حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
اسطوره حیا
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
یکی از نعمت هایی که خداوند در کشور به ما عنایت کرده نعمت داشتن ولایت فقیه است؛ تا در غیبت امام عصر از او بهره ببریم و راه گمشده خود را پیدا کنیم ولی فقیه کسی است که فقط به فکر دنیای مردم نیست بلکه برای سعادت اخروی جوامع نیز تلاش می کند ولی فقیه برای یک جامعه اسلامی در حکم یک دیده بان دلسوز و امینی است که هر لحظه احساس خطر کند جامعه خود را نسبت به آن خطر آگاه می کند. یکی از مواردی که رهبر عزیز ما در سال های اخیر نسبت به آن احساس خطر کرده و آن را به عنوان یکی از مصادیق جنگی دشمن با ما تلقی کرده بحث حجاب زن بوده که هشدار به ما دادند که دشمن در این جنگ غیر انسانی و غیر اخلاقی نابودتان نکند و این ویروس مخربی که به نام آزادی در پوشش را که در کشورشان در حال فعالیت است را به شما سرایت ندهند.


دیشب یکی از کلیپ های حکیمانه رهبری درباره حجاب را گوش می دادم، به نظرم مناسب اومد که گزیده ای از آن را بر روی کاغذ پیاده کنم تا شما دوستان عزیز هم بهره مند شوید. مقام معظم رهبری در عظمت زن و حفظ حجاب می فرمایند:

عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مومنانه، درک کنید. زن مسلمان ما این جور است دنیای فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روش های غلط و انحرافی که همراه با تحقیر جنس زن است، بزور به ذهن دنیا فرو کنند. زن برای این که شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشم نواز باشد. این شد شخصیت برای زن؟! بایستی حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوه گری کند تا مردها خوششان بیاید. این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟

عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را بخودش جلب کند؛ این افتخار برای یک زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند؛ این را بیامیزد با عزت مومنانه؛ این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه؛ آن لطافت را در جای خود بکار ببرد، آن تیزی و برندگی ایمان را هم در جای خود بکار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست؛ این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، مخصوص زنهاست؛ این امتیازی است، که خداوند متعال به زن داده است.[
گزیده ای از بیانات رهبری در دیدار پرستاران نمونه کشور اردیبهشت 89]

شاید هر کسی با توجه به عظمت مقام شهید، مقام او را از دختر چادری با عفت، بیشتر بداند.ولی بگذارید جواب این سوال را از حضرت علی (علیه السلام) بپرسیم.ایشان می فرمایند: اجر کسی که قدرت بر گناه داشته باشد، ولی عفت پیشه بکند، کمتر از رزمنده ای نیست که در راه خدا شهید شده باشد.(بلکه) انسان عفیف، همانند فرشته ای از فرشتگان الهی است!  (نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 474)بله! خدا می داند شما چه سختی هایی را در راه با عفت بودن می کشید. از همین رو مقام بالایی را برای شما در نظر گرفته است.


فرزندانم اطراف خواهرتان راه بروید، نکند وجودش را نامحرمی ببیند؛ و به مقصد که می رسیدند می فرمود: نورها را خاموش کنید، نکند چشم کسی به خواهرتان (بی مورد)بیفتد؛(1) اوج غیرت، اوج محبت، و اوج حیا را در این یک سطر می توان یافت.اما آیا این زینب قرار است هیچگاه دیده نشود و فقط در گوشه ای از منزل نشیند.نه، چنین زنی می تواند تاریخی بسازد مثل تاریخ عاشورا؛ و صفحات تاریخ را پر کند از رشادت هایش؛ چنین زنی می تواند رسوا کند سردمداران دوران خود را. زینب کبری به همه ما آموخت که در عین حجاب و پوشش و حیا می توان بزرگترین کارها را به زیبایی انجام داد آنچنان که خودش بگوید: ما رایت الا جمیلا


زینب قهرمانی است که مردان در مقابلش خود را ناچیز می بینند؛ زینبی که عاشق حسین است حتی در هنگام کشته شدن عزیزترینش از کسی درخواستی ندارد الا خداوند ولی وقتی صحبت از حجاب و حیا می شود چون می داند حسین غیرت الله است و دوست ندارد چشم نامحرمی به خواهرش بیفتد از شمر در خواست می کند که از مسیر کم جمعیت ما را وارد شهر گردانید و یا اینکه سرهای شهیدان را جلوتر از ما ببرید تا تماشاچیان به تماشای سرهای بریده مشغول گردند.(2) چون نمی خواهد گوهر وجودش را در معرض دید اجنبی قرار دهد.

آری این زینب است، همان زینب عفیفی که هنوز صدای رسایش در گوش زمان می چرخد و گویی هشدار می دهد به بانوان ما، که مواظب باشید چون جسمی بی اراده ملعبه دست محافل سودجو و مردان شهوت پرست نگردید و اجازه ندهید که به اسم تمدن شما را به عنوان ابزاری برای شهوت رانی و رواج فحشا استفاده نمایند.

پی نوشت ها:
1. رحمانى همدانى، احمد، فاطمه زهرا علیها السلام شادمانى دل پیامبر، افتخارزاده‏، سید حسن، ص ۸۶۳، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، چاپ چهارم، تهران‏، ۱۳۸۱ش‏.
2. الملهوف على قتلى الطفوف، ص 142



زمانی که فرشتگان به زن بدحجاب می خندند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

یکی از آسیب های اجتماعی که متاسفانه امروزه نیز گسترش چشمگیری پیدا نموده است، بدحجابی بانوان می باشد، امری که خداوند متعال عذابی سخت برای آن در نظر گرفته است، اما جالب است بدانید، این افراد در هنگام قرار گرفتن در قبر با خنده ی فرشتگان روبرو می شوند!؟

شاید شما نیز تعجب کرده باشید که چرا با خنده فرشتگان؟ البته باید توجه داشت که این خنده از روی شادمانی نمی باشد، بلکه حالت تمسخر و نیشخند دارد، چنانچه آمده است روزی حضرت محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) از جبرئیل سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل پاسخ داد: بله.

 

 

یکی از لحظاتی که فرشتگان الهی می خندند، زمانی است که زن بدحجاب و بی حجابی می میرد، و بستگانش او را در قبر قرار می دهند و روی آن را با خِشت و گِل و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود. در آن هنگام فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی که جوان بود و با اندام خود هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت پدر، برادر، شوهرش از خود غیرتی نشان نمی دادند و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند، او را می پوشانند!

 

بی حجابی از جاهلیت است: امیه دختر رقیه خدمت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) آمد تا با وی بیعت نماید. پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «با تو بیعت می کنم که به خداوند شرک نورزی، دزدی نکنی، مرتکب عمل زنا نشوی، فرزندت را به قتل نرسانی، به مردم تهمت و افتراء نبندی، نوحه نخوانی و مانند جاهلیت گذشته، خودت را میان بیگانگان به نمایش نگذاری.»

 

بی حجابی باعث لعنت و دوری از رحمت خدا می شود: پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «به زودی در پایان امت من، زنانی می آیند که به ظاهر، لباس پوشیده اند ولی در واقع، عریان و لخت اند. آنها را لعنت کنید زیرا آنها ملعون اند.»

 

بی حجابی کار شیاطین است: نگاهی به ماجرای آدم و حوا به ما نشان می دهد که ابلیس، این دشمن خدا، چه علاقه زیادی دارد تا عورات را آشکار سازد، پرده های حجاب را پاره کند و به فساد و فحشاء دامن زند. میتوان گفت که هدف اساسی ابلیس، پرده دری و بی حجابی است. خداوند می فرماید:

«یَابَنِیْ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیطَانُ کَمَاأَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمَالِبَاسَهُمَالِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا» (أعراف: ۲۷)

ای فرزندان آدم! (مواظب باشید) شیطان شما را نفریبد همانگونه که پدر و مادرتان را (فریفت) و از بهشت بیرون کرد و لباس شان را از تن شان بیرون ساخت تا عورات شان را برای آنها نمایان سازد. »


چرا بعضی‌ها بدحجاب می‌شوند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، تفکرات فمنیستی، سیاست زدگی، اعتراض، لجبازی؛ کدام یک علت بدحجابی است؟

رویکردهای کلی در جامعه ما همواره رنگ و رویی مذهبی داشته و با نگاهی به تاریخ سرزمینمان در می‌یابیم هر جا که دین و عفت در معرض هجمه قرار گرفته است، مردم ما تمام قد ایستادگی کرده‌اند.
یکی از بهترین نمودهای این ایستادگی را در مقاومت زنان کشورمان در برابر ظلم و زور رضاخان برای اجبار به کشف حجاب می‌توان ملاحظه کرد. این روال در جامعه امروز هم مشاهده می‌شود اما نمی‌توان انکار کرد که بخشی از زنان و دختران کشورمان این روزها دیگر چندان به مقوله عفاف و حجاب پایبند نیستند؛ پدیده‌ای که جا دارد علل و عوامل آن را از وجوه مختلف ارزیابی کرد.

تعداد افرادی که با اهداف سیاسی اقدام به استفاده از پوشش و حجاب نامناسب می‌کنند، بسیار اندک است اما در مقابل مسائل فرهنگی و تربیتی و هجمه های فرهنگی غرب در قالب جنگ نرم، بازیگر اصلی صحنه بدحجابی در کشور ماست

چرا بدحجابی؟
به راستی چرا برخی از زنان و دختران جامعه ما بدحجابی را برای خود برگزیده‌اند. گرم شدن هوا، بروز احساس خودنمایی، نقش شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت، واکنش به وضع سیاسی و به نوعی دهن کجی در برابر وضع موجود و یا در نهایت تلاش مافیایی طراحان مد و لباس برای حفظ و ایجاد بازار مصرف، کدام یک از این علل، چادر را از سر برخی زنان ایرانی برداشته و روسریشان را عقب کشیده است؟

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که هر پدیده‌ای چند علیتی است و یک سویه نگاه کردن به رخدادهای اجتماعی و به دنبال یک دلیل واحد بودن، ما را از ارزیابی منطقی آن رخداد دور می‌کند.

تعداد افرادی که با اهداف سیاسی اقدام به استفاده از پوشش و حجاب نامناسب می‌کنند، بسیار اندک است اما در مقابل مسائل فرهنگی و تربیتی و هجمه های فرهنگی غرب در قالب جنگ نرم، بازیگر اصلی صحنه بدحجابی در کشور ماست.

اما در کل، پذیرش سبک‌های جدید ارائه شده از سوی غرب و رسوخ تفکرات غربی در بین برخی جوانان، محصول کم توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در خانواده‌هاست.

اولین تجربه‌های بدحجابی در مهدهای کودک
برای نهادینه شدن ارزش‌ها باید از دوران کودکی آغاز کرد و در احادیث ائمه اطهار(ع) همواره از دل و جان کودکان به زمینی آماده کشت تعبیر شده است؛ زمینی که هر چه در آن بکاری همان را درو خواهی کرد و شاید بدحجابی امروز جوانان و نوجوانان، حاصل غفلت از دوران کودکی آن‌هاست.

این در حالی است که در جامعه امروز شاهد تولد روزانه مهد کودک‌هایی هستیم که نه فقط کودکان از خانواده دور می‌شوند، بلکه در این مهدها اولین تجربه آرایش در قالب نقاشی چهره کودک و تجربه‌هایی همچون آموزش رقص را فرا می‌گیرند و بالطبع این تجربه‌ها در دوران نوجوانی و جوانی به شکل پوشش نامناسب و برخی هنجارشکنی‌های دیگر خود را نشان خواهد داد. آموزش مسائل تربیتی و نهادینه کردن ارزش‌ها از همان دوران کودکی حایز اهمیت است، زیرا اصلاح و تغییر زاویه دید یک جوان به این راحتی امکان پذیر نیست.

مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط می‌شود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمی‌شود بنابراین نمی‌توان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئله‌ای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیام‌ها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است

پیام‌های بدحجابی
در یک ارزیابی کلی در می‌یابیم که گروهی از بدحجابان عاملانه و عامدانه بدحجابی می‌کنند و این بدحجابی‌ها شبکه‌ای و سازماندهی شده است، اما گروه دیگر نه از روی عمد بلکه تنها به هدف جا نماندن از غافله مد بدحجاب می‌شوند و از آنجایی که ریشه این رفتار یکسان متضاد است، طبعاً برخورد متفاوتی را می‌طلبد.

اهرم قانون بعد از ارتقای شناخت و آگاهی افراد
اگر با ارتقای شناخت و آگاهی‌های افراد و اصلاح تفکراتشان مسئله حل نشد آنگاه برای افرادی که از چراغ قرمزها عبور می‌کنند باید به برخورد امنیتی قضایی و انتظامی متوسل شد.

همان‌گونه که طبق قانون مجازات اسلامی، زنی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شود به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه و یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.

مقوله بدحجابی به طرز تفکر و باورها مربوط می‌شود و از آنجایی که فکر و اندیشه یک شبه ایجاد نمی‌شود بنابراین نمی‌توان یک باره آن را تحت کنترل در آورد. مسئله‌ای مثل بدحجابی علل و عوامل مختلفی دارد که هر علتی دارای پیامی است و این پیام‌ها نیازمند تحلیل و تدبیری مناسب است.

بر مسئولان است که این پیام‌های بدحجابی را درست و صحیح گرفته و مورد بررسی و کنکاش قرار داده و قبل از هر برخورد قهری، نسبت به رفتارشناسی بدحجابان اقدام کرده و نسخه‌ای مطابق با بیماری آنان تزویج کنند.

حجاب زن حق؛ تنها حق فردی و اجتماعی نیست ؛ حق الله است
زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‌نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است.

پاسخ به شبهه در کلام آیت الله جوادی آملی
آیت الله جوادی آملی گفت: شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد در خصوص حجاب هست، این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.

راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‌نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا می‌بینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آن‌ها پرونده را مختومه اعلام می‌کنند،

اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد، همه این‌ها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‌ای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شوند که در غرب ظهور کرده است.

لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم می‌گوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن، حق‌اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند

اندیشه‌ها را قرآن گونه نماییم !
فلسفه حجاب در قرآن ؛ بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشه‌ها قرآن‌گونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم.

عظمت زن در چیست؟
عظمت زن در این است که: «أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال» نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند. حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذ الله ـ حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می‌کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: (ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین) یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

حکایت حجاب تعادلی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

حکایت حجاب تعادلی

اندر بازار اصفهان دخترکی دیدم مکلف که حجابی بس افتضاح داشت. لچک بر سر انداخته گویی دستمالی کوچک بر تیر چراغ انداخته. نه گره زده، نه بسته و بر کوهان مویش گیر انداخته که اندک نسیمی به هوا بردش و ناچار گردد به گرفتنش با دست. از سر نهی از منکر گفتمش این چه حجاب است که نگذاشته ای و نه برداشته ای؟ گفتا: تو در باغ نیستی مگر؟1؟ دیگر حکومت تعادلی است در ایران، نه افراط و نه تفریط. دیگر نه حجاب چادر است و نه بی حجابی معیار. این است حجاب تعادلی!!!

در چهارباغ به گشت و گذار بودم. جوانکی دیدم چاقوی ضامنی همچون تسبیح می گرداند. گفتمش به جوانیت رحم کن. مگر نمی دانی قاضی القضات فتوا همی داده که حامل سلاح سرد اعدام گردد. گفت: برادرم این فتوای دوران ماضی بودی و اینک دوران تعادل است. آری قمه و قداره حملش اعدام داشتی لکن چاقوی جیبی ضامنی زنجانی خوش دست عین تعادل است و بس.به امری در شهر همی گشتم از چیزی که دیدم حیران همی شدم. دیدم عده ای به دنبال تابوتی در حرکتند. با یک دست بر سینه زنند و با دست دیگر بشکن و همین را در عروس بران دیدم که همراهان عروس چنین همی کردند. گفتم چه قراریست؟ گفتند گذشت دوران افراط و تفریط که دیگر همه چیز تعادلیست حتی عروسی و عزا.

در نیمه شعبان به دیدن چراغانی به شهر رفتم. در هر گوشه ای محفلی دیدم که جوانانی که بر طریقت عقل نبودندی به رقص و پایکوبی و عربده کشی مشغول. گفتم نکند انقلاب شده که همه چیز وارونه گشتی و علنا در میادین ولایت مذهبی اصفهان مستان به رقص و پایکوبی متظاهرند. شاهدی گفت: مگر در این اقلیم نیستی؟ عصر، عصر تعادل است و قوانین شرع دیگر همیشگی نیست. اعیاد و جشن ها و قهرمانی تیم های ملی، جز مستثنیات شرع گشته و اندرین روز رعیت آزادند به آنچه خواهند.شاهد را کناری کشیده و گفتم: تو را به آنچه می پرستی مرا از این تعادل آگاه ساز. گویی از اصحاب کهفم و به شهری آمده ام که سه صد سال درآن نبوده ام. شاهد فرمودی: اندر اقلیم ایران به انتخاب رعیت کسی به مسند ریاست حکومت یازدهم رسیدی که شعارش تعادل بودی و همی گفته که آمده همه ی افراط و تفریط ها برکند و تعادل بکارد. لکن این تعادل را معنا ننمودی به حدی که دیگر هر کس خود را در طریقت او دیدی. از اصلاح طلبان افراطی که خواسته چهار سال ماضیشان ابطال جمهوریت نظام بودی و اصولگرایانی که چشم دیدن کسی غیر از خود نداشتندی و دایره ی خودیشان در حد دید چشمشان بودی، همگی حامی تعادل شدندی و از او سهم خواستندی و به تبع آن مردم کوچه و بازار نیز به میل خود تفسیر نمودی و هرکس بر دل خود تعادلی گشتی.

این مبهم گذاشتن شعار در این اقلیم داستانی طولانی دارد که آخرینش اصولگرا بودن یا نبودن محمودخان خادم المله و اصلاح طلب بودن محمد خان فریبا بودی که در هشت سال ماضی محمود، یک بار از زبان خودش نشنیدیم که اصولگراست حال آن که همه او را اصولگرا دانستندی و در هشت سال محمد معنای اصلاحات نفمیدیدم و کسی تفسیرش ننمودی تا حدی که از سروش تا گوگوش همگی اصلاح طلب بودندی. یکی حرف از زنده باد مخالف من و آزادی و برابری و شفاف سازی می زد و در آخر جز سرکوب و سهم خواهی و زیرآبی حاصلی نبوده و دیگری حرف از اصول می زد و آخر، پیر و مرادش از جنسی دیگر می شود  که در کنار هدیه نشنید و برگ برنده اش در روز ثبت نام انتخاباتی آکتور سینماست.

آری درست است که در دنیای سیاست اندکی مبهم بودن نمک سیاست بودی لکن در این اقلیم سیاسیون چنان نمکیند که آخر شوریش از همه جا برون خواهد زد. حکایت این شیخ حسن خان تعادل شعار هم چنین است که لغتی بکار برده و شعارش کرده که بیم آن می رود که بنده خدا خودش هم معنای آن هنوز نفهمیده و منتظر گشته زمان معنایش کند.

القصه هروله سیاسیون ایرانی در بین حق و باطل آفتی است که سالها به جان این ملت اوفتاده و تکلیف مردم مشخص نشده. آخر که از راستی متضرر شده که اینان هم. "خیر الامور اوسطها" تنها برای شکم است و بس، نه برای سرنوشت خلق الله و امور جاریه مردم. در جامعه ی اسلامی یا حقی یا باطل. حدوسط نداریم که اگر میانه باشی، لاجرم به باطل میل کردی و از حق گریزان گشتی. مشی تعادل همان اسلام علوی جهادی راستین بودی که در آن هر چیز در جای خود معنا دارد و بس.  با استماع سخنان شاهد غمی مضاعف بر من مستولی شد، چرا که عمق فاجعه را نیک دانستم. فهمیدم قرار است در دورانی باشیم که معنا و هدف آرمانش مشخص نیست و هرچه اتفاق افتد، آن هدف است و هرچه قصور و کاستی باشد وعده ای بر آن داده نشده که جواب خواهد. پس بر چهار سال آتی خود پیشکی الفاتحه....


آیا «حجاب اجباری» مفید است یا مضر
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
  • این روزها جوانان عزیز کشـورمان شبهــات و سوالات زیادی در ذهن خویـش دارند که شاید هیچ روانشناس و کارشنـاسی با سخـنان درشت و کوچک و کلاسیک خویش و با وجود تمامی علم و تجربه ای که دارد نتواند گره گشای بسیاری از مشگلات باشد.
  • • امروزه سیاستمداران و قبیلــه های سیـاسی تـلاش دارنـد تا همگان را با شعارها و تحلیلهای خود به سمت خود کشانده و مردم را پلی برای رسیدن به آمال خود قرار دهند ؛ بعضی از آنان نیز بدون توجه به سخن و منویات رهبری عزیز انقلاب و مصالح نظام عزیز اسلامی به اسم دفاع از ارزش ها و رهبری و انقلاب ، تیشه به ریشه ی آن میزنند و عملا درخلاف جهت مصالح آن تلاش دارند. شاید در سال های اخیر بتوان به خوبی حب و بغض های آنان نسبت به افراد را باتوجه به وزش باد سیاسی قبیله خود تشخیص داد که همفکری بیشتر جوانان انقلابی را می طلبد.
  • • وبگاه جوان انقلابی بنا دارد تا به دور از مناسبات و فضای سیاسی به بررسی بی پرده بسیاری از این قبیل مطالب با کمک و همراهی شما بپردازد و ۵شنبه هرهفته مطالبی را با موضوعات سیاسی و اجتماعی مطرح و راه حل آن را بر عهده شما بگذارد ؛ شاید صحبت ساده و بی تکلف یک انسان دیگر و یا بیان تجربه خود بتواند راهگشای افراد دیگر باشد و چه بسا تحلیل های یک جوان روستایی در فلان نقطه کشور  بهتر بتواند در روشن تر شدن مسائل سیاسی و فرهنگی کمک کند.
  • • و در پایان بیان این نکته را به محضر شما خوبان ضروری میدانم که اعلام دارم وبگاه جوان انقلابی به خاطر عدم وابستگی خود به هیچ گروه ، دستـه و جناح سیاسی و منـابع قدرت و ثروت ، فقط توسط چند جـوان متعد و انقــلابی با توکل بر خداوند متعال آغاز به کار کرده است و سعی دارد که مسیـری جدید در عرضــه فرهنگی انـقلاب اسـلامی و مکتـب نورانی تشیــیع ایجاد نماید و فقط و فقط خود را ملزم به اطاعت از فرامیـن مقتــدای خود حضـرت امـام خامــنه ای روحـنا الفــداه میداند و از شما عزیزان در این مسیر سخت تقاضای مـسـاعدت دارد.

ـ

ـ


یه سوال دارم اگه کسی میدونه کمک کنه جوابش روشن بشه! آیا پوشش در جامعه باید اجباری باشد؟(قرآن و سیره ائمه) توجه به این نکته ضروریست که اجبار در حجاب غیر از وجوب حجاب است.

ـ

javanenghelabi - hejab 16ـ

سوالات تکمیلی :

•  پیامبر اکرم (ص) : الانسان حریص ٌ علی ما مُنِع (نهج الفصاحه) – انسان به آنچه که از آن منع میشود حریص است.

باتوجه به حدیث فوق که یکی از خصوصیات هر انسانی است ؛ آیا اجباری بودن حجاب باعث فرار از آن نمی شوند؟

• اساسا تفاوت بین “حکومت طاغوت” و “حکومت الله” چیست؟ آیا منطقی است که حکومت الهی نیز می تواند نسبت به امر حجاب و عفاف مثل حکومت طاغوت بی توجه باشد؟

•  در سیره عملی اهل بیت علیهم السلام درباره برخورد با این موضوع چه اقدامی شده است؟ آیا حضرت رسول (ص) و امیرالمومنین (ع) بعنوان نمونه هایی از حکومت واقعی الهی نسبت به این موضوه اقدامی انجام داده اند؟ و درکل حاکم جامعه و حکومت اسلامی چه برخوردی باید با این پدیده داشته باشد؟ اجبار یا اختیار؟

•  اگر اسلام دینی جاوید تا قیامت است و از هرلحاظی کامل است ، آیا پس برای این دوران ما (که در غیبت به سر می بریم) چاره ای اندیشه نکرده است؟ آیا این حکم الهی را میتوانیم بخاطر مصلحت اندیشی هایی کنار بگذاریم؟

•  آیا  با زور و اجبار میتوان ارزش های الهی را در جامعـه تزریق نمود یا با کار فرهنگی؟ حد و مرز اقدامات فرهنگی چقدر است؟

• عده ای بخاطر عناد ، لجـبازی ، مسـائل سیاسی و… اقدام به بدپوشـشی و هنجار شکـنی می نمانید. چگونه این جماعت را با اکثر مردم که بدون هیچ غرضی و از روی غفلت یا جهالت این اقدام را میکنند بشناسیم و چه برخوردی با این دو گروه داشته باشیم؟

•  بسیاری هستند که هنوز از وجوب این حکم الهی مطلع نیستند. با این افراد چگونه باید برخورد کرد؟ چه گروه ها و اشخاصی مسئول هستند؟

•  مسئولیت حفظ حجـاب و عفـاف جامعـه به ترتیب اولـویت بر عهـده کیست؟

• آیا زنان و مـردان امروز در دوران جمهوری اسلامی ، مومن تر و نجیب تر و پاک تر هستـند یا افـراد در دوران طاغوت؟

• بر فرض اجبار حجاب ؛ چه پوششی مناسب تر برای این امر است؟ چادر؟ مانتو؟ پیراهن و شلوار و…

• نظر مراجع تقلید و بزرگان دین و اندیشه در این موضوع چیست؟

• چه رنگی برای بانوان که متناسب با فرهنگ اسلامی – ایرانی باشد مناسب تر است؟ مشکی یا رنگ دیگر؟

• و…


حجاب-حکایت
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :


وقتی می‌پرسند: نمی‌پزید در این گرما؟!

یک لبخند بزن و بگو: سرگرم عشقبازی که باشی و در اشتیاق خاکستر شدن، این گرما که شوخی کوچکی بیش نیست!

و بعد دقیق شو در چهرشان، تا خوب ببینی که چطور می‌شود با یک چادر، تمام معادلات عقلانی‌شان را در لحظه‌ای بر هم زد...


 


«بی‌حجابی‌های مدرن»
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
این روزها یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جامعه ما مسئله حجاب است. حجابی که نیمی از اصالت آن در هجوم تجددگرایی و غرب‌زدگی از بین رفته و نیم دیگر هم در میان فلسفه‌بافی‌ها و تعاریف جدید، مدام رنگ عوض کرده و هر روز غریب‌تر و مهجورتر می‌شود. اما واقعاً حجاب چیست؟

معنای لغوی این کلمه به پرده یا حائلی اطلاق می‌شود که وظیفه‌اش پوشاندن و محفوظ نگه داشتن است و در عرف جامعه ما، به طور خاص، به پوشش کامل اسلامی گفته می‌شود. بسیاری از ما با شنیدن این کلمه بی‌اختیار یک خانم چادری را به ذهن می‌آوریم که تنها نمود ظاهری حجاب است. اما آیا تعریف این واژه به همین جا ختم می‌شود؟ آیا می‌توان پوشش چادر و یا نفس «پوشیده بودن» را مطلق حجاب به حساب آورد؟

چندین آیه در قرآن به موضوع حجاب اشاره دارند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور است. ظرافت موجود در این آیات آن جاست که قبل از پرداختن به  بحث «پوشش»، از حرمت و حفظ «نگاه» سخن به میان می‌آورد؛ و تاکید قرآن چنان است که روی صحبت اول به آقایان و پس از آن به خانم‌ها برمی‌گردد. شاید به این دلیل که اهمیت این موضوع در آقایان بیشتر از خانم‌ها باشد.

خیلی از ما فراموش کرده‌ایم که حجاب به غیر از نوع پوشش – فارغ از بحث‌های مرتبط با آن- مراتب دیگر هم دارد و این مراتب دیگر، در بسیاری از موارد مقدم بر نوع پوشش هستند یا حداقل به عنوان پیش زمینه آن محسوب می‌شوند.

متأسفانه در این مسئله، همانند دیگر معضلات جامعه، تنها یک بعد قضیه را دیده‌ایم. خانواده‌ها و مربیان و دست‌اندرکاران امر تمام تمرکز خود را تنها  صرف ظاهر کرده‌اند. هر جا که بحث حجاب پیش آمده از چادر گفته‌اند و از کیفیت پوشش و باید و نبایدهایی که اگر عمق مسئله حجاب پیش از این شکافته می‌شد، نیازی به تکرار و تذکر بیش از حد نداشت؛ و مهم‌تر از آن این که انگشت اشاره این نصایح و تذکرات فقط و فقط دختران هستند، به حدی که تصور می‌شود اسلام ما هیچ توصیه و سفارشی برای آقایان نداشته و ندارد!

کوتاهی‌هایی از این دست، موجب بسیاری از کج روی‌های امروز شده است؛ توجه افراطی به یک جنبه و بازماندن از جهات دیگر. نمونه بارز آن هم طیف وسیع آقایان مذهبی و متشرعی است که شاید در جوانب دیگر دین‌داری نمونه باشند، اما نحوه ارتباطشان با نامحرم، خارج از حدود شرعی است و این ادعا، اغراقی نامنصفانه از سر تحجر نیست. خیلی از آقایان متدین ما نسبت به کیفیت و نوع برخوردهایشان با نامحرم به طرز اسفناکی بی‌اعتنا هستند. پندار ایشان بر این است که حجاب مختص خانم‌هاست و هیچ مرتبه‌ای از آن شامل آن‌ها نمی‌شود.

ابعاد دیگر حجاب هیچ گاه برایشان تبیین نشده. کسی از پاکی ذهن و نجابت قلب و وقار سخن صحبت نکرده. مسایل مهمی چون «ضرورت یا عدم ضرورت صحبت با نامحرم» و «کیفیت نگاه» برای آن‌ها مطرح نشده و چه بسا که نداشتن همین پیش‌زمینه‌ها، از جمله دلایل گسترش پوشش‌های غلط و غیر معقول مردانه‌ای باشد که امروزه شاهد آن هستیم.
 

بی‌حجابی‌های مدرن» -اصطلاحی که شاید بتوان به بعضی رفتارهای ناهمگون دین‌داران امروزی اطلاق کرد- از چنین مسائلی نشات می‌گیرد. از لحن سبک صحبت با نامحرم تا خنده و شوخی‌های بی‌جا و حتی وقیح و نگاه‌های بی‌پرده. در این میان فرق چندانی نمی‌کند طرف مقابل خویشاوند باشد یا یک فروشنده صرف. هم‌کلاسی باشد یا همکار. حتی مجازی یا غیرمستقیم بودن ارتباط هم ضمانی بر بی مشکل بودن آن نیست. متأسفانه فضای مجازی به علت حذف رویارویی مستقیم، پتانسیل زیادی برای ایجاد خطا دارد. آشنایی‌های ساده از گودر و فیس‌بوک و وبلاگ و هزار مجرای دیگر آغاز می‌شود و گاه این آشنایی اساساً عمیق‌تر از آشنایی‌های حقیقی است؛ زیرا فضای بیرون اقتضا می‌کند که تنها ظاهر عمومی فرد جلوه کند و نه ابعاد محرمانه زندگی او، ولی در دنیای مجازی، همین ابعاد محرمانه به سادگی و بدون هیچ ترسی آشکار و زمینه مستعدی می‌شود برای ایجاد اشتراک و هم صحبتی با دیگران.
پنهان کردن نام یا چهره هرگز نمی‌تواند مصونیتی در پی داشته باشد، چون در یک رابطه مجازی تفکر فرد و درونیات اوست که اطرافیان را جذب می‌کند و از سوی دیگر، جاذبه جنس مخالف نیز باعث می‌شود که اطرافیان غیر همجنس بیشتر به سمت فرد جذب شوند. بارها دیده‌ایم که در همین دنیای مجازی بسیاری از ملاحظات و حرمت‌ها فراموش می‌شود و آدم‌های متدین اطرافمان چهره‌ای کاملاً متفاوت پیدا می‌کنند.

آن چه در هنگام رابطه با نامحرم، هم مهم است و هم دشوار، حفظ صحیح حدود شرعی است و هر دو طرف نیز موظف به رعایت آن هستند و چه بسا که وظیفه مرد سنگین‌تر هم باشد. زیرا حیای ذاتی زن در بسیاری از موارد خود عامل بازدارنده بسیاری از خطاهاست، ولی حیا و عفاف در جنس مذکر نیاز به آموخته شدن دارد و تذکر فراوان‌تر.

یادمان نرود که فرض در ترک رابطه با نامحرم، به گناه افتادن و بالاتر از آن، تنها احتمال به گناه افتادن است و همین قانون ساده نشان می‌دهد که اسلام تا چه حد برای این موضوع اهمیت قائل شده است. پس اگر دغدغه حجاب و دین‌داری داریم، کمی بیشتر در رفتارمان دقیق شویم و مراقب باشیم که اندوخته ایمانمان در سیلاب بی‌توجهی و ناآگاهی از بین نرود.


حجاب؛ خط مقدم جبهه‌ی فرهنگی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

باتوجه به گزارش سالانه‌ی نهادهای فرهنگی، همه ساله جلسات متعددی در زمینه‌ی حجاب باحضور کارشناسان خبره‌ی این امر برای واکاوی ابعاد مختلف آن برگزار می‌شود. اما خروجی این جلسات در عمل راضی‌کننده نیست؛ چرا که این قبیل جلسات در سطح مشاوره دادن به مسئولین باقی مانده و به نظرات کارشناسی عموماً در تصمیم‌گیری‌ها توجهی نمی‌شود.

 
دلایل قرآنی وجوب حجاب رابفرمایید ؟برخی شایعات پیرامون عدم قاطعیت قرآن در امر حجاب مطرح است. در پاسخ به این شبهه چه دلایلی می‌توان عنوان کرد.
 
اینکه حجاب یکی از تکالیف فردی به شمار می‌رود در آیات و روایات آمده است. البته در همه‌ی مسائل دینی باید به سراغ متخصصان این امر برویم و متخصصان امور دینی مراجع معظم تقلید هستند که از لابه‌لای منابع دینی احکام الهی را استخراج می‌کنند. بعضی از احکام کاملاً صریح و شفاف هستند. اگر ابهاماتی در احکام شرعی وجود داشته باشد، وظیفه‌ی مجتهد است که آن‌ها را برطرف کند. همه‌ی مراجع ما حجاب را واجب و از ضروریات دین اسلام می‌دانند. آیات و روایات هم همین را می‌گوید.
 
بر اساس آیات قرآن، هم زنان وظیفه دارند که حجابشان را رعایت کنند و هم مردان باید نگاه خودشان را بپوشانند. در این نگاه باید بگوییم این مسئله‌ کاملاً اجتماعی است. روایات ما هم همین را اثبات می‌کنند. در زمینه‌ی ارتباط زن و مرد حدودی بیان شده است که یکی از آن‌ها مربوط به تعادل در نگاه کردن می‌شود. بنابراین هم تکلیف بر زن است که حجابش را رعایت کند و هم آقایان باید نگاه خودشان را کنترل کنند.
 
برخی از جریانات داخلی و خارجی مخالف حجاب اعتقاد دارند که دخالت حکومت در اجرای حکم حجاب هیچ گونه توجیه شرعی و منطقی ندارد و حجاب در جامعه باید کاملاً آزاد و اختیاری باشد. نظر شما در این باره چیست؟
 
اینکه حجاب یک وظیفه‌ی حکومتی است بحثی طولانی دارد، اما اجمالاً به آن می‌پردازم. حکومت اسلامی باید احکام اسلامی را اجرا کند و حجاب از ضروریات دین اسلام است. بنابراین حکومت اسلامی باید در جامعه از حجاب شرعی محافظت نماید و با آسیب‌های بدحجابی برخورد کند. مبنای این امر مباحث فقهی است. یکی از ادله‌ی متقنی که بر اساس آن حکومت اسلامی می‌تواند با مسئله‌ی بدحجابی برخورد کند امر به معروف و نهی از منکر است، چرا که این امر از وظایف ذاتی دستگاه‌ حکومت اسلامی است.
 
اگر حکومت اسلامی تشکیل نشود، مردم نسبت به امر به معروف و نهی از منکر تکلیف بیشتری دارند، اما وقتی حکومت اسلامی تشکیل شد، بخش عمده‌ای از امر به معروف و نهی از منکر، بر اساس مبانی شرعی، در قانون اعمال می‌شود و این کار بر عهده‌ی دولت و حاکمیت اسلامی قرار می‌گیرد. پس این موضوع از وظایف حکومت به شمار می‌رود، کمااینکه خیلی از مسائل دیگر همین طور هستند. مثلاً اگر در جامعه‌ی اسلامی قتلی انجام بشود، هر چند که حکم قاتل قصاص است، اما این موضوع باید از طرف دستگاه حاکمیت اسلامی پیگیری شود. این طور نیست که خانواده‌ی مقتول خودشان مقابله به مثل کنند. بنابراین گاهی اوقات افراد در حکومت اسلامی دستشان بسته است، چون برخی امور در اختیار حاکمیت اسلامی قرار دارد.
 
قطعاً برخورد با مفاسد اجتماعی از وظایف حاکمیت اسلامی است. آمار و ارقام گویای این واقعیت هستند که بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه فساد ایجاد می‌کند و وظیفه‌ی دولت اسلامی این است که با ریشه‌ی مفاسد که یکی از آن‌ها بدحجابی و بی‌حجابی است برخورد کند. در روایات‌ داریم که جوانی به زنی نامحرم نگاه می‌کرد و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) صورت آن شخص را برمی‌گرداند. همچنین آن حضرت برخی را به خاطر اینکه در پی نوامیس مردم بودند تبعید می‌کنند. مواردی از این دست نشان می دهند این امر از جمله وظایف حکومت به شمار می‌رود.
 
از باب حقوق شهروندی هم اگر بخواهیم به موضوع نگاه کنیم، به این نتیجه می رسیم که نظارت بر حجاب یکی از وظایف دولت است. وقتی در جامعه‌ای بدحجابی رواج پیدا کند و به افراد آسیب‌هایی وارد شود، قطعاً حقوق افراد جامعه پایمال می‌شود. وقتی خانمی با حجاب نامناسب در اجتماع حضور پیدا کند و باعث از هم پاشیدن یک خانواده شود، مشخص است که حق آن خانواده ضایع می‌شود. بنابراین دولت وظیفه دارد که برای صیانت از حقوق شهروندانش از این امر جلوگیری کند. حقوق شهروندی فقط مختص مسکن، بهداشت و مسائل این‌چنینی نیست، بلکه مسائل معنوی را نیز در بر می‌گیرد.
 
بنابراین قانوناً، عقلاً و شرعاً وظیفه‌ی دولت اسلامی است که در مسئله‌ی حجاب وارد شود و با مظاهر بدحجابی برخورد کند. البته حدود و کیفیت این موضوع باید در جای خودش بررسی شود.
 
نقش دولت‌ها در سیاستگزاری‌های امر حجاب پس از انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟نقاط ضعف و  قوت را اشاره بفرمایید.
 
بعد از انقلاب، با توجه به حاکمیت اسلام، زمینه‌ای فراهم شد که بتوانیم مسائل دینی را ترویج دهیم و مسلماً این نکته‌ی مثبتی است، اما متأسفانه از این فضا در زمینه‌ی حجاب و عفاف بهره‌برداری نشد. در این زمینه مهم‌ترین نقش را دولت دارد که باید در زمینه‌ی مسائل خانوادگی و فرهنگی تلاش کند. در زمینه‌ی حجاب و عفاف تا امروز کار شاخصی انجام نشده است. اگر هم بعضی از دستگاه‌ها کاری انجام داده‌اند، یا ناقص بوده و یا با کارشناسی نبوده است. اگر هم کاری با کارشناسی انجام شده و مفید بوده، با نیاز جامعه تناسب نداشته است.
 
در سال‌های اخیر پدیده‌هایی جدید، از جمله ماهواره و اینترنت، وارد جامعه شده و قطعاً تأثیراتی بر جامعه داشته است. مهم‌تر از همه‌ی این‌ها تلاش دشمن و تهاجم فرهنگی آن‌هاست که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرموده‌اند. همه‌ی این مسائل ترویج فساد را تشدید کرده‌اند و اگر دولت و نظام در این زمینه کاری کرده‌اند، تلاش آن‌ها متناسب با این شرایط نبوده است؛ یعنی نتوانسته‌اند تهاجم آن‌ها را دفع کنند. اگر همین دولت فعلی را رصد کنید، می‌بینید که هیچ کار شاخصی در زمینه‌ی حجاب انجام نشده و متأسفانه دستاورد چشمگیری نداشته است.
 
در حالی که دشمن در اینترنت، ماهواره و سایر رسانه‌ها فعالیت می‌کند، صداوسیمای ما که با بودجه‌ی بیت‌المال اداره می‌شود نتوانسته است کار مثبتی در مقابله‌ی با آن‌ها انجام دهد. حتی می‌توان گفت رسانه‌ی ملی با بعضی از فیلم‌ها و سریال‌هایش به وضعیت حجاب لطمه وارد کرده است.
 
بنابراین در فضایی که رسانه‌های جدید به ترویج فساد در جامعه می‌پردازند، دشمن در پی تهاجم فرهنگی است و از طرفی کار نیرومندی هم برای مقابله با آن‌ها انجام نشده است، ما نباید انتظار داشته باشیم که جامعه‌ سالم بماند و طبیعتاً آن‌ها تأثیرات منفی خودشان را بر جامعه می‌گذارند. اگر کسی بگوید این گونه نیست، این مسئله‌ی واضح و بدیهی را انکار کرده است، چرا که وضعیت امروز برای مردم متدین و علما و مراجع رضایت‌بخش نیست. متأسفانه با وجود هشدارهای مقام معظم رهبری، در این چند سال کار شاخصی در این زمینه انجام نشده است.
 
برای ترویج و اشاعه‌ی فرهنگ حجاب چه اقداماتی را مؤثر می‌دانید؟آیا اقدامات سلبی و نظارتی راه گشاست؟
 
طبیعتاً کار فرهنگی در اولویت است، اما این بدان معنا نیست که نظام برخوردی با آسیب‌های جدی نداشته باشد. فکر می‌کنم در هر قسمت ضعیف عمل شده است، به خصوص در زمینه‌ی کارهای فرهنگی. برای مثال، دستگاه‌های متولی حجاب، مثل آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها، هیچ کار شاخصی در زمینه‌ی ترویج حجاب انجام نداده‌اند. همچنین در آموزش‌های عمومی صداوسیما هیچ کاری در این خصوص انجام نداده است.
 
در حالی که دشمن در اینترنت، ماهواره و سایر رسانه‌ها فعالیت می‌کند، صداوسیمای ما که با بودجه‌ی بیت‌المال اداره می‌شود نتوانسته است کار مثبتی در مقابله‌ی با آن‌ها انجام دهد. حتی می‌توان گفت رسانه‌ی ملی با بعضی از فیلم‌ها و سریال‌هایش به وضعیت حجاب لطمه وارد کرده است. بازیگران الگوهای دختر جوان و نوجوان هستند و وقتی باحجاب در تلویزیون ظاهر می‌شوند، ولی در زندگی واقعی‌شان این گونه رفتار نمی‌کنند، بر جامعه تأثیر منفی می‌گذارند. بنابراین می‌توان گفت در بحث آموزش واقعاً کم‌کاری شده است.
 
در زمینه‌ی اقدامات سلبی و برخورد با بدحجابی نیروی انتظامی در چند سال گذشته فعالیت‌هایی داشته است. البته 26 دستگاه موظف بوده‌اند در بحث حجاب ورود پیدا کنند و فعالیت‌های نیروی انتظامی بعد از آن آموزش‌ها قرار می‌گیرد. در شرایطی که آن آموزش‌ها صورت نگیرد و آسیب‌های اجتماعی خیلی زیاد شود، طبیعتاً کار نیروی انتظامی مشکل‌تر و هجمه به آن‌ها بیشتر می‌شود. در واقع نیروی انتظامی در انجام وظیفه‌اش باید کمبودهای نهادهای دیگر را هم جبران کند و به اشکالات و ایرادات هم پاسخ بدهد.
 
بسیاری از فشارهایی که امروز به نیروی انتظامی وارد می‌شود حاصل کم‌کاری دستگاه‌های دیگر است. این موضوع در همه‌ی حوزه‌ها هم دیده می‌شود. اما ای‌کاش نیروی انتظامی قبل از برخورد هشدار می‌داد. باید بدانیم که هشدار با آموزش متفاوت است. درست است که نیروی انتظامی وظیفه ندارد آموزش بدهد، اما هشدار در مورد تخلفات دیگر هم معمول است. برای مثال، در قوانین راهنمایی و رانندگی هم 2 ماه قبل از اعمال قوانین هشدارهای لازم داده می‌شود.
 
بنابراین بخشی از هجمه‌هایی که به نیروی انتظامی می‌شود ناشی از کم‌کاری این نهاد در اطلاع‌رسانی و اعلام هشدار است. علاوه بر این، به نظر من نیروی انتظامی باید گزینه‌هایی را آحاد جامعه قبول دارند باعث آسیب‌رسانی به جامعه می‌شوند معرفی کند. برای مثال، وقتی شخصی دانشمند هسته‌ای ما را ترور می‌کند و مشخص می‌شود منافق بوده و توسط سرویس‌های دشمن هدایت می‌شده است، همه‌ی جامعه از او تنفر پیدا می‌کنند و اگر هم به اعدام محکوم شود، همه‌ی مردم تشکر می‌کنند.
 
اما در زمینه‌ی مسائل فرهنگی خیلی کم این کار صورت می‌گیرد. البته در مورد اراذل و اوباش این کار انجام شده است، اما در حوزه‌ی حجاب و عفاف نیروی انتظامی نه هشدار می‌دهد و نه افراد مرتبط با دشمن را معرفی می‌کند. همان طور که می‌دانید، برخی از افراد با سرویس‌های دشمن مرتبط هستند و حساب‌شده و با برنامه‌ طرح‌های دشمن را در جامعه پیاده می‌کنند. باید این افراد به جامعه معرفی شوند.
 
در این فضا وقتی دختری در کوچه و خیابان یک تیپ و مدل خاصی را می‌بیند و نمی‌داند که این برنامه‌ی دشمن است، طبیعتاً تقلید می‌کند. ما نمی‌گوییم با این دختر نباید برخورد شود، ولی مهم‌تر از این شخص آن عامل اصلی است که جزء عوامل دشمن محسوب می‌شود. قطعاً نیروی انتظامی این افراد را زیر نظر دارد و دستگیر می‌کند، اما متأسفانه آن‌ها را به مردم معرفی نمی‌کند. به همین خاطر، نیروی انتظامی فضایی ایجاد کرده است که بسیاری از مردم به خاطر برخوردهای سخت از آن‌ها اشکال می‌گیرند. در واقع، به دلیل عدم اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی، مردم غافل از این هستند که دشمن دارد در این زمینه کار می‌کند. بنابراین نیروی انتظامی برای اینکه وظیفه‌اش را به طور کامل انجام داده باشد، باید در این زمینه اطلاع‌رسانی کند.
 
علاوه بر نیروی انتظامی، 26 دستگاه متولی ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه هستند. ما از دولت می‌خواهیم که بگوید دستگاه‌های متولی حجاب و عفاف در این مدت چه کار کرده‌اند؟ برخی از استانداری‌ها تا 10 میلیارد تومان بودجه برای حجاب و عفاف داشته‌اند. باید از آن‌ها بپرسیم که با صرف این بودجه چه کاری را پیش برده‌اند و چه برنامه‌ی شاخصی را اجرا کرده‌اند؟ اگر از دستگاه‌های دیگر به طور دقیق خبر نداشته باشیم، از وضعیت تعامل خودمان با دولت خبر داریم.
 
ما واقعاً با چالش مواجه هستیم و بعضی از دستگاه‌های دولتی اصلاً تلاش می‌کنند مجموعه‌ی «ریحانه النبی» از صحنه خارج شود. علتش هم این است که کم‌کاری 30ساله‌ی دستگاه‌های دولتی با فعالیت‌های قوی مؤسسات فرهنگی مشخص خواهد شد و این موضوع برای بعضی از مسئولین خوشایند نیست. برای همین تلاش می‌کنند که بعضی از فعالیت‌های مثبت را هم متوقف کنند.
 
توصیف و ارزیابی شما از اهداف، سیاست‌ها، راهبردها و برنامه‌های جبهه‌ی معارض انقلاب اسلامی در موضوع حجاب و عفاف چیست؟ سهم برنامه‌های دشمن را در شرایط فعلی چقدر می‌دانید؟
 
مسئله‌ی حجاب و عفاف خط مقدم فرهنگی ماست و اگر دشمن بتواند خط را بشکند، خیلی راحت می‌تواند تمام مسائل فرهنگی ما را تحت‌الشعاع قرار بدهد. بنابراین امروز مسئله‌ی حجاب حساس‌ترین مسئله‌ی فرهنگی در کشور ماست و متأسفانه دولت راهکار منسجمی برای مقابله با هجمه‌ی دشمن ندارد.
 
اگر خدای‌نکرده دشمن بتواند حجاب را در جامعه از بین ببرد، پس از آن حیا و عفت هم کنار می‌رود، روابط ناسالم در اجتماع شکل می‌گیرد و در سایه‌ی این روابط نامشروع آسیب‌ها و مفاسد بسیاری در جامعه به وجود می‌آید. در واقع یکی از راه‌های دشمن برای بی‌اعتقاد کردن مردم همین موضوع است. لذا من فکر می‌کنم در وضعیت کنونی مهم‌ترین مسئله‌ی فرهنگی، که دشمن هم خیلی روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند، از بین رفتن عفت، حیا و حجاب در جامعه است.
 
عدم هماهنگی و اختلاف دستگاه‌های فرهنگی در مواجهه با امر حجاب، چه مشکلاتی را به وجود آورده است؟
 
اختلاف سلیقه و نظر در موضوع حجاب، مثل هر مسئله‌ی دیگری، باید وجود داشته باشد. آن چیزی که امروز ما از آن رنج می‌بریم این اختلاف سلیقه‌ها و نظرها نیست، بلکه این است که قانون اجرا نمی‌شود. وظیفه‌ی دولت است که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را اجرا کند. اگر هم قانون مطابق سلیقه‌ی دولت نیست، می‌توانند با جلسات کارشناسی و ارائه‌ی پیشنهادات زمینه‌ای را برای تغییر قانون فراهم کند.
 
اینکه دولت با نظر شخصی رئیس‌جمهور و یا بعضی از مشاورین ایشان قانون را اجرا نمی‌کند بزرگ‌ترین ضربه به حجاب و جامعه‌ی اسلامی است. وظیفه‌ی شرعی و قانونی دولت است که این قانون را اجرا کند. ما نمی‌توانیم مدت‌ها با دولت بحث کنیم تا نظر شخصی رئیس‌جمهور را عوض کنیم. چرا حتی یک روز جامعه به دلیل عدم اجرای این قانون آسیب ببیند؟
 
اگر رئیس‌جمهور نظر و سلیقه‌ی خاصی در زمینه‌ی حجاب و عفاف دارند، در جای خودش مطرح کنند و در جلسات کارشناسی پاسخ آن را بگیرند. ایشان نمی‌توانند در اجرای قانون سهل‌انگاری کنند. شخص رئیس‌جمهور در جایگاهی نیست که بخواهد نظرات شخصی خودش را در جامعه اعمال کند، بلکه باید بر اساس وظایف حقوقی‌اش عمل کند. متأسفانه دولت نه تنها خودش کاری انجام نمی‌دهد، بلکه نظر مؤسسات فرهنگی را هم قبول ندارد.
 
من فکر می‌کنم دولت زیرکانه از این توجیه استفاده می‌کند که کار فرهنگی زمان‌بر است. ما از دولت سؤال می‌کنیم در این 7 سالی که قدرت را در اختیار داشتند چه کاری در این زمینه انجام داده‌اند؟ ما در مجموعه‌ی ریحانه النبی هم‌زمان با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد فعالیتمان را در زمینه‌ی حجاب آغاز کردیم و فعالیتمان به گونه‌ای بود که حتی رسانه‌های بیگانه هم در مقابل ما واکنش نشان دادند. دولت در این چند سال چه کاری در زمینه‌ی حجاب انجام داده است که اگر دشمن ناراحت نشده است، لااقل مردم خوشحال شده‌اند؟ کارشناسان باید تأیید کنند که بعد از 7 سال کاری در این زمینه انجام شده است.
 
اگر کاری صورت گرفته است، بگویند ما چنین کاری انجام داده‌ایم و به این نتایج رسیده‌ایم. این در حالی است که ما برنامه‌ای از طرف دولت نمی‌بینیم و همیشه هم می‌گویند کار فرهنگی زمان‌بر است. در صورتی که دولت باید بگوید مثلاً ما از فلان زمان شروع کرده‌ایم و تا امروز به اینجا رسیده‌ایم. همان طور که در پروژه‌های عمرانی گزارش کار می‌دهند، در زمینه‌ی مسائل فرهنگی هم باید اطلاع‌رسانی دقیقی شود.
 
باتوجه به نقش تأثیر گذار رسانه در راستای اشاعه‌ی فرهنگ حجاب و مقابله‌ با بی‌حجابی، عملکرد رسانه‌های داخلی را چطور می‌بینید؟
 
ما در رسانه یک آموزش مستقیم داریم و یک آموزش غیرمستقیم. فکر می‌کنم تأثیر آموزش‌های غیرمستقیم بیشتر از آموزش‌های مستقیم است. اینکه کارشناسانی در زمینه‌ی عفاف و حجاب صحبت کنند لازم است و به اندازه‌ی خودش تأثیر دارد، اما اگر این فرهنگ‌سازی در برنامه‌های کودک و برنامه‌های جذابی برای جوانان صورت بگیرد، قطعاً تأثیرگذارتر خواهد بود. لازم نیست رسانه فیلمی با موضوع حجاب درست کند، اما باید موضوع حجاب را در فیلم‌هایش مد نظر قرار دهد.
 
اگر یک شخصیت در یک فیلم ساخته و پرداخته شود، قطعاً افراد جامعه از آن الگوبرداری می‌کنند. در مورد بازیگر‌های زن آن چیزی که بسیار مهم است نوع پوشش و حجاب آن‌هاست. اگر خانمی در برنامه‌ها‌ و فیلم‌های صداوسیما با حجاب کامل حاضر شود، ولی در اینترنت تصاویری کاملاً متفاوت از او منتشر شود، قطعاً این دوگانگی به جامعه سرایت می‌کند و این شخص نمی‌تواند الگوی مناسبی باشد.
 
بنابراین به نظرم اگر هم صداو سیما برنامه‌ای با موضوعیت حجاب نمی‌سازد، حداقل در تولیدات و برنامه‌هایش باید حجاب را به عنوان یک شاخص اصلی مد نظر قرار دهد. رسانه‌ی ملی نباید اجازه دهد برنامه‌هایی که در آن‌ها زنان با حجاب نامناسب حاضر شده‌اند پخش شود. برنامه‌های صداوسیما اگر مثلاً از نظر تصویر، صدا یا نور مشکل داشته باشد، روی آنتن نمی‌رود و حتی به زاویه‌ی دید و نوع نشستن افراد هم دقت می‌شود، اما چندان به نوع لباس خانم‌ها اهمیت نمی‌دهند. هرچند شاخص‌های کم‌رنگی در این زمینه وجود دارد، اما بعضاً این موارد هم نادیده گرفته می‌شود. این‌ها آموزش‌های غیرمستقیم رسانه است و باید این مسائل را مد نظر قرار داد.
 
وقتی برای مصاحبه به مغازه‌ای می‌روند و‌ لوگوی یک کارخانه یا شرکت مشخص باشد، آن را شطرنجی می‌کنند تا تبلیغ نشود، اما در موضوع حجاب این دقت وجود ندارد. همچنین وقتی می‌خواهند با افراد مصاحبه کنند، چه لزومی دارد با آن خانمی که وضعیت حجابش نامناسب است مصاحبه کنند؟ آیا واقعاً تا به حال اتفاق افتاده است که صداوسیما با شخصی که از نظر بهداشتی وضعیت نامناسبی دارد مصاحبه کند؟ هیچ وقت این کار را انجام نمی‌دهد، چون در شأن رسانه نیست، اما در مورد حجاب این حساسیت وجود ندارد.
 
اگر یک کارشناس در موضوع حجاب صحبت کند، بعد یا قبل از آن برنامه ممکن است به دلایل مختلف تصویر چند خانم بدحجاب پخش شود. در چنین شرایطی جوان، نوجوان یا کودکی که برنامه‌های تلویزیون را تماشا می‌کند دچار پارادوکس می‌شود. بنابراین صداوسیما باید در کنار آموزش‌های مستقیم به آموزش‌های غیرمستقیم خودش هم توجه کند.
 
به طور کلی،از مهم‌ترین عوامل گسترش پدیده‌ی بدحجابی چه مواردی را می‌توان اشاره کرد؟
 
عوامل مختلفی در ترویج بدحجابی دخیل هستند. مهم‌ترین آن‌ها عدم آگاهی مردم و کم‌کاری دولت است. اگر دولت برنامه‌ای برای مسئله‌ی حجاب نداشته باشد، وضعیت جامعه نابسامان می‌شود. این مسئله شامل همه‌ی عرصه‌ها می‌شود. برای مثال، اگر دولت برنامه‌ای برای وضعیت اقتصادی جامعه نداشته باشد، اوضاع اقتصاد به هم می‌ریزد. درست است که خود افراد جامعه هم در این موضوع دخیل هستند، اما دولت وظیفه دارد که به این موضوع رسیدگی کند. هم وظیفه دارد.
 
در مسائل فرهنگی هم همین طور است. علاوه بر اینکه افراد وظیفه‌ی شخصی دارند، دولت هم باید در عرصه‌ی اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی وظیفه‌اش را انجام دهد. همچنین دستگاه‌ها و مؤسسات فرهنگی، آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها باید در این زمینه فعالیت کنند. ضمن اینکه قانون هم باید اجرا شود و دولت در این زمینه برنامه داشته باشد. برای مثال، دانشگاه‌های مهم دنیا که مسلمان هم نیستند برای پوشش دانشجویان قانون دارند، اما در جمهوری اسلامی چنین چیزی وجود ندارد. به همین خاطر، مشخص نیست که فرد از مجلس عروسی بیرون آمده است یا از دانشگاه.
 
این موضوع محدود به دانشگاه نیست، چون مسلماً همه‌ی افراد جامعه به دانشگاه نمی‌روند، اما این قانون است. برای مثال، اگر نیروی انتظامی در بحث راهنمایی و رانندگی آموزش می‌دهد، برای تخلفات جریمه هم در نظر می‌گیرد. در زمینه‌ی حجاب هم دولت باید ضمن اینکه نسبت به آموزش‌ها اهتمام دارد، با متخلفین برخورد کند. یکی از علت‌های مهم بدحجابی ندانستن است؛ یعنی بسیاری از افراد جامعه نسبت به آسیب‌های بدحجابی آگاهی ندارند و در فضایی قرار می‌گیرند که بعداً پشیمان می‌شوند. آموزش به این افراد از وظایف دولت است. اما اگر فردی آموزش دید و قانون‌گریزی کرد، باید با او برخورد شود.
 
پیامدهای مثبت حجاب، چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی، چه مواردی هستند؟ چه طور می‌توان حجاب و پوشش مناسب را به دغدغه‌ی نسل جوان تبدیل کرد؟
 
در روابط اجتماعی مهم‌ترین مسئله احترام به شخصیت و حرمت انسان‌هاست. اگر فرضاً کسی در ارتباط با دیگری حرمتش حفظ نشود، احتمال قوی دیگر با آن شخص ارتباط برقرار نمی‌کند. حجاب شخصیت و حرمت زن را حفظ می‌کند. اگر زن در جامعه ورود پیدا کند و به شخصیت او توجهی نشود، بلکه به لحاظ جنسیتی به او نگاه شود، حرمت او از بین می‌رود و به این ترتیب، نیمی از افراد جامعه حذف می‌شوند. بنابراین یکی از فلسفه‌های وجوب حجاب حفظ حرمت زن مسلمان است. خانمی که حجابش را رعایت نمی‌کند خود‌به‌خود حرمت خودش را می‌شکند و باعث می‌شود به او نگاه جنسیتی شود؛ یعنی تمام وجود او در جنسیتش خلاصه می‌شود. این موضوع نه تنها حق نیست، بلکه خود خانم‌ها هم این نگاه را نمی‌پسندند.
 
مزیت حجاب این است که وقتی شخصی در تعامل اجتماعی با یک خانم باحجاب قرار می‌گیرد، خودبه‌خود نگاه خودش را به سمت شخصیت آن خانم می‌برد، چون نگاه جنسیتی با حجاب آن خانم از بین رفته است. فضای جنسیتی بسیار قوی است و شخص نمی‌تواند در مقابل یک فرد بی‌حجاب شخصیت او را مقدم بداند. طبیعتاً این اتفاق نمی‌افتد. پس مهم‌ترین پیامد حجاب این است که زن به وسیله‌ی آن حرمت خودش را حفظ می‌کند و طبیعتاً جلوی بسیاری از مفاسد را هم می‌گیرد. به این موضوع در روایات ما هم اشاره شده است که اول باید شخصیت زن با حجاب حفظ شود و در مرحله‌ی دوم بسیاری از آسیب‌های جامعه با حفظ حجاب توسط خانم‌ها از بین می‌روند.
 
چه راهکارهای عملی برای ترویج و همه گیر شدن فرهنگ حجاب وجود دارد؟در این ارتباط مهم‌ترین وظیفه بر دوش چه نهاد و ارگانی است؟
 
اگر بخواهیم حجاب در جامعه‌مان ترویج پیدا کند، باید دولت نگاه سیاسی خودش را از حجاب بردارد. در حال حاضر ما در مورد حجاب شعار فرهنگی می‌دهیم، اما دولت نگاه سیاسی دارد. این مسئله محدود به این دولت نیست، بلکه همه‌ی دولت‌ها این گونه بوده‌اند. برای مثال، برای جمع‌آوری آرا از حجاب استفاده می‌شود، اما از نماز استفاده نمی‌شود. نمی‌توانیم مسائل فرهنگی را با نگاه سیاسی حل کنیم. این بزرگ‌ترین آسیبی است که در رابطه با موضوع حجاب در جامعه‌ی ما وجود دارد. باید تفکیک شود که واقعاً حجاب یک مسئله‌ی فرهنگی است. وقتی اهمیت این مسئله‌ی فرهنگی واضح شد، باید از نظرات کارشناسان استفاده کنیم و دولت هم موظف باشد به نظرات کارشناسان و قوانین مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی احترام بگذارد.
 
بنابراین دولت باید، فارغ از انتقاداتی که به قوانین دارد، از دستگاه‌های فرهنگی و متولیان مسئله‌ی حجاب کمک بگیرد. متأسفانه در حال حاضر دولت بودجه‌اش را در اختیار مؤسسات فرهنگی قرار نمی‌دهد، بلکه می‌خواهد مؤسسات فرهنگی را در خدمت اهداف خودش بگیرد. با این روش راه به جایی نخواهیم برد. اگر این نگاه سیاسی برداشته شود و دولت مسیر درست و منطقی خودش را پیگیری کند، قطعاً وضعیت حجاب درست خواهد شد.
 
برای مثال، وقتی شخصی می‌خواهد در قسمتی از دولت مشغول به کار شود، دولت به مدرک تحصیلی و سوءسابقه‌ی آن‌ها توجه می‌کند، اما به مسئله‌ی حجاب چندان توجهی ندارد. آیا دولت واقعاً نمی‌تواند حجاب اسلامی برای کارمندان زن را به عنوان قانون اجرا کند؟
 
این موضوع از بسیاری موارد دیگر ساده‌تر به نظر می‌رسد، ولی دولت این کار را انجام نمی‌دهد. در بسیاری از دستگاه‌های دولتی وقتی ورود پیدا می‌کنیم، می‌بینیم وضعیت پوشش خانم‌ها و ارتباط آن‌ها با آقایان نامناسب است، در صورتی که دولت به راحتی می‌تواند آن‌ها را ملزم به رعایت ضوابط اسلامی کند، ولی مسئله این است که دولت برای آن‌ها برنامه‌ی فرهنگی و قانون ندارد. در واقع دولت اهتمامی نسبت به مسائل فرهنگی و مخصوصاً مسئله‌ی حجاب ندارد. بعید هم به نظر می‌رسد در یک سال باقی‌مانده از عمر دولت کاری در این زمینه انجام شود.

درباره‌ی حجاب و پوشش
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

دبیرستانی که می‌رفتم، قوانین و مقررات خاصی برای پوشش‌ دانش‌آموزهایش داشت، مثلا رنگِ مانتو و شلوار سرمه‌ای بود و مقنعه و جوراب، خارج از مدرسه حتما مشکی و در مدرسه روسری و جوراب سفید(همه‌ی مدرسه ما، جز حیاط‌مان فرش شده بود) یعنی اگر در مدرسه غیر روسری سفید و جوراب سفید داشتیم، از نمرهٔ انضباط‌مان کم میشد و بلعکس یعنی اگر موقع خروج از مدرسه مقنعه و جوراب‌مان مشکی نبود، انضباط‌مان نیم نمره ای از دست میداد. مقررات در حدی جدی بود که ناظم مدرسه گاهاً بعد از ظهرها دم در خروجی می‌ایستاد و رنگ جوراب و مقنعه‌ها را چک میکرد.

جوراب سفید پوشیدن در بیرون از مدرسه به خاطر جلب توجه کردن ممنوع بود! فرقی هم نداشت کفش تو بندی و روباز باشد یا کتونی و کاملا پوشیده که هیچ اثری از جوراب و رنگش دیده نشود؛ قانون، قانون بود. از نظر مدیران مدرسه ما، جوراب و مقنعه سفید باعث جلب توجه میشد و دیده شدنش در خیابان و محیط مختلط، یک کار اشتباه و عامل توبیخ!

این مقررات کلی بخاطر در نظر نگرفتن شرایط متفاوت افراد و بدون علت‌سنجی این رفتار برای بچه ها و درونی کردنش، باعث شده بود که یا از این قانون فرار کنیم و دورش بزنیم یا با زور و اجبار زیر بار آن برویم. نمونه‌اش خود نویسنده که چندبار مجبور شد به‌خاطر نداشتن جوراب مشکی، ساق دست مشکی‌اش را به جای جوراب به پا کند و با سختی از جلوی ناظم رد شود!! یا اگر بعضی از بچه ها هم آن را رعایت می‌کردند، بعد از اتمام دبیرستان و وارد شدن بیشتر به محیط‌هایی غیر از آن، خیلی از مقررات مدرسه که طی چهار سال ملکه ذهنشان شده بود و سعی می‌کردند در محیط‌های غیر مدرسه هم رعایت کنند و مثلاً دختر مومن و عفیفی باشند، کنار بگذارند و متوجه شوند، مومنی و عفیفی، در نپوشیدن جوراب سفید نیست.

دبیرستان ما، سعی داشت با این مقررات خاصش، به ما بفهماند یک دختر مومن و یک حجاب کامل، حجابی است که سرتاپا مشکی و رنگ تیره باشد، حتی کفش‌ها هم نباید رنگ روشن داشتند ولی هیچ قانونی نبود که به اتو داشتن یا نداشتن چادر و مانتو و مقنعه‌هایمان یا تمییز بودنشان گیر دهد و به ما یاد دهد که یک دختر خوب و مومن، دختری‌ست که همیشه لباس‌هایش تمییز و اتو کرده است، دختری‌ست که نباید بوی عطر دهد ولی باید هیچ بوی دیگری هم ندهد. این‌ها را به ما تذکر و یادآوری نمی‌کردند. (این مطلب را بخوانید)

به نظر من، اینکه رنگ مشکی و رنگ‌های کاملا تیره را نماد حجاب کامل بدانیم، یک اصل عرفی است که حتی ممکن است برای برخی از بانوان بیشتر عامل مورد توجه قرار گرفتن بشود، مثلا خانمی که پوست کاملا روشن دارد، با پوشیدن روسری مشکی در زیر چادر مشکی، صورتی جذاب‌تر پیدا می‌کند نسبت به وقتی که روسری با رنگ روشن معمولی می‌پوشد. رنگ‌های روشن هیچ مشکلی با پوشش قرار داده شدن ندارند به استثنإ رنگ‌های به شدت جیغ و به اصطلاح “شاد” که می‌توانند در جامعه کنونی ما مصداق “زینت” و “تبرج” قرار بگیرند.

تصور کنید کشورهایی مانند مالزی یا هند را که عرف آنها در پوشش، رنگ‌های کاملا شاد و حتی در اصطلاح “جیغ” است ولی به خاطر استعمال همگانی، مایه‌ی توجه و جلب‌نظر نیست. + یا تجربه خود من در کشور عربستان که زنان از کشورهای مختلف و با پوشش‌های متنوع در خیابان و مکان‌های عمومی حاضر هستند و پوشیدن چادر با رنگ روشن هم عامل جلب توجه نیست چه رسد به روسری.

پس می‌توانیم اینطور بگوئیم که رنگ پوشش در جلب توجه کردن یا نکردن، ربط کاملاً مستقیم‌ی با عرف جامعه دارد و با تغییر عرف، رنگ هم قابل تغییر است و این نیست بگوئیم که رنگ سیاه رنگ خنثی است و توجه را جلب نمی‌کند، چون همان رنگ سیاه می‌تواند در عرف و کشوری دیگر باعث جلب توجه شود.

این مساله سر دراز دارد. باز هم خواهم نوشت ان‌شالله


رمز حجاب و عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در یکی از روزهای گرم جوانی که تازه ازدواج کرده بود خود را به نزد عارفی رساند و به او چنین گفت:
من از راه دوری آمده ام تا از شما سوالی ببرسم که مدتی است ذهنم را مشغول کرده است.
عارف گفت سوالت را ببرس, اگر جوابش را بدانم از تو دریغ نخواهم کرد.


مرد گفت: من مدتی است که ازدواج کرده ام و از زندگی ام راضی هستم و دوست ندارم با اشتباهاتم این زندگی را از دست بدهم. اما شنیده ام که اگر من به زنان دیگر نگاه کنم میل خود را به همسرم از دست خواهم داد.آیا این سخن حقیقت دارد؟ چطور چنین چیزی ممکن است ممکن است؟


عارف مدتی تفکر کرد و سپس از مرد پرسید: اگر من ظرفی از شربت به تو بدهم حال تو چگونه خواهد بود؟
مرد گفت : مطمئنا با کمال میل خواهم پذیرفت.
عارف بار دیگر پرسید: اگر قبل از آن ده ظرف آب نوشیده باشی حالت چگونه خواهد بود؟
مرد لبخندی زد و گفت: دیگر میل زیادی به آن شربت نخواهم داشت.


عارف گفت: جواب سوال تو هم همین طور است. اگر تو به زنان دیگر نگاه نکرده و از آنها چشم پوشی کنی میل زیادی به زندگی خود خواهی داشت. اما در صورتی که به آنان نگاه کنی, اگر همسرت بهتر از آنان هم باشد, دیگر از زندگی ات مانند قبل لذت نخواهی برد.


شخصيت حضرت زهرا(س) در كلام وحي و جنبه های الگوگیری از سیره بزرگوار
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت است، عشق و عجز را به همراه خود‌می‌آورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخص‌هاى ویژه‌اى داشته‌اند و فاطمه، خود به تنهایى همه آن شاخص‌ها را با خود به همراه دارد.

فاطمه، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ـ داراى ارتقاى روحى و معنوی؛ چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام لحظات حساس و سرنوشت‌ساز؛ چون هاجر، صبور و با استقامت.

فاطمه، نه تنها، تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود، حقیقت حُسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود. و از این نیز فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن بود:

یا أحمد! لولاک لما خلقت الافلاک، لولا على لما خلقتک، لولا فاطمه لما خلقتکما.(1)

سخن گفتن از فاطمه، فراتر از اندیشه بشرى است، لذا باید شناخت او را در کلمات خدا و رسولش یافت. اگر معانى در قالب آن الفاظ بیان می‌شود، به منزله تنزیل حقیقت بلند پایه اوست. از این‌رو به بررسى آیات نازل شده در حق معرفتش می‌پردازیم.

اما قبل از ورود به بحث، نکاتى را یاد‌آور می‌شویم.

۱. چون هدف، نشان دادن شمه‌اى از شخصیت فاطمه‌(س) در کلام وحى است از پرداختن به مباحث جزئى و فنى ادبی، تفسیرى و فقهی، خود‌دارى کرده و به حد‌اقل در این زمینه اکتفا می‌کنیم.

2. دلالت همه آیات مورد بحث یکسان نیست. بر برخى از آیات، گذشته از ظاهر کلام، روایات متواتر از طریق شیعى و سنّى دلالت دارد. و برخى دیگر علاوه بر‌معنا وتفسیر ظاهرى به حکم تفسیر باطنی، برآن حضرت منطبق است و برخى از آیات از قبیل بیان یکى از مصادیق آیه و از باب تطبیق است نه تفسیر.

3. برخى آیات، تنها به شخصیت حضرت زهرا‌(س) دلالت دارد و بعضى ناظر به مقام و منزلت اهل‌بیت رسول خداست که حضرتش یکى از آنهاست.

آیاتى که دلالت برفاطمه‌(س) دارند ـ مطابق شاخص‌هایى که ذکر کرده‌ایم ـ بر‌طبق احادیث و اعتقادات شیعه بسیارند.

از جمله:آیه 6 از سوره فاتحه؛ 21 و37 از سوره بقره؛ 61‌، 101‌، 103، 137‌، 195از سوره آل‌عمران؛ 69 از سوره نساء؛ 119 از سوره توبه؛ 24 از سوره ابراهیم؛ 26 و 57 از سوره اسراء، 111 از سوره مؤمنون؛ 87 از سوره انعام؛ 35 از سوره نور؛ 115و 132 از سوره طه؛ 54 و 74 از سوره فرقان؛ 333 و 57 از سوره احزاب؛ 23 از سوره شوری؛ 11 از سوره محمد؛ 17 از سوره ذاریات؛ 21 از سوره طور؛ 19 و 20 از سوره الرحمن؛ 8 از سوره حشر؛ 1 از سوره قدر، 38 و 39 از سوره مدثر؛ 3 تا 7 از سوره لیل؛ 9 از سوره مزمّل؛ 102 از سوره انبیاء؛ و 1 تا 3 سوره کوثر.

حجاب ميوه عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب، بدحجابي ثمره عدم معرفت و شناخت حقيقي جايگاه زن در هستي است.

فلسفه حجاب را به گونه‌اي صريح مي‌بينيم و در‌مي‌يابيم كه احترام و حرمت زن، فلسفه حقيقي و يا يكي از فلسفه‌هاي حجاب است به‌راستي اگر معرفت انسان به شريعت و تعاليم ديني افزايش يابد و قرآن را كه آيين‌نامه سعادت و كمال بشر است درك كند، به عظمت حجاب پي مي‌برد.

حفظ چشم، گوش، قلب و تمام اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه، عفاف است كه حاصل اين عفت و حجاب دروني، پوشش ظاهري است يعني اينكه حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب.

جامعه بشري هنگامي مي‌تواند نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و كمال مطلوب خود را پيدا كند كه ديدگاه‌هاي اسلام را بدون كم و زياد و بدون افراط و تفريط درك كند و بتواند آن را ارائه دهد. 

اسلام مي‌خواهد كه رشد فكري، اجتماعي، سياسي، علمي و بالاتر از همه فضيلتي و معنوي زنان و حتي مردان به حد اعلا برسد و وجودشان براي جامعه و خانواده بشري فايده و ثمره داشته باشد و تمام تعاليم اسلام از جمله مسئله حجاب نيز بر همين اساس است. 

مسئله حجاب به معناي منزوي كردن زن نيست بلكه به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي‌قيد و شرط زن و مرد در جامعه است و اين اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد به ويژه زن است.

حجاب به هيچ‌وجه مزاحم و مانع فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و علمي نيست و حجاب در گفتار، حجاب چشم و حجاب رفتاري نيز از انوع حجاب‌هايي هستند كه در بيش از 10 آيه شريفه قرآن كريم بر آنها تاكيد شده است.


گذری تاریخی بر پوشش و حجاب در ایران
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

پیدایش پوشاک را باید بر مبنای تفکرات و نیازهای اقلیمی، مادی و معنوی اقوام دانست و آن را آینهی تمام نمایی از تاریخ زندگی بشر برشمرد که در طی قرون و اعصار، در سرزمینهای گوناگون شکل گرفته و تحول یافته است.

 
تهیهی لباس و پوشش همواره در دورههای مختلف تاریخی با ظرافت و دقت خاصی مورد توجه انسانها بوده است و تمدنهای دیرینه نیز بر امر طراحی و ایجاد پوشش مناسب تأکید میکردهاند و باید گفت حجاب و داشتن پوشش مناسب به خصوص برای زنان، پیش از اسلام نیز در جوامع گوناگون وجود داشته است. زیرا پدیدهی فطری شخصیت طلبی، هر انسان با شرافت را در هر زمان و مکان به سمت دستیابی به ارزشهای متعالی میکشاند و بدون شک، حجاب یکی از ارزشها به حساب میآید. دین مبین اسلام نیز حجاب را مورد تأکید و توجه قرار داده است.
 
بحث پوشش و لباس در ایران نیز همواره مورد توجه مردمان این مرز و بوم بوده و در سیر تاریخ کهن این سرزمین چه در نگارهها و آثار تاریخی به جا مانده و چه در نوشتههای مکتوب، پوشش و لباس مناسب را متناسب با فرهنگ ایرانیان شاهد هستیم. در این مقاله برآنیم تا تاریخی مختصر از تغییرات و دگرگونیهای صورت گرفته در مبحث لباس و حجاب در ایران از صدر اسلام تا پایان دورهی پهلوی مرور گردد و عوامل تأثیرگذار در این زمینه معرفی شوند.
 
پوشش و فرهنگ
 
پوشاک به عنوان بارزترین نماد فرهنگی، مهمترین مظهر انتقال نشانههای فرهنگی در میان جوامع انسانی مطرح است. بسیاری بر این باورند که استیلای فرهنگی و سلطهپذیری در وهلهی اول بهوسیلهی انتقال پوشاک انجام میپذیرد و حتی میتوان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوهی تولید آنها را نیز دگرگون کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه به وجود آورد. لباس انسان، نخست تابع فرهنگ جامعهی او و سپس تابع سلیقهی خود او است.
 
در این فرآیند منظور از فرهنگ عبارت است از کلیترین بینش و نگرشی که یک جامعه نسبت به جهان دارد. این بینش و نگرش همان معنایی است که آن جامعه برای هستی و انسان قائل است و به اندازهی کلی است که همهی ارزشها و روشهای فرد و اجتماع را در بر میگیرد. پوشاک در هر منطقه زمینهی بسیار مناسبی جهت تعامل فرهنگی به حساب میآید. میتوان در شکلگیری و ترکیب پوشاک محلی هر قومی عواملی چون مذهب، شرایط طبیعی، نوع معیشت، فعالیتهای جنبی، تولید و منزلت اجتماعی را دخیل دانست. بدین معنا که با نگاهی در لباسهای سنتی ایرانی خواهیم دید که خط مشی و دستورات اسلام در ارتباط با پوشاک افراد و به خصوص بانوان کاملاً مشخص است.
 
همچنین لباسهای سنتی در قالب کاربردی آنها عمدتاً ساده و بیپیرایه هستند و فقط جنبهی کاربردی آنها مهم بوده است. البته باید توجه کرد که جنس و نوع پارچهی به کار رفته در پوشاک و حتی طرح و الگوهای آنها در هر منطقهای با شرایط و عوامل طبیعی مطابقت دارد. معیشت، هم در کیفیت پوشاک مردم تأثیر میگذارد و هم در شکل ظاهری آن نقش بسیاری دارد. بنابراین مردمی که معیشت مسلط آنها دامداری است، مواد اولیهی پوشاک آنها را پشم تشکیل میدهد. در ضمن گشاد یا چسبان بودن لباس و ضخیم یا نازک بودن آن هم با شیوهی معیشت مسلط هر منطقه تناسب دارد. 
 
بحث بعدی مربوط، به جایگاه اجتماعی این امر اشاره دارد که پوشاک مردمان در ایران همیشه بیانگر جایگاه و مرتبهی انسانها بوده است. حتی تزیینات و طرحهای به کار رفته در لباسها، بیانگر نوعی سلیقه و مهارت بوده است که به دنبال اعتلای مقام انسانی بوده نه سخیف نشان دادن جایگاه انسانها. در مورد زنان در مجموع پوشاک آنها به صورت مجموعهای هماهنگ با وقار خاص زنانه بوده است که این امر در مورد مردان نیز صادق بوده است.[ 1]
 
بدین ترتیب باید گفت فرهنگ، پر رنگترین نقش را در نوع پوشش و کاربرد آن برعهده دارد و اگر به لحاظ فرهنگی برنامهریزی پایهای و درستی انجام گیرد، به طور حتم در زمینهی تهاجم فرهنگی نیز مشکل چندانی پیش نخواهد آمد. توجه به نشانهها و راز و رمزهای نهفته در انواع پوشش و پوشاک در دورههای مختلف، اهمیت مهمی دارد. این پیامها و نشانهها در واقع برخاسته از بینش، باورها، آداب، سنن و جهانبینی مردمان هر منطقه با توجه به فرهنگ و حتی اعتقادات آن منطقه بوده است.
 
در مطالعات مربوط به پوشاک، نظریههایی چند ارائه شده است. برای مثال نظریهی «قومی» که در آن انواع خاص لباس به عنوان شناسهی گروههای قومی محلی و زبانی خاص، در نظر گرفته میشود و یا نظریهی «انتشاری» که این نظریه، لباسهای فعلی را بازماندهی برخی انواع بنیادین میداند. البته نظریههای دیگری مانند نظریهی «تاریخ توسعه» نیز وجود دارد که تکامل البسه در طی تاریخ و تأثیرات فرهنگی بیرونی بر آن را بررسی میکند.[2]
 
توجه به نشانهها و راز و رمزهای نهفته در انواع پوشش و پوشاک در دورههای مختلف، اهمیت مهمی دارد. این پیامها و نشانهها در واقع برخاسته از بینش، باورها، آداب، سنن و جهانبینی مردمان هر منطقه با توجه به فرهنگ و حتی اعتقادات آن منطقه بوده است.
 
نشانهشناسی در پوشاک
 
نشانه شناسی علمی است که به مطالعهی نظامهای نشانهای نظیر زبانها، رمزها و نظامهای علامتی میپردازد.[3] پوشاک نیز مجوعهای است از نشانهها و علایم که در کنار هم، نظامی واحد را بر پایهی تعاریفی خاص (ملی، میهنی، تاریخی، مذهبی، اسطورهای و...) به منظور القای تعریف شکل میدهند و هر یک از این نشانهها را میتوان از لحاظ زیباشناختی و اجتماعی بررسی کرد. کارکرد اصلی نشانهها، انتقال اندیشه است.[4] هر قطعهای از پوشاک نیز، در بردارندهی اندیشهای است؛ اندیشهای که عامل اصلی تولید و طراحی آن قطعه بوده است.
 
پیام مستتر در هر قسمت از لباس، ممکن است فقط جنبهی کارکردی یا زیباشناختی داشته باشد یا آنکه مجموعهای از رمزگانهای نمادین جهت رساندن پیامهایی عمیق با معانی بزرگ فرهنگی، اسطورهای، مذهبی، اجتماعی و سیاسی را در خود دارا باشد. استفادهی اقشار مختلف زنان از انواع پوشش و حجاب اسلامی طی تظاهرات خیابانی در دوران انقلاب اسلامی مثالی در این زمینه است. گاهی نیز از پوشش برای بیان نوعی آرمان و هدف استفاده میشود. پوشیدن لباس عزا در سوگواریها و نمونههایی از این دست، از این قبیلاند. همچنین میتوان به اصرار مبارزان فلسطینی در پیچاندن چفیه به دور سر و گردن، به منظور بیان ارزشهای آرمانی متجلی اشاره کرد.[4]
 
سیر تحول تاریخی پوشاک و لباس ایرانیان در دوران اسلامی:
 
با ورود دین مبین اسلام به ایران و قبول آن توسط مردمان این سرزمین و سفارشهای اسلام مبنی بر داشتن حجاب و پوشش مناسب فراخور مقام انسانی، تحولاتی در نوع پوشش و لباس شکل گرفت و لباسها به نحوی پوشیدهتر گشت. اما آنچه در دورههای مختلف اسلامی مورد توجه بوده، الگوبرداری از نظام طبیعت و تناسب با محیط اجتماعی و جغرافیایی مناطق مختلف ایران بوده است.
 
به این معنا که ساخت کلی پوشش به مثابه پوشاندن و مصون ماندن در همه جا با توجه به فرهنگ خاص و موازین دینی و شرعی، یکی بوده است، اما در طرح، شکل و رنگبندی به نحوی تلاش هارمونیک در جهت بومی کردن هر منطقه مد نظر بوده است و این موضوع در عین حال که تکاثری را به وجود آورده بود، اما تنوع و زیبایی خاص خود را داشت که حتی امروزه هم ما در پوشش و لباس محلی هر منطقه از ایران به خوبی میتوانیم زیبایی و الگوبرداری از منطقه و طبیعت را درک کنیم. در ادامه نگاهی مختصر به تغییر تحول پوشاک در ایران از صدر اسلام تا دورهی پهلوی میاندازیم.
 
سبک پوشش دورهی نخستین اسلامی به طور کلی امتداد دورهی پیش از اسلام بوده است. با آنکه پیش از اسلام اعراب شبه جزیرهی عربستان سعی مینمودند که در موارد مختلف و از جمله پوشش، محافظ سنت عربی خویش باشند، اما از تأثیر تمدنهای پیرامون خود، یعنی ایران و روم شرقی در امان نماندند. در این میان، نفوذ فرهنگ ایرانی قابل توجهتر بوده است، چه به واسطهی پادشاهی لخمی و چه از راه یمن که ساسانیان پس از اخراج حبشیها از این سرزمین در سال 575م. موفق شدند در آنجا حکومتی برپا کنند که بیش از 50 سال، یعنی تا هنگامی که «باذان» آخرین فرمانروای ایرانی در یمن، در سال 628م. اسلام آورد، در این دیار فرمانروایی داشتند.[5]
 
اگرچه لباس عصر اسلامی تداوم بخش دورهی قبل بوده است، ولی به خاطر حساسیتهای اخلاقی که اسلام در خود داشت، در این دوران تغییراتی در پوشش به وجود آمد. نمونهای از این حساسیت در این آیهی قرآن تجلی یافته که میفرماید: «ای بنی آدم ما لباس زیبا و نرم و جامهای که ستر عورت کند بر شما فرستادیم، اما لباس تقوا نیکوترین جامه است.» [6] قرآن کریم متضمن اشارههای متعددی دربارهی لباس است، از جمله در جایی از خِمار که جامهای برای پوشش سر و گردن زنان بوده، سخن به میان میآورد.[7] یا در جایی دیگر به رَفرَف (پارچهای دیبای نازک) که نوعی لباس مجلسی بوده، اشاره میکند.[8]
 
در آیاتی هم واژهی سرابیل که مفرد آن سربال[8] به معنای جامه است، ذکر شده است.[9] همچنین در سورهی یوسف 6 بار از قمیص به معنای پیراهن بلند یاد شده است. آثار حدیثی نیز موارد و مطالب سودمندی را دربارهی لباس دربردارند، از جمله «فروع کافی» در فصلی با عنوان «کتاب الزی و التجمل و المروه» احادیث زیادی را از قول پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و ائمهی اطهار آورده که در آنها به انواع پوشش اسلامی اشاره شده است.
 
سبک پوشش دورهی نخستین اسلامی به طور کلی امتداد دورهی پیش از اسلام بوده است. با آنکه پیش از اسلام اعراب شبه جزیرهی عربستان سعی مینمودند که در موارد مختلف و از جمله پوشش، محافظ سنت عربی خویش باشند، اما از تأثیر تمدنهای پیرامون خود، یعنی ایران و روم شرقی در امان نماندند.
 
در عصر اولیهی اسلامی در ایران به گمان مورخان و همچنین از روی آثار به جا مانده و تصویرهای حجاری شده، مردمان  این مرز و بوم دارای پوشش مناسب بوده و همواره لباس فاخر و قابل توجهی به تن میکردهاند. به کل در دورههای پیش از اسلام و طی دوران امویان، عباسیان و حتی پس از حکومت عباسیان، ایران به دلیل پارچهها و منسوجات فاخرش مورد توجه بوده است.[10] به عنوان مثال «آمل» و «قومس» به خاطر طیلسانهای پشمی، گرگان و ری به خاطر انواع قباها، بم به خاطر دستمالهای سر و پارچههای عمامهاش، آذربایجان، ارمنستان و اران به خاطر شلوار بندهای مرغوبشان و کاث مرکز خوارزم نیز به خاطر نیم تنههای آجیدهاش شهرت داشتهاند.[11]
 
در قرون میانهی تاریخ ایران، تأثیراتی از هنر بومی مناطق آسیای مرکزی و مردم آن منطقه در پوشش دیده میشود. اما باز هم تأثیرات اندیشههای اسلامی و ایرانی نمود بسیاری دارد. سلجوقیان در مجموع، برای ایرانیان پیامآور سبک جدیدی از لباس آن گونه که در شرق عربی رخ داد، نبودند؛ چرا که خود آنها متأثر از فرهنگ ایرانی و اسلامی بودهاند. با این حال برخی اشکال جدید به خصوص در زمینهی پوشش سر، طی این دوره مرسوم گشت. در این دوره دستکم، 3 نوع کلاه متمایز که خاستگاه همگی آسیای صغیر و ترکیه بود، مرسوم گشت.
 
مدارک موجود در خصوص پوشاک زنان در سدههای سوم و چهارم هجری بسیار کمیاب است؛ اما از روی همین منابع ناچیز شباهتهای زیاد آن را با پوشاک مردان میتوان دید، از جمله خفتانهای ضخیم و کمردار با آستینهای تنگ و تن پوشهای زیرین ساده. این خفتانها گریبانی زبانهدار دارند که از راست به چپ بسته شده است.[12] از مشخصات البسهی سدههای پنجم تا هفتم، خفتانهای ضخیم تزیین شده است که به طور مورب از سمت راست به چپ بسته شده و در سمت راست گریبان، فقط یه یقه برگردان دارند. این خفتانها توسط تسمههای چرمی که از آنها ابزارهایی آویزان میشد، بسته میگردید.
 
شلوارهای آنها حجیم و چکمههایشان بلند بود. در این دوران انواع شلوار از نوع تنگ، نیمه فراخ و دمپا گشاد دیده میشوند.[13] با تسلط مغولان بر ایران، بسیاری از سبکهای پوشش مخصوص به خاور دور به سرزمین ما آمد؛ به ویژه سبکهای چینی که آثار آن در رداهای تزیینی افراد عالی مقام و صاحب منصبان آن دوره نمایان است. سبکهای چینی نه تنها بر لباسهای درباری که بر لباس نظامی نیز تأثیر بهسزایی نهادند. در این میان پوشاک زنان تغییر چندانی نکرد، مگر پوشش سر آنها که چیزی بود شبیه دستمال سر برای زنان غیرمغول و نیز نوعی کلاه ویژه مخصوص شاهزادگان مغول.[14]
 
به طور کلی از این دوران به بعد تا دورهی صفویه تغییرات چندانی در لباسهای ایرانیان صورت نمیپذیرد. اندک تغییرات هم بیشتر در زمینهی طرح و یا رنگبندی است و پوشش مردمان در این دوره براساس فرهنگ، مذهب و الگوهای بومی است. عصر صفویه را باید نقطهی آغازین نفوذ فرهنگی اروپاییان در ایران دانست. هر چند ایرانیان در مقابل هجوم فرهنگی بیگانگان به شدت مقاومت کردند.
 
ایران دورهی صفویه به دلیل سنت و پیشینهی فرهنگی خود زیر یوغ استعمارگران نرفت و نساجی تولید لباس در دورهی صفویه راه خود را فارغ از دسیسههای غربیان ادامه داد. سیاحانی که در عهد صفویه به ایران آمدند، در سفرنامههای خود از رواج نساجی و پویایی این صنعت خبر داده و اشاره میکنند که پوشش ایرانیان در این زمان برگرفته از فرهنگ و اندیشهی بومی و اعتقادی آنان است. «کروسینسکی» در گزارشی میآورد: «دوراندیشی شاه عباس کبیر به تأسیس کارگاههای متعدد و چندکاره در پایتخت اصفهان و نیز در نواحی شیروان، قراباغ، گیلان، کاشان، مشهد و استرآباد انجامید که در آنها منسوجات ابریشمی و شال برای استفادهی عموم به طریقی باشکوه و شگفتآور و تحت نظارت دقیق ناظران بافته میشود.[15]
 
«دن گارسیا وسیلوا فیگوئرا» سفیر پادشاه اسپانیا که در سال 1031هـ. به دربار شاه عباس آمد نیز توصیف دقیقی از لباس ایرانیان کرده است: «ایرانیان شلوار نازک بسیار بلندی میپوشند که تا روی پایشان میرسد. گیوه و جوراب یک تیکه است به طوری که به جای جوراب شلواری به کار میرود. این جوراب شلواریها را بلند و تنگ درست میکنند تا هنگام سواری یا پیاده رفتن مزاحم حرکت آنان نباشد. این جوراب شلوارها را بهخصوص برای دو زانو نشستن روی زمین که عادت بیشتر مشرق زمینی و قاطبهی مسلمانان است بسیار مناسب است. زنان نیز شلوار و بالاپوش مشابه مردان میپوشند. کفشهای مرد و زن چرمی و به رنگهای مختلف است با جنس بسیار سخت و سفت و رویههای کوتاه. زنها از سرناف یا گردگاه خود را با لباس گشاد از پارچههای زیبا میپوشانند و چنان در این جامه فرو میروند که چشمهایشان به زحمت دیده میشود. این لباس شباهت تامی به پوشش زنان مسلمانان اسپانیا در دوران شاهان غرناطه دارد. [16]
 
«کمپفر»، «تاورنیه» و «جملی کاری» از دیگر سیاحان اروپایی بودند که دربارهی لباس صفویان مطالبی ارائه دادهاند و در تمامی آنها میتوان به خوبی سنت ایرانی، پوشیده بودن بدن و سفارشهای اسلام را درک کرد.[17] از ویژگیهای پوشاک در دورهی صفویه این است که پارچههای مجلل و پرنقش و نگاری برای تهیهی تن پوشها به کار میرفت. تن پوشها معمولاً در میان تنه تنگ بودند و سپس به سمت خارج باز و گشاد میشدند، شلوار گشاد بود که در ناحیهی قوزک پا تنگ میشد. ردای بلند و جلو بازی میز روی بقیهی لباس پوشیده میشد. جورابهای ساق بلندی به پا میکردند که تا زانو میرسید و با بند محکم میشد.[18]
 
هر چه از عمر فرمانروایی سلسلهی صفویه میگذشت، تلاش اروپاییان برای رخنه در بازار ایران گستردهتر و موفقتر میگشت. زیرا که شاهان صفوی احساس میکردند که برای تقویت قوای نظامی خود در مقابل هجوم عثمانی و قبایل دیگر نیاز دارند که از فنون، تجهیزات و تجربیات نظامی اروپاییان میبایست بهرهبرداری کامل را کرد. از این رو در مقابل تسهیلات تجاری که برای اروپاییان قائل میشدند از آنها میخواستند تا به ارتش و نظامیان ایران سروسامانی بدهند و اروپاییان هم از این فرصتها استفاده میکردند و در اواخر این دوره تأثیرات بسیار اندک و جزئی از غرب را میتوان در پوشش و لباس دید که البته با توجه به این نکته که بسیار کم و ناچیز است در فرهنگ پوشش ملی تأثیری نداشته است.
 
سیاحانی که در عهد صفویه به ایران آمدند، در سفرنامههای خود از رواج نساجی و پویایی این صنعت خبر داده و اشاره میکنند که پوشش ایرانیان در این زمان برگرفته از فرهنگ و اندیشهی بومی و اعتقادی آنان است.
 
وضعیت پوشش و حجاب در دورههای افشاریه و زندیه نیز به نحوی تداوم گذشته و یا بهتر بگوییم، دورهی صفویه بوده است و تحول چندانی در شکل و طرح آن رخ نمیدهد و هنوز همان ویژگیهای نجابت و وقار را میتوان در لباس مردان و زنان مشاهده کرد. اما با روی کار آمدن سلسلهی قاجاریه، تغییرات و تحولات چشمگیری در حوزهی پوشش رخ میدهد. هر چند این تغییرات طولانی مدت روی میدهد و باید برای آن چندین دوره را در نظر گرفت. دورهی اول آن همزمان با سلطنت «آقا محمد خان» در مجموع لباس همان شکل و طرح قبلی را با اندک تغییراتی داراست. مردمان کلاه پوستی و بلندی بر سر میگذاشتند که از جنس ماهوت الوان بود و از وسط تا میخورد و در نتیجه به صورت نوک تیز در میآمد، شلوار در این دوره دارای دم پایی فراخ بود و کمر لیفی داشت.[19]
 
بعد از این دوره توجه به غرب و نوعی تمایل به سمت کشورهای اروپایی گسترش مییابد و پای کشورهای اروپایی از جمله انگلیس، روسیه و فرانسه به کشور بازتر میشود. صرف نظر از نتایج بدی که حضور مستقیم و غیرمستقیم خارجیها در ایران از خود به جای گذاشت، ضربات شدیدی در بحث فرهنگی به ایران وارد آمد و یکی از این لطمهها را باید در زمینهی پوشش و لباس دانست که تغییرات بنیادینی را در پوشش مردمان ایران به وجود آورد. اگرچه رواج غربیگرایی و توجه به غرب در امور نظامی و دانش جنگ افزاری آغاز شد اما تأثیرات خود را در حوزههای فرهنگی از جمله پوشش به جا نهاد.
 
از دیگر تأثیراتی که ورود تکنولوژی غربی به ایران داشت، تحول نهادی و جابهجا شدن موقعیت اجتماعی برخی طبقات و اقشار، پا گرفتن نظام اداری جدید و طبقهی نوظهور بوروکرات و تکنوکرات و طبقهی روشنفکر بود که هر کدام از آنها به نوبهی خود در زمینهی تغییر پوشاک ایرانی و غربزدگی تأثیر بهسزایی داشتند.[20] در این میان شاهان قاجاری نیز به واسطهی علاقهی زیادی که به اروپا داشتند، نوعی خودباختگی به اهل فرنگ از خود نشان میدادند و این نفوذ هر چه بیشتر فرهنگ خارجی را در پی داشت. از جملهی این سیاستها، اعزام جوانان ایرانی به فرنگ بود که در زمان عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه صورت گرفت و در دورههای بعدی نیز ادامه یافت.
 
این افراد که به اروپا میرفتند، تحت تأثیر فرهنگهای اروپایی قرار میگرفتند و طبق همان فرهنگ و مدرنیته رشد کرده و چهرهای روشنفکرانه به خود میگرفتند. آنها در دهههای بعدی پس از بازگشت از اروپا، آداب و رسوم و فرهنگ و حتی تفکر اروپایی را در ایران تبلیغ میکردند و این افراد را باید از پیشگامان تغییر و تحول در زمینهی پوشش و لباس دانست و خود اینها تا حد زیادی در آماده شدن جامعه برای پذیرش پوشش غربی نقش داشتند. از دورهی محمد شاه قاجار، سومین پادشاه قاجاری، توجه به دانش غربی مخصوصاً در امور نظامی بسیار زیاد شد و لباسهای متحدالشکلی برای نظامیان طراحی و رواج گردید.[21] به دنبال این امر کارگاههای کوچک منطقهای و نساجیها محدود شدند و کالاهای خارجی وارد کشور گشت.
 
صنایع ایران هیچ نوع پیشرفتی نکرد و تا حدی هم تنزل پیدا کرد و قاجارها در این دوره برای تولید داخلی هیچ نوع ارزشی قائل نشدند و فروش مواد خام را به صرفه دیدند. از اینها گذشته جنگهای طولانی داخلی، لطمهی شدیدی بر مراکز صنعتی اصفهان، یزد، کرمان وارد ساخت [22] و این عوامل نیز در رکود صنعت نساجی تأثیر بسیار زیادی داشت. از آنجا که شبه اروپایی کردن ارتش ایران توسط محمد شاه و میرزا آغاسی ادامه یافت، در لباس قشون ایران هم تغییراتی به وجود آمد. مؤلف کتاب «شرح زندگی من» در همین زمینه مینویسد: «بر عدهی افواج جدیدی که با لباس چسبان بوده و مشق نظام میکردهاند، افزون گشته است.
 
افراد این قشون پیاده نظام را سرباز مینامیدند، در حقیقت قشون چریک قدیم به نظام جدید منتقل شدند. [23] در دورهی ناصرالدین شاه میل به اصلاحات رو به فزونی یافت. اصلاحاتی که اروپاییان برای آیندهی ایران ضروری میدانستند. ناصرالدین شاه بعد از دیدن‏ لباسهای شیک و زیبای زنان اروپایی‏ بهخصوص پس از عقالهی شدیدی که به‏ لباس رقاصان بالرین اروپا پیدا کرده بود، در بازگشت به ایران زنان را ترغیب کرد تا لباسهای خود را شبیه‏ لباس زنان بالرین اروپا کنند و از آن به بعد طرح لباس «شلیته و شلوار» به شیوهی لباس زنان بالرین غرب در بین‏ زنان ایران رایج شد.
 
اگرچه هنوز به‏ اصل حجاب زنها در بیرون از خانه‏ خدشه‏ای وارد نشده بود و زنها تنها در اندرونی از اینگونه لباسها استفاده‏ می‏کردند، اما کنار نهادن لباسهای ملی‏ و سنتی، گام جدیدی در پذیرش فرهنگ‏ غرب و اولین نرمش در مقابل باز شدن پای ورود استعمار به ایران بود. در رابطه با تغییر پوشاک و اخذ فرهنگ پوشاک اروپایی، اعضا و افراد طبقهی فرا دست خیلی سریع این امر را پذیرفتند. از سویی اقشار مختلف این طبقه در طول دهههای متمادی به نحوی با اروپاییها در تماس بودند و اروپاییها را مردمانی متمدن و پیشرفته میدانستند و خود و فرهنگ خویش را پستتر میپنداشتند.
 
در همین ارتباط نگارندهی کتاب «ایران در یک قرن پیش»، اشاره کرده است: «اما دربارهی مشروبخواری و میگساری، تنها اعیان بهخصوص شهرنشینان از جمله قشر نظامی و مستخدمین هستند که در این مورد از خود علاقهی شدیدی به خرج میدهند و دست به افراط کاری میزنند. زنان این اقشار از مردم ایران نیز به محض آشنایی و همصحبتی و برقراری معاشرت و مجالست با زنان اروپایی، سعی در آموختن طرز لباس، رفتار و آداب و اصول آنان میکنند و از همه لحاظ در پی تقلید از آنان بر میآیند و این کار را یک نوع رشد شخصیت و روشنفکری برای خود به شمار میآورند.[24]
 
ناصرالدین شاه بعد از دیدن‏ لباسهای شیک و زیبای زنان اروپایی‏ بهخصوص پس از عقالهی شدیدی که به‏ لباس رقاصان بالرین اروپا پیدا کرده بود، در بازگشت به ایران زنان را ترغیب کرد تا لباسهای خود را شبیه‏ لباس زنان بالرین اروپا کنند و از آن به بعد طرح لباس «شلیته و شلوار» به شیوهی لباس زنان بالرین غرب در بین‏ زنان ایران رایج شد.
 
البته چنین گرایشهایی در میان طبقات بالای جامعه وجود داشت و طبقهی فرودست که پاسداشت حفظ سنتهای اجتماعی به شمار میرفتند در مقابل دگرگونیهای ناگهانی مثل تغییر لباس سنتی به لباس فرنگی، حساسیت نشان داده و مقاومت میکردند. به خصوص که این طبقه تحت نفوذ روحانیون و عالمان دینی قرار داشتند. رابطهی مرجعیت و کسب اجتهاد در مسائل مختلف بنیانگذار ثبوت و دوام یا تغییر و دگرگونیهای مختلف به شمار میرفت، به نحوی که روحانیون، وعاظ و مراجع با روحیهی ضد فرنگی که داشتند، مانع میشدند که عامهی مردم ملبس به لباس غربی شوند.
 
اما علیرغم تمامی این مقاومتها، جریان دگرگونسازی فرهنگ و عادات از جمله با اصطلاح مدرنیزه کردن پوشاک مردان و زنان، جریان داشت. روند مدرنیزه کردن ایرانیها در حوزههای مختلف دنبال شد و یکی از جریانهایی که ارتباط بسیاری با مسئلهی فرهنگ پیدا کرد، در امور آموزشی و تربیتی بوده است. تلاش اروپاییان در زمینهی ایجاد اصلاحات آموزشی با خواست ایرانیان برای کسب دانش و پیشرفت تمدن منطبق گردید و گامهایی در جهت اصلاحات آموزشی برداشته میشد که به تدریج درهای مدارس جدید به سبک کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، انگلیس و... در پایتخت قاجاریان به روی دختران و پسران باز شد.
 
با ورود دختران و پسران به مدارس جدید که بیشتر از طبقهی فرادست و از اقشار اعیانزادگان و اشرافزادگان و درباریان و خان زادگان بودند، پوشاکشان نیز متحول شد. در واقع مدارس اولین پایگاه نشر فرهنگ جدید پوشاکی به سبک اروپایی بود. یک نویسندهی اروپایی در همین زمینه شرح داده است: «خوشبختانه از وقتی که مدرسهی آمریکایی و مدرسهی ریشارد خان فرانسوی در تهران تأسیس شده است، پارهای از دختران با روی باز در کلاس حاضر میشوند. ولی در کوچه با همان چادر رفتوآمد مینمایند.»[25]
 
در نتیجهی اعتراضها و فعالیتهای‏ روحانیون نسبت به ورود اجانب به‏ ایران و اعمال غیراسلامی دولت، تشنجها و درگیریهای سیاسی مردم به‏ رهبری روحانیون نسبت به کارهای‏ دولت آغاز شد. به زودی روشنفکران‏ نیز که اشتیاق شدیدی به اروپایی شدن‏ ایران داشتند به مخالفت‏های محافظهکارانه با شاه پرداختند و به میان‏ مبارزههای مردم داخل شدند. این‏ روشنفکران با حمایتهای همه‏جانبهی انگلیس به زودی توانستند خط رهبری‏ جنبش را به دست بگیرند.
 
بدین ترتیب در دورهی ناصرالدین شاه قاجار و در پی اصلاحاتی که او انجام داد، به نحوی فرهنگ اروپایی به ایران راه پیدا کرد. نکتهی قابل ذکر در پوشاک زنان این دوره که بعدها تأثیرات زیادی از خود به جا میگذارد، کوتاه شدن دامنهایی به نام شلیته و افراط روز افزون در این کوتاهی با پاهای لخت یا جوراب سفید است. ظاهراً این سبک به تقلید از دامن بالدینهای اروپایی که نظر ناصرالدین شاه را به خود جلب کرده بود، رایج شده است. زنان این جامه را با روسری سفید و سادهای که روی سینه را میپوشاند، به تن میکردند.[26]
 
از اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، تا وقوع مشروطه، تغییر محسوسی در لباس به وجود نیامد و عموماً اقشار بالای جامعه را شامل میشد. وقوع مشروطه و موج نوینی که با آن ایجاد شد، در زمینهی پوشش خوانین نیز به نوبهی خود تغییراتی به وجود آورد که زمینهساز تحولات بعدی شد. بعد از مشروطه که تحولات مهمی از لحاظ سیاسی و اجتماعی در زندگی ایرانیان پیش آمد، از طرف آزادیخواهان و روشنفکران به وضع زنان ایران توجهی معطوف گردید و شعرا و نویسندگان و حتی برخی از خود بانوان با سواد دربارهی آزادی و حقوق زنان در جامعه اشعار و نوشتههایی پدید آوردند و بانوان ایرانی را دعوت به برانداختن رسوم و تقلیدهای کهنه، خانهنشینی، خانهآرایی، ولخرجی و تفنن بازی نموده و آنها را به شرکت در امور اجتماعی ترغیب و تشویق کردند.
 
با گذشت زمان بر تعداد مدارس دخترانه در ایران افزوده شد و تغییراتی در البسه و ورود اجناس متنوع و فراوان اروپایی و تقلید خانمها کمکم باعث شد که تغییرات و تطورات مهمی در وضع لباس این دوره پیش آید. در این تغییرات عامل مهم دیگری نیز واقع شد و آن ورود خیاطان و طراحان اروپایی مخصوصاً فرانسوی به تهران بود که به سبک اروپاییها برای خانمها لباس میدوختند و مشتری فراوانی داشتند.
 
به این طریق پیراهن، شلیته، شلوار و چادر کمری جای خود را به پیراهنهای بلند و یک تکه که بر حسب مد روز بلندی آنها تغییر میکرد، دادند و کت، ژیلت و بلوز به طرز دوخت اروپایی معمول گردید و پارچههای ترمه دوزی، مخمل، تور و حریر به کرپ ساتین، کرپ دوشین، وال، ژرژت، ساتین و غیره تغییر یافت و شلوار بلند، مشکی و شلوار کشی تبدیل به تنکهی کوتاه و جورابهای ساق بلند ماشینی شد. این سبک و مدل به هر طریقی چه از طریق مجلات و روزنامهها و چه از طرق دیگر تبلیغ میشد و مشتریان زیادی جمع میکرد.[27]
 
بعد از قاجاریه اتفاقهای نوینی در پوشاک ایران رخ داد و این تغییرات پیامدهای گوناگونی از جمله فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشت. علل این دگرگونیها، جوانان از اروپا برگشته بودند. آنها که با آداب و رسوم غرب آشنا شده بودند، زندگی سنتی پدران خود را متعلق به گذشتهها تلقی میکردند. به سبک اروپاییان لباس میپوشیدند و خانمها را به عریان بودن تشویق میکردند. از طرف دیگر در آن دوران، تضعیف اقتدار ملی و سیاسی ایران، به فقدان اعتماد به نفس و خودباوری ملی، القای حس حقارت و خود کمبینی و همچنین ضعف مذهبی و اندیشههای اسلامی در اجتماع انجامیده بود. اما شاید بتوان گفت مهمترین اقدامها در زمینهی تغییر پوشش در ایران با آمدن رضاخان صورت پذیرفت.
 
از اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، تا وقوع مشروطه، تغییر محسوسی در لباس به وجود نیامد و عموماً اقشار بالای جامعه را شامل میشد. وقوع مشروطه و موج نوینی که با آن ایجاد شد، در زمینهی پوشش خوانین نیز به نوبهی خود تغییراتی به وجود آورد که زمینهساز تحولات بعدی شد.
 
دوران 16 سالهی رضاشاه بر ایران، متضمن اقدامهای‏ فرهنگی متعددی بوده است که عمدتاً با تأکید بر ترک سنت‏های‏ قدیمی و روی آوردن به مظاهر تمدن غربی صورت گرفته است. از میان تمام جریانهای فرهنگی حکومت پهلوی اول، موضوع کشف‏ حجاب بیشتر مورد توجه واقع شده است؛ چرا که از دیدگاه‏ رضاشاه، کشف حجاب برابر بود با «امکان بروز استعداد و لیاقت‏ ذاتی زن» تحلیلگران تاریخ معاصر ایران عموماً بر آنند که کشف‏ حجاب یکی از اساسی‏ترین اقدامهای حکومت رضاشاه برای غربی‏ کردن ظواهر کشور بوده است.
 
علی‏رغم آنکه کشف حجاب به طور رسمی در 17 دی 1314ه.ش. اعلام و اجبار به ترک حجاب از اول فروردین 1315ه.ش. آغاز شده است. اما به نظر می‏رسد سال‏ها پیش از آن، فکر رفع حجاب، در میان خاندان‏ سلطنتی وجود داشته است. یا پیش از سفر رضاشاه به‏ ترکیه، در سال 1313ه.ش. مقدمات تهیهی لباس‏های جدید برای بانوان‏ فراهم شده بود. از طرف دیگر زنان طبقات بالا نیز زمینهی فکری و تبلیغاتی به اصطلاح آزادی زنان را به برگزاری دومین کنگرهی زنان‏ شرق در ایران به سال 1311ه.ش. آماده کرده بودند.
 
سفر رضاشاه به کشور ترکیه (12 تیر 1313 تا 18 مرداد 1313) نقطهی عطفی بود در تثبیت باورهای قبلی او مبنی بر لزوم کشف‏ حجاب. اثر عمیقی که مشاهدهی وضع بانوان ترک بر روحیهی رضاشاه‏ گذاشت، تا آن حد بود که خطاب به سفیر کبیر ایران در ترکیه گفت: «هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم، خصوصاً زنان، اقدام کنیم.» سپس دولت پهلوی برنامهای را در زمینهی تغییر پوشش و ایجاد بیحجابی فراهم نمود.
 
برای مثال آنان به ایجاد کانون بانوان، در تاریخ 22 اردیبهشت 1314ه.ش. پرداختند. حرکت دیگر آنان تشکیل تدریجی مجالس جشن و خطابه بود، طوری که‏ دختران در آنجا با روی باز در صف دانشجویان قرار میگرفتند و به‏ ایراد خطابه‏های اخلاقی و سرودهای مخصوص مدارس میپرداختند و رجال محترم را هم در آن مجالس دعوت میکردند و بعد از آن دختران مانند پسران به ورزش و مشق بدنی مشغول میشدند.
 
بعد از قاجاریه اتفاقهای نوینی در پوشاک ایران رخ داد و این تغییرات پیامدهای گوناگونی از جمله فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشت. علل این دگرگونیها، جوانان از اروپا برگشته بودند. آنها که با آداب و رسوم غرب آشنا شده بودند، زندگی سنتی پدران خود را متعلق به گذشتهها تلقی میکردند. به سبک اروپاییان لباس میپوشیدند و خانمها را به عریان بودن تشویق میکردند.
 
یکی دیگر از اقدامهای سلسلهی پهلوی در زمینهی از بین بردن حجاب، انتشار یک سلسله مقالات به نظم و نثر در جراید بود که همه‏ به زبان پند و اندرز از عادات معمولی نقاب و حجاب انتقاد میکرد. در کنار این اقدامها سعی شد مدارس ابتدایی تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان اداره شود [28] در ادامه همچنین سیاستهای نگینی دولت محمدرضا پهلوی نیز سیاستهای مشابهی را در این زمینه اتخاذ کرد و در نیمهی دوم این دوران با دوستانه شدن روابط ایران و غرب، مدهای اروپایی به ایران هجوم آوردند و جوانان کمکم از زندگی سنتی فاصله گرفتند و به مد و مدگرایی روی آوردند و جذب مدلهای اروپایی شدند. با آسان شدن رفت و آمد طبقات مرفه به اروپا نیز این روند سرعت گرفت.
 
البته بایستی گفت که در سایهسار اسلام، طبقات اجتماعی متوسط و پایین هنوز پایبند باورهای مذهبی خویش بودند و در مقابل این رسمهای ناخوانده مقاوت گسترده نشان میدادند. البته این اقدامهای دولت پهلوی با واکنشهای شدید مردم و بهخصوص علما مواجه شد و به برکت حضور و راهنمایی علما و روحانیون تا حد زیادی نقشههای شوم دولتهای غربی و پهلوی در زمینهی از بین رفتن عفاف و حجاب ناکام ماند.
 
تأثیر اروپا بر پوشش ایرانی:
 
انقلاب صنعتی در اروپا نتایجی را در پی داشت که حتی تأثیر آن متوجه فرهنگ جوامع و ملل غیراروپایی (بهخصوص خاورمیانه) شد. در پی پدید آمدن تغییرات اجتماعی در اروپا و بهویژه تمرکز یافتن نیروی کار در یک مجموعهی عظیم تولید صنعتی، شیوهی سنتی تولید متحول شد و طبقهی جدید سرمایهدار به طور بیسابقهای رشد یافت و ماشین توانست پدیدهی جدیدی را به عنوان تولید انبوه به جوامع عرضه کند. اما تولید انبوه و در نتیجه سودهای کلان ناشی از ارزش افزودهی محصولات تولیدی، سرمایهداران را به طمع واداشت تا به دنبال بازارهای جدیدی بگردند. بر این اساس به سرزمینهای دیگر وارد شدند و به دنبال بازارهای جدید و مصرف کنندگان نو، روی آوردند.
 
جالب آن است که اولین صنعتی که توانست در قرون 18 و 19 میلادی رشد چشمگیری کند، صنعت «نساجی» بود. پیدایش قوهی بخار، رشد ارتباطات، توسعهی حملونقل، اختراع تلگراف و تلفن و مهمتر از همهی اینها رشد ماشینسازی و به دنبال آن پیدایش قوهی بخار، سرعت انقلاب صنعتی را دو چندان کرد و در نتیجه تمامی این واقعیتها بود که روز به روز صنعت ابعاد جدیدی مییافت و صنعت نساجی نیز سهم عمدهای در بهرهگیری از تمامی امکانات فنی، اجتماعی و صنعتی پدید آورد.[29]
 
در این میان تحولاتی نیز در اروپا شکل گرفت که بدون شک در نحوهی زندگی و همچنین پوشش، بیتأثیر نبوده است، از جملهی آن انقلاب فرانسه در سال 1789م. بوده است. «ویل دورانت» مورخ انگلیسی، تأثیر انقلاب فرانسه در لباس مردم را چنین توصیف کرده است: «لباس به آهستگی بیشتری تغییر یافت.
 
مردان متمول از مدتها پیش لباس اشرافی بر تن میکردند که عبارت بود از: کلاه بلند و سه گوش، پیراهن ابریشمی، دستمال گردن با گره گشاد، جلیقهی رنگی و گلدوزی شده، کتی که تا زانو میرسید با نیم شلواری تا زیر زانو با جوراب پشمی و کفشی دارای سگک با پنجههای چهارگوش. لباس زنان نیز تحت تأثیر چنین عقیدهی انقلابی قرار گرفت و به لحاظی به حاشیه کشیده شد و شکل بازار فروش و در نتیجه تحولات بعدی اروپا در آمد. زنان جامههای کلاسیک خود را به دور انداخته و لباسهایی به تن کردند که بیشتر جلوه نمایی میکرد. یقه را پایین آوردند، خط کمربند را محکم بسته و به بالا بردند، آستینها را به اندازهای کوتاه میساختند که بازوان فریبنده را آشکار سازد. به جای کلاه، گیسوبند مرسوم شد و به جای کفشهای بلند، کفشهای سرپایی و بیپاشنه رواج یافت.[30]
 
سپس با آغاز جنگ جهانی دوم، تکامل لباس شکلی انقلابی به خود گرفت، لباس که بازتابی است از توان اقتصادی، نگرش سیاسی، قابلیتهای فرهنگی و اجتماعی با مدهای فلسفی و گاه مذهبی و پایبندیهای رسمی و سنتی، در روند تکامل خود زیر نفوذ و سیطرهی نظام نقشهدار سرمایه قرار گرفت. در این نظام، پوشاک جایگاهی دیگر یافت و به کالا تبدیل شد و همانند سایر کالاها ارزشی دوگانه پیدا کرد. به عبارت دیگر، هم برآورندهی نیازهای بشری گردید و هم محصولی شد برای فروش. پس میبایست نظیر هر کالای دیگری حداکثر سودآوری را داشته باشد. در این صورت همچنین این کالا میبایست وسیعترین بازار، یعنی بیشترین مصرف کننده و مشتری را دارا باشد.
 
به این نیازها، طراحان و دوزندگان لباس اروپایی پاسخ گفتند و با بهرهگیری از نظام سلطه، گرایش مردم به تنوعطلبی، عصر استعمار و همچنین سودجویی از جریانهایی چون جنگ، بحرانهای اقتصادی و تحولات فرهنگی و سیاسی، طرحهای تازهای را ارائه دادند و بر خلاف سدههای پیشین که نوآوریها بر اساس نظام فرهنگی و اعتقادات بود، اکنون به یاری رسانهها گروهی چون سینما و تلویزیون و نشریات مد که کاربردی جهانی دارند و با هدف سود زیاد حتی به ارزش از میان برداشتن فرهنگهای منطقهای، طرحها و الگوهای خود را مورد پذیرش همگان قرار میدهند و از این راه سلیقهای جهانی در شیوهی لباس پوشیدن پدید میآورند.
 
غربیان تحت همین تفکر زمینهی لازم برای تشویق زنان به کنار گذاشتن حجاب را فراهم کردند و به صورت سلاحی کارآمد برای مقابله با معنویت و اخلاق و سقوط جامعهی دینی در کشورهای اسلامی به کار گرفتند و استعمارگران در این خصوص از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. استعمارگران برای دستیابی به منابع اقتصادی بزرگ، زنان را بهترین وسیله یافتند و از وجود برهنهی آنها برای تبلیغ کالاهای خود بهره میگرفتند و همواره برهنگی را تشویق میکردند و تبلیغات وسیعی برضد حجاب مینمودند. همین امر موجب گردید که فرهنگ بیحجابی سیر صعودی به خود بگیرد و آرام آرام بیحجابی به شکل یک فرهنگ درآید. یکی از اندیشمندان میگوید:
 
«غرب برای تسلط بر کشورهای مسلمان، به این دستور قدیمی که زنها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آنها خواهد آمد، عمل کرده است. کشفیات جدید جامعهشناسان فقط کاری که کرده، به این فرمول قدیمی روش خاص علمی بخشیده است.»[31]
 
در یک جمعبندی باید گفت بومیسازی و تولید وطنی پوشاک و طرحهای ملی در دورهی قاجار و بهخصوص در دوران پهلوی در ارتباط با اروپاییان دچار دگرگونی میگردد و نوع لباسها و طرح آنها به نحوی تغییر میکند. چیزی که در آن عصر با عنوان «فرنگی شده» شناخته میشد. پوششهای رواج یافته از دوران طاغوت کپیبرداری از نظام اروپایی و جامعهی صنعتی شده و بیبندوبار بود که با نظام سنتی و در عین حال ارزشی جامعهی ایرانی در تعارض بود. بدین ترتیب میتوان چنین گفت که جامعهی ایران و مردمان این مرز و بوم با تاریخ کهن، اندیشهی اسلامی غنی و فرهنگ پویای خود، الگوهای مناسبی از پوشش و لباس را در دورههای مختلف ایجاد میکردند ولی این میراث و سنت در اثر ارتباط با اروپاییان و غربیها، رفتهرفته فراموش شده است.
 
 واجب است دلسوزان و مسئولین هوشیار باشند که ایدئولوژی مصرفگرایی که سوخت موتور سرمایهداری را تشکیل میدهد، رواج یافته و هنجارهای جوامع اسلامی مورد تهدید جدّی قرار گرفته و لباس و پوشش جوانان بهخصوص مورد توجه غربیان و سرمایهداران سکولار است و نباید اجازه داد که جوانان ما در برابر عرضهی سبکهای مختلف لباس که اکثراً غربی و در تضاد با فرهنگ و دین ما هستند، تنها و سرگردان بمانند و در نتیجهی آن دست به انتخاب نحوهی پوشش نامتعارف بزنند و به هنجارها پشت کنند و باید دانست ارمغان فرهنگ بیحجابی فقط سستی نظام خانوادگی، تحقیر شخصیت زن و امراض روحی و روانی است.
 
پس بر تصمیمگیران در حوزهی فرهنگ، هنرمندان و صنعتگران در حوزهی پوشش و طراحی لباس واجب است که در دنیای امروز همگام با نیازها و ارزشهای تاریخی و فرهنگی کشور اقدام به ارائهی طرح برای لباس و پوشاک ایرانیان کنند و از تاریخ موفق کشورمان در حوزهی پوشش و لباسهای سنتی و بومی که نماد زیبایی و وقار، اصالت و پوشیدگی است، استفاده کنند تا پوشش ملت ایران بر پایهی دین اسلام و فرهنگ کشور و توسط هنرمندان متعهد و خوش ذوق ایرانی طراحی گردد و با گسترش فرهنگ اسلامی و روی آوردن به شخصیت والای انسانی راه رواج فرهنگ برهنگی و تبلیغات مسموم بسته شود.
 
پینوشتها:
 
1- دانشنامهی ایرانیکا، قوامی، 1382: 75 به نقل از پیمان متین، پوشاک ایرانیان، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی 1382، ص 6. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به پوشاک آیینهی فرهنگ یک جامعه، ماهنامهی صنعت نساجی و پوشاک، شمارهی 327، اردیبهشت 90، ص 87
 
2- همان، ص 88
 
3- مریم مونسی سرخه، نمادها در پوشاک، ماهنامهی ایرانا، شمارهی 28، آذر و دی 1388، ص 44
 
4- مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 93؛ پیکولو سکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران... ترجمهی عنایت الله رضا، صص 247- 249؛ محبوبه الهی، لباس به مثابه هویت، فصلنامهی مطالعات ملی، شمارهی 42، تابستان 91، ص 31
 
5- اعراف: 26
 
6- نور: 31
 
7- الرحمن: 76
 
8- سربال به معنای لباس و معّرب واژهی فارسی شروال است، در اصل واژهی سربال مرکب از سر یعنی فوق و بال به معنای قامت است که پوشش برای همه قامت و بدن انسان بوده است. معجم الالفاظ الفارسیه المعربه ص 88، نحل: 81، ابراهیم: 50
 
9- سرژان، 1972
 
10- دایره المعارف اسلام، 1986، ج 5، ص 748
 
11-  همان، ص 764
 
12- شلومبرژه، 1952، ص 264؛ ضیاء پور، 1349، ص 261
 
13- دایره المعارف اسلام، 1968، ج 5، ص 748
 
14-  راجر سیوری، ایران عصر صفویه، ترجمهی کامبیز عزیزی، تهران: سحر 1363، صص 125-123
 
15- دن گارسیا و سیلوا فیگوئرا، سفرنامهی فیگوئرا، ترجمه: غلامرضا سمیعی، تهران: نشر نو 1363، ص 157
 
16- برای مطالعهی بیشتر بنگرید به: انگبرت کمپفر، سفرنامه، ترجمهی کیکاوس جهانداری، تهران: خوارزمی 1360، ص 88؛ جملی کاری، سفرنامهی کاری، ترجمهی عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی، 1348، ص 136-134؛ تاورنیه، سفرنامهی تاورنیه، ترجمهی ابوتراب نوری، اصفهان: پروین 1336، صص 628- 627
 
17- ایرانیکا، 1992، ج 5، ص 787
 
18-  ضیاء پور، 1349، ص 404
 
19- علی تقوی، جامعهشناسی غربگرایی، تهران: امیرکبیر 1361
 
20- کنت دوسرسی، ایران در 1839-1840م. ترجمه: احسان اشراقی، تهران: نشر دانشگاهی 1362، ص 107
 
21- یعقوب آژند، تاریخ اقتصادی ایران، تهران: گستره 1362، صص 414-415
 
22- مستوفی، شرح زندگی من، ص 53
 
23- دکتر ویلز، ایران در یک قرن پیش، ترجمه: غلامحسین قراگوزلو؛ تهران: اقبال 1368، صص 357-356
 
24- کلارا کولیوررایس، زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنان، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد: آستان قدس، ص 121
 
25- ایرانیکا، 1992، ج 5، ص 802
 
26- یحیی، ذکاء، لباس زنان ایران از سدهی سیزدهم هجری تا امروز، تهران: ادارهی موزهها و فرهنگ عامه،1336، ص 40
 
27- کشف حجاب در آیینهی اسناد، حسام الدین آشنا، گنجینهی اسناد، صص 6-8
 
28- هنری ولیتل فیلد، تاریخ اروپا از سال 1815 به بعد، ترجمهی فریده قرچهباغی، تهران: علمی فرهنگی، 1366، ص 53
 
29- ویل دورانت، تاریخ تمدن، عصر ناپلئون، ج 11، صص 157- 156
 
30- نیم نگاهی به حجاب در ادیان الهی، حبیبی، محمد اسحاق، مجلهی معرفت، ص 63

چرا کسی فریاد نمی کشد؟!!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :


۱- تعرض گروهي در خميني‌شهر اصفهان، تعرض گروهي به يک زن در اطراف کاشمر، تجاوز به عنف به يک پزشک زن در استان گلستان، ربودن و تجاوز به عنف و قتل يک دختر جوان در استان گلستان، تجاوز به عنف به يک دختربچه هشت ساله در ني‌ريز فارس، تعرض به يک پزشک خانم در شهرکرد و... اخباري است که طي هفته گذشته در رسانه‌ها منتشر شده‌اند! 

۲- در سال گذشته از مجموع دو هزار پرونده‌اي که به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شده، ۱۷۰۰ فقره به مسائل جنسي و تجاوز به عنف مربوط بوده است! (مطبوعات ۲۹/۳/۹۰) 

۳- براساس اعلام فرمانده انتظامي استان اصفهان آمار تجاوز به عنف در اين استان طي ماه گذشته ۱۳۳ درصد افزايش يافته است. (مطبوعات ۲۸/۳/۹۰) 

۴- اين اخبار و اخباري از اين دست ديگر عادي شده‌اند! آن قدر که ديگر از شنيدن و خواندن اين اخبار به هم نمي‌ريزيم، متاسف نمي‌شويم و فرياد نمي‌کشيم! شايد براي فهم ميزان دردناک بودن اين اخبار کافي باشد خودمان را به جاي والديني بگذاريم که با هزار زحمت، اميد و آرزو، دخترشان را پرورش داده و او را در قالب يک پزشک به جامعه تحويل داده‌اند و هنگامي که دختر براي انجام تعهدات خود در يک درمانگاه روستايي مقيم و به خدمت مشغول شده به ناگاه با حمله چهار جانور درنده (يا چهار متجاوز به عنف) رو‌‌به‌رو شده و...! 

پدر و مادر اين دختر روزانه چند بار آرزوي مرگ خواهند کرد؟
آيا اين پدر و مادر به شنيدن خبر مرگ دخترشان مايل‌تر نبودند؟ اگر اين دختر در يک تصادف جان داده بود براي والدينش پذيرفتني‌تر نبود؟ والدين آن دختربچه ۸ ساله چطور؟ آيا اين دختر ۸ ساله و آن خانم پزشک مي‌توانند به زندگي عادي بازگردند! کسي که پدر و مادر باشد، کسي که از وجدان و شرافت بهره‌اي هر چند اندک برده باشد در قبال اين فجايع چه واکنشي اتخاذ خواهد کرد؟ 

۵- اين فجايع دلايل و زمينه‌هاي متعددي دارد اما نقش حاکميت در وقوع يا عدم وقوع چنين حوادثي به صورتي جدي قابل تامل است! وقتي در حادثه کاشمر عوامل تجاوز به دست بسيجيان دستگير مي‌شوند مقام قضايي به دليل نبود شاکي خصوصي دستور آزادي عوامل تجاوز را صادر و بسيجيان را به دليل دخالت در پرونده معاقبه و بازداشت مي‌نمايد! آيا اگر مقام قضايي خود قرباني چنين فاجعه‌اي باشد توان مراجعه فوري و شکايت را خواهد داشت؟ آيا زني که قرباني چنين رفتار وحشيانه‌اي شده بايد شخصا راه بيفتد و براي شکايت به دادسرا يا کلانتري مراجعه کند؟ آيا مقامات قوه قضائيه مي‌دانند چه مي‌گويند؟ جالب است بدانيم در ايالات متحده اگر زني به وسيله تماس تلفني يا حضوري از فردي به دليل مزاحمت جنسي شکايت کند ديگر نيازي به مراجعه به مقامات قضايي ندارد و فقط با يک تماس به شماره ۹۱۱ پليس فرد مزاحم را بازداشت خواهد کرد. 

۶- اگر يادمان باشد طي ماه گذشته شاهد مضروب شدن ۲ روحاني به دليل نهي از منکر بوديم. دو روحاني که با مشاهده مواردي منکراتي (باز هم در حوزه امور منافي عفت) نهي از منکر نموده و به همين دليل هر دو تا آستانه از دست دادن يک چشم مضروب شدند. 

۷- تساهل و تسامح در مجازات مرتکبان فجايع يا عدم سرعت عمل در مجازات عاملان و مجرمان چنين جناياتي به دنبال خود جري‌تر شدن مجرمان و افراد مستعد در خصوص ارتکاب چنين جرايمي را فراهم مي‌آورد و بدون ترديد يکي از عوامل شيوع چنين جرايمي، کوتاهي قوه قضائيه در برخورد قاطع با چنين پرونده‌هايي است! اگر مقامات قضايي با حداکثر سرعت و قاطعيت به چنين پرونده‌هايي رسيدگي کرده و مجرمان را به اشد مجازات برسانند آيا باز هم کسي يا کساني به خود جرات خواهند داد به زور به نواميس مردم تعدي کنند؟ 

۸- بررسي سوابق مرتکبان اين فجايع نشان مي‌دهد که اين جنايتکاران عموما افرادي سابقه‌دار بوده و مجرم حرفه‌اي به شمار مي‌آمده‌اند. ( به عنوان نمونه يکي از مجرمان پرونده خميني‌شهر به جرم قاچاق ۷۰ کيلو مواد مخدر در زندان بوده و با وثيقه‌ آزاد شده و مجددا چنين جرمي را مرتکب شده است!) آيا اين خود دليل ديگري بر قصور دستگاه قضايي در اجراي مجازاتهاي بازدارنده نيست؟ 

۹- بي‌خيالي دولت در حوزه فرهنگ ديني (که متاسفانه در طول سالهاي ۱۳۶۹ تا به امروز شاهد آن بوده‌ايم) و عدم احساس مسئوليت نسبت به وقوع چنين حوادثي از ديگر دلايل بروز اين فجايع است. وقتي دولت‌ها هم و غم خود را در حوزه اقتصاد متمرکز کرده و رسما از اجراي وظايف خود در حوزه گسترش فرهنگ ديني و مقابله با مفاسد اجتماعي و اخلاقي شانه خالي مي‌کنند و براي کسب راي افراد فاسق و منحرف جامعه حاضر به هرگونه باج دادن (البته به شکل عقب‌نشيني از خطوط قرمز اخلاقي و فقهي جامعه) به افراد بي‌حجاب، بي‌حيا و فاسد اخلاقي بوده و هستند، وقتي رؤساي جمهوري به اشکال مختلف، سياست لائيسيته را به صورت عملي در پيش گرفته و با قاطعيت پرداختن به رفتارهاي جنسي و اخلاقي جوانان را وظيفه خود نمي‌دانند، هنگامي که مصوبه ترويج عفاف و حجاب بيش از ۶ سال است که منتظر امضا و ابلاغ از ناحيه رئيس جمهور مانده است (آن مصوبه‌اي که رهبر انقلاب آن را تاييد نموده و بر اجراي آن تاکيد فرموده‌اند) نتيجه آن خواهد بود که عفونت فرهنگي جامعه را چنان دربربگيرد که شاهد سر باز کردن اين عفونت به شکل چنين فجايعي باشيم! 

۱۰- در اين ميان دستگاه‌هاي فرهنگي مانند صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت ارشاد و... (که تعدادشان هم کم نيست) هم سهم خود را دارند. کم‌کاري و ضعف در ترويج فرهنگ ديني از يک‌سو و گسترش فساد و سکس پنهان از سويي ديگر (به ويژه در محصولات سينمايي و نمايشي تلويزيوني و مطبوعات زرد) از ديگر عوامل شکل‌دهنده چنين فجايعي به شمار مي‌آيند! ( البته بعيد است که اين دستگاه‌ها در اين خصوص مسئوليت‌پذير بوده و حاضر به پذيرش کم‌کاري‌ها و يا غلط‌کاري‌هاي خود باشند اما اين عدم پذيرش تاثيري در واقعيت نخواهد داشت! 

۱۱- مدتي پيش رئيس‌جمهور محترم از وقوع زلزله در تهران احساس نگراني فرموده بودند! بايد ببينيم ايشان در خصوص شيوع و افزايش انفجاري چنين جرايمي چه احساسي دارد؟ آيا اين فجايع موجبات نگراني ايشان را فراهم نياورده است؟ نکند باز هم چاره‌ کار متوقف کردن طرح امنيت اجتماعي است؟! 

۱۲ - اگر جنگ نرم دشمن را باور داريم (که نداريم) و اگر جديت دشمنان نظام و انقلاب را در خصوص اتخاذ جنگ نرم در عرصه گسترش فساد و فحشا باور داريم بروز اين فجايع آژير قرمز حمله سراسري دشمن محسوب مي‌شود! آيا در مملکت کسي پيدا شده که اين آژير خطر را جدي گرفته باشد؟


منافع حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

پوشش يا حجاب، به صورتى كه زيبائيها و زينت زن را بپوشاند و او را از چشم چرانى مردم هرزه و بى تربيت، و آلودگان به شهوت حيوانى، و حالات شيطانى حفظ كند دستورى قرآنى، و قانونى الهى، و تكليفى انسانى، و برنامه اى اخلاقى است.

حجاب و پوشش اسلامى كه بهترين نوع آن چادر است، چادرى كه يادگار منبع عصمت و عفتى چون فاطمه زهرا (عليها السلام) است، هيچ مانعى در راه دانش طلبى و رشد و كمال زن ايجاد نمى كند، بلكه او را از بسيارى از خطرات، و دامهائى كه حيوان صفتان در راه زيبارويان، و دختران و زنان جوان قرار داده اند حفظ مى كند، و پاكدامنى و سلامت و عفت و حياى او را براى شوهرش يا اگر ازدواج نكرده، براى مرد آينده اش محفوظ مى گذارد.

گوهر گرانبها و زيبا و پرقيمتى چون زن وقتى در صندوق الهى حجاب قرار داشته باشد، از دستبرد دزدان، و غارتگران، و آلودگان به لجن معصيت و گناه در امان خواهد بود.

زيبارويان جوان، وقتى ديده نشوند، و چهره پاك و معصوم آنان در معرض ديدگان مردم قرار نگيرد، شعله هوسها و هواها، و آتش اميال و غرائز به سركشى و سوزاندن پاكى يك ملت، و خراب كردن بناى معنويت يك مملكت برنمى خيزد.


این زن یهودی تازه مسلمان شده درباره حجاب چه می گوید؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهام‌بخش بود چی بود؟

لیلا حسین: نخستین چیز که الهام‌بخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشان‌دهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقی‌ای بود.

کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.

خانواده من فکر می‌کردند که من خودم را دارم محروم می‌کنم، چون من در فرانسه زندگی می‌کردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمی‌توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگی‌های اجتماعی محروم می‌شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگی‌ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می‌اندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت‌های پیامبر به اهمیت حجاب و شناخته‌شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.

...کسانی که می‌شناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند، چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه می‌دارند. اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد و برای شما مهم نخواهد بود و فقط می‌خواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و می‌خواهید آنطوری زندگی کنید که آنها می‌گویند. مجددا می‌گویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد. و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.

 با وجود رشد روزافزون تبلیغات اسلام‌هراسانه و اسلام‌ستیزانه رسانه‌های غربی، آمارها حکایت از رشد روزافزون گرایش به اسلام در جوامع غربی دارد. به آمارهای انتهای این گزارش توجه کنید.

آنچه که آمارها نشان می‌دهند حاکی از آن است که جمعیت کسانی که به دین اسلام مشرف می‌شوند در همه‌جای جهان رو‌‌‌به افزایش است و مهمتر این‌که جمعیت‌ زنانی‌ که به اسلام می گروند تقریبا دو برابر مردان است.
تحقیقات نشان می‌دهد مهمترین عوامل گرایش بیشتر زنان به دین اسلام، جذابیت حجاب برای آنان بوده و آرامشی که محجبه بودن به آنها می‌دهد و پس از آن آداب مسلمانی که برای مردم دیگر ادیان به صورت فطری جذاب است.

مصاحبه با زنان تازه مسلمان شده، بیانگر این است که ابتدا به ساکن آنها با دیدن زنان محجبه در جامعه خود به جاذبه زیبایی حجاب و بعد کنجکاوی در مورد اسلام رسیده‌اند و سپس با برگزیدن حجاب برای خود آرامش محجبه بودن را درک کرده‌اند. از این روست که دولتمردان اسلام‌ستیز غربی، با درک جنبه تبلیغی که حجاب زنان برای اسلام دارد، زنان محجبه را محدود و مهار می‌نمایند. (این مساله بی‌گمان، کسانی که در فرهنگ انقلاب اسلامی رشد کرده‌اند را به حقانیت وصیت شهدا می‌رساند که " خواهران من، دشمن از چادر سیاه شما بیشتر هراس دارد تا خون سرخ من!")

...و این همه در شرایطی رخ می‌دهد که روز‌به‌روز شرایط با حجاب زیستن در شهرهای اروپایی سخت تر می‌شود. علی‌رغم آن‌که آزادی زنان برای داشتن حجاب نقض شده و حقوق شهروندی زنان محجبه سلب می‌شود؛ میل به مستوری و پوشیدگی در میان زنان جهان درحال افزایش است و این امر به صورت فطری رخ می‌دهد. لذا بنیان آنچه که حاصل تلاش دولتمردان غربی برای مهار رشد اسلام گرایی در اروپا صورت می‌گیرد از این رو بر باد است، که آنها با نمادهای ظاهری اسلام همچون مناره‌های مساجد و حجاب زنان مبارزه می‌کنند و حال آن‌که باطن اسلام ریشه در فطرت انسانها دارد و تاریخ نشان داده که مردم را نمی‌توان بیشتر از مدت کوتاهی وادار به رفتن راه خلاف فطرت کرد.

در نهایت باید این نهیب را به جامعه و خانواده‌ها و سپس مسئولان فرهنگی زد، که آیا مادران محجبه جامعه ما توانسته‌اند حکمت داشتن حجاب را به صورت عقلی و فطری به دختران خود (که مادران آینده هستند) بیاموزند؟ از آن‌جا که بارها در جامعه، مادر و دخترهایی را دیده‌ایم که علی‌رغم آن‌که مادر با چادر به خیابان می‌آید، دخترش در کنار او با حجاب حداقلی قدم می‌زند، و این نگرانی دغدغه مندان فرهنگی را افزایش می‌دهد! اما به هر حال بی صبرانه به انتظار تحقق وعده های الهی می نشینیم که انسان به راه فطرت خود بازگردد.

فاقم وجهک للدین حنیفا ، فطرت الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم و لکن أکثر الناس لایعلمون (روم/30).

روی دلت را سوی این دین اعتدال گردان و برآن پایدار باش، آیینی برخاسته از فطرت الهی که قلوب انسانهاآن را می‌طلبد،چرا که بر آن سرشته گشته، این آفرینش توحیدی تغییر پذیر نخواهد بود، این است دینی که تکیه‌گاهی استوار است، هرچند این حقیقتی است که بیشتر مردم آن را نمی‌دانند.


بخشی از آمار گرایش به اسلام و حجاب در جهان

براساس سالنامه کتاب واقعیات در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه 100هزار نفر در این کشور به دین اسلام میگروند.

موسسه تحقیقاتی و پژوهشی فیث‌ماترز اعلام کرده است که تعداد کسانی که در انگلیس در ۱۰ سال گذشته به اسلام گرایش یپدا کرده اند، ۱۰۰هزار نفر می باشند که بیشتر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. در این میان، تعداد دختران جوان 20 تا 30 ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که به دین اسلام گرویده‌اند، چشمگیرتر است.

روزنامه "تایمز" لندن سال گذشته در گزارشی اعلام کرد: تعداد افرادی که در انگلیس به دین اسلام روی می‌آورند، روز به روز افزایش می‌یابد. این درحالی است که تعداد مسیحیان این کشور که هر هفته به کلیسا رهسپار می‌شوند، 2 درصد کاهش می‌یابد. در این میان تعداد زنان مسلمانی که برای ادای نماز به مسجد جامع لندن می روند، دو سوم تعداد مسلمانان این شهر است که بیشتر آنان کمتر از 30 سال سن دارند.

روزنامه کریستین ساینس مانیتور می نویسد: شمار افرادی که در آمریکا به اسلام می گروند روزافزون است و این رقم در میان اسپانیایی زبانان مقیم آمریکا 30 درصد افزایش نشان می دهد . جمعیت کسانی که در ده سال اخیر درآمریکا به زبان لاتین سخن می گویند و به دین اسلام مشرف شده اند به 200هزار نفر می رسند.

روزنامه سان سنتیال نیز در این باره می گوید: تعداد دختران بین 18 تا 30 سال که در ایالت فلوریدا با حجاب و روسری مشاهده می‌شوند نسبت به یک دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته است.

نتایج یک بررسی جدید در ترکیه نشان می‌دهد در چهار سال اخیر، تعداد بانوان با حجاب در این کشور، چهار برابر افزایش یافته است.

مرکز مطالعات اسلامی اسپانیا در آمار جدید از مسلمان شدن 256 زن اسپانیایی در دو سال گذشته خبر داده است. این مرکز تأکید کرده است که اولین علت گرایش زنان به اسلام، مواجه شدن با افراد مسلمان و جذب رفتار و آداب آن‌ها است.

آمار منتشره پایگاه اینترنتی گروه تحقیقاتی "آیجی" در مرکز نیویورک بیانگر آن است که نسل جدید دختران جوان نیویورکی برخلاف نسل‌های قبلی علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن‌نما ندارند و مردم به پوشیدگی بیشتر روی آورده‌اند. علت اصلی این امر بی‌بند و باری است که در چند سال اخیر رایج شده بود و اکنون در عکس‌العمل به آن، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان اوج می‌گیرد.


عفت،فرهنگ خاندان نبوت/داستان
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

وصلت دو جوان در خانواده شعیب ـ علیه السلام ـ به سادگی صورت گرفت و بدون هیچگونه مانعی ـ پس از انقضای تعهد ـ زوج جوان راهی شدند.


 

موسی(ع) به مشیت خدا در خانه فرعون زیست و به دست همسر مؤمنه او ـ آسیه ـ پرورش یافت و جوانی نیرومند و غیور بار آمد.او به مظلومیت تعدادی انسان‌های مستضعف بدست قبطیان می‌اندیشید و همواره به حمایت و دفاع از ستمدیدگان برخاست تا آنجا که یکی از قبطیان را به هلاکت رساند.

مردی از دور رس شهر با سرعت آمد و گفت:«ای موسی مردم نقشه قتل تو را می‌کشند از شهر بیرون برو که من خیرخواه تو هستم».

موسی(ع) نگران و با بیم و امید و دعاگویان از شهر خارج شد:«پروردگارا! مرا از چنگ ستمگران رهایی بخش».

موسی (ع) در حالی که رو به سوی مدین کرده بود، گفت:«خداوندا مرا به راه راست هدایت خواهد فرمود».

او بر سر چاهی رسید و فوجی از مردم را دید که رمه‌ها و گوسفندهایشان را آب می‌دادند و دو بانویی را دید که کناری ایستاده‌اند.

با همان احساس حمایت از مظلوم، از حال آنان جویا شد.گفتند:«پدر ما سالخورده است و ما می‌خواهیم روستاییان و مردان ، از کنار چاه دور شوند و آنگاه ما گوسفندانمان را سیراب کنیم».

موسی (ع) گام جلو نهاد و یک تنه گوسفندان آنان را آب داد و از نهر کنار آمد و در سایه‌ای نشست و به دعا و نیایش پرداخت بعد به خدا عرضه داشت:«ربّ إنّی لما أنزلت إلی من خیر فقیر؛ پروردگارا! من به خیری که به من نازل فرمایی نیازمندم».(سوره قصص، آیات 28 و 24)

دختران نزد پدر رفتند و قصه را بازگفتند:«و یکی از آن دو بانو به سوی موسی آمد ـ در حالی که با شرم و حیایی تمام گام برمی‌داشت ـ تا پیام پدر را به او رساند».

پدرم شما را فرا می‌خواند تا دستمزدتان را به شما بپردازد.

موسی نزد شعیب آمد و سرگذشت خود را بر وی تعریف کرد.شعیب گفت:«نترس! از مردم ستمگر نجات یافته‌ای».

یکی از آن دو دختر شعیب پیشنهاد داد:«پدر! او را اجیر بگیر که او نیرومند است و امین».

شعیب این سخن را که نوعی تمایل به ازدواج را نشان می‌داد شنید و گفت:«من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به عقد ازدواج تو درآورم و تو باید هشت سال برای من کار کنی و اگر خواستی ده سال و من نمی‌خواهم بر تو زحمت افزایم و مرا از شایسته کاران خواهی یافت».

موسی(ع) گفت: «خدا به آنچه بین ما گذشت وکیل است».

زمان موعود به پایان رسید و موسی همراه همسرش با شعیب خداحافظی کرد و به جانب طور به راه افتاد و مرحله دیگری از زندگی پر مسؤولیت موسی(ع) که آغاز نبوّّت وی باشد ـ شروع می‌شد.

این قصه قرآنی سراسر نشان از عفت، بزرگی و عقل و درایت است.

1. عفّت و پاکدامنی و شرم و حیا در جامعه انسانی باید حکفرما باشد و طلایه این امر مهمّ،دختران پاکدامنند که در عرصه اجتماع جز به ضرورت آشکار نشوند و با فرهنگ ابتذال و برهنگی حدود عفّت عمومی را نشکنند و نظر مردان هوسران را با طرز راه رفتن‌،سخن گفتن و دیگر رفتارهای اجتماعی، به حریم زندگی و شخصیتی خویش نکشانند.1

2. سخن گفتن زن و مرد و یا دختر و پسر نامحرم با یکدیگر اگر به مقاصد صحیح و لازم باشد، اشکالی ندارد به شرط آن که از چهار چوب ضرورت و عفت عمومی فراتر نرود.

دختران شعیب(ع) با صلابت و متانت، با موسی(ع) برخور کرده و پیام پدرشان را که شرم و حیا بود به وی رساندند و جز این هم، شایسته ایشان نبوده است، چرا که برخی رفتارها و حرف زدن‌های دختران و بانوان با مردان و پسران نامحرم گاهی آن چنان با ناز و کرشمه و سبکسری صورت می‌گیرد که حسّ خفته شهوت طرف را بیدار می‌کند و او در وی طمع می‌ورزد.

«فیطمع الّذی فی قلبه مرض؛ آنکه در دل بیماری (شهوت) دارد به وی طمع کند».(سوره احزاب، آیات 33 و 32)

3. از مجموع قصه چنان برمی‌آید که دختر شعیب موسی را به عنوان یک شوهر ایده آل پسندیده است و سربسته و با کنایه حرف دل را با پدر در میان گذاشته،پیشنهاد اجیری موسی را داده است و آن را با امتیازاتی همچون: نیروی بازو و تقوا و امانت داری توأم ساخته است.

قوت بازوی او را از برداشتن سنگ بزرگی که سی، چهل نفر آن را تکان می‌دادند، فهمیده بود! امّا امانت!دختر شعیب در آن باره گفت:«او در جلو حرکت می‌کرد و ما از پشت سر می‌آمدیم تا نظرش براندام ما به هنگام راه رفتن نیفتد».

4. وصلت دو جوان در خانواده شعیب ـ علیه السلام ـ به سادگی صورت گرفت و بدون هیچگونه مانعی ـ پس از انقضای تعهد ـ زوج جوان راهی شدند.

و چقدر زیباست که پدر و مادر به فکر ازدواج فرزندان خود باشند و از پیشنهادهای معقول استقبال کنند و حقایق روزمره زندگی را نادیده نگیرند که در غیر این صورت: «تکن فتنةفی الارض و فساد کبیر، در روی زمین آشوب و تباهی بزرگی رخ می‌دهد».2

1. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 13، ص 59، طبع بیروت .

2.کلینی، کافی، ج 5، ص 347.


داستان در موضوع عفاف از زن علوی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

گروهی از زنگیان و اوباش بصره دختری علوی را گرفتند و خواستند با او بی عفتی کننددختر گفت: من دعایی دارم که اگر آن را بخوانید شمشیر بر شما کار گر نیست.

 

برای اینکه سخن مرا آزمایش کنید به هر زوری که دارید شمشیری به من بزنید اگر کارگر نیفتاد بدانید به سبب این دعا است .

یکی از آنها شمشیری بر وی زد و دختر روی زمین افتاد و مرد تازه آنها فهمیدند که غرض دخترحفظ عفت خود بوده و جان خویش را بر سر این مطاع گران بها نهاده است.

ای خدای من ! به حق شهدا به تمام زنان ما حیا و عفت فاطمی بده

و به تمام مردان ما غیرت حیدری


عذاب زن بد حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

يكي از دوستان شيخ رجبعلي خياط مي گويد:در منزل جناب شيخ بوديم،هنگام بيرون آمدن از در حياط، ابتدا ايشان خارج شد و من هم به دنبال ايشان بودم. زني آنجا مي گذشت،با مانتويي عنابي و آرايش آنچناني، با موهايي كه از پشت آويزان بود.

جناب شيخ به من گفت: ببين! اما ببين گفتن ايشان خيلي معنا داشت ، و چنين به من فهماند كه وقتي من به كسي يا چيزي نگاه مي كنم ، آن تصوري كه تو از نگاه كردن و و ديدن من در ذهن داري نيست.

وقتي نگاه كردم ديدم زمين مانند مس گداخته است،و همان زن بدون پوشش ايستاده است و از هر تار مويش آثار ناپاكي شهوت(ماده شهواني)مي ريزدو شعله ور مي شود(گر مي گيرد)مانند قطرات بنزين كه بر روي آتش بريزد.

وقتي چنين صحنه اي را ديدم، جناب شيخ به من گفت: روح آن زن را به اندازه آدم واجب الجهنم عذاب مي كنند.

(ستارگان سپهر سلوك ص100)


فیلم موبایلی از یك دختر كه پسری را تكان داد!!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

با چند دختر جوان رابطه خیابانی داشتم و آنها را با وعده های دروغین خام كرده بودم. من همیشه نصیحت های مادرم را به مسخره می گرفتم و می گفتم مرا به حال خود بگذارید تا روزهای خوش جوانی ام را سپری كنم و ...! اما راست می گویند كه دست روی دست بسیار است چون با موضوعی روبه رو شدم كه فهمیدم پاكی و عفت بهترین و گران بهاترین گوهر وجود آدمی است.

به گزارش مشرق به نقل از روزنامه خراسان، پسر جوان در دایره اجتماعی كلانتری جهاد مشهد گفت: سرتان را به درد نیاورم من و ۲ تن از دوستانم با پول تو جیبی كه در اختیار داشتیم هر روز در خیابان ها به دنبال دختران و زنان بزك كرده ای راه می افتادیم كه درصدد بودند جیب هایمان را خالی كنند.

حدود ۲ هفته قبل، یكی از دوستانم با آب و تاب برایم تعریف كرد كه با دختری باكلاس آشنا شده است و ارتباط زیادی باهم دارند. دوستم با این حرف ها مرا نیز وسوسه كرد تا از آن دختر خانم سوءاستفاده كنم. او یك روز با آن دختر قرار گذاشت و مرا نیز در ویلای پدرش مخفی كرد. طبق نقشه ای كه در سر داشتیم قرار بود وقتی آن دختر جوان به داخل باغ آمد من نیز ...!

پسر جوان نفس عمیقی كشید و با حالتی تأسف بار افزود: داخل باغ منتظر دختر خانم بودیم كه دوستم گوشی تلفن همراه خود را روشن كرد و گفت: از ارتباط خود با آن دختر فیلمبرداری كرده است. در این لحظه با لبخندی گوشی را از دست او قاپیدم تا آن تصویر كثیف را ببینم؛ اما وقتی دقیق نگاه كردم، متوجه شدم آن دختر جوان خواهر خودم است كه ...! كنترل خودم را از دست دادم و بدون آن كه چیزی بگویم با دوستم درگیر شدم.

من او را حسابی كتك زدم. دوستم نیز مقاومت می كرد و با میله ای كه در دست داشت آن چنان ضربه ای به بدنم زد كه استخوان دستم خرد شد و دچار مشكل جدی شدم. الان دست راستم از كار افتاده است و حس و حركتی ندارد.

پسر جوان قطرات اشك را از روی صورتش پاك كرد و گفت: حالا می فهمم دخترانی كه طعمه هوس های شیطانی من شده اند خانواده دارند و بی احترامی به ناموس مردم یعنی زیرپا گذاشتن ناموس خود آدم! من از تمام جوان ها خواهش می كنم غیرت داشته باشند و ایام جوانی خود را با گناه و معصیت آلوده و سیاه نكنند.


حیای چشم
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در تفسیر روح البیان نقل شده است :

سه برادر در شهری زندگی می کردند ؛ برادر بزرگتر 10 سال روی مناره ی مسجدی اذان می گفت و پس از 10 سال از دنیا رفت . برادر دوم نیز چند سال این وظیفه را ادامه داد تا عمر او هم به پایان رسید .

به برادر سوم گفتند : این منصب را قبول کن و نگذار صدای اذان از مناره قطع شود . اما او قبول نمی کرد . گفتند : مقدار زیادی پول به تو می دهیم ! گفت : صد برابرش را هم بدهید ، حاضر نمی شوم . پرسیدند : مگر اذان گفتن بد است ؟ گفت : نه ؛ ولی در مناره حاضر نیستم اذان بگویم . علت را پرسیدند ، گفت : این مناره جایی است که دو برادرم را بی ایمان از دنیا برد ؛ چون در ساعت آخر عمر برادر بزرگم بالای سرش بودم و خواستم سوره ی «یس» بخوانم تا آسان جان دهد ، مرا از این کار نهی می کرد .

برادر دومم نیز با همین حالت از دنیا رفت . برای یافتن علت این مشکل ، خداوند به من عنایتی کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود . گفتم : تو را رها نمی کنم تا بدانم چرا شما دو نفر بی ایمان مُردید !

گفت : زمانی که به مناره می رفتیم ، به ناموس مردم نگاه می کردیم ؛ این مسأله فکر و دلمان را به خود مشغول می کرد و از خدا غافل می شدیم ؛ برای همین عمل شوم ، بدعاقبت و بدبخت شدیم

بدحجابي، ريشه ها و راهكارها
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
باتوجه به تعريف حجاب به عنوان يكي از اصول و ارزش هاي اسلامي و انساني و تعيين حدود و چارچوب آن در منابع قرآني و اسلامي مفهوم بدحجابي نيز به روشني مشخص خواهد شد. منظور از حجاب، همان پوشش اسلامي به معناي پوشانيدن تمامي بدن و برجستگي هاي آن به جز گردي صورت و دست ها از مچ به پايين، توام با رفتار و گفتاري است كه منجر به خودنمايي و جلب نظر نامحرم نگردد.

11-1 – بيكاري آشكار و پنهان

بيكاري به عنوان يكي از بزرگترين بيماري هاي عصر زندگي شهري و ماشيني به شمار مي آيد. امروزه غالب كشورهاي جهان به ويژه در حال گذار در تب بيكاري مي سوزند.
تحقيقات انجام شده نشان مي دهند كه بيكاري به خصوص براي مدت طولاني تأثيري بسيار مخرب بر شخصيت و روحيات بيكاران مي گذارد. تقريباً 59 درصد بيكاران دچار عوارضي از قبيل افسردگي، احساس بيهودگي و بطالت مي شوند. اين رقم سه برابر مشابه براي افراد شاغل مي باشد. بي شك عوارض فوق زمينه ي مساعدي را توسعه و گسترش اعتياد، سرقت، خودكشي، سرگرمي هاي مبتذل نظير ولگردي، ارتباط و اختلاط گروه هاي غير همجنس، خودآرايي و خودنمايي جهت پوشانيدن احساس حقارت و بيهودگي،‌ به وجود مي آورد.
افزون بر تجربيات به دست آمده روايات متعددي اين قاعده مسلم را تأييد مي نمايند كه به يك نمونه اكتفا مي شود:
پيامبر اكرم (ص) تأكيد مي فرمايند:
«
بيشتر مردم درباره ي دو خصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند: يكي در مورد سلامت و صحّت و آن ديگري در امر فراغت و بيكاري»
بازشناسي عوامل بيكاري و ارايه ي راه هاي مقابله با آن نيازمند تحقيقات و مطالعات كارشناسانه ي دقيق و علمي بوده و از فلسفه ي وجودي اين نوشتار خارج مي باشد، ليكن آنچه مسلم است وابسته و مونتاژ بودن بخشي از صنايع كشور، عدم پيوستگي و همسويي نظام آموزشي كشور با بازار كار، عوارض اقتصادي ناشي از جنگ 8 ساله قدرت هاي استعماري عليه ايران، محاصره ي اقتصادي، غارت اموال عمومي توسط وابستگان به رژيم پهلوي در كوران انقلاب، كم تجربگي و ندانم كاريهاي مسئولان در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب ، مهاجرت روستائيان به شهرها، رشد بي رويه ي جمعيت، مهاجرت اتباع كشورهاي همسايه در طول جنگ هاي مرزي كشورمان، فقدان استراتژي مشخص اقتصادي در كشور در مقاطعي از سال هاي گذشته، رشد دلالي و واسطه گري و بالارفتن درآمدهاي ناشي از فعاليت هاي فاسد اقتصادي، پرسود بودن فعاليت هاي خدماتي در مقايسه با فعاليت هاي توليدي و ده ها مورد و محور ديگر از جمله عوامل اصلي رشد و گسترش بيكاري به شمار مي آيد. بيكاري نيز موجب فراهم آمدن زمينه هاي ناهنجاري هاي اجتماعي، بزهكاري، لااباليگري، اختلالات روحي و رواني و مفاسد ناشي از آن نظير احساس حقارت، خودنمايي، خودآرايي و بدحجابي در سطوح مختلف جامعه مي شود. فعاليت سازنده و الگويي كه خانواده و اطرافيان از كار مي دهند از جمله مهمترين عوامل غلبه بر بيكاري است. كار بايد به صورت فرهنگي از شكل لوكس و پشت ميزنشيني به فعاليت اجتماعي تبديل شود.
عدم هماهنگي لازم بين رشد جمعيت و رشد ساير شئون اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي باعث بروز و گسترش ناهنجاري هاي مختلف از جمله بيكاري، تورّم، شكاف نسلي، چالش هاي فرهنگي و ساير مفاسد اخلاقي و رفتاري نظير خودآرايي و بدحجاي در طول سال هاي گذشته گرديده است. كه با اهتمام متوليان تربيتي مي تواند ابزار توسعه كشور شود.

13/1 –
فعاليت انحرافي اقليت هاي مذهبي

اصولاً برخي از اقليت هاي مذهبي به خصوص مسيحيان و يهوديان، اولاً از نظر فرهنگي و مذهبي با اروپاييان احساس همبستگي بيشتري داشته اند و ثانياً نفوذ و رسوخ فرهنگ و ارزش هاي غربي را به كشور به سود خود دانسته و گمان مي كنند بدين ترتيب پناهگاهي در برابر فشار اكثريت مسلمان به دست مي آورند. از اين رو اقليت ها (البته نه همه ي آن ها) به صورت عوامل غرب در ايران درآمده اند و نقش بارزي در توسعه و گسترش مظاهر و نمودهاي فاسد اروپا و آمريكا ايفا مي كنند . بنا به گزارش هايي از مراجع قضايي و انتظامي تهران، اين اقليت ها به طور گسترده اي در توليد و توزيع مشروبات الكلي و تشكيل مجالس مشترك زنانه و مردانه و احياي مراسم سنتي و جذب جوانان ناآگاه توسط دختران دست داشته اند. عدم رعايت حجاب اسلامي و كم توجهي به معيارهاي شرعي و اخلاقي در ايجاد رابطه با گروههاي غير هم جنس از ديگر آثار فعاليت هاي انحرافي اقليت هاي مذهبي است كه دربازشناسي عوامل ايجاد و گسترش مسأله ي بدحجابي و ناهنجاري هاي اجتماعي مورد غفلت قرار گرفته است كه مي بايست حفظ حرمت حق شهروندي ايشان مورد تذكر قرار گيرد.

15-1 –
حاشيه نشيني

حاشيه نشيني كه خود معلول گسترش شكاف طبقاتي ، رشد بي رويه ي شهر نشيني و مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ مي باشد از جهات متعددي موجب شيوع بزهكاري ها، انحرافات اجتماعي و عوارض ناشي از آن ها مي شود.
مطالعات جامعه شناختي و روانشناختي فراواني راجع به اين مسأله ي اجتماعي صورت گرفته است كه در اين جا امكان و نياز پرداختن به آن ها نيست. حاشيه نشيني شرايط يا عالمي برزخ گونه را براي افراد حاشيه نشين از نظر اجتماعي و فرهنگي به وجود مي آورد كه افراد در چالشي فرساينده و تعارضات متعدد اخلاقي، رفتاري و رواني قرار مي گيرند. زندگي گروه و طبقات مختلف با فرهنگ ها و نگرش هاي متعارض و متضاد نوعي خلاء فرهنگي و آشفتگي رفتاري را در اين مناطق كه اغلب متصل به كلان شهرها مي باشد، به وجود مي آورد. بديهي است اين امر نيز ناهنجاري هاي گوناگون از جمله فساد و بدحجابي و روابط ناسالم گروههاي غير همجنس را در زندگي شهري ايجاد مي كند .

16-1-
تبعيض جنسيتي، عقده حقارت

آدمي در مقايسه خود با ديگران ممكن است پاره اي از صفات و امتيازات ذاتي و اكتسابي خود را كمتر از آنچه آنان دارند، احساس كند. اين احساس در حد طبيعي خود نه تنها مضر نيست، بلكه مفيد است، زيرا محرك ميل بزرگ شدن و كمال طلبي به منزله ي نيرويي است كه آدمي را به حركت در مي آورد و به سوي كمال رهبري مي كند،‌ به اين معني كه آدمي به هنگام مقايسه خود با شخص برتر از خود، امكان دارد به نقايص و كاستي هاي خود پي برده، درصدد رفع نقايص و تكميل معلومات و مهارت خويش برآيد.
اين احساس ممكن است صورت مزمن، شديد و ناخودآگاه به خود گيرد و در وجود آدمي به صورت بيماري جانگزا مستقر شود، در اين صورت ديگر سخن از احساس طبيعي كمتري يا خود كم بيني ناشي از مقايسه ي آگاهانه با ديگري مطرح نيست، بلكه پاي بيماري هولناكي در ميان است و آن «عقده ي حقارت» است كه مبتلاي بدان خود را ديگر آگاهانه با كسي مقايسه نمي كند.
تبليغات و تلقينات كاذب استعمار و معرفي زن به عنوان وسيله اي براي هوسراني حيوان مصرف كننده، موجودي ناتوان و ابزار كسب و درآمد سرمايه داران و سودجويان ... موجب تحقير و تحميق زنان و به دنبال آن بروز عقدة حقارت و حس خودكم بيني آنان در قرن حاضر شده است.
علاوه بر جريان استعمار و روشنفكران به اصطلاح طرفدار آزادي زن جريان هاي متحجر و واپس گرا نيز با محدود كردن زن و كنيز تلقي كردن وي باعث تحميل احساس حقارت و خودكم بيني در بين زنان مي شوند.
اين تبعيض جنسيتي در جامعه نيز كم و بيش ديده مي شود. توزيع ناعادلانه ساز و كارهاي نرم افزاري و سخت افزاري در حوزه ي مسايل تفريحي، رفاهي، آموزشي ، حقوقي، اجتماعي و هنري و ... از نمادهاي بارز اين تبعيض جنسيتي به شمار مي آيد. همه اين ها ( به اضافه ي ضعف ايمان و ناآگاهي در بين گروهي از جامعه ي بانوان) موجب شده است تا بسياري از زنان جنس خود را مادون جنس مرد پنداشته و به طور عجيبي دچار بيماري عقده خود كم بيني شوند.
عكس العمل اكثر زنان در مقابل اين اهانت مستمر، غالباً يك نوع عصيان است كه به ناكامي منجر مي گردد. احساس اين حقارت زنانه سبب شده است تا عده اي از زنان و دختران با حرص و ولع هر چه تمامتر براي تحصيل حقوق پايمال شده خويش، جوياي تساوي مطلق با مرد و يا بهتر بگوييم به دنبال مردگونه شدن، باشند! يعني با پوشيدن لباس هاي مردان، تقليد صداي مردانه و حركات و رفتار مردانه ! اين نارسايي روحي را تا اندازه اي جبران نمايند!
اصولاً زني كه در جامعه به مدارج ترقي و تعالي و كمالات و زيبايي هاي فكري و معنوي رسيده باشد، ديگر بعيد است كه با پوشيدن لباس ها و زينت هاي مختلف، زيبايي هاي تن را به نمايش بگذارد. زيرا در اين جا معرف شخصيت او لباس، كيف و كفش نيست ، بلكه كمالات روحي و معنوي است.
روان شناسان و جامعه شناسان نيز به اين واقعيت مهر تاييد زده و اذعان داشته اند: «زنان و مرداني كه در تعويض لباس و انتخاب رنگ هاي متنوع مبالغه و وسواس دارند، جز «جبران» يك نقيصه ي ذاتي كار ديگري نمي كنند. افراط در لباس پوشيدن هم، نظير افراط در حرف زدن نوعي مبالغه و زياده روي است و زياده روي هم شكل منحرف و «پي گم كرده اي» از احساس حقارت است.
زني كه مورد توجه مردان نباشد مي كوشد تا با پوشيدن لباس ها و زينت هاي مختلف جبران نازيبايي خود را كرده و احياناً توجه ديگران را از نقايص صوري خويش منحرف سازد. اين عمل درست شبيه رفتار طفلي است كه مي خواهد با داد و فرياد توجه دايه يا والدين را به خود جلب كند.
و يا برخي از مردان براي فرار از احساس خود كم بيني و براي جبران كمبودهاي معنوي و ضعف فكري خود ، ميزان ثروت و دارايي خود و يا لباس، زيبا و زيور و زينت همسران خود را به رخ ديگران مي كشند.
بدين معني كه در پارتي هاي شبانه و محافل خصوصي و عمومي ! و در كوچه و خيابان سعي مي كنند تا درجه ي شكوه و جلال و ابهت خود را با نوع آرايش و لباسي كه همسرش به تن دارد به ديگران بفهمانند! و در واقع زن را به عنوان وسايل و ابزار تجلي زندگي تلقي مي نمايند و همانطور كه سعي مي كنند با نوع اتومبيل، خانه، كفش و كلاه خودنمايي كنند، با به نمايش گذاردن زن خود و لباس و زيورآلاتي كه از گوش و گردنش آويزان است نيز اهميت و ارزش خود را به ديگران بفهمانند.
شهيد بزرگوار مرتضي مطهري در مورد اين گونه مردان مي گويد: «كساني كه احساس غيرت در وجودشان ناتوان است از اين كه همسران آن ها مورد استفاده هاي ديگران قرار بگيرند رنج نمي برند و احياناً لذت مي برند و از چنين كارهايي دفاع مي كنند» .
ناگفته پيداست كه سخت گيري پدران و مادران و محبت نكردن به فرزندان نيز در شيوع بيماري
خود كم بيني و عقده حقارت جوانان به ويژه دختران نقش مهمي ايفا مي كند. كسي كه در محيط سرد و
بي عاطفه پرورش يافته و از محبت پدر و مادر محروم مانده باشد، در خود احساس حقارت، كمبود و محروميت مي كند و براي هر نوع آلودگي و انحراف آمادگي دارد.

17-1 –
صدور دستورالعمل ها و هشدارها

يكي از عوامل عمده تشديد و گسترش مفاسد اجتماعي از جمله بدحجابي در جامعه كنوني صدور اعلاميه ها، اطلاعيه ها و هشدارهاي مكرر و تكراري (بدون پشتوانه ي عملي) از سوي دست اندركاران و متصديان امور، درباره ي مقابله با مظاهر فساد و بدحجابي و تنبيه و توبيخ عوامل ترويج و اشاعه ي منكرات مي باشد، چرا كه اين امر از سويي موجب بي اعتمادي و بي اعتنايي و يا حداقل موجب دلسردي مردم به ويژه نسل جوان نسبت به عملكرد مسئولين (در اين رابطه) و از سوي ديگر موجب گستاخي، جسارت و جرات بيش از پيش مروّجان بي بند و باري و بي حجابي مي شود. بجاست كه در اين جا به گوشه هايي از مفاد بعضي از بخشنامه ها و دستورالعمل ها و اطلاعيه هاي صادره از سوي مراجع ذي ربط اشاره كنيم تا شايد از كثرت و تعدد آن ها كاسته و لااقل برخي از آن ها را به مرحله اجرا درآورند.
وزارت كشور در تاريخ 31 تير 63 اطلاعيه اي اعلام مي دارد كه: «به زنان بي حجاب اخطار مي شود كه رعايت عفت عمومي جامعه اسلامي و عواطف مذهبي امّت شهيد پرور و هميشه در صحنه را بكنند، كه در صورت تخلّف با آن ها برخورد قانوني خواهد شد».
حدود يك سال بعد روزنامه جمهوري اسلامي تاريخ 5 خرداد 64 چنين مي خوانيم: «دادستان عمومي تهران دستور بازداشت افراد بدحجاب را به كليه ي مأمورين انتظامي صادر كرد».
اين دستور زماني صادر شد كه حدود دو سال قبل يعني در تاريخ 12 آذر 62 سخنگوي شوراي عالي قضايي گفته بود: «براي جلوگيري از منكرات و فحشاي علني در سطح تهران يك شعبه ي دادگاه كيفري در اوين تشكيل و قاضي شرع آن نيز تعيين شده و افراد گشت ستاد مبارزه با منكرات در مناطق مختلف تهران به طور منظم تردد مي كنند و در صورت مشاهده امر خلاف شرع و تظاهر به منكرات طبق موازين اسلامي اقدام مي كنند و متخلفين در آن شعبه دادگاه محاكمه و كيفر خواهند ديد». بدون اين كه تهديدها و هشدارها تأثيري در عملكرد عوامل فساد و بي حجابي در جامعه داشته باشد...
دو سال بعد (4 تير 64) وزير كشور خطاب به عاملين فساد و بي حجابي اخطار كرد: «افرادي كه به اعمال كثيف خود در رابطه با فساد و فحشا و منكرات ادامه دهند از كليه ي منافع و مصالح در نظر گرفته شده براي عموم مردم از جمله استخدام در ادارات و مراكز دولتي محروم خواهند شد.»!
...
و حدود چهار سال بعد (درتاريخ 22 فروردين 68) در روزنامه جمهوري اسلامي چنين مي خوانيم: «شوراي عالي قضايي خواستار برخورد فعال نيروهاي اجرايي و انتظامي با بدحجابي شد
رياست قوه قضائيه نيز در تاريخ 24 شهريور 68 در خطبه هاي نماز جمعه، خواستار برخورد جدي وزارت كشور با بدحجابي و مفاسد اجتماعي مي شود.
و چند سال بعد(12/3/75) وزير كشور تصريح مي كند: «طرح مبارزه با بدحجابي به زودي در تهران اجرا مي شود».
بعد از چند سال (27/5/80) فرمانده نيروي انتظامي مي گويد: «از فردا! نيروي انتظامي با خطا و فساد و بدحجابي در واحدهاي صنفي و اماكن عمومي برخورد مي كند
حدود سه سال بعد (7/4/83) رئيس مجلس عزم مجلس براي برخورد جدّي با مفاسد اجتماعي و بدحجابي را به اطلاع عموم مي رساند. يك سال بعد نماينده ي تهران در مجلس : «ارايه تسهيلات براي اجراي مصوبه مد و لباس به زودي معضل بدحجابي را رفع مي كند.» (9/5/84)
باگذر و نظري به خيابان ها و اماكن عمومي (به خصوص در مناطق مرفه نشين شهرها) به خوبي در مي يابيم كه اين گونه طرح ها ، هشدار و بخشنامه هاي مكرر و تكراري و بعضاً سست و بي پايه نه تنها در اصلاح و پاكسازي عرصه هاي مختلف اجتماع از مظاهر فساد و بدحجابي، توسعه و گسترش حجاب اسلامي تأثيري نداشته، بلكه به نوعي موجبات گستاخي و جرات عوامل فساد و بدحجابي را فراهم ساخته است. لذا فعالان فرهنگي است كه تا حد امكان از برخوردهاي جنجالي و مستقيم با اين امر پرهيز نمايند.

2 –
عوامل برون مرزي

فعاليت ناسالم عواملي كه بانيان آن ها در خارج از مرزهاي كشورمان قرار دارند، ضمن همسويي و همصدايي با عوامل آلوده ي داخلي و نيز با سوء استفاده از زمينه ها، حساسيت و كاستي هاي موجود در عرصه هاي مختلف كشورمان، نقش عمده اي را در بروز گسترش فساد و بدحجابي در كشورمان داشته و دارند.
برشمردن تمامي عوامل مورد نظر، خود كتابي مستقل و مفصل خواهد شد، امّا آنچه در اين جا مي توان مورد توجه و تامل قرار داد بدين قرار مي باشد:

1-2-
رسانه هاي جمعي بيگانه

با توجه به خاستگاه اصلي رسانه هاي مدرن ارتباط جمعي نظير تلويزيون، سينما، اينترنت و ماهواره و مركز تجميع ساز و كارهاي مادي و غير مادي توليد و توزيع محصولات رسانه اي كه در آمريكا و اروپا واقع شده است، لذا بديهي است كه جهت گيري و محتواي پيام هاي اين رسانه ها نيز در بستر تامين و تضمين منافع و مطامع كاخ نشينان مغرب زمين تنظيم و ترسيم شود.
براساس تحقيقات به عمل آمده امروزه بيش از 75 درصد اخبار، فيلم ها ،‌برنامه ها و گزارش هاي، رسانه هاي گروهي كشورهاي جهان سوم از فيلترهاي تبليغي و فرهنگي گردانندگان اصلي رسانه هاي دنياي غرب كاپيتاليسم عبور مي كنند.
هم اكنون مقدار ارسال توليدات رسانه هاي گروهي مذكور به كشورهاي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين كه تقريباً دو سوم جمعيت جهان را در خود جاي داده اند، 100 برابر بيشتر از مقداري مي باشد كه در جهت عكس يعني از اين كشورها به جهان سرمايه داري جريان دارد.
براساس همين تحقيقات نياز دستگاه هاي تبليغاتي ايران قبل از انقلاب اسلامي (به ميزان صد درصد) از طريق مراكز وابسته به وسايل ارتباطي بيگانه تأمين مي گرديد و به جرأت مي توان ادعا نمود كه بخش مهمي از موفقيت ها و پيشرفت هاي رژيم سابق در مورد گسترش غربزدگي و ليبراليزه نمودن فرهنگ آن دوران و به دنبال آن اشاعه ي فساد و بي بند و باري و بي عفتي و بي حجابي مرهون سرمايه گذاري هاي گسترده‌ي رسانه هاي جمعي غرب به ويژه آمريكا بود.
وسايل ارتباط جمعي بيگانه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طور چشمگيري بر حجم، بودجه و امكانات تبليغاتي افزودند و با شيوه ها و شگردهاي مختلف از تحريف اخبار و رويدادها و تنظيم و ارسال گزارش هاي به اصطلاح مستند گرفته تا پخش فيلم ها و برنامه هاي سراسر ابتذال با چاشني برهنگي و ارتباط نامشروع زنان و مردان و استفاده ي ابزاري و تبليغاتي از جاذبه هاي زنانه در پي توسعه و رونق بازار اقتصادي خود و همصدا نمودن توده هاي مردم به ويژه نسل جوان برآمدند.
فرآيند فساد انگيز فوق بعد از توسعه ي پرشتاب رايانه و رسانه هاي الكترونيكي، به ويژه اينترنت و ماهواره، اوضاع و شرايط خاصي را در جامعه ي جوان، ايجاد نموده است كه عادي شدن روابط ناسالم بين گروهي از زنان و مردان ضعيف النفس، شكسته شدن قبح خود آرايي هاي افراطي و رواج رو به تزايد بدحجابي به تقليد از برنامه ها و فيلم هاي توليدي رسانه هاي مذكور از جمله آن هاست.

2-2 –
سفارتخانه هاي دول خارجي

سفارتخانه هاي كشورهاي بيگانه به خصوص كشورهاي استعمارگر، از ديرباز يكي از روزنه هاي نفوذ و گسترش فرهنگ بيگانه به كشورمان بوده است.
تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، سفرا، ديپلمات ها و مستشرقين (باهمنوايي و همياري رژيم پهلوي) با ابزار و شيوه هاي مختلف به اشاعه ي فساد و فرهنگ مغرب زمين مي پرداختند.
اگر چه بعد از پيروزي انقلاب از اقدامات علني آنان جلوگيري به عمل آمد لكن به طور پنهان و حساب شده اي از طريق برگزاري مجالس خوشگذراني و مراسم رقص و مشروبخواري و دعوت از خوانندگان و هنرپيشه ها و نيز زنان و مردان غرب زده، تهيه و تكثير فيلم ها و عكس هاي مبتذل در توسعه فرهنگ عرياني و بي حجابي نقش بسيار پررنگي را داشته اند كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد.

3-2 –
تلاش تشكيلاتي احزاب و باندهاي وابسته

امروزه،‌ حتي سران گروه ها و احزاب وابسته به محافل و مجامع غربي (نظير خاندان پهلوي،‌ سلطنت طلب ها و ...) نيز به اين واقعيت دست يافته اند كه در ساختار كنوني كشورمان، گرايش هاي گروهكي (در زمينه هاي سياسي و ايدئولوژيكي) جاذبه خود را از دست داده است، از همين رو بيشترين سعي و تلاش خود را از طريق ترويج فرهنگ بيگانه، اشاعه ي ليبراليسم فرهنگي و نسبي گرايي اخلاقي و تضعيف باورها و انگيزه هاي مذهبي به ويژه تا‌ييد و تأمين نيازهاي كاذب غريزه جنسي و نيز تبليغ روابط آزاد زنان و مردان و عادي شدن خودآرايي و بدحجابي به كار بسته اند.
بخش قابل توجهي از فيلم ها، عكس ها، مجلات، كتب و توليد و پخش برنامه ها و گزارش هاي ماهواره اي و اينترنتي تنها بخشي از فعاليت هاي اين گروه ها و باندهاي به اصطلاح سياسي مي باشد.

4-2 –
توريسم

اگر چه صنعت توريسم مي تواند يكي از منابع درآمد سرشار ملي در كشور به شمار آيد و دستگاههاي ذيربط همواره درصدد احيا و ابقاي اين صنعت در جهت رونق فرهنگ و اقتصاد كشورمان مي باشند، امّا بي ترديد در صورت عدم كنترل و هدايت صحيح آن در اشاعه ي فرهنگ بيگانه و تضعيف ارزش ها و هنجارهاي ملي و مذهبي نيز تاثير فوق العاده اي خواهد داشت.
اغلب فوريت ها به اختلافات و حتي تضادهاي فرهنگي با كشور ميزبان (از جمله كشورما) مشكلات و معضلات عديده اي را به وجود مي آورند.
پوشش و آرايش، آداب معاشرت آن ها بعضاً مورد تقليد و الگوبرداري برخي از افراد و طبقات ناآگاه و خودباخته قرار مي گيرد.
بنابراين در بازشناسي ريشه هاي بدحجابي و خودآرايي و روابط آزاد زنان و مردان در كشورمان مسأله ي توريسم و صنعت گردشگري نيز مي بايست مورد مطالعه و بررسي دقيق قرار گيرد تا در ارايه ي راه هاي برون رفت از مشكل مورد نظر دچار سطحي نگري و غفلت نگرديم.

5-2 –
مستشاران

مستشاران خارجي همواره جزو عوامل و مجاري عمده ي نفوذ و گسترش فرهنگ بيگانه و ايجاد وابستگي كشورهاي جهان سوم به جهان غرب بوده اند.
اينان كه به عنوان نمايندگان و سفيران كشورهاي صنعتي، به شمار مي آيند به دليل برخورداري از تخصص و اطلاعات پيچيده علمي و صنعتي اغلب از موضع قدرت و تسلّط و آقايي با ملت ها و دولت هاي ميزبان برخورد نموده و لذا نقش عمده را در تحقير و تحميق ملل جهان و نيز تعميق و توسعه ي سياست هاي استعماري داشته اند.
مستشاران كه همراه افراد خانواده بعضاً تا ده ها نفر وارد كشور ميزبان مي شوند علاوه بر اداره و مديريت بخش هاي وسيعي از مراكز و نهادهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي در صورت عدم كنترل و هدايت صحيح حضور آنان در كشور به جهت برخورداري از فرهنگ ها و باورهاي متفاوت با مردم كشور ميزبان چالش ها و تهديدهاي فرساينده اي را در حوزه ي مسايل فرهنگي، اخلاقي و اجتماعي در بين مردم ايجاد مي كنند كه الگودهي ليبراليز نمودن فرهنگ بومي و به دنبال آن اشاعه ي روابط ناسالم بين زنان و مردان، تشكيل مجالس لهو و لعب و توزيع فيلم ها و مجلات و عكس ها و مشروبات الكلي و ترويج خودآرايي و بدحجابي تنها بخشي از آثار حضور ناسالم عده اي از آنان در كشور مي باشد.

6-2 –
جهاني شدن يا جهاني سازي

جهاني شدن (به عنوان پروسه) و جهاني سازي (به عنوان پروژه) از جمله پديده هاي عصر رسانه هاي الكترونيك و انفجار اطلاعات و يا به عبارتي فرآيند مدرنيته به شمار مي آيند.
جهاني شدن، فرآيندي است كه بر اساس مقتضيات شتاب آلود توسعه يافتگي يك بعدي (اقتصادي) در جهان در حال تحقق است.
اين پديده جهاني اگر چه پيآمدها و آثار بسيار مفيد و مهمّي از جمله رفاه، توزيع گسترده اطلاعات، بهداشت، توسعه تكنولوژي ، صنعت و اقتصاد را براي جهانيان به ارمغان آورده، اما به دلايل مختلف از جمله تلاش نظام ليبرال سرمايه داري غرب و مغزهاي وابسته به تراست و كارتل هاي بزرگ جهان سعي نموده اند با كنترل و هدايت پروسه ي جهاني شدن و تبديل آن به پروژه ي جهاني سازي آسيب ها و بحران هاي فراواني را در ذهن و زندگي جوامع بشري به ويژه جوامع غير اروپايي تزريق و تحميل نمايند.
طراحان و مجريان اين پروژه ي آمريكايي - اروپايي به منظور سيطره ي كامل بر منابع مادي و غيرمادي، به طرق مختلف از جمله تبليغات گسترده ي الكترونيكي، ‌تولبيد و توزيع كتب، نشريات، فيم ها، CD ها، به خدمت گرفتن متخصصان، روشنفكران و متفكران لائيك و بومي در پي ايجاد و تثبيت فرهنگ واحد جهاني (فرهنگ غربي) در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين بر آمده اند.
براي دست يابي به اهداف مذكور يكي از ساده ترين و كم هزينه ترين شيوه ها استفاده از نيازهاي غريزي و جنسي و تا‌مين و تاييد مطالبات كاذب زنان و مردان جوان به ويژه در حوزه روابط بين گروه هاي غير همجنس، خودآرايي، خودنمايي وبي حجابي مي باشد.
اگر چه مردم و انديشه ورزان مسلمان و متدين ما بشدت در برابر پروژه مذكور مقاومت نموده و حتي بسياري از ملت ها، قوميت ها، متفكران، روشنفكران و جوانان كشورهاي جهان را تحت تاثير آموزه ها و آرمان هاي انساني، الهي خود قرار داده اند امّا كم نيستند گروه ها و طبقاتي كه آلوده به ويروس ها و ميكروب هاي فساد ساز و فرصت سوز پروژه جهاني سازي شده و در دام پردانه ي ليبراليسم فرهنگي و پلوراليسم اخلاقي (نسبي گرايي) فرو غلتيده اند.
بخش مهمي از آداب و عادات رايج و طرز لباس پوشيدن و آرايش و معاشرت زنان و مردان در بين لايه هايي از طبقات مختلف اجتماعي كشورمان مولود ومحصول پروژه ي مذكور مي باشد كه نيازمند اطلاع رساني و برائت از ايشان مي باشد.


دو حکایت خواندنی درباره ی عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

دو حکایت خواندنی درباره ی عفاف

 

روزی زلیخا با یوسف خلوت کرد و از فرصت به دست آمده استفاده نمود. روبه یوسف کرد و گفت: سرت را بلند کن و به من نگاهی کن...

 


دو حکایت خواندنی درباره ی عفاف

روزی زلیخا با یوسف خلوت کرد و از فرصت به دست آمده استفاده نمود. روبه یوسف کرد و گفت: سرت را بلند کن و به من نگاهی کن.
یوسف گفت: می ترسم هیولای کور و نابینایی بر دیدگانم سایه افکند.
- زلیخا: به به! چه چشم های شهلا و زیبایی داری!
- یوسف: همین دیدگان من در خانه ی قبر، نخستین عضوی هستند که متلاشی شده و روی صورتم می ریزند.
- زلیخا: چه قدر بوی خوشی داری!
- یوسف: اگر سه روز بعد از مرگ من بوی مرا استشمام نمایی، از من فرار می کنی.
- زلیخا: چرا نزدیک من نمی آیی؟
- یوسف: چون می خواهم به قرب خداوند نایل شوم.
- زلیخا: گام بر روی فرش های پر بها و حریر من بگذار و خواسته مرا برآور.
- یوسف: می ترسم بهره ام در بهشت از من گرفته شود.
وقتی که زلیخا استقامت و پاک دامنی یوسف را دید و یقین کرد که تسلیم هوس های او نمی شود، از راه تهدید وارد شد و به یوسف گفت: حالا که چنین است تو را به شکنجه گران زندان می سپارم... یوسف با کمال نیرو گفت: باکی نیست، خدا یاور من است.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: همراه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم، دیدیم پیامبر به شدت گریه می کنند. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت، چرا گریه می کنی؟ فرمودند: ای علی! در شب معراج زنانی را در عذاب های گوناگون دیدم، از این رو گریه می کنم. از جمله فرمودند:





حضرت زهرا (سلام الله علیها) عرض کردند: ای حبیب و نور چشمم! به من بگو عمل آن زن ها در دنیا چه بود که این گونه مجازات می شدند.
- زنی که به مویش آویزان شده بود و مغز سرش از گرما می جوشید، به خاطر آن بود که در دنیا موی سرش را از نامحرمان نمی پوشاند.
- زنی که به دوپایش آویزان بود، به خاطر آن بود که در دنیا بدون اجازه ی شوهرش از خانه بیرون رفت.
- زنی که گوشت بدنش را می خورد، به خاطر آن بود که در دنیا اندام خود را برای نامحرمان آرایش می کرد.
- زنی که با قیچی ها گوشت بدنش را می برید، به خاطر آن بود که او در دنیا خودفروشی می کرد و خود را برای کام جویی عیّاشان در معرض تماشای آن ها می گذاشت.
- زنی که صورت و بدنش می سوخت و روده های خود را می خورد، به خاطر آن بود که بین زن و مرد نامحرم رابطه ی نامشروع برقرار می نمود و در این جهت دلاّلی می کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در پایان فرمودند: «وَیل لامرأۀٍ اَغضَبَت زوجَها و طوبی لامرأۀٍ رضی عنها زوجُها؛ وای بر زنی که شوهرش را خشمگین کند و خوشا به حال زنی که شوهرش از او خشنود باشد». (1)
1. زنی را دیدم که به مویش آویزان است و مغز سرش از شدّت گرما می جوشد. 2. و زنی را دیدم که به دو پایش آویزان شده است. 3. و زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد. 4. و زنی را دیدم که با قیچی ها گوشت بدن خود را بریده بریده می کرد. 5. و زنی را دیدم که صورت و بدنش می سوخت و او روده های خود را می خورد.

پی نوشت:

1. اقتباس از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 10 و بحارالانوار، ج 103، ص 246 – 245 و کتاب پوشش زن در اسلام، ص 53 – 52.


پند مرد عارف به جوان تازه داماد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
در یکی از روزهای گرم جوانی که تازه ازدواج کرده بود خود را به نزد عارفی رساند و به او چنین گفت:
من از راه دوری آمده ام تا از شما سوالی ببرسم که مدتی است ذهنم را مشغول کرده است.
عارف گفت سوالت را ببرس, اگر جوابش را بدانم از تو دریغ نخواهم کرد.

مرد گفت: من مدتی است که ازدواج کرده ام و از زندگی ام راضی هستم و دوست ندارم با اشتباهاتم این زندگی را از دست بدهم. اما شنیده ام که اگر من به زنان دیگر نگاه کنم میل خود را به همسرم از دست خواهم داد.آیا این سخن حقیقت دارد؟ چطور چنین چیزی ممکن است ممکن است؟
عارف مدتی تفکر کرد و سپس از مرد پرسید: اگر من ظرفی از شربت به تو بدهم حال تو چگونه خواهد بود؟
مرد گفت : مطمئنا با کمال میل خواهم پذیرفت.
عارف بار دیگر پرسید: اگر قبل از آن ده ظرف آب نوشیده باشی حالت چگونه خواهد بود؟
مرد لبخندی زد و گفت: دیگر میل زیادی به آن شربت نخواهم داشت.
عارف گفت: جواب سوال تو هم همین طور است. اگر تو به زنان دیگر نگاه نکرده و از آنها چشم پوشی کنی میل زیادی به زندگی خود خواهی داشت. اما در صورتی که به آنان نگاه کنی, اگر همسرت بهتر از آنان هم باشد, دیگر از زندگی ات مانند قبل لذت نخواهی برد.

جوان بوالهوس
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

مفضل بن بشیر می گوید : همراه قافله ای به سفر حج می رفتیم . در راه به قبیله ای از اعراب چادرنشین رسیدیم .

ضمن بحث و گفت و گو درباره ی آن قبیله ، شخصی گفت : در این قبیله ، زنی است که در زیبایی و جمال ، نظیر ندارد و  در معالجه و درمان مارگزیدگی ، مهارتی عجیب دارد .

ما به فکر افتادیم که آن زن را از نزدیک ببینیم و برای دیدن آن زن زیبا ، بهانه ای جز معالجه ی مارگزیدگی ، وجود نداشت .

جوانی از همراهان ما که از شنیدن اوصاف آن زن ، فریفته ی جمال وی شده بود ، تکه چوبی از روی زمین برداشت و پای خود را با چوب به اندازه ای خراشید که خون آلود شد . سپس به عنوان درمان زخم مار ، به خانه ی آن زن رفتیم و او را از زیبایی ، مانند خورشید ؛ درخشان دیدیم .

آن جوان ، خراش پای خود را نشان داد و گفت : این اثر نیش ماری است که ساعتی پیش ، مرا گزیده است و اکنون می خواهم که آن را مداوا کنی .

زن زیباروی ، نگاهی به خراش پای جوان انداخت و پس از معاینه گفت : این زخم مار نیست ؛ ولی از چیزی که به ادرار مار آلوده بوده ، خراش برداشته و این آلودگی ، بدن را مسموم کرده و علاج پذیر نیست و من این طور تشخیص می دهم که تا چند ساعت دیگر خواهی مُرد .

جوان هوسران که از دیدن طبیب ماهروی ، خود را باخته و همه چیز را فراموش کرده بود ، ناگهان به خود آمد و تازه متوجه شد که در راه یک فکر شیطانی ، چگونه جان خویش را در معرض خطر مرگ قرار داده است ؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود .

سرانجام وقتی خورشید به میان آسمان رسید ، جوان بوالهوس بر اثر مسمومیتی که از ناحیه ی آن چوب آلوده ، پیدا کرده بود ، دیده از جهان فروبست و قربانی نگاه هوس آلود خود شد .


بدحجابی، ریشه هاو راهکارها (بخش دوم)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

ه – ساختار آموزشی ضوابط و قوانین کاذب
سیستم آموزش و پرورش نقش مؤثری در تربیت دانش آموزان مدارس به عهده دارد. برای مثال کم اهمیت جلوه دادن اخلاق، افکار و رفتار دانش آموز و صرفاً درج یک نمره ی انضباط در کارنامه موجب گردیده است تا برخی از دانش آموزان نسبت به موازین اخلاقی – انضباطی بی توجه و بی تفاوت شوند و به عبارتی دیگر هیچگونه تفاوت و امتیازی بین دانش آموز مقیّد و وظیفه شناس و دانش آموز لاقید و بی بند و بار (به جز در چند نمره ی انضباط) وجود نداشته باشد. نداشتن کارنامه ی انضباطی که نشانگر وضعیت اخلاقی و رفتار دانش آموز باشد، ارزش و اهمیت پرورش را نسبت به آموزش ( در محیط مدارس) پایین آورده و در واقع (در سیستم آموزش و پرورش ما) کسب مدارک و در نتیجه غصب منصب، مهم تر و با ارزش تر از تربیت و تزکیه و رعایت شئونات دینی و اخلاقی شناخته شده است. ضمناً کمبود امکانات و فضای ورزش و بازی و سرگرمی سالم و نیز توزیع ناعادلانه ی ‌امکانات مذکور در سطح مدارس کشور، هم چنین عدم تنوع در شیوه ی تدریس متون درسی (به ویژه دروس علوم انسانی)، عدم ارتباط مستمر و منظم والدین دانش آموزان با مسئولین مدارس و خلاصه نفوذ (هر چند معدود) معلمان و مربیان بی تفاوت! نسبت به ارزش های دینی از جمله پوشش اسلامی در مدارس نیز از عوامل بروز و گسترش آلودگی های اخلاقی و بدحجابی در بین دانش آموزان به شمار می آید که به جهت اختصار از توضیح آن ها خودداری می شود.
و – مربیان تربیتی
امور تربیتی، ‌یکی از نهادهای اصیل و مقدس انقلاب اسلامی است که در دوران حساس و سرنوشت ساز انقلاب به همّت شهید رجایی و شهید باهنر به وجود آمده و تثبیت شد. امور تربیتی در تحکیم و تعمیق ارزش های اسلامی و انقلابی و مبارزه و طرد گروهک های ملحد و منافق (خصوصاً در اوان انقلاب) و هم چنین در ایجاد کلاس های آموزشی فوق برنامه، اردوها و مراسم مختلف سیاسی، عقیدتی، اخلاقی و ... در سطح مدارس نقش بسیار فعال و موثری را به عهده داشته است.
مربیان امور تربیتی که از نیروهای آگاه، جوان و حزب اللهی تشکیل شده بودند با انزجار و تنفر شدید، کلیه آثار و مظاهر طاغوتی و فاسد به جای مانده از رژیم سابق را از صحنه ی مقدس مدارس زدوده، تمامی تبلیغات و تلقینات گروه های سیاسی و ضد انقلاب را خنثی نمودند. در آن زمان مشخص گردید که برای هر 250 دانش آموز یک مربی امور تربیتی ضرورت دارد تا کار فرهنگی عظیمی را شروع کنند، به همین منظور 12000 ردیف استخدامی به امور تربیتی اختصاص داده شد و از سوی دانشسراهای تربیت معلم در رشته ی پرورشی مخصوص امور تربیتی،‌آموزش مربیان امور تربیتی را به عنوان اصلی ترین و جدی ترین مسأله مورد توجه قرار دادند. اما متاسفانه بعد از شهید باهنر و پس از حل مسأله گروهک ها و طرد عناصر فاسد و طاغوتی، ‌مربیان امور تربیتی مورد بی توجهی و بی مهری برخی از مسئولین قرار گرفتند و حتی عده ای اذعان داشتند: «امور تربیتی فلسفه ی وجودیش را از دست داده و دیگر نیازی به حضور آن ها در مدارس نیست» ! لذا بودجه امور تربیتی از یک دویست و پنجاهم به یک سیصدو هفتاد و پنجم تنزل کرد. 3500 نفر از نیروهای آن سرگردان شده، بیش از 10000 ردیف استخدامی از آن حذف و دروس تعلیمات دینی در مقاطع ابتدایی از مربیان گرفته شد و ... بدیهی است این گونه برخوردها پیامدهای شوم فراوانی داشته است که از آن جمله ظهور و حضور (دوباره) آشکار و پنهان عناصر فاسد و لاقید و فرصت طلب در محیط مدارس و در نتیجه بروز و گسترش فساد، بی بند و باری، بی حجابی و ... در میان برخی از دانش آموزان مدارس بود (که با گذر و نظر بر برخی از مدارس شمال شهر تهران آشکارا از کم و کیف آن مطلع می شویم).
ز – کتب درسی
حدود 12 سال از عمر دانش آموزان در مدارس و مطالعه و به خاطر سپاری متون درسی سپری
می شود. بدیهی است کاستی ها و ضعف های موجود در کتب درسی مدارس نقش مخرب فوق العاده ای را در ذهن و زندگی دانش آموزان خواهد داشت. در این اجمال به همین مقدار اکتفا می شود که کتب درسی مدارس دارای اشکالات ذیل می باشد:
1. عدم انطباق آن ها با استعداد، نیازها و مطالبات دانش آموزان و نیز ناهماهنگی با نظام فرهنگی و اجتماعی و اقتضائات بومی.
2. تحمیلی و اجباری تلقی نمودن دروس و اکتفا به سپردن آن ها به حافظه و گرفتن نمره ی قبولی و عدم نیاز جدی به دانستن مطالب کتاب های درسی از سوی دانش آموزان.
3. تغییرات مستمر و سلیقه ای در متون درسی
www.zibaweb.com
4. بی توجهی یا کم توجهی به مطالب، تصاویر و آموزه های متون درسی در حوزه ی مربوط به حجاب و پوشش اسلامی و تعریف و تعیین چارچوب و نحوه ی ارتباط با گروههای غیر هم جنس.
5. با یک بررسی اجمالی در کتاب های درسی مدارس در طول سال های بعد از انقلاب این واقعیت تلخ آشکارتر خواهد شد که اکثر تصاویر مربوط به زنان و دختران با حجاب، نازیبا و ناشیانه ترسیم شده و حجاب مانع آزادی، فعالیت و تحرک دختران می شود. در متون و تصاویر زنان و دختران با حجاب اغلب به کارهای سطحی و غیر پویا و مردان به کارهای کلیدی، عمیق و حیاتی مشغول بوده و حضوری درجه دوم و حاشیه ای در مسایل مهم اجتماعی به عهده دارند، به طور مثال در درس «انقلاب اسلامی» (کتاب فارسی اول دبستان) در تصویری که در رابطه با تظاهرات هفدهم شهریور ترسیم شده، هیچ زن یا دختری حضور ندارد، و فقط مردان تظاهر کننده را نشان می دهد.
هیچ تصویری از زنان با حجاب در انجام فعالیت های علمی و تخصصی چون پزشکی و مهندسی و ... دیده نمی شود. در کتاب های درسی (دوره ابتدایی) اثری از تصاویر زنان ادیب، دانشمند، فقیه و عالم ایرانی و حتی غیر ایرانی نیست. لذا دبیران در حاشیه ی تدریس و فعالان فرهنگ با ارایه ی الگوی عینی از زن مسلمان امروز می توانند در رفع این نقیصه فعالیت نمایند.
این فضای ارزشی حاکم بر تصاویر کتاب های درسی رویکرد دانش آموزان نسبت به زن و حجاب و پوشش اسلامی را به شدت تضعیف نموده و به بهترین و مؤثرترین شیوه (غیر مستقیم) علیه حجاب و زن مسلمان تبلیغ می کند و عدم ارتباط هدفمند و مناسب بین اولیا و مربیان در جهت ایجاد همسویی و انطباق روش هایی در زمینه های مختلف رفتاری و تربیتی به ویژه مسأله ی حجاب و ارتباط با گروه های غیر همجنس بر فرهنگ حجاب تأثیر گذار است.
3-3-1 – دانشگاه ها
بعد از خانه و مدرسه، دانشگاه به عنوان علمی ترین نهاد اجتماعی در فرآیند هویت یابی و رشد شخصیت فکری و فرهنگی و اعتقادی نسل جوان از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.
امروزه یکی از عوامل مهم انحطاط و انحراف مردم اکثر کشورهای تحت سلطه وابستگی و فساد حاکم بر سیستم دانشگاهی این کشورها می باشد. دانشگاه ها از اولین مراکز پرورش فرهنگ ضد اسلامی، ضد اخلاقی و مادیگری بوده اند. استعمارگران همواره حکام و سلاطین مزدور و متخصصین و کارشناسان وابسته ی محلی خود را از میان تحصیلکرده های دانشگاه ها انتخاب می کنند.
رژیم منحط پهلوی نیز در همین راستا با مساعدت و هدایت آمریکا و اروپا با اعزام دانشجویان به کشورهای غربی به ویژه آمریکا، و گماردن استادان فاسد و غربزده، تشکیل کلاس های مختلط و القای اندیشه و تفکرات غربی در بین دانشجویان و تهیه ی متون درسی از کتب و منابع کشورهای امپریالیستی ... سعی در زدایش ارزش ها و موازین اسلامی و انقلابی از سطوح مؤسسات فرهنگی و دانشگاه ها داشته، و در این زمینه موفقیت های چشمگیری نیز کسب کرده بود.
در یک نگاه اجمالی دانشگاه بر طرز زندگی، ‌طرز لباس پوشیدن و سخن گفتن و ... تأثیر می گذارد. اگر چه بسیاری از دانشگاهیان به دلیل تربیت خانوادگی و تعلقات دینی محکم و پایدار نه تنها تحت تاثیر شرایط خاص دانشگاه قرار نمی گیرند بلکه دیگران را تحت تاثیر رفتار و اخلاق خود قرار می دهند. عوامل مؤثر دانشگاهی اعم از مثبت و منفی:
الف – عالمانه تر بودن محیط دانشگاه در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی.
ب – وابستگی متون درسی (حتی در رشته های علوم انسانی) به منابع برون مرزی و تدریس و تبلیغ غیر مستقیم آموزه های فرهنگ و رویکرد سکولاریستی و اومانیستی مغرب زمین در بین نسل دانشگاهی و به دنبال آن فراهم آمدن زمینه های فکری و علمی تغییرات عمده در زمینه های رفتار، گفتار، پوشش و آرایش و روابط با گروه های غیر هم جنس، یکی دیگر از دلایل تأثیرپذیری شدید جوانان از دانشگاه می باشد.
ج – اختلاط دختران و پسران جوان در محیط کلاس، فضای آموزشی، مساعد بودن فضا و فرصت برای به منصه ظهور رسیدن خصوصیات روانی و رفتاری نسل جوان به ویژه در حوزه ی ارتباطات و تعاملات با گروه غیر هم جنس و خودنمایی و خودآرایی و استفاده از تن پوش هایی که باعث جلب نظر و نگاه دیگران شود.
د – عدم نظارت صحیح و سامان یافته بر رفتار و زندگی دانشجویان از سوی پدر و مادر و افراد تأثیرگذار و احساس استقلال و عدم نیاز به نصایح و پندهای بزرگان از سوی دانشجویان جوان.
ه –تجميع جوانانی با آداب و رسوم و گرایش های خاص فکری، فرهنگی و بومی از قومیت ها و فرهنگ ها و حتی مليت های مختلف در یک مکان (دانشگاه و خوابگاه) و بروز تکثر و تعدد و تعارض در رویکردها و قرائت های مختلف دینی، اخلاقی و در نتیجه رشد نسبی گرایی فرهنگی در بین لایه های مختلف دانشجویی.
این امر در سست شدن باورهای دینی و تغییرات عمده در گرایش های اخلاقی و طرز پوشش و آرایش و کنش دانشگاهیان تأثیرات فوق العاده ای خواهد داشت.
و – دانشگاه تقریباً آخرین حلقه ای است که دانشجویان دختر و پسر را با نهادهای اجتماعی بزرگتر یعنی ادارات ،‌موسسات و مراکز عمده ی تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور مرتبط می سازد. به همین دلیل خروجی دانشگاه (فرآیند فوق) نقش بسیار مهمی را در طرز زندگی، طرز لباس پوشیدن، سخن گفتن و ارتباطات اجتماعی افراد جامعه خواهد داشت.
ز – دسترسی آسان و کم هزینه دانشجویان به رسانه های الکترونیک (ماهواره، اینترنت) و نیز مجلات و کتب برون مرزی یکی دیگر از عوامل تشدید کننده ی تغییرات فکری، فرهنگی و رفتاری نسل دانشجو می باشد.
لازم به توضیح نیست که اختلاط آزاد زن و مرد، عدم پای بندی به اخلاق و قواعد دینی و پوشش اسلامی از جمله آموزه هایی است که تقریباً در تمامی تولیدات رسانه ای ارسالی از مغرب زمین وجود دارد.
ح – سرمایه گذاری کلان احزاب، گروه ها و جریان های فاسد، به منظور نهادینه سازی رویکرد ماتریالیستی و مصرف گرایانه در بین دانشجویان به منظور استفاده ی ابزاری از نسل جوان دانشجو برای تأمین و تضمین منافع مادی خود.
تحقق برنامه های شوم جریان های مذکور در گرو ایجاد تغییرات عمده و غیر دینی در رفتار و افکار و طرز لباس پوشیدن و آرایش کردن نسل دانشگاهی (به طوری که با فرهنگ منحط و مصرفی همسو و همسان گردد) می باشد.
ط – فقر و نیاز مالی گروهی از دانشجویان و رفاه بیش از حد گروهی دیگر باعث گسترش روحیه ی محرومیت و نیازمندی در عده ای و در نتیجه روی آوردن به امور فساد ساز از یک سو و به وجود آمدن روحیه و نگرش خود برتر بینی و مستکبرانه در عده ای دیگر از دانشجویان از سوی دیگر خود به خود زمینه های فساد، بی بند و باری و بدحجابی و ارتباطات ناسالم بعضی از دختران و پسران دانشجو می شود که در بازشناسی عوامل آسیب زا در محیط دانشگاهی نباید مورد غفلت قرار گیرد.
ی – دفاع غلط و افراطی از ارزش ها و مقدسات دینی و انقلابی و عملکرد ضعیف و نادرست. برخی از دانشگاهیان ارزشی نیز در ایجاد و گسترش افکار و رفتار غیر ارزشی و بی توجهی گروهی از دانشجویان به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و رعایت شئون اسلامی (در روابط و تعاملات اجتماعی) نقش گسترده و مخربی را در سال های بعد از پیروزی انقلاب به عهده داشته اند.
در یک جمع بندی مفهومی می بینیم که دانشگاه ها چنان که امام راحل (ره) فرمودند منشاء فساد و صلاح جامعه اند؛ در این بازار علمی جوانان خود را در کنار آماده سازی برای کنکور می بایست نسبت به خطرات فرهنگ دانشگاه آگاه نماییم و ذهنیت تقدیس از علم گرایی محض را بزداییم تا او جهت اصلاح خود و جامعه وارد دانشگاه گردد.

4-3-1 – رسانه های ارتباط جمعی
– که در جای دیگر به توضیح آن خواهیم پرداخت و همین مطلب را بیان می داریم که زنان به دلایل گوناگون وقت زیادی را صرف بهره گیری از رسانه ها همچون تلوزیون و سینما می نمایند که توجه به آثار ناخودآگاه فرهنگ آن می بایست مورد تذکر قرار گیرد.
عدم شناخت فلسفه ی وجودی و کار ویژه های تلویزیون و استفاده ی نادرست ( به جای تریبون و منبر خطابه و سخنرانی) از آن ضمن به هدر دادن سرمایه ی کلان این رسانه ی پر هزینه، زمینه های بی توجهی و بی اعتنایی مخاطبان نسبت به آموزه های حاصل از تلویزیون و شرطی شدن منفی آنان در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم می سازد. همچنین در بسیاری از موارد از تلویزیون به جای رادیو استفاده می شود در حالیکه کارکرد رادیو با سخنرانی و خطابه بیشتر هماهنگ می باشد تا تلویزیون که همه ی این موارد نیز قابل توجه است و تذکر به اشکالات فرهنگ آن به کل اعتماد ملی صدمه وارد نسازد.

الف -تلويزيون:
تلويزيون درواقع مجموعه‌اي از سينما، راديو، كتاب و مطبوعات است كه به راحتي در اكثر خانه‌ها، هتل‌ها، هواپيماها،ترمينال ها، قطارها، اتوبوس‌هاي بين شهري و حتي اتومبيل‌هاي سواري جاي گرفته است.
امروزه در مطالعات آسيب‌شناسانه به منظور بازشناسي علل و عوامل كاهش يا افزايش ناهنجاري‌هاي اجتماعي و فرهنگي نمي‌توان كارهاي ويژه‌ي صداوسيما و تأثيرگذاري آن‌ها در ذهن و زندگي مردم را ناديده انگاشت. چراكه راديو و بخصوص تلويزيون از طريق آموزش مفاهيم فرهنگي و اعتقادي و ترسيم و معرفي مصاديق بارز اسوه‌ها و الگوهاي مثبت و منفي و تبليغ و ترويج مصرف كالاها و محصولات داخلي يا خارجي و نهادينه‌سازي هنجارهاي مذموم يا ممدوح و حتي در تغيير ذوق و ذائقه‌ي مخاطبان از تأثيرگذاري كاملاً استثنايي برخوردار است.
در اين ميان زنان و دختران به دليل گذراندن اوقات فراغت بيشتري پاي تماشاي تلويزيون، بيش از مردان تحت تأثير آموزه‌ها و القائات اين رسانه‌ها قرار مي‌گيرند.
طبق مطالعات به عمل آمده اين واقعيت آشكارتر شده است كه بخش مهمي از آداب و عادات، نوع كالاهاي مصرفي، مدل لباس، آرايش و حتي اصطلاحات و عبارات مورد استفاده از سوي زنان و مردان جوان به شدت تحت تأثير تبليغات و تعليمات صداوسيما مي‌باشد.
به همين دليل هيچ دولت و ملتي نمي‌تواند (در عصر رسانه‌ها) بدون اتكاء به اقتدار اين رسانه‌ها در تكامل يا تنزل فرهنگي، اجتماعي مردم تأثيرگذار باشد.
در جامعه‌ي جوان ما (كه از انعطاف بيشتري در برابر رسانه‌ها برخوردار است) براي شناخت ريشه‌ي بسياري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي و كمرنگ شدن ارزش‌هاي اسلامي و نيز شكسته شدن قبح بدحجابي مي‌بايست به مطالعه و بررسي عملكرد صداوسيما پرداخت، اگرچه پيشرفت‌هاي كمي و كيفي قابل تحسين و مهم صداوسيما در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب قابل انكار نيست، اما متأسفانه كاستي‌ها و ضعف‌هاي عده‌اي در فرآيند عملكرد تلويزيون ملاحظه مي‌شود كه بدون بازكاوي و رفع آن‌ها نمي‌توان شاهد كاهش آسيب‌هاي اجتماعي علي‌الخصوص مسأله‌ي بدحجابي و روابط نامناسب گروهي از زنان و مردان در جامعه بود. لذا ذيلاً عمده‌ترين اشكالات و كاستي‌هاي موجود در رسانه‌ي ملي كه در رشد و افزايش فساد و بدحجابي در جامعه دخالت دارند را مرور مي‌كنيم:
1- ماهيت ايدئولوژيك و آرماني انقلاب اسلامي باعث گرديده است تا متوليان سيما در طول سال‌هاي انقلاب اسلامي در استفاده از الگوهاي ارائه شده از سوي ليبرال سرمايه‌داري غرب و سوسياليسم شرق جانب احتياط و حتي مقابله را برگزيده و در توليد و توزيع محصولات خود مستقل عمل نموده و به توانايي‌هاي خود اكتفا نموده‌اند.
علاوه بر محدوديت فوق كم‌تجربگي و ندانم‌كاري‌هاي مديران و دست‌اندركاران توليد و توزيع برنامه‌هاي سيما موجب فراهم آمدن زمينه‌هاي افزايش معضلات متعدد در فرآيند فعاليت صداوسيما گرديده است.
روي آوردن گروهي از مخاطبان سيما به رسانه‌هاي غربي و در نتيجه سست شدن اعتقادات آنان به ارزش‌هاي ديني از جمله حجاب و پوشش اسلامي از جمله آثار و عوارض ناخوشايند معضل مذكور بود.
2- دفاع غلط و بعضاً متعصبانه وغيرعالمانه از اصول و اسوه‌ها و الگوهاي اسلامي و اخلاقي از يك‌سو و مقابله و نفي ناشيانه (و نه نقد عالمانه) فرهنگ و ارزش‌هاي بيگانه از سويي ديگر نيز در رشد و گسترش فساد و بدحجابي و ناهنجاري‌هاي اجتماعي نقش مؤثري را به عهده داشت.
به عنوان مثال: تكرار سوژه‌هاي منفي از روستاييان ساده، صادق و بي‌ريا به عنوان افراد ساده‌لوح، نادان و بي‌سواد و بي‌نزاكت تحت عنوان دهاتي و يا دادن نقش‌هاي منفي (نظير همسر معتاد، فضول، سخن‌چين، خرافاتي، بي‌سواد، بداخلاق و ...) به زنان باحجاب و برعكس ارائه‌ي الگوهاي برتر در قامت زنان بدحجاب اما متخصص، محقق، پزشك، مهندس، داروساز و ... يكي از بهترين و مؤثرترين شيوه‌هاي تبليغي (نامحسوس و تأثيرگذار) عليه حجاب و پوشش اسلامي زنان مسلمان و اشاعه‌ي بدحجابي در سطوح مختلف جامعه مي‌باشد.
به عبارت روشن‌تر اين شيوه‌ي تبليغ رسانه‌ي ملي اين نگرش را در بين مخاطبان آسيب‌پذير نهادينه مي‌كند كه: اصول، ارزش‌ها و حجاب اسلامي، تداعي‌كننده‌ي خرافات، بي‌سوادي، اعتياد، عقب ‌ماندگي بوده و رفاه، تكنولوژي، پيشرفت و ترقي و علم و دانش با حفظ حجاب اسلامي و رعايت شؤونات ديني به طور كامل در تعارض مي‌باشد.
3- با تغيير دولت‌ها و جابجايي احزاب، ميزان بهره‌برداري جناحي و حزبي از رسانه‌ي ملي و تغيير و تحريف و تحليل اخبار و رويدادها و واقعيت‌هاي موجود جامعه در جهت تأمين منافع و مطامع باندها و جناح‌هاي صاحب قدرت و ناديده گرفتن نيازها و مطالبات مخاطبان صداوسيما افزايش يافته و در نتيجه بسياري از مخاطبان اعتماد خود را نسبت به جايگاه و صداقت مديران رسانه‌ي ملي از دست داده و به رسانه‌هاي پرنفوذ بين‌المللي روي مي‌آورند. حاصل اين معضل چيزي نيست جز اشاعه‌ي فرهنگ بيگانه با همه‌ي آثار و عوارض تلخ آن از جمله شكسته شدن قبح بدحجابي و شايع شدن مدها، آرايش‌هاي مضحك، اختلاط زنان و مردان در معابر و اماكن عمومي.
4- محدود كردن سخنرانان، انديشه‌ورزان و صاحب‌نظران فرهنگي، ديني و سياسي و اجتماعي به چند چهره‌ي سرشناس و تكراري، يكي ديگر از عوامل تأثيرگذار در فرآيند كمرنگ شدن باورهاي ديني و فرهنگي مردم و محروم شدن مردم از درك نقطه‌نظرات كارشناسان لايق و باكفايت در حوزه‌ي مسايل مهم از جمله مسأله‌ي حجاب و ارتباطات اجتماعي بين زنان و مردان جوان بوده است.
5- عدم شناخت فلسفه‌ي وجودي و كار ويژه‌هاي تلويزيون و استفاده‌ي نادرست (به جاي تريبون و منبر خطابه و سخنراني) از آن ضمن به هدر دادن سرمايه‌ي كلان اين رسانه‌ي پر هزينه،‌زمينه‌هاي بي‌توجهي و بي‌اعتنايي مخاطبان نسبت به آموزه‌هاي حاصل از تلويزيون و شرطي شدن منفي آن در برابر پند و اندرز و موعظه را فراهم مي‌سازد. هم‌چنين در بسياري از موارد از تلويزيون به جاي راديو استفاده مي‌شود در حالي‌كه كاركرد راديو با سخنراني و خطابه بيشتر هماهنگ مي‌باشد تا تلويزيون.

ب – سینما 
بحث در مورد مسایل مربوط به سینما بسیار است اما در این جا به این مقدار اکتفا می شود که: سینمای بعد از انقلاب به رغم تحولات و دگرگونی های مفید و لازم، به ویژه در دهه ی اول انقلاب (به لحاظ کیفی) در سال های بعد از جنگ به خصوص در دهه ی 80 به افول گراییده است.
با نگاهی اجمالی و مقایسه ای به فیلم های سینمایی مربوط به سال های دهه 60 تا سال های دهه 80 این واقعیت به خوبی آشکار خواهد شد که پوشش و حجاب زنان در دهه های فوق الذکر به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
در اکثر فیلم های سینمایی دهه ی 60 زنان از حجاب و پوشش کامل تر و ساده تری برخوردار بوده، از زیورآلات، آرایش های غلیظ، تن پوش های عجیب و غریب و لوازم لوکس و غیر ضروری در زندگی آنان کمتر دیده می شد.
در حالی که در فیلم های تولید شده در سال های دهه 80 موارد بسیار کمتر دیده می شود که زنان با حجاب و بدون استفاده از آرایش های جلب کننده نظر و نگاه نامحرم ایفای نقش کنند. بدیهی است فرآیند فوق در شکسته شدن قبح گرایش به بدحجابی، آرایش های غلیظ و عادی شدن ارتباطات نامناسب بین زنان ومردان در سطوح مختلف جامعه تأثیر غیر قابل انکاری داشته و دارد که بهره مندی از این رسانه را نیز تأمل انگیز می نماید.
مطبوعات از طریق چاپ و انتشار اخبار، داستان های دنباله دار و رویدادهای گوناگون و نیز معرفی کتاب ها، فیلم های سینمایی، مصاحبه با افراد و اشخاص علمی، فرهنگی، هنری، تحلیل علل و راه های مقابله با ناهنجاری های اجتماعی و نقد و بررسی کارشناسانه و برون داد فعالیت های قهرمانان مثبت و منفی در
حوزه های مختلف زندگی و ده ها مورد و محور دیگر می تواند در تعیین و ترسیم رویکرد فرهنگی، اجتماعی‌ مردم به ویژه اقشار باسواد سهم بسیار وسیع و گسترده ای داشته باشد.
مطبوعات کشورمان اگر چه در سال های طولانی (قریب به سه دهه گذشته) نقش عمده ای در رشد و بالندگی فکری و فرهنگی مخاطبان خود داشته اند، امّا نباید فراموش کرد که بنا به دلایل ذیل به نوعی در رشد ناهنجاریهای اجتماعی از جمله شکسته شدن قبح بدحجابی و گرایشات لایه هایی از نسل جوان به سطحی نگری، رفاه طلبی، خودآرایی و خودنمایی و خرید و مصرف رقابت آمیز کیف، کفش ، لباس، لوازم آرایش در جهت جلب توجه جنس مخالف و روابط و اختلاط زن و مرد نیز تأثیرگذار بوده اند.

ج- مطبوعات

در عرصه ی مطبوعات آسیب هایی وارد است:
1 – سیاست زدگی مطبوعات (به دلیل غیبت احزاب از عرصه فعالیت های سالم و هدفمند) و حاشیه ای تلقی شدن رسالت اصلی (فکری، فرهنگی، هدایتی) آن ها و در نتیجه فرو غلتیدن در دام و دامن احزاب و باندهای مختلف سیاسی و اقتصادی به منظور به دست آوردن قدرت و ثروت بیشتر.
فرآیند بیمار فوق (در برخی مطبوعات) بنیه ی فرهنگی، علمی، ادبی و معرفتی و معنوی مخاطبان را تضعیف نموده و مسایل و موضوعات سطحی و مقطعی و زودگذر را در نگاه خوانندگان مطبوعات افزایش داده است.
2 – ابهامات قانونی و حقوقی در حوزه ی فعالیت های مطبوعاتی باعث گردیده برخی از متولیان و گردانندگان مطبوعات آگاهانه و یا ناآگاهانه با درج مطالبی با گرایش های لیبرالیستی در حوزه ی فرهنگ، اخلاق و معاشرت زنان و مردان به نوعی بر دامنه ی ناهنجاری های اجتماعی، مفاسد اخلاقی و بدحجابی و بی عفتی بیفزایند. در طول سال های بعد از انقلاب کم نبوده اند مجلات و نشریاتی که به دلیل ابهام در مواد مصوب قانون مطبوعات و چالش های فرساینده در این خصوص با چاپ و انتشار رمان ها و داستان های دنباله دار و گزارش های و مقالات و استفاده ی ابزاری از جذابیت های زنانه در تبلیغ کالاهای مصرفی و به دنبال آن رواج اختلاط زنان و مردان و روابط ناسالم دختران و پسران و گسترش بدحجابی و خودنمایی و خودآرایی در سطح جامعه تلاش نموده اند.
در موارد متعددی شاهد چاپ مقالاتی در خصوص اعتیاد، طلاق، بی سوادی، فقر، فساد، افسردگی و اضطراب، ... در برخی مطبوعات بوده ایم که به عنوان زینت صفحه تصویر زنی با چادر و حجاب اسلامی به چاپ رسیده است.
به عبارتی هر کجا (در مطبوعات مورد نظر) فساد، تباهی، فقر و بی سوادی وطلاق و افسردگی هست قامت یک زن مسلمان محجبه هم دیده می شود. (بهترین و مؤثرترین شیوه ی تبلیغ علیه حجاب اسلامی).
با توجه به بالا رفتن سطح سواد زنان جامعه تأثیرگذاری مطبوعات نیز بیشتر شده است.
کتاب، نقاشی، موسیقی، تئاتر، پوسترهای تبلیغاتی و ... از رسانه های تأثیرگذار و مهمی می باشند که تبیین آسیب شناسانه عملکرد آن ها در طول سال های گذشته خود کتابی مستقل و مفصل خواهد شد. چون ممکن است نوشتار حاضر به تفصیل گراید، لذا از طرح و تشریح نقش این رسانه ها در توسعه ی فرهنگ و اخلاق پلورالیستی و اشاعه ی خودآرایی و خودنمایی و بدحجابی خودداری می شود. امید است در جای دیگر مورد بحث و تأمل لازم قرار گیرد لاکن از کانون توجه فعالان فرهنگ نبایست مغفول واقع گردد.
4-1 – روشنفکران
اگر چه لایه های بسیار وسیعی از روشنفکران همواره در خدمت رشد وکمال و بالندگی افراد جامعه بوده و در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقش هدایتی، مدیریتی مفیدی را به عهده داشته اند، اما نباید از فعالیت شمار اندکی از روشنفکران مرعوب و مترجم فرهنگ فرنگ که به عنوان کارگران فکری غرب ماتریالیست به شمار می آیند غفلت ورزید.
این گروه از روشنفکران به دلیل کپی برداری از قرائت لیبرالیستی روشنفکری سکولار بعد از رنسانس در اروپا، خود آگاه و ناخودآگاه در پی به حاشیه راندن دین، مسجد، روحانیت و به دنبال آن ها حذف اصول و مقدمات دینی و اخلاقی و از جمله حجاب و پوشش اسلامی از ذهن و زندگی مردم به ویژه نسل جوان بوده است.
این افراد بیش از آن که بر علم، صنعت و تکنولوژی غرب تکیه داشته باشند ، برمد، لباس و طرز رفتار، پندار و باورهای غربیان تأکید داشته اند و چنان وانمود می کردند که چاره ی رفع واماندگی شرق، شستشوی کامل شخصیت و تخلیه ی خود از محتوای فرهنگ، تاریخ و دین خویش و پر کردن آن با فرآورده های فکری و عقیدتی غرب است.
به طور مثال میرزا ملکم خان که بارزترین چهره ی روشنفکران غربزده در دوران مشروطه محسوب می شد، چنین اعتراف می کند: «در اروپا که بودم ... طرحی ریختم که عقل و سیاست مغرب را با خرد و دیانت مشرق به هم آمیزم ... از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه ی دین عرضه داشتم» و در جای دیگر می گوید: «در اخذ اصول تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری حق نداریم در صدد اختراع باشیم بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم و در جمیع صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی محتاج سرمشق (از غرب) بوده و هستیم» و یا تقی زاده می گوید: «من اولین نارنجک تسلیم در برابر غرب را چهل سال پیش بی پروا انداختم»
برخی از هجویات و تراوش های ذهنی نویسندگان و شعرای غربزده نسبت به حجاب و زنان محجبه که در جلد سوم کتاب با ارزش «آیین بهزیستی در اسلام» نوشته دکتر احمد صبور اردوبادی نیز به آن اشاره هایی شده است، گوشه ای از تلاش فرهنگی و هنری! این مغزهای علیل و مریض را بیش از پیش افشا می کند.
ابوالقاسم لاهوتی شعر معروف خود درباره ی زن را تحت عنوان «دختر ایران» در سال 1918 میلادی در اسلامبول به زبان فارسی در هجو حجاب سروده است.
گرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اغلب شاعران، ادیبان، نویسندگان و روشنفکران فاسد و طاغوتی به دامن اربابان امپریالیستی خود پناه برده اند و همچون گذشته از برکه ی آلوده و متعفن آنان ارتزاق می کنند، لیکن نباید از نفوذ و فعالیت (هرچند محدود) بازماندگان و برخی از این به اصطلاح روشنفکران، در حیطه ی شعر و ادب و هنر و ... غفلت نمود.
5-1 – معیشت کارگزاران
بدون شک، کردار و طرز تفکر و زندگی کارگزاران به ویژه مدیران و مسئولانی که ردای تبلیغ به تن دارند، به دلیل موقعیت و مقام خاصی که در جامعه دارند، به منزله ی معیار خوبی و بدی رفتار افراد جامعه و زندگی فردی و اجتماعی محسوب می گردد. به عبارتی مردم آیینه ای را می مانند که سلوک کارگزاران به ویژه روحانیان را در خود منعکس می کنند، یکی از موارد بارز و آشکار تقلید همین جاست و از این روزنه است که اخلاق منحط و یا مترقی به جامعه راه می یابد و نبض آن را در اختیار می گیرد.
مردم شیوه ی زندگی مسئولین و زمامدارانشان را بشدت زیر نظر داشته و نوع مسکن، ‌مرکب، خوراک و پوشش آنان را به عنوان الگو و مدل در زندگی خود تلقی می کنند.
در هر جامعه هنگام مطالعه و ارزیابی وضع فرهنگ و آداب و عادات مردم، رفتار و افکار و معیشت مسئولان و مدیران کشور را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند. چرا که نه تنها با تجمیع تجارب بشر بلکه بر اساس آیات و روایات متعدد اسلامی بسیاری از مردم با رهبران و پیشوایان خود وارد بهشت یا جهنم می شوند.
در روایتی از امیرالمومنین علی (ع) چنین آمده است: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم»
«شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر است از شباهت آنان به پدرانشان»
این قاعده مبتنی بر تجربه و وحی در حکومت های دینی از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و اکثر مردم طرز زندگی و تعامل و معیشت مسئولان را(به خصوص اگر لباس تبلیغ دین را نیز بر تن داشته باشند) به عنوان مصادیق بارز زندگی و معیشت اسلامی تلقی نموده و رفتار و افکار خود را بر این اساس شکل می دهند. بدیهی است زندگی اشرافی و غیر دینی مسئولان زمینه های گسترش فساد، تباهی و آثار و مظاهر بی عفتی و بی بند و باری در جامعه را فراهم ساخته و مردم را در گرداب آلودگی های اخلاقی و رفتاری گرفتار می سازد.
به همین دلیل، رهبران و مصلحان آسمانی ضمن تأکید بر این مهم تأکید می کنند: «سرچشمه ی همه ی مصیبت هایی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفّه و اشراف و اعیان می باشند... (این وضع طبیعی این گونه حکومت هاست که اساساً مردم را به حساب نمی آورند) امّا وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفّه است و از خود این مردم تشکیل شده است‌، این است که با مردم باشد و خدمت کند... تا وضع این طوری است حکومت اسلامی (وتمامی مظاهر آن ازجمله معیشت، معاشرت و پوشش اسلامی) برقرار است.»
شکاف طبقاتی بین مردم و مسئولان و رواج فرهنگ اشرافی در بین برخی از مدیران کشور به خصوص در سال های بعد از پایان جنگ تحمیلی نقش و نفوذ عمیقی در ذهن و زندگی مردم داشته و گروهی از آنان را (به دلیل دینی بودن حکومت) به سمت کم توجهی به احکام و ضوابط دینی و شرعی فرد غلتانیده و ناهنجاری های مختلف از جمله خودنمایی و خودآرایی و بدحجابی و روابط نه چندان سالم بین زنان و مردان را دامن زده است.
بنابراین می توان ادعا کرد که یکی از ریشه های اصلی گسترش مفاسد اجتماعی و بدحجابی در بین مردم را می بایست در سبک و سیاق معیشت و موقعیت زندگی مسئولان به ویژه روحانیان که بعضاً مدیریت نهادهای کلیدی کشور را به عهده دارند، جستجو کرد. انعکاس موارد صالحه می تواند در ایجاد امنیت فکری جامعه مؤثر باشد.
7-1 – توزیع ناعادلانه ثروت
در یک نگاه سطحی بنظر می رسد رابطه ی بسیار ضعیفی بین مسأله ی رواج بد حجابی و توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. امّا با نگاهی عمیق و محقّقانه در خواهیم یافت که: دارایی های جامعه همچون خونی است که می بایست به طور عادلانه در کلیه ی اعضای بدن جریان داشته باشد و اگر به بخشی از اعضا خون کمتر و به بعضی دیگر بیشتر برسد باعث بیماری و احیاناً مرگ بدن (جامعه) خواهد شد.
افراد جامعه وقتی به دو گروه محروم و برخوردار تقسیم شد، هر دو گروه دچار آفت ها و آسیب های مختلف روحی، روانی و اخلاقی می شوند. گروه برخودار خود را فرادست و برتر از دیگران دانسته و به بیماری غرور و استکبار مبتلا شده و گروه دیگر دچار عقده حقارت و احساس محرومیت می شود.
بدین ترتیب هر دو گروه به فساد و تباهی و ابتذال گرایش می یابند. مگر عده ای قلیل که در برابر فشارهای سخت و شکننده ناشی از بی عدالتی مقاومت نموده و سلامت و بهداشت روحی و روانی خود را حفظ کند. تمام سعی دست اندرکاران فرهنگ بالابردن سطح مقاومت و مصونیت طبقات اجتماعی نسبت به ارزش ها می بایست مصروف گردد.
اینجاست که استاد مطهری نیز با نگاهی عالمانه و محقّقانه تأکید می کند که: «یکی از اموری که قطعاً در فساد اخلاق (و بدحجابی و بی عفتی) تأثیر دارد و روحیه را مسموم و بیمار می کند، شیوع بی عدالتی های اجتماعی است،» وی می افزاید: من تأکید می کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید و این خطر وجود دارد که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد.»
بانگاهی کوتاه به (حتی) سطح ظاهری کلان شهرها این واقعیت تلخ به روشنی مشاهده خواهد شد که به رغم همه ی تلاش های سخت و صادقانه ی بعضی از مدیران کشور روند رو به افزایش شکاف طبقاتی در جامعه عملاً افراد جامعه را به دو گروه فقیر و غنی (محروم و مغرور) تقسیم نموده است. حاصل این شکاف چیزی نیست جز بروز و گسترش ناهنجاری های متعدد اجتماعی که بارزترین آن ها رواج اشرافیت و خودآرایی، بدحجابی و روابط نامناسب برخی از زنان و مردان در جامعه.
8-1 – تقلیل ازدواج
براساس تجارب به دست آمده بشری و نیز آیات و روایات اسلامی از ازدواج و پیوند زناشویی به عنوان یکی از عمده ترین عوامل باز دارنده ی ایجاد و گسترش فساد و فحشا و ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی نام برده شده و عزوبت مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته و بستر ساز گناه و معصیت تلقی شده است.
چنان که رسول گرامی اسلام می فرماید:
«من تزوج فقد أحرز نصف دینه» هر کس ازدواج کند نیمی از دین خود را احراز کرده است.
و یا در جای دیگر می فرماید:
«شرار امّتی عزابها» «جوانان بی همسر بدترین افراد امّت من هستند.»
تأخیر و تقلیل ازدواج زمینه های پاسخگویی به نیازها و مطالعات عاطفی، غریزی و جنسی نسل جوان را از بین برده و آسیب ها و انحرافات گوناگونی را در زندگی فردی و اجتماعی آنان به وجود می آورد. جوامع مدرن شهری به دلایل عدیده اغلب در چرخه باطل تقلیل ازدواج و گسترش فساد و روابط نامشروع و خودآرایی و بی حجابی فرو غلتیده و سرمایه های کلان و امکانات فراوانی را به منظور کاهش آثار و عوارض ناگوار آن اختصاص می دهند.
فرآیند فوق اگر چه به طور محدود تر به دلایل ذیل در کلان شهرهای کشور ما نیز ملاحظه می شود که می بایست اهتمام به رفع آن نمود:
1-8-1 – تقبیح آداب و رسوم و ارزش های غلط و کوته نظری بعضی از پدران و مادران و مطامع مادی آنان یکی از دلایل عمده ی تأخیر و تقلیل ازدواج می باشد که متأسفانه روز به روز بر غلظت و پیچیدگی آن افزوده می شود.
2-8-1 – کمک به رفع مشکلات معیشتی از جمله فقر مالی، بیکاری، گرانی، مشکل مسکن.
3-8-1 – طولانی شدن دوران تحصیل و مسأله ی سربازی، سن ازدواج را تا حدود 27 و 30 سالگی افزایش داده و باعث سرکوب نیازهای غریزی و طبیعی و ایجاد روابط ناسالم بین گروههای غیر همجنس و رواج خودآرایی و بدحجابی در بین برخی دختران شده است.
4-8-1- امکان ارتباط های نامشروع
قابل دسترس بودن، کم هزینه بودن و عدم برخورد قاطع و قانونی با بزهکاری ها و تشکیل دهندگان باندهای فساد و فحشا نیز در بی انگیزه شدن نسل جوان برای انجام پیوند زناشویی مشروع و در نتیجه تقلیل ازدواج و آثار و پیامدهای آن از جمله روابط ناسالم زنان و مردان و نیز خودآرایی و بدحجابی در بین گروهی از زنان و دختران ضعیف النفس شده است.
9-1 – عدم همگونی و هماهنگی بین نهادهای فرهنگی، اجتماعی کشور
بی برنامگی ها، دوباره کاری ها و ناهماهنگی های نهادهای ذی ربط در زمینه های آموزشی، تبلیغی، هنری و چند گانگی در عرضه ی الگوها و ارزش های اجتماعی از یک سو موجب بی اعتنایی و دلزدگی و حتی انزجار مردم خصوصاً نسل جوان نسبت به آثار هنری و تبلیغی فوق گردیده از سوی دیگر باعث کشش و گرایش آنان به تفریح و سرگرمیهای آلوده، مبتذل و خودآرایی و بدحجابی می شود.
با نگاهی به فرآیند فعالیت های رسانه های گروهی، دستگاههای تبلیغاتی، مراکز آموزشی و حتی مساجد و هیأت های مذهبی این واقعیت روشن می شود که چه بسا آموزه های دینی ارایه شده از طریق مساجد و هیأت ها و نمازهای جمعه در جهت مخالف معیارها و ارزش هایی است که از طریق سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون و مطبوعات تبلیغ و ترویج می گردد.
در تبیین مبانی می بایست قدرت جمع بندی و تحلیل دریافت های فکری را به مخاطب منتقل نمود تا از بین تضادها در گمراهی فرو نرود و راه درست را پیدا کند. به طور مثال:
نظام آموزش و پرورش کشور دانش آموزان را به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی و عدم تأسّی به پوشش و آرایش غربی (از جمله استفاده از کراوات و پاپیون! توسط دانش آموزان پسر) تشویق و ترغیب می کند در حالی که روزنامه ها و مجلات بعضاً با چاپ تصاویر دانش آموزان نمونه و ممتاز با پاپیون و کروات در برابر تعلیمات نظام آموزشی اقدام به خنثی نمودن تصمیمات فوق می کند.
برخی نهادها بودجه ها و امکانات کلانی را برای معرفی قهرمانان بزرگ ملی، مذهبی اختصاص می دهند و برخی دیگر از نهادها با چاپ و پخش مبتذل ترین کتاب ها و معرفی قهرمانان پوچی و نیهیلیسم و نیز تولید و اکران فیلم های عشقی، جنایی، به تبلیغ روابط آزاد زنان و مردان و اشاعه تجمل گرایی، بدحجابی و خودآرایی می پردازد.
10-1 – عدم تغذیه صحیح سیاسی، عقیدتی جوانان
خلاء ایدئولوژیکی و رشد و گسترش بی تفاوتی و بی علاقگی نسبت به سرنوشت جامعه و اوضاع و شرایط سیاسی - اجتماعی کشور یکی دیگر از عوامل و مجاری عمده ی بروز و گسترش فساد و بد حجابی در جامعه به شمار می آید.
هنوز نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی مان را فراموش نکرده ایم که چگونه دختران و پسران و زنان و مردان جوان در صفوف مقدّم تظاهرات و راهپیمایی ها قلب خود را در برابر گلوله های سربازان رژیم آمریکایی پهلوی قرار داده و با جان و مال خود آثار شوم استبداد و استکبار را از عرصه های مختلف اجتماع زدودند و از علایق نفسانی و امیال دنیوی خویش به راحتی گذشتند و در سال های بعد در طول 8 سال دفاع مقدس جانانه با ایثار و شهامت و شهادت خود به تثبیت و تحکیم اصول و ارزش های اسلام و انقلاب پرداختند.
در آن دوران تظاهر کنندگان به فسق و فجور و اشرافیت و بی عفتی و بی حجابی کمترین فرصت و فضایی را برای حضور در عرصه های اجتماعی، سیاسی، هنری و آموزشی در اختیار نداشتند.
شور و شعور سیاسی و عقیدتی نسل جوان همچون سدّی استوار در برابر هجمه ی فرهنگی و ابتذال ناشی از نظام سرمایه داری غرب مانع نفوذ و رواج آلودگی ها و آسیب های فرهنگی، اجتماعی در سطوح مختلف جامعه شده بود.
در آن دوران خبری و اثری از اختلاط و ارتباط علنی و ناسالم زنان و مردان و به راه انداختن کارناول های رقص و پایکوبی آن هم متشکل از دختران و پسران بزک کرده و مانور مانکن های خیابانی نبود و اگر در موارد نادری حرکت های نامشروعی دیده می شد، فشار افکار عمومی و حساسیت مسئولان ذی ربط مانع گسترش آن در شئون مختلف جامعه می شد.
متاسفانه در سال های پایانی دهه 60 حرکت خزنده و آرامی در جهت به حاشیه راندن ارزش ها و الگوهای دینی و اخلاقی و طرح و ترویج دوباره تجمل گرایی، عشق به دنیا، ثروت اندوزی، مدگرایی و خودآرایی به وجود آمد. و همان طور که در صفحات قبل گفته شد خودآگاه و ناخودآگاه بار دیگر صحنه های اجتماع (هر چند بطور محدود) عرصه حضور شوم زنان و مردان ضعیف النفس و بوالهوس گردید و قدرت جولان دختران و زنان بدحجاب و آلوده به میکروب ها و ویروس های روحی و روانی و اخلاقی افزایش یافت راه تعالی پرورش همان شور و شعور فرهنگی در نسل های نوجوان و جوان است که زمینه را برای آلودگی تنگ می نماید

چادر حضرت زهرا(س) و مسلمان شدن یهودیان
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

نور بود و نور که می‌تابید. خانه‌ی مرد یهودی غرق نور شده‌بود. اول وحشت کرد: "نکند گرویی مرد مسلمان آتش گرفته است؟" کمی نزدیک‌تر شد. نه! چشمه چشمه نور سپید بود که از آن چادر مشکی می‌جوشید. طاقت نیاورد. رفت سراغ قوم و خویش‌های یهودی‌اش. گرداگرد پارچه سیاه که دیگر سیاه نبود حلقه زده بودند.

ـ این پارچه مال کیست؟

ـ مال داماد پیغمبر است. پول نداشت گندم از من بخرد، چادر زنش را گرو گذاشت پیشم در ازای مشتی گندم.

ـ راست می‌گویی؟ این واقعا چادر فاطمه است؟ دختر پیامبر اسلام؟

ـ راست می‌گوید. من هم دیده بودم زنان مسلمان از این پارچه‌های سیاه به سر می‌اندازند...

فردایش مسلمان شده بودند. همه‌شان.


ببخشید آقا ! می تونم به خانومتون نگاه کنم؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

 

مرد که اصلاً توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود ، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت ، یقه جوان را گرفت و عصبانی ، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود ، او را به دیوار کوفت و فریاد زد : " مردیکه عوضی ! مگه خودت ناموس نداری؟ ... می خوری تو و هفت جد و آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ..."
جوان امّا ، خیلی آرام ، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد ، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد :
"خیلی عذر می خوام ! فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین ، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن ، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین ، از خیرش گذشتم !"
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود ، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...


موسی و دختران شعیب (علیه السلام)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

چون حضرت موسی(علیه السلام) مرد قبطی را به قتل رساند ،

فرعونیان نقشه کشیدند موسی را به قتل برسانند ؛ موسی (علیه السلام)  از مصر خارج شد و هشت [یا سه] روز در راه بود تا به دروازه شهر مدین رسید و سختی های بسیار کشید و برای رفع خستگی زیر درختی که چاهی کنارش بود ، آرمید .

او مشاهده کرد که دو دختر برای آب کشیدن از چاه منتظرند تا چوپانان آب گیرند بعد نوبتشان شود . به آن ها فرمود : من برای شما آب می کشم ؛ و آنان از هر روز زودتر آب را به خانه آوردند .

پدر این دو دختر (حضرت شعیب (علیه السلام)) پرسید : چطور امروز زودتر آب آوردید و گوسفندان را آب دادید ؟ آنان قصه ی آن جوان را نقل کردند . شعیب فرمود : نزد آن مرد بروید و او را نزد من آورید تا پاداش کارش را به وی بدهم .

دختران ، نزد موسی (علیه السلام)  آمدند و درخواست پدرشان را گفتند . موسی (علیه السلام)  هم بی درنگ به خاطر خستگی و گرسنگی و غریب بودن ، قبول کرد . دختران به عنوان راهنما ، جلو راه می رفتند و موسی (علیه السلام)  به دنبال آنان می رفت و نگاه می کرد از کجا می روند . چون هیکل و بدن آنان از پشت ، نمایان بود ، حیا و غیرت ، به او اجازه نمی داد به آنان نگاه کند ؛ پس فرمود : من جلو می روم و شما پشت سر من بیایید ؛ هرکجا دیدید اشتباه می روم ، راه را به من نشان دهید [یا سنگریزه ای جلوی پای من بیندازید تا راه را تشخیص بدهم] ؛ زیرا ما فرزندان یعقوب به پشت زنان نگاه نمی کنیم .

وقتی نزد حضرت شعیب (علیه السلام)  آمدند و جریان را گفتند ، شعیب نیز به خاطر پاداش کار ، نیروی جسمانی ، حیا ، پاکی و امین بودن ، دختر خود [به نام صفورا] را به ازدواج حضرت موسی (علیه السلام)  درآورد .


آثار عفت به همسران‏
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

 وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏