نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در دو دهه اخير با افزايش خانههاي خالي در کلان شهرها، پديدهاي جديد به نام زندگي مجردي به وجود آمده است که باعث کاهش تعاملات عاطفي با اعضاي خانواده و بستگان، آسيبهاي اجتماعي و رواني مثل بي بند و باري، مفاسد اخلاقي، ازدواج سفيد و... شده است.دولت در سالهاي اخير نظارتي روي آژانس معاملات املاک در خصوص کرايه دادن خانه به افراد مجرد نداشته و اين باعث شده برخي جوانان با داشتن استقلال مالي، به راحتي از کانون گرم خانواده جدا شوند.جامعه ما در حال حاضر دو ويژگي بارز دارد،يک جوان بودن جامعه و دوم گذر زندگي سنتي به مدرني، که بيشترين آسيب را ديده است و حالا ديگر جواناني هستند که تمايل ندارند که در کنار خانواده زندگي خود را سپري کنند و از سلطه خانواده رها شدهاند.امروزه جوانان به دليل مشکلات کاري، طلاق و چالشهاي زندگي مستقل از خانوادهها زندگي ميکنند و هنگامي که گروه دوستان بيشتر از خانواده مورد توجه جوانان قرار گيرد آسيب ها شروع مي شود.کاهش آمار ازدواج زنگ خطري براي افزايش زندگي مجردي در کشورمان است.
بي شک، رسانه ها و شيوه هاي ارتباطي مختلف، نقش موثري در اين زمينه داشته است و نبايد نقش آنها را در تضعيف يا تقويت بنيان خانواده ناديده بگيريم. البته متأسفانه در اين مورد، رسانه هاي مختلف چندان موفق نبوده اند.هدف نظام سرمايه داري تضعيف بنيان خانواده است،فردي که بدون خانواده زندگي مي کند، نيروي کار بهتري براي نظام سرمايه داري به حساب مي آيد و بهتر مي تواند براي آنها فعاليت کند.در صورتي که اگر همين فرد، درگير خانواده و موضوعات مربوط به آن شود، با مشکلات متعددي روبه رو شده و هزينه هاي زيادي براي نظام سرمايه داري ايجاد خواهد کرد. به همين دليل، جهتگيري نظام سرمايه داري بيشتر براساس تضعيف نقش خانواده بوده است.در حال حاضر نيز در کشور ما، برخي افراد به اين سمت و سو کشيده شده اند و همين مسئله باعث شده، الگوي خانواده هسته اي که از زن و شوهر و فرزندان تشکيل مي شود به اشکال ديگر خانواده تبديل شود.نظام سرمايه داري بر اين موضوع تاکيد دارد که افراد خودشان را فقط به داشتن خانواده هسته اي محدود نکنند و در عمل نيز رسانه ها به همين سمت و سو رفته اند و اکنون، الگوهاي متفاوتي از خانواده را رواج مي دهند.
فيلم و سريالهاي شبکههاي ماهوارهاي با ترويج سبک زندگي غربي، تاثير منفي بر جامعه ايراني گذاشته و منجر به رواج زندگي مجردي، نه تنها بين پسران، بلکه در بين دختران هم شده است.اين پديده باعث عدم تمايل دختران و پسران به ازدواج، کاهش رابطه خانوادگي و ناهنجاريها ياخلاقي و اجتماعي و ... شده است و رسانهها با ساختن فيلم و نوشتن کتابها ميتوانند اثرات مخرب زندگي مجردي را در قالبهاي مختلف به جوانان و خانوارها تقسيم کنند و دولت هم نظارت جدي در خصوص اجاره خانه به افراد مجرد داشته باشد. نا گفته نماند اختلافات، مشاجرههاي بين والدين و ارتباط نامناسب فرزندان با والدين مي تواند سبب شود که نوجوان يا جوان زندگي در خانه مجردي را به تازگي در کنار والدينش ترجيح دهد که اين امر بايد زنگ خطري براي خانوادهها و پدرو مادر ها باشد و به اختلافات و مشاجرهها پايان دهند. اختلافاتهاي خانوادگي، مشاجرات و نزاع بين والدين و نداشتن ارتباط مناسب و صحيح پدر و مادر با نوجوان يا جوابشان سبب رواج خانه مجردي ميشود.زندگي در خانههاي مجردي سبب گسيخته شدن خانواده و کم رنگ شدن عواطف بين فرزندان نوجوان يا جوان با والدينش خواهد شد و همچنين به دليل نداشتن کنترل مناسب پدر يا مادر گاهي ميتواند سبب به انحراف کشيدن فرزندان شود.استقلال طلبي را ميتوان با شيوه تربيتي صحيح در خانواده رشد داد تا فرزندان در کنار والدينشان زندگي آرام و مناسبي داشته باشند و نيز جوانان با عمل کردن به توصيههاي دين اسلام، سنت فرهنگمان ميتوانند با ازدواج نيازهاي خود را برطرف کرده و زندگي خانوادگي تشکيل دهند.از يک سو به اعتقاد کارشناسان علت اصلي اين گرايش به تاخير افتادن امر مهم و آرامش بخش ازدواج است که آنهم به دليل مشکلاتي همچون بيکاري جوانان،تامين مسکن مناسب،هزينه هاي بالاي جشن عروسي وتعهد مهريه هاي بالا بهوجود آمده است.
از سويي ديگر کارشناسان بر اين باورند که فاصله گرفتن جوانان از اعتقادات و ارزشهاي ديني و اصالتها و نجابت ها و بنيانهاي خانواده منجر به گسترش خانه هاي مجردي شده است. چرا که هدف اصلي جوانان را رهايي از قيد و بند و چارچوب خانواده، اخلاق و عفاف مي دانند.دلايل روند رو به افزايش خانههاي تک نفره در ايران را ميتوان از سه جهت ديد؛ تاخير در سن ازدواج، خيلي از افراد چون ازدواج نکردهاند و احساس ميکنند در سني هستند که نميتوانند به دليل اختلاف نظر و تعارض کنار خانواده خود زندگي کنند، به خانههاي مجردي ميروند. دليل ديگر افزايش طلاق است، وقتي آسيبي مثل طلاق در جامعه زياد ميشود، بعد از طلاق افراد تا مدت طولاني به صورت مجردي زندگي کرده و تمايلي به زندگي همراه خانواده پدر و مادري خود ندارند. تاثير فرهنگهاي ديگر از طريق رسانههاي تکنولوژيک مانند سريالهايي که از ماهواره پخش ميشود يکي ديگر از دلايل بهوجود آمدن فرهنگ خانههاي مجردي است.
زندگي مجردي پيامدهاي مثبت و منفي دارد. از پيامدهاي مثبت اين پديده اين است که جوانان استقلال بيشتري بهدستآورده و ميتوانند روي پاي خود بايستند و احساس کنند تا آخر عمر به خانواده خود وابستهنبوده و ميتوانند به دنبال کار رفته و مشغول کار شوند، درنتيجه مسئوليتپذيري بيشتري را حس ميکنند. اما پيامدهاي منفي زندگي مجردي بيشتر است، افرادي که به صورت مجردي زندگي ميکنند ممکن است تا آخر عمر ازدواج نکنند، چون فکر ميکنند که راحت هستند و با تورم و گراني مسکن که در جامعه وجود دارد، نميتوانند با شريک خود در زير يک سقف زندگي کرده و بچهدار شوند. فساد زياد ميشود، چون فردي که ازدواج نکرده تمايلات دروني خود را به صورت غير مشروع برطرف ميکند، در نتيجه باعث افزايش آسيبهاي اجتماعي خواهدشد. وقتي که فرد در خانواده زندگي نميکند به دليل فقدان حمايت عاطفي اطرافيان خود و صميميتي که در خانوادههاي نرمال وجود دارد، ممکن است رو به اعتياد و فساد و دوستيهاي غير مشروع و ... بياورد.
زندگي مجردي تهديد و خطري براي خانواده و جامعه محسوب ميشود.با خانههاي مجردي کاملاً مخالف هستم زيرا معقتدم که بنيان خانواده را از بين ميبرد و موجب آموزش نادرست نسل جوان ميشود.خانههاي مجردي اثرات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي نامناسبي دارد. دختران در خانههاي مجردي با خطرات بيشتري نظير: دوستان ناباب، اعتياد، روابط نامشروع، ازدواجهاي ناموفق و ... مواجه هستند.بيشتر افرادي که در خانههاي مجردي زندگي ميکنند از نظر روحي- رواني دچار مشکل ميشوند و مداوم از دلهره، استرس و ... برخوردار هستند که گاهي موجب حوادث جبران ناپذيري مي شود.
به نظر مي رسد که با ادامه اين روند و عدم نظارت و کنترل کافي و حتي برخوردهاي لازم ، قطعاً با رواج اين اماکن اجاره اي باب فساد و فحشا باز مي شود و بستر امن انجام گناه را به راحتي هر چه تمام تر براي آن عده از افرادي که پايبندي به خانه و خانواده را ندارند، آماده مي کند و خود سبب ايجاد آسيب هاي اجتماعي و ناامني در جامعه خواهد شد .با آموزش صحيح به نوجوان و جوان و تربيت صحيح والدين، برقراري ارتباط مناسب با فرزندان و درک آنها، ميتوان راه صحيح را به آنها نشان داده تا آن ها بتوانند زندگي آرام،بي دغدغه، و درستي را داشته باشند.رسانهها ميتوانند با آموزش صحيح در پيشگيري از اين امر کمک کنند و نيز والدين با داشتن دانش و کسب مهارتهاي زندگي، با برقراري ارتباط مناسب با فرزندان، احترام گذاشتن به خواستههاي جايز آنها و فراهم نمودن امکانات لازم براي ازدواجشان در جلوگيري از رواج زندگي مجردي نقش بهينهاي داشته باشند.