نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها هزینه کردن، آن هم هزینههای آنچنانی برای مراسم ازدواج برای خیلیها توجیه پیدا کرده است و وقتی با برخی دوستان و آشنایان درباره ازدواج و هزینههای آن و برنامههای جانبی و مفصلش گفتوگو میکنی مواردی میشنوی که شاید باور کردنش برای خیلی از ما سخت باشداما واقعیت دارد.یک شب شادی به میمنت ازدواج دو جوان قطعا شبی به یاد ماندنی است اما بعضی اوقات تلخی آن در دل برخی جوانان باقی میماند.عروسی در زمانهای دور محفلی بود که در آن آشنایان و بستگان زوجین حضور مییافتند و با دعای خیر، آنها را به خانه بخت میفرستادند و همین مهمانان با هدایای خود باعث دلگرمی زوجین میشدند.اما امروز، تجمل و افراط به جایی رسیده که برخی جوانان با کلی وام و قرض از این و آن یا حتی بدون قرض فقط از سر شکم سیری، به استقبال هزینههای سنگین این مراسم میروند.
یکی از شیرینترین لحظههای خرید ازدواج، خرید حلقه است، حلقههایی که یک عمر برای یک زوج قرار است ماندگار باشد. برخی از جوانان به بهانه اینکه آرزو دارند و یک شب است و باید همهچیز اوکی باشد خود و خانوادهها را به زحمت میاندازند ولی به نظرم اصلا ارزش ندارد این همه به خودمان سختی بدهیم و این همه هزینه کنیم و غذا به شکم مهمانان بریزیم و آخرش هم کلی حرف و حدیث پشت سرمان درمیآورند که کم بود و زیاد بود، اینجا سرد بود، اینجا گرم بود، غذاش بینمک بود، ترشی نداشت، شیرینیها شون خشک بود، تر بود و... هزار داستان از یک شب درمیآید و یا از طرف دیگر میگویند چرا این همه هزینه کردند اگر مسافرت میرفتند بهتر بود و ال و بل و...
ازدواج یک سنت الهی است، زیرا خداوند انسان را زوج آفریده است، اما در اسلام نکاح به معنای نوعی خاص از ازدواج که به قصد مودت و رحمت و احسان است. به عنوان سنت اسلامی پیامبر اعظم(ص) مطرح میشود و ازعبارت «النکاح سنتی...» نکاح سنت من است پس هر کس از آن روبرگرداند از من و مسلمان نیست، فهمیده میشود که نوعی خاص از ازدوج مراد و منظور است که در چارچوب فلسفه و سبک زندگی قرآنی-اسلامی تعریف میشود.برای تحقق نکاح این سنت اسلامی میبایست نخست اصول و قواعد اسلامی ازدواج را شناخت و سپس براساس آن رفتار و عمل کرد. به نظر میرسد که آن چه در ایران اسلامی در جریان است اصولا با فلسفه زندگی قرآنی و سبک زندگی اسلامی در تضاد است؛ از همین روست که چنین رویهای درسنت ازدواج نه تنها نمیتواند اهداف و فلسفه اسلامی ازدواج را برآورده سازد بلکه به جای آن که اثر مثبت به جا گذارد اثر منفی و غیرسازنده دارد. وقتی رفتاری دوگانه با دو معیار و ملاک در زندگی نمود پیدا کند به طور طبیعی به فروپاشی و بحران کشیده میشود.
بسیاری از مسلمانان براساس این قاعده غلط «ایمان به بعض و کفر به بعض» عمل میکنند که از نظر خداوند تکه کردن قرآن و آموزههای آن است که نمیتواند تاثیر مثبت و سازندهای داشته باشد. در جایی که به نفع خودشان باشد به اسلام عمل میکنند و آن جایی که به نظر میرسد با هوی و هوسهای آنان ناسازگار است به سنت ملی و قومی و مانند آن تمسک میجویند و قوانین غربی و غیراسلامی را ملاک عمل قرار میدهند.
به عنوان نمونه جهیزیه جزو ضروریاتی است که مرد میبایست فراهم آورد، اما در ایران بر گردن زن و خانواده زن قرار داده شده است. البته زن میتواند در این امر کمک کند ولی نباید بر مرد منت بگذارد، چنان که پیامبر اعظم(ص) به زنانی که مالی را به خانه همسر میبرند تا در زندگی مشترک هزینه کنند، هشدار داده و میفرماید: «اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آن گاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت بگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین میرود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.
مهریهها در اسلام باید کم گرفته شود؛ زیرا مهریه کم به معنای ارزش ذاتی زن است و هرچه مهریه بیشتر و سنگینتر باشد معادله عکس میشود و از شوم و بدیمنی زن همان سنگینی مهریه اوست. پیامبر(ص) میفرماید: بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.«امام صادق(ع) میفرماید: «از برکات زن کمی مهریه اوست. و حضرت علی(ع) هم در تحلیل و چرایی سبک گرفتن مهریه میفرمایند: مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی میگردد.»پس خوشبختی را نمیتوان با مهریه سنگین به دست آورد، چنانکه با ریخت و پاش و اسراف هیچکس به خوشبختی نمیرسد و نرسیده است.
از نشانههای برکت زن آن است که خواستگاریش بیتکلف و آسان انجام گیرد. پس نباید در انجام خواستگاری و عقد و عروسیکاری کرد که موجب تکلف باشد بلکه باید به آسانی مقدمات عروسی و رفتن زوجین و خانه بخت را فراهم آورد. این که پیامبر(ص) برای ولیمه سفارش میکند و میفرماید: سور و ولیمه در پنج مورد است: 1- عروسی 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه. منظور این نیست که این مهمانی به اسراف و تبذیر کشیده شود؛ زیرا از نظر قرآن اسراف و تبذیر حرام بوده و خداوند مسرفان و اهل ریخت و پاش را دوست نمیدارد چنان که در آیه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف گفته است و همچنین در آیه 27 سوره اسراء آنان را برادران شیطان خوانده است. آن حضرت(ص) چنان که حضرت امام صادق(ع) فرموده در امر ولیمه دادن خیلی به سادگی توجه داشته و با یک غذای ساده و معمولی عامهپسند از مهمانان پذیرایی کرده است: پیامبر خدا صلیالله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه» دختر «حارث» ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.
اگر بخواهیم خانهای از مودت و رحمت ایجاد کنیم باید در مقدمات نکاح آن را مراعات کنیم، نه آن که کاری کنیم که خانوادهها تن به ازدواج ندهند و پسران گریزان شوند و خانواده دختر ماتم جهیزیه و خانواده پسر ماتم هزینههای سنگین تالارها و مراسم و تهیه مقدمات عروسی را داشته باشد. شکی نیست که هرگز با پول نمیتوان محبت خریدو آرامش را تامین کرد؛ چنان که خداوند به پیامبرش میفرماید اگر تمام ثروت زمین را هزینه کنی نمیتوانی مردم را به دور خود گردآوری و محبت آنان را به دست آوری، بلکه این محبت به سبب عنایت و رحمت الهی حاصل میشود. پس اگر کسی بخواهد به آرامش برسد و خانهای از مهر و مودت و محبت بنا کند باید به جای تجملات و هزینههای گزاف و تالار و جهیزیهها و مهریههای سنگین به سنت های دیگری عمل کند که باعث استواری بنای خانه و خانواده میشود.
در اسلام مسائل مهم رعایت واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات خیلی مورد تاکید و توجه قرار گرفته است و یکی از این مسائل مهم ازدواج است، که باید این چهار اصول فقهی در آنها اعمال شود. ازدواج یکی از بناهای مهم و سرنوشت ساز جهان است و خداوند در قرآن مجید و ائمه اطهار(ع) در روایات به آن اشاره کردهاند لذا هیچ بنایی شریفتر از بنای خانواده نیست و اگر هم گاهی در ازدواج ترس از فقر را داشته باشیم بیتردید حتما خداوند متعال افراد را بینیاز میکند.
در زمان معصوم(ع) معیار انتخاب همسر اخلاق و نماز بود اما امروزه متاسفانه معیارها عوض شده است. البته ناگفته نماند که آداب اسلامی سرجای خود هست ولی این ما هستیم که عوض شدهایم، ما باید خودمان را طبق روایات تنظیم کنیم تا زندگیها آسیب نبیند.متاسفانه در برخی از ازدواجها شاهد اسراف و ریخت و پاشهای آنچنانی هستیم که این تشریفات زیاد خواهناخواه محرمات را به دنبال میآورد. چرا که اسراف میشود و اسراف هم قطعا حرام است. از غذا گرفته تا هزینهها و مسائل دیگر و همین مسائل باعث شده که اصل ازدواج فراموش شود.
یکی از مهمترین امکاناتی که پس از هر انقلابی که رخ میدهد، شکل میگیرد بروز یک طبقه نوکیسهای است که آنها را به ثروتهای فراوان میرساند.در ادبیات عامه به این طبقه برژوا و نوکیسه میگویند و انقلاب اسلامی و جنگ هم از این قاعده مستثنی نبود و با نوکیسهها مواجه شد.در یک مقطع جنگ و مقطع سازندگی در بروز نوکیسهها مؤثر بود. در این دو مقطع فعالیتهای اجتماعی این طبقه باعث شد به ثروتهای نجومی برسند، اما چون فرصت استفاه صحیح از ثروت را نداشتند کشور را به یک مانور تجملمبتلا کردند و با خرید املاک مجلل و خودروهای گران قیمت و مراسم آنچنانی، ما نور تجمل را در کشور شروع کردند.
این پدیده به خودی خود مثل یک بیماری مسری به طبقات دیگر جامعه سرایت کرد و باعث ایجاد یک کشش نفسانی نسبت به تجملات بین افراد شد و متاسفانه روند این پدیده در جمهوری اسلامی پس از دوران سازندگی سرعت زیادی گرفت علت این سرعت علاوه بر پدیدههای اقتصادی و فرهنگی پس از دوران سازندگی در دوران اصلاحات هم تأثیر گذاشت و باعث شد که این خرده فرهنگبورژوازی با سرعت بیشتریتوسعه یابد و متاسفانه ابزار فرهنگساز ما مثل مطبوعات و صدا و سیما در زمان لازم خود واکنش درستی نسبت به این پدیده نشان ندادند و این فرهنگ لایههای خاص جامعه به فرهنگ غالب تبدیل شد و امروزه حتی در برخی اقشار مذهبی و خانوادههای متشرعهم رگههایی از این تجمل و اسراف را میبینیم.
به نظر می رسد راهکار اصلاح این روند فرهنگسازی پایه و ایجاد نفرت عمومی نسبت به مانور تجمل و نه ثروت سالم و صحیح است که باید شکل بگیرد. اما واقعیت میدانی جامعه نشان از یک گرایش افسارگیسخته به این دست از تجملات دارد.
جامعه امروز ایران هنوز این پدیده را به عنوان یک معضل و نقطه منفی نپذیرفته و فقط در برخی جوامع نخبگانی نسبت به این پدیده یک نگاه منفی وجود داردنسل بعد از ما و بچههای 12 ساله در حال حاضر تصوری که از ازدواج و رسم و رسوم آن دارند، تصوری غلط است که با تجملات عجین شده است ازدواج ساده را نمیتواند تصور کند و این خطر وجود دارد که جامعه به این سمت میرود که با تغییر نسل، یک فرهنگ نابود میشود. الان ازدواج در خانه و حسینیه و خانه همسایه، به افسانه و قصه تبدیل شده و این یک آسیب فرهنگی و گرایش به تجملات برای این نسل است.