X
تبلیغات
حجاب وعفاف - حجاب از منظر قرآن و روایات
حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
زکات زیبایی و آفت آن چیست؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

از امتیازات دین مبین اسلام توجه به زیبایی و آراستگی ظاهری و پاکیزگی در کنار سیرت پاک و آراستگی باطنی است.خداوند، زن و مرد را آفرید تا با وجود تمام تفاوت‌هایشان در خَلق و خُلق، یکدیگر را در مسیر کمال یاری کنند. ولی همان‌طور که غرایز و روحیات انسان می‌توانند در مسیر کمال و ترقی باشند، ممکن است در راه پستی و سقوط نیز قرار گیرند.

حس زیبایی‌خواهی از ویژگی‌های مشترک زن و مرد است که به دلیل ظرافت‌های روحی زنان، در وجود آنها قوی‌تر است. این حس با وجود روحیه جلوه‌گری بانوان، می‌تواند زمینه بروز آسیب‌های اخلاقی را ایجاد نماید و زندگی خانوادگی و اجتماعی بشر را تحت تأثیر قرار ‌دهد.

برخلاف برداشت برخی که گمان می‌کنند اسلام با زیبایی مخالف است و قوانین آن، انسان را محدود می‌کند، اسلام ضمن پذیرش و تأیید اصل زیبایی‌خواهی، راهکارهایی را برای تقویت، اصلاح و جلوگیری از آسیب‌های آن ارائه نموده است. حتی اسلام با توسعه حس زیبایی‌خواهی انسان، از امور مادی و دنیوی به امور معنوی و اخروی، زمینه رشد انسان را فراهم نموده است. بنابراین اسلام، افزون بر تأیید حس زیبایی‌خواهی انسان، بر توسعه مفهومی و مصداقی آن نیز کوشیده است.اسلام همچنان که انسان‌ها را به سوی پاکی و سلامت روح فرا می‌خواند، به آنان دستور می‌دهد که ظاهری جذاب، با سلیقه و زیبا داشته باشند. اما همچنان که سفارش برای توجه به زیبایی و آراستگی دارد ما را از آفت‌ها و آسیب‌های آن نیز برحذر می‌دارد.


پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در باره آفت زیبایی تذکر می‌دهند و می‌فرمایند: " آفت زیبایی غرور است1".

امام علی (علیه السلام) نیز با تاکید بر حفظ پاکدامنی فرمودند: " زکات زیبایی، پاکدامنی است2".

ایشان همچنین فرمودند: "هیچ آراسته‏‌ای به زیوری مانند طاعت خدا، آراسته نشد3".

البته در آیات و روایات درباره این که خداوند، زیبایی را دوست دارد، تاکید شده است. به عنوان مثال پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: "خداوند متعال زیباست، زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمت خود را در بنده‏‌اش ببیند. او فقر و فقرنمایی را دشمن دارد4".

آن حضرت در جایی دیگر فرمودند: "خداوند متعال دوست دارد وقتی بنده‏‌اش نزد برادران خود می‏‌رود با هیأتی پرداخته و آراسته برود5".

 

پی نوشت ها:

1- بحارالأنوار: 77 / 59 / 3 منتخب میزان الحکمة: 108

2- غررالحکم: 5449 منتخب میزان الحکمة: 246

3- غررالحکم: 9489 منتخب میزان الحکمة: 260

4- کنزالعمّال: 17166 منتخب میزان الحکمة: 108

5- مکارم‌الأخلاق: 1 / 85 / 1 منتخب میزان‌الحکمة: 108


حجاب نزد فاطمه زهرا (س)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:

 - بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
 - بحار/92/43 اول صفحه
 - بحار/189/43
 - بحار1/81/43
 - بحار/54/43


چادر وپوشش از نگاه مولا
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :


سفارش قرآن به چشم پوشی از نامحرم
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حجاب

در مكتب انسان ساز اسلام، پاكدامنی از ارزش های والای انسانی به حساب می آید و در مقابل، بی عفّتی و بی بندوباری جنسی محكوم شده است. اسلام نخست با راهنمایی و هدایت،‌مسائل جنسی و شهوانی را كنترل و تعدیل می كند، مسلمانان را به عفاف و پاكدامنی فرا می خواند.

سپس با تدابیر حكمت آمیز و اصولی زمینه های انحراف را از میان بر می دارد. هم به پیروان خویش دستور می دهد، بی عفتی نكنند و هم از آنان می خواهد كه اسباب لغزش و گناه دیگران را فراهم نسازند.

 

چشم چرانی، اولین قدم انحراف

گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی «چشم چرانی» و نگاه به نامحرم است. نگاههای آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه و انحراف مبتلا می كند.

چشم چرانی، تخم شهوت را در دل می كارد و چنین كاری برای نگاه كننده كافی است كه منشأ فتنه گردد.

نگاه كردن به ناموس دیگران،‌خواست شیطان است. چشمی كه تیرهای آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب می كند، محل كمین شیطان است. شیطان از كمان چشم های او ناموس دیگران را نشانه می گیرد.

امیرمۆمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:

الْعُیونُ مَصائِدُ الشَّیطانَ1؛ چشمها، كیمن گاه های شیطان است.

پس باید مراقب چشمان خویش باشیم، تا شیطان از آن برای تخریب ایمان ما و ناموس مردم استفاده نكند.

 

سفارش قرآن به چشم پوشی از نامحرم

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

جوانی از انصار، در مدینه با زنی برخورد كرد. در آن زمان، مقنعه زن ها تا پشت گوششان را می پوشاند (گوشها، گردن و صورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خیره شد و چشم از او بر نداشت تا عبور كرد. همین طور كه با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقیب می كرد، وارد كوچه تنگی شد در این هنگام صورتش به استخوانی كه از دیوار بیرون زده بود برخورد و شكافت. وقتی آن زن رفت، جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است. با خود گفت: به خدا سوگند! نزد رسول خدا می روم و این ماجرا را با او در میان می گذارم.

جوان نزد پیامبر رفت. حضرت پرسید این چه وضعی است؟ او جریان را نقل كرد.در این هنگام جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد؛2

قُل لِلمۆمِنینَ یغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ یَحفَظُوا فُرٌجَهُمْ ذلِكَ اَزْكی لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعونَ2

به مۆمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند،این برای آنها پاكیزه تر است و خدا به آنچه می كنند، آگاه است.

و پس از آن فرمود:

وَ قُلْ لِلْمۆمِناتِ یَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ یَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ3

به زنان با ایمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند.

پس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای زن و مرد است و این كار ضروری و واجب شمرده شده است:

نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلكه احتیاط واجب آن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكنند و نیز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است. 4

 

ارزش چشمان پاك

هر یك از اعضای بدن مۆمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظیفه خاصی بر عهده دارد كه اگر بدان وظیفه عمل كرد، ارزشمند است.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود:

«لَیْسَ فِی الْبَدَنِ‌ شَیءٌ اَقَلَّ شٌكراً مِنَ الْعَیْنِ فَلا تُعطوها سٌۆلَها فَتَشْغَلكُم عَنْ ذِكْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل5

چیزی در بدن كم سپاستر از چشم نیست، خواسته اش را ندهید كه شما را از یاد خدا باز می دارد».

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ چشمان با ارزش را این گونه توصیف می كند:

«كُلُّ عَیْنٍ باكِیَهٌ یَومَ القِیامَهِ اِلّا ثَلاًًثَهُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشیَهِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَه فی سبیلِ الله6

همه چشمها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی كه از ترس خدا بگرید، چشمی كه از نامحرم فرونهاده شود، چشمی كه در راه خدا (و پاسداری از كیان اسلام) شب زنده دار باشد.

نگاه چشمی كه به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب بركات زیر می گردد:

دیدن شگفتیها: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«غُضُّوا اَبْصارَكُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ7

چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتیها را ببینید.

راحتی قلب: امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ8

آنكه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت كرده است.

نیك خویی: ‌همچنین آن حضرت فرمود:

مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ9

كسی كه نگهاههایش كنترل شود، صفاتش نیكو گردد.

پاداش الهی: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

مَنْ نَظَرَ اِلی امْرأَهٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِلیَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ اِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتّی یُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العینِِ10

هر كسی زنی را ببیند و (بلافاصله) دیده اش را به آسمان بدوزد یا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر خداوند حوریان بهشتی را به عقد او در آورد.

چشیدن شیرینی ایمان: پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْلیسَ‌ فَمَنْ تَرَكَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ایماناً یَجِد حَلاوَتَهُ فی قَلْبِهِِ11

نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر كس آن را از ترس خدا ترك كند، خداوند چنان ایمانی به او عطا كند كه شیرینی اش را در دل خویش احساس كند.

زیباترین داستان

قرآن كریم برای عبرت و راهنمایی مردم، داستانهای گوناگونی را نقل كرده كه میان همه آنها از داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به عنوان «احسن القصص» یا زیباترین داستان یاد شده است. در این داستان حضرت یوسف از زشت ترین عمل كه «خیانت به ناموس دیگران»‌است پرهیز كرده، با فراهم بودن تمام مقدمات با توجه به حضور و قدرت الهی، شهوت خود را كنترل كرده و از نامحرم چشم پوشیده است و این كاری بزرگ است كه تنها با كمك ایمان به پروردگار انجام‌پذیر است.

قرآن مجید حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را به عنوان قهرمان میدان «عفاف» مطرح می كند تا جوانان مسلمان كه در پی قهرمان یابی و الگوپذیری هستند، از یوسف ـ علیه السلام ـ كه شجاعترین مرد روزگار بود پیروی كنند؛ چرا كه حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ12

شجاع ترین مردم كسی است كه بر خواهش نفسانی اش چیره شود.

نكته شایان توجه در داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ استمداد از خدای سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدی اوست كه هیچ چیز جز ایمان به پروردگار نمی تواند جلوی نفس سركش و غریزه نیرومند شهوت را بگیرد.

از امیرمۆمنان علی ـ علیه السلام ـ سۆال كردند:

بما یستعان علی غمض بصر؟

به كمك چه چیزی می توان چشم از نامحرم پوشید؟

پاسخ داد:

بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلی سَتْرِكَ13

با خاموش كردن آتش شهوت، زیر نظر قدرتمندی كه بر مخفیگاهت آگاه است.

 

پی نوشت:

1- فروع كافی، ج 5، ص 521.

2- نور (24)، آیه 30.

3- نور (24)، آیه 31.

4- رساله حضرت امام خمینی (قدس سره)، مسأله 2440،‌انتشارات اسلامی.

5- بحارالانوار، ج 101، ص 35.

6- بحارالانوار، ج 101، ص 35.

7- همان، ص 41.

8- شرح غررالحكم، آمدی،‌ج 5، ص 449.

9- میزان الحكمه، ج 10، ص 7.

10- بحارالانوار، ج 101، ص 37.

11- بحارالانوار، ج 101، ص 38.

12- نهج‌ الفصاحه، پاینده، حدیث 299، ص 58.

13- بحارالانوار، ج 101، ص 411.

منبع: علی اصغر الهامی نیا ـ اخلاق اسلامی، ص 70


محدوده ی نگاه به نامحرم
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

یکی از بخش های مهم تربیت، تربیت فرزندان است که قرآن در سوره های متعدد و در ضمن بیان سرگذشت انبیا و فرزندان آنان (حضرت نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف و...) به مسائل تربیت فرزند (اهمیت، محور ها، شیوه ها و...) آگاهی داده است.اوج آموزه های قرآن در این زمینه در سوره لقمان است که خداوند متعال به صورت مستقیم محورهای مختلف تربیتی را از زبان لقمان خطاب به فرزندش بیان نموده است.

پاسخ به دو پرسش قرآنی

پرسش اول: محدوده ی نگاه به نامحرم از دیدگاه قرآن کریم چیست؟

آیه ی شریفه ی «قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ، ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ، إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» از نحوه ی روابط اجتماعی زن و مرد و نگاه آنان به یکدیگر می گوید. آن‌چه در این زمینه به عنوان دین در لایه های جامعه است ، بیش‌تر تحریفی معنوی از دین است و این آیات با آن فرهنگ عامیانه گری در تعارض است.

آیه ی شریفه نمی فرماید وقتی مرد نامحرمی زنی را می بیند سر پایین اندازد یا چشم فرو نهد؛ بلکه می فرماید: «یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ»؛ یعنی نگاه تند و تیز به نامحرم نداشته باشید به گونه ای که هرچه بر چهره دارد را با نگاه خود بازیابی کنید، بلکه نگاه شما طبیعی باشد.

«یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ» مانند امر «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ»؛ است که می فرماید: و صدایت را آهسته ساز که امر به آهسته نمودن آن است و نه توصیه به قطع صدا و ترک سخن گفتن و سکوت.

قرآن کریم چنین نگاهی را مۆمنانه و چنین ارتباط و برخوردی را انسانی می داند. خداوند با فراز: «إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» هشدار می دهد به هر نگاهی آگاه است و نگاه های دزدیده را می داند. نگاه هایی که ممکن است حتی از پشت عینک دودی یا از پشت پوشیه باشد!

در برخی از روایات آمده است نگاه نخست به نامحرم اشکال ندارد، باید دانست این روایت خطاب به مۆمنان و مخصوص آنان است و نگاه افراد فاسد حتی اولی آن نیز از سر بیماری است.

خداوند متعال مۆمنان را به دیدن نامحرم مبتلا می کند تا میزان ایمان آنان را بسنجد و معلوم شود آیا با دیدن صحنه ای خود را می بازند یا استوار و محکم می ایستند. البته خداوند برای تربیت جنسی برنامه های ویژه و احکامی دارد که هم اینک کم‌تر به آن پرداخته می شود و جوامع اسلامی در این زمینه درگیر افراط و تفریط های بسیاری هستند که پی‌آمد آن ناآرامی روان آدمی است.

 

پرسش دوم: در کجای قرآن به تعلیم و تربیت فرزندان اشاره دارد؟

یکی از امتیازات و ویژگی های قرآن مجید این است که خود یک کتاب تربیتی است و همه آیات آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در مقام تربیت انسان در رده های مختلف سنی، از خردسال تا کهنسال است. گاه این وظیفه خطیر را به صورت مستقیم و گاه به صورت غیر مستقبم بیان کرده است.

یکی از بخش های مهم تربیت، تربیت فرزندان است که قرآن در سوره های متعدد و در ضمن بیان سرگذشت انبیا و فرزندان آنان (حضرت نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف و...) ، به مسائل تربیت فرزند (اهمیت، محور ها، شیوه ها و...) آگاهی داده است. اوج آموزه های قرآن در این زمینه در سوره لقمان است که خداوند متعال به صورت مستقیم محورهای مختلف تربیتی را از زبان لقمان خطاب به فرزندش بیان نموده است که به بعضی از این آیات اشاره می کنیم:

1. "وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیم"؛ (لقمان، 13) (به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش- در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.


2. "یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ"؛ (لقمان، 16) " پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد خداوند دقیق و آگاه است!

3."یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ"؛ (لقمان، 17) پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهمّ است!

4. "وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ"؛ (لقمان، 18) (پسرم!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست ندارد.

5. "وَ اقْصِدْ فی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ"؛ (لقمان، 19)(پسرم!) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‌ترین صداها صدای خران است.

این بخش کوچکی از آیات تربیتی قرآن است. برای استفاده بیشتر به تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ‌9، ص 244 به بعد مراجعه فرمایید.


توصیه امام علی(ع) برای حفظ زیبایی زن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
وقتی به فلسفه و ریشه ی بی حجابی می نگریم، می بینیم، حجاب از عوامل خوشبختی است و موجب سلامتی روحی و روانی و تکامل فرد و جامعه می گردد و برهنگی و بدحجابی، سقوط و انحطاط معنوی و فکری و پیامدهای شوم بیماری روانی و در نهایت جسمی را به ارمغان می‌آورد.

به گزارش خبرگزاری مهر، گوهر شرم و حیا در صدف وجود زن نهفته است، لذا زنان نباید از جسم و ظاهر جسمانی خود به عنوان کالایی شهوت انگیز استفاده کنند و چشم های هرزه را به خود متوجه نمایند. علل و عوامل مختلفی در بی حجابی نقش دارند که به مواردی چون پیروی از هوی و هوس های نفسانی، جلب توجه و کسب جایگاه، خودنمایی، بی حیایی و بی عفتی، تهاجم فرهنگی، زیبا جلوه دادن خود نزد دیگران، بی غیرتی مرد در اشاعه ی فحشاء، عملکرد بد دستگاه های ذیربط،  بی توجهی خانواده ها و دوستی های نامطمئن می توان اشاره کرد.

۱) پیروی از هوی و هوس های نفسانی
بی شک در وجود انسان، غرائض و امیال گوناگونی است که همه ی آنها برای ادامه ی حیات او ضرورت دارد. هواپرستی سرچشمه غفلت و بی خبری است برخی زنان به خاطر هوی و هوس خویش به فکر تنوع لباس، آرایش و خودنمایی در جامعه می پردازند، تا اینکه خود را به هر مردی ارائه کنند. آنها بجز شیک پوشی، خودنمایی، لذت جویی، خوشگذرانی، به چیز دیگری نمی اندیشند و بهترین اوقات زندگی خود را به قدم زدن در کوچه و خیابان ها و پارک ها و میهمانی های مفسده انگیز می گذرانند، خلاصه آنجا که هواپرستی و بی حجابی است نه پای دین در میان است و نه پای عقل، در آنجا چیزی جز بدبختی و بلا نیست، در آنجا چیزی جز بیچارگی و شقاوت و فساد نخواهد بود.

۲) جلب توجه و کسب جایگاه
انسان موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی خاص و در خور توجه برخوردار باشد. بعضی از افراد با تحصیل علم و دانش و کسب فصائل اخلاقی و معنوی و یا اجتماعی، جایگاهی بدست می آورند و برخی از افراد فاقد این ارزش ها هستند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های طبیعی و ساختگی زنانه خود و بی حجابی سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبودهای عاطفی و یا اجتماعی خود پاسخ دهند، اما این خودنمایی ها دلیل بر شخصیت و ارزش آنها نمی باشد.

۳) خودنمایی
با توجه به آفرینش زن توأم با زیبایی و لطف ظاهری و با احساسات و عواطف باطنی و تمایل به خودنمایی که در وجود زن به طور محسوس و قوی به چشم می خورد زمینه تحریک پذیری و ایجاد هیجان و تحریک در دیگران توسط او امری طبیعی است و اگر ویژگی های یاد شده را با آرایش و لباس های دلپذیر و حرکات مهیج بیامیزد و در معرض دید نامحرمان قرار دهد چه مفاسد و انحرافاتی را بوجود می آورد که زمینه ساز اضطراب و نگرانی و پریشانی در روح و روان افراد می شود. برخی زنان با بی حجابی به بیماری صیادی دلها گرفتارند. علاقه همسرانش برای ارضای روحیه آنها کافی نیست. محبوبیت عمومی می طلبند. حضرت امام صادق(ع) در مورد آثار گناه می فرماید: شمار کسانیکه که در اثر گناهان و انحرافات جان خود را از دست می دهند بیش از تعداد افرادی است که در اثر مرگ طبیعی می میرند.

۴) بی حیایی
یکی از خلقیات پسندیده و صفات عالیه انسانی عفت است. ملکه عفت آدمی را در اعمال و تمایلات جنسی تعدیل می کند و انسان را از پلیدی های شهوت مصون نگاه می دارد. بی عفتی و بی حجابی بعضی از دختران و زنان جوان غالبا از دوستان ناباب سرچشمه می گیرد. در نتیجه خانواده ها و دختران باید در انتخاب دوست دقت کنند.

۵) تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش مستمر و حیله گرانه استکبار برای سلب کردن فرهنگ‌های اصیل و الهی از ملت ها و جایگزین کردن فرهنگ مبتذل و مبتنی بر فساد و عیاشی و بی‌بهره ساختن ملت ها از هویت مستقل ملی و دینی خودشان و سلب اتکا به اراده خود. یکی از مهمترین عوامل درونی که باعث انحطاط فرهنگ یک جامعه می شود رواج فساد اخلاقی و بی حجابی است. وقتی فساد بر روی جامعه تاثیر گذاشت، غالبا آن جامعه قادر به ادامه حیات نیست.

۶) زیبا جلوه دادن خود نزد دیگران
موضوع زیبایی و جمال طبیعی انسان نیز یکی از مسائلی است که در روایات مذهبی مورد کمال توجه قرار گرفته است. جمال در مورد خداوند بزرگ به معنی زیبایی طبیعی یا تجمل مصنوعی نیست، بلکه مراد ا ز جمال الهی صفات جمالیه و کمالات معنوی است. اما عده ای از زنان و دختران که معنی و مفهوم اصل زیبایی را درک نکرده اند تمام هم و غم خود را بر این می گذارند که شکل ظاهری خود را آراسته و آرایش نمایند و به صورتی زیباتر در نزد دیگران حضور یابند و از زیبایی خدادادی خود در جهت خلاف دستورات الهی استفاده کنند. امام علی(ع) در حدیثی می فرماید: پوشیدگی برای زن سودمندترین و زیبایی او را پایدارتر می سازد.

۷) بی غیرتی مرد در اشاعه ی فحشاء
تاثیر متقابل زن و مرد در روابط خانوادگی و سرنوشت فرزندانشان، از اصول غیرقابل انکار در تربیت اجتماعی اسلام است. مرد باید همچون حصاری زن را در حمایت و مراقبت قرار دهد این حالت باید هم در مراقبت نسبت به عفاف و پاکدامنی زن باشد و هم در توجه به نیازهای عاطفی و جنسی او. توجه مرد به عفاف همسر خویش شرط اولیه حفظ حریم خانواده و حفظ سلامت اخلاقی آن است و در افزایش عشق و محبت وی به شوهر موثر است.

۸) عملکرد دستگاه های ذیربط
وظیفه ی مهم مسئولین، نظارت لازم بر موسسات تولیدی است که بسیاری از آنها به مراکز مدسازی و دوخت لباس های بی حجاب تبدیل شده اند. آنها به دوخت لباس های غیرشرعی مبادرت می ورزند. اگر کسی بخواهد مانتو و یا شلوار ساده و یا لباس مناسب و در شأنی خریداری کند موفق نخواهد شد. برخی از بی حجابی های زنان و دختران، ناشی از لباس های تحمیلی مانتوسراهای سودجویی است که به فرهنگ بد لباسی و شهوترانی دامن می زنند.

۹) بی توجهی خانواده ها
یکی از مهمترین نهادهای موثر در رشد، تربیت و رفتار آدمی نهاد خانواده است. اگر پدران و مادران بی توجه باشند نسبت به مسائل و معیارهای دینی و اخلاقی، از شر مفاسد، فرزندان شان در امان نمی باشند. از این رو خانواده مهمترین قسمت می باشد که باید در امر حجاب به دختران خود آموزش لازم را بدهد.

۱۰) دوستی های نامطمئن
در حقیقت یکی از ریشه های بی حجابی، دوستی های نامطمئن معاشرت های آلوده و مشکوک، گرایش به فرهنگ غرب، شخصیت زدگی، انتخاب الگوهای نامطلوب، احساس پوچی، از درون تهی شدن، بی اعتمادی به فرهنگ خودی و فقر معنویت و نظایر آنها. دختران چون از نظر روحی، عاطفی و احساسی تر هستند از دریچه ی احساسات به دنیا و مسائل آن می نگرند به همین دلیل بیشتر در معرض خطر آسیب های اخلاقی و اجتماعی قرار دارند.


مقام انسانى زن از نظر قرآن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
اسـلام زن را چـگـونـه موجودى ميداند؟ آيا از نظر شرافت و حيثيت انسانى او را برابر با مرد مى داند و يا او را جنس پست تر مى شمارد؟ اين پرسشى است كه اكنون مى خواهيم به پاسخ آن بپردازيم .
اسـلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد فلسفه خاصى دارد كه با آنچه در چهارده قرن پـيـش مى گذشته و با آنچه در جهان امروز مى گذرد مغايرت دارد. اسلام براى زن و مرد در هـمـه مـوارد يـك نـوع حـقـوق و يـك نـوع وظـيـفـه و يـك نـوع مـجـازات قـائل نـشـده اسـت ؛ پـاره اى از حـقوق و تكاليف و مجازاتها را براى مرد مناسبتر دانسته و پـاره اى از آنـهـا را بـراى زن ، و در نـتيجه در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد ديگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است .
چـرا؟ روى چـه حـسـابـى ؟ آيـا بدان جهت است كه اسلام نيز مانند بسيارى از مكتبهاى ديگر نـظريات تحقير آميزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پست تر مى شمرده است و يا علت و فلسفه ديگرى دارد؟
مكرر در نطقها و سخنرانيها و نوشته هاى پيروان سيستمهاى غربى شنيده و خوانده ايد كه مـقـررات اسـلامـى را در مـورد مـهـر و نـفـقـه و طـلاق و تـعـدد زوجـات و امـثال اينها به عنوان تحقير و توهينى نسبت به جنس زن ياد كرده اند؛ چنين وانمود مى كنند كه اين امور هيچ دليلى ندارد جز اينكه فقط جانب مرد رعايت شده است .
مـى گـويند تمام مقررات و قوانين جهان قبل از قرن بيستم بر اين پايه است كه مرد جنسا شريفتر از زن است و زن براى استفاده و استمتاع مرد آفريده شده است ، حقوق اسلامى نيز بر محور مصالح و منافع مرد دور مى زند.
مـى گـويـنـد اسلام دين مردان است و زن را انسان تمام عيار نشناخته و براى او حقوقى كه بـراى يـك انـسان لازم است وضع نكرده است . اگر اسلام زن را انسان تمام عيار مى دانست تعدد زوجات را تجويز نمى كرد، رياست خانواده را به شوهر نمى داد، ارث زن را مساوى بـا نـصـف ارث مـرد نـمـى كـرد، بـراى زن قـيـمـت بـه نـام مـهـر قائل نمى شد، استقلال اقتصادى و اجتماعى مى داد و او را جيره خوار و واجب النفقه مرد قرار نـمى داد. اينها مى رساند كه اسلام نسبت به زن نظريات تحقير آميزى داشته است و او را وسـيـله و مـقـدمـه بـراى مـرد مـى دانـسـته است . مى گويند اسلام با اينكه دين مساوات است واصل مساوات را در جاهاى ديگر رعايت كرده است ؛ در مورد زن و مرد رعايت نكرده است .
مـى گـويـنـد اسـلام بـراى مـردان امـتـيـاز حـقـوقـى و تـرجـيـح حـقـوقـى قـائل شـده اسـت و اگـر امـتـيـاز و تـرجـيـح حـقـوقـى بـراى مـردان قائل نبود مقررات بالا را وضع نمى كرد.
اگر بخواهيم به استدلال اين آقايان شكل منطقى ارسطويى بدهيم به اين صورت در مى آيـد: اگـر اسـلام زن را انـسـان تـمام عيار مى دانست حقوق مشابه و مساوى با مرد براى او وضـع مـى كـرد، لكـن حـقـوق مـشـابـه و مـسـاوى بـراى او قائل نيست ، پس زن را يك انسان واقعى نمى شمارد.

تساوى يا تشابه ؟

اصـلى كـه در ايـن اسـتـدلال بـه كـار رفته اين است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت و شـرافـت انـسـانـى ، يكسانى و تشابه آنها در حقوق است . مطلبى هم كه از نظر فلسفى بايد انگشت روى آن گذاشت اين است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت انسانى چيست ؟ آيا لازمه اش اين است كه حقوقى مساوى يكديگر داشته باشند. به طورى كه ترجيح و امتياز حـقـوقـى در كـار نـبـاشـد ؟ يـا لازمـه اش ايـن اسـت كـه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى ، متشابه و يكنواخت هم بوده باشند و هيچگونه تقسيم كار و تقسيم وظيفه اى در كار نباشد؟ شك نيست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حيثيت انسانى و برابرى آنها از لحاظ انسانيت ، برابرى آنها در حقوق انسانى است اما تشابه آنها در حقوق چطور؟
اگر بنا بشود تقليد و تبعيت كوركورانه از فلسفه غرب را كنار بگذاريم و در افكار و آراء فـلسـفـى كـه از نـاحـيـه آنـهـا مـى رسـد بـه خـود اجـازه فـكـر و انـديـشـه بـدهـيـم ، اول بـايـد بـبـيـنـيـم آيـا لازمـه تـساوى حقوق تشابه حقوق هم هست يا نه ؟ تساوى غير از تـشـابه است ؛ تساوى برابرى است و تشابه يكنواختى . ممكن است پدرى ثروت خود را بـه طـور مـتـسـاوى ميان فرزندان خود تقسيم كند اما به طور متشابه تقسيم نكند. مثلا ممكن اسـت اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد: هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملك مزروعى و هم مستغلات اجارى ، ولى نظر به اينكه قبلا فرزندان خود را استعداديابى كرده است ، در يـكـى ذوق و سـليـقـه تـجـارت ديده است و در ديگرى علاقه به كشاورزى و در سومى مستغل دارى ، هنگامى كه مى خواهد ثروت خود را در حيات خود ميان فرزندان تقسيم كند، با در نـظـر گـرفتن اينكه آنچه به همه فرزندان مى دهد از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر بـاشـد و تـرجـيـح و امـتـيـازى از ايـن جهت در كار نباشد، به هركدام از فرزندان خود همان سرمايه را مى دهد كه قبلا در آزمايش استعداديابى آن را مناسب يافته است .
كـمـيت غير از كيفيت است ، برابرى غير از يكنواختى است . آنچه مسلم است اين است كه اسلام حـقـوق يـكـجـور و يـكـنـواخـتـى براى زن و مرد قائل نشده است ، ولى اسلام هرگز امتياز و تـرجـيـح حـقـوقـى بـراى مـردان نـسـبـت بـه زنـان قـائل نـيـسـت . اسـلام اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نيز رعايت كرده است . اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نيست ، با تشابه حقوق آنها مخالف است .
كـلمه (تساوى ) و (مساوات ) چون مفهوم برابرى و عدم امتياز در آنها گنجانيده شده اسـت جـنـبـه (تـقـدس ) پـيـدا كـرده انـد، جـاذبـه دارند، احترام شنونده را جلب مى كنند، خصوصا اگر با كلمه (حقوق ) تواءم گردند.
تـسـاوى حـقـوق ! چـه تـركـيـب قشنگ و مقدسى ! چه كسى است كه وجدانى و فطرت پاكى داشته باشد و در مقابل اين دو كلمه خاضع نشود؟!
اما نمى دانم چرا كار ما - كه روزى پرچمدار علم و فلسفه و منطق در جهان بوده ايم - بايد به آنجا بكشد كه ديگران بخواهند نظريات خود را در باب (تشابه حقوق زن و مرد) بـا نـام مـقـدس (تـسـاوى حـقـوق ) بـه مـا تـحـمـيـل كـنـنـد ؟! ايـن درسـت مثل اين است كه يك نفر لبوفروش بخواهد لبو بفروشد اما به نام گلابى تبليغ كند.
آنچه مسلم است اين است كه اسلام در همه جا براى زن و مرد حقوق مشابهى وضع نكرده است ، هـمـچـنانكه در همه موارد براى آنها تكاليف و مجازاتهاى مشابهى نيز وضع نكرده است . امـا آيـا مجموع حقوقى كه براى زن قرار داده ارزش كمترى دارد از آنچه براى مردان قرار داده ؟ البته خير، چنانكه ثابت خواهيم كرد.
در ايـنـجـا سـؤ ال دومـى پـيـدا مـى شـود و آن ايـنكه علت اينكه اسلام حقوق زن و مرد را در بـعـضى موارد، نامشابه قرار داده چيست ؟ چرا آنها را مشابه يكديگر قرار نداده است ؟ آيا اگـر حقوق زن و مرد، هم مساوى باشد و هم مشابه بهتر است يا اين كه فقط مساوى باشد و مشابه نباشد.

براى بررسى كامل اين مطلب لازم است كه در سه قسمت بحث كنيم :

1. نظر اسلام درباره مقام انسانى زن از نظر خلقت و آفرينش
2. تـفـاوتهايى كه در خلقت زن و مرد هست براى چه هدفهائى است ؟ آيا اين تفاوتها سبب مى شود كه زن و مرد از لحاظ حقوق طبيعى و فطرى وضع نامشابهى داشته باشند يا نه ؟
3. تـفـاوتـهايى كه در مقررات اسلامى ميان زن و مرد هست كه آنها را در بعضى قسمتها در وضع نامشابهى قرار مى دهد براساس چه فلسفه اى است ؟ آيا آن فلسفه ها هنوز هم به استحكام خود باقى است يا نه ؟

مقام زن در جهان بينى اسلامى

اما قسمت اول . قرآن تنها مجموع قوانين نيست . محتويات قرآن صرفا يك سلسله مقررات و قـوانـيـن خـشـك بـدون تفسير نيست . در قرآن ، هم قانون است و هم تاريخ و هم موعظه و هم تـفـسـيـر خـلقـت و هـم هـزاران مـطـلب ديـگـر. قـرآن هـمـان طـورى كـه در مـواردى بـه شكل بيان قانون دستورالعمل معين مى كند در جاى ديگر وجود و هستى را تفسير مى كند، راز خلقت زمين و آسمان و گياه و حيوان و انسان و راز موتها و حياتها، عزتها و ذلتها، ترقى ها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بيان مى كند.
قرآن كتاب فلسفه نيست ، اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع - كه سه موضوع اساسى فلسفه است - به طور قاطع بيان كرده است . قرآن به پيروان خود تنها قانون تـعـليـم نـمـى دهد و صرفا به موعظه و پند و اندرز نمى پردازد بلكه با تفسير خلقت بـه پـيـروان خـود طـرز تـفـكر و جهان بينى مخصوص مى دهد. زير بناى مقررات اسلامى دربـاره امـور اجـتـماعى از قبيل مالكيت ، حكومت ، حقوق خانوادگى و غيره همانا تفسيرى است كه از خلقت و اشياء مى كند.
از جـمـله مـسائلى كه در قرآن كريم تفسير شده موضوع خلقت زن و مرد است . قرآن در اين زمـيـنـه سـكـوت نـكـرده و بـه يـاوه گـويان مجال نداده است كه از پيش خود براى مقررات مـربـوط بـه زن و مرد فلسفه بتراشند و مبناى اين مقررات را نظر تحقيرآميز اسلام نسبت به زن معرفى كنند. اسلام ، پيشاپيش نظر خود را درباره زن بيان كرده است .
اگـر بـخـواهـيم ببينيم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چيست لازم است به مساءله سرشت زن و مرد - كه در ساير كتب مذهبى نيز مطرح است - توجه كنيم . قرآن نيز در اين موضوع سـكـوت نـكـرده اسـت . بـايد ببينيم قرآن زن و مرد را يك سرشتى ميداند يا دو سرشتى ؛ يـعـنى آيا زن و مرد داراى يك طينت و سرشت مى باشند و يا داراى دو طينت و سرشت ؟ قرآن با كمال صراحت در آيات متعددى مى فرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سـرشـت مـردان آفـريـده ايـم .


صدیقه کبری (سلام الله علیها) و مسأله حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قال الباقر علیه السلام: و لقد کانت علیهاالسلام مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن و الانس و الطیر و الوحش و الانبیاء و الملائکة. (۱)
حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: به تحقیق حضرت زهرا علیهاالسلام بر تمام آنچه خداوندخلق فرموده از جن و انسان و پرندگان و درندگان وپیامبران و فرشتگان، فرمانروایی بی چون وچرابودند.
اولیا و برگزیدگان الهی اشخاصی هستند که در تمام جوانب شخصیتی دارای کامل ترین روح ها و سترگ ترین حریم هایند. در میان این افراد دست چین شده چهارده نور پاک از همه درخشنده تر جلوه گری می کنند و زیباتر دل افروزی. اما آنگاه که در کلمات خود ایشان علیهم صلوات الله می نگریم، به سرعت در میابیم که تمام آن پاکان به یک نقطه خیره گشته و یک شخصیّت را حجّت خداوند بر خود می دانند. نقطه ای که قبله دل های امامان و سرمشق و اسوه ای نیکو برای پیشوایان ما سلام الله علیهم اجمعین است و او ام الائمه زهرای مرضیّه علیها سلام الله است .
البتّه در این مجال بنابر آن نیست که در مورد تمام ابعاد وجودی ایشان علیهاالسلام، سخن به میان آید، چه اینکه نه این مجال و نه هیچ عرصه دیگری گنجایش چنین مقال را ندارد، بلکه چون خطاب این نوشته به خواهران پیرو مکتب آن یگانه اعصار است، سعی خواهد شد به شخصّیت ایشان از زاویه الگویی کامل برای زنان در مسئله حجاب نگریسته شود.
برای آغاز مطلب به مسجد پیامبر بزرگ الهی صلّی الله علیه و آله وسلم رفته، در حلقه ای که ایشان در جمع صحابه نشسته اند، قرار می گیریم. رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را می بیینیم که از اصحاب چنین سوال می کنند: برای زنان چه چیزی نیکوتر است؟ هر یک از اصحاب درخور فهم و دانش خود جوابی می دهند. در این میان امیرالمومنین علیه السلام بهتر آن می بینند که پاسخ را از بانوی بانوان جهان بشنوند، تا این بهانه ای باشد برای انتقال معارف از برترین زن و همه با نگرش ایشان بهتر آشنا شوند. پاسخ ایشان چنین است:
خیر للنساءأن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال. (۲)
برای زنان بهتر آن است که نه مردی را ببینند و نه مردی آنان را بنگرد.
این گفتار ایشان است و زمانی شیرینی گفتار بیشتر به کام می نشیند که با عمل همراه گردد. در مقام عمل امّا، از ایشان چنین نقل شده است:
مردی نابینا پس از اجازه گرفتن وارد منزل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می شود. رسول الله صلوات الله علیه مشاهده می کنند که حضرت زهرا سلام الله علیها برخاسته فاصله می گیرند و خود را می پوشانند. نبی اکرم علیه و علی آله صلوات الله می فرمایند: دخترم این مرد نابینا است. پاسخ چنین است:
إن لم یکن یرانی فإنّی أراه و هو یشمّ الریح.
اگر او مرا نمی بیند، من او را می بینم و او بوی زن بیگانه را استشمام می کند.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در مقام تحسین چنین عفت و پاکدامنی و برای فهماندن بهترین نوع عمل، این گونه می فرمایند:
شهادت میدهم که تو پاره ای از وجود من هستی. (۳)
بانوی بزرگ اسلام سلام الله علیها برای اصلاح این طرز تفکّر که زن را در جای جای اجتماع و در میان مردان بیگانه جستجو می کند و به غلط ارزش او را در به عهده گرفتن نقشهای غیر ضروری بیرون منزل می داند ، چنین بیانی دارند :
أدنی ما تکون من ربّها أن تلزم قعر بیتها. (۴)
زن از تمام لحظات، زمانی به خداوند نزدیک تر است که در کنج خانه خویش باشد.
این است فرمایش کامل ترین زن در مکتبی که عفّت و انضباط از پایه های اساسی آن است . مکتبی که هدفدار است و برای هر موجود مکانی تدارک دیده و وظیفه ای خاصّ بر گردن او نهاده.
به فراز کوتاه دیگری از زندگی این بانوی بزرگ نظر می افکنیم.
بعد از آنکه پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم کارهای منزل را تقسیم فرمودند و امور داخل خانه را به حضرت زهرا سلام الله علیها و کارهای خارج منزل را به امیرالمومنین علیه السلام محوّل کردند، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمایشی شنیدنی دارند:
فلا یعلم ما داخلنی من السرور إلا الله بإکفایی رسول الله تحمّل رقاب الرجال. (۵)
اندازه سرور مرا جز خداوند کسی نمی داند چون رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است بی نیاز کردند.
روشن شد که بزرگ ترین خوشحالی برترین بانوی عالم سلام الله علیها دوری جستن از بیرون خانه و ظاهر نشدن در میان مردان است. آیا این موارد با رفتارهای امروزی و ارزش های مورد ترویج سازگاری دارد؟
آنچه ما را متوجّه اهمّیت فوق العاده حجاب در نظر این وجود مبارک می سازد، توجه ایشان به مستور بودن حتی پس از وفات است. به این فراز تاریخی توجه کنید :
در ایامی که ایشان در بستر شهادت آرمیده و آماده لقای حضرت ربّ جلّ و علا بودند، به اسماء بنت عمیس فرمودند:
إنی قد استقبحت ما یصنع بالنساء أنه یطرح علی المرأه الثوب فیصفها لمن رأی فلا تحملینی علی سریر ظاهر استرینی سترک الله من النار.
من آن گونه عملی را که درمورد زنان پس از مرگ آنان می شود، بسیار زشت می شمارم که پارچه ای روی بدن آنهامی کشند که اوصاف بدن آنها را برای بیننده نمایش می دهد. از تو می خواهم که این چنین بامن رفتار نکنی و مرا در چنین تابوتی نگذاری. مرا بپوشان، خداوند تو را از آتش بپوشاند.
اسماء می گوید: به ایشان عرض کردم در حبشه برای حمل جنازه تابوتی درست می کنند که بدن مّیت را می پوشاند و سپس برای ایشان با چوب های تر و نازک درخت شکل و قیافه آن را ترسیم کردم. حضرت زهرا سلام الله علیها خوشحال شده فرمودند:
إصنعی لی مثله استرینی سترک الله من النار. (۶)
مانند همین را برایم بساز . مرا بپوشان ، خداوند تو را از آتش بپوشاند.
دیده شد که هر جا برای صدّیقه کبری سلام الله علیها امکان برای پوشش بیشتر فراهم آمده، خوشحالی از ایشان نمایان گردیده است که این، جهت و سمت شوق و خرسندی آن وجود مبارک را مشخص می سازد .
یک سؤال و جواب آن
در مواردی دیده شده که حضرت زهرا سلام الله علیها نه تنها در اجتماع و درمیان مردان ظاهر شده اند، بلکه حتی به ایراد خطابه و سخنرانی درجمع مردان بیگانه پرداخته اند. با توجه به معتبر بودن این گونه نقل ها، این رفتار را چگونه پاسخ می دهید؟ آیاتناقض میان روشی که در این نوشتار است، باروش مذکور وجود ندارد؟
در پاسخ به این سؤال و دیگر سؤالات از این دست که معمولا برای توجیه فعّالیت های غیر ضروری بانوان در اجتماع مطرح می شود، باید چنین گفت:
با اذعان به صحت نقل حضور حضرت صدّیقه سلام الله علیها در اجتماع مردان، به موشکافی شرایط این عمل تاریخ ساز و مهم می پردازیم . ( البته باید به این نکته توجّه داشت که هیچ منبعی حضورغیرضروری ایشان در اجتماعاتی از این دست را درزمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم، ثبت نکرده است. )
پس از ارتحال اندوه بار خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله و انحراف خلافت الهی از مسیری که آخرین فرستاده خداوند معیّن فرموده بودند، جنبشی از دو سوی پدید آمد. در یک طرف سقیفه سازان را سعی براین بود که با فشار تبلیغات و سایر اقدامات، خلیفه دست ساز خود را تثبیت کنند و با دادن جلوه قدسی به وی، راه حاکمیت اش را هموار سازند و تمام مخالفین را به تمکین از او وادار کنند. این گروه از انجام هیچ عملی در مسیر خواسته خود روی گردان نبودند و با جّدیت طرح خودرادنبال می کردند.
در طرف دیگر کسانی بودند که علی رغم شمار اندک خویش، سعی بر این داشتند که خلافت را به مسیری که رسول الله علیه و علی آله السلام مقرّر فرموده بودند، بازگردانند. این گروه به زعامت امیرالمومنین علی علیه السلام، تمام تلاش خود را به توجّه دادن مردم به وصایای متعدّد پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم معطوف داشتند. اما از یک سوی با فشار سهمگین جریان حاکم و از سوی دیگر به جهت بی اعتنایی مردم، نتوانستند کاری از پیش ببرند. از جمله این فشارها می توان به حمله حکومتیان به خانه امیرالمومنین علیه السلام و آتش زدن درب خانه ایشان و مضروب ساختن وجود مبارک صدیقه طاهره سلام الله علیها اشاره نمود .
در چنین شرایطی که تمام سعی جریان حاکم بر دور ساختن مردم از خلیفه برحقّ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم متمرکز شده بود، چاره ای جز مداخله مستقیم تنها بازمانده رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نمی ماند. کسی که هیچ راهی برای انکار نزدیکی و ارتباط اش با ریاست اعلای دین و اطّلاع اش از کلمات و وصایای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وجود نداشت. کسی که پیامبر صلوات الله علیه وی را پاره ای ازوجود خود نامیده بودند و همه مردم به محبّت دوسویه میان این پدر و فرزند واقف بودند. پس حضرت زهرا سلام الله علیها با درک صحیح از ضرورت آگاه سازی مردم و عدم جایگزین در انجام این کار مهمّ در صحنه حاضر شدند. شکل حضور این بانوی بزرگ سلام الله علیها برای تکمیل پاسخ ما بسیار حایز اهمیّت است. به این عبارات توجّه بفرمایید:
لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها تطؤ ذیولها . . . فنیطت دونها ملاءه . . . (۷)
حضرت زهرا سلام الله علیها مقنعه خودراپوشیدند و چادر به سر کشیدند... در حالی که لباس بلندایشان زیرقدمشان قرارمی گرفت... پرده ای درپیش روی شان آویخته شد...
روشن است که پس از آنکه شرایط حادّ زمان، ایشان را ناچارساخت تا در میان مردان حاضر گردند، این حضور با رعایت کامل مسایل پوشش همراه شد و هنگام سخنرانی در جمع نامحرمان پرده ای میان ایشان و مستمعین حایل بود.
پس آنچه به دنبالش بودیم کاملا واضح شد و معلوم گردید که اوّلا ضرورت موجب حضور اجتماعی ایشان شده است و ثانیا این حضور با نهایت پوشش انجام پذیرفته است. سایر حضورهای ایشان نیز در راستای ضرورت قابل ارزیابی است و تا ضرورت ایجاب نمی کرده از ایشان حضور اجتماعی در میان مردان سراغ نداریم .
اینک این سؤال از تمام بانوانی که به این وجود مقدّس سلام الله علیها علاقه مندند، پرسیده می شود:
تا چه مقدار نزدیکی بین خود و سیره و دستورات برترین بانوی عالم سلام الله علیها احساس می کنید؟ آیا وقت آن نرسیده است که در رفتار و الگوپذیری خود بازنگری کنیم؟ آیا تا چه زمانی از فرهنگ غرب که حتی در خاستگاه خود تجربه ناموفّقی داشته و علاوه بر از میان بردن حریم های اجتماعی، مساله ارتباط خانوادگی و تربیت فرزندان را هم تحت تاثیر قرار دارده است، باید الگو گرفت؟

پی نوشت ها :
۱. مستدرک سفینة البحار 6 : 208
۲. مجمع الزواید هیثمی 4 : 468 و وسایل الشیعة، جلد20، صفحه67
۳. دعایم الاسلام 2 : 215 و بحارالانوار 43 : 91
۴.مستدرک الوسايل 14 : 182 و جامع احادیت الشیعة 20: 384
۵. بحارالانوار43 : 83 و وسایل الشیعة 14 : 123
۶. وسایل الشیعه 2 : 876 و بحارالانوار 43 : 212
۷. دلائل الامامه، طبری، صفحه 110


عفاف و حجاب از ديدگاه حضرت زهرا (علیهاالسّلام)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بدون ترديد پوشش اسلامي براي زنان، از ضروريات دين مقدس اسلام است، چنان که آيات متعددي از قرآن بر اين مطلب دلالت دارند.(1) از طرفي مسأله حجاب يکي از جنجالي‏ترين مسائل دنياي ديروز و امروز است، به ويژه طرفداران اعلاميّه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوي حقوق زن و مرد»، پوشش را براي زن دست و پاگير دانسته، و آن را برخلاف آزادي قلمداد و به عنوان حمايت از حقوق زن، مطرح مي‏نمايند، اين مسأله را بسيار حسّاس نموده است، در صورتي که پوشش اسلامي را بايد در مجموع ابعادش مورد تجزيه و تحليل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گير نيست و تضادي با آزادي ندارد، بلکه زنان در عين حفظ پوشش اسلامي، مي‏توانند برترين فعاليّت‏هاي اجتماعي را داشته باشند، و در چارچوب آزادي‏هاي صحيح و مقبول، از حق آزادي خود بهره‏مند گردند، زيرا حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوري اسلامي ايران مي‏بينيم که زنان در همه صحنه‏ها و عرصه‏ها، از مجلس قانون‏گذاري گرفته تا آموزش و پرورش و بيمارستان‏ها و ادارات، مي‏توانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامي، به کار و تلاش بپردازند، بي آن‏که حجاب اسلامي براي تلاش‏هاي آنان، مشکلي ايجاد کند، و حقّ آزادي صحيح آنها را تضييع نمايد.
 حجاب در اسلام از يک مسأله کلّي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد، و آن اين است که اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني، اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي کار و فعّاليت باشد، برخلاف سيستم غربي عصر حاضر، که کار و فعّاليت را با لذّت‏جويي‏هاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند». (3)
علاّمه اقبال لاهوري در اشعار نغز خود در اين رابطه، چنين مي‏سرايد:

شرق را از خود  برد  تقـلید  غرب  *** باید   این    اقوام   را   تـنـقـیـد  غرب
قوت مغرب نه از  چنگ  و  رباب  ***  نی   ز    رقص    دختران   بی‌ حجاب
نی ز سحر  ساحران  لاله  روست  *** نی ز عریان ساق و نی از قطع موست
قوت افرنگ  از  علم  و  فن  است *** از هـمین  آتش  چراغش  روشن است
علم و فن داری جوان شوخ و شنگ  *** مغز   می‌باید     نه   ملبوس   فرنگ

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) زن نمونه يا نمونه زن؟
الگو يکي از طرق سازندگي درمراحل مختلف زندگي است. بسياري از بي هدفي ها زاييده بي الگويي هاست. زبان الگو، زبان عمل است در نتيجه تأثيري که الگو برافراد مي‌گذارد، بسيارعميق تر و ماندني تر ازگفتار است. به دليل اهميت الگو اديان الهي و مکاتب بشري سعي درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته  اند و ازنقش الگو درآباداني و ويراني جوامع غافل نبوده اند .
دين مبين اسلام  الگوها و شاخص‌هاي‌متعالي ‌ارائه داده و انسانها را به پيروي از سيره عملي و نظري آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوي عملي وجود ندارد و آنان ناگزيرند ايده آليستي بينديشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستين يعني تشيع، الگوهاي بسياري وجود دارد.
دامنه تأثير گذاري اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردي، اجتماعي و تاريخي است . در حوزه فردي نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعي و سياسي است و درعرصه تاريخي تأثير اسوه ها به تغيير و تحول در جهت گيريهاي تاريخي   ارتباط مي‌يابد.
هم اکنون جا دارد به اين سؤال پاسخ گفته شود که آيا حضرت زهرا(سلام الله علیها) الگوي زنان است يا الگوي انسان؟ و آيا سيره ايشان قابليت پيروي براي همه انسانها را دارد و يا مختص زنان مي‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگوي کاملي براي همه انسانهاست و همه بشريت مي‌توانند با تأسي از سيره ايشان راه نجات و سعادت خود را طي نمايند.
کرامت ها وفضيلت ها مختص مردان نيست. چنانچه زنان جوهري داشته باشند، مسير تعالي وبالندگي معنوي براي آنان هموار است. اگر علي (علیه السّلام) الگو ونمونه انسان کامل و ايده آل است در وجود مرد بودن، زهراي مرضيه نيز الگوي ايده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتي مي‌فرمايد :« لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 ) مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. اين مطلب درمورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) نيز صادق است .آنچه فاطمه (سلام الله علیها) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انساني اوست و بدين خاطر متعلق به عالم انسانيت است. ارزش هاي انساني اختصاص به زن يا مرد ندارد و به تبع آن اسوه هاي انساني نيز همين گونه اند. فاطمه(سلام الله علیها) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نيزهست.( همانند پيامبران و امامان)
بين زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه يعني زني که سيره و روش او را همگان قادرند در زندگي اتخاذ واعمال نمايند و براساس سيره و سلوک او مسيرزندگي خويش را بپيمايند و نمونه زن يعني زني که ميان زنان نمونه و الگوست.

بالاترين ارزش زن از نظر حضرت زهرا (عليهاالسلام)
از منظر حضرت زهرا عليهاالسلام نزديک ترين حالات زن به خداوند متعال هنگامى است که خود را از ديد نامحرمان دور نمايد و در منزل خود به خانه دارى و تربيت فرزند و پذيرايى از همسر خود بپردازد. امام صادق عليه السلام به نقل از حضرت فاطمه عليهاالسلام دراين باره فرمود: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا، نزديک ترين حالات يک زن به خداوند متعال زمانى است که در منزل مى ماند (و به امور خانه دارى و تربيت فرزند مى پردازد).»
آرى، يک زن مسلمان هرگز فرمان خداوند متعال را در مورد حفظ عفت و عصمت خود فراموش نمى کند و در طول زندگى حجاب خود را همانند گوهرى گرانبها پاسدارى مى کند. اين سخن معروف حضرت زهرا عليهاالسلام که ضامن پايدارى جوامع و مايه استحکام خانواده هاست، همواره بايد در معرض ديد بانوان مسلمان به ويژه دختران جوان باشد که فرمود: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ؛ بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که (بدون ضرورت) مردان (نامحرم) را نبينند و مردان (نامحرم) نيز آنان را ننگرند.»
خوشبختى و سعادت زن و جامعه بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که (بدون ضرورت) مردان (نامحرم( را نبينند و مردان (نامحرم( نيز آنان را ننگرند. در همين جمله نهفته است که تا مى تواند از نامحرمان دورى کند و کمترين ارتباط را با آنان داشته باشد؛ امّا متأسفانه در عصر ما شياطين وسوسه گر و دشمنان اسلام تلاش مى کنند به هر وسيله و عنوانى زنان مسلمان را از هويت خود جدا کنند و به مجامع عمومى و معرض ديد نامحرمان بکشانند و به اين وسيله آنان را از اهداف اصلى خلقتشان بازدارند.
فرانس فانون نويسنده فرانسوى مى گويد: «نيروهاى اشغالگر در کشور مسلمان الجزائر مأموريت داشتند تا هويت و اصالت فرهنگى ملت الجزائر را نابود سازند و در اين راه حداکثر کوشش خود را بر تخريب مسئله حجاب و چادر زنان متمرکز کرده بودند؛ زيرا آن را نشانه مهم اصالت ملى زنان الجزائرى تلقى مى کردند. از ديدگاه استعمارگران هجوم به تار و پود جامعه اسلامى الجزائر ابتدا بايد از تحت تأثير قرار دادن زنان آغاز مى شد. دستگاه استعمارى فرانسه براى مبارزه با حجاب زنان و بيرون کشيدن آنان از کانون خانواده، مبالغ هنگفتى را اختصاص داده بود. آنها بر اين باور بودند که حجاب زن سدّ محکم و دژ عظيمى در برابر نفوذ غربيهاست. هر چادرى که کنار گذاشته شود، افق جديد و گام بلندى در تسلط استعمارگران بر کشورهاى اسلامى است. پس از ديدن هر زن مسلمانى که حجاب را کنار گذاشته است، اميد تسلط آنان ده برابر مى گردد. با هر چادرى که رها مى گردد، گويى جامعه اسلامى براى پذيرش و تسليم در برابر استعمارگران آماده تر مى شود.»

حجاب حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (علیهم السلام)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (سلام الله علیها) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نيز اميرالمومنين علي (علیه السلام) است كه پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (علیه السلام) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(سلام الله علیها)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (سلام الله علیها) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.
نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (سلام الله علیها) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد.

حجاب از ديدگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها)
آن بانوي بسيار بزرگ جهان، با اين که حريم عفاف و حجاب را به طور کامل رعايت مي‏کرد، در عين حال، در بحراني‏ترين حوادث سياسي و اجتماعي، حضور و ظهور داشت.
روزي مرد نابينايي با کسب اجازه به محضر حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) که در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(سلام الله علیها) پرسيد: «با اين که اين مرد نابيناست و تو را نمي‏بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(سلام الله علیها) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي‏بيند، من که او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏کند». پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنّي؛(4) گواهي مي‏دهم که تو پاره تن من هستي».
اميرمؤمنان علي(علیه السلام) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترين کار براي زنان چيست؟» هيچ کدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(سلام الله علیها) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(سلام الله علیها) تعريف کردم، و گفتم هيچ يک از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي‏دانم، و آن اين است که: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
* حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است.
من به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) بازگشتم و عرض کردم: «اي رسول خدا! از ما پرسيدي که چه کار براي زنان برتر است، پاسخش اين است که برترين کار براي زنان اين است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «چه کسي به تو چنين خبر داد، تو که اين‏جا بودي و پاسخي نگفتي؟» علي(علیه السلام) عرض کرد: «فاطمه(سلام الله علیها) چنين فرمود».
پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) از اين پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(سلام الله علیه) را پسنديد و به نشانه تأييد او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّي؛(5) همانا فاطمه، پاره تن من است».
نيز روايت شده: روزي جابر بن عبدالله انصاري همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) به سوي خانه فاطمه(سلام الله علیها) رهسپار شدند. وقتي که به در خانه رسيدند، پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) اجازه ورود طلبيد. فاطمه(سلام الله علیه) اجازه داد، پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: شخصي همراه من است، آيا اجازه هست با او وارد خانه شويم؟ فاطمه(سلام الله علیها) عرض کرد: «اي رسول خدا «قِناع» (يعني مقنعه و روسري) ندارم.» پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «يا فاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مَلْحَفَتِک فَقِنِعِي بِهِ رأسَکِ؛ اي فاطمه! زيادي لباس بلند روپوش خود را بگير و سرت را با آن بپوشان».
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) همين کار را کرد، آن گاه پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و جابر، با کسب اجازه وارد خانه شدند.(6)

تلاش‏هاي سياسي و اجتماعي حضرت زهرا(سلام الله علیها)
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در عين آن که حجاب کامل را رعايت مي‏کرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلکه شواهد بسياري وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شرکت فعّال داشت.
محدّثين نقل مي‏کنند: شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) دست فاطمه(سلام الله علیها) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(سلام الله علیها) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» بنابراين، حجاب در سيره فاطمه(سلام الله علیها) پرده نشيني نيست.
در مکّه قبل از هجرت، مشرکان به تحريک ابوجهل به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) آزار مي‏رساندند، يکي از آنها به نام «ابن زبعري» شکمبه گوسفندي را برداشت، و به طرف پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) انداخت، به طوري که سر و صورت آن حضرت را آلوده نمود، ابوطالب(علیه السلام) به دفاع از آن حضرت پرداخت،
* پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موي خود را بپوشاند، و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد، آيات مربوطه همين معني را ذکر مي‏کند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است».
در اين هنگام حضرت زهرا(سلام الله علیها) که در آن وقت خردسال بود با آب نزد پدر آمد، و سر و صورت آن حضرت را شست و شو داد. (7)
اين ترتيب نتيجه مي‏گيريم، حضرت زهرا(سلام الله علیها) در عين آن كه در همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم حجاب و عفاف را رعايت نموده است.

بشارت هاي خدا به زنان عفيف
امام جعفر صادق(علیه السلام) : اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد وگرنه به خاک هم نمي ارزد.
پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) : ... زني که براي حفظ غيرت ، استقامت ورزيده و براي خدا وظيفه خود را بخوبي انجام داد ، خدا پاداش شهيد را به او خواهد داد.
پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) : پروردگارا زناني که خود را خود را پوشيده نگه مي دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) : شرف مقنعه اي که زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزندا تر مي باشد.

نتيجه گيري
حجاب و عفاف حضرت زهرا به گونه‌اي است كه ذكر شد، در حالي كه در مقابل نامحرم كوبندگي و قاطعيت دارد، به مسلمانان مي‌فهماند كه اختلاط بين زن و مرد ممنوع است. تصور نكنيد اين بي‌حجابي و بي‌عفافي كه فعلاً در جامعه رايج است، فقط براي ما باعث ناراحتي شده است، بلكه حضرت زهرا نيز از اين موضوع بسيار ناراحت است. همه مي‌دانيم كه حضرت زهرا بهترين سرمشق است. سرمشق يعني چه؟ يعني جامعه بايد وضعيت حجاب و عفاف حضرت زهرا را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در عين آن كه حجاب كامل را رعايت مي‏كرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلكه شواهد بسياري وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شركت فعّال داشت.
بنابراين «تعادل و تنظيم روابط»، پي آمدهايي چون حضور پرنشاط، سالم، شاداب و تأثيرگذار براي مردان و زنان در عرصه هاي مختلف خانواده و جامعه خواهد داشت و بن بستي از فساد و تباهي در هيچ يک از ميدانهاي فعاليت ايجاد نخواهد کرد.
به هرحال آنچه که بر مي آيد اين است که حجاب محدوديت ساز نيست بلکه ايجاد مصونيت مي کند. البته بايد ذکر کرد که حجاب فقط براي زنان نيست و براي مردان نيز ضروري به نظر مي رسد. از بين رفتن حجاب در جوامع کنوني نماد رشد و پيشرفت نيست نماد عقب ماندگي و غربزدگي کشورهاي اسلامي مي باشد.
 
پی نوشت ها :
1) نور (24) آيه 30 و 32و 33؛ احزاب(33) آيه 32، 33 و 59.
2) مرتضي مطهّري، مسأله حجاب، چاپ جديد، ص79.
3) همان، ص83.
4) علاّمه مجلسي، بحار، ج43، ص91.
5) علاّمه علي بن عيسي (اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص23 و 24.
6) علاّمه علي بن عيسي اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص24.
7) علاّمه سروي، مناقب آل ابي‏طالب، ج1، ص60
ماخذ :
- مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا،‌ حجة‏الاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي
- حجاب حضرت زهرا ، آمنه مظاهري


عاقبت روابط نامشروع در کلام پیامبر
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

روابط نامشروع

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.

عاقبت روابط نامشروع در کلام رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

در هر خیابان و پارکی نگاه کنی یک دختر و پسر دست همدیگر را گرفته و در حال عبور و مرور هستند هر چقدر هم خوشبین باشیم باز یک جای سؤال باقی میماند که : اینها که سنشان به ازدواج نمی خورد و به طور معمول خواهران و برادران هم چنین صمیمانه تمام مدت دست در دست هم نیستند تمام طول مسیر ، پس این ها چه نسبیتی با هم دارند؟یا زیبنده یک جامعه مسلمان است که این چنین راحت حکمی صریح از دین نادیده گرفته شود ؟

با هیچ زبانی نمیشود به جوانان عزیز گفت که کارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و کلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممکن میدانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد که از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و کمی در کار خود تأمل کنیم . بدون پیش داوری  این ها نه حرف ستاد امر به معروف است و نه اداره منکرات حرف کسی است که خداوند به جان شریفش سوگند میخورد و او راستگو ترین راستگویان است .

باید این نکته را افزود که این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می کنند، پیش خود فکر می کند، گویا برای این کارها مانعی پیش پای او نیست. لذا اگر چه دختر و پسری باشند که چندان تمایل به ارتباط نامشروع ندارند، اما به خاطر عدم نبودن تقوای بالا و نداشتن  شناخت درستی از دین و برخوردار نبودن از معارف بلند دینی و از طرفی وسوسه شیطان، همه اینها دست به دست هم می دهند، زمینه را برای ورود اکثر جوانان به این باتلاق متعفن فراهم می سازند.

وقتی در بین اکثر جوانان جامعه روابط نامشروع رواج یافت، زندگی برای افراد سالم و متدین و کسانی که پایبند به دین و مذهبی هستند، مشکل خواهد بود. در حقیقت چنین جامعه ای به مرضی مبتلا شده که درمان آن بسیار سخت و یا غیر قابل علاج می گردد. همان گونه که اکثر جوامع غربی و برخی کشورهای اسلامی از این روابط نامشروع به ستوه آمدند و دائم در صدد درمان آن می باشند، که متاسفانه به خاطر دوری از دین و معنویت موفق نشده اند. و تنها راه درمان، بازگشت به دین و هویت و اصالت فرهنگی می باشد. اکنون به روایاتی در این مورد توجه فرمایید:

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:

«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. 1

همچنین آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « ایاک و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منکئه امراة لا نجلّ له ».

از خلوت کردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی کند. مگر اینکه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن باشد و به انسان برخورد کند بهتر است از آنکه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند. 2

و نیز آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ». اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. 3

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم  درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاکه امراة لا یملک ها حبس به کل کلمة کلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاکهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها کان علی الرّجل وزره ووزرها».

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود. 4


حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمود:

بزرگترین گناه طلبه (درس اخلاق امام 9)

«من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار».

هر کس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند. 5

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان ».

ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است. 6

(منظور از با گوشه چشم آن است که شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می کند و می گوید: یک لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! که همین کار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« ایاک و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها ».

از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می کند. 7

خوب اکنون کدامیک از شما دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود کند جوانانی که این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می کنند که  ای کاش هرگز وارد این روابط نمی شدند که از یک طرف ترک آن حتی بعد از ازدواج برایش سخت باشد و هم اینکه لذت پاک بودن را مثل کسانی که وارد این گود نشده اند از دست داده اند هر چند توبه کنند توبه اگر واقعی باشد مجازات اخروی آن را از بین می برد اما اثر وضعی آن گناه خو د را نشان خواهد داد مثل یک اثر سوختگی روی پوست که با درمان سوزش آن از بین میرود و حس نمیشود اما ردش بر روی پوست باقی میماند بالاخره باید فرقی بین آن هایی که  گناه می کنند و آن هایی که خویشتن داری میکنند باشد یا نه ؟ پاک ماندن هنر است و والا گناه کردن که کاری ندارد .

پی نوشت ها:

1- بهشت جوانان، ص 468.

2- بهشت جوانان، ص 468. مرات النساء ص 117، و مانند آ« مستدرک الوسائل ج 14 ص 5- 264.

3- بهشت جوانان، ص 469. مرات النساء ص 117.

4- بهشت جوانان، ص 441. عِقاب الاعمال: ص 652.

5- بهشت جوانان، ص 442. عِقاب الاعمال: ص 652.

6- بهشت جوانان، ص 472. بحارالانوار ج 74 ص 291 و مانند آن بخارج 75  ص 232.

7- بهشت جوانان، ص 472. مرآت النساء: ص 141.


حجاب در آیینه‌ی کلام وحی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

از میان اهالی فقه افرادی با استناد به مبانی فقهی نظرهای جدیدی را در مورد مسئلهی حجاب مطرح کردهاند. برخی حجاب را جزو احکام حکومتی زمان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) دانستهاند و لزوم و وجوب آن را مورد تردید قرار دادهاند و برخی هم برای حجاب تنها لزوم اخلاقی و نه وجوب دینی قائل شدهاند. حدود فقهی مورد اجماع علما در خصوص رعایت حجاب اسلامی چیست و این نظرهای مخالف بر چه مبنایی صادر میشود؟

 

اینکه حجاب به عنوان یکی از احکام حکومتی زمان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) مطرح بوده است یا فقط جنبهی اخلاقی دارد نه مطابق با ادلهی قرآنی و روایی ماست و نه هیچ یک از فقهای شیعه و اهل سنت از صدر اسلام تا کنون چنین نظری داشتهاند. این ظن و گمانها در اذهان برخی از متأخرین، روشنفکرها و اشخاصی به وجود میآید که میخواهند دین را به شکلی مثله کنند. آنها در واقع میخواهند حقایق دینی را آرامآرام از جامعه و مردم بگیرند و به همین دلیل این تحلیلها و مطالب خیالی را بیان میکنند.

 

خداوند در 2 سورهی مبارکهی «احزاب» و «نور» راجع به مسئلهی حجاب مطالبی را فرموده و آیاتی را نازل کرده است. هر چند از نظر ترتیبی سورهی نور در قرآن قبل از سورهی احزاب آمده است، اما تاریخ نزول آیات حجاب در سورهی احزاب مقدم بر آیات حجاب در سورهی نور است. در سورهی احزاب ما 3 آیه داریم که در فقه و تفسیر مفصل مورد بحث واقع شده است. یکی از آنها آیهی 53 سورهی مبارکهی احزاب است که در قسمتی از آن خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ»

 

بر اساس رسوم جاهلیت، مردها وقتی وارد منزل میشدند، اجازه نمیگرفتند و به همین دلیل خدای تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد و فرمود اگر کسی متاعی از زنان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) میخواهد، از پشت پرده طلب کند و سرزده وارد اتاقها نشود. این شاید اولین آیهای است که دربارهی مسئلهی حجاب مطرح شده است. مشهور قائل هستند که این آیه یکی از احکام اختصاصی زنهای پیامبر است، همان طور که در ادامهی همین آیه آمده است: «وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمًا» یعنی نباید هرگز رسول خدا را بیازارید و نه پس از وفات هیچ گاه زنانش را به نکاح خود درآورید که این کار نزد خدا گناهی بسیار بزرگ است.

 

در اینجا فقها و مفسرین بحثی دارند که آیا اساساً از این آیه حجاب فهمیده میشود یا خیر. فعلاًنمیخواهم وارد این بحث شوم. ما در بحثهای فقهی خودمان اثبات کردهایم که کلمهی «حجاب» در این آیه ارتباطی به آن معنای اصطلاحی حجاب ندارد.

 

در آیهی 59 همین سوره خداوند میفرماید: «یَأَیهَا النَّبىُّ قُل لاَزْوَجِک وَ بَنَاتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ؛ اى پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابهای خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوندکه این‌ها اهل عفاف و پاکدامنی‌اند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»

 

به نظر بنده رسانهها باید مقدار بیشتری روی این آیهی شریفه کار کنند و آنرا به نسل امروز و اهل فکر تفهیم نمایند، چرا که از این آیه به خوبی وجوب حجاب فهمیده میشود و همچنین معلوم میگردد که وجوب حجاب یک حکم شرعیِ دائمیِ تا روز قیامت است، نه یک حکم حکومتی که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) آن را صادر فرموده باشد. در نهایت از این آیه فهمیده میشود که حجاب باید یک پوشش کامل باشد که مصداق روشن آن چادر است.

 

منظور از «نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ» تمام زنهای انسان‌های مؤمن تا روز قیامت است؛ و هر زنی که ایمان به خدا دارد باید خودش را با جلباب بپوشاند. جلابیب جمع جلباب است و اگر انسان منصفی و محققی به لغتنامهها، اشعار و کتب تاریخی مراجعه کند، چند نکته را به خوبی میتواند بفهمد. اول اینکه جلباب با مقنعه یا خِمار فرق دارد. خِمار یک مقدار از مقنعه و جلباب از هر دوی آنها بلندتر است. اگر از تمام روایات استفاده کنیم، در مییابیم جلباب از سر تا روی پا را میپوشاند.

 

در بعضی از کتابهای اصیل و مرجع در علم لغت، مثل صحاح اللغه‌جوهری، جلباب به معنای ملحفه آمده است. ملحفه به چیزی میگویند که انسان به وسیلهی آن در موقع خواب از سر تا پایش را میپوشاند. میتوانیم بگوییم که اکثر عالمان علم لغت جلباب را در مقابل خِمار و مقنعه قرار دادهاند و گفتهاند بزرگتر از این دو است. بعضی تصریح کردهاند جلباب آن است که تمام بدن را بپوشاند.

 

در موضوع رفتن حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) به مسجد و خواندن آن خطبهی تاریخی آمده است که «لاثت خمارها واشتملت بجلبابها» حضرت اول خمارش را محکم به سرش پیچید و بعد جلبابش را انداخت. از این روایت معلوم میشود که جلباب غیر از خمار است. با توجه به این مطالب، جلباب همان چادر است. اگر به فرهنگ لغات مقامات حریری که یکی از کتب ادبی مهم است مراجعه کنید، در آن نوشته شده است که جلباب چادر است، تنپوش رویی است بدون آستین، گشاد است و محیط بر تمام اجزای بدن است و عرب به آن ملحفه میگوید. بنابراین کتب تاریخی، احادیث و لغتنامههای عربی و فارسی همه، جلباب را به معنای چادر دانستهاند. تفسیر نسفی، ابوالفتوح رازی و شریف لاهیجی همگی معنای چادر را برای جلباب ذکر کردهاند.

 

اینکه بگوییم حجاب یک لزوم اخلاقی دارد و وجوب دینی ندارد نیز حرف بسیار باطلی است. بر اساس قانون «تعلیق الحکم على الوصف مشعر بالعلیه» این حکم تا قیامت برقرار است. وقتی در این آیهی شریفه کلمهی «نساء المؤمنین» آمده است، یعنی میخواهد بگوید شرط ایمان حجاب است.

 

ضمن اینکه از نظر ادبی وقتی در این آیه از کلمهی «من» استفاده شده است، دلالت بر این دارد که جلباب باید قابلیت آویزان کردن داشته باشد. این حرف برای خمار استفاده نشده است. این نکتهی بسیار مهمی است که اهل ادب میتوانند از آن استفاده کنند. بنابراین جلباب همان چادر است و وقتی خداوند به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) میفرماید به زنها و دخترهایت و همهی زنهای مؤمنین بگو جلباب به سر کنند، یعنی این حکم دائمی الهی تا روز قیامت است. اگر حکم حکومتی بود فقط به زنهای زمان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) اشاره میکرد. در حالی که آیهی شریفه تصریح به زنهای همهی مؤمنین تا روز قیامت دارد یعنی این حکم اختصاص به زنهای پیامبر هم ندارد بلکه زنان همهی مؤمنین تا روز قیامت آورده شده است.

 

در قسمتی دیگر از آیهی 59 سورهی احزاب آمده است: «ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ» این جمله در بین اهل تفسیر و فقه به صورتهای مختلفی معنا شده است، اما چیزی که به نظر ما میرسد این است که خدا میفرماید جلباب به سر کنند تا این زنها شناخته شوند که اهل عفاف و حجاب هستند. در واقع خداوند در ادامهی آیه علت یا حکمت این حکم خودش را بیان میکند و میفرماید برای اینکه زن در جامعه خودش را اهل عفاف و پاکدامنی معرفی کند، باید این کار را انجام بدهد. بنابراین با توجه به این حکمتی که خداوند فرموده است، این حکم نمیتواند محدود به زمان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) باشد. همان طور که فقها میگویند، هر جا حکمت باشد آن حکم باید اجرا شود. در زمان نزول آیه بعضی از جوانها زنان را اذیت میکردند و وقتی جوان ببیند که زن با حجاب کامل بیرون میآید، بهانهای برای اذیت کردن ندارد.

 

اینکه بگوییم حجاب یک لزوم اخلاقی دارد و وجوب دینی ندارد نیز حرف بسیار باطلی است. بر اساس قانون «تعلیق الحکم على الوصف مشعر بالعلیه» این حکم تا قیامت برقرار است. وقتی در این آیهی شریفه کلمهی «نساء المؤمنین» آمده است، یعنی میخواهد بگوید شرط ایمان حجاب است. اگر امری جزو شرایط ایمان مطرح شود، دیگر نمیتوان گفت یک مسئلهی اخلاقی است. مسئلهی اخلاقی جایی است که اگر ترک شود، به ایمان ضرر وارد نکند. در صورتی که این حکم یک واجب شرعی است و تا روز قیامت ادامه دارد.

 

مبانی فقهی و حقوقی مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی در زمینهی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و مقابله با بدحجابی چیست؟

 

نخست باید توجه داشته باشیم که احکام اسلام برای اجرا آمدهاند، نه برای اینکه فقط به عنوان یک قانونی ذکر شوند. امر به معروف و نهی از منکر هم یکی از احکام اسلام است که حتی اگر ما دولت اسلامی هم نداشتیم، بر آحاد مردم و افراد ذینفوذ جامعه واجب بود که امر به معروف و نهی از منکر کنند. خداوند در آیهی 41 سورهی حج میفرماید: «الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلاه وآتوا الزکاه وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر ولله عاقبه الأمور»: یاران خدا کسانى هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا مى‏دارند و زکات را ادا مى‏کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏نمایند و پایان همهی کارها از آن خداست.

 

بنابراین این 4 کاری است که مؤمنان باید انجام دهند. ضمن اینکه هیچ معروفی بالاتر از واجبات و هیچ منکری مهمتر از محرمات وجود ندارد و از آنجایی که حجاب یکی از واجبات مهم است، دولت اسلامی اگر نسبت به ترویج آن بیاعتنا باشد، خلاف قرآن عمل کرده است. بنابراین ترویج حجاب وظیفهی دولت اسلامی است و از آنجایی که بیحجابی حرام است، کسی که بدحجابی کند کار حرامی انجام داده و وظیفهی حکومت، در قالب نهی از منکر، این است که او را از این کار نهی کند. اگر دولت اسلامی در راستای نهی از منکر لازم باشد که طرحهایی را ارائه دهد و ممنوعیتهایی ایجاد کند، باید این کار را انجام دهد.

 

همیشه این اشکال وجود دارد که ما تمام مسائل را با هم مخلوط میکنیم و مثلاً میگوییم دین اجباری نیست و آیهی شریفهی «لا اکراه فی الدین» را مطرح میکنیم. هر چند که دین یک امر قلبی است و اجباری نیست، ولی محفوظ نگه داشتن جامعه از فساد امری است که همه به آن مکلف هستیم. اگر افرادی بخواهند با بیحجابی فساد را در جامعه گسترش دهند، تکتک انسانهای مسلمان و در رأس آنها دولت اسلامی موظفاند به استناد این آیهی شریفه به مراحل نهی از منکر عمل کنند.

 

پس این اشتباه بزرگی است که برخی میگویند این مسائل ربطی به دولت ندارد. کسانی که چنین ادعایی دارند به این آیهی شریفهی سورهی حج چطور پاسخ میدهند؟ این آیه میفرماید، کسانی که متصدی حکومت اسلامی شدند باید در یک سطح گسترده امر به معروف و نهی از منکر کنند و وظیفهی آنها در این موضوع با وظیفهی اشخاص و افراد عادی تفاوت دارد و بسیار از آن مهمتر است.

 

دلیل دیگر بر اینکه حکومت اسلامی در امر وظیفهی خاصی دارد، آیهی شریفهی 13 از سورهی شوری است: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ . انبیا فقط برای ابلاغ دین نیامدهاند بلکه علاوه بر آن برای اقامه و اجرای صحیح آن در جامعه آمدهاند. حاکم اسلامی موظف به اقامه‌‌‌ی دین است. مسئولین نظام اسلامی بر طبق آیهی شریف اگر دیدند حجاب در جامعه رو به ضعف است، باید چارهای بیندیشند با تشویق و تبلیغ و در موارد لازم با افرادی که عناد و لجاجت دارند و به قصد مقابلهی لا دین و یا فساد در جامعه اقدام به چنین امری میکنند، مقابلهی لازم را داشته باشند و در هر صورت بیتفاوتی نسبت به این امر، پایمال کردن حق خداوند تعالی است.

 

رسانهی ملی ما باید راجع به مسئلهی حجاب سیاست روشنی را دائماً ترویج کند، نه اینکه به صورت مقطعی به آن بپردازد. دختران، خواهران و همسران ما سؤالهایی دربارهی حجاب برایشان مطرح است و باید به صورت منطقی به این سؤالها پاسخ داده شود.

 

لطفاً چالشهای فقهی نظام در مقابلهی با بدحجابی را تبیین فرمایید.

 

 ما از نظر فقهی هیچ چالشی نداریم؛ یعنی از نظر فقهی فتاوای فقها کاملاً مشخص است. منظورم از فقها کسانی است که حوزههای علمیه آنها را واقعاً به عنوان فقیه و مجتهد میپذیرند و اهل نظر هستند. امروز بعضیها ادعای اجتهاد میکنند، اما بعضی از احکام ضروری اسلام را منکر میشوند. چنین چیزی اصلاً قابل جمع نیست.

 

 اگر کسی به معنای واقعی در چارچوب مبانی فقهی و اجتهادی بخواهد بحث کند، ما از نظر فقهی در مسئلهی حجاب کمبودی نداریم. البته در طول این 30 سال تبلیغات سوء رسانههای مختلف اثراتی داشتهاست. در واقع استکبار در پی دینزدایی است و میخواهد حقایق دینی را یکی پس از دیگری از مردم بگیرد. به همین دلیل یک روز به مسئلهی حجاب هجمه میبرد، روزی دیگر میگوید احکام زن و مرد باید مساوی باشد و یک روز هم قوانین ارث و دیه را زیر سؤال میبرد. این سیاستی است که استکبار از صدها سال پیش آن را دنبال میکند.

 

به نظر بنده، بسیار مهم است که رسانهی ملی راجع به حجاب منطقیتر و دقیقتر عمل کند. گرچه رسانهی ملی برنامههایی در این زمینه پخش میکند، اما این برنامهها بسیار کم هستند. از آن طرف برنامهها، مصاحبهها و مجریهایی که در خلاف این جهت حرکت میکنند بیشتر هستند. رسانهی ملی ما باید راجع به مسئلهی حجاب سیاست روشنی را دائماً ترویج کند، نه اینکه به صورت مقطعی به آن بپردازد. دختران، خواهران و همسران ما سؤالهایی دربارهی حجاب برایشان مطرح است و باید به صورت منطقی به این سؤالها پاسخ داده شود.

 

گاهی اوقات افرادی به دفتر ما نامه مینویسند و سؤال میکنند که کجای قرآن به مسئلهی حجاب پرداخته است. مسائلی از این دست نشان میدهد که جوانان عزیز و خواهران محترم ما گاهی راجع به موضوع حجاب تردید دارند. البته وقتی برایشان آیهی قرآن را بیان میکنیم، کاملاً میپذیرند و تسلیم میشوند. در واقع روح ایمانی در جامعهی ما وجود دارد. باید این مبانی علمی، فقهی، قرآنی و روایی حجاب در جامعه منتشر شود. انصافاً دولت در این زمینه قدمی برنداشته است و حتی از روی بیاطلاعی بعضاً به موضوع حجاب ضربه وارد کرده است. اینها چالشهایی است که متأسفانه ما امروز در نظام اسلامی با آنها مواجهایم. در واقع گسترش بدحجابی در جامعه تا حدودی نتیجهی آثار، افکار و اعمال برخی از مسئولان دولتی است.

 


حجاب نزد فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاالسّلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

 منابع :
• بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
• بحار/92/43 اول صفحه
• بحار/189/43
• بحار1/81/43
• بحار/54/43


سخنان امام صادق(ع) درباره حجاب زنان
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب موجب زیبایی می شود

امام صادق علیه السلام می فرماید: حجاب زن برای طراوت وزیبایی اش مفید است. آری همیشه در و گوهر را در خزانه های آهنین نگهداری می کنند و زن هم اگر قدر و منزلت خویش را بداند آن را در گوهر حجاب محفوظ می دارد و اجازه نمی دهد نامحرمان به حریم او تجاوز نمایند.

حرکت زن در مجالس عروسی و عزا

امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند: اگر زنی بخواهد با وضع نامناسب درعروسی، عزا، بازار، گردشگاه ها و حتی اماکن عمومی برود و شوهرش جلوگیری نکند و یا از شوهرش بخواهد لباس های نامناسب و نازک برایش تهیه کند و شوهرش چنان نماید، خداوند او را با صورت به جهنم می افکند.

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید: اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد و گرنه به خاک هم نمی ارزد.

نگاه به زن

عقبه بن خالد می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: نگاه یکی از تیرهای زهرآگین ابلیس است، چه بسا یک نگاه سبب حسرت و ندامت طولانی شود.

از امام صادق روایت شده است: وقتی شخصی بخواهد با زنی ازدواج کند، باکی نیست که به چهره و عمل و دستبندها  نگاه کند. اگر قصد ازدواج در کار نباشد نگاه کردن جایز نیست.


کدام زینت ها باید پوشیده شوند؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ها یا پشت سر مى‏افكندند، به طورى كه گردن و كمى از سینه آن‌ها نمایان می‌شده، قرآن دستور مى‏دهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفكنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه كه بیرون است مستور گردد.

حجاب

قُل لِّلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ

وَقُل لِّلْمُۆْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (سوره نور/ آیات 30 و 31)

30- به مردان باایمان بگو كه چشمان خود را (از آنچه دیدنش حرام است مانند عورت دیگران و بدن زن اجنبى) فرو بندند، و عورت‏هاى خود را (از اینكه در معرض دید قرار گیرد) حفظ كنند، این براى آنها پاكیزه‏تر است. همانا خداوند از آنچه انجام مى‏دهند آگاه است.

31- و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردنِ خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همكیش‏] خود یا كنیزانشان یا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بى‏نیازند یا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مۆمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه كنید، امید كه رستگار شوید.

 

پیشگفتار:

گرایش به زیبایی و زیبانمایی، خصوصیت درونی هر انسانی است، اما در مراتب مختلف، که از مرتب و تمیز بودن شروع و به آرایش و زیبانمایی در حد افراطی به انتها می رسد ، عده ای در همان مراتب اولیه باقی می مانند و نیازی به تجاوز از آن حد نمی بینند و گروهی، بیش از حد تجاوز کرده و از حد نرمال خارج می شوند و گاهاً به حد افراط می رسند.

این مطلب (گرایش طبیعی انسان) را ضمیمه بکنید به این مسأله که، انسان به گونه ای است که نسبت به هر آنچه که از آن منع شود، تمایل و رغبت بیشتری پیدا می کند. «الانسان حریص علی ما منع»؛ انسان نسبت به آنچه که منع می شود، حریص است.

آن‌ها در رعایت عفت و دورى از امورى كه آتش شهوت را در دل مردان شعله‏ور مى‏سازد و ممكن است منتهى به انحراف از جاده عفت شود، آن چنان باید دقیق و سختگیر باشند كه حتى از رساندن صداى خلخالى را كه در پاى دارند به گوش مردان بیگانه خودداری كنند، و این گواه باریک‌بینی اسلام در این زمینه است

البته این نکته هم قابل‌ذکر است که نمی‌توان علت این بی‌حجابی و بد حجابی فعلی را به همین منع نسبت داد، همانند افرادی که مشکلات ایجاد شده در روابط جنس های مخالف در جامعه فعلی خودمان را به همین منع های صورت گرفته نسبت به این رابطه، استناد می دهند و تصور می کنند اگر این منع و محدودیت‌ها، صورت نمی گرفت، این قدر حساسیت بین جوانان وجود نداشت.

این در عین حالی است که ما می بینیم در جوامعی که روابط جنس های مخالف، آزاد است، نه تنها این مشکلات کاهش پیدا نکرده بلکه فریاد مسئولان و سیاست مداران همان کشورها در آمده و کار به جایی کشیده که افراد با روابط با جنس‌های مخالف ارضاء نمی شوند و رو به هم جنس‌ها آورده اند و گاهاً رو به حیوانات . و همین تبعات منفی است که باعث شده که اسلام، این روابط را، منع کند.

اینجا است که اهمیت تفکر، تعمق، آینده‌نگری و عاقبت‌اندیشی در مطالب مختلف، نقش پیدا می کند.

گاهی گوش انسان‌ها برای شنیدن مطالب مطابق خواسته هایشان، تیز است اما در شنیدن مطالب حق و مخالف خواسته هایشان، بسته است.

گاهی انسان برای انجام کاری که تمایل شدید به انجام آن دارد، بهانه‌تراشی های مختلف می کند تا خود را توجیه به انجام آن کند کما اینکه در مسئله حجاب با شنیدن این مطلب که «حجاب مخالف آزادی بشر است»، «حجاب محدودیت است» و...، خود را توجیه کرده و رو به آرایش، بدحجابی و بی حجابی می آورند.

به هر حال، گفتن این مطالب برای بیان علت اصلی حساسیت بر روی مسئله حجاب و علت اصلی بی‌حجابی یا بدحجابی است.

 

شأن نزول:

سوره ی نور، آیه ی 30-31

در كتاب كافی در شأن نزول نخستین آیه از آیات فوق از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده است كه جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد- و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش‌ها قرار می دادند-(و طبعاً گردن و مقداری از سینه آنها نمایان می شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامی كه زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می كرد در حالی كه راه خود را ادامه می داد تا اینكه وارد كوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می كرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشه ای كه در دیوار بود صورتش را شكافت!

زنان حق ندارند زینت‌هایی که معمولاً پنهانى است آشکارسازند هر چند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشكار كردن لباس‌های زینتى مخصوصى را كه در زیر لباس عادى یا چادر مى‏پوشند مجاز نیست، چرا كه قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت‌هایی نهى كرده است

هنگامی كه زن گذشت ، جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر می روم و این ماجرا را بازگو می كنم. هنگامی كه چشم رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) به او افتاد فرمود چه شده است؟

و جوان ماجرا را نقل كرد در این هنگام جبرئیل، پیك وحی خدا نازل شد و آیه ی فوق را آورد.

«قُل لِّلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ..»

 

ویژگی های حجاب

1- آن‌ها نباید زینت خود را آشکارسازند جز آن مقدار كه طبیعتاً ظاهر است (وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا).

در اینكه منظور از زینتى كه زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشكارى كه در اظهار آن مجازند چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است.

بعضى زینت پنهان را به معنى زینت طبیعى (اندام زیباى زن) گرفته‏اند، در حالى كه كلمه" زینت" به این معنى كمتر اطلاق مى‏شود.

بعضى دیگر آن را به معنى" محل زینت" گرفته‏اند، زیرا آشكار كردن خود زینت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهایى مانعى ندارد، اگر ممنوعیتى باشد مربوط به محل این زینت‌ها است، یعنى گوش‌ها و گردن و دست‌ها و بازوان.

بعضى دیگر آن را به معنى خود" زینت آلات" گرفته‏اند منتها در حالى كه روى بدن قرار گرفته، و طبیعى است كه آشكار كردن چنین زینتى توام با آشكار كردن اندامى است كه زینت بر آن قرار دارد.

(این دو تفسیر اخیر از نظر نتیجه یكسان است هر چند از دو راه مسأله تعقیب مى‏شود).

حجاب

حق این است كه ما آیه را بدون پیش‌داوری و طبق ظاهر آن تفسیر كنیم كه ظاهر آن همان معنى سوم است و بنابراین زنان حق ندارند زینت‌هایی که معمولاً پنهانى است آشکارسازند هر چند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشكار كردن لباس‌های زینتى مخصوصى را كه در زیر لباس عادى یا چادر مى‏پوشند مجاز نیست، چرا كه قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت‌هایی نهى كرده است.

در روایات متعددى كه از ائمه اهل‌بیت علیهم السلام نقل شده نیز همین معنى دیده مى‏شود كه زینت باطن را به" قلاده" (گردنبند)" دملج" (بازوبند)" خلخال" (پاى برنجن همان زینتى كه زنان عرب در مچ پاها می کردند) تفسیر شده است.

و چون در روایات متعدد دیگرى زینت ظاهر به انگشتر و سرمه و مانند آن تفسیر شده ، می فهمیم كه منظور از زینت باطن نیز خود زینت‌هایی است كه نهفته و پوشیده است (دقت كنید).

2- آن‌ها باید خمارهاى خود را بر سینه‏هاى خود بیفكنند (وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ).

" خمر" جمع" خمار" (بر وزن حجاب) در اصل به معنى پوشش است، ولى معمولاً به چیزى گفته مى‏شود كه زنان با آن سر خود را مى‏پوشانند (روسرى).

" جیوب" جمع" جیب" (بر وزن غیب) به معنى یقه پیراهن است كه از آن تعبیر به گریبان مى‏شود و گاه به قسمت بالاى سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق مى‏گردد.

این سختگیری، هم به جهت راحتی و آسایش خود زنان است و هم به جهت جلوگیری از هر گونه فساد در جامعه، ضمن اینکه در آیه فوق، به مردان نیز دستور در نوع نگاه داده چرا که دل به دنبال چشم حرکت می کند

از این جمله استفاده مى‏شود كه زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ها یا پشت سر مى‏افكندند، به طورى كه گردن و كمى از سینه آن‌ها نمایان می‌شده، قرآن دستور مى‏دهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفكنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه كه بیرون است مستور گردد. (از شان نزول آیه كه قبلاً آوردیم نیز این معنى به خوبى استفاده مى‏شود).

3- آن‌ها نباید زینت خود را آشکارسازند (وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ).

مگر (در دوازده مورد):

1- براى شوهرانشان" (إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ).

2-" یا پدرانشان" (أَوْ آبائِهِنَّ)

3-" یا پدران شوهرانشان" (أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ).

4-" یا پسرانشان" (أَوْ أَبْنائِهِنَّ).

5-" یا پسران همسرانشان" (أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ).

6-" یا برادرانشان" (أَوْ إِخْوانِهِنَّ).

7-" یا پسران برادرانشان" (أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ).

8-" یا پسران خواهرانشان" (أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ).

9-" یا زنان هم كیششان" (أَوْ نِسائِهِنَّ).

10-" یا بردگانشان" (كنیزانشان) (أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ).

11-" یا پیروان و طفیلیانى كه تمایلى به زن ندارند" (افراد سفیه و ابلهى كه میل جنسى در آنها وجود ندارد) (أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ).

آن‌ها نباید زینت خود را آشکارسازند جز آن مقدار كه طبیعتاً ظاهر است (وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها). در اینكه منظور از زینتى كه زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشكارى كه در اظهار آن مجازند چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است

12-" یا كودكانى كه از عورات زنان (امور جنسى) آگاه نیستند" (أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ).

4- آن‌ها به هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش رسد) (وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ).

آن‌ها در رعایت عفت و دورى از امورى كه آتش شهوت را در دل مردان شعله‏ور مى‏سازد و ممكن است منتهى به انحراف از جاده عفت شود، آن چنان باید دقیق و سختگیر باشند كه حتى از رساندن صداى خلخالى را كه در پاى دارند به گوش مردان بیگانه خودداری كنند، و این گواه باریک‌بینی اسلام در این زمینه است.

نهایت مطالب آنکه، پوشش باید به گونه ای باشد که اندک شهوت و تمایلی از سوی مردان به زنان جلب نشود و زنان مسبب آن جلب توجه نباشند و این نکته هم در نظر گرفته شود که باید دید در زمان حاضر، چه مواردی جزء زینت به حساب می آید و نامحرمان بدان حساس هستند؟ زنان آن موارد را هم جزء حجاب خود برشمارند و محفوظ بدارند.

این سختگیری، هم به جهت راحتی و آسایش خود زنان است و هم به جهت جلوگیری از هر گونه فساد در جامعه، ضمن اینکه در آیه فوق، به مردان نیز دستور در نوع نگاه داده چرا که دل به دنبال چشم حرکت می کند.

امام علی (علیه السلام) فرمود: «العین رائد القلب»؛ چشم ، دل را به دنبال خود می کشد.(غررالحکم/ ص 51)

و نیز در حدیثی دیگر می خوانیم: «تمام چشم ها در قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید چشمی که از گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند.»(نهج الفصاحه/ حدیث 136)



بازنگرشي درون ديني به حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
چكيده

وجوب پوشش بدن زن نتيجه جستاري اجمالي در منابع فقهي است. ولي ژرف انديشي و امعان نظر در ادله حجاب، مناقشاتي را در ميزان و چگونگي پوشش به همراه دارد. دو سوي اين مناقشات آنقدر از هم دورند كه در گستره نگاه واحد نمي‌گنجد! از يك سو برخي معتقدند تمام بدن زن حتي دست، صورت و صدايش عورت است و از ديگر سوي برخي نگاه صادقانه به چهره زن و نماز خواندن زن، بدون روسري را جايز مي‌دانند. جامعه زنان مسلمان به طور اخص و جوامع اسلامي به طور اعم در مواجهه با فتاوايي مانند: «المرأة عورة کلها» و حرمت نظر به بيگانه حتي صورت و دست‌ها، به راستي با مشكل مواجه مي‌شود، در حالي كه مقتضاي ضرورت، حضور زن مسلمان در جامعه و در تمام ابعاد حيات اجتماعي است. آيا نگاهي دوباره به متون فقهي و باز نگرشي درون ديني به حجاب مي‌تواند برخي مشكلات بر سر راه جامعه زنان مسلمان را بر طرف سازد يا تنها چاره، نگاهي برون ديني به حجاب است? اين نوشتار با سيري در آيات، روايات و کلمات فقها و بيان برخي استثنائات، در صدد يافتن پاسخي براي اين پرسش‌ها مي‌باشد.


كليد واژه

زن، حجاب، قواعد، عورت، زينت، خواستگاري

 

 


جستار گشايي
پژوهش در عرصه حجاب صعوبت خاصي دارد؛ هم از آن روي كه برخي آن را ضروري دين شمرده و بر اين پايه چه بسا کساني که پژوهش منتقدانه را روا نمي‌دانند و پژوهشگرش را روادار مي­نامند و هم از آن روي كه از كاربردي‏ترين مباحث جامعه بوده به گونه‌اي كه ذهن برنامه ريزان، سياست گزاران و مجريان را به خود مشغول كرده است. نويسنده به طور جد معتقد است، فقيه در رابطه بين خدا و مکلف بايد جانب مکلف را بگيرد! و تا حد ممکن سياست جرم زدايي پيشه نمايد و بر همين پايه به بازخواني دلايل فقهي حجاب پرداخته و نظرات و انديشه‌هاي گوناگون فقها درباره كيفيت و ميزان حجاب را بيان مي‌كند، تا قانونگزار بتواند با بذل توجه به تعارضات موجود با ديد وسيع‌ و كارشناسي و البته سهل گيرانه­تري به وضع قانون در اين عرصه همت گمارد. هدف اين نوشتار صرفاً نگاهي درون ديني به مبحث حجاب است و از پرداختن به مباحث برون ديني، عقلاني و فلسفي محض اجتناب نموده است. بر اين اساس از آنجا كه بحث به شيوه كلاسيك حقوقي و فقهي يعني تحليل موضوع بر مبناي قواعد لغوي، اصولي، فقهي، رجالي، قرينه‌هاي تاريخي، تفسيري و ... در حوصله و گستره يك مقاله مختصر نيست، با اين حال تلاش شده كه اين شيوه حتي المقدور مراعات گردد.

1) مفهوم لغوي حجاب‏
حجاب در لغت معاني مختلفي دارد؛ مانند: پوشش، پرده، منع و آنچه ميان دو چيز واقع شود (انوري، 1381: ج3، ص2468). در زبان عربي به ابرو از آن جهت حاجب مي‌گويند كه به عنوان پرده و مانعي براي چشم در برابر شعاع خورشيد عمل مي‌كند. دربان را نيز از آن جهت حاجب مي‌گويند كه مانع ورود مي‌شود (ابن منظور، 1414ق: ج1،صص:298-299). براين اساس حجاب مانع ملاقات طرفين با يكديگر از راه حس لامسه و باصره است. اين مانع گاه معنوي است؛ مانند آنچه قرآن كريم در باره شيوه‌هاي وحي بر نبي اكرم (ص) مي‌فرمايد: «و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب» (شـوري،51) و گاه مادي است؛ مانند آنچه در باره شيوه تعامل با همسران پيامبر آمده است: «و إذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب» (احزاب،53) (ر.ك. قرشي، 1412ق: ج2، ص103؛ مصطفوي، 1402ق: ج2، ص 166).

اما در اصطلاح فقهي حجاب، پوشش زن در برابر بيگانه است. گو اينكه كتب فقهي از واژه حجاب به اين معني كمتر بهره گرفته‌اند و براي بيان اين مقصود از دو واژه «ستر» و «نظر» استفاده نموده‌اند. البته حوزه فقهي «نگاه» جدا از حوزه فقهي «پوشش» است، اما سعي شده آنگاه كه ستر و نظر ارتباط عميق مي‌يابند نيز، مورد بحث واقع شود.

2) حجاب در قرآن كريم
آياتي از قرآن كريم بيانگر لزوم حجاب و موارد استثناي آن است. برخي از اين آيات ذيلاً بيان مي‌شود:

1-2) پوشش و عدم اظهار زينت
«و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن إلا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير أولي الإربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء و لايضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون لعلكم تفلحون» (نور،31). (اي پيامبر به زنان مومن بگو برخي نگاه‌هاي خود را فرو بندند و دامن خويش را پاک نگه دارند و زينت خود را آشكار نسازند، مگر آنچه که خود ظاهر باشد و بايد روسري‌هاي خود را بر گردن خويش فرو اندازند و زينت خود را آشكار نكنند، مگر براي شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهرشان، زنان مومن، كنيزان، غلامان، مردان كم خرد فاقد شهوت و اطفالي كه از عورت زنان چيزي نمي‌دانند و نبايد پاي خود را بر زمين بكوبند تا زينت‌هاي مخفي‌شان معلوم گردد. اي مومنان به سوي خدا برگرديد تا رستگار شويد).

1-1-2) تقريب استدلال
1-1-1-2) در شأن نزول آيه فوق آمده: «مرد جواني از انصار در شهر مدينه زني را ديد كه از روبرو مي‌آيد- در آن زمان زن‌ها عادت داشتند كه مقنعه را پشت گوش خود مي‌انداختند- نگاه مرد همچنان بر زن بود تا از كنارش عبور كرد. وي بدون آنکه نگاهش را از زن بردارد، به راه خود ادامه داد. در اين حال استخوان يا شيشه‌اي كه بر ديوار بود، صورتش را خراشيد و خون بر بدن و لباسش جاري شد. به خدمت رسول خدا (ص) رسيد، وقتي ‏پيامبر وي را در اين حالت ديد، فـرمود اين چه وضعي است؟ در اين زمان آيه فوق نازل شد» (کليني، 1407ق: ج5، ص521؛ مجلسي، 1406ق: ج‏8، ص353).

2-1-1-2) اين آيه از مهم ترين آيات مورد استدلال براي لزوم حجاب است؛ زيرا تمام زنان مومن را مورد خطاب قرار داده و شبهه اختصاص حكم به زنان پيامبر در آن راه ندارد.

3-1-1-2) افعال «يغضضن» و «يحفظن» بدون لام است؛ ولي فعل «ليضربن» با لام امر آورده شده كه اين جاي تامل مي‌باشد. گو اينکه فرّا از جمله كساني است كه حذف لام امر را در نثر جايز مي‌داند؛ ولي كلمه‌اي كه بيشتر مرتبط با وجوب حجاب است با لام همراه مي‌باشد، تا غير از امر، احتمال ديگري داده نشود.

4-1-1-2) مطابق علم اصول امر به شيء مستلزم نهي از ضدش است و نهي از آن مقتضي حرمت مي‌باشد. بنابر اين آيه پوشاندن گردن را واجب و نپوشاندنش را حرام مي داند.

5-1-1-2) «خُمُر» جمع خِمار و در لغت به معناي پوشاندن است. شراب را هم از آن جهت خَمر مي‌گويند كه قوا، حواس ظاهري و عقل انسان را مي‌پوشاند. خمار نيز سر انسان را مي‌پوشاند (مصطفوي، 1402ق: ج3، ص129).

6-1-1-2) گروهي از علماي شيعه معتقدند مقتضاي عمل به اطلاق آيه، وجوب پوشش تمام بدن حتي دست و صورت بوده و منظور از «الا ماظهر منها» لباس زن است و قسمت­هاي ظاهر بدن نيست (ر.ك. حسني، 1411ق, ص103). مطابق چنين برداشتي نبايد هيچ نوع زينت زن نشان داده شود، مگر لباس آنان.

7-1-1-2) به صراحت بيان مي‌کند، زنان بايد روسري‌ را بر گردن خود قرار دهند و از پوشش سر سخني به ميان نيامده، ولي عدم ذكر پوشش سر به دليل بديهي بودن آن مي‌باشد و نيازي به بيان ندارد (مصطفوي، 1402ق: ج 3، صص‏129-130).

8-1-1-2) جيب در لغت به معناي يقه پيراهن است (ابن منظور، 1414ق: ج1، ص288). يعني مقنعه‌هاي خود را روي يقه پيراهن اندازيد. به اين ترتيب چه بسا مفهوم شديدتري درباره پوشش به دست آيد؛ بدين معنا كه اگر زني مقنعه را زير يقه پيراهن نمايد؛ حتي اگر تمام گردن خود را بپوشاند، باز هم دستور آيه را به طور كامل رعايت نكرده است؛ زيرا طبق دستور آيه مقنعه بايد روي يقه و نه زير آن باشد. البته اين نظر افراطي را نگارنده در كتب فقهي نيافته است. در كتب تفسيري جيب به معناي سينه آمده است (طباطبايي، 1417ق: ج18، ص 112). مطابق آن منظور از «وليضربن بخمرهن علي جيوبهن»، انداختن مقنعه و رو سري بر روي سينه است.

2-1-2) تحليل و بررسي
1-2-1-2) عادت زنان در عصر نزول آيه اين بوده که روسري‌هاي خود را پشت گوش و عقب سر مي‌انداختند و اين کار باعث نمايان شدن گردن و سينه‌هاي آنان مي‌شد. لذا دستور آمد که اين محل‌ها را بپوشانيد. بنابر اين از آيه جز وجوب اين امر استفاده نمي‌شود و لزوم پوشش سر را بايد از دلايل ديگر به دست آورد. به هر حال آيه در صدد بيان وجوب پوشش سر نيست، بلكه تنها به وجوب پوشش گردن اشاره دارد. پوشش سر از قبل نيز واجب نبوده که گفته شود آيه تکليفي فراتر خواسته؛ يعني علاوه بر اينکه سر خود را مي پوشانيد، بايد گردن و سينه خود را نيز بپوشانيد.

2-2-1-2) حتي اگر پوشش سر امري مسلم فرض شود، از آيه نمي‌توان لزوم پوشش مو را استنتاج نمود؛ زيرا حوزه فقهي «سترالراس» جدا از حوزه فقهي «سترالشعر» است و اکثر قريب به اتفاق فقها اين دو را يکسان تلقي نکرده‌اند. صاحب مدارک مي‌نويسد: «در عبارت شرايع مانند بسياري از فقهاي اماميه به وجوب پوشش مو ]در نماز[ اشاره‌اي نشده است و ظهور در اين دارد که پوشش مو واجب نيست؛ زيرا مو جزو مسماي جسد نيست(عاملي، 1411ق: ج3، ص189).

3-2-1-2) حتي اگر آيه، موي سر را شامل شود، صرفا مويي منظور خواهد بود که در حدود سر است. ولي حکم موي كه از حد سر خارج و آويزان است، فرق مي‌كند. اين تمايز در برخي احکام مانند مسح سر و شستن سر در غسل کاملاً واضح است. در مسح سر دو قول است: برخي معتقدند رطوبت بايد به پوست سر برسد و مسح بر روي مو جايز نيست و برخي ديگر جايز مي‌دانند به شرط آنکه بر مويي که در محدوده جلوي سر باشد، مسح شود.ولي مطابق هر دو قول مسح بر مويي که از جلوي سر به قسمت هاي ديگر سر رسيده يا بر گردن آويزان باشد کافي نيست. درباره شستن سر به هنگام غسل نيز مطابق روايات شستن ريشه مو کافي است و نيازي به شستن مو نيست و حتي در برخي کتب روايي بابي با عنوان وجوب شستن ريشه مو و عدم وجوب شستن مو آورده شده است (حرعاملي، 1409ق: ج2، ص255).

4-2-1-2) اگر موي سر زن آنقدر بلند باشد كه از گردن و سينه فراتر رود - چه اينكه رسم زنان عرب اين بود كه موي خود را بافته و آويزان مي‌كردند- با عمل به خواست آيه باز هم موي مزبور پوشانده نمي‌شود؛ زيرا مقتضاي آيه تنها گستراندن مقنعه بر گردن است و آيه دلالتي ندارد که موي خود را زير مقنعه جمع نماييد. بنابراين براي پوشش موي بلند بايد دليل ديگري ذكر شود.

5-2-1-2) در معناي زينت از «و لايبدين زينتهن» اختلاف نظر است. برخي معتقدند منظور خود زينت نيست، بلكه محل زينت است؛ لذا آشكار كردن زينت آلاتي مانند النگو و گوشواره اساسا مورد بحث آيه نيست و اشكالي ندارد


حجاب و قانون‏مندى روابط زن و مرد در قرآن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بى‏شك، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، يكى از ضروريات دين اسلام است كه درباره جنبه اسلامى آن نمى‏توان ترديدى به خود راه داد. در قرآن كريم و روايات وارده از پيامبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله)و ائمه معصومين (عليهم‏السلام) و نيز در كلمات فقها، به وجوب و كيفيت آن تصريح شده است.
حجاب در اديان گذشته نيز وجود داشته است، ولى اين حكم در دين اسلام بسيار مترقى‏تر است، زيرا در اين دين، از افراط و تفريط‏هايى كه در مورد پوشش زنان در اديان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و براى حجاب، حدى متناسب با غرايز انسانى در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامى به معناى حبس زن در خانه و دورى از شركت در مسائل اجتماعى نيست، بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه عفت و حيا پيشه كند، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و از جلوه‏گرى و خودنمايى بپرهيزد.

مرحوم شهيد مطهرى در اين باره مى‏فرمايد: «اسلام مى‏گويد: نه حبس نه اختلاط، بلكه حريم. سنت جارى مسلمين از زمان رسول خدا همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمى‏شدند، ولى همواره اصل «حريم» رعايت شده است. در مساجد و مجامع، حتى در كوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»1

در قرآن كريم در مورد حجاب و قانون‏مندى روابط زن و مرد، دو دسته آيه وجود دارد. دسته اول آياتى كه در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهرى و حد و كيفيت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آياتى كه نوع رابطه بين مرد و زن نامحرم را بيان مى‏كند و آنان را از كارهايى كه عفت و پاكدامنى‏شان را تهديد مى‏كند، برحذر مى‏دارد، كه در ذيل مى‏آيد.

كيفيت پوشش در قرآن

قرآن در دو آيه، كيفيت پوشش زن در حضور نامحرم را بيان مى‏كند:

الف) سوره نور، آيه 31 : «وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...؛ و به زنان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه‏هاى هوس آلود) فرو گيرند و عفّت خويش را حفظ كنند و زينت خود را، جز آن مقدار كه نمايان است آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى‏ها و مقنعه‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تاگردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان، يا پدرشوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند. و هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانى‏شان دانسته نشود (و صداى خلخالى كه بر پا دارند به گوش نرسد).و همگى به سوى خدا باز گرديد اى موءمنان، تا رستگار شويد».

شهيد مطهرى2 در باره مفاد اين آيه و آيه قبل آن مى‏فرمايد: دو آيه 30 و31 نور مربوط به وظايف زن و مرد در معاشرت با يكديگر است كه شامل چهار قسمت است:

1- هر مسلمان، چه مرد وچه زن، بايد از چشم‏چرانى و نظربازى اجتناب كند.

2- مسلمان،خواه مرد يا زن، بايد پاك‏دامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشاند.

3- زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران آشكار نسازند و در صدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند.

4- دو استثنا براى پوشش زن ذكر شده كه يكى با جمله «وَلا يُبْدِينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها» بيان شده است و نسبت به عموم مردان است و ديگرى با جمله « وَلايُبْدِينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ...» ذكر شده و نداشتن پوشش را براى زن نسبت به عده خاصى تجويز مى‏كند.

همچنين از جمله «وَ لا يَضْرِبْنَ بِاَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ؛ هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانى‏شان دانسته شود» فهميده مى‏شود: پاى‏كوبى، نمودى كامل از ظاهر كردن باطن سكس زن است و به انواع حركات تحريكى كه باعث جلب توجه مردان نامحرم مى‏شود، اشاره دارد.3

ب) آيه 59 سوره احزاب: « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُوءْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلابِيبِهِنَّ؛ اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان موءمن بگو جلباب‏هاى (= روسرى‏هاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اين‏كه (به پاكدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاكنون خطا وكوتاهى از آنان سر زده، توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است».

شهيد مطهرى در توضيح كلمه «جَلباب» بعد از اين كه به اقوال مفسرين اشاره مى‏كند، مى‏فرمايد: «چنانچه ملاحظه مى‏فرماييد معنى جلباب از نظر مفسران چندان روشن نيست. آن چه صحيح‏تر به نظر مى‏رسد اين است كه در اصل لغت، كلمه جلباب شامل هر جامه وسيع مى‏شده است، ولى غالباً در مورد روسرى‏هايى كه از چارقد بزرگ‏تر و از ردا كوچك‏تر بوده است به كار مى‏رفته است. ضمناً معلوم مى‏شود دو نوع روسرى براى زنان معمول بوده است: يك نوع، روسرى‏هاى كوچك كه آن‏ها را «خِمار» يا مقنعه مى‏ناميده‏اند و معمولاً در داخل خانه از آن‏ها استفاده مى‏كرده‏اند. نوع ديگر، روسرى‏هاى بزرگ كه مخصوص خارج منزل بوده است. اين معنا با رواياتى كه در آن‏ها لفظ جلباب ذكر شده است نيز سازگار است».4

قانون‏مندى روابط زن و مرد در قرآن

دسته دوم به آياتى اشاره مى‏كند كه درباره كيفيت ارتباط با نامحرم است. در اين آيات، موءمنان خصوصاً زنان را از رفتارهايى كه سبب جلب توجه و تحريك نامحرم مى‏شود، باز مى‏دارد و حيا و عفت در مقابل نامحرم را مورد ستايش قرار مى‏دهد:

سخن گفتن با نامحرم در احزاب، آيه 32 آمده: «يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً؛ اى همسران پيامبر، شما همانند هيچ يك از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد، پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع نكنند، و به شايستگى سخن بگوييد».

اين آيه گرچه خطاب به همسران پيامبر است، ولى اختصاص به آن‏ها ندارد و شامل همه زنان مسلمان مى‏شود. طبق اين آيه زنان نبايد در گفتگو با نامحرم از سخنانى كه مفهوم يا آهنگ آن وسوسه‏آميز و تحريك‏كننده باشد استفاده كنند؛ چه بسا در بين آن‏ها افرادى باشند كه به سبب ضعف ايمان و آلودگى به هوس‏هاى شيطانى، تحريك شوند و خيال گناه در سر خود بپرورانند. بنابراين براى حفظ عفت و پاك‏دامنى افراد جامعه، بر زنان لازم است در گفتگو با نامحرم دقت لازم را داشته باشند.

خود آرايى و تبرج احزاب / 33 : «وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى ؛ و (اى زنان پيامبر) در خانه‏هاى خود بمانيد و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد». در اين آيه نيز به زنان دستورات ديگرى براى برخورد با نامحرم مى‏دهد. در ابتدا از زنان مى‏خواهد تا جايى كه امكان دارد از خانه خارج نشوند و خود را كم‏تر در معرض ديد نامحرم قرار دهند؛ زيرا با اين كار جلوى بسيارى از مفسده‏هاى اخلاقى گرفته مى‏شود و زمينه انحراف و ناهنجارى در جامعه از بين مى رود. چنانچه در آيه 53 همين سوره به اين مطلب اشاره كرده است.

دستور ديگرى كه اين آيه براى زنان دارد اين است كه از تبرج و جلوه‏گرى و جلب توجه نامحرم بپرهيزند. كلمه تبرج از برج گرفته شده و به معناى آن است كه فرد، خود را مانند برج در معرض ديد و تماشاى ديگران قرار دهد. در واقع اين قسمت آيه به ما مى‏فهماند اگر زنان نمى‏توانند در خانه بمانند و بيرون آمدن از منزل برايشان ضرورى است، به گونه‏اى خارج شوند كه سبب جلب توجه نامحرم نشوند. پس طبق اين آيه، جواز حضور زن در اجتماع مشروط بر اين است كه اولاً حضورش ضرورت داشته باشد و ثانياً نحوه حضور او اعم از نوع پوشش، راه رفتن، نگاه كردن و در يك كلمه تمام حركات و سكناتش به نوعى باشد كه در قالب تبرج و جلوه‏گرى نبوده و بلكه همراه با حيا و عفت باشد.

در سوره قصص آيات 23و 25، در جريان دختران شعيب و حضرت موسى به همين شيوه رفتارى اشاره كرده و آن را مى‏ستايد.
نگاه به نامحرم در سوره نور آيه 30 و 31 : «قُل لِّلْمُوءْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ؛ به مردان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و به زنان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گيرند». در اين دو آيه نيز به رفتار ديگرى كه حاكى از عفت و حياست اشاره مى‏كند و آن پرهيز از نگاه هوس‏آلود به نامحرم است. زيرا نگاه به نامحرم اگر از روى لذت باشد، سبب انحراف اخلاقى مى‏شود و آدمى را از جاده عفاف دور مى‏سازد.

داشتن مكان اختصاصى

احزاب آيه 53 : «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (به عنوان عاريت) از آنان (زنان پيامبر) مى‏خواهيد، از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دل‏هاى شما و آن‏ها بهتر است». در اين آيه نيز به شيوه ديگرى براى حفظ عفت و حيا اشاره مى‏كند و به مردان دستور مى‏دهد هنگام صحبت كردن با زنان پيامبر و به طور كلى، زنانى كه با آن‏ها محرم نيستند، سعى كنند رو در روى آن‏ها قرار نگيرند، بلكه از پشت پرده صحبت كنند. اين آيه بر لزوم داشتن مكان اختصاصى براى زنان و عدم جواز ورود آقايان به آن‏ها تأكيد مى‏كند.

پى‏نوشت‏ها:
1ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 551.
2ـ منبع پيشين.
3ـ پاك نژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 20، ص 137.
4ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 502.


لباس چه زمانی جزء نعمت محسوب می شود؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

لباس چه زمانی جزء نعمت محسوب می شود؟

لباس و پوشش یکی از نعمات الهی برای انسان هاست. پوشش یكی از شئون انسانی است و این شأن انسان به خصوصیات متفاوت فردی، اجتماعی وی مربوط می شود و گفته شده" كه لباس پرچم وجود آدمی است" كه از اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم وی سخن می گوید.

پوشش

قرآن این نعمت را ذکر کرده و به وجوه مختلف آن نیز پرداخته است.در سوره نحل لباس مایه امنیت معرفی شده است.

ایمنی از اذیت و آزار احتمالی دیگران و تامین کننده امنیت جسمی و روانی انسان ." وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرابِیلَ تَقِیكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِیلَ تَقِیكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ‏"(و خدا براى شما از آنچه آفریده سایه‏هایى قرار داد، از كوه‏ها پناه‏گاه‏هایى برایتان به وجود آورد، و تن پوش‏هایى براى شما قرار داد كه شما را از گرما نگه مى‏دارد و پیراهن‏هایى [مقاوم‏] كه شما را از آسیب جنگ و نبردتان حفظ مى‏كند؛ این‏گونه نعمت هایش را بر شما كامل مى‏كند تا تسلیم فرمان‏هاى او شوید.)(نحل 81)

این آیه آفرینش لباس را برای حفاظت انسان از عوارضی مانند گرما و جنگ و...معرفی می کند.

در آیه ای دیگر، لباس را وسیله ای برای پوشش و زینت بخش بیان میدارد." یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُوارِی سَوْآتِكُمْ وَ رِیشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ"( اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرو فرستادیم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست و لباس پرهیزگارى بهتر است، اینها (همه) از آیات خدا است شاید متذكر (نعمت هاى او) شوند.)(اعراف 26)

لباس علاوه بر پوشانندگی مایه زینت برای انسان هاست،"ریش" در اصل واژه عربى، به معنى پرهاى پرندگان است و از آنجا كه پرهاى پرندگان لباسى طبیعى در اندام آنها است، به هر گونه لباس، نیز گفته مى‏شود، ولى چون پرهاى پرندگان غالبا به رنگهاى مختلف و زیبا است، یك نوع مفهوم زینت در معنى كلمه" ریش" وجود دارد.البته برخی گفتند به معنای هر گونه وسیله زندگی است اما مناسب تر در آیه فوق همان لباسهاى زینتى و جالب است.

برای گناه کاران و مجرمان لباس عذاب وجود دارد:" وَ تَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ. سَرابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‏ وُجُوهَهُمُ النَّار.ُ"و آن روز مجرمان را مى‏بینى كه در زنجیرها [به صورتى محكم و سخت‏] به هم بسته شده‏اند. پیراهن‏هایشان از قطران [ماده‏اى متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره‏هایشان را مى‏پوشاند

همین طور در سوره نحل جنبه زینتی بودن لباس را ذکر می کند" وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها ..." (خداوند همان كسی است كه دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و از آن زیورهایی را استخراج كنید كه آن زیورها را بپوشید.)(نحل 14)

همچنین لباس زمانی نعمت است که زشتی ها را بپوشاند و لباسی که پوشندگی نداشته باشد نعمت نیست و برهنگی و عریان دستاورد شیطان است. درآیه بعد آمده است:" بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ"(اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد آن چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اینكه او و همكارانش شما را مى‏بینند و شما آنها را نمى‏بینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیاى كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند)(اعراف 27) که برهنگی کیفر گناه پیروی از شیطان بود.

تقوا

پس از بیان لباس مادی به لباس معنوی اشاره می شود و می فرماید" لباس پرهیزكارى و تقوا از آن هم بهتر است".  این لباس های دنیوی وسیله ای برای کسب لباس تقوا است که تقوا انسان را از خطرات و لغزش ها حفظ می کند.

امام صادق (علیه السلام)دراین رابطه می‌فرمایند:"واما لباس الظاهرفنعمهُ من اللّه تعالی،یٌُستَربها العوراتُ وهی کرامه اکرم الله بها ذریّه آدم (علیه السلام) ما لم یُکرَم بها غیرهم وهی للمومنینَ آلهُ لِأداء ماافترضَ اللّه علیهم وخیرُ لباسک ما لایشغلک عن اللّه تعالی بل یقّربک من شکره وذکره وطاعته"(لباس ظاهر،نعمتی است ازسوی پروردگار که بدان وسیله عورت پوشانده می‌شود وکرامتی ازسوی خداوند است که به یاری آن فرزند آدم راگرامی‌داشته بصورتی که هیچکس را اینچنین گرامی نداشته است.و برای مۆمنان وسیله‌ای است برای انجام واجبات که خداوند واجب نموده است وبهترین لباس تو،لباسی است که تورا ازخدای متعال بازندارد بلکه تو را به سپاسگزاری ازخدا و یاد وپیروی ازاو نزدیک سازد.)

لباس زمانی نعمت است که زشتی ها را بپوشاند و لباسی که پوشندگی نداشته باشد نعمت نیست و برهنگی و عریان دستاورد شیطان است. درآیه بعد آمده است:اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد آن چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد، چه اینكه او و همكارانش شما را مى‏بینند و شما آنها را نمى‏بینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیاى كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند)که برهنگی کیفر گناه پیروی از شیطان بود

از دیگر لباس های غیر مادی که قرآن درباره آن سخن می گوید،لباس های بهشتیان و جهنمیان است.

درباره ی لباس های بهشتیان آمده:" إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُۆْلُۆاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ"(بى‏تردید خدا كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند، در بهشت‏هایى درمى‏آورد كه از زیر درختانش نهرها جارى است، در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آرایش مى‏شوند، و لباسشان در آنجا حریر است.)(حج 23)و لباس های فاخر و زیبا را پاداش کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام داده اند بیان می دارد.

و برای گناه کاران و مجرمان لباس عذاب وجود دارد:" وَ تَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ. سَرابِیلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى‏ وُجُوهَهُمُ النَّار.ُ"(و آن روز مجرمان را مى‏بینى كه در زنجیرها [به صورتى محكم و سخت‏] به هم بسته شده‏اند. پیراهن‏هایشان از قطران [ماده‏اى متعفّن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره‏هایشان را مى‏پوشاند.)(ابراهیم 49 و50)

در نهایت باید گفت آنچه موجب کسب رضایت الهی و پوشیدن لباس بهشتیان و در امان ماندن از لباس عذاب است لباس تقوا و دوری از گناه است.


حجاب از ديدگاه پيامبر(ص)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

مقدمه

پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيش بيني مي شد جامعه به ارزشهاي والاي انساني كه اسلام بيانگر آن است روي آورده و عظمت از دست رفته خود را باز يابد . اگر چه بسياري از آداب و سنتهاي مبتذل غرب را كنار گذاشته وبسياري ازافراد جامعه بدنبال تحول بعد از انقلاب اسلامي ، به خود انساني خويش باز گشتند ؛ اما افرادي هم وجود دارند كه ارزشهاي مطرح شده انقلاب اسلامي را به تمسخر گرفته و در حسرت مبتذلات غربي و شرقي آه مي كشندو اصرار دارند كه با همان روش خود را بيارايند و در اجتماع ظاهر شوند . بعد از گذشت چند سال از پيروزي انقلاب اسلامي ، آيا وقت آن نرسيده كه اينان نيز به خود آمده و به حقايقي كه رنجيراسارت شهوت را پاره كرده طوق بردگي و بيگانه پرستي و هواي نفس را از گردنها  بيرون فرو مي نهد روي آورند ؟  آيا وقت آن نرسيده كه اينان از اسارت بي حجابي ، بي عفتي ، و بي حيايي رها شده و تسليم شرع و عقل شوند ؟

در اين مقال برآنيم كه مسئله مهم حجاب را از ديدگاه عقل و شرع و از رسول اعظم (ص) مطرح سازيم تا كساني كه متعبد به تكاليف  شرعي هستند برهان شرعي و عقلي آن را بدانند و آناني كه ارجي به اسلام نمي گذارند به نداي عقل پاسخ گفته و به حجاب  كه حافظ و پاسدار ارزشها و اصالتهاي اسلامي يك زن است روي آورند .

 تعريف حجاب

حجاب عبارتست از اين كه زن،خود را از نامحرم بپوشاند ، بگونه اي كه اگر پشت پرده قرار مي گرفت  عضو و برآمدگي اي از او ديده نمي شد و جلب توجه نمي كرد و منظور از ستر كه در كتب فقهي ذكر شده همين است .

حجاب از ديدگاه عقل و شرع

بدون ترديد آنچه در فقه اسلام بيان شده است گزاف و بي حساب نيست . بلكه تابع مصالح و مفاسدي است كه در متعلق هر حكمي وجود دارد . حرمت شراب ، دروغگويي ، خيانت در امانت ، و....به جهت مفاسدي است كه در آنها وجود دارد . و وجوب نماز ، روزه ، حج ، زكات ،و....به دليل مصالحي است كه در آنها موجود مي باشد .  همچنين واجب بودن حجاب و پوشانيدن بدن بيهوده نبوده ، بلكه به اقتضاي مصلحت فردي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي بوده كه مورد توجه خداي متعال نيز قرار گرفته است و امر بدان تعلق گرفته است . همچنانكه ترك آن داراي مفاسدي است كه ملاك نهي از طرف شارع بوده و مورد نهي قرار گرفته است .

لازم به ذكر است كه عقل به لحاظ محدوديت و بدان جهت كه در محاصره غرايز ، احساسات ، خواسته هاي نفس  و...قرار گرفته است ، قادر نيست به همه مصحتها و مفسده ها پي برده و علت حقيقي واجب ، مستحب ، حرام ، مكروه و مباح بودن احكام را كشف كند . اگر چه به نحو جزئي آن هم در برخي از احكام چنين كشفي دارد و اغلب آنچه به عنوان فلسفه احكام از ديد عقل بيان مي شود به عنوان حكمت است نه علت .

برهان عقلي حفظ حجاب

حكم عقل در مورد حفظ حجاب دو گونه است :

1- خدا امر فرموده است كه زن خود را از نا محرم بپوشاند . آياتي از قرآن بيانگر امر فوق است و از آنجا كه خدا مالك انسان است ، عقل حكم به اطاعت از مالك و مولا مي كند . پس زن بايد بنا به حكم عقل كه امر به اطاعت از فرمان خدا مي كند ، خود را از نامحرم بپوشاند . اين دليل براي زن مسلمان متعبد بسيار عالي است؛ او در مقابل اين دليل خاضع است هر چند ممكن است به معيار وجوب حجاب و حرمت بي حجابي توجه نداشته باشد .

2- حكم ديگر عقل درباره پوشش صحيح ، حكم استقلالي است . بدين معنا كه به حكم شارع توجه نداشته باشد و خود به اين حقيقت نائل شده است كه : بر زن لازم است حجاب داشته باشد . عقل براي حكم خودش مقدماتي را فراهم مي كند و پس از روشن شدن مقدمات به نتيجه گيري مي پردازد .

برهان استقلالي براي حفظ حجاب

انسان عاقل با ترك شهوت راني و هرگونه وابستگي نادرست شهوي است كه به كمال مي رسد .

ترك پوشش كامل محرك شهوت است و باعث حاكميت غريزه  برعقل و مانع رشد و كمال انساني است و هر چيزي كه مانع ظهور انسانيت  باشد ، بايد كنار گذاشته شود . اما حفظ حجاب ، جلو بسياري از تحريكات شهوي و هوي و هوس را خواهد گرفت  و ارضاي غريزه را در كانال قانوني آن هدايت خواهد كرد. لذا به حكم عقل هر چيزي كه شرط لازم براي كمال و رشد مي باشد ، بايد اجرا شود . پس حفظ حجاب به عنوان شرط لازم عفت و حيا و نابودي فحشا بايد رعايت شود .

سؤال :اين كه ترك پوشش عامل و رعايت صحيح و كامل حجاب شرط لازم باري منع حركتهاي جنسي است ،  چگونه براي عقل روشن شده است ؟

پاسخ : عقل برخي از ابزار كارش را در بعضي از موارد به واسطه تجربه بدست مي آورد نگاهي به جوامع به اصطلاح پيشرفته و كشورهاي در حال توسعه بيندازيد ؛ خيلي دور نرويد : قدري به عقب برگرديد (رژيم گذشته ) و نظري به شمال تهران ، خيابان لاله زار ، گمرك و... بيندازيد و يك سري هم به كنار دريا بزنيد !!! نه خيلي لازم نيست به عقب برگرديد : همين الان يك نگاه عميق به خانواده هاي لا ابالي و بي حجاب يا بد حجاب بكنيد همه چيز برايتان روشن خواهد شد .

حجاب از ديدگاه شرع و منظر رسول اعظم (ص)

قبل از بيان ديدگاه شرع ، اين مطلب قابل ذكر است كه دين رابطه مستقيم با دستگاه عقلاني انسان داشته و بعد حيواني و نباتي انسان قابليت پذيرش مذهب را ندارد .

آنان كه از بعد حيواني به دين مي نگرند ،ميل و رغبت به دينداري  ندارند ، زيرا آزادي غرايز ( غريزه جنسي ، غضب ، خواسته هاي تن و .... )در نفي دين است . آنچنانكه رهايي عقل و حريت آن در پرتو دين و آنجا تكاليف  و وظايف ديني است . آنانكه از پشت عينك غرايز به مسائل ديني مي نگرند و آنها را تجزيه و تحليل مي كنند ، انسان را اسير مي بينند  اين يك حقيقت است كه دين بعد حيواني انسان را به بند مي كشد و كنترل مي كند ؛ ارضاي  خواسته هاي آن را از راه هاي غير شرعي  حرام مي داند . اغلب آنهايي كه انتقاد به مسائل ديني دارند و آنها را قابل اجرا نمي دانند ، براي همين است كه حقايق مذهبي را در دستگاه خواسته هاي حيواني تحليل مي كنند .

رسول گرامي اسلام (ص) فرمود : « انما يدرك الخَيرُ كُلُهُ با لعقلِ وَ لا دينَ لِمن لا عقلَ لَهُ

تمام خير ، منحصراً در عقل قابل درك است و هركس كه عقل ندارد دين ندارد .

اين حديث مؤيدي قوي براي اثبات مطلب فوق است كه انسان تنزل يافته در مرحله حيوانيت دين ندارد ، زيرا دين در مرحله عقل مطرح مي شود .

نتيجه اينكه : ما بايد دين را از ديدگاه عقل بررسي كنيم نه از پشت عينك هواهاي نفساني . تأكيد مذهب بر حجاب نيز بايد از همين ديدگاه ارزيابي شود و الا فرياد بعد  شهواني اين است كه :

چادر از سر زن برداريد بگذاريد زن عريان به خيابان بيايد و مانع تمتعات زن از مرد و مرد از زن نشويد .

پوشش اسلامي از منظر شرع

يا ايُّها الذين قُل لِأزواجكَ  وَبَناتِكَ وَ نُِاءالمؤمنينَ عَلَيهِنَّ من جَلابيبِهِنَّ ذلكَ اَدني اَن يعرفنَ فَلا يؤذَينَ وَكان اللهُ غشفوراً رَحيماً  اي پيامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمنين بگو تا   خود را بوسيله جامه اي كه تمام بدن آنها را فرا گيرد بپوشانند به نحوي كه جايي از بدنشان در منظر و ديد نامحرمان نباشد . اين نزديكترين چيزي است كه آنها به عنوان اهل عفت شناخته شوند پس در اين صورت افراد هرزه متعرض آنها نمي شوند و اذيتشان نمي كنند .  

در مورد كلمه جلبات گفته شده است : الجلبابُ : الرَّداءُ الذي يستُرُ من فَوقٍ الي أسفلٍ او كُلُّ ما يستَتَرُ بِهِ من كساء او غيرِهِ وَ وَ جَمَعُهُ جلابيب جلباب روپوشي است كه از بالا تا پايين را مي پوشاند يا هر چيزي كه بدن به سبب آن پوشيده مي شود ، خواه كساء باشد يا غير آن و جمع آن جلابيب مي باشد .به هر حال آيه دلالت دارد بر اين كه زنان بايد از روپوش كامل جهت پوشش تمام بدن و اندام استفاده كنند پوششي كه معرف شخصيت و عفت زن مومن باشد . اين موجب مي گردد كه افراد لا اباليجرأت نكنند به او جسارت كرده و به ديد شهوت و هوس راني به او بنگرند .در سبب نزول آيه فوق چنين بيان داشته اند : كه زنان براي نماز به مسجد مي آمدند و نماز را به امامت رسول خدا به جاي مي آوردند . شب كه براي نماز مغرب و عشا از خانه خارج شده و بيرون مي آمدند ، جوانها بر سر راهشان مي نشستند و به آنان متعرض شده و اذيتشان مي كردند .اين آيه براي جلو گيري از اين عمل زشت نازل شد . از مطلب فوق استفاده مي شود كه علت گستاخي جوانان نبودن پوشش كامل زنها بوده است .

بي حرمتي به حجاب 

 قال النبي (ص) : ايما أمرهٍ وَضَعَت ْ خمارَها في غَيرِ بيتِ فَقَد هَتَكَت حجا بَها

رسول اكرم فرمود : هر زني كه براي غير شوهرش روسري خود را كنار بگذارد ، هر آينه به حجاب خود بي حرمتي كرده است . آيات حجاب در قرآن

وَقُلْ لِلمؤمناتِ ...... لا يبدين زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ منها وَليضرِبنَ بِخُمُرهنَّ علي جيوبهنَّ » اي رسول خدا ، به زنان مومن بگو ...زينت خود را آشكار نسازند مگر آنچه قهراً نمايان است و روسري هاي خود را بر سينه و گردن خود بيفكنند . وَلا يضربنَ بارجُلِهِنَّ لِيعلَمَ ما يخفينَ من زينَتَهُنَّ » و زنان هنگام راه رفتن پاي خود را به زمين نكوبند تا زينت پنهانشان شناخته نشوديا بني آدمَ قَد انزلنا عَلَيكُِم لِباساً يواري سَواتِكُم و ريشاً و لباسُ التَّقْوي ذلك خَيْرٍ .» اي فرزندان آدم ! بر شما لباسي فرو فرستاديم كه اندام (عورت ) شما را مي پوشاند و نيز پوششي فرستاديم كه مايه زينت شماست ، و بدانيد كه لباس تقوي بهتر است .اي فرزندان آدم ! مبادا شيطان شما را بفريبد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد ، لباسشان را از تن آنان بيرون آورد تا عورتشان را بنماياند

بهترين گوهر

فاطمه الزهرا (س) : خَيرُ لِنِّساء اَن لا يرين الرجالَ و َ لا يراهُنَّ الرِّجالُ

روزي رسول خدا (ص) از اصحاب خود پرسيد : چه چيز براي زنان بهتراست ؟ اصحاب ندانستند . علي (ع) نزد فاطمه (س) آمد وپرسش پيامبر را با او در ميان گذاشت . فاطمه (س) پاسخ داد :بهترين عمل براي زنان آن است كه مردان نامحرم را نبينند و مردان نا محرم نيز آنها را نبينند

چون علي (ع) خدمت رسول خدا (ص) بازگشت ، پاسخي را كه فاطمه داده بد عرض كرد . پيامبر فرمود : چه كسي اين پاسخ را براي تو بيان كرده است ؟ علي عرض كرد فاطمه ؛ پيامبر فرمود : « انَّها بَضعَهٌ منّي » فاطمه پاره تن من است گروهي از مغرضان و نا آگاهان به دستورات اسلام ،اين حديث و امثال آن را با توجه به مناسبات جديد بشري و حضور ناگريز زن در اجتماع ، براي زن امروز نا كار آمد مي دانند .اما در پاسخ آنان بايد گفت :  اولاً حضرت زهرا در اين سخن يك توصيه اخلاقي را براي زنان تأكيد كرده است . يعني با نگاه به ويژگيهاي روحي و جسمي زن از يك سو و نياز بشر در هر عصر و زمان به حفظ ارزشهاي اخلاقي و انساني  كه در رأس آنها همزيستي سالم اخلاقي زن و مرد است از سوي ديگر ، سفارش دور بودن از مرد را مطرح كرده است چرا كه زن نقش اساسي در سلامتي يا فساد ان ارزشها ايفا مي كند .ثانياً : با توجه به شواهد تاريخي و سيره مسلمانان در قرون اوليه ، كه حاكي از حضور زنان در عرصه هاي مختلف اجتماع است ؛ قطعاً اين حديث شامل زناني نيست كه به نوعي موظف به پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي هستند و آن حضرت نيز در مقام نفي اين واقعيت از زندگي مسلمانان نبوده است .

ثالثاً : شايد اين سفارش و تأكيد بانوي نمونه اسلام حكايت از حقيقتي بزرگ باشد كه امروز شاهد آن هستيم و آن اينكه هر چه زنان از مسئوليت اصلي خود يعني ساختن بهشت خانواده و تربيت نسل سازنده براي جامعه فاصله بگيرند ، ناچار به ويرانه ها و ناهنجاريهاي اجتماعي بپرهيزند و به مسئوليت سنگين خود توجه كنند .

امروز آثار شوم شعار انحرافي «ضرورت حضور زنان در كنار مردان » در ميدانهاي مختلف اجتماعي آشكار گرديده كه در واقع اين ميدانها به ميدانهاي رقابت با مردان تبديل شده است .

 متأسفانه توجه نداشتن به ويژگيها و تواناييهاي زن ومسئوليت اصلي وي در خانه ازيك سو و عدم زمينه سازي لازم و ايجاد شرايط مناسب براي حضور سازندة او در جامعه ازسوي ديگر موجب گرديد تا نه تنها زن نتواند به ايفاي نقش سالم بپردازد كه به موجودي خسته ، سرگردان و در نتيجه بي معني مبدل شود .

استاد شهيد مطهري در كتاب مسئلة حجاب ص 241 مي فرمايد :

آنچه اسلام مي گويد نه آن چيزي است كه مخالفان اسلام ، اسلام را بدان متهم مي كنند ، يعني محبوسيت زن در خانه نه نظامي است كه دنياي جديد آن را پذيرفته است و عواقب شوم آن را مي بيند ، يعني اختلاط زن ومرد در مجامع . اسلام مي گويد : نه حبس نه اختلاط . بلكه حري ،سنت جاري مسلمين از  زمان رسول خدا همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمي شده اند ولي همواره اصل «حريم» رعايت شده است . در مساجد ومجامع ، حتي در كوچه و معبر ، زن با مرد مختلط نبوده است.

روايات حجاب از منظر رسول اعظم (ص)

واي بر زنان از بزكهايشان

قال النبي : وَيلٌ لِنِّساء مِنَ الاحمرَينِ ، الذَّهَبِ وَالمُععصفَرِ . پيامبر اكرم مي فرمايد : واي بر زنان از دو چيز زينتي : طلاو جامة زيبا مقام معظم رهبري مي فرمايد : آيا جنايتي از اين بزرگتر نسبت به زن هست كه زن را با آرايش ، مد و جلوه گري زينت آلات سرگرم كنند و از او به عنوان يك ابزار و وسيله استفاده كنند ؟

نتيجه خود نمايي

قال النبي « مَثَلُ الرافِلَهِ في الزينَه من غَيرِ اَهلِها كَمَثَلِ ظُلمَه يوم القيامه لا نورَ لَها .

پيامبر اكرم (ص) فرمود : « حكايت زني كه دامن كشان و آميخته به زينت در بيرون خانه رفت و آمد مي كند ، چون ظلمتي است كه در روز قيامت كه از خود نور ندارد

سايه شيطان

قال النبي : اَلمَراه عَورَه فَاذا اَخرَجَت اِ ستشرَفَها الشطان

پيامبر اكرم فرمود : زن اندامي شهوت انگيز دارد (اگر خود را نپوشاند ) همين كه از خانه خارج شد ، شيطان او را احاطه مي كند

پايان بي حجابي

قالنبي : اَيماإمرَاه نَزَعَت ثيابها في غَيرِ بَيتها خَرَقَ عزَّ وَجَلَّ عَنها سِترَهُ

پيامبر اكرم فرمود : هر زني كه لباس خود را جز در خانه خود بيرون آورد خداوند پردة خويش را از او بر مي گيرد .

مد گرايي و بي حجابي

قال النبي : اِستَعينواعَلي النِّساء بِالعُري فَإنَّ احداهُنَّ ثِيابُها وَ اَحسَنَت زينَتَها اعجَبَهاالخُروجُ.

پيامبر اكرم فرمود : از كمي لباس براي نگهداري زنان كمك بگيريد زيرا وقتي زن لباس فراوان و زينت كامل دارد مايل به بيرون رفتن است .

از عوامل مهم بد حجابي در جامعه ، گرايش به تجملات و تنوع كاذب در لباس و پوشش است . زنان هر چه بيشتر به دنبال مدها و لباسهاي مختلف باشند بيشتر به دنبال خود نمايي و به تعبير قرآن« ترج » خواهند رفت گر چه اسلام عزيز به بهداشت پوشش مناسب توجه فراوان دارد اما زياده روي و تجمل گرايي را بسيار ناپسند مي داند .اين عمل علاوه بر اسراف و حرام بودن ، خطرات روحي و رواني فردي و اجتماعي بسياري به دنبال خواهد داشت .

فتنه عظيم زنان

فتنه كمبودها را ديديد و صبر كرديد و من از فتنه رفاه بر شما بيم دارم كه از طرف زنان مي آيد ، هنگامي كه النگوي طلا و پارچه هاي فاخر به تن مي كنند و توانگران ( اگر شوهر توانگر دارند ) را به زحمت مي اندازند و از فقير ( اگر شوهر فقير دارند ) چيزي كه بدان دسترسي ندارد بخواهند .

نتيجه گيري

گرايش انحرافي به امور دنيوي و تجملات چيزي است كه پس از تحمل سختيهاي هر انقلاب گريبان جامعه انقلابي را مي  فشرد . آنچه رسول گرامي اسلام از آن بر امتش بيم دارد ، همان چيزي است كه امروز جامعه اسلامي ما نيز پس از سر بلندي از دورة انقلاب و جنگ تحميلي مي فشرد. به اميد آنكه ما هم در جامعه اسلامي اين دوره با صبر در برابر دنيا طلبي نفس از هدايت الهي فاصله نگيريم .

منابع

تفسير نمونه  ، آيت الله مكارم شيرازي

مسئلة حجاب ، استاد شهيد مطهري

حجاب ،  انتشارات مؤسسه در راه حق

چهل حديث حجاب ، عبدالعلي براتي


بررسی سن و نوع حجاب برای كودك
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

معمولاً والدین در پیدا کردن سن حجاب برای کودکان خود دچار مشکل هستند و نمی‌دانند که کودک خود را از چه سنی تشویق به پذیرش حجاب بکنند.

چادر

گاه فردی می‌گوید بگذار برای همان سن تکلیف و گاه فردی، سن مدرسه را ترجیح می‌دهد و گاه کسی پیدا می‌شود که از یک سالگی کودک خود را سفت و سخت وادار به حجاب می‌کند. البته هیچ‌کدام از این روش‌ها درست نیست.

باید بدانیم که تدریج و مداومت، همیشه یک اصل درست تربیتی است. اصل دیگر آن است که تربیت کودک را نباید به دوران نوجوانی واگذار کنیم؛ در واقع از همان زمانی که نوزاد به دنیا می‌آید و حتی قبل‌تر از آن (دوران بارداری و قبل آن) باید فرآیند تربیت کودک، اعم از اخلاق و دین، درست پایه‌گذاری شود؛ البته با تدریج و مداومت.

پس باید بگوییم که شما والدین دلسوز باید از همان زمانی که تصمیم به بارداری گرفتید، نکات تربیتی را برای خود و کودک دلبندتان کاملاً جا بیندازید. به این ترتیب که با مطالعه نکات دینی و اخلاقی و عمل کردن به آن‌ها، در ابتدا خودتان را آماده کرده و یک معلم به تمام معنا شوید و سپس با مرور این نکات برای جنین در رحم، او را نیز آماده پذیرش بهترین تربیت قرار دهید. این یک اصل تربیتی برای تثبیت همه نکات تربیتی است و اما درباره حجاب هم این نکته نباید فراموش شود.

می‌دانیم که خردسالی، بهترین زمان برای آموزه‌های دینی است، چرا که فرموده‌اند تربیت در زمان خردسالی همانند حک کردن نقش بر روی سنگ است. یعنی پایه‌گذاری و درونی کردن تعلیمات در کودکی آنقدر مهم است که همانند نقشی که بر روی سنگ حک شده، هیچ وقت از بین نخواهد رفت.

بنابراین برنامه‌ای برای خود و فرزندتان پیاده کنید که بتوانید طبق آن، اصول درست دین‌داری را البته با رعایت اصل تدریج و مداومت اجرا نمایید. مثلاً برای پایه گذاری حجاب، می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

1- در ابتدا خود و همسرتان را طوری پرورش دهید تا نسبت به حجاب و عفاف، حساسیت خاصی داشته باشید. با هر کس و نا کسی (افراد بی حجاب و بی بند و بار نسبت به مسائل دینی) رفت و آمد نداشته باشید و طوری رفتار کنید تا کودک دلبندتان، بدی ارتباط با این دسته از افراد را درک کند و نیز الگو بگیرد.

2- خودتان هم پایبند به حجاب باشید، حتی در لحظاتی که نگه داشتن آن واقعاً سخت است. در مسافرت، کارهای سخت، کارهای اداری، حرکات ورزشی و خلاصه همیشه حجاب را فراموش نکرده و کودک خود را در انگیزه خود برای داشتن حجاب توجیح کنید.

کودک را در داشتن حجاب تشویق کنید. از همان نوزادی سعی کنید تا لباس‌های نامناسب در برابر نامحرمانم بر تن آن‌ها نکنید. گاه بر سر آن‌ها روسری بیاندازید تا عادت روسری داشتن برای آن‌ها درونی شود.
3- کودک را در داشتن حجاب تشویق کنید. از همان نوزادی سعی کنید تا لباس‌های نامناسب در برابر نامحرمانم بر تن آن‌ها نکنید. گاه بر سر آن‌ها روسری بیاندازید تا عادت روسری داشتن برای آن‌ها درونی شود. آن‌ها را به دست مردان نامحرم نسپارید و بسیار مواظب حیا و عفت فرزندانتان باشید.

4- از سه سالگی، تربیت آموزه‌های دینی و داشتن حجاب را رسمی کنید. در ابتدا برای او چادری تهیه کنید و او را برای داشتن چادر تشویق کنید. عبارات محبت آمیز بگویید و او را در آغوش کشیده و بگویید که بسیار خوشحالید که چنین فرزند با حجاب و با حیایی دارید. تشویق‌های خود را ادامه دهید و برای آن، پایانی تصور نکنید. البته افراط و تفریط در این مورد هم مذموم است. فقط تدریج و استمرار را فراموش نکنید.

5- به بزرگ‌ترها (پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها) بسپارید که کودک شما را برای داشتن حجاب تشویق کنند و گاه به او هدیه‌ای دهند و نیز در برابر همه فامیل به او احترام به خصوصی بگذارند و در برابر بی‌حجاب‌ها او را تکریم کرده و ترجیح دهند. به این صورت، کودک می‌فهمد که همگان برای حجاب او ارزش قائل هستند، نه فقط پدر و مادر. به این ترتیب، کودک اعتماد به نفس بالایی کسب کرده و می‌فهمد که با حجابش برای همه عزیز است و با این اعتماد به نفس، راه درست را از نادرست تشخیص داده و حجاب را انتخاب می‌کند.

حجاب حیا

6- به کودک خود همواره محبت کنید و نگذارید که او برای ارضای نداشته‌هایش به دست و بال دیگران بچسبد. وقتی شما به کودک خود محبت نمی‌کنید، بسیار طبیعی است که او به شکلاتی که یک شخص بی حجاب می‌دهد دل می‌بندد و چون از دست یک بی حجاب ارضا شده، او را قهرمانی برای خود فرض کرده و از او الگو می‌گیرد. پس به کودک خود محبت کنید تا به بیگانگان نچسبد.

7- با کودک خود با احترام رفتار کنید و عزت نفس و اعتماد به نفس او را بالا ببرید. برای نظرات درستش احترام قائل شوید و به او شخصیت دهید و با عبارات محترمانه با او صحبت کنید. وقتی او عزت نفس داشته باشد، هرگز به دنبال بی‌بند و باری و بی حجابی نخواهد رفت؛ چون آنقدر خود را عزیز می‌داند که می‌فهمد با آن چیزها هرگز عزت، زیبایی و ارزشی به دست نخواهد آورد.

8- صحبت‌ها و انگیزه‌های داشتن حجاب را از 5 و 6 سالگی شروع کنید و برای او تشریح کنید که یک دختر، با حجاب، بسیار زیبا می‌شود، همه به او احترام می‌گذارند، با حجاب از بدی‌ها دور می‌شود، دیگران او را با ارزش و با حیا می‌دانند؛ و حجاب نشانه یک دختر خوب است.

خلاصه به هر طریقی و با زبان کودکانه، انگیزه‌های داشتن حجاب را برای کودک تشریح کنید و این کار را تا نوجوانی، جوانی و حتی بزرگ‌سالی ادامه دهید تا برای فرزندتان درونی شود. از فسادهای یک دختر بی حجاب تا خوبی‌های یک دختر با حجاب را به دقت شرح دهید و او را از خوبی‌های حجاب آگاه کنید.

امیدواریم که با اجرای این فرایند تربیتی برای حجاب و حتی دیگر آموزه‌های تربیتی بهره لازم را برده باشید و بدانید که یک تربیت خوب، از همان روزی که نوزاد به دنیا می‌آید تا دوران جوانی باید استمرار داشته باشد تا درونی و تثبیت شود.


حد پوشش زن در نگاه قرآن و تاریخ
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قرآن در آیه‏ای دیگر زنان پیامبر را که باید سرآمد و الگوی زنان جامعه اسلامی باشند، از خودنمایی و ظاهر نمودن زیبایی‎ها در مقابل دیگران نهی می‎کند. با توجه به آیات دیگر قرآن، نمی‎توان زنان دیگر را از ممنوعیت تبرج و خودنمایی مستثنی دانست.

حجاب

موضوع زن در اسلام همچنان که از موضوعات مهم فکری و اندیشه‏ای است از نظر تاریخی نیز اهمیت فق العاده‏ای دارد. با نگاهی به تاریخ صدر اسلام، به ویژه عصر نبوی در می‏یابیم که زنان در عرصه‏های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حضور فعال داشته‏اند.

 

حد پوشش

اسلام برای کاستن از آسیب‎های حضور اجتماعی زن، دستور به رعایت پوشش مناسب برای زنان داده است. حجاب، هم زمینه انحرافات اخلاقی را کم می‎کند و هم به زن امنیت و آرامش و مصونیت می‎بخشد.

شواهد متعددی از قرآن کریم حاکی از این نکته است که در جامعه عرب قبل از اسلام، زنان برای حضور در اجتماع، پوشش مناسب و مطلوبی نداشتند. نهی قرآن از متابعت از آن الگو و دستورات اصلاحی برای پوشش زنان، از برخی نقص‎ها و کاستی‏ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد نظر اسلام حکایت دارد. برخی تاریخ‏پژوهان نیز این نکته را تأیید می‎کنند.

 

حدود حجاب اسلامی برای بانوان از نظر قرآن كریم

برخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از:

1. سوره نور، آیات 30، 31، 33 و 60; 2. سوره احزاب،، آیات 35، 53، 55، و 59. از نظر شرع اسلام زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند; ولی پوشاندن صورت و دست ها از مچ به پایین واجب نیست.[ توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 417، مسئله 2435]

حكم پوشش در مكان هایی كه درمعرض دید نامحرم است باید اجرا شود; فرقی نمی كند كه نامحرم در منزل یا غیر منزل باشد; حتّی در مورد افراد نامحرمی كه همیشه با انسان ارتباط دارند، این حكم و امثال آن جاری است.

در مورد حجاب واجب، كافی است كه زن به هر وسیله ای كه می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشكال دارد.[ همان، ص 421]

زن تا موقعی که در حجاب است، حق است؛ موقعی که از حجاب در آمده است وجهه ی خلقی پیدا می کند. وقتی وجهه ی خلقی پیدا کرد، دیگر تواناییش شکسته می شود . این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود

خداوند متعال در سوره نور آیه 31 خطاب به زنان مۆمن می فرماید كه وظیفه دارند زینت هایی را كه معمولا پنهان است، در نزد نامحرمان بپوشانند. 

«وَ قُل لِّلْمُۆْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ ...; (نور، 31)

و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است، آشكار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افكنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشكار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...»

اگر چه مهم، رعایت حجاب است و پوشیدن چادر، الزامی ندارد، ولی چادر، بهترین نوع حجاب و نشانه ملی زنان جامعه ایرانی است. مانتو و مانند آن، اگر چه با شرایطی مناسب است، اما چون سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود، ممكن است منشأ تحریك و فساد باشد. عقل انسان بین خوب و خوب تر، قطعاً خوب تر را انتخاب می كند; بنابراین، چادر عاقلانه تر و بهتر است.[تفسیر نمونه، آیة الله مكارم شیرازی، ج 14، ص 434ـ448، دارالكتب الاسلامیة / آن چه باید یك زن بداند، اسدالله محمدی نیا، ص 163ـ164]

چادر

از آنجا که چگونگی پوشش زنان در جامعه صدر اسلام به گونه‏ای نبود که زیبایی‏ها و زینت‎های آنان را بپوشاند. قرآن آنان را به نحوه صحیح پوشش دستور می‎دهد، خداوند متعال به منظور حفظ عفت جامعه، حتی زنان مسلمان را از نمایان کردن بدن خود بر زنان غیر مۆمن نهی می‏‎کند.

در روایات علت این امر، بی مبالاتی زنان غیر مۆمن در توصیف زنان مسلمان برای شوهران خود دانسته شده است.

قرآن در آیه‏ای دیگر زنان پیامبر را که باید سرآمد و الگوی زنان جامعه اسلامی باشند، از خودنمایی و ظاهر نمودن زیبایی‎ها در مقابل دیگران نهی می‎کند. با توجه به آیات دیگر قرآن، نمی‎توان زنان دیگر را از ممنوعیت تبرج و خودنمایی مستثنی دانست.

 

محدوده حجاب و پوشش در روایات

عایشه می‎گوید: پس از نزول آیه سوره نور زنان مهاجر، ضخیم‏ترین پوشش‏های پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.

ام سلمه نیز نقل می‎کند که پس از نزول آیه پوشش در سوره احزاب، زنان انصار از منازلشان با پوشش‎های مشکی خارج می‎شدند، به گونه‏ای که به نظر می‏رسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است.

حضرت فاطمه

در روایاتی از رسول خدا محدوده حجاب و پوشش زن معین شده است. امام صادق(علیه السلام) از پدران خود از رسول خدا نقل می‎کنند که فرمود: روا نیست زنی که به دوران عادت ماهیانه بلوغ رسیده جلو سر و گیسوان خود را آشکار کند.

در گزارش دیگری پیامبر اکرم به یکی از یاران خود سفارش می‎کند که به همسرش بگوید برای تهیه روسری از آستر استفاده کند تا زیر آن نمایان نباشد. زنانی نیزکه خود را با وضع جدید تطبیق نداده بودند، با اعتراض پیامبر روبه رو می‏شدند.

گزارش شده است که رسول خدا خطاب به اسماء دختر ابوبکر که از پوشش نازک استفاده کرده بود فرمود: "ای اسماء وقتی زن به سنی رسید که عادت ماهانه برای او اتفاق افتاد، جایز نیست که جز صورت و دست وی تا بالای مچ در معرض دید دیگران قرار گیرد."

 

دلیل عرفانی بسیار زیبا در مورد حجاب از استاد صمدی

کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل و یک بافت و صورتی در بیاید، قهراً به بافت انسان در می آید . همانطور که قوه خیال، حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است، با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کند، قوه خیال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد و چون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل می دهد، نه صورت مرد . چون مرد بیشتر با اسم ( الظاهر) و زن بیشتر با اسم شریف (الباطن) در ارتباط است . لذا همان مقام اسم شریف (الباطن ) آمده در شریعت و برای زن به صورت حجاب مطرح شده است.

ام سلمه نیز نقل می‎کند که پس از نزول آیه پوشش در سوره احزاب، زنان انصار از منازلشان با پوشش‎های مشکی خارج می‎شدند، به گونه‏ای که به نظر می‏رسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است

این حجاب در حقیقت صفت خدا داشتن زن است، خداوند هم محجوب است. خودش فرمود: ((از پشت هفت هزار حجاب دارید من را می بینید )) اگر عدد را بالاتر ببرد باز هم حق است .

نه این که دین اگر به زن می گوید(( تو حجاب را نگه داشته باش )) این العیاذ بالله جسارت به زن است این در حقیقت یک احترامی به زن است . به او می گوید :((چون تو مطابق اسم شریف ((الباطن)) الهی پیاده شده ای، ما نمی خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری، لذا محجوب باش. بگذار اگر دیگران می خواهند تو را ببینند از پشت حجابها ببینند.))

این حجاب برگرفته از حجاب حق است، لذا حجاب دژ زن است، چه اینکه برای خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنید نمی توانید حقیقت غیبیه ذات مرا ببینید، آنقدر محجوبم، آنقدر در حجابم، هر چه کوشش کنید و حجاب ها را خرق کنید و پاره کنید باز هم همچنان مرا در پشت حجاب باید ببینید. هرگز من کشف تام نمی کنم، حتی در قرآن هم کشف تام ذاتی نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفی کرد، اما یا با الفاظ یا با معانی یا با صور. هم الفاظ حجابند و هم معانی و هم صور حجابند. از پشت حجاب ها خدا خود را معرفی کرد و الا حق آن طوری که حق است، برای خلق جلوه نمی کند، که اگر بخواهد بکند لازمه جلوه گری حق برای خلق بساط خلق را جمع کردن است .

زن تا موقعی که در حجاب است، حق است؛ موقعی که از حجاب در آمده است وجهه ی خلقی پیدا می کند. وقتی وجهه ی خلقی پیدا کرد، دیگر تواناییش شکسته می شود . این است که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود و اگر می خواهند ((عصمت اعظم )) را به صورت شکل زنی در بیاورد، ظاهراً به بهترین شکل در می آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا نمی شود . لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره در عالم هرگز زنی پیدا نمی شود، چه اینکه مشابه چهره پیغمبر و امیرالمومنین هرگز در عالم پیدا نمی شود .

حال که این عصمت کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره تجلی کرده است او آنچنان در حجاب قرار می گیرد که فقط امیر المومنین لیاقت دیدار همچنین جمالی را خواهد داشت که به او گفتنند: (زهرای عزیز اگر علی ابن ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی شد) چون زن وشوهر باید کفو هم دیگر باشند.


حجاب سفارش 14 معصوم است!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب از دو کلمه (حج+آب) درست شده است.

حج مایه حیات توحیدی مؤمن است و آب مایه حیات مادی مؤمن است!

کسی که از حجاب فاصله میگیرد یعنی مرده متحرک است!!!

چون از دو مایه حیات استفاده نمیکند!

تازه (ح+ج+ا+ب=۸+۳+۱+۲=۱۴) به عدد ابجد چهارده میشود!

شاید عدد میگوید حجاب سفارش چهارده معصوم (علیهم السلام) است...


لباس مورد علاقه شیطان
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

لباس مورد علاقه شیطان

در آیه 26 سوره اعراف خداوند بیان می‌دارد که پوشش و پوشاندن کار اوست، ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است.

حجاب
لباس در قرآن

«یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»

ای فرزندان آدم! همانا بر شما لباسی فرو فرستادیم تا هم زشتی (برهنگی) شما را بپوشاند و هم زیوری باشد، و(لی) لباس تقوا همانا بهتر است، آن، از نشانه‌های خداست، باشد که آنان پند گیرند (و متذکر شوند). (اعراف، 26)

 

پیام‌های آیه 

1. توجه به نعمت‌های الهی، عامل عشق به خدا و دوری از غفلت است. (قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ ... لعلّهم یذّکّرون)

2. لباس، زمانی نعمت الهی است که بدن را بپوشاند. (یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ)

3. گرچه در تهیه لباس، علاوه بر عوامل طبیعی انسان‌ها نیز تلاش می‌کنند، ولی همه اینها به دست خداست. (أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا)

4. پوشش و پوشاندن کار خداست. (أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی) ولی برهنگی و برهنه کردن کار شیطان است. (فوسوس.... لیبدی لهما ماوری عنهما من سوْاتهما)

5. لباس، نعمت الهی است. (لِبَاسًا یُوَارِی) و برهنگی و خلع لباس، کیفر گناه.(فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا)

6. پوشش و آراستگی با پوشاک و لباس‌های زیبا، مطلوب و مجبوب خداوند است. (قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا ... وَرِیشًا) آراستن و زینت و بهره‌ بردن از لباس‌های زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعی ندارد.

7. معنویت در کنار مادیت، تقوا در کنار زینت لازم است. (رِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ) وگر نه لباس می‌تواند وسیله اسرف، تکبر، فساد،خودنمایی، مدپرستی، شهوترانی، فخرفروشی و امثال آن شود.

8. آن‌گونه که در لباس مادی، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی مطرح است، تقوا هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایه زیبایی معنوی انسان استو (لِبَاسُ التَّقْوَىَ)

9. از خاک، پنبه می‌روید، از علف که خوراک حیوان است، پشم تولید می‌شود و از آب‌ دهان کرم، ابریشم، اینها همه از آیات الهی است که می‌تواند مایه تذکر و بیداری انسان باشد. (ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ)

امام مجتبی (علیه السلام) به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترین لباس خود را می‌پوشید و می‌فرمود: «انّ الله جمیل یحبّ الجمال فاتجمّل لربّی)، خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من لباس زیبای خود را برای پروردگارم می‌پوشم و آنگاه این آیه را تلاوت می‌فرمود

زینت و مسجد

«یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»

ای فرزندان آدم! نزد هر مسجد (به هنگام نماز،‌ لباس و) و زینت‌های خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، همانا خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.

*شاید بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطاب (یَا بَنِی آدَمَ) بیان می‌شود، مربوط به تمام انسان‌ها و همه ادیان و از مشترکات آنان است.

اسراف

* قرآن به مال و فرزند، «زینت» گفته است، (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا) بنابراین ممکن است آیه بیانگر این باشد که مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشید، تا با مال، به حل مشکلات اقتصادی مسلمین بپردازید و با حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشکلات تربیتی نسل آینده را حل کنید.

* در روایات، امام جماعت عادل، آراستگی ظاهر، عطر زدن و لباس زیبا پوشیدن به هنگام نماز، بلند کردن دستان به هنگام رکوع و سجود در نماز، شرکت در نماز عید و نماز جمعه، از جمله مصادیق زینت شمرده‌ شده‌اند.

* امام مجتبی (علیه السلام) به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترین لباس خود را می‌پوشید و می‌فرمود: «انّ الله جمیل یحبّ الجمال فاتجمّل لربّی)، خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من لباس زیبای خود را برای پروردگارم می‌پوشم و آنگاه این آیه را تلاوت می‌فرمود.

* خداوند زیبا و زینت را دوست دارد، وگر نه به آن امر نمی‌فرمود، (خُذُواْ زِینَتَکُمْ ) چنان‌که اسلام، آیین فطری است و انسان نیز فطرتاً از زینت لذت می‌برد.

شاید بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطاب (یَا بَنِی آدَمَ) بیان می‌شود، مربوط به تمام انسان‌ها و همه ادیان و از مشترکات آنان است

* با زینت به مسجد رفتن، احترامی به بندگان خدا، به عبادت خدا است و همچنین سب ایجاد جاذبه و ترغیب عملی دیگران به آمدن در آنجاست.

* گرچه استفاده از زینت و طعام، امری فطری و طبیعی است، ولی در شرایط خاص مانند وجود نیازمندان و محرومان، باید با آنان همدردی کرد، لذا در تاریخ می‌خوانیم که نوع لباس امام صادق(علیه السلام) که مردم در رفاه نسبی به سر می‌بردند، با لباس امام علی(علیه السلام) که مردم فقیر و ندار بودند، متفاوت بود، چون شرایط اجتماعی هر کدام فرق داشت.

 

پیام‌های آیه

1. مسجد که پایگاه مسلمانان است، باید آراسته، زیبا و با جاذبه باشد. (خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ)

2. بهترین و زیباترین لباس، برای بهترین مکان است (خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ)

3. اسلام، همه به باطن نماز توجه دارد، (فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ)، هم به ظاهر آن. (زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ) آری، در اسلام، ظاهر و باطن، دنیا و آخرت به هم آمیخته است.

4. زینت، اگر چه در نماز فردی هم ارزش است، اما در اجتماع و مسجد، حساب ویژه‌ای دارد. (عند کل مسجد)

5. اول نماز، آن‌گاه غذا. (عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ) اول توجه به روح و معنویت، آن‌گاه توجه به جسم.

عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

در روایت آمده : «کسی که در راه خدا جهاد کند و شهید شود اجرش بزرگ تر از کسی نیست که بتواند گناه کند و عفت ورزد. انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته ای از فرشتگان خدا شود. »  ( 1 )
این روایت نشان از اهمیت عفاف و بلند مرتبه بودن فرد عفیف و پاکدامن دارد. این مهم بی جهت نیست ؛ چرا که ثمره و میوه ی پاکدامنی را صیانت(2) عنوان کرده اند و کسی که مصونیت یافت مسلماً بار گناهانش سبک و منزلتش نزد خدا بالا می رود. ( 3)

با دقت در آیات و روایات عفاف وسیره حضرت فاطمه زهرا در می یابیم که زن مسلمان باید همواره سرمایه ی عفت و حیای خویش را که خداوند فطرتاً در نهاد وی قرار داده حفظ نماید و تمامی اعمال ، رفتار ، حرکات و سخنان ، نگاه ها و پوشش های او شیوه ی عفیفانه داشته و به دور از هرگونه خودنمایی و جلوه گری و در حد ضرورت و در چارچوب دین صورت گیرد.
همه ی این موازین ناشی از نظام حکیمانه ی خداوند است و جز برای مصلحت و منفعت زن و خانواده و اجتماع بشر وضع نگردیده است .
به طور یقین، با رعایت عفاف و حجاب آثار و برکاتی از جمله بالا رفتن ارزش و احترام زن ، آرامش روانی ، پایبندی به خانواده و استحکام اجتماع به بار می نشیند.
در این راستا ، باید با نهادینه کردن فرهنگ وحجاب و عفاف در جامعه در جهت اعتلای آن تلاش نمود و کوشش کرد کسانی که از این امرغافل گشته اند ، گم شده ی فطرت خویش را به دست آوردند و جان خموش و شخصیت منکوب خویش را بیدار و زنده گردانند و هویت و اصل خویش را باز یابند.

 

پی نوشتها:
1 -  امام علی(علیه السلام) «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله بأعظم أجراً ممّن قدر فعفّ، کاد العفیف أن یکون ملکاً من الملائکه .»(نهج البلاغه ، حکمت  474  )
2 -  امام علی (علیه السلام) «ثمره العفه الصیانه» (میزان الحکمه ، ح  13157
3 -  امام علی (علیه السلام) «من عف خفّ وزره ، و عظم عندالله قدره»(همان ، ح13158(


اصلاً «حجاب» در کجای «قرآن» آمده است که این همه روی آن اصرار می کنید؟!
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

با تأمل در آیات قرآن، مشاهده می شود حجاب، فقط در نوع پوشش و لباس تجلی پیدا نمی کند؛ بلکه این امر، تنها یکی از صورتهای حجاب است. در ادامه به رویکردهای قرآن در پرداختن به مسألة حجاب می پردازیم:

1. حجاب در نگاه

یکی از ابعادِ حجاب از دیدگاه قرآن و روایات حجاب در نگاه است. این بخش از حجاب پس از بعد اول، شناخته شده‏ترین بعد از ابعاد حجاب است و دستور صریح قرآن کریم بر این بعد از حجاب دلالت دارد. در سوره مبارکه نور به مردان و زنان به‏طور جداگانه امر الهی تعلّق گرفته است که چشم‏های خود را فروافکنند:

«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ» (نور: 30)

«قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ» (نور: 31)

در این دستور مشترک، ابتدا مردان مورد خطاب الهی قرار گرفته‏اند و پس از آن زنان؛ و این امر شاید دلالت بر ضرورت و اولویّت این نوع از حجاب در میان مردان داشته باشد.

2. حجاب در گفتار

تبیین روشن وحی در باب نحوه سخن گفتن زن مؤمن با مردان، یکی از مهم‏ترین ابعاد حجاب قرآنی زنان است. حجاب در گفتار در آیات شریفه قرآن کریم مؤکدا در مورد نحوه گفتار زنان به نامحرم است؛ آنجا که می‏فرماید:

«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»؛ با خضوع در گفتار سخن نگویید که بیماردل طمع ورزد، بلکه شایسته و متعارف سخن گویید. (احزاب: 32)

شارع مقدس با نهی زنان از خضوع در گفتار با نامحرم، آنان را به حصار امن تقوا دعوت نموده است تا خود و جامعه را از مصایب بی‏تقوایی و بی‏پروایی ایمن نگه دارند؛ چراکه نرم سخن گفتن زن، از بی‏حجابی و بدحجابی فیزیکی اغواکننده‏تر است.در حقیقت، حجاب در گفتار به نحو مؤکّد مخصوص زنان است. زن بر اساس نوع خلقتش از نظر فیزیولوژیک و روحی قابلیت آن را دارد که با آهنگ کلام خود دل مردان نامحرم را به زنانگی جلب نماید؛ البته این توانمندی، آیه و نشانه خداوند است که زنان را انحصارا واجد چنین شاخصه‏ای نموده است؛ یعنی همان گونه که جسم زن لطافت‏ها وظرافت‏های خاصی را داراست، کلام او نیز می‏تواند دارای ظرافت‏های ویژه‏ای در لحن و گفتار شود؛ از این رو است که خداوند متعال زنان مؤمن را به تقوای در گفتار امر می‏فرماید و آنان را از بی‏پروایی در این زمینه بر حذر می‏دارد و به همین سبب امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: هم‏سخن شدن با زنان، به بلا می‏کشاند و دل‏ها را منحرف می‏سازد.

 3. حجاب در رفتار

مقصود از حجاب در رفتار، اعمال و افعالی است که به‏واسطه اعضا و جوارح پدید می‏آیند. نمونة آنچه به حجاب در رفتار تعلّق می‏گیرد، در ادامه آمده است:

الف ـ آشکار نساختن زینت‏های پنهان:

خداوند در سوره مبارکه نور می‏فرماید:

«وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ»: به زنان مؤمن بگو آن‏گونه بر زمین پای نزنند که خلخال و زینت پنهان پاهایشان معلوم شود. (نور: 31)

امکان دارد زن مؤمنی تمام دستورات شرعی را در باب پوشش فیزیکی بدن رعایت نموده باشد، ولی نوع رفتار وی به گونه‏ای باشد که حدود حجاب را در رفتارش رعایت ننماید. خداوند متعال در آیه شریفه از نحوه خاصی از راه رفتن نهی نموده است؛ راه رفتنی که «دیگران» را به زینت‏های پنهانی زن آگاه می‏کند.

آنچه که در این بخش از آیه شریفه از آن نهی شده است، آشکار شدن هر گونه زینت و زیبایی‏های زنانه است که پنهان است و باید پوشیده بماند و این اعم از صدای النگو و صدای پاشنه کفش است که موجب جلب توجه نامحرم به خود زن یا پای زن می‏شود. از سوی دیگر، زینت پنهان می‏تواند پوشیدن لباس‏ها و زینت‏های خاصی در زیر چادر باشد که با اندک کنار رفتن چادر، آن زینت‏ها آشکار شده و ناقض حجاب می‏گردد؛ با تأکید بر اینکه در خارج از منزل موقعیت‏هایی پیش می‏آید که خانم‏ها قادر به کنترل دقیق چادر خود نیستند؛ مثلاً به هنگام وزش باد، موقع خرید، به دست گرفتن وسیله‏ای، بغل گرفتن کودک، سوار شدن به اتومبیل، زمین خوردن و مانند آنها. در چنین شرایطی عموما خانم‏ها نمی‏توانند به‏خوبی چادر (نیم‏دایره) خود را نگه دارند و زینت‏های پنهان آنها آشکار می‏شود؛ از این‏رو باید در مورد نحوه پوشش در زیر چادر و زینت‏های پنهان در زیر چادر احتیاط‏های متعارف و عقلایی را مدّ نظر داشت تا موجب آشکار شدن زینت‏های پنهان خود نشوند.

استعمال عطر: آنچه مسلّم است این است که عطر زدن برای خانم‏ها نه تنها اشکالی ندارد، بلکه استحباب نیز دارد. بر اساس روایات شریفه، عطر زدن از سنّت‏ها و اخلاق انبیاست (محمدی ری شهری، 1377، ج 7، ح 11318ـ11320) اما آنچه که زنان مؤمن و مسلمان باید بدان اهتمام داشته باشند، این است که نامحرم بوی عطر آنان را استشمام نکند. آنچه که از آن نهی شده این است که زن هنگام بیرون رفتن از منزل و یا موقعی که با نامحرم در تماس است، طوری عطر بزند که بوی آن به مشام نامحرم نرسد. حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در این زمینه فرموده‏اند: هر زنی که به خود عطر بزند و از خانه‏اش خارج شود تا وقتی که به خانه‏اش برگردد لعنت و نفرین می‏شود.

ب ـ پرهیز از تبرّج:

«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»؛ و مانند جاهلیّت پیشین تبرّج نکنید. (احزاب: 33)

«برج» یعنی آشکار شدن. صاحب مجمع البیان می‏گوید: تبرّج آن است که زن زیبایی‏های خود را اظهار کند.

این دستور بدان سبب است که زن ممکن است دستور پوشش را رعایت کند و با سرو گردن پوشیده در محل کار حاضر شود، در مجالس و محافل شرکت کند، به دانشگاه و مدرسه برود، اما با هیأتی که جلب توجه می کند، با پوششی که دیگران را مجذوب خود می سازد، با شکل و قیافه ای که نگاه ها را به خود خیره می کند و میل جنسی افراد را تحریک می نماید. در این صورت با اینکه زن پوشش دارد، ولی مشکلی که اینجا مطرح است، نوع پوشش و کیفیت آن است که هرچند بدن زن را از نامحرم پوشانده، اما هوس انگیز است، تحریک شهوت می کند. این کار خودنمایی و به نمایش گذاشتن زیبایی ها برای به طمع انداختن دیگران است که در فرهنگ قرآن بدان «تبرّج» گفته شده است. دستور پوشش گرچه زنان را از بی حجابی منع می کند، اما برای منع تبرّج و جلوگیری از خودنمایی کافی نیست. از این رو، دستور پوشش به مکمّلی نیاز داشت که جلوی این گونه ظاهر شدن زنان را بگیرد. آیات یاد شده، مکمّل و متمّم حکم پوشش است.

 4. حجاب در قلب

خداوند متعال در برتری تقوای دل در امر حجاب می‏فرماید:

«وَإِذَا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ»؛ و هنگامی که از همسران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله (کالایی) چیزی خواستید از پشت حجاب و پرده از ایشان بخواهید که این کارتان برای دل‏های شما، و دل‏های ایشان پاکیزه‏تر است. (احزاب: 53)

ریشه حجاب و عفاف در قلب است؛ یعنی این قلب آدمی است که باید به زیور عبودیّت آراسته و از هوای نفس پیراسته باشد، وگرنه هر قدر هم که سایر ابعاد پوشش را رعایت کند، اگر قلب به تقوای مورد نظر حضرت حق در این زمینه نرسیده باشد، گویی که عریان‏ترین فرد است؛ حتی اگر به ظاهر پوشیده‏ترین فرد باشد:

«وَلِبَاسُ التَّقْوَیَ ذَلِکَ خَیْرٌ» (اعراف: 26)

دلت پاک باشد!

نمی‏توان قلب پاک و سالم داشت؛ ولی اعمال ناپاک و ناشایسته. دل، شاهد اعمال است و اعمال، نشانة سلامتی و بیماری دل. کسی که در اعضا و جوارحش به مخالفت با خدا برخاسته، چگونه می‏تواند ادعا کند دلش پاک است و دارای ایمان؟ عبارت نادرست «دلت پاک باشد و هرچه می‏خواهی بکن» خلاف عقل سلیم و فطرت انسانی است؛ زیرا دل با رهاوردهای اعمال و افعال است که آباد یا تخریب می‏شود:

هر که تقوایش اندک باشد، دلش می‏میرد و هر که دلش بمیرد به دوزخ رود. (محمدی ری‏شهری، 1377، ج 10، ح 17028)

حجاب و عفاف در قلب، یعنی اینکه بدانیم خداوند از رازهای پنهان دلمان با خبر است؛ آنچه را که دل پنهان می‏کند او می‏داند: «یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ» (غافر: 19)؛ «وَرَبُّکَ یَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ» (قصص: 69) از این‏رو، باید دل را از توجه و علاقه‏های حرام به نامحرم پاک نمود. چه بسیار محبت و توجه قلبی به نامحرم که سرمنشأ بسیاری از بی‏حجابی‏ها و بلکه فسادها و تباهی‏ها شده است. کم نبوده و نیستند دختران و زنان و مردان و پسران پاک و با ایمانی که به دلشان فرصت پرداختن به فرد نامحرمی را داده‏اند و همین فرصت و غفلت، دامی محکم از دام‏های شیطان شده آنان را به ناکجا آباد زندگی کشیده است و خداوند آتش خود را بر دل‏ها می‏افکند «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ» (همزة: 6 و 7)

5. حجاب در پوشش و لباس

از آیات و روایات به دست می آید که اسلام میان دو حوزة «خانه» و «بیرون از خانه»، تفاوت قایل است. دین برای زن در هر یک از این دو حوزه، دستورات ویژه ای وضع کرده است. زن در حوزة محارم، مثل پسر، پدر، برادر، دایی و عمو، موظّف به نوع خاصی از پوشش نیست. اما در خارج از این حوزه، یعنی در عرصه اجتماعی، باید تمام بدن خود را از دیگران بپوشاند، جذابیت ها، زینت ها و هر آنچه سبب جلب توجه مردان شده و زمینة تحریک شهوت جنسی آنان را فراهم می سازد، کنار بگذارد.

قرآن کریم از دو نوع حجاب و شیوة پوشش زن سخن به میان آورده است:

الف ـ «خِمار» (حجاب حداقلی)

از خمار در سوره نور سخن گفته شده:

«وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ»؛ خمارهای خود را بر گریبان‏های خویش بیفکنید. (نور: 30)

این بخش از آیه شریفه هم وجوب پوشش را بیان می‏کند و هم حدود آن‏را. ابن‏عباس در تفسیر این بخش از آیه شریفه می‏گوید: «تغط شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها»؛ زن موی سر، سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند. (طبرسی، 1380، ج 7، ذیل آیه)

بر اساس آیه شریفه و تفسیر ابن‏عباس، این پوشش سر هرچه که هست، اعم از شال، روسری یا مقنعه، باید مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی زن را بپوشاند. شاید به همین دلیل برخی از مفسّران خمار را به معنای روسری نگرفته‏اند، بلکه به معنای مقنعه لحاظ کرده‏اند؛ البته به نظر می‏رسد لفظ خمار منحصر به روسری یا مقنعه صرف نیست، بلکه با توجه به تعیین حدّ پوشش در آیه شریفه، تأکید بر نحوه صحیح پوشش و به قولی استاندارد کردن آن است. استاد مطهّری نیز قایل به همین نظر می‏باشد: «البته روسری خصوصیتی ندارد؛ مقصود پوشیدن سر و گردن و گریبان است» (مطهّری، 1353، ص 153)

ب ـ «جُلباب» (حجاب حداکثری)

نوع دوم پوشش، حجاب حداکثری یا همان جلباب است که در سوره احزاب بدان تصریح شده است:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیًما»؛ ای پیامبر! به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب‏های خود را به هم نزدیک سازند تا با این پوشش بهتر شناخته شوند و از تعرّض (هوسرانان) آزار نبینند و خداوند بخشنده و مهربان است. (احزاب: 59)

در این آیه، خدای تعالی از همه زنان خواسته است تا با پوششی به نام «جلباب» ـ که مفرد «جلابیب» است ـ خود را بپوشانند. مفسران و اهل لغت، معانی مختلفی برای جلباب ذکر کرده‏اند. ابن عباس می‏گوید: «الرداء الذی یستر من فوق الی اسفل»؛ جلباب ردایی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را می‏پوشاند. (زمخشری، 1352، ج 3، ص 559)

با در نظر گرفتن مفهوم «یدنین علیهن من جلابیبهن» و شان نزول آیه، فراگیر بودن پوشش زن لازم است. یعنی زنان باید علاوه بر لباس‌های خود، پوششی بلندتر به نام جلباب داشته باشند تا از پوشیده بودن سرتاسر بدنشان مطمئن شوند. حتی برخی بر مبنای این آیه بر لزوم پوشش صورت نیز فتوا داده‌اند (بروجردی، 1416ق: ج1، ص57)

به نظر می رسد مصداق این پوشش در جامعه ما، «چادر» باشد؛ پوششی که سراسری و فراگیر است؛ البته چنانچه از مقنعه‏ای بلندتر از روسری و کوچک‏تر از چادر نیز استفاده نمایند ـ مانند روسری‏های بلند زنان بندر ترکمن ـ به نظر کافی می‏رسد؛ مشروط بر آنکه حریم حجاب را به طور کامل پوشش دهد و آزاد و رها نباشد.

پوشش، حقّ زنان است یا تکلیف آنان؟!

هرچند دستور حجاب، به عنوان یک حکم شرعی و تکلیف الهی در قرآن آمده است و به همین اعتبار، از ضروریات مذهب بلکه ضروری دین اسلام است، اما با نگاهی به تاریخ صدر اسلام، درمی‏یابیم که بی گمان جنبة شرافتی و «حق بودن» حجاب، از جنبة تکلیفی آن بیش تر بوده است؛ به طوریکه حتی در زمان برخی از خلفا، اجازة پوشیدن جلباب به کنیزان داده نمی شد، تا شبیه زنان آزاد نگردند! (سیوطی، تفسیر الدر المنثور، ج 5، ص 221)

در نتیجه، حجاب و چادر می تواند هم حق بشری باشد و هم حق الهی. یعنی اگر کسی خواست از آن حق بهره ببرد و به این پایه از رشد و عقل رسید که پوشش را مصونیت دانست، نه محدودیت، شرافت دانست، نه پستی و... از حق خود که همان استفاده از چادر است، به خوبی بهره می برد نیازی به امر و نهی ندارد، بلکه حجاب را سرمایه خود می داند و از آن دفاع می کند. ولی اگر کسی به این پایه نرسیده است، با توجه به اینکه هدف شارع از تشریع حجاب، حفظ عفت زنان و توسعه پاکیزگی در جامعه است، لذا مصالحی فراتر از منافع اشخاص در آن لحاظ شده است و شرع به عنوان دوستار و خیرخواه او، او را به داشتن حجاب وا می دارد. بنابراین نمی توان به حکومت اسلامی توصیه نمود که التزام شهروندان به حجاب را به خودشان واگذار نماید یا با التزام به آن در مواردی و عدم التزام به آن در موارد دیگر توافق نماید.

پوشش؛ حمایت از حضور اجتماعی زن

اسلام نه تنها زن را در حصار خانه محدود و زندانی نکرد، بلکه با آوردن قانون پوشش برای زن، در صدد تأمین امنیت وی در دو بعد مادی و معنوی برآمد. قانون پوشش، هم دلیل بر جواز مشارکت زن در اجتماع است و هم نشانه حمایت اسلام از دین و دنیای زن. جملة «ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» که در پایان آیه «حجاب» آمده، نقش حمایتی پوشش را در بُعد مادی بیان کرده است. زنانِ بدون پوشش یا با پوشش نامناسب، معمولاً در جامعه مورد انواع آزارهای لمسی، دیداری و شنیداری مردانِ ضعیف الایمان قرار می گیرند.

پوشش پیام پاک دامنی و تقواست؛ پیام حیا و عفت است. در نتیجه، زنی که با پوشش از منزل خارج می شود، این پیام را به مردان نامحرم و به مخاطبان خود منتقل می کند و مردان نیز با گرفتن این پیام، از وی حریم می گیرند. نه زن، مردان را به سوی خود می خواند و نه مردان به وی نزدیک می شوند و بدین سان، او کمتر مورد آزار دیگران واقع می شود.

جلباب ایرانی

اسلام کلیات حدود لباس پوشیدن را به‏ روشنی تبیین نموده و در جزئیات، به راهنمایی‏ و راهگشایی پرداخته‏ و فرهنگ و آداب و سنن ملت‏ها و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و دیگر اموری را که‏ بر زندگی‏ اجتماعی اثر می‏گذارند، محترم شمرده‏ است. لذا انتخاب‏ طرح، رنگ، جنس و دیگر جزئیات لباس را به‏ عُرف جوامع‏ واگذاشته است تا با رعایت حدود الهی،به تناسب‏ فرهنگ ملی نوع‏ لباس را خود تعیین کنند.

بر این اساس، «حجاب چادر» دارای ویژگی‏های خاصی است که در طول قرن‏های متمادی، با تغییراتی اندک همچنان در جامعة ایرانی پابرجا مانده است؛ در حقیقت مهم‏ترین ویژگی چادر زنان ایرانی همین ثبات آن پس از زمان‏های طولانی است؛ حتی به رغم تلاش‏های پی‏گیر و خائنانة رژیم پهلوی که در نتیجة آن، لباس ملی مردم ایران و بخش قابل توجهی از فرهنگ ملی‏مان به غارت رفت، همچنان چادر به عنوان پوشاک شناخته شدة زن ایرانی در جهان محسوب می‏شود.

چادر به عنوان فرم پوششی منتخب زنان مسلمان ایرانی، نزدیک‏ترین فرم به حجاب قرآنی و شبیه‏ترین آنها به حجاب زنان اهل بیت علیهم‏السلام است.

منابع:

1.  فروغ نیلچی زاده، «رویکردی قرآنی به گونه ها و مدل های برتر و نازل حجاب»، مجله بانوان شیعه، شماره 10، زمستان 1385، ص 102 ـ 37

2. احمد عابدینی، «سیری در آیات حجاب»، مجله فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)، شماره 23، بهار 1379، ص 92 ـ 49

3. مسلم خلفی، «باز نگرشی درون دینی به حجاب»، مجله کتاب زنان، شماره 37، پاییز 1386، ص 132 ـ 75

4. سیده مینا هاشمی، «پوشش و لباس نظری به دیدگاه اسلامی»، مجله رشد آموزش معارف اسلامی، شماره 65، تابستان 1386، ص 50 ـ 44

5. سید ابوالقاسم نقیبی، «تحلیلی بر حکم یا حق بودن حجاب»، مجله ندای صادق، شماره 44، زمستان 1385، ص 32 ـ 9

6.  احمد طاهری نیا، «زن و کیفیت حضور او در اجتماع از منظر قرآن»، مجله معرفت، شماره 107، آبان 1385، ص 83 ـ 76


کاری که شایسته یک زن مسلمان نیست
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
کاری که شایسته یک زن مسلمان نیست
لا يَنْبَغى لِلْمَراَةِ اَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَها اِذا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِها؛
شايسته نيست كه زن مسلمان، آن‏گاه كه از خانه خويش بيرون مى‏ رود، لباس خود را وسيله جلب توجّه ديگران نمايد.
كافى: ج 5، ص 519، ح 3

روش های تربيتی امام هادی (عليه السلام)
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

اشاره
بی‌تردید اگر بخواهیم شاهد یک تربیت صحیح وایده‌آل و پربازده در جامعه اسلامی باشیم، ‌می‌بایست از شیوه‌ها و روش‌های تربیتی مناسب که مطابق با موازین و راهکار‌های عقلی و شرعی است، بهره‌جویی کنیم. بهترین و کلیدی‌ترین شیوه‌های تربیتی را می‌توان در اقوال و افعال شایسته حضرات پیشوایان معصوم (عليهم السّلام) پی‌جویی کرد؛ زیرا آنان به عنوان بالاترین و برترین مربیان تربیتی بشر به حساب می‌ایند و تمامی مکاتب تربیتی عالم، از مکتب انسان‌گرایی اگوست کنت و مکتب تجربه‌گرایی جان دیوئی تا سایر مکاتب پوزتیویستی و ...، چاره‌ای جز تسلیم و رهجویی از مکتب تربیتی اسلام و اهل بیت (عليهم السّلام) ندارند؛ چنان که قرآن کریم، همه را به پیروی کامل از آن بزرگواران فراخوانده است:)يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ[1](؛«از خدا و رسول و صاحبان امر خود پیروی کنید».
در این نوشتار سعی شده است تا شیوه‌‌های زیبای تربیت از منظر دهمین امام معصوم(عليه السّلام) با توجه به سخنان و رفتار آن بزرگوار، تبیین شود. قبل از هر چیز ناچاریم نگاهی اجمالی به تربیت و مفهوم روش تربیتی کنیم.
 
تربیت
تربیت مصدر باب تفعیل و از ریشه ربو یا ربب است که به معنای رشد و نمو و پرورش دادن و غذا دادن و مانند آن به کار می‌رود. تربیت در اصطلاح، همان رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه نیرو‌ها و استعدادهای آدمی است و یا تربیت، ارائه نوعی زندگی است که با ساخت شخصیت انسان مطابق و مبتنی بر ارزش‌های معنوی باشد.[2] مرحوم مطهری تربیت را این گونه تعریف می‌کند:
«تربیت عبارت است از به فعلیت در آوردن استعداد‌های درونی که در شیء موجود می‌باشد».[3]
 
روش‌های تربیتمراد از روش، راه و طریقه‌ای است که میان اصل و هدف قرار دارد و عمل تربیتی را منظم می‌کند و به هدف می‌رساند.[4] خواجه نصیر الدین طوسی در روش تعلیم و تربیت چنین می‌گوید:
«اولاً، باید به طبیعت کودک پی‌برد و استعداد‌های او را کشف کرد و ثانیاً، از راه تکرار و تذکار متواتر، درس را ملکه او ساخت تا از آفت نسیان محفوظ بماند. هر گاه کودک از انجام وظایف دینی امتناع کرد و افعال قبیحه از او دیده شد و به دیگران زیان رساند، باید او را مؤاخذه کرد و بالأخره باید کودک را عادت به سختی داد».[5]
 
شیوه‌های تربیتی امام هادی(عليه السّلام)
1. ایجاد زمینه مساعد تربیتی
 تربیت فرایندی است که شامل مراحل قبل و بعد از تولد کودک می‌شود و از دیدگاه امام هادی(عليه السّلام)، چنانچه زمینه تربیتی مناسب فراهم شود، کودک سالمی متولّد می‌شود که توان و استعداد‌های فراوان و مطلوبی خواهد داشت و ریشه‌ آن در خانواده و پدر و مادر است. امام دهم(عليه السّلام)، در خانه و محیطی چشم به جهان گشود که فضای آن آکنده از عطر دل انگیز دانش، معنویت، تقوا، اخلاص و بندگی خدا بود و هر لحظه و روزی که از زندگی او در دامان مادر پاکدامن و مهربان و مکتب سازنده و تربیتی پدر بزرگوارش ، امام جواد(عليه السّلام)، می‌گذشت، دریچه‌ای از دانش و معرفت و کمالات نفسانی بر رویش باز می‌شد و فضای خانه‌اش همیشه پر از نور و معنویت بود. احمد بن محمد بن عیسی به نقل از پدرش چنین می‌گوید:
«هنگامی که امام جواد(عليه السّلام) قصد داشتند از مدینه به عراق بروند، امام هادی(عليه السّلام) را در دامنشان قرار دادند و فرمودند: دوست داری کدام یک از سوغات‌های عراق را برای تو هدیه آورم؟ امام هادی(عليه السّلام) فرمودند: شمشیری که به سان شعله آتش باشد (که کنایه از روحیه دلاوری و شجاعت است. سپس امام جواد(عليه السّلام) خطاب به فرزند دیگرش موسِی فرمود: تو چه سوغاتی دوست داری؟ گفت فرش اتاق. امام جواد فرمودند: ابوالحسن به من شباهت پیدا کرده است و موسی به مادرش شباهت دارد».[6]
 این مطلب به خوبی نشانه آن است که خانواده به ویژه پدر و مادر زمینه‌سازی اولیه را برای تربیت صحیح بر عهده دارند. امام هادی(عليه السّلام)، نقش مادر را در تربیت صحیح فرزند ، بسیار مهم می‌دانند و یکی از زمینه‌های تربیت صحیح را، خانواده شایسته معرفی کنند؛ چنان که از علی بن مهزیار روایت شده است که آن حضرت در وصف مادر بزرگوارشان، چنین می‌فرمایند:
 «روی محمد بن الفرج و علی بن مهزیار عن الهادی(عليه السّلام): انّه قال: اُمّی عَارفَة بِحَقی و هِی مِنْ اَهلِ الجَنة لایقْرَبُها شَیطانُ ماردٌ و لاینالُها کَیدُ جَبارٍ عِنیدَ وَ هِی مَکلؤة و بِعَینِ الله اَلَتی لاتَنامُ ولا تَتَفلَّتُ عَنْ اُمّهاتِ الصِّدِیقین و الصالِحین[7]؛ مادرم، به حق من عارف و اهل بهشت بود، شیطان سرکش به او نزدیک نمی‌شد و مکر ستمگر لجوج به او نمی‌رسید، در پناه چشم همیشه بیدار خدا بوده و در ردیف مادران انسان‌های صدیق و صالح قرار داشت».
 
2. داشتن الگو و سرمشق مناسب
 از منظر امام هادی(عليه السّلام)، وقتی کودک متولد می‌شود، استعداد فطری و آمادگی ذاتی برای یادگیری و تربیت را دارد و می‌بایست یک الگوی تربیتی صحیح را برای او ایجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ویژه از والدین، الگو گیرد و از آنان تبعیت کند و اگر چنین الگویی فرا روی فرزند نباشد، مسلماً تربیت او دچار انحراف خواهد شد. امام هادی(عليه السّلام) در مرحله اول، قرآن و اهل بیت(عليهم السّلام) را به عنوان بالاترین الگوی تربیتی معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:
 «... فَاوَّلَ خیر یعَرفُ تَحقیقه مِنَ الکِتابَ و تَصدیقه و التماسِ شَهادته علیه خبرٌ وَرَدَ عَنْ رسول الله(ص) وَ وُجِدَ بموافِقَة الکتاب و تَصدیقَهِ بَحیثُ لا تخالفه أقاویلهم حیثُ قال(ص): انّی مُخلِفُ فیکُم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لَن تضلّوا ما تمسّکتم بهما و اَنَّهُما لَنْ یفتِرقا حَتَّی یردا عَلَی الحوض؛ فلَمَا وَجْدنا شواهد هذا الحدیثَ فی کتاب الله نَصاً مِثلَ قوله جلَّ و َعَزَّ )اِنَّما ولیکُم الله وَ رَسُوله و الَّذینَ امَنوُا الذینَ یقیمون الصلاة و یؤتونَ الزکاة و هُم راکِعونَ وَ من یتَوَلَ الله و رَسوُلَه وَ الذینَ آمنوا فِاِنَّ حزب الله هُم الغالبونَ ....(؛[8] نخستین خبری که حقانیت و صدق آن از قرآن به دست می‌اید و می‌توان کتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حدیثی است که بر طبق کتاب خدا و پیامبر(ص) نقل شده است و اختلاف کلمه‌ای در آن نیست که فرمود: من در میان شما دو چیز گران بها می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم را که هر گاه به آن تمسّک جویید، گمراه نمی‌شوید و این دو هیچ گاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، و ما چون شواهد صدق این حدیث را به صراحت در قرآن می‌یابیم که می‌فرماید: ولی و صاحب اختیار شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند ؛ همان کسانی که نماز را به پا می‌دارند و زکات را در حال رکوع می‌پردازند و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که به او ایمان آوردند(اهل بیت(عليهم السّلام) را ولی خود بگیرد، پیروز است؛ زیرا حزب خدا پیروز و سعادتمند است».
 امام هادی(عليه السّلام) در زیارت جامعه کبیره، ائمه معصوم را به عنوان بهترین سرمشق‌های انسان‌های هدایت‌جو می‌داند و چنین می‌فرماید:
 «السلام علی ائمة الهدی و مصابیح الدجی و اعلام التُّقُی و ذَوی النُّهی و اولی الحجی و کَهف الوری و وَرثَة الانبیاء و المَثَل الاعَلی و الدَعوَةَ الحسنی و حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة و الاولی...؛[9]سلام بر پیشوایان هدایت و چراغ‌های ظلمت و نشانه‌های پرهیزکاری و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان انبیا و نمونه و سرمشق برتر و دعوت کنندگان نیکو و محبت‌های خدا بر اهل دنیا و آخرت و سرای نخستین».
 امام هادی(عليه السّلام) سرپیچی از الگوهای هدایت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاکت و نابودی انسان معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:
 «من اتاکم نجی ..وَ مَن یأتِکم هَلَکَ وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَکُم و فاز مَنْ تَمسَّکَ بِکُم...؛[10] هر کس به سوی شما اهل بیت(عليهم السّلام) بیاید، نجات می‌یابد، هر کس از شما دوری کند، هلاک می‌شود...، و هر کس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر کس به شیوه و راه شما تمسّک جوید، به فلاح و رستگاری می‌رسد».
 
3. روش تمرین، تکرار و عادت دادن عملی
از شیوه‌های دیگر تربیتی امام هادی(عليه السّلام) این بود که آن حضرت سعی می‌کرد افراد را به رفتار پسندیده، ایجاد نظم و انضباط در زندگی تسلط بر نفس عادت دهد و با اجرای برنامه‌های مستمر همراه با تمرین و تکرار، رفتار‌های شایسته را به صورت ملکه در راه و رسم زندگی فردی و اجتماعی افراد به منصه ظهور درآورد. به تعبیر دیگر، امام هادی(عليه السّلام)، با تکرار کارهای شایسته همچون: نماز، روزه، صدقه، امر به معروف و نهی از منکر و... ، قصد داشت چنین کردارهایی را جزء لاینفک زندگی افراد جامعه، قرار دهد؛ چنان که در مورد این شیوه تربیت آن حضرت چنین می‌خوانیم:
 «عن علی بن ابراهیم عن یحیی بن عبدالرحمن بن خاقان قال رایتَ اباالحسن الثالث(عليه السّلام) سَجَدَ سَجدة الشُکر، فاَفتَرَش ذِراعیه فالصَقَ جُؤجُؤه و بَطُنه بالارض فَسألَتُه عَنَ ذلک فقال(عليه السّلام) کَذا نُحِبُّ...؛[11] یحیی بن عبدالرحمن می‌گوید: امام هادی(عليه السّلام) را دیدم که سجده شکر انجام می‌داد و دو ساعد دست خود را پهن کرده و سینه و شکم خود را به زمین چسبانده بود. در این باره از او سؤال کردم، فرمود: این گونه دوست داریم».
 امام هادی(عليه السّلام)، برای تربیت صحیح، افراد را به تکرار و مداومت بر اعمال خوب تشویق می‌کردند؛ چنان که در روایتی چنین آمده است که:
 «عن محمد بن ریان قال: کتَبتُ الی اباالحسن الثالث(عليه السّلام) ، اسألُه اِنْ یعلِمَنی دعاءً لِلشدائِدِ والنوازلُ و المهمّات و قضاء حوائج الدُنیا و الاخرة و اَن یخُصَّنی کما خَصَّ آباءَهُ موالیهم . فَکَتَب اِلی الزم الاستغفارَ...؛[12] محمد بن ریان می‌گوید: به امام هادی(عليه السّلام) نامه نوشتم و از او خواستم که برای سختی‌ها و حوادث و حوایج مهم و برآوردن حاجات دنیا و آخرت، دعایی به من بیاموزد؛ همان گونه که پدران بزرگوار او به شیعیان خود می‌آموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت کن».
 یا در مورد تربیت عملی آن حضرت چنین آمده است که:«کافور خادم می‌گوید: امام هادی(عليه السّلام) به من فرمود: فلان سطل را در فلان جا قرار بده تا با آن برای نماز وضو بگیرم و مرا از پی کاری فرستاد و فرمود: چون برگشتی این کار را انجام بده تا چون برای نماز برخاستم، آماده باشد، ولی من فراموش کردم. شب سردی بود، امام با ناراحتی مرا صدا زد، با خود گفتم: انالله، چگونه بگویم فراموش کردم... . با ترس خدمت حضرت رسیدم، فرمودند: تو مگر عادت مرا نمی‌دانی که من جز با آب سرد وضو نمی‌گیرم؟ اما تو آب را برایم گرم کرده‌ای و در سطل ریخته‌ای. عرض کردم: سرورم! سوگند به خدا، نه سطل را آنجا گذاشتم و نه آب را. حضرت فرمودند: الحمدلله. سوگند به خدا، ما نه آسان گرفتنی را ترک کرده‌ایم و نه هدیه‌ای را پس داده‌ایم. سپاس خدا را که ما را از بندگان مطیع خود قرار داد و برای کمک به بندگانش، توفیق عطا کرد...».[13]
 
4. روش موعظه و نصیحت
چون که انسان فراموشکار است و گاهی از نتیجه و حاصل کار‌ها غافل می‌شود، باید با موعظه و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، او را متذکر وظایف خود کرد و و به او هشدار داد که نتیجه عمل او چه خواهد شد و این یکی از شیوه‌های تربیتی امام هادی(عليه السّلام) برای تربیت افراد بود. آن حضرت همیشه افراد جامعه را با بیان نورانی و الهی خویش موعظه و نصیحت می‌فرمود و آنان را متحوّل و متذکّر می‌ساخت؛ چنان که در روایت آمده است:
«بریحه عباسی، پیشنماز دستگاه خلافت در مکه و مدینه، در حضور متوکل عباسی، از شخصیت امام هادی(عليه السّلام) و خطر او در میان شیعیان به شدت انتقاد کرد و از خلیفه خواست که او را از مدینه تبعید سازند و همین گونه هم شد. هنگامی که امام هادی(عليه السّلام) را از مدینه به سمت سامرا می‌بردند، بریحه با امام همراه بود و به حضرت چنین گفت: تو خود می‌دانی که عامل تبعید تو (به سامرا) من بودم. با سوگند‌های محکم و استوار قسم می‌خورم که اگر شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکی از درباریان و فرزندان او ببری، تمامی درختانت را (در مدینه) آتش می‌زنم و بردگان و خدمتکارانت را می‌کشم و چشمه‌های مزرعه‌های تو را کور خواهم کرد و بدان که این کار‌ها را می‌کنم. امام هادی(عليه السّلام) متوجه او شد و در مقام موعظه و نصیحت به او چنین فرمود: نزدیک‌ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد. بریحه چون این سخنان حکیمانة و موعظه‌آمیز امام را شنید، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضای بخشودن کرد. امام نیز در جواب فرمود تو را بخشیدم».[14]

5. روش قصه و داستان گویی
تاریخ
و سرگذشت گذشتگان و امت های سابق و به ویژه انبیای الهی، در واقع طریقه زندگی و روش صحیح آن را بیان می کند. امام هادی(علیه السّلام) با نقل داستان ها و سرگذشت امت ها و پیامبران الهی می کوشید تا به انسان ها بفهماند که چه کاری درست و چه رفتاری ناپسند است و توجه دهد که کدام یک از امت های پیشین، راه حق و درستی را به نیک بختی طی کردند و کدام یک در اثر گناه و سرپیچی از دستورهای فرستادگان الهی، دچار عذاب و عقوبت الهی شدند و این روش خود وسیله عبرت و آگاهی انسان است. داستان و قصّه اثر تربیتی عجیبی روی کودکان و افراد می گذارد و روح انسان به گونه ای است که به خوبی داستان را می پسندد و از آن تأثیر می پذیرد. امام هادی(علیه السّلام) مانند قرآن کریم از این شیوۀ تربیتی استفاده فراوان می کرد. عبدالعظیم بن عبدالله حسنی از امام هادی(علیه السّلام) نقل می کند که حضرت فرمود:
«اِنما اتخَذَ الله عَزَّوَجَلَ اِبراهیمَ خلیلاً لِکَثرةِ صلاته علی محمد وَ اَهلَ بیته:...؛[15] همانا خداوند سبحان، ابراهیم(علیه السّلام) را خلیل خود گرفت؛ زیرا بر محمد و آل او بسیار صلوات می فرستاد.»
و یا در روایت دیگر چنین آمده است که:
« عن أیوب نوح قال قال لی ابوالحسن العسکری(علیه السّلام) وَ انا واقِفٌ بَینَ یدیهِ بالمدینه ابتداءً مِن غیر مسألَة: یا اَیوبُ، انّهَ ما نَبّأَ الله مِنْ نَبی الاّ بَعدِ اَنْ یاخُذَ علیه ثلاث خِصالِ: شَهادةُ اَنْ لا اله الاّ اللهُ وَ خلعُ الأندادِ مِن دُونِ اللهِ و اَنَّ لله اَلمشیئةَ یقدِّمُ مایشاءُ وَ یؤخِّرَ مایشاءُ اما انّه اذا جَرَی الاختلافُ بَینهم لَمْ یزَلَ الاختلافُ بینهم إلی أن یقوُمَ صاحبُ هذا الامر...؛[16] ایوب بن نوح می گوید: در مدینه در محضر امام هادی(علیه السّلام) ایستاده بودم. او ابتدا بدون هیچ پرسشی از جانب من فرمود: ای ایوب! خدا هیچ پیامبری را پیامبر نگرداند، مگر آنکه از او بر سه ویژگی پیمان گرفت: گواهی دادن بر اینکه هیچ معبود بحقّی جز خدا نیست، و نفی شریک و همانند که جز خداست، و اینکه مشیت از آن خداست، هر چه بخواهد، پیش می اندازد یا مؤخر می کند. آگاه باش! چون دودستگی میان این مردم افتاد، دیگر این (اختلاف) پیوسته وجود دارد تا صاحب این امر (حضرت مهدی عج) ظهور کند».
امام هادی(علیه السّلام) برای متذکّر ساختن افراد، داستان نجوای حضرت موسی(علیه السّلام) را با خدا بیان می فرماید:«چون خدای سبحان با موسی بن عمران سخن گفت، موسی(علیه السّلام) پرسید: خدایا! پاداش کسی که بر رسالت پیامبری و کلیم بودن من گواهی دهد، چیست؟ خدا فرمود: ای موسی! فرشتگان من نزدش آیند و به بهشت بشارت دهند. موسی گفت: خدایا! پاداش کسی که در پیشگاهت به نماز ایستد چیست؟ فرمود: ای موسی! من در رکوع و سجود و قیام و قعودش بر فرشتگان مباهات کنم و هر که را بر فرشتگان مباهات کنم، کیفر نمی دهم.
موسی گفت: خدایا! پاداش کسی که برای رضای تو بینوایی را خوراک دهد، چیست؟ فرمود: ای موسی! روز قیامت که همه حاضرند، فرمان دهم او را آزاد شد آتش قرار دهند. موسی گفت: خدایا! پاداش کسی که صله رحم کند، چیست؟ فرمود: ای موسی! اجلش را عقب می افکنم و جان دادنش را آسان کنم و فرشتگان بهشت ندایش کنند: به سوی ما بیا و از هر دری خواهی وارد شو. موسی گفت: خدایا! پاداش کسی که مردم را آزار ندهد و به آنان خیر رساند، چیست؟ فرمود: ای موسی! روز قیامت، سایه عرش خود را بر او می افکنم و در پناه خود قرارش می دهم. موسی گفت: خدایا! پاداش کسی که در راه تو بر آزار مردم صبر کند، چیست؟ فرمود: ای موسی! از هول و هراس قیامت، نجاتش می دهم....».[17]

6. روش دعا و نیایش
از شیوه های زیبای تربیتی امام هادی(علیه السّلام)، استفاده از ابزار دعا و راز و نیاز و آموزش آن به افراد برای هدایت آنان بود. دعا و نیایش را می توان گرایش روح آدمی به مبدأ هستی دانست که به صورت تضرّع یا درخواست کمک یا کشف شهود عارفانه بروز می کند. نیایش یک حالت عرفانی است که در آن وجود آدمی مجذوب خداوند می شود و امام هادی(علیه السّلام) از این شیوۀ تربیتی برای اتصال و عروج انسان ها به سوی آستانه ربوبیت، بهره می جستند. نقل است که امام هادی(علیه السّلام) شب هنگام، به سوی پروردگارشان روی می آوردند و شب را با حالت خشوع و خضوع به پایان می رساندند و بین پیشانی نورانی اش و زمین جز سنگریزه و خاک حائلی نبود و پیوسته این دعا را تکرار می کردند:
« الهی مُسیء قد وَرَدَ، و فقیرٌ قد قَصَدَ، لا تُخیبْ مسعاه و ارحَمهُ و اغفرلَه خَطاهُ...؛[18] بار الها! گنهکاری بر تو وارد شده است و تهیدستی به سوی تو روی آورده است. تلاش او را بدون نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت خویش قرار ده و از لغزش او درگذر».
امام هادی(علیه السّلام) همواره به دوستان خویش سفارش می کرد که از دعا و نیایش غفلت نکنند؛ زیرا دعا و نیایش آثار عجیبی در سعادت دنیوی و اخروی انسان دارد و بدین گونه آنان را با خدا آشنا می ساخت. اسحاق بن ابراهیم می گوید: روزی که در خدمت امام هادی(علیه السّلام) بودم، یکی از برادران ایمانی چنین عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! به خانوادۀ من این درد ملعون بسیار روی می آورد؟! حضرت فرمود: کدام درد؟ عرض کرد: دردسر. حضرت هادی(علیه السّلام) فرمودند: یک کاسه آب بردار و بر آن این آیه شریفه را بخوان:) وَلَمْ یَرَ الّذینَ کَفَرُوا أَنّ السّماواتِ وَ اْلأَرْضَ کانَتا رَتْقًا فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلّ شَیْ ءٍ حَیّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ(؛ سپس آن را بیاشام که به خواست خدای سبحان زیان نخواهی دید».[19]
راوندی چنین نقل می کند که برخی از افراد به امام هادی(علیه السّلام) نامه نوشتند و از صرعی که کودک را می گرفت، به حضرت شکایت کردند. امام هادی(علیه السّلام) فرمودند:
«اُکتُب فی وَرَقٌ وَعَلِّقهُ علیهِ، فَفَعَلَ، فَعُوفی بإذن الله و المکتوب هذا: بسم الله العلی العظیم الحلیم الکریم القدیم، الذَی لایزولُ أَعوذُ بِعِزَّة الحَی الَّذی لا یمُوتُ مِن شَرِّ کُلِ حَی یموتُ؛[20] این دعا را در ورقی بنویس و بر او آویزان کن. او انجام داد و فرزندش به خواست خدا شفا یافت و دعا این است: به نام خداوند والا مقام و بزرگ، بردبار و بخشنده و ازلی؛ آن که همیشه هست. پنام می برم به عزتمندی خداوند زنده ای که نمی میرد، از شر هر زنده ای که می میرد».
علی بن محمد صیمری می گوید: با دختر جعفر بن محمود کاتب ازدواج کردم. او را آن چنان دوست داشتم که بی نظیر بود. او فرزندی برایم نیاورد. خدمت امام هادی(علیه السّلام) رسیدم و از نازابودن او شکوه کردم. امام هادی(علیه السّلام) تبسمی کرد و فرمود: انگشتری که نگین آن فیروزه باشد، بگیر و بر آن چنین بنویس:) رَبّ ِ لا تَذَرْنی فَرْدًا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثینَ(؛ «پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی» می گوید: من به این دستور عمل کردم، یک سال نشده بود که خداوند پسری به من داد».[21]

پی نوشت ها:
[1] نساء / 59.
[2] ر.ک: مربیان بزرگ، ترجمة غلامحسین شکوهی، ص258.
[3] تعلیم و تربیت اسلامی، شهید مطهری، ص33.
[4] اصول و روش‌های تربیت در اسلام، سید احمد احمدی، نشر جهاد دانشگاهی، ص149.
[5] تاریخ فرهنگ ایران، عیسی صدیق، ص139 و166.
[6] بحار الانوار، ج50، ص123.
[7] دلائل الامامة، ص410، ح369.
[8] بحارالانوار، ج50، ص20.
[9] مفاتیح الجنان، دعای جامعة کبیره.
[10] همان.
[11] الاستبصار، ج1،ص347.
[12] بحارالانوار، ج93،ص283.
[13] همان، ج50، ص126، ح4.
[14] ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص 196 و 197 و454.
[15] علل الشرائع، ج34،ح3؛ بحارالانوار، ج12، ص4،ح9.
[16] بحارالانوار، ج4. ص118،ح51.
[17] همان، ج96،ص383،ح46.
[18] تاریخ دوران امام هادی(علیه السّلام)، علی رفیعی، ص18 و نقل ائمتنا، ج2، ص257.
[19] بحارالانوار، ج95، ص51، ح7.
[20] همان، ص151،ح12.
[21] همان، ج95، ص343، ح1.


• چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)

 

2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.                     ( المستدرک، ج5)

 

3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

 

4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

 

5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

 

6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)

 

7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

 

8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :

1- ديوث ، كسي كه نسبت به عفت ناموس خود بي تفاوت است .

2- زني كه خود را در لباس و حركات و امور ديگر شبيه مرد سازد .

3- شرابخوار

 

9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

 

10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

 

11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر

 

12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )

 

13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

 

14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

 

15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید

 

16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند

 

17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

 

18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

 

19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).

 

20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

 

21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)

 

22- رسول خدا(ص) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)

 

23- رسول خدا(ص)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.

 

24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.

 

25- پیامبر اکرم(ص)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.

 

26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.

 

27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.

 

28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)

 

29- پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

 

30- فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )

 

31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).

 

32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.( جامع البیان، ج 9)

 

33- امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»

 

34- عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(ع) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»( مجمع البیان، ج7)

 

35- از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

 

36- یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)

 

37- حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.

 

38- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.

 

39- امام صادق(علیه‌السلام) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

 

40- پیامبر روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم.( المصنف )


توصیه های درس آموز و انسان ساز رسول اکرم (ص) در مورد رعایت عفاف و حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

* زنان از میان مسیر عبور نکنند ، بلکه در کنار دیوار راه رفت و آمد داشته باشند .

* کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، در جای خلوتی که زنی نا محرم صدای نفس او را می شنود ، نماند !

* هنگامی که زنی در جایی نشست ، بعد از آنکه از آنجا برخاست ، کسی در جای او ننشیند تا اینکه گرمی آن از بین برود !

* وقتی که دختر به سن شش سالگی رسید ، سزاوار نیست که او را ببوسی ! " امام صادق (علیه السلام) "


توصیه اخلاقی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روابط زنان با مردان نامحرم
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) پیرامون روش و سیره زندگی بانوان در جامعه اسلامی معتقد بودند بهتر آن است که بانوان تا حد ممکن با نامحرم تماس نداشته و خانه‌ محور باشند.


پیامبر صلی الله علیه و آله روزی از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال کردند که: «چه روش و سیره ای برای زندگانی بانوان بهتر است؟» هرکس به فراخور معرفت خویش جوابی می داد؛ اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی کرد. در این هنگام سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی باوقار و پرذکاوت و در میان آن جمع، به لحاظ ایمان و معرفت بالاتر بود، با خود اندیشید که پاسخ این سؤال دقیق از سطح عمومی اندیشه مردان فراتر است. از این روی، در بحبوحه اظهار نظرهای گوناگون، خود را به خانه زهرا سلام الله علیها که متصل به مسجد پیامبر بود، رسانید و پاسخ پرسش پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ سؤال پدر فرمودند: برای زنان بهترین خیر آنست که مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند.

سلمان به جمع حاضر در مسجد بازگشت و پاسخ را مطرح نمود. پیامبر دانستند که این پاسخ از خود سلمان نیست؛ از این روی پرسیدند: «این جواب را از که آموختی؟» سلمان عرضه داشت: پرسش شما را از دخترتان زهرا(سلام الله علیها) پرسیدم و چنین پاسخ شنیدم. پیامبر در این هنگام فرمودند: پدرش به فدایش باد. ...به راستی که فاطمه پاره ای از وجود من است.

این روایت معروف با عبارت های مختلفی، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و سنی موجود است.

استفاده حضرت زهرا سلام الله علیها از کلمه «خیر»، خود گویای این حقیقت است که سیره مذکور یک رُجحان و مزیت است؛ به دیگر سخن، حضرت فاطمه سلام الله علیها در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی است؛ امری که رعایت آن رجحان و برتری دارد و مادامی که ضرورتی پیش نیامده است، عمل به آن بهتر و مطلوب تر است. در شرایطی که نیازی به ارتباط زنان با مردان نیست، بهتر آن است که بانوان با هیچ مرد نامحرمی تماس نداشته باشند و «خانه‌محور» باشند. اما این امر، رجحانی است و هرگز به معنای ممنوعیت قانونی حضور بانوان در جامعه نیست. از دیدگاه اسلامی زنان می توانند در صورت نیاز، با رعایت ارزش‌های اسلامی و اخلاقی به عرصه های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی باشد؛ به عبارت دیگر، حکم بیان شده در روایت، یک توصیه اخلاقی ترجیحی است؛ نه یک حکم قانونی تکلیفی.

زهرا (س) در نگاه خورشيد
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

بررسي کامل سخناني که رسول مکرم اسلام (ص) به مناسبتهاي مختلف در باره صديقه کبرا عليها السلام فرموده است فرصتي ويژه مي‏طلبد که اين مقام را گنجايش آن نيست. ما در اين مبحث ‏به منظور تبرک به کلام نوراني نبوي به چند مورد اشاره‏مي‏کنيم؛

1- فاطمه پاره تن من است.

رسول خدا(ص) فرموده است: فاطمه پاره تن من است. هر کس او را خشمگين کند مرا خشمگين نموده است. (1) و فرمود: هر آنچه او را اندوهگين کند، مرا هم اندوهگين مي‏کند. هر آن‏چه او را بيازارد ... و خسته کند، مرا نيز آزرده مي‏سازد. هر چه او را شادمان کند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا هم افسرده مي‏نمايد. (2)

برخي از اهل تسنن به اين حديث استدلال کرده‏اند که هر کس به فاطمه زهرا بد بگويد کافر مي‏شود. (3)

2- غضب فاطمه غضب خداست.

فرمود: اي فاطمه، خداوند به خاطر غضب تو غضب مي‏کند و به خاطر رضاي تو خشنود مي‏شود. (4)

3- فاطمه سرور زنان جهان است.

او سرور زنان با ايمان است. (7) زماني نيز فرمود: ... اين فرشته آمده است تا به من بشارت دهد که فاطمه سرور زنان بهشت است. (8)

4- فاطمه قبل از همه وارد بهشت مي‏شود.

فرمود: اولين کسي که وارد بهشت مي‏شود، فاطمه دختر محمداست. (9)

5- فاطمه(س) روز قيامت هم منزل پيامبر اکرم(ص) است. فرمود: من و علي و فاطمه و حسن و حسين روز قيامت در زير بارگاه عرش خواهيم بود. (10)

اميرالمؤمنين(ع) روايت کرده است که شبي پيامبر اکرم(ص) در خانه ما خوابيد. نيمه‏شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته، کاسه‏اي آب از مشک برگرفت تا به او بنوشاند. در اين ميان حسين دست‏به کاسه آب برد، پيامبر او را باز داشت و آب را به حسن داد. فاطمه(س) عرض کرد: اي رسول خدا! مثل اينکه حسن را بيشتر دوست مي‏داري! فرمود: نه، ولي او قبل از حسين آب خواست. آن گاه فرمود: اي فاطمه، من و تو و اين دو و اينکه در خواب است [علي(ع)] همه در روز قيامت در يک جا خواهيم بود. (11)

و فرمود: در بهشت درجه‏اي است که «وسيله‏» نام دارد. هنگامي که دعا مي‏کنيد، از خدا براي من آن درجه را بخواهيد. گفتند: اي رسول خدا، چه کسي با تو در آنجا ساکن خواهد بود؟ فرمود: علي، فاطمه، حسن و حسين. (12)

6- نسل فاطمه(س) بر آتش حرام است.

فرمود: فاطمه پاکدامن است، پس خدا نسل او را بر آتش حرام کرده است. (13) و فرمود: خدا تو و فرزندانت را عذاب نخواهد کرد. (14)

7- فاطمه(س) ميوه وجود پيامبر است.

فرمود: من درختي از بهشتم و فاطمه ميوه اوست. (15)

8- فاطمه پاره‏اي از وجود پيامبر است.

فرمود: فاطمه از وجود من است. هر چه او را خوشحال کند مرا خوشحال مي‏سازد و هر چه او را غمگين سازد، مرا غمگين مي‏کند. (16)

9- دوستداران فاطمه در بهشتند.

فرمود: اي سلمان، هر کس فاطمه را دوست‏بدارد در بهشت است و هر کس با فاطمه دشمني ورزد در جهنم است. اي سلمان، دوستداري فاطمه، در يکصد جايگاه به کار مي‏آيد که راحت‏ترين آنها، لحظه مرگ، قبر، ميزان، محشر، صراط و محاسبه است. هر کس دخترم از او راضي باشد من از او راضي هستم و هر کس من از او راضي باشم خدا از او راضي است و هر کس که فاطمه بر او غضب کند خدا بر او غضب مي‏کند. (17)

10- فاطمه(س) مظهر نيکي است.

فرمود: اگر حسن و نيکي همچون پيکري نمايان مي‏گرديد همانا سيماي فاطمه مي‏شد. بلکه فاطمه بزرگتر از آن است. (18)

11- فاطمه(س) روح پيامبر است.

فرمود: دخترم فاطمه سرور اولين و آخرين زنان جهان است. او پاره تن من، نور چشم و ميوه دل من و روح من است. او حوريه آدمي نسب است. هرگاه در محراب مقابل پروردگارش مي‏ايستد نورش براي فرشتگان آسمان مي‏درخشد آنچنان که نور ستارگان براي اهل زمين. و خداي عز و جل به فرشتگان مي‏گويد: اي فرشتگان من، به بنده‏ام فاطمه بنگريد که چگونه در مقابل من ايستاده و اعضاي بدنش از خوف من مي‏لرزد. بنگريد چگونه قلبش متوجه من است. شما را شاهد مي‏گيرم که او و پيروانش را از آتش ايمن کردم ... آن گاه همان‏طور که مريم را صدا زد او را صدا مي‏زند و مي‏گويد: اي فاطمه، خدا تو را برگزيده و تطهير کرده و بر زنان جهان برتري بخشيده است ... (19)

12- فاطمه(س) مادر (دلسوز) پدرش است.

پيامبر اکرم(ص) او را به اين کنيه افتخار بخشيد و او در مدينه به اين کنيه مشهور بود. (20) در تفسير اين کنيه گفته‏اند منظور از پدر، شان رسالت پيامبر(ص) است. بنابر اين فاطمه مادر اسلام و مسلمين است. يعني همان‏طور که اطفال در شدايد و گرفتاريها به مادر خويش پناه مي‏برند و مادر مرجع و محور آنهاست فاطمه زهرا(س) پناهگاه پيروان اسلام در شدايد و گرفتاريهاست. و هنگامي که حق و باطل با هم مشتبه شوند جويندگان حق، راه راست و حق را از او مي‏جويند.

 

پي‏ نوشتها:

1-خصائص نسائي، ص 35 و کنزالعمال، ج‏6، ص 220

2- فضائل الخمسة، ج‏3، ص 5-15

3- کتاب فضائل الخمسة من الصحاح السته، ج‏3، ص 151 مجموعه‏اي است مشتمل بر فضايل و مناقب نبي مکرم اسلام(ص)، علي(ع)، فاطمه(س) و امام حسن و امام حسين که به همت‏سيد مرتضي حسيني فيروزآبادي (از علماي معاصر شيعه) از کتب معتبر علماي اهل تسنن جمع‏آوري شده است

4- ذخائر العقبي، ص‏39 و ميزان الاعتدال ذهبي، ج 2، ص 72

5- کنزالعمال. ج‏7، ص 111

6- فضائل الخمسة، ج‏3، ص‏137

7- همان، ص‏146

8- صحيح ترمذي، ج 2، ص‏306

9- مستدرک الصحيحين، ج 2، ص 152

10- معجم هيثمي، ج‏9، ص 184

11- اسد الغابة، ج 5، ص‏269

12- کنزالعمال، ج‏7، ص 102

13- اسد الغابة، ج 5، ص 510

14- کنزالعمال، ج‏6، ص‏219

15- فرائد السمطين، ج 2، ص 30

16- همان، ص 45

17- همان، ص‏67

18- همان، ص 68

19- همان، ص 35

20- اسد الغابة، ج 5، ص 520 و الاستيعاب، ج 2، ص 752