نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
امر
به معروف و نهی از منکر از آموزه های بنیادین اسلامی است که در ساحت اجتماعی و سیاسی
نقشی مؤثر دارد. این اصل شیوه رفتار اجتماعی و سیاسی انسان مسلمان را مشخص می سازد
و بر نفی بی طرفی او در مناسبات اجتماعی و سیاسی تأکید می ورزد. این فریضه در قرآن
کریم در هفت آیه به صورت مستقیم آمده است. آیات ۱۰۴ و ۱۲۰ و ۲۱۶ سوره مبارکه آل عمران،
۱۵۷ اعراف، ۷۱ توبه، ۴۱ حج، ۱۷ لقمان، این آیات هفتگانه اند که دستور به اجرای این
فریضه مهم داده اند.
در
سنت نبوی و ائمه اطهار (ع) و در کتب حدیثی و فقهی نیز روایات پرشماری در این باره وجود
دارد. معتزله که بسیاری از پژوهشگران آن را بنیانگذار کلام اسلامی خوانده اند، امر
به معروف و نهی از منکر را اصلی کلامی انگاشته اند و آن را در زمره اصول پنجگانه خود
نهاده اند. بنابراین اصول اعتقادات معتزله عبارت اند از توحید، عدل، وعد و وعید، منزلة
بین المنزلتین و امر به معروف و نهی از منکر که ایمان جز با اعتقاد به همه آنها کامل
نمی گردد و کسی معتزلی قلمداد نمی شود.
از
آنجا که امر به معروف و نهی از منکر از آموزه هایی است که با وجود اتفاق نظر کلیه فرق
اسلامی ــ به جز برخی کسان ــ اختلافات موجود، به سرعت دستگاه های فکری را دور از هم
ساخته و در دو قطب مخالف می نهد و بدان روی که این اصل تأثیرات ژرف اجتماعی و سیاسی
و در صحنه رفتار از خود به جای می گذارد، ضرورت بررسی تطبیقی آن را در میان فرقه های
اصلی اسلامی دو چندان می سازد. تا نقاط و نکات اشتراک و افتراق در ساحت اندیشه و عرضه
عمل نمایان تر گردد و پژوهشگر را در فهم دقیق تر آرای آنان یاری دهد.
هر
سال که ایام محرم فرا می رسد حرکت خود جوش مردم و عاشقان حسینی از نو شروع می شود،
عزاداری ها برای اهل بیت رسول خدا (ص) و به خصوص خامس اهل کساء برپا می گردد. این عزاداری
ها بی شک مورد رضای الهی و موجب خشنودی رسول خدا (ص) و ائمه اطهار و بویژه بانوی دو
عالم حضرت صدیقه طاهره علیهم السلام می باشد علاوه بر این، عزاداری امام حسین (ع) و
تجدید آن در هر سال که ائمه (ع) بر آن توصیه و اصرار دارند برای آموزندگی آن است و
به این خاطر حادثه کربلا ضمن تجدید حیات طیبه در مؤمنان و شستن زنگار گناهان یک ساله،
یک درس تاریخی بزرگ می باشد.
عناصری
که در به وجود آوردن این حادثه مؤثر بوده اند زیاد می باشند و ممکن است هر یک به نحوی
اثر داشته باشد که مهم ترین آنها را می شود به ترتیب زیر نام برد:
۱-
یزید از کارگزار خود در مدینه خواست که از امام (ع) بیعت بگیرد و امام (ع) از این خواسته
امتناع کرد و به سوی مکه حرکت نمود که این آغاز حرکت امام در حادثه کربلاست.
۲-
مردم کوفه بعد از اطلاع از مرگ معاویه و امتناع امام (ع) از بیعت و حرکتش به سوی مکه
از حضرتش دعوت کردند و خواستند که حضرت به کوفه بیاید و زمام امور را به دست گیرد که
این دعوت از سوی امام (ع) مورد پذیرش قرار گرفت و به سوی کوفه حرکت کرد.
۳-
امام (ع) شرایط موجود در جامعه را قابل تحمل نمی بیند و می خواهد امر به معروف و نهی
از منکر کند لذا در موارد زیاد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را مطرح می کند و
اوضاع بسیار بد جامعه را متذکر شده و از تغییر ماهیت اسلام و حلال شدن حرام الهی و
حرام شدن حلال، صحبت می کند و بالاخره فساد حکومت یزید و سرمنشا تمام گرفتاری ها را
یادآور شده بیان می دارد که در چنین شرایط وظیفه یک مسلمان این است که برای جلوگیری
از این حوادث سکوت نکند.
در
بررسی تاریخی معلوم می شود که هر کدام از عوامل مذکور به نحوی در پیدایش حادثه کربلا
دخیل بوده است ولی از بیانات امام (ع) به وضوح پیداست که از همه مهم تر عامل امر به
معروف و نهی از منکر می باشد لذا امام (ع) بدون توجه به دو عامل دیگر و قطع نظر از
این که یزید بیعت خواسته و یا مردم کوفه دعوت کرده، بارها و با صراحت کامل مسئله امر
به معروف و نهی از منکر را مطرح می کند و آن را به عنوان یک اصل مستقل دینی و عامل
اساسی ذکر می کند، یعنی حتی اگر دو عامل دیگر نمی بودند، امام (ع) برای اجرای امر به
معروف و نهی از منکر قیام می کردند، لذا حضرت در ابتداء حرکت خود یعنی هنگام حرکت از
مدینه در وصیت نامه خویش به برادرش محمد بن حنفیه چنین می نویسد: «… و انی لم اخرج
اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی، ارید ان
آمر بالمعروف وانهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب… من از مدینه
به قصد تکبر و فساد و ستمگری بیرون نیامدم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در میان امت جد
بزرگوارم خارج شدم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم و به روش جدم و پدرم
علی بن ابی طالب رفتار نمایم. به موجب این وظیفه الهی امام (ع) یک مسلمان مطیع و مجری
فرمان خدا و معترض و منتقد است و فردی است مثبت و خواهان اصلاح، زیرا همه جا را فساد
گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شمرده می شود بسیار طبیعی است در چنین شرایط
طبق احادیث پیامبربزرگوار اسلام و ائمه علیهم السلام، یک مسلمان نمی تواند ساکت نشسته
و تماشاگر صحنه باشد و الا طبق حدیث «کان حقا علی الله ان یدخله مدخله .بر خدا فرض
می شود که چنین فرد را گرفتار عذاب نماید» .
پیامبر
می فرماید: اگر می خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند امر به معروف
و نهی از منکر را ترک نکنید و الا اولین مشکل ضعف خودتان است و آن پستی و زبونی شماست
که روی شما حساب نمی شود.
از
دیدگاه رسول خدا (ص) نیز تمام برکات زندگی در گرو انجام این وظیفه بسیار مهم است در
حدیثی می فرماید: «امت من همواره خیر و برکت خواهند داشت تا زمانی که امر به معروف
و نهی از منکر کرده باشند ودر نیکی کردن همدیگر را یاری کنند و اگر این را انجام ندادند
برکات زندگی از آنها برداشته شده، برخی بر برخی دیگر تسلط می یابد و اینها نه در زمین
و نه در آسمان یاوری نخواهند داشت.»
برادران
و خواهران ایمانی باید انصاف داد که اصل امر به معروف و نهی از منکر که یکی از فروع
دین و واجبات بسیار مهم می باشد آن طور که باید در میان مؤمنان شناسایی نشده و مورد
شناخت قرار نگرفته است.در این مورد اگر تنها به قرآن مراجعه شود نه به احادیث و کتب
فقه، متوجه خواهیم شد که قرآن کریم این اصل را چقدر مهم دانسته و بارها تکرار کرده
است. در جایی امت بهتر بودن را منوط به انجام این وظیفه الهی نموده و در موردی رستگاری
جامعه و سعادت مردم را در گرو امر به معروف و نهی از منکر دانسته و در نهایت با تحلیل
جامعه شناختی نمونه هایی از ملل و جوامع گذشته را که عاقبتی جز بدبختی و هلاکت نداشته
اند ارائه کرده و می فرماید علت این هلاکت ها بی توجهی به امر به معروف و نهی از منکر
بوده است.
در
آیه ۱۱۰ سوره آل عمران می خوانیم: (خطاب به مسلمانان) «کنتم خیر امة اخرجت للناس تامرون
بالمعروف وتنهون عن المنکر وتؤمنون بالله; شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها
آفریده شدید – چه این که – امر به معروف می کنید و نهی از منکر و به خدا ایمان دارید…»
از
این بیان روشن می شود مسلمانان تا زمانی یک امت ممتاز محسوب می گردند که دعوت به سوی
نیکی ها و مبارزه با فساد را فراموش نکنند و آن روز که این دو وظیفه فراموش شد نه بهترین
امتند و نه به سود جامعه بشریت خواهند بود.در آیه ۱۰۴ همان سوره سعادت و رستگاری مردم
را در گرو انجام این وظیفه الهی دانسته و می فرماید: «ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر
ویامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون; باید از میان شما جمعی دعوت
به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها رستگارانند.»
پس
از دید قرآن کریم تنها آن امت که در میان آنان دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از
منکر وجود دارد می تواند سرافراز، سعادتمند، مستقل، نمونه و در یک کلام رستگار باشد
و الا هرگز برای رستگاری جامعه تضمینی وجود نخواهد داشت.از طرفی در آیات متعدد هلاکت
و بدبختی ملل گذشته را بدین جهت دانسته است که آنان دعوت به حق و مبارزه با فساد نداشته
اند در سوره هود آیه ۱۱۶ می خوانیم: «فلولا کان من القرون من قبلکم اولوا بقیة ینهون
عن الفساد فی الارض…; چرا در نسل های گذشته عده ای از مردم صاحب مایه نبودند – عقل
و فکرشان کار نمی کرد – که با فساد در روی زمین مبارزه کنند تا منقرض و هلاک نشوند؟
!»
سؤالی
پیش می آید و آن این که چطور شد امر بسیار عظیمی همانند امر به معروف و نهی از منکر
با آن اهمیت شگفت انگیزش در جامعه ای که مردم آن سر تا پا حسینی اند چنان هضم شده و
تحلیل رفته است که نه تنها انجام نمی گیرد – جز بسیار ضعیف – بلکه هر کس بخواهد انجام
دهد مشکل پیدا می کند؟ چگونه تکلیفی که دین الهی همانند نماز برای همه افراد جامعه
فرض نموده است نه تنها ترک می شود، بلکه جو لازم برای انجام آن در میان مؤمنان وجود
ندارد و این در حالی است که جامعه، فرهنگ، اخلاق، اقتصاد و… از ناحیه انجام نگرفتن
این وظیفه الهی هر روز متحمل ناهنجاریهای زیاد شده و می شود!؟
به
نظر می آید که این مشکل علل مختلفی داشته و دارد که اینک به برخی از آنها اشاره می
شود:
۱-
ناآگاهی و یا کم آگاهی عمومی از توجه به این فریضه الهی و در نتیجه عدم شناخت عمومی
از معروف ها و منکرها که طبعا این ناآگاهی موجب می شود افراد در مقابل زمین ماندن فریضه
و خطرات ناشی از آن حساسیت نشان ندهند، بنابراین باید آگاهی عمومی بالا برده شود و
اهمیت موضوع توضیح داده شود.بدیهی است در این مساله وظیفه آگاهان و دانشمندان و صاحبان
بیان و قلم بسیار سنگین است و این گروه ها با توجه به سئولیت سنگین الهی که در مقابل
نارسائی هایی جامعه به خصوص در مسائل فکری دارند باید آگاهی عمومی را بالا برده و خطرات
ترک این وظیفه مهم را گوشزد نمایند و از طریق ایجاد حساسیت لازم سعی کنند این وظیفه
ترک نشود.
۲-
گاه نگرانی و ترس از دست رفتن موقعیت اجتماعی یا ضررهای مالی افرادی را از انجام این
وظیفه باز می دارد یعنی ممکن است افرادی از معروف ها و منکرها آگاهی داشته باشند ولی
به اصطلاح مصلحت اندیشی کرده و برای منافع دنیوی مصالح دینی و عموم را فدا می کند و
از انجام امر به معروف و نهی از منکر خودداری می نماید بدیهی است که منشا چنین رفتار
در نبودن یا ضعیف بودن ایمان افراد است.
ائمه
(ع) در روایات متعدد چنین افراد را مورد توجه قرار داده می فرمایند: «… واعلموا ان
الامر بالمعروف والنهی عن المنکر لن یقربا اجلا و لن یقطعا رزقا… بدانید که امر به
معروف و نهی از منکر هرگز مرگی را نزدیک نمی کنند و رزقی را قطع نمی نمایند.»
اسلام
در ادوار مختلف آسیب های جبران ناپذیر از چنین افراد دیده است که تاریخ اسلام پر از
خیانت های چنین افراد است و چاره ای نیست جز این که باید به تقویت ایمان چنین افراد
اقدام بشود.
۳-
روح اسلام و مسلمین مرده است! در جامعه ظاهرا اسلام هست، شعائر اسلامی وجود دارند ولی
روح اسلام در جامعه مرده است، به برکت انقلاب و معنویت رهبری آن حضرت امام (ره) در
ایام انقلاب و در دوره جنگ تحمیلی همانند صدر اسلام روحیه اسلامی در مسلمین زنده شد
و لذا تحرک ایجاد کرد، شادابی آفرید، ولکن امروزه چنین نیست شاید مناسب ترین تعبیر
برای امروز فرمایش امیرالمؤمنین (ع) است: «… لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا; مردم جامه
اسلام را مانند پوستین وارونه پوشیده اند.»
یعنی
مردم اسلام را هم دارند – منتسب به اسلام هستند – ولی آن را وارونه دارند نتیجه این
که اسلامی دارند بی خاصیت و بی اثر به قول مرحوم شهید مطهری: «اسلامی که دیگر نمی تواند
حرارت بدهد، نمی تواند حرکت و جنبش ایجاد کند و نمی تواند بصیرت بدهد بلکه مثل یک درخت
آفت زده ای است پژمرده »
منشا
چنین وضعیتی از این است که مردم ظاهر اسلام را می گیرند، ولی لب آن را می گذارند و
یا قسمتی از دین را عمل می کنند و قسمت دیگر را ترک می کنند «نؤمن ببعض و نکفر ببعض
» از نظر قرآن کریم چنین افرادی مرده اند اگر بخواهند زنده شوند باید به فرمایش پیامبر
خدا (ص) گوش فرا دهند. در آیه ۲۴ سوره انفال آمده است که: ای مردم مؤمن دعوت پیامبرتان
را بپذیرید پیامبری که شما را به آن حقیقتی دعوت می کند که شما را زنده می کند پس مؤمنین
قبل از پذیرفتن کامل فرمایش پیامبر زنده نیستند ولو متحرک اند و در میان مردم حرکت
می کنند ولی مرده ای بیش نیستند زیرا آثار حیات، آگاهی و جنبش و حرکت است که وجود ندارد
و یا بسیار ضعیف است و نیز از آثار دیگر حیات در یک مجموعه – جامعه – همبستگی میان
اجزاء آن است و خاصیت مردگی متلاشی شدن اجزاء و متفرق شدن اعضاء می باشد آیا مردم ما
امروز آگاهی و جنبش و تلاش لازم را دارند آیا همبستگی در چه حد در میان افراد جامعه
وجود دارد. اتحاد میان مسلمانان جهان در چه اندازه وجود دارد؟ ! پس نیاز مبرم و ضرورت
جدی این است که جامعه اسلامی تفکر خود را زنده بکند و تلقی خود از اسلام را عوض کرده
لباس اسلام را وارونه نپوشد.
۴-
عامل دیگر عدم برخورد مناسب آمرین به معروف و ناهیان از منکر و یا عامل نبودن خود آنان
است که در هر صورت انجام این وظیفه الهی با این کیفیت نه تنها نتیجه مورد نظر را نخواهد
داد بلکه زمینه ها را نیز خراب کرده و جو را آلوده می کند زیرا مثلا در جایی که امر
به معروف و نهی از منکر کننده از انجام این وظیفه برداشت خشونت کند و با چنین حالت
با دیگران برخورد کند نتیجه از پیش معلوم است که چه خواهد بود و یا در جایی که خود
چنین فرد به گفته هایش عامل نباشد در پذیرش حرف های او از دیگران چه انتظار می رود؟
لذا در اسلام برای انجام امر به معروف و نهی از منکر شرایط بسیار دقیق و ظریف در نظر
گرفته شده است که باید افرادی که متکفل چنین امری می شوند کاملا آمادگی لازم را داشته
باشند.
۵-
عامل دیگر طرح مسائل و شبهات علمی و گاهی خلاف دین در رسانه های عمومی و ایجاد شبهه
در باورهای دینی مردم است مثلا طرح مسئله تساهل در روزنامه ها قطع نظر از این که چنین
مسئله ای در دین هست یا نه و قطع نظر از این که طراحان آن در روزنامه ها نیت درست دارند
یا نه، جز ایجاد شبهه در اعتقادات پاک مردم، فایده دیگر نخواهد داشت زیرا بسیار واضح
است که اکثریت خوانندگان روزنامه ها در حدی نیستند که مسائل را از منظر علمی – دینی
تحلیل کنند بنابراین طرح چنین مسائلی به نتیجه نخواهد رسید و این همان شبهه افکنی در
باور دینی مردم است که در نهایت حساسیت عمومی را نسبت به مسائل دینی تضعیف یا از بین
خواهد برد، بنابراین به نظر می رسد برای حفظ حرمت حریم اعتقادات مردم و لطمه ندیدن
آن، بهتر است چنین شبهات که نیاز به بحث علمی دارند در مجامع علمی مطرح شوند و اگر
قرار است به رسانه ها کشیده شود در مجلات علمی مطرح شوند. و از این قبیل است مسائلی
که در فیلم ها مطرح می شوند به خصوص فیلم هایی که پیام اجتماعی و فرهنگی دارند، سازندگان
آنها نه تنها باید از مسائل اطلاع کافی و درست داشته باشند از طرح مسائل شبهه انگیز
نیز پرهیز کنند.
۶-
عامل دیگر وسوسه های شیطانی رسانه های فرامرزی بیگانگان و دشمنان است که عمدتا با بزرگ
نمایی نارسائیهای موجود با هدف اغفال مخاطبان ناآگاه به خصوص نسل جدید انجام می گیرد
معمولا این تلاش ها در افرادی کارگر می افتد که اطلاع کافی از سابقه افتخارات مذهبی
و ملی خود ندارد و با آنها بیگانه است و از طرفی از شگرد وسوسه های شیطانی دشمنان بی
خبر است یعنی به نحوی در تحیر قرار دارد و لذا در عالم بی خبری حساسیت لازم را نسبت
به آنچه خود دارد نداشته و در مقام دفاع و امر به معروف و نهی از منکر بر نمی آید باید
اذعان کرد که متاسفانه دشمن این نقطه ضعف ها را خوب شناسایی کرده و در چند سال اخیر
در تهاجم فرهنگی و فکری خود، بیشترین استفاده را نموده است و ضربه های بسیاری را بر
پیکر انقلاب وارد کرده است.
اباعبدالله
الحسین (ع) زمانی که متوجه شدند مردم به خصوص حکومت، لباس اسلام را وارونه پوشیده است
و هر روز فاصله از اسلام محمدی (ص) زیادتر می شود و از شگردهای مختلف در اغفال و انحراف
مردم و زدودن حساسیت آن ها نسبت به دین استفاده می شود و هر روز بیگانگی مردم از دین
زیادتر می شود سکوت را جایز نشمردند و برای اصلاح امت و دین جدش قیام نمودند و در این
مسیر، جان خود و فرزندان و یارانش را فدا کردند و بعد از شهادت شهداء، اهل بیت بزرگوار
امام (ع) که تعلیم یافته مکتب حسینی بودند مرگ عزیزان را پایان خط ندانستند، بلکه از
همان لحظه شهادت پرچم امر به معروف و نهی از منکر را به دوش گرفتند، هرگز به صورت یک
جمعیت شکست خورده درنیامدند آنان همانند خود امام (ع) زنده ماندن یا کشته شدن را پایان
کار ندانستند، بلکه آن وضعیت بسیار دلخراش دوره اسارت را زمینه مناسب برای انجام وظیفه
الهی خود قرار دادند و در هر لحظه هدف مقدس حسینی را دنبال کردند و چه نیکو انجام دادند
تا آن جا که حادثه کربلا نه تنها فراموش نشد و از تحریف مصون ماند، بلکه آن حادثه دلخراش
را اهل بیت امام (ع) در تاریخ به نفع حقیقت و حقیقت جویان به ثبت رساندند و دغل بازان
بنی امیه و یزید را رسوا نموده، چهره کفرآلودشان را واضح نمودند و بدین وسیله درخت
اسلام را تا ابد سیراب نمودند، به نحوی که یزیدهای دیگر جرات جسارت به دین را پیدا
نکرده و نخواهند کرد.
بنابر
آیات و روایات امر به معروف نشانه زنده بودن انسان است و کسانی که امر به معروف و نهی
از منکر نمی کنند مرده ای عمودی میان زندگان هستند.سکوت در برابر گناه، نشانه ی ضعف،
ترس و نداشتن تعهد نسبت به دین و جامعه است. گاهی سکوت، از بی خبری یا ترس یا خجالت
و امثال آن است؛ ولی انسان قلبا از گناه متنفر است. اما گاهی سکوت در برابر گناه، نشانه
ی رضایت آن است که به گفته ی آیات این گونه افراد در حقیقت شریک گناهکار محسوب می شوند.
در
آیه ی 251 سوره بقره می خوانیم:« اگر گروهی از مردم جلو فتنه و فساد دیگران را نگیرند،
همه ی زمین به فساد کشیده می شود.» نمونه بار
امر به معروف و نهی از منکر کاری است که زینب کبری در کوفه و شام و مجلس یزید کرد؛
یعنی سکوت را شکست و گفتنی ها را گفت.برخی به این دلیل که من و گناهکار را در یک قبر
نمی گذارند، در برابر باطل ساکت می مانند غافل از اینکه ترک امر به معروف و نهی از
منکر بنا بر احادیث آثار زیانباری جمعی از جمله تسلط اشرار بر جامعه و گسترش فساد را
دارد. در ذیل احادیث معصومین که به آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد،
آورده شده است.
*از
بین رفتن برکت
پیامبر
گرامی اسلام(ص) فرمودند: تا زمانی که مردم امر به معروف و نهى از منکر کنند، و یکدیگر
را در کار نیک یارى دهند، در خیر و برکت هستند؛ و چون چنین نکنند، برکات از ایشان گرفته
مىشود، و بعضى از آنان بر بعضى دیگر مسلّط خواهند شد، و دیگر یاورى در زمین و آسمان
نخواهند داشت.
*تسلط
اشرار و عدم استجابت دعا
امام
علی(ع) فرمودند: امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کردید اشرار
بر شما مسلط خواهند شد؛ [آنجا که نیکى، دعوت کننده و بدى، نهى کننده نداشته باشد،
اشرار برسرکار مىآیند و زمام حکومت را دردست مىگیرند.] بعد شما دعا مىکنید [که خدایا،
ما را ازشرّ این بدها نجات بده!] خدا دعاى شما را مستجاب نمىکند.
*نازل
شدن عذاب خداوند
پیامبر
گرامی اسلام(ص) فرمودند: باید مجدّانه و مصرّانه امر به معروف و نهی از منکر کنید و
گرنه قطعاً و مسلماً عذاب خداوند همه شما را فرا خواهد گرفت.
*خذلان
الهی
امام
محمد باقر(ع) فرمودند: امر به معروف و نهى از منکر، دو آفریده از آفریدههاى خداوندند،
کسى که آن دو را یارى کند (موجبات این دو امر مهم را فراهم سازد) خداوند او را عزیز
نماید، و کسى که ارزش آنها را حفظ نکند خداوند عزّ و جل ذلیل و خوارش گرداند.
*لعن
خداوند متعال
امیر
المؤمنین(ع) فرمودند: همانا خداى سبحان- مردم- دوران گذشته را از رحمت خود دور نفرمود،
مگر براى آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند پس خدا بیخردان را به خاطر
نافرمانى کردن، و خردمندان را به خاطر ترک نهی از منکر لعنت کرد.
امام
صادق(ع) فرمودند: وای بر افرادی که در امر به معروف و نهی از منکر خداوند متعال را
اطاعت نمی کنند.
*
ابراز دشمنی با خداوند متعال
امام
صادق(ع) فرمود: هنگامى که انسان منکر و کارهاى زشتى را ببیند و با داشتن قدرت از آن
جلوگیرى نکند معلوم مىشود که دوست دارد معصیت و گناه باشد و آن کس که دوست داشته
باشد معصیت خدا بشود به دشمنى و مبارزه علنى با خدا برخاسته است.
*نقصان
روزی
امام
صادق(ع) فرمودند: هر جوانى و نوجوانى که در میان افراد خانواده و آشنایان خود بزرگ
شود، و به خاطر گناهى که از او سر مىزند توسط آنان، [سرزنش و نکوهش و] تأدیب نگردد،
خداوند متعال نخستین مجازاتى که برایشان در نظر مىگیرد، کاستن روزى آنهاست.
*اعلان
جنگ با خداوند متعال
پیامبر
اسلام(ص) فرمودند: هر گاه امت من امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنند پس باید اعلان
جنگ با پروردگار بنماید.
*تحقیر
دین و گسترش فساد
رسول
اکرم(ص) فرمودند: تردیدى نیست که اگر بندهاى در پنهان (از اوامر و نواهى حق) نافرمانى
کند، پى آمد و زیان آن تنها گریبان گیر خود او خواهد شد. ولى اگر آشکارا چنین کار ناشایستهاى
را انجام دهد و مورد سرزنش مردم قرار نگیرد، آثار سوء ناشى از آن، دامنگیر عموم مردم
و زیان آن فراگیر خواهد شد.
سپس
امام صادق علیه السّلام فرمود: و این بدین جهت است که او (در واقع) با این کار (ناپسند)
دین خدا را خوار و کوچک شمرده، و خود را در موقعیتى قرار داده است که دشمنان خدا از
رفتار او پیروى کنند.
*ذلت
و خواری در میان مردم
پیامبر
اکرم (ص) فرمودند: ذلت و خوارى و تهمت در میان امت من ظاهر و آشکار مىشود، عرض کردند:
اى رسول خدا در چه زمانى این اتفاق خواهد افتاد، فرمود: هر گاه امر به معروف کم شود
محرّمات و کارهاى حرام مباح شمرده مىشود.
*محروم
شدن از برکت وحی
رسول اکرم(ص) فرمودند: هرگاه امت من به دنیا بها دهد،
شکوه اسلام از آنان گرفته می شود و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر را واگذارد، از
برکت وحی محروم گرددامر به معروف، فرمان دادن به واجبات و مستحبات است و نهی از منکر
بازداشتن دیگران از کارهایی است که ریشه در محرومات و مکروهات دارد. امر به معروف و
نهی از منکر از مهم ترین وظایف مومنان و بارزترین ویژگی جامعه ی اسلامی است، زیرا خدای
متعال در آیه ی 104 سوره ی آل عمران فرموده اند: «و باید از میان شما گروهی باشند که
مردم را به نیکی فرا خوانند و آنان را به کار پسندیده وادارند و از کار زشت و نکوهیده
نهی کنند.»
اهمیت
امر به معروف از اهتمام ویژه معصومین و قرآن کریم به این فریضه معلوم می شود، در این
جا احادیثی از معصومین پیرامون این فریضه آورده شده است.
امام
علی(ع) فرمودند: امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مىکنند و نه از روزى
کم مىنمایند، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مىسازند و برتر از امر به معروف
و نهى از منکر سخن عادلانهاى است نزد حاکمى ستمگر.
امیر
مومنان(ع) فرمودند: هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مى بخشد و هر کس نهى از منکر
نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مى ماند.
امام
علی (ع) فرموده اند: کسى که منکَر را با قلب و دست و زبانش انکار نکند، مردهاى است
میان زندگان.
امام
على(ع) فرمودند: همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از
منکر چون قطرهاى است در دریاى عمیق.
رسول
خدا(ص) فرمودند: هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان
من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا
دعایشان مستجاب نشود .
پیامبر
اکرم(ص) فرمودند: امر به معروف و نهى از منکر
نکند مگر کسى که سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا کند، در امر و نهى خود
میانهروى نماید و به آنچه امر و نهى مىکند، دانا باشد .
پیامبر
خدا(ص) فرمودند: تا زمانى که مردم امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک
و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکتها
از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند و نه در زمین یاورى دارند و
نه در آسمان.
پیامبر
اکرم (ص): یارى رساندن به ستمدیده و امر به معروف و نهى از منکر جهاد در راه خداست.
پیامبر
اکرم (ص): کسی که امر به معروف می کند باید این کار را به روش خوبی انجام دهد.
رسول
خدا(ص):هر کس امر به معروف و نهى از منکر نماید، جانشین خدا در زمین و جانشین رسول
اوست.
امام
محد باقر(ع) فرمودند: امر بمعروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است
و فریضه بزرگى است که دیگر فرایض به واسطه آن بر پا مىشود، راهها امن مىگردد و درآمدها
حلال مىشود و حقوق پایمال شده به صاحبانش برمىگردد، زمین آباد مىشود و (بدون ظلم)
حق از دشمنان گرفته مىشود و کارها سامان مىپذیرد.امر به معروف و نهی از منکر از مهم
ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن ضامن بقای اسلام است. امر به معروف و نهی از منکر
علاوه بر این که یک دستور دینی است، یک جهاد
اجتماعی نیز محسوب می شود؛ از این رو رهبر معظم انقلاب به آن و اهمیت اجرایی شدن این
فریضه تاکید ویژه ای داشته اند.
رهبر
معظم انقلاب امر به معروف و نهى از منکر را یک وظیفه عمومى دانسته اند و فرمودند: در
زمینه مسائل اجتماعى شاید هیچ خطابى به مردم شدیدتر، غلیظ تر، زندهتر و پُرهیجانتر
از خطاب امر به معروف و نهى از منکر نیست. در این جا به برخی از رهنمودهای رهبر معظم
انقلاب در خصوص ویژگی های آمران به معروف و ناهیان از منکر و نحوه اجرای صحیح این فریضه
می پردازیم.
ایشان
بر لزوم همراهی دل و زبان در امر به معروف و نهی از منکر تاکید داشته اند و فرمودند:
امر به معروف، یعنى دیگران را به کارهاى نیک امر کردن. نهى از منکر، یعنى دیگران را
از کارهاى بد نهى کردن. امر و نهى، فقط زبان و گفتن است. البته یک مرحله قبل از زبان
هم دارد که مرحله قلب است و اگر آن مرحله باشد، امر به معروفِ زبانى، کامل خواهد شد.
وقتى
که شما براى کمک به نظام اسلامى مردم را به نیکى امر مىکنید - مثلاً احسان به فقرا،
صدقه، راز دارى، محبّت، همکارى، کارهاى نیک، تواضع، حلم، صبر - و مىگویید این کارها
را بکن؛ هنگامى که دل شما نسبت به این معروف، بستگى و شیفتگى داشته باشد، این امر شما،
امر صادقانه است.
وقتى
کسى را از منکرات نهى مىکنید - مثلاً ظلم کردن، تعرض کردن، تجاوز به دیگران، اموال
عمومى را حیف و میل کردن، دست درازى به نوامیس مردم، غیبت کردن، دروغ گفتن، نمّامى
کردن، توطئه کردن، علیه نظام اسلامى کار کردن، با دشمن اسلام همکارى کردن - و مىگویید
این کارها را نکن؛ وقتى که در دل شما نسبت به این کارها بغض وجود داشته باشد، این نهى،
یک نهى صادقانه است و خود شما هم طبق همین امر و نهىتان عمل مىکنید. اگر خداى نکرده
دل با زبان همراه نباشد، آنگاه انسان مشمول این جمله مىشود که «لعن اللَّه الامرین
بالمعروف التّارکین له».
ضرورت
تجلی معروف در کردار آمران به معروف
رهبر
معظم انقلاب فرمودند: کسى که مردم را به نیکى امر مىکند، اما خود او به آن عمل نمىکند؛
مردم را از بدى نهى مىکند، اما خود او همان بدى را مرتکب مىشود؛ چنین شخصى مشمول
لعنت خدا مىشود و سرنوشت بسیار خطرناکى خواهد داشت.
اگر
معناى امر به معروف و نهى از منکر و حدود آن براى مردم روشن شود، معلوم خواهد شد یکى
از نوترین، شیرینترین، کارآمدترین و کارسازترین شیوههاى تعامل اجتماعى، همین امر
به معروف و نهى از منکر است و بعضى افراد دیگر درنمىآیند بگویند «آقا! این فضولى کردن
است»! نه؛ این همکارى کردن است؛ این نظارتِ عمومى است؛ این کمک به شیوعِ خیر است؛ این
کمک به محدود کردنِ بدى و شرّ است؛ کمک به این است که در جامعه اسلامى، گناه، همیشه
گناه تلقّى شود. بدترین خطرها این است که یک روز در جامعه، گناه به عنوان ثواب معرفى
شود؛ کار خوب به عنوان کار بد معرفى شود و فرهنگ ها عوض شود.
وقتى
که امر به معروف و نهى از منکر در جامعه رایج شد، این موجب مىشود که گناه در نظر مردم
همیشه گناه بماند و تبدیل به ثواب و کار نیک نشود. بدترین توطئهها علیه مردم این است
که طورى کار کنند و حرف بزنند که کارهاى خوب - کارهایى که دین به آنها امر کرده است
و رشد و صلاح کشور در آنهاست - در نظر مردم به کارهاى بد، و کارهاى بد به کارهاى خوب
تبدیل شود. این خطرِ بسیار بزرگى است.
نخستین
فایده امر به معروف و نهی از منکر
رهبر
معظم انقلاب در ادامه فرمودند: اوّلین فایده امر به معروف و نهى از منکر همین است که
نیکى و بدى، همچنان نیکى و بدى بماند. از طرف دیگر، وقتى در جامعه گناه منتشر شود و
مردم با گناه خو بگیرند، کار کسى که در رأس جامعه قرار دارد و مىخواهد مردم را به
خیر و صلاح و معروف و نیکى سوق دهد، با مشکل مواجه خواهد شد؛ یعنى نخواهد توانست، یا
به آسانى نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینه فراوان این کار را انجام دهد.یکى
از موجبات نا کامى تلاش هاى امیر مؤمنان - با آن قدرت و عظمت - در ادامه این راه، که
بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود.وقتى که امر به معروف و نهى از منکر
نشود و در جامعه خلافکارى، دزدى، تقلّب و خیانت رایج گردد و به تدریج جزو فرهنگ جامعه
شود، زمینه براى روى کار آمدن آدم هاى ناباب فراهم خواهد شد.
نهی
از منکر تنها کافی نیست
ایشان
تاکید داشته اند: در مسأله امر به معروف و نهى از منکر، فقط نهى از منکر نیست؛ امر
به معروف و کارهاى نیک هم هست. براى جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکارى
اجتماعى، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات پسندیده در زندگى، همه جزو اعمال
خوب است. براى یک مرد، براى یک زن و براى یک خانواده، وظایف خوب و کارهاى بزرگى وجود
دارد. هر کسى را که شما به یکى از این کارهاى خوب امر بکنید - به او بگویید و از او
بخواهید - امر به معروف است. نهى از منکر هم فقط نهى از گناهان شخصى نیست. تا مىگوییم
نهى از منکر، فوراً در ذهن مجسّم مىشود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب
نبود، یکى باید بیاید و او را نهى از منکر کند. فقط این نیست؛ این جزء دهم است.
نهى
از منکر در همه زمینههاى مهم وجود دارد؛ مثلاً کارهایى که افراد توانا دستشان مىرسد
و انجام مىدهند؛ همین سوء استفاده از منابع عمومى؛ همین رفیقبازى در مسائل عمومى
کشور، در باب واردات، در باب شرکتها و در باب استفاده از منابع تولیدى و غیره؛ همین
رعایت رفاقت ها از سوى مسؤولان. یک وقت دو نفر تاجر و کاسبند و با هم همکارى و رفاقت
مىکنند، آن یک حکم دارد؛ یک وقت است که آن کسى که مسؤول دولتى است و قدرت و اجازه
و امضاء در دست اوست، با یک نفر رابطه ویژه برقرار مىکند؛ این آن چیزى است که ممنوع
و گناه و حرام است و نهى از آن بر همه کسانى که این چیزها را فهمیدهاند - در خود آن
اداره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زیردست او - واجب است؛ تا فضا براى کسى که اهل
سوء استفاده است، تنگ شود.
نهی
از منکر در محیط خانواده
رهبر
معظم انقلاب فرمودند: در محیط خانواده هم مىشود نهى از منکر کرد. در بعضى از خانوادهها
حقوق زنان رعایت نمىشود؛ در بعضى از خانوادهها حقوق جوانان رعایت نمىشود؛ در بعضى
از خانوادهها، بخصوص حقوق کودکان رعایت نمىشود. اینها را باید به آنها تذکّر داد
و از آنها خواست. حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آنها
محبّت نکند؛ نه. سوء تربیتها، بىاهتمامی ها، نرسیدن ها، کمبود عواطف و از این قبیل
چیزها هم ظلم به آنهاست.
منکرات
سطح جامعه
منکراتى
که در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى کرد و باید نهى کرد، از جمله اینهاست:
اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حیاتى، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایى،
اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلاً این یک منکر است؛
یک منکر دینى است؛ یک منکر اقتصادى و اجتماعى است؛ نهى از این منکر هم لازم است؛ هر
کسى به هر طریقى که مىتواند؛ یک مسؤول یک طور مىتواند، یک مشترى نانوایى یک طور مىتواند،
یک کارگر نانوایى طور دیگر مىتواند. طبق بعضى از آمارهایى که به ما دادند، مقدار ضایعات
نان ما برابر است با مقدار گندمى که از خارج وارد کشور مىکنیم! آیا این جاى تأسّف
نیست؟! همه اینها منکرات است و نهى از آنها لازم است.
«واجب
فراموش شده» مجموعه کاملی از راهبردهای مقام معظم رهبری در زمینه ی امر به معروف و
نهی از منکر است که در 9 فصل گرد آوری شده است. در این مجموعه به طور تفصیلی و کامل
در خصوص آن چه که پیرامون امر به معروف و نهی از منکر نیاز بوده صحبت شده است.
در
فصل اول این مجموعه رهنمودهای رهبرمعظم انقلاب پیرامون ضرورت این فریضه آورده شده است،
در فصل دوم به وجوب امر به معروف، فصل سوم تاثیرات امر به معروف و نهی از منکر، فصل
چهارم مصادیق معروف و منکر با محور رهنمودهای رهبر معظم انقلاب تدوین شده است.
همچنین
فصل پنجم شامل شیوه ی صحیح و موثر امر به معروف و نهی از منکر و فصل ششم شامل وظیفه
ی مردم در مورد این فریضه است.در فصل هفتم وظیفه ی مسئولین درباره امر به معروف و نهی
از منکر، در فصل هشتم هشدارها و در فصل پایانی احکام و استفتائات پیرامون این فریضه
بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب آورده شده است.در بخشی از این مجموعه می خوانیم:
«موضوع امر به معروف که موضوع جدیدى نیست. این، تکلیف همیشگى مسلمانان است. جامعه
اسلامى، با انجام این تکلیف زنده مىماند.»
در
فصل دوم این کتاب آمده است: «امر به معروف، یک مرحلهى گفتن و یک مرحلهى عمل دارد.
مرحلهى عمل، یعنى اقدام با دست و با زور. این مرحله، امروز به عهدهى حکومت است و
باید با اجازهى حکومت انجام بگیرد و لا غیر. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و
همه باید آن را بدون ملاحظه انجام بدهند.»