نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چكيده
وجوب پوشش بدن زن نتيجه جستاري اجمالي در منابع فقهي است. ولي ژرف
انديشي و امعان نظر در ادله حجاب، مناقشاتي را در ميزان و چگونگي پوشش به
همراه دارد. دو سوي اين مناقشات آنقدر از هم دورند كه در گستره نگاه واحد
نميگنجد! از يك سو برخي معتقدند تمام بدن زن حتي دست، صورت و صدايش عورت
است و از ديگر سوي برخي نگاه صادقانه به چهره زن و نماز خواندن زن، بدون
روسري را جايز ميدانند. جامعه زنان مسلمان به طور اخص و جوامع اسلامي به
طور اعم در مواجهه با فتاوايي مانند: «المرأة عورة کلها» و حرمت نظر به
بيگانه حتي صورت و دستها، به راستي با مشكل مواجه ميشود، در حالي كه
مقتضاي ضرورت، حضور زن مسلمان در جامعه و در تمام ابعاد حيات اجتماعي است.
آيا نگاهي دوباره به متون فقهي و باز نگرشي درون ديني به حجاب ميتواند
برخي مشكلات بر سر راه جامعه زنان مسلمان را بر طرف سازد يا تنها چاره،
نگاهي برون ديني به حجاب است? اين نوشتار با سيري در آيات، روايات و کلمات
فقها و بيان برخي استثنائات، در صدد يافتن پاسخي براي اين پرسشها ميباشد.
كليد واژه
زن، حجاب، قواعد، عورت، زينت، خواستگاري
جستار گشايي
پژوهش در عرصه حجاب صعوبت خاصي دارد؛ هم از آن روي كه برخي آن را ضروري دين
شمرده و بر اين پايه چه بسا کساني که پژوهش منتقدانه را روا نميدانند و
پژوهشگرش را روادار مينامند و هم از آن روي كه از كاربرديترين مباحث
جامعه بوده به گونهاي كه ذهن برنامه ريزان، سياست گزاران و مجريان را به
خود مشغول كرده است. نويسنده به طور جد معتقد است، فقيه در رابطه بين خدا و
مکلف بايد جانب مکلف را بگيرد! و تا حد ممکن سياست جرم زدايي پيشه نمايد و
بر همين پايه به بازخواني دلايل فقهي حجاب پرداخته و نظرات و انديشههاي
گوناگون فقها درباره كيفيت و ميزان حجاب را بيان ميكند، تا قانونگزار
بتواند با بذل توجه به تعارضات موجود با ديد وسيع و كارشناسي و البته سهل
گيرانهتري به وضع قانون در اين عرصه همت گمارد. هدف اين نوشتار صرفاً
نگاهي درون ديني به مبحث حجاب است و از پرداختن به مباحث برون ديني، عقلاني
و فلسفي محض اجتناب نموده است. بر اين اساس از آنجا كه بحث به شيوه كلاسيك
حقوقي و فقهي يعني تحليل موضوع بر مبناي قواعد لغوي، اصولي، فقهي، رجالي،
قرينههاي تاريخي، تفسيري و ... در حوصله و گستره يك مقاله مختصر نيست، با
اين حال تلاش شده كه اين شيوه حتي المقدور مراعات گردد.
1) مفهوم لغوي حجاب
حجاب در لغت معاني مختلفي دارد؛ مانند: پوشش، پرده، منع و آنچه ميان دو چيز
واقع شود (انوري، 1381: ج3، ص2468). در زبان عربي به ابرو از آن جهت حاجب
ميگويند كه به عنوان پرده و مانعي براي چشم در برابر شعاع خورشيد عمل
ميكند. دربان را نيز از آن جهت حاجب ميگويند كه مانع ورود ميشود (ابن
منظور، 1414ق: ج1،صص:298-299). براين اساس حجاب مانع ملاقات طرفين با
يكديگر از راه حس لامسه و باصره است. اين مانع گاه معنوي است؛ مانند آنچه
قرآن كريم در باره شيوههاي وحي بر نبي اكرم (ص) ميفرمايد: «و ما كان لبشر
ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب» (شـوري،51) و گاه مادي است؛
مانند آنچه در باره شيوه تعامل با همسران پيامبر آمده است: «و إذا سالتموهن
متاعا فسئلوهن من وراء حجاب» (احزاب،53) (ر.ك. قرشي، 1412ق: ج2، ص103؛
مصطفوي، 1402ق: ج2، ص 166).
اما در اصطلاح فقهي حجاب، پوشش زن در برابر بيگانه است. گو اينكه كتب
فقهي از واژه حجاب به اين معني كمتر بهره گرفتهاند و براي بيان اين مقصود
از دو واژه «ستر» و «نظر» استفاده نمودهاند. البته حوزه فقهي «نگاه» جدا
از حوزه فقهي «پوشش» است، اما سعي شده آنگاه كه ستر و نظر ارتباط عميق
مييابند نيز، مورد بحث واقع شود.
2) حجاب در قرآن كريم
آياتي از قرآن كريم بيانگر لزوم حجاب و موارد استثناي آن است. برخي از اين آيات ذيلاً بيان ميشود:
1-2) پوشش و عدم اظهار زينت
«و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن إلا ما
ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن او
آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بني
اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير أولي
الإربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء و لايضربن
بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون
لعلكم تفلحون» (نور،31). (اي پيامبر به زنان مومن بگو برخي نگاههاي خود را
فرو بندند و دامن خويش را پاک نگه دارند و زينت خود را آشكار نسازند، مگر
آنچه که خود ظاهر باشد و بايد روسريهاي خود را بر گردن خويش فرو اندازند و
زينت خود را آشكار نكنند، مگر براي شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر،
برادر، پسر برادر، پسر خواهرشان، زنان مومن، كنيزان، غلامان، مردان كم خرد
فاقد شهوت و اطفالي كه از عورت زنان چيزي نميدانند و نبايد پاي خود را بر
زمين بكوبند تا زينتهاي مخفيشان معلوم گردد. اي مومنان به سوي خدا
برگرديد تا رستگار شويد).
1-1-2) تقريب استدلال
1-1-1-2) در شأن نزول آيه فوق آمده: «مرد جواني از انصار در شهر مدينه زني
را ديد كه از روبرو ميآيد- در آن زمان زنها عادت داشتند كه مقنعه را پشت
گوش خود ميانداختند- نگاه مرد همچنان بر زن بود تا از كنارش عبور كرد. وي
بدون آنکه نگاهش را از زن بردارد، به راه خود ادامه داد. در اين حال
استخوان يا شيشهاي كه بر ديوار بود، صورتش را خراشيد و خون بر بدن و لباسش
جاري شد. به خدمت رسول خدا (ص) رسيد، وقتي پيامبر وي را در اين حالت ديد،
فـرمود اين چه وضعي است؟ در اين زمان آيه فوق نازل شد» (کليني، 1407ق: ج5،
ص521؛ مجلسي، 1406ق: ج8، ص353).
2-1-1-2) اين آيه از مهم ترين آيات مورد استدلال براي لزوم حجاب است؛
زيرا تمام زنان مومن را مورد خطاب قرار داده و شبهه اختصاص حكم به زنان
پيامبر در آن راه ندارد.
3-1-1-2) افعال «يغضضن» و «يحفظن» بدون لام است؛ ولي فعل «ليضربن» با
لام امر آورده شده كه اين جاي تامل ميباشد. گو اينکه فرّا از جمله كساني
است كه حذف لام امر را در نثر جايز ميداند؛ ولي كلمهاي كه بيشتر مرتبط با
وجوب حجاب است با لام همراه ميباشد، تا غير از امر، احتمال ديگري داده
نشود.
4-1-1-2) مطابق علم اصول امر به شيء مستلزم نهي از ضدش است و نهي از آن
مقتضي حرمت ميباشد. بنابر اين آيه پوشاندن گردن را واجب و نپوشاندنش را
حرام مي داند.
5-1-1-2) «خُمُر» جمع خِمار و در لغت به معناي پوشاندن است. شراب را هم
از آن جهت خَمر ميگويند كه قوا، حواس ظاهري و عقل انسان را ميپوشاند.
خمار نيز سر انسان را ميپوشاند (مصطفوي، 1402ق: ج3، ص129).
6-1-1-2) گروهي از علماي شيعه معتقدند مقتضاي عمل به اطلاق آيه، وجوب
پوشش تمام بدن حتي دست و صورت بوده و منظور از «الا ماظهر منها» لباس زن
است و قسمتهاي ظاهر بدن نيست (ر.ك. حسني، 1411ق, ص103). مطابق چنين
برداشتي نبايد هيچ نوع زينت زن نشان داده شود، مگر لباس آنان.
7-1-1-2) به صراحت بيان ميکند، زنان بايد روسري را بر گردن خود قرار
دهند و از پوشش سر سخني به ميان نيامده، ولي عدم ذكر پوشش سر به دليل بديهي
بودن آن ميباشد و نيازي به بيان ندارد (مصطفوي، 1402ق: ج 3، صص129-130).
8-1-1-2) جيب در لغت به معناي يقه پيراهن است (ابن منظور، 1414ق: ج1،
ص288). يعني مقنعههاي خود را روي يقه پيراهن اندازيد. به اين ترتيب چه بسا
مفهوم شديدتري درباره پوشش به دست آيد؛ بدين معنا كه اگر زني مقنعه را زير
يقه پيراهن نمايد؛ حتي اگر تمام گردن خود را بپوشاند، باز هم دستور آيه را
به طور كامل رعايت نكرده است؛ زيرا طبق دستور آيه مقنعه بايد روي يقه و نه
زير آن باشد. البته اين نظر افراطي را نگارنده در كتب فقهي نيافته است. در
كتب تفسيري جيب به معناي سينه آمده است (طباطبايي، 1417ق: ج18، ص 112).
مطابق آن منظور از «وليضربن بخمرهن علي جيوبهن»، انداختن مقنعه و رو سري بر
روي سينه است.
2-1-2) تحليل و بررسي
1-2-1-2) عادت زنان در عصر نزول آيه اين بوده که روسريهاي خود را پشت گوش و
عقب سر ميانداختند و اين کار باعث نمايان شدن گردن و سينههاي آنان
ميشد. لذا دستور آمد که اين محلها را بپوشانيد. بنابر اين از آيه جز وجوب
اين امر استفاده نميشود و لزوم پوشش سر را بايد از دلايل ديگر به دست
آورد. به هر حال آيه در صدد بيان وجوب پوشش سر نيست، بلكه تنها به وجوب
پوشش گردن اشاره دارد. پوشش سر از قبل نيز واجب نبوده که گفته شود آيه
تکليفي فراتر خواسته؛ يعني علاوه بر اينکه سر خود را مي پوشانيد، بايد گردن
و سينه خود را نيز بپوشانيد.
2-2-1-2) حتي اگر پوشش سر امري مسلم فرض شود، از آيه نميتوان لزوم پوشش
مو را استنتاج نمود؛ زيرا حوزه فقهي «سترالراس» جدا از حوزه فقهي
«سترالشعر» است و اکثر قريب به اتفاق فقها اين دو را يکسان تلقي نکردهاند.
صاحب مدارک مينويسد: «در عبارت شرايع مانند بسياري از فقهاي اماميه به
وجوب پوشش مو ]در نماز[ اشارهاي نشده است و ظهور در اين دارد که پوشش مو
واجب نيست؛ زيرا مو جزو مسماي جسد نيست(عاملي، 1411ق: ج3، ص189).
3-2-1-2) حتي اگر آيه، موي سر را شامل شود، صرفا مويي منظور خواهد بود
که در حدود سر است. ولي حکم موي كه از حد سر خارج و آويزان است، فرق
ميكند. اين تمايز در برخي احکام مانند مسح سر و شستن سر در غسل کاملاً
واضح است. در مسح سر دو قول است: برخي معتقدند رطوبت بايد به پوست سر برسد و
مسح بر روي مو جايز نيست و برخي ديگر جايز ميدانند به شرط آنکه بر مويي
که در محدوده جلوي سر باشد، مسح شود.ولي مطابق هر دو قول مسح بر مويي که از
جلوي سر به قسمت هاي ديگر سر رسيده يا بر گردن آويزان باشد کافي نيست.
درباره شستن سر به هنگام غسل نيز مطابق روايات شستن ريشه مو کافي است و
نيازي به شستن مو نيست و حتي در برخي کتب روايي بابي با عنوان وجوب شستن
ريشه مو و عدم وجوب شستن مو آورده شده است (حرعاملي، 1409ق: ج2، ص255).
4-2-1-2) اگر موي سر زن آنقدر بلند باشد كه از گردن و سينه فراتر رود -
چه اينكه رسم زنان عرب اين بود كه موي خود را بافته و آويزان ميكردند- با
عمل به خواست آيه باز هم موي مزبور پوشانده نميشود؛ زيرا مقتضاي آيه تنها
گستراندن مقنعه بر گردن است و آيه دلالتي ندارد که موي خود را زير مقنعه
جمع نماييد. بنابراين براي پوشش موي بلند بايد دليل ديگري ذكر شود.
5-2-1-2) در معناي زينت از «و لايبدين زينتهن» اختلاف نظر است. برخي
معتقدند منظور خود زينت نيست، بلكه محل زينت است؛ لذا آشكار كردن زينت
آلاتي مانند النگو و گوشواره اساسا مورد بحث آيه نيست و اشكالي ندارد