روزي به بالفعل تبديل شوند بستگي به طرز رفتار والدين و ساير افراد خانواده و محيط اجتماعي دارد. وضع خانواده و محيط عاطفي عوامل بسيار مهمي در بروز بزهکاري است. وقتي در خانواده اي همبستگي بين افراد وجود نداشته باشد و فرد فاقد روابط عاطفي صحيح باشد، بروز رفتارهاي بزهکارانه قابل پيش بيني است.
در جوامع امروزي ما آسيب هاي اجتماعي پشت در منازل کمين کرده و هيچ خانواده اي از اين مسئله مصون نيست. خانواده خود به فرزندان مي آموزد که در جامعه چگونه بايد رفتار کند. بنابر اين الگوي نامناسب رفتاري والدين مي تواند فرزندان را به گرداب رفتارهاي پر خطر در آورد. اعتياد به عنوان يکي از جرايم جوانان تا اندازه زيادي بستگي به روابط آنها با والدينشان دارد.
در مورد فرزندان والديني که داراي روحيه احترام آميز باشند و امکان رشد تدريجي استقلال در فرزندان خود را فراهم مي آورند، خطر اعتياد عموما کم است و برعکس، در مورد فرزندان والديني که روابط محبت آميز نداشته و نسبت به فرزندان خود بي توجه بوده اند يا از سوي ديگر رفتار تندآميز و خصمانه داشته اند، خطر مصرف مواد مخدر بيشتر است.
از نظر کساني که با نوجوانان کار مي کنند مهمترين خطر اين است که نوجواني به صورت مکرر در واکنش به احساس ناامني، فشار، آشفتگي و... روي به مصرف مواد مخدر مي آورد. بنابر اين نقش والدين در کنترل رفتارصحيح و سالم فرزند مي تواند در جلوگيري از آسيب ها در جوامع، کمک شاياني انجام دهد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امام حسين(ع) هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه وصيت نامه اي را مکتوب و با مهر خويش ممهور ساختند و به برادرشان محمد حنفيه تحويل دادند. در اين وصيت نامه حضرت بعد از حمد و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبرش هدف خويش از سفر را اين گونه بيان مي فرمايند: «من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي(ع) است.»
به راستي نقش امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يکي از فروع دين تا چه اندازه است که امام اباعبدالله(ع) آن را سبب ساز اصلاح مفاسد امت مي داند و در اين مسير از فدا کردن جان، مال، آبرو و هر آنچه خود و خانواده اش دارند دريغ نمي فرمايد؟ بديهي است اهميت امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يکي از واجبات ديني که همچون نماز، روزه و ساير فرايض است بر کسي پوشيده نيست.
اما به راستي در جامعه اسلامي چه اتفاقي مي افتد که اين مهم تا آنجا مورد غفلت واقع مي شود که از آن به عنوان «واجب فراموش شده» ياد مي کنند؟ در اين راستا برخي از مهم ترين آسيب هاي امر به معروف و نهي از منکر در جامعه به شرح زير بيان مي گردد:عدم آگاهي عمومي مردم: اهميت فريضه امر به معروف و نهي از منکر تا آنجاست که قوام ساير فرائض به اقامه اين مهم ممکن بوده و اعتقاد به اين مسئله از ضروريات دين است.
اما متأسفانه بسياري مردم از اهميت اين مسئله غافل هستند. تا جايي که کم و بيش مشاهده مي شود افرادي که در عمل به واجبات ديني خود و يا حتي انجام مستحبات جدي هستند در مقام عمل به اين واجب ديني در بسياري از اوقات بي تفاوت هستند!
نگاه سطحي در امر به معروف و نهي از منکر: يکي از اساسي ترين دلايل عدم اجراي مطلوب اين واجب ديني در جامعه نگاه سطحي و ظاهري به آن است. متأسفانه عمق معناي اين مهم در جامعه به خوبي درک نشده است. به صورتي که اولاً بسياري از مصاديق معروف و يا منکر هنوز در جامعه تبيين نشده و ثانياً اين امر تنها محدود به چند مورد خاص همچون حجاب گرديده است و ساير عرصه هاي موجود در جامعه، سازمان ها، رسانه ها، شبکه هاي اجتماعي، سلامت اداري و ... ناديده گرفته مي شود.
عدم حمايت قانوني کافي از آمران و ناهيان: امر به معروف و يا ناهي از منکر ممکن است هنگام انجام وظيفه شرعي خود با مشکلاتي مواجه شده که نياز به حمايت قانوني داشته است. حتي عده اي از افراد جان خود را در اين راه از دست داده و به شهادت رسيده اند، اما متأسفانه قانون حمايت کاملي در اين راستا انجام نداده است. هر چند اخيراً مجلس با درک اين خلأ در حال بررسي طرحي به منظور حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منکر است اما بايد به اين نکته اشاره کرد که در نظر گرفتن ضمانت هاي اجرايي قوانين، از تصويب آن اهميت بيشتري دارد.
عدم بهره گيري از ساختار و کادر اجرايي مناسب: در اصل هشتم قانون اساسي؛ «امر به معروف و نهي از منکر وظيفهاي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت که شرايط، حدود و کيفيت آن در قانون مشخص مي گردد.» بر اين اساس دولت موظف است با تخصيص اعتبارات لازم زمينه ترويج و توسعه اين فريضه ديني را فراهم سازد. اما متأسفانه مشاهده مي شود که همواره به اين مهم به چشم يک مسئله جانبي نگاه شده است. تا آنجا که بسياري از متوليان ترويج امر به معروف و نهي از منکر در کشور کساني هستند که مشاغل اجرايي مهمي داشته که يا براي انجام وظيفه در اين راستا زمان کافي در اختيار ندارند و يا اينکه اين مسئله برايشان اولويت پيدا نمي کند. البته مسلماً اين امر به معناي دولتي کردن اين وظيفه ديني نيست. بلکه منظور بيان بخشي از وظايف دولت در اين راستاست.
عدم احساس مسئوليت همگاني و پرهيز از قرار دادن اين وظيفه در انحصار افراد خاص: برخي از اقدامات ناصواب سبب شده است که به غلط اين ذهنيت براي گروهي از افراد جامعه حاصل شود که امر به معروف و نهي از منکر تنها در انحصار افرادي خاص مي باشد. اين مسئله باعث شده ضمن غير مسئول جلوه دادن ضمني عموم مردم، اين ذهنيت ايجاد گردد كه گروه خاصي متولي انجام اين وظيفه اند و ساير افراد جامعه در تشخيص منكر و معروف از صلاحيت لازم برخوردار نيستند!
عدم توجه به ويژگي هاي آمران به معروف و ناهيان از منکر: براساس حديث علوي فردي که به انجام اين واجب ديني مي پردازد بايد سه ويژگي داشته باشد: اول از آن آگاهي داشته باشد، دوم خود بدان عامل باشد و سوم اينکه در حين انجام وفق و مدارا(عدالت) را از نظر دور نداشته باشد. متأسفانه چون برخي از افراد که به اين مهم مبادرت کرده برخي از اصول ذکر شده را رعايت ننموده اند، ضمن اينکه ديگران را نسبت به اين امر بدبين و بي اعتماد نموده اثر گذاري اين مهم را نيز در جامعه کاهش داده اند.سخن پاياني اينکه در محرم و صفر با توجه به فضاي معنوي که رهاورد مجالس عزاداري مي باشد زمان مناسبي جهت بازبيني و آسيب شناسي اين واجب ديني در کشور فراهم مي گردد. حمايت همه جانبه از آمرين به معروف در کشور از طريق وضع و اجراي قوانين حمايتي، ترويج و تبليغ اين مهم در رسانه ها(خصوصاً رسانه ي ملي) به عنوان«اصل نظارت عمومي» و تعامل دستگاه هاي ذيربط در خصوص نهادينه کردن فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر مي تواند در راستاي ترويج اين فرهنگ ارزشي در جامعه موثر واقع شود.