حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.
 
حجاب زکات زیبائیست+پست ثابت
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

 

 

حجاب و عفاف آسمانی ترین راه به مدینه فاضله است

 

  

:«زن مــــــــــــــ ـگو، مـــــــــــــردآفرین روزگــــــــــــــــــ ار»::::::

- بارها من این را گفته‌ام؛ در زیارت خانواده‌هاى شهدا، اغلب اوقات مادران

شهید را شجاع‌تر و مقاوم‌تر از پدران شهید یافتم.روح لطیف زنانه، آن هم

نسبت به جگرگوشه، این را پرورش بدهد، بزرگ كند مثل دسته‌ى گل، بعد

راضى بشود كه او برود میدان جنگ و به شهادت برسد؛ بعد براى اینكه

جمهورى اسلامى دشمن‌شاد نشود، بر جنازه‌ى او گریه هم نكند!(بیانات ۱۳۹۱/۰۲/۲۳)

 

بیانات مقام معظم رهبری

حجاب، وقار و متانت و و ارزش گذاری زن است.

برای دانلود این فیلم از لینک زیر استفاده کنید.

برای دانلود این صوت از لینک زیر استفاده کنید

 

حجاب فقط یه پوشش در میان انواع پوشش ها نیست
حجاب فقط یه سلیقه در میان سلیقه ها نیست
حجاب فقط یه مرام شخصی در میان مرام ها نیست
حجاب فقط جلوگیرنده ی نگاه ها و پیشنهاد های انسان های دنباله روی شهوت نیست
حجاب یعنی ترجیح دادن خدا برتمامی نظرها و نگاه ها و سلیقه های غیرخدا
حجاب یعنی ارزش دادن به تلاش های زهرا(س)
حجاب یعنی فهمیدن علت مظلومیت های زهرا(س)
حجاب یعنی کنار زدن تمام فایده های بی حجابی به خاطر خدا و خود
حجاب یعنی می دانم که صلاحم در حجاب است چون خدا صلاحم را اینگونه می داند

دستهایتان را برای مشت كردن و دندانهایتان را برای فشردن و دلهایتان را برای اعلام انزجار، مهیا كنید.

ما حضور عریان اطلسی ها را در تهاجم بی رحم طوفان ها نمی پسندیم.

ما آرایش نرگس ها را در مقابل چشمهای زمستانی محكوم می كنیم.

ما محبت نمی فروشیم، عاطفه نمی خریم، دلهایمان را زیر پا نمی اندازیم، نگاههایمان را حرام نمی كنیم، گلبرگهای چهره مان را در زیر نگاههای هوس آلوده مدفون نمی كنیم.

ما ساقه های ترد و نازك زلف را به دست گرزهای آتشین نمی سپاریم.

ما به شرافت پایبندیم، در مقابل حیا زانو می‌زنیم، با نجابت راه می‌آییم و در قبال عفت، تمکین می‌کنیم.
ما در تفکر، منش و اعتقاد، با بی‌دینان شرق و لاقیدان غرب، بسیار فاصله داریم.

ما معتقدیم که خدا هست، معاد و قیامت هست و چشم‌هایی همیشه نگران ماست.

ما حیا می‌کنیم از حضور ولی نعمتمان که در منظر نگاهش گناه کنیم.

ما ساقه‌های ترد و نازک زلف را به دست گرزهای آتشین، نمی‌سپاریم.

ما معتقدیم زمانی که سوز سرد نگاه می‌وزد، گل وجود دختران در گلخانه حجاب،‌ محفوظ‌تر می‌ماند.

 یاوران حجاب
خواهـــــرم
 
سر دفتر صفحات قلبت را
 
به ایمان وتسلیم وحیا زرین نما
 
تا گلبرگ وجودت در کاسبرگ زیبای حجاب به وقار وعفت شکفته شود،
 
آنگاه آن شود کهخـــــــــدا خواهد


تثبیت جایگاه زنان در جامعه با حفظ و گسترش حجاب
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

حجاب به معنای پوشش، امری ظاهری و آشکار برای افراد به ویژه بانوان است و عفاف معنای گسترده تری نسبت به حجاب دارد و بر رابطه ی فردی و اجتماعی افراد تاثیر می گذارد.حجاب و عفاف زیرمجموعه ی قاعده ی کلی و بزرگتری به نام اخلاق است. وجود آن در جامعه نه تنها به نشاط جامعه کمک می کند بلکه امنیت روانی و اجتماعی را نیز با خود به همراه می آورد.
هشتاد سال از روزي كه رضاخان ديكتاتور پليد و نوكر اجانب، مسجد گوهرشاد- اين خانه خدا- را به توپ بست و معترضان به بي حجابي را به خاك و خون كشيد، مي گذرد و امروز بيش از هر روز شاهد به بار نشستن خون آن مظلومان و جهاني شدن آرمان آن انسان هاي والا هستيم واقعه مسجد گوهرشاد مشهد در 21 تیرماه سال ۱۳۱۴ هجری خورشیدی، از رخدادهای مهم دوران حکومت رضا شاه پهلوی و نخست‌وزیری محمدعلی فروغی روز تاریخی تلخی است که از خاطر ملت ایران نمی‌رود.سالروز خیزش مردم علیه قانون کشف حجاب که در جریان این واقعه به کشتار مردم بی گناه در مسجد گوهرشاد مشهد مقدس منجر شد، به عنوان روز «عفاف و حجاب» نامگذاری شده است.

حجاب در دیگر ادیان و مذاهب

پوشش ديني بانوان از اختراعات آيين اسلامي نيست بلكه ريشه در تاريخ دارد. به گفته ويل دورانت: (قوم يهود و ايرانيان قديم، حجاب را براي بانوان يك نوع كرامت و شرافت، و از واجبات ديني مي‌دانستند) اسلام، پوشش و حجاب را براي شبه‌جزيره عربستان به ارمغان آورد. هم‌اكنون در اسرائيل، بسياري از بانوان قوم يهود با پوشش كامل به مدرسه و دانشگاه مي‌روند، ولي در فرانسه و تركيه به جرم‌داشتن حجاب، زنان از تحصيل باز داشته مي‌شوند، درحالي كه از نظر منشور جهاني هر انساني در اتخاذ عقيده، شغل، مسكن و نوع لباس، آزاد است. هر كشوري لباس ملي خاصي دارد كه هر انساني حرمت آن را پاس مي‌دارد و كسي حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالي كه برخي از حكومت‌هاي غربي، چادر و يا پوشش اسلامي را كه هيچ‌گونه ضرر و زياني ندارد، برنمي‌تابند. اما در مقابل برهنگي و خودآرايي زنان را كه باعث تهييج شهوات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اخلاقي و ناامني‌هاست، مورد تشويق قرار مي‌دهند. بي‌بند و باري و مفاسد اخلاقي و جنسي در اين كشورها به حدي است كه برخي از دختران غربي براي حفظ امنيت خود، به سياه‌پوستان پناه مي‌برند

چه بسا، یکی از شبهاتی که عدّه‌ای در مورد حجاب و پوشش، به آن گرفتار شده‌اند، این است که تصور می‌کنند که در عصر و زمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) هیچ موقع در مورد حجاب، برخورد شدیدى که امروزه شاهد آن هستیم نمى‌شد و تنها در حد ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر بوده و هیچ گونه بر خوردى نبوده است و حتى اصرارى هم به ارشاد نداشتند؛ زیرا خدای متعال وحى فرمود: «بر تو تکلیفى نیست، فقط دعوت زبانى کافى است و این خداوند است که هر کس را بخواهد هدایت و گمراه مى‌کند.» آیا واقعا در عصر پیامبر و امام معصوم(علیهم‌السلام) چنین بوده است؟

در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که پوشش اسلامی و دینی، یکی از احکام ضروری و جزو مسلمات دین اسلام است و در آن هیچ مسلمانی تردیدی ندارد؛ چون علاوه بر آن قرآن، روایات متعددی که دال بر وجوب حجاب کند، موجود است. از این رو، هم فقهای شیعه و هم فقهای سنی در این مسأله اتفاق نظر دارند.هر چند در عصر پیامبر و امامان معصوم(علیهم‌السلام)، بانوان بدحجاب وجود داشته‌اند، ولی قرآن کریم با این پدیده برخورد کرده و در پی آن، دیگر آن زنان قادر نبودند که هر طور می‌خواستند در جامعه ظاهر شوند. این مسأله، به خوبی از آیاتی که تاکید بر حجاب و پوشش و پرهیز از هرگونه تبرج، خودنمایی، تحرک و بی‍حجابی عصر جاهلیت دارد، قابل استفاده است؛ «وَ قَرْنَ فى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ اْلأُولى‏؛ و(ای زنان پیامبر) با وقار در خانه خود قرار گیرید و (در میان مردم) همانند ظهور(زنان) در دوران جاهلیت نخستین، (با آرایش و زینت بدون رعایت حجاب) ظاهر نشوید.»[احزاب، 33]

منظور از جاهلیت نخستین، همان جاهلیتی است که هم عصر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است؛ به گونه‌ای که در تاریخ آمده است که آن زمان، زنان حجاب و پوشش درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می‌انداختند؛ به طوری که گلو و بخشی از سینه و گردنبند و گوشواره آنها مشخص بود. از این رو قرآن کریم همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می‌دارد. ناگفته نماند که، بدون شک این حکم و تکیه این آیه بیشتر بر همسران پیامبر بوده است.امّا در آیه‌ا‌ی دیگر علاوه بر تاکید بر پوشش همسران و دختران پیامبر بر پوشش زنان مؤمن نیز تاکید دارد؛ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ؛ ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زن‌های مؤمنان بگو؛ روسری‌ها و چادرهای خود را بر خویش بیفکنند(که گردن و سینه و بازوان و ساق‌ها پوشیده شود) این(کار) نزدیکتر است به آنکه(به حجاب و عفت) شناخته شوند، تا مورد تعرض و آزار(فاجران) قرار نگیرند.»[احزاب، 59]

همچنین در آیه‌ای دیگر به طور عام، از همه زنان مؤمن خواسته شده است تا حجاب و پوشش خود را داشته باشند؛ «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛ و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را(از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند؛ مگر آنچه که طبعیتا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش(فرو) اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان و... آشکار نکنند.»[نور، 31]

کلمه «خُمُر» که در این آیه بکار برده شده است، جمع خِمار و معنای آن؛ روسرى و سرپوش‏ است.[1] واژه «جیوب» نیز از جَیب گرفته شده و به معنى قلب، سینه و گریبان می‌باشد.[2]علامه طبرسی، در تفسیر این آیه، چنین می‌گوید: «بانوان شهر مدینه اطراف روسرى‏های خود را به پشت سر مى‏انداختند و در نتیجه بخشی از سینه و گردن و گوش‏هاى آنها مشخص مى‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گردن بیندازند تا این مواضع نیز مستور(و پنهان) باشد.»[3] فخر رازى، این نکته را یاد آور شد که «خدای متعال با به کار بردن واژه‏هاى «ضَرب» و «عَلَى» که مبالغه در القاء را مى‏رسانند، به دنبال بیان لزوم پوشش کامل این نواحى است.»[4] ابن عبّاس در تفسیر این جمله نیز مى‏گوید: «یعنى زن باید، مو و سینه و دور گردن و زیر گلوى خود را بپوشاند.»[5]

دردین زرتشت پوشاندن صورت معمول نبوده، ولی پوشش مو و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر در میان زنانشان رایج بوده است، ویل دورانت با این جمله وضعیت پوشش یهودیان را توصیف می‌کند(اگر زن به نقض قانون حجاب می‌پرداخت، چنان که اگر بی سر پوش به میان مردم می‌رفت یا با سخنی با مردان درد دل می‌کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می‌کرد، همسایگان صدایش را می‌شنیدند در آن صورت مرد می‌توانست او را بدون پرداخت مهریه طلاق دهد)،حجاب در دین مسیحیت نیز که استمرار دین یهود است به عنوان حکم الهی مطرح بوده و «پولس رسول» که کتاب و توصیه های او برای دنیای مسیحیت لازم الاجراست، معتقد است پوشیدگی دارای دو مفهوم جداگانه است، یکی احترام مذهبی و دیگری مظهر تفاوت جنسی. او معتقد است به همان مقدار که پوشیده بودن موهای مرد بی‌احترامی به پروردگار محسوب می‌شود، عریان بودن موهای زنان هم بی حرمتی است.

تبیین حجاب از دیدگاه قرآن و روایات

در این زمینه، روایات و احادیث متعدد و متواتری وجود دارد که در کتب شیعی از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از آنها در ارتباط با تفسیر آیات مربوط به حجاب و پوشش ذکر شده است و برخی هم حکم بانوان سالخورده را در خصوص حجاب بیان داشته است و برخی نیز در مورد إماء و کنیز وارد شده است و بعضی هم زمان وجوب و لزوم حجاب و پوشش را بیان داردمهمترین آیه حجاب در قرآن آیه 30 سوره نور است که خداوند متعال می‌فرماید:«ای پیامبر، به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می‌شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید به وسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند، جز برای شوهر و محارم.»، بنابراین از آیات قرآن در می‌یابیم که حجاب یک آموزه و حکم الهی است که در نوع زندگی افراد تأثیر می‌گذارد، افرادی که در جامعه حجاب را رعایت می‌کنند سبک زندگی را براساس این نوع حجاب، می‌سازند ودر واقع حجاب در اینجا علت و عامل نوع خاصی از سبک زندگی می‌شود، البته باید گفت حجاب صرفا یک لباس و پوشش نیست، بلکه عفت و مصونیت است، از سوی دیگر افرادی که حضور اجتماعی بدون حجاب دارند، سبک زندگی دیگری را در جامعه ایجاد می‌کنند و به آسیبهای متعددی در جامعه و برای خود دامن می‌زنند.به طور کلی، روایات وارده، اصل وجوب حجاب و پوشش را مسأله‌ای مسلّم و ضروری دانسته و به شرایط، خصوصیات، زمان و استثناءات آن پرداخته است. به عنوان نمونه به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) آمده است: «کُلُّ آیتِهِ فِی القُرآنِ فِیهَا ذِکرُ الفُرُوجِ فَهِی مِنَ الزِّنَا إِلّا هَذه الآیته(وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ) فَإنَّهَا مِنَ النَّظرِ؛ هر آیه که در قرآن، سخن از حفظ فروج به میان مى‌آید، مراد حفظ کردن از زنا است، جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران مى‌باشد.»[6]

2. فضیل بن یسار در سوالی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌گوید: «سَألتُ أبَا عَبدِالله علیه‌السلام، عَن الذراعَینِ مِنَ المَرأتِهِ، همُا مِنَ الزِّینتِهِ ألتى قَال الله: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إلّا إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ»؟ قَالَ: نَعَم وَ مَا دُونَ الخِمارِ مِنَ الزینتهِ وَ مَا دُونَ السَّوارِین؛ از امام صادق علیه‌السلام سؤال کردم؛ آیا دو تا ذراع زن از جمله زینت است که خدا مى‌فرماید: «براى غیر شوهر نشان داده نشود؟» حضرت فرمود: بلى و نیز سر و موهاى سر و گردن و بخشى از سینه که با روسرى پوشانده مى‌شود، هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت(مراد محل زینت است) است و براى غیر محارم نمى‌توان نشان داد.»[7]

3. احادیثی که اصل حجاب و پوشش را مسلم دانسته و زمان وجوب آن را بیان می‌کند.

الف) محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه‌السلام) روایت می‌کند؛ «لَا یَصلحُ لِلجَاریتِهِ إِذَا حَاضَت إِلّا أَن تَختَمرَ؛ دختر هنگامى که به حد بلوغ(شرعى) رسید، باید روسرى داشته باشد.»[8]

ب) امام رضا(علیه‌السلام) در این باره فرموده: «لَا تَفطِی المَرأتُهُ رَأسَهَا مِنَ الغُلامِ حَتّی یَبلُغَ الغُلامُ؛ پسر هنگامی که به حد بلوغ رسید، زن باید حجاب را رعایت کند و سر خود را از او بپوشاند.»[9]

بنابراین، مضاف بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب و پوشش، آیات و احادیث متعددی بر لزوم و وجوب حجاب دلالت دارند. از طرفی پوشش یک امر غریزی و فطری برای انسان‌ها نیز می‌باشد و در طول تاریخ و از دیر زمان، بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش و حجاب اهتمام داشته است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل خود قرار داده‌اند.ولی با این وجود، موارد برخورد پیغمبر اکرم با بد حجابی بدست نیامده است و به طور کلی هم جزئیات دقیق‌تری از زندگی عصر پیغمبر موجود نیست.

هر چند در عصر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امام علی(علیه‌السلام)، بانوان بد و بی‌حجابی وجود داشته‌اند، ولی این بدین معنی نیست که این گونه زنان، قادر بودند که هر طور که دلشان می‌خواسته است، در جامعه ظاهر شوند. همچنین اثبات این ادعا نیز مشکل است؛ زیرا افرادی که در قلمرو حکومت اسلامی می‌زیسته‌اند، قوانین اسلامی را به ظاهر رعایت می‌کردند. حتی اقلیت‌های دینی هم موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده‌اند؛ همچنانکه این مسأله در کتب فقهی نیز آمده است.امّا آنچه که در عصر پیغمبر اکرم معمول بوده، حجاب نداشتن کنیزان بوده است؛ آن هم در محدوده سر و گردن بوده و نه بیشتر. از این رو به بانوان آزاد مسلمان، دستور داده شده که حجاب اسلامی را کاملا رعایت کنند، تا نسبت به کنیزان شناخته شوند.

پس بر این اساس، ادعای اینکه حجاب و پوشش در عصر پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نبوده، حرفی بدون دلیل و منطق است که دلایل قرآنی و روایی، خلاف آن را ثابت می‌کند.نظام جمهوری اسلامی ایران، با هدف حاکمیت احکام و ارزش‌های دینی و اسلامی در جامعه شکل گرفته است و انتخاب این نظام از سوی مردم، بیانگر خواست آنها در پذیرش ارزش‌ها و اصول اسلامی و اجرای آن در کشور است و مردم هم با آگاهی و اطلاع کامل، نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کرده‌اند و از آنجایی که حجاب و پوشش به عنوان یکی از احکام و دستورات اجتماعی دین اسلام، نقش مهمی در حفظ سلامت اجتماع و حریم خانواده و جلوگیری از فساد جامعه داشته است و همچنین کوتاهی و بی‌توجهی به آن، اثرات نامطلوب و زیان باری برای جامعه می‌تواند داشته باشد.

حکومت دینی و اسلامی، موظف است که زمینه‌ها و شرایط لازم را برای رعایت این احکام الهی فراهم کند و با متخلفان آن برخورد کند. پس مقابله با بی‌حجابی و دستور به رعایت آن، هر چند نوعی محدودیت آزادی تلقی می‌شود، ولی این در حقیقت محدود کردن آزادی‌های مخربی است که بنیان اجتماع و خانواده را سُست کرده و سلامت جامعه را به خطر می‌اندازد و نتیجه آن به دست آوردن آزادی‌های مطلوب‌تر و امنیت و آسایش افراد جامعه خواهد بود؛ مانند ایجاد محدودیت در استفاده از بعضی از غذاها، برای حفظ سلامتی بدن، آیا هیچ منطقی قبول می‌کند که تحت عنوان آزادی، استفاده از هر نوع غذا که برخی از آنها سلامتی جسم را به خطر می‌اندازد، جایز بداند؟

به علاوه، برخی از احکام شرعی به گونه‌ای می‌باشند که اگر فردی آن را انجام ندهد، ضررش بیشتر متوجه خودش می‌شود؛ مانند به جا نیاوردن نماز که در اینجا اجبار مطلوب نیست، ولی برخی دیگر، همانند رعایت نکردن حجاب و پوشش، نه تنها فرد متضرر می‌شود؛ بلکه موجب ضرر برای دیگر افراد جامعه نیز می‌شود. در اینجا چون مصلحت جامعه بالاتر از مصلحت فردی است، لذا لازم است که با افراد متخلف برخورد شود و آنها را ملزم به رعایت مقررات کرد؛ از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، از یک سو جامعه همچون حریم خانه او محسوب می‌شود، پاکی جامعه به پاکی او کمک می‌کند و آلودگی آن به آلودگی او منجر می‌شود.

لذا در دین اسلام، هر کاری که فضا و جو اجتماع را آلوده می‌کند، باید با آن مقابله کرد؛ زیرا که گناه همچون حریق است و هنگامی که در جایی از جامعه این حریق روشن شود، لازم است که سعی و تلاش کرد تا آن حریق خاموش شود و یا حداقل محاصره شود؛ ولی اگر به حریق دامن زده شود و آن حریق از جایی به جای دیگری برده شود، حریق و آتش همه جا را فرا خواهد گرفت و آن موقع، کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود و از آن گذشته بزرگی گناه در نگاه عامه مردم کوچک و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‌ها که خود سد بزرگی در برابر فساد است، از بین خواهد رفت.از این رو، حکومت اسلامی، وظیفه مقابله دارد و باید جلوی نشر منکرات و زمینه‌های ایجاد فساد را بگیرد. البته این به معنی اجبار و استفاده از زور برای حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن و جلوگیری جامعه از بیماری‌های روانی است.بنابراین، حاکمان دینی و اسلامى موظف به از میان بردن زمینه‌ها و عوامل مزاحم رشد فضائل و ارزش‌های انسانى هستند و این در حقیقت همان بسترسازى براى سلامتی روان جامعه است.

پیام وآثارحضور زن با حجاب در جامعه

از دیدگاه اسلام زن شخصیتی شایسته و رسالتی الهی دارد که می‌تواند با پیمودن مدارج کمال به مراتب عالی انسانی برسد، زن مربی بشر است و می‌تواند با تربیت فرزند صالح، امتی را از گمراهی نجات بخشد، جایگاه والای زن می‌طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار بگیرد تا ارزشهای انسانی‌اش محفوظ بماند.زن با حجابش پیامی به مردان و نامحرمان در محیط کار و اجتماع می‌دهد که کسی حق تعرض و سوء استفاده از او را نخواهد داشت، حجاب برای حفظ خود زن است و هم برای حفظ جامعه ، زنان نسبت به مردان تفاوتهایی دارند؛ زیرا از جاذبه های بیشتری در خلقت برخوردارند که ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرند. اسلام چون می‌خواهد زن نقش مثبت و مؤثری در جامعه داشته باشد، حجاب را به او توصیه می‌کند تا با توسل به حجاب نقش متعالی خویش را در جامعه ایفا کند. اسلام زن را به عنوان یک مادر و همسر به تعالی می‌رساند و از او می‌خواهد با حفظ حجاب مصون بماند، زیرا فلسفه آفرینش انسان بر رشد و تعالی و تکامل انسان قرار گرفته و بی‌گمان خداوند متعال هم برای رسیدن به این تعالی دستورالعملها و برنامه هایی را به بندگان خود داده است، این دستورالعملها از عالی‌ترین جایگاه هستی صادر شده که آن جایگاه الهی و وحیانی است. این دستورالعمل به نام سبک زندگی به ما چگونه زیستن را آموزش می‌دهد.

خداوند متعال برای شخصیت انسانها کمالاتی را متصور است که با تشکیل خانواده انسان به این کمالات نایل می‌شود و برای اینکه خانواده به کارکردهای خود بخوبی عمل کند باید به دستورهای خداوند و دین اسلام توجه ویژه ای داشت. یکی از اندیشمندان آمریکایی درباره سقوط ارزشها در آن جامعه گفته در غرب خانواده به دلیل بی توجهی به رعایت حریمها و حرمتها از هم پاشیده، کشورهای شرقی مواظب و مراقب باشند این کانون و مرکز مهم پویایی فردی و اجتماعی دچار این انحرافات و سقوط نشود. دشمنان اسلام به دقت و ظرافت متوجه این مسأله شده اند که یکی از راه‌های اثر بخش و تأثیرگذار و البته کم هزینه بر انحراف و سقوط ارزشهای اسلامی و انسانی در جوامع دیندار، ترویج بی بند و باری است، آنها دریافته اند اولین چیزی که در یک انسان جلب توجه و باعث کشش می‌شود، ظاهر افراد است، این ظاهر به عنوان اولین تابلو و ویترین، نظر انسانها را به هم جلب می‌کند. بنابراین اسلام هم به لحاظ اخلاق و آداب اجتماعی به ما می‌آموزد با چه ویژگیهای ظاهری و آراستگی هایی در جامعه حضور یابیم. اسلام به ما می‌آموزد آیا پوشش و ظاهر ما می‌تواند به امنیت اخلاقی، روحی و روانی و بهداشت معنوی آسیب برساند یا نوع پوشش و حضور در بین اقوام و اجتماع می‌تواند باعث آرامش و آسایش روحی و روانی شود، بنابراین اسلام در جهت به خطر نیفتادن بهداشت معنوی و روحی و روانی در تعاملات افراد بویژه بین دو جنس مذکر و مونث حریمها و حرمتهایی را قایل شده است که با عمل به آنها صلاح و خیر افراد و جامعه را نیز متذکر شده است ،اگر خداوند در قرآن از زنان مؤمن پوشیدگی و حجاب و عفاف را خواسته است، از سر مهرورزی و لطف به بندگانش صادر شده است؛ زیرا بسیاری از آشفتگی ها و اختلالات روانی و تزلزلهایی که بنیان خانواده را از بین می‌برد و گاهی موجب طلاق نیز می‌شود از مسأله ای به نام رعایت نکردن حجاب ناشی می‌شود.

تمامی مسلمانان موظف هستنددر برابربانوانی که به هر دلیلی و ازروی ناآگاهی تحت تاثیر تبلیغات مسموم دشمن قرار گرفته اند و حجاب خود را رعایت نمی کنند ، با زبان محبت آمیز آنان را ارشاد و امر به معروف ونهی از منکر کنند.حجاب چادر ، مجوز حضور زن در فعالیت های اجتماعی است  وحفظ حجاب تکلیف شرعی همه خواهران و برادران جامعه اسلامی است که جهت برقراری امنیت فکری و روانی جامعه باید رعایت گردد.

 

برخی غرب زدگان از چادر به عنوان زندان و حصار برای زن تعبیر کرده اند که نشان از کوته فکری انان دارد چرا که چادر به عنوان یک قلعه و دژ نگهبان عمل می کند و اجازه نمی دهد هر هوس رانی به حریم زن مسلمان تجاوز کند و  بستر آرامش فکری ، ذهنی و رانی را برای بانوان مسلمان  فراهم می کند .حجاب چادر ، مجوز حضور زن در فعالیت های اجتماعی است و خداوند تبارک و تعالی نیز در آیات متعدد تذکر داده است که زنان چشم های خود را از نامحرم ببندد ، بدن خود را از نگاه نامحرم بپوشانند و زینب خود را آشکار نکنند تا هر نگاه هرزه ای به آنان نظر شیطانی نداشته باشدیکی از عوامل شیوع فساد به ویژه در جوامع غربی ، برداشته شدن حریم بین زن و مرد است و که با شیوع روابط غیر شرعی بسیاری از مفاسد، زشتی ها و آلودگی ها در کشورهای غربی رواج یافته است.عفاف نقطه حساس جوامع اسلامی است که سبب مصونیت زن از تمام آشفتگی های ذهنی ، بزهکاری و بیماری های روحی و روانی  شده و ارامش و سلامت  اجتماعی جامعه را فراهم می آورد.

مستكبران هر چند آموزه هاي الهي را باور ندارند، لكن به تجربه دريافته اند كه اگر در جامعه اي حيا از ميان برود ايمان هم از بين مي رود و عزت و كرامت آن جامعه پايمال مي شود و آن جامعه به اجتماعي حقير و ذليل مبدل خواهد شد كه به راحتي مي توانند سلطه خود را بر آن تحميل نمايند. همان بلايي كه بر سر مردم جوامع غربي آورده اند و آنها را برده وار تابع خود كرده اند كه سكوت دهشت بار مردم اين جوامع در برابر جنايات غزه نمونه اي از آنست.لذا امروز كه مستكبران ورشكسته جرأت تهاجم نظامي ندارند و ديگر قدرت ندارند توپ هاي جنگي شان را براي حذف حجاب و مدافعان آزادي خواه آن به كارگيرند، توپخانه هاي رسانه اي شان را براي ترويج بي حيايي و بي عفتي به ميدان آورده اند و انبوه شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي را براي در هم شكستن اراده ملت ما به كارگرفته اند.آنها تصور مي كنند آنچه را نتوانستند با آتش توپخانه جنگي به دست آورند مي توانند با حملات توپخانه هاي ماهواره اي به بنيان هاي اخلاقي به دست آورند، اما زنان قهرمان و بيدار ايران اسلامي با مقاومت در برابر تهاجم گسترده تبليغاتي دشمن نشان داده اند كه حاضرند از جان خويش بگذرند امّا از عفت و حجاب خود هرگز.

عفاف و  پاکدامنی برای زن و مرد سبب سلامت زندگی  و پایداری و استحکام خانواده می شود  اگر این ارزش مقدس به هر دلیلی رعایت نگردد سبب  خواهد شد جوانان ما از ازدواج  گریزان شود و با افزایش بی بندو باری و بی عفتی در جامعه ، جوانان زیربار مسئولیت تشکیل خانواده نخواهند رفت و بینان این نهاد مقدس مورد هجمه  نابخردانه افراد معاند قرار خواهد گرفت.یکی از اهداف اصلی معاندین، نابودی کانون خانواده است که برای  دست یابی به این هدف شوم خود ، از ماهواره به عنوان ابزار استفاده کرده و با تولید فیلم های مبتذل و وسوسه انگیز ، بنیان خانواده ها را نشانه می گیرند.در سایه عفاف و پاکدامنی  تمامی افکار ناسالم  و روابط های نامشروعی که موجب فروپاشی خانواده ها می شود از بین می رود بنابراین با توجه به اینکه دین مبین اسلام ، برای زنان آزادی و حق شرکت در امور اجتماعی قائل شده است ولیکن در عین حال برای محافظت  از آنان ، بانوان و مردان مسلمان را از هرگونه اختلاط خارج از حدود عرفی وشرعی نهی کرده است یکی از عوامل شیوع فساد بویژه در جوامع غربی ، برداشته شدن حریم بین زن و مرد است و که با شیوع روابط غیر شرعی بسیاری از مفاسد، زشتی ها و آلودگی ها در کشورهای غربی رواج یافته  است

در واقع اهمیت حجاب از خانواده آغاز می‌شود، حتی حجاب در حضور فرزندان و حجاب خواهران و برادران و رعایت نکاتی که به آن پرداخته شده است، توجه به سن و سال و شرایط جنسیتی فرزندان در خانواده همگی از امور مهم مد نظر اسلام برای رعایت تقوا و سلامت روانی افراد می‌باشد، حجاب از خانواده در چهارچوبهای خاص خود آغاز می‌شود و به جامعه تعمیم می‌یابد،کسی نمی تواند در جامعه برای خود آزادی‌های خاصی را تصور کند و حق و حکم شخصی را در نحوه پوشش خود به کار گیرد؛ زیرا نوع پوشش افراد در چگونگی شکل گیری تعاملات اجتماعی و ارتباطات افراد تاثیر می‌گذارد و می‌تواند باعث آرامش یا برعکس تهدید روحی و روانی افراد شود و از دیگران سلب آرامش کند. امیرالمؤمنین(ع) در روایتی فرموده اند: «در آخرالزمان زنانی هستند که بی حجاب و برهنه هستند و از پوشش لازم برخوردار نبوده و جلوه گری و زینت و زیبایی‌های خود را بر ملا می‌کنند، این افراد از دین خارج بوده و فتنه گر محسوب می‌شوند، مایل به شهوات هستند و بسرعت به سوی آتش جهنم حرکت می‌کنند»، بنابراین در می‌یابیم که بی حجابی می‌تواند موجب فتنه و فساد در جامعه شود، غرب سالهاست در تلاش است الگوهای خاصی را برای زندگی زنان نهادینه کند، به عنوان مثال یکی از دلایل گسترش فحشا و بدحجابی در کشورهای دیندار و مسلمان اشاعه الگوی «زن غربی» در رسانه هاست، بنابراین با شناخت توطئه‌های دشمنان اسلام و آگاه سازی جامعه و بانوان از مسایل و پیچیدگی‌ها و آسیبهای بدحجابی می‌توان مانع از گسترش این پدیده در جامعه شد.حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت است و بانوان نیمی از جمعیت جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته‌ای را پرورش می‌دهند.

بانوان از حرمت و احترام ویژه‌ای در جامعه اسلامی برخوردارند و آنها معلمان عاطفه در جامعه باید باشند به طوری که خداوند در آیه 31 سوره نور در آیه حجاب، پوشش را بر زنان واجب کرده است.فلسفه پوشش اسلامی چند چیز است؛ بعضی از آنها جنبه روانی دارد، بعضی جنبه خانه و خانوادگی دارد، بعضی جنبه اجتماعی دارد و بعضی بالا بردن احترام به زن و جلوگیری از ابتذال و حجاب در اسلام از یک مسئله کلی‌تر و اساسی‌تر ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد و اجتماع منحصر برای کار و فعالیت باشد.حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه مطرح هستند، حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح باید از هر گونه خطا و گناه دور نگه داشته شود.

حجاب و عفاف؛ مساله ی اجتماعی
پوشيدگي زن يكي از احكام ضروري اسلام است كه اگر به سبك منطقي و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال مي‌كنند و از بركات فراوان حجاب بهره‌مند مي‌شوند و از آفت‌هاي متعدد و زيانبار بي‌حجابي و بدحجابي مصون مي‌ماندحجاب زن مايه مباهات زن است، حجاب سند شخصيت زن است نه وسيله‌ي عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حريم مقدس و قلعه آرامش زن است. رسم است كه هر چيز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد.حجاب مصونیت، مجذوبیت و محبوبیت است نه ممنوعیت. اگر یک خانم نوع پوشش مناسبی را انتخاب کند و باوقار باشد، احساس شخصیت می کند و به وی احترام گذاشته می شود. در برابر، شخصی که حجاب و عفاف را رعایت نمی کند و برای آن ارزش قایل نیست؛ شاید هر روز به شکلی در آید تا جلب توجه کند و توجه دیگران را به خود جلب کند. این شخص نه تنها احترامی نزد دیگران به دست نمی آورد بلکه در زندگی شخصی هم دچار مشکل می شودمساله ی حجاب و عفاف باید از درون خانواده و پس از آن آموزش و پرورش و رسانه ها آغاز شود. خانواده اساس و پایه است و بایستی از آنجا آغاز شود و در درون خانواده باید احساس مسوولیت نسبت به یکدیگر وجود داشته باشد. باید به این نکته توجه کرد که بدحجابی و رعایت نکردن حجاب و عفاف فقط به آن شخص و خانواده ی وی آسیب نمی رساند بلکه در جامعه اثر دارد و یک مساله ی اجتماعی است خانواده هایی که حجاب و عفاف را رعایت می کنند از زندگی مناسب تری بهره مند هستند. اگر در جامعه تنها یک سال حجاب و عفاف کامل رعایت شود توجه مردها به همسرها بیشتر می شود و آرامش را برای جامعه و خانواده به همراه می آورد.
حجاب، بانوان را در انجام فعالیت‌های اجتماعی کمک می‌کند.حجاب و عفاف از ضرورت‌های دین اسلام است،حجاب نشان‌گر قداست خانواده در اسلام است و خانواده‌هایی که حجاب و عفاف را رعایت می‌کنند زندگی پایدارتر و سالم‌تری دارند.حجاب و عفاف مختص زنان نیست و مردان نیز باید عفیف باشند،  در هفت آیه از قرآن در خصوص حجاب و عفاف زنان و مردان تاکید شده است.علت زوال اخلاق در کشورهای اروپایی و آمریکایی، رعایت نکردن حدود در روابط زن و مردم است که آنان را به ورطه فساد و تباهی کشانده است. پس از انقلاب اسلامی جایگاه و شخصیت زن در جامعه احیا شد و زنان با حفظ حرمت در مسایل مختلف اجتماعی و فرهنگی مشارکت کردندخانواده نخستین پایگاهی است که می تواند بر مقوله ی حجاب و عفاف تاثیرگذار باشد. همه رفتارهای ائمه اطهار(ع) برای ما درس است و حجاب نیز به عنوان گوهر باقی مانده از حضرت زهرا (س)بهترین هدیه برای دختران است  در جامعه دو نوع حریم خصوصی و اجتماعی وجود دارد که حجاب بهترین وسیله زنان برای عرصه اجتماعی است که مورد تعرض قرار نگیرند. جایگاه زنان در طول زمان دچار مشکلاتی چون کشف حجاب ، رواج بد حجابی و وسیله ابزاری و تبلیغی قرار گرفته است. جایگاه زنان در طول زمان دچار مشکلاتی چون کشف حجاب ، رواج بد حجابی و وسیله ابزاری و تبلیغی قرار گرفته است. بعد از انقلاب دشمنان در هشت سال جنگ تحمیلی نتوانستند با ملت ایران مقابله کنند و جنگ نرم را آغاز کرده و اولین کار آنها تهاجم فرهنگی و رواج بی تفاوتی نسبت به ارزش‌ها و معنویات و بد حجاب کردن زنان جامعه ما بود. امروز دشمن بوسیله ماهواره و فیلم‌های مخرب بنیاد خانواده را هدف قرار داده و شخصیت زن را متزلزل کرده است.توجه خانواده ها به پوشش فرزندان و قبول مسوولیت پذیری در قبال آن، متناسب با فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کنند از اصولی است که سبب تقویت حجاب و عفاف در جامعه می شود. سیاست گذاری کلان فرهنگی حاکمیت در این موضوع می تواند در جهت دهی و تقویت عفاف و حجاب نقش موثری ایفا کند اقدام های بازدارنده ی اجتماعی در برخورد با موضوع حجاب و عفاف در جامعه باید به صورت اقدام های تکمیلی باشد و می بایست راهکارهای فرهنگی با اثرهای طولانی مدت و پایدار ارایه شود.برای رعایت حجاب و عفاف می توان با یک برنامه ریزی تدوین شده ی فرهنگی و آینده نگر عمل کرد و توجه فرهنگی به این امر با هدف نهادینه کردن عفاف و حجاب در جامعه، از راهکارهای مهم در این ارتباط است.

پی‌نوشت‌ها:

 [1]. المفردات فى غرائب القرآن، ص 159

[2]. مجمع البیان، ص217

[3]. همان

[4]. التفسیر الکبیر، ج23، ص179

[5]. مجمع البیان، ص217

[6]. بحارالانوار، ج97، ص33

[7]. وسائل الشیعه، ج 14، ح 1، ص 145

[8]. همان، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168

[9]. همان، ح 4

 


بی حجابی چه لطمه ای به جامعه خواهد زد؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

دلیل اصرار همه ادیان به مقوله حجاب و روابط کنترل شده زن و مرد همین آفاتی است که گریبانگیر خواهد شد، ازجمله آفات این گونه اختلاط ها در محیط های گوناگون و عدم توجه به شعائر دینی  می توان به ازدواج های با تأخیر اشاره کرد.به راستی دلیل اصرار بر حفظ حجاب چیست؟ چرا زن ها موظف تر از مردانند؟ اگر خانمی بی حجاب از منزل خارج شود چگونه خواهد بود؟ چرا نباید امنیت برقرار باشد؟ در کشور های اروپایی و آمریکایی این مسائل حل شده است؟ اگر کسی برای دل خودش بی حجاب باشد ایرادی دارد؟ به مردان بگویید نگاه نکنند. بی حجابی چه لطمه ای به جامعه خواهد زد؟دلیل این گونه  اصرار ها  کدام است؟


از آثار بارز رعایت عفاف و حجاب در جامعه امنیت فردی و اجتماعی است.کسانی که حجاب را انتخاب می‌کنند، در جو تنش و اضطراب زندگی نمی کنند بلکه اختیار خودنمایی، جلوه‌های زیبایی و ارتباط با جنس مخالف را خودشان به عهده می‌گیرند.مردان و زنان جامعه هر کدام می‌توانند، بدون تکیه بر جنسیت قابلیت‌های خود را عرضه کنند و در عین حال با یکدیگر تعامل داشته باشند.بعدی که مربوط به خودنمایی، زیبایی و جلوه‌های خاص جنسیتی مردان وزنان جامعه می‌شود را به مسیر خاص خود یعنی خانواده باید برد.حجاب اعمال آزادی زنان است زیرا زنان در مورد نوع پوشش و جلوه گری خود آزادهستند و خودشان برای پوشش خود محدودیت قائل می‌شوند. زنان با نوع پوشش خود در زمینه‌های مختلف مانند تحصیل، حضور در اجتماع و تعامل با جنس مخالف پیامی را به جامعه می‌رسانند که معنای آن این است که این زن گوهر وجودی خود را حفظ کرده است.جدای از بحث دین، دیگر جوامع به این مسئله رسیده اند که جامعه اسلامی دارای حریم‌های خاصی مانند حریم خصوصی و حریم خانواده است و این نکته در روابط و تعامل اجتماعی تعریف شده است.
حجاب پرچم دين و رفتار مقابل خداست يکي از گرفتاري‌هاي ما اين است که در امر مبارزه با حجاب يک حرف واحد نمي‌زنيم، يکي مي‌گويد بايد کار فرهنگي کرد، ديگري مي‌گويد بايد با فعاليت‌هاي سازمان يافته با اين موضوع مقابله کرد و... اين صحبت‌هاي چندگانه و حرکت‌هاي موسمي کار را خراب کرده است تصور دشمن اين است که حجاب پاشنه آشيل نظام جمهوري اسلامي است،اين تلاش متعلق به امروز نيست و دشمن از همان ابتداي انقلاب تلاش خود را در اين مورد به خرج داده است،


حجاب نه تنها تکلیف الهی که وظیفه ای اخلاقی است
خداوند قادر و تعالی هیچ گاه کاری را از ما نخواسته  مگر آن که  نفع بشر در آن کار نهفته بود. مسلم است که خداوند قادری که ما را خلق  کرده و سرنوشت هر کدام از ما را به خوبی می داند و همه لحظه های زندگی ما با عنایت وی می گذرد نیازی به هیچ کدام از اعمال عبادی ما ندارد حقیقتا حجاب هم یکی از همین اعمال عبادی است که قرآن بار ها و بار ها در قالب های مختلف به آن پرداخته و آن را مهم جلوه داده است.آیات برتر و معروف در باب حجاب را در چند جای قرآن داریم که مهم ترین و معروف ترینشان همان آیات سوره مبارکه نور است.
 
﴿وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾(سورهٔ نور-آیهٔ (31
 
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (همکیش) خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که (از زن) بی‌نیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده‌اند آشکار نکنند و پاهای خود را (به گونه‌ای به زمین) نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند معلوم گردد ای مؤمنان همگی (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
از ظاهر آیه چنان بر می آید که خداوند از زنان با ایمان خواسته تا زیت های خود را برای کسی جز محارمشان آشکار نکنند و چون بشر بسیار ایراد گیر است، تمام آن محارم را نام می برد تا دیگر سوالی باقی نگذارد. البته در ابتدای آیه اشاره می کند به کاستن نگاه از نامحرم. (غض) به معنای پایین آوردن در صدا و کم کردن در  نگاه است.  دو دستور العمل ابتدایی برای مردان و زنان یکسان است اما آن چه که مبرهن است این بحث است که  پوشاندن زنان از نگاه شان مهم تر است زیرا ادامه آیه به چگونگی پوشش می پردازد و حد آن را معین می کند و از انواع زینت ها سخن می گوید. آیه نشان می دهد که در گذشته هم حجاب در میان زنان وجود داشته منتها تحریفاتی صورت گرفته و حجاب از حال و هوای خود خارج شده  و حالا خداوند با نزول چنین آیه ای رسم و رسوم درست حجاب را یاد بگیرند. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾(سورهٔ احزاب-آیهٔ (59
 
ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان استآیه 59 سوره مبارکه احزاب در نحوه بیان نوعی توجه به غیرت مردان می کند. و به جای مخاطب قرار دادن مستقیم خانم ها مثل آیه سوره نور به طور غیر مستقیم و در حقیقت همسرانشان  را مورد خطاب قرار می دهد.  این که مود شناخت قرار بگیرند از این جهت است که  در آن زمان کنیزان ( که حجاب بر آنان واجب نبوده ) مورد تعرض واقع می شدند دلیل این شناخت جدایی زنان ازاد از کنیزان بوده است.


زنان در جوامع گذشته هرچه مقامشان بیش تر بود  و دارای موقعیت اجتماعی برجسته تری بودند از پوشش سنگین تر و بیشتری هم برخوردار بودند چه در نظام اسلامی و چه در سایر ادیان و حجاب تنها ریشه در اسلام ندارد بلکه همه ادیان معتقد به گونه ای از حجاب هستند.قرآن این کتاب آسمانی به خوبی  حجاب را در قالب کلماتی وحی بیان می کند و در رابطه با جزئیات دقیقش موشکافانه گوشزد می کند.
بی بندوباری زاییده عدم رعایت حجاب و عفاف
نگاهی به جوامع غربی و بعضا جامعه امروزی بعضی کشور ها نشان از بی بند و باری های متعددی می دهد. فتنه ها و تجاوز های گاه و بی گاه و اخبار تلخی که از رسانه های جمعی به گوش می رسد حتی رحم نکردن بر دختران نابالغ..

اخباری که حاکی از این خبر مهم است که نداشتن پوشش مناسب انسان ها را به ورطه  نابودی خواهد کشید. بار ها و بار ها دیده شده و یا شنیده شده که در جوامعی که حجاب در آن ها به درستی رعایت نمی شود امور دیگر زمین خورده و پیش رفت ها به رکود می انجامد. مسئله ای که غرب به آن معترف شده و اختلاط زن و مرد را یکی از دلایل کندی کار  ها می داند. در این محیطی که زن و مرد در کنار هم حضور دارند دستور العمل های دو طرفه ای صادر شده اعم از پوشاندن و نگاه مستقیم و حریصانه نکردن. حال چرا زن ها موظف تر از مردانند؟ خلقت هر فردی به گونه ایست. هر کس خاص خودش دستور العمل مجزایی را دریافت کرده است. مطمئنا همه خلایق باهم یکی نیستند. نمی توان نسخه ای را برای همه بشریت تجویز کرد.زن این خلقت زیبای الهی موظف است از داده های خدایی اش به خوبی حفاظت کند. بدیهی است که امیال جنسی و خواهان بودن مرد  به عبارت دیگر فاعل بودنش زن را مفعول و خواسته شده قرار می دهد و این جاست که هر قدر بی بند و باری بیشتر باشد فساد نیز افزوده خواهد شد ، نمی توان جلوی امیال جنسی را با توجه به فراهم شدن موقعیت های متعدد گرفت.
 متأسفانه این روز ها سن ازدواج در برخی جوانان افزون شده و در این امر بی حجابی بی تاثیر نیست آن جا که در کنار جامعه ای که در ایران روز به روز به نحوی به سمت بی حجابی می رود که  حجاب در آن رنگ غربت می گیرد و فیلم ها به سمت بی حجابی هجوم می برند.نمی توان انتظار داشت ک برای برطرف نمودن امیال؛ خود جوانان رو به ازدواج های دائم بیاورند، با وجود بحث های ازدواج موقت و بررسی آن از منظر دین و با توجه به نبود امکانات برای شروع یک زندگی عادی در جوامع کنونی، متأسفانه جوانان با عقد موقت خود را مشغول ساخته و با دختران رنگارنگی مرتبط خواهند بود و در پایان دیگر نخواهند توانست به یک زن راضی شده  و با او زیست کنند. حال این میان عدم رعایت صحیح حجاب در حریص کردن مردان جوان و حتی با سن های بالا تأثیر عمیقی خواهد داشت.

کم شدن امنیت اجتماعی، روابط نامشروع ، اختلاط خارج افسار گسیخته زن و مرد از هم ، از هم پاشیده شدن بنیان کانون خانواده، کم شدن میل به ازدواج در میان جوانان، فرو ریختن قبح فحشا و فساد در جامعه و کم رنگ شدن اخلاقیات از جمله آثار نامبارک اجتماعی بدحجابی است.

در حالیکه از نظر فردی هم فرد بدحجاب و نظاره گران بر این گروه که از دو جنس مخالف هستند به کم شدن اعتماد به نفس، عادت کردن به نگاه ابزاری، بوالهوسی و افسارگسیختگی میل جنسی و روی آوردن به رفتارهای نامؤنس جنسی مبتلا می شوندآری! بی حجاب خارج شدن از منزل یا بد حجاب بودن  پیامدش همین فساد ها خواهد بود. ازدواج های خیابانی بر اساس هوس های آنی که آتش عشق طرفین به زودی عرق می کند حاصل اینگونه ارتباطات و رفتارهای است که گاها آثار جبران ناپذیری دارد.

این گونه ازدواج ها که نه بر اساس فرهنگ و آداب سنن ایرانی و نه از روی شرع و نگاه دینی است  مورد تأیید نیست! و بدتر از آن ازدواج های موقتی است که جوانان نه از روی فلسفه آن بلکه به عنوان راه حلی برای خارج نشدن از مدار دین !!  انجام می شود. چرا که ازدواج موقت هم برای خود شرایط و اصولی دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد و گرنه همین مورد هم می تواند به از هم گسیختگی خانواده ها بی انجامد و وای به وجود آمدن شرایطی که  خدایی ناکرده روابط از چهار چوب اسلامی خارج شده و به چهار چوب شیطانی  برسد، که دیگر نه تنها مورد تایید نخواهد بود بلکه خطرناک نیز هست.
 


 
یکی از دلایل اصرار بر حفظ نکاه ها و بیان این مسئله در اکثر احادیث که نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است این است که  اختلاط زن و مرد با بی توجهی به دیانت  از دستور العمل های شیطانی است و این گونه روابط در اکثر مواقع موجب سردی در روابط خانوادگی خواهد شد و خانواده این ارزشمند ترین و مقدس ترین نهاد جامعه اسلامی با همین حرکت گاه از هم پاشیده خواهد شد.

بسیار در جراید خوانده ایم لغزیدن های افراد را در قرار گرفتن در چنین مواقعی که پیش رویشان قرار گرفته بود، عدم کنترل روح و در نهایت تباهی زندگانی هایی که یک به یک اضافه خواهند شد.

بالا رفتن آمار طلاق هم بی ارتباط با این بحث نیست. مطمئنا با توجه به وجود چنین شرایطی آمار جدایی های رسمی و عاطفی دو چندان خواهد شد و در تعاقب آن فرزندانی سرگردان قرار خواهند گرفت که گناهشان تنها و تنها این است که بخشی از این در جامعه ی زندگانی خودشان اجرا نمی شود حجاب هم از جمله مسائل ظاهری در دین است اما همین پوسته ظاهری گاه به اعماق دین  نفوذ می کند و به هسته درونی هم آسیب بی حدی می رساند.همیشه باید از پوسته ظاهری برای رسیدن به درون گذشت و چه بسا گاهی پوسته مهم تر از درون باشد.

چگونه برخورد کنیم؟

 برقراری امنیت در جامعه در حالی محقق میشود که عقل سلیم شرایط وقوعش را  ایجاد کند.تا زمانی که آتش و مواد محترقه را یک جا داریم بر قراری امنیت بحثی بی ربط خواهد بود و انفجار رخ خواهد داد. ،در بلاد غرب نیز چنین مسائلی وجود دارد اصولا در اختلاط زن و مرد چنین مسئله ای  وجود خواهد داشت..


بشر و خواسته های آن همواره یکسان است؛ مگر میشود امیال جنسی تنها در وجود مسلمین نهادینه باشد؟ از دور نگاه کردن به این جوامع نتیجه ای عکس خواهد داشت یعنی اگر از همین  راه دور به جوامع غربی نگاهی بیندازیم مسلما ظاهر امر این است  که اختلاط و بی حجابی حتی باعث پیشرفت های مکررشان خواهد شد.  اما آن چه از تحقیقات و گفته ها بر آمده فساد شدید در این خانواده ها علی الخصوص در اروپا را گزارش میدهد.
تا جایی که این مردمان در فضای کار و محیط درس از حجاب های کاملی برخوردارند. خانواده ها در اینگونه جامعه ها به سختی در حال ابقای خود هستند و محیط های کار پر است از بی بندو باری ها و فساد های لحظه به لحظه ای که گاه گاه اخبارش به گوش میرسد و چه قدر از این خبر ها پوشش دهی نمیشود خدا عالم است.

غربی ها نیز بعد از گذشت زمانی طولانی فهمیده اند که این  روش در ادامه به نفعشان نخواهد بود زیرا به این نتیجه رسیده اند که اختلاط زن و مرد و بی توجهی به وضع ظاهری خود عواقب خوبی نخواهد داشت.مسلما مردی که در جایی از کنار زنی با لباس مستهجن گذر میکند و بی تفاوتی میجوید یا دچار مرض در شهوت است و یا پیش از آن با چنین افرادی مقابله و خواسته هایش را مرتفع کرده است.

برای دل خود آراسته میشوم

هیچ کس برای دل خودش بی حجاب نخواهد شد آراسته نخواهد شد و حتی قدمی در جهت آشکاری زینتش بر نخواهد داشت. زیرا اگر دلخواهی در کار بود شاهد تفاوت های فاحش آرایش و پیرایش ها در سطح شهر ها نمی شدیم.
این حرف تنها دلداری به خود است. امکان این که خانمی در بی حجابی خود به جنس مخالف نیندیشد بسیار اندک است و اصلا چنین تفکری با وجود زن عجین شده.همه زن ها دوستدارند زیبایی های خود را به معرض نمایش بگذارند پس حفظ آن از نامحرمان سخت و پاداش بزرگی خواهد داشت.شاید این عدم رعایت کاملا دلی باشد اما نمیتوان در معابر این تفکر را فریاد زد و آن چه که از شما به نمایش در می آید فرقی با دیدگاه های متفاوت  از شما نخواهد داشت و مردمان ظاهر امر را تماشا میکنند و از درون قلب ها تنها خدا آگاه است.



به مردان گفته اند نگاه نکنید!

طبق آیه قرآن به مردان گفته شد که نگاه خود را کم کنید و این کاملا صحیح است اما در ادامه از بانوان هم در خواست هایی صورت گرفته. و دستوراتی هم برای بانوان صادر شده. حقیقت این است که انسان موظف است وظایف خود را در کنار حقوقش بشناسد.مگر می شود گوشت را در کنار گربه گذاشت و او را از خوردن منع کرد؟این موازنه ی قرآنی تنها با رعایت طرفین صحیح خواهد بودو به نتیجه ای مشخص و درست خواهد رسید.


محدوده حجاب چیست؟

محدوده حجاب نیز کاملا مشخص است قرآن صراحتا به آن اشاره کرده و احادیث مکررا آن را نام برده اند. امابرخی فکر میکنند حجاب تنها منع برهنگیست. آری حجاب در مرحله اول چنین است در دومین مرحله نوع و اندازه حجاب مطرح است و در مرحله سوم عدم جلب توجه با انواع البسه .بدیهیست که حجاب اکمل چادر خواهد بود و جز آن باز در معرض توجه قرار خواهیم گرفت.

و امروز ...

روزگاریست که انواع لوازم جهت زیبا سازی بانوان عرضه میشودو جای تاسف دارد که اکثرا در مسیر نادرست مورد استفاده قرار میگیرد. یعنی پیشرفت علم در جهت بی دینی و کفر به حرکت در آمده. انواع عمل های جراحی و تغییرات مختلف در بدن که توسط گروه های مختلف به وفور تبلیغ میشود. تولید عطر های جذب کننده  ی جنس مخالف.همه و همه بانوانی متفاوت و بعضا مردانی جذاب را به جامعه تزریق میکند و این دیدن های هر روزه و گاه مقایسه هایی از سر کنجکاوی موجبات برهم خوردن کوچک ترین جامعه اسلامی (خانواده) را فراهم میکند. متاسفانه قیمت این گونه اجناس به قدری بالاست که هر کسی توان خرید را نخواهد داشت و البته تمام این ها هم برای بدن مناسب نخواهند بود بار ها و بار ها از ازدیاد جراحی های زیبایی و استفاده بیش از حد از لوازم آرایش در ایران را خوانده ایم و از مضراتش خوب آگاه هستیم. در حالی که جوامع غرب خود هرچه بیشتر به سمت جدا سازی حرکت میکنند و اختلاط و بی حجابی مطلق را منع میکنند و از این گونه پیشرفت ها برای خود بهره مند نمیشوند ( لا اقل به اندازه جوامعی که برایش دستور العمل صادر میکنند.)  اما برای جوامع دیگر نسخه ی بی حجابی می پیچند.

جذابیت برایم مهم بود. برای همین احساس می کردم با ساپورت هر روز جذاب‌ تر و خوشتیپ تر از قبل دیده می شوم. این را از نگاه های مردم می فهمیدم. برای همین هر روز ساپورت های چسبان تر و جذاب ‌تری به پا و هر روز نگاه افراد بیشتری را به خودم جذب می کردم.

گمانم این بود که مرتکب هیچ گناهی در دنیا نشده ام و از تمام دختران پاک ‌تر هستم. این خیال تمام عمر با من بود تا آنکه از این دنیا بار سفر بستم و در صحرای محشر و روزقیامت نامه اعمالم را به دست چپم دادند. خدای من چه می دیدیم. گناهانی که حتی یکبار مرتکب آن نشده بودم. گناه زنا و شهوت رانی و فساد و ... زبان به اعتراض گشودم که این چه عدالتی است؟ من حتی فکر یکی از این گناهان هم به افکارم خطور نکرده بود.

ساپورت یعنی ...

برای دریافت سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

و خداوند عالم فرمودند مگر ما در سوره نور آیه 19 خطاب به شما نگفتیم که :

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

کسانى که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکى براى آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند مى‏داند و شما نمى ‏دانید.به فکر فرو رفتم و به روز هایی که با تکبر و غرور ساپورت به پا می کردم تا زیبا تر شوم و نگاه های مردم را بخودم جذب می کردم افتادم. تازه فهمیده بودم ساپورت یعنی چشم های هیز شمارا خریداریم...

پ,ن : این داستان ممکن است برای شما اتفاق بیفتد. مراقب به گناه انداختن دیگران باشید...


در پایان باید گفت،عدم مرتفع شدن امیال دختران و پسران.تاخیر در امر ازدواج، فساد و بی بند و باری بر هم خوردن آسایش خانواده ها و ... اندکی از عواقب بی حجابی در دنیای کنونی خواهد بود


بایسته های راهگشا جهت ترویج فرهنگ حجاب وعفاف
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :

این روزها فرهنگ غربی مانند خوره جان و روح فرهنگ ایران اسلامی را به سرعت می بلعد و ستون های پایه های این فرهنگ هر بار با پاتک فرهنگ غربی به لرزه می افتد و اگر امروز به فکر نباشیم قطعا در آینده ای نزدیک پایه های آن لرزان و لرزانتر می شود.یکی از فرهنگ های که دستخوش تغییرات و تحولات بسیاری شده است،فرهنگ حجاب و عفاف می باشد.شرایط حجاب و بی‎توجهی‎هایی که متاسفانه در چند سال اخیر در خصوص بدحجابی‎هایی که در سطح جامعه مشاهده می‎شود، اصلا در خور و شأن نظام جمهوری اسلامی ایران نیست و چاره‎اندیشی پیرامون آن از ضروریات است.ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه فقط در حوزه یک نهاد نیست بلکه تلاش برای ارتقای آن وظیفه همه دستگاه‎های شامل دستگاه‎های اجرایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متولی است.با توجه به گسترش فعالیت‎های تبلیغی غرب علیه فرهنگ دینی و اعتقادی ملت ایران با استفاده از بسترهای ارتباطی شامل اینترنت، موبایل و ماهواره تدوین یک برنامه راهبردی در خصوص ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در سالی که از طرف مقام معظم رهبری به سال اقتصاد و فرهنگ نام گذاری شدهاست  ضروری است.در رابطه با فرهنگ حجاب و عفاف در انقلاب اسلامی ایران گفتگوی تفصیلی داشته ایم با خانم فاطمه الهی دکترای مبانی نظری اسلام و مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه پیام نور که توجه خوانندگان را به آن جلب می کنیم.

حجاب و عفاف  در جامعه امروزه به مسئله ای تبدیل شده که میتواند یکی از مهم ترین معضل های معرفتی و اجتماعی و دینداری، نظام باشد که بدون تردید برای حل  این مسئله بعنوان یک آسیب معرفتی و اجتماعی، نیازمند معادلات علمی نوین هستیم . معادلاتی که قدرت تحلیل مسائل اجتماعی را با پیش فرض های دینی داشته باشند، وآرمان های منطبق بر دین را ترسیم نمایند و برنامۀ عملی دین را در اجتماع طراحی نماید . و باید بدون تعارف و ملاحظات بی پایه از کارشناسی های ضعیف وبدون ژرف نگری محتوایی، که صرفا برمسیر روش سنتی و به روز نشده تبلیغ استوار شده ممانعت کرد. 
 
جایگاه حجاب و عفاف در جامعه اسلامی ایران
همه باید این امر ایمان بیاورند که عفاف و حجاب کاملا پدیده ای اجتماعی است  چرا که تبدیل شدن حجاب اسلامی به نماد زن انقلابی مسلمان در جریان انقلاب اسلامی، حساسیت رهبران انقلاب به موضوع حجاب از ماه های آغازین شکل گیری نظام اسلامی، تعیین ضوابطی برای پوشش در قوانین و مقررات کشوری در چند دهه ی أخیر، تدوین منشور عفاف و نگرانی های ابراز شده و نشده ی مدیران و مسئولان کشور، علما و مراجع و مردم متدین و فعالیت های برخی سازمان های غیر دولتی، همگی نشانگر آن است که «حجاب» در تاریخ معاصر ما برای هیچ یک از دو طرف درگیری، موضوعی کم اهمیت قلمداد نشده است و حتی مباحثی که از سوی برخی منتقدان در مورد عدم اهمیت حکم حجاب، به فرض پذیرش وجوب آن، مطرح می شود گاه اقدامی هوشمندانه، به منظور تضعیف اراده ی ملی و دولتی در مقابله با بی حجابی و خود نشانی از اهمیت بحث به شمار می آید.بنابراین چه معتقد به وجوب حجاب اجتماعی و اهمیت آن در ادبیات دینی باشیم و چه آن را، به رغم پذیرش اصل وجوب، واجد اهمیت ندانیم (چنان که برخی چنین گفته اند) با موضوعی دارای حساسیت اجتماعی مواجه ایم. 
 
حجاب و عفاف از منظر قرآن
اساسا فرامین قرآن بعنوان یک نص قطعی وحیانی این شکل ونما از معنای اجتماعی بودن حکم حجاب را مطرح مینماید. چنانکه درسوره نورو نیز در سوره احزاب ضمن وجوب عفاف بر مردان و حجاب برزنان، فلسفۀ عمده این حکم را بر اساس یک انسان شناسی دقیق ضرورت های اجتماعی میداند که باید میان زنان و مردان رعایت گردد تا بتبع حریم عفت عمومی حفظ شده واز عادی و عمومی شدن فحشا و فساد در پیوندی که میان الگوی ارتباط و الگوی پوشش  وجوددارد جلوگیری شود. چنانکه در دهه های اخیر همین الگوی پوشش زنان به گونه ای ملموس با الگوی روابط زن و مرد گره خورده است. البته این بدان معنا نیست که ابتذال در پوشش مستلزم سهل انگاری در برقراری ارتباط است، اما می توان این نکته را تأیید کرد که در گذشته روابط نامشروع یا سهل انگارانه کم تر در قالب ظاهرآرایی نشان داده می شد اما امروزه می توان میان بدپوشی و سهل انگاری در رابطه، نسبتی مستقیم یافت. پس این ادعا که لازم است بحث از حجاب را ذیل بحث کلی عفاف مطرح نمود چندان بی مناسبت نیست.
 
وضعیت  عفاف مردان وپوشش  زنان در جامعه 
آسیب شناسی این بحث بدون نگاه جامع نگرانۀ قرآنی در عفاف مردان و پوشش زنان خود آغاز بیراهۀ دیگر است به همین جهت بنده عنوان تحلیل وضعیت عفاف مردان و پوشش زنان را می پسندم. حقیقت مطلب این است که ازآغاز جنگ تحمیلی با چند مسئله مواجه شدیم. از یک سو آوارگی بسیاری از خانواده ها و مهاجرت آنان به حاشیه ی شهرهای دیگر، افزایش نارضایتی از پیامدهای جنگ (از جمله گرانی)، حضور بسیاری از جوانان مذهبی در جبهه ها و کاهش اقتدار آنان در شهرها و عطف توجه مدیران به موضوع جنگ و فقدان برنامه ریزی در زمینۀ  گسترش فرهنگ عفاف و از سوی دیگر گسترش برنامه های فرهنگی جهان غرب بر علیه انقلاب اسلامی. در نقطه ی مقابل جنگ توانسته بود انسجام اجتماعی و حس ایثار را تقویت کند و توجه به مسئله ی اصلی ـ جنگ ـ سبب می شد که بسیاری مسائل از جمله موضوع آزادی های اجتماعی و آزادی پوشش، برابری حقوق زن و مرد و مسائلی از این دست در حاشیه قرار گرفته و یا اصلاً مسئلۀ  اقلیت راحت طلب تلقی شود نه مسئله ی عموم مردم. از این رو مسئله پوشش بانوان در طول جنگ هیچ گاه به عنوان مشکل حاد مطرح نشده بود.
 
با پایان یافتن جنگ ارزش های دوران دفاع مقدس از جمله حس ایثارگری، انسجام اجتماعی، قناعت و معنویت گرایی با افول مواجه شد و از سوی دیگر همت مدیران نظام به بازسازی کشور براساس برنامه های توسعه معطوف گردید. گرچه بازسازی کشور و تدوین برنامه برای ترسیم افق ها، تدوین سیاست ها و هماهنگی برنامه ها ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده و هست اما اتخاذ رویکرد توسعه ای به این معنا بود که الگوهای توسعه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی غربی،  تأکید میکنم غربی ،البته با اصلاحاتی جزیی، مبنای تحولات قرار گیرد تعارض میان آرمان های توسعه و آرمان های نظام اسلامی، ناهمگونی جهت گیری ها و شاخص های نوشته و نانوشته ی توسعه با جهت گیری ها و شاخص های رشد در الگوی دینی که از ابتدا مورد توجه برخی دانشوران قرار گرفته بود،از دید بسیاری از مسئولان پنهان ماند. در نتیجه شکاف تبلیغاتی و نابرابری های اجتماعی نمایان تر شد، ثروت و قدرت اقتصادی و اجتماعی به ارزش عمومی بدل گشت، رقابت برای احراز موقعیت های جدید میل به تجمل را افزایش داد و ارزش های معنوی تحت الشعاع قرار گرفت. در این وضعیت زنان محجبه از احترام کم تری در جامعه برخوردار شدند و تمایل به خودآرایی و انتخاب پوشش های متنوع فزونی گرفت.نمود بارز این مسائل، نتایج یک نظرسنجی،است که به مقایسۀ گرایش های عمومی مردم در سال های 56، 65 و 71 پرداخته است، نشان می دهد که 81/8 درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال 65 به خانم های چادری احترام می گذاشتند در حالی که این رقم در سال 71 به36/8درصد می رسد. این تغییرات به وضوح برآمده از تغییرات ارزشی در یک جامعه است.
 
در این مقطع علاوه بر بروز تضادهای ارزشی ناشی از اتخاذ برنامه های توسعه، موضوع تهاجم فرهنگی ـ اقدامات هوشمندانه ی جهان غرب در ایجاد تغییرات فرهنگی به منظور مقابله با نظام اسلامی و اصول گرایی دینی در جهان اسلام ـ مورد توجه صاحب نظران قرار گرفت. قرائن نشان می دهد که برداشتن حریم های اخلاقی میان زن و مرد و تغییر در وضعیت زنان از مهم ترین محورهای مورد نظر بوده است. در عین حال می توان حدس زد که بسیاری از مواردی که پیامد اتخاذ سیاست های توسعه ای است، به تهاجم فرهنگی دشمن نسبت داده شده باشد.
 
 
تاثیر تکنولوژی های جدید رسانه ای بر فرهنگ حجاب و عفاف
گرچه بی حجابی علل گوناگونی دارد، اما مهمترین عاملی که در حال حاضر می توان برای دامن زدن به فرهنگ بدپوششی و بدحجابی به آن اشاره کرد تأثیر مخرب شبکه های ماهواره ای و برنامه های غیر اخلاقی این شبکه ها بر جوانان است. عواملی همچون و همگانی بودن و دسترسی آسان، ارسال سریع اطلاعات و تأثیر عمیق روانی برنامه های تلویزیونی از سویی و روان کاوی و روان شناسی زمینه طبیعی میل به خودنمایی از سویی دیگرموجب گردیده تا ماهواره به عنوان کاربردی ترین سلاح در جنگ نرم دنیای استکبار علیه ملیت ها و فرهنگ های بومی به کار گرفته شود؛به طوری که این روزها می توان به روشنی آثار سلطه ی این شبکه ها را بر جامعه مشاهده نمود. رواج مد گرایی و استفاده ی افراطی از لوازم آرایشی در میان بانوان از بارزترین نمود های تأثیر مخرب ماهواره بر جامعه است.
 
 علاوه براین عادی جلوه دادن روابط خارج از عرف زن و مرد و اشاعه ی بی عفتی از دیگر رسالت هایی است که برنامه ریزان این شبکه ها دنبال می کنند بهره گیری کارشناسان استکبار  و جهان الحاد از ابزارهای رسانه در تمخسر و تحقیر حدود شرعی و فلسفه ی حجاب  اسلامی و بهره برداری الحاد جهانی ازروش های خشن و غیرمشروع و بدون نظارت که به نام دین در دفاع از حجاب به اجرا درآمده، گاه خود از عوامل گریز از حجاب بوده است. 
 
 رخنه در شکاف های مدیریتی بین مردم و حکومت و بی اعتمادی مردم به تعالیم و تصمیمات حکومت و همچنین از زمینه های تسلط دجال وارهای رسانه ای در درون خانه های ایرانیان میتوان عدم جدیت مدیران در دستگاههای دولتی و نوعی مدیریت ریایی و متظاهرانه نام برد.چنان که نیکلاس کریسف خبرنگار مجله نیویورک تایمز در ضمن بیان خاطرات سفر خود به ایران چنین می گوید:«زنان ودخترانی که اگر بدون پوشش مناسب اسلامی از خانه خارج شوند به زندان خواهند افتاد، این روزها از لباس هایی استفاده می کنند که نه تنها جذابیت های آنها را خفه نمی کند که آن ها را برجسته تر هم می کند. سپس با لحنی طعن آمیز خطاب به رهبران دینی ایران می گوید که باید مواظب باشند چون در پوشش زنان ایرانی نه تنها هیچ اثری از اسلامی بودن نیست که به نوعی وهن عقاید مذهبی نیز محسوب می شود. 
 
بایسته ها ی ترویج فرهنگ حجاب و عفاف  در جامعه
نخست توجه به این نکته دارای اهمیت است که بد عفافی و بدپوشی به مثابه ی آسیب اجتماعی در پیوند با دیگر مسائل اجتماعی و معلول عوامل کم و بیش مشترکی است. از این رو هر طرحی که با جداسازی این پدیده در صدد اصلاح وضعیت حجاب ، با رویکردی انتزاعی و تجزیه گرایانه  و به دور از عزم ملی باشد پیشاپیش محکوم به شکست است و یکی از علل شکست طرح ها و برنامه هایی که تاکنون اجرا شده در همین موضوع نهفته است. بنابراین نیازمند تدوین طرحی جامع هستیم که با نگاهی کلان و مبتنی بر شناخت هدف از تدوین طرح جامع عفاف و حجاب تبدیل کردن حجاب و اصلاح روابط زن و مرد به خواست عمومی بپردازد. 
 
-هم اکنون سکس در کنار طنز، خشونت و دلهره یکی از چهار عامل جذابیت در هنرهای نمایشی مدرن است و همین دلیل، توجیه گر ابتذال در بسیاری از رسانه هاست. به نظر می رسد اصلاحات اساسی در رسانه ها، به ویژه رسانه های تصویری، جز از طریق بازتعریف مفهوم هنر و تدوین فلسفه ی هنر اسلامی، ممکن نباشد.
 
- امروزه نسل جوان ما برای گوش کردن و پند شنیدن اصلاً فرصت و حوصله ندارد، بازیگوش و غفلت زده است و بسیار کم تر از نسل گذشته تسلط بر نفس دارد. اما به نظر می رسد در زیر این پوستۀ ظاهری، واقعیتی دیگر در جریان است. به هر حال تحلیل شخصیتی نسل جوان و تحولات آن در چند دهه ی گذشته در مقایسه با تغییراتی که در عرصه برنامه ریزی و مدیریت کلان اجتماعی رخ داده است می تواند بسیار راهگشا باشد.
 
-ایجاد زمینه برای کارآمدی خانواده بویژه پدران و مادران وبازبینی ¬روشهایی که گذشتگان در تربیت مردان با غیرت و زنان با حیا بکار می¬گرفتند .
 
-تقویت حساسیت عمومی نسبت به عفاف. مردم احساس می کنند تلاش برای ترویج حجاب شنا کردن بر خلاف مسیر رودخانه است؛ مطلبی که خطاکاران نیز به خوبی بر آن وقوف یافته اند و دوم آن که قانون به حمایت از ناهیان از منکر نمی آید و به آنان جرأت نمی دهد.
 
-تربیت جنسی، بر اساس  نظام روایی (مراجعه کنید به کتاب مفتاح الحیاه علامه جوادی عاملی)
 
- تسهیل ازدواج جوانان. شرط آغاز بدانیم اما در فضای دینی که توکل به خداوند، جرأت در مقابله با مشکلات، قناعت و سخت کوشی جایگاهی خاص می یابد، شاید این مطلب شهید مطهری(ره) که ازدواج جوان در جامعه اسلامی خروج از محدودیت و در جوامع غربی فرار از آزادی به محدودیت است بی ارتباط با این بحث نباشد .
 
- مقابله با ولگردی و بیکاری. در آموزه های اسلامی بی کاری منفور و زمینه ساز بروز مشکلات دانسته شده است اگر پژوهش های میدانی دقیقی در نسبت میان بیکاری و مفاسد اجتماعی، از جمله هرزه پوشی، انجام شود بسیار گویا خواهد بود چنان که احساس می شود محیط های آموزشی که حساسیت بیشتری نسبت به فعالیت علمی نشان می دهند زمینه ی کمتری برای تظاهرات جنسی اند. شاید مقایسه ای میان پوشش دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به عنوان محیط علمی نمونه یا برخی دانشگاههای دیگر برای تقریب موضوع به ذهن مناسب باشد.
 
.- مقابله جدی با مظاهر و عوامل اصلی گسترش ابتذال. بدین منظور باید به چند نکته توجه کرد. اول آن که اقدامات دولتی تا با پشتوانه ی خواست عمومی همراه نشود چندان ثمربخش نخواهد بود. از اینجا معلوم می شود که نمی توان با اکثریت جامعه درگیر شد. بنابراین سیاست حکومت باید مقابله جدی با مواردی از فساد باشد که اکثریت جامعه نسبت به آن حساس اند. این اقدام سبب می شود که مرز بدپوشی از آنچه هست بدتر نشود. از سوی دیگر لازم است حساسیت های عمومی را به گونه ای هدایت کرد که بخشی از اکثریت امروز به اقلیت فردا تبدیل شوند.
 
- وضع و اجرای مقررات خاص در محیط های آموزشی و علمی. 
 
ـ ساماندهی مد و لباس. آنچه امروز با عنوان ساماندهی مد دنبال می شود چند اشکال دارد. اول آن که نوعی ساده سازی در آن به چشم می خورد.
 
.ـ آرمان پردازی و الگوسازی برای نسل جوان. تجربه ی موفق دولت در تبدیل موضوع هسته ای به آرمان ملی نشان از امکان پذیر بودن مدیریت فرهنگی جامعه به سمت آرمان های متعالی دارد.
 
ـ نظارت بر عملکرد جریان های سیاسی مقابله با حجاب. هم اکنون دهها NGO، سایت، قلم و زبان، به شکل سازمان یافته، در این زمینه فعالیت می کنند که متأسفانه نه اطلاعات جامعی از عملکرد آنان در دست است و نه نظارت و کنترلی بر عملکرد آنها اعمال می شود.
 
حکومت موظف است که شرایط امر به معروف و نهی از منکر را ایجاد کند بنابراین کسانی که مداخله حکومت را نفی می کنند علی القاعده باید بر این باور باشند که در عصر غیبت امام(ع) نهی از منکر منحصر به نصیحت است و البته این دیدگاه با مبنای پذیرش حکومت اسلامی درعصر غیبت سازگار نیست.

کدام يک بيشتر به زنان ارزش می‌دهد؟
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
از پرحاشیه‌ترین بحث‌هایي که هميشه مطرح بوده است، شخصیت زن است؛ در طول تاریخ، زن به عنوان مخلوقي بی‌ارزش قلمداد می‌شده (اين نكته در مجامع علمی هم مورد تائید بوده است). تا آنجا که اسلام، آمد و شخصیت واقعی آن را برای همه روشن کرد.

سقراط از اندیشمندان یونانی می‌گوید: وجود زن بزرگترین منشأ انحطاط بشریت است.(1)ارسطو: زن چیزی نیست مگر مرد ناکام، خطای طبیعت و حاصل نقصی در آفرینش.(۲)در تورات تحریف شده آمده که: حوا عامل گناه اولیه‌ی آدم و مسئول خروج وی از بهشت است(۳)همچنین در انجیل تحریف شده امده: زن عامل گناه‌کاری انسان اولیه است و گناه اولیه آدم، سبب شد که اين گناه، در گوهر همه‌ی انسان‌ها سرشته شود؛ لذا همه‌ی انسان‌ها به جز عیسی(علیه‌السلام) و مریم(سلام‌الله‌علیها) با گناه متولد می‌شوند.(۴)


این تنها تعدادی از نظرات اندیشمندان و کتب تحریف شده است. آنها كه امروزه خود را مترقّي و آزادي‌خواه مي‌دانند و دم از حقوق بشر مي‌زنند، مباني انديشه‌اي آنها مواردي است كه ذكر شد.لازم به ذكر است كه آنچه هم كه امروزه به عنوان حقوق بشر و انجمن‌هاي حمايت از زنان و... در غرب، رواج پيدا كرده است، تنها هياهويي است كه به راه افتاده و در حقيقت، زنان در بردگي نويني به سر مي‌برند.

به عبارت ديگر؛ چيزي كه در غرب، به عنوان ارزش نهادن به مقام زن، تعريف شده است (يعني اشتغال زنان، بي‌بند و باري آنها، آزادي در پوشش و...) بي شباهت به اين مثال نيست كه شما براي اينكه ارزش فردي را ثابت كنيد، مي‌گوييد «اين آدم، خيلي قوي و نترس است؛ او قادر به هر كاري هست، حتّي مي‌تواند خود را از ارتفاع 7 متري به پايين بياندازد». اين كار، در حقيقت، ارزش محسوب نمي‌شود، بلكه با هياهو و هيجاني كه شما راه انداختيد، او و ديگران، ارزشش را در اين مي‌بينند. در اينجا دو حالت پيش مي‌آيد: اگر انجام دهد، از بين خواهد رفت و اگر عمل نكند، احساس سرخوردگي خواهد كرد.بنابراين تنها حرکتی که به صورت حقيقي در مقابل این انحراف عظیم، ایستادگی کرده است، دین مبین اسلام است که از همان ابتدا با زنده به‌گور کردن دختران، مبارزه کرد و تا به امروز هم ادامه دارد.افول روابط خانوادگی در عصر حاضر، نتیجه تغییر نگرش به نوع زندگی است.

متاسفانه غلبه فرهنگ غرب بر لباس پوشیدن جوانان هم سایه انداخته، چرا باید جوان مسلمان لباسی را بپوشد که فرهنگ غرب را تداعی می کند. برخی جوانان با پوشیدن لباس های تنگ نمی تواند به راحتی بنشینند یا برخیزند، این نوع لباس، درواقع لباس نیست، بلکه زندان است؛  این ها همه سوغات غرب است که باید اصلاح شود. لباس نباید رنگ رویش رفته و پاره و حروف لاتین داشته باشدجوان ها بیگناه هستند، این مسائل تحمیل فرهنگ غرب بر جوانان است.متاسفانه ما تهاجم فرهنگی غربی ها را پذیرفته ایم، چرا جوان باید به پاره بودن لباسش افتخار کند، چرا باید زنان و دختران لباس تنگ و چسبان بپوشند و به آن افتخار کنند؟!  

شاید بتوان گفت رشد بی‌رویه طلاق و از هم گسستن بنیاد خانواده، نشانگر دور شدن بشر از اعتقادات مذهبی است؛ چراکه با مطالعه قرآن و احادیث وارده در زمینه حفظ بنیاد خانواده و تکریم زن درمی‌یابیم که بسیاری از مشکلات خانواده‌این عصر عدم آگاهی و یا عمل نکردن به این دستورات است.زیرا اسلام برای کوچک‏ترین نکات حفظ خانواده توصیه‏ هایی دارد.مدیریت خانه و اقتصادی را به مرد داده ‎است. و مدیریت امور خانه و روابط اعضای خانه را به زن، شهید مطهری در نحوه ‏ی تقسیم فضایل و وظایف زن و مرد این‏گونه مى‎گوید: اعجاز خلقت را ببینید که دو تمایل در مرد و زن قرار داده‎است، در مرد حس تسلط بر زن وجود دارد و در زن نیز حس تسلط بر مرد وجود دارد، ولى اعجاز خلقت این دو حس تسلط را طورى آفریده‎است که نه تنها تضاد و نزاع با یکدیگر پیدا نمى ‏کنند؛ بلکه منجر به وحدت بیشتر نیز مى ‏شوند، دستگاه عجیب خلقت که هدفش یگانه ‏شدن دو روح است، این تدبیر را به کار برده‎است؛ که در مرد حس تسلط بر زن را از بالاى سر زن قرار دهد و از طریق حاکمیت ظاهرى خانه و خانواده، و در زن حس تسلط بر مرد را از طریق قلب...مرد از راه قهرمانى مى ‏خواهد حاکم باشد و زن از طریق جمال و زیبایى زنانه.
   
مرد این حکومت را مى ‏پذیرد و عجیب این است که حکومت زن را با کمال میل و رضا مى ‏پذیرد و هم‏چنین زن هم با میل و رضا حکومت مرد را مى ‏پذیرد.در این‏جاست که دو حس تسلط، یکى در زن و دیگرى در مرد هست، ولى چون از دو راه مختلف مى ‏آیند، حس تسلط مرد از بالاى سر زن و حس تسلط زن از قلب مرد سر در مى ‏آورد؛ این دو حس تسلط با یکدیگر جنگ نمى‏کنند که هیچ، یکدیگر را هم تأیید مى ‏کنند و منجر به وحدت و یگانگى و صفا و صمیمیت کامل میان این دو مى ‏شود و این قضیه‏اى است که از نظر روان‏شناسى کوچک‏ترین خدشه و خللى در آن وارد نیست.»
   
توجه به این نکته نشانگر این است؛ که اگر هر یک از زن و مرد در جای خود قرار گیرند و به فطرت خود عمل کنند، نتیجه همان چیزی می‌شود که هر دو طالب آن هستند.مرد با ویژگی‌های مردانه و زن با ویژگی‌های زنانه یکدیگر را مدیریت می‎کنند.و این امر موجب گرم شدن نظام خانواده می‌شود.توجه به این تفاوت‌ها، راز پایدار نگاه داشتن شور و شوق در زندگی زناشویی است.اما آیا زن و مرد در زندگی مشترک خود به این دستورات عمل می‌کنند؟ اکثر زوجین با کمترین آمادگی قبلی وارد عرصه زندگی مشترک می‌شوند.منظور از آمادگی، آموزش صحیح و مناسب برای همسرداری است که معمولاً این آموزش‌ها از سنین کودکی باید شروع شود.
   
به این معنا که وقتی اعتقادات درست مذهبی در فرد نهادینه شود، قطعاً در بزرگسالی او، نتایج آن در رفتار و کردارش دیده خواهد شد.این آموزش‌ها تنها شامل مسایل مذهبی نمی‌شود؛ بلکه نوع تعامل اعضای خانواده و اطرافیان به‌خصوص پدر و مادر، همه و همه در ذهن فرد به‌عنوان الگو شکل می‌گیرد.از این رو ما شاهد این هستیم که دختر و پسر در اکثر مواقع، بعد از ازدواج دچار مشکلات زیادی می‌شوند. آن‏چه ما امروز بیشتر شاهد آن هستیم عدم از خودگذشتگی زوجین در مقابل هم است.کم‌تحملی‌ها و بی‌صبری‌ها در مقابل مشکلات زندگی، در کنار عوامل دیگر، سبب شده ما امروز شاهد آمار بالایی از طلاق‌های توافقی در کشورمان باشیم.در حالی‏که قرآن کریم می‌فرماید: «لاتَنْسَوُا الفَضلَ بَیْنَکُم» (فضیلت‏ها را در زندگی مشترک به فراموشی نسپارید). (بقره، 237)
   
آن‏چه در زندگی سنتی جامعه ایرانی تداول دارد، در مجموع مناسب‎ترین روش تقسیم کار میان زن و مرد است: مرد معاش خانواده را تأمین کند و زن بر هزینه‌ها و مخارج خانواده نظارت می‌کند؛ و به امور خانه می‌پردازد، البته این بدین معنا نیست که زن فعالیت‌های اجتماعی بیرون از خانه نداشته باشد.اما نکته‏ ی ظریفی که در این میان وجود دارد که در بعضی از موارد حتی خود زن منکر نیازهای درونی و ذاتی خویش است؛ نیازهایی هم‏چون میل به حمایت از طرف همسر و میل به مادر شدن.
   
در اینجا باید پرسید چرا تفاوت‏های افتخارآفرین و غرورانگیزی که به تناسب رسالت زن و مرد، در آنان به ودیعه گذاشته شده، تا هر یک به نحو احسن به مسوولیت خویش بپردازند، قابل نادیده‌انگاری است؟ گیرم که زن را به بهانه دفاع از تساوی حقوق به مقابله با مردان بخوانیم، آیا می‌توانیم او را به مقابله با خویشتن خود هم وادار کنیم؟ و حتی اگر جنبه‌های ظاهری و بیرونی، هم‏چنین تفاوت‎های فیزیولوژیک از قبیل تفاوت در اندازه، مغز، تفاوت‎های هورمونی و غیره را نادیده بگیریم، آیا از نظر روانی و درونی می‌توان او را با نیازهای ذاتی خود، به ستیزه وادار ساخت؟
   
این‏جاست که به نظر می‌رسد یافتن الگوی مناسبی برای نسل جوان ضرورت دارد. الگویی که با توجه به مسایل روز بتوان از آن بهره جست.رو آوردن زنان در اروپا به اسلام نشانگر این است که الگوهای ناقص غرب و حق تساوی که به غلط برای زن و مرد قایل هستند، جواب نداده است؛ و زن غربی به دنبال آن چیزی است که در فطرت او به ودیعه گذاشته شده است.متأسفانه در جامعه‏ی امروز ما با وجود این‏که در اسلام دستورات و قوانین بسیار خوبی برای زن داریم. بعضی از زنان ما پیرو الگوهای غلط غربی‌اند.
   
با نگاهی به زندگی زنان بزرگ تاریخ اسلام که برجسته‌ترین آن‏ها حضرت زهرا (س) است و الگو گرفتن از آن‏ها می توان به وضعیت کنونی خانواده بهبود داد.زندگی آن حضرت سراسر صحنه‌های زیبایی بود: از ساده‌زیستی و همکاری و هماهنگی با علی(ع) در همه عرصه‌های دفاع از حق و مجاهدات دینی و الهی. حضرت فاطمه(س) خود را ملزم به تکریم و اطاعت از علی(ع) می‌دانست و علی نیز برای ایشان احترامی آن‏گونه که لایق و درخور اوست قایل بود.در واقع می‌توان گفت یک رابطه متقابل بر زندگی آن‏ها حکم‎فرما بود.
   
حضرت زهرا(س) از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه شوهر کاملاً مطلع بود.و به این نکته توجه داشت که ترقی و عقب‌ماندگی و سعادت و بدبختی مرد، تا حد زیادی به روحیات و نوع رفتار زن بستگی دارد.و این‏که خانه به‌منزله سنگر و آسایشگاه مرد است که وقتی از مشکلات دنیای خارج خسته شد، به آن پناه ببرد و تجدید نیرو کند و مدیریت این آسایشگاه به عهده زن است.از همین روست که اسلام شوهرداری را در ردیف جهاد قرار داده است.
   
زندگی حضرت علی(ع) و فاطمه(س) یک زندگی عادی نبود. علی(ع) سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر و مشاور مخصوص پیامبر بود.در آن زمان سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود؛ در هر سال چندین جنگ واقع می‌شد، که حضرت علی(ع) در تمام یا اکثر آن‏ها شرکت داشت.حضرت زهرا (س)می‌دانست علی(ع) در صورتی در میدان نبرد پیروز می‎گردد، که از جهت اوضاع داخلی فکرش آزاد باشد. و به مهربانی‌های همسرش دلگرم باشد.از همین رو وقتی علی (ع) از میدان جنگ بر می‌گشت ، فاطمه زخم‎های تنش را پانسمان می‌کرد، لباس‎هایش را می‌شست و خبرهای جنگ را از او می‌شنید.علی(ع) می‌فرماید: «وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا نگاه می‌کردم تمام غم و غصه‌هایم برطرف می‌شد.» شناخت دقیق حضرت زهرا (س) از نقش زن در خانواده و هم‏چنین رابطه‏ی متقابل حضرت علی (ع) سبب می‌شد، ایشان برخلاف تمام مشکلات مادی یک چنین زندگی زیبایی را در کنار هم تجربه کنند.
   
آیت‌الله خامنه‌ای درباره اجر زن در برابر سختی‌های زندگی می‌فرمایند:«خانم‏ها اگر از ناحیه همسرشان زحمتی متحمل شوند که آن همسر این زحمت را به‌خاطر کار و تلاش و مجاهدت، بر شما تحمیل می‌کند این زحمت پیش خدای متعال اجر دارد، ولو یک لحظه و یک ساعتش را هیچ‏کس نفهمد.خیلی‌ها از زحمات خانم‌ها آگاهی ندارند. مردم عادت کرده‌اند که خیال کنند زحمت، چیزی است که انسان با بازو و بدن و جسم خود انجام می‌دهد؛ نمی‌دانند زحمات روحی و عاطفی گاهی سنگین‏ تر است. آقایان، خیلی زحمت‌های شما را درست ملتفت نیستند؛ اما خدای متعال که «لایخفی علیه خافیه» است _ هیچ چیز ازاو پوشیده نمی‌ماند _ ناظر کار شماست و شما اجر دارید.»
   
اگر جامعه اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت کند _ یعنی الگوی زهرایی، الگوی زینبی، زنان بزرگ، زنان با عظمت، زنانی که می‌توانند دنیا و تاریخی را تحت تاثیر خود قرار بدهند _ آن وقت به مقام شامخ حقیقی خود نایل آمده است.اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و کمالات معنوی و اخلاقی‌ای که خدای متعال و آیین الهی برای همه انسان‌ها _چه مرد و چه زن_ به طور یکسان در نظر گرفته است برسد، تربیت فرزندان بهتر خواهد شد؛ محیط خانواده گرمتر و باصفاتر خواهد شد؛ جامعه پیشرفت بیشتر خواهد کرد؛ و گره‌های زندگی آسان‌تر باز خواهد شد؛ یعنی زن و مرد خوشبخت خواهند شد.برای این باید تلاش کرد؛ هدف این است. هدف صف‌آرایی زن در مقابل مرد نیست. هدف، رقابت خصمانه زن و مرد نیست.»

در فرهنگ اسلام، زن و مرد از ارزشی برابر برخوردارند، زیرا این ارزش را در روح آدمی می‌دانند. خداوند در قرآن کریم، این تساوی را این گونه بیان فرموده که:«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَ... أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا؛[احزاب/35] به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، و... خداوند برای همه‌ی آن‌ها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.»


و در جای دیگر می‌فرماید:«مَن عَمِلَ صالحاً مِن ذَكَرٍ اَو اُنثي وَ هُوَ مؤمِنٌ فَلَنُحيِيَنَّهُ حيوةً طَيّبةً وَ لَنَجزِيَنَّهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما كانُوا يَعمَلونَ؛ هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه زن باشد یا مرد در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آن‌ها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند خواهیم داد.»[نحل/79]


پس این که خداوند زن را با ویژگی‌های زنانه آفریده و مرد را با ویژگی‌های مردانه؛ هیچ نقص و کاستی نیست، زیرا تمام انسان‌ها دارای تکلیفی هستند و هر کس به اندازه‌ی توان و شرایطی که دارد مکلف می‌شود و محبوترین آن‌ها هم با تقواترین آن‌ها است. حال خداوند برای زنان اینگونه تکلیف کرده و برای مردان به گونه‌ای دیگر و از هر کدام هم به همان اندازه می‌خواهد نه بیشتر.با اين بيان، مي‌توان مقايسه كرد، مباني انديشه‌اي آنها كه در هياهوي حقوق بشر و حفظ حقوق زنان و... او را به ورطه گناه و هلاكت كشانده‌اند و اسلام نابي كه اين‌گونه به زن، ارزش داده و او را در كمال، مساوي با مرد قرار داده است.


زن آرمانی در نگاه امام خمینی در پنج نما

امام احیاگر هویت واقعی زن در جهان كنونی بود و منزلت كنونی زن مسلمان مدیون تفكرات اوست.با پیروزی انقلاب و جاری شدن افكار امام خمینی(ره)، زمینه ای فراهم شد تا زنان با حفظ كرامت در جامعه حضور یابند و نقش موثری در جریانات اجتماعی ایفا كنند. بهره مندی از خلاقیت‌های زن مسلمان در جهت پیشرفت كشور با فراهم كردن زمینه‌های لازم میسر است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره) در ساختارسازی نظام جایگاه ویژه ای را برای زنان قائل شدند.اندیشه‌ها و تفكرات اما خمینی(ره) در رابطه با زنان برگرفته از اصول اسلامی است. امام(ره) معتقد بود كه زنان برابر با مردان و حتی جلوتر از آنها در انقلاب سهیم بودند.امام خمینی(ره) وضعیت زنان جامعه را متحول ساخت و آنها را در مسیر اسلام و ارزش‌های الهی هدایت كرد و از بی هویتی، بی بندوباری و ابتذال، به سوی عزت خواهی، كمال جویی، تحول فكری و روحی هدایت كرد و به اوج انسانیت ارتقاء بخشید. از دیدگاه متعالی حضرت امام(ره)، زن محور توسعه و ركن اصلی نظام اسلامی است و باید با دادن نقش انسانی مساوی به او، از توان انسانی و سازنده اش برای مصالحه تمام اجتماع به شكل بهتری استفاده كرد.امام خمینی(ره) می‌فرمایند:«زن انسان و مربی جامعه است. سعادت و شقاوت كشور ها بسته به وجود زن است. زن با ایجاد محیطی سالم می‌تواند سنگ بنای جامعه انسانی قدرتمند، آینده نگر و آرام را فراهم سازد. بدون خانواده سالم، جامعه از لحاظ عاطفی گسسته و از لحاظ معنوی و روحی آسیب پذیر و آلوده به جنایت می‌گردد».
نرجس خاتون اسلامی مدرس حوزه در خصوص نوع نگاه امام(ره) به زن می‌گوید:«حضرت امام خمینی(ره)، زن را در جامعه جهانی زنده كرد.امام خمینی(ره) زن را مانند قرآن، انسان ساز معرفی كرد.امام خمینی(ره) با بیان سخنانی ازجمله « از دامن زن، مرد به معراج می‌رود» نگرش جدیدی را برای زن ایجاد كرد كه او هیچ گاه در عرصه‌های مختلف خود را پایین تر از مرد نداند».
حضرت امام خمینی(ره) معتقد بودند كه دامن زن محل تربیت بزرگ زنان و بزرگ مردان است.چنین نگرشی بیانگر آن است كه زن، برای تربیت انسانی كه بتواند مراتب عالی معنویت را كسب كند باید زمینه ای از معارف و درجات را در خود به وجود آورده باشد.امام خمینی (ره) به زن مصداق حدیثی است كه خداوند به حضرت رسول می‌فرماید «اگر تو نبودی افلاك را خلق نمی كردم، اگر علی (ع) نبود تو را خلق نمی كردم و اگر فاطمه(س) نبود هر دوی شما را خلق نمی كردم «.حضرت امام خمینی(ره) زن را در جامعه جهانی زنده كرد.وقتی حضرت امام خمینی(ره) به زنان دستور می‌دهند مانند مردها در تمام شئون زندگی دخالت داشته باشند یعنی همان طور كه زنان در مسائل مربوط به خانواده دخالت دارند در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دقت نظر داشته باشند و با رعایت شرایطی كه خداوند از آنها خواسته در جامعه حضور داشته باشند.
    امام خمینی(ره) زن را مانند قرآن، انسان ساز معرفی كرد؛ ایشان مقام والایی برای زن قائل بودند، بدین معنی كه اگر زن موضع گیری مناسبی در مسائل مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داشته باشد می‌تواند انسان ساز باشد و جامعه ای را بسازد».حقوق زن در جامعه یكی از حقوق از دست رفته ای بود كه در سایه تفكر انقلاب باید احیاء می‌شد.حكومت پهلوی زن را تنها در قالب كالای غربی مرد انگیزانه مورد توجه قرار می‌داد، در حالی كه در اندیشه دینی، زن در كنار مرد ركن و تشكیل دهنده جامعه بشری است.زنان و مردان در دیدگاه دینی از جهت حقوق اجتماعی و دستیابی به مراتب معنوی با هم برابرند.در عرصه‌های اجتماعی كه حضور زن نیاز است، زنان می‌توانند نقش موثری داشته باشند؛ شخصیت‌های بی بدیلی نظیر حضرت زهرا (س)، حضرت زینب(س) و فاطمه معصومه(س) كه نمونه‌های كاملی از شخصیت زن را به نمایش گذاشتند در به دست آوردن مقام‌های عرفانی و اجتماعی جامعه خود سرآمد بودند.
حجت الاسلام سید ضیاءالدین صالحی خوانساری كارشناس دینی و مذهبی در باره جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره) می‌گوید:«بازگشت زن به جایگاه تعریف شده اش در دین از اندیشه ها و اهداف امام خمینی(ره) بود كه این امر علی رغم همه تهدید ها و جریاناتی كه وجود داشت در سایه انقلاب اسلامی محقق شد.امام خمینی(ره) در بخش اجتماعی وصیت نامه الهی سیاسی خود كاملاً به جایگاه زن پرداخته و الگویی برای انقلاب اسلامی ترسیم كردند كه زنان بتوانند در جامعه حضور موثری داشته باشند. امروز زن در انقلاب و تفكر اسلامی الگوی زنان در كشورهای مسلمان است؛ امام خمینی(ره) با جریان انقلاب چهره حقیقی اسلام را ترسیم كردند؛ اگر در موضوعات مختلف به سراغ وصیت نامه امام خمینی(ره) كه منشور انقلاب محسوب می‌شود برویم و نظرات ایشان را استخراج كنیم، آن وقت است كه مشاهده می‌كنیم كه مسیر انقلاب اسلامی مسیر همواری است.امام خمینی(ره) یك مقطع از تاریخ بشر در دوران معاصر را به خود اختصاص داد.اگر تمام مسئولان به این منشور عمل كنند و وصیت نامه امام(ره) را محور كارهای خود قرار دهند، چالش ها و مشكلات جامعه به حداقل می‌رسد».حضرت امام معتقد است:زن نقش بزرگی در اجتماع دارد.زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش دهنده زنان و مردان ارجمند است.زن مربی جامعه است. مربی انسان ها زن است. سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خود انسان را درست می‌كند و با تربیت صحیح خود كشور را آباد می‌كند.زنان مسلمان در انقلاب اسلامی شخصیت و هویت خویش را یافتند و به مقام و منزلت والای خویش پی برده و بینش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیدا كردند؛ این تحول فكری و روحی بزرگی كه نصیب زنان شد، موهبت الهی بود كه امام خمینی(ره) بارها از آن به بزرگی یاد كرده و آن را افتخار بزرگ ملت ایران دانست. امام، زن را همچون قرآن، انسان‏ساز می‏داند و معتقد است، اگر زنان شجاع و انسان‏ساز از ملت ها گرفته شوند، ملت ها به شكست و انحطاط كشیده می‏شوند. آیت الله مطهری بیان می‌كند «در آستانه پیروزی انقلاب توصیه‌هایی در رابطه با حضور زنان در عرصه انقلاب و تظاهرات مطرح می‌شد اما امام(ره) حضور زنان را در عرصه انقلاب و تظاهرات واجب می‌دانستند « این تفكر نشان می‌داد كه در اسلام به زن و مرد با یك نگاه انسانی نگریسته می‌شود. نیره قوی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی در این باره معتقد است: «منطق امام خمینی(ره) در برخورد با زنان به دور از افراط و تفریط و تجددهایی است كه بستر ساز ظلم به زنان است؛ نگاه عمیقی در باور امام(ره) نسبت به هویت بخشی به زندگی فردی و خانوادگی زنان وجود داشت.ایشان همیشه اولویت زنان را در ارتباط با نقش انسان سازی آنها كه همان نقش انبیاست، می‌دانستند.در اسلام هیچ مانعی برای حضور زنان در عرصه اجتماع وجود ندارد.اندیشه امام خمینی (ره) نیز این گونه است، ایشان باور دارند كه زنان باید در عرصه‌های مختلف شركت داشته باشند.وقتی به صدر اسلام می‌نگریم حضور زنان در خانواده و نقش انسان سازی آنها در تربیت فرزندان اولویت نخست بود. همچنین زنان نمونه ای مانند حضرت زهرا(س) هر زمان كه لازم بود نقش پر رنگی را در عرصه اجتماع ایفا می‌كردند. امام(ره) معتقد بودند زن باید در سرنوشت خود دخالت داشته باشد و همان طوری كه مردها باید در امور سیاسی دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زن‌ها هم باید جامعه را حفظ كنند. در نگاه امام خمینی(ره) زنان به عنوان بخش بزرگ و مهمی از جامعه باید آگاهانه و مسئولانه در عرصه اجتماعی و سیاسی حضور داشته و نسبت به خطاها، عكس العمل نشان دهند؛ امام خمینی(ره) با بهره گیری از معارف اسلامی و آموزه‌های قرآنی و برخوردار از نگاه انسانی به زن، باعث بالفعل شدن استعدادهای بالقوه آنها شدند و از این طریق با ترویج نگاه انسانی به زن و برطرف ساختن موانع مشاركت آنها در جامعه پرداختند».از دیدگاه امام، زن مسلمان نه تنها قادر به اجرای نقش سیاسی و فرهنگی در جامعه اسلامی است بلكه به خوبی می‌تواند و می‌بایست در عرصه‌های اقتصادی نیز به گونه ای موثر نقش آفرین باشد.

حضرت امام(ره) مشاركت سیاسی و اجتماعی زنان و د خالت در سرنوشت خود و ارتقای شئون اجتماعی زنان را نه تنها حق بانوان می‌داند، بلكه تكلیف شرعی، عمل به وظیفه دینی و اجابت دعوت الهی می‌شمارند، و این همان الگویی است كه ما را در شناخت بیشتر دین یاری می‌دهد و یك عامل اساسی در برتری اسلام به جهت تكریم شخصیت زنان و حمایت از حقوق اجتماعی و سیاسی آنان و تاكید بر مشاركت و حضور آنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی در مقایسه با دیگر مكاتب و نظام هاست

نمای اول: اسلام زن را خانه نشین کرد؟!!

چنان موضوع آزادی زن را برای مردم مشتبه کرده‌اند که خیال می‌کنند فقط اسلام آمده است که زن را خانه نشین کند. چرابا درس خواندن زن مخالف باشیم؟ چرا با کار کردن زن مخالف باشیم؟ چرا زن نتواند کارهای دولتی انجام دهد؟ چرا با مسافرت کردن زن مخالفت کنیم؟ زن، چون مرد درتمام این‌ها آزاد است.

زن هرگز با مرد فرقی ندارد. آری در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولی لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن می‌تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمی‌توانیم و اسلام نمی‌خواهد که زن به عنوان یک شی ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‌خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی‌دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند.

نمای دوم: در اسلام زن باید چادر داشته باشد؟

آری در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولی لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن می تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمی توانیم و اسلام نمی خواهد که زن به عنوان یک شی ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند. اسلام سقط جنین را حرام می داند و زن در ضمن عقد ازدواج می‌تواند حق طلاق را برای خودش به وجود آورد. احترام و آزادی ای که اسلام به زن داده است ،هیچ قانونی و مکتبی نداده است .

نمای سوم: اسلام با خلاف عفت مخالف است

حجاب به معنای متداول میان ما، که اسمش حجاب اسلامی است، با آزادی مخالفتی ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد.

نمای چهارم: خانم ها برای اشتغال بروند یا نروند؟

 صدر اسلام را مطالعه کنید ببینید چه جور بوده وضع . آنهایی که ممالک را فتح کردند…. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه های اسلامی نباید زن های لخت بیایند؛ زن ها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند

نمای پنجم: ارزش هایی که با وسوسه های شیطان پایمال می شود

البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش هاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است ـ چه براى زن و چه براى مرد ـ براى این است که، آن ارزش هاى واقعى که این ها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه ‏هاى شیطانى یا دست هاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى ‏شدند این ها، این ارزش ها زنده بشود.

 زینب علیهاالسلام  آیینه ای تمام نما از زن آرمانی تعالیم اسلام

در اوج قله عفاف

عفاف حضرت زینب علیهاالسلام نمونه ای کامل برای زنان و دخترانی است که خود را دوست‌دار اهل بیت علیهم السلام میدانند. یحیی که در زمان امیر المۆمنین علیه السلام مدتی طولانی در مدینه از همسایگان زینب کبری علیهاالسلام بوده است به خداوند متعال سوگند می خورد که حتی شَبَحی از زینب علیهاالسلام را نیز ندیده و صدایی از او نشنیده است!

این بیان تاریخی ذهن را به سرعت به سوی پاسخی میبرد که مادر همین دختر، به پرسش رسول خدا صلی الله علیه وآله داده بود. امیرالمۆمنین علیه السلام میگوید: روزی رسول گرامی اسلام از ما پرسید «بهترین چیز برای زن چیست؟» اما هیچ یک از اصحاب نتوانست جواب درست را بگوید. سۆال را برای فاطمه علیهاالسلام بردم و او گفت: «هیچ چیز برای زن بهتر از این نیست که هیچ مردی را نبیند و هیچ مردی نیز او را نبیند».(2) و این زینب علیهاالسلام است که تلاش کرده است تا بهترین را برای خود داشته باشد.

بر بلندای کوه جهاد

اما آنگاه که هنگامه انجام تکلیف الهی فرا میرسد و دین خدا و حجت حق یاری میطلبد، این سیمای کامل عفاف، در بین نامردان مرد نما، آنچنان به خروش میآید که کوفیان انگشت به دهان و حیران میمانند. خطبه ای که حضرت زینب علیهاالسلام در هنگام ورود کاروان به کوفه میخواند همه را به یاد خطبه های پدرش میاندازد:«...یَا أَهْلَ الْکُوفَةِ وَ یَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْخَذْلِ فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَ لَا هَدَأَتِ الرَّنَّةُ فَمَا مَثَلُکُمْ إِلَّا «کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ‏» أَلَا وَ هَلْ فِیکُمْ إِلَّا الصَّلَفُ النَّطَفُ وَ الصَّدْرُ الشَّنَف‏ ؛ای اهل کوفه، ای اهل فریب و یاری نکردن، اشکهاتان همیشه جاری و صدای گریه هاتان همیشه بلند باد. داستان شما به هیچ ماجرایی شبیه نیست مگر ماجرای آن زنى‏ که رشته خود را پس از محکم بافتن، یکى یکى از هم مى‏گسست. سوگندهاتان را وسیله فریب قرار داده اید. آیا در شما جز تملق های کثیف و سینه های پر از دشمنی چیز دیگری هست؟...»(5)

این بانو که در پس طوفان سهمگین کربلا، کاروان یتیمان و بیوگان را ره‌بری کرده، چهل منزل از کربلا و کوفه تا شام همیشه تاریک، پرستاریشان نموده است، آنجا که بسیاری را، زرق و برق آیینه ها و شوکت پوشالی کاخ و درباریان به صف ایستاده لال میکند

این بانو که در پس طوفان سهمگین کربلا، کاروان یتیمان و بیوگان را ره‌بری کرده، چهل منزل از کربلا و کوفه تا شام همیشه تاریک، پرستاریشان نموده است، آنجا که بسیاری را، زرق و برق آیینه ها و شوکت پوشالی کاخ و درباریان به صف ایستاده لال میکند، در برابر یزید ایستاده، یاوه گویی هایش را جواب میدهد. در مجلس یزید خبیثی از اهل شام یکی از دختران امام حسین علیه السلام را برای کنیزی از یزید درخواست میکند اما با پاسخ کوبنده زینب کبری علیهاالسلام مواجه میشود.

یزید از اینکه زنی بی اجازه، به جای او پاسخ داده، برآشفته شده، میگوید این کار به کسی جز من ربط ندارد و من هرکار بخواهم خواهم کرد. حضرت در جواب این گزافه گویی، میفرماید:

«تنها در صورتی میتوانی چنین کاری را کنی که از دین ما خارج شده، دینی غیر از این ما را برگزینی».(6)

یزید برآشفته تر از قبل، میگوید: «آنها که از دین خارج شده اند، پدر و برادر تو هستند نه کس دیگر!» اما زینب کبری علیهاالسلام این بار چنان جواب تحقیر آمیزی به یزید میدهد که یزید پاسخی برای آن ندارد. حضرت میفرماید:

«تو، اگر مسلمان باشی(!) به دین خدا و دین پدر و برادرم هدایت شده ای».(7)

بر فراز آسمان بندگی

آن پرده نشین عفاف و راست قامت میدان جهاد، در عرصه نماز و عبادت ظاهری نیز نمونه و خستگی ناپذیر است. آنچه از امام سجاد علیه السلام نقل شده است به خوبی بیان گر این مطلب است. زین العابدین علیه السلام در مورد عمه گرامی خود فرمود که تنها در شب یازدهم محرم (شب بعد از واقعه سنگین عاشورا)، عمه ام را دیدم که نماز شبش را نشسته خواند. در نقل دیگری نیز آن جناب فرمود:

«عمه ام زینب با تمام مصیبت هایی که بر او وارد شده بود در مسیر شام نماز شبش را ترک نگفت».(8)

علاوه بر اینها اوج بندگی آن بانو در دو مورد به نمایش گذاشت شد. روز یازدهم آنگاه که حضرت بر پیکر مقدس برادر حاضر شد، دو دست خود را زیر آن بدن پاک برده، آن را به سمت آسمان بلند کرد و فرمود: «خدایا این قربانی را از ما قبول بفرما»!!(9) و چون در مجلس کوفه ابن زیاد برای تحقیر آن بانو از او پرسید : «نظرت در باره کاری که خدا با برادرت کرد چیست؟» حضرت بی درنگ پاسخ داد: «جز زیبایی چیزی ندیدم» !!(10)

نشستن بر اوج قله عفاف، ایستادن بر بلندای کوه جهاد، و در درگاه الهی خضوعی کامل و تمام، جلوه هایی از عظمتِ کسی است که زینت پدری چون علی علیه السلام گشته است و برای آن کس که زینت علی علیه السلام است، جز این نمیتوان انتظار داشت

بگیر حتی اندک

هرچند شاید تصور شود نمیتوان مانند این الگوهای آسمانی شد، اما نباید این امر، انسان را از تلاش برای هرچه نزدیک تر شده به آنها باز دارد. امیر مۆمنان علیه السلام در فرمایشی خود را چنین معرفی میکند:

«بدانید که امام شما از دنیایش تنها به دو لباس کهنه و دو قرص نان بسنده کرده است».(11)

ایشان بلا فاصله میفرماید:

«بدانیدکه شما را یارای چنین کاری نیست اما با پرهیزکاری، تلاش، پاکدامنی و استقامت مرا یاری کنید».(12)

حضرت در بیانی دیگر یکی از یاران خود را معرفی کرده، خصوصیات اخلاقی او را بیان میکند و سپس میفرماید:

«بر شما باد این خصلت ها، در رسیدن به آنها با یکدیگر مسابقه دهید».

و بازهم بلا فاصله میفرماید که اگر دیدید نمیتوانید همه این خصلت ها را کسب کنید، مأیوس نشده، از تلاش برای به دست آوردن هر آنقدر که توان دارید کوتاهی نکیند، زیرا «به دست آوردن مقدار اندک، بهتر از رها کردن کامل یک چیز است».(13)

نشستن بر اوج قله عفاف، ایستادن بر بلندای کوه جهاد، و در درگاه الهی خضوعی کامل و تمام، جلوه هایی از عظمتِ کسی است که زینت پدری چون علی علیه السلام گشته است و برای آن کس که زینت علی علیه السلام است، جز این نمیتوان انتظار داشت. باشد که چنین زنان بزرگی، الگوهایی برای تک تک زنان و بلکه مردان این مرز و بوم و عالم قرار گرفته، راه سعادت و رشد سریعتر و دقیق تر پیموده شود.

زن آمريکايي خطاب به زن مسلمان:
ما زنان غربي شستشوي مغزي داده شده ايم که باور کنيم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شديد. اما در حقيقت اين مائيم که مورد ظلم واقع شده ايم، برده مُدهايي هستيم که پستمان مي کند، نسبت به وزن و انداممان عقده اي شده ايم و گداي محبت مردان. اگر ما مي خواهيم در مورد مسئله زن، درست فکر کنيم و درست حرکت کنيم و دچار خطا نشويم بايد ذهنمان را از حرف هاي کليشه اي فرآورده غربي ها به کلي خالي کنيم. غربي ها نسبت به مسئله زن بد فهميدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت سکه رايج در دنيا کردند. مقام معظم رهبري(مد ظله العالي)میفرمایند:زن غربي پريشان و پشيمان است اما مجبور است اداي شادبودن را درآورد زن غربي هويتش به تاراج رفته و گرفتار ظلمي گرديده است که ياراي رهايي از آن را نداردظلمي که «جوانا فرانسيس» نويسنده و روزنامه نگار زن آمريکايي به صراحت به آن اذعان کرده است .

اين زن مسيحي چند سال پيش به زنان مسلمان لبنان که در زير آماج بمباران اسرائيل بودند نامه مي نويسد و با رشک بردن به عفت و حيا و نجابت زنان مسلمان و بر شمردن ظلم بزرگي که به زنان غربي شده است از زنان مسلمان مي خواهد در دامي که غرب براي آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جاي تقليد از زن غربي ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.اين نويسنده آمريکايي در بخشي از اين نامه مي گويد: « ما زنان غربي شستشوي مغزي داده شده ايم که باور کنيم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شديد. اما در حقيقت اين مائيم که مورد ظلم واقع شده ايم، برده مُدهايي هستيم که پستمان مي کند، نسبت به وزن و انداممان عقده اي شده ايم و گداي محبت مرداني هستيم که نمي خواهند رشد فکري يابند…در اعماق وجودمان مي دانيم که سرمان کلاه رفته است.»


پي‌نوشت:


1- گری، بنوات، زنان از دید مردان، محمدجعفر پوینده، ج ۱.
2- ویل دورانت، لذات فلسفه، ص57.
3- رساله اول پولس به تیموتائوس، ۲ : ۱۲ و ۱۴.
4- زنان از دید مردان، و تاریخ تمدن ویل دورانت، ج ۴، و عصر ایمان، بخش ۲، فصل ۳۰.

5-سوره نحل، آیه92.

6-حضرت به جای اینکه بگوید از «اسلام» خارج شوی، میفرماید «از دین ما» تا با این کار مبارزه ای منفی نیز در جهت دفع شعار دستگاه اموی انجام داده باشد. یزیدیان دائما چنین شعار میدادند که حسین علیه السلام و یارانش از دین اسلام خارج شده اند!

7- الإحتجاج (للطبرسی)، ج‏2، ص: 310 و إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)،ص: 254 و الإرشاد، ج‏2، ص: 121و وقعة الطف، ص: 272و اللهوف / ترجمه فهرى، النص، ص: 187.

8-عوالم العلوم ج‏11-قسم2؛ ص953.

9-همان، ص 958

10-اللهوف (ترجمه فهرى)،ص: 160 و بحار الأنوار، ج‏45، ص: 116.

11-نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 417، خطبه 45.

12-همان.

13-همان، ص: 526.{jcomments on}

منبع:

1-شخصیت و حقوق زنان در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، چاپ سوم، 1388ش


حجاب و عفاف پدیده مذهبی و ارزشی در تعالیم اسلام است
نویسنده پژوهشگر حجاب | تاریخ :
http://www.askdin.com/gallery/images/3364/1_ydo2dapncxkzm0hrkgan2.jpg

حجاب و عفاف پدیده مذهبی، ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم است  و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش‌های بنیادین و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است. بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی برای ارزش تلقی کردن و الگوپذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد است و بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه‌ها به صورت مستمر و هدفمند است.

حجاب و عفاف یک دستور دینی و از مسائل مهم جامعه ما بوده و دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.بسیاری از بدحجابی‏ها به دلیل ناآگاهی افراد از این مقوله مهم می باشد اعتقاد قلبی بیشترین تأثیر در روحیه و ظاهر افراد داشته و باید سعی در درست کردن اعتقادات مردم داشته باشیم.این معضل فقط برای افراد بد‌حجاب مشکل ایجاد نمی‏‌کند، بلکه آسیب‏های آن تمام اعضای جامعه را در برمی‌گیرد. عده‌ای گمان می‌کنند که حجاب تکلیف شرعی بوده و تاثیری در جامعه ندارد در حالی که بسیاری از فسادهای جامعه به واسطه بی‌بندوباری در مسئله حجاب شکل می‌گیرد.

حجاب بوته خوش بوی گل عفات است

اصالت زن مسلمان به عفت اوست که حجاب ممهمترین رکن آن است

حجاب برتر، به زنان ما عفت، به مردان ما غیرت وبه جامعه ما عزت می بخشد

حجاب اسلامی روح را لطیف و نورانی میکند

چادر دامنه سرسبز قله های پاکی و صلابت

حجاب اسلامی مهر عنایت حق بر قامت فرشتگان زمین است

حجاب سند اطاعت از فرمانده هستی است

حجاب زنجیری گران بر دستهای دیو گناه است

حجاب گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است

حجاب آوای ملکوتی جمال طلبی معنوی زن است

حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است

حجاب تضمنی برای تداوم بخش آیه های مهربانی متقابل همسران است

حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن

حجاب یعنی به همه ی نا محرمان و ظاهر بینان "نه" گفتن


http://aqeedah.ir/data/media/92/hejab09_b.jpg