نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در تربيت اخلاقي، تربيت ديني از جايگاه رفيعي برخوردار است. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که تربيت ديني توسط خانواده ها نقش اساسي در سلامت روان و سازگاري اجتماعي دارد. همچنين پژوهش ها مؤيد اين مطلب است که مذهب مي تواند خويشتنداري را که عنصر اساسي در تربيت است افزايش دهد و در اين ميان خانواده مي تواند به عنوان اصلي ترين و اساسي ترين عنصر تربيت ديني تلقي شود.
هدف از تربيت ديني آن است که مربي چه در مقام معلم و چه در مقام والدين شور و شوق فطري کودک را نسبت به جلال و جمال الهي پرورش دهد و از رهگذر آن فضايل اخلاقي را به ملکات اخلاقي مبدل سازد.
آداب و عبادات مذهبي چون پاسخي به عالي ترين نيازهاي معنوي است ، اگر به طور طبيعي و با جلب رضايت قلبي ارائه شود ، احساس خوشايندي را در آنان بر مي انگيزد و مربي آن را به راحتي جذب مي کند ، چرا که عواطف و احساسات ، مهم ترين نقش را در تکوين ، رشد و پرورش شخصيت جوان و نوجوان دارند. بديهي است زماني که کودکان و نوجوانان در معرض يادگيري و آموزش احکام و عبادات قرار دارند ، لازم است براي اين موضوع زمينه سازي شود تا همراه با آموزش ، احساس خوشايندي در او ايجاد گردد و به اين ترتيب، نتيجه اي مطلوب به بار آورد.
در اين صورت، تقويت چنين گرايش فطري نيز بسيار آسان و طبيعي خواهد بود. کسب عادتها و رفتارهاي مذهبي بيش از آنکه متاثر از اندرزها و سخنان والدين باشد، معلول پذيرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.احمد رضا بسيج استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اجتماعي مي گويد:" آنچه در مسئله سبک زندگي اسلامي اهميت دارد به کاربردن دو مقوله است: ابتدا تعليم اسلامي و سپس تربيت اسلامي. چيزي که نظام اسلامي و قرآن و عقايد ديني به خاطر آن براي بشر نازل شده بر اين دو اصل استوار بوده است.
اگر سبک زندگي جامعه ما دچار مشکل بوده و بخواهيم سبک زندگي اسلامي را تبيين و ترويج دهيم ناگزير بايد دو امر تعليم و تربيت را مد نظر قرار دهيم.ابتدا تعليم آموزه هاي ديني بايد متناسب با نيازهاي روز جامعه و به صورت پايه اي و عميق بوده و دوم اينکه تربيت ديني در نظام آموزشي ما بايد مدنظر قرار داده شود.نظام آموزشي ما از پايه دچار مشکل است،در نظام آموزشي ما معروفهايي مورد غفلت واقع شده و نظام آموزشي اعم از آموزش و پرورش و نظام آموزش عالي و... به نوعي جامعه را سکولار بار مي آورد.
در بيرون از فضاي آموزشي در منابر و مجامع و...هميشه از زندگي ديني و معنوي صحبت شده در صورتي که در فضا و منابع آموزشي ما به صورت عملي زندگي و آموزش مبتني بر دين ديده نمي شود.در فضاي آموزشي به دليل وجود منابع درسي و برخي از مربيان سکولار تعليم سبک زندگي مبتني بر دين اتفاق نمي افتد و قاعدتا چون تربيت ديني در پي تعليم ديني شکل مي گيرد پس چون تعليم ديني درستي نداريم پس تربيت ديني نيز وجود نخواهد داشت".بدون شک خانواده ، محلي است که در آن ارزشهاي اخلاقي ، باورهاي ديني و هنجارهاي اجتماعي از والدين به فرزندان منتقل مي شود و زمينه رشد روحي و عاطفي آنان فراهم مي گردد .
از اين رو مي توان ادعا کرد که نهاد خانواده براي تربيت ديني فرزندان از قابليت و ظرفيت بسيار بالايي برخوردار است. بنا به گفته روانشناسان ، خانواده بايد گرايش کودک به دين و معنويت را که از همان سالهاي اوليه زندگي آغاز مي شود ، مورد توجه خاص قرار دهد متأسفانه آموزش ديني فرزندان در مدارس بسيار پايين است و وقتي اين امر پايين باشد خود به خود منجر به انحراف فرزندان ميشود، متأسفانه برخي از افراد همان طور که به دنيا آمدهاند بدون هيچ تربيت ديني وارد جامعه ميشوند و اين سبب ايجاد انحراف در جامعه ميشود.
انسان با تعقل کردن و با تربيت ديني از حيوان متمايز ميشود اما متأسفانه ديده ميشود که برخي افراد بدون هيچ تربيت ديني و با يک نوع زندگي حيواني در جامعه زندگي ميکنند و اين تربيت ديني وظيفه والدين است.پيامبر اکرم(ص) در آن هنگام به برخي از کودکان نگاه کردند و گفتند واي بر اولاد آخرالزمان از پدرانشان و مادرانشان، فردي پرسيد آيا آنان مشرک هستند؟ پيامبر(ص) فرمود نه آنان مشرک نيستند اما مسائل ديني را به فرزندانشان آموزش نميدهند و اگر هم بخواهند آنان به دنبال يادگيري آن بروند، مانع آنان ميشوند.گاه فرد آن قدر براي خودش گرفتاري درست کرده است که از فرزندانش غفلت ميکند، بايد دانست که فرزند صدقه جاريه است، اگر انسان فرزند خوبي از خود به جا بگذارد و ديگران از کارهاي خوب اين فرد نفع ببرند اين براي پدر و مادر صدقه جاريه ميشود.