حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
کمپین ؛نهضت ترویج ازدواج آسان
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

قناعت و ساده زيستي حلقه گمشده جامعه امروزي

حفظ امنیت اخلاقی جامعه تدوام بقاء نسل و فراهم شدن آرامش در خانواده و تاثيرات آن بر روي جامعه از جمله عواملی است که ضرورت ازدواج را انکار ناپذیر می‌کندضرورتی که امروزه مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسئله فرا روی جوانان است.

http://media.ismc.ir/Larg/old/uploads/Ezdevaj%20LL_64682.PNG

خداوند همه مردان و زنان را مكلف به ازدواج كرده تازمینه دستیابی به آرامشي كه بشر در زندگي به دنبال آن است را در این امر الهی به دست آورد؛ البته آرامشی که بر مبنای تقوا باشد و زن و مرد هم‌دیگر را در راستای تقرب الهی و عبادت پروردگار یاری دهند.

نخستین و دومین نیاز بشر اکسیژن و غذا و سومین نیاز او، همسر است و ضرورت دارد که این نیاز خود را با ازدواج برطرف کند.ازدواج یعنی در كنار هم بودن و البته مهم‌تر از آن یك دل بودن. پس از همان لحظات آغاز زندگی مشترك،زوج ها باید به هم متعهد باشندو در قبال خوشبختی یكدیگر احساس مسئولیت كنند که این امر میسر نیست مگر با پرورش حس مسئولیت پذیری و البته عشق كه می‌توان هر روز و هر لحظه برای موفقیت زندگی مشترك‌ تلاش كرد.اما در این بین کسی را انتخاب کنید که با شما نقاط مشترک بیشتری داشته باشد و از نظر فرهنگی، شخصیتی، خانوادگی و حتی سنی متناسب باشد. این سوال که می‌پرسید آیا لازم است ازدواج کنم یا نه، تنها یک جواب دارد: «باید خودت بسنجی!» فقط خود شما هستید که می‌توانید تشخیص بدهید به یک همسر نیاز دارید یا نه. اما اینکه با چه کسی ازدواج کنید بسیار مهم است.

در گذشته ها خانواده ها حتی در یک اتاق هم زندگی می کردند، ولی امروزه با چشم و هم چشمی و تجمل گرایی مشکلات زیادی ایجاد شده است،قطعاً دغدغه موجود در خصوص افزايش نسل موضوع مهمي بوده و توصيه هاي رهبر معظم انقلاب نيز نشان از اهميت آن دارد و طبيعتاً همه رسانه ها  موظف اند توان خود را در این خصوص به نحو شايسته به كار گيرند.

در دنياي ارتباطات، مردم با رسانه زندگي مي كنند و آن را عضو جديدی از خانواده خود می دانند. به اين ترتيب نه فقط ازدواج، بلكه بسياري از موضوعات ديگر را مي توان متأثر از برخورد رسانه ها دانست ؛متأسفانه گاهي آنقدر به اين ابزار دامن مي زنيم كه اراده و هدايت الهي را فراموش مي كنيم لذا نباید تمام موفقيت ها یا شكست ها را به رسانه نسبت داد، چرا که رسانه نیز جزيي مؤثر در يك مجموعه بزرگ است كه مي تواند در مسير هدايت الهي ايفاي نقش کند و در كنار آن عوامل بسيار ديگري نيز حائز اهميتند ,درست است که رسانه تاثیر زیادی در فرهنگ سازی و به ویژه ترغیب جوانان  به ازدواج و ازدياد نسل دارد، اما نبايد تأثير كلام بزرگان، معتمدين ، معلمين و اساتيد، نوع تربيت خانوادگي، برخوردهاي چهره به چهره و ... را ناديده گرفت.

براي افزايش رغبت به ازدواج بين جوانان بايد آموزش‌هاي لازم به صورت كارگاهي و دوره‌اي داده شود و ابزار هنر در اين ميان مي تواند نقش تاثيرگذاري ايفا كند. با برگزاري اين دوره‌ها و دادن آموزش‌هاي لازم و ترغيب جوانان به ازدواج آسان مي‌توان گام موثري در كاهش سن ازدواج برداشت. اگر دستگاه فرهنگي كار كند اما دستگاه اقتصادي خود را دخيل نداند، آن مورد مطلوب به وجود نمي آيد و لذا اين دو در كنار هم مي‌توانند نتيجه خوبي را رقم بزنند.

در جامعه امروزی جوانان از الگوهای دینی برای امر ازدواج فاصله‌ها گرفتند وبه دليل تبليغاتي كه طي ساليان در مورد معيشت بعد از ازدواج صورت گرفته است، از ازدواج واهمه داشته و فراري هستند بنابراين اگر تضميني براي جوان وجود داشته باشد و به ويژه بحث اشتغال آن حل شده باشد، مي‌توان اميدوار بود ازدواج از اين وضعيت كنوني بيرون بيايد.

جوانان می‌توانند با رعایت توازن در جایگاه‌های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در انتخاب همسر موفق شوند و زندگی خوبی نیز داشته باشندما در شرایط کنونی نیازمند احیای فرهنگ اسلامی و فرهنگ ازدواج هستیم و باید تقوا را پایه و فضیلت زندگی های ما قرار داده و این مهم نیز در جامعه بیان شود که مادیات، نمی تواند پایه و فضیلت محکم و استواری باشد. زمانی که ما در سبک زندگی خود، از سبک زندگی اسلامی- ایرانی یاد می‌کنیم باید سبک زندگی، ازدواج‌ها و پیوند های خانوادگی خود را بر اساس زندگی نورانی اهل بیت(ع) قرار دهیم، ازدواج مبارک فاطمه زهرا (س) و امام علی (ع) به ساده‌ترین شکل، به دور از تشریفات و بر اساس همان سنت اسلامی، قناعت، صبر، پایداری، مهربانی شکل گرفت.

متاسفانه جوانان امروزی فاکتور مهم دین را در ذهن خود بسیار کم‌رنگ کرده و در اولویت های بسیار پایین‌تر قرار داده‌اند.بنا به گفته سید الشهدا(ع) دو چیز نیز عامل هلاکت انسان است، تفاخر و چشم و هم چشمی که بی‌توجهی به این دو عامل نیز بنیان و اساس خانواده را متزلزل خواهد کرد.

امروز، والدین دختر و پسرهای جوان باید رفتار خود را تغییر داده و رسوم غلطی که در حال حاضر در مورد ازدواج وجود دارد را برای آسان کردن شروع زندگی مشترک جوانان، تغییر داده و توقعات نامناسب و نابجا را حذف کنند. عروس و دامادها نیز باید اساس زندگی خود را بر مبنای تقوا و اخلاق پایه گذاری کنند، نه صرفاً بر اساس شهوت و خواسته های دنیوی. زوجین جوان می بایست در زندگی خود فاکتورهای همچون:پایبندی به تعهدات زندگی مشترک،مسئولیت پذیری متقابل،صداقت،قناعت ؛خوش خلقی و ایثار و گذشت را سرلوحه قرار داده و با الگوگیری دینی وتربیتی از سیره و زندگانی نورانی امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، علاوه برنورانیت بخشیدن به زندگی ودستیابی به خوشبختی وسعادت عاملی برای جلوگیری از بوجود آمدن  بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی نیزخواهند شد.

http://media.ismc.ir/Original/1393/07/07/IMG09424632.jpg

متاسفانه بعضی از چشم و هم چشمی ها امروز در جامعه باعث گریز برخی جوانان از ازدواج شده است،  نفوذ فرهنگ ‌های غلط در جامعه از اساسی ترین عوامل بالا رفتن سن ازدواج بوده و نگرانی هایی را برای خانواده ها بوجود آورده است. برای افزایش ازدواج در کشور نیاز به بسیج عمومی داریم،همه باید برای نهضت ازدواج آسان قیام کنندبرای ازدواج آسان در جامعه و انتخاب همسر مناسب، دستگاه‌هایی از جمله حوزه‌های علمیه، معاونت اجتماعی استانداری و دانشگاه‌ها می‌توانند با مشاوره‌های دینی فرهنگی و اجتماعی خود، نسبت به فرهنگ‌سازی ازدواج آسان در جامعه اقدام نمایند.رسانه‌ها و سایر دستگاه‌های فرهنگی نیز نیاز است افراد نخبه‌ای را که ازدواج آسان داشته‌اند به جوانان معرفی کنند تا در این امر الگوسازی شود.


بهترين راه رسيدن به حجاب و عفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

اساس اسلام سعادت و نجات آدمی است و باورهای دینی و احکام اخلاقی و فقهی در احکام الهی مربوط به پوشش زن نیز با این فلسفه و حکمت حکیمانه صادر شده است. زن با رعایت حجاب اسلامی، به تهذیب و تزکیه نفس پرداخته و قرب الهی را فراهم کرده و زمینه‌ی رشد معنوی مردان بر اثر حفظ نگاه را فراهم می‌کند.

http://uupload.ir/files/g5a8_hej.jpg


خارج از اینکه ایران اسلامی همواره و فقط به دلیل استقلال طلبی در راستای رسیدن به عزت و اقتدار مورد تهاجم گسترده استکبار قرار گرفته است؛ توجه به هجمه های جدید دشمن در جبهه نرم بعد از نا امید شدن از جنگ سخت میتواند هم بیدار ساز باشد هم اینکه بهتر می توان راهکارهای دشمن را در این جبهه شناخت و برای آن سدی تعریف و یا دفاعی متناسب و یا حتی بالاتر از هجوم انجام داد.مسلما خانواده بزرگترین و مهمترین نهادی است که در گیر این نوع تهاجم بوده و خواهد بود؛ دشمن به خوبی می داند که رعایت عفاف و حجاب در خانواده، سلامت این نهاد را تضمین می کند و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد تلاشش در حوزه های دیگر چندان مثمر ثمر نخواهد بود.

حجاب و پوشش اسلامی و به تبع آن، حفظ نظام خانواده از آن رو ارزش دارند که تامین کننده سعادت آدمی و منشاء قرب الهی هستند.سال‌های اخیر در فضای جامعه عواملی وارد شده که به تشدید بد حجابی در جامعه دامن زده است،امروزه یکی از مهمترین محورهای جنگ نرم در مواجهه با انقلاب اسلامی تلاش برای تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم در موضوع عفاف و حجاب است؛ دشمن سعی دارد با تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی که در آن سبک زندگی حضرت فاطمه (س) الگو قرار داده شده در این مسیر به اهداف شوم خود برسد.حجاب از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است زیرا غرایز و التهاب جسمی و معاشرت‌های بی بندوبار را کنترل و بر تحکیم نظام خانواده افزوده و از انحلال کانون محکم زناشویی جلوگیری و امنیت اجتماعی را فراهم می‌سازد.

سیل روز افزون شبکه‎های فارسی زبان ماهواره‎ای که انواع فیلم و سریال و موسیقی را پخش می‎کنند در تشدید وضعیت نابسامان حجاب بسیار موثر بوده است به طوری که گرد این مضلات به دامن همه، حتی مردم نقاط روستایی نیز نشسته است.متزلزل شدن نظام خانواده و جامعه و از میان رفتن امنیت آن از عواقب بی‌حجابی در جامعه است.وضعیت حجاب نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده است،فراموش شدن دو فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با انقلاب به‌وسیله‌ی شبیخون فرهنگی؛تقلید کورکورانه در مقوله بی‌حجابی و عدم طراحی لباس‌های متناسب با دین وهمچنین نبود جایگاه آموزه‌های دینی در زندگی افراد از عمده علل گرایش جوانان به بی‌حجابی است.

ما مسائل فرهنگی را به فراموشی سپرده‌ایم و نهادهای فرهنگی نیز از مسیر اصلی خود خارج شده‌اند که همین امیر موجب کم‌رنگ‌تر شدن فرهنگ بومی و اصیل شده است.عدم تأمین محبت جوانان در محیط خانه و نبود تربیت دینی از علل اصلی گرایش به بد‌حجابی است تا جوان بدین طریق نیازهای عاطفی خود را به‌وسیله خودنمایی در جامعه تأمین کند. برخورد فیزیکی با افراد بد‌حجاب نتیجه عکس دارد و موجب لجبازی و گمراهی بیشتر افراد می‌شود.

وضعیت حجاب نسبت به سالیان قبل در جامعه سست‌تر شده است، تربیت ناصحیح خانواده‌ها و نبود فعالیت‌های فرهنگی در جامعه از مهم‌ترین عوامل اصلی گرایش به بد‌حجابی هستند.زمانی که کار فرهنگی بسیار محدود باشد و جاذبه‌ها و مزیت‌های حجاب برای جوانان بازگو نشود، زمینه برای شبیخون و تهاجم فرهنگی باز می‌شود و استکبار به‌وسیله‌ی جنگ نرم هم‌چون ماهواره موجب گرایش جوانان به بدحجابی می‌شود.داشتن حجاب یک سپر محکم در برابر فساد و آسیب‌های جاری در جامعه است،بی‌حجابی می‌تواند جامعه را به سوی مفاسد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سوق دهد.

حجاب یک امر ضروری و سفارش شده دین اسلام است،اسلام و آموزه‌های اسلامی را باید از همان ابتدا به فرزندان آموزش دهیم تا بدین وسیله ارزش‌های مذهبی در آن‌ها نهادینه شود.عدم وجود اشتغال و مسکن و فراهم نبودن شرایط ازدواج یکی از علل عمده گرایش جوانان به این تهاجم فرهنگی است که می‎طلبد دولت شرایط اولیه را برای جوانان فراهم کند تا راه گرایش به سمت بدحجابی و دیگر معضلات اجتماعی نیز بسته شود.هر چند جامعه نقش موثری در رفتار اجتماعی افراد دارد اما خانواده‌‎ها به‌واسطه‌ی این‌که به طور مستقیم با جوانان در ارتباط هستند باید در تربیت صحیح آنان همت گماشته و مراقب رفتارهای فرزندان خود باشند.

شاید تنها یک درصد از افراد جامعه از بی‌حجابی خود غرض دارند اما اکثر مردم برای هم‌رنگ شدن با جامعه و تقلید کورکورانه بی‌حجابی را انتخاب می‌کنند.بی‌حجابی موجب پیش رفتن جامعه به سمت ناپاکی و ناامنی، افزایش سن ازدواج و بی‌رغبتی جوانان برای ازدواج می‌شود.باید از همان دوران کودکی فرزندان را به حجاب تشویق کنیم تا در سن جوانی خود حجاب را اختیار کنند.جامعه‌ی ما در خط قرمز پوشش قرار نگرفته‌ است اما متأسفانه گرایش به بدپوششی و رفتارهای نامناسب فردی افزایش یافته است که این ریشه در بیکاری جوانان و عدم تأمین اوقات فراغت مناسب دارد.

باید بپذیریم که حریم عفاف و حجاب در جامعه اسلامی ما دارد دچار صدمه جدی می شود و حرکت آن درست در مسیر فرهنگی است که غربی ها خواب آن را برای ما دیده و تعبیر کرده اند؛ و با سیری کوتاه در جامعه براحتی به این نتیجه می رسیم که زنان و دختران با چه ظاهر زننده ای در اجتماع حاضر می شوند و در معرض دید چشم های آلوده و شیطانی قرار می گیرند.کارشناسان دینی بر این باورند که بی‌حجابی نتیجه سست شدن ایمان و اعتقادات افراد به ارزش‌های دینی و اخلاقی است؛ استکبار در هجوم نوین خود سعی دارد حرکت ارزشی و اعتقادی با دو بال سرخ حسینی و سبز مهدویت را از کار بندازد و به این نکته رسیده است که عفاف و حجاب الگو گرفته شده از حضرت زهرا (س) یکی از مهمترین اصول تام پرواز با این دو بال است.

در عصر کنونی مهمترین و بیشترین تاثیرگذاری را رسانه ها بر روی افکار عمومی دارند و در عین حال بیشترین آسیب هم از طریق همین رسانه ها می تواند به جامعه و خانواده تحمیل و تزریق شود؛ گرچه بی حجابی علت های مختلفی دارد اما مهمترین و تاثیر گذار ترین عاملی که در حال حاضر می توان به آن اشاره کرد تأثیر بسیار مخرب شبکه های ماهواره ای و برنامه های غیر اخلاقی آن به عنوان یک رسانه تاثیر گذار در خانواده است.درست است که پدیده ی بی حجابی موضوع جدیدی نیست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره حضور افرادی با پوشش نامناسب را در جامعه شاهد بوده ایم، اما گسترش این پدیده ی شوم در جامعه رو به گسترش است و در صد بسیار بالایی از این نگرانی را این بشقاب های سمی ایجاد کرده است.

اگر فضای واقعی جامعه را اصلاح کنیم، تأثیرات رسانه کمتر می‌شود.در خیابان‌ها نمی‌شود افراد را تربیت کرد،متدینین با مشاهده افراد بی‌حجاب نباید با آن‌ها مقابله کنند بلکه از طریق روش‌های نوشتاری و گفتاری آن‌ها را هدایت کنند.با این وجود انتظار می‎رود نهادهای تأثیرگذار حداکثر تلاش خود را به‌منظور اجرای فعالیت‌های فرهنگی مناسب در راستای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب انجام دهند، چون با توجه به هجمه رسانه‎ای دشمن باید برنامه‎ریزی‎های فرهنگی منسجم مورد توجه قرار بگیرد،هم‌چنین افراد جامعه نیز نباید از دو فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر غافل شوند.

بهترين راه رسيدن به حجاب و عفاف، آشنايي با فرهنگ دين است به طوري كه بدانيم زن سرمايه اصلي عفت و حياست و اگر عفت و حيا از زني گرفته شود اين زن در فرهنگ اسلامي ديگر سرمايه‌اي ندارد. دختران بايد قدر حجاب و عفاف را دانسته و به مباني اين ارزش‌ها روي آورند كه در اين راستا براي اينكه به اين آفت گرفتار نشويم بايد راهكارهاي مناسبي در نظر گرفته شود. برخي از زنان بدحجاب خيابان‌ها به صورت تشكيلاتي هستند كه براي انحراف جامعه در محافل عمومي حضور مي‌يابند كه مسئولان مرتبط بايد قبل از تبديل به يك فاجعه اقدامات و راهكارهايي را به كار گيرند.

همه ما بايد در راستاي اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه تلاش كنيم چرا كه حجاب حافظ ارزش‏هاى والاى معنوى زنان در برابر مردان است و در طول تاريخ حجاب مانع از فساد و تباهى و افتادن در دام شهوت‏پرستان خودپرست شده است. همه ما و مسئولان مرتبط با ايجاد كارهاي فرهنگي و آگاهي بخشي نسبت به اين مقوله مهم جامعه توجه كنيم و زنان را از ارزش‌هاي وجودي خود آگاه سازيم تا در آتش ستيزه‌جويي دشمنان اسلام و ايران فنا نشوند.


پوشیدن ساپورت و مانتوهای کوتاه جنگ با عفت است
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

لباس پوشیدن شأنی از شئون انسانی است و در هر تمدن رابطه ی مستقیمی با معنای انسان در آن تمدن دارد.در فرهنگ خالی از معنویت غرب لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست،بلکه برای آرایش آن است.در چنین شرایطی که ارزش زن به نمایش جسم اوست،لباس او باید تنگ و کوتاه باشد تا هر چه بیشتر تن او را نمایان سازد.

http://www.bibaknews.com/images/newsread/1394/04/30/aM1437458525.jpg

در میان موجودات، تنها موجودی که از بدو آفرینش خویشتن را مستور داشته و لباس بر تن نموده،انسان بوده است.در قرآن کریم در آیه ی 22 سوره اعراف آمده که آدم ابوالبشر و همسرش حوّا، آن هنگام که در بهشت به سر می بردند و پس از هبوط بر روی زمین،لباس بر تن داشتند.تحقیقات تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آدمیان نخستین نیز همواره نوعی لباس از برگ درختان یا پوست حیوانات و ... بر تن داشتند.بدین ترتیب می توان ادعا کرد که یکی از وجوه تمایز انسان با سایر حیوانات،پوشیدن لباس است.طبق تحقیقات به دست آمده، لباس،دست کم پاسخ گوی سه نیاز آدمی است:

1.   او را ازگرما،سرما،برف و باران حفظ می کند.

2.   در جهت حفظ حرمت و عفت به او کمک می کند.

3.   به او آراستگی،زیبایی و وقار می بخشد.

بنابراین لباس آدمی را می توان از یک لحاظ به مسکن او تشبیه کرد و می توان گفت همه ی ما به جهت لباسی که بر تن داریم،خانه به دوشیم.

در تمدنی که خدا از صحنه ی زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزید،معنویت به حاشیه ی زندگی خزیده،و انسان دیگر موجودی نیست که حامل «روح الهی» باشد و بتواند خلیفه ی خداوند در زمین شود و ...،در این تمدن انسان هیچ فرق بنیادی و وجودی با حیوان ندارد.او هم چند سالی در طبیعت زندگی می کند و می میرد و دیگر هیچ...!

ارزش واعتبار همه چیز در این تمدن با یک ملاک سنجیده می شود که «چه قدر می تواند به انسانی که اساساً حیوانی مادی است، لذت ببخشد».یکی از این چیز ها «تن انسان» است.این چنین است که غریزه ی جنسی در این جامعه بیداد می کند و زن کالایی می شود که ارزش آن به اندازه ی لذت بخشی او است.اگر زن در این تمدن و این جامعه،«تن» خود را به نمایش نگذارد،برای او چه باقی می ماند؟اگر او را نبینند او دیگر چه ارزشی دارد؟اگر دکارت بیش از 400 سال پیش گفته بود :«من می اندیشم،پس هستم» ،زن در جوامع غربی و غرب زده،ناچار باید بگوید :«مرا نگاه می کنند،پس هستم!». زن فقط«جسم» است و مرد در برابر زن،همه«چشم».زن یک شی است که مرد او را دائماً در دو کفه ی ترازوی چشمان خود می سنجدو ارزیابی می کند.

با گردشی کوتاه در خیابان‌ها و پاساژهای سطح شهر خواهیم دید که ویترین‌های مغازه‌ها با لباس‌های رنگارنگ و مدلهای گوناگون در معرض دید مشتریان است، لباس‌هایی که به دلیل داشتن رنگ‌های زننده مشتریان را به خود جذب می‌کند اما با کمی دقت، نماد غربی  را در تار و پود بسیاری از این لباس‌ها می‌توان احساس کرد.به یکی از پاساژهای شهرمی‌روم، لباس‌فروشی، مانتو فروشی، پارچه‌فروشی و روسری‌فروشی بخشی از مغازه‌های این پاساژ را به خود اختصاص داده است، در میان این مغازه‌ها که در خیابان‎‌ها و سایر پاساژهای شهر کم نیستند؛ وارد مغازه‌‌ای شدم که لباس کودکانه عرضه می‌کرد، دو مشتری همراه با کودک خود به دنبال انتخاب لباس بودند، مادری که دست پسربچه چهار یا پنج ساله خود را در دست گرفته بود با انتخاب یک پیرهن و یک شلوار از فروشنده خواست تا اجازه امتحان لباس را بدهد. فروشنده لباس مورد نظر را به مادر داد و آنها را به اتاق کوچکی که برای امتحان لباس توسط مشتریان در گوشه‌ای از مغازه قرار داشت، راهنمایی کرد.

پس از چند دقیقه مادر لباس را به فروشنده پس داد و گفت لباس کمی تنگ است آیا سایز بزرگتری دارند، فروشنده با لبخندی که بر لب داشت، گفت مدل این لباس به همین شکل است و سایز بزرگتر آن برای کودک شما بزرگ خواهد بود. مادر با گفتن این جمله که متاسفانه نوع دوخت لباس کودکان هم تغییر کرده و متناسب با سن آنها نیست مغازه را ترک کرد.با نگاهی کلی به لباس داخل مغازه‌ها به راحتی می‌توان فهمید که حتی لباس کودکان هم با مدل‌های مختلف رنگ و بوی ایرانی بودن را ندارند.

به مغازه مانتو فروشی که روبروی این مغازه قرار داشت وارد شدم. همانطور که مانتوها را نگاه می‌کردم متوجه شدم مانتوهایی که مدل‌های ساده و بلندتری دارند پشت سایر مانتوهای رنگی و کوتاه قرار گرفته‌اند، دلیل این کار را از فروشنده پرسیدم و او با بیان اینکه خریدار مانتوهای ساده و بدون مدل مشتری چندانی ندارد، گفت: متاسفانه بسیاری از این مدل مانتوها که سال‌های گذشته خریداران بالایی داشت از سال گذشته در مغازه مانده و به فروش نمی‌رسند و روز به روز خریداران آن کمتر می‌شوند.

از او پرسیدم، چرا از سال گذشته! آیا طی سال اخیر است که مشتریان مانتوهای ساده و پوشیده کم شده‌اند؟ وی با اشاره به اینکه سال‌های قبل تعدادی مشتری تحصیلکرده و معلم برای خرید مانتوهای ساده مراجعه می‌کردند، گفت: با بازنشسته شدن این تعداد مشتری کم کم مشتریان این دست از مانتوها کم شدند و هر روز تعداد مشتریان مانتوهای کوتاه و رنگی که بیشتر دختران دانشجو و جوان هستند؛ بیشتر می‌شود.

علل و عوامل مختلف و متعددی در پیدایش و گسترش پدیده ی بی حجابی سهیم و دخیل بوده اند که برخی از آن ها انگیزه ی سیاسی ،پاره ای ریشه ی فرهنگی و پاره ای نیز مبنای اقتصادی داشته اند و برخی به عوامل روانی و فردی بر می گرددمتاسفانه با بدحجاب شدن افراد جامعه، فروشندگان البسه نیز گرایش بیشتری برای تامین کالاهای با رنگ و مد روز دارند، این تولیدکنندگان هستند که با پیاده‌کردن مدهای غربی روی لباس‌ها موجب شده‌اند تا مردم نیز خواهان آن باشند.بسیاری اوقات خریدارانی هستند که به دنبال لباس‌هایی متناسب با فرهنگ اسلامی هستند اما باید مغازه‌های زیادی را بگردند تا به کالای مورد نیاز خود دست یابند. سلیقه مشتریان موجب شده که فروشندگان البسه برای حفظ مشتریان خود کالاهایی را به فروش برسانند که مشتریان بیشتری دارد.
اگر قرار است لباس‌هایی متناسب با فرهنگ این مرز و بوم به مردم عرضه شود لازم است مسئولان وارد کار شوند و اجازه تولید این نوع لباس‌ها توسط تولیدکنندگان را ندهند چرا که مغازه‌داران نیز اجناس خود را از تولیدی‌ها تهیه می‌کنند.تا زمانیکه بخش دولتی نظارت متناسبی با بخش خصوصی(تولیدکنندگان پارچه و لباس) نداشته باشند هیچکدام از مغازه‌داران نمی‌توانند مانع فروش اینگونه اجناس شوند چرا که عرضه لباس با مُد روز توقع مشتریان را نیز روز به روز برای مُد جدیدتر بالا می‌برد.


ترویج فرهنگ حجاب و عفاف درجامعه نیازمند برخورد مناسب و اصولی است.ومتاسفانه در زمینه حجاب و عفاف، بصورت فرهنگی برخورد نشده است،با روندی که هم‌اکنون از نوع پوشش بدحجابی در جامعه شاهد هستیم به وضوح دیده می‌شود که کار از برخورد گذشته و در برخی موارد برخورد با این مسئله از سوی مسئولان نتیجه عکس داشته است.پوشش نامناسبی که در جامعه دیده می‌شود نیاز به فرهنگسازی اساسی دارد و باید عمیق‌تر به این موضوع از سوی مسئولان پرداخته شود.

تولیدکنندگان نیز در ترویج بدحجابی مقصرند،باید تولیدکنندگان ما بپذیرند لباسی که عرضه می‌کنند متناسب با شان و جایگاه مردم منطقه ما نیست.باید با تولیدکنندگان لباس‌های نامناسب و مغایر با ارزش‌های اسلامی برخورد شود و مسئولان این مهم را کنترل کنند.ما انقلاب کردیم تا آرمان‌ها و ارزش‌های اسلامی را ماندگار نماییم، مردم ما از مسئولان توقع دارند و تنها بخش خصوصی نمی‌تواند در این کوتاهی‌ها مقصر باشد.باید ابتدا از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم در راستای اصلاح جامعه متناسب با فرهنگ و آیین این منطقه تلاش کنیم.

متاسفانه فرهنگ اسلامی رو به کمرنگ شدن است و فرهنگ غربی روز به روز در جامعه ما در حال پیشروی است.زن مسلمان چادر را هدیه نور چشمی رسول خدا می‌داند نه اسباب خجالت و حقارت و گوهر وجودش را در صدف عفت نهان می‌کند نه اینکه با ساپورت و مانتوهای کوتاه و رنگارنگ به جنگ عفت برود.مقوله عفاف و حجاب فقط شامل پوشش بدن نیست، عفاف در کلام در نگاه در رفتار و کردار نمود دارد و یک زن عفیفه مسلمان حرمت حریم‌ها را باید بداند و محرم و نامحرمش مشخص باشد.دختران جامعه امروز باید بدانند حیا و حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است و  در نهایت اگر زنان قدر و قیمت خود را بدانند و از پوشیدن لباس‌هایی که برگرفته از فرهنگ غربی است بپرهیزند الگو و نمونه‌ای برای زنان تمام جوامع خواهند شد و از بسیاری از گزندها و آسیب‌های اجتماعی در امان خواهند بود.

طراحان لباس برای ارائه طرح‌های جدید و عقب نماندن از رقابت با سایر طراحان به دنبال مدل‌هایی هستند که برگرفته از فرهنگ‌های غربی است و هیچ سنخیتی با نوع پوشش ایرانی – اسلامی ندارد.به عقیده من باید از مراکز دانشگاهی و آموزشگاه‌هایی که خیاطی و طراحی لباس را آموزش می‌دهند شروع شود و طرح‌هایی در کتاب‌های دانشگاهی به علاقمندان این رشته آموزش داده شود که برگرفته از فرهنگ غربی نباشد.

می‌توان برای بازگرداندن فرهنگ اسلامی در نوع پوشش مردم اقداماتی انجام داد،مسئولان فرهنگی می‌توانند با ایجاد رقابتی بین طراحان لباس و تولیدکنندگان آن رغبت آنها را برای تهیه لباسی در خور شان جامعه اسلامی بیشتر کنند و در عوض آنها را در خرید لباس‌های بومی و پوشیده حمایت نمایند. متاسفانه بسیاری از مدارس سطح شهر و یا ادارات سفارش لباس‌های خود را از تولیدی‌های خارج از استان می‌خواهند و این باعث شده که طراحان لباس داخل استان به فکر ایده و طرح‌هایی مغایر با فرهنگ اسلامی باشند تا بتوانند با ارائه طرح‌های گوناگون و مدل‌های مختلف نظر مشتریان را جلب نمایند.

باید به حجاب بیش از یک پوشش نگاه کرد چرا که از اصلی‌ترین نمادهای فرهنگ دینی حجاب است و جایگاه ارزشمندی در دین مبین اسلام دارد.با فرهنگ‌های متکثری روبرو هستیم و بیشترین هدف این فرهنگ‌ها در نوع پوشش، مصرف‌گرایی است. نباید از اصل خود و فرهنگ اصیل دور شویم، باید یک فرهنگ پویا داشته باشیم و در برابر تغییرات هوشیارانه عمل کنیم.نباید اجازه دهیم که در تغییرات فرهنگی ایجاد شده حل شویم بلکه باید به شیوه مطلوب خود را با آن تغییرات سازگار کنیم.

بیشتر خانم‌ها پوشش به روز را عاملی برای پذیرفته شدن می‌دانند، متاسفانه دختران جامعه امروز ما گمان می‌برند که تنها با پوشش روز می‌توان توسط جنس مخالف پذیرفته شد و با حجاب کاملا منزوی خواهند شد.باید با ترویج پوشش درست که متناسب با فرهنگ جامعه ماست میزان اعتماد به نفس را در دختران بالا برد.برخی زنان جامعه به بیماری خودنمایی گرفتارند و گمان می‌کنند با استفاده از لباس‌های مختلف محبوبیت عمومی خواهند داشت. در بسیاری مواقع دیده شده برخی افراد بی‌حجاب خود را کمتر و پایین‌تر از سایر افراد می‌پندارند و با استفاده از لباس‌های مد روز و آنچنانی، عقده حقارت خود را آشکار می‌کنند.باید به جوانان چه پسر و چه دختر آموخت که حفظ حجاب و ارزش‌های اسلامی می‌توانند مانع بسیاری از آسیب‌های اجتماعی باشند و این امر نیازمند آموزش صحیح و درست است.

مد و مدسازی پدیده‌ای است که در دنیای امروز به نحو چشمگیری گسترش یافته و این چالش بزرگ اجتماعی به شکلی بی‌سابقه در لایه‌های اجتماعی جوامع نوین ریشه دوانده است.مخالفت با مد و مدگرایی به معنای مخالفت با تنوع و مدگرایی نیست، بلکه تنوع و نوگرایی نیاز طبیعی و فطری هر انسان به ویژه بانوان است اما تقلید مُد و افتادن در دام‌هایی که عوامل استعماری برای زدودن هویت و از بین بردن مبانی اعتقادی ملت‌ها و حاکمیت فرهنگ ابتذال در جوامع گسترانیده شایسته جامعه دینی و اسلامی ما نیست.

رهبر معظم انقلاب در خصوص شاخص‌های مد و مدگرایی مثبت فرموده‌اند که مدگرایی به شرطی که تقلید از مدل‌های اروپایی و ترویج لباس شهرت نباشد و موجب اسراف و تبذیر نگردد و حجاب با فرهنگ ملی و دینی خودمان باشد، عیبی ندارد.اگر دختران و بانوان به شاخص‌های دینی و ملی خود در پوشش و آرایش توجه نکنند و آن را محترم ندانند در دامی خواهند افتاد که چشم‌انداز روشنی ندارد.

دشمن با ابزار مد و مدگرایی به میدان آمده و در این جنگ از هرآنچه که دارد مایه می‌گذارد و هویت ملی و دینی مردم به ویژه جوانان را نشانه رفته است.اگر مدگرایی بر پایه لذت‌گرایی، فردگرایی، سنت ستیزی و خودنمایی و نادیده گرفتن ارزش‌های اخلاقی و اهداف انسانی شکل بگیرد منفی است،  این نوع مدگرایی جامعه را دچار بحران هویت و بی‌ثباتی می‌نماید و ارمغانی جز اصالت مادی‌گرایی، پریشانی، افسردگی، بزهکاری، اعتیاد و غیره ندارد.

گرچه بدحجابی و مدگرایی در بسیاری از افراد جامعه به ویژه بانوان، نه به دلیل مخالفت با دین بلکه از روی سهل‌انگاری و بی‌توجهی است اما باید پذیرفت که این سهل‌انگاری‌ها موجب افزایش پدیده بی‌حجابی در جامعه شده است، شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب بیان کرده روزی خواهد رسید که پیشتازان غربی ماهیت پدیده برهنگی به عنوان بیماری عصر را اعلام خواهند کرد، با این وجود آیا زمان آن نرسیده که این پدیده امروز به عنوان یک بیماری در عصر حاضر شناخته و چاره‌ای برای درمان آن اندیشیده شود؟

 


حجاب ؛طراوت بهشت برروی زمین
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
http://efafinstitute.ir/UserFile/Photo/bb51f0f4_1a1b_4db3_b228_c5c69e03cd5b.jpg


شمارش معکوس برای فروپاشی خانواده
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/84_14910.jpg

از منظر اسلام خانواده مقدس‌ترین نهاد و بستری برای آرامش، تربیت و رشد نسل به شمار می‌آید. اهمیت این مسئله از آنجایی است که خانواده پایه‌ اصلی جامعه است و جامعه‌ سالم در گرو خانواده‌ سالم می‌باشد؛ چرا که اولین نهادی است که فرد به آن ورود پیدا می‌کند و در آن پرورش می‌یابددیدگاهی که اخیرا در جامعه رواج پسدا کرده است بدین شرح است که آرامش مختص به دوران تجرد و ازدواج آغاز تمام مشکلات و گرفتاری‌ها می باشد لذا این بیشن مشکلات اقتصادی را عاملی برای فرار از ازدواج بیان می‌کند که به طور حتم تبعات آن گریبان جامعه را خواهد گرفت. در حالی که خداوند در سوره‌ نور به بندگان خود وعده داده است: «اگر فقیر و تنگ‌دست باشید خداوند از فضل خود شما را بی‌نیاز می‌کند» و خداوند هرگز از وعده‌ خود تخلف نمی‌کند.

تغییر سبک زندگی را می‌توان ارمغان مدرنیته در عصر حاضر به شمار آورد. به عقیده‌ برخی، به وجود آمدن شیوه‌های جدید زندگی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که با حرکت جوامع به سمت پیشرفت و صنعتی شدن رخ می‌نماید؛آمارهای جهانی حکایت از آن دارد که در طول ده سال اخیر، علی‌رغم رشد نابرابری اقتصادی در جامعه ایرانی، شاخص‌های رفاه در زندگی اغلب اقشار پیشرفت چشمگیری داشته و در مقابل دگرگونی مولفه‌های متنوع سبک زندگی ایرانی نیز کاملا مشهود است. ارزش‌هایی همچون صرفه‌جویی، ساده‌زیستی و خودکفایی به شدت در جامعه ایرانی تضعیف شده به نحوی که مهارت‌های زنانه و مردانه زندگی جای خود را به تلاش حداکثری برای کسب درآمد داده است. زن شاغل ایرانی امروز بخش قابل توجهی از درآمدش را اختصاص به هزینه مهدکودک فرزندان می‌دهد تا هم وظیفه تربیت نسل خود را به دیگری بسپارد و هم به سبب دوری از فضای خانواده با مشکلات متنوع زندگی به سبک مدرن مواجهه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی داشته باشد.

مرد ایرانی نیز ترجیح می‌دهد به جای تلاش برای رشد فرهنگی خانواده خویش در حوزه ارزش‌هایی همچون «مدیریت مصرف» و «خودکفایی خانوادگی»، اغلب اوقات روز را در خارج از خانه بگذراند تا هزینه‌های اضافی تحمیلی سبک زندگی مدرن را با فشار شدید تامین کند.رسم منفی اختصاص بخش قابل توجهی از درآمد خانواده به خرید غذاهای آماده ناسالم به شدت در شهرهای ایران همه‌گیر شده و مدرنیته یک به یک ارزش‌های خانواده ایرانی همچون دورهمی‌های ساده خانوادگی بر سر سفره‌ای مشترک و کم‌هزینه با دستپخت مادر و کمک پدر را درمی‌نوردد و جامعه و خانواده ایرانی را به سمت انواع بیماری‌های جسمی و روحی - روانی ناشی از تغییر سبک زندگی اجتماعی سوق می‌دهد. اکنون سوال اصلی این است که چرا در چنین جامعه‌ای که زمان صحبت همسران به کمتر از 5 دقیقه در روز کاهش یافته، انتظار داریم آمار طلاق افزایش نیابد!؟

حقیقت این است که پایه و اساس سبک زندگی در جامعه‌ سنتی ایران بر اساس اسلام بنا شده است و تغییر آن به منزله‌ تغییر سبک زندگی اسلامی به شیوه‌های مدرن و وارداتی است که با فرهنگ اسلامی ما هیچ گونه همخوانی ندارد و در نتیجه تغییر هویت فرد مسلمان را به دنبال دارد. در حقیقت هویت و سبک زندگی با یکدیگر رابطه‌ای دوسویه دارند و بر هم تأثیر متقابل می‌گذارند.از مصادیق تغییر سبک زندگی می‌توان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛ البته نمی‌توان ضرورت‌های جامعه‌ امروز را برای حضور زنان در برخی مشاغل زنانه نادیده گرفت اما آنچه در حال حاضر در جامعه‌ ما اتفاق می‌افتد این است که حتی در مواقع غیرضروری و تنها با این استدلال که زن باید به استقلال مالی برسد تا به مرد وابسته نباشد، به اشتغال بیرون از منزل روی می‌آورند که این مسئله به خودی خود عامل به وجود آمدن مشکلاتی برای فرد و جامعه خواهد شد که از جمله آنها می‌توان کاهش نشاط و شور زندگی در خانواده به علت کمبود محسوس حضور «زن» به عنوان مدیر خانه را برشمرد. در حقیقت هویت و سبک زندگی با یکدیگر رابطه‌ای دوسویه دارند و بر هم تأثیر متقابل می‌گذارند.از مصادیق تغییر سبک زندگی می‌توان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛تغییر سبک «ساده زیستی»  و روی آوردن به زندگی تجملاتی و ایجاد مصرف‌زدگی در بین خانواده‌ها؛تغییر نوع تعامل زن و مرد که تحت تأثیرماهواره‌ها به سبک غربی رخ میدهد.

همچنین گسترش سبک زندگی «مجازی» و«اختلاط» در شبکه‌های اجتماعیاز عواملی هستند که خانواده را بتدریج با خطر ورشکستگی مواجه خواهد کرد. حقیقت این است؛ با تغییر سبک زندگی که مسلماً به دنبال خود تغییر ارزش‌ها را نیز در پی خواهد داشت، نهاد خانواده از درون تضعیف خواهد شد که از این مسئله می‌توان به عنوان عامل اصلی طلاق نام برد، زیرا اولین قربانی آن معنویت است که درون سبک زندگی غربی، باورها و فرهنگ جدید آن استحاله می‌گردد.با بررسی آیات و روایات اسلامی درمی‌یابیم به همان اندازه که در اسلام بر ازدواج و تشکیل خانواده تأکید شده، به همان اندازه نیز بر حفظ و نگهداری از آن سفارش شده است. چرا که نهال خانواده برای ادامه‌ حیات و به ثمر نشستن خود نیاز به رسیدگی و مراقبت ویژه‌ دارد. در آیات و روایات از طلاق به عنوان مغبوض‌ترین حلال خداوند یاد شده است

متأسفانه کوتاه شدن عمر زندگی مشترک در جامعه‌ ما گسترش یافته و اگر به زودی برای حل آن چاره‌ای اندیشیده نشود می تواند به یک بحران جدّی تبدیل شود که این مسئله هوشیاری مردم، مسئولین و نخبگان را می‌طلبد. عمق فاجعه جایی مشخص می شود که بدانیم علاوه بر افزایش این معضل بزرگ، جامعه در جهت قبح‌زدایی از این مسئله گام برمی‌دارد. برگزاری جشن طلاق به تقلید از فرهنگ غرب و دعوت دوستان و آشنایان برای شرکت در این مراسم در جامعه‌ اسلامی ما جای بسی تأسف و تعجب دارد. وقتی زندگی رنگ و بویی از دین و فرهنگ اسلام نداشته باشد، وقتی خانواده تقدس خود را در دید افراد از دست بدهد و ازدواج بیشتر جنبه‌ تشریفاتی پیدا کند؛ وقتی ازدواج‌های سنتی که بر پایه‌ فرهنگ اسلامی و شناخت و باور صحیح از زندگی مشترک است جای خود را به ازدواج‌هایی به سبک مدرن و دوستی‌های خیابانی، اینترنتی و ... بدهد؛ قبح‌زدایی و برگزاری جشن طلاق به شیوه‌ مدرن امری دور از ذهن و تعجب‌برانگیز نخواهد بود!

نظام خانواده به سان يك نظام سالم اجتماعى در روند حيات اجتماعى خود حالات گوناگونى دارد. اگر خانواده كه مركب از زوجين و فرزندان مى باشد، از هماهنگى، انسجام، وفاق وتفاهم دو طرف زن و شوهر برخوردار باشد، قطعاً زمنيه زندگى سالم خانوادگى را فراهم كند، امّا اگر انسجام و هماهنگى نداشه باشد، قطعاً تهديد به فروپاشى و انهدام شده و پايه و اساس آن فرو مى ريزد.هر جامعه اي كه در جستجوي سلامت است بايد اين پديده را مهار كند.اما رشد بي مهار طلاق آن هم در سال هاي ابتداي زندگي جوانان چنين مي نمايد که اين سياست ها نه تنها موفق نبوده است بلکه بر آمار طلاق هم تاثير گذاشته است.

 واضح است از اصلی‌ترین مانع برای تشکیل خانواده پیش‌روی جوانانی که تمایل به ازدواج دارند، مسائل اقتصادی است. از موانع بزرگ دیگر که در این زمینه در مسیر جوانان وجود دارد نیاز به سرمایه اولیه است، در شرایط کنونی یک جوان برای اجاره مسکن کوچک و برگزاری مراسم و تهیه لوازم ازدواج و یک دختر برای تهیه جهیزیه هر کدام به حداقل 20 میلیون تومان سرمایه اولیه نیاز دارند که رقم بالایی است و از عهده جوانان خارج است با این وجود تنها سیاست کشور در این زمینه وام 3 میلیون تومانی ازدواج است طی سالها‌ی اخیر با وجود تورم بالا تغییری نداشته و عملا اثر خودرا در موضوع ازدواج از دست داده است. بنابراین ضروری است به موازات پی‌گیری مسئله اشتغال جوانان که عملا به شرایط عمومی اقتصاد مربوط است و آثار آن در میان مدت خود را نشان می‌دهد هر چه سریعتر وام قرض الحسنه  ازدواج به عنوان تنها سیاست حمایتی کشور از ازدواج جوانان به نحوی تغییر کند که حداقل نیمی از هزینه‌های ازدواج از این طریق پوشش داده شده تا شرایط ازدواج جوانان تسهیل گردد در نتیجه پیشنهاد می‌شود تا وام قرض‌الحسنه ازدواج به 10 میلیون تومان با پرداخت 4 ساله افزایش یافته و دریافت آن برای جوانان تسهیل گردد.

سياست هاي ترويج ازدواج دولتي بيشتر سياست جمعيتي بوده است تا فرهنگي.افزايش وام ازدواج، مسکن مهر جوانان، اهداي هديه يک ميليون توماني به فرزند تازه متولد شده و بالاخره ترويج ازدواج نيمه مستقل همه و همه بيان گر اين نکته است که بخش رسمي جامعه ما تنها به افزايش آمار ازدواج مي انديشد و هيچ برنامه فرهنگي سازنده اي براي تحکيم بنيان خانواده ندارد.


گوهر عفاف و نقش انسان سازي زن
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

اساس اسلام سعادت و نجات آدمی است و باورهای دینی و احکام اخلاقی و فقهی در احکام الهی مربوط به پوشش زن نیز با این فلسفه و حکمت حکیمانه صادر شده است. زن با رعایت حجاب اسلامی، به تهذیب و تزکیه نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم ساخته و زمینه رشد معنوی مردان را هم در اثر حفظ نگاه فراهم می‌کند.حجاب و پوشش اسلامی و به تبع آن، حفظ نظام خانواده نیز از آن رو ارزش دارند که تأمین کننده سعادت آدمی و منشاء قرب الهی هستند.حجاب، دورى از تبرج يا خودنمايى است، زيرا تبرج رفتار جاهليت است در جوامعى كه به تمدن نرسيده اند، زنان به خودنمايى می پردازند. پس زن مسلماني كه بدون توجه به قانون الهي، خود نمايي مي‎كند عمل او تبرج جاهلي است، مثلا با آرايشهاي تند قسمتهايي از بدن خود را برهنه و آشكار كند.

قيام مردم مشهد و واقعه مسجد گوهرشاد در مقابله با كشف حجاب مصداق بارز مبارزه با منكري است كه هنوز متاسفانه آثار شوم آن در كشور وجود دارد.در واقعه مسجد گوهرشاد ماموران رضاخاني مسجد را به قتلگاه خداجويان تبديل كردند و نقطه تاريكي از خود در تاريخ به جا گذاشتند.لذا ياد و خاطره شهدا و قيام مردم مشهد بخشي از تاريخ مبارزه ملت ايران است كه بايد زنده بماند.

دشمن مي‌داند كه اگر بحث حجاب و عفاف و اين نقطه استراتژيك را بمباران كند نه تنها يك فرد كه باعث تباهي يك خانواده و در مجموع جامعه مي‌شود. حجاب و عفاف اصلا مفهوم زنانه ندارد؛ بلكه مفهومي فراتر از لباس زنان دارد به عبارتي رعايت حريم عفاف و حجاب به معناي امكان پاك‌زيستي و اعتقاد محوري در زندگي جاري انسان‌هاست.از لحاظ فطرت انساني ، انسان پس از بلوغ به طرف جنس مقابل تمايل پيدا مي كند كه اگر مسئله عفاف و حجاب نباشد، اين احساس به صورت كاذب تشديد شده و علاقه كاذب و آثار مختلفي چون فساد و فحشا را به وجود مي آورد و بر مبناي آن جرمهاي ديگري ايجاد مي‌شود.

بعد از آن كه مبارزه با مسئله عفاف و حجاب به صورت بنيادين آغاز شد، جامعه غربي از نظر انساني، خانوادگي، اخلاقي و اجتماعي دچار سقوط است. علت اين است كه فرمان خداوند انجام نمي شود چون انسان براي انسان خوب بودن بايد حجاب را رعايت كند و در بخشي رعايت مسئله عفاف و حيا با حجاب بايد همراه باشد كه و اين امر در مورد مردان نيز به اندازه زنان صدق مي كند .همانطور كه دستورات اسلام براي مردان و زنان آمده است. حجاب اسلامي به بهداشت رواني جامعه كمك مي‌كند، زيرا اگر حريم ميان زن و مرد وجود نداشته باشد و زنان همه زيبايي‌هاي خود را در منظر ديد همگان قرار دهند، جنس مخالف همواره در انديشه اشباع عطش روحي و رواني خود تلاش كرده و از فعاليت‌هاي اصلي خود باز مي‌مانند كه اين امر نتيجه‌اي به جز از بين رفتن امنيت روحي و رواني هر دو آن‌ها و جامعه ندارد.

يكي از فضايل اخلاقي اسلام در عرصه اخلاق جنسي رعايت حجاب و پوشش بانوان است. البته اين مسئله مختص بانوان نيست، بلكه آقايان نيز شامل اين دستور الهي هستند، اما تاكيد اسلام بر نوع پوشش بانوان به دليل ساختار خاص جسماني‌شان است.حجاب امري فطري و دروني است و در مقابل آن بي حجابي از عوامل مهم هلاكت دنيوي و اخروي انسان است. اسلام به علت فطري بودن امر حجاب و تاثيرات آن بر ساختار فرهنگي و اجتماعي جامعه، بر حجاب اسلامي تاكيد مي‌كند و مي‌توان گفت كه شخصيت و كرامت بانوان با رعايت حجاب تامين مي‌شود. رعايت حجاب در جامعه تاثير زيادي در تحكيم روابط خانوادگي و حفاظت جامعه از بي‌عفتي و آلودگي جنسي خواهد داشت.نخستين ثمره ترويج فرهنگ عفاف و حجاب رضايت خداوند متعال است كه وقتي در جامعه حاكم باشد بزرگ‌ترين نشان افتخار است.

عفاف و حجاب مسئله‌اي انساني و به نوعي مربوط به همه جوامع بشري است،لذا ايجاد و تقويت بسترهاي پرورشي و تربيتي حجاب و عفاف در جامعه با جديت پيگيري مي‌شوند. بحث عفاف و حجاب تعريف فطري دارد كه شارع مقدس آن را پذيرفته است. حتي بايد اين طور تعبير كرد كه مسئله عفاف و حجاب نوعي حريم نگاه داشتن و حفاظت از آسيبهاي مادي و معنوي به انواع مختلف است. مسئله حجاب تنها فطري نيست بلكه غريزي هم محسوب مي شود . نشانه غريزي بودن حجاب اين است كه آن را در موجوات غير انسان نيز مشاهده مي كنيم به طوري كه حفاظت آنها از خانواده خود گوياي اين مطلب است. در مسئله عفاف و حجاب براي انسانها بر بحث فطري تمركز مي كنيم كه انسان مي خواهد در عالم انسان بماند و انسانيت خود را ارتقا دهد.

اين آرزوي همه انسانها است. اصلي ترين وجه تمايزي كه ميان انسان و حيوان مشاهده مي شود اين است كه انسان به صورت ارادي خالق خود را شناخته و در مسير او حركت مي‌كند. اين مسير را گاهي فطرت تشكيل داده و گاهي انسان دستور آن را به واسطه پيامبر از خدا دريافت مي كند. وجه تمايز انسان براي انسان ماندن اين است كه بتواند خداي خود را با اراده بشناسد، از او اطاعت و در مسير او حركت كند و اين همان درك ماهيت انا لله و انا عليه راجعون است كه بركل هستي جاري است. اين عبارت بيانگر حقيقتي بزرگ است كه شهيد مطهري هم در مجموعه كتابهاي انسان و ايمان به آن اشاره كرده است. اين امر را مي توان در تمام عالم مطرح كرد، پايه اي است كه تمام اديان الهي، حتي بودائيان و اديان بشرساز كاذب نيز نمي توانند آن را رد كنند. آدمها مي خواهند انسان باشند و در اين انسان بودن مهم است كه در روابط اجتماعي و فردي خود سلسه حريم هايي حفظ شود كه باعث مي شود از آسيب زدن و آسيب پذيرفتن جلوگيري كنيم.

خداي متعال به نگاه به فطرت و گرايشهاي كمال‌جويانه انسان و مسيري كه انسان بايد خدايي شود، اين دستورات را قرار داده اند. روابط خانوادگي در تمام اين روابط تعريف شده تا حريم ها نشكند و احترام از بين برود. شاهد مثال همان جوامعي هستند كه به دنبال آرمانهاي باطل وغيرانساني غربي رفته اند حريم فرزند و پدر، زن و شوهر حريم خانواده و نسبت آنها بايكديگر به هم ريخته اند، اما در جامعه ما مسائل ديني، حيا و عفاف ريشه دار و در خون مردم است.  مسئله عفاف و حجاب در تمام جوامع بشري مطرح است .ما در جامعه خود به دنبال ايجاد صفات الهي، انسان شدن و ارائه الگوي حضرت زهرا در تمام ابعاد هستيم كه از اهميت ويژه اي برخوردار است اين مهم، الگو ها زمينه هاي مختلفي را مي طلبد كه يكي از آن بسترهاي مهم عفاف و حجاب است.

http://rooykard.ir/images/docs/000003/n00003059-b.jpg

ثمره ديگر ترويج فرهنگ عفاف و حجاب آرامشي است كه در جامعه برپا مي‌شود.ثمره ديگر آن استحكام روابط خانوادگي است به طوري كه در غرب خانواده‌ها از هم پاشيده‌اند و در واقع خانواده‌اي وجود ندارد و هيچ‌گاه خانواده مامني براي تربيت فرزندان شايسته نيست.در واقع با رعايت حجاب و عفاف و پرهيز از مصرف‌زدگي و آنچه در جامعه‌هاي غرب وجود دارد افراد به اقتصاد خانواده جامعه خدمت مي‌كنند. هر گروهي كه براي ترويج عفاف و حجاب بكوشند علاوه بر رضاي خدا، به سلامت روحي و فرهنگي و اقتصادي جامعه خدمت كرده‌اند.

از ديدگاه اسلام حجاب  سبب تحكيم روابط افراد خانواده و بر قراري صميميت و همچنين موجب حفظ سلامتي اجتماع مي شود و آرامش رواني در برابر هيجانات و التهابات بنيان ساز ايجاد مي كند. حجاب و نقش آن در استحكام خانواده از جمله اهداف متعالي اسلام است كه بايد در كانون خانواده ايجاد شود ، به طوري كه در اين فضاي صميمي خداوند زن را عامل تسكين و آرامش رواني و پيوند در خانواده معرفي مي كند. حجاب پوششي است كه مردم را در برابر تهاجمات بيروني محفوظ مي دارد. جامعه اي كه فرهنگ پوشش در آن حاكم نباشد و برهنگي در آن رايج باشد، خانواده و كل جامعه را رو به نابودي مي كشاند. اين مهم در جامعه ما كه ركن اصلي آن جمهوري اسلامي و دين مبين است نيز از جايگاهي مهم برخوردار بوده و همواره بر ضرورت رعايت آن تاكيد شده است.

علت فرار عده‌ای از بانوان از چادر

وقتی به بعضی از بانوان محترم گفته می‌شود که: چرا چادر سر نمی‌کنید؟ در جواب بهانه‌های متعددی می‌آوردند. از جمله آنکه می‌گویند: چادر دست و پاگیر است و یا می‌گویند قیمت چادر گران است.در صورتی که حقیقت مسأله چیز دیگری است و آن اینکه عده‌ای جاهل و یا معاند، مقدساتی مانند چادر را مسخره می‌کنند و چنین افرادی بخاطر نداشتن آگاهی از احکام نورانی اسلامی و عدم ایمان قوی تحت تاثیر قرار می‌گیرند، و برای رهایی از طعن و تمسخر دیگران به مانتو پناه می‌برند. روی همین دلیل رهبر حکیم و فرزانه فرمودند:«من می‌گویم چادر، بهترین حجاب است و هم یک نشانه ملی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی از زن ندارد. اگر واقعاً کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری به معنای تحرک باشد، لباس رسمی زن می‌تواند چادر باشد که بهترین نوع حجاب است. البته می‌توان محجبه بود ولی چادر نداشت منتها همین‌جا هم باید آن مرز را پیدا کرد.

عده‌ای از چادر فرار می‌کنند به خاطر اینکه هجوم تبلیغاتی غرب دامن گیرشان نشود. اما از چادر فرار می‌کنند به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‌آورند چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‌دهد.تصور نکنید اگر ما فرضاً چادر را کنار گذاشتیم آن مقنعه کذایی را درست کردیم دست از سر ما بر می‌دارند، آنها به این چیزها قانع نیستند بلکه می‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اینجا مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود». (بیانات در دیدار اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان سال ۱۳۷۰)

عواقب و پیامدهای بدحجابی:

1.برانگیختن حس شهوانی مردانی که هر لحظه شاهد پوشش بدن نمای زنان هستند و در نتیجه تولید هزاران نگاه آلوده در هر روز و هر ساعت.

2.عدم اعتماد و بدبینی متقابل بین زن و شوهر

3.این نوع پوشش، چراغ سبزی ناخواسته به افراد شهوت ران و سوء استفاده گر است که همواره دردسرهایی را برای دختران و زنان به همراه دارد و باعث ایجاد پریشانی فکری زیادی در آنان می شود.

4. کاهش امنیت روانی و جسمی برای زنان و دختران
5.دختران مجرد با این نوع پوشش بخش زیادی از طیف خواستگارها را از دست می دهند. عمدتاً پسرهای متعهد و مقید و سالم  به دنبال دختران  باحیا هستند و به سراغ دختران  بی حجاب نمی روند

6.تزلزل خانواده: معمولاً عواقب این پوشش، ازدواج با کسی است که برای او نگاه آلوده دیگران به همسرش بلامانع است. چنین کسی نگاه آلوده به زنان را برای خود هم بلامانع می داند.

لذاآنچه زن مسلمان بايد هميشه به آن آراسته و زينت داده شود، حفظ حجاب و متانتي است كه برگرفته از سيره حضرت فاطمه زهرا (س) است و اين يعني بزرگترين تكامل بشر امروز كه در حقيقت راه حقيقت را به شايستگي يافته است. در كانون گرم خانواده آنچه بايد اصل و اساس قرار گيرد، پايه‌هاي مستحكم ارتباط زن و شوهر و فرزندان است كه مي‌تواند در روابط اجتماعي و بيرون از خانه نيز تاثيرگذار باشد.كرامت و بزرگ‌‌منشي زن مسلمان به آن است كه در عين حضور فعال در جامعه بتواند معيارهاي رفتار اسلامي و رفتار درون خانواده را از هم تميز دهد و يك تعادل خوب و شايسته را در اين دو جبهه ايجاد كند.  آنچه حضرت زهرا (س) را زن ممتاز و نمونه جهان اسلام كرده است توجه به معنويت، صبر و بردباري در مشكلات، ايمان و توكل به خدا بوده است كه سبب شده اين زن بزرگ اسلام براي هميشه الگوي شايسته قرار گيرد. زنان مسلمان بايد در تبعيت از سيره فاطمه زهرا (س) به تمام ابعاد شخصيتي و زندگي او نگاه كنند.آنچه باعث شده است حضرت علي (ع) در كنار فاطمه زهرا (س) احساس تعلق و دلبستگي كند منش و شخصيت الهي‌گونه او بوده است كه باعث شده زندگي زناشويي گرم و مستحكمي را تجربه كنند.

جامعه ما امروز به اين الگوهاي زيربنايي نياز دارند تا بتوانند در يك فضاي مناسب زندگي خوب و سعادتمندي را به نمايش بگذارند تا همه از پيامدهاي آن راضي و خشنود شوند. زن در لواي عفاف و در كانون خانواده مي تواند انسان هاي صالحي را تربيت كند. خانواده، سلول اصلي پيكره اجتماع است كه زن در اين پيكر اجتماع به عنوان قلب جامعه محسوب مي شود و بايستي در راه صلاح جامعه تلاش كند.زن سالم در درون خانواده سالم رشد مي يابد و از دامن اوست كه مرد به معراج مي رود. خانواده كه قلب آن زن است، بهترين پرورشگاه روح و روان و ايمان است. جامعه بي خانواده، جامعه اي آشفته و نامطمئن است، جامعه اي كه در آن مواريث فرهنگي و فكري و عقايد نسل ها به يكديگر منتقل نمي شود و تربيت انسان به راحتي و رواني صورت نمي گيرد.

خانواده به عنوان مركز توليد ايمان و دين باوري است و به گفته امام خميني (ره) همان گونه كه قرآن نقش انسان سازي دارد و كارخانه انسان سازي محسوب مي شود، زن هم نقش انسان سازي دارد. يك زن بايد به بهترين سلاح، يعني سلاح حجاب و عفاف مجهز باشد تا بتواند بهترين نقش آفريني ها را داشته باشد.در دنيايي كه بيشتر سوداگري‌هاي مادي روح تعالي و معنويت را خدشه‌دار كرده است زنان مسلمان با حفظ گوهر ارزشي حجاب لحظه‌اي از راه زهرا (س) و آرمان او دست نكشيدند و اين بزرگ‌ترين افتخار براي نظام اسلامي ما است. تنها در سايه اين راه است كه مي توانيم سالم به مقصد برسيم و از فتنه هاي اين دوران (آخرالزمان) در امان بمانيم. زن مسلمان زن آزاده‌اي است كه در كنار عفاف و حجاب مي‌تواند حضور تاثيرگذار را در جامعه داشته باشد تا بتواند به دور از مادي‌گرايي صرف به ابعاد معنوي و اخلاقي نيز توجه كند.

آنچه باعث مي‌شود زن امروز نتواند از حق و حقوق خود در دنيا دفاع كند اين است كه هميشه در چارچوب مادي‌گرايي و ابزاري به آنها نگاه مي‌شود در حالي كه نگرش اسلام به زن نگرش متعالي است كه ثمره آن نگاه به ابعاد شخصيتي و معنوي توام با عقل‌گرا است. شکوفایی اسلام در غرب نمادهای مختلفی دارد که ازجمله آنها - گسترش حجاب در میان دختران و زنان غیر مسلمانانی که به اسلام روی می‌آورند، آنها به حجاب به عنوان یک عامل مهم در ایجاد امنیت روحی و روانی می‌نگرند، امنیتی که با پدیده برهنگی و بی بند و باری در غرب مورد تهدید قرار گرفته است.از سوي ديگر، جريان رو به جلوي بيداري اسلامي نه تنها در كشورهاي اسلامي و عرب منطقه و آفريقا همچون تونس، ليبي، آذربايجان و ... در احياي سنت‌هاي اسلامي همچون عفاف و حجاب تأثيرات قابل توجهي داشته است، بلكه سبب توجه ديگر كشورها از جمله كشورهاي غربي به خصوص نخبگان علمي اين كشورها به سمت فرهنگ اسلامي از جمله حجاب و عفاف شده است.

امروز استكبار جهاني به سردمداري آمريكا و رژيم بي‌هويت اسرائيل مي‌كوشد تا عفاف و حجاب زنان ما را با تبليغات مسموم بگيرد اما غافل از اين هستند كه اين گوهر در وجود زنان ما است نه در ظاهر آنها. دشمنان انقلاب در سه دهه گذشته با دلفريبي‌هاي زياد كوشيدند زنان و دختران ما را از مسير حقيقي حجاب و عفاف خارج كنند اما هميشه تير آنها به سنگ خورده است.