نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب یک بحث معنوی و جزئی از ارزش های اسلام است که باید بیشتر قدر آن را دانست. هدف احکام دین برای جوانان امروز ما روشن نیست، افزود: در خیلی از
موارد علما و روحانیون ما برای موضوعات استدلال می کنند اما چرای آن مطرح
نمی شود و اگر جوانان ما آگاه باشند و بدانند احکام نورانی اسلام فلسفه
حکمت برای ارتقای زندگی دارد رغبت بیشتری پیدا خواهند کرد.حجاب یک مصونیت است نه یک محدودیت، محدودیت هایی که در دین وجود دارد برای مصونیت است تا روح و
روان جسم مان سالم بماند.غربی ها و اروپایی ها از طریق علم به احکام نورانی اسلام رسیده اند
طی بررسی های انجام شده نشان داده می شود که خود غربی ها و اروپایی ها از طریق علم به احکام نورانی اسلام رسیده اند.حجاب و حیا در فطرت همه انسان ها وجود دارد و اصل حجاب در همه دنیا است.زن با وجود حجاب رویایی تر می شود، امروز زنان و
دختران محجبه ما نباید دست از حجاب خود بردارند و باید در جامعه طوری رفتار
کنند که مشوق دیگر بانوان جامعه شوند.
زنان و مردان جامعه باید در نگاه خود حیا داشته باشند
زنان و مردان جامعه باید در نگاه خود حیا
داشته باشند چراکه 80 درصد انحرافات به این موضوع وابسته است.یکی از آفت های بزرگ در اجتماع ماخودنمایی بانوان است باتوجه
به اینکه بیماردلانی در سطح جامعه ما هستند که باعث آلودگی می شوند
باید بانوان توجه داشته باشند تا خود را در معرض خودنمایی نگذارند و دچار
آسیب نشوند.
داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست
داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست بلکه باید در پوشیدن آن توجه بیشتری صورت گیرد. با توجه به بررسی های انجام شده عدم پوشش حجاب در جامعه یکی از علل جدی است که باعث تخریب خانواده شده است. علم پزشکی ثابت کرده است که برهنگی در بانوان باعث به هم ریختن زیبایی آنان می شود.
اگر در گذشته آمار طلاق کمتر بوده به دلیل آن است که ما در سطح جامعه خود شاهد بی حجابی نبوده ایم.مردم جامعه ما باید بدانند که اگر
بانوانی در اجتماع حجاب را رعایت نکرده است دلیل بر بی عفتی وی نخواهد بود.
مهمترین عامل بدبختی های جامعه دور شدن از دین اسلام
باید همه ما در زمینه امر به معروف ونهی ازمنکر بیشتر تلاش کنیم
چرا که مهمترین عامل بدبختی های جامعه دور شدن از دین اسلام است.دشمنان ایران اسلامی همه تلاش خود را
به کار گرفته اند تا دین ما را نابود کنند که باید همه ما همت کنیم تا
خانواده ها اصلاح شوند چرا که خانواده مهمترین نهال اجتماعی است.
پدران از محبت خود نسبت به دخترانشان غافل نشوند امروز پدران ما نباید از محبت خود نسبت به دخترانشان غافل شوند
چرا که نپرداختن به این موضوع باعث از دست رفتن خانواده می شود. وجود
شبکه های ماهواره ای باعث می شود تا بنیان خانواده های ما از هم پاشیده
شود و انحرافات اخلاقی به وجود خواهد آورد.
در آیات و روایات که می نگریم می بینیم که به عفت ورزی زنان اهتمام ویژه
ای شده است. در بستر جامعه هم در می یابیم که زنان در باب عفت ورزی و حیاء
به شدت حساسیت نشان می دهند و جامعه هم همین را مطالبه می کند.
سوال این است که چرا؟ براستی چرا تا این اندازه به عفت زنان تاکید شده؟ فلسفه عفت ورزی زنان چیست؟
در پاسخ باید گفت که: زنان از دیر زمان به خوبی دریافته اند که در جامعه
پا به پای مردان - دست کم تا این لحظه- نمی توانند در عرصه های مختلف حاضر
شوند. نوع فیزیولوژی و جسم و توان زنان و ... با زنان اجازه این هم قدی را
نمی دهد و از سویی دیگر زن می خواهد تا پا به پای مرد و در عرض او دیده
شده و دارای موقعیت باشد؛ لذا دست به کار دیگری می زند. آنگونه که استاد
مطهری بیان می کند زن با گونه ای الهام در یافته که نمی تواند چون مرد
باشد، از سویی در یافته بالفطره که مرد خواهان، و جنس زن خواستنی است. مرد
طالب و زن مطلوب است؛ لذا با حفظ این موقعیت و استفاده از این وضعیت با عفت
ورزی و حیاء آتش را در مرد افروخته و خود را خواستنی تر می سازد. [۱]
به تعبیر ملای رومی حجاب بین زن و مرد چون دیگی که آب درون آن به غلیان و
جوشش می آید مرد هم با در بین بودن حجاب، چون آب در برابر آتش زن به جوش و
غلیان در می آید.
در باب سازگاری:
در باب سازگاری در زندگی زناشویی هم عفت زن و نیز مرد، نقش مهمی در
سازگاری خانواده دارد. زنی که بیرون از خانه حیاء ورزید و مردی که بیرون از
خانه عفت داشت نسبت به زوج خود عطش مضاعفی دارد که باعث نوعی سازگاری و
نیز نزدیکی می شود.
البته حیاء زن باید بیرون از خانواده و برای اجنبی
باشد تا حیاء عاقلانه باشد آنگونه که در روایات آمده است و در خانه در
اختیار مرد چراکه حیاء زن برای مردش حیای حُمق و جاهلانه است.
مرد بیرون خانه هر چه با عفت تر درون خانه تشنه تر و در نتیجه مشتاق تر
به همسر و سازگاری بیشتر و زن نیز هر چه بیرون با حیاتر درون خانه علاقمندی
بیشتر به مردش و سازگاری بیشتر.
---------------------------------------
پی نوشت:
[۱] نقل مضمون از نظام حقوق زن در اسلام ص۱۵
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

خواهـــــرم
سر دفتر صفحات قلبت را
به ایمان وتسلیم وحیا زرین نما
تا گلبرگ وجودت در کاسبرگ زیبای حجاب به وقار وعفت شکفته شود،
آنگاه آن شود کهخـــــــــدا خواهد
دشمنان ما خوب فهمیدند که حفظ حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و دختران
این کشور، یکی از مهمترین مسائل و دغدغه های آنان است. دانستند که نمی
توانند به زور حجاب را از آنان بگیرند. لذا از سویی به تخریب نظری و فکری
حجاب پرداختند و آن را مانع تمدن، روشنفکری و به روز بودن نشان دادند. و از
سوی دیگر، روز به روز به تخریب عملی حجاب پرداخته و با تهاجمی خاموش به
طراحی، تولید و عرضه لباس هایی پرداختند تا حجاب را به گودال بی حیایی و بی
غیرتی بریزند و بنیان خانواده را به سقوط کشانده و از بین ببرند.
در سیر طراحی و تولید لباس ها زنانه، کوتاه ترشدن، بدن نما بودن، نازک
تر شدن پارچه ها، و استفاده از رنگ های جذاب تر در دستور کار آنان قرار
گرفت. آنقدر ملایم و ظریف کار کردند که طی چند سال توانستند حیاء زنان و
غیرت مردان را کاهش دهند.پوشش زن از منظر فطرت و عقل، آسیب شناسی سیر صعودی بدحجابی
پس
از انقلاب اسلامی در کشور،حجاب از منظر شرع و حجاب از نگاه مراجع تقلید
در سه نسخه جاوا، اندروید و PDF در اختیار شما کاربران گرامی قرار داده
شده است. این کتاب توسط مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان منتشر شده
است.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

تو
هنوز محرم نفست نشدهای تا او را مهار کنی و این مهار کردن مهارت میخواهد. چند روز
از عطشانی قبیله پاکان میگذرد و تو هنوز تشنه معبودت نیستی! تشنه معبودی که تو را
از عرفان و معرفت سیراب میکند!
چند
روز از چشم براهی فرات میگذرد تا ابوفاضل مشک بر دوش به دیدارش رهسپار شود و زنان
عرب پشت در پشت بایستند و آمدن او را انتظار بکشند.صدای شیون و اندوه و فریاد «واعطشا»
از داخل چادرها شنیده میشود.نفسها در سینه حبس میشود تاریخ یک بار دیگر عاشورا را
به باور مینشیند و فرات در تشتی از خون و حیرت به آسمان مینگرد. هفتاد و دو همراه
دیروز با سیصد و سیزده نفر امروز برابری میکند. امام حسین( ع) با ۷۲ یار و همراه به
میدان نبرد میآید و حضرت حجت(عج) هنوز پس از قرنها سیصد و سیزده همراه ندارد.زمین
زبانه میکشد و نبض دلش به شور میافتد لختی نگاه کن طلوع میکند محرم هر سال و کربلا
عروج سینه سرخانی میشود که زمین را به عاریه برای آسمانی بودن گرفتهاند.
محرم
هرسال طلوع می کند و ما همچنان در انتظار مردی هستیم از قبیله حسین (ع) نا دنیا را
از تاریکی و ظلمت رهایی بدهد. چشم ها در غیبت تو لجه ای ازخون می شوند تا سرخی کربلا
را فراموش نکنند.آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟!!
السلام
علیک یا اباصالح مهدی(عج)
نهضت
عاشورا برای احیای ارزشهای دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه
خود را یـافـت و امـام حـسـیـن (علیه السلام) و زیـنـب کـبـری و دودمـان رسـالت، چـه
بـا سـخـنـانـشـان، چـه با نحوه عـمـل خـویـش، یـادآور ایـن گـوهـر نـاب گـشتند. برای
زنان، زینب کبری و خاندان امام حسین (علیه السلام) الگـوی حـجـاب و عـفـاف هستند. ایـنـان
در عـین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حسّاس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را
هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.
عصر
عاشورا وقتی دشمن به خیمهها حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند حضرت زینب (س) محضر
امام سجاد آمدند و کسب تکلیف کردند. امام به عمهاش زینب (س) فرمودند بگو بچهها به
میان بیابانها فرار کنند و پراکنده شوند، در ضمن فرار قضیهای برای دختر امام حسین
(ع) به نام فاطمه صغری اتفاق میافتد. عربی از سپاهیان یزید او را دنبال می کرد. آن
عرب با ته نیزه به پشت دخترک زد و هنگامی که بر زمین افتاد، او آنچنان گوشواره های
دخترک را از گوشش بیرون کشید که گوش هایش پاره شدند. زمانی که به هوش میآید مشاهده
میکند سرش در دامن عمهاش زینب (س) است، اولین درخواستی که این دختر دارد آن است که
عمه جان آیا پارچهای پیدا میشود سرم را از چشم نامحرمان بپوشانم؟
دختر
دل سوخته به عمّه اش نگفت سه روز است که آب نخورده است و تشنه اش است، نگفت که گوش
هایش درد می کند، نگفت که او را شلّاق و تازیانه زدند. نگفت پدرم کجاست. نگفت برادرم
کجاست. نگفت عمویم کجاست فقط وقتی متوجّه شد که چادر به سر ندارد با گریه التماس کرد:
عمّه جان چادر ندارم! آیا چادری نداری که خود را با آن بپوشانم؟! حضرت زینب با چشم
های پر از اشک فرمود: دخترم؛ چیزی برای ما باقی نگذاشته اند.
هم
اباعبدالله نسبت به حفظ حریم اهل بیت و حفظ آنها از معرض نامحرمان از هیچ تلاش و حرکتی
فروگذاری نکردند و هم خود آن بزرگواران در کربلا و در طول اسارت هیچگاه و هیچ لحظه
از حفظ حجاب و عفاف خود غفلت نکردند که اینها میتواند درسآموز برای جامعه امروز ما
باشد.

آنها
چفیه داشتندمن چادر دارم آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی
نشودمن چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم.آنان چفیه را سجاده می کردند وبه
خدا می رسیدند من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم.آنان با چفیه زخم هایشان را
می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم.
آنان
سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اندمن چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار
خوبی برای آنان باشم.اگر به حجاب معتقد شدی،در دینداری خود ثابت قدم و استوار باش و
از تمسخر مخالفان نترس.
و
در برابرشان بگو : "ان تسخروا منا فانا نسخر منکم کما تسخرون" (آیه 38 سوره
هود)
گاهی
تو را به دست باد می سپارم تا نوازش کند وجود نازنیت راگاهی زیر باران خیس می شوی تا
شسته شود نگاه های هرزه مانده بر تو؛ تنت زخمی است، می دانم، و باران مرحم زخم است!
و گاهی زیر آفتاب داغ می سوزی و سرخ می شوی از عطش،اما همچنان بر وفاداریت به من استواری!
گاهی
سر به زیر گرمای وجودت می کشم و تو را پناه اشک های خویش می سازم… و چه راز داری که
ماجرای اشک هایم را در دلت نگاه می داری، در سکوتی ابدی! وجودت سنگری است ما بین من
و آنچه با من در عناد است و تو، چه زیبا دشمنانم را ناامید می کنی، از به دست آوردن
غنیمتی حتی ناچیز!
چه
خوب است که هستی نازنینم! چه خوب است که تیرگی را به جان می خری تا دنیایی زیر سایه
ات روشن بماند! و چه پر ماجرایی، تاریخی برای بودنت خون داده است؛ از قرن ها پیش دغدغه
بوده ای …از قرن ها پیش ارزش
ای
شاهد به جای مانده از کربلا…! ای شاهد به جای مانده از ماجرای در و دیوار و آتش…! چه
والا مقامی که آقایم حسین هنگامهی شهادت چشمانش نگران هتک حرمت به تو بود!
چه
گوهر مقام، که جوان های بسیار استوار بودنت را با خون خود به معامله گذاشتند، خون دادند
و نفس…؛ که تو پای بر جا بمانی که حفظ شوی! سال هاست تن زخمی تو مرحم زخم است ای همیشه
استوار و جاودان ای همیشه با صلابت،بمان و باز هم ایستادگی کن…
معنای
وجودت مشتی است بر دهان استکبار…مشتی است بر دهان ظلم…مشتی است بر دهان هر نگاه هرزه
و از سر بی حیایی! کمتر از نود سال پیش چه بسیار بودند کسانی که از داغ دوریات خانه
نشین شدند،به ادعای آزادی تن به اسارت ندادند و آزاده شدند
این
روزها رضا شاه ملعون هم در حیرت چگونگی افتخار بی تو بودن، مانده است! چندگاهی است
نام تو را تحجر نهاده اند…غافل از آنکه در عصر حجر اصل بر بی تو بودن بوده است و سالها
سپری شد تا انسان به کمال "یافتن تو" رسید؛ و حال… مضحک نیست؟هر که این روزها
خود را به عصر حجر نزدیک تر می کند نامش می شود روشن فکر و مدرن…مضحک نیست؟!

و
می دانم …خوب می دانم این روزها وجود نازنیت در تب می سوزد…می دانم مثل همیشه در ماجراهای
پر فراز و نشیب می سوزی و ایستادگی می کنی، کاش زبانی برای گفتن داشتی، زبانی برای
گفتن آنچه تو را اینچنین گداخته است! دنیایی به تو مدیون است و شرمنده…و من نیز شرمنده!
شرمنده ام که تاج تو را به سر می نهم و گناهم را زیر سایه ی تو پناه می دهم، ای چادر
خاکی زخمی من! مرا ببخش که حرمتت را گاهی می شکنم…مرا ببخش که گاهی فراموش می کنم داشتن
تو را به خون های بسیار مدیونم… همهی ما را ببخش…چه کسانی که بودنت را به سخره می
گیرند و چه کسانی که زیر سایه تو…
بمان،
که تو لباس پسندیده شده از سوی خدا برایم هستی، لباسی که خدای مهربانم، آن را مایه
زینتم قرار داد پس با عشق به خدای زیبایی ها خواندم: یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا
عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ
خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ای فرزندان آدم برای شما،
لباس فرو فرستادیم که اندام شما را بپوشاند؛ و مایه زینت شماست؛ و لباس تقوی بهتر است؛
این از آیات خداست، باشد که متذکر شده، پندگیرند.(سوره اعراف/ آیه ۲۶)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
باز هم روز عرفه آمد.
آیا ما از پارسال تا به حال حجابمان را بهتر کرده ایم؟
آیا پوششمان مورد رضای حضرت حق تعالی قرار گرفته است؟
آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا دعاهایمان اثرش کم است؟
مگر ما نماز و روزه و ... را انجام نمی دهیم پس چرا اینگونه است؟
شاید جواب این سوال برای بعضیها با عوض کردن نوع پوششان حل شود.
اگر
ما جای خدا باشیم چگونه می توانیم کسی که حرف ما را گوش نمی دهد و پوششی
مغایر با آن چیزی که فرامین ماست، انجام می دهد، آیا دعایش را می توانیم
بپذیریم؟
آیا آن بنده دیگر قابل اعتماد است؟
آیا کسی که جزئی از دستورات الهی را گوش نمی دهد، لیاقت جواب دادن دارد؟
اگر قرار است عرفه امسال را هم مثل سال گذشته با پوششی نامناسب به درگاه
الهی برویم، نه تنها دل خدا را شاد نکرده ایم، بلکه باعث نارضایتی او از
خود شده ایم.
البته رحمانیت خدا در عقل ما نمی گنجد و نمی توان گفت که
خداوند تبارک و تعالی جواب سائل و بنده خود را نمی دهد ولی اینقدر را می
دانم که رسم بنده نوازی اینگونه نیست.
عرفه روز شناخت خود و خدای خود است.
خوشا به حال آنانی که رسم بندگی را به جا آورده و شناختشان را تکمیل کرده اند.
و چه زیبا امام حسین (علیه السلام) فرمود: «و لولا رحمتک لکنت من
الهالکین و انت مقیل عثرتی...» (اگر رحمتت شامل حالم نگردد، مسلّم از اهل
هلاکت خواهم بود و تویی که از لغزش برمی گردانی ) (1)
خدا کند که در این روز عزیز، پوشش و حجابمان آنگونه باشد که مورد رضای
خداوند تبارک و تعالی قرار گیرد و رحمتش شامل حال ما شود تا جزء هلاک
شوندگان نباشیم.
روز عرفه دعا برای گروه حجاب و عفاف یادتان نرود.
پی نوشت :
1- فرازی از دعای امام حسین (علیه السلام) در روز عرفه
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این
روزها که چشم های برخی از زنان و دخترکان جامعه ما به جای افقی دورتر به
نام حفظ شئونات اخلاقی و به تبع آن عاقبت به خیری خود و دیگران، به افقی
نزدیکتر، یعنی تنوع طلبی همراه با هوس و خواهش های نفسانی افتاده است،
انگار حرف های شهید مطهری در ذهن تداعی می شود که در کتاب"توحید" به رشته
تحریر در آمده است:
"یکی
از اشتباهات بزرگ همین است که بعضی خیال می کنندکه انسان طبعا طالب تنوع
است و اصلا تنوع را و اینکه از نوعی به نوع دیگر، لذت ها و محبوب هایش را
عوض کند، دوست دارد، و خود تنوع مطلوب است؛ در صورتی که این طور نیست و اینکه تنوع مطلوب است؛ به این علت است که هیچ مطلوبی قدرت ندارد مطلوبیت خود را برای همیشه حفظ کند و جهتش این است که آن مطلوبْ مطلوب مجازی بشر است و مطلوب حقیقی و واقعی نیست. اگر شیئی مطلوب واقعی و حقیقی باشد، انسان از او سرد نمی شود و اگر از او سرد نشد، طالب تنوع نیست."(توحید صفحه ۵۱)
شاید
جملات این شهید عزیز کمی سنگین باشد، اما چکیده این چند خط به ما می
فهماند که تنوع طلبی اصولا از اینجاشروع می شود که انسان به نهایت خواسته
خود نرسیده است و هر لحظه احساس می کند باید به چیز جدیدتری رو بیاورد.
انسان
که تابع مد و تنوع طلبی شد هیچ گاه به سکون و یک نوع بودن راضی نیست، با
هر موجی رنگ عوض می کند و تغییر می کند. این از آن جهت است که به مطلوب
حقیقی خود نرسیده است و این مطلوب را در همه چیز جستجو می کند. این موضوع
فقط در مورد حجاب صدق نمی کند، اصولاً سبک و شیوه زندگی را در مجموع زیر
پوشش خود می گیرد.
پس
در یک نتیجه گیری ساده به این نتیجه می رسیم که زنان و دختران ما نیز مانند
همه نوع بشر به دنبال ایده آل و مطلوب واقعی هستند، اما در رجوع به منبعی
که می تواند آنها را به این مطلوب برساند دچار اشتباه شده اند. آنها در
رسیدن به مطلوب واقعی، خدا را مد نظر نداشته اند، این ادعا وقتی ثابت می
شود که حرکات آنها را در قالب دین تحلیل کنیم. با رفتن به این راه اشتباه
است که چیزهایی مانند ساپورت و … می شود نیاز و مطلوب آنها و اتفاقاً این
را در مسیر به روز بودن، حق خود نیز می دانند.
در
حالی که کسانی که (منظور در اینجا زنان و دختران هستند) به مطلوب واقعی خود
رسیده اند، و رضایت خدا را محور رفتار و کردار خود قرار داده اند، به
راحتی و با آرامش، حجاب کامل را انتخاب میکنند(منظور خانم هایی هستند که به
حجاب کامل عشق می ورزند) و این طور فکر نمی کنند که هر روز باید به رنگی
باشند تا روحیه تنوع طلب خود را ارضاءکنند.
به
قول یکی از بزرگان، مَثل خدا و بندگانش مَثل درخت و شاخه هایش هست، که هر
چه شاخه از تنه درخت دورتر باشد شکننده تر میشود و هر چه نزدیکتر، قدرتش
بیشتر می شود.
از
خدا دور نشویم تا به هر نسیمی از جا کنده نشویم. این دنیا آخرین مد لباسش
را خودش به ما تحمیل می کند. کفنی سفید که ماندگارترین لباس به تن انسان
است.
چقدر زجر آور است حلول شیطان را در جامعه دیدن و قدرت به تغییر آن نداشتن…
اما
درهمه این قضیه بدترین چیزی که عذابمان می دهد، همان آینده نگر نبودن و
برنامه نداشتن ما هست در دنیایی که هر لحظه برای مبارزه با انسانیتِ انسان
یک برگ برنده جدید رو می کند و ما هنوز عادت کرده ایم وقتی کار از کار گذشت
و سهراب در خاک شد، آنگاه به فکر نوشدارو بیفتیم و این عین ضعف است…
هجوم
غرب در جبهه فرهنگی آنقدر به روز و قدرتمند است که ما همیشه به این نتیجه
رسیده ایم که بایستیم و منتظر شلیک توپ به سمت خویش باشیم و بعد به فکر
بیفتیم که چطور باید جلویش را بگیریم، در حالی که فرهنگ اسلامی همیشه
فرهنگ هجوم به فرهنگ شیطانی بوده است و هیچ گاه ما را مدافع در این زمینه
نخواسته است.
درست
بر عکس جنگ سخت که می گوید هیچ گاه شروع کننده نباش، اینجا همیشه اسلام
است که هجوم می کند، این در سیره رسول خدا(ص) نیز به وضوح قابل اکتشاف است…
نمی
دانم تا کی منتظر هستیم که غرب یک نطفه فکری نجس دیگر در تفکر جوانان ما
بکارد و آن وقت ما به انفعال بیفتیم که حالا با این معضل چه کنیم؟ این
روزها که ساپورت پوشان غیر از اینکه به فکر به روز بودن باشند به هیچ چیز
دیگری فکر نمی کنند، این خنده مستانه اهریمن شیطانی غرب است که چشم ما را
به اشک نشانده است …
اما کار ما به چه می ماند؟
ما
دختران و پسرانمان را با نظام آموزشی که در اصل بسیار شبیه به آموزش در غرب
است، رشد می دهیم و آنها را به جامعه ای می فرستیم که برای آنها و برای
زندگی در آن، زیر ساختِ فکریِ اسلامی به بچه هایمان نداده ایم، می شود این
که هست و آنها شکار تفکرات و اخلاقیاتی می شوند که هیچ گاه برای مبارزه با
آن آماده نشده اند…
نمی
دانم چرا در مدارس ابتدایی ما به دختران درس حیا و عفت و تعقل گرایی در
عفاف؛ و به پسرانمان درس غیرت و شعور و تفکر در حیا نمی دهیم… چرا نهج
البلاغه و احادیث در مقاطع بالاتر ورودی ندارد، چرا دانشگاه نمی شود دوره
ای که تمام کننده همه مبناهای فکری برای جوانان ما باشد…
خیلی
ها این تفکر را مسخره می کنند، اما اسلام وقتی در فکر و رفتار نوجوان و
جوان ما رسوخ می کند، که به قول رسول خدا(ص) در کودکی و نوجوانی مانند
نقشی که بر سنگ حک می شود، در قلب و ذهن آنها نقش بسته باشد…
اما غرب…
آنها
را خوب شناخته ایم، آنها امروزه که ساپورت ها را به تن دخترکان ما می
بینند و به جدا شدن آنها از فرهنگ ناب اسلامی می خندند، هیچ گاه به این
قانع نیستند، آنها مد و لباس بعدی را برای تن عزیزان ما که کم کم از
دستمان می روند و به دامن شیطان می افتند، می دوزند و آماده موقعیتی خوب می
کنند…
و ما هنوز فکر می کنیم باید وقتی بچه های سرگردانمان به دام آنها افتادند، به فکر نجاتشان باشیم… کاری شبیه معجزه….
آهای…
صدای من به گوش کدام پدر، کدام مادر، کدام مسئول، کدام مدیر، کدام فعال فرهنگی، کدام مسلمان می رسد؟؟؟
به خدا غرب در ساپورت ها نمانده است، غرب برای بچه های ۵-۶ ساله ما هم لباسِ اندازه دوخته است…
به
خدا اگر مبنای اسلامی را از مقاطع حتی قبل از ابتدایی شروع نکنیم، بچه
هایمان را برای روزهای سخت جوانی و احساسی شدن آماده نکنیم، حتی اگر تمام
قدرت خود را بگذاریم، نمی توانیم یکی از آنها را در جوانی از شر غرب شیطانی
حفظ کنیم…
چرا برای جنگ با شیطان سربازان خود را از کودکی آماده نکنیم؟؟؟
از امروز شروع کنیم، البته بچه های سرگردانمان که شکار غرب می شوند نیز نباید فراموش شوند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
میگویند پیغمبر حتی روی سفرایی که
پیششان میآمدند هم حساس بودند و میگفتند سعی کنید سفیران خوشرو و
خوشچهره بفرستید. برای اینکه ظاهر آدمها، طرز پوشششان روی طرف مقابل
تأثیر میگذارد. از جنبهٔ تبلیغ اسلامیاش که بگذریم، خوب پوشیدن احساس
خوبی در طرف مقابل ایجاد میکند.
خب تا اینجا همه موافق زیبایی هستند. از
اینجا به بعد که بحث میرسد به زیبایی در پوشش خانمها، آدمها چند دسته
میشوند. اینجاست که مخالفین زیبایی در حجاب، از ممنوعیت جذاب بودن پوشش
برای زنان در اسلام میگوید و آن را نهی میکنند.
دور هم نشستهایم و گپ میزنیم. ما
میگوییم «حجاب باید زیبا باشد»، بعضیهای دیگر میگویند زیبایی در حجاب
معنا ندارد، حجاب آمده برای پوشاندن زیبایی. میگویند زیبایی، جذابیت
میآورد و حجاب نباید جذاب باشد.
نمیدانم دستهٔ دوم چطور میتوانند زیبایی
در حجاب را نفی کنند وقتی خودشان موقع خرید پوشاک، سعی میکنند چیز
«زیبایی» انتخاب کنند و رنگ روسریشان را با رنگ مانتوشان ست کنند. خب این
هم میشود زیبایی دیگر!
زیبایی حجاب، از نظر من آراستگی فرد محسوب
میشود. این که مانتو و شلوار و روسری و حتی چادرت، اتو کشیده و تر و تمیز
باشد، حجاب را زیبا میکند. این که رنگ روسری و مانتو و شلوار و حتی ساق
دستت را یک جور خوبی ست کنی، حجاب را زیبا میکند. این که روسری یا مقنعه
را به بهترین شکل ممکن سر کنی و از شلختگی توی پوشش دست برداری، همهٔ
اینها حجاب را زیبا میکند.
حالا این زیبایی چه ایرادی دارد؟ اگر به جای مُچاله کردن چادرت برای رو گرفتن، یک جور مرتبتر و شکیلتری رو بگیری، ایرادی دارد؟
این را علمای فن باید نظر بدهند، اما چیزی
که به ذهن میرسد این است که جذابیت آنجا ایراد دارد که باعث مفسده شود،
نه هر جذابیتی. آن جذابیتی که چشمهای محرم و نامحرم را چهارتا میکند و
هزارتا هوس و فکر ناجور توی سرشان میاندازد، اینجا اشکال دارد. و الا به
هر جذابیتی نمیشود ایراد گرفت. زیبایی جذابیت میآورد. ولی هر زیباییای
مفسده ندارد.
آنهایی که فکر میکنند زیبایی در حجاب جا
ندارد، واقعا فکر میکنند خواستهٔ اسلام این است که زنها به زشتترین و
شلختهترین شکل ممکن در جامعه ظاهر شوند؟ گمان نمیکنم کسی واقعا چنین
تصوری از دستورات اسلام داشته باشد.
اگر ما در حجاب، حدود شرعی را رعایت کنیم و
چهرهمان را رنگ و لعاب نزنیم و از زیورآلات استفاده نکنیم و لباسهای
بدننما نپوشیم؛ اما تر و تمیز و خوشسلیقه لباس بپوشیم، به نظرم از حد
شرعی آنورتر نرفتهایم، آدمهای بیشتری را جذب حجاب کردهایم و در عین
حال، احساس خوبی را به مخاطبمان منتقل کردهایم.
به نظر شما این جور زیباییها، کدامش از نظر اسلام، زیبایی ِ ممنوعه است؟
.
بعدنوشت:
نگاهی که آقایان به پوشش خانمها دارند
عمدتاً محدود به پوشش زنها در برخورد با مردان است و بس. در حالی که
خانمها تا وقتی بیرون از منزل هستند، هم با آقایان برخورد دارند و هم با
خانمها. یک وجهاش این است که خانمها باید پوشش اسلامی داشته باشند در
برابر مردها؛ یک وجه دیگرش این است که به فکر خانمهایی که قرار هست دائم
همدیگر را توی لباس حجاب ببینند هم باشند.
آن بُعد زیبایی حجاب، اینجا معنا پیدا
میکند و بعُد تأثیرگذاریاش و نشاطبخش بودنش مهم میشود. بالاخره ما
خانمها حق داریم با دیدن پوشش زیبای همدیگر، کمی احساس آرامش و نشاط بکنیم
یا نه؟
به نظر من که این حتی یک تکلیف است.
باز ارجاع میدهم به سفارش پیامبر در مورد خوشرو بودن سفرایشان.
منبع :کوثرانه
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حرمتی از جنس حجاب , حریم آسمانی
وقتی از حجاب میگیم پوششی کامل از یک زن کامل به ذهن میاد
وقتی حرمت هارو میشماریم وبه حجاب میرسیم واجبار رعایتش اونوقته که میزان
احترام به حرمت خدا سنجیده میشه
همیشه شکر گذار اینم که یک زنم یک زن با یک مسولیت بزرگتر واضافی تر
تا به خدا ثابت کنم که توانایی انجام این حرمتو دارم
وقتی احکام رو میخونیم حرمت هارو میسنجیم حرمت حجاب خیلی خاصه
همه میتونن دروغ نگن همه میتونن صادق باشن همه میتونن ادم درستی باشن که تو
احکام گفته اما فقط کشی میتونه خاص بودن حجاب رو درک کنه که حریم انسانیت
رو درک کنه
این حرمت مختص یک زن کامله یک روح کامل
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب, گوياى انتخاب يك عقيده است و آدمى, عقيده و مرام را با دو خصيصه
(شناخت) و (انتخاب) بر مى گزيند, بدان مى بالد و براساس آن زندگى مى كند و
تمامى رفتارهاى خود را براساس آن شكل مى دهد. هرچه شناخت و اختيار انسان,
عميق تر شود, عقيده و مرام او نيز پايدارتر است. حجاب نيز اين چنين است;
يعنى محصول شناخت و بينش هايى است كه (زن) از هستى, انسان, روابط اجتماعى و
چگونگى تكامل و رشد صحيح خود دارد. او بدين باور رسيده است كه با پوشش
دادن به خود, سير معنوى جامعه را سرعت مى بخشد و مانعى بر سر راه به وجود
نمى آورد, چرا كه هركس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه هاى ثروت, شهرت, مقام و يا
بدن را به چشم ديگران آورد, رهزنى كرده و آدميان را از مسير رشد و فلاح
باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمايش گذاشتن آن ها,
چشم و دل انسان هاى كم ظرفيت را كور مى كند و از نور معرفت محروم مى دارد;
از همين رو است كه (حجاب) و (پوشش) واجب شده است.
اين چنين پوشش, براى سيه دلانى كه به (فلاح) و (رستگارى) نمى انديشند و در
صدد تاراج سرمايه و جاذبه ها هستند, هميشه مانع بزرگى بوده است, از اين رو
در طول تاريخ همواره در صدد كشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران كه
چادر و حجاب كامل را دژى آهنين بر سر راه اهداف شوم و پليد خود مى ديدند,
كوشيدند تا آن را از بين ببرند. در ايران اين كار به دست رضاخان صورت گرفت,
به طورى كه با رواج تجددطلبى و گرايش به مظاهر غربى در كشور, بازار غرب
زدگى رونق يافت و حتى هم زمان در مصر, تونس و اندونزى نيز آغاز شد.
در زمانى كه رژيم شاه سخت مى كوشيد تا فرهنگ برهنگى و بى بندوبارى و بى
حجابى را ترويج كند, استاد شهيد مطهرى همواره تلاش مى كرد تا با اين منكر
مبارزه كند. او معتقد بود چون دانشكده الهيات مكانى محترم و مقدس است, خانم
هاى دانشجو بايد حجاب اسلامى را رعايت كنند.
استاد سيد محمد باقر حجتى در اين باره مى نويسد:
(در يكى از سال ها كه شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهيات, نخست رو به
فزونى نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند كه شمارى از آن ها
[را] دختران و… تشكيل مى دادند. و قهراً در آن روز شمارى از زنان بى حجاب
بودند, استاد بزرگوار شهيد آية اللّه مطهرى اين مطلب را قبلاً پيش بينى
كردند و از آن جا كه سخت تلاش مى نمودند فضاى دينى دانشگاه با ورود زنان بى
حجاب آسيب نبيند, در يكى از جلسات شورا پيش نهاد كردند كه دختران و زنانى
كه مى خواهند در اين دانشكده به تحصيلات خود ادامه دهند, بايد با پوشش
محتشم (داراى حجاب شرعى) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصيل آن ها معذور
است. اين پيش نهاد مورد تصويب اعضاى شورا و رئيس وقت دانشگاه ـ كه شخصى
آرام و متين بود و به استاد آية اللّه شهيد مطهرى بسيار احترام مى گذاشت ـ
قرار گرفت. قبل از شروع كنكور اختصاصى دانشكده, استاد گران مايه تعداد
زيادى روسرى تهيه كردند و در روزهايى كه از كشف حجاب در رسانه هاى گروهى ـ
اعم از مطبوعات و راديو تلويزيون ـ تعريف و تمجيد مى كردند, بخشى از اين
روسرى ها را به نگهبان درب جنوبى و بخشى را به نگهبان درب شمالى دانشكده
سپرد و به آن ها
فرمود: هر داوطلب زن كه بدون حجاب وارد دانشكده مى شود, يكى از اين روسرى
ها را به او هديه كنيد تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به
دانشكده اى كه بسان يك مكان مقدس است, نيايد. در آن روز از اين روسرى ها
استقبال خوبى به عمل آمد.)1
مستر همفر, جاسوس انگليس مى گويد: (در مسئله بى حجابى زنان بايد كوشش فوق
العاده اى به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بى حجابى و رها كردن چادر مشتاق
شوند… پس از آن كه حجاب زن با تبليغات و سعى [ما] از ميان رفت, وظيفه
مأموران ما آن است كه جوان را به عشق بازى و روابط نامشروع با زنان تشويق
كنند و بدين وسيله فساد را در جوامع اسلامى گسترش دهند. لازم است زنان
غيرمسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقليد كنند.)2
متأسفانه همان تفكر امروزه با ترفندها و شيوه هاى جديد ـ بى آن كه سخنى از
برداشتن حجاب بياورند ـ به وسيله بعضى از دگرانديشان كج انديش القا مى شود
تا از اين طريق زمينه تضعيف اصل حجاب و ترويج فرهنگ برهنگى و هرزگى فراهم
شود و حيثيت زنان پايمال گردد.
فلسفه حجاب
حجاب يعنى پوششى كه كرامت, عفت و وقار زنان و دختران را تضمين كند و هر
چيزى كه اين نظر را تأمين كند حجاب است. اما ريشه حجاب چيست و چه دلايلى آن
را به وجود آورده است؟ استاد شهيد مطهرى در اين خصوص مى گويد:
(مخالفان حجاب سعى كرده اند جريانات ظالمانه اى را به عنوان علت پيدا شدن
حجاب ذكر كنند, و در اين جهت ميان حجاب اسلامى و غيراسلامى فرق نمى گذارند;
چنين وانمود مى كنند كه حجاب اسلامى نيز از همين جريانات ظالمانه سرچشمه
مى گيرد… ما مجموع آن ها را ذكر مى كنيم… بعضى فلسفى و بعضى اجتماعى و بعضى
اخلاقى و بعضى اقتصادى و بعضى روانى است كه ذيلاً ذكر مى شود:
1. ميل به رياضت و رهبانيت (ريشه فلسفى);
2. عدم امنيت و عدالت اجتماعى (ريشه اجتماعى);
3. پدرشاهى و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروى وى در جهت منافع اقتصادى مرد (ريشه اقتصادى);
4. حسادت و خودخواهى مرد (ريشه اخلاقى);
5. عادت زنانگى زن و احساس او به اين كه در خلقت از مرد چيزى كم دارد, به
علاوه مقررات خشنى كه در زمينه پليدى او و ترك معاشرت با او در ايام عادت
وضع شده است (ريشه روانى)).3
استاد شهيد مطهرى معتقد بود كه: (علل نام برده يا به هيچ وجه تأثيرى در
پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بى جهت آن ها را به نام
علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضى از سيستم هاى غير
اسلامى تأثير داشته است, در حجاب اسلامى تأثير نداشته است.)4
فلسفه اى را كه اسلام براى حجاب و پوشش اسلامى بيان مى كند غير از موارد
ياد شده است. خداوند عفاف و حيا را براى زن جزو خصلت وجودى او قرار داده
است, از اين رو همه زنان مسلمانى كه داراى فطرت پاك هستند داراى اين خصلت
مى باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش كالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و
حجاب, تضمين كننده عفاف و حيا مى باشد.
با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد كه هيچ يك از مواردى را كه روشن
فكران به عنوان عامل پيدايش حجاب بيان داشته اند, با روح اسلام سازگار
نيست و با فلسفه حجاب از ديدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابى كه اسلام
براى زنان تعيين فرموده به معناى در خانه ماندن و نداشتن فعاليت اجتماعى
نيست, بلكه زنان با رعايت كامل حجاب مى توانند در اجتماع و هرجا كه ضرورت
داشته باشد, حضور داشته باشند. هنگامى كه خليفه دوم درباره فدك در مسجد با
مردم صحبت مى كرد, حضرت زهرا(ع) براى دفاع از خود به همراه عده اى از زنان
با پوششى كه حتى كفش آن حضرت نيز معلوم نبود, به طرف مسجد رفت, و يا حضرت
زينب(ع) كه بعد از شهادت امام حسين(ع) در بين راه كوفه و شام و در مجلس
يزيد به سخنرانى پرداخت. اين دو نمونه روشن نشان دهنده آن است كه اسلام با
حضور زن در اجتماع مخالف نيست, اما شرط آن اين است كه حجاب اسلامى را به
طور كامل رعايت كنند.
اهميت حجاب
در قرآن مجيد چند آيه پيرامون حجاب وجود دارد كه اهميت آن را به خوبى روشن مى كند. در اين جا به سه آيه اشاره مى كنيم:
* (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلكم أطهرُ
لِقلوبِكم و قلوبهنَّ;5 و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را از آنان
[همسران پيامبران] مى خواهيد, از پشت پرده بخواهيد; اين كار براى پاكى دل
هاى شما و آن ها بهتر است.)
در اين آيه, خداوند به مؤمنان فرمان مى دهد كه با همسران پيامبر از وراى
حجاب سخن گويند. اين حكم درباره ساير زنان نيز قابل تعميم است, زيرا خداوند
متعال طهارت و پاكى را براى همه زنان مى خواهد. البته مراد از پشت پرده
بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نيست, زيرا پيامبر(ص) همسران خود را به
مسافرت و بعضى از جنگ ها مى بردند. در خصوص ساير زنان نيز همين طور است.
* (يا ايها النَّبى قُل لازواجك وبناتك و نساء المؤمنين يُدنينَ عليهِنَّ
مِن جلابيبهنَّ ذلك اَدنى اَن يُعرفنَ;6 اى پيامبر! به همسران و دخترانت و
زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسرى هاى بلند] خود را بر خود فرو پوشند, اين
مناسب تر است تا شناخته شوند.)
اما اين كه (جلباب) چيست, نظرها مختلف است; بعضى به پيراهن و جامه گشاد و
بزرگ7 معنا كرده اند, عده اى ديگر پيراهن يا لباس گشاد8 را صحيح مى دانند و
برخى آخر به جامه اى از چارقد بزرگ تر و از عبا كوچك تر9 مى گويند; لكن از
مجموع اين معانى معلوم مى شود كه (جلباب) از روسرى امروزى بسيار بزرگ تر
بوده به طورى كه حجم زيادى از بدن را مى پوشانده و معمولاً در خارج از منزل
از آن براى پوشش استفاده مى كرده اند.
* (وقُل للمؤمنات يَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و يَحفَظنَ فروجهُنَّ و
لايُبدينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْيَضرِينَ بِخُمُرهِنَّ على
جيوبِهِنَّ ولا يُبدينَ زينتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ;10 به زنان مؤمن
بگو ديدگان خود فرو خوابانند و دامن هاى خود حفظ كنند و زيورهاشان آشكار
نكنند مگر آن چه پيدا است, سرپوش هاى خود بر گريبان ها بزنند و زينت هاى
خود را آشكار نكنند مگر براى شوهران.)
اسلام مى خواهد زن, وقار, كرامت و شخصيت خود را حفظ كند, از اين رو پوشش را
براى او واجب كرد و هيچ پوششى نيز بهتر از چادر سياه نيست, كه تضمين كننده
عفاف است.
اهميت و كاركردهاي مثبت و منفي جنسي آن را به عنوان يكي از كانوني ترين
مباحث در دانش هاي مختلف درآوده است ؛ يكي از مسايلي كه در اين زمينه به
صورت مستقل واكاوي نشده رابطه و عرصه هاي پيوست حجاب و عفاف است كه اين
نوشتار بدان پرداخته است . تبيين مفاهيم و تعريف حجاب وعفاف بررسي ديدگاه
ها و نگره هاي افراطي تفريطي و اعتدالي اسلامي درباره غريزه جنسي بحث ها و
مطالب درآمدي اين نوشتار را صورت مي دهد.
بررسي و رهيافت به گونه هاي رفتاري ؛ گفتاري و پوششي حجاب؛ پيوست هاي
مفهومي بيروني و آثار و كاركردهاي مشترك عفاف و حجاب همچون كاركرد اقتصادي
رواني؛ اجتماعي رواني؛ خانوادگي رواني و نيز راه هاي احيا و دست يابي به
حجاب و عفاف . ارزش و جايگاه ديني حجاب و عفاف . گسست ها و تفاوت هاي حجاب و
عفاف در ساحت مفهوم؛ مصاديق بيروني و راه كارهاي اجرايي دست يازيدن فرد و
جامعه به عفاف و حجاب از محورهاي اصلي و محوري اين پژوهش به شمار مي روند.
كليد واژه ها:
حجاب؛ عفاف؛ غريزه جنسي؛اعتدال جنسي ؛ افراط جنسي ؛ تفريط جنسي ؛ حجاب
پوششي ؛ حجاب گفتاري؛ كاركردهاي حجاب؛ كاركردهاي عفاف؛ ارزش حجاب؛ ارزش
عفاف ؛ امنيت اجتماعي ؛ امنيت خانوادگي ؛ امنيت اقتصادي ؛ امنيت فردي.
ميل و غريزة جنسي، سرمنشأ بسياري از رخدادهاي تاريخي بوده است. تا جايي
که برخي آن را به عنوان فرمانرواي گمنام همة ملت ها وجوامع دانسته اند.بر
پاي بست همين اهميت وکارکردهاي ويرانگر و نيز سازندة غريزة جنسي است که
اخلاق جنسي، يکي از مهم ترين مباحث اخلاقي در طول روزگاران گذشته بودهاست و
کنون نيز از مهم ترين مباحث اخلاقي به شمار مي آيد و در دانش هاي مختلفي
چون روا ن شناسي، جامعه شناسي، فقه، حقوق، عرفان، تصوف وحتي علم کلام از
منظر هاي مختلف به موضوع کشش جنسي آدميان نگريسته شده است. در تقسيمات جديد
علوم، شاخه اي مستقل با نام و عنوان «اخلاق جنسي» پديد آمدهاست.
مسائلي چون فلسفة وجودي غريزة جنسي در انسان، کنترل و قانونمند ساختن و يا
آزاد گذاردن غريزة جنسي، خوبي و بدي حياي زن، غيرت مرد، وفاداري همسران،
پوشش، حجاب، عفت زنان و مردان، زنا، ازدواج، همجنس بازي (= لواط و سحق) از
مهم ترين مسائل اخلاق جنسي به حساب مي آيند.
ارتباط ميان حجاب وعفاف، ازجمله محورهايي است که هرچند در ميان مباحث اخلاق
جنسي و به گونهاي گذرا مطرح شده، اما تصور بر آن است، که ظرفيت واکاوي و
پژوهش مستقل را دارد، چه رهيافت، به زواياي مختلف و ناپيداي ارتباط اين دو
موضوع، گسست ها و پيوست ها، جايگاه، اصالت و فرعي بودن و نقش بنيادين و
رويين هر يک - که گمان مي رود در عرف جوامع بشري واسلامي، دچار نوعي تغيير و
جا به جايي شده باشد- از جمله مي تواند در راهبرد هاي فرهنگي، اجتماعي،
اخلاقي براي سالم سازي و پاکدامني جامعه و نيز داوري ها و ارزش يابي هايي
که دربارة ميزان پاي بندي جوامع و افراد، نسبت به مسايل و ارزش هاي اخلاقي و
عرف جامعة اسلامي انجام مي شود اثر گذار باشد.
مفهوم حجاب
«حجاب» واژة عربي است و زبان شناسان عرب، براي آن، دو معناي اصلي برشمرده اند:
1- حجاب، به مفهوم مانع وحايل ميان دو چيز است، خواه آن دو چيز از امور مادي واشياي محسوس باشد ويا از امور معنوي و غير محسوس.
راغب چنين مي گويد:
«الحجب والحجاب المنع من الوصول»(راغب اصفهاني،/219)
«حجب و حجاب به معناي منع از وصول و رسيدن دو چيز به همديگر است.»
صاحب مقاييس اللغه نيز مي آورد:
«حجب اصل واحد وهو المنع،يقال حجبته عن کذا اي منعته»(ابن فارس، 2/143)
«حجب داراي يک معناي اصلي است وآن منع است. گفته مي شود: حجبته،يعني؛ منع کردم اورا.»
همچنين در «مصباح» آمده است:
«حجبة حجبا من باب قتل: منعه ومنه قيل للستر حجاب لانه يمنع المشاهده وقيل
للبواب حاجب لانه يمنع من الدخول و الاصل في الحجاب، جسم حائل بين جسدين
وقد استعمل في المعاني فقيل:« العجزحجاب بين الانسان و مراده» و«المعصية
حجاب بين العبد و ربّه.»( فيّومي،/ 47)
«حَجَبَ به معناي منع است و از همين رو به پوشش حجاب گفته مي شود زيرا پوشش
مانع از مشاهده مي شود و به دربان حاجب گفته مي شود چون مانع و بازدارنده
از ورود ديگران است. اصل معناي حجاب، جسمي است که بين دوجسد حائل مي شود و
گاه بر امور معنوي نيز به کار مي رود؛ از اين رو گفته شده است: «عجز» حجاب
ميان انسان و مراد اوست و «معصيت» حجاب بين بنده و پرورد گار اوست.»
2- حجاب به معناي ستر وپوشش
صحاح اللغه معناي پوشش را براي حجاب ياد آور شده وگفته است:
«الحجاب الستر وحجاب الجوف ما يحجب بين الفوأد و سايره»(جوهري،1/107)
«حجاب يعني پوشش وحجاب درون انسان، يعني آن چه که بين قلب وسايرآن حائل مي شود.»
چنان که ابن منظور نيز در لسان العرب، حجاب را به معناي ستر دانسته وگفته است:
«الحجاب الستر ...حجبه: ستره وامرأه محجوبه قد سترت بستر» (ابن منظور،1/298)
«حجاب به معناي ستر و پوشش است؛ «حجبه» يعني آن را پوشانيد، زن محجوب، زني است که پوشيده باشد.»
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
نوع روابط مثبت و منفی و ارزشهایی که هر فرد در قبال غریزه جنسی باید
رعایت کند، در دین اسلام به خوبی ترسیم شده است. تدابیری که برای مهار و
کنترل این غریزه از زمان فعالیت جنسی لازم است تا فرد را به سلامت از
انحرافات و آسیبها برهاند و او را در مسیر تکامل فردی و اجتماعی هدایت
کند، جای بسی تأمل و بررسی دارد. از جمله این تدابیر به «حیای جنسی» و «عفت
ورزی» میتوان اشاره کرد.
حیا، به معنای احساس شرم و خجالتی است که موجب خودداری از ارتکاب عمل زشت
میشود و منشأ آن، درک حضور در برابر موجودی گرانمایه و ارزشمند است. بدین
سبب است که حیا با دین ورزی ارتباطی تنگاتنگ و دوطرفهای دارد. در
روایتهای اسلامی تأکید شده است: «الحیاء من الایمان؛ حیا از ایمان است.» و
کسی که حیا ندارد در حقیقت دین ندارد. آنچه باعث میشود آدمی به این صفت
سازنده و مثبت گرایش یابد، ایمان و بهرهمندی از نیروی تشخیص عقلانی است.
ایمان و حیا موجب میشود، شخص در ارتباط با جنس مخالف، از آلودگی به گناه
مصونیت یابد و اعتبار خود را به عنوان گوهری گرانبها حفظ کند. خاصه برای
زن؛ چرا که مأموریتی که در خلقت به او داده شده، آن است که با پرداختن به
زیبایی و لطف و با خودداری و بینیازی ظریفانه، دل خشن مرد را هر چه بیشتر
به سوی خویش بکشاند و او را از مجرای احساس قلب خویش، به همراهی بطلبد.
یکی از فلاسفه غربی مینویسد:
شرم رویی، نوعی عقبنشینی مدبرانه است که از ترس و پاکی میزاید. مرد
پخته، امتناع و خودداری ظریفانه زن را دوست دارد. بیحیایی موقتا حواس را
به خود جلب میکند، ولی به سختی ممکن است روح را نیز جلب کند. هر چه ساخته
زن زیبا و در دسترس مردان قرار گیرد، برای مرد عادی جذاب، دلفریب و موقتی
خواهد بود. پس، حیا از دلفریبیهای لطیف زن است که ارزش او را بالا
میبرد.
راز خواستگاری مرد از زن
حیا و خودداری زن، راز خواستگاری مرد از اوست. در قاموس خلقت، خداوند
مرد را خواهان و زن را خوانده، مرد را طالب و زن را مطلوب قرار داده است.
فطرت مرد، طلب و نیاز است و فطرت زن، جلوه و ناز. اینجاست که کلام علی
علیهالسلام معنای خود را مییابد که: «حیا وسیله رسیدن به خوبی است.» حیای
دختر موجب عزتمندی و جلب اعتماد و محبت مردان میشود و مقدمات ازدواج
سالمتری را فراهم میسازد. چنانکه یکی از دانشمندان گفته است:
مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بیآنکه بداند، حس میکند که این
خودداری، از لطف و رقت عالی خبر میدهد. حیا، پاداشهای خود را پسانداز
میکند و در نتیجه، نیرو و شجاعت مرد را بالا میبرد و او را برای اقدامات
مهم آماده میکند.
به تعبیر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام : «حیا به عنوان خصلت نفسانی مثبت، از درونی با نجابت حکایت میکند.»
ازاینرو، آن حضرت، عفت را ثمره و نتیجه آن دانستهاند. عفت در واقع، به
حیای جنسی، جلوههای عملی میبخشد و آدمی را در حیطهای از تعاملات و
رفتارهای مثبت و به دور از آلودگی و گناه قرار میدهد. از همین روست که
نیروی کنترل کننده درونی آدمی، هنگام ارتباط با جنس مخالف فعال میشود و زن
در جایگاه گوهری ارزشمند قرار میگیرد که حیای وی موجب جلب مرد به سوی او
میشود و زن، خلاف فطرت خویش میداند که به خواستگاری مردان رود و خود را
از الهه عشق بودن تنزل دهد؛ تا حدی که حتی جواب منفی بشنود و سرخورده و
بیارزش شود.
آثار حیای جنسی
پیآمدهای مثبت و سازنده حیای جنسی بسیار فراوان است که مهمترین آن،
دوری از گناه است. حیا موجب دوری آدمی از ارتکاب زشتی و آلوده شدن به
پلیدیهای اخلاقی و جنسی است. گفتهاند: زنی به مردی پاکدل تمایل داشت، اما
با او صحبت و به او اظهار تمایل نمیکرد. مرد درمانده شد. ازاینرو، روزی
او را به کوچه شلوغی وعده داد. زن چون بیامد، گفت: ای وای، اینجا؟! مرد
گفت: آری، آنکه اینجا ما را میبیند، در خلوت هم میبیند. تن زن بلرزید و
منزجر شد و توبه کرد. آری، کسی که خود را در محضر ربوبیِ ناظری محترم و
آگاه، چون حقتعالی بداند، چگونه میتواند خلاف خواست مهربانی چون او، پرده
حیا بدرد و تمنای نفْس دَدمنش را پاسخ مثبت گوید؟
از سوی دیگر، روح آدمی از آلودگی به گناه و معاصی، منزجر و متنفر است. با
انجام دادن عملی زشت، وجدان بیدارش او را ملامت میکند و تا توبه و برگشتی
صورت نگیرد، آرامش خویش را باز نمییابد.
عفت و غریزه جنسی
قرآن کریم درباره عفت ورزی میفرماید: «کسی که نمیتواند ازدواج کند،
باید عفت ورزد تا خداوند او را از فضل خویش بینیاز کند.» (نور: 33)
منظور از عفت و پاکدامنی، کنارهگیری از آلودگیهای جنسی چه در عمل و چه
در فکر است. نفْس عفیف آن است که نه تنها عملاً خویشتندار است و مرتکب
حرام و خلاف نمیشود، بلکه از نظر فکری آنچنان خود را سامان داده است که
افکار مخرب در درونش ریشه نمیدواند.
ارزش عفت در اسلام
حضرت علی علیهالسلام ارزشمندترین عبادت را عفت ورزی میداند و عفت و
پاکدامنی را شیوه زیرکان، شرافتمندان و تقواپیشهگان برمیشمرد. عفت؛
نشانه عقل، زکات زیبایی، غنای باطنی و رشد شخصیت (نساء: 6)، بهترین یاور و
همراه و غیرتمندی مرد دانسته شده است.
عفت برای مرد یا زن؟
اینکه کدام یک از مرد یا زن با این ویژگی بیشتر مأنوسترند نیز کلامی
در خور بحث است. قرآن کریم سرگذشت عفیفانه حضرت یوسف علیهالسلام و حضرت
مریم علیهاالسلام را در این باره به تصویر میکشد. هر دو بزرگوار در این
مورد امتحان شدند و در پرتو عفاف و پاکدامنی نجات یافتند و سرافراز از
امتحان الهی بیرون آمدند؛ ولی واکنش آنان متفاوت بیان شده است:
درباره حضرت یوسف علیهالسلام ، عدم اهتمام، فکر، قصه و خیال خلاف را مطرح
میسازد و میگوید: آن زن قصد او کرد و او نیز اگر برهان پروردگار را ندیده
بود، آهنگ او میکرد. (یوسف:24)
خداوند متعال حضرت یوسف علیهالسلام را فردی معصوم یاد میکند که نه فقط به
طرف گناه نرفت، بلکه بدی و پلیدی از او دور شد. (یوسف: 24) ولی درباره
حضرت مریم علیهاالسلام ، از لحاظ عفیف بودن چیزی فراتر از حضرت یوسف
میگوید:
سخن این نیست که اگر مریم علیهاالسلام دلیل الهی را مشاهده نمیکرد، مایل
بود، بلکه حضرت مریم علیهاالسلام در مقام نهی از منکر، به فرشتهای که به
شکل مردی به حضور او آمده بود، لب میگشاید و میگوید: اگر تو باتقوا هستی،
دست به این کار نزن. «من به خدای رحمان پناه میبرم اگر تو پرهیزگاری.
(مریم: 17)
زیباییهای عفت و پاکدامنی چگونه جلوه میکند؟
1. دریافت فضل و محبت خدا
خداوند متعال به انسانهای عفیف وعده داده است که آنها را از فضل خویش
بهرهمند سازد. صورتهای گوناگون از رحمت خدا را در زندگی عفیفانه بزرگان
دیدهایم. از جمله، مهیا شدن زمینه ازدواجی سالم، عاشقانه و بادوام، آنچنان
که پس از دوران صبرورزی یوسف در برابر گناه، دوباره زلیخا برایش جوان شد و
وصال شیرین را پس از هجران گناه تجربه کرد. مورد دیگر از نمونههای رحمت
خدا، استعداد و قابلیتهای ویژهای است که خداوند به افراد پاکدامن عطا
میکند: «ان تتقوا اللّه یجعل لکم فرقانا؛ اگر تقوا پیشه سازید و دامن خود
را از آلودگی حفظ کنید به شما قدرت تشخیص داده خواهد شد».
شیخ رجبعلی خیاط که یکی از عرفای عصر حاضر است، میگوید:
در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد
و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم: رجبعلی! خدا
میتواند تو را خیلی آسان امتحان کند، پس تو هم او را امتحان کن و از این
حرام لذتبخش و آماده، به خاطر او صرف نظر نما! پس، به خدا عرض کردم:
«خدایا! من از این گناه میگذرم، تو هم مرا برای خود تربیت کن.» این کفّ
نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی من گردید و جهشی معنوی در
زندگیام ایجاد شد.
آری، او به جایی رسید که به تربیت الهی توانست در ملکوت عالم، حقایقی را
مشاهده کند که دیگران از آن بی اطلاعند. کشف و شهود باطنیاش موجب تربیت
شاگردان فاضل و گرانقدری شد که هر کدام منشأ خیری برای جامعه گشتهاند.
2. پاکی نسل و سلامت آن
در اسلام توصیه اکید بر به جا گذاشتن نسلی پاک وطاهر شده است و این قضیه
بدون عفت و پاکدامنی زن و مرد میسر نیست. تکثیر نسل، با ارضای غریزه جنسی
به صورت غیر مشروع هم ممکن است؛ ولی آیا چنین نسلی میتواند حامل و انتقال
دهنده میراثهای عظیم بشر در عرصههای معنوی و علمی باشد؟ حضرت یعقوب
علیهالسلام ارضای غریزه جنسی را با ازدواجی پاک و سالم به فرزندش توصیه
میکند: «زن بگیر، بدان امید که خداوند از او نسلی پدید آورد که زمین را با
تسبیح خدا گران بار کند».
یکی از دانشمندان عقیده دارد:
عفت فراوان زن، مسلما خادم مقاصد توالد است؛ زیرا امتناع محجوبانه او کمکی
به انتخاب جنسی است. عفت، زن را توانا میسازد که با جست و جوی بیشتری عاشق
خود را؛ یعنی کسی را که افتخار پدری فرزندانش را دارد، برگزیند.
3. شکوفایی استعدادها
یکی دیگر از جلوههای زیبای عفت ورزی را میتوان در شکوفایی استعدادها و
توانمندیهای افراد مشاهده کرد. محیط سالم و پاک، زمینه فعالیت فکری
وخلاقیت را برای مرد و زن فراهم میسازد. به ویژه در محافلی که پسر و دختر
فعالیت مشترکی را دنبال میکنند، ضرورت وجود این خصلت مثبت بیشتر نمایان
است. عفت، زمینهساز توجه به وظایفی است که بر دوش فرد گذارده شده است،
خیالات باطل را از ذهن میزداید و بهره وری شغلی و تحصیلی را افزایش
میدهد.
4. تعالی عشق به همسر
بیگمان آنجا که یک سلسله مقررات اخلاقی، از جمله عفت و تقوی بر روح مرد
و زن حکومت کند و زن به عنوان موجودی گرانبها دور از دسترس مرد قرار
گیرد، عشق و محبت، بهتر به فعلیت میرسد و در مقابل، بدون این ویژگی، در
نهایت زن به ابتذال کشیده میشود و محبوبیتش را نزد مردان از دست میدهد.
در این صورت، فداکاری، از خود گذشتگی و سوز و گدازی که موجب تمرکز قوای نفس
به سوی محبوب و معشوق واقعی در زندگی مشترک است، رنگ میبازد.
5. حفظ مناعت طبع و آرامش روان
آرامش خاطر و امنیت درونی، یکی دیگر از جلوههای زیبای عفت ورزی است. با
این خصلت است که آدمی برای ارضای غریزهاش ناچار نمیشود عزت نفس و مناعت
خود را دستخوش ذلت کند و با نگاههای آلوده و خیانتهای فکری و عملی، با
دلهرهها و ترسها زندگی بگذراند. بر این اساس، اسلام به حفظ حدود و
حرمتها در روابط مرد و زن توصیه میکند. از نگاه دینی ما، توصیه به
خودداری از نگاه حرام و حفظ حیا و عفت جنسی، همپایه رعایت حدود روابط، با
رعایت پوشش کامل، میسر و قابل اجراست. نقل است:
مردی نابینا پس از اجازه خواستن وارد منزل علی علیهالسلام شد. پیامبر
مشاهده فرمود که حضرت زهرا علیهاالسلام برخاست و فاصله گرفت و خود را
پوشاند. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: دخترم! این مرد
نابیناست. حضرت زهرا علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان، اگر چه او مرا
نمیبیند، ولی من او را میبینم و او بوی زن را استشمام میکند. رسول اکرم
صلیاللهعلیهوآله فرمودند: شهادت میدهم که تو پاره تن منی.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
با توجه به ضرورت نهي از منكر و الگو بودن حضرت زهرا(س) در اين زمينه،
بررسي شيوههاي عملي نهي از منكر در سيره و سخن آن حضرت، امري پسنديده و
مناسب مينمايد.
قرآن كريم عمل به دو اصل حياتي امر به معروف و نهي از منكر را از ويژگيهاي
اهل ايمان ميداند و در اين باره ميفرمايد: )وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ
الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ
يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ([1]؛ مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند.
آنان همديگر را امر به معروف و نهي از منكر ميكنند.
نكته مهم در اين آيه، اشاره به نقش زنان در عرصه امر به معروف و نهي از
منكر است كه خداوند متعال به صراحت بيان ميدارد زنان نيز همانند مردان
بايد به ترويج ارزشهاي الهي بپردازند و در عرصه امر به معروف و نهي از
منكر پيشقدم باشند؛ چرا كه اين دو فرضيه، از تمام برنامههاي اسلام حتي
جهاد در راه خدا افضل و بالاتر و مهمتر است. علي(ع) ميفرمايد:
و ما اعمال البر كلّها و الجهاد في سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهي
عن المنكر الاّ كنفثهِ في بحرٍ لِجّي؛[2] تمام كارهاي نيك و حتي جهاد در
راه خداوند، در برابر امر به معروف و نهي از منكر، همانند قطرهاي در
درياست.
اين دو اصل، محافظ و پاسبان تمام اعمال نيك است. اگر امر به معروف و نهي
از منكر نباشد، بهترين اعمال نيك به فراموشي سپرده شده و بقيه احكام خدا
نيز عملي نخواهد شد. به اين جهت امام باقر(ع) در مورد فلسفه اين دو اصل
ميفرمايد:
امر به معروف و نهي از منكر دو فرضيه مهم و برزگ الهي هستند كه به وسيله
آن دو، ساير واجبات الهي اقامه ميشوند، راهها امن ميگردد، كسب و كار
مردم حلال ، حقوق افراد تأمين، سرزمينها آباد و از دشمنان انتقام گرفته
ميشود و استواري تمام كارها، به عملي شدن اين دو اصل بستگي دارد.[3]
طبق رهنمود پيشواي پنجم، اگر مسلمانان به دو اصل امر به معروف و نهي از
منكر اهتمام بورزند، دنيا و آخرت خود را آباد خواهند كرد؛ زيرا انجام ديگر
واجبات ، امنيت و آسايش، رفاه و آرامش، تأمين حقوق مردم و آبادي شهر و
روستا همه و هم در گرو عمل به اين دو اصل است؛ زيرا معروف از منظر وحي،
تمام اعمال و رفتارهايي است كه مصلحت مردم در آن است و منكر نير تمام
كارهاي زشتي است كه فساد و تباهي و بيبند و باري در پي دارد.
اگر اهل ايمان، به احياي معروف و جلوگيري از منكرات اهتمام بورزند،
جامعهاي سالم و به دور از زشتيها، آلودگيها، نگرانيها و تضييع حقوق
انسانها به وجود خواهد آمد.
شيوههاي نهي از منكر
با توجه به ضرورت نهي از منكر و الگو بودن حضرت زهرا(س) در اين زمينه،
بررسي شيوههاي عملي نهي از منكر در سيره و سخن آن حضرت، امري پسنديده و
مناسب مينمايد:
1. استدلال به آيات قرآني
يكي از شيوههاي مهم در موضوع نهي از منكر، آگاهي دادن به مردم از طريق
آيات قرآن است؛ زيرا بسياري از مردم در اثر عدم اطلاع از دستورهاي خداوند و
آشنا نبودن به آيات قرآن، به سوي منكرات تمايل پيدا ميكنند، اما اگر به
آنان كاملاً توضيح داده شود كه خداوند متعال چه كارهايي را دوست دارد و چه
اعمالي را نميپسندد، بسياري از مردم از ارتكاب منكر خودداري ميكنند. به
نمونه زير توجه كنيد:
عدهاي در ستمي آشكار، فدك را كه پيامبر(ص) آن را براي حضرت فاطمه(س) به
ارث گذاشته بود، به او ندادند. استدلال اين افراد كژانديش اين بود كه
پيامبران از خود مال دنيا به ارث نميگذارند و بنابراين فدك به حضرت
فاطمه(س) نميرسد. امّا حضرت فرمود: شما كه ميگوييد پيامبر ارث نميگذارد،
به كتاب خدا بنگريد. در آنجا خداوند ميفرمايد: )و ورث سليمان داود([4]؛
سليمان از پدرش داود ارث برد و در سوره مريم از زبان زكرياي پيامبر
ميفرمايد:خداوندا! به من فرزندي عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد. آن
گاه حضرت فاطمه(س) به مردم حاضر در مسجد پيامبر(ص) فرمود: اي مردمي كه به
سوي باطل شتاب ميكنيد و كردار زشت و بيهوده را ناديده ميگيريد، آيا به
قرآن نمينگريد كه ميفرمايد: )افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب
اقفالها([5] ؛ آيا در قرآن نميانديشيد يا آنكه بر دلهاي شما مهر زده شده
است؟
يكي ديگر از منكرات عصر حضرت فاطمه(س) ، غصب مقام حكومتي حضرت علي(ع)
بود. حضرت فاطمه(س) در مقام نهي از منكر براي زنان اهل مدينه باز هم به
آيات قرآن تمسك كرد و بعد از حمد و ثناي الهي به آنان فرمود:
واي بر دوستان دنيا! چرا نگذاشتند حق در مركز خود بماند و خلافت بر
پايههاي نبوت بچرخد؛ چرا كه آنان خلافت را از خانهاي كه جبرئيل نازل
ميشد، به جاي ديگر بردند و حق را از علي(ع) كه به مسائل دين و سياست آگاه
بود، گرفتند. سپس آن حضرت آياتي از سورههاي اعراف، زمر، رعد، كهف و ... را
قرائت فرمود.
طبق اين شيوه فاطمي، آمران به معروف و ناهيان از منكر بايد تا حدودي با
آيات قرآن آشنا باشند تا در صورت لزوم از كلام الهي هم بهره گيرند. علاو ه
بر آن، ناهيان از منكر موظفاند، آگاهيهاي لازم را در زمينه عواقب دردناك و
خانمان برانداز منكرات به دست آورند و به مخاطبان خود عرضه كنند.
2. استدلالهاي عقلاني
آن حضرت براي نهي از منكر و جلوگيري از كارهاي خلاف، به دلايل عقلي نيز
تمسك ميكرد؛ همچنان كه در مناظره با ابوبكر، علاوه بر قرآن، به دلايل عقلي
نيز استناده ميكرد.
روزي آن حضرت به نزد ابوبكر رفت و او را از عمل زشت غصب فدك بر حذر
داشت. او در پاسخ خليفه كه او را شايسته ارث نميدانست، فرمود: اي ابوبكر!
هر گاه تو بميري چه كسي از تو ارث ميبرد؟ او گفت: زن و فرزندانم. حضرت
زهرا(س) فرمود: پس چه شده كه من نميتوانم از پدرم ارث ببرم؟[6]
هجوم به افكار و انديشههاي غلط مرتكبين منكرات و زير سؤال بردن آنان،
شيوهاي منطقي و عقلاني است و اگر هم نتوانند از كار منكر بازدارد، حداقل
آنان را به تفكر واميدارد و در مورد كار خلافشان مردّد ميسازد. آن حضرت
در مقام نكوهش مسلمانانِ بيتفاوت در ماجراي غصب خلافت، افكار آنان را به
چالش ميكشيد و با سئوالات منطقي مواجه ميساخت و ميفرمود: ليث شعري الي
ايّ سناد استندوا؟ و علي ايّ عماد اعتمدوا؟ و بأيّ عروه تمسكوا؟ و علي ايّه
ذرّيّه اقدموا و احتنكوا؛ اي كاش ميدانستنم به چه پناهگاهي تكيه زدهاند؟
و به كدام ستون استوار اعتماد كردهاند؟ و به كدامين ريسمان تمسك
جستهاند؟ و بر كدام فرزند و خانداني پيشي گرفته و غلبه كردهاند؟[7]
حضرت فاطمه درمورد مسائلي كه ممكن بود در جامعه آن را منكر كوچكي محسوب
كنند، حساسيت نشان ميداد. روزي آن حضرت به اسماء بنت عميس فرمود:
انّي قد استقبحت ما يصنع بالنساء انّه يطرح علي المرأه الثوب فيصفها لمن
رأي[8]؛ من بسيار زشت ميدانم كه جنازه زنان را بر روي تابوت گذارند و بر
روي آن پارچهاي افكنند كه حجم بدن او را براي مردان نامحرم نمايان
ميسازد.
اسماء بنت عميس عرضه داشت: اي دختر رسول خدا! در سرزمين، حبشه براي حمل
جنازهها تابوتي درست ميكنند كه بدن ميت را كاملاً ميپوشاند. آن گاه
اسماء چوبهاي تر و شاخههاي نازك درخت، شبيه آن تابوت را براي حضرت فاطمه
ساخت و آن را به او نشان داد. حضرت زهرا(س) با خشنودي و خوشحالي فرمود: چه
طرح زيبايي كه كاملاً بدن زن در آن از ديد مردان پوشيده ميماند. اي اسماء!
براي من تابوتي با همين طرح درست كن و بعد از وفات مرا با آن بپوشان.
خداوند تو را از آتش دوزخ نگهدارد![9]
3. قهر و سكوت
يكي از مراحل نهي از منكر قهر و سكوت است. انسان مسلمان وقتي نتواند با
موعظه و گفتگو گنهكاران را از راه انحرافي بازدارد، با قهر و سكوت خود، به
مبارزه ميپردازد. اين شيوه حتي در مسائل تربيتي نيز مؤثر است. حضرت
زهرا(س) در عرصه نهي از منكر از اين روش بازدارنده نيز بهره ميگرفت. او
بعد از رحلت پدر بزرگوارش، با انواع ناملايمات و گرفتاريها روبهرو شد. او
شاهد هجوم ناجوانمردان به خانهاش بود. اهانت به علي(ع)، سياستهاي غير
اسلامي اهل سقيفه، بيتفاوت بودن مردم و دهها مورد ديگر، از جمله كارهاي
ناپسند و زشت عدهاي هواپرست و خودخواه بعد از وفات پيامبر بود. فاطمه
زهرا(س) براي مقابله با اين اعمال ناروا، به مبارزه منفي روي آورد و
ناراحتي خود را با قهر و سكوت ابراز داشت و خطاب به خليفه اول فرمود:
و الله لا اكلمك ابداً و الله لادعونّ الله عليك في كلّ صلوه [10]؛ به
خدا قسم هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا سوگند در نمازهايم تو را نفرين
خواهم كرد.
زماني كه آن حضرت در آستانه شهادت قرار گرفت و خليفه اوّل و دوّم براي
دلجويي، به عيادت حضرت فاطمه(س) آمدند و در مورد اعمال غير اسلامي و
جابرانه خود عذر خواهي كردند. آن حضرت نهايت اعتراض خود را با قهر و سكوت
ابراز داشت و به آنان فرمود:
والله لا اَكلمِكِما من رأسي حتي القي ربي فاشكونكّما اليه بما صنعتما
به و بي و ارتكبتما مني[11]؛ به خدا سوگند بعد از اين با شما دو نفر حتي يك
كلمه نيز سخن نخواهم گفت، تا اينكه خداوند را ملاقات كنم و از شما دو نفر
در نزد خداوند شكايت خواهم كرد كه چگونه با خدا و دين او و با من رفتار
كرديد و چه اعمال زشتي را مرتكب شديد.
وصيت نامه حضرت فاطمه يكي ديگر از نشانههاي مبارزه منفي و استفاده از
شيوه قهر و سكوت در مقابل رفتارهاي منكر و خلاف شرع است. آن حضرت به
اميرمؤمنان علي وصيت كرد كه :
اوصيك ان لا يشهد احد جنازتي من هولاء الّذين ظلموني و اخذوا حقّي
فانّهم عدوّي و عدوّ رسول الله و لاتترك ان يصلّي عليّ احد منهم و لا من
اتباعهم و ادفنّي فيالليل اذا هدأت العيون و نامت الابصار[12]؛ به تو وصيت
ميكنم كه در تشييع جنازه من هيچ يك از كساني كه به من ستم روا داشتند و
حقم را غصب كردند، شركت نكنند؛ زيرا آنان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند و
هرگز اجازه نده كه فردي از آنان و پيروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن
كن، آن هنگام كه چشمها آرام گرفته و ديدهها به خواب فرو رفته است.
4.توبيخ و تهديد و هشدار
براي جلوگيري از فساد و بيبند و باري و كارهاي زشت و ناپسند، بايد به اهل
خلاف هشدار داد و از عواقب وخيم و فرجام كار زشتشان بر حذر داشت؛ حتي بايد
آنان را با تهديد و نفرين به سوي حق متمايل ساخت. از شيوه نهي از منكر، در
سيره حضرت زهرا(س) نيز مشاهده ميشود. حضرت فاطمه(س) به مردمي كه از معيار
حق يعني علي(ع) فاصله گرفتند و به اهل باطل گراييدند، هشدار ميدهد و خطاب
به زنان مهاجر و انصار ميفرمايد:
به خدا سوگند اگر (مردان شما) پاي در ميان مينهادند و علي(ع) را بر
كاري كه پيامبر(ص) به عهده او نهاد، قرار ميدادند، او ايشان را به راه
راست ميبرد و حق هر يك را به او ميسپرد؛ چنان كه كسي زياني نبيند و هر كس
ميوه آنچه را كه كِشته است، بچيند... . علي (ع) همواره در پنهان و آشكار
نصيحت كننده و خيرخواه مردم بود و اگر به خلافت ميرسيد، از اموال بيت
المال براي خود ذخيره نميكرد و از ثروت دنيا جز به اندازه نياز
برنميداشت؛ به اندازه آب اندكي كه عظش را فرونشاند و طعام مختصري كه
گرسنگي را رفع كند. اگر مردم حق را به امام واقعي ميسپردند، درهاي رحمت از
آسمان و زمين به روي آنان گشوده ميشد.
اما دروغ گفتند و به زودي به كيفر دروغشان عذاب خواهند شد... . شگفتا!
چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلي را انتخاب كردند! و چه زشت است سرانجام
ستمكاران كه جايگاه بدي برگزيدند! ... . اما به جان خودم سوگند، نطفه فساد
بسته شد. بايد فرجام زشت فساد را در جامعه اسلامي انتظار كشيد. مسلمانان
آينده خواهند فهميد كه سرانجام و نتايج اعمال به مسلمانان صدر اسلام، چه
بوده است. مطمئن باشيد شمشيرهاي كشيده و حملهها و تهاجمات پي در پي، به
هم ريخته شدن امور اجتماعي مسلمانان، و استبداد و حكومت ديكتاتوري ستمگران
شما را فرا خواهد گرفت. آنان جمع شما را با شمشيرهاي خود درو ميسازند. پس
حسرت و اندوه بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد. دريغا كه ديده
حقيقتبين نداريد و ما هم نميتوانيم شما را به كاري كه كراهت داريد، ملزم
كنيم[13].
5. افشاگري
يكي از محورهاي انجام نهي از منكر، مبارزه علني با منكرات است. اگر موعظه،
ارشاد، هشدار، قهر و سكوت نتيجه ندهد، مسلمان متعهد موظف است كه در اجتماع
به طور علني فرياد برآورد و بر ضد زشتيها، بيعدالتيها و منكرات قيام
كند. شيخ طوسي ميگويد: نهي از منكر، يك امر الهي و واجب كفايي است و برحسب
مراتب و زمينهها، احكام مختلفي دارد. وقتي كه تبليغ، دعوت، موعظه مؤثر
واقع نشد، بايد راههاي قويتري را براي پيشگيري آن انتخاب كرد. افشاگري،
تهديد، تخويف (ترساندن) و حتي برخورد فيزيكي نيز لازم است، تا اينكه منكرات
از جامعه حذف شود. البته برخورد مستقيم بايد با اجازه حاكم و والي صورت
گيرد.[14]
حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منكر، هر گاه كه احساس
ميكرد گفتگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري ميپرداخت. او در
مقابل اعمال زشت حاكمان زمان كه حقوق وي را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند
شده بودند، وقتي كه از گفتگوي رو در رو نتيجهاي نگرفت، در جمع مسلمانان به
افشاگري و تظلّم پرداخت و در اجتماع بزرگ مردم مدينه فرمود:
اي مسلمانان! شما را به خدا قسم ميدهم، آيا از رسول خدا(ص) شنيدهايد
كه فرمود: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را آزار دهد ، مرا آزرده كرده
است . خشنودي فاطمه خشنودي من است و خشم او خشم من است. هر كس فاطمه را
دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كس او را راضي كند، مرا راضي كرده است.
گفتند: آري، اين سخنان را از پيامبر(ص) شنيدهايم . در اين حال، حضرت
زهرا(س) خطاب به عمر وابوبكر گفت: من، خدا و فرشتگان را گواه ميگيرم كه
شما دو نفر مرا ناراحت كرديد و به خشم آورديد و آزارم داديد و هرگز در راه
رضايت من گام برنداشتيد. اگر رسول خدا(ص) را ملاقات كنم، از شما دو نفر نزد
حضرتش شكايت خواهم كرد.[15]
آن حضرت همچنين وقتي كه سكوت و بياعتنايي مردم را در مقابل تضييع حقوق
علي و اهل بيت پيامبر: مشاهده كرد و از موعظه و ارشاد هم اثري نديد، به
افشاگري و سرزنش آنان پرداخت و براي جلوگيري از عمل منكر آنان بر آشفت و با
دلي مضطرب و صدايي رسا فرياد برآورد:
ويلكم ما اسرع ماخنتم الله و رسوله فينا اهل بيت وقد اوصاكم رسول الله
باتّباعنا و مودّتنا والتمسّك بنا[16]؛ اي مردم! واي بر شما چه زود به خدا و
پيامبرش درباره ما اهل بيت خيانت كرديد؛ در حالي كه رسول خدا شما را به
پيروي از ما، و دوستي و تمسك به ما را توصيه كرده بود.
آن حضرت در سخن ديگري اعمال ناپسند كساني را كه فدك را غصب كرده بودند، نكوهش كرد و فرمود:
فدك هديهاي الهي بود كه آن را به پيامبرش بخشيد و رسول گرامي اسلام آن را
براي تأمين زندگي فرزندانم به من سپرد. واگذاري فدك به من و فرزندانم، با
حكم و علم خداوند بزرگ و شهادت جبرئيل امين صورت گرفت. پس اگر كساني آن را
با ستم، غصب و وسيله امرار معاش فرزندانم را قطع كردند، با ياد روز قيامت
بر اين مصيبت صبر ميكنم و به زودي غاصبان فدك، عذاب الهي را در دوزخ
خواهند ديد.[17]
پي نوشت ها:
[1]. توبه/71.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 19، ص306.
[3]. الكافي، ج 5، ص 55.
[4]. نمل / 16.
[5]. محمّد / 12.
[6]. كشف الغمّه، ج 1، ص477.
[7]. بحارالانوار، ج 43، ص159.
[8]. نوادر راوندي، ص 13، ذخائر العقبي، ص53.
[9]. تهذيب الاحكام، ج 1، ص 469؛ كشف الغمّه، ج1، ص 503؛ بحارالانوار، ج 43، ص 189.
[10]. اللمعه البيضاء، ص 825.
[11]. الهجوم علي بيت فاطمه(س)، ص 139.
[12]. روضه الواعظين، ج 1، ص 150؛ بحارالانوار، ج43 ، ص191.
[13]. احتجاج طبرسي، ج 1، ص 108؛ بحارالانوار، ج 42، ص 159؛ فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص92.
[14]. تفسير التبيان، ج2، ص549.
[15]. الفرقان، ج22،ص60 ؛ الامامه والسياسه، ج 1، ص20؛ ماساه الزهراء ، ج1، ص240.
[16]. الاسرار الفاطميه، ص121؛ بحارالانوار، ج28،ص299.
[17]. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س) ، ص209.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
هر روز مشاهده میکنیم که برخی از دختران ایرانی با الگوبرداری از
مانکنهای غربی و مدلهای کمپانی «ویکتوریا سکرت» پر رنگ و لعابتر از
همیشه در کوچه، خیابان، دانشگاه و محل کار ظاهر میشوند.
باز هم یک دولت جدید و بحث داغ حجاب، بدحجابی یا کلاً
بیحجابی؛ اینکه ما چرا به اینجا رسیدیم و چرا در یک جامعه اسلامی بسیاری
از بانوانی که حجاب را رعایت میکنند و چادری هستند در اقلیت قرار دارند و
اگر در بعضی از محافل از آنها پرسیده میشود که آیا همیشه چادر سر
میکنید؟ میگویند: نه!
اینکه در خیلی از ادارات و سازمانها مشاهده میکنیم که بانوان در ابتدای
ورود برای جلب نظر مافوق خود چادر سر میکنند و بعد از چند ماهی که مطمئن
شدند پایشان در آن سازمان یا ارگان محکم شده است، چادر از سر بر میدارند و
زبان گلایه میگشایند که تابستان است و گرما و رنگ سیاه چادر کلافهمان
میکند! یا زمستان است و نمیتوانیم در این باد و باران چادرمان را جمع
کنیم؛ یا آرتروز گردن گرفتم از وزن این چادری که هر روز باید سرم کنم، یا
...
گفتار حاضر نمیخواهد بگوید چرا چادر یا حتماً چادر، بلکه میخواهد به این
نقطه برسد که چرا ما در یک جامعه اسلامی و شیعی به این نقطه رسیدهایم؟!
ما هر روز مشاهده میکنیم که برخی دختران ایرانی پر رنگ و لعابتر از
همیشه در کوچه، خیابان، دانشگاه و یا محل کار ظاهر میشوند و هر روز هم
بیشتر جامعه و مردم میپذیرند که جامعه تغییر کرده است!
البته در این میان جدا از دختران رنگارنگ مانتویی، چادریهای مدرن هم زیاد شدند. چادریهای مدرن که تعدادشان هم زیاد است.
قصد این گفتار نفی یا حمایت هیچکدام از این پوششها نیست. این مطلب یک
چالش است با خودمان که الان در جمهوری اسلامی کدام گروه در اقلیتاند؟
چادریها هم دو دسته شدهاند: گروهی که از پوششان راضیاند و آنها که
این پوشش برایشان یک اجبار است، چون در خانوادهای مذهبی متولد شدهاند و
چادر برایشان حکم آیه قرآن را دارد.
حال بدحجابها یا بیحجابها هم که بماند، آنها از این شاکی هستند که چرا
پوشش در ایران امری اختیاری نمیشود. آنکه میخواهد پوشش اسلامی داشته
باشد و آنکه میخواهد نداشته باشد مثل جوامعی مانند ترکیه، سوریه، لبنان و
...
البته تقصیر هیچ کس نیست جز آنها که همه چیز را در قوانین خلاصه میکنند.
ما عقب افتادیم از آنچه که باید به زنان و مردانمان و دختران و پسرانمان
تاکنون باید میگفتیم و نگفتیم.
در آن سر دنیا «امیلی فرانسوا» بازیگر فیلمهای هالیوودی مسلمان میشود و
از طعم شیرین داشتن حجاب میگوید با آن همه سختی و در خانوادهای مسیحی، یا
در همین ایران خودمان «سمیه حیدری» جودو کار وزن 57 کیلو در بازیهای
آسیایی داخل سالن کره جنوبی روی تشک میرود، مدال میگیرد و «چادر» را برای
روی سکو رفتن شرط میکند..
از این دست زنان و دختران بسیار داریم که الگو هستند اما معرفی نمیشوند
زیرا کسی تلاش نمیکند که فرهنگسازی کند، حال ما به شکلهای مختلف مقاله
بنویسیم و سمینار بگذاریم، اما چه سود؟
زنان و بسیاری از دختران ما که هدف این گفتار هستند به دنبال فلسفه داشتن
حجاب میگردند. همه چیز به شدت در حال رشد و تغییر است، الگوهای زنان و
دختران ما مارکها و برندهای آمریکایی و اروپایی شده است و آنها به دنبال
اندام لاغر مدلهای کمپانی «ویکتوریا سکرت» هستند و هر روز با هر ترفندی
که شده با صرف هزینههای بسیار سلامت خود را به خطر میاندازند.
الگوهای فراموش شده ما بسیار هستند که یا معرفی نشدهاند یا آنقدر بد
معرفی شدهاند که زنان و دختران ما از آنها به عنوان الگو یاد نمیکنند.
با گذشت سالهای بسیار از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی هنوز «مصلحت
حکیمانه» حجاب معرفی نشده و به بحث فلسفه حجاب آنچنان که باید و شاید
پرداخته نشده است.
سخنان بزرگان و اندیشمندانی همچون شهید مرتضی مطهری که در کتاب «حجاب» به
زیبایی مینویسد: فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها
جنبهی روانی دارد و بعضی جنبهی خانوادگی، بعضی جنبهی اجتماعی و بعضی
مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.
آرامش روانی، استحکام پیوند خانوادگی، استواری اجتماع، ارزش و احترام زن،
حجاب و اصل آزادی مواردی هستند که استاد در این کتاب به آنها اشاره میکند
و برای هر کدام دلایلی متقن دارد.
1- آرامش روانی: نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بیبند و بار هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد.
2- استحکام پیوند خانوادگی: اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به
محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم میکند و
موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر میشود.
3- استواری اجتماع: کشاندن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار
و فعالیت اجتماع را ضعیف میکند برعکس آن چیزی که مخالفین حجاب، خرده
گرفتهاند و میگویند: «حجاب باعث فلج کردن نیروی نیمی از افراد جامعه
است».
اسلام نه میگوید که زن حق بیرون رفتن از خانه را ندارد و نه میگوید حق
تحصیل علم و دانش را ندارد بلکه علم و دانش را فرضیهی مشترک بین زن و مرد
دانسته است. اسلام هرگز نمیخواهد زن بیکار و بیعار بنشیند و وجودی عاطل و
باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثنای صورت و دستان تا مچ، مانع هیچ گونه
فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی
اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذتجوییهای شهوانی است.
و راستی اگر زن ایرانی به بهانه «آزادی» «مقتضیات زمان» و ... هر روز و
هر ساعت از هر قلم آرایشی استفاده نکند، دیگر مصرف کننده خوبی برای
استعمار نخواهد بود و آن وقت است که دیگر وظیفه خودش در به انحطاط کشیدن
اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ایجاد رکود در فعالیتهای اجتماعی را
انجام نخواهد داد.
4- ارزش و احترام زن: مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن برتری دارد. زن
در این جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولی زن از طریق عاطفی و قلبی
همیشه برتری خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن و مرد یکی از
وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از
آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که هر اندازه متینتر و
باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر
احترامش افزوده میشود.
5- حجاب و اصل آزادی: در اسلام محبوس ساختن زن و اسیر کردن زن وجود ندارد.
پوشیده بودن زن - در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است - موجب کرامت و
احترام بیشتر اوست زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق معنوی نگاه
میدارد.
همه موارد فوق را استاد مطهری با کلامی شیوا بیان کردهاند اما تاکنون هیچ
استفاده و بهره عملی برای الگوسازی و پیادهسازی این نوشتارها انجام
نگرفته یا اگر انجام شده برای تعدادی بانوی حوزوی بوده است که خود اشراف
کامل به بحث حجاب داشته و کاملا رعایت میکنند و خود علامهای در این حوزه
هستند.
حال دختران نوجوان و جوان ما که هر روز از بسیاری از آموزههای اسلامی و
الهی دور میشوند چه باید بکنند؟ دخترانی که مقصر نیستند زیرا تربیتشده
مادران و پدرانی هستند که اصلاً حجاب را قبول ندارند یا خوب تربیت کردن را
در آزادی بی حد و مرز فرزند خود میدانند.
جامعه، مسئولان و دستاندرکاران بحث فرهنگسازی هم در کشور چندسالی است توپ
کمکاری خود را به یکدیگر پاس میدهند و نتیجهاش این است که دختران و
پسران ما همچنان با الگوهای آمریکایی و اروپایی رشد میکنند.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
معمولاً نیروهای پلیس یا نیروهای خدماتی چون رفتگران در شهرها، از
نوارهای شبرنگی در لباسهایشان استفاده میشود تا در نقاط کور و تاریک
خیابانها دیده شوند اما این روزها کاربرد رنگها هم دستخوش تغییر شده
است.
اگر تابستان سال گذشته از بدحجابی در جامعه اسلامی می گفتیم نهایت آن
شالهای باریک روی سر، مانتوهای جذب و آستین کوتاه و شلوارهای تنگ بود، چند
سال قبل از آن شلوارها و مانتوهای کوتاه با روسریهای کوچک و قبل تر از آن
مصداق بدحجابی تنها بیرون گذاشتن موی سر به شمار میرفت.
هر سالی که به جلو می رویم بدحجابیها شکل و شمایل وقیحانه تری به خود
میگیرند تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید
با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم، مانتو هم دیگر معنای خود
را از دست داده است و بیشتر شبیه شنلی شده است که تنها روی شانه ها آویزان
می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمیشود.
شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است پوششی که
علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از
برهنگی برای افراد است. شال و روسری هم تنها تکه پارچه ای شدهاند که وسط
سر را می پوشانند و موها و گردن را جذابتر از بیحجابی به نمایش می
گذارند.
اگر در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران رنگهای حضور در جامعه در
سفید، قهوه ای، طوسی و مشکی خلاصه می شد در دوران اصلاحات، استفاده از
رنگهای متنوع در اجتماع متداول شد و این روزها با آغاز دولت یازدهم
استفاده از رنگها به اوج خود رسیده است و رنگهای شبرنگ از سرخابی تا سبز
فسفری تبدیل به مد روز شده است.
رنگین کمان ویترینها
میدان هفت تیر تهران یکی از بورس های مانتوفروشی است که از بالای شهر و
پایین شهر خریداران خودش را دارد، ویترین ها رنگین کمان مانتو، شال سر و
ساپورت هستند، وارد یکی از مغازه ها میشویم قیمت ها از ۸۰ هزار تومان شروع
و بنابر جنس و کاری که برده است گران تر می شود فروشنده ها تلاش میکنند
تا بفهمند دنبال چه مدل مانتو و یا ساپورتی هستیم به یکی از آنها می گویم:
ببخشید مانتوی دکمهدار می خواهم. فروشنده جواب می دهد: آهان! اداری می
خواهید؟ می گویم: مگر فقط در اداره باید دکمه دار پوشید؟ فروشنده می گوید:
من نمیدانم خانم، مدلهای ما همین هاست، جلویش بند دارد دیگر کسی دکمهدار
نمیپوشد!
فروشنده دیگر میگوید: خیلیها تازه میآیند میگویند مانتویی که همین بند را هم نداشته باشد ندارید؟
یکی دیگر از بورسهای مانتوفروشی در تهران، چهارراه امیراکرم است که اگر
کسی حوصله گشتن داشته باشد لابهلای مانتوهای مغازههای این محدوده
میتوان مانتوهای شبیه مانتو که هم آستین داشته باشد و هم دکمه را پیدا
کرد.
عفاف، رنگ باخته است / اتاق پرو؛ وسط مغازه مانتوفروشی
علی رغم آنکه همه مغازههای مانتوفروشی اتاق پرو دارند تا مشتری قبل از
خرید، لباس را بپوشد و امتحان کند اما ظاهراً با همه گیر شدن مانتوهای بدون
دکمه و جلوباز، این اتاقها هم کاربری خود را از دست دادهاند چون بخش
عمده مشتریان این مانتوها را همان وسط مغازه میپوشند و انتخاب میکنند.
البته این اقدام مورد اعتراض خود مغازه داران قرار میگیرد و به این
خانم ها این طور تذکر میدهند که «به خاطر خرید یک مانتو ما را از نان
خوردن نیندازید الآن یک مأمور ببیند در مغازه را می بندند ما بدبخت می
شویم» ولی این تذکر هم مثل تذکری که مقابل در ورودی تمام مغازههای لباس
فروشی زده شده است «رعایت حجاب اسلامی الزامی است» خیلی کارساز نیست.
خانم مانتویی حدود ۵۰ سالهای که مشغول انتخاب مانتوی مناسب برای دختر
نوجوانش هست درباره مدل های موجود مانتو در بازار می گوید: من خودم خیاطی
می کنم و مانتوهای خودم را هم خودم می دوزم اما دخترم اصرار دارد که از مدل
های مانتوی حاضری بخرد چون دوستانش این طور لباس می پوشند من هم سعی می
کنم حداقل از بین مدل ها و رنگ های فعلی مدلی که کمتر جلب توجه کند را کمک
کنم انتخاب کند. ولی باید بپذیریم که با این وضع مغازهها و جامعه از دست
پدر و مادر در نوع پوشش بچه ها کاری برنمیآید.
آقای فروشنده هم میگوید: ما به بازار نگاه می کنیم و مدل های مانتو را
به مغازه می آوریم این مدلهای بدون دکمه و شنلی، ارزان تر هستند و رغبت
بازار هم نسبت به اینها خوب است.
بیشتر که با فروشنده ها و خریداران صحبت می کنیم مستأصل بودن مردم در
برابر موج بی بند و باری را کامل تر حس می کنیم. چرخه ای معیوب و خراب.
عده ای با برنامه ریزی دقیق، مدل یا مدل هایی از لباس را تبدیل به الگو
می کنند و مدام در برنامه های ماهواره ای خود از آن استفاده می کنند، بخشی
از این لباس ها به شکل قاچاق وارد کشور ما می شود و بخشی دیگر دانسته یا
ندانسته توسط تولیدکنندگان داخلی کپی برداری و تولید می شود، مدل ها به
مغازه ها و بازار فروش راه می یابند عده ای آنها را بر تن می کنند و در شهر
جولان می دهند و بعد از مدتی مثل یک ویروس واگیردار با قیمتی ارزان تر از
پوشش اسلامی همه جا را فرا می گیرند و مثلاً «مد روز» می شوند تا حدی که
دیگر پیدا کردن یک لباس اسلامی کیمیا می شود و این موج، تلاش می کند سبک
ترها را با خود ببرد.
آنچه در قانون قید شده است مسئولیت ۲۶ نهاد در رابطه با قانون گسترش
حجاب و عفاف است اما همه تا حرف از برخورد با بدحجابی و گسترش عفاف در
جامعه می شود انگشت به سمت نیروی انتظامی دراز می کنند برای اینکه مبادا
مسئولان سایر دستگاه ها از صدا و سیما و وزارت ارشاد گرفته تا وزارت
بازرگانی از خواب زمستانی در برابر بی حجابی های فصلی بیدار شوند.
بدحجابها زیبا هستند؟
زمانی می گفتند بدحجاب ها زیباییهای خود را به رخ رهگذران می کشند اما
آیا واقعاً بدحجاب های امروزی زیبا هستند یا ترسناک؟ می گویند زیبایی از
چشم آقایان با خانم ها فرق دارد به همین دلیل از آقایان درباره بدحجاب ها
می پرسیم.
یک آقای جوان دانشجو معتقد است که قیافه همه بدحجاب ها را تقریبا می شود
به ۲ یا ۳ گروه تقسیم کرد چون تقریبا تیپ و ظاهرشان تقلیدی است حتی عمل
های جراحی که روی صورتشان هم انجام می دهند آنها را بیشتر به هم شبیه کرده
است.
وی درباره اینکه آیا تذکر و برخورد با این افراد، تاثیری بر رفتار آنها
می گذارد هم پاسخ می دهد: فکر نمی کنم شاید برای همان موقع تذکر، خودشان را
جمع و جور کنند اما دو قدم آن طرف تر تازه لج می کنند و بدتر از قبل تیپ
می زنند.
آقای طلافروشی هم که خودش دختران نوجوان و جوان دارد، می گوید: من گاهی
وقت ها از دیدن بعضی قیافه ها واقعا می ترسم بعضی از خانم ها که برای خرید
می آیند ۱۰۰ لایه آرایش کرده اند یا لباس هایی می پوشند که من شرمم می آید
به چشمم بخورد. باید اینها را از سطح جامعه جمع کنند وگرنه کل جامعه را
فاسد می کنند.
خانم های بدحجاب عمدتا بر این اعتقاد هستند که حجاب، امری شخصی است و
آنها دوست دارند با ظاهری آراسته و زیبا وارد جامعه شوند، اما جدا از اینکه
جامعه، فضایی عمومی با قوانین و هنجارهای خاص خود است بیشتر آقایان معتقد
هستند که نگاهشان به این بد حجاب های رها در جامعه بیشتر از روی تعجب و
تأسف است نه از روی تحسین به خاطر زیبایی.
بدحجابی در جامعه اسلامی و بروز کمبودهای فردی
شهرام عزیزی جامعه شناسی است که می گوید: در تمام دوره های تاریخی افراد
و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند
تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز
کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس
های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب،
قانون و عرف آن است ظاهر شوند.
وی ادامه می دهد: استفاده از رنگ موهای آبی، قرمز، بنفش یا استفاده از
بدلیجات روی بینی و لب ها و یا حتی اینکه گوش هایشان را چندین سوراخ می
کنند تا تعداد زیادی گوشواره از آن آویزان کنند و از روسری بیرون بگذارند،
تمام این ها نشانه خود کم بینی هایی است که این طور در افراد بروز می کند.
آنها از اینکه دیده شوند لذت می برند نه از اینکه با چه نیتی به آنها نگاه
می شود.
عزیزی تصریح می کند: این موضوع کمبودهای شخصیتی در جامعه اسلامی به این
شکل بروز می کند در جوامع غربی هم که بحث بدحجابی مطرخ نیست، افراد
کمبودهایشان را با گرایش به فرقه های شیطان پرستی و گروه های منحرف دیگر با
شکل و شمایل ویژه جبران می کنند.
کلید مشکل بدحجابی
قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در ۱۳ دی ۱۳۸۴ به تصویب
شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است و برای ۲۶ دستگاه و سازمان، وظیفه
تعیین کرده است اما در این سالها تنها نیروی انتظامی با راه اندازی گشت های
ارشاد به وظیفه اش در تذکر به بدحجاب ها عمل کرد و فرهنگ سازی ها و سایر
اقدامات توسط دیگر دستگاه ها فراموش شد و حتی عده ای از مسئولان، مانع از
ادامه این برخوردها نیز شدند.
آیتالله العظمی مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعیان هفته گذشته در جوار
حرم رضوی با بیان اینکه مفاسد جامعه به دلیل بیبند و باری است، فرمودند:
خداوند از آنهایی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بیاعتنایی
کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بیحجابی قیام کند و مانع شدند، نگذرد و
آنها را نیامرزد.
ایشان از دولت جدید خواستند تا به مسئله حجاب رسیدگی کند.
با این اوصاف، تابستان داغ بدحجابی امسال به اوج بی بند و باری رسیده
است و این افراد، جز نگاه های تأسف بار مردم متدین جامعه، مانعی را بر سر
راه خود نمی بینند، جامعه امروز هم تجربه پیش از سال ۸۴ در رها کردن موضوع
حجاب را دارد و هم تجربه بعد از آن با بگیر و ببندهایی که سرانجامی جز رها
کردن مجدد موضوع نداشت، اوضاع بدحجابی امروز نیاز به اقدامی اورژانسی دارد و
چهره سالم اجتماع، خواسته خانواده های ایران اسلامی است که باید دید حجت
الاسلام روحانی رئیس جمهور اعتدال گرای دولت یازدهم چه راهکار و تدبیری
برای حل مسئله آن دارد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آتش که در جنگل می افتد، همه کسانی که در قبال
خاموش کردن آن مسئول هستند، هر کاری از دستشان بر بیاید انجام می دهند، هر
کس از جانش مایه می گذارد تا آتش را خاموش کند، و مهمترین کار در این موقع،
متحد شدن بر اساس قانون و برنامه ای واحد و هدفمند برای از بین بردن آتش
است.
آیا دیده اید اولین کاری که انجام می گیرد، و تمرکز آتش نشان ها روی آن موضوع است،چیست؟
وقتی
آتش با همه قدرتش به جنگل می زند، راحت ترین طعمه های آتش، درختان خشک
هستند،در این میان، باد، بزرگترین کمک را به وسعت بخشیدن به آتش می کند،
بهترین کاری که در این میان انجام می گیرد، بستن خط آتش است تا، از سرایت
آتش به درختان سالم جلوگیری به عمل آید، حال شیوه هایی که آتش نشان ها
انجام می دهند، متناسب با کارشان این است که ردیفی از درختان را در مقابل
آتش حذف می کنند تا جلوی سرایت آتش را بگیرند، و این در حالی است که نه می
توان روی درختان خشک سرمایه گذاری کرد و نه می توان جلوی باد را گرفت…
شاید با مثالی که زدم، به منظورم پی برده باشید…
آتش
بی حجابی و بی حیایی به جامعه زده است، و طوفان قدرتمند تفکرات غربی و
شیطانی کمکی بزرگ به وسعت بخشیدن آتش بی عفتی، بی حیایی و بی حجابی می کند،
و این در حالی است که تفکراتی خشک که تحمل مقابله با این هجوم آتش و طوفان
را ندارند، به راحتی می سوزند، و خود را به موج بی حیای جامعه می سپارند.
البته نقطه ضعف آتش نشان های موظف به خاموش کردن آتش بی حجابی این است که،
به اتحادی مبنی بر داشتن راهکاری واحد و قدرتمند برای عمل کردن در این جنگل
جامعه نرسیده اند، گروهی فرهنگ سازی، گروهی برخورد قوای قهریه و هر کسی
نظری دارد…
اما اگر در مثالی که زده ام مناقشه ای نشود، بعد از
تحقیقاتی که در این زمینه جسته و گریخته داشته ایم،به این نتیجه رسیده ایم
که همه ما به اشتباهی بزرگ دست زده ایم، و آن هزینه کردن همه قوای فعال در
این محور، بر روی بی حجاب های جامعه است، و غافل از اینکه در مبحث حجاب،
آنکه خود را همگام با تفکراتی ضد قرآنی و ضد اهلبیتی کرده است، آنقدر متحمل
هجوم تفکرات و اخلاقیات سوء شده است که، حاضر می شود بدن خویش و زیبایی
های خدادادی خویش را به این و آن نشان دهد، و همه انسانیت خویش را در بدن و
موی خویش خلاصه کند، و خوراک چشمان هرزه بعضی در جامعه کند و این خود اوج
ضعف فرد را می رساند که به اینجا ختمش کرده است، و ما هم با خوش خیالی،
همه هزینه های فردی و اجتماعی و مالی را روی آنها زوم کرده ایم ( البته هر
چند اکثر قریب به اتفاق بی حجاب ها نیت و مقصودشان این نیست، بلکه خود به
خود و در روندی با شیب تند، به گسترش شهوت و هوی و هوس در جامعه کمک شایانی
می کنند)
در این موضوع بدترین اتفاقی که می افتد، خوش خیالی و
امیدواری ما به با حجاب های جامعه است، و البته نه همه آنها، بلکه آن دسته
از با حجاب ها که طبق سنت و قوانین خانوادگیشان، عرف اجتماعشان، و یا دلایل
متعددی دیگر که ممکن است، حتی نظارت برادری مقید و مومن نیز باشد، مجبور
به محجه بودن هستند و حتی نه، به حجاب عادتی از سر یک کار عادی کرده اند،
و به محض ورود به شرایط جدید و یا برادشته شدن قیدهای ذکر شده، به فردی بی
حجاب تبدیل می شوند.
پس رشد بی حجابی وقتی اتفاق می افتد که ما با
حجاب ها را رها کرده ایم و همین طور آمار در حال رشد بی حجابی را نظاره می
کنیم، و برنامه ریزی برای نجات آنها می کنیم، غافل از اینکه بی حجاب ها از
آسمان و از کرات دیگر نیامده اند، بلکه اینها همان گروه از باحجاب ها
هستند که در اصل حجابشان از سر عادت و "بیحجابی پنهانی" بوده اند !!!
پس،
بستن خط آتش در این محور و جلوگیری از بی حجاب شدن باحجاب ها، اولین کاری
است که باید انجام گیرد، وقتی توانستیم، با حجاب ها را نسبت به موقعیتی که
دارند و ارزش حجابی که رعایت کرده اند توجیه کنیم و آنها را از دستبرد آتش
ویرانگر نجات دهیم، و خط آتش را ببندیم، آنوقت می توانیم با کمترین کارها
در زمینه حجاب، بهترین نتایج را بگیریم.
بی حجابی در جامعه ما، با
بی فکری بعضی و توجیه نبودن بعضی، می رود که به سلیقه و اختیار تبدیل شود،
غافل از اینکه سوای قوانینی که بی حجابی را بی قانونی می داند، خداوندی
هست که بارها و بارها در قرآن کریم و از زبان ائمه اطهار(ع)، حجاب را ثواب،
و بی حجابی را سوای از گناهی کبیره بودن آن، موجب اضمحلال جامعه می شناسد.
به این اعتقادیم که، تا اتحادی در این موضوع در کشور صورت نگیرد؛ و
کارها به صورت دور از هم و جزیره ای اداره شود و هر کس ساز خود را بزند،
نتیجه ای جز آنچه می بینیم، عایدمان نخواهد شد…
خدایا، به آنها که در
این محور فعالیت می کنند، بینش، تعقل، اتحاد و تقوی؛ به آنها که حجاب
دارند، قدرت قدرشناسی و عمل به وظیفه، و به آنها که حجاب را به عنوان
قانونی قرآنی و خدایی نپذیرفته اند، شعور و درک پذیرفتن این تاج بندگیت به
زن را، اعطا کن…
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
بعضی حرف ها را نمی شود رودرو یا به قول امروزی ها فیس تو فیس گفت ! حتی بعضی از حرف ها را نمی شود در بالای منبر گفت ! دلیلش هم این می تواند باشد تا یکمی بیشتر حرف می زنید سریع به سخنران انگ این که خودش این کاره است می زنند ! یا این که ! محترمانه می گویند ! اخوی ! شما و خواهران !
نه ! از زمانی که خداوند متعال این موجودات با احساس را آفرید . دامنه ی مشکلاتی که خیلی راحت می شوند حل کرد را نیز کنارش قرار داد!!!
خب ! ازآنجایی که یک عده از خواهران و دختران جوان این کره ی خاکی ! به هر دلیلی از جمله عدم داشتن اطلاع درست از تفکرات جنس محکم مخالفش و این که آن جنس قوی الجسه چه افکاری در ذهنش با دیدن هر یک از این موجودات که نام زن را بر خود یدکش می کشند ! می کند ! نمی دانند و یا یک عده از این خواهران ما از سر لجبازی های شاید بتوان گفت بچه گانه ! حرف حساب را بی حساب می دانند !!! نمی شود به راحتی یک حرفی را زد !
خب این تا اینجای کار!
از این جا به بعدش را فقط خواهرانی بخوانند که پارچه ایی مشکی رنگ را بر سر خود می اندازند و اسمی مقدس را بر آن نهادند یعنی چادر ...
پس مخاطبان ما مشخص شدند ! یک عده از برادرانی که خواهر یا دختر یا همسری چادری دارند و یک عده از خواهرانی که چادری هستند !
چادر حجاب کاملی است و هیچ پوششی جای چادر را هم نمی گیرید ! اما از آنجا که بشر از آغاز خلقتش همیشه دوست داشته یکسری از قوانین الهی را به نفع خود تغییر بدهد و برای آن تغییر دلایلی بیاورد که شاید در نگاه اول انسان با خودش می گوید فلانی حق داشته ! ولی با گذشت زمان می بیند که این دلایل همش یکسری توجیحات غیر عقلانی بوده است ! می فهمد که چقدر برای خودش گناه درست کرده است !!!......
بعضی از چادری های ما فکر می کنند اگر چادر را سر کنند ! باید از آن طرف آن جذابیت زنانه شان هم حفظ شود ! نه خداوکیلی به جمله ایی که نوشتم توجه کردید ؟ جذابیت زنانه !
بعضی از خواهران چادری فکر می کنند اگر چادرشان براق باشد ! مشکلی ندارد ! حالا جالب تر این که وقتی از آن خواهر می پرسید چرا چادری براق را سر کرده اید می گوید : می خواهم شیک دیده شوم ! یا این که می گوید فلانی اصلا چادر سر نمی کند ! من که چادر سر می کنم هر چند هم رنگش براق باشد که مشکلی نداره !!!
مشکل این دسته از خواهران این است که گناه خود را با گناه کردن دیگران توجیه می کنند ! مثل این ماند که اگر یک نفر دزدی کرد بهش بگوییم چرا دزدی کرده ایی ؟ طرف بیاید بگوید : چون فلان نفر از جایی دزدی کرده ! پس من هم دزدی می کنم !
بعضی از چادری ها ! فکر می کنند که اگر چار سر کنند و ازآن طرف با چهره ی کاملا آرایش کرده خود را در جامعه نشان دهند ! پس گناهی ندارند ! مطمئن باشید گناه این دسته از خواهران از کسانی که با مانتو می چرخند اگر زیاد تر نباشد ! کم تر نیست !
نمونه اش در بعضی از شهر های مذهبی ما کم نیستند که دخترخانم چادر اش مشکلی نداره ولی اهل آرایش کردن است ! یکی نیست به این خواهران بگه آرایش برای کی ؟؟؟؟؟؟
دسته ی دیگر از خواهران ما وقتی چادر را سر می کنند ! اصلا سر نمی کنند ! مثل شنلی بر روی گردن یا حتی بر روی همان سر نگه می دارند و تمام لباس های زیر چادر مانتو وشلورشان ! معلوم است ! این دسته از خواهران فکر کرده اند نیت از چادر سر کردن ! فقط این است که صرف داشتن چادر باشد ! نخیر ! زهی خیال باطل !
به قول یک بنده خدایی از این مداحان گفته بود ما اصلا حریف این چادری ها نمی شویم ! بنده خدا راست هم گفته !
این ها اگر دانسته باشند فقط دارند نعوذبالله خدا را مسخره می کنند ! و اگر نمی دانند خدا هدایتشان کند....
بعضی از چادری ها ! خیلی راحت ! هر لباس و مانتو و شلواری را با هر رنگی می پوشند ! از آن طرف چادر سر می کنند ! و جالب تر آن که به حجاب خودشان هم افتخار می کنند .... خواهر من ! کجای کار هستید ؟
بعضی از چادری ها هر روسری با هر رنگی سرمی کنند ! و دوباره باقی داستان !
اصلا این ها معنی چادر را فهمیده اند ؟
دسته ی دیگر از چادری ها ! شاید حجابشان هم کامل باشد و شاید هم نباشد ! چادری به سر دارند ! ولی در ارتباط با نامحرم ! کاملا غلط عمل می کنند !
این ها همان دسته ایی هستند (دسته ی بالا) که وقتی به یک خانم بدحجاب می گوییم حجابت را درست کن و حفظ کن ! خانم بدحجاب سریع این دسته از چادری ها را مثال می زند که بله فلان دختر چادری ! هم چادر داره و هم با پسران و جنس مخالف راحت حرف میزنه و حیا را رعایت نمی کنه !
خب ! گناه این دسته از چادری ها که در ازتباط با نامحرم ! حد و حدود را به درستی رعایت نمی کنند ! چقدر است ؟
خواهر من ! چادر زمانی حجاب است که شما را از دید نامحرم حفظ کن ! حجاب زمانی کامل است که نه اهل آرایش باشید و نه لباس هایی چسبان و رنگی از زیر چادر نداشته باشید ! حجاب زمانی به مرحله ی نتیجه دهی می رسد که وقتی نامحرمی شما را دید بتواند بگوید این خانم با این حجاب دارای این درجه از ایمان است .....
حجاب کامل
چادر نباید زینت حساب شود ! چادر باید حجاب بودنش حفظ شود...
حضرت فاطمه (س) هم چادرش به نوعی بود که حجابش را کامل می کرد و هم در بحث حیا جدی بودند....
داشتن چادر صرف داشتن حجاب کامل نیست !
یک درد و دلی هم با خواهرانی دارم که در فضای مجازی و گرافیک مشغول به کار هستند این است که می بینم وبلاگ ها و وب سایت هایی برای ترویج حجاب. چادر را بد معنی و بد تبلیغ می کنند !
مثلا زیر پوستر های تبلیغ حجاب نوشته بودند با چادر زیبا تر دیده می شوی!!!! یا این عکسی از یک دختر زیبا می گذارند که چادر به سر دارد ! یکی نیست به این ها بگیود حاضر هستید عکس خودتان یا خواهران یا همسرتان را هر چند چادری برای تبلیغ مثلا حجاب در اینترنت و کار های گرافیکی پخش کنی ؟
یا مثلا طوری از حجاب تبلیغ می کنند که هر کس چادر دارد مسلمان است و هر کس چادر ندارد و هر چند مانتوی مناسب و مقنعه ایی خوب دارد !!!! فکر کند مسلمان نیست !!!! این خودش به جای این که آن دختر غیر چادری را جذب چادر و حجاب کامل کند ! بیشتر دفع می کند !
یا این که طوری تبلیغات می شود که آن خانمی که حجاب خیلی بدی دارد(بی حجاب) سختش باشد چادر سر کند ! یعنی چه ؟ یعنی این که جذب خانم های بدحجاب باید پله پله باشد ! یعنی اگر آن خانم بدحجاب فقط موهایش بیرون است طوری به او بقبولانند که طرف قلبا قبول کند موهایش را بپوشاند و....
حرف زیاد است....
همین.....

بنی امیه و و پیروانش با چادر مشکل داشتند!
مگر نشنیدید چگونه چادر از سر اهل حرم می کشیدند عصر عاشورا...
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
دست ها را به دور زانوهایمان
گره کرده ایم و چانه بر سر زانو گذاشته ایم. این پایین سرد است و ما لباس
بر تن نداریم. می گویی: مگر نگفتم او در کمین است؟ مگر نشانتان ندادم آنچه
با گذشتگانتان کرد؟
ما تنها تو را می نگریم. صدا از هنجره ها بیرون نمی آید. عرق سرد بر پیشانی ها نشسته و ما مبهوت گذشته و نگران آینده ایم.دوباره صدایمان می زنی: فرزند
آدم! من تو را از مکر دشمنت آگاه کردم. گفتم که او و قبیله اش هر آینه در
کمین تواند و منتظر تا تو را همچون پدر و مادرت از بهشت من بیرون کنند. تو
در رضوان من بودی و من از بندگی تو راضی. چه شد که کفران نعمت کردی؟!
در ذهنمان می گذرد که پاسخ دهیم ما او و قبیله اش را ندیدیم که در کمین نشسته اند.
نگفته تو می گویی: مگر خود به شما نگفتم که او شما را از جایی می نگرد که شما او را نمی بینید.سرها به پایین می اندازیم. می
خواهیم گریه کنیم. یاد لباس هایی می افتیم که برایمان فرستادی. اول اولش که
در بهشت رضایت تو بودیم لباسی فرستادی تا زشتیهایمان را بپوشاند. بار اول
که از تن بیرونش کردیم انگار چیزی در درونمان ریخت. ما که نمی دانستیم
چیست. تو خودت گفتی حیاست. گفتی که حیا پرده های توست. مبادا لباس از تن
بیرون کنی چرا که پرده هایت می ریزد. بعد دوست داشتی ما را زیبا ببینی.
لباس را زینت ما قرار دادی.

بعد دیدی ما در برابر مکر او
که به ما می نگرد ناتوانیم، گفتی بیایید این لباس تقواست. به تن کنید تا از
حیلهاش در امان بمانید. یادمان است آن قدر همیشه در گیر و دار همان لباس
اول بودیم که لباس تقوا یادمان رفت. همین شد که از صراط افتادیم. می گفتند
عبور از این پل، لباس تقوا می خواهد که ما نداشتیم. رد نشدیم. از پل
افتادیم؛ و حال، نشسته ایم آن پایین، پایین صراط، بی لباس، بی زینت و تو را
می نگریم.
یا بَنی آدَمَ قَدْ
أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ
التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ
یَذَّکَّرُونَ (اعراف ،۲۶)یا بَنی آدَمَ لا
یَفتِنَنّکُمُ الشَّیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنَّهِ یَنزِعُ
عَنهُما لِباسَهُما لِیُریَهُما سوآتِهِما اِنَّهُ یَراکُم هُو وَ قَبیلُهُ
مِن حَیثُ لا تَرَونَهُم انا جَعَلنا الشَّیاطینَ اولیاءَ لِلَّذینَ لا
یومِنون (اعراف،۲۷)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب برای زن مسلمان یک ارزش محسوب می شود. ارزشی که علی القائده از
یک اعتقاد و باور عمیق سرچشمه می گیرد. بر مبنای این باور، حجاب به عاملی
برای مصونیت زن مسلمان تبدیل شده و تحت هر شرایطی نیز از ان دفاع می کند.
از
همین روی در جامعه ای که بر مبنای ساختار حقوقی اسلامی اداره می شود
انتظار محتمل این است که زنان در چنین جوامعی بدون هیچ اجبار و یا محدودیتی
از حجاب استفاده کنند.اما اتفاقی که افتاده و
غیر قابل انکار است آن است که پس از گذشت بیش از سه دهه از استقرار نظام
جمهوری اسلامی همچنان باید پلیس باشد تا حجاب رعایت شود و یا اینکه در مورد
حجاب این پلیس است که حرف آخر را می زند. یک دوره چکمه ی زنان نماد تبرج
می شود و سالی دیگر ساپورت ملاک بد حجابی.
به طور
مقطعی و رندوم نیز ماشین های گشت ارشاد در مناطق مختلف حضور می یابند و
زنانی را با پوشش های مختلف به داخل ماشین های گشت ارشاد می برند و به
ارشاد آنان می پردازند و بعد رهایشان می کنند و فردای دیگر "روز از نو
وروزی از نو".
این شده مساله ی حجاب که همچنان
بعد از 35 سال همچنان دستور کار بخشی از نیروی انتظامی ماست. گویی در این
35 سال این همه مبادی آموزشی و منابر و ... نتوانسته اند زنان ایران را آن
طور که متولیان امر می خواهند تغییر دهند که هیچ، بلکه اوضاع به قدری وخیم
است که همه ی زنانی که در ایران با اجبار گشت های ارشاد شالی به سر می کنند
به محض خروج از ایران آن چنان حجاب را کنار می گذارند که هر بیننده ای
انگشت حیرت به دهان می گیرد.
با این مقدمه آن چه
غیر قابل انکار است آن است که نه تنها روش های سلبی در این بیش از سه دهه
به نتیجه نیانجامیده بلکه به نظر می آید در گاهی مواقع به واکنش هایی نظیر
نهضت چکمه پوشی و ... نیز انجامیده است. این صورت مساله ی حجاب در ایران
امروز است.
در واقع به باور نگارنده تنها رویه ای
که می تواند نگاه به حجاب را در ایران اسلامی تغییر دهد اقدامات ایجابی و
نه سلبی است. اقداماتی که از یک سو به نیاز های نسل جوان دختر ایرانی پاسخ
متناسب دهد بلکه خود را با آیین ها و رسوم ایرانی که ریشه در فرهنگ دیرین
ما دارد تطبیق دهد.
بنابر این نمی توان برای همه ی
مناطق ایران یک نسخه پیچید و همه را مجبور کرد از یک پوشش استفاده کنند.
ضمن آن که این پوشش نیاز به تنوع و جذابیت نیز دارد.امروز
حجاب در کشور ما نه تنها به اقدامات ایجابی احتیاج دارد بلکه باید از تنوع
رنگ ها و الگوهای نوین بهره گرفت. رنگ هایی که همه رنگ های خداوند است و
برای شاد زیستن انسان به عنوان اشرف مخلوقات باید از آن ها بهره گرفت.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
عده ای تصور می کنند حجاب برای زن، محدودیت و حصاری است که خانواده و
وابستگی شوهر برای او ایجاد کرده. در حالی که در بینش قران کریم، حجاب زن
تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن
مربوط به مرد نیست تا بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا
اعضای خانواده رضایت بدهند .
بلکه حجاب زن، حق الهی است لذا در جهان
غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و
همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می کند اما در اسلام
چنین نیست .
زیرا حرمت زن، نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه حق برادر و فرزندانش می باشد .
همه این ها اگر رضایت بدهند قران رضایت نخواهد داد چون {حرمت و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است }
یعنی حیثیت زن، حریم خداوند است. خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه
آفریده تا معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر جامعه ای این درس رقت و
عاطفه را ترک کند و به دنبال غریزه و شهوت برود به همان فسادی مبتلا می شود
که در غرب ظهور کرده .
زن به عنوان امین حق الله از نظر قران، مطرح است
یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خداوند سبحان که حق خود اوست، به زن
داده و فرموده :
این حق مرا به عنوان امانت حفظ کن .(1)
(1)برگرفته از سخنان آیت الله جوادی آملی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب پرچم اسلام است و زنان پرچمدار آن هستند و از این رو قرآن در سوره
حج آیه ۳۲ می فرماید: هر کس شعائر خداوند را تعظیم کند این امر نشانه پاکی
قلب و تقوای درونی است.
در ملل مختلف مثل ایران باستان، قوم یهود و هند قبل از اسلام، حجاب وجود
داشته، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و بوسیله اسلام در عرب پیدا
شده است و همچنین حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما بوده حتی پدران
و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شده اند.
بدون شک در عصر ما که بعضی آن را عصر آزادی جنسی گذارده اند و برخی بی
بند و باری را جزئی از آزادی می دانند سخن از حجاب گفتن برای برخی ناخوشاید
است. ولی مفاسد بی حساب و مشکلات و گرفتاری های روزافزونی که از این آزادی
های بی قید و شرط بوجود آمده سبب شده که تدریجا گوش شنوایی برای این سخن
پیدا شود.
اسلام می گوید کامیابی های جنسی اعم از آمیزش و لذت گیری های سمعی و
بصری و لمسی مخصوص به همسران است و غیر از آن گناه و مایه آلودگی و ناپاکی
جامعه می باشد که فلسفه حجاب چیز مکتوم پنهانی نیست، زیرا برهنگی زنان،
پیامدهایی همچون آرایش و عشوه گری و امثال آن همراه دارد و مردان مخصوصا
جوانان را در حال تحریک دائم قرار می دهد، از این رو اسلام تشویق به ازدواج
می نماید.
آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و
از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است. در محیطی
که حجاب است دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان
مخصوص یکدیگر است. ولی در بازار آزاد برهنگی که عملا زنان به صورت کالای
مشترکی در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد و
خانواده ها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می شوند.
گسترش دامنه فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع از دردناک ترین پیامدهای بی
حجابی است. حدود پوشش زنان و مردان به ویژگی های جسمانی آنها مربوط می
شود. جاذبه های شدید جنسی بدن زن و موهای او که از جمله زیبایی های وی به
شمار می روند اقتضا دارد که پوشش کامل خود را رعایت کند.
هر عقل سلیم آنچه را که برای انسان مایه کرامت و حفظ از انحرافات و
بیهودگی ها و پوچی ها است موجب استواری انسان می داند و آنچه را که باعث
فساد اخلاقی و پیامدهای شوم برهنگی می شود آن را مذموم و ناپسند می داند.
عقل چون چراغی تابان است که زشتی ها و نیک ها را نشان می دهد و عوامل
خوشبختی و بدبختی را مشخص می کند. وقتی به فلسفه حجاب می نگریم، می بینیم
حجاب از عوامل خوشبختی است و موجب سلامتی و تکامل فرد و جامعه می گردد و
برهنگی و بدحجابی باعث انحطاط و پیامدهای شوم می گردد.
خصلت “حیا” یکی از شعبه های عقل است وجود حیا در انسان، او را به سوی
حفظ پوشش و عفت دعوت می کند و برعکس بی حیایی و بی حجابی که از شعبه های
جهل است انسان را به برهنگی و بی عفتی و زیست عروسکی فرا می خواند.
فواید و آثار پوشش برای زنان
- پوشش ، زن را برای همسرش بیمه می کند و او را برای بیگانگان شجره ممنوعه می سازد.
- پوشش مرز خودی و منطقه ممنوعه، جهت بیگانه است.
- پوشش سپری در مقابل رهزنان عفاف است و موجب کمانه کردن تیر زهرآگین چشم ناپاکان می شود.
- پوشش اعلام عشق انحصاری است و بیانگر ارزش گرانبهایی است که چون طلا در پوشش پیچیده است.
قرآن مجید حجاب را عامل طهارت قلب و روح معرفی می کند و چنین می فرماید:
و هرگاه از زنان پیامبر متاعی را می خواهید، پس آن را از پس پرده بخواهید
این کار برای طهارت و پاکی قلوب شما و ایشان بهتر است.
حجاب، لباس حضور نزد پرورگار است. خداوند حجاب را برای زن واجب نموده تا
این امر درونی با حفاظ بیرونی محفوظ گردد و زن برای انجام وظائف طبیعی و
اجتماعی خود مهیا شود. به همین جهت آنگاه که زن در پیشگاه معبودش حاضر می
گردد و به نماز می ایستد تا با خدایش سخن بگوید می بایست حجاب را به طور
کامل رعایت نماید تا نماز و نیایشش صحیح بوده و مقبول قرار گیرد.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
وقتی
که عقربه های ساعت، عدد نه را نشان می دهد، مریم و مرجان که چند ساعتی را
مقابل آیینه به ارایش مو و صورت خود پرداخته اند به همراه مادر و احتمالا
خاله و سایر دختران فامیل و در و همسایه راه خیابان های شهر را در پیش می
گیرند تا به اصطلاح در عزاداری سالار شهیدان شرکت کنند. در این میان اما
تنها نکته ای که به آن فکر نمی کنند این است که برای حضور در مراسم عزاداری
باید مناسک آن را هم به جای اورد تا لاقل ظاهرشان شبیه به زمانی نباشد که
به عروسی می روند!
وقتی جایگاه صاحب مجلس رعایت نمی شود
اگر دخترکان و زنان بزک کرده پیش از حضور در مراسم عزاداری عاشورا، برای لحظه ای به جایگاه بزرگمردی بیندیشند که در سالگرد
یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از
دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک
مشکلی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و
خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند
شهادت جوانمردانه اش حضور دارند، شاید کمی
به خود آمده و دست از این آرایش ها و پوشش های نامتناسب بردارند. اما مثل
اینکه دهه محرم برای عده ای بهانه ای برای برگزاری کارناوال های شبانه و
پوشش و آرایش های نابهنجار و نامناسب شده است تا به این بهانه در خیابان
های حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند.

موی بلوند و پوست برنزه در ردای مشکی
یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی
از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال
کوچک مشکی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و
خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند.
این حضور بی پرده اما بیش از اینکه در راستای عزاداری باشد، می تواند توجه
عزاداران را به سوگواری خالص دور کند.
وقتی نظارت خانواده ها کمرنگ می شود
یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به
وقوع می پیوندد این است که برخی از دختران و پسران نوجوان به بهانه حضور
در مراسم عزاداری ، ساعاتی از شب را که در سایر روزهای سال بدون حضور
خانواده نمی توانستند بیرون از خانه به سر ببرند، در خیابان های سپری می
کند و در خلا نظارتی خانواده ها ممکن است در خیابان های شلوغ شهر در چنین
شب های گرفتار روابطی بشوند که در ادامه خطراتی را برایشان در پی داشته
باشد.
آشنایی های خیابانی و شب های محرم
یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به
وقوع می پیوندد، آشنایی های خیابانی است که به واسطه بیرون ماندن های
شبانه دختران و پسران اتفاق می افتد، اشنایی هایی که در بیشتر موارد به
دوستی های مقطعی و دور از نظارت خانواده های می انجامد و به آسیب های
دنباله داری را برای خانواده های و نوجوانان به دنبال می آورد و همین مسائل
است که لزوم نظارت بیشتر خانواده ها به حضور شبانه فرزندانشان در این
خیابان ها را پر رنگ تر می کند.
تب مانکنی در شب های محرم
البته در کنار دختران و زنان بدحجابی که
در مراسم اگر دخترکان و زنان بزک کرده پیش از حضور در مراسم عزاداری
عاشورا، برای لحظه ای به جایگاه بزرگمردی بیندیشند که در سالگرد شهادت
جوانمردانه اش حضور دارند، شاید کمی به خود آمده و دست از این آرایش ها و
پوشش های نامتناسب بردارند.
عزاداری سالار شهیدان دیده می شوند، بسیار
هم هستند پسرانی که با مدل های موهای آنچنانی و لباس های نامناسب در این
مراسم شرکت می کنند، چه عزاداران درون دستجات که به زنجیرزنی و سینه زنی می
پردازند و چه پسرانی که با ظواهری که بیشتر برای خودنمایی آراسته شده راه
مراسم غزاداری را پیش می گیرند و انگاری بیش از اینکه به دنبال سوگواری
باشند، قصد جلب توجه از تماشاگران غیرهمجنس خود دارند. این روزها هم در
میان پسران جوان عزادار امام حسین بسیارند پسرانی که با مدل موهای فشن و
لباس های تنگ و نامناسب تنها برای تماشا کردن و تماشا شدن قدم در خیابان ها
می گذارند.
لزوم فرهنگسازی رسانه ای در خصوص حجاب
به رغم برخوردهای سلبی نیروی انتظامی در
مسئله حجاب در قالب گشت ارشاد و طرح های امنیت اخلاقی اما در نهایت این
برخوردها نتوانست تاثیر چندانی بر روند بی حجابی دختران و بانوان بگذارد و
هنوز هم که هنور است، اگر ترس از گشت ارشاد و پلیس و دستگیری نباشد، بی
حجابی بسیار پر رنگ تر در معابر عمومی شهر دیده خواهد شد. زمان محرم هم
استثنایی برای این مسئله همیشگی نیست و در این میان نه نیروی انتظامی که
نهادهای فرهنگسازی مانند رسانه ها هستند که باید تمهیدی بیندینشد تا خود
دختران و زنان به نسبت به لزوم حجاب و تاثیر آن در مصونیت در اجتماع اگاهی
پیدا کنند، نه اینکه با ارعاب و تهدید مردم را به نوع خاصی از حجاب مجبور
شوند.
این شب هایی که مردم با یاد سالار شهیدان
در مراسم عزاداری امام حسین شرکت می کنند و در میان این گریه ها و عزاداری
ها به دنبال حاجت خود می گردند، چه بهتر است که جوانان هم برای حضور در این
محافل کمی رعایت صاحب مجلس را کرده و با پوشش و حجابی در این مجلس حضور به
هم برسانند که بتوانند به بهترین نحو از ثواب این شبها بهره مند شوند.





منبع:نکته نیوز
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
مقابل آئینه می ایستم
روسری ام را محکم می بندم
به رسم حیایی که با الهامی فطری در یافته ام
که حجابم نه ارج نهادن به خویشتنم وجایگاهم که حفظ جلالم است و جمالم...
روسری ام را محکم می بندم
که حجابم وسیله ای است برای گسستن بند های اسارت نفس ورهایی...
مقابل آئینه می ایستم
چادرم را بر سرم می کشم ؛ ساده امّا زیبا
که چادرم پرچمی است که برتارک وجود خویش بر افراشته ام که آزادم از بندهای شیطانی درونی وبیرونی
چادرم را بر سرم می کشم؛ ساده امّا زیبا
که چادرم نردبانی است که مرا به قرب می رساند؛راهی ست به سوی کوی دوست
چادرم را بر سرم می کشم؛ ساده امّا زیبا
که غنچه تا وقتی پوشیده است ؛از گزند آفات در امان است و باز که می شود هر تیر مسمومی را باید به جان بخرد.
روسری ام را محکم می بندم
که هرگره روسری، حلقه زنجیری است محکم برپای استعمار ؛ سد نفوذ ناپذیری در مقابل طغیان اقیانوس هوسرانی ها
و حجاب ...حجاب با چادر...حجاب برتر...هویت من است،شناسنامه اصالت من...
که
هرگز روح عفت وعصمت از من جدا نیست...که من،جرعه نوش باده حجاب، بر سر
پیمانم با خدایم استوار مانده ام که تن به وسوسه شیطان ندهم و به یاد دارم
همیشه که پدرم گفت:
گل از رنگ و لعابش پیداست
و زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
آخر این درد را به کجا باید برد که در جامعه امروز هنوز مرد نماهای
بیوجدانی پیدا میشوند که زن را به جرم آنکه نتوانسته غذا خوب درست کند و
کوکوئی که بر سر سفره آورده به اصطلاح پف نداشته و درست جا نیافتده بوده،
آن چنان کشیده میزنند که پرده گوش زن پاره میشود و مدتها از گوش او
چرک میآید و در مورد دیگر میشنویم با صندلی زن را مورد حمله قرار
میدهند و استخوان کمرش را میشکنند، به جرم آنکه خانه را به درستی نظافت
نکرده است و بسیاری از به اصطلاح پدرها، برادرها و همسرها به خود اجازه
میدهند که زن را از سوادآموزی و ادامه تحصیل باز دارند و در
صندوقخانهها زندانی کنند و با وجود این ادعای مسلمانی، حزب اللهی، پیروی
از خط امام را نیز داشته باشند!!
راستی مسئولان نظام جمهوری اسلامی
در رابطه با فجایع و جنایاتی که هر روز در گوشه و کنار کشور نسبت به زن
روا میشود که یکی دو نمونه کوچک آن را در بالا یادآور شدم، چه فکر
کردهاند و چه راه حلی برای آن در نظر دارند؟ آیا مطبوعات و رسانههای
گروهی نظام جمهوری اسلامی در این زمینه مسئولیتی دارند و اصولا مسئولیتی
احساس میکنند؟ آیا برای بالا بردن رشد فکری و فرهنگی جامعه و وظایف مرد و
زن در برابر یکدیگر، مطبوعات و رادیو ـ تلویزیون به وظایفشان عمل کرده و
حقایق را بازگو ساختهاند و حقوق زنان را مورد بررسی قرار داده و تشریح
کردهاند؟ آیا مسئولان نظام جمهوری اسلامی که مسئولیت دفاع و حمایت از
مستضعفان را بر دوش دارند، در رابطه با حقوق زنان که مستضعفان و مظلومان
تاریخند مسئولیتی بر دوش ندارند؟ و نباید در برابر مظالم و فجایع برخی مرد
نماهای عقدهای، جانی و تبهکار از زنان بیپناه و بیدفاع حمایت کنند؟
آیا در این نظام راهی و جایی برای بازگو کردن هزاران درد و رنج و محرومیت
زنان محروم و ستمدیده وجود دارد؟ آیا دولتمردان ما بر این باورند که با
رفتن چند زن به مجلس مشکله زن حل شده و زن به حقوق اسلامی خود دست یافته
است؟ ... آیا پاسخی برای این «آیاها» وجود دارد. اگر وجود دارد میلیونها
نفر از محرومان جامعه و مستضعفان تاریخ و انسانهایی که انسانیت در درون
آنان زنده است، آماده شنیدن آن هستند، اما در رابطه با مقالات «منشی زن،
سوغات غرب» و «زن و محیط کار» لازم است نکاتی خاطرنشان گردد:
1.
تردیدی نیست که گماردن زن به عنوان منشی، سکریتر، وردست و پادو برای آقایان
از ارمغان تلخ جهان غرب و توهین به مقام و شخصیت زن است و زیر پا نهادن
کرامت انسانی او به شمار میآید و باید تا حد امکان از آن دوری گزید، لیکن
جان کلام این جاست که مخالفت با این کار، روی چه دید و انگیزهای و از چه
راهی صورت میپذیرد؟. فراموش نکنیم که اگر انتخاب منشی زن، تحقیر شخصیت
زن و از بین بردن کرامت انسانی اوست، مخالفت با آن با این دید که «قرار
گرفتن زن در کنار مرد، مفاسدی به دنبال دارد» و «اصولا نباید گذاشت زن و
مرد نامحرم در کنار هم کار و فعالیت کنند» تحقیر زن و مرد و توهین به
شخصیت هر دوی آنان است، زیرا این دید و دلیل میرساند که زنان و مردان
جامعه ما در پایهای از انحطاط، بیفرهنگی، بیارادگی، کوته فکری و خلاصه
ضعف ایمان قرار دارند که نمیتوانند با سلامت روح و نفس در کنار یکدیگر
قرار بگیرند و برای حفظ آنان از لغزش جز آنکه آنان را از یکدیگر دور سازیم
و میان آنان پردهای آهنین بکشیم راهی نداریم...
ما به جای آنکه در
اندیشه قانونگذاری برای جداسازی پرسنل زن و مرد از یکدیگر باشیم و
بخواهیم با چماق قانون و با فشار، مشکله زن و مرد را حل کنیم (که هرگز
نخواهد شد) بکوشیم که فرهنگ جامعه را رشد دهیم، آگاهی و بینش اسلامی زن و
مرد را بالا ببریم تا تحول فکری و اخلاقی در جامعه پدید آید و اندیشهها
از مسائل نفسانی، شهوانی و حیوانی انصراف پیدا کند، مغزها به کار بیافتد و
قوای روحانی و ملکوتی رشد و نمو نماید، در این صورت پیش از هر کسی خود زن
به وظیفه، مقام و مسئولیت اسلامی و انسانی خود پی میبرد و از آلت دست
شدن، «شیء» شدن و به صورت کالا عرضه شدن با سرسختی و استواری مبارزه
میکند و از اعمال و رفتارهایی که دون شأن و شخصیت اوست، دوری میگزیند و
نیز مرد به رسالت اسلامی و انسانی خود بهتر آشنا میشود و درمییابد که
حقوق و موقعیت زن در چه پایهای است و برخورد اسلامی و انسانی مرد با زن
باید چگونه باشد و از آلت دست قرار دادن و سوءاستفاده کردن از موقعیت زن،
پرهیز میکند و در چنین شرایطی میتوان دل خوش بود که با فرهنگ منحط
استعماری مبارزه شده و فرهنگ اسلامی جایگزین آن گردیده است.
اما اگر
بنا باشد که با مشکله زن و مرد در جامعه فقط با گذاردن قانون و با تهدید و
ارعاب و با شعار: «مرگ بر بیحجاب» و با زدن و بستن برخورد شود و مرد و زن
جامعه از نظر فکری، روحی و اخلاقی با تمام وجود با فرهنگ استعماری غرب خو
داشته باشند، نه تنها مبارزهای با فرهنگ استعماری صورت نگرفته است بلکه
برعکس با ایجاد عقده در جامعه، فرهنگ غربی را ریشهدارتر و پایهدارتر
میسازد.
باید سوگمندانه به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که برخورد
ناموزون و زشتی که در کوچه و خیابان با زنان در مورد حجاب صورت گرفت،
جریان بیحجابی و بدحجابی را ریشهای ساخت و حل آن برای دراز مدت دشوارتر
کرد. اگر بیحجابی و بدحجابی و انتخاب منشی زن، از آثار فرهنگ استعماری و
ارمغان جهان غرب است، باید دانست که برخورد خشونتآمیز و زورمندانه با آن
نیز از آثار فرهنگ طاغوت و شاهنشاهی و یادگار دوران رضاخانی است که
متأسفانه در برخی از مردم این کشور هنوز وجود دارد که هر مسأله و مشکله را
با چماق و سرنیزه میخواهند حل کنند.
از تنظیمکنندگان و نویسندگان
عزیز مقاله «منشی زن، سوغات غرب» میپرسم: شما که به حق آرزوی زدودن فرهنگ
استعماری و جایگزینی فرهنگ اسلامی را دارید، آیا در شرایطی که مرد آمادگی
فکری و ذهنی برای انتخاب منشی زن داشته باشد و نیز زن از منشیگری نه تنها
باکی نداشته باشد و کسر شأن خود نداند بلکه به آن افتخار بورزد و فقط
قانون مانع و و جلوگیر این کار باشد، میتوان این را مبارزه با فرهنگ
استعماری پنداشت؟ یا برعکس استبداد دینی است که ضرر و زیانش به مراتب از
مفاسدی که انتخاب منشی زن ممکن است به بار بیاورد، بیشتر است.
البته
من این حقیقت را انکار نمیکنم که نباید گذاشت تا روزی که فرهنگ عوض نشده
جامعه در فساد و تباهی غوطهور باشد، باید جلو آن را گرفت، لیکن چنین مباد
که فکر کنیم اگر زن و مرد را در محل کار و درس از هم جدا کردیم و میان
آنان دیوار کشیدیم، با فرهنگ استعماری مبارزه شده و مشکله زن و مرد برای
همیشه حل و فصل شده و جامعه اسلامی سالمی پدید آمده است. باید دانست اگر
جامعه دچار بیفرهنگی باشد و آگاهی و بینش اسلامی به حد کافی در آن جامعه
وجود نداشته باشد، جدا سازی زن و مرد نه تنها فرهنگ استعماری را از بین
نمیبرد و فساد را کاهش نمیدهد، بلکه به صورت دیگری تداوم میبخشد و
ریشهدارتر میکند. به ویژه آنکه شرایط زندگی امروزی به گونه ای است که
جدا سازی زن و مرد، به سبک گذشته که زن هرگز قدم از خانه بیرون نمیگذاشت و
با مرد نامحرم روبهرو نمیشد، کمتر امکان پذیر است. فرضا بتوانیم در
بعضی دوایر دولتی و ارگانهای انقلابی، محیط کار را از زن و مرد جدا سازیم،
در بیمارستانها چه باید بکنیم که زن به عنوان نـرس، بهیار، پرستار و....
ناچار است با دهها مردی که بیمارند، یا پزشکیارند و یا پزشک و کارمند
بیمارستانند، در ساعتهای مختلف شب و نیمه شب و روز، سر و کار داشته
باشند؟ در دانشگاه چه باید بکنیم که خواهر دانشجو به طور روزانه با استادش
در تماس و گفتگوست؟ در کوچه و بازار چه باید بکنیم که هر روز از از مسیر
معینی برای رفتن به محل کار یا درس در رفت و آمد است و با کسبه، فروشنده و
رانندهای که در آن مسیر قرار دارند، خواه ناخواه برخورد و سر و کار
دارد؟ در مورد خانم خانهدار چه باید بکنیم که همسرش از بام تا شام گرفتار
کار اجرایی است و نمیتواند خرید خانه را انجام دهد و زن ناچار است به
طور روزانه با نانوایی، بقالی، خواربار فروشی، لبنیاتی، قصابی، اتوشویی،
خیاطی، کفاشی، بزازی و غیره سر و کار داشته باشد؛ چه بسا نسیه بگیرد و عقب
افتادن بدهی را تقاضا و توجیه کند؟ ممکن است پاسخ دهید که در موارد
ناچاری و ضرورت اشکال ندارد و ما هم نوشتیم. لیکن باید دید آیا میتوان
پذیرفت که وجود فساد در هنگام ضرورت اشکال ندارد و فقط باید با آن برای
موارد غیر ضروری مبارزه کرد؟ اگر ما اصل را بر دور بودن زن و مرد گذاشتیم
و معتقد شدیم ارتباط زن و مرد مفسدهانگیز است، دیگر موارد ضروری و
غیرضروری، نمیتواند عذر موجهی باشد.
بنابراین دور داشتن زن و مرد
نامحرم از یکدیگر در محل کار و غیره، نه عملی و نه راهحل اساسی مشکله
است؛ بلکه باید با رشد فرهنگ اسلامی و به کار انداختن مغز و اندیشه جوانها
و دور داشتن آنان از هوسرانی، این مشکله را حل کرد و از سقوط آنان در
منجلاب فساد و فحشا جلوگیری به عمل آورد.
البته اگر زن یا مرد
نامحرمی چه در محل کار یا در کوچه و بازار و یا در کلاس درس و یا در محیط
خانه به علت بیفرهنگی و بیایمانی دچار لغزش بودند، باید به شدت از ارتباط
آنان با یکدیگر جلوگیری کرد و آنان را از هم جدا و دور ساخت، لیکن برعکس
اگر رشد و آگاهی اسلامی جامعه بالا بود و مردم از ایمان و تقوای لازم
برخودار بودند، نه تنها زن و مرد نامحرم میتوانند در محیط واحدی کار
بکنند و یا درس بخوانند، بلکه زیستن آنان در خانه خلوت نیز از نظر اسلام
بیاشکال است. نظر اسلام این است که اگر زن و مرد دارای فرهنگ و تقوای
اسلامی بودند، رشد یافته بودند، خوی انسانی و ملکوتی آنان بر خصلت حیوانی
آنان غلبه داشت، نه تنها میتوانند در کنار هم و دوش به دوش یکدیگر کار
بکنند و درس بخوانند بلکه در صورت لزوم میتوانند در خانه واحدی سکوت
گزینند. در رساله عملیه امام مدظله چنین آمده است:
«بودن مرد و زن نامحرم در جای خلوت مکروه است و احتیاط شدید در ترک آن است... »
توضیح المسائل امام خمینی ـ ص 99 ـ مسأله 889
اصولا
امام در کلیه مواردی که به معاشرت و ارتباط زن و مرد نامحرم با یکدیگر
مربوط میشود، جواز را بر عدم مفسده منوط میفرمایند: نگاه کردن مرد به
صورت زن نامحرم و نگاه کردن زن به صورت مرد نامحرم، در صورتی که مفسده
نداشته باشد، جایز است، سخنرانی زن در برابر مرد نامحرم در صورت نبود
مفسده اشکال ندارد، کار کردن و درس خواندن زن و مرد در یک محل در صورت
نبود مفسده بلامانع است. باز بودن گردی صورت و دست زن در صورتی که مفسده
نداشته باشد، بیاشکال است و... (دستخط مبارک امام در این موارد پیوست
میباشد)
تکیه امام روی «نبود مفسده» به این نکته برمیگردد که جامعه
در چه مرحلهای از رشد فکری و تقوا و ایمان قرار دارد اگر فرهنگ و ایمان
مردم در پایهای باشد که زن و مرد بتوانند برخورد سالم، «مشروع» و بیغرض
داشته باشند، دیگر به جداسازی و کنترلهای دست و پاگیر نیازی ندارد، اما
اگر جامعه در تب بیفرهنگی و بیایمانی میسوزد و دچار «مرض»های روحی و
انحرافات اخلاقی میباشد، به ناچار باید در ارتباط زن و مرد نامحرم کنترل
بیشتری به عمل آید.
و امروز بسی مایه افتخار است که در سایه تعالیم
انقلاب اسلامی برادران و خواهران ما در مرحلهای از رشد، تقوا، ایمان، صفا
و صداقت هستند که نه تنها در محیط کار و تحصیل از هرگونه لغزش و خطایی
مصون هستند بلکه کم نیستند زن و مرد نامحرمی که در ساختمان در بسته و
بیمانع شبها و روزهایی را گذراندهاند و به جرأت میتوان سوگند یاد کرد
که حتی اندیشه خطا و گناه در ذهن آنان حتی برای لحظهای راه نیافته است.
و
در شرایطی که زن و مرد این کشور، در سایه ایمان و اخلاص و بینش اسلامی، در
راه اسلام و برای اسلام، از همه ارزشها و خواستههای مادی خود چشم
پوشیده و با ایثارگریها و حماسهآفرینیهای خود، صحنه شکوهمند زندگی
مسلمانان صدر اسلام را در خاطرهها زنده کرده است. بحث و گفتگو روی این
موضوع که باید محل کار زن، از مرد جدا باشد و امثال آن، توهین به این
مؤمنان پاکباخته و سالکان راه خدا و شهید پروران خداجوست.
2. دیر
زمانی است که توطئهای گزنده و خزنده به منظور بیرون راندن زن از صحنه
انقلاب اسلامی در دست اجراست. دشمن به خوبی دریافته است که اگر زن از صحنه
بیرون رانده شود، بیرون راندن مردها از صحنه به آسانی صورت میپذیرد، چون
در آن صورت این زن است که با اشک، آه و ناله، عزیزانش را از رفتن به
جبههها و ایثارگریها، بازمیدارد و به درون خانه میکشاند. دشمن از
حماسه آفرینیها و از خود گذشتگیهای زنان صدر اسلام که در مکتب انسانساز
پیامبر بزرگ اسلام تربیت شده بودند، کاملا باخبر است و نقش آنان را در
فراگیر شدن اسلام در جزیرهالعرب، دریافته است و نیز میداند که همان زنان
مسلمان، پس از رحلت رسول اکرم، آن گاه که به اسم دین از صحنه کنار گذاشته
شدند، چه نقشی در شکست نهضت حسینی ایفا کردند و چگونه دست عزیزان خود را
گرفتند و از اطراف حضرت مسلم بن عقیل در کوفه پراکنده ساختند. دشمن با چشم
خود دیده است که انقلاب اسلامی ایران با ورود زنان به صحنه، فراگیر شد و
به پیروزی رسید و اطمینان دارد تا روزی که زنان در صحنه هستند، بیرون
راندن ملت ایران از صحنه انقلاب امکانپذیر نباشد. از این رو، میبینیم که
دو جریان برای بیرون راندن زن مسلمان و انقلابی، از صحنه، هم زمان در دست
اجرا قرار دارد:
الف ـ واداشتن زنان به بیبند و باری، بد حجابی، آرایش زننده و فساد و فحشا.
ب
ـ تبلیغات گسترده و مرموزانه مبنی بر اینکه وظیفه دینی یک زن مسلمان خانه
نشینی، بچهداری و تأمین آسایش همسر و دوری گزینی از نامحرمان است. باید
دانست که تعصبات خشک و جاهلانه عناصر ناآگاه و مقدسمآب در پیشبرد این
جریان، نقش مؤثری دارد و امروز بعضی از جوانان به ظاهر حزب اللهی در
شرایطشان برای ازدواج، عدم کار و فعالیت در اجتماع را به دختر پیشنهاد
میکنند و با شعار «خواهر، سنگر تو خانه است»! میکوشند که خواهران را از
رسالت مقدسی که در برابر انقلاب اسلامی بر دوش دارند، باز بدارند.
ما
منکر نیستیم که سنگر زن، خانه نیز هست و آن روز که زن رسالت مقدس مادری را
بر دوش دارد، باید در خانه بنشیند و فرزندان صالح، متعهد و مکتبی در
دامان خود پرورش دهد؛ لیکن بازداشتن زنهایی که مسئولیت مادری را بر دوش
ندارند از فعالیت اجتماعی و سیاسی خیانت به آرمان انقلاب اسلامی است و کمک
به توطئه دشمن است.
با توجه به این توطئه و جریان خزنده باید هوشیار
بود که مسائل زن و مرد، به گونهای مطرح نشود که دشمن بتواند از آن در جهت
بیرون راندن زن از صحنه سیاست بهرهگیری کند.
3. از خطرهایی که
امروز جامعه اسلامی ما را تهدید میکند، این است که برخی از مردم،
متأسفانه به خود اجازه میدهند که در مسائل و احکام اسلام طبق پندارها و
باورهای شخصی و موروثی قضاوت و اظهارنظر کنند و آنچه به نظر آنان ناروا و
نادرست است، حرام بخوانند و آنچه با نظر و ذوق و سلیقه آنان جور است، جایز
بدانند؛ از جمله در مسائل و وظایف زن میشنویم و میخوانیم که مثلا «حجاب
شرعی فقط چادر است»، «سخن گفتن زن با مرد نامحرم جز در حد ضروری جایز
نیست»، «کار کردن یا درس خواندن زن با مرد نامحرم در یک محل و یا در یک
کلاس حرام است»، «فعالیت زن در اجتماع اشکال دارد» و... و... و...
این
بدعتگذاری و دخالت دادن آرا و عقاید شخصی، ضربههای جبران ناپذیری به
اسلام میزند و جامعه را از راه اسلام راستین و پیروی از ولایت فقیه منحرف
میسازد و به خط انحرافی و استعماری «اسلام منهای روحانیت» میکشاند، از
این رو، باید به طور جدی و اصولی با این جریان مبارزه کرد و اجازه نداد که
دشمنان انقلاب اسلامی با سوءاستفاده از اندیشههای واپسگرایانه و
ارتجاعی زمینه را برای پیاده کردن تز شیطانی «اسلام منهای روحانیت» که
امروز لیبرالهای خود باخته کشور ما هواداران پروپا قرص آن هستند، فراهم
سازند.
امروز دشمنان دیرینه اسلام و جهانخواران غرب و شرق برای پیاده
کردن تز شیطانی «اسلام منهای روحانیت» از دو جناح بهرهبرداری میکنند:
جناح روشنفکر مآب و لیبرال که برآنند اسلام را با اسمهای وارداتی تطبیق
دهند و جناح مقدس مآب و متعصب و به فرموده امام «جاهل متنسک» که به علت
باور داشتن یک سلسله موهومات و خرافات و باورهای واپسگرایانه همواره
رویاروی علما و فقهای اسلام ایستادهاند و هر دو جناح دانسته یا ندانسته
در خدمت استکبار جهانی قرار دارند و تیشه به ریشه اسلام میزنند.
مردم
حزب الله، متعهد و مکتبی باید هشیار باشند که اندیشههای موروثی، شخصی و
خانوادگی را در مسائل اسلامی دخالت ندهند و پا از خط ولایت فقیه فراتر
نگذارند تا از انحراف و لغزش در امان باشند.
در مقاله «منشی زن، سوغات غرب» میخوانیم:
«در اسلام توصیه و تأکیدهای مکرر بر این امر است که زن و مرد نامحرم در اجتماع حتیالامکان از یکدیگر دور باشند...!!»
این
موضوع در خور بررسی و تحقیق است که آیا به راستی نظر اسلام این است که در
اجتماع حتیالامکان زن و مرد نامحرم باید از یکدیگر دور باشند؟ (حتی در
صورتی که هیچ مفسدهای نداشته باشد) یا این نیز از پندارهای شخصی است که
به اسم اسلام ارائه میشود؟! امید است چنین مباد!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
زیباییش غیر قابل انکار بود ولی به لطف آرایشی که کرده بود و رنگ و لعاب بیشتری که به آن داده بود.
لحظاتی نگاهش کردم ولی نگاهم نکرد انگار فقط دوست داشت دیگران نگاهش
کنند. سن کمی داشت و در داروخانه مشغول به کار بود. غرورش در حد دکترها بود
نه یک دختر صندوق دار نوجوان. به لطف این زیبایی کاذبش که چهره معصومش را
پوشانیده بود اعتماد به نفس عجیبی داشت.
آرامش با آرایش؟
چه بلایی بر سر خودمان آورده ایم؟ شده ایم جامعه ای که بر طبق آمارهای
مختلفش دختران ما از سن راهنمایی یا حتی پایین تر دست به دامان لوازم آرایش
شده اند. اگر نگاهی به آمار وحشتناک استفاده از لوازم آرایش در ایران
بیندازیم حساب دست مان می آید یا بهتر است بگویم حساب از دستمان در می رود.
مطمئنا خانواده به عنوان نخستین مأمن ماست و این همانقدر که نکته مثبتی
است می تواند در جهت منفی فاجعه به بار بیاورد، مخصوصا کسانی که در نقش
مادر یا خواهر یا خاله هستیم نقش مهمی در به بار نشستن این فاجعه داریم.
وقتی کودک معصوم مان را به بهانه تولد یا عروسی آرایشی هر چند ساده (البته
از دید خودمان) می کنیم آنها را در مسیری تعیین شده و البته خطرناک قرار
داده ایم.
دختر بچه هایی که به لطف ماهواره و حتی رسانه های خودمان (چرا راه دور
برویم) و نیز آموزش مستقیم از طریق ما بزرگترها از همین الآن به فکر تناسب
لباس با گیره مو و لاک خود هستند و مدت ها روبروی آینه خود را برانداز می
کنند در آینده به کجا خواهند رسید؟ بهتر است این حرف کلیشه ای را تکرار
کنیم که کسی مخالف زیبایی نیست ولی افراط و تفریط زنگ خطری جدی است که گوش
ما آن را نمی شنود و چشم های ما از دیدن خطرات آن غافل است.
شاغل بودن پدر و مادر و مشکلات اقتصادی و دور شدن روابط عاطفی و تأثیر
گرفتن مستقیم کودکان از رفتارهای غلط ما و جو اجتماعی و رسانه ها و دنیای
مجازی جذاب و خیلی از عوامل دیگر در این فاجعه دخیلند ولی آنچه که همیشه از
همه پر رنگ تر است نقش خانواده است بعنوان زیربنای شکل گیری شخصیت کودکان
مان.
زمانی که الگوپذیری در سنین پایین رخ می دهد حتی وقتی صحبت کردن ما و
تعریف و تمجیدهایمان محدود به زیبایی ظاهری می شود همچنین قضاوت درمورد
نحوه آرایش و ستایش از لباس های متفاوت و به روز و عدم توجه به کمالات
نفسانی و اخلاقی موجب می شود که یک مفهموم در ذهن کودک شکل بگیرد و آن
اینکه همه انسانیت به همین لباس زیباست نه اخلاق و حیا و ایمان! توجه به
ظاهر و رنگ و لعاب ها همه ذهن کودک را احاطه می کند و خدا و اعتقادات کم کم
از زندگی ها رخت بر می بندد.
اینجاست که الگوی دخترهای ما می شود بازیگران و هنرپیشه ها و ملکه های
زیبایی وحتی رفقایی که همه این خصلت ها را داشته باشند و اینها شخصیت های
دوست داشتنی و گاه دست نیافتنی بچه های ما می شوند. اصلا با توجه به این ها
خیلی از عقاید هم رنگ می بازند و خیلی از تعاریف عوض می شود.
اگر ایمان و حیا و عفت و اخلاق حسنه دیگران تحسین ما را برانگیزد مطمئنا
برای دخترهای ما نیز همین مسایل الگو می شود و مورد توجه قرار می گیرد.
فضای اجتماعی به گونه ای شده که دختران بدون آرایش آرامشی ندارند و اعتماد به نفس آنها در گرو عمل های زیبایی و آرایش و پوشیدن لباس های رنگارنگ است.
وقتی جای خدا در جامعه ای خالی است و اثری از خدا در امور مختلف زندگی
نباشد زندگی به طوری رنگ می بازد که باید رنگ و لعاب مصنوعی وارد کرد و
رخنه های زنگار گرفته دل را با آن پوشاند.
این یک پیام بازرگانی نیست:
از همین اکنون به فکر فردای کودکان باشید. این تبلیغات حساب پس انداز آتیه برای فرزندان نیست بلکه هشداری جدی است!
در دنیایی که پیدا کردن دوست و آدرس و قرار و مدار گذاشتن ها و صحبت
کردن ها از آب خوردن هم ساده تر است باید به فکر یک بیمه برای فرزندانمان
باشیم. بیمه ای که حد و مرزها را نشان دهد و بیاموزد که ارزش انسان به چیزی
است که به آن عشق می ورزد. توجه به این موضوع که هر کس با هر چه دوست
داشته باشد مطرح خواهد شد، چه در این دنیا چه در آخرت. کسی که عشقش خداست
ارزشش به اندازه مسائلی است که محبوب خداست و برای آن شمارشی نیست.
امام علی علیه السلام در نهجالبلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ
امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»؛ «ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست
میدارد»
حال کسی که عشق به گناه و معصیت داشته باشد در چه جایگاهی قرار می گیرد؟
به آنها بیاموزیم که ثارالله چرا لقب امام حسین است؟ خونی که آنقدر شرافت و
ارزش پیدا کرده که تنها با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است.
آشنایی کودکان مان با قرآن و احادیث و روش زندگی بزرگان دین مان همان بیمه ای است که تضمین کننده خوشبختی و سعادت اصلی آنهاست.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

فایده
اصلی حجاب همان جمله روانشناس فرانسوی است که میگوید اگر زنان غرب
میدانستند زنان مسلمان در قالب فرهنگ عفاف و حجاب، جرعه جرعه بندگی خدا
مینوشند و در خلوت انس با خدا قرار گرفته و تمرین تقوی میکنند، هرگز آنها
را به خاطر حجابشان سرزنش نمیکردند.
زیباترین
دلیل برای حجاب این است که خدا آن را لباس بندگی خود نامیده است و به عقیده
ما در جامعه کنونی علاوه بر اینکه باعث رعایت یک حکم الهی فردی
میشود، از طرفی نوعی تبلیغ نیز میباشد. تبلیغ این جمله که (من خدا را
دوست دارم).
زنان
محجبه در زمان کنونی تابلوی من خدا را دوست دارم، را در دست گرفته اند و هر
قدمیکه در قاب چنین پوششی بر میدارند نوعی جهاد در راه خداست.
ما در
امور دنیوی بین خوب و خوب تر، همواره خوب تر را انتخاب میکنیم ولی چه
میشود که بعضی از افراد وقتی به خدا میرسند بین خوب و خوب تر، خوب را
میپسندند. در اکثر جلساتی که داشته ایم، حتی زنانی که چادر به سر نداشته
اند اعتراف دارند که چادر نسبت به بقیه حجابها خوب تر است. ولی چرا خوب تر
را انتخاب نمیکنند؟!!

شايد لباس را زود به زود بشود عوض كرد يا خانه را فروخت ولي «فرهنگ» و «اخلاق» هويت ماست.
نبايد به اين زودي و سادگي، شخصيت و هويت خود را بفروشيم و عوض كنيم.
براي مقاومت در برابر سيل تهاجم فرهنگي بايد «سدّ ايمان» زد و از مرز عقيده و و اخلاص و فرهنگ حجاب و
عفاف نگهباني كرد.
خودباختگان در برابر فرهنگ بيگانه، به راحتي «خدا» را هم ميبازند.
برگهي «هويت» خود را گم نكنيم!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
شهدا چفیه داشتند... من چادر دارم...
من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است...

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند... من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود... من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...
آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند... من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...
آنان چفیه را سجاده می کردند و به خدا می رسیدند... من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...
آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند... من وقتی چادری می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...
آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم و اشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...
آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...
آنان سرخی خون شان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادر سیاهم را
محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
هیـــس! وقتی میشنوی میگن اُمُل!
وقتی میشنوی میگن کلاغ سیاه..وقتی میشنوی میگن چادرنشین..
ســکوت نشانه ے وقــار و آرامشِِ توست...
چادُر یا جادُر!؟ بہ نظر می رسد تلفظ اصلی و صحیحِ چادر، جادُر بوده است!
جادُر "یعنی جای درّ و گوهر"

نه پاهایم 10 سانت از زمین بالاترند نه
موهایم 10 سانت از سرم بالاترند، من اینجا روی زمین زندگی میکنم! در جایی
که من زندگی میکنم، فقط ارزشهایم مرا بالا می کشاند، نه پاشنه کفش ، و نه
کلیپس مو..!!
هوا که گرم می شود ....بله؛ کار خانم ها سخت تر است، خب گرمشان می شود، بیچاره ها گناه دارند!!
پس
آیا جواز می دهید این را که ما می بینیم این روزها...یکی موهایش را به باد
داده و دیگری دست هایش را به بیعت شیطان سپرده و دیگرتر آنقدر آرایش کرده
که آدم نمی داند مانکن بوده آدم شده یا آدم بوده و مانکن شده؟؟
هوا گرم است؛ خیلے هم گرم!
رنگ مشکے گرما را جذب مے کند.
مے پرسد: حالا حتما باید چادر سرت کنے؟ آب پز نمے شے توے این گرما؟؟؟
مے گوید: اگر چادر سرم نکنم، بیشتر گرمم مے شود!
نگاه ها، گناه ها، داغ تر است.
نمے فهمد چه مے گوید. زهرخندے مے زند!
*کارے ڪہ برخاسته از عشق باشد، تحمل سختے اش هم شیرین است.

خدایمــآن ، ممنونیــمـ از شُمــا که در دُنیــآیت ،
نقش بــآنوی نجیب و پــاکدامن را به مــآ دادی
و رسـالت دین را بر دوش چــآدرمان گذاشتی ...
باشد که باشیم
و همــآنطور که می خواهـی نقشمـآن را اجرا کُنیــم ...
پند نوشت :: حجاب را از روے محبت به خدا انتخاب کن. نه از ترس جهنم.
آن وقت با تمام وجود مے فهمے، تحمل گرماے هوا، چه نسیم خنکے را نوازنده ے روحت خواهد کرد...
تمامـ ِ رنگ هاي دنيــا روسياه مـﮯ شوند!
وقتـﮯ سياهـﮯ ِ چادرم ، قد عَلم مـﮯ كند!
چـﮧ خوب مـﮯ دانستند قديمـﮯ تـر هآ: "بـالاتـر از سياهـﮯ رنگـﮯ نيست "
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
جاب و حیا دختر دیروز کجا ؟! و حیا دختر امروز کجا؟!
مادران امروز !!
زن مسلمان ایرانی که همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده
است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر
شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها
در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانى، در تمام عرصه ها به
موفقیت های بزرگی دست می یابند .
درست است که بسیاری از این ها بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست !
مادران فردا !!!
متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی
از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز
پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب
تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای
الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما
فاصله بسیار دارد.
ای مادر!
آیا پوشش امروز دختر تو ،نشان دهنده آینده فردای او نیست!؟
ما به کجا میخواهیم برویم!؟
چرا دیگر مادران این سرزمین به دخترانشان حجب و حیا فاطمه (س)
را یاد نمیدهند که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد
نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر
(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند….
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چادر یعنی هیچ وقت اجازه نمیدم مرز بین ما شکسته بشه...!
چادر یعنی من زنم ، به من احترام بزار !
چادر یعنی به راحتی نمیتونی منو به دست بیاری !
چادر یعنی به طرز فکرم اهمیت بده نه به اندامم!
چادر یعنی من فقط برای یک نفرم ...!
چادر یعنی امام زمان,هنوز کسایی هستن که منتظرت موندن...!
چادر یعنی من هنوز دنبال لذتم ( اما از نوع بهشتی)
چادر یعنی من میتونم خلاف جهت آب شنا کنم ...!
چادر یعنی انتهای یک نگاه هرزه ...! چادر یعنی شاید هیچ وقت نفهمی من چی میگم ...! چادرم،سند بندگی من..

عصاره ی گل نجابت
عصاره ی گل های عالَم ، تبدیل به « عطر » می گردد و در شیشه ی دربسته نگهداری می شود
اگر درِ شیشه ی عطر ، باز بماند ، عطرش می پرد و اگر کسی ، با حجاب و پوشش ، عطر عفاف خود را حفظ نکند ، از ارزش و اعتبار می افتد .
رایحه ی دل انگیز عفاف را نباید در مزبله ی نگاه های شیطانی ، رها کرد و گُل نجابت را نباید در دست پلید هوسبازان ، پرپر ساخت
چادر...؟
نمی دانم...
این توی که باید مراقب دنیای لطـــافـــــت یڪ زטּ باشی!!!؟!!!
««««یـــــــــــــــــــا»»»»»
او باید حواسش به حفظ حرمت و این همہ زیبای تو ؟

بعید می دانم مقابل نگاه مردم شهر و میان کوچه و بازار و محلههایش کسی با پوشیدن «ساپورت» در روز رستاخیز نیز «Support» شود!!! …
انتخاب با توست!!!! …
وقتی از حجاب میگیم پوششی کامل از یک زن کامل به ذهن میاد
وقتی حرمت هارو میشماریم وبه حجاب میرسیم واجبار رعایتش اونوقته که میزان احترام به حرمت خدا سنجیده میشه
همیشه شکر گذار اینم که یک زنم یک زن با یک مسولیت بزرگتر واضافی تر تا به خدا ثابت کنم که توانایی انجام این حرمتو دارم
وقتی احکام رو میخونیم حرمت هارو میسنجیم حرمت حجاب خیلی خاصه همه
میتونن دروغ نگن همه میتونن صادق باشن همه میتونن ادم درستی باشن که تو
احکام گفته
اما فقط کسی میتونه خاص بودن حجاب رو درک کنه که حریم انسانیت رو درک کنه این حرمت مختص یک زن کامله یک روح کامل

نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
زنان باحجاب زیباترین زناناند. برخلاف
جامعه غرب، وقتی که باحجاب باشی، مردم مجبور میشوند تو را به چشم انسان
نگاه کنند. حجاب باعث میشود که دیگران زن را کالا ندانند. حجاب باعث وقار
زن میشود و به او احساس آزادی میدهد، چون دیگر برده آزادیهای غربی نیست. زن باحجاب مثل مروارید است. ما زیبایی ظاهریمان را برای همه دنیا
به نمایش نمیگذاریم.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب و عفاف، خویشتنداری در مقابل تمایلات افراطی و هوای نفسانی است که ترویج آن در هر سازمانی ضروری است.فرهنگسازی حجاب و عفاف، شعاری نیست و ما برای برداشتن گام عملی در این
راه، اقدامات لازم را از درون خود آغاز کنیم.
ظاهرگرایی و مدگرایی از آفات جامعه امروزی است
حجاب و عفاف یکی از مهمترین
دغدغههای امروزی جامعه است که موجب برخی ناهنجاریها در جامعه شده است.حجاب و عفاف موجب
استحکام خانوادهها میشود که نشانه آن فروپاشی خانوادهها در غرب به علت
عدم توجه به موضوع حجاب است.بسیج همه ادارات در امر فرهنگسازی حجاب امری لازم برای
نهادینه کردن این فرهنگ مقدس در جامعه است که در این خصوص از بانک مهر
اقتصاد قدردانی میکنیم.
باید عوامل و ریشههای بدحجابی و بی حجابی را شناسایی و متناسب با آنها راهکار ارائه دهیم. برخورداری از مال و ثروت زیاد یکی از عواملی است که افراد و
خانواده را به سمت تجربه هر چیزی از جمله بیحجابی و بدحجابی میبرد.
عدم
آشنایی به مسائل مذهبی، عدم نهادینه شدن حجب و حیا، عدم پایبندی به موارد
اخلاقی و شرعی نیز از مسائل مهم در این زمینه است.
بدون شناخت فلسفه حجاب نمیتوان بدحجابی را درمان کرد
مشکل اصلی ما این است که فلسفه
حجاب و عفاف را به خوبی یاد نگرفتیم ولی میخواهیم در این حوزه وارد شویم.حجاب و
عفاف نیز مانند بحثهایی چون حقوق بشر و آزادی بیان در جامعه ترویج شوند. از سوی دیگر باید مسائل شرعی به صورت عقلانی بیان شوند.
حجاب رفتاری مهمتر از حجاب ظاهری است
امروز فلسفه غرب در جامعه کاربردی شده ولی فلسفه اسلام کاربردی نشده
است.
باید معماری محیط فیزیکی نیز متناسب با فرهنگ اسلام شود.
پوشش انسان در همه زمانهای تاریخ یک اصل
بوده و امروز نیز حجاب هم در پوشش و هم در رفتار باید عملیاتی شود.
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
سلامنام
من چادر است
..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است …روزگارم
بد است و از همه شما دلگیرم … شما
از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود …
از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم … وقتی
سیلی خورد ، در صورتش بودم ، وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد ، خونی شدم … خوب
میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد…و شما با من چه کردید ؟؟؟
شما کار را به جایی رساندید که میخواهند مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب
کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده …
از شماست که برماست …
شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با
من همین کار را کردید !
اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار
میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود …
عده ای مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر
چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود …
مرا وسیله
تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید …
مرا تبدیل به شنلی کردید
تا در میان سیاهی من ، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان بیشتر جلوه
کند …
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و
موهایتان را بیرون گذاشتید …
مرا به هر جایی بردید … از شانه به
شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر
…
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم
با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید …
به سیاهی
رنگم ایراد گرفتند … و شما سعی کردید مرا عوض کنید !!!
عده ای از شما به من مدل دادید ، تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل
مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم … مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و
اندامی کردید …
شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما
در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید
…
به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم
تبدیل به زینت کردید ، از زیر من روسری های رنگارنگ بیرون زدید و یادتان رفت برای
چه چیز آمده ام و اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم
…
شکایت شما را خواهم کرد …
به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن
و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ، به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی
به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد