حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
حجاب زکات زیبائیست+پست ثابت
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/07/03

 

 

حجاب و عفاف آسمانی ترین راه به مدینه فاضله است

حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو وشرف، ب= بندگی

 

:«زن مــــــــــــــ ـگو، مـــــــــــــردآفرین روزگــــــــــــــــــ ار»::::::

- بارها من این را گفته‌ام؛ در زیارت خانواده‌هاى شهدا، اغلب اوقات مادران

شهید را شجاع‌تر و مقاوم‌تر از پدران شهید یافتم.روح لطیف زنانه، آن هم

نسبت به جگرگوشه، این را پرورش بدهد، بزرگ كند مثل دسته‌ى گل، بعد

راضى بشود كه او برود میدان جنگ و به شهادت برسد؛ بعد براى اینكه

جمهورى اسلامى دشمن‌شاد نشود، بر جنازه‌ى او گریه هم نكند!(بیانات ۱۳۹۱/۰۲/۲۳)

 


حجاب اسلامی حافظ ارزش‌های زن:باید توجه داشته باشید که حجابی که اسلام قرار داده است، برای حفظ آن ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است - چه برای زن و چه برای مرد - برای این است که، آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال می‌شدند اینها، این ارزش‌ها زنده بشود.(صحیفه امام؛ ج۱۹؛ ص۱۸۵ / جماران؛ ۲۲ اسفند ۱۳۶۳)

بیانات مقام معظم رهبری:حجاب، وقار و متانت و و ارزش گذاری زن است.

برای دانلود این فیلم از لینک زیر استفاده کنید.

برای دانلود این صوت از لینک زیر استفاده کنید

 

حجاب فقط یه پوشش در میان انواع پوشش ها نیست
حجاب فقط یه سلیقه در میان سلیقه ها نیست
حجاب فقط یه مرام شخصی در میان مرام ها نیست
حجاب فقط جلوگیرنده ی نگاه ها و پیشنهاد های انسان های دنباله روی شهوت نیست
حجاب یعنی ترجیح دادن خدا برتمامی نظرها و نگاه ها و سلیقه های غیرخدا
حجاب یعنی ارزش دادن به تلاش های زهرا(س)
حجاب یعنی فهمیدن علت مظلومیت های زهرا(س)
حجاب یعنی کنار زدن تمام فایده های بی حجابی به خاطر خدا و خود
حجاب یعنی می دانم که صلاحم در حجاب است چون خدا صلاحم را اینگونه می داند

دستهایتان را برای مشت كردن و دندانهایتان را برای فشردن و دلهایتان را برای اعلام انزجار، مهیا كنید.

ما حضور عریان اطلسی ها را در تهاجم بی رحم طوفان ها نمی پسندیم.

ما آرایش نرگس ها را در مقابل چشمهای زمستانی محكوم می كنیم.

ما محبت نمی فروشیم، عاطفه نمی خریم، دلهایمان را زیر پا نمی اندازیم، نگاههایمان را حرام نمی كنیم، گلبرگهای چهره مان را در زیر نگاههای هوس آلوده مدفون نمی كنیم.

ما ساقه های ترد و نازك زلف را به دست گرزهای آتشین نمی سپاریم.

ما به شرافت پایبندیم، در مقابل حیا زانو می‌زنیم، با نجابت راه می‌آییم و در قبال عفت، تمکین می‌کنیم.
ما در تفکر، منش و اعتقاد، با بی‌دینان شرق و لاقیدان غرب، بسیار فاصله داریم.

ما معتقدیم که خدا هست، معاد و قیامت هست و چشم‌هایی همیشه نگران ماست.

ما حیا می‌کنیم از حضور ولی نعمتمان که در منظر نگاهش گناه کنیم.

ما ساقه‌های ترد و نازک زلف را به دست گرزهای آتشین، نمی‌سپاریم.

ما معتقدیم زمانی که سوز سرد نگاه می‌وزد، گل وجود دختران در گلخانه حجاب،‌ محفوظ‌تر می‌ماند.

 یاوران حجاب
خواهـــــرم
 
سر دفتر صفحات قلبت را
 
به ایمان وتسلیم وحیا زرین نما
 
تا گلبرگ وجودت در کاسبرگ زیبای حجاب به وقار وعفت شکفته شود،
 
آنگاه آن شود کهخـــــــــدا خواهد


هرم عفاف از حیا تا قاعده فرهنگسازی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/06/23

انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهان بینی خود را دارد و رفتارها و دیدگاههای او برگرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکل گرفته از انسان های هدفمند است که در سایه باورها و دانسته های خویش گام هایی جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود برمی دارند. نگرش چه مثبت باشد و چه منفی، هدایتگر منش و روش انسان است. در نتیجه افرادی که نگرش مثبت و جهان بینی استوار بر معارف الهی دارند، به سوی رشد و تکامل گام برمی دارند اما آنان که گرفتار نگرش های الحادی و غیر الهی هستند، براساس نگرش خود، در پرتگاه گمراهی سقوط خواهند کرد.قانونگذار الهی جهت ایجاد جامعه سالم انسانی و هماهنگی با نظام هستی، شاخصه هایی را برای رفتارها و روحیات بشر بیان کرده، آنها را به سوی مؤلفه ها دعوت می کند. نکته قابل توجه ارتباط ژرف و تنگاتنگ این مقوله ها با یکدیگر است به گونه ای که قابل تفکیک نیستند و جداسازی هر یک از این حلقه ها موجب گسست از مبانی و اصول می شود.

ضرورت بحث عفاف در جوامع انسانی

زن مظهر جمال و زیبایی و عفاف است و مرد مظهر شیفتگی و مجذوب شدن از آن جهت فرهنگ غنی و ارزشمند اسلام پوشش و حجاب را برای بانوان لازم دانسته است و حجاب را حافظ ارزش های والای معنوی زنان در برابر مردان قرار داده و در طول تاریخ او را از فساد و تباهی و افتادن در دام شهوت پرستان خودپرست نگهداری نموده استحجاب، رفتار بیرونی و عینی است که از ارزش های دینی و به عبارتی، از ضروریات دین به شمار می آید. حیا، عفاف و حجاب، به هم پیوسته اند و هر یک، پیش نیاز دیگری به شمار می رود. به این معنا که با برنامه ریزی عمیق و گسترده دولت برای ایجاد فرهنگ حیا در سطح جامعه می توان به جامعه ای پاک دست یافت و جامعه عفیف در نمود بیرونی اش با حجاب دیده می شود. در واقع، حجاب مبتنی بر عفاف و عفاف بر پایه حیا استوار است و هیچ یک از این سه پدیده، به جنسیت، زمان و مکان بستگی ندارد.از آنجا که آدمی موجودی اجتماعی بوده، از نظر روانی و اجتماعی نیازمند ایجاد روابط انسانی با همنوعان خود است، مبحث کیفیت ارتباط و چارچوب ها مطرح می شود. مسلّم است ارتباطات انسانی به ویژه در جوامع متمدن امروز، منحصر در روابط جنس های موافق با یکدیگر نمی شود، اگر چه حتی در صورتی که چنین بود، باز به بحث «عفاف» در کیفیت و پس زمینه روابط نیازمند بودیم.

جامعه ما هر روز بیش از پیش به سمت اصول و تمدن غرب گرایش پیدا می کند و قواعد سبک زندگی اسلامی با متون و زندگی بی بند و بار غربی در هم آمیخته می گردد و ماحصل این در هم آمیختگی سبکی از زندگی بدون عفاف می گردد.اگر کمی بخواهیم توجهی دقیق تر به افراد جامعه مان داشته باشیم می توانیم با نگاهی موشکافانه تر سطح حجاب جامعه مان را ارزیابی کنیم اما ما منتقدین از فلسفه عفاف که پیش نیاز حجاب می باشد غفلت ورزیده ایم  و صرفا جامعه ی آرمانی را در این می بینیم که زنان و دختران آن جامعه با پوشش چادر که الحق و الانصاف پوشش کاملی می باشد در جامعه حضور پیدا کنند اما این کافی نمی باشد!


گسترش جوامع انسانی با ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، گستره روابط بشر را وسعت بخشیده، چون میزان آسیب پذیری در چنین جوامعی بیشتر می شود، باید اصول و قواعدی جهت حفظ و سلامت این گونه روابط در نظر گرفت.معمولاً در محیط کار و بیرون از کانون خانواده، حتی گاه درون خانه، نمونه هایی از روابط دو جنس مخالف چه از گروه محرم ها و چه از گروه نامحرمان دیده می شود که باید تعریف شده، متناسب با موازین و اصول شرعی و عرفی باشد، در غیر این صورت موجب بروز مفسده و ناامنی روانی و اجتماعی می گردد.بنابراین لزوم ارتباطات انسانی به ویژه در گستره روابط دو جنس مخالف، اعم از محرم و غیر محرم، و ضرورت وجود امنیت روانی فردی و اجتماعی و ایجاد جامعه ای سالم در سایه بهداشت روانی، بحث در مورد عفاف، ریشه ها و پیشینه های آن را ضروری می نماید و نیازمند طراحی و مهندسی صحیح معرفتی در زمینه بهینه سازی روابط است.

http://farhangi.um.ac.ir/portal/sites/default/files/images/HIJAB.jpg


مفهوم شناسی اصطلاحات
در روند تحقیق و پژوهش، به اصطلاحات و واژگان کلیدی برمی خوریم که درک و دریافت مفهوم آنها به صورت عملیاتی، راهگشای ما در فهم عمیق تر مسئله خواهد بود. اصطلاحات کلیدی در این نوشتار عبارتند از:لزوم ارتباطات انسانی به ویژه در گستره روابط دو جنس مخالف، اعم از محرم و غیر محرم، و ضرورت وجود امنیت روانی فردی و اجتماعی و ایجاد جامعه ای سالم در سایه بهداشت روانی، بحث در مورد عفاف، ریشه ها و پیشینه های آن را ضروری می نماید و نیازمند طراحی و مهندسی صحیح معرفتی در زمینه بهینه سازی روابط است.


عفت (عفاف):
حالتی نفسانی (درونی) است که از چیرگی شهوت بر افراد جلوگیری می کند. راغب اصفهانی می نویسد: «العفّة حصول حالة للنفس تمنعها عن غلبة الشهوة.»این واژه در قرآن کریم به معنای عفت و خودنگهداری آمده است: «وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ» و یا «الذین لا یجدون نکاحا ...»،خودنگهداری هم در مورد نُمودهای شهوانی است مانند آنچه در آیات مذکور آمده، هم در مورد مال حرام یا شبهه ناک مانند:«وَ مَن کانَ غنیّا فَلْیَسْتَعْفِفْ؛ آن کس که توانگر است از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست خودداری ورزد.»برای عفت معانی دیگری مانند «ترک شهوت و پاکی خوی و جسم» و «نگاهداشت از ارتکاب حرام و درخواست از مردم»، ذکر شده است که به نوعی هم معنای قناعت در آن نهفته است و هم معنای تقوا و خودنگهداری. از مجموع مطالب پیش گفته می توان دریافت که عفاف، نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز می دارد و سکاندار هدایت رفتارهای بیرونی است. حجاب، پاکی نگاه و خیال و تفکر و ... از مصادیق بیرونی و نماد عفاف هستند.


از تعریف راغب اصفهانی چند نکته مهم دریافت می شود:
1ـ عفاف اکتسابی است و این مطلب از «حصول حالت» فهمیده می شود، یعنی تحصیلی (اکتسابی) است، نه ذاتی که در این وصف با حیا مشترک است.
2ـ نوعی بازدارندگی و نگاهداشت در آن نسبت به تمام انواع شهوات وجود دارد و در این تعریف «غلبه شهوت» مطرح است که ظاهرا چیرگی آن بر عقل منظور است.
3ـ عفاف حالتی است که به «نفس» آدمی برمی گردد، پس نر و ماده در آن راه ندارد (چون نفس فراتر از جنسیت است) و اختصاص به زنان ندارد. صفت و حالت عفاف باید در وجود مرد و زن نهادینه شود.


حیا
حیا ملکه ای است که انسان را از گناه و ارتکاب حرام دور می کند. حیا نیز از امور اکتسابی است زیرا با انجام معاصی، فرد از حیا جدا می شود. ملکه صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده باشد و یا استعدادی است که در پرتو آن می توان کاری را با مهارت و ذوق انجام داد مانند استعداد ریاضیات. بنابراین ملکه حیا در نفس انسان راسخ می شود و در پی آن مهارت زیست پاک و دور از گناه به وجود می آید. در روایات، حیا از فرشته های خدا مطرح شده است.عفاف، نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز می دارد و سکاندار هدایت رفتارهای بیرونی است. حجاب، پاکی نگاه و خیال و تفکر و ... از مصادیق بیرونی و نماد عفاف هستند.

حجاب در لغت به معنای «المنع من الوصول، ممانعت از رسیدن به چیزی» است.گفته شده که حُجْب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است. آیه شریفه «وَ مِن بَیْننِا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ» شاهد بر این مدعا است. اگر چه در ادبیات عرب و زبان دین (آیات و روایات) برای بحث پوشش زنان از واژه «ستر» استفاده شده و کمتر به حجاب اشاره شده اما در کتب لغت به واژگان «امرأة محجوبة» به معنای زنی که خود را با نوعی پوشش پوشانده است، برمی خوریم. در مجموع می توان گفت حجاب ثمره عفاف درونی است که تظاهر و نُمود بیرونی یافته است و به نوع پوشش در ظهور اجتماعی افراد و در رویارویی با نامحرم گفته می شود.«مستورات» به معنی زنانی است که دارای پوشش و ستر هستند و «محجوبات» به معنای زنانی که حفظ حریم می کنند و جدا از مردان هستند.«ملکه» در لغت به معنای صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده است، به گونه ای که از آن جدا نمی شود. گاهی از «خُلق» و گاه از «سجیه» به ملکه تعبیر می شود.

عفاف، ريشه در فطرت
آدمى، حقيقت واحدى است که حياتش از دو بعد مادى و معنوى تشکيل يافته است که هر کدام از اين دوبعد، قابليت رشد و تکامل دارند. تکامل و يا نقص هر يک نيز بر ديگرى اثر مستقيم مى گذارد. هر چند اين دو بعد از يکديگر جدا هستند، اما اثر کمال و نقص آنها بر يکديگر قابل تفکيک نيست.آنچه فراتر از اين دو بعد (مادى و معنوي) بر حيات انسانى مؤثر است، نوع نگرش هر فرد نسبت به خود و جهان پيرامونش مى باشد. اين نگرش ها و دگرگونى بر قبض و بسط دامنه حيات مادى و معنوى انسان اثر مى گذارد. از اين روست که زندگى انسانها و اهداف آنها در گذشته و حال با يکديگر تفاوت چشمگيرى دارد.


با اين وجود، نبايد چنين تلقى کرد که با تغيير و دگرگونى نگرشها همه چيز متحول مى شود و هيچ نقطه اشتراکى باقى نمى ماند. بلکه مى توان موارد اشتراک زيادى را نام برد که در همه دوره ها ثابت و ارزشمند بوده است. حس عدالت خواهى، نوع دوستى، ظلم ستيزى، صداقت خواهى، تجليل از مصلحان اجتماعى و . . . . اينها همه نشان دهنده اين مطلب است که يکسرى از باورهاى کلى و واحد در ميان انسانها و در همه ادوار حاکم مى باشد؛ گرچه مصاديق و نمونه هاى آنها متفاوت است. از اين باورها در اديان الهى با عنوان فطرت ياد مى شود.فطرت، امرى است که خداى متعال آن را در وجود هر فرد قرار داده و انسان بدون اکتساب، به آن ميل و رغبت دارد. عفاف نيز يکى از اين باورهاست. روح عفت و پرواپيشگى از بدو خلقت آدمى تاکنون بر انسان حاکم بوده است.


عفاف، نیرویی درونی با نمود بیرونی
در بخش مفهوم شناسی به اختصار در مورد مفهوم عفاف بحث شد اما در این بخش به گونه گسترده و کامل، عفاف را از دیدگاه روایات بررسی می کنیم.گفته شد که عفاف به دست آوردن حالتی نفسانی است که از غلبه شهوت بر [عقل] انسان ها جلوگیری می کند. این صفت از آنجا که وصف عارض بر نفس است، برای نوع انسان مطرح می شود، نه فقط برای جنس خاصی مثل زنان.در روایات بین انسان های عاقل و عفیف، رابطه مستقیمی ذکر شده است؛ حضرت علی (ع) می فرماید: «من عقل عَفّ». رابطه عقل و عفاف را از این نکته نیز می توان دریافت که عفت نوعی اعتدال در امور است و عقل نیز این معنا را در خود دارد. علمای اخلاق در تعریف عفت می نویسند:«العفة هو انقیاد قوة الشهوة للعقل فی الاْءقدام علی ما یأمرها به من المآکل و المنکح و ...؛عفت عبارت است از پیروی و تبعیت قوه شهوت از عقل در انجام اموری که به شهوت برمی گردد از جمله در خوردن و زناشویی و ... .


بنابراین عفت به معنای سرکوبی شهوت نیست که به اصطلاح علم اخلاق «خمود» است. «شره» و شهوترانی به معنای زیاده روی در امور جنسی یا هر چیز دیگر است و خمودی به معنای خاموش کردن آن و عفت حد اعتدال بین شهوترانی و خمود است.«غزالی» بدن انسان را به کشوری تشبیه کرده است که زمامداری به نام «عقل» دارد و مأموری به نام «شهوت» که اگر عقل شهوت را کنترل نکند، این مأمور خطرناک، عرصه را بر افراد مملکت کاملاً تنگ کرده و آنان را به فقر و تباهی می کشد.با توجه به این تشبیه عالمانه، می توان به حقیقت و عظمت فرهنگ عفاف در جوامع پی برد. هنگامی که نیروی درونی عفاف در نفس افراد جامعه ایجاد شود، زمام شهوت در فضای کلی اجتماعی به دست عقل افتاده، در جایگاه خود اجازه ظهور و بروز می یابد و میزان بزهکاری ها، بی عفتی ها، بی غیرتی ها و بی بند و باری های جامعه به حداقل می رسد.


عفاف نسخه ای است تجویز شده توسط شارع برای دارا و ندار که احتمالاً در بخش دوم معنای قناعت منظور است و در بخش اوّل به مفهوم خودنگهداری از ارتکاب حرام است.از یک سو در قرآن کریم آمده است: «وَ مَن کانَ غَنیا فَلْیَسْتَعْفِفْ» و از سوی دیگر می خوانیم: «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدوا نِکاحا حَتّی یُغْنِیَهُمُ اللّه ُ مِن فَضْلِهِ ...»مهار نفس و وجود یک نیروی بازدارنده به هنگام یکه تازی هوای نفس و خواهش ها و شهوات، از اموری است که اندیشوران بزرگ دنیا با هر نوع اعتقاد و ملیت و مسلک آن را پذیرفته اند. زکریای رازی که در بسیاری از علوم به ویژه در حکمت و طب تبحر زیادی داشته، او را «بقراط عرب» لقب داده بودند، در کتاب «الطب الروحانی» ابتدا به شناخت این نیروی بازدارنده توصیه کرده، پس از بیان نظریه های سقراط و افلاطون در مورد حفظ نفس می نویسد:عفاف حالتی است که به «نفس» آدمی برمی گردد، پس نر و ماده در آن راه ندارد و اختصاص به زنان ندارد. صفت و حالت عفاف باید در وجود مرد و زن نهادینه شود.«از این بیانات نتیجه می گیریم که هیچ نظریه مادی نیست که مهار امیال را تا اندازه ای لازم نداند و سهل انگاری و هرج و مرج را روا دارد.»نقش عفاف در مهار امیال و سپردن زمام شهوات به دست عقل (با توجه به سخنان حکیمانه بزرگان) بیش از پیش نمادین می شود و این هدایت درونی و نیروی نهانی برای بشر نعمتی بس عظیم است.
 

اصول و پایه های عفاف و حجاب
شناسایی ماهیت هر پدیده ای (با توجه به اصول و پایه های آن) در ژرف نگری مؤثر است. هر فرآیندی دارای اصول و مبانی ای است که موجب استواری آن در برابر تندباد شبه ها و یورش ها می شود و عفاف از این فرآیند مستثنا نیست.در یک نگاه کلی اصول زیر را می توان به عنوان پایه های اساسی در فرهنگ عفاف و حجاب برشمرد:


الف) حجاب و به طریق اَوْلی عفاف (که مقدمه حجاب است) از مصادیق حق اللّه به شمار می رود و ادای این حق از واجبات است. باید به زن توجه داد که حجاب تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خودم صرف نظر کردم. حق همسر او هم نیست تا بگوید من راضی ام، بلکه حقی است الهی، از این رو اگر زن همسرداری آلوده شد، اگر خودش و شوهرش راضی باشند، پرونده مختومه نمی شود بلکه باید اجرای حد شود و کیفر گردد، زیرا به حق اللّه تجاوز شده است.در رساله حقوق امام سجاد (ع) حق خدا بر بندگانش با تعبیر «و اکبر حقوق اللّه علیک ...» آورده شده، ادای حق خدا اصل حقوق شناخته شده که دیگر موارد از آن جدا می شود.


ب) عفاف و حجاب، حق نفس انسان بر او هم هست، پیش از آنکه تکلیفی شرعی و اجتماعی باشد. این مطلب را از رساله حقوق امام سجاد (ع) نیز می توان برداشت کرد: «و اما حق نفسک علیک فإن تستوفیها فی طاعة اللّه ؛ حق نفست بر تو این است که آن را تمام در راه طاعت خداوند قرار دهی.»قرار دادن نفس ـ با تمام شئون آن ـ برای پیروی از خدا به جز در سایه عفاف و نیرویی درونی که انسان را از گناه و حرام دور کند، حاصل نخواهد شد. می توان از سخن معصوم این نتیجه را گرفت که حق نفس انسان بر او حرکت براساس عفاف و حیا در زندگی است.


پ) پدیده حجاب تنها یک پوشش نیست بلکه نماد باورها و گرایش های افراد است، حتی گاه نمادی برای معرفی ملیت و فرهنگ بومی می باشد. پس می توان گفت حجاب، ثمره حیا و عفاف، افزون بر حفظ تن و روان فرد، نماد هویت دینی و ملی است.


ت) حجاب مانع حضور اجتماعی زنان نمی شود بلکه حکم حجاب و طرح آن در موارد متعددی در قرآن کریم نوعی امضای حضور اجتماعی زن است زیرا اگر بنا باشد زنان در خانه بنشینند و با نامحرم روبه رو نشوند، نیازی به حکم حجاب نخواهد بود.


ث) حجاب و عفاف موجب خودارزشمندی افراد و در نتیجه استواری شخصیت آنان می گردد و سطح عزت نفس را بالا می برد؛ البته در صورتی که برای این رفتار، دلایل محکمی آورده شود و آگاهانه گزینش گردد.


ج) عفاف و در پی آن حجاب براساس روایات مانع افسردگی و فرسودگی روحی و روانی می شود. حضرت علی (ع) فرمود: «... و ثمرتها قلة الاحزان؛ ثمره و محصول عفاف کم شدن اندوه ها است.» بنابراین افراد عفیف دارای نشاط خواهند بود. شاید این نشاط (که امری درونی و باطنی است و نمود ظاهری آن به صورت لبخند و تبسم دیده می شود) به علت پاکی درونی یعنی عفاف باشد.
 

«هرم عفاف» و بهداشت روانی فرد و جامعه
معمولاً به هنگام سخن گفتن از حجاب آنچه بی درنگ در اذهان متصور می شود، پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت حجاب، ریشه ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته شده است.به نظر می رسد اگر لایه های زیرین این قضیه برای جوانان (به ویژه آنان که کمال طلب و حقیقت جو و اهل استدلال هستند) تشریح و بیان شود، در پذیرش حکم حجاب و عمل به آن با مشکلی روبه رو نخواهند شد.نگارنده جهت رسیدن به یک تعریف عملیاتی و ارائه طرحی ساده (که مبتنی بر معارف دینی بوده و برای جوان امروز هم جاذبه داشته و هم از دلیل منطقی برخوردار باشد) تلاش پیگیر داشته، با بررسی روایات مربوط به حیا، حجاب، عفاف و حدود، حریم و کنار هم قرار دادن قطعات و برش های روایی، طرحی با عنوان «هرم عفاف» را ارائه می دهد. بدیهی است طرح تا رسیدن به مرحله مطلوب، راه زیادی در پیش دارد اما می تواند پایه ای جهت تحقیقات بعدی باشد.


جهت بررسی حقیقت عفاف و ارائه راهکارهای مناسب و عملیاتی در جامعه به ویژه جامعه دینی ابتدا باید به جایگاه آن در مجموعه معارف و پدیده ها پرداخت. هرگز نمی توان پذیرفت که یک حالت و یا صفت مانا (ملکه) بدون آنکه پیشینه و یا ثمره ای داشته باشد، قابل تعریف باشد؛ عفاف چنین ویژگی دارد.در این بخش از نوشتار هرم هندسی را تصور می کنیم که سطوح متفاوت آن براساس روایات چیده شده است. سطح اوّل را، حیا تشکیل می شود و در رأس و قله آن حجاب قرار دارد و سطوح میانی عبارتند از: عفاف، قناعت، صیانت و نشاط با آرامش درونی.


بدیهی است تا زمانی که این سطوح میانی و واسطه ها شناسانده نشوند، نیز نقش و تصویر ذهنی و بیرونی هر یک ترسیم نگردد، نهادینه سازی فرهنگ عفاف در جامعه میسر نخواهد شد. تا زمانی که نگاه جامعه به حجاب به عنوان یک تکلیف (که به خودی خود مشقت و زحمت دارد) و حتی با نگاهی بدبینانه تر یک «تحمیل بدون استدلال» (!) تلقی شود، نیز ریشه ها و پیشینه های آن مشخص نشود، نمی توان در زمینه ایجاد جامعه ای عفیف و باحجاب، موفقیت هایی به دست آورد.استدلال در سطوح هرم به شرح زیر است:حجاب ثمره عفاف درونی است که تظاهر و نُمود بیرونی یافته است و به نوع پوشش در ظهور اجتماعی افراد و در رویارویی با نامحرم گفته می شود.


 نقش «حجاب» در سلامت عمومی
در جامعه ای که زن و مرد هر کدام کار متعلق به خویش را انجام دهد و اختلاط و معاشرت بی مرز در آن وجود نداشته باشد زنان غیر متعهد خودنمایی ننمایند و مردان شهوتران هم با چشمان صیاد خویش به دنبال طعمه نگردند، در آن جامعه آرامش روحی و روانی بر زن و مرد حاکم خواهد شد، و ثبات و استحکام ویژه ای بر خانواده آن سایه خواهد افکند، و روز بروز بر تعداد پیوند ازدواج ها و زناشوییهای مشروع و قانونی افزوده خواهد گردید که نتیجه آرامش اجتماعات کوچک، آرامش و سعادت جوامع بزرگ انسانی خواهد شد. پس پوشش صحیح بالاترین نعمت الهی است که خداوند بر زنان ارزانی داشته و بر آنان لازم شمرده است.


سطح اوّل، حیا
در روایاتی به عبارت «سبب العفة الحیاء» برمی خوریم که ریشه عفت، حیا دانسته شده است. نیز روایت دیگر خاستگاه مروت را حیا ذکر نموده و ثمره آن را عفت (اصل المروة الحیاء و ثمرته العفة). در روایت دیگر میزان عفت را به تناسب میزان حیا بیان کرده و می فرماید: «علی قدر الحیاء تکون العفّة.»بنا بر آنچه در بخش مفهوم شناسی در مورد حیا گفته شد، حیا ملکه ای است که انسان را از گناه دور می کند و از این جهت در قلب فرد راسخ و استوار است. اینکه در برخی روایات «تعفّف» (عفت ورزی) پس از باحیا بودن مطرح می شود، به نظر می رسد این تقدم رتبی نشانگر تقدم در متخلّق و آراسته شدن به آن هم باشد. پیامبر اکرم می فرماید: «ان اللّه یحب الحیی المتعفف؛ خداوند افراد باحیای عفیف را دوست دارد.»


بنابراین در اولین سطح (هرم عفاف)، حیا قرار می گیرد. حیا موجب جمع و نظام بخشی خصال ایمانی می شود. شریف رضی عبارت «الحیاء نظام الایمان» را استعاره دانسته و منظور را پر کردن خلل و شکاف های ایمان توسط حیا ذکر می کند. به نظر او حیا مانند نخی که مرواریدها را در کنار یکدیگر تنظیم می کند، ایمان را نظم می دهد زیرا فرد باحیا از معاصی دور می شود اما وقتی حیا از بین رفت ایمان مشکل می یابد.
 

سطح دوم، عفاف
این سطح را نیز با استفاده از روایت «سبب العفة الحیاء» می توان برداشت کرد. به وسیله عفت که حالت درونی است، افراد جامعه سایه عقل را بر شهوات خود می اندازند و از لجام گسیختگی شهوت ها جلوگیری می کنند. این امر اکتسابی است و باید با مراقبت و تمرین به دست آید. البته لازمه این مراقبه، شناخت عمیق نسبت به شهوات و تعاریف و انواع آنها و نیز چگونگی مهار آنها است. در این مرحله باید آگاهی بخشی به طور گسترده ای ایجاد شود، به ویژه از دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطه.«غزالی» بدن انسان را به کشوری تشبیه کرده است که زمامداری به نام «عقل» دارد و مأموری به نام «شهوت» که اگر عقل شهوت را کنترل نکند، این مأمور خطرناک، عرصه را بر افراد مملکت کاملاً تنگ کرده و آنان را به فقر و تباهی می کشد.
 

سطح سوم، صیانت
در این طرح، از صیانت با تعبیر «حفظ حریم» هم یاد می شود. این مرحله به حفظ نفس از هر گونه شر و پلیدی و تجاوز و هنجارشکنی اشاره دارد. در روایت آمده است: «ثمرة العفة الصیانة؛ محصول و برآیند عفت صیانت است.» اگر چه در ظاهر صیانت و قناعت در یک درجه قرار می گیرند اما با توجه به معنای ظریف صیانت می توان دریافت که پس از نهادینه سازی صیانت، به قناعت می توان رسید.حفظ حریم، نزدیک ترین مرحله به حجاب حقیقی است زیرا پوشش بدون توجه به حریم ها و دوری از اختلاط و آمیختگی ها نمی تواند مفهوم حقیقی حجاب را برساند.از امام رضا (ع) در مورد قناعت پرسیده می شود و حضرت می فرماید: «القناعة تجتمع الی صیانة النفس و عزّ القدر ...؛ قناعت مجموع صیانت (حفظ) خویش و عزت نفس و ... است.»
 

سطح چهارم؛ قناعت
این سطح با توجه به روایاتی که قناعت را ثمره عفت ذکر کرده اند تنظیم می شود.حضرت علی (ع) می فرماید: «ثمرة العفة القناعة؛ قناعت برآیند و محصول عفت است.» پیش از این بیان شد که برخی مفسران کلمه عفت در بعضی آیات را «قناعت» معنا کرده اند، که احتمالاً سبب آن به علت نزدیکی معنای این دو است: نه اینکه مترادف باشند. از قناعت با تعبیر «حفظ حدود» نیز می توان یاد کرد زیرا معمولاً افرادی که ملکه قناعت در وجود آنها شکل گرفته باشد، به حد خود، راضی و قانع بوده، به حدود دیگران تجاوز نمی کنند.


در طرح مذکور این صفت چنین تبیین می شود که فرد باحیا در نگاه به پیرامون خود عفیفانه برخورد می کند و مانع از چیرگی شهوت می شود و به آنچه خداوند در اختیار او قرار داده، قناعت می کند و حدود دیگران را مراعات می کند. او در نگاه، سخن گفتن، جلب توجه و ... روی یک خط و مرز مشخص حرکت می کند، با حالت «قناعت». این ویژگی محصول صیانت است چنان که پیش از این بیان شد. گفته شده است: «علی قدر العفة تکون القناعة؛ میزان قناعت بستگی به عفت دارد.»
 

رأس هرم؛ حجاب
هنگامی که ملکه حیا در جامعه ای و در قالب مردم رسوخ کرد، در نتیجه عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد شد، سپس ثمره های عفاف یعنی صیانت (حفظ حریم ها) و قناعت (حفظ حدود) آشکارا گردید، می توان شاهد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح بود.هنگامی می توان حجاب حقیقی و مطلوب و در عین حال محبوب را در جامعه مشاهده نمود که مراحل پیشین آن ایجاد شده باشد. چنین جامعه ای هرگز با هجمه های فرهنگی آن سوی مرزها و یا القائات برخاسته از تفکرات دشمنان داخلی، لرزان نخواهد شد و از این باور گرانقدر خویش دست بر نخواهد داشت.

http://img.ideagfx.com/images/203hijab_poster_www.L_K.jpg

ویژگی های «هرم عفاف»
پس از تبیین «هرم عفاف» و آشنایی با اجزا و سطوح آن از نقطه بالاتری به این هرم می نگریم تا روابط اجزای آن را بهتر دریابیم و با نگاهی بیرون از محدوده آن، طرح را بررسی می کنیم. ویژگی های این طرح عبارتند از:أ) ارتباط بین اجزا و سطوح در این هرم متوالی است نه متوازی. یعنی هر سطح ـ از پایین به بالا ـ پیش نیاز و مقدمه ایجاد سطح بعدی است.


پدیده حجاب تنها یک پوشش نیست بلکه نماد باورها و گرایش های افراد است، حتی گاه نمادی برای معرفی ملیت و فرهنگ بومی می باشد. پس می توان گفت حجاب، ثمره حیا و عفاف، افزون بر حفظ تن و روان فرد، نماد هویت دینی و ملی است.حجاب مانع حضور اجتماعی زنان نمی شود بلکه حکم حجاب و طرح آن در موارد متعددی در قرآن کریم نوعی امضای حضور اجتماعی زن است زیرا اگر بنا باشد زنان در خانه بنشینند و با نامحرم روبه رو نشوند، نیازی به حکم حجاب نخواهد بود.

جهت ایجاد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح در جامعه باید ابتدا فرهنگ حیا را ایجاد نمود، سپس برای عفاف برنامه ریزی کرد، در پی آن جهت حفظ حریم ها و جداسازی جوامع مختلط تلاش کرد، بعد که فرهنگ قناعت به عنوان نزدیک ترین مرحله به حجاب ایجاد شد، به تبیین اصل حجاب و آثار آن و ضرورت این حکم در شریعت مقدس اسلام پرداخت.


ب) اجزای این سطوح هر چه به رأس و قله هرم نزدیک تر می شوند، عینی تر و ملموس تر می گردند. به عبارت دیگر، حیا امری کاملاً درونی است که از نمادها و تظاهرات بیرونی شناخته می شود و مستقیما قابل تشخیص نیست. شاید به همین جهت در قرآن کریم حیای دختران شعیب را در شیوه راه رفتن آنها ترسیم می کند و می فرماید: «فَجائَتْهُ إِحداهُما تَمْشی عَلی اسْتِحْیاءٍ؛ پس یکی از آن دو دختر نزد [موسی] آمد در حالی که باحیا راه می رفت و به آزرم (حیا) گام برمی داشت ...» .عفاف نیز حالتی نفسانی است در رفتارهای افراد تا اینکه به حجاب می رسیم که ظهور و بروز کامل و تمام حالت های پیشین در این مرحله است.


پ) هر چه به قله هرم می رسیم میزان زمان لازم جهت فرهنگ سازی کمتر خواهد بود. اگر ریشه ای و علمی کار شود و جامعه عفیف و باحیا تربیت شوند، برای باحجاب کردن آنها به زمان زیادی نیازمند نخواهیم بود. بنابراین فرهنگ سازی در زمینه حیا زمان طولانی تری نسبت به ایجاد فرهنگ عفاف می برد. فرهنگ عفاف نیز نسبت به نهادینه سازی حالت صیانت در افراد، به زمان بیشتری نیاز دارد و قناعت پس از ایجاد فرهنگ سه مرحله اوّل زمان کمتری خواهد برد و فاصله زمانی قناعت و حجاب بسیار محدودتر خواهد بود.

آسیب شناسی جامعه بدون عفاف
 چرا جامعه هایی به سمت بی عفافی و در نتیجه بی حجابی کشیده می شوند؟بدیهی است عوامل متعددی در این مسئله دخالت دارند که به طور کلی عبارتند از:


الف) عوامل فردی؛ ضعف تربیت دینی و معنوی و ترجیح امور ظاهری و مادی بر امور معنوی و روحانی. در واقع نداشتن جهان بینی صحیح و تعریف مناسبی از هدف خلقت، به ویژه آفرینش انسان، گسست از هویت فرهنگی و ملی، احساس ناامنی روانی، بریدگی و گسست از محیط خانواده، انتخاب دوستان ناصالح، جوّزدگی و برخورد منفعلانه نسبت به فرهنگ بیگانه، عدم عزت نفس و ارضای حس نیاز به توجه.


ب) عوامل آسیب زا در خانواده؛ تربیت غیر دینی فرزندان و یا کم توجهی به تربیت دینی، بروز رفتارهای مخالف با نظام حیا و عفاف توسط والدین و دیگر اعضای خانواده (برادران، خواهران و ...)، بی توجهی خانواده به رسانه های فرهنگی (و گاه ضد فرهنگی) در محیط خانه و عدم کنترل ورودی های فرهنگی، ارتباط خانوادگی با دوستانی که زمینه گسترش بی عفتی و بی حیایی را برای فرزندان ایجاد می کنند، عدم حضور فیزیکی و عاطفی والدین در کنار فرزندان که آنها را به چالش روانی می کشاند.
نکته: اگر چه گفته شد حیا امری اکتسابی است و عفاف در اثر تلاش، حاصل می شود اما توجه خانواده به انتخاب همسر شایسته، لقمه حلال، توجه به زمان انعقاد نطفه، حالات روحی و روانی به هنگام بارداری، از اموری است که سرزمین وجود فرد را جهت پذیرش حق و امور معنوی آماده می کند و در زمینه ایجاد حیا، عفاف و حکم حجاب، زمان کمتری را از برنامه سازان می گیرد.


پ) عوامل آسیب زای اجتماعی؛ عدم سلامت روانی در جامعه بر فرد تأثیر می گذارد زیرا فرد و جامعه همواره در حال تأثیرگذاری و اثرپذیری هستند. از شمار عوامل آسیب زا: بی توجهی برنامه سازان فرهنگی به امور معنوی، بی توجهی مسئولان جامعه به ورودی ها و خروجی های فرهنگی، نبودن امکانات جهت تفریحات سالم و پر کردن اوقات فراغت، عدم استفاده از فرصت های طلایی جهت تربیت دینی و معنوی توسط رسانه های ملی و جمعی، بی توجهی به اختلاط دو جنس مخالف در مواردی که ضرورت ایجاب نمی کند و نوعی رهاشدگی فرهنگی در سال های اخیر.

راهکارهای گسترش حیا، عفاف و حجاب در جامعه

نهادینه سازی فرهنگ حجاب و عفاف به عنوان یکی از ضرورت های باورهای دینی مستلزم برنامه ریزی صحیح در سه حوزه فرد، خانواده و جامعه است. نقش حکومت اسلامی در ایجاد و ترویج این باور انکارناپذیر بوده و در نگاهی عمیق تر، ضروری و اساسی است. پیش از برنامه ریزی صحیح باید عناصر مفهومی چون فرد انسانی، خانواده و جامعه را در زمینه فعالیت علمی و فرهنگی به خوبی شناخته و جایگاه هر یک را بررسی کرد عناصری. سپس در سه مرحله نهادینه سازی (تعمیق)، گسترش فرهنگ (ترویج) و حفظ و پاس داری از باورهای ترویج شده (تحفیظ)، با استفاده از ابزار و شیوه های کاملاً مدرن و مؤثر به فعالیت پرداخت.برای اجرایی و عملیاتی شدن هر یک از مراحل پیش گفته، نیازمند حرکت جمعی پویایی در نهادهای فرهنگی ـ اعم از خصوصی و دولتی ـ خواهیم بود که اگر این هم سویی و هم پوشی در سطح فراگیر صورت نگیرد، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید و گستره عمل فرهنگی هم چون گذشته، به گروه و دوره خاصی محدود خواهد شد. بنابراین، برای نهادینه سازی، گسترش و حفظ فرهنگ عفاف و حجاب باید از همه توانایی ها، اختیارات و امکانات موجود در نهادهای کشور بهره گرفت. آموزش و پرورش، حوزه ها، دانشگاه ها، نهادهای اقتصادی و فرهنگی و حتی بهداشتی کشور در رسیدن به هدف مورد نظر نقش بسزایی دارند.عفاف به قافله ای تبدیل شده است که از کاروان حجاب جامانده است و چندین قدم که چه عرض کنم شاید فرسخ ها از کاروان حجاب فاصله گرفته است و نیازمند راهکارهایی کارآمد جهت اتصال زنجبره عفاف و حجاب می باشیم که از آن جمله می توان به راهکارهای زیر اشاره کرد:


1ـ آگاهی بخشی به شیوه های جذاب و متناسب با ادبیات نسل جوان.
2ـ ارتقای سطح اخلاق و معنویات در جامعه با استفاده از ابزار تشویقی و توسعه فرهنگ کتابخوانی در زمینه اخلاق و معنویت.
3ـ مبارزه با مظاهر فساد و بی حرمتی و توجه به ورودی های فرهنگی از طریق ماهواره، اینترنت و ... .
4ـ جایگزین کردن برنامه هایی که متناسب با فرهنگ غنی دینی و ملی بوده و در عین حال از جذابیت کافی برخوردار باشد.
5ـ توجه ویژه به دانش آموزان دبستانی و راهنمایی و آموزش کارآمد و اصولی مفاهیم معنوی.
6ـ استفاده از رسانه ملی به عنوان زبان دین و نفوذ باورهای دینی و مفاهیمی چون حیا، عفاف و ... در مجموعه های داستانی و فیلم های سینمایی.
7ـ ارائه الگوهای مناسب حجاب با توجه به اوضاع زمانی و موفقیت های اجتماعی افراد (قالب سازی و شکل دهی، همخوان با محیط).
8. اجرای سیاست های اصلاح گرایانه در ساختارهایی که غیر کارشناسانه کار می کنند و با اصول و مبانی تربیت اسلامی هماهنگ نیستند؛
9. راه اندازی انجمن های محلی یا ایجاد زمینه به وجود آمدن خرده سازمان های محلی با بهره گیری از افراد کارآمد و دارای انگیزه فرهنگی که در محله ها ساکن هستند و نسبت به مسئله عفاف و حجاب در حکومت دینی احساس مسئولیت دارند؛
10. معرفی الگوهای مناسب ارتباط زن و مرد مسلمان در سازمان های وابسته به دولت از سوی برنامه سازان فرهنگی دولت پس از هماهنگی با متولیان امور دینی هم چون حوزه های علمیه؛
11. معرفی الگوی جامع و مناسب حجاب و پوشش اسلامی و ایجاد زمینه دست رسی آسان به این نوع پوشش؛
12. حذف ضدارزش ها و مظاهر ضداخلاقی؛
13. حفظ نیمه عفیف و باحجاب جامعه هم زمان با مبارزه با نیمه غیرعفیف و براندازی مظاهر فساد.

http://juc1390.persiangig.com/image/hejab/Pooster_16_dokhtar_chadori.jpg


فرآیند فرهنگ سازی دینی
بحث حجاب و عفاف جزو بحث های فرهنگی و مذهبی به شمار می رود که بیش از امور نظامی، سیاسی و اجتماعی به برنامه ریزی تدریجی و ریشه ای نیاز دارد. تمام نهادها و سازمان ها اعم از خصوصی و دولتی و شهروندان در فرهنگ سازی، نقش دارند و به همین دلیل، بدون ریشه یابی، آسیب شناسی و شناسایی ورودی های فرهنگی و شناخت عوامل ویران گر و آشنایی با شیوه های مبارزه با این عوامل، نمی توان برنامه ای درست و کارآمد طراحی کرد. فرهنگ سازی برای سه حوزه یادشده را می توان در مرحله نهادینه سازی، گسترش و حفظ روش مند انجام داد که در هر بخش، نقش برخی نهادها پررنگ تر از دیگر نهادها خواهد بود. برای نمونه، در مرحله نهادینه سازی باورهای دینی درباره عفاف و حجاب، نقش آموزش و پرورش به ویژه آموزش در دوره های ابتدایی و راهنمایی، بسیار حساس و مهم به نظر می رسد؛ زیرا شخصیت دینی در دوره کودکی شکل می گیرد. در روایت هم آمده است: «مثل الذی یتعلم فی الصغر کالنقش فی الحجر؛ مثال دانشی که در کودکی آموخته شود، مثل حک کردن نقشی بر سنگ است.» به طور کلی، آموزش در دوره کودکی، ماناتر خواهد بود و برنامه ریزی در این دوره، ارزش مندتر است.


اینک به تبیین مرحله های یادشده می پردازیم:
1. نهادینه سازی (تعمیق)
عمق بخشیدن به باورها و گذر از آگاهی سطحی به لایه های زیرینِ حقیقت و فرهنگ را گویند. بررسی موشکافانه فلسفه و علت های هر حکم و پدیده و تطبیق آن با موردهای مشابه ناقص و تبیین نقش و جایگاه آن در زندگی بشری، پس از در نظر گرفتن احتمال های متعدد درباره عدم آن پدیده موجب نهادینه سازی آن می شود. در این مرحله، بهره مندی از مؤثرترین و کارآمدترین ابزارهای آموزشی و کمک آموزشی، شناخت مخاطب از جنبه های گوناگون و ایجاد ارتباط صمیمانه با فراگیرندگان ضروری است. بهترین روش در مرحله نهادینه سازی باور عفاف و حجاب، برنامه ریزی برای خانواده ها و اطلاع رسانی در زمینه شناخت کودک، نیازها و ویژگی های اوست تا به این وسیله از سال های ابتدای زندگی به فرهنگ سازی پرداخته شود. آموزش در خانواده از دو طریق صورت می گیرد:


الف) آموزش مستقیم که گاه در قالب امر و نهی و خواهش و تمنا خواهد بود و از ابزار اصیل هم چون تشویق و تنبیه البته به شکل علمی آن استفاده می شود. معمولاً این گونه آموزش با نوعی مقاومت روانی کودک روبه رو می شود و اگر اصول تربیتی کودک و بهره گیری از بهترین و صحیح ترین شیوه ارتباط با او رعایت نشود، نتیجه معکوس خواهد داد.


ب) آموزش غیرمستقیم که از طریق رفتار و عمل کرد اعضای خانواده بدون استفاده از آموزش های گفتاری انجام می شود و بیش تر شکل امر و نهی و موعظه را به خود می گیرد. معمولاً مادرانی که دغدغه حجاب و عفاف دارند و در برخورد با نامحرم، رفتار عفیفانه از خود نشان می دهند و این حالت در وجود آن ها نهادینه شده است، در عمل و به طور غیرمستقیم به نهادینه سازی باور حجاب و عفاف در فرزند خویش پرداخته اند. استفاده از برخی برنامه های رسانه ملی و لوح های فشرده آموزنده، از مصداق های آموزش غیرمستقیم به شمار می رود. هم چنین کتاب هایی که با توجه به اصول ویژه ادبیات کودک نوشته شده اند، به طور غیرمستقیم، حجاب و عفاف را مطرح کرده اند.


پس از خانواده، مدرسه، عهده دار نهادینه سازی باورهای دینی و فرهنگ حجاب و عفاف خواهد بود. استفاده از ابزارهای آموزشی مؤثر و مورد علاقه دانش آموز و اصلاح متن های آموزشی و قرار دادن متنی جذاب و شیرین به تناسب نیازهای کودک، در کتاب های درسی، از جمله برنامه های آموزشی در این بخش است.نهادینه سازی باور و فرهنگ دینی در حوزه سوم یعنی جامعه نیز جایگاه مهمی دارد. چنان که گفتیم، خانواده و آموزش و پرورش به طور خاص، در پرورش کودکان در این مرحله، نقشی مؤثر و مفیدتر دارند. برای نوجوانان و جوانانی که مرحله کودکی را پشت سر نهاده اند، با توجه به ادبیات نوجوان و جوان و نیازهای ویژه آن ها و نیز شناخت ویژگی های مربوط به این دوره سنی می توان برنامه ریزی کرد. فرهنگ سراها، نهادهای فرهنگی و سازمان های دانش گاهی در نهادینه سازی باورهای دینی جوانان نقش دارند، ولی از آن جا که شخصیت و ساختار فکری جوان تا حدودی شکل گرفته است، کاری بس بزرگ و دشوار خواهد بود و نیازمند مطالعه و پژوهش کارشناسانه است.


اثبات حجاب به عنوان اصل ضروری دین، هدف ها و برنامه های تربیتی حجاب و عفاف، فلسفه شارع مقدس در تشریع حجاب و عفاف، آثار و فایده های فردی و اجتماعی آن، از مقوله های مطرح در این مرحله است که باید متناسب با ادبیات روز کودک، نوجوان و جوان آموزش داده شود.


2. گسترش (ترویج)
گسترش و رواج دادن مفاهیم فرهنگی در سطحی گسترده را گویند. تفاوت مرحله گسترش فرهنگ حجاب و عفاف با مرحله اول، در گستردگی قلمرو و دامنه آن، توجه و دقت در امور مربوط به ظاهر و حفظ شعایر و ابلاغ احکام و شاخه های یک فرهنگ است. در این مرحله نیز به نوعی نهادینه سازی باورها صورت می گیرد، ولی این مرحله معمولاً پس از تحکیم پایه ها و اصول فکری خواهد بود و جنبه یادآوری و توسعه نسبت به باورهای نهادینه شده افراد را دارد.


تبیین بهترین نوع پوشش و رفتار اجتماعی، تعیین حریم ارتباط با نامحرم و معرفی الگوی جامع حجاب و عفاف در سطح گسترده، از مصداق های گسترش به شمار می آیند. فاصله میان دو مرحله به اندازه ای کوتاه است که گاه تصور می شود دو بخش از یک مرحله هستند، ولی در بخش راه کارها، تفاوت های ظریف این دو مرحله مشخص خواهد شد. معمولاً مرحله نهادینه سازی نسبت به مرحله گسترش، نیازمند زمان بیش تری خواهد بود و آرام آرام می توان فرهنگ اصیل دینی را نهادینه کرد.


3. حفظ و نگه داری (تحفیظ)
مرحله سوم فرهنگ سازی، حفظ و پاس داشت باورهای دینی نهادینه شده و گسترش یافته در جامعه است. در این مرحله، با تنظیم و ابلاغ قانون ها و آیین نامه هایی به اداره ها و مؤسسه های دولتی و غیردولتی، می توان فرهنگ پدیدآمده را که نمود بیرونی هم دارد، پاس داشت. در این مرحله، وارد شدن برخی نهادها مانند نیروی انتظامی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر و مؤسسه های ویژه مربوط به پاس داری از شاخص های فرهنگی به عرصه عمل ضروری است.

ابزارها و شیوه های فرهنگ سازی
شناخت ابزارهای مناسب و شیوه ها و قالب های مؤثر و کارآمد، از گام های نخست برای نهادینه سازی و گسترش باورهای دینی است. تحلیل ابزاری و روشی، فرصتی برای فرهنگ سازان ایجاد می کند تا در زمان کوتاه تری با استفاده از ابزارهای مناسب و شیوه های مؤثر به هدف های خود برسند.وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها، ابزار مهمی برای عرضه و انتقال پیام های فرهنگی به مخاطبان در سطح گسترده است. آشنایی با انواع رسانه ها و استفاده بهینه از کارآیی ها و بهره وری درست از همه امکانات این ابزار، فرهنگ سازی را روش مندتر می کند و به روند آن سرعت می بخشد.به کارگیری جدیدترین یافته های علمی روز در عرصه فن آوری اطلاعات و ریزفن آوری (نانو تکنولوژی) نیز ابزار دیگری برای نهادینه سازی باورهای دینی است. هم چنین به یاری ابزار آموزشی و کمک آموزشی می توان به اهداف فرهنگی مورد نظر نزدیک شد. متن های آموزشی، پژوهشی و جهت دهی به موضوع ها و برگزاری نشست های متناسب با سطح تحصیلی افراد نیز جزو ابزار کمک آموزشی است.


هنر به عنوان قالبی جهانی که فراتر از زبان ها و ملیت هاست، یکی دیگر از بهترین شیوه های فرهنگ سازی در عرصه های ملی و بین المللی است. پیام هایی که از طریق هنر متعهد بیان شوند، به علت بهره گیری از نیروهای درونی افراد و برآوردن حس زیبایی شناسانه انسانی، بسیار ماندنی و عمیق تر خواهند بود. گفتنی است که هنر تصویری از دیگر هنرهای اثرگذار است.هم چنین مرکزهای اعزام مبلّغ و متولیان فرهنگ دینی در نهادینه سازی فرهنگ حجاب، نقش مهمی دارند و آشنایی مبلّغان و مروجان فرهنگ دینی با شیوه های تبلیغی جدید، بسیار کارآمد است. تبلیغ از طریق ارتباط چهره به چهره و مستقیم نیز بسیار مؤثر است. البته با بهره مندی از فن آوری روز و شبکه اینترنت و ایجاد پایگاه های شخصی برای مبلّغان می توان این نوع تبلیغ را در فضای گسترده تری انجام داد و از زمان، بیش تر سود جست.
 

نقش ها و وظایف دولت اسلامی در فرهنگ سازی دینی
نهادینه سازی، گسترش و حفظ فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه اسلامی، نیازمند حرکتی گروهی، پویا، هدف مند و روش مند است. از این رو، تلاش همه جانبه نهادهای دولتی از یک سو و شهروندان از دیگر سو، همراه با تعامل، تفاهم و هم دلی سبب می شود که فرهنگ عفاف گسترش یابد.بدیهی است دخالت و نظارت سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه و حرکت مردمی و درخواست جدی و پی گیر آنان می تواند به تغییر وضع موجود و نزدیک شدن به وضع مطلوب بینجامد. از آن جا که نوشتار حاضر به محدوده و قلمرو مسئولیت ها و اختیارات دولت اسلامی می پردازد، بیش تر به وظایف قوه مجریه اشاره می کنیم، ولی به دیگر قوه ها نیز نظر داریم.حرکت اصولی و روش مند در نهادینه سازی، گسترش و حفظ فرهنگ حجاب و عفاف را به پنج مرحله می توان تقسیم کرد:


1. احساس ضرورت مردم برای ایجاد تحول در فرهنگ عمومی حجاب و عفاف؛
2. تلاش برای حل مسئله و گسترش اعتراض مردم به مسئولان و متولیان فرهنگ دینی؛
3. حرکت دولت و برنامه ریزی در چهار سطح: شناخت کارشناسانه موضوع، آسیب شناسی موضوع، بررسی راه های حل موضوع و ارائه راه حل های مناسب به مراجع صلاحیت دار قانونی مانند قوه مقننه (به صورت لوایح قانونی)؛
4. اجرای برنامه های تصویب شده از سوی قوه مقننه و برنامه ریزی درباره اهداف جزئی و اجرایی برای رسیدن به هدف کلی؛
5. تغییر وضع موجود و ایجاد وضعیت مطلوب در زمینه حجاب و عفاف، با بهره مندی از اختیارات دولت.


با توجه به پنج مرحله یادشده، نقش اساسی دولت اسلامی را در نهادینه سازی، گسترش و حفظ باورها می توان دریافت. مردم این حرکت را آغاز می کنند. سپس دولت وارد عمل می شود و پس از بررسی کارشناسانه، پیشنهادهایی به قوه مقننه می دهد و پس از تصویب مجلس، آن را اجرا می کند.با بررسی ماجرای «کشف حجاب» که حکومت پهلوی با به کارگیری همه نهادها و سازمان های دولتی و مردمی این حرکت ضدفرهنگی را در سال 1314 اجرا کرد، روند حرکت و برنامه ریزی مسئولان آن دوران را برای دست یابی به موقعیت یاد شده می توان به خوبی تحلیل کرد. گفتنی است به دلیل مخالفت های جامعه و برحق نبودن ایده کشف حجاب، عمر این حرکت ضدفرهنگی کوتاه بود. از این پدیده می توان چنین نتیجه گیری کرد که حجاب و ضرورت آن امری است که مردم ایران به حکم فطرت و عقل پذیرفته اند؛ زیرا اگر چنین نبود، مردم با کشف حجاب مخالفتی نمی کردند. وقتی با چنین واقعیت و موهبتی روبه روییم، بسیار خطا خواهد بود اگر با بدسلیقگی و رفتارهای افراطی و تفریطی، این موقعیت مناسب را از دست بدهیم. بی گمان، با تلاش آگاهانه، حجاب، در چنین جامعه ای نهادینه خواهد شد.

نتیجه گیری

حجاب در واقع هرگز مانعی جهت حضور زنان در اجتماع و کارکردن آنها نبوده و نخواهد بود. در ایران زنان محجبه در شهرها و روستاها در کنار مردان در مزارع و کارخانه ها و ادارات در حال فعالیت هستند و چون زن و مادر کانون اصلی مهر و عاطفه در جامعه ما هستند، همچنان قوام و محوریت خانواده نیز با آنهاست.حجاب مقوله ای فرهنگی است و راهکارهای فرهنگی می طلبد و برخورد با معضل بدحجابی در جامعه باید سنجیده و عالمانه باشد و از شعارها و کارهای غیرمعقول پرهیز کرد در خصوص حجاب و بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی لازمه کار، فرهنگ سازی است و در این راستا باید به آگاه سازی جوانان و نسل جوان پرداخت و به جای برخورد با معلول به علت ها توجه کرد و در برخورد با این ناهنجاری اجتماعی تا حد ممکن نباید از قوه قهریه استفاده کرد چون با نیروهای انتظامی و امنیتی نمی توان به مقابله با پدیده فرهنگی رفت.متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما فاصله بسیار دارد.

برای ترویج فرهنگ عفاف و رفع معضل بد حجابی، فرهنگ سازی بیشترین طرفدار را دارد؛ بنابراین باید کار فرهنگی کرد که صد البته پیشقراولان این حرکت، دستگاه های فرهنگی اند و سایر نهادهای اجتماعی هم در این مورد باید کمک کنند؛ از خانواده گرفته تا صدا و سیما. برنامه ریزی، تلاش و صبر راهگشاست و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی، یک اصل انکارناپذیر.در این میان وظیفه چند نهاد و دستگاه از بقیه سنگین تر است اما به نظر می رسد مهمترین نهاد در میان همه اینها، «نهاد مردم» است. در واقع ما باید مراقب باشیم و به خود و یکدیگر تذکر دهیم. به این ترتیب اولین جایی که باید حجاب نهادینه شود، خانواده است؛ به شرطی که دلیل پوشیده بودن را برای نونهال و نوجوانمان توضیح دهیم آن هم به زبان روز و با منطق قوی.


فرهنگ سازی در حوزه دین باید آگاهانه نهادینه شود. پیکره جامعه شامل فرد، خانواده و جامعه است. فرهنگ عفاف و حجاب، یکی از باورهای اصیل دینی است که در سه حیطه یادشده، با توجه به شناسایی مرزهای مفهومی حیا، عفاف و حجاب که جان مایه فرهنگ عفاف هستند و نیز ابزار و شیوه های نو و مؤثر و اطلاعات جامعه شناسی و روان شناختی به جامعه تزریق می شود.معمولاً فرهنگ سازی درست، در سه مرحله نهادینه سازی (تعمیق: عمق بخشیدن به سطح باورهای اجتماع)، گسترش (ترویج: گسترش باورهای موجود یا نهادینه شده) و حفظ و نگه داری (تحفیظ: حفظ باورهای نهادینه شده و ترویج یافته)، شکل می گیرد که در هر مرحله، با توجه به مسئولیت ها و اختیارات دولت اسلامی، نقش های گوناگونی برای آن تعریف می شود.

نشان دادن مضرات بدحجابی و مواهب حجاب و نمایاندن الگوهای جذاب در پوشش اسلامی، به ویژه از نوع برتر آن یعنی چادر که در قاموس شخصیت های آرمانی فیلم ها و سریال ها پدیدار می شود، بهترین راه ترویج و تبلیغ عفاف است چادر به عنوان یک حجاب آرمانی است که ارزش سیاسی بسیار بالایی دارد، یعنی غرب بی دلیل با چادر مقابله و مبارزه نمی کند، بلکه علت این است که غرب به این وسیله با یک اخلاق (اخلاق اسلامی) مبارزه می کند. غرب می داند که اگر نظام ارزشی مردم جهان تغییر کند، آنگاه ابزارهای مدیریت او بی تأثیر می شود و دیگر نمی تواند به استکبار خود ادامه دهد. به عبارت دیگر اگر وجدان بشر ارتقاء یابد و بر پایگاه دیگر مستقر شود، چگونه غرب می تواند مدیریت خود و استکبار خود را ادامه دهد؟ چون غرب که نمی تواند در آن صورت ( که وجدان بشر متوجه ارزشهای اسلامی شود) با دعوت به آخرت و دعوت به ایثار مدیریت خود را ادامه دهد.

منابع
1ـ عبد خدایی، محمدهادی، اخلاق پزشکی، تهران، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ اوّل 1371.
2ـ الطوسی، محمد بن الحسن، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، قم، دار الثقافه، چ اوّل، 1414.
3ـ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، لبنان، مؤسسه الوفاء، چ دوم، 1403.
4ـ الرازی، محمد بن زکریا، بهداشت روانی (الطب الروحانی)، ترجمه جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه الزهرا (س)، سازمان انجمن اولیا و مربیان، چ دوم، 1379.
5ـ فخر رازی، محمدباقر، التفسیر الکبیر، مفاتح الغیب، قم، بی تا.
6ـ نراقی، مهدی، جامع السعادات، مطبعه النجف، النجف الاشرف، چ دوم، 1382.
7ـ جوادی آملی، عبداللّه ، زن در آیینه جلال و جمال، اسراء، قم، چ دوم، 1418.
8ـ الاحسائی، ابن ابی جمهوری، عوالی الئالی، تحقیق سید المرعشی و شیخ مجتبی العراقی، قم، مطبعه سیدالشهدا، چ اوّل، 1403.
9ـ اللیثی الواسطی، علی بن محمد (م قرن 6)، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق حسین الحسنی البیرجندی، دار الحدیث، چ اوّل، 1376ش.
10ـ سیاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین، تهران، کتابفروشی اسلامی، نهم، بی تا.
11ـ الشیخ الکلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، چ چهارم، 1365.
12ـ الفراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق دکتر مهدی المخزومی و ابراهیم السامرایی، دار الحجره، چ دوم، 1409.
13ـ ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، چ اوّل، 1405.
14ـ الزبیدی، محمدمرتضی، تاج العروس، بیروت، مکتبة الحیاء، بی تا.
15ـ الراغب الاصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، چ اوّل، 1404.
16ـ الشریف الرضی، مجازات النبویه، تحقیق طه محمد الزینی، قم، مکتبه بصیرتی، بی تا.
17ـ عادل، محمود، مجمع البحرین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ دوم، 1408.
18ـ ابن الاثیر، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق طاهر احمدالزادی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چ چهارم، 1364.
19- نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، ترجمه: مجتبوی، چاپ سوم، تهران، حکمت، 1372.


ضرورت فرهنگسازی برای ترویج پوشش اسلامی – ایرانی
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/05/25

http://www.aviny.com/News/90/05/27/HIJAB700.jpg

كليه دستورات دين مبين اسلام داراي حكمت است و عمل به اين دستورات تضميني براي سعادت انسان مي باشد. واجبات بايد هايي است كه سلامت جسم،‌ جان ،‌ روح و روان را براي انسان به همراه دارد و حجاب يك واجب شرعي است كه ضمن حفظ گوهر وجودي فرد جامعه را ايمن مي سازد. حجاب سنگر سعادت و پیروزی و رستگاری زنان جامعه است، که اگر این سنگر آسیب ببیند و یا فرو بریزد، ‏عوامل سعادت و شرافت آنها فرو می‌ریزد. لزوم پوشیدگی زن در برابر نامحرمان یکی از مسائل مهم اسلامی ‏است.و البته گران بهایی زن از منظر اسلام به این است که عفاف و پاکدامنی و حفظ حجاب را سرلوحه کار خود قرار دهد تا بنیان خانواده مستحکم شود.واجب بودن حجاب برای زنان از ضروریات دین مبین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است.استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شكل چادر مشكی، به دلیل سادگی و ایجاد یكدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‎تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در كاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این ‎كه خود چادر مشكی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشكی نیز مشاهده می‎گردد، به گونه‎ای كه برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشكی متین و باوقار، به چادرهای مشكی، توری، نازك و دارای طرح‎های جِلف و سبك كه با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‎آورند.

حجاب بهترین زینت دختران و بانوان جامعه اسلامی است رعایت حجاب و به سر داشتن چادر نشانه قداست و احترام گذاشتن به ارزش‌های جامعه و مکتب دین اسلام است. فلسفه قرار دادن حجاب در اسلام، عظمت بخشیدن به گوهر وجودی زن است، پوشیده شدن زنان از چشم طمع برخی افراد هوس‌ران منوط به ورود اسلام به جامعه بشری و نزول آیه حفظ حجاب زنان پیامبر نیست و قبل از اسلام نیز رسم بر این بوده که زنان اشراف و بزرگ‌زادگان از دیدگان سایر افراد و برده‌های‌شان دور نگه داشته شده و اغلب با حفظ حجاب از بقیه زنان تمییز داده می‎‌شدند.  متأسفانه به دلیل عدم آگاهی برخی افراد از فلسفه حجاب، این افراد از ارزش و شأن زنان محجبه بی‎اطلاع بوده و احترام چندانی برای آن‎ها قایل نیستند، اما این موضوع دلیل بر این نیست که از ارزش ذاتی حجاب کاسته شده و به ورطه کمرنگی کشیده شود.  از دید جامعه ‎شناسان، بدحجابی در طول زمان طولانی آثار و عواقب منفی زیادی بر روحیه شخص می‎گذرد که گوشه‎ گیری، کاهش اعتماد به نفس و اختلالات شخصیتی، از جمله این موارد است و فردی که به دلیل ظاهر ناهنجار خود مورد سوء استفاده جنسی، روحی و شکست‎های پی در پی عاطفی قرار گرفته، با مرور زمان از عزت نفس‌اش کاسته شده و در درون خود احساس حقارت می‏‌کند، بنابراین زنان با حفظ پوشش مناسب می‏‌توانند خود را از چشمان ناپاک و بلایایی که متعاقب بدحجابی دامن‌گیرشان می‎شود، حفظ کنند. احساس خودباوری در زنانی که با پوشش مناسب در جامعه ظاهر می‌شوند به مرور زمان در وجودشان ریشه دوانیده و زمینه را برای فعالیت بیشتر آنان فراهم می‎کند، به گونه‎ای که سایر افراد جامعه به دنبال کشف گوهر شخصیتی این افراد و بهره‎مندی از آن خواهند بود. متاسفانه زنان بدحجاب، با خودآرایی و توسل به راه‎‏های مختلف در پی جلب توجه دیگران هستند و چون با از دست دادن نعمت جوانی و طراوت از میزان زیبایی این افراد کاسته می‌‎شود، در بسیاری از آن‏ها مشاهده شده که دچار افسردگی شده‎اند و بعضاً دست به خودکشی زده‎‏اند.


پوشش زنان به یکی از مهمترین مولفه‌های شناخت جوامع در حوزه‌های فرهنگ، سیاست و جامعه شناسی تبدیل شده است.  دشمن برای جدایی زنان از حجاب و عفاف سالها برنامه ریزی کرده است دشمن از طریق تبلیغات به صورت نرم، تهاجمی و آرام و خاموش در صدد جدایی زنان از حجاب و عفاف است. هجمه فرهنگی پروسه‌ای تدریجی است، بدون سیگنال‌های هشدار دهنده که در آن از غفلت جامعه هدف استفاده می‌شود. دشمن حساب شده در حال برنامه ریزی است و ما ناخودآگاه به سمت این برنامه ریزی پیش می‌رویم. دشمن از طریق ایجاد شک و شبهه در زمینه‌های اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، حُبها را تبدیل به بغضها می کند دشمن می خواهد این مفهوم را القا کند که حجاب با روحیه انسان متمدن سازگار نیست.


حجاب رابطه بین حفظ حجاب و مصون از اذیت ماندن است. راد از حجاب اسلامی پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار از قبیل نحوه پوشش، نگاه، راه رفتن و حرف‌زدن است در تعالیم اسلامی مفهوم واژه عفت بر کنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال دلالت می‌کند. منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، اما منع و بازداری در عفت به باطن و درون است، چرا که عفت یک حالت درونی است. رعایت عفاف در پوشش عامل مهمی در استحکام خانواده، آرامش روانی، سلامت و امنیت اجتماعی است. رعایت حجاب و عفاف بر هر مرد و زن مسلمان واجب و ضروری است. امروزه با توجه به خطرات رعایت نکردن عفاف در پوشش و رویکرد جهان امروز به نام آزادی، انحراف فکرها و ذهن‌ها و ترویج بی‌بند و باری‌ها باید بیش از گذشته اهمیت و ضرورت رعایت حجاب و عفاف در جامعه تبیین شود رعایت عفاف در پوشش ،نخستین سنگ‌ بنای ارتباطات است، رعایت عفاف در پوشش عامل مهمی در استحکام خانواده، آرامش روانی، سلامت و امنیت اجتماعی است و عدم رعایت این مسئله خطرات و لطمات جبران‌ناپذیری را به پیکر جامعه وارد می‌کند. بی‌عفتی و بی‌حجابی در جامعه سقوط شخصیت انسان و تزلزل بنیان خانواده را در پی خواهد داشت. امروز یکی از کلیدی‌ترین مباحثی که هدف جنگ نرم قرار گرفته است، خانواده با محوریت زن است و دشمن با از بین بردن عفت و حیا در زنان می‌خواهد به اهداف شوم خود که آن بی‌ثباتی جامعه است، برسد. رسالت زن با حفظ حیا و عفت و ارزش واقعی زن محقق خواهد شد و در این هنگام است که مقاومت و ایستادگی برابر انواع حملات فرهنگی دشمنان معنای واقعی می‌یابد. هدف نهایی غرب و دشمنان تخریب‌ ارزش‌ها و جایگزین سازی ضد ارزش‌ها در جامعه است، بنابراین باید برای سرکوبی و شکست اهداف شوم دشمنان در حفظ ارزش‌های اصیل اسلام از جمله عفاف و حجاب هوشمندانه و با بصیرت عمل کنیم.

مسئله حجاب از این جهت که بیشتر زنان را مخاطب قرار می‌دهد نیمی از جامعه را در برمی‌گیرد و از طرفی با توجه به اینکه در تنظیم ارتباط بین مرد و زن نیز نقش دارد همه آحاد جامعه را در بر‌گرفته و در جامعه‌ی اسلامی رعایت آن برای زنان ارزش‌آفرین است. حجاب آرامش خانواده را تضمین و در نهایت ثبات جامعه را افزایش می‌دهد.  طرح حجاب برای زن نگاه عمیق اسلام را نسبت به زن نشان داده و توجه ویژه‌ی این دین الهی نسبت به این مهم، سلامت حضور زن در جامعه را هدف قرار داده است. عدم رعایت پوشش مناسب و جلب توجه برخی از بانوان، زمینه قیاس بین زنان در جامعه از سوی مردان را فراهم می‌کند؛ قیاس نابجایی که توقعات نابجایی را از همسران به دنبال داشته و در نهایت بنیان خانواده را متزلزل می‌کند. بی‌توجهی به حجاب فروپاشی نظام خانواده، تزلزل در جوانان و رشد فساد اخلاقی در جامعه را به همراه دارد. اگر زنان به درستی و با پوشش کامل در جامعه وارد شوند زمینه این آسیب‌ها فراهم نخواهد شد.

http://qafi.ir/wp-content/uploads/2013/12/h21.jpg

 بسياري از مشكلات امروز جامعه ايران ناشي از تحميل فرهنگ غرب مي باشد دشمن امروز چيزي را كه با جنگ و حمله مسلحانه نتوانست به دست بياورد به راحتي با گذاشتن ديش ماهواره بر پشت بام خانه ها و وارد نمودن بي بند و باري به كانون خانواده ها به دست آورده است  بايد هشيارانه دسيسه هاي دشمن را شناسايي كرده و با جديت به مقابله با آن پرداخت چراكه هر گونه غفلت در اين زمينه نابودي خانواده ها و از دست دادن نسل آينده ساز كشور را در بر خواهد داشت.امروز دشمن حجاب بانوان را نشانه قرار داده تا دختران و مادران ما را از فرهنگ اسلام دور کند. فرد بی‌حجاب در جامعه کنونی همچون رزمنده بدون سلاح در میدان نبرد است؛ زیرا که پوشش و حجاب سبب مصون ماندن فرد و جامعه از دسیسه‌های دشمن بیگانه است. حفظ حجاب نوعی مقاومت و جهاد در تهاجم فرهنگی غرب در جامعه کنونی است. دختران ما هدیه‌ای از طرف خداوند هستند و عفت و پاکدامنی آنان، موفقیت و سعادت کل جامعه را در آینده به دنبال دارد.بانوان نقش بسزایی در جامعه اسلامی دارند و در عرصه‌های مختلف حضور فعال داشته‌اند. حضور بانوان با حفظ حجاب و عفت می‌تواند در اجتماع مؤثرتر و مفیدتر بوده و نقش سازنده‌ای برای جامعه خود داشته باشد.

در سند چشم‌انداز کشور و برنامه‌های پنج ساله ۱۴ محور فعالیت زنان شامل تعالی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان مورد تاکید قرار گرفته که یکی از این شاخص‌های جدی توجه به بحث عفاف و حجاب است.مهم‌ترين و كليدي‌ترين مسئله تحقق سبك زندگي اسلامي اصلاح امور تعليم و تربيت در جامعه و به‌ويژه در نهاد آموزشي مانند آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها است. تنوع در پوشش يکي از عواملي است که منجر به ايجاد بدحجابي شده است تنوع پوشش حاصل از شرايطي است که در کل نظام فرهنگي رخ داده و بخشي از آن طبيعي است.  الگوهاي رفتاري، ناشي از الگوهاي توسعه‌اي هستند که بايد از سطح فردي به ملي انتقال پيدا کنند و اين بدون کار ساختاري و زيربنايي امکان پذر نيست. بايد در مبحث عفاف و حجاب به اين نکته رسيد که حجاب ارتباط مستقیمی با سلامت و کرامت انسان دارد. نبايد افراط و تفريط در اين خصوص داشت بايد حدود انساني را رعايت کنيم و آن را به شرايطي تبديل نکنيم که کرامت انساني را زير پا گذارد. بايد تلاش داشت تا رفتاري سيستمي را در خصوص حجاب تبيين کرده تا اين رفتار در جامعه انجام شود و کساني که از حق خود استفاده نمي‌کنند و واقف بر وظايف خود نيستند متوجه اشتباه خود شوند.

افراد با حجاب و عفیف باید به عنوان سفیر و قاصد توسعه فرهنگ ارزشی در جامعه بوده و رعایت حجاب اسلامی را متذکر شوند ما اگر بتوانیم با اخلاق، رفتار و رعایت الگوی اسلامی حتی برای یک نفر تاثیرگذار باشیم در حقیقت وظیفه شرعی، عرفی و دینی خود را در این مباحث به انجام رسانده‌ایم. ما برای کاستن از تبعات منفی بدحجابی و بی‌حجابی باید روی این مسئله متمرکز شویم که چه الگویی برای زنان به ویژه دختران نوجوان خود ارائه کرده‌ایم و چقدر توانسته‌ایم در این تاثیرگذاری نقش‌آفرینی کنیم. اگر در این سال‌ها زنان الگویی از صدر اسلام تاکنون را به جامعه خود با اشکال مختلف مستقیم و غیرمستقیم معرفی می‌کردیم امروز گرفتار برخی انحرافات نمی‌شدیم و در این زمینه نیز دنبال راه چاره نیز نبودیم. اگر امروز می‌بینیم که نوجوانان و جوانان ما به پوشیدن لباس‌هایی با تصاویر و عکس‌های هنرمندان و ورزشکاران غربی و غیر وطنی گرایش پیدا کرده‌اند به دلیل همین ضعف الگودهی مناسب بوده است. ما به جای آنکه بخواهیم مدام از الگوهای غربی سخن به میان بیاوریم و به تبلیغ آنها اهتمام داشته باشیم بهتر است بزرگان دین خودمان را و شایستگان جامعه را به عنوان الگو معرفی کنیم تا در این زمینه حرکت‌های اصلاحی نیز به ترتیب انجام شود.

نوع پوشش بخصوص برای خانم ها مساله ای است که در فرهنگ کشورمان بسیار اهمیت داشته و دارد اما به نظر می رسد که چندی است با بی توجهی به این مساله، فرهنگ اصیل ایرانی در زمینه پوشش دستخوش تغییرات ناخوشایند شده است. پوشش نامناسب برخی از دختران و پسران که به دنبال تبلیغات غربی در کشور مرسوم شده است، آسیب هایی را در جامعه هم برای افراد بدپوشش و هم دیگر افراد جامعه بوجود آورده استجریانات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نمی‌توان از یکدیگر تفکیک کرد و نمی‌توان تفکر ایرانی درزمینه پوشش را در سیاست نفی کرده و در حوزه فرهنگ قصد ترویج این طرز تفکر را داشته باشیم. ما ایرانی بودن را به اندازه اسلامی بودن نه تنها تقویت نکرده‌ایم و گاه به مبارزه با آن پرداخته‌ایم. حتی برخی جریان‌ها در دفاع مقدس تلاش می‌کردند دفاع از میهن را فقط با دفاع از اسلام تلفیق کنند، این در حالیست که برخی از افراد غیرمسلمان کشورمان در جبهه‌های حق علیه باطل به دفاع از کشور خود پرداختند و به درجه رفیع شهادت رسیدند.پوشش چادر تضمین کننده سلامت زن در جامعه است.

ما باید با ترویج استفاده از چادر اسلامی سلامت را دوباره به بانوان کشور بازگردانیم.  بدون رعایت حجاب و متانت و بدون برخورداری از پوشش اسلامی کرامت زن در جامعه زیر سووال می‌رود.  چادر می‌تواند زن را از تمام خطرهای موجود در جامعه مصون نگه دارد.  موضوع حجاب باید به عنوان فعالیت فرهنگی در جامعه نهادینه شود.  در صورت تلقی مساله حجاب به عنوان یک اقدام فرهنگی، می‌توان حجاب و استفاده از چادر مشکی را در جامعه ترویج داد. پوشش اسلامی در قالب استفاده از چادر مشکی ما را به سمت گرایش به فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی هدایت خواهد کرد.با توجه به آن‌که کار فرهنگی زمان بر است نباید در مدت کوتاهی انتظار استقبال زیاد مردم از پوشاک مبتتی بر ارزش‌های اسلامی ایرانی را داشته باشیم و در صورت استمرار این امر می توانیم به نتایج لازم دست یابیم. بخش‌های اقتصادی، تبلیغاتی و رسانه‌ای می توانند نقش زیادی در این زمینه ایفا کنند. با توجه به مردم‌نهاد بودن سمن‌ها،آن‌ها می‌توانند سهم زیادی در ترویج پوشش مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و ایرانی را داشته باشند. در این شرایط تنها نباید از دولت در این زمینه توقع داشت.

رسانه‌ها باید شروع به فرهنگ‌سازی درباره لباس ایرانی کنند؛ البته نباید این کار بدون نگاه به اسلام انجام شود. فرهنگ‌سازی در زمینه پوشش ایرانی – اسلامی باید حوزه‌های مختلف از جمله جامعه‌شناسی، روانشناسی و مردم‌شناسی را دربرگیرد و ارتباط منطقی بین این حوزه‌ها برقرار شود. بسیاری از لباس‌های بومی و منطقه‌ای ما زیباترین حجاب‌های امروز هستند، اما متاسفانه ناشناخته مانده‌اند از سوی دیگر اکنون بیشتر مظاهر زندگی ایرانیان از معماری گرفته تا خودروهای لوکس خارجی، غذا و پوشش، سنخیتی با هویت ایرانی ما ‌ ندارد.

 آیا طرز لباس پوشیدن باعث پیشرفت می شود؟ رابطه لباس و فرهنگ آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی را از سبک لباس پوشیدنشان تشخیص می دهیم و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید : من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم کمی به لباس ایرانیاناز جمله روستائیان عشایر و طوایف مختلف آنها از جمله کردها ، لرها ، بختیاری ها و قشقائی ها و علی الخصوص لباس زنان آنان دقت کنید لباس هایی که کاملا دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند با کمی دقت در نوع لباس این افراد می فهمیم که یک نقطه اشتراک در تمام این لباس ها به چشم می خورد و  آن هم بلند بودن و گشاد بودن و در اکثر جاها ساده بودن است . حتی اگر به پوشش مردم ایران و خیلی از کشورها قبل از ورود اسلام هم بنگریم می بینیم که لباس های آنان بلند و گشاد بوده است حال نگاهی می اندازیم به کشورهای اروپایی و آمریکایی و نوع لباس آنان به نظر شما چه می بینیم ؟ نقطه اشتراک در لباس این جوامع چیست؟ تنگ و چسبان و کوتاه بودن مثل جوراب کوتاه ، مانتوی کوتاه ، روسری کوتاه ، شال کوتاه ، شلوار کوتاه ، بلوز کوتاه و ... براستی علت چیست ؟ چرا کشورهایی که که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته اند نقطه اشتراکشان تنگی و کوتاهی است ؟ از خیلی از این افراد که این سوال پرسیده می شود می گویند : همانطور که غرب پیشتاز در پیشرفت و تکنولوژی هست در این مورد هم غرب پیشتاز بوده و کشورهایی که لباس بلند و گشاد می پوشند از فرهنگ و تکنولوژی هم عقب مانده اند . آیا این سخن درست است که شرقیانی که لباس بلند و گشاد تولید می کنند نمی توانند لباس تنگ و کوتاه تولید کنند؟ آیا این کار سخت تر است ؟ آیا فکرشان نمی رسد ؟ آیا این درست است که تنگی و کوتاهی را نشانه پیشرفت و تکنولوژی دانست ؟ علت را باید در جای دیگر بررسی کرد.

رعایت حجاب و عفاف به عنوان یکی از ارزش های اصیل اسلامی در جامعه مطرح است و با شناخت حقوق در بحث حجاب و عفاف می توان به درستی آن را در جامعه نهادینه کرد. در حوزه حجاب و عفاف نباید سطحی نگری عمل کرد و کارها نباید سلیقه ای انجام شود بلکه با ترویج برنامه های فرهنگی در این زمینه می توان به گونه ای اقدام کرد که جوانان و فرزندان ما به این باور برسند که حجاب مصونیت است نه محدودیت. با توجه به نام گذاری مقام معظم رهبری به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی، مسئولیت مدیران دو چندان شده است، زیرا دو ویژگی این شعار یعنی عزم ملی و مدیریت جهادی ما را موظف می کند که با تمام توان به میدان بیاییم تا فرهنگ حجاب و عفاف اسلامی در فضای جامعه نهادینه شود.

متاسفانه در نظام اسلامي حجاب و پوشش اسلامي رخت بربسته كه بايد دولت با يك مديريت فرهنگي درست اين مسئله مهم را اصلاح كنند. اگر نتوانيم الگو و نماد سازي در خصوص حجاب داشته باشيم نمي‌توانيم ارزش‌ها را تبين کنيم و آنها به صورت حدود در نخواهند آمد. بايد تلاش شود تا اخلاقيات بر جامعه حاکم شود و ارزش هاي ديني از حوزه نظري به حوزه عمل وارد شوند. ريزش برخي عقايد موجب تغيير در جهان بيني مي‌شود و ايجاد مشکل مي‌کند و هنجاري بر اساس باورهاي جدي ايجاد مي‌شود که اين پيامدهايي براي ما دارد.  ما براي حل مسائل ديني خود بايد به دنبال فرايندها و مکانيزم هايي باشيم که شرايط را تغيير دهد و بايد ميان ارزش‌هاي ديني و ساختارها در کشور تناسبي ايجاد شود.  پيشگيري در همه جا برتر از درمان است پس بهتر است با ايجاد مصونيت فرهنگي و ساختاري مشکلات را از ابتدا حل کنيم.

مسأله حجاب در کشور نیازمند عزم ملی است به این معنا که در تکایا، مساجد و در اماکن عمومی باید توجه بیشتری در ترغیب و تشویق ارزش‏ها و برکات و بصیرت بخشی در زمینه عفاف و حجاب صورت بگیرد. زمینه را باید برای دختران نوجوانی که در آستانه بلوغ قرار گرفته‏ اند و رعایت حجاب و عفاف را از همان دوران اولیه زندگی رعایت می‏کنند فراهم کرد، تا نقش خوبی از حجاب در ذهن آنها پدیدار شود و در بزرگسالی بتوانند با معظل بدحجابی در درون خود مقابله کنند. در بیشتر فضاهای جامعه از جمله مجامع هنری و ادبیاتی می‏توان ارتباط با مخاطبان در زمینه حجاب، برقرار و این مسأله مهم را در قالب فیلم و انیمیشن ارائه کرد.  در متون آموزشی و در مباحث آموزشی در کشور، بین دانش ‏آموزان ودانشجویان جایگاه عفاف به زیبایی بیان شود و در مباحث کارگاهی و نمایشگاهی آثار سوء بدحجابی و برکات و اثر مثبت به این امر مهم پرداخته شود.  هرچه رویکرد به حجاب در کشور پر رنگ شود قطعا مباحث بنیان خانواده مستحکم‏تر خواهد شد و گسترش بدحجابی، جامعه را با آثار مخربی روبه رو می‌کند.


کم حجاب ها پرچم داران «شبیخون فرهنگی» هستند
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/04/02

حجاب در لغت به معنای مانع، پوشش، پرده و ستر آمده است و حجاب درون، آن چیزی است که بین قلب و سایر اعضاء فاصله افکنده و حجب به معنای جلوگیری از ورود است. برخی معتقد هستند حجاب، مصدر است و به معنای حائل شدن میان دو چیز اطلاق می‌شود و همچنین به معنای پرده، فاصل، مانع و حاجز است.در ادبیات عرفی غالباً بسیاری از افراد مفهوم عفاف و حجاب را دو مفهوم مترادف فرض می‌‌کنند که هر دو بر پوشیده بودن دلالت می‌کند در حالی که عفاف و حجاب مترادف نیستند. عفاف ایجاد حالتی در نفس است که مانع از غلبه شهرت می شود. این مفهوم عام دارای سه رتبه است که ایجاد هر یک موکول به تحقق دیگری است و عبارتند از: عفت فکر، عفت اعضاء و جوارح، عفت قلب در واقع عفت حالتی است که درون انسان‌ها شکل می‌گیرد و حجاب نمود بیرونی آن است.

عفاف اعم از حجاب است و در نگاه دین، عفاف از باب حاکمیت در روابط بین دو جنس دارای مصادیقی است که به شرح ذیل قابل تبیین است.نخستین مصداق عفاف، حجاب یا پوششی است که قرآن کریم در آیات شریفه ۳۱ و ۶۰ سوره مبارکه نور و آیات شریفه ۵۳، ۵۵، ۵۹ سوره مبارکه احزاب به آن پرداخته است که عملاً تبیین فرموده که زنان روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشیده شود.در معنای خمار که جمع آن خُمُر می‌شود، آماده است، خمر و خمار به معنای ستر و پوشش است، شراب را خمر می‌گویند زیرا حواس ظاهری و باطنی را می‌پوشاند به روسری زنان خمار گویند زیرا به وسیله آن سر و سینه پوشیده می‌شود؛ تا قبل از نزول آیه، زنان روسری‌ها را به پوش گوش انداخته و پشت سرشان گره می‌زدند و در نتیجه گردن و بالای سینه آنها آشکار می‌شد.

در آیه شریفه ۵۹ سوره مبارکه احزاب خداوند می‌فرماید:" ای پیامبر به همسر و دختر است و زنان مومن بگو جلبابهایشان را به خود فرو افکنند". جلباب یعنی چارقد بزرگتر از مقتنه یا روسری کوچک و از عبا کوچکتر که زن بوسیله آن سروسینه خود را می‌پوشاند.نگاه کردن که دومین مصداق عفاف است که خطاب به مرد و زن مسلمان است. در آیات شریفه ۳۰ و ۳۱ سوره مبارکه نور که صراحتاً می‌فرمایند:" به زنان و مردان مومنی بگو نگاهشان را فرو اندازند و به نامحرم نگاه نکنند".

حرف زدن محور بعدی در راه تحقق عفاف، دقت در سخن گفتن است. در آیه شریفه ۳۲ سوره مبارکه احزاب آمده است در هنگام سخن گفتن با مردان صدای خود را نازک نکنید مبادا آنکه دلش بیمار(دارای هوا و هوس) است، به طمع بیفتد.راه رفتن که قرآن کریم در توصیه به زنان برای خودداری از آشکار‌سازی زینت پنهان خویش به هنگام راه رفتن، یکی دیگر از مظاهر عفت را مورد توصیه و تأکید قرار می‌دهد و در آیه شریفه ۳۱ سوره مبارکه نور آمده است و می‌گوید:" زنان مومن طوری پای خود را به زمین نزنند که زیور(خلخال) پنهان پاهایشان معلوم شود و عملاً نباید راه رفتن به گونه‌ای باشد که خُملِ عفت شود که در آیه شریفه ۲۵ سوره مبارکه قصص در ارتباط با دختر حضرت شعیب با حالتی باحیاء خاصری راه می‌رفت و به سراغ موسی(ع) آمد.

آرایش کردن آخرین مصداق عفاف است که قرآن مجید به آن اشاره کرده است. خودداری از آرایش به روش جاهلیت است. خداوند متعال در آیه شریفه ۳۳ سوره مبارکه احزاب می‌فرمایند:" زنان ایمان آورنده همانند گذشته و در زمان جاهلیت خود آرایی و خودنمایی نکنند. به هرحال حجاب به معنای پوشش اسلامی دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است.بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود.در خصوص حجاب چشم درآیه ۳۰ سوره مبارکه نور ، حجاب در گفتار درآیه ۳۲ سوره مبارکه احزاب، حجاب در رفتار در آیه ۲۱ سوره مبارکه نور و حجاب زنان سالمند در آیه ۶۰ سوره مبارکه نور مطالبی مطرح شده است.


حجاب قالب و ظاهر است، باطن آن عفت و حیاست که اصلی فرهنگی در تمام فرهنگ‌هاست، اما حجاب با توجه به شرایط فرهنگی مختلف متفاوت است. قرآن در مورد آیات سورۀ احزاب به زنان می‌گوید وقتی بیرون می‌آیید زنانگی‌تان را بروز ندهید، برانگیزاننده حرف نزنید. اگر این‌گونه باشید، اولین چیزی که مردان در شما می‌بینند زنانگی است و سایر توانمندی‌هایتان پنهان می‌شود. حجاب جزء دستورات دینی است و تردیدی دربارۀ آن نیست،  عفاف نوعی پرهیز و خودنگهداری است؛ معنای وسیعی دارد حتی تا سطح قلب هم پیش می رود و قلب را از وساوس و هرگونه تفکرات باطل و ناصواب محافظت می کند. عفت نگاه، عفت بیان، عفت شکم یعنی قوت و غذا و درآمد همه اینها در مفهوم عفاف جای می گیرد. عفاف دعوت به پاکی است. در بخش حجاب که باز مفهوم دیگری دارد، آن هم یک مفهوم اخلاقی و کاربردی است که بیشتر برای خانمها به کار می رود. اما لزوما هم برای خانمها نیست وقتی می گوییم پوشش برای مرد هم قوانین و وجوهی دارد. باید مردان هم حجاب را رعایت کنند. اگر بخواهیم نگاه جامعی از بیرون به عفاف و حجاب بیندازیم می تواند برون داد رفتاری باشد که مبتنی بر نظام بینشی است، یعنی نوع نگاه، نوع تفسیری که اشخاص نسبت به هستی و خدا و جامعه اشان دارند آن نگاه و بینش وقتی که منطقی باشد و درست تعریف شده باشد در بُعد عفت و حجاب خودنمایی می کند. وقتی درباره عفاف و حجاب صحبت می کنیم بلافاصله نباید به برون داد یا بُعد رفتاری برویم و آنجا متوقف شویم.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608039478107442172&pid=1.7

ذات جامعه و نظام داخلی کشور عفیف است و همه ی دختران و بانوان ممکن است به حجاب حداقلی بسنده کنند اما برهنه نیستند.حتی تعداد اندک کم حجاب ها و بدحجاب ها برای نظام مقدس اسلامی زیاد به شمار می رود،کم حجاب ها و بدحجاب ها پرچم داران شبیخون فرهنگی و مروجان فرهنگ های بیگانه اند چرا که اصل حجاب در کنه وجودی فرهنگ ایرانی-اسلامی نهفته است و بدحجابی با این فرهنگ غنی منافات دارد فلذا هر عمل فراگیر در جهت رفع معضل بدحجابی نیازمند ضمانت اجرایی قانونی است که عزم دولتی لازم دارد.

مسئله ی حجاب باید اساسی و زیربنایی در خانه و خانواده نهادینه بشود و اینکه می گویند حجاب یک مصونیت است به طور شفاف برای فرزندان تبیین گردد.برخی می گویند حجاب سختی دارد اما اگر از همان ابتدای کودکی فیزیولوژی بدن فرزند را با حجاب عجین کنیم دیگر سختی احساس نمی شود و باید فرزند و جوان ما نیز این را خوب درک کند که مسئله ی سلامت روانی او بسیار مهم تر از جسم و حتی مسائل اعتقادی و اخروی بالاتر از مسائل درنیوی اوست.وقتی شمار بسیاری از مردم دچار گناه یا مشکلی می­شوند، باید این نکته را در نظر گرفت که تنها راه مقابله و مبارزه با این مشکل، توصیه و نهی ­های مستقیم نیست، اگر چه راه نهی و توصیه­ ی مستقیم را هم نباید فراموش کرد و انکار نمود. ولی در کنار تبلیغ­های ساده و مستقیم، باید به پیچیدگی­های مخاطب هم نیم­ نگاهی انداخت و متناسب با علت گناه کردنش، با او صحبت کرد و هدایتش نمود.

بدحجابی نیز چنین است. نباید نحوه ­ی ترویج حجاب در جامعه به گونه ­ای باشد، که گویا همه­ ی دخترهای بدحجاب این مرز و بوم، از بدحجابی­شان کاملا خرسند و خوشنودند و با افتخار و احساس رضایت سرشار به بدحجابی­شان می­بالند. مگر همه ی جوان­های بی­ نماز چنین ­اند؟ مگر هر جوانی که عادت به نگاه با گناه دارد، با رضایت خاطر به کارش ادامه می­دهد و از خودش کاملا راضی است؟ پر روشن است که چنین نیست. بسیاری از دختران بدحجاب هم از بدحجابیشان راضی نیستند و به حال دختران باحجاب غبطه می­خورند. البته وجود گونه­های دیگر بدحجابی و بی­حجابی را هم انکار نمی­کنم. اما آن چه می­خواهم بگویم، این است که همان گونه که عوامل بدحجابی بسیار است و گناه دختران بدحجاب، به یک اندازه نیست، راه و روش و لهجه­ ی سخن درباره ­ی حجاب و توصیه به حفظ حجاب هم نباید یک جور باشد.

علت بسیاری از بدحجابی­ ها غریزه ­ی جلوه ­گری دختران است.بسیاری از دختران، به این علت بدحجاب هستند که می­ خواهند زیباییشان را به رخ بکشند. دختران از نمایاندن حُسنشان لذت می­برند، و از به دام انداختن دل جوانان کیف می­کنند. از طرف دیگر خداوند در آفرینش­شان هر چه ظرافت و زیبایی بود به کار انداخت و آنها را از همه­ ی مهارت­های دل­بری و عشوه ­گری بهره­ مند ساخت. در چنین شرایطی بدحجابی و هر آن چه که در جامعه می­بینی چندان دور از انتظار نخواهد بود. اینها صفاتی است که خداوند بر اساس حکمت خود در نهادِ دختران نهاد و هیچ راهی برای مبارزه با آنها قرار نداد.

دختران باحجاب چگونه با حجاب شدند؟

اما اینجا سؤالی به نظر می­رسد که شاید برای دختران بدحجاب به صورت جدی­ تر مطرح شده باشد، و آن این است که چطور می­شود یک دختر، به ویژه اگر دختر زیبارویی باشد، بدون آرایش و با حفظ کامل حجاب در جامعه حاضر می­شود؟ این دختر باحجاب چه روحیه و چه عالم مرموزی دارد که حتی با دور دیدن چشم اولیایش به حجابش دل بسته است؟

یکی از مهم­ترین فرق­ های دختران باحجاب، با دختران بدحجاب این است که دختران باحجاب، دختر­تر و در میل و گرایش­ های دخترانه نیرومندترند.چیزی که انسان را خراب، و برای گرفتار شدن در گناه، آماده می­کند، بی­ توجهی به کشش­ها و گرایش­های خود است. تا انسان به خواسته­ ها و میل­های خود توجه نکرد، در میل­های خود قناعت خواهد ورزید و رفته رفته زندگی­ اش به گناه خواهد کشید.ما می­دانیم که همه ­ی انسان­ها راحتی و آسایش را دوست دارند. برخی به همین دلیل، راحت­ طلب می­شوند و زندگی خود را به بیهودگی می­گذرانند. اما کسی که راحت­ طلب­ تر باشد و به فکر آسایش و آرامش عمیق­ تر و ماندگارتری است، به کار و تلاش و فعالیت مشغول خواهد شد.

داستان زیبایی ­دوستی دختران نیز همین است. هر چه یک دختر به زیبایی­اش بیشتر اهتمام بورزد، دست به کارهای بیشتر و سخت­ تری در راستای آرایش خود خواهد زد. او حتی حاضر است یک ساعت صورت خود را با ماسک زجر دهد تا به زیبایی طبیعی­ تر و ماندگارتری برسد. گاهی سالن آرایش به شکنجه ­گاه شبیه می­شود تا چند صباحی این دختر پوست بی­ مویی را تجربه کند. وبالأخره برخی دختران با پذیرش هزینه­ های کلان، حتی حاضر می­شوند بینی خود را عمل کنند و با همه­ ی درد و خطر آن بسازند. این همه کارهای زجرآور و گاه چندش­آور، به خاطر زیبایی­های چند روزه یا چند ساعته تحمل می­شود؛ یعنی زیبایی برای انسان­ها و به ویژه خانم­ها این­قدر مهم است.

خانم­های باحجاب هم درست همین روش را دنبال می­کنند. اما نگاهشان دقیق­ تر و کامل­تر است. اگر دختران بدحجاب آرزو دارند تا حدود چهل سالگی زیبا بمانند، دختران باحجاب، به فکر زیبایی جاوید هستند. آنها به فکر دل­بری از همه ­ی عالم و هستی هستند، نه چهار جوان خیابانی. در نگاه یک زن باحجاب، سراسر دنیا سالن آرایش است و حجاب، ماسک خوشایند و کم ­آزاری است که اثری چنین ماندگار و جاوید بر صورت زن به جای میگذارد.

http://ts3.mm.bing.net/th?id=HN.607986078785406996&pid=1.7

داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست

زنان و مردان جامعه باید در نگاه خود حیا داشته باشند چراکه ۸۰ درصد انحرافات به این موضوع وابسته است.یکی از آفت های بزرگ خودنمایی بانوان در اجتماع می باشد باتوجه به اینکه بیماردلانی در سطح جامعه ما هستند که باعث آلودگی می شوند نیز باید بانوان توجه داشته باشند تا خود را در معرض خودنمایی نگذارند و دچار آسیب نشوند.
عفاف و حجاب یکی از ضروریات دین است و اگر در آن موضوع خللی وارد شود فرد آسیب می بیند.  مهمترین آسیب های بی حجابی افرادی را تهدید می کند که ناقض مسئله حجاب هستند، بنابراین ما وظیفه داریم که مردم را با مسئله عفاف و حجاب آشنا کنیم و حلاوت حجاب را به مردم بچشانیم. آنهایی که در امر حجاب کوتاهی می کنند معاند با خداوند نیستند، بلکه از ضعف آگاهی رنج می برند که باید برای آگاهی بخشی به افراد ناآگاه تلاش زیادی شود. اگر حجاب در کودکی در بین افراد نهادینه شود، اثرات امنیت روانی و اجتماعی آن در بزرگسالی نیز برای جامعه ماندگار می شود

 داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست

 حجاب یک مصونیت است نه یک محدودیت، محدودیت هایی که در دین وجود دارد برای مصونیت است تا روح و روان جسم مان سالم بماند.حجاب و حیا در فطرت همه انسان ها وجود دارد و اصل حجاب در همه دنیا است.زن با وجود حجاب رویایی تر می شود، امروز زنان و دختران محجبه ما نباید دست از حجاب خود بردارند و باید در جامعه طوری رفتار کنند که مشوق دیگر بانوان جامعه شوند.داشتن حجاب فقط به پوشیدن لباس نیست بلکه باید در پوشیدن آن توجه بیشتری صورت گیرد.با توجه به بررسی های انجام شده عدم پوشش حجاب در جامعه یکی از علل جدی است که باعث تخریب خانواده شده است.علم پزشکی ثابت کرده است که برهنگی در بانوان باعث به هم ریختن زیبایی آنان می شود. اگر در گذشته آمار طلاق کمتر بوده به دلیل آن است که ما در سطح جامعه خود شاهد بی حجابی نبوده ایم.مردم جامعه ما باید بدانند که اگر بانوانی در اجتماع حجاب را رعایت نکرده است دلیل بر بی عفتی وی نخواهد بود.افرادی که خداوند نقش کمرنگی در زندگی آنها دارد، از حدود الهی تعرض می کنند و درگیر مد و تهاجم فرهنگی می شوند و کم کم حجاب برای آنها بی اهمیت می شود.  در حال حاضر در قلب اروپا نیز افرادی هستند که حاضر نیستند حجاب را از خود دور کنند، بنابراین ما باید تلاش کنیم به جای نشان دادن برهنگی غرب در بین افراد جامعه، حفظ حجاب این زنان را نمایش دهیم.در جامعه اسلامی افراد زیادی هستند که خداوند برای آنها زنده هستند و در همه حال خداوند را ناظر بر اعمال خود می دانند و همین سبب شده است تا به عنوان یک عامل درونی برای افراد باشد که به واسطه آن حفظ حجاب می کنند.

باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان، دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی ها و کتب بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما مسلمانان جلوگیری از آن واجب است و از آزادی های مخرب باید جلو گیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف، حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلو گیری نشود، همه مسئول هستند. مردم و جوانان اگر به یکی از امور مذکور برخورد کردند، به دستگاه های مربوطه رجوع کنند و اگر کوتاهی کنند، خودشان مکلف به جلو گیری هستند.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608032455851640676&pid=1.7

بند(م) وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)

 متاسفانه در سال های اخیر به موازات گسترش پدیده بی حجابی در جامعه، سکوت، بی برنامگی و انفعال متولیان فرهنگی و دستگاه‌های مربوطه را شاهد بوده ایم، اینک که این مسئله در کشور هیچ ارگان و نهاد و مسئولی را در مقابل خود نمی بیند، دشمنان کمین کرده جمهوری اسلامی، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در ترویج بی بندوباری در فضای دانشگاه دارند.

اندکی به عبارات زیر بیاندیشیم... .

*هرچادری که دور انداخته شود، افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می گشاید و پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امید های شعله ور شدن استعمار ۱۰ برابر می شود. (فرانتس فانون، جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی)

*باید زنان مسلمانان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید، با این بیان که چادر عادت است از خلفای عباسی و یک برنامه اسلامی نیست، پس از آنکه زنان را از چادر و عبا بیرون آوریم باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنجا بیافتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد. (مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی)

عبارات فوق نشان دهنده بخشی از اهداف پلید دشمنان اسلام برای ترویج فرهنگ بی حجابی در جوامع اسلامی است، دنیای غرب که خود در فساد و پلشتی غوطه ور است سعی می کند برای گمراه کردن افکار عمومی در پاسخ به برخی از دینداران جوامع خود، فرهنگ سخیف و بی پایه خود را به جوامع دیگر به خصوص دنیای اسلام پمپاژ کند.در این راستا جناح فرهنگی مومن به عنوان سربازان و افسران جنگ نرم، در شناسائی و تبیین راه کارهای روشن نگه داشتن چراغ عفاف و حجاب در جامعه باید از همه ظرفیت ها و امکانات موجود سخت افزاری و نرم افزاری نهایت بهره را ببرد.

مسئولان و متولیان فرهنگی محترم آیا وقت آن نرسیده است که در اجرا کردن قوانین و مسئولیت های سنگینی که بر دوش شماست، اقدام به عملی مناسب و مطابق با نیاز زمانه بزنید؛ مگر نه اینکه حق مسلم هر دانشجویی است که در فضای آرام و به دور از بداخلاقی و آلودگی های اخلاقی به مسئله پژوهش و امور درسی خود برسد؟ آیا ترویج بدحجابی، تجاوز به حقوق دیگران نیست؟ هیچ کس مدعی نیست که با برخورد انتظامی و انظباطی مسئله حجاب حل نمی شود؛ اما معتقدیم این اقدامات فقط ضمانت کننده هایی هستند که قرار است نظم را برقرار و شکستن قانون را برای هنجارشکنان هزینه دار کند.مطالبه اجرای قانون در حوزه هنجارهای پوشش در فضای دانشگاه معنایی جز این ندارد که مکانیزمی برای تضمین اجرای آن تعریف شود. از مسئولان انتظار می رود که با هماهنگی و با شجاعت و شهامت وارد میدان عمل شوند و با بی اعتنایی کامل به فشارها و جوسازی های دشمن به تکلیف خود عمل کنند.

نکته بسیار حائز اهمیت اینکه حجاب حق الهی است؛ شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی از افراد هست این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده برای او به وجود آورده و بنابراین تصور می‌کنند حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است در حقیقت حجاب برای زن محدودیت و حصار نیست.حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده، همه این‌ها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود. چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه‌ای این درس رقت و عاطفه را ترک کند و به دنبال غریزه و شهوت رفت به همان فسادی مبتلا می‌شود که در غرب ظهور کرده، لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دارم.زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتی درمی‌آید که قرآن در آن حاکم است جامعه‌ای که قرآن در او حاکم است جامعه عاطفه است و پسرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقت می‌دهد و رأفت و رقت در همه مسائل کارساز است.


تثبیت جایگاه زنان در جامعه با حفظ و گسترش حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/03/15

حجاب به معنای پوشش، امری ظاهری و آشکار برای افراد به ویژه بانوان است و عفاف معنای گسترده تری نسبت به حجاب دارد و بر رابطه ی فردی و اجتماعی افراد تاثیر می گذارد.حجاب و عفاف زیرمجموعه ی قاعده ی کلی و بزرگتری به نام اخلاق است. وجود آن در جامعه نه تنها به نشاط جامعه کمک می کند بلکه امنیت روانی و اجتماعی را نیز با خود به همراه می آورد.
هشتاد سال از روزي كه رضاخان ديكتاتور پليد و نوكر اجانب، مسجد گوهرشاد- اين خانه خدا- را به توپ بست و معترضان به بي حجابي را به خاك و خون كشيد، مي گذرد و امروز بيش از هر روز شاهد به بار نشستن خون آن مظلومان و جهاني شدن آرمان آن انسان هاي والا هستيم واقعه مسجد گوهرشاد مشهد در 21 تیرماه سال ۱۳۱۴ هجری خورشیدی، از رخدادهای مهم دوران حکومت رضا شاه پهلوی و نخست‌وزیری محمدعلی فروغی روز تاریخی تلخی است که از خاطر ملت ایران نمی‌رود.سالروز خیزش مردم علیه قانون کشف حجاب که در جریان این واقعه به کشتار مردم بی گناه در مسجد گوهرشاد مشهد مقدس منجر شد، به عنوان روز «عفاف و حجاب» نامگذاری شده است.

حجاب در دیگر ادیان و مذاهب

پوشش ديني بانوان از اختراعات آيين اسلامي نيست بلكه ريشه در تاريخ دارد. به گفته ويل دورانت: (قوم يهود و ايرانيان قديم، حجاب را براي بانوان يك نوع كرامت و شرافت، و از واجبات ديني مي‌دانستند) اسلام، پوشش و حجاب را براي شبه‌جزيره عربستان به ارمغان آورد. هم‌اكنون در اسرائيل، بسياري از بانوان قوم يهود با پوشش كامل به مدرسه و دانشگاه مي‌روند، ولي در فرانسه و تركيه به جرم‌داشتن حجاب، زنان از تحصيل باز داشته مي‌شوند، درحالي كه از نظر منشور جهاني هر انساني در اتخاذ عقيده، شغل، مسكن و نوع لباس، آزاد است. هر كشوري لباس ملي خاصي دارد كه هر انساني حرمت آن را پاس مي‌دارد و كسي حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالي كه برخي از حكومت‌هاي غربي، چادر و يا پوشش اسلامي را كه هيچ‌گونه ضرر و زياني ندارد، برنمي‌تابند. اما در مقابل برهنگي و خودآرايي زنان را كه باعث تهييج شهوات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اخلاقي و ناامني‌هاست، مورد تشويق قرار مي‌دهند. بي‌بند و باري و مفاسد اخلاقي و جنسي در اين كشورها به حدي است كه برخي از دختران غربي براي حفظ امنيت خود، به سياه‌پوستان پناه مي‌برند

چه بسا، یکی از شبهاتی که عدّه‌ای در مورد حجاب و پوشش، به آن گرفتار شده‌اند، این است که تصور می‌کنند که در عصر و زمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) هیچ موقع در مورد حجاب، برخورد شدیدى که امروزه شاهد آن هستیم نمى‌شد و تنها در حد ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر بوده و هیچ گونه بر خوردى نبوده است و حتى اصرارى هم به ارشاد نداشتند؛ زیرا خدای متعال وحى فرمود: «بر تو تکلیفى نیست، فقط دعوت زبانى کافى است و این خداوند است که هر کس را بخواهد هدایت و گمراه مى‌کند.» آیا واقعا در عصر پیامبر و امام معصوم(علیهم‌السلام) چنین بوده است؟

در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که پوشش اسلامی و دینی، یکی از احکام ضروری و جزو مسلمات دین اسلام است و در آن هیچ مسلمانی تردیدی ندارد؛ چون علاوه بر آن قرآن، روایات متعددی که دال بر وجوب حجاب کند، موجود است. از این رو، هم فقهای شیعه و هم فقهای سنی در این مسأله اتفاق نظر دارند.هر چند در عصر پیامبر و امامان معصوم(علیهم‌السلام)، بانوان بدحجاب وجود داشته‌اند، ولی قرآن کریم با این پدیده برخورد کرده و در پی آن، دیگر آن زنان قادر نبودند که هر طور می‌خواستند در جامعه ظاهر شوند. این مسأله، به خوبی از آیاتی که تاکید بر حجاب و پوشش و پرهیز از هرگونه تبرج، خودنمایی، تحرک و بی‍حجابی عصر جاهلیت دارد، قابل استفاده است؛ «وَ قَرْنَ فى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ اْلأُولى‏؛ و(ای زنان پیامبر) با وقار در خانه خود قرار گیرید و (در میان مردم) همانند ظهور(زنان) در دوران جاهلیت نخستین، (با آرایش و زینت بدون رعایت حجاب) ظاهر نشوید.»[احزاب، 33]

منظور از جاهلیت نخستین، همان جاهلیتی است که هم عصر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است؛ به گونه‌ای که در تاریخ آمده است که آن زمان، زنان حجاب و پوشش درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می‌انداختند؛ به طوری که گلو و بخشی از سینه و گردنبند و گوشواره آنها مشخص بود. از این رو قرآن کریم همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می‌دارد. ناگفته نماند که، بدون شک این حکم و تکیه این آیه بیشتر بر همسران پیامبر بوده است.امّا در آیه‌ا‌ی دیگر علاوه بر تاکید بر پوشش همسران و دختران پیامبر بر پوشش زنان مؤمن نیز تاکید دارد؛ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ؛ ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زن‌های مؤمنان بگو؛ روسری‌ها و چادرهای خود را بر خویش بیفکنند(که گردن و سینه و بازوان و ساق‌ها پوشیده شود) این(کار) نزدیکتر است به آنکه(به حجاب و عفت) شناخته شوند، تا مورد تعرض و آزار(فاجران) قرار نگیرند.»[احزاب، 59]

همچنین در آیه‌ای دیگر به طور عام، از همه زنان مؤمن خواسته شده است تا حجاب و پوشش خود را داشته باشند؛ «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛ و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را(از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند؛ مگر آنچه که طبعیتا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش(فرو) اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان و... آشکار نکنند.»[نور، 31]

کلمه «خُمُر» که در این آیه بکار برده شده است، جمع خِمار و معنای آن؛ روسرى و سرپوش‏ است.[1] واژه «جیوب» نیز از جَیب گرفته شده و به معنى قلب، سینه و گریبان می‌باشد.[2]علامه طبرسی، در تفسیر این آیه، چنین می‌گوید: «بانوان شهر مدینه اطراف روسرى‏های خود را به پشت سر مى‏انداختند و در نتیجه بخشی از سینه و گردن و گوش‏هاى آنها مشخص مى‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گردن بیندازند تا این مواضع نیز مستور(و پنهان) باشد.»[3] فخر رازى، این نکته را یاد آور شد که «خدای متعال با به کار بردن واژه‏هاى «ضَرب» و «عَلَى» که مبالغه در القاء را مى‏رسانند، به دنبال بیان لزوم پوشش کامل این نواحى است.»[4] ابن عبّاس در تفسیر این جمله نیز مى‏گوید: «یعنى زن باید، مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند.»[5]

دردین زرتشت پوشاندن صورت معمول نبوده، ولی پوشش مو و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر در میان زنانشان رایج بوده است، ویل دورانت با این جمله وضعیت پوشش یهودیان را توصیف می‌کند(اگر زن به نقض قانون حجاب می‌پرداخت، چنان که اگر بی سر پوش به میان مردم می‌رفت یا با سخنی با مردان درد دل می‌کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می‌کرد، همسایگان صدایش را می‌شنیدند در آن صورت مرد می‌توانست او را بدون پرداخت مهریه طلاق دهد)،حجاب در دین مسیحیت نیز که استمرار دین یهود است به عنوان حکم الهی مطرح بوده و «پولس رسول» که کتاب و توصیه های او برای دنیای مسیحیت لازم الاجراست، معتقد است پوشیدگی دارای دو مفهوم جداگانه است، یکی احترام مذهبی و دیگری مظهر تفاوت جنسی. او معتقد است به همان مقدار که پوشیده بودن موهای مرد بی‌احترامی به پروردگار محسوب می‌شود، عریان بودن موهای زنان هم بی حرمتی است.

تبیین حجاب از دیدگاه قرآن و روایات

در این زمینه، روایات و احادیث متعدد و متواتری وجود دارد که در کتب شیعی از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از آنها در ارتباط با تفسیر آیات مربوط به حجاب و پوشش ذکر شده است و برخی هم حکم بانوان سالخورده را در خصوص حجاب بیان داشته است و برخی نیز در مورد إماء و کنیز وارد شده است و بعضی هم زمان وجوب و لزوم حجاب و پوشش را بیان داردمهمترین آیه حجاب در قرآن آیه 30 سوره نور است که خداوند متعال می‌فرماید:«ای پیامبر، به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می‌شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید به وسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند، جز برای شوهر و محارم.»، بنابراین از آیات قرآن در می‌یابیم که حجاب یک آموزه و حکم الهی است که در نوع زندگی افراد تأثیر می‌گذارد، افرادی که در جامعه حجاب را رعایت می‌کنند سبک زندگی را براساس این نوع حجاب، می‌سازند ودر واقع حجاب در اینجا علت و عامل نوع خاصی از سبک زندگی می‌شود، البته باید گفت حجاب صرفا یک لباس و پوشش نیست، بلکه عفت و مصونیت است، از سوی دیگر افرادی که حضور اجتماعی بدون حجاب دارند، سبک زندگی دیگری را در جامعه ایجاد می‌کنند و به آسیبهای متعددی در جامعه و برای خود دامن می‌زنند.به طور کلی، روایات وارده، اصل وجوب حجاب و پوشش را مسأله‌ای مسلّم و ضروری دانسته و به شرایط، خصوصیات، زمان و استثناءات آن پرداخته است. به عنوان نمونه به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) آمده است: «کُلُّ آیتِهِ فِی القُرآنِ فِیهَا ذِکرُ الفُرُوجِ فَهِی مِنَ الزِّنَا إِلّا هَذه الآیته(وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ) فَإنَّهَا مِنَ النَّظرِ؛ هر آیه که در قرآن، سخن از حفظ فروج به میان مى‌آید، مراد حفظ کردن از زنا است، جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران مى‌باشد.»[6]

2. فضیل بن یسار در سوالی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌گوید: «سَألتُ أبَا عَبدِالله علیه‌السلام، عَن الذراعَینِ مِنَ المَرأتِهِ، همُا مِنَ الزِّینتِهِ ألتى قَال الله: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إلّا إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ»؟ قَالَ: نَعَم وَ مَا دُونَ الخِمارِ مِنَ الزینتهِ وَ مَا دُونَ السَّوارِین؛ از امام صادق علیه‌السلام سؤال کردم؛ آیا دو تا ذراع زن از جمله زینت است که خدا مى‌فرماید: «براى غیر شوهر نشان داده نشود؟» حضرت فرمود: بلى و نیز سر و موهاى سر و گردن و بخشى از سینه که با روسرى پوشانده مى‌شود، هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت(مراد محل زینت است) است و براى غیر محارم نمى‌توان نشان داد.»[7]

3. احادیثی که اصل حجاب و پوشش را مسلم دانسته و زمان وجوب آن را بیان می‌کند.

الف) محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه‌السلام) روایت می‌کند؛ «لَا یَصلحُ لِلجَاریتِهِ إِذَا حَاضَت إِلّا أَن تَختَمرَ؛ دختر هنگامى که به حد بلوغ(شرعى) رسید، باید روسرى داشته باشد.»[8]

ب) امام رضا(علیه‌السلام) در این باره فرموده: «لَا تَفطِی المَرأتُهُ رَأسَهَا مِنَ الغُلامِ حَتّی یَبلُغَ الغُلامُ؛ پسر هنگامی که به حد بلوغ رسید، زن باید حجاب را رعایت کند و سر خود را از او بپوشاند.»[9]

بنابراین، مضاف بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب و پوشش، آیات و احادیث متعددی بر لزوم و وجوب حجاب دلالت دارند. از طرفی پوشش یک امر غریزی و فطری برای انسان‌ها نیز می‌باشد و در طول تاریخ و از دیر زمان، بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش و حجاب اهتمام داشته است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل خود قرار داده‌اند.ولی با این وجود، موارد برخورد پیغمبر اکرم با بد حجابی بدست نیامده است و به طور کلی هم جزئیات دقیق‌تری از زندگی عصر پیغمبر موجود نیست.

هر چند در عصر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امام علی(علیه‌السلام)، بانوان بد و بی‌حجابی وجود داشته‌اند، ولی این بدین معنی نیست که این گونه زنان، قادر بودند که هر طور که دلشان می‌خواسته است، در جامعه ظاهر شوند. همچنین اثبات این ادعا نیز مشکل است؛ زیرا افرادی که در قلمرو حکومت اسلامی می‌زیسته‌اند، قوانین اسلامی را به ظاهر رعایت می‌کردند. حتی اقلیت‌های دینی هم موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده‌اند؛ همچنانکه این مسأله در کتب فقهی نیز آمده است.امّا آنچه که در عصر پیغمبر اکرم معمول بوده، حجاب نداشتن کنیزان بوده است؛ آن هم در محدوده سر و گردن بوده و نه بیشتر. از این رو به بانوان آزاد مسلمان، دستور داده شده که حجاب اسلامی را کاملا رعایت کنند، تا نسبت به کنیزان شناخته شوند.

پس بر این اساس، ادعای اینکه حجاب و پوشش در عصر پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نبوده، حرفی بدون دلیل و منطق است که دلایل قرآنی و روایی، خلاف آن را ثابت می‌کند.نظام جمهوری اسلامی ایران، با هدف حاکمیت احکام و ارزش‌های دینی و اسلامی در جامعه شکل گرفته است و انتخاب این نظام از سوی مردم، بیانگر خواست آنها در پذیرش ارزش‌ها و اصول اسلامی و اجرای آن در کشور است و مردم هم با آگاهی و اطلاع کامل، نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کرده‌اند و از آنجایی که حجاب و پوشش به عنوان یکی از احکام و دستورات اجتماعی دین اسلام، نقش مهمی در حفظ سلامت اجتماع و حریم خانواده و جلوگیری از فساد جامعه داشته است و همچنین کوتاهی و بی‌توجهی به آن، اثرات نامطلوب و زیان باری برای جامعه می‌تواند داشته باشد.

حکومت دینی و اسلامی، موظف است که زمینه‌ها و شرایط لازم را برای رعایت این احکام الهی فراهم کند و با متخلفان آن برخورد کند. پس مقابله با بی‌حجابی و دستور به رعایت آن، هر چند نوعی محدودیت آزادی تلقی می‌شود، ولی این در حقیقت محدود کردن آزادی‌های مخربی است که بنیان اجتماع و خانواده را سُست کرده و سلامت جامعه را به خطر می‌اندازد و نتیجه آن به دست آوردن آزادی‌های مطلوب‌تر و امنیت و آسایش افراد جامعه خواهد بود؛ مانند ایجاد محدودیت در استفاده از بعضی از غذاها، برای حفظ سلامتی بدن، آیا هیچ منطقی قبول می‌کند که تحت عنوان آزادی، استفاده از هر نوع غذا که برخی از آنها سلامتی جسم را به خطر می‌اندازد، جایز بداند؟

به علاوه، برخی از احکام شرعی به گونه‌ای می‌باشند که اگر فردی آن را انجام ندهد، ضررش بیشتر متوجه خودش می‌شود؛ مانند به جا نیاوردن نماز که در اینجا اجبار مطلوب نیست، ولی برخی دیگر، همانند رعایت نکردن حجاب و پوشش، نه تنها فرد متضرر می‌شود؛ بلکه موجب ضرر برای دیگر افراد جامعه نیز می‌شود. در اینجا چون مصلحت جامعه بالاتر از مصلحت فردی است، لذا لازم است که با افراد متخلف برخورد شود و آنها را ملزم به رعایت مقررات کرد؛ از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، از یک سو جامعه همچون حریم خانه او محسوب می‌شود، پاکی جامعه به پاکی او کمک می‌کند و آلودگی آن به آلودگی او منجر می‌شود.

لذا در دین اسلام، هر کاری که فضا و جو اجتماع را آلوده می‌کند، باید با آن مقابله کرد؛ زیرا که گناه همچون حریق است و هنگامی که در جایی از جامعه این حریق روشن شود، لازم است که سعی و تلاش کرد تا آن حریق خاموش شود و یا حداقل محاصره شود؛ ولی اگر به حریق دامن زده شود و آن حریق از جایی به جای دیگری برده شود، حریق و آتش همه جا را فرا خواهد گرفت و آن موقع، کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود و از آن گذشته بزرگی گناه در نگاه عامه مردم کوچک و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‌ها که خود سد بزرگی در برابر فساد است، از بین خواهد رفت.از این رو، حکومت اسلامی، وظیفه مقابله دارد و باید جلوی نشر منکرات و زمینه‌های ایجاد فساد را بگیرد. البته این به معنی اجبار و استفاده از زور برای حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن و جلوگیری جامعه از بیماری‌های روانی است.بنابراین، حاکمان دینی و اسلامى موظف به از میان بردن زمینه‌ها و عوامل مزاحم رشد فضائل و ارزش‌های انسانى هستند و این در حقیقت همان بسترسازى براى سلامتی روان جامعه است.

پیام وآثارحضور زن با حجاب در جامعه

از دیدگاه اسلام زن شخصیتی شایسته و رسالتی الهی دارد که می‌تواند با پیمودن مدارج کمال به مراتب عالی انسانی برسد، زن مربی بشر است و می‌تواند با تربیت فرزند صالح، امتی را از گمراهی نجات بخشد، جایگاه والای زن می‌طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار بگیرد تا ارزشهای انسانی‌اش محفوظ بماند.زن با حجابش پیامی به مردان و نامحرمان در محیط کار و اجتماع می‌دهد که کسی حق تعرض و سوء استفاده از او را نخواهد داشت، حجاب برای حفظ خود زن است و هم برای حفظ جامعه ، زنان نسبت به مردان تفاوتهایی دارند؛ زیرا از جاذبه های بیشتری در خلقت برخوردارند که ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرند. اسلام چون می‌خواهد زن نقش مثبت و مؤثری در جامعه داشته باشد، حجاب را به او توصیه می‌کند تا با توسل به حجاب نقش متعالی خویش را در جامعه ایفا کند. اسلام زن را به عنوان یک مادر و همسر به تعالی می‌رساند و از او می‌خواهد با حفظ حجاب مصون بماند، زیرا فلسفه آفرینش انسان بر رشد و تعالی و تکامل انسان قرار گرفته و بی‌گمان خداوند متعال هم برای رسیدن به این تعالی دستورالعملها و برنامه هایی را به بندگان خود داده است، این دستورالعملها از عالی‌ترین جایگاه هستی صادر شده که آن جایگاه الهی و وحیانی است. این دستورالعمل به نام سبک زندگی به ما چگونه زیستن را آموزش می‌دهد.

خداوند متعال برای شخصیت انسانها کمالاتی را متصور است که با تشکیل خانواده انسان به این کمالات نایل می‌شود و برای اینکه خانواده به کارکردهای خود بخوبی عمل کند باید به دستورهای خداوند و دین اسلام توجه ویژه ای داشت. یکی از اندیشمندان آمریکایی درباره سقوط ارزشها در آن جامعه گفته در غرب خانواده به دلیل بی توجهی به رعایت حریمها و حرمتها از هم پاشیده، کشورهای شرقی مواظب و مراقب باشند این کانون و مرکز مهم پویایی فردی و اجتماعی دچار این انحرافات و سقوط نشود. دشمنان اسلام به دقت و ظرافت متوجه این مسأله شده اند که یکی از راه‌های اثر بخش و تأثیرگذار و البته کم هزینه بر انحراف و سقوط ارزشهای اسلامی و انسانی در جوامع دیندار، ترویج بی بند و باری است، آنها دریافته اند اولین چیزی که در یک انسان جلب توجه و باعث کشش می‌شود، ظاهر افراد است، این ظاهر به عنوان اولین تابلو و ویترین، نظر انسانها را به هم جلب می‌کند. بنابراین اسلام هم به لحاظ اخلاق و آداب اجتماعی به ما می‌آموزد با چه ویژگیهای ظاهری و آراستگی هایی در جامعه حضور یابیم. اسلام به ما می‌آموزد آیا پوشش و ظاهر ما می‌تواند به امنیت اخلاقی، روحی و روانی و بهداشت معنوی آسیب برساند یا نوع پوشش و حضور در بین اقوام و اجتماع می‌تواند باعث آرامش و آسایش روحی و روانی شود، بنابراین اسلام در جهت به خطر نیفتادن بهداشت معنوی و روحی و روانی در تعاملات افراد بویژه بین دو جنس مذکر و مونث حریمها و حرمتهایی را قایل شده است که با عمل به آنها صلاح و خیر افراد و جامعه را نیز متذکر شده است ،اگر خداوند در قرآن از زنان مؤمن پوشیدگی و حجاب و عفاف را خواسته است، از سر مهرورزی و لطف به بندگانش صادر شده است؛ زیرا بسیاری از آشفتگی ها و اختلالات روانی و تزلزلهایی که بنیان خانواده را از بین می‌برد و گاهی موجب طلاق نیز می‌شود از مسأله ای به نام رعایت نکردن حجاب ناشی می‌شود.

تمامی مسلمانان موظف هستنددر برابربانوانی که به هر دلیلی و ازروی ناآگاهی تحت تاثیر تبلیغات مسموم دشمن قرار گرفته اند و حجاب خود را رعایت نمی کنند ، با زبان محبت آمیز آنان را ارشاد و امر به معروف ونهی از منکر کنند.حجاب چادر ، مجوز حضور زن در فعالیت های اجتماعی است  وحفظ حجاب تکلیف شرعی همه خواهران و برادران جامعه اسلامی است که جهت برقراری امنیت فکری و روانی جامعه باید رعایت گردد.

 

برخی غرب زدگان از چادر به عنوان زندان و حصار برای زن تعبیر کرده اند که نشان از کوته فکری انان دارد چرا که چادر به عنوان یک قلعه و دژ نگهبان عمل می کند و اجازه نمی دهد هر هوس رانی به حریم زن مسلمان تجاوز کند و  بستر آرامش فکری ، ذهنی و رانی را برای بانوان مسلمان  فراهم می کند .حجاب چادر ، مجوز حضور زن در فعالیت های اجتماعی است و خداوند تبارک و تعالی نیز در آیات متعدد تذکر داده است که زنان چشم های خود را از نامحرم ببندد ، بدن خود را از نگاه نامحرم بپوشانند و زینب خود را آشکار نکنند تا هر نگاه هرزه ای به آنان نظر شیطانی نداشته باشدیکی از عوامل شیوع فساد به ویژه در جوامع غربی ، برداشته شدن حریم بین زن و مرد است و که با شیوع روابط غیر شرعی بسیاری از مفاسد، زشتی ها و آلودگی ها در کشورهای غربی رواج یافته است.عفاف نقطه حساس جوامع اسلامی است که سبب مصونیت زن از تمام آشفتگی های ذهنی ، بزهکاری و بیماری های روحی و روانی  شده و ارامش و سلامت  اجتماعی جامعه را فراهم می آورد.

مستكبران هر چند آموزه هاي الهي را باور ندارند، لكن به تجربه دريافته اند كه اگر در جامعه اي حيا از ميان برود ايمان هم از بين مي رود و عزت و كرامت آن جامعه پايمال مي شود و آن جامعه به اجتماعي حقير و ذليل مبدل خواهد شد كه به راحتي مي توانند سلطه خود را بر آن تحميل نمايند. همان بلايي كه بر سر مردم جوامع غربي آورده اند و آنها را برده وار تابع خود كرده اند كه سكوت دهشت بار مردم اين جوامع در برابر جنايات غزه نمونه اي از آنست.لذا امروز كه مستكبران ورشكسته جرأت تهاجم نظامي ندارند و ديگر قدرت ندارند توپ هاي جنگي شان را براي حذف حجاب و مدافعان آزادي خواه آن به كارگيرند، توپخانه هاي رسانه اي شان را براي ترويج بي حيايي و بي عفتي به ميدان آورده اند و انبوه شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي را براي در هم شكستن اراده ملت ما به كارگرفته اند.آنها تصور مي كنند آنچه را نتوانستند با آتش توپخانه جنگي به دست آورند مي توانند با حملات توپخانه هاي ماهواره اي به بنيان هاي اخلاقي به دست آورند، اما زنان قهرمان و بيدار ايران اسلامي با مقاومت در برابر تهاجم گسترده تبليغاتي دشمن نشان داده اند كه حاضرند از جان خويش بگذرند امّا از عفت و حجاب خود هرگز.

عفاف و  پاکدامنی برای زن و مرد سبب سلامت زندگی  و پایداری و استحکام خانواده می شود  اگر این ارزش مقدس به هر دلیلی رعایت نگردد سبب  خواهد شد جوانان ما از ازدواج  گریزان شود و با افزایش بی بندو باری و بی عفتی در جامعه ، جوانان زیربار مسئولیت تشکیل خانواده نخواهند رفت و بینان این نهاد مقدس مورد هجمه  نابخردانه افراد معاند قرار خواهد گرفت.یکی از اهداف اصلی معاندین، نابودی کانون خانواده است که برای  دست یابی به این هدف شوم خود ، از ماهواره به عنوان ابزار استفاده کرده و با تولید فیلم های مبتذل و وسوسه انگیز ، بنیان خانواده ها را نشانه می گیرند.در سایه عفاف و پاکدامنی  تمامی افکار ناسالم  و روابط های نامشروعی که موجب فروپاشی خانواده ها می شود از بین می رود بنابراین با توجه به اینکه دین مبین اسلام ، برای زنان آزادی و حق شرکت در امور اجتماعی قائل شده است ولیکن در عین حال برای محافظت  از آنان ، بانوان و مردان مسلمان را از هرگونه اختلاط خارج از حدود عرفی وشرعی نهی کرده است یکی از عوامل شیوع فساد بویژه در جوامع غربی ، برداشته شدن حریم بین زن و مرد است و که با شیوع روابط غیر شرعی بسیاری از مفاسد، زشتی ها و آلودگی ها در کشورهای غربی رواج یافته  است

در واقع اهمیت حجاب از خانواده آغاز می‌شود، حتی حجاب در حضور فرزندان و حجاب خواهران و برادران و رعایت نکاتی که به آن پرداخته شده است، توجه به سن و سال و شرایط جنسیتی فرزندان در خانواده همگی از امور مهم مد نظر اسلام برای رعایت تقوا و سلامت روانی افراد می‌باشد، حجاب از خانواده در چهارچوبهای خاص خود آغاز می‌شود و به جامعه تعمیم می‌یابد،کسی نمی تواند در جامعه برای خود آزادی‌های خاصی را تصور کند و حق و حکم شخصی را در نحوه پوشش خود به کار گیرد؛ زیرا نوع پوشش افراد در چگونگی شکل گیری تعاملات اجتماعی و ارتباطات افراد تاثیر می‌گذارد و می‌تواند باعث آرامش یا برعکس تهدید روحی و روانی افراد شود و از دیگران سلب آرامش کند. امیرالمؤمنین(ع) در روایتی فرموده اند: «در آخرالزمان زنانی هستند که بی حجاب و برهنه هستند و از پوشش لازم برخوردار نبوده و جلوه گری و زینت و زیبایی‌های خود را بر ملا می‌کنند، این افراد از دین خارج بوده و فتنه گر محسوب می‌شوند، مایل به شهوات هستند و بسرعت به سوی آتش جهنم حرکت می‌کنند»، بنابراین در می‌یابیم که بی حجابی می‌تواند موجب فتنه و فساد در جامعه شود، غرب سالهاست در تلاش است الگوهای خاصی را برای زندگی زنان نهادینه کند، به عنوان مثال یکی از دلایل گسترش فحشا و بدحجابی در کشورهای دیندار و مسلمان اشاعه الگوی «زن غربی» در رسانه هاست، بنابراین با شناخت توطئه‌های دشمنان اسلام و آگاه سازی جامعه و بانوان از مسایل و پیچیدگی‌ها و آسیبهای بدحجابی می‌توان مانع از گسترش این پدیده در جامعه شد.حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت است و بانوان نیمی از جمعیت جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته‌ای را پرورش می‌دهند.

بانوان از حرمت و احترام ویژه‌ای در جامعه اسلامی برخوردارند و آنها معلمان عاطفه در جامعه باید باشند به طوری که خداوند در آیه 31 سوره نور در آیه حجاب، پوشش را بر زنان واجب کرده است.فلسفه پوشش اسلامی چند چیز است؛ بعضی از آنها جنبه روانی دارد، بعضی جنبه خانه و خانوادگی دارد، بعضی جنبه اجتماعی دارد و بعضی بالا بردن احترام به زن و جلوگیری از ابتذال و حجاب در اسلام از یک مسئله کلی‌تر و اساسی‌تر ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد و اجتماع منحصر برای کار و فعالیت باشد.حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه مطرح هستند، حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح باید از هر گونه خطا و گناه دور نگه داشته شود.

حجاب و عفاف؛ مساله ی اجتماعی
پوشيدگي زن يكي از احكام ضروري اسلام است كه اگر به سبك منطقي و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال مي‌كنند و از بركات فراوان حجاب بهره‌مند مي‌شوند و از آفت‌هاي متعدد و زيانبار بي‌حجابي و بدحجابي مصون مي‌ماندحجاب زن مايه مباهات زن است، حجاب سند شخصيت زن است نه وسيله‌ي عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حريم مقدس و قلعه آرامش زن است. رسم است كه هر چيز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد.حجاب مصونیت، مجذوبیت و محبوبیت است نه ممنوعیت. اگر یک خانم نوع پوشش مناسبی را انتخاب کند و باوقار باشد، احساس شخصیت می کند و به وی احترام گذاشته می شود. در برابر، شخصی که حجاب و عفاف را رعایت نمی کند و برای آن ارزش قایل نیست؛ شاید هر روز به شکلی در آید تا جلب توجه کند و توجه دیگران را به خود جلب کند. این شخص نه تنها احترامی نزد دیگران به دست نمی آورد بلکه در زندگی شخصی هم دچار مشکل می شودمساله ی حجاب و عفاف باید از درون خانواده و پس از آن آموزش و پرورش و رسانه ها آغاز شود. خانواده اساس و پایه است و بایستی از آنجا آغاز شود و در درون خانواده باید احساس مسوولیت نسبت به یکدیگر وجود داشته باشد. باید به این نکته توجه کرد که بدحجابی و رعایت نکردن حجاب و عفاف فقط به آن شخص و خانواده ی وی آسیب نمی رساند بلکه در جامعه اثر دارد و یک مساله ی اجتماعی است خانواده هایی که حجاب و عفاف را رعایت می کنند از زندگی مناسب تری بهره مند هستند. اگر در جامعه تنها یک سال حجاب و عفاف کامل رعایت شود توجه مردها به همسرها بیشتر می شود و آرامش را برای جامعه و خانواده به همراه می آورد.
حجاب، بانوان را در انجام فعالیت‌های اجتماعی کمک می‌کند.حجاب و عفاف از ضرورت‌های دین اسلام است،حجاب نشان‌گر قداست خانواده در اسلام است و خانواده‌هایی که حجاب و عفاف را رعایت می‌کنند زندگی پایدارتر و سالم‌تری دارند.حجاب و عفاف مختص زنان نیست و مردان نیز باید عفیف باشند،  در هفت آیه از قرآن در خصوص حجاب و عفاف زنان و مردان تاکید شده است.علت زوال اخلاق در کشورهای اروپایی و آمریکایی، رعایت نکردن حدود در روابط زن و مردم است که آنان را به ورطه فساد و تباهی کشانده است. پس از انقلاب اسلامی جایگاه و شخصیت زن در جامعه احیا شد و زنان با حفظ حرمت در مسایل مختلف اجتماعی و فرهنگی مشارکت کردندخانواده نخستین پایگاهی است که می تواند بر مقوله ی حجاب و عفاف تاثیرگذار باشد. همه رفتارهای ائمه اطهار(ع) برای ما درس است و حجاب نیز به عنوان گوهر باقی مانده از حضرت زهرا (س)بهترین هدیه برای دختران است  در جامعه دو نوع حریم خصوصی و اجتماعی وجود دارد که حجاب بهترین وسیله زنان برای عرصه اجتماعی است که مورد تعرض قرار نگیرند. جایگاه زنان در طول زمان دچار مشکلاتی چون کشف حجاب ، رواج بد حجابی و وسیله ابزاری و تبلیغی قرار گرفته است. جایگاه زنان در طول زمان دچار مشکلاتی چون کشف حجاب ، رواج بد حجابی و وسیله ابزاری و تبلیغی قرار گرفته است. بعد از انقلاب دشمنان در هشت سال جنگ تحمیلی نتوانستند با ملت ایران مقابله کنند و جنگ نرم را آغاز کرده و اولین کار آنها تهاجم فرهنگی و رواج بی تفاوتی نسبت به ارزش‌ها و معنویات و بد حجاب کردن زنان جامعه ما بود. امروز دشمن بوسیله ماهواره و فیلم‌های مخرب بنیاد خانواده را هدف قرار داده و شخصیت زن را متزلزل کرده است.توجه خانواده ها به پوشش فرزندان و قبول مسوولیت پذیری در قبال آن، متناسب با فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کنند از اصولی است که سبب تقویت حجاب و عفاف در جامعه می شود. سیاست گذاری کلان فرهنگی حاکمیت در این موضوع می تواند در جهت دهی و تقویت عفاف و حجاب نقش موثری ایفا کند اقدام های بازدارنده ی اجتماعی در برخورد با موضوع حجاب و عفاف در جامعه باید به صورت اقدام های تکمیلی باشد و می بایست راهکارهای فرهنگی با اثرهای طولانی مدت و پایدار ارایه شود.برای رعایت حجاب و عفاف می توان با یک برنامه ریزی تدوین شده ی فرهنگی و آینده نگر عمل کرد و توجه فرهنگی به این امر با هدف نهادینه کردن عفاف و حجاب در جامعه، از راهکارهای مهم در این ارتباط است.

پی‌نوشت‌ها:

 [1]. المفردات فى غرائب القرآن، ص 159

[2]. مجمع البیان، ص217

[3]. همان

[4]. التفسیر الکبیر، ج23، ص179

[5]. مجمع البیان، ص217

[6]. بحارالانوار، ج97، ص33

[7]. وسائل الشیعه، ج 14، ح 1، ص 145

[8]. همان، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168

[9]. همان، ح 4

 


بی حجابی چه لطمه ای به جامعه خواهد زد؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ : 93/03/07

دلیل اصرار همه ادیان به مقوله حجاب و روابط کنترل شده زن و مرد همین آفاتی است که گریبانگیر خواهد شد، ازجمله آفات این گونه اختلاط ها در محیط های گوناگون و عدم توجه به شعائر دینی  می توان به ازدواج های با تأخیر اشاره کرد.به راستی دلیل اصرار بر حفظ حجاب چیست؟ چرا زن ها موظف تر از مردانند؟ اگر خانمی بی حجاب از منزل خارج شود چگونه خواهد بود؟ چرا نباید امنیت برقرار باشد؟ در کشور های اروپایی و آمریکایی این مسائل حل شده است؟ اگر کسی برای دل خودش بی حجاب باشد ایرادی دارد؟ به مردان بگویید نگاه نکنند. بی حجابی چه لطمه ای به جامعه خواهد زد؟دلیل این گونه  اصرار ها  کدام است؟


از آثار بارز رعایت عفاف و حجاب در جامعه امنیت فردی و اجتماعی است.کسانی که حجاب را انتخاب می‌کنند، در جو تنش و اضطراب زندگی نمی کنند بلکه اختیار خودنمایی، جلوه‌های زیبایی و ارتباط با جنس مخالف را خودشان به عهده می‌گیرند.مردان و زنان جامعه هر کدام می‌توانند، بدون تکیه بر جنسیت قابلیت‌های خود را عرضه کنند و در عین حال با یکدیگر تعامل داشته باشند.بعدی که مربوط به خودنمایی، زیبایی و جلوه‌های خاص جنسیتی مردان وزنان جامعه می‌شود را به مسیر خاص خود یعنی خانواده باید برد.حجاب اعمال آزادی زنان است زیرا زنان در مورد نوع پوشش و جلوه گری خود آزادهستند و خودشان برای پوشش خود محدودیت قائل می‌شوند. زنان با نوع پوشش خود در زمینه‌های مختلف مانند تحصیل، حضور در اجتماع و تعامل با جنس مخالف پیامی را به جامعه می‌رسانند که معنای آن این است که این زن گوهر وجودی خود را حفظ کرده است.جدای از بحث دین، دیگر جوامع به این مسئله رسیده اند که جامعه اسلامی دارای حریم‌های خاصی مانند حریم خصوصی و حریم خانواده است و این نکته در روابط و تعامل اجتماعی تعریف شده است.
حجاب پرچم دين و رفتار مقابل خداست يکي از گرفتاري‌هاي ما اين است که در امر مبارزه با حجاب يک حرف واحد نمي‌زنيم، يکي مي‌گويد بايد کار فرهنگي کرد، ديگري مي‌گويد بايد با فعاليت‌هاي سازمان يافته با اين موضوع مقابله کرد و... اين صحبت‌هاي چندگانه و حرکت‌هاي موسمي کار را خراب کرده است تصور دشمن اين است که حجاب پاشنه آشيل نظام جمهوري اسلامي است،اين تلاش متعلق به امروز نيست و دشمن از همان ابتداي انقلاب تلاش خود را در اين مورد به خرج داده است،


حجاب نه تنها تکلیف الهی که وظیفه ای اخلاقی است
خداوند قادر و تعالی هیچ گاه کاری را از ما نخواسته  مگر آن که  نفع بشر در آن کار نهفته بود. مسلم است که خداوند قادری که ما را خلق  کرده و سرنوشت هر کدام از ما را به خوبی می داند و همه لحظه های زندگی ما با عنایت وی می گذرد نیازی به هیچ کدام از اعمال عبادی ما ندارد حقیقتا حجاب هم یکی از همین اعمال عبادی است که قرآن بار ها و بار ها در قالب های مختلف به آن پرداخته و آن را مهم جلوه داده است.آیات برتر و معروف در باب حجاب را در چند جای قرآن داریم که مهم ترین و معروف ترینشان همان آیات سوره مبارکه نور است.
 
﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾(سورهٔ نور-آیهٔ (31
 
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (همکیش) خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که (از زن) بی‌نیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده‌اند آشکار نکنند و پاهای خود را (به گونه‌ای به زمین) نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند معلوم گردد ای مؤمنان همگی (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
از ظاهر آیه چنان بر می آید که خداوند از زنان با ایمان خواسته تا زیت های خود را برای کسی جز محارمشان آشکار نکنند و چون بشر بسیار ایراد گیر است، تمام آن محارم را نام می برد تا دیگر سوالی باقی نگذارد. البته در ابتدای آیه اشاره می کند به کاستن نگاه از نامحرم. (غض) به معنای پایین آوردن در صدا و کم کردن در  نگاه است.  دو دستور العمل ابتدایی برای مردان و زنان یکسان است اما آن چه که مبرهن است این بحث است که  پوشاندن زنان از نگاه شان مهم تر است زیرا ادامه آیه به چگونگی پوشش می پردازد و حد آن را معین می کند و از انواع زینت ها سخن می گوید. آیه نشان می دهد که در گذشته هم حجاب در میان زنان وجود داشته منتها تحریفاتی صورت گرفته و حجاب از حال و هوای خود خارج شده  و حالا خداوند با نزول چنین آیه ای رسم و رسوم درست حجاب را یاد بگیرند. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾(سورهٔ احزاب-آیهٔ (59
 
ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان استآیه 59 سوره مبارکه احزاب در نحوه بیان نوعی توجه به غیرت مردان می کند. و به جای مخاطب قرار دادن مستقیم خانم ها مثل آیه سوره نور به طور غیر مستقیم و در حقیقت همسرانشان  را مورد خطاب قرار می دهد.  این که مود شناخت قرار بگیرند از این جهت است که  در آن زمان کنیزان ( که حجاب بر آنان واجب نبوده ) مورد تعرض واقع می شدند دلیل این شناخت جدایی زنان ازاد از کنیزان بوده است.


زنان در جوامع گذشته هرچه مقامشان بیش تر بود  و دارای موقعیت اجتماعی برجسته تری بودند از پوشش سنگین تر و بیشتری هم برخوردار بودند چه در نظام اسلامی و چه در سایر ادیان و حجاب تنها ریشه در اسلام ندارد بلکه همه ادیان معتقد به گونه ای از حجاب هستند.قرآن این کتاب آسمانی به خوبی  حجاب را در قالب کلماتی وحی بیان می کند و در رابطه با جزئیات دقیقش موشکافانه گوشزد می کند.
بی بندوباری زاییده عدم رعایت حجاب و عفاف
نگاهی به جوامع غربی و بعضا جامعه امروزی بعضی کشور ها نشان از بی بند و باری های متعددی می دهد. فتنه ها و تجاوز های گاه و بی گاه و اخبار تلخی که از رسانه های جمعی به گوش می رسد حتی رحم نکردن بر دختران نابالغ..

اخباری که حاکی از این خبر مهم است که نداشتن پوشش مناسب انسان ها را به ورطه  نابودی خواهد کشید. بار ها و بار ها دیده شده و یا شنیده شده که در جوامعی که حجاب در آن ها به درستی رعایت نمی شود امور دیگر زمین خورده و پیش رفت ها به رکود می انجامد. مسئله ای که غرب به آن معترف شده و اختلاط زن و مرد را یکی از دلایل کندی کار  ها می داند. در این محیطی که زن و مرد در کنار هم حضور دارند دستور العمل های دو طرفه ای صادر شده اعم از پوشاندن و نگاه مستقیم و حریصانه نکردن. حال چرا زن ها موظف تر از مردانند؟ خلقت هر فردی به گونه ایست. هر کس خاص خودش دستور العمل مجزایی را دریافت کرده است. مطمئنا همه خلایق باهم یکی نیستند. نمی توان نسخه ای را برای همه بشریت تجویز کرد.زن این خلقت زیبای الهی موظف است از داده های خدایی اش به خوبی حفاظت کند. بدیهی است که امیال جنسی و خواهان بودن مرد  به عبارت دیگر فاعل بودنش زن را مفعول و خواسته شده قرار می دهد و این جاست که هر قدر بی بند و باری بیشتر باشد فساد نیز افزوده خواهد شد ، نمی توان جلوی امیال جنسی را با توجه به فراهم شدن موقعیت های متعدد گرفت.
 متأسفانه این روز ها سن ازدواج در برخی جوانان افزون شده و در این امر بی حجابی بی تاثیر نیست آن جا که در کنار جامعه ای که در ایران روز به روز به نحوی به سمت بی حجابی می رود که  حجاب در آن رنگ غربت می گیرد و فیلم ها به سمت بی حجابی هجوم می برند.نمی توان انتظار داشت ک برای برطرف نمودن امیال؛ خود جوانان رو به ازدواج های دائم بیاورند، با وجود بحث های ازدواج موقت و بررسی آن از منظر دین و با توجه به نبود امکانات برای شروع یک زندگی عادی در جوامع کنونی، متأسفانه جوانان با عقد موقت خود را مشغول ساخته و با دختران رنگارنگی مرتبط خواهند بود و در پایان دیگر نخواهند توانست به یک زن راضی شده  و با او زیست کنند. حال این میان عدم رعایت صحیح حجاب در حریص کردن مردان جوان و حتی با سن های بالا تأثیر عمیقی خواهد داشت.

کم شدن امنیت اجتماعی، روابط نامشروع ، اختلاط خارج افسار گسیخته زن و مرد از هم ، از هم پاشیده شدن بنیان کانون خانواده، کم شدن میل به ازدواج در میان جوانان، فرو ریختن قبح فحشا و فساد در جامعه و کم رنگ شدن اخلاقیات از جمله آثار نامبارک اجتماعی بدحجابی است.

در حالیکه از نظر فردی هم فرد بدحجاب و نظاره گران بر این گروه که از دو جنس مخالف هستند به کم شدن اعتماد به نفس، عادت کردن به نگاه ابزاری، بوالهوسی و افسارگسیختگی میل جنسی و روی آوردن به رفتارهای نامؤنس جنسی مبتلا می شوندآری! بی حجاب خارج شدن از منزل یا بد حجاب بودن  پیامدش همین فساد ها خواهد بود. ازدواج های خیابانی بر اساس هوس های آنی که آتش عشق طرفین به زودی عرق می کند حاصل اینگونه ارتباطات و رفتارهای است که گاها آثار جبران ناپذیری دارد.

این گونه ازدواج ها که نه بر اساس فرهنگ و آداب سنن ایرانی و نه از روی شرع و نگاه دینی است  مورد تأیید نیست! و بدتر از آن ازدواج های موقتی است که جوانان نه از روی فلسفه آن بلکه به عنوان راه حلی برای خارج نشدن از مدار دین !!  انجام می شود. چرا که ازدواج موقت هم برای خود شرایط و اصولی دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد و گرنه همین مورد هم می تواند به از هم گسیختگی خانواده ها بی انجامد و وای به وجود آمدن شرایطی که  خدایی ناکرده روابط از چهار چوب اسلامی خارج شده و به چهار چوب شیطانی  برسد، که دیگر نه تنها مورد تایید نخواهد بود بلکه خطرناک نیز هست.
 


 
یکی از دلایل اصرار بر حفظ نکاه ها و بیان این مسئله در اکثر احادیث که نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است این است که  اختلاط زن و مرد با بی توجهی به دیانت  از دستور العمل های شیطانی است و این گونه روابط در اکثر مواقع موجب سردی در روابط خانوادگی خواهد شد و خانواده این ارزشمند ترین و مقدس ترین نهاد جامعه اسلامی با همین حرکت گاه از هم پاشیده خواهد شد.

بسیار در جراید خوانده ایم لغزیدن های افراد را در قرار گرفتن در چنین مواقعی که پیش رویشان قرار گرفته بود، عدم کنترل روح و در نهایت تباهی زندگانی هایی که یک به یک اضافه خواهند شد.

بالا رفتن آمار طلاق هم بی ارتباط با این بحث نیست. مطمئنا با توجه به وجود چنین شرایطی آمار جدایی های رسمی و عاطفی دو چندان خواهد شد و در تعاقب آن فرزندانی سرگردان قرار خواهند گرفت که گناهشان تنها و تنها این است که بخشی از این در جامعه ی زندگانی خودشان اجرا نمی شود حجاب هم از جمله مسائل ظاهری در دین است اما همین پوسته ظاهری گاه به اعماق دین  نفوذ می کند و به هسته درونی هم آسیب بی حدی می رساند.همیشه باید از پوسته ظاهری برای رسیدن به درون گذشت و چه بسا گاهی پوسته مهم تر از درون باشد.

چگونه برخورد کنیم؟

 برقراری امنیت در جامعه در حالی محقق میشود که عقل سلیم شرایط وقوعش را  ایجاد کند.تا زمانی که آتش و مواد محترقه را یک جا داریم بر قراری امنیت بحثی بی ربط خواهد بود و انفجار رخ خواهد داد. ،در بلاد غرب نیز چنین مسائلی وجود دارد اصولا در اختلاط زن و مرد چنین مسئله ای  وجود خواهد داشت..


بشر و خواسته های آن همواره یکسان است؛ مگر میشود امیال جنسی تنها در وجود مسلمین نهادینه باشد؟ از دور نگاه کردن به این جوامع نتیجه ای عکس خواهد داشت یعنی اگر از همین  راه دور به جوامع غربی نگاهی بیندازیم مسلما ظاهر امر این است  که اختلاط و بی حجابی حتی باعث پیشرفت های مکررشان خواهد شد.  اما آن چه از تحقیقات و گفته ها بر آمده فساد شدید در این خانواده ها علی الخصوص در اروپا را گزارش میدهد.
تا جایی که این مردمان در فضای کار و محیط درس از حجاب های کاملی برخوردارند. خانواده ها در اینگونه جامعه ها به سختی در حال ابقای خود هستند و محیط های کار پر است از بی بندو باری ها و فساد های لحظه به لحظه ای که گاه گاه اخبارش به گوش میرسد و چه قدر از این خبر ها پوشش دهی نمیشود خدا عالم است.

غربی ها نیز بعد از گذشت زمانی طولانی فهمیده اند که این  روش در ادامه به نفعشان نخواهد بود زیرا به این نتیجه رسیده اند که اختلاط زن و مرد و بی توجهی به وضع ظاهری خود عواقب خوبی نخواهد داشت.مسلما مردی که در جایی از کنار زنی با لباس مستهجن گذر میکند و بی تفاوتی میجوید یا دچار مرض در شهوت است و یا پیش از آن با چنین افرادی مقابله و خواسته هایش را مرتفع کرده است.

برای دل خود آراسته میشوم

هیچ کس برای دل خودش بی حجاب نخواهد شد آراسته نخواهد شد و حتی قدمی در جهت آشکاری زینتش بر نخواهد داشت. زیرا اگر دلخواهی در کار بود شاهد تفاوت های فاحش آرایش و پیرایش ها در سطح شهر ها نمی شدیم.
این حرف تنها دلداری به خود است. امکان این که خانمی در بی حجابی خود به جنس مخالف نیندیشد بسیار اندک است و اصلا چنین تفکری با وجود زن عجین شده.همه زن ها دوستدارند زیبایی های خود را به معرض نمایش بگذارند پس حفظ آن از نامحرمان سخت و پاداش بزرگی خواهد داشت.شاید این عدم رعایت کاملا دلی باشد اما نمیتوان در معابر این تفکر را فریاد زد و آن چه که از شما به نمایش در می آید فرقی با دیدگاه های متفاوت  از شما نخواهد داشت و مردمان ظاهر امر را تماشا میکنند و از درون قلب ها تنها خدا آگاه است.



به مردان گفته اند نگاه نکنید!

طبق آیه قرآن به مردان گفته شد که نگاه خود را کم کنید و این کاملا صحیح است اما در ادامه از بانوان هم در خواست هایی صورت گرفته. و دستوراتی هم برای بانوان صادر شده. حقیقت این است که انسان موظف است وظایف خود را در کنار حقوقش بشناسد.مگر می شود گوشت را در کنار گربه گذاشت و او را از خوردن منع کرد؟این موازنه ی قرآنی تنها با رعایت طرفین صحیح خواهد بودو به نتیجه ای مشخص و درست خواهد رسید.


محدوده حجاب چیست؟

محدوده حجاب نیز کاملا مشخص است قرآن صراحتا به آن اشاره کرده و احادیث مکررا آن را نام برده اند. امابرخی فکر میکنند حجاب تنها منع برهنگیست. آری حجاب در مرحله اول چنین است در دومین مرحله نوع و اندازه حجاب مطرح است و در مرحله سوم عدم جلب توجه با انواع البسه .بدیهیست که حجاب اکمل چادر خواهد بود و جز آن باز در معرض توجه قرار خواهیم گرفت.

و امروز ...

روزگاریست که انواع لوازم جهت زیبا سازی بانوان عرضه میشودو جای تاسف دارد که اکثرا در مسیر نادرست مورد استفاده قرار میگیرد. یعنی پیشرفت علم در جهت بی دینی و کفر به حرکت در آمده. انواع عمل های جراحی و تغییرات مختلف در بدن که توسط گروه های مختلف به وفور تبلیغ میشود. تولید عطر های جذب کننده  ی جنس مخالف.همه و همه بانوانی متفاوت و بعضا مردانی جذاب را به جامعه تزریق میکند و این دیدن های هر روزه و گاه مقایسه هایی از سر کنجکاوی موجبات برهم خوردن کوچک ترین جامعه اسلامی (خانواده) را فراهم میکند. متاسفانه قیمت این گونه اجناس به قدری بالاست که هر کسی توان خرید را نخواهد داشت و البته تمام این ها هم برای بدن مناسب نخواهند بود بار ها و بار ها از ازدیاد جراحی های زیبایی و استفاده بیش از حد از لوازم آرایش در ایران را خوانده ایم و از مضراتش خوب آگاه هستیم. در حالی که جوامع غرب خود هرچه بیشتر به سمت جدا سازی حرکت میکنند و اختلاط و بی حجابی مطلق را منع میکنند و از این گونه پیشرفت ها برای خود بهره مند نمیشوند ( لا اقل به اندازه جوامعی که برایش دستور العمل صادر میکنند.)  اما برای جوامع دیگر نسخه ی بی حجابی می پیچند.

جذابیت برایم مهم بود. برای همین احساس می کردم با ساپورت هر روز جذاب‌ تر و خوشتیپ تر از قبل دیده می شوم. این را از نگاه های مردم می فهمیدم. برای همین هر روز ساپورت های چسبان تر و جذاب ‌تری به پا و هر روز نگاه افراد بیشتری را به خودم جذب می کردم.

گمانم این بود که مرتکب هیچ گناهی در دنیا نشده ام و از تمام دختران پاک ‌تر هستم. این خیال تمام عمر با من بود تا آنکه از این دنیا بار سفر بستم و در صحرای محشر و روزقیامت نامه اعمالم را به دست چپم دادند. خدای من چه می دیدیم. گناهانی که حتی یکبار مرتکب آن نشده بودم. گناه زنا و شهوت رانی و فساد و ... زبان به اعتراض گشودم که این چه عدالتی است؟ من حتی فکر یکی از این گناهان هم به افکارم خطور نکرده بود.

ساپورت یعنی ...

برای دریافت سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

و خداوند عالم فرمودند مگر ما در سوره نور آیه 19 خطاب به شما نگفتیم که :إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.کسانى که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکى براى آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند مى‏داند و شما نمى ‏دانید.به فکر فرو رفتم و به روز هایی که با تکبر و غرور ساپورت به پا می کردم تا زیبا تر شوم و نگاه های مردم را بخودم جذب می کردم افتادم. تازه فهمیده بودم ساپورت یعنی چشم های هیز شمارا خریداریم...

پ,ن : این داستان ممکن است برای شما اتفاق بیفتد. مراقب به گناه انداختن دیگران باشید...در پایان باید گفت،عدم مرتفع شدن امیال دختران و پسران.تاخیر در امر ازدواج، فساد و بی بند و باری بر هم خوردن آسایش خانواده ها و ... اندکی از عواقب بی حجابی در دنیای کنونی خواهد بود