حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
علل کاهش معنويت در خانواده
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

مهم ترين شاخصه هاي معنويت، باور به وجود خداوند سبحان، اعتقاد به معاد و تسليم در برابر فرامين الهي است. اگر اين امور به طور اعتقادي و عملي در رفتار و اعتقادات و عملکرد اعضاي خانواده وجود داشته باشد، مي توان فضاي خانواده را معنوي و روحاني دانست. امروزه با تغييراتي که در عرصه فرهنگ جهاني روي مي دهد، امور معنوي تا حدودي کمرنگ شده، گويي خانواده هاي امروز در معرض تغيير ارزش ها قرار دارند. در اين نوشتار، به بيان مهم ترين عوامل کاهش معنويت در خانواده مي پردازيم؛

الف - ضعف باورهاي ديني:
همه جهت گيري ها و اعمال انسان در زندگي، بر اساس باورها و اعتقادات اوست. اگر باورها در زندگي فردي و اجتماعي، بر اساس عقايد صحيح و در مسير اهداف آفرينش باشد، زندگي توأم با سلامت و سعادت خواهد بود. از مهم ترين اعتقادات در زندگي انسان که به طور مستقيم بر زندگي خانوادگي تأثيرگذار است، خداباوري، اعتقاد به معاد و در نظرگرفتن آموزه هاي ديني در مسائل مختلف زندگي است. بر اين اساس، مهم ترين عامل ضعف باورهاي ديني در خانواده را مي توان اين گونه برشمرد:


1- ضعف خداباوري: مهم ترين اعتقاد ديني، ايمان به خدا و احساس حضور او در تمام لحظات زندگي است. به تعبير قرآن، انسان مؤمن، همواره خدا را همراه و شاهد بر اعمال خود مي داند؛ وَنَحْنُ أقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛ و ما به او از رگ قلبش نزديک تريم. با اين بينش، تلاش مي کند همه رفتارها و زندگي خانوادگي را به سوي کسب رضايت خداوند سوق دهد. ويژگي هايي نظير توکل، صبر بر مشکلات، تسليم و رضا، همگي از آثار خداباوري در وجود انسان است که به خودي خود، فضاي خانواده را آکنده از معنويت و رابطه قلبي با خدا خواهد نمود. نبود اين اعتقاد يا ضعف آن موجب ترس از مشکلات، غم و اندوه، پناه بردن به پناهگاه هاي پوشالي و غيرخدايي مي شود؛ اما انساني که به صورت قلبي به وجود خدا و نصرت و ياري او يقين دارد، هيچ ياوري جز او براي خود نمي بيند؛ الهي وَرَبّي مَن لِي غَيرُک.


2- بي توجهي به معاد: يکي از باورهاي مهم ديني که نقش ويژه اي در توجه به مسائل معنوي در خانواده دارد، اعتقاد به زندگي پس از مرگ است. امروزه، با وجود پيشرفت هاي علمي و کاهش مشکلات زندگي، اضطراب ها و نگراني ها در خانواده ها رو به فزوني نهاده که بخشي از اين مشکلات، در اثر احساس بي هدفي و احساس پوچي در زندگي است. باور به معاد، موجب ايجاد انگيزه و تشويق افراد براي تحمل مشکلات و انجام وظايف خانوادگي و توجه به امور معنوي در فضاي خانواده است. قرآن کريم به پاداش هاي فراوان اخروي اشاره مي کند که در صورت باور قلبي به آن، افراد براي دستيابي به آن، مي کوشند تا رفتارهاي خود را در مسير رضايت الهي قرار دهند.گاهي ديده مي شود که افراد به دليل مشکلاتي نظير فقدان عزيزي يا معلوليت يکي از اعضا يا فقر اقتصادي، به گناهاني کشانده مي شوند که آنها را از صراط مستقيم دور مي کند يا لب به شکوه مي گشايند و به کفر و الحاد مي گرايند. باور به معاد در افراد موجب مي شود مشکلات دنيا را در برابر آخرت، محدود و گذرا بدانند و با بصيرت به آنها بنگرند.در عرصه خانوادگي نيز زن و شوهر به اميد ثواب الهي، صبر و تحمل مي نمايند و اين امر در فرايند استحکام بخشي خانواده بسيار مؤثر است. بر اين اساس، بايد زن و شوهر با آموزه هاي ديني آشنا شوند و خداباوري و معادگرايي را در فضاي خانواده حاکم نمايند و زندگي علي - عليه السلام - و حضرت زهرا - سلام الله عليها - را الگوي خود قرار دهند.

ب - جنگ نرم:
امروزه يکي از مهم ترين ابزارها براي تضعيف ثبات و امنيت اجتماعي و فرهنگي يک کشور، جنگ نرم است که تهديدي بزرگ به شمار مي رود؛ يعني براندازي نرم و تلاش دشمن براي تسلط کامل در ابعاد مختلف بر جامعه. درحقيقت، جنگ نرم عبارت از هر اقدام غير خشونت آميز است که ارزش ها و هنجارهاي جامعه را مورد هجوم قرار مي دهد تا در صورت پيروزي، به تغيير در الگوهاي رفتاري و خلق الگوهاي جديد منجر شود که با الگوهاي رفتاري نظام حاکم در تعارض است. حوزه تهديد در جنگ نرم، عرصه فرهنگي، سياسي و اجتماعي است و برنامه ريزي هاي موجود در آن محصول ذهن نخبگان و کارشناسان است که بيشتر از روش القا و اقناع بر ذهن و تفکر مردم تأثيرگذار است. از جمله ابزارهاي جنگ نرم در ايران عبارت است از:


1- ماهواره: اين رسانه، از قدرتمندترين رسانه هاي ارتباط جمعي در عصر حاضر است که مي تواند به راحتي مرزهاي ميان کشورها و قاره ها را درنوردد. در جامعه ايران با وجود هجمه هاي فرهنگي فراوان از سوي دشمنان، اين رسانه بيشتر به عنوان ابزاري ضد ارزش هاي ديني و اسلامي، جلوه دارد. از سال 2005 ميلادي به بعد، موج گسترده اي براي راه اندازي شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان ايجاد شد و در پي آن ده ها شبکه فيلم و سريال هاي جذاب، مد و لباس، برنامه هاي تلويزيوني موسيقي و هرزه نگاري، با هدف اثرگذاري بر مناسبات فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران به راه افتاد. از جمله اهداف اين برنامه ها که مخاطب اصلي آن خانواده ها هستند، عبارت است از: ترويج خشونت، عادي سازي روابط دختر و پسر، ترويج آزادي هاي جنسي، آسان جلوه دادن طلاق و شيرين نشان دادن زندگي پس از طلاق، عادي سازي خيانت همسران، بي بندوباري و نوشيدن مشروبات الکلي. همه اين امور، به معناي حذف دين و معنويت از عرصه زندگي است. همچنين تغيير در سبک  زندگي ديني، به ويژه حذف حجاب، از مهم ترين اهداف ماهواره محسوب مي شوند.

2- پايگاه هاي اينترنتي: استفاده از پايگاه هاي اينترنتي، امروزه به يکي از مهم ترين سرگرمي ها يا نيازمندي هاي افراد جامعه تبديل شده؛ هرچند اموري مانند ايجاد دولت الکترونيک و دسترسي به اطلاعات پژوهشي، يکي از آثار ارزشمند اين پديده است اما در کنار آن، اينترنت توانسته سبک زندگي بسياري از افراد را به شکل منفي تغيير دهد؛ زيرا دسترسي به مسائل غير اخلاقي، دوستي هاي اينترنتي و گسترش و رواج برخي مفاسد اجتماعي، از جمله پيامدهاي اينترنت است. يکي از مطالعات در مورد مسائل غير اخلاقي در چت روم ها نشان داد بيشتر کساني که با آنها مصاحبه شده بود، هنگام چت به مسائل جنسي و بحث در آن باره مي پردازند. متأسفانه بسياري از خانواده ها نظارت خاصي در مورد استفاده فرزندان و جوانان خود از اينترنت و ورود به پايگاه هاي مختلف ندارند. در اين شرايط، درحقيقت با قراردادن امکانات مختلف براي فرزندانشان و عدم نظارت کافي، موجب انحراف آنها مي شوند. بي ترديد يکي از مصاديق مهم نظارت والدين بر فرزندان، اين است که بر استفاده آنان از فضاي مجازي نظارت نمايند. قرآن فرموده: يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أنْفُسَکُمْ وَ اهْلِيکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ.

3- الگوسازي: يکي از اصول مهم روانشناسي تربيتي، الگوسازي است. دستگاه آفرينش با توجه به نيازهاي انسان در مسير کمال يابي، حس تقليد و همانندگرايي را در وجود بشر قرار داده است؛ به عنوان مثال، کودکان به طور ناخودآگاه، براي پُرکردن خلأ ذهني خود، از بزرگ ترها تقليد مي کنند و از آنچه در محيط زندگي رخ مي دهد، متأثر مي شوند. داشتن الگو براي رشد و تعالي، امري لازم و ضروري است. ازاين رو، قرآن کريم در برخي آيات، الگوهايي را براي تأسي بشر براي هدايت معرفي نموده است؛ از جمله فرموده: لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَة. همچنين نقش الگوهاي منفي را در ضلالت انسان نيز بيان کرده است: وَ کَذلِکَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ الاَّ قالَ مُتْرَفُوها انَّا وَجَدْنا آبائنا عَلي امَّةٍ وَ انَّا عَلي آثارِهِمْ مُقْتَدُون؛ و اين گونه در هيچ شهر و دياري، پيش از تو پيامبر انذار کننده اي نفرستاديم مگر اينکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند ما پدران خود را بر آييني يافتيم و به آثار آنان اقتدا مي کنيم. در اين آيه نقش الگويي والدين براي فرزندان به صراحت بيان شده است. امروزه جهان غرب با الگوسازي از برخي عناصر فاسد و قهرمان پروري هاي کاذب، سعي در جذب جوانان به سوي فرهنگ منحط غرب دارد. متأسفانه غرب در اين عرصه موفق بوده است؛ زيرا امروزه بعضي خانواده ها و جوانان، تحت تأثير اين الگوها قرار گرفته، به عنوان مثال، نوع لباس را آن گونه انتخاب مي نمايند که در غرب ارائه مي شود.

4- گسترش فرهنگ لذت جنسي: از جمله اموري که خانواده هاي غربي را به  شدت آسيب پذير نموده، گسترش بي بندوباري هاي جنسي است. تبليغ آزادي هاي جنسي، يکي از دستاوردهاي انسان محوري به جاي خدامحوري در جهان غرب است؛ به اين معنا که آدمي مي تواند خارج از هر چارچوب، تنها در بند غرايز زندگي کند. به دنبال اين تفکر، علاوه بر روابط نامشروع زن و مرد، شکل هاي ديگري از انحرافات جنسي مانند همجنس گرايي، در جهان غرب ايجاد شده و ناهنجاري هاي فرهنگي از طرق مختلف به ديگر کشورها تزريق مي شوند؛ در حالي که روابط انحرافي در جامعه، مشکلات بسياري را براي خانواده ها ايجاد مي کند. بر اساس فرهنگ اسلامي، به اشباع قانوني غريزه جنسي توجه شده و از لذت گرايي جنسي به معناي غربي آن نهي گرديده است.

ج - گسترش گناه:
يکي ديگر از مهم ترين عوامل عدم توجه به امور معنوي، گسترش گناه و معصيت در رابطه دوسويه خانواده و جامعه است. به تعبير قرآن کريم: وَ انْ لَيْسَ لِلانسانِ الا ما سَعي؛ و اينکه براي انسان، بهره اي جز سعي و کوشش او نيست. بنابر اين نمي توان انتظار داشت هنگامي که گناهاني نظير استفاده از مال حرام، گناهان جنسي و بي توجهي به انجام واجبات و ترک محرمات وجود دارد، فضاي خانواده توأم با معنويت و ياد خدا باشد. در برخي روايات به تأثير گناه در کاهش امور معنوي اشاره شده است. در روايتي آمده، شخصي از امير مؤمنان، امام علي - عليه السلام - سئوال کرد: چرا از شب خيزي و از خواندن نافله سحر محرومم؟ فرمود: تو مردي هستي که گناهانت، دست و پايت را به غل و زنجير بسته اند. امام صادق -عليه السلام - نيز فرموده: کسي که مرتکب گناهي شود، از نماز شب محروم مي گردد. به درستي که نفوذ اثر کار ناپسند در انجام دهنده آن، از نفوذ چاقو در گوشت سريع تر است.

د - دنياگرايي و تجمل پرستي:
در ساليان اخير، با رشد فناوري و افزايش رفاه طلبي، زندگي هاي ساده سنتي، تغييرات گسترده اي نموده، وسايل رفاهي گسترش يافته و بسياري از افراد جامعه به دنبال امکانات بيشتر و بهتر هستند. اين امر موجب اصل قرارگرفتن امور دنيوي در برابر مسائل معنوي شده است؛ در حالي که خداوند دنيا را در اختيار بشر قرار داده تا بتواند به وسيله آن توشه اي براي آخرتش برگيرد. در مورد واقعيت زندگي دنيوي در قرآن کريم آمده است: بدانيد که زندگي دنيا، تنها بازي و سرگرمي و تجمل پرستي و فخرفروشي در ميان شما و افزون طلبي در اموال و فرزندان است؛ همانند باراني که محصولش کشاورزان را در شگفتي فرو مي برد؛ [اما] سپس خشک مي شود؛ به گونه اي که آن را زرد رنگ مي بيني. اين آيه، ترسيمي براي برخي خانواده هاست که در تب و تاب کسب ثروت و تجمل گرايي قرار گرفته اند تا حدي که نه تنها خود، بلکه فرزندانشان را با سوق دادن در اين مسير، از فهم فلسفه اصلي زندگي چند روزه دنيا و امور معنوي محروم نموده اند. اگر چه گفته مي شود گرايش به معنويات جزئي از فطرت انسان است، اما به گفته استاد قرائتي اگر دهانه ظرفي به طرف آسمان باشد، باران در آن وارد مي شود؛ ولي اگر به طرف زمين قرار بگيرد، از نزولات آسماني بهره اي نخواهد برد؛ چنين است انساني که دهانه روحش به جانب ماديات باشد. بديهي است که از باران معنويت الهي بي نصيب خواهد بود.

ﻫ - اعتياد به مواد مخدر:
امروزه دانشمندان علوم اجتماعي رابطه منفي معنويت با احتمال مصرف مواد مخدر را در بسياري از تحقيقات خود به اثبات رسانده اند. نوجواناني که به اهميت نقش مذهب و معنويت در زندگي پي برده و در فعاليت هاي مذهبي شرکت مي کنند، از احتمال کمتري جهت ورود به رفتارهاي پُرخطر مانند سيگار کشيدن يا مصرف الکل برخوردارند. همچنين کساني که به مصرف مواد مخدر و استفاده از داروهاي روانگردان روي مي آورند، مفاهيمي مانند خدا، مسئوليت ديني و اعمال نيک، ميان آنها سست شده يا به طور کلي محو مي شود. مصرف کنندگان اين مواد به منظور تأمين مواد مخدر، خواه ناخواه مرتکب جرايمي مي شوند که معنويت، ارزش ها و امنيت اجتماعي را تهديد مي کند. اين گروه ها به طور طبيعي به معاشرت با افراد ناباب، حضور در مکان هاي آلوده و انواع جرايم مانند دزدي يا قتل سوق داده مي شوند. در اين شرايط، هيچ جايي براي دين و معنويت در زندگي آنها باقي نخواهد ماند.

ز - فقر:
يکي از ارکان مهم خانواده، بخش اقتصاد و تأمين معيشت است. به همين دليل، در برخي احاديث، برخورداري شوهر از دارايي نسبي، جزء معيارهاي همسرگزيني قلمداد شده است. البته با جمع بندي روايات مي توان ارزش هايي مانند قناعت، کم هزينه بودن زندگي و پرهيز از تجمل گرايي را در کنار تلاش براي تأمين رزق، جزء اولويت هاي زندگي قرار داد.

در روايتي آمده است:سبک بودن هزينه هاي زن، موجب برکت اوست. اما به هر حال، مشکلات مالي مي تواند باعث ايجاد دغدغه هاي ذهني باشد و بر اساس روايات، گاه مي تواند پايه هاي ايمان را به لرزه درآورد. امام علي - عليه السلام - در مورد تأثير فقر اقتصادي بر جنبه معنوي زندگي انسان، به فرزندش محمد حنفيه فرمود: فرزندم! از فقر بر تو مي ترسم. از آن به خدا پناه ببر؛ چرا که فقر، دين آدمي را ناقص و عقل و فکر او را مضطرب و مردم را نسبت به او و وي را نسبت به مردم، بدبين مي سازد. امروزه، به دليل مصرفي شدن خانواده ها و افزايش تجمل گرايي، گاهي ديده مي شود که مردان از عهده تأمين هزينه ها برنمي آيند. گاه بر اثر زياده خواهي ها، برخي به سوي درآمد حرام کشانده مي شوند که يکي از مهم ترين آسيب هاي اين مسئله و ورود لقمه هاي حرام به عرصه خانواده، گرايش به گناهان بيشتر است. امام صادق - عليه السلام - در اين زمينه فرموده: درآمد حرام، در فرزندان اثر [نامطلوب] مي گذارد [و هدايت آنها را دچار مشکل مي کند].

ح - برداشت هاي انحرافي از معنويت:
گاهي در خانواده ها ديده مي شود که برداشت هاي درستي از سبک زندگي اسلامي و معنويت وجود ندارد؛ به عنوان مثال ممکن است برخي زنان به رعايت کامل حجاب و عدم اختلاط با نامحرمان توجه چنداني نداشته باشند، اما به دادن نذري يا حضور در مراسم مذهبي علاقه مند باشند. اين امور، نتيجه شناخت ناکافي و غير صحيح از سبک زندگي ديني است و يا اينکه والدين به دليل نداشتن اطلاعات و آموزش هاي کافي، نمي توانند ارزش هاي اسلامي را به فرزندان خود منتقل کنند. گاهي دينداري ميان اعضاي خانواده، به صورت فصلي است؛ مثلاً هنگام مواجهه با مشکلات يا در ماه رمضان يا محرم، به معنويات توجه مي کنند و در ديگر ايام، خود را بي نياز از امور معنوي مي بينند؛ چنان که قرآن فرموده: هنگامي که به انسان زيان [و ناراحتي] رسد، ما را در حالي که به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده است، مي خواند؛ اما هنگامي که ناراحتي را از او برطرف ساختيم، چنان مي رود که گويي هرگز ما را براي حل مشکلي که به او رسيده بود، نخوانده است.