نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
فردا "روز خانواده" است. اهميت "خانواده" و حفظ آن يكي از كليديترين موضوعاتي است كه در نظام فكري، مطرح ميباشد. در ديدگاه اسلامي، "خانواده" نهتنها ركن اصلي بلكه نهادي موثر در رشد و تعالي افراد جامعه و عامل مهمي در به حداقل رساندن انحرافات و آسيبهاي اجتماعي است كه بحث تحكيم بنيان خانواده و توجه به اين موضوع در حالي از مباحث اصلي جامعه ماست كه متاسفانه آمارها از تزلزل بنيان خانواده و افزايش روند طلا در كشور خبر ميدهند.
چنانچه در انتخاب همسر به "اختلاف سن"، همسطحي "فرهنگي"، "اقتصادي" و "اجتماعي" و نيز "ميزان تحصيلات" توجه شود، زمينه يك ازدواج موفق و پايدار پيريزي شده است. يكي از علل طلاق "خيانت" مرد است كه عامل آن را بايد در رفتار زنان جستجو كرد! نتخاب همسر براساس آشناييهاي خياباني معمولا به طلاق ميانجامد زيرا بدون توجه به ملاكهاي صحيح انتخاب همسر صورت گرفته است.
اساس پيشگيري از طلاق و تحكيم بنيان خانواده، اطلاعرساني به مردم از طريق رسانههاي مكتوب و تصويري است. به اين شكل كه جوانها چگونه بايد انتخابهاي صحيح داشته باشند تا بتوانند زندگي مشترك خود را حفظ كنند، به اين ترتيب از "طلاق" جلوگيري خواهد شد! متاسفانه در جامعه ما اطلاعرساني بيشتر در زمينه تاكيد بر ازدواج است."ازدواج" خيلي خوب است، خصوصا اگر در زمان مناسب و با فرد مناسب باشد ولي اگر به مسائل حاشيهاي ازدواج توجه نشود، آن وقت ازدواج صورت ميگيرد ولي چون دو نفر شرايط لازم براي ازدواج با يكديگر را ندارند، اختلافات بروز ميكند و طلاق رخ ميدهد.
اخيرا مطرح ميشود كه ايران در حال صعود به رتبه دوم طلاق در دنياست! اين فاجعه است! بنابراين، آشنا كردن جوانها به چگونه ازدواج كردن و اطلاعرساني در اين زمينه كه با توجه به چه نكاتي بايد فرد مورد نظر خود را براي ازدواج انتخاب كرد، حائز اهميت است. در اين خصوص ما كمكاري كردهايم و كم كار ميكنيم! اينكه به جوانها بگوييم ملاك انتخاب همسر چيست و چگونه بايد انتخاب درست كنند، مهم است.لازمست جوانان قبل از ازدواج حتما در كارگاههاي مهارت ازدواج شركت كنند!وجود يك مجله پرمحتوا با موضوع "ازدواج" ميتواند به گسترش ازدواج موفق كمك كند.ا
علت جداييها
يكي از آنها "سن" است. مرد بايد حداقل دو سال و حداكثر 6 تا 7 سال از زن بزرگتر باشد! اين موضوع، ممكن است در ابتدا خيلي مهم به نظر نرسد ولي نقش اساسي را در انجام يك ازدواج مناسب دارد! مسئله ديگر "ميزان تحصيلات" است. اگر ميزان تحصيلات زن و مردي كه ميخواهند ازدواج كنند همسنگ باشد و يا مرد مقداري بالاتر باشد، مناسب خواهد بود.شكاف علمي ميتواند مشكلساز شود.نزديك بودن سطح فرهنگ خانوادهها نقش بسزايي در تحكيم بنيان خانواده و انجام يك ازدواج مناسب دارد. اول بايد فرهنگ خانواده را تعريف كنيم! وقتي ميگوييم فرهنگ خانواده يعني باورها، نگرشها، ديدگاهها، ارزشها، رسم و رسوم و پايبندي به مذهب. اينها بسيار مهم و حائز اهميت است. مورد ديگر "طبقه اجتماعي" و "طبقه اقتصادي" است كه بايد تا حدودي در يك سطح باشند. توجه به اينها بسيار محكم و كليدي است.
گاه ملاحظه ميشود كه جوانها قبل از ازدواج با آشناييهايي كه در كوچه و خيابان از هم پيدا كردهاند، يكديگر را انتخاب ميكنند. اين موارد به دليل سطحي بودن آگاهيها و عدم توجه به ملاكهاي انتخاب صحيح معمولا به طلاق ميانجامد. دخترخانمها خيلي حساس و داراي روحيه لطيفي هستند و پس از آشنايي فوري به ازدواج فكر ميكنند. در حالي كه فرد مورد نظر ممكن است اصلا شرايط ازدواج و ملاكهاي صحيحي كه لازمه يك ازدواج موفق است را نداشته باشد و اينگونه است كه پس از ازدواج حقايق مشخص ميشود و طلاق به عنوان تنها راه باقي ميماند.
قبل از ازدواج به طور كلي عدم توجه به پنج اصلي كه مطرح شد موجب ازدواج ناموفق ميشود ولي پس از ازدواج، عامل ديگري كه موجب طلاق در كشور ماست، "خيانت" و بيوفايي است كه معمولا از سوي مرد رخ ميدهد.عامل اصلي خيانت مرد، "زن" است. اگر مردي به سمت خيانت و بيوفايي ميرود، بايد علت آن را در زن او جستجو كرد! خانمهايي هستند كه از نظر ارتباطي خيلي ضعيف هستند، بدكلامي و بدزباني دارند! هميشه در حالت غرولند هستند، به ظاهرشان و زندگيشان نميرسند، با شوهر و فرزندانشان بدرفتاري ميكنند، در بعد مسائل عاطفي كمرنگ هستند.بعضي از مردها وقتي عاطفه كافي و لازم را از خانواده و همسرشان به دست نميآورند و در زندگي احساس آرامش نميكنند، متاسفانه به حاشيه كشيده ميشوند. اينها معضلاتي است كه در جامعه ما وجود دارد و لازم است به آنها پرداخته شود تا آمار طلاق كاهش پيدا كند.
اگر ميخواهيم به استحكام بنيان خانواده در كشور كمك كنيم، اطلاعرساني كنيم و به جوانها بگوييم كه چگونه انتخاب درستي داشته باشند. فردي كه همكفو آنهاست براي زندگي مشترك انتخاب كنند، تفاوتها و شباهتها در فرهنگ خانوادهها و سطوح اجتماعي و اقتصادي را در نظر بگيرند. انتخاب بايد درست باشد. متاسفانه بعضي از جوانها فقط به ظاهر توجه ميكنند و زيبايي زنشان برايشان مهم است! از آن طرف بعضي از دخترخانمها هم فقط ميخواهند ازدواج كنند! هر دو غلط است.
توصيه به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند:
در كارگاههاي مهارتي ازدواج حتما شركت كنندتاآگاهي لازم را داشته باشند و بدانند به عنوان يك زن و مرد در زندگي مشترك چه تكاليفي دارند، سپس وارد زندگي مشترك شوند. ضمنا وقتي در زندگي مشترك جرقههايي از اختلاف ملاحظه شد، نگذارند در دقيقه نود به مشاور مراجعه كنند! استفاده از نظر كارشناسان و مشاوران براي كسب آگاهيهاي لازم ميتواند به تحكيم بنيان خانواده و حفظ يك ازدواج موفق و پايدار كمك كند! اين كار بد نيست! اي كاش مجلهاي در باب ازدواج داشتيم كه آگاهيهاي لازم را به جوانهايي كه ميخواهند ازدواج كنند، ميداد! اين مجله ميتواند حاوي تجارب كارشناسان و تذكر موارد مهم براي انتخاب صحيح همسر باشد تا يك جوان با مطالعه آن متوجه شود كه چگونه انتخاب كند و سپس چگونه زندگي مشترك خود را پايدار و موفق نگه دارد!مهم ازدواج كردن نيست، بلکه اهم نگه داشتن آن است.اگر زوجين در دو سال اول زندگي مشترك، بتوانند ازدواجشان را نگه دارند، زندگي مشترك آنها ادامه خواهد يافت.